فیدیبو نماینده قانونی انتشارات اندیشه طلایی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب توقف ممنوع

کتاب توقف ممنوع
لطفا پیشرفت کنید

نسخه الکترونیک کتاب توقف ممنوع به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱,۸۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب توقف ممنوع

آن طور که در باره خود می‌اندیشید و احساس می کنید، آن طور که از خود انتظار دارید و امکان پذیر می دانید، کاری را که می کنید، مشخص میسازد. وقتی کیفیت اندیشه خود را تغییر می دهید، کیفیت زندگی تان تغییر می کند، و گاه بلافاصله این اتفاق میافتد. در عالم هستی شما تنها کنترل کامل یک چیز را در توان خود دارید و آن چیزی جز اندیشه خود نیست.میتوانید در هر لحظه ای تصمیم بگیرید که به چه موضوعی فکر کنید. اندیشه شما و آن طور که حوادث را تفسیر می کنید، احساساتتان را سبب میگردد که این احساسات می توانند مثبت یا منفی باشند. اندیشه و احساس شما، اقدامات شما را سبب می گردد و نتایجی را که به دست می آورید مشخص می سازد. همه چیز با اندیشه شما شروع می شود.

ادامه...

بخشی از کتاب توقف ممنوع

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: اندیشه ها

اندیشه ها
آن طور که در باره خود می اندیشید و احساس می کنید، آن طور که از خود انتظار دارید و امکان پذیر می دانید، کاری را که می کنید، مشخص میسازد. وقتی کیفیت اندیشه خود را تغییر می دهید، کیفیت زندگی تان تغییر می کند، و گاه بلافاصله این اتفاق میافتد.
در عالم هستی شما تنها کنترل کامل یک چیز را در توان خود دارید و آن چیزی جز اندیشه خود نیست.میتوانید در هر لحظه ای تصمیم بگیرید که به چه موضوعی فکر کنید. اندیشه شما و آن طور که حوادث را تفسیر می کنید، احساساتتان را سبب میگردد که این احساسات می توانند مثبت یا منفی باشند. اندیشه و احساس شما، اقدامات شما را سبب می گردد و نتایجی را که به دست می آورید مشخص می سازد. همه چیز با اندیشه شما شروع می شود.

اندیشه مثبت

مثبت۱: اندیشه های مثبت برغنای زندگی میافزایند، به شما امکان و قدرت می دهند تا احساس قدرت بیشتری بکنید و به اطمینان خاطر بیشتری برسید. مثبت اندیشی صرفاً یک موضوع انگیزه بخشی نیست. بلکه تاثیری سازنده و قابل اندازه گیری بر شخصیت، سلامتی و میزان انرژی و خلاقیت شما دارد. هر چه مثبت تر و خوش بین تر شوید، در تمامی شئونات زندگی تان شادتر خواهید بود.

مثبت۲: اما اندیشه های منفی برعکس این موقعیت را ایجاد می کنند. اندیشه های منفی شما را از قدرت محروم می سازند تا احساس ضعف کنید و اطمینان خود را از دست بدهید. هرگاه به یک مورد منفی بیندیشید یا حرف منفی بزنید، قدرتتان را از دست میدهید. احساس خشم و تدافعی به شما دست میدهد. احساس ناراحتی و غم می کنید. به مرور، اندیشه منفی می تواند به لحاظ فیزیکی شما را بیمار کند و حتی روابطتان را مسموم سازد.

مثبت ۳: مثبت اندیشی منجر به سلامتی ذهنی می شود و عملکرد شما را به اوج می رساند

مثبت۴: اندیشه منفی سبب بیماری ذهنی می شود و اثربخشی شما را کاهش می دهد. بنابراین اگر میخواهید یک زندگی عالی داشته باشید، هدفتان باید این باشد که در خود احساسات مثبت ایجاد کنید و از شر احساسات منفی خلاص شوید.
از بین بردن احساسات منفی مهم ترین قدمی است که می توانید به سوی سلامتی، خوشبختی و حال خوش بردارید. هر با رکه بر اندیشه ها و احساسات خود مسلط شوید و بخواهید روحیه مثبت داشته باشید، کیفیت زندگی درونی و بیرونی شما بهبود پیدامی کند. در غیاب احساسات منفی، ذهن شما خود به خود با احساسات مثبت پر می شود و این تولید خوشبختی، شادی و احساس موفقیت می کند.

