فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تهدید نرم

کتاب تهدید نرم
رویکردی اسلامی

نسخه الکترونیک کتاب تهدید نرم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۷۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب تهدید نرم

«تهدید»، موضوعی «پیچیده»، «چند‌بُعدی»، «نسبی» و «زمینه‌وند» است (نک. افتخاری ۱۳۸۵ـ الف: ۲۸‌-‌۲۰) که مهم‌ترین ویژگی آن در عصر حاضر «متحول بودن» آن است. «تحول» دلالت بر آن دارد که ماهیت تهدید ـ گذشته از مصادیق بیرونی آن ـ نیز از تغییر مصون نیست و بازیگران هر عصر و دوره‌، با روایت نوینی از «تهدید» روبه‌رو می‌شوند که اقتضای «شناختی جدید» و طراحی «الگوی مدیریتی» تازه‌ای دارد. از این منظر، شاید هیچ مفهوم تأثیرگذاری چون «قدرت نرم» (Soft Power)، معادلات و نظریه‌های تهدیدشناسی را متأثر نکرده باشد. دامنه و عمق این تأثیرات آن‌قدر زیاد است که می‌توان از آن به‌عنوان نقطه‌عطفی در شکل‌گیری گفتمان تازه «تهدید» (موسوم به تهدیدات نرم) یاد کرد. «قدرت نرم» چنان‌که جوزف نای (Joseph Nye) اظهار کرده است، «بر قابلیت شکل دادن به علائق دیگران تکیه دارد» (نای، ۱۳۸۷: ۴۳) و از حیث ماهیت و ویژگی از قدرت سخت (Hard Power) ـ که بر عنصر اجبار و نه اقناع و پذیرش استوار است ـ متمایز است. اگرچه «نرم‌افزارگرایی» دارای ریشه و تبار تاریخی طولانی است، اما در‌این‌میان، رویکرد نای به‌دلیل عطف توجه به اصول گفتمانی قدرت و شناسایی و معرفی محورهای تحول قدرت متعارف (سخت) به قدرت نرم، منسجم و متفاوت از سایر دیدگاه‌های موجود ارزیابی می‌شود (نک. افتخاری، ۱۳۸۷ ـ الف: ۱۱-۷). به همین دلیل است که در پی طرح این مفهوم، شاهد تولید طیف متنوعی از مفاهیم همچون امنیت نرم، راهبرد نرم و بالاخره تهدید نرم هستیم که مبانی فلسفی آنها تماماً ریشه در اصول گفتمانی پیشنهادی نای دارد. محقق، در اثر حاضر از همین منظر به نقد و ارزیابی موضوع پرداخته است. به‌عبارت‌دیگر، غیر‌بومی بودن گفتمان حاکم بر مطالعات تهدیدشناسی، پژوهشگر را بر آن داشته است تا با هدف زمینه‌سازی برای طرح نظریه‌ای ایرانی و اسلامی از تهدیدات نرم و ارائه پیشنهاد تخصصی درباره آنها، نسبت به شناسایی و ارزیابی نظریه‌های موجود همت گمارد. در این چشم‌انداز، پرسش اساسی محقق عبارت‌است از اینکه معنا و مقام تهدید نرم در گفتمان امنیتی اسلام چیست. پاسخ‌گویی به این پرسش اساسی، نیازمند پرداختن به چند سؤال فرعی است که عبارت‌اند از: - گفتمان‌های اصلی درباره تهدید نرم کدام‌اند (معرفی و نقد)؟ - شاخص نرم‌افزارگرایی در رویکرد اسلامی به تهدید چیست؟ - ابعاد و گونه‌های تهدید نرم در اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران چیست؟ چنان‌که ملاحظه می‌شود، محقق ابعاد معرفتی، روشی و مصادیق تهدیدات نرم در گفتمان اسلامی را به بحث گذاشته و ازاین‌طریق، متناسب با اصول معرفتی مکتب اسلام و ابعاد هویتی جامعه ایران، تصویری نسبتاً جامع در تهدیدشناسی طراحی و عرضه خواهد کرد.

ادامه...

بخشی از کتاب تهدید نرم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

این واقعیت که ارتقای جایگاه بازیگران در سلسله مراتب منطقه ای و جهانی، در ارتباط مستقیم با میزان قدرت آنها است و اینکه منابع نرم قدرت به مراتب از منابع سخت افزاری قدرت، موثرتر و کارآمدترند، ما را به آنجا رهنمون می شود که مطالعات و معادلات قدرت نرم را اولویت ببخشیم و از منظرهای مختلف نظری و کاربردی درباره آنها به پژوهش بپردازیم. موضوع تحقیق حاضر، از دو حیث حائز اهمیت است: نخست آنکه پژوهشگر از منظری اسلامی و ایرانی به تحقیق پرداخته و از این رهگذر تلاش کرده است دانشی بومی و مبتنی بر آموزه های اسلامی تولید و عرضه کند. دیگر آنکه موضوع تحقیق، از جمله مسائل مهم و حساسی است که در حوزه مطالعات امنیتی معاصر به شدت مورد توجه است. این ویژگی ها موجب می شوند تا نظریه اسلامی ارائه شده، نه تنها به کار علاقه مندان به مباحث نظری، بلکه تمامی کارپردازان مرتبط با موضوع تهدید نرم بیاید.
البته اثر حاضر با عطف توجه به طیف مخاطبان دانشگاهی، تحقیق و تالیف شده است و نگارنده سعی کرده است ازاین طریق ابعاد مختلف تهدیدات نرم را شناسایی و معرفی کند. انجام این مهم مدیون حمایت های موثر مسئولان پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و به ویژه دوست ارجمندم جناب آقای دکتر حاتمی، رئیس محترم پژوهشکده، است که جای دارد از ایشان و تمامی همکاران محترمشان ـ از آن جمله جناب آقای دکتر صالحی معاون پژوهشکده ، آقای احسانی مسئول انتشارات ـ تشکر کنم. در همین زمینه از آقای عرب که زحمت تایپ و اصلاح متن را متقبل شده اند نیز تشکر می شود. افزون بر این، نقش موثر همسر و فرزند عزیزم را ارج می نهم که بدون همراهی آنها به سامان شدن این تحقیق ممکن نبود. نگارنده امیدوار است تبیین فشرده و اجمالی نظریه پیشنهادی، بتواند زمینه ساز انجام پژوهش های تکمیلی در این زمینه و عرضه بین المللی دیدگاه اسلامی - ایرانی در موضوع تهدیدات نرم باشد.

