فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب انتقاد

کتاب انتقاد
انتقاد و نحوه‌ی مواجهه با آن

نسخه الکترونیک کتاب انتقاد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۲۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب انتقاد

انتقاد چیست؟ منتقد کیست؟ چگونه افکار ما واکنش ما را در برابر انتقاد تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؟ انتقاد بر چند نوع است و چه پیامدهایی دارد؟ چگونه انتقاد کنیم و چگونه آن را بپذیریم؟ چه تفاوتی میان انتقاد و ارزیابی عملکرد وجود دارد؟ انتقاد در روابط بین‌فردی چگونه است و چه پیامدهایی دارد؟ انتقاد و نقش آن در بیماری‌های روانی چیست؟ انتقاد از خود چیست، چه ارتباطی با ویژگی‌های شخصیتی دارد و پیامدهای آن چیست؟ جست‌وجو برای یافتن پاسخ صحیح و علمی این پرسش‌ها و ده‌ها پرسش دیگر مهم‌ترین هدف کتابی است که در دست دارید. انتقاد و نقد، موضوع و مفهومی وسیع و عمیق است که در جریان مدرنیته، جایگاه فلسفی والایی دارد، از سوی دیگر در علوم انسانی و به‌ویژه در علم روان‌شناسی، موضوع انتقاد هم‌چون موضوعاتی نظیر جرئت، پشتکار، اهمال کاری، تردید، درد، خشم، افسردگی و اضطراب واقعیتی مهم است که باید تعریف و مواجهه با آن را بیاموزیم، و از آن در جهت رشد شخصیت، بهبود عملکرد و روابط بین‌فردی و اجتماعی بهره ببریم. بسیاری از موضوعات مرتبط با شخصیت نظیر اعتماد به نفس، وابستگی، احساساتی نظیرشرم، اضطراب، خشم، طردشدگی و افسردگی با شیوه‌ی پذیرش، درک و واکنش نسبت به انتقاد ارتباط مستقیمی دارد.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.41 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب انتقاد

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



انتقاد چیست؟

در فرهنگ لغت روان شناسی و روان پزشکی، انتقاد به معنای قضاوت یا تصمیمی است که اهمیت فوق العاده ای دارد و بیانگر مرور دقیق رفتارهای کسی یا یک موقعیت یا یک شی ء خاص است به قصد یافتن اشتباه یا اشکال در آن.
در فرهنگ لغت «وبستر»، انتقاد چنین تعریف شده است:
انتقاد عبارت است از نوعی رفتار قضاوت کننده، تحلیل کیفیت و ارزیابی مقایسه ای ارزش ها. به عبارت دیگر انتقاد عبارت است از پیدا کردن ایراد،اشکال و عدم تایید.
***
انتقاد یعنی پیدا کردن اشکال واقعی.
***
هم چنین در متون روان شناسی، فروید وجدان اخلاقی را یک قوه ی انتقادکننده می داند و می گوید در بیماری ملانکولی، وجدان به شیوه ای سخت گیرانه و به گونه ای تحقیرآمیز و خشن با ایگو رفتار می کند و آن را به خاطر اعمال فراموش شده ای که قبلاً به سادگی از آن گذشته است، به بدترین عقوبت ها تهدید می کند و چنان رفتار می کند که گویی در تمام مدت مشغول جمع آوری شکایت بوده است و منتظر فرصتی بوده است که همه ی آن ها را به رخ ایگو بکشد و او را به خاطر آن ها ملامت کند.

