Loading

چند لحظه ...
کتاب محاکمه

کتاب محاکمه

نسخه الکترونیک کتاب محاکمه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب محاکمه

کتاب‌هایی که به روایت از یک قشر یا تاریخ فراموش‌شده و خاک خورده می‌پردازند، می‌توانند دریچه‌ی جدیدی را بر انسان‌ها بازکرده و موجب تحول دیدشان شود. کتاب محاکمه از آن دست کتاب‌هایی است که درباره‌ی قشر مهم اما مظلومی از جامعه یعنی ماماها صحبت می‌کند.

درباره کتاب محاکمه

کتاب محاکمه Midwives که نام اصلی آن ماماها است، نوشته‌ی نویسنده‌ی آمریکایی کریس بوجالین است. این رمان روایت کننده‌ی محاکمه‌ی یک ماما و بیان اتفاقات غیرمترقبه و ناگهانی است که برای او رخ می‌دهد که از دیدگاه دختر نوجوان او روایت می‌شود. این رمان در ژانر جنائی و هیجان‌انگیز نوشته‌شده و توانسته توجه و تحسین علاقه‌مندان به این ژانر را به خود جلب کند.

شروع داستان طوفانی و شکه کننده است. داستان از جایی شروع می‌شود که یک مامای باتجربه و کارکشته، برای زایمان زودهنگام زنی جوان به نام «شارلوت»، شبانه به‌پیش او می‌رود، اما آن شب یک‌شب زمستانی سرد با باد و بوران شدید است که از بد حادثه تمامی راه‌های مواصلاتی و سیم‌های تلفن قطع‌شده‌اند و جاده‌ها را توده‌ای از برف‌ها بسته است و نمی‌توان زن حامله را به بیمارستان منتقل کرد. در این هنگام است که مامای داستان ما مجبور است به‌جای رفتن به بیمارستان، در همان خانه و بدون وسایل لازم، زایمان را انجام دهد؛ اما او به‌محض مواجه‌شدن با مادر باردار، متوجه یک امر عجیب و ترسناک می‌شود، آن‌هم این‌که مادر باردار (شارلوت) قبل از این‌که ماما به او برسد براثر سکته‌ی مغزی مرده است. اما ماما با توجه به تبحر و تجربه‌ای که دارد متوجه می‌شود که هنوز فرصت برای نجات جان نوزاد وجود دارد، هرچند که مادر، مرده باشد. پس نوزاد را به دنیا می‌آورد؛ اما چه می‌شود که قبل از این‌که نوزاد به دنیا بیاید، مادر زنده بوده باشد و ماما با سهل‌انگاری، به این امر توجهی نکرده و بدون توجه به مادر و با به دنیا آوردن نوزاد در آن شرایط، باعث قتل مادر شده باشد؟ چه می‌شود اگر که شاهدانی معتمد مثل شوهر زن باردار به قتل عمد همسرش توسط ماما شهادت دهد؟ آیا ماما باید برای قتل عمد مجازات شود؟ آیا او باید لقب قاتل را به دوش بکشد؟ موضوع اصلی داستان ازاینجا و با مطرح‌شدن چنین سوالاتی شروع می‌شود.

تمام داستان محاکمه درباره‌ی اتفاقاتی است که برای این مامای بخت‌برگشته و مظلوم رخ می‌دهد، اما داستان از دید دختر 14 ساله‌ی ماما یعنی «کانی» روایت می‌شود. این داستان در دو سیر زمانی روایت می‌شود. یکی حال که کانی قصه‌ی ما تبدیل به یک زن بالغ شده است و ما او را در یادآوری خاطرات تلخ نوجوانی همراهی می‌کنیم و دیگری کانی 14 ساله‌ای که در سال‌های دور گذشته است و شاهد و ناظر محاکمه‌ی مادر مهربان و زحمت کشش قرار می‌گیرد و هرلحظه برای از دست دادن مادرش پنجه‌های ترس را بر دور گلویش احساس می‌کند.

این کتاب یکی از بهترین و ملموس‌ترین آثار کریس بوجالین است. بوجالین در این کتاب از احساسات یک دختر 14 ساله حرف می‌زند و آن را به بهترین شکل به خواننده نشان می‌دهد تا او درد و رنجی که این دختر نوجوان برای سپری کردن روزهای تلخ زندگی‌اش که هراس فقدان مادرش لحظه‌ای او را رها نمی‌کند برای مدت‌زمان کوتاهی حس کند. درواقع این امر که نویسنده به‌گونه‌ای احساسات یک انسان را توصیف کند که هر شخصی با خواندن آن‌هم ذات پنداری کرده و بتواند لحظه‌به‌لحظه‌ی وقایع را به‌جای شخصیت اصلی داستان پیش ببرد، حقیقتاً کار بسیار دشواری است و فقط از عهده‌ی یک نویسنده‌ی متبحر برمی‌آید، حال این‌که بوجالین در حال توصیف دنیایی است که هیچ ذهنیت و آشنایی با آن ندارد که این کار را برای او به‌مراتب سخت‌تر می‌کند.

توجه داشته باشید که این کتاب شاید اسمی مشابه به اثر فوق‌العاده‌ی فرانتس کافکا یعنی محاکمه داشته باشد، اما کاملاً متفاوت با این شاهکار کافکا است و البته در جایگاه خود محاکمه‌ی بوجالین نیز کتاب ارزشمندی است.