اِن شاءالله
دکتر اصغر افتخاری
شنبه ۲۳ /۰۲ /۱۳۹۱ برابر با ۲۰ جمادی الثانی
تولد حضرت زهرا (س) و فرزند صالح ایشان حضرت امام خمینی(ره)

فصل ۱: مقدمه و کلیات

کلیات

«یا بَنِی آدَمَ لاَ یفْتِنَنَّکمُ الشَّیطَانُ کمَا اَخْرَجَ اَبَوَیکم مِّنَ الْجَنَّه ینزِعُ عَنْهمَا لِبَاسَهمَا لِیرِیهمَا سَوْءَاتِهمَا اِنَّه یرَاکمْ هوَ وَقَبِیلُه مِنْ حَیثُ لاَ تَرَوْنَهمْ اِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ اَوْلِیاء لِلَّذِینَ لاَ یوْمِنُونَ» (قرآن کریم، سوره مبارکه اعراف (۷): آیه شریفه ۲۷).
«ای فرزندان آدم مبادا که شیطان شما را دچار فتنه سازد، چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون ساخت، لباس از تن آنها برکند تا زشتی هایشان را بر آنها نمایان کند. بی شک شیطان و گروهش ـ از آنجاکه آنها را نمی بینید ـ شما را می بینند. ما شیاطین را سرپرستان کسانی قرار داده ایم که ایمان نمی آورند».

اگرچه آشنایی با «تهدیدات» ناشی از عملکرد دشمنان، پیوسته مد نظر دولت ها و جوامع مختلف بوده است، وضوح و شیوع گفتاری این مقوله باعث نشده است تا طی چند دهه ای(۱) که از شکل گیری مطالعات امنیتی (Security Studies) می گذرد، نظریه های علمی متناسب و درخوری در ارتباط با «شناخت»، «برآورد» و «مدیریت» تهدیدات شکل بگیرد. این نقیصه وقتی جدی تر می شود که «بومی نگری» را به عنوان یک شاخص، مطرح کرده، از این منظر به نقد متون و نظریه های موجود همت بگماریم. ازآنجاکه «بومی نگری» بر میزان تاثیرپذیری محتوایی و شکلی علوم از زمینه اجتماعی شان تاکید دارد(۲)، این پرسش اولویت می یابد که جامعه ایرانی تا چه اندازه توانسته است در طراحی و کاربست نظریه ای اسلامی و ایرانی در موضوع تهدیدشناسی ایفای نقش کند.
به عبارت دیگر، متون موجود در این زمینه (که معمولاً به آنها استناد می شود یا در مدیریت تهدیدات از آنها بهره برده می شود)، تا چه میزان با مبادی فرهنگی و مقتضیات زمانی و مکانی جمهوری اسلامی ایران تناسب دارند؟ با چنین معیاری، «توسعه نیافته» خواندن مطالعات مربوط به تهدیدشناسی در ایران، چندان دور از واقعیت نیست. دلیل این امر آن است که:
اولاً، مواجهه انتقادی با مطالعات آکادمیک در موضوع تهدیدشناسی در ایران اندک است؛ بدین معنا که اهتمام لازم برای شناخت نظریه های موجود و نقد و ارزیابی آنها صورت نگرفته و چنان که در بررسی متون این حوزه ملاحظه خواهد شد، متاسفانه فقر علمی در این زمینه وجود دارد.
ثانیاً، اندک مطالعات موجود یا مباحث پراکنده ای که ذیل عناوین امنیتی، برای بیان نظریه های تهدیدشناسی به انجام رسیده اند، از حیث ابتنا بر مبادی اسلامی و فرهنگ ایرانی آسیب پذیرند و چنان که بیان شد، عموماً با رویکرد بومی تحقیق و تالیف نشده اند یا حتی ترجمه آنها، ترجمه ای انتقادی نبوده است. نتیجه، آنکه «توسعه نیافتگی» مطالعات تهدیدشناسی در ایران، صرفاً با شاخص کمّی (نبود میزان قابل قبولی از متون تخصصی که امثال باری بوزان بیان داشته اند)(۳) تفسیر نشده و بیشتر از آن، ناظر بر شاخص کیفی (عدم حضور مبانی فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران در محتوای نظریه ها و نحوه کاربست آنها) است.(۴) همین ارزیابی است که ما را به ضرورت انجام تحلیل های بومی در حوزه «تهدیدشناسی» رهنمون می کند.