منتقد کیست؟

منتقد کسی است که بر طبق استانداردها یا ارزش های مشخص درباره ی دیگران، اشیا و موقعیت ها قضاوت می کند. چنین فردی در حوزه های مختلف نظیر حوزه های هنری، سیاسی، ارتباطات، آموزش و سایر موارد تخصص دارد. در واقع منتقد کسی است که به دنبال پیدا کردن اشتباهات و ایرادهاست. ممکن است هر یک از ما در زندگی روزمره توسط همسر، والدین، فرزندان، دوست، رئیس، همکار، همسایه یا حتی خودمان انتقاد شویم. در چنین موقعیتی همیشه یک منتقد و یک موضوع که درباره ی آن نقد شود، وجود دارد.
به عنوان مثال: ممکن است همسر ما از یک یا چند رفتار ما ایراد بگیرد. گاهی انتقاد یا ایراد مطرح شده واقعی و به جا و گاهی غیرواقعی و نابه جاست. در برخی مواقع، فرد منتقد به دلایل شخصی انتقاد را مطرح می کند.
یکی از دلایل مطرح شده این است که یک منتقد نامعتبر، احتمالاً به دلیل تصویر ضعیفی که از خود دارد، یک ایرادگیر یا منتقد همیشگی است. چنین فردی با بد و منفی دانستن دیگران می خواهد تصویر بهتری از خود ارائه دهد و خود را مهم تر از دیگران معرفی کند. گاهی نیز چنین فردی با ایراد گرفتن از دیگران، حسادت خود را ارضا می کند؛ البته باید توجه داشت که لزوما فردی که انتقادی را مطرح می کند لجوج و حسود و منفی است. دلایل فوق، خصوصیات افراد منتقد نامعتبر است.
گاهی اوقات نیز افراد بر حسب عادت، یادگرفته اند که از دیگران انتقاد کنند و این سبک رفتاری و زندگی آن هاست.

انواع انتقاد کدامند؟

انواع انتقاد عبارت است از: انتقاد سازنده و مخرب که هر کدام شامل انتقاد درونی (انتقاد از خود) و انتقاد بیرونی (انتقاد از دیگران) می شود.

انتقاد سازنده

انتقاد سازنده، انتقادی است که براساس درک درست از یک واقعه یا رفتار مطرح می شود. فرد مورد انتقاد با شنیدن انتقاد، برانگیخته می شود و سعی می کند تا آن وضعیت یا رفتار را تغییر دهد.
انتقاد ممکن است در موقعیت های تعارض آمیز مطرح شود یا موجب تعارض شود. در کل، مطرح کردن و شنیدن انتقاد یا قضاوت ارزیابانه اغلب دشوار و دردناک است. در هر دو صورت اگر انتقاد به شیوه ای مناسب به کار گرفته شود و براساس شواهد و مدارک عینی باشد، بازخورد آن موجب رشد سازنده و بالنده در فرد و روابط بین فردی می شود. انتقاد سازنده به حفظ روابط بین فردی مطلوب و پایدار کمک می کند و سازنده بودن آن بستگی به ماهیت روابط و شخصیت های موجود در آن موقعیت دارد. معمولاً انتقاد در تعامل به وجود می آید و برای پیشرفت ارزیابی مهم است اما تابع مسیری دو طرفه است. البته سازنده بودن انتقاد می تواند برای همه مفید و موثر باشد و لزوما به ماهیت روابط و شخصیت افراد بستگی دارد. انتقاد زمانی از اعتبار بیش تری برخوردار است که همه ی اجزای آن در یک تعامل درگیر باشند، یعنی هم انتقاد شونده و هم انتقادکننده.
یکی از مشکلات مربوط به انتقاد سازنده این است که همه ی افراد پذیرای آن نیستند. به طورکلی انتقاد سازنده باید حوزه هایی را مورد خطاب قرار دهد که نیاز به پیشرفت در آن زمینه وجود دارد.