انتخاب اندیشه

می توانید اندیشه های خود را انتخاب کنید
قانون جایگزینی می گوید: «ذهن شما در هر لحظه تنها می تواند به یک اندیشه بپردازد: مثبت یا منفی.
می توانید هر گاه دلتان خواست جای اندیشه های منفی را با اندیشه های مثبت عوض کنید.» می توانید با مثبت اندیشی به عمد، اندیشه های مزاحم را از ذهن خود بیرون کنید.
«هر اندیشه یا عملی که آن را بارها و بارها تکرار کنید، به یک عادت جدید تبدیل می گردد.»
وقتی به تکرار به طرزی مثبت واکنش نشان بدهید، کنترل کامل ذهن هشیار خود را به دست می آورید. دیری نمی گذرد که به مثبت اندیشی عادت می کنید و میتوانید به آسانی مثبت بیاندیشید. با استفاده از قدرت اراده و تکرار، به عادات جدید فکری و عملی می رسید. با به کار بردن این قانون، می توانید تبدیل به یک انسان مثبت شوید و زندگی خود را تغییر بدهید.
احساسات منفی را کنترل کنید
بسیاری از ایده ها یا نگرشهای منفی مبتنی بر باورهای کاذب و دروغین است. گاه یک ایده منفی در باره یک موضوع یا داشتن یک نگرش منفی در قبال یک شخص، با یک اطلاعات جدید به کلی تغییر میکند. می توانید ناگهان بیاموزید ایده ای که در باره خود و یا شخص دیگری داشتید حقیقت ندارد. در نتیجه میتوانیددر یک لحظه اندیشه خود راتغییردهید. این امکان را باور داشته باشید.
زمانی «احساسات قدرتمندتر بر احساسات ضعیف تر حاکم میشود که هر احساسی که بیشتر تمرکز خواهید کرد،رشد کند و قوی تر شود.»
اگر انرژی خود را از روی کسی یا موقعیتی که شما را اندوهگین یا عصبانی می سازید و نخواهید که به آن فکر کنید، احساس مرتبط با آن سرانجام از بین می رود. مانند آتشی است که سوختش تمام می شود. فرو می نشیند و خاموش می گردد.
این را بارها و بارها تجربه کرده اید. برای مثال، وقتی ما رشد می کنیم، با جنس مخالف خود ایجاد رابطه میکنیم. بسیاری از این روابط به جایی نمی رسند. وقتی این روابط به انتها می رسند احساس رنجش و پریشانی می کنیم. اغلب غمگین، عصبانی، افسرده و ناخشنود میشویم. این احساسات مدتی دوام می آورند، بعد حالمان بهتر می شود. با شخص جدیدی آشنا میشویم و دیری نمی گذرد که تجربیات قبلی را فراموش می کنیم. ممکن است سالها بعد شخصی را که با او به نتیجه نرسیده ایم، ملاقات کنیم، اما نمی توانیم تصور کنیم که تا چه اندازه به او علاقه داشتیم. به این دلیل که ما این رابطه را تغذیه نکرده ایم، احساساتمان به کلی مرده و نابود شده اند. این نمونه ای از قانون جایگزینی در عمل و زندگی ماست.

