فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پيش در‌آمدی بر علوم سياست‌گذاری

کتاب پيش در‌آمدی بر علوم سياست‌گذاری

نسخه الکترونیک کتاب پيش در‌آمدی بر علوم سياست‌گذاری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۳۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پيش در‌آمدی بر علوم سياست‌گذاری

مفهوم علوم سیاست‌گذاری‌، امروزه بیش از هر زمان دیگری در تاریخ رنگارنگ آدمی، دستخوش پالایش و گسترش شده است. از منظر تعریفی عملی، برآنیم که علوم سیاست‌گذاری در ارتباط با دانش فرایندهای تصمیم‌گیری «مربوط به» نظم عمومی و مدنی و «موجود در» آن قرار دارد. دانش فرایند تصمیم‌گیری به معنای مطالعات نظام‌مند [سیستماتیک] و تجربی چگونگی ساخت سیاست‌ها و اثر‌بخشی آن‌هاست. زمانی که دانش، نظام‌مند می‌شود، به جایی فراسوی ملاحظات حکیمانه‌ای می‌رود که از طریق ادبیات خرد‌ورزانه قدیم، اشاعه یافته بودند. الزامات نظام‌مند به معنای نیاز به مجموعه‌ای از پیشنهادهایی آشکارا پیوند خورده به یکدیگر و شبیه چیزی است که ما در دنیای غرب از ارسطو، ماکیاولی و جانشینان آن‌ها به میراث بردیم. ‌تأکید بر ملاک «تجربی» به معنای روشن کردن این مسئله است که مطالبات کلی، موضوع قواعد مشاهدات دقیق قرار می‌گیرند. این تمایزی بنیادین میان «علم» و «غیر‌علم» است. ‌تأکید بر فرایند «تصمیم‌گیری» اشاره به اهمیت تفاوت‌های موجود میان علوم سیاست‌گذاری و دیگر اشکال فعالیت‌های روشنگری است. با تمرکز بر روی ساخت و اجرای یک سیاست، می‌توان چارچوبی بالنسبه منحصر به‌فرد از ارجاع را تشخیص داد و بسیاری از تلاش‌ها و مشارکت‌های سنتی در زمینه علوم سیاسی، علوم حقوق و رشته‌های مرتبط را مورد استفاده قرار داد. با این وجود، این تصمیمات مربوط به «نظم عمومی»‌، تنها به عرصه سیاسی ختم نمی‌شوند. در جوامع پیچیده، نهادهای مرتبط با تصمیمات رسمی، مسئول بسیاری از مهم‌ترین انتخاب‌های تأثیر‌گذار بر زندگی افراد نیستند. بنابراین، از نگاهی واقع‌گرایانه، ایجاد تمایزی دقیق میان مطالعه فرایندهای نیمه‌رسمی و غیر‌رسمی، ضروری می‌نماید. حدفاصل میان نظم عمومی و مدنی، بیش از آنکه یک خط باشد، یک منطقه است و در دولت‌های تمامیت‌خواه، نظم مدنی تقریباً به شکل کامل، به‌وسیله نظم عمومی‌، فرو‌بلعیده شده است. این تفکیک به بهترین شکل در مجموعه‌هایی مرتبط با سیاست‌، آشکار می‌شود که در آن‌ها فعالیت‌های اختصاص یافته به نهادهای رسمی دولت، بالنسبه اندک هستند و همچنین در جایی که فعالیت‌های جمعی تجاری‌، کلیساها و دیگر مشارکت‌جویان فعال در جامعه، مستقل از هدایت دقیق دولت در جریان است. از نگاه علوم سیاست‌گذاری، اگر قرار باشد آنچه از نظر «کارکردی»، مهم است از آنچه صرفاً از نگاهی متعارف‌، یک پدیده مربوط تلقی می‌شود، جدا گردد، لازم است تا هر دو نظم عمومی و مدنی را مدنظر داشت.

ادامه...