انتقاد مخرب

انتقاد مخرب انتقادی است که براساس انتظارات و امیال شخصی مطرح می شود، یعنی فرد در یک رابطه به خواسته های خود نمی رسد و مطابق میل او رفتار نمی شود، در این وضعیت شروع می کند به غرزدن و مطرح کردن نقاط ضعف و شکست های دیگران.
***
انتقاد، اصولاً سازنده است، اما نوع برداشت فردی که مورد انتقاد قرار گرفته می تواند اثر آن را تغییر دهد.
***
انتقاد مخرب عامل خطرناک و نیرومندی است که هم به روابط بین فردی آسیب می رساند و هم احساس حقارت ایجاد می کند. در صورتی که انتقاد براساس علاقه ی شخصی یا احساس برتری باشد مخرب خواهد بود. برای فهم بهتر انتقاد مخرب به مثال زیر توجه کنید:
تصور کنید در درگیری بین دو نفر، یکی از طرفین ناگهان با لبه ی تیز چاقو به طرف مقابل حمله می کند، چاقو وارد سینه ی او می شود و در حالی که نفسش بند آمده است، با صورتی پر از درد و بدنی خون آلود نقش بر زمین می شود. ناظران ماجرا بلافاصله آمبولانس خبر می کنند و او به بیمارستان منتقل می شود. گرچه او بهبود می یابد اما همیشه جای زشت و دلخراش چاقو بر بدنش باقی می ماند. تصور این صحنه بسیار دشوار است.
مطمئنا اکثر ما، گاهی به افراد مورد علاقه ی خود چاقو می زنیم، اما این چاقو قابل رویت نیست و خون ریزی هم اتفاق نمی افتد، ابزار ما انتقادهای نابه جا و مخرب است، آسیبی که ما با انتقاد به اطرافیان خود وارد می کنیم مانند چاقویی واقعی عمل می کند.
انتقادهای نابه جا و نامناسب، عزت نفس افراد را از بین می برد و احساس بی ارزشی و شک و تردید نسبت به خود را در آن ها به وجود می آورد. گاهی اوقات قبل از این که زخم ها ترمیم شود با انتقادهای نابه جای مکرر دوباره به همان جای زخم خورده ضربه وارد می شود، زیرا سلاح ها و زخم های قربانی قابل رویت نیست. چرا تا این حد می توانیم بی رحم باشیم؟ گاهی اوقات با گفتن کلمات نیشدار و تلخ به اطرافیان مان آسیب می زنیم. اگر برای لحظه ای این صحنه را در ذهن خود مجسم کنیم و چاقوی خود را ببینیم، متوجه می شویم که چه آسیب عمیقی وارد می کنیم.
گاهی مواقع این آسیب بسیار ظریف است، طوری که ما از آن آگاه نیستیم، مثلاً ترکیبی از پاداش و سرزنش را به کار می بریم. به مثال زیر توجه کنید: سینا به مادرش می گوید: «مامان، در درس علوم نمره ی الف گرفتم»، مادر (انتقادکننده) در پاسخ به او می گوید: «خوب است اما در ریاضی ج گرفتی». استفاده از کلمه ی «اما» پاداش دریافتی را خنثی می کند. این مکالمه را می توان چنین تفسیر کرد: سینا می گوید: «من عملکرد خوبی در مدرسه دارم» و مادر پاسخ می دهد: «نه تو خوب نیستی». حالا اگر مادر سینا می گفت: «عالی است، برویم و به پدرت بگوییم که نمره ی خوبی گرفته ای» آیا این نحوه ی برخورد، انگیزه ی سینا را برای درس خواندن بیش تر نمی کرد؟
انتقاد نامشخص و مبهم موجب اشکال در ارتباطات بین فردی می شود و بازخورد منفی آن طوری است که به جای کمک کردن به فرد برای داشتن عملکردی بهتر او را عصبانی می کند. نتایج ناشی از تحقیقی که تاثیرات منفی انتقاد مخرب را بررسی می کرد نشان داد که انتقاد مخرب اهداف فردی و احساس کارآمدی افراد را کاهش می دهد. این نکته بیانگر آن است که انتقاد مخرب نوعی مدیریت ارتباطی است که باید از آن اجتناب کرد. چنین انتقادی موجب احساس خشم و رخداد تعارضات قریب الوقوع می شود و هم چنین بر انگیزه و کارآمدی فرد تاثیرات منفی می گذارد.
***
افراد منطقی به انتقاد واکنش نشان نمی دهند، به آن فکر می کنند و اگر وارد بود خود را تغییر می دهند.
***

متداول ترین واکنش ها نسبت به انتقاد چیست؟

هنگامی که از رفتار یا خصوصیت ما ایرادی گرفته می شود، نسبت به آن واکنش های متفاوتی نشان می دهیم. ممکن است بلافاصله عصبانی، افسرده و شرمگین شویم یا احساس آسیب دیدگی کنیم و از دیگران فاصله بگیریم و احساس کنیم دیگران ما را طرد می کنند یا ممکن است انتقاد وارده را بپذیریم و بر آن تاکید کنیم. برخی افراد می گویند هنگامی که از آن ها انتقاد می شود، دیگر نمی توانند به چیزی فکر کنند و کنترل خود را از دست می دهند و با واکنش های هیجانی منفی عکس العمل نشان می دهند. اغلب عکس العمل های ما نسبت به انتقاد در طیفی قابل بررسی است که یک طرف آن خشم و طرف دیگر آن برخورد منطقی است. از دیدگاه رویکرد شناختی ـ رفتاری واکنش های هیجانی و رفتاری ما تابع افکار و باورهای ماست.
بنابراین قبل از پرداختن به این واکنش ها ابتدا به نقش افکار در واکنش های هیجانی می پردازیم و سپس متداول ترین واکنش ها نسبت به انتقاد را بررسی می کنیم.