منابع احساسات منفی

احساسات منفی چهار سبب و علت اساسی دارند، این چهار مورد عبارت اند از
۱- توجیه کردن ۲- دلبستگی
۳- توجه به درون ۴- سرزنش کردن.
توجیه نکنید
زمانی توجیه می کنید که می خواهید دلیلی برای خشم و ناراحتی خودساز کنید. به هر کس که گوش شنوا دارد، می گویید که با شما چه رفتار بدی کردند و طرف دیگر با شما چه رفتار ناپسندی را به نمایش گذاشته است. شما پیوسته در ذهن خود به این توجیه سازی توجه می کنید. برای خود دلیل می آورید که چرا باید ناخشنود باشید. هر بار به آن شخص یا آن موقعیت فکر میکنید عصبانی می شوید. حق خود می دانید که عصبانی شوید. انگار که بهای سنگینی برای آن پرداخته اید. به ویژه اینکه در برآورد خود شما شخصی خوب و با فضیلت بوده اید.
راه توجیه نکردن این است که نخواهید در این دام گرفتار شوید. نباید توجیه کنید. باید از ذهن عالی خود استفاده کنید و دلایلی ایجادکنید تا احساسات منفی خود را توجیه نکنید. توجه داشته باشید که احساسات منفی به شما هیچ کمکی نمی کند.
دیگران را مقصر قلمداد نکنید
از آنجایی که ذهن شما در هر لحظه میتواند تنها به یک اندیشه فکر کند، به محض اینکه دیگران را مقصر اعلام کنید انرژی خود را که به احساسات منفی سوخت می رساند، آزاد می کنید و در نتیجه از شرایط خشم و ناراحتی بیرون می آیید. این گونه آرام و مثبت می شوید و شما همه چیز را فراموش می کنید. با جایگزین کردن یک اندیشه مثبت به جای یک اندیشه منفی، از شر احساسات منفی خلاص می شوید.
اگر با مسئله جدی در زندگی خود مواجه هستید، مثلاً اگر طلاق گرفته اید، شغلتان را از دست داده اید و یا سرمایه گذاری تان با شکست روبه رو شده است، همین قانون مصادق دارد. به خودتان نگویید که حق دارید عصبانی باشید. به جای آن، فکرتان را ازموضوع دورکنید. وقتی آتش احساسات منفی خاموش می شود، می توانید توجه خودتان را به چیزی مثبت بدهید.
یکی از توصیه های مهم این است که به خاطر چیزی که کاری درباره اش نمیتوانید بکنید عصبانی نشوید. وقتی کسی نمی تواند چیزی را تغییر دهد، او را سرزنش نکنید و به این نکته توجه داشته باشید، اگر مسئله ای وجود نداشته باشد، راه حلی هم وجود ندارد.
دوره های زندگی
در زندگی به سه دوره زمانی برمیخوریم. گذشته، و آینده وحال.
میتوانید به آینده توجه کنید، که هنوز اتفاقی نیفتاده و بر آن کنترلی ندارید. این انرژیتان به کلی تلف می شود. شکایت دائم از گذشته هیچ کمکی به شما نمی کند. برعکس، احساسات منفی با حیات بخشیدن به حوادث گذشته همچنان زنده باقی می مانند تا شما را ناراحت کنند.
پس در حال زندگی کنید، درس گرفتن از گذشته و آینده نگری خوب است ولی نه به اندازه ای که حال زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.
دست بکشید و فراموش کنید
دو کلمه ای که بیش از هر کلام دیگری در زندگی اش از بیشتر بیماران روانی شنیده می شود «تنها اگر» است. به نظر می رسد که اغلب اشخاص ناخشنود تحت تاثیر حادثه ای که در گذشته اتفاق افتاده است، ناخشنودند و نمی توانند این حادثه را فراموش کنند. هنوز تکدر خاطر دارند، عصبانی هستند و به خاطر کاری که کسی کرده یا نکرده و حرفی که زده یا نزده رنجش به دل دارند. یا از یکی از والدین، خواهران یا برادران، از یک رابطه که در گذشته داشته اند، از ازدواجشان، یا از رابطه تجاری یا رابطه با رئیسشان، از یک سرمایه گذاری ناموفق که داشته اند ناراحت هستند و رنجش به دل دارند.