کتاب محاکمه نوشته‌ی کریس بوجالین است. این کتاب با ترجمه‌ی روان مهرداد بازیاری، توسط ناشر برجسته، انتشارت کتاب‌سرای تندیس در اختیار شما قرارگرفته تا با خواندن این اثر نهایت لذت و هیجان را تجربه کنید.

درباره کریس بوجالین

کریس بوجالین نویسنده‌ی کتاب محاکمه، متولد 1962 در آمریکا است. اجداد او یکی از بازماندگان نسل‌کشی ارمنی‌ها توسط ترک‌ها هستند. به دلیل تأثر او از این سرگذشت دهشتناک گذشتگانش، وی اقدام به نوشتن کتاب دختران قلعه‌ی شنی کرد که این نسل‌کشی وحشیانه را به شیوه‌ای کاملاً محسوس و واقعی روایت می‌کند و توانست با این اثر، جایزه‌ی کتاب نیوانگلندی را کسب کند. هم‌چنین او دارای آثاری دیگری ازجمله: خدمه‌ی پرواز، اتاق مهمان و نور در ویرانه است.

ترجمه کتاب محاکمه به فارسی

کتاب محاکمه توسط مهرداد بازیاری ترجمه‌شده است. او یکی از مترجمین توانمند و سرشناسی است که آثار نویسندگان بزرگی مثل یوستین گوردر نروژی را ترجمه کرده است. یوستین گوردر پدیدآورنده‌ی دو اثر مشهور دختر پرتقالی و راز فال ورق است. هم‌چنین کتاب فلسفی و دوست‌داشتنی دنیای سوفی نیز نوشته‌ی یاستین گوردر است. ناشر کتاب محاکمه نوشته‌ی کریس بوجالین انتشارت کتاب‌سرای تندیس است. ترجمه‌ی این اثر را مهرداد بازیاری انجام داده است و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

در بخشی از کتاب محاکمه می‌خوانیم

احتمالاً آن زمان نه سالم بودم و بیشتر از یک سال از اقامت خانم مک کنا در ورمونت نمی‌گذشت. یادم می‌آید روز تولد هشت سالگی‌ام بود که آن‌ها از یک شهر حومه نیویورک به اسم وستچستر به ورمونت آمدند. دقیقاً در شب تولد من. وقتی ون حمل وسایل آن‌ها با سروصدای زیاد از کوره راه جلو خانه ما عبور می‌کرد به بابا گفتم منتظرم که آن ون به سمت چپ و جلو خانه ما بپیچد و هدایای تولدم را خالی کند.

بابا لبخندزنان گفت؛ درست مثل این که توقع داشته باشی ماه از آن بالا پایین بیاید و روی سقف خانه ما بنشیند.

هرگز وستچستر را ندیده بودم، ولی خیلی زود متوجه شدم که خانواده مک کنا از یک شهر با آداب ورسوم مستحکم‌تر از ردینگتون می‌آمد. تراس آن‌ها محل ردوبدل کردن اخبار و اطلاعات بود، ولی در فضایی بسیار خشک‌تر و بسته‌تر از چیزی که ما اهالی ورمونت به آن عادت داشتیم. به خصوص برای والدین من که آن روزها با افکار باز و گردنبندهای تسبیح مانند با افراد ضد جنگ معاشرت می‌کردند و از فعالان سیاسی و گروهای کمک به مستمندان بودند. من خانواده مک کنا را دوست داشتم، ولی از همان لحظه‌ای که رولی من را به مادرش معرفی کرد، شک داشتم آن خانواده بتواند در این بخش از ورمونت جا بیفتد. قطعاً در برلینگتون بزرگ‌ترین شهر ایالت شرایط بهتری داشتند، ولی نه در یک دهکده کوچک مثل ردینگتون.

اشتباه کردم. خانواده مک کنا خیلی خوب از پس خودش برآمد، به خصوص رولی. پدر و مادرهای زیادی بودند که به دخترهای کوچکشان اجازه نمی‌دادند به خانه ما بیاید و با من بازی کند. می‌ترسیدند در صورت پیدا نشدن یک پرستار بچه برای من، مامان بچه آن‌ها را هم سر یک زایمان اضطراری ببرد؛ اما بقیه مردم شهر به مداوای عجیب وغریب مامان با داروهای گیاهی چون ماری جوانا، حشیش و قارچ‌های توهم‌زا اعتقاد داشتند و با بازی کردن بچه‌شان با من مخالف نبودند. به هر حال به نظر نمی‌رسید که خانواده مک کنا با قابله بودن مامان من مشکل داشته باشد و از فرستادن رولی به خانه ما امتناع نمی‌کرد.

از نظر من حرف زدن از تولد بچه خانم چاربونی با ذکر جزئیات و ارائه توضیحات کامل زایمان برای خانم مک کنا و دوستش یک اتفاق طبیعی بود. درست مثل این که به مامان و بابا بگویم که من در یکی از امتحان‌های کلاس نهم بیست شده‌ام، یا چقدر از سرسره بازی روی برف در یک روز ماه دسامبر لذت برده‌ام.

در سن چهارده سالگی، زمانی که مامان مشغول کارهای دادگاهش بود، از غافلگیر کردن بزرگ‌ترها با اطلاعات تخصصی‌ام در مورد زایمان طبیعی یا ماجراهای حیرت‌انگیز زایمان‌های خانگی خسته شده بودم.

مشخصات کتاب محاکمه

نظرات کاربران درباره کتاب محاکمه