افکار ما چگونه بر واکنش ما نسبت به انتقاد تاثیر می گذارد؟

برای فهم بهتر نقش افکار در واکنش های ما از یک الگوی ساده که آلبرت الیس آن را مطرح کرده است استفاده می کنیم. براساس این الگو، سه موقعیت را می توان در نظر گرفت:
موقعیت الف: واقعه ی برانگیزاننده.
موقعیت ب: اعتقادات و باورها.
موقعیت ج: پیامدهای هیجانی و رفتاری.
در ابتدا ممکن است چنین تصور شود که موقعیت الف موجب موقعیت ج شده است، یعنی یک اتفاق یا موقعیت باعث واکنش های هیجانی و رفتاری شده است، درحالی که برای فهم و درک موقعیت ج لازم است بر موقعیت ب یعنی باورها و اعتقادات تاکید کنیم. به مثال زیر توجه کنید:
موقعیت الف (موقعیت برانگیزاننده): دوست ما می گوید: «تو گاهی اوقات خودخواه هستی.»
موقعیت ب (افکار و باورها): با خود فکر می کنیم، با حرفش به من توهین کرد، چه طور به خودش اجازه می دهد با من این طور رفتار کند.
موقعیت ج (پیامدهای هیجانی و رفتاری): از او دلخور می شویم و احساس آسیب دیدگی می کنیم، رابطه ی دوستی سرد می شود و از یک دیگر فاصله می گیریم.
آیا واقعا حرف دوست ما (موقعیت الف)، باعث دلخوری و کمرنگ شدن رابطه ی دوستی (موقعیت ج) شده است؟ با کمی تامل می توان دریافت که در واقع افکار و باورهای ما (موقعیت ب) موجب دلخوری (موقعیت ج) شده است؛ یعنی افکار و باورهای ماست که احساس و رفتار ما را تعیین می کند. حال اگر موقعیت ب، یعنی افکار و باورهای ما تغییر کند، نتیجه چگونه خواهد بود؟ به مثال اول برمی گردیم: در موقعیت الف = دوست ما می گوید: «تو گاهی اوقات خودخواه هستی» (موقعیت برانگیزاننده).
موقعیت ب = تعجب می کنم که او چنین برداشتی درباره ی من دارد، شاید کاری کرده ام یا چیزی گفته ام که او را ناراحت کرده است، بهتر است در این باره با او صحبت کنم (افکار و باورها).
موقعیت ج = ممکن است کمی از او دلخور شوید، اما رابطه تان را قطع نمی کنید.
با مقایسه ی دو حالت ذکر شده، متوجه می شویم که وقتی موقعیت «ب» تغییر می کند، موقعیت «ج» نیز تغییر خواهد کرد.
باتوجه به مثال ذکر شده، ما فرصت داریم افکار خود را بررسی کنیم و براساس صحت و سقم آن ها تصمیم بگیریم و رفتار کنیم. مثلاً وقتی فکر می کنیم:
«او نباید درباره ی من این طور حرف بزند.»، با این فکر آزادی بیان را انکار می کنیم. وقتی فکر می کنیم «آیا او خودش را دوست من می داند؟»، با این فکر به شیوه های رفتاری مورد نظر خود تاکید می کنیم.
یا وقتی فکر می کنیم «او به من خیانت کرده و از پشت به من خنجر زده است.» با این فکر نظرات او را دال بر بی وفایی می دانیم و با متهم کردن او رابطه ی دوستی را قطع می کنیم.