بخشی از کتاب پيش در‌آمدی بر علوم سياست‌گذاری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل دوم: زمینه ای بودن : ترسیم نقشه فرایندهای اجتماعی و تصمیم گیری

مقدمه

زمینه ای بودن، موضوعی گریز ناپذیر برای یک دانشمند سیاست گذاری است. داشتن دغدغه ای حرفه ای نسبت به سیاست گذاری عموی به معنای دارا بودن دل مشغولی فزاینده و جست و جو به دنبال یافتن راه های کشف و روشن کردن نتایج عمل (یا بی عملی) جمعی برای موقعیت انسان است. در دنیای فناوری دانش بنیان ، هر گروه یا فرد، دارای وابستگی متقابل به دیگر مشارکت کنندگان است و درجه این وابستگی در طول زمان در سطح ملی، فراملی و زیر ملی تفاوت می کند.
ابناء بشر به عنوان اشکالی از حیات، با به حساب آوردن یکدیگر، اقدام به تعامل [باهم] می کنند. ما از هر مسئله ای که صحبت کنیم ، چه در ارتباط با کنترل انرژی هسته ای برای مقاصد صلح جویانه، یا کنترل داوطلبانه یا اجباری جمعیت، یا پیشگیری از طاعون ، یا گسترش دانش و آموزش، یا تشویق هنرهای مفهومی، یا حفاظت از حقوق بشر، یا حفاظت از محیط زیست طبیعی در برابر استفاده نا به جا یا هر موضوع عمده دیگری که باشد، به سرعت با این نتیجه گیری می رسیم که جهان، فقط دارای وابستگی متقابل نیست بلکه آگاهی واقع گرایانه و انتخابی از این وابستگی متقابل، امر گریز ناپذیر برای یک سیاست گذاری عمومی روشن است.
بیان اینکه یک انسان حرفه ای مثلاً یک دانشمند سیاست گذاری به شکلی خاص در ارتباط با انباشت [دانش] است بدین معنی نیست که او فقط می تواند در خدمت دولت باشد. در بسیاری از جوامع، تنها شمار اندکی از تصمیمات هستند که توسط نهادهای رسمی اتخاذ می شوند. البته این مسئله به معنای آن نیست که تمامی تصمیمات غیر دولتی به دلیل آنکه در کار انباشت [دانش] نیستند، فاقد اهمیتند. حوزه تاریخ و تحلیل مجموعه سیاست ها که دولت در آن دخالت اندکی دارد، می تواند نشان دهد که تصمیم گیران بخش های اقتصادی، دینی، خانوادگی و دیگر بخش ها عملکردی خوب یا بد داشتند، با این وجود آن ها حداقل، تاثیری عمیق بر سلامت، ثروت، آموزش، وحدت سیاسی یا سطح جرم مربوط به کل جامعه داشتند. در چنین عرصه ای ، بخشی از نقش یک دانشمند سیاست گذاری، کمک به تمام تصمیم گیران ـ رسمی و غیر رسمی ـ برای به حساب آوردن تمام پیامدها ست.
اگر قرار باشد که یک دانشمند سیاست گذاری به شکلی زمینه ای بیاندیشد، این کار چگونه باید انجام پذیرد؟
روشن است که ما در اینجا به راهنمایی برای «آنچه» باید بدان بیاندیشیم یا به دنبالش باشیم و اینکه «چگونه» پیش برویم، نیازمندیم. اولین نیاز، خود را در قالب اصول محتوا(۱۵) (یا معنای آشکار) نشان می دهد. دوم اصول رویه(۱۶) [روش] است. هر دو نوع راهنما ، مورد نیاز فردی است که برای خود و [همچنین] برای افرادی که دارای نقش رسمی یا غیر رسمی می باشند، عمل می کند.
در فصل اول [کتاب]، دانشمند سیاست گذاری در میان افراد حرفه ای مرتبط به روشنگری و مهارت ، طبقه بندی شده و چارچوب مرجع و صلاحیت وی به گونه ای تشریح می شود که شامل فرایند های تصمیم گیری هر دو نوع نظم عمومی و مدنی گردد. از این رو، اصول محتوا باید راهنمایی را برای قراردادن دانشمند سیاست گذاری و مشتریانش در فرایند دانش و در تمام دیگر بخش های جامعه فراهم آورند. یک نقشه مناسب باید جایی را برای روابط مشتری (با دانشجویان، همکاران، تحقیق کنندگان و افراد سازمان های رسمی و غیررسمی) بیابد. در برخی شرایط، دانشمند سیاست گذاری ، خود ، مشتری خویش است یعنی او اهداف مورد ترجیح خویش در موضوعات متناقض در فرایند تصمیم گیری را روشن می سازد و بر آن اساس ، عمل می کند (به دنبال منصب بودن، درگیر ارتقاء شدن و غیره). او ممکن است خود را به عنوان یک همکار حرفه ای برای دانشمندان سیاست گذار شناسایی نموده و در پی تاثیر گذاری و اجرای سیاست ها در عرصه ای گسترده تر باشد . البته یک نقشه شناختی جامع، ابزاری گریز ناپذیر برای کمک به جهت گیری شخصی «به سوی» مشتریان و ایجاد جهت گیری «برای» مشتریان است. اصول مربوط به رویه نیز بعد از ملاحظه نقشه زمینه ای کلی ، مورد بحث قرار خواهند گرفت.