۱-۱. حدود موضوعی

«تهدید»، موضوعی «پیچیده»، «چند بُعدی»، «نسبی» و «زمینه وند» است (نک. افتخاری ۱۳۸۵ـ الف: ۲۸ - ۲۰) که مهم ترین ویژگی آن در عصر حاضر «متحول بودن» آن است. «تحول» دلالت بر آن دارد که ماهیت تهدید ـ گذشته از مصادیق بیرونی آن ـ نیز از تغییر مصون نیست و بازیگران هر عصر و دوره ، با روایت نوینی از «تهدید» روبه رو می شوند که اقتضای «شناختی جدید» و طراحی «الگوی مدیریتی» تازه ای دارد. از این منظر، شاید هیچ مفهوم تاثیرگذاری چون «قدرت نرم» (Soft Power)، معادلات و نظریه های تهدیدشناسی را متاثر نکرده باشد. دامنه و عمق این تاثیرات آن قدر زیاد است که می توان از آن به عنوان نقطه عطفی در شکل گیری گفتمان تازه «تهدید» (موسوم به تهدیدات نرم) یاد کرد.
«قدرت نرم» چنان که جوزف نای (Joseph Nye) اظهار کرده است، «بر قابلیت شکل دادن به علائق دیگران تکیه دارد» (نای، ۱۳۸۷: ۴۳) و از حیث ماهیت و ویژگی از قدرت سخت (Hard Power) ـ که بر عنصر اجبار و نه اقناع و پذیرش استوار است ـ متمایز است. اگرچه «نرم افزارگرایی» دارای ریشه و تبار تاریخی طولانی است، اما در این میان، رویکرد نای به دلیل عطف توجه به اصول گفتمانی قدرت و شناسایی و معرفی محورهای تحول قدرت متعارف (سخت) به قدرت نرم، منسجم و متفاوت از سایر دیدگاه های موجود ارزیابی می شود (نک. افتخاری، ۱۳۸۷ ـ الف: ۱۱-۷). به همین دلیل است که در پی طرح این مفهوم، شاهد تولید طیف متنوعی از مفاهیم همچون امنیت نرم، راهبرد نرم و بالاخره تهدید نرم هستیم که مبانی فلسفی آنها تماماً ریشه در اصول گفتمانی پیشنهادی نای دارد.
محقق، در اثر حاضر از همین منظر به نقد و ارزیابی موضوع پرداخته است. به عبارت دیگر، غیر بومی بودن گفتمان حاکم بر مطالعات تهدیدشناسی، پژوهشگر را بر آن داشته است تا با هدف زمینه سازی برای طرح نظریه ای ایرانی و اسلامی از تهدیدات نرم و ارائه پیشنهاد تخصصی درباره آنها، نسبت به شناسایی و ارزیابی نظریه های موجود همت گمارد. در این چشم انداز، پرسش اساسی محقق عبارت است از اینکه معنا و مقام تهدید نرم در گفتمان امنیتی اسلام چیست. پاسخ گویی به این پرسش اساسی، نیازمند پرداختن به چند سوال فرعی است که عبارت اند از:
- گفتمان های اصلی درباره تهدید نرم کدام اند (معرفی و نقد)؟
- شاخص نرم افزارگرایی در رویکرد اسلامی به تهدید چیست؟
- ابعاد و گونه های تهدید نرم در اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران چیست؟
چنان که ملاحظه می شود، محقق ابعاد معرفتی، روشی و مصادیق تهدیدات نرم در گفتمان اسلامی را به بحث گذاشته و ازاین طریق، متناسب با اصول معرفتی مکتب اسلام و ابعاد هویتی جامعه ایران، تصویری نسبتاً جامع در تهدیدشناسی طراحی و عرضه خواهد کرد (اِن شاءالله).

۲ -۱. ادبیات موضوعی

از آنجا که «تهدیدشناسی»، از موضوعات زیرمجموعه مطالعات امنیتی است که خود متاثر از مکاتب فکری حوزه های اصلی ای چون روابط بین الملل و علوم سیاسی است؛ متناسب با جریان های علمی شکل گرفته در این حوزه ها، شاهد طرح دیدگاه ها و نظریاتی درباره «تهدیدشناسی» نیز هستیم که اگرچه از حیث کمّی، زیاد نیستند و از حیث محتوایی استقلال علمی لازم را ندارند، اما به عنوان پیشینه موضوع، پرداختن به آنها در اثر حاضر ضروری است. پژوهشگر با توجه به رویکرد اثر حاضر (رویکرد اسلامی به موضوع تهدیدشناسی)، متون موجود را به سه گروه اصلی تقسیم می کند:

اول. متون توصیفی ـ تشریحی

تلاش برای شناسایی، دسته بندی و معرفی نظریه های موجود درباره تهدیدات نرم را می توان هدف اصلی این دسته از منابع معرفی کرد. به همین دلیل است که نویسندگان با انتخاب رویکرد توصیفی، به تشریح مبانی نرم افزارگرایی در تهدیدشناسی پرداخته اند و بدین وسیله به تدقیق شناخت مخاطبان از تهدید نرم کمک کرده اند. از جمله این منابع می توان به موارد زیر اشاره کرد:

مجموعه کتاب های جنگ نرم

مجلدات شش گانه جنگ نرم (جمعی از نویسندگان، ۱۳۹۰-۱۳۸۳) از جمله آثار مهمی است که در حوزه مطالعات امنیتی به همت موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران تهیه و منتشر شد ه است. آنچه در حد موضوع حاضر درخور توجه می نماید، ارتباط محتوایی مباحث مذکور با مصادیق تهدیدات نرم است. بدین معنا که تهیه کنندگان این مجموعه، به تناسب موضوع، به بررسی پاره ای از مصادیق تهدید نرم پرداخته اند. برای مثال، در بحث از جنگ رسانه ای یا جنگ های کامپیوتری و فضای مجازی، عملاً به معرفی برخی از مهم ترین مصادیق تهدید نرم ایران پرداخته اند. اهمیت این آثار در مطالعات موردی آنها است که در پژوهش حاضر، محقق به تناسب از آنها استفاده کرده است. اما کاستی عمومی این آثار در عدم توجه جدی و مستقل به مباحث نظری و تحلیلی است. بدین معنا که ورود به حوزه مباحث نظری و تلاش برای ارائه نظریه ای اسلامی از تهدید نرم، اصولاً در دستور کار این مجموعه قرار ندارد. بدین سبب، محقق از مطالب این مجموعه بیشتر برای تبیین نظریه های موجود و ارائه شواهد و مصادیق کاربردی استفاده کرده است.