هنگام شنیدن انتقاد چه احساساتی را تجربه می کنیم؟

***
ایراد داشتن به معنی بی ارزش بودن نیست، رفع کردن ایراد باعث بالا رفتن ارزش است.
***
یکی از احساساتی که به هنگام شنیدن انتقاد تجربه می کنیم، احساس بی ارزشی و عدم تایید است. نیاز به تایید به ویژه از طرف افراد مهم زندگی، تجربه ی خوشایندی است، اما همیشه نمی توان زندگی را با این نیاز ادامه داد زیرا باعث می شود به فردی مطیع و فرمانبردار تبدیل شویم. گاهی اوقات وقتی افراد مورد انتقاد قرار می گیرند احساس بی ارزشی می کنند.
مثلاً خانمی درباره ی انتقاد همسرش می گوید: «وقتی همسرم از من ایراد می گیرد و از زندگی زناشویی راضی نیست، من احساس می کنم کاملاً فلج شده ام و فکر می کنم آدم با ارزش و جذابی نیستم و او دیگر مرا دوست ندارد و مرا ترک خواهد کرد.»
در واقع انتقاد برای این خانم به معنای بی ارزشی است. روزولت می گوید: «هیچ کس نمی تواند در شما احساس حقارت و بی ارزشی به وجود آورد، مگر شما به آن رضایت دهید.» با نگاهی به مثال فوق می بینیم که انتقاد، به خودی خود ما را ناراحت نمی کند، بلکه افکار و باورهایی که از موقعیت ها و حرف های دیگران داریم موجب ناراحتی ما می شود. نیاز به تایید همیشه موجب احساس حقارت می شود. برای بی نیاز شدن از تایید دیگران، ابتدا باید خود را بپذیریم و این پذیرش را درونی کنیم. یعنی خود را همان طور که هستیم بدون قید و شرط و بدون ارزیابی و قضاوت بپذیریم. ما می توانیم فقط بعضی از اعمال و رفتارهای خاص خود را ارزیابی و رتبه بندی کنیم. به مثال قبل برگردیم، وقتی همسر آن خانم درباره ی کیفیت رابطه و عدم رضایتش از رابطه ی زناشویی صحبت می کند، او می تواند به همسرش یادآوری کند که احتمالاً برخی عوامل باعث بروز این مشکل شده است و این به معنای وجود مشکل در او و بی ارزشی او نیست.
وقتی اعمال و رفتار را از کل شخصیت مان جدا می کنیم، یعنی فقط به برخی اعمال و رفتارهای مشکل ساز اشاره می کنیم، به خود اجازه می دهیم، فقط بر مسئله ی موردنظر متمرکز شویم و به آن فکر کنیم و با پیداکردن جنبه های مشکل ساز درصدد تغییر آن ها برآییم. این شیوه ی مقابله با انتقاد، شیوه ی سازنده ای است که موجب شکل گیری پذیرش خود واقعی می شود.
هم چنین باید توجه داشت که بین نیاز به تایید و میل به تایید تفاوت وجود دارد. نیازها، مبتنی بر انتظارات و توقعات است، درحالی که میل، مبتنی بر اولویت ها و ترجیحات است. یعنی کسی که میل به تایید دارد، اگر دیگران او را تایید کنند خوشحال می شود، اما کسی که نیاز به تایید دارد اگر دیگران او را تایید نکنند احساس بی ارزشی می کند. نیاز به تایید پیامدهای منفی بسیاری به همراه دارد.
اگر انتقاد را نشانه ی بی ارزشی خود بدانیم، احساس حقارت، شرم و شکست می کنیم. انتقاد مداوم و شکست معمولاً موفقیت را خدشه دار می کند. متاسفانه اکثر ما اجازه می دهیم این دو وارد زندگی ما شود و با پررنگ تر شدن آن ها، مشکلات بیش تر می شود.
«انتقاد»، انتقاد را وخیم تر می کند و «شکست» انگیزه ی ما را برای مقابله با آن کم می کند. ما هیچ وقت نمی توانیم انتقاد و شکست را حذف کنیم. بنابراین برای غلبه براحساس حقارت نمی توان از شکست خوردن یا انتقاد شنیدن مستثنی بود. اگر انتقاد را تلاشی برای پیشرفت زندگی، رهایی از ناکامی و مشکلات بین فردی درنظر بگیریم، احساسات منفی نظیر حقارت و شرم در ما کاهش می یابد.

