فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تصویر خویشتن

کتاب تصویر خویشتن

نسخه الکترونیک کتاب تصویر خویشتن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب تصویر خویشتن

یکی از اهداف اصلی برنامه‌ی مهارت‌های زندگی، ارتقای بهداشت روانی کودکان و نوجوانان است. مطالعات بسیاری در مورد تأثیر برنامه‌ی آموزش مهارت‌های زندگی بر ابعاد گوناگون سلامت روان انجام‌گرفته‌اند و نتایج نشان داده است که آموزش این مهارت‌ها، سبب افزایش عزت‌نفس، بهبود رفتارهای اجتماعی و سازگاری اجتماعی، افزایش رضایت نظام خانوادگی و سازگاری با خانواده، افزایش مهارت حل مسائل شخصی و بین فردی و افزایش مهارت‌های مقابله‌ای شده است.

ادامه...

بخشی از کتاب تصویر خویشتن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

هدف کتاب بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر خود پنداره مثبت دانش آموزان می باشد که این کتاب یک تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه آزمایشی و گروه گواه است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهرستان مشهد که در سال تحصیلی ۹۶-۹۵ به تحصیل اشتغال داشتند می باشد. روش نمونه گیری این کتاب به صورت در دسترس می باشد که شیوه گمارش (جایگزینی) تصادفی است. که به طور تصادفی ۱۶ نفر از دانش آموزان به عنوان گروه کنترل و ۱۶ نفر به عنوان گروه آزمایش انتخاب شدند. اطلاعات این کتاب به وسیله آزمون خود پنداره پیرز- هاریس جمع آوری شده است. پس ازآنکه دانش آموزان به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند، مورد پیش آزمون خود پنداره پیرز- هاریس قرار گرفتند، سپس مداخله آزمایشی (آموزش مهارت های زندگی) بر روی دانش آموزان گروه آزمایشی انجام پذیرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss ۲۲ در دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد آموزش مهارت های زندگی بر خودپنداره مثبت دانش آموزان تاثیر دارد و تائید گردید و در رابطه با فرضیه های فرعی نیز آموزش مهارت های زندگی بر ویژگی ظاهری، اضطراب، شادی و رضایتمندی، رفتار دانش آموزان، وضعیت مدرسه و وضعیت شناختی ذهنی و محبوبیت تاثیر دارد چراکه درجه معنی داری کمتر از ۰.۰۵ و تائید گردید و در ادامه پیشنهاداتی ارائه گردید.