یک مدل فرایند اجتماعی

ما به برجسته کردن این نکته پرداخته ایم که زمینه ای که دانشمند سیاست گذاری «در» آن و «با» آن به تعامل می پردازد، فرایند اجتماعی است و اینکه در جهانی از فناوری دانش بنیان، زمینه فرایند اجتماعی ، در اصل، جهان است. از این رو، عمومی ترین تصویر کلی را چنان باید ساخت که قابل به کارگیری برای جامعه جهانی یا هر زمینه سرزمینی یا متکثر در دل ترتیباتی بزرگ تر باشد.
ساده ترین ارائه از یک فرایند اجتماعی بر [مولفه هایی همچون] مشارکت کنندگان (بازیگران)، جریان تعامل (تعامل ها و محیط منبع) تاکید دارد:

بازیگر <-> بازیگر
محیط منبع <-> بازیگر

از آنجایی که بازیگران، اشکالی زنده هستند، به شکلی گزینشی در آنچه انجام می دهند، مشارکت می جویند. ما این ویژگی گزینشی را با «اصل به حداکثر رسانی» تشریح می کنیم؛ اصلی که به واسطه آن، اشکال زنده به سوی انجام دادن کنش ها به شیوه هایی متمایل هستند که به نظر می رسد نتیجه آن برای بازیگر، بهتر از زمانی است که آن ها را به شکل جدا و متفاوت از هم انجام می دادند.
اصل یاد شده، توجه ما را به سوی درک خود بازیگر از باز بودن راه بر روی روش های جایگزین انجام کار از سوی او در یک موقعیت معین جلب می کند. اگر او خود را گرسنه بیابد، تمایل او به درک محیط (اجتماعی و فیزیکی) و رسیدن به اهدافی است که در گذشته، راضی کننده بودند. در این حال مفید است اگر به عملی بیاندیشیم که محل انجام گرفتن آن، فرد به عنوان بخشی از توالی رخدادهایی است که با میل شدید، آغاز شده و از خلال مرحله ای از ذهنیت برای بیان آن، می گذرد.

بیان(شامل رفتار) → ذهنیت(شامل ادارک) → میل شدید

این توالی به معنای آن نیست که ادراکات به شکلی گریز ناپذیر به رخدادهای خاص درونی (مانند گرسنگی یا شهوت) گره خورده اند. در هر لحظه خاص ، این احتمال وجود دارد که بسیاری از امیال و هوس ها به درجه ای فعال شده باشند. از این رو، جلو افتادن یک رخداد می تواند به عنوان پیامی تلقی شود که دسترسی بی واسطه به اهدافی که با برآورده شده یک میل نسبت به میلی دیگر، بهتر سازگاری دارد را گواهی دهد.
به علاوه ، معنای این توالی، آن نیست که ادراک، ضرورتاً معتبر است: این ادارک الزاما در تجربه بعدی، معتبر نخواهد بود. مثلاً وقتی روشن شود مایعی که شراب تصور می شد، در واقع ، مایع تقویت موی سر بوده است.
همچنین این معنا نیز مستفاد نمی شود که یک رخداد ادراکی، همواره کند و اختیاری باشد و لذا ممکن است فوری و ناآگاهانه ظاهر گردد.
ادراکات ، همواره با میزانی یکسان و مشابه از اجزاء اکتسابی و ذاتی شکل نمی گیرند. برخی عکس العمل ها مانند حرص و طمع، دارای کدهای ژنتیکی از پیش سازمان یافته هستند. برخی دیگر از پاسخ ها مانند زبانی که به آن سخن گفته می شود به وسیله شکل گیری های سابق و یادگیری انتخابی در طی دوران نوزادی و کودکی به شدت تغییر می کنند.
اصل به حداکثر رسانی، اشاره به انجام کنش هایی دارد که بازیگر، انجام آن ها را برای خود بهتر از انجام ندادن می پندارد. چه ملاک هایی در ادارک این مزایای نسبی به کارگرفته می شوند؟ برخی از این ملاک ها در کدهای ژنتیکی، از پیش سازمان یافته و زمانی که یک وضعیت خاص پیش می آید، تحقق پیدا می کنند. کنشی که شامل جست و جو برای یافتن غذاست (که شامل مکیدن و بلعیدن است) به گونه ای سازمان یافته که شامل ادارک رضایت و خرسندی نیز باشد. با این همه ، این اجزاء در کودک به شکل سُست سازماندهی شده اند و شکلی دقیق و جزئی بر پایه تجربه برگرفته از محیط (پرستاری و مانند آن) الگو می یابند.
بنابراین، از ساعات نخستین تولد یک نوزاد، او در تعامل با دیگران است. این تعامل ها، اجزاء فرایندی اجتماعی هستند که متنوع ترین ویژگی های این فرایند را فراهم می آورند این مسئله به شکل خلاصه، چنین است:



نمودار فوق، جای مطالعه ای دقیق برای دستیابی به این مسئله را دارد که چه کسی کدام کنش را انجام می دهد و چگونه انجام این کنش ها از سوی بازیگر الف و ب، در هر مرحله، تحت تاثیر قرار می گیرد؟ یک مشاهده گر علمی این تعامل، چه چیزی را به عنوان یک رخداد نهایی در این توالی بر می گزیند؟
زمانی که مشاهده گر برای بار نخست به آزمون فرایند اجتماعی می پردازد، تحت تاثیر یک «شبکه یکدست» از زندگی قرار می گیرد با این وجود، در صورت احتمال وجود تفاوت، لازم است تا برخی «رگه ها»
[در این شبکه یکدست] پیدا شوند. از این رهگذر، مستقیم ترین راه، انتخاب «نتایج نهایی» است یعنی رخدادهایی که عموماً در یک موقعیت فرضی به عنوان حوادثی بسیار مطلوب (یا نامطلوب)تلقی می شوند.

نتایج → پسین نتایج → نتایج پیشین

شناسایی رخدادهای نهایی در یک فرهنگ مورد نظر، کار چندان مشکلی نیست. به عنوان مثال، در فرایندهای تصمیم گیری، یک نفر معمولاً قادر است چنین نتایجی را در قالب فرو نشاندن یک مشاجره یا برگزاری یک انتخابات در نظر آورد. در موضوعات شخصی تر، نتیجه ای مانند سرگرفتن ازدواج یا از میان رفتن آن، مواردی آشکار هستند. این موقعیت ها از سوی مشارکت جویان در فرهنگ رایج، دارای اهمیت زیادی در ایجاد یا از میان بردن خشنودی مشارکت جویان می باشد. البته این موارد را می توان به عنوان نتایجی در نظر آورد که تعاملات نتایج پیشین کم و بیش طولانی، به آن ها منجر شده و پیامدهای بعدی از آن ها سرچشمه گرفته است. دانشمندان علوم اجتماعی، اغلب اوقات، سرشت جداگانه و متمایز چارچوب مرجع بنیادین خود را به فراموشی می سپارند و می کوشند تا نظام های طبقه بندی برگرفته از حوزه های دیگر به ویژه از زیست شناسی ارگانیسم های ساده تر را تحمیل نمایند. از این رهگذر، فهرست هایی از عکس العمل های خاص در نوزاد و پاسخ های بعدی به شیوه ای طبقه بندی شدند که شناسایی آن را آسان می کرد. مثالی از این مورد را می توان شامل مولفه های مکیدن و بلعیدن دانست. اما چنین ملاکی (سهولت در تشخیص این اجزا محدود و نسبی)، دغدغه های ثانویه برای تحلیل گر اجتماعی تلقی می شود. متمایزترین چارچوب مرجع او به وسیله زمینه فرهنگ به ویژه به وسیله اعمالی که مختص بزرگ سالان است، تهیه می شود. ما قبل تاریخ یک الگوی بزرگ سال در زندگی هر فرد، تاریخ خشنودی های فرد (ایجاد یا از میان رفتن خشنودی) در فرهنگ پیش از بزرگ سالی است. کشف این توالی ها ، کاری پیچیده است که الزاماً به وسیله فهرست های مربوط به واکنش ها روش نمی شود.
مدل استفاده شده در اینجا، مقولاتی ارجاعی را پیشنهاد می دهد تا با به کارگیری اعمالی (نهادهایی) که در درون زمینه ، به صورت نسبی مخصوص هر ارزش هستند، به شکل دهی و اشتراک نتایج (ارزش ها) بپردازند. مدل باز بینی شده فرایند اجتماعی چنین است:
تاثیر بر منابع → استفاده از نهادها → به دنبال حداکثرسازی ارزش ها (خرسندی از نتایج) → مشارکت جویان
(جهت پیکان ها می تواند دو طرفه نیز باشد تا بر تعامل، تاکید شود).
اگر فهرست کوتاهی از مقوله های ارزشی به وسیله تحلیل گر به کار گرفته شود، می توان این فهرست را تهیه کرد و اگر بتوان این فهرست را به آسانی در مورد تمامی جوامع معاصر یا تاریخی به کار گرفت، به خوبی با الزامات دانش و سیاست گذاری تطابق می یابد.
مدل زیر با استفاده از هشت واژه ارزشی به طبقه بندی شمار تقریباً نامحدودی از نتایج مورد ترجیح می پردازد.