آیا به هنگام شنیدن انتقاد، احساس طردشدگی می کنیم؟

یکی دیگر از احساساتی که هنگام شنیدن انتقاد تجربه می کنیم، احساس طردشدن است. احساس طردشدگی معمولاً شکل مخربی از انتقاد است. اغلب، افرادی که از طرف دیگران طرد می شوند با موقعیت جدایی دچار افسردگی می شوند. احساس طردشدگی در دو شکل اتفاق می افتد: در نوع اول وقتی است که از طرف دیگران طرد می شویم و نوع دوم زمانی است که از طرف خودمان احساس طردشدگی می کنیم، به عنوان مثال وقتی دوست مان ما را طرد می کند با خود می گوییم بدون او هیچ ارزشی ندارم.
در موقعیت هایی که مورد انتقاد قرار می گیریم، ممکن است انتقاد را نوعی طردشدن بدانیم، درحالی که این احساس ناشی از برداشت های ما نسبت به خودمان است. چنان چه برداشت ها و تصورات منفی درباره ی خود داشته باشیم، هر نوع انتقادی را به منزله ی جدایی و قطع رابطه یا حتی احساس بی ارزشی تلقی می کنیم، درحالی که حتی اگر مورد انتقادهای تند و شدید قرار گیریم و بی کفایتی ها یا اشتباهات مان را به ما گوشزد کنند، باید آن را ارزیابی کنیم و بعد از آن واکنش نشان دهیم. احساس ارزش مندی و رضایت مندی تا حدود زیادی تحت کنترل خود فرد است نه دیگران.

آیا با شنیدن انتقاد خشمگین می شویم؟

اغلب گفته می شود، خشم یکی از واکنش های طبیعی نسبت به انتقاد است. معمولاً پشت این احساس، باورها و افکاری وجود دارد. همان طور که قبلاً متذکر شدیم، افکار ما نقش مهمی در واکنش های هیجانی و رفتاری ما دارد. به عنوان مثال وقتی بر این باور هستیم که نباید دیگران از ما ایراد بگیرند، در برابر انتقاد عصبانی می شویم. اما اگر به آزادی بیان اعتقاد داشته باشیم، نباید از شنیدن انتقاد خشمگین و ناراحت شویم. شاید یکی از دلایلی که با شنیدن انتقاد عصبانی می شویم این است که فکر می کنیم دیگران درباره ی ما قضاوت منصفانه ای نکرده اند و نباید درباره ی ما چنین نظر دهند، درحالی که این بایدها و نبایدها مانع آزادی بیان می شود. اگر واقعا به دموکراسی اعتقاد داشته باشیم باید همه چیز را بشنویم.
نمی توانیم هم ادعا کنیم که مدافع آزادی بیان هستیم و هم برای نظرات دیگران حد و حدود تعیین کنیم، زیرا در این صورت دچار تناقض می شویم. با شناخت تناقض ها می توان نگرش جدیدی نسبت به انتقادات دیگران داشت. شاید دیگران نظر منصفانه ای درباره ی ما نداشته باشند اما حق اظهارنظر دارند. ما می توانیم بدون این که به خود آسیبی برسانیم فقط به حرف آنها گوش دهیم. گاهی اوقات ما فکر می کنیم، دیگران با گفتن ایراد و مطرح کردن انتقاد قصد دارند به عزت نفس ما آسیب برسانند، بنابراین با رفتار پرخاشگرانه یا عصبانیت سعی می کنیم از آن ها انتقام بگیریم.
***
یکی از خطاهای شناختی این است که انتقاد را عاملی برای خراب کردن وجهه و شخصیت خود بدانیم.
***
به عنوان مثال فرض کنید در محیط کار، فردی منظم و مسئولیت پذیر هستید، اما به طور تصادفی یکی از وظایف خود را فراموش می کنید و همکارتان این موضوع را به شما گوشزد می کند. اگر بر این باور باشید که دیگران همیشه قصد دارند نقاط ضعف شما را یادآوری کنند، احتمالاً از تذکر همکار خود شدیدا عصبانی می شوید و ممکن است با پرخاشگری کلامی از پذیرفتن انتقاد او خودداری کنید. در واقع شما با شنیدن انتقاد، احساس می کنید فردی ضعیف و ناموفق هستید. آیا اگر انتقاد وارده دال بر ضعف شما نبود، باز هم عصبانی می شدید؟ معمولاً وقتی ما عملکرد خود را در یک حوزه، به کل شخصیت خود نسبت می دهیم دچار خطای شناختی شده ایم. با شناسایی این خطاها می توانیم بدون سرزنش خود، رفتارمان را اصلاح کنیم و بر فعالیت های خود متمرکز شویم. حال اگر دیگران با مشاهده ی یک اشتباه، ما را فردی ناموفق و غیرمسئول معرفی کنند، می توانیم به خود یادآوری کنیم که آن ها دچار خطای شناختی (جز به کل) شده اند و ما مسئول خطاهای آن ها نیستیم. به این ترتیب عزت نفس خود را حفظ و تقویت می کنیم.
در برخی مواقع سعی می کنیم دیگران را متوجه اشتباهات شان کنیم و آن ها را متقاعد کنیم که فکر آن ها درست نیست، در واقع با این کار به نوعی خطای دیگران را به عنوان یک مشکل بزرگ برای خود درنظر می گیریم و نمی توانیم از آن بگذریم، در این صورت احساسات منفی نظیر آزردگی را تجربه می کنیم.
یکی دیگر از واکنش های رفتاری معمول افراد در مقابل انتقاد قهر کردن است. فرد با قهر کردن تلاش می کند، احساس گناه را در فرد منتقد ایجاد کند و او را وادار کند تا کار بد خود را جبران کند.
اگر در روابط انسانی، توجه و احترام متقابل وجود داشت هیچ وقت مشکلی پیش نمی آمد و مسلما دنیا جای امن و بهتری برای زندگی بود اما متاسفانه چنین نیست. قهرکردن و گناه کار دانستن دیگران پاسخ مناسبی در برابر انتقاد نیست، زیرا این شیوه هیجانات منفی شدیدی را ایجاد می کند که درنهایت به ارتباطات بین فردی لطمه می زند.
***
انتقاد سازنده بر شواهد و مدارک عینی استناد دارد، کیفیت روابط بین افراد را ارتقا می دهد و آن را مستحکم می کند و تابع مسیری دوطرفه بین انتقادکننده و انتقادشونده است و در تعامل بین آن دو به وجود می آید. و البته ماهیت رابطه ی دوطرف نیز بر سازنده یا مخرب بودن یک انتقاد تاثیر دارد.
***