مریم میری موسوی
زمستان ۱۳۹۶

فصل اول: کلیات

مقدمه

در دنیای امروز که ساختار و روابط در آن پیوسته پیچیده تر می شود، کودکان باید بر دانش و مهارت های فراوانی مجهز باشند. آنان باید دانش و مهارت های ضروری را بیاموزند، تمرین کنند و درونی سازند تا بتوانند به خوبی با چالش های اقتصادی، فرهنگی، زیست محیطی و اجتماعی که فرا راه انسان قرار دارند، رویارو شوند. اگر آموزش های مدرسه با یادگیری مهارت های زندگی(۱)، ترکیبی موزون یابند، در افراد نگرشی سالم و سازنده نسبت به موقعیت های زندگی حاصل می شود که نتیجه ی آن، بروز رفتارهای صحیح برای پیشگیری از ناهنجاری های روحی خواهد بود. با توجه به نقش مهم مدارس در تامین بهداشت روانی دانش آموزان، برنامه آموزش مهارت های زندگی روش موثری در جهت رشد شخصیت سالم دانش آموزان و تامین و حفظ بهداشت روانی دانش آموزان تلقی می شود. به این ترتیب مدارس به جای این که تنها برافزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان تمرکز نمایند، باید بر تامین و حفظ روان آنان نیز تاکید نمایند و اقدامات لازم را به منظور تحقق هدف مذکور انجام دهند. چراکه اگر هدف فوق تحقق یابد بسیاری از مشکلات تحصیلی و آموزشگاهی نیز خودبه خود کاهش می یابند. به طورکلی، برنامه ی مهارت های زندگی بر رفتاری جامع (گسترده) معطوف بوده و در حقیقت رویکردی است که روی رشد مهارت هایی که فرد برای زندگی نیاز دارد، تاثیر می گذارد؛ مهارت هایی مانند برقراری ارتباط، تصمیم گیری، قدرت تفکر، مدیریت، توانایی ایستادگی در مقابل فشار دیگران و حفظ عزت نفس(۲). مهارت های زندگی یعنی توانمندی ها و قابلیت های بالفعل شده در برقراری روابط بین فردی و درون فردی مناسب و موثر، انجام مسئولیت های اجتماعی و شخصی، تصمیم گیری صحیح و حل تعارضات و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می زنند. برنامه ی آموزش مهارت های زندگی بر این اصل استوار است که کودکان و نوجوانان حق دارند توانمند شوند و نیازمند آن هستند که بتوانند از خود و علاقه هایشان در موقعیت های سخت زندگی دفاع کنند. این نوع برنامه ها در پیشگیری از مخاطرات سلامت نگاهی کلی دارند و به آموزش محدود تنها یک مهارت، بسنده نمی کنند. موضوع مهارت های زندگی در سال ۱۹۷۹ و با اقدامات گیلبرت برتوین(۳) مطرح شد. وی مجموعه ای از دوره های آموزشی مهارت های زندگی را برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین کرد که با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روانی مواجه شد. این برنامه ی آموزشی به نوجوانان یاد می داد که چگونه با استفاده از مهارت های قاطعیت، تصمیم گیری و تفکر نقاد، در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سومصرف مواد از سوی همسالان، مقاومت کنند (بهاری و شفیق پور، ۱۳۹۲).
یکی از اهداف اصلی برنامه ی مهارت های زندگی، ارتقای بهداشت روانی کودکان و نوجوانان است. مطالعات بسیاری در مورد تاثیر برنامه ی آموزش مهارت های زندگی بر ابعاد گوناگون سلامت روان انجام گرفته اند و نتایج نشان داده است که آموزش این مهارت ها، سبب افزایش عزت نفس، بهبود رفتارهای اجتماعی و سازگاری اجتماعی، افزایش رضایت نظام خانوادگی و سازگاری با خانواده، افزایش مهارت حل مسائل شخصی و بین فردی و افزایش مهارت های مقابله ای شده است (بهاری و شفیق پور، ۱۳۹۲).