بیان این نکته می تواند روشنگر باشد که این رخدادهای نتیجه ای، در اشتراک با تمامی رخدادهای موجود در یک فرایند اجتماعی، نوعی تعامل محسوب می شوند (ن.ک جدول ۱). به دست آوردن قدرت به معنای مورد حمایت قرار گرفتن از سوی دیگران است؛ قدرت دادن به معنای حمایت کردن از دیگران است. به دست آوردن روشنگری به معنای به دست آوردن دانش مربوط به زمینه اجتماعی و طبیعی است. روشنگری دادن به معنای در دسترس دیگران قرار دادن چنین دانشی است. به دست آوردن ثروت به معنای دریافت پول یا دیگر ادعاها برای استفاده از منافع به منظور تولید یا مصرف است. بخشیدن ثروت به معنای انتقال پول یا دیگر ادعاها برای استفاده از منابع به منظور تولید یا مصرف است. به دست آوردن رفاه به معنای به دست آوردن یاری از آنانی است که بر روی ایمنی، سلامت و راحتی تاثیر می گذارند. مشارکت در رفاه به معنای یاری دیگران در این راه است. به دست آوردن مهارت به معنای استفاده از فرصت برای دریافت دستور العمل و اعمال خبرگی به دست آمده است. مشارکت در مهارت دیگران به معنای قادر ساختن آن ها برای داشتن فرصت هایی از این دست می باشد. به دست آوردن محبت به معنای موضوع عشق، احساس دوستی و وفاداری قرار گرفتن است. بذل محبت به معنای دادن این احساسات به دیگران است. به دست آوردن احترام به معنای به دست آوردن شناسایی از سوی دیگران است. احترام گذاشتن به معنای اعطاء شناسایی به دیگران است. دریافت ارزیابی های مطلوب در قالب واژه راستی به معنای مشخص شدن به عنوان فردی اخلاقی یا مذهبی است. ارزیابی دیگران در قالب واژه راستی، به معنای مشخص کردن آن ها به همین شکل است.
گرفتن و دادن [در آنچه بیان شد] می تواند به وسیله امتناع یا مضایقه، ضمیمه پیدا کند یا تکمیل گردد. در هر مورد ، یک تعامل، قابل خلاصه شدن در قالب رواداری ارزشی(۱۷) یا محرومیت ارزشی(۱۸) برای مشارکت کنندگان است. قرار گرفتن در قالب رواداری به معنای به دست آوردن یک موقعیت خوب در فرایند اجتماعی است و قرار گرفتن در قالب محرومیت یعنی به دست آوردن یک موقعیت بد.
مثالی رایج از رواداری ارزشی در سطح سیاست جهانی، راهیابی به یک بازار ملی یا شکست دادن اقداماتی است که برای حذف یک ملت ـ دولت از بازار صورت گرفته است از سوی دیگر، محرومیت ارزشی، زمانی اتفاق می افتد که دستیابی پیشین، ممنوع شده یا دستیابی در وهله اول، مسدود گشته است، به بیانی کلی:

رواداری ارزشی = به دست آوردن، از میان رفتن انسداد
محرومیت ارزشی = از دست دادن، ایجاد انسداد

از نگاه یک مشارکت کننده خاص در یک فرایند اجتماعی یا مشارکت کنندگان در مجموع، تعاملات را می توان در قالب اصطلاح های شکل دادن به ارزش، به اشتراک گذاری ارزش و به ویژه، اولویت بخشی، توزیع، سرمایه گذاری و بهره برداری ارزشی خلاصه کرد.
گامی مهم در تحلیل این ابعاد فرایند اجتماعی در طی دوره ای شامل جمع کردن نتایج ناخالص و خالص است:

نتیجه ناخالص ارزشی(۱۹) = رواداری ارزشی کسب شده
نتیجه خالص ارزشی(۲۰) = نتیجه ناخالص منهای محرومیت های ارزشی

جدول ۱: فرایند اجتماعی: کلی
برای تسهیل در کار، فرایند اجتماعی را می توان به شکلی گسترده، این گونه مشخص نمود:



نظرات کاربران درباره کتاب پيش در‌آمدی بر علوم سياست‌گذاری