تهدیدات قدرت ملی: شاخص ها و ابعاد

در این کتاب (ره پیک، ۱۳۸۷ـ الف)، نویسنده و همکارانش در پی آن بوده اند تا به فهرستی از اولویت های مهم تهدیدات جمهوری اسلامی ایران دست یابند و بدین منظور، ابعاد مختلف قدرت ملی (از قبیل سیاسی، فناورانه، اقتصادی و...) را لحاظ کرده و متناسب با هر بُعد، مهم ترین تهدیدات موجود را بیان کرده اند. آنها در فصل نخست به تعریف و بیان نظریه های تهدید همت گمارده اند. این فصل در ارتباط مستقیم با پژوهش حاضر است. بنیاد نرم افزارگرایی، در این کتاب بر نظریه قدرت نرم جوزف نای قرار دارد و به همین دلیل تلقی از تهدید نرم نیز در چارچوب نظریه نای ارائه شده است. بر این اساس، اگرچه مصادیق تهدیدات نرم و سختی که نویسندگان ذکر کرده اند، بومی و متناسب با جامعه ایران است اما نظریه مبنا که برای شناخت این تهدیدات به کار گرفته شده است، غیربومی است.

نظریه های امنیت: مقدمه ای بر طرح ریزی دکترین امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

در این اثر، اگرچه نویسنده به طور مستقیم و مستقل به موضوع تهدیدات نرم نپرداخته است، اما در مقام بحث از عوامل مخاطره آمیز برای امنیت ملی، به مقوله تهدیدات ـ و به تبع آن تهدیدات نرم ـ اشاره کرده است (عبدالله خانی، ۱۳۸۳). نظر به اینکه اثر دارای رویکرد توصیفی نسبت به نظریه ها و مکاتب موجود است، در هر فصل از کتاب تعریف تهدید متناسب با یکی از مکاتب آمده است. اثر دارای ارزش توصیفی است و در آن رویکردهای لیبرالیستی، اجتماعی، انتقادی، سازه انگاری و فمینیستی به صورت اجمالی آمده است. این کتاب صرفاً در بخش آشنایی با دیدگاه های متعارف موجود و در حد کلیات، مفید ارزیابی شده و مباحث انتقادی و اسلامی در آن موضوعیت و محوریت ندارد.
تهدید و امنیت: تعاریف و مفاهیم
کتاب تهدید و امنیت (مرادیان، ۱۳۸۸) را می توان متنی منسجم و با کاربرد آموزشی ارزیابی کرد که در آن، مولف نسبت به ارائه تصویری جامع و فراگیر از نظریه های موجود درباره امنیت و تهدید اقدام کرده است. مولف یک بخش مستقل را به مباحث «تهدیدشناسی» اختصاص داده و در آن ضمن تعریف تهدید به نوعی از مخاطره برای منافع بازیگران (مرادیان، ۱۳۸۸: ۱۷۰-۱۶۸)، تلقی های نادرست از تهدیدانگاری پدیده ها را نیز معرفی می کند. اگرچه مولف در این اثر گفتار مستقلی درباره «چیستی تهدید نرم» نیاورده است، اما در بحث از «ماهیت تهدید» و معرفی «تصویر ذهنی» از تهدید، عملاً از بُعد ذهنی تهدید به مثابه تهدید نرم تعبیر کرده است. این تلقی ای است که اگرچه در میان سایر نظریه های موجود، به روزتر و جدیدتر می نماید، اما چنان که خواهد آمد بیانگر تمام ملاحظات نرم افزاری تهدید در نگاه اسلامی نیست.

دوم. متون تحلیلی ـ انتقادی

در پی آشکار شدن آسیب های ناشی از پذیرش دیدگاه های غربی در موضوع «تهدیدات نرم» و آگاهی از کاستی این نظریه ها در تحلیل معنادار تحولات جامعه ایرانی و عدم توانایی آنها در ارائه راهبردهای مناسب برای اقدام توسط جمهوری اسلامی ایران، نسل جدیدی از مطالعات منتشر شده اند که در آنها، تلاش برای نقد مبانی، فلسفه و کاربرد نظریه های متعارف قدرت نرم، محوریت دارد. چنان که ملاحظه می شود، صرف اتخاذ رویکردی تحلیلی ـ انتقادی از مزایای برجسته این متون به شمار می آید؛ چراکه زمینه ورود به مطالعات بومی را مهیا می کند. اما نقیصه عمده، ناظر بر عدم ارائه بدیلی (Alternative) مناسب از سوی این متون برای نظریه های مسلط غربی است. در این گونه متون، در بهترین حالت نویسندگان به ذکر کلیاتی درباره رویکرد اسلام به تهدید نرم بسنده کرده اند. این رویکرد، اگرچه درخور توجه و صحیح است، اما از ساختار و کاربرد نظری منسجمی برخوردار نیست و لذا نمی تواند نیاز پژوهشگران و مدیران اجرایی را برآورده کند. در مجموع، می توان انتشار این گونه از مطالعات را اقدامی مثبت ارزیابی کرد که مقدمه ورود به عرصه تولید نظریه ایرانی - اسلامی درباره تهدید نرم به شمار می آیند. از جمله مهم ترین منابع این دسته می توان به موارد زیر اشاره کرد:

اصول و مبانی تهدیدشناسی در حوزه داخلی

اثر حاضر، نتیجه ویرایش و تنظیم گفتارهای سلسله نشست هایی با عنوان تهدیدشناسی است که توسط دانشگاه جامع امام حسین u و با حضور افتخاری برگزار شده است (افتخاری، ۱۳۸۹ـ الف). محور اصلی این مباحث را معرفی نظریه امنیت ایجابی در حوزه مطالعات امنیتی شکل می دهد و براین اساس، «تهدیدات نرم» از منظر جامعه شناختی معرفی شده اند. به زعم مولف، تهدید نرم دلالت بر آن دسته از تهدیداتی دارد که ریشه در خواسته های شهروندان، عدم کارآمدی نظام سیاسی یا ضعف ایدئولوژیک قدرت دارند. برای تحلیل این نوع از تهدیدات نیز از نظریه «تصویرسازی» استفاده شده است. مطالب این اثر، از حیث ایده پردازی در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفته است. البته با توجه به رویکرد اثر مزبور که جنبه گفتاری و سخنرانی دارد، به طور طبیعی، مستندات تحلیلی اندک اند. از این حیث، تلاش شده است نقیصه مذکور در تحقیق حاضر رفع شود. ضمناً باید توجه داشت که کتاب مذکور به مباحث مبنایی (چیستی تهدید نرم در اسلام) نپرداخته است و از این نظر نیز از تحقیق حاضر، متمایز است.

کالبدشکافی تهدید

کتاب کالبدشکافی تهدید، اولین اثر آکادمیک به زبان فارسی در موضوع تهدیدشناسی است که توسط انتشارات دانشگاه جامع امام حسینu و به قلم افتخاری چاپ و منتشر شده است. اثر مذکور، پژوهشی بنیادین در نظریه های تهدیدشناسی است که پس از ارائه نتایج و نقد آنها در دو دوره از مطالعات امنیتی در مقطع دکترا، به چاپ رسیده است (افتخاری ۱۳۸۵ ـ الف). رویکرد تحلیلی حاکم بر اثر، معطوف به بیان چیستی تهدید و ارائه شاخص هایی برای شناخت آن است. در این راستا، تهدید در دو فضای معرفت شناسانه و ماهیت شناسانه تحلیل شده است و در نهایت ۸ شاخص مفهومی برای شناخت تهدید پیشنهاد شده است. در ادامه کتاب نیز گونه های مختلف تهدیدات معرفی و تشریح شده اند. اگرچه تعریف و تحلیل تهدید نرم، محور این اثر نیست اما در بخش گونه شناسی تهدیدات، ملاحظاتی درباره ابعاد نرم افزارانه تهدید ارائه شده است. از جمله این موارد می توان به بُعد ذهنی تهدید یا ماهیت ویژه تهدیدات نامتقارن اشاره کرد. نکته درخور توجه آنکه، تقسیم بندی تهدیدات به سخت و نرم اصلاً در این اثر نیامده است و از این حیث، تحقیق حاضر مکمل آن اثر به شمار می آید.

ظرفیت های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در مقابله با تهدیدات نرم امریکا

اگرچه موضوع محوری این کتاب، قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران است (حجازی، ۱۳۸۷)، اما از آن حیث که نویسنده سعی دارد منابع و حوزه های فعال و منحصر به فرد قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران را در مواجهه با تهدیدات دشمنان بیان کند، موضوع تهدید نرم نیز تبعاً در آن طرح شده است. تلقی نویسنده از تهدید نرم، عمدتاً بر محور فرهنگ و هویت قرار دارد و از اقدامات دشمن برای مقابله با هویت فرهنگی و هنجاری مردم و نظام اسلامی در ایران، به مثابه تهدید نرم تعبیر شده است. اثر از حیث داشتن رویکردی بومی به مصادیق تهدید نرم و تمرکز بر روی راهکارها برای مقابله با تهدیدات نرم، درخور توجه است. البته از چشم انداز نظری و ارائه یک تئوری نوین و جامع برای چیستی تهدید نرم، محل نقد است و نیازمند آن است که با آثار تحقیقی دیگری تکمیل شود.

تهدیدات امنیت ملی (شناخت و روش)

با توجه به اینکه در بحث «تهدیدات نرم»، گذشته از شناخت مصادیق، دو موضوع نظریه تهدید نرم و شیوه مدیریت تهدیدات نرم نیز حائز اهمیت اند، در سال های اخیر شاهد پرداختن پژوهشگران به این موضوع بوده ایم. این موضوعی است که می تواند به غنای به ادبیات این مباحث کمک کند. کتاب تهدیدات امنیت ملی (شناخت و روش)، از آثار مهمی است که با این رویکرد تالیف و عرضه شده است (عبدالله خانی، ۱۳۸۶). در این کتاب، رویکرد مولف بیشتر جنبه آموزشی دارد و لذا شاهد دسته بندی و معرفی طیف متنوعی از نظریه ها و مکاتب در حوزه تهدیدشناسی هستیم که آشنایی با آنها برای محققان ضروری است. ازاین منظر، مولف به تعریف تهدید، بیان ویژگی ها و نحوه مدیریت آن پرداخته است. تهدید نرم، مطابق رویکرد مولف، با توجه به نوع روش و اهداف ناشی از آن قابل شناسایی است. بدین ترتیب، در این نگرش وجود یا نبود «خشونت» یا ماهیت پیامدهای حاصله از تهدید اهمیت می یابند. آنچه از منظر بحث حاضر محل نقد می نماید، محوریت مفهوم کلان تهدید است و اینکه تهدیدات نرم به عنوان یک موضوع خاص، در کل اثر مد نظر و موضوع بحث نبوده اند. لذا، اگرچه مطالب این اثر برای موضوع شناسی در زمینه تهدیدات نرم قابل توجه اند، اما درنهایت، مقدمه ای برای ورود به بحث هستند و جای ارائه نظریه و روشی خاص برای شناخت و مدیریت تهدیدات نرم همچنان خالی است.

تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در افق چشم انداز بیست ساله کشور

اثر حاضر متن رساله آقای گنجی دوست، در مقطع دکترای دانشگاه عالی دفاع ملی است که بر موضوع مهم فناوری اطلاعات متمرکز است (گنجی دوست، ۱۳۸۶). آنچه در این اثر درخور توجه می نماید، شمارش و معرفی آن دسته از تهدیدات نرمی است که در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات برای جمهوری اسلامی ایران متصور است. امتیاز این اثر اولاً، در داشتن رویکرد بومی به موضوع بحث، ثانیاً، تحلیل مصداقی و موردی تهدیدات نرم است که به خواننده امکان دریافت تصویری عینی از تهدیدات نرم جمهوری اسلامی ایران را می دهد. با این حال، نباید از نظر دور داشت که اثر مذکور از حیث مبانی نظری در حوزه چیستی تهدید نرم و نظریه تهدید نرم در قالب گفتمان اسلامی، بحثی مبنایی ندارد و بیشتر به مصداق شناسی (در قالب نظریه های اطلاعات و ارتباطات) پرداخته است. به همین دلیل است که این اثر در تحقیق حاضر صرفاً برای معرفی فناوری اطلاعات ذیل نظریه های تهدید نرم به کار رفته است.

تحلیل، ارزیابی و ارائه راهکارهای ارتقای امنیت نرم جمهوری اسلامی ایران

در اثر حاضر (عبدالله خانی، ۱۳۹۱)، نویسنده با عطف توجه به مفهوم محوری امنیت، در واقع به پرسش اساسی چیستی نرم افزارگرایی توجه کرده است. عبدالله خانی ضمن بررسی دیدگاه های مختلف در این زمینه، درنهایت، به ترکیبی از نظریه هایی که ابعاد ذهنی و کاربرد ابزارهای غیرخشونت آمیز را به عنوان شاخص نرم افزارگرایی در مطالعات امنیتی پیشنهاد می کنند، تمایل یافته است و از عدالت به عنوان راهنمای اصلی نرم افزارگرایی در حوزه امنیت سازی داخلی تعبیر کرده است. حجم اصلی پژوهش نیز بر همین بنیاد استوار است و از عدالت و امنیت سخن می گوید. نکته قوت اثر، داشتن رویکردی تحلیلی و بومی است که آن را از سایر آثار تالیفی متمایز می کند. اما آنچه در حد پژوهش حاضر باید به آن توجه داشت، اولاً، عدم محوریت مفهوم تهدید نرم است. بدین معنا که محور بحث مولف «امنیت نرم» است و بحث از تهدید نرم، نه در قالب یک گفتمان مستقل بلکه به شکل سلبی و در حد تعریف تهدید نرم، به نبود امنیت نرم صورت می گیرد. ثانیاً، نظریه ارائه شده جنبه ترکیبی دارد و تاسیسی نیست. از این حیث، در پژوهش حاضر صرفاً برای بیان و معرفی دیدگاهی خاص، از نتایج این تحقیق بهره برده شده است.

راهبردهای پیشگیری از امنیتی شدن پدیده های غیرامنیتی

اثر حاضر نتیجه یک مطالعه گروهی در دانشگاه عالی دفاع ملی به راهنمایی آقایان دکتر ره پیک و دکتر حاجیانی است (جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۹). با توجه به عطف توجه نویسندگان به مکتب کپنهاگ، نظریه اجتماعی تهدید به عنوان یکی از ارکان بحث انتخاب شده و در نتیجه آن تهدید نرم با روایت کپنهاگی معرفی و تحلیل شده است. این امر موجب شده است تا تفسیری خاص و محدود از تهدیدات نرم در دستور کار پژوهشگران قرار گیرد و از این حیث نتایج پژوهش کاربردی معین پیدا کنند. لازم به ذکر است که نویسندگان تلاش بسیار کرده اند تا نظریه اجتماعی ارائه شده از سوی مکتب کپنهاگ را بومی سازی کنند و ازاین طریق به شناختی کاربردی از موضوع، در حد جامعه ایران، دست یابند. بر این اساس، نگارنده در بحث از معرفی نظریه امنیتی شدن (در بخش معرفی نظریه های تهدید نرم) از نتایج این اثر استفاده کرده است. اما آنچه نباید از نظر دور داشت آن است که اولاً، بنیادهای فلسفی این نظریه غیربومی است و لذا انطباق آن با نظریه اسلامی تهدید نرم ممکن نیست. ثانیاً، رویکرد نویسندگان عمدتاً کاربردی است، ابعاد نظری و شناخت شناسانه آن کم رنگ اند و در نتیجه، نظریه جامع و کاملی از تهدیدات نرم در این اثر ارائه نشده است.

تهدیدات نرم امریکا و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

این اثر که نتیجه یک مطالعه گروهی توسط دانشجویان مقطع دکترای دانشگاه عالی دفاع ملی است (جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۶) از حیث عنوانی بیشترین قرابت را با موضوع پژوهش حاضر دارد. اگرچه در این اثر نظریه های مختلف و تعاریف متعدد تهدید نرم مورد بررسی قرار گرفته اند، اما درنهایت، تلفیقی از نظریه های فرهنگی ـ رسانه ای به عنوان نظریه تهدید نرم مبنا قرار گرفته است و عمده تهدیدات نرم شناسایی شده نیز در همین دو حوزه قرار دارند. بر این اساس، می توان چنین اظهار داشت که نظریه مزبور به دلیل جامع نبودن از شناسایی بخشی از تهدیدات نرم جمهوری اسلامی ایران باز مانده است. به عبارت دیگر، رویکرد نظری اثر نیازمند اصلاح و تقویت است تا بتواند با مبادی و اصول معرفتی مکتب اسلام انطباق کامل یافته و ازاین طریق در مقام شناخت و مدیریت تهدیدات نرم توفیق بیشتری داشته باشد. نتیجه آنکه، این اثر در حوزه مطالعات تهدیدات نرم، در خور توجه است و جز نقص نظری مذکور، از حیث موضوع و تلقی مفهومی و حتی مصادیق شناسایی شده در حوزه تهدیدات نرم جمهوری اسلامی ایران، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