جرسیلد(۴) می گوید: خود، مجموعه ای از افکار و عواطف است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می شود. بدین معنی که او می فهمد کیست و چیست. رشد مفهوم خود، از اوایل طفولیت (۲ تا ۶ ماهگی) آغاز می شود. این دید شامل ویژگی هایی است که فرد درباره خود تصور می کند. کودک از سال دوم زندگی به خودآگاهی دست می یابد. کودکان در حدود ۱۸ ماهگی در برابر آیینه واکنش خودآگاهانه از خود نشان می دهند و رفتارهایی مانند شکلک درآوردن، رفتار بچگانه خجالتی بودن همه امثال ها و نشانه هایی از چنین خودآگاهی است. کودکان تا سن ۷ سالگی، خود را برحسب خصوصیات عینی و قابل مشاهده خود مانند رنگ مو، قد، وزن یا فعالیت های موردعلاقه شان (توپ بازی را دوست دارم) نام می برند. در اواسط دوران کودکی توصیف از خود به تدریج انتزاعی تر می شود (من اهل دعوا نیستم). در سن و سال نوجوانی، خود افکار فرد کامل تر و انتزاعی تر می شود و نه تنها شامل توصیف صفات او مانند (حالات، باور و ارزش ها) بلکه دربرگیرنده دانش وی درباره چگونگی تعامل این ویژگی ها با یکدیگر و عواملی است که بر رفتار او تاثیر می گذارد. بنابراین فرد، هر عقیده ای را بر اساس مفهومی که از خود درک کرده است مورد تفسیر قرار می دهد، من بهتر از برادرم دوچرخه سواری می کنم (امیر حسینی،۱۳۹۱). مفهوم خودپنداره (که خود- ساخت، خود- هویت، خود- چشم انداز هم نامیده می شود) ساخت چندبعدی است که اشاره به ادراک فرد از "خود" در رابطه با ویژگی هایی مانند: تحصیلات، نقش های جنسی و جنسیتی، هویت نژادی و بسیاری موارد دیگر دارد. مفهوم خودپنداره با مفهوم عزت نفس و احساس خشنودی از زندگی ارتباط نزدیک دارد. هر فرد به خصوص هر نوجوان یک عقیده اختصاصی و تصویر ذهنی از وضع خود دارد و به طریقی در ذهن خود آن را منعکس می سازد. این تصویر ذهنی براثر تجارب شخصی و تاثیر دنیای خارج در فرد به وجود می آید و فرد یک نظر ثابت و پایدار از محیط، از شخص خود و از ارتباط خود با محیط به دست می آورد، طبق آن مسائل زندگی را ارزیابی می کند و برای مقابله با آن به کوشش می پردازد (روتر(۵)، ۲۰۱۳).
خود پنداره فرد نابهنجار مانند گنجی است که در وسط آن دینامیت کار گذشته باشند (کارن هورمونی(۶)). بچه ها ازنظر انگیزه هایشان نسبت به یادگیری دودسته اند، یک دسته دارای انگیزه بیرونی و یک دسته دیگر دارای انگیزه درونی اند. از میان انگیزه بیرونی می توان به موقعیت یادگیری مشارکت دانش آموزان در امر یادگیری، گروه همسالان، کتاب های درسی، وسایل کمک آموزشی، روش تدریس معلم و پاداش های معلم اشاره کرد. همچنین عواملی مانند آمادگی دانش آموز، استعداد، هوش عمومی،انگیزه، نیاز به پیشرفت و خود پنداره را به عنوان عوامل درونی مطرح کرد. یکی از مهم ترین عوامل درونی، خود پنداره است. چنانکه دانش آموزان در محیط مدرسه هم به قضاوت درباره خود می پردازند و هم به قضاوت دیگران راجع به خود اهمیت می دهند (امیر حسینی،۱۳۹۱).
این کتاب به بررسی مفهوم مهارت های زندگی بر خودپنداره مثبت دانش آموزان می پردازد که متغیر خودپنداره شامل متغیرهایی از قبیل رفتار، وضعیت مدرسه و وضعیت شناختی و ذهنی، ویژگی های ظاهری، اضطراب، جامعه پسندی و شادی و رضایتمندی می باشد که متغیر مستقل آموزش مهارت های زندگی و متغیر وابسته خودپنداره و مولفه های آن می باشد. بدین صورت که آموزش های مهارت های زندگی (مستقل) چه تاثیری بر خودپنداره مثبت دانش آموزان (وابسته) دارد. لذا هدف کتاب حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر خود پنداره مثبت(۷) دانش آموزان است.