آیا با شنیدن انتقاد احساس آسیب دیدگی می کنیم؟

برخی از افراد با شنیدن هر انتقادی، احساس آزردگی و آسیب دیدگی می کنند و این حساسیت زیاد موجب می شود در میان دیگران به عنوان فردی زودرنج و حساس معرفی شوند. حساسیت زیاد نسبت به انتقاد، ناشی از عزت نفس پایین و اعتمادبه نفس شکننده است. اگر از عزت نفس پایینی برخوردار باشیم ممکن است هر نوع انتقاد یا نظری که دیگران درباره ی ما مطرح کنند، از نظر ما نوعی توهین تلقی شود. برای مقابله با این مشکل باید بپذیریم که لازم است برخی از جنبه های درونی خود را تغییر دهیم. اگر حساسیت خود را نسبت به انتقاد بکاهیم، متوجه خواهیم شد که برخی از انتقادها مفید است.
***
کم کردن حساسیت نسبت به انتقاد باعث کم شدن اشکالات و رضایت بخش تر شدن زندگی مان می شود.
***
گاهی اوقات انتقاد را نوعی آسیب نسبت به احساس کارآمدی و شایستگی تلقی می کنیم. وقتی دیگران با اعمال و رفتارشان سعی می کنند ما را فردی غیرمسئول معرفی کنند، احتمالاً احساس آسیب دیدگی خواهیم کرد.
به عنوان مثال، سال هاست دوست وفادار و حمایت کننده ای بوده ایم اما یکی از دوستان با صحبت هایش ما را می رنجاند و احساس بی لیاقتی می کنیم.
ما نمی توانیم به خاطر کارهایی که برای دیگران به خصوص افراد مهم زندگی مان انجام می دهیم، آن ها را مدیون خود بدانیم و انتظار داشته باشیم همیشه از ما تعریف کنند. گاهی اوقات به دلیل علاقه مندی و احترامی که برای افراد مهم زندگی خود قایل هستیم، انتظار نداریم از ما انتقاد کنند و ممکن است با شنیدن انتقاد، آن ها را متهم به نامهربانی و قدرناشناسی کنیم، درحالی که باید بپذیریم ما نیز مانند بقیه ی افراد ممکن است خطا کنیم و از انتقاد معاف نیستیم.