تجزیه و تحلیل مقایسه ای میزان قدرت نرم ایران و امریکا در خاورمیانه

در این اثر پژوهشی، هرسیج و همکاران ایشان (۱۳۹۰) نسبت به تحلیل قدرت نرم بر مبنای نظریه ارائه شده از سوی جوزف نای اقدام کرده اند و سپس شاخص های توانمندی ایران و امریکا را در سه حوزه فرهنگی، ارزش های سیاسی و سیاست خارجی فهرست، آزمون و بررسی کرده اند. اگرچه در این پژوهش میزان توانمندی و قدرت دو بازیگر بیان شده است، اما هم زمان کاستی ها و نواقص ایران و امریکا مشخص شده و از آنها به عنوان تهدید نرم تعبیر شده است. این فهرست، شامل موارد زیر می شود: عدم مشروعیت ارزش های سیاسی، ناکارآمدی و مقبول نبودن سیاست خارجی و زوال جذابیت ارزش ها و عناصر فرهنگی.
آنچه این تحقیق را مهم می کند، روش پژوهش و استفاده از داده های مقایسه ای در گستره داخلی، منطقه ای و بین المللی است که تصویری شفاف از قدرت نرم و تهدیدات نرم هر دو بازیگر به نمایش می گذارد. بااین همه، نظریه مبنایی پژوهش در چارچوب نظریه قدرت نرم قرار دارد و لذا مولفه های تحلیلی ارائه شده برای تهدیدات نرم، محدود به نظریه مذکور است. از این حیث، تحلیل ارائه شده جامع نیست و پژوهش یادشده نمی تواند تمام مولفه های قدرت نرم و تهدیدات نرم جمهوری اسلامی ایران ـ به ویژه نسبت و اولویت این تهدیدات نرم با یکدیگر ـ را نشان دهد.

شاخص ها و کارکردهای قدرت نرم در فرایند سیاست خارجی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۸۹ - ۱۳۵۷)

اثر حاضر که به عنوان ویژه نامه نشریه نامه دفاع (رشاد، ۱۳۹۰) به چاپ رسیده است، اگرچه دارای موضوع محوری قدرت نرم است، اما از دو حیث با تهدید نرم ارتباط دارد. نخست، آنکه محقق در مقام آسیب شناسی و تحلیل وضعیت به «تهدیدات نرم» جمهوری اسلامی ایران توجه کرده و موضوع نشانه شناسی تهدیدات قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران را به عنوان بخشی از رسالت پژوهشی خویش مطرح کرده است. دیگر، آنکه موضوع پژوهش کاملاً بومی و در چارچوب گفتمان اسلامی تعریف شده است و از این حیث می تواند در ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش حاضر باشد. با این حال، در مقام ارزیابی اثر باید اظهار داشت که تلقی مبنایی از قدرت نرم و تهدید نرم نزد نویسنده، منطبق با نظریه جوزف نای است و تنها ابتکار نویسنده، ذکر مصادیق ایرانی برای نظریه نای است تا ازاین طریق نظریه مذکور را با شرایط ایران منطبق سازد. در نتیجه، می توان رویکرد تحلیلی مولف را بومی ارزیابی کرد، اما ساختار نظری پژوهش بومی نبوده و متناسب با نظریه قدرت نرم است.

سوم. متون نظری ـ راهبردی بومی

ویژگی متون نظری ـ راهبردی بومی، طراحی و ارائه نظام فکری ای است که از درون آن، نظریه ها و دیدگاه های جدیدی تولید می شود. به عبارت دیگر، این متون در پی تولید دستگاه فکری ای هستند که بتواند شاخص هایی نرم افزارگرا پیشنهاد کند و از این حیث، صرفاً به بازخوانی یا بازتولید دیدگاه های موجود بسنده نکند. کاربرد وصف «راهبردی» نیز به این دلیل است که این متون، راهنمای مطالعات بعدی به شمار می آیند. تولید چنین آثاری نیازمند کاوش های فلسفی در مبانی معرفت شناختی و روش شناختی و ماهیت شناسی موضوع مورد بحث است که درنهایت، امکان نیل به نظریه ای مستقل و نوین را ممکن می کند. اگرچه، در ارتباط با موضوع مهم تهدیدات نرم، متاسفانه چنین رویکردی کمتر مد نظر بوده است، اما اندک مطالعات صورت گرفته با این رویکرد را می توان به شرح زیر معرفی کرد:

برآورد تهدید: رویکردی نظام واره

اثر حاضر را می توان دومین اثر آکادمیک در حوزه نظریه های تهدیدشناسی به زبان فارسی ارزیابی کرد که به همت دانشگاه عالی دفاع ملی و به قلم افتخاری، چاپ شده است (افتخاری، ۱۳۹۰ـ ب). این کتاب ادامه منطقی کتاب کالبدشکافی تهدید (افتخاری، ۱۳۸۵ـ الف) است و در آن محقق به ارائه پاسخی به این سوال می پردازد که چگونه می توان تهدیدات را برآورد کرد. منظور از برآورد نیز سنجش ابعاد مختلف کیفی و کمّی تهدیدات است تا درنهایت، بتوان شدت و اولویت آنها را مشخص کرد. اگرچه بحث تهدیدات نرم، محور این اثر نیست، اما دستگاه سنجش ارائه شده از سوی محقق که بیانگر یک نظریه سیستمی (نظام واره) پیچیده و جامع است، ابعاد نرم افزاری تهدید در سطح محیط، ورودی ها، خروجی ها، بازخوردها و فرایند را در بر می گیرد. ازاین حیث، می توان این اثر را در کالبدشکافی مفهومی و نظری تهدید نرم مفید ارزیابی کرد. باوجوداین، موضوع مهم چیستی تهدید نرم و مبانی معرفتی آن در اسلام و ایران در این اثر مورد توجه قرار نگرفته است و ازاین حیث کتاب مذکور از تحقیق حاضر متمایز است.