از دیدگاه علم روانشناسی و روانپزشکی تعاریف متنوعی از خودپنداره با تاکید بر عناصر مختلف تشکیل دهنده آن ارائه شده است. ممکن است بتوانیم به طورکلی خودپنداره را به عنوان تصویری که از خودمان داریم تعریف کنیم. خودپنداره یکی از مفاهیم اصلی نظریه راجرز است و شامل مجموعه ویژگی هایی است که شخص به عنوان یک موجود منحصربه فرد از خود ادراک می کند. خودپنداره از طریق روابط اجتماعی کسب می شود. راجرز(۸) معتقد است که به سبب تعامل های شخص با اطرافیانش در محیط مفهومی از خویشتن که به طور گسترده مبتنی بر ارزیابی های سایرین است گسترش می یابد. شخص خود را بر اساس آنچه سایرین تصور می کنند ارزیابی می نماید نه برحسب آنچه که خودش احساس می کند. به عقیده راجرز شخص به دلیل نیاز به توجه مثبت، به ارزیابی های دیگران توجه می کند. این نیاز نیرومند در شخص موجب می شود تا وی در قضاوت هایش در مورد ارزش های خود به ارزیابی های سایرین زیادتر از ارزیابی های خود توجه کند (براهنی و شاملو، ۱۳۸۹).
ازنظر راجرز فردی که از خودپنداره قوی و مثبت برخوردار است در مقایسه با فردی که خودپنداره ضعیف دارد، نظرهای کاملاً متفاوتی نسبت به جهان خواهد داشت. خودپنداره لزوماً منعکس کننده واقعیت نیست بلکه ممکن است شخصی که بسیار موفق و مورداحترام است خود را آدم شکست خورده ای بپندارد. خویشتن دیگر در نظریه راجرز خویشتن آرمانی است. در همه ما تصوری درباره اینکه چگونه آدمی می خواهیم بشویم وجود دارد. هرچه خویشتن آرمانی به خویشتن واقعی نزدیکتر باشد فرد راضی تر و خشنودتر خواهد بود. فاصله زیاد بین خویشتن آرمانی و خویشتن واقعی به نارضایی و ناخشنودی منجر می گردد. بیرن(۹) با ارائه تعریفی دقیق تر معتقد است که خودپنداره شامل نگرش ها، احساسات و آگاهی ما از توانایی ها، مهارت ها، ظاهر و پذیرش اجتماعی خودمان است. به سخن دیگر، خودپنداره، به مجموعه احساسات و برداشت های فرد از خویشتن اطلاق می شود. این خویشتن ادراک شده به نوبه خود، هم بر ادراک فرد از جهان و هم بر رفتار او تاثیر می گذارد (بیرن، ۲۰۱۲).
خودپنداره، یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در زندگی افراد می باشد. اگر فرد توانایی ها و استعدادهای خود را بشناسد و تلقی و برداشت مثبتی از توانایی های خود داشته باشد و به این باور برسد که می تواند به آن چیزی که استعدادش را دارد دست یابد، این امور باعث افزایش بازدهی و کارآمدی و تحقق اهداف او می شود. توجه به خودپنداره مدیران و نگرش آن ها نسبت به خود در فرایند مدیریت از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا این امر منجر به شناخت توانایی ها، استعدادها، علائق و انگیزه های آن ها می شود که در عملکرد و میزان موفقیت آن ها تاثیر خواهد داشت (براهنی، ۱۳۸۰).
بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره پریشان و آسیب پذیر می کند. پژوهش های متعدد نشان دادند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلالات روانی- عاطفی، ریشه های روانی – اجتماعی دارند (حدود ۸۰ درصد)، لذا چنانچه افراد مهارت های مقابله ای و توانایی های روانی – اجتماعی خود را افزایش دهند، در بهبود کیفیت زندگی آنان بسیار موثر واقع خواهد شد (امیر حسینی،۱۳۹۱).