مقدمه ی مولف

انتقاد چیست؟ منتقد کیست؟ چگونه افکار ما واکنش ما را در برابر انتقاد تحت تاثیر قرار می دهد؟ انتقاد بر چند نوع است و چه پیامدهایی دارد؟ چگونه انتقاد کنیم و چگونه آن را بپذیریم؟ چه تفاوتی میان انتقاد و ارزیابی عملکرد وجود دارد؟ انتقاد در روابط بین فردی چگونه است و چه پیامدهایی دارد؟ انتقاد و نقش آن در بیماری های روانی چیست؟ انتقاد از خود چیست، چه ارتباطی با ویژگی های شخصیتی دارد و پیامدهای آن چیست؟ جست وجو برای یافتن پاسخ صحیح و علمی این پرسش ها و ده ها پرسش دیگر مهم ترین هدف کتابی است که در دست دارید. انتقاد و نقد، موضوع و مفهومی وسیع و عمیق است که در جریان مدرنیته، جایگاه فلسفی والایی دارد، از سوی دیگر در علوم انسانی و به ویژه در علم روان شناسی، موضوع انتقاد هم چون موضوعاتی نظیر جرئت، پشتکار، اهمال کاری، تردید، درد، خشم، افسردگی و اضطراب واقعیتی مهم است که باید تعریف و مواجهه با آن را بیاموزیم، و از آن در جهت رشد شخصیت، بهبود عملکرد و روابط بین فردی و اجتماعی بهره ببریم. بسیاری از موضوعات مرتبط با شخصیت نظیر اعتماد به نفس، وابستگی، احساساتی نظیرشرم، اضطراب، خشم، طردشدگی و افسردگی با شیوه ی پذیرش، درک و واکنش نسبت به انتقاد ارتباط مستقیمی دارد.
هر یک از ما ممکن است در زندگی روزمره بارها توسط همسر، والدین، فرزندان، دوستان و همکاران و حتی خودمان مورد انتقاد قرار گیریم.
همان گونه که انتقاد مخرب و منفی، اهداف فردی و احساس کارآمدی را کاهش می دهد، انتقاد سازنده و صحیح، حرکت، رشد و بهبود روابط بین فردی و عملکرد بهتر را به همراه دارد.
درک معنا و مفهوم انتقاد و شکل مواجهه با آن، تعیین کننده ی رویکرد فردی نسبت به انتقاد است. همان طور که می دانیم، نحوه ی تفکر ما تعیین کننده ی احساس ماست، بنابراین تغییر در نحوه ی تفکر و باورها موجب تغییر در احساس می شود. واکنش به انتقاد، خود ناشی از افکار و انگیزه های درونی فرد است. براین اساس، واکنش نسبت به انتقاد در طیف وسیعی قابل بررسی است که در یک سوی آن طیف خشم و در سوی دیگر آن برخورد منطقی وجود دارد.
اگر هرگونه انتقادی را نادیده بگیریم و بدون تامل آن را بی ارزش و بدون اعتبار بدانیم یا این که به محض مواجه شدن انتقاد، با احساس شکست و شرم کنیم، هرگز در زندگی پیشرفت نخواهیم کرد. رسیدن به شناخت نسبی درباره ی خود کمک می کند تا فرد انتقاد سازنده را تشخیص دهد و از آن برای برطرف کردن مشکلات و موانع موجود در برابر رشد شخصیت و بالندگی بهره گیرد.
هنگامی می توانیم انتقاد را تلاشی برای پیشرفت زندگی، رهایی از ناکامی، و مشکلات بین فردی در نظر بگیریم که احساسات منفی نظیر حقارت و شرم و شکست در ما کاهش یابد.
اعتقاد به آزادی بیان و دموکراسی به همه ی ما کمک خواهد کرد تا با پذیرش انتقاد صحیح، کمر همت را برای رفع مشکلات و موانع رشد شخصیت، تغییر بداندیشی و کژرفتاری ببندیم. در محیطی آزاد باید در برابر هر انتقاد سازنده صبور و بردبار باشیم، و همه را بپذیریم. شاید نظر دیگران درباره ی ما چندان منصفانه نباشد، اما آن ها حق اظهارنظر دارند. باید بیاموزیم که حساسیت زیاد نسبت به انتقاد، ناشی از عزت نفس پایین و شکننده است و ما نیز مانند همه ی انسان ها مرتکب اشتباه می شویم. مطالعه ی این کتاب گامی نخست در راه درک و فهم انتقاد و شیوه ی بهره گیری از آن است.

نظرات کاربران درباره کتاب انتقاد

تحلیل روان و دل نشینی دارد.
در 4 هفته پیش توسط مهدی اسماعیل زاده
کتاب خوبیه
در 4 هفته پیش توسط sor...fgh