واقعیت این است که زندگی پر از مسائل و مشکلات و شکستهای موقتی است. اما اینها، این حوادث ناخواسته و نامید شدنها، امری طبیعی و نرمال و در ضمن اجتناب ناپذیر هستند. باید تصمیم بگیرید این حوادث ناخوشایند را از ذهن خود بیرون بریزد، به استقبال زندگی بروید. مهم نیست که در گذشته چه اتفاقی افتاده است. تا زمانی که این کار را نکنید،برده گذشته باقی می مانید که به هیچ وجه قابل تغییر نیست. از همین امروز تصمیم بگیرید که همه «تنها اگر»ها را از ذهن خود خارج کنید. می توانید از قانون جایگزینی استفاده کنید و در آن حوادث ناخوشایند دنبال چیزهای جدید بگردید. و این زمانی اتفاق می افتد که موضوعی را شخصی به دل می گیرید یا به شخص یا چیزی دلبسته می شوید. اهمیت جدا کردن عاطفی خود از موقعیت یا حادثه تاکید ورزیده اند تا به آرامش برسید. روانشناس و فیلسوف بزرگ ویلیام جمیز در جایی نوشت: «اولین قدم برای برخورد با هر مسئله ای این است که بخواهید آن مسئله را بپذیرید».
عقاید دیگران
سومین سبب احساسات منفی، موقعیتی است که به طرز برخورد دیگران با خودتان بهای بیش از اندازه میدهید. اگر برداشتتان این باشد که دیگران احترامی را که شما خود را شایسته آن می دانید به شما نمی گذارند، احساس خشم می کنید و به این باور می رسید که به شما توهین شده است. اگر اشخاص با شما بی ادبانه برخورد کردند یا بی تفاوت بودند، ممکن است رفتار انها را حمله ای به شخصیت و منش خود ارزیابی کنید. تفسیر بدین شکل نگرش و رفتار آنها می تواند شما را خشمگین یا افسرده سازد.
روانشناسان می گویند هر کاری که ما میکنیم برای آن است که بر عزت نفس و احساس ارزشمند بودن خود بیفزاییم. اگر عزت نفس شما به آن اندازه که لازم است بالا نباشد، نسبت به اعمال و واکنشهای آنها حساس می شوید. همه چیز را به دل می گیرید. انگار هر حرفی که آنها زدند یا هر عملی که کردند متوجه شما بوده است. و این در حالی است که به ندرت این اتفاق می افتد.
واقعیت این است که اغلب اشخاص مشغله ذهنی خود را دارند و درگیر مسائل خودشان هستند. در ۹۹ درصد اوقات و لحظات، اشخاص به مسائل و مشکلات خودشان فکر می کنند. و بعد آن ۱ درصد باقی مانده را صرف سایر مردم دنیا میکنند، که از جمله آنها یکی هم شما هستید. کسی که در ترافیک جلوی شما می پیچد، به قدری درگیر افکار خود است که حتی از وجود شما آگاه نیست. در این شرایط، احمقانه است که از این رفتار آنها ناراحت بشوید.
به کار خودتان برسید
من به تجربه با قاعده ای آشنا شده ام و آن اینکه: هرگز برای انجام دادن کاری نگران حرف مردم نباشید. واقعیت این است که کسی به شما توجه ندارد.
البته اشاره ام به رفتارهای ضداجتماعی و جنایت کارانه نیست. اما عجیب است که چه بسیار مردمانی که تن به یک رابطه، معامله تجاری، تلاش جدید، ماجرا و مقولات دیگر می دهند یا نمیدهند زیرا نگرانند که دیگران کار آنها را تصدیق نکنند. در ازدواجی که از آن متنفرند باقی می مانند، کاری را که دوست ندارند انجام میدهند و یا از پرداختن به فرصتهای مطلوب تجارتی و بازرگانی خودداری می ورزند، به این دلیل که میترسند کسی از آنها انتقاد کند.
احترام دیگران آن است «که احترام کسانی را که خود من به آنها احترام میگذارم به دست آورم»
واقعیت این است که بخش اعظم کارهایی که میکنید یا نمی کنید تحت تاثیر این است که شما در زندگی اجتماعی کارهای زیادی می کنید تا احترام اشخاصی را که شما به آنها احترام میگذارید، جلب کنید و یا احترام آنها را از دست ندهید. در واقع، اشخاصی که احترامشان برای شما بیشترین اهمیت را دارد تعیین میکنند که شما در باره خود چه احساسی دارید. احترام دیگران تاثیر فراوانی روی عزت نفس شما دارد زیرا با خودآرمانی و تصویر ذهنی شما در رابطه است.