امروزه یکی از راه های موثر برای بالا بردن سطح مهارت های مقابله ای و توانایی های روانی – اجتماعی افراد، آموزش مهارت های زندگی می باشد. مهارت های زندگی، عبارت است از توانایی های روانی- اجتماعی، برای رفتار انطباقی و موثر که افراد را قادر می سازد تا به طور موثرتری با مقتضیات و چالش های زندگی روزمره مقابله کنند.
آموزش این مهارت ها زمینه ی ارتقاء رشد شخصی و اجتماعی، محافظت از حقوق فرد، رعایت حقوق دیگران و پیشگیری از مشکلات روانی اجتماعی را فراهم می کند. خودآگاهی(۱۰) و همدلی(۱۱)، ارتباط و روابط بین فردی(۱۲)، تصمیم گیری موثر و حل مسئله(۱۳)، تفکر انتقادی(۱۴)، مقابله با هیجانات(۱۵) و مقابله با استرس(۱۶) از مهارت های اصلی و اساسی هستند (سرخوش،۱۳۹۲).
بیشترین تلاش برای آموزش مهارت های زندگی در دوره های میانی تحصیل متمرکز است، زمانی که تغییرات مهمی شامل بلوغ، ساختارهای جدید نظام آموزشی و افزایش اهمیت گروه همسال، در نوجوانان اتفاق می افتد. (کریستین، هلفریچ و فوگ(۱۷)،۲۰۰۷،).
در پژوهشی که به منظور بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر تعداد زیادی از کارگران در آفریقای جنوبی انجام گرفت، نتایج مثبتی در جنبه های گوناگون به دست آمد. برجسته ترین ویژگی گروه آزمایشی مربوط به توانایی آنان در کنترل مسائل و مشکلات، انگیزش در مورد کار مثبت و فعال در جهت رسیدن به اهدافشان و بهبود زندگی خانوادگی است. از نتایج دیگر، تغییر مثبت در دیدگاه آنان از فرض هایی که در زندگی دارند و در توانایی تصمیم گیری، نگرش مثبت نسبت به توانایی آن ها در احساس مسئولیت فردی و محیط شغلی، به دست آوردن بینش و آگاهی به جنبه های شناختی در روابطشان با دیگران است. میزان احترام به خود و اطمینان در آن ها افزایش یافت، به خود پنداره مثبت دست یافتند و درنهایت مسئولیت پذیری فردی، برنامه ریزی برای آینده و توانایی تفکر انتقادی در آن ها افزایش یافت (آلبرتین، کاپ وگروئنولد(۱۸)،۲۰۱۱).
پژوهشی باهدف آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان دوره ابتدایی صورت گرفت که نتایج آن نشان داد مهارت حل مسئله، مهارت های ارتباطی، سازگاری، خودآگاهی و توجه به انجام تکالیف مدرسه به طور معنی داری بهبود پیدا کرد. از طرف دیگر، معلمان و والدین گزارش کردند که رفتارهای پرخاشگرانه در آزمودنی ها کاهش یافته است. این تحقیق، همچنین نشان داد که مدرسه محل بسیار مناسبی برای آموزش مهارت های زندگی نسبت به سایر سازمان های اجتماعی است (ساپرپ(۱۹) و همکاران،۲۰۱۰).
همچنین نوجوانان با توانایی شناختی جدیدی که به دست آورده اند هویت «خود» را جستجو می کنند. درنتیجه ممکن است در مورد اینکه دیگران آن ها را چگونه تصور می کنند بیشتر حساس شوند. به علاوه، باید به تغییرات رشدی که با خود پنداره مرتبط است توجه نمود، زیرا بعضی نوجوانان در این سن ممکن است سرنوشت یا زندگی خود را منفی ببینند که در این صورت احتمال آسیب به جنبه های مختلف زندگی آنان بسیار بالاست (تقی زاده، ۱۳۷۹).
بنابراین می توان نتیجه گرفت آموزش مهارت های زندگی باعث ایجاد تاثیر مثبت در جنبه های مختلف زندگی فرد می شود که ازجمله می توان به تغییر مثبت در خودپنداره اشاره نمود. با توجه به موارد ذکرشده و بررسی پیشینه موجود، پژوهشی که تاثیر آموزش مهارت های زندگی(۲۰) را بر خودپنداره مثبت دانش آموزان دختر مقطع دبستان بررسی کرده باشد یافت نشد. لذا کتاب حاضر به بررسی این سوال می پردازد که: آیا آموزش مهارت های زندگی می تواند موجب ایجاد خود پنداره مثبت در دانش آموزان شود؟