مردان و زنان استثنایی خواهان احترام مردان و زنان منش و موفق هستند. آنها در سطح ذهن ناخودآگاه خود طوری تلاش میکنند تا مطابق یک انسان عالی رفتار کنند.
معیارهای سطح بالاداشته باشید
پژوهشگران در یک بررسی که روی مردان و زنان موفقی انجام دادند که از سطح پایین شروع کرده بودند،؟ به این نتیجه رسیدند آنها از جمله خوانندگان پر و پا قرص زندگی نامه ها و شرح حالهای اشخاص موفق در دوران جوانی خود بوده اند. وقتی آنها سرگذشت مردان و زنان موفق را میخوانند، تصور میکنند که دارای همان خصوصیات هستند. و بعد وقتی خود بزرگ می شوند، سعی می کنند فضایل آنها را به نمایش بگذارند.
الگوسازی روش قدرتمندی برای ایجاد شخصیت و منش در تمام تاریخ بوده است. جوانها تشویق شده اند که سرگذشت مردان و زنان بزرگ را مطالعه کنند و تا جایی که امکانش وجود دارد از آنها الگو بگیرند. راستی الگوهای شما چه اشخاصی هستند؟
اشکالی ندارد اگر به این فکر کنید که دیگران در قبال انتخابهای شما چه واکنشی نشان خواهند داد. اگر اشخاص تحسین برانگیزی را به عنوان الگوی خود انتخاب کنید، به یک راهنمای درون می رسید تا رفتاری پسندیده را به نمایش بگذارید.
اما رفتاری علیه خود اشتباه است که تحت تاثیر نقطه نظرهایی قرار بگیرد که برایتان کمترین ارزش و احترامی ندارند. اگر در شرایط انتقادهای مخرب بزرگ شده اید، ممکن است بخواهید برای تایید شدن از سوی دیگران به هر اقدامی دست بزنید. ممکن است بخواهید از تایید نشدن از سوی کسانی که حتی آنها را نمیشناسید و یا برایتان مهم نیستند، بگریزید.
برای فاصله گرفتن از این شرایط، به مردان و زنانی فکر کنید که آنها را تحسین می کنید. از حالا به بعد، وقتی باید تصمیم بگیرید، به کسی فکر کنید که او را تحسین میکنید. از خود بپرسید: «اگر او جای من میبود، چه تصمیمی می گرفت؟»
سرزنش کردن
چهارمین سبب احساسات منفی، سرزنش کردن است که باعث خشم، رنجش، غبطه، حسادت و ناراحتی میشود. این سرزنش کردن است که تولید خشم میکند و بدترین احساس منفی است. خشم کنترل نشده سلامتی را از بین می برد، و روی روابط، خانواده، فعالیت تجاری و جوامع تاثیر بد برجای می گذارد. خشم علت اصلی جنگها، انقلابات و تعارضهای اجتماعی است.
علت اصلی خشم انتقادهای مخرب دوران اوایل کودکی است. وقتی کسی مورد انتقاد قرار می گیرد، به گونه ای واکنش نشان میدهد که انگار مورد حمله واقع شده است. حالت تدافع و رنجش به خود نمی گیرد. از آنجایی که هر رفتاری را که بارها و بارها تکرار کنید تبدیل به عادت می شود، بسیاری از اشخاص واکنش توام با خشم را در برخورد با هر مسئله، نومید یا ناراحتی بروز می دهند. بعد به جایی میرسند که در هر زمینه ای خشم به دل می گیرند.
برای عصبانی شدن شخص باید کسی را به خاطر اتفاقی که افتاده یا نیفتاده سرزنش کند. بسیاری از اشخاص به قدری در سرزنش کردن دیگران مشغله فکری دارند که تماس خود با واقعیتها را از دست میدهند. آنها همه دنیا را با عینک سرزنش نگاه میکنند.

نظرات کاربران درباره کتاب توقف ممنوع

متاسفانه این چاپ از کتاب پر از اشکالات املایی و مهم تر از آن اشتباهات نگارشی است بگونه ای که معنی و مفهوم جمله مشخص نمی شود و خواننده سرگردان از عدم فهم مطلب می گردد. امیدوارم مورد بازبینی قرار گیرد.
در 2 ماه پیش توسط وحید فراهانی