اهمیت و ضرورت این کتاب

انسان در زندگی روزمره همواره با حوادث و اتفاقات مختلفی مواجه و یا از وقوع آن ها مطلع می شود که هر یک از آن ها احساسات یا هیجاناتی را پدید می آورند که در شکل دادن رفتار تاثیرگذار است. کنار آمدن با فشارهای زندگی و کسب مهارت های مقابله با آن همواره بخشی از واقعیت زندگی انسان بوده است. در کودکی تعارضات جلوه چندانی ندارند، اما با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری های ویژه نوجوانی، کشمکش های درونی و بیرونی تظاهر بیشتری پیدا می کنند. اغلب روانشناسان بر این عقیده اند که نوجوانی تمایز برجسته ای نسبت به سایر مراحل رشد دارد و این تمایز به سبب آن نیست که نوجوان با تغییرات اساسی در همه ابعاد زندگی اش مواجه است، بلکه بیشتر به سبب آن است که این تغییرات به طور همزمان و همه جانبه به وی که هنوز دارای آمادگی لازم برای مقابله نیست، وارد می شود؛ بنابراین توجه ویژه برای گذر سالم از این دوره ضروری به نظر می رسد (هاشمی، ۱۳۸۵).
بسیاری از علوم و به ویژه علوم انسانی، بنا بر قلمرو و مطالعات خود بخشی از آسیب های فردی و اجتماعی را موردمطالعه قرار می دهند و به تناسب استدلال در علت شناختی، روش های درمانی و پیشگیری ویژه ای پیشنهاد می کنند. در دهه های اخیر، روان شناسان در بررسی اختلالات رفتاری(۲۱) و انحرافات اجتماعی(۲۲)، به این نتیجه رسیده اند که بسیاری از مشکلات و آسیب ها در ناتوانی برخی افراد در تحلیل های «خود» و «موقعیت» خود ریشه دارد. بدین ترتیب حال که نمی توان مانع تغییرات و پیچیدگی های موجود در جامعه و گسترش روابط اجتماعی و بین فردی شد، راهی جز آماده کردن افراد و به خصوص نسل نوساخته برای روبرو شدن با موقعیت های دشوار زندگی جدید باقی نمی ماند و با این استدلال است که روان شناسان با حمایت سازمان های ملی و بین المللی برای پیشگیری از بیماری های روانی و کج روی های اجتماعی، آموزش مهارت های زندگی را در سراسر جهان و در سطح مدارس آغاز کرده اند (هاشمی، ۱۳۸۵).
بر اساس پژوهش های انجام شده، عواملی نظیر عزت نفس(۲۳)، مهارت های بین فردی، برقراری روابط مطلوب، تعیین هدف، تصمیم گیری، حل مسئله و شناسایی ارزش های فردی، در پیشگیری و یا کاهش انواع ناهنجاری های رفتاری و اختلالات روانی در نوجوانان نقش موثری دارند؛ بنابراین با توجه به اهمیت مهارت های زندگی باهدف های گوناگون پیشگیری و ارتقاء، سطح سلامت روان، ضرورت آموزش این گونه مهارت ها به نوجوانان آشکار می شود (حقیقی، موسوی، مهرابی زاده و بشلیده ۱۳۸۵).
با توجه به اینکه دانش آموزان از سرمایه های کشور هستند بنابراین بررسی عواملی که بر خودپنداره(۲۴)، رضایتمندی و شادی و رفتار آن ها تاثیر می گذارد اهمیت دارد و بررسی عواملی که بر خودپنداره مثبت دانش آموزان اثر می گذارد و سعی در از بین بردن خودپنداره منفی دانش آموزان می کند از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است و امروزه آموزش وپرورش نیازمند ابزارهایی برای افزایش کارایی خود است و باید رشد و پرورش دانش آموزان و پدید آوردن محیطی درخور برای یادگیری را در راستای اهداف کارکردی خود قرار دهد و آموزش مهارت های زندگی یکی از این کارکردها می باشد(هاشمی، ۱۳۸۵).
در اهداف آرمانی و اهداف دوره های تحصیلی نظام آموزش وپرورش جمهوری اسلامی به طور صریح یا ضمنی به آموزش مصادیق مهارت های زندگی تاکید شده است؛ بنابراین اهمیت آموزش این گونه مهارت ها نه تنها برای شهر مشهد بلکه برای کل دانش آموزان ایرانی به شدت احساس می گردد. ضمناً نتایج این کتاب قابل استفاده در کانون های اصلاح و تربیت، وزارت آموزش وپرورش، سازمان بهزیستی و سایر سازمان ها و نهادهایی که به نوعی با آموزش وپرورش نوجوانان در ارتباط هستند و حتی والدینی که دارای فرزند نوجوان هستند در جهت ارتقاء سطح زندگی و افزایش سازگاری، مورداستفاده قرار گیرد.

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

مهارت های زندگی(۲۵)
تعریف مفهومی
هانتر(۲۶) (۱۹۹۳) مهارت های زندگی را این گونه تعریف می کند. مهارت هایی است که یک نوجوان را برای کامیابی در دوران بزرگ سالی پرورش می دهد و به او کمک می کند تا معلومات، گرایش ها و مهارت هایی را که برای گذر سالم و موفقیت آمیز از نوجوانی به بزرگسالی بدان نیاز دارد در خود پرورش دهد (هانتر، ۱۹۹۳).
تعریف عملیاتی
آموزش مهارت های زندگی برنامه ای مداخله ای، شامل ۱۰ مهارت: تصمیم گیری، تفکر خلاق، تفکر انتقادی، حل مسئله، خودآگاهی، همدلی، روابط بین فردی، مقابله با هیجانات و استرس و ارتباط موثر می باشد. در کتاب حاضر منظور یادگیری برنامه آموزش مهارت های زندگی طراحی شده توسط یونیسف است که در ۹ جلسه ۹۰ دقیقه ای انجام می گیرد (کردنوقانی و پاشا شریفی، ۱۳۸۴).

خود پنداره(۲۷)

تعریف مفهومی
خود پنداره به عنوان اعتقادی که افراد درباره ویژگی های خاص مرتبط به خودشان دارند تعریف شده است (بارنت(۲۸)،۱۹۹۴). در تعریفی دیگر آمده است ارزشیابی کلی فرد از شخصیت خویش، که این ارزشیابی های ذهنی است که فرد از ویژگی های رفتاری خود به عمل می آورد. درنتیجه خود پنداره ممکن است مثبت یا منفی باشد (برونو(۲۹)،۱۹۸۶ به نقل از امینی، ۱۳۷۹).
تعریف عملیاتی
منظور از خود پنداره در این کتاب نمره فرد در آزمون خود پنداره پیرز- هاریس(۳۰) می باشد؛ که شامل ۸۰ سوال است که نمره ۸۰ بیانگر حداقل آماره و نمره ۲۴۰ بیانگر حداکثر آماره می باشد (ساعتچی، ۱۳۸۹). مقیاس خود پنداره کودکان پیرز – هریس دارای ۶ بعد می باشد که این ابعاد عبارت اند از:رفتار، وضعیت مدرسه و وضعیت شناختی و ذهنی، ظاهر و ویژگی فیزیکی، اضطراب، محبوبیت، شادی و رضایتمندی.

رفتار(۳۱)

تعریف مفهومی
مقیاس رفتار نشان می دهد که کودک اشکالات رفتاری را می پذیرد یا انکار می کند(بارنت(۳۲)،۱۹۹۴).
تعریف عملیاتی
در کتاب حاضر متغیر رفتار دارای ۱۶ سوال می باشد که حداقل آماره ۱۶ و حداکثر ۴۸ می باشد.

وضعیت مدرسه و وضعیت شناختی و ذهنی(۳۳)

تعریف مفهومی
این مقیاس، خودارزیابی کودک را از توانایی ها و تکالیف درسی که شامل رضایتمندی عمومی از مدرسه است را نشان می دهد و در تعیین محدودیت های خاص و مشکلات یادگیری و ارائه راه حل های ممکن، مفید می باشد(بارنت،۱۹۹۴).
تعریف عملیاتی
در کتاب حاضر متغیر وضعیت مدرسه و وضعیت شناختی و ذهنی دارای ۱۷ سوال می باشد که حداقل آماره ۱۷ و حداکثر ۵۱ می باشد

ظاهر و ویژگی فیزیکی(۳۴)

تعریف مفهومی
این مقیاس نگرش کودک را درباره ویژگی های فیزیکی خود نشان می دهد و ویژگی هایی مانند توانایی بیان عقاید و یا قدرت رهبری را شامل می شود(بارنت،۱۹۹۴).
تعریف عملیاتی
در کتاب حاضر متغیر ظاهر و ویژگی فیزیکی دارای ۱۶ سوال می باشد که حداقل آماره ۱۶ و حداکثر ۴۸ می باشد.

اضطراب(۳۵)

تعریف مفهومی
این مقیاس آشفتگی عمومی و خلق ناراحت را نشان می دهد. هیجان های خاص شامل نگرانی، دستپاچگی، کمرویی، غمگینی و ترس می باشد(بارنت،۱۹۹۴).
تعریف عملیاتی
در کتاب حاضر متغیر اضطراب دارای ۱۴ سوال می باشد که حداقل آماره ۱۷ و حداکثر ۳۸ می باشد.

جامعه پسندی (محبوبیت(۳۶))

تعریف مفهومی
این مقیاس برای ارزیابی خود از مردم پسند بودن در بین همکلاسی های کودک برای بازی و توانایی دوست یابی می باشد (بارنت، ۱۹۹۹).
تعریف عملیاتی
در کتاب حاضر متغیر محبوبیت دارای ۱۲ سوال می باشد که حداقل آماره ۱۲ و حداکثر ۳۶ می باشد.

شادی و رضایتمندی

تعریف مفهومی
این مقیاس احساس عمومی شادی و راحت بودن با دیگران و رضایت عمومی از زندگی را نشان می دهد(بارنت،۱۹۹۴).
تعریف عملیاتی
در کتاب حاضر متغیر شادی و رضایتمندی دارای ۱۰ سوال می باشد که حداقل آماره ۹ و حداکثر ۲۷ می باشد.

مدل مفهومی

در مدل مفهومی کتاب حاضر، متغیر مستقل؛ مهارت های زندگی و متغیر وابسته؛ خودپنداره می باشد که جهت پیکان ها به خوبی این مسئله را نشان می دهد.



منبع: محقق ساخته

نظرات کاربران درباره کتاب تصویر خویشتن