مفهوم و ابعاد تهدید نرم در مطالعات امنیتی

اثر حاضر را می توان تلاشی سازنده برای ورود به حوزه مطالعات راهبردی و بومی در موضوع تهدیدشناسی در جامعه علمی کشور ارزیابی کرد (نائینی، ۱۳۸۹). در این اثر، نویسنده ضمن بررسی دیدگاه های موجود درباره چیستی تهدید نرم سعی کرده است رویکردی جامع را که برگرفته از متون و مبانی دینی و ایرانی است، طراحی و ارائه کند. مطابق تحلیل نویسنده، تهدید نرم اقدامی بر ضد اصول، ارزش ها، هنجارها، نگرش ها و انگیزش ها ارزیابی می شود که افزون بر تغییر دیدگاه می تواند رفتار و منش بازیگر را در میان مدت یا بلندمدت تغییر دهد. ازاین حیث، مقولاتی چون اشاعه فرهنگی، تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی و... از سیاست های بارز تهدید نرم به حساب می آیند. به همین دلیل است که برای تهدید نرم ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تعریف شده است.
اگرچه رویکرد ارائه شده در این اثر درخور توجه است و می توان از آن به عنوان یکی از متون مهم در بحث تهدیدشناسی در ایران یاد کرد، اما باید توجه داشت که گفتمان مسلط بر این نظریه، متناسب با گفتمان های رایج در حوزه مطالعات امنیتی عرفی گرا است. به عبارت دیگر، انحصار تهدید نرم به گستره اقدامات هویتی ـ هنجاری در بخش های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، ابتکاری بومی ارزیابی نمی شود و در سنت های تحلیلی متعارف نیز نظایری برای آن وجود دارد. البته مولفه ها و شاخص ها در این رویکرد بومی شده و متناسب با گفتمان اسلامی و شرایط جمهوری اسلامی ایران سازمان دهی شده اند که این مسئله در حد خود، مثبت ارزیابی می شود. نتیجه آنکه، اصول گفتمانی نظریه حاضر و به عبارت دیگر، فلسفه تهدید نرم در این نظریه همچنان غیر بومی است و ازاین حیث شایسته نقد است. آنچه نگارنده در پژوهش حاضر در مقام بیان آن است، این است که چیستی تهدید نرم، نظریه تهدید نرم و مولفه ها و شاخص های آن را باید پس از تایید فلسفه تهدید نرم در گفتمان اسلامی به انجام رساند؛ در آن صورت خواهد بود که رویکردی جدید به تهدید نرم پدید می آید که جامع تر و کامل تر از تصویری است که در رویکردهای فرهنگی یا ترکیبی آمده است.

نظریه امنیت جمهوری اسلامی ایران

موضوع تهدید در اثر حاضر، به عنوان بحثی فرعی و ذیل عنوان ارکان تحلیلی امنیت آورده شده است. باوجوداین، حجم مباحث مربوط به تهدید و انواع تهدیدات شناسایی شده برای جمهوری اسلامی ایران به اندازه ای است که از حیث کمّی و از نظر اهمیت محتوایی می توان آن را در بحث تهدیدشناسی درخور توجه ارزیابی کرد (نک. ره پیک و دیگران، ۱۳۸۷ـ ب: ۲۴۸ - ۲۱۱). رویکرد مولفان در این بخش متاثر از نظریه های سنتی امنیت بوده و لذا در مقام تعریف تهدید و بیان انواع آن، صرفاً به بازسازی مرجع تهدید، هدف از تهدید و ابزارهای اعمال تهدید همت گمارده اند و با استفاده از دیدگاه های امام خمینی(ره) سعی کرده اند تصویری بومی از نظریه موجود تهدید ارائه کنند. بر این اساس، شاخص نرم افزارگرایی تهدید، نوع اهداف موضوع تهدید بوده است. در مجموع، اگرچه مصادیق مورد بحث از تهدیدات در این اثر بومی هستند، اما نظریه مبنا که شاخص شناخت تهدید بوده، بومی نیست و از حیث جامعیت و اثربخشی نظری در شناسایی تهدیدات، مورد نقد است.
بررسی تحلیلی ادبیات موضوعی، حکایت از آن دارد که رویکرد اسلامی به موضوع تهدیدشناسی (که ذیل دسته سوم مطالعات امنیتی جای می گیرد) علی رغم اهمیت نظری و کاربردی ای که دارد، کمتر مورد توجه بوده است و همین نقیصه اقتضای تولید آثاری از قبیل اثر حاضر را دارد. برای این منظور، محقق نخست به بررسی انتقادی دیدگاه های موجود می پردازد، سپس نظریه ای بومی برای شناخت و تحلیل تهدیدات نرم ارائه می کند و در پایان، کانون های اصلی شکل گیری و ظهور تهدیدات نرم برای جمهوری اسلامی را مطابق با نظریه پیشنهادی، شناسایی و معرفی می کند.

۳ -۱. شبکه مفهومی

منظور از شبکه مفهومی، مجموعه مفاهیم اساسی ای است که پژوهش حاضر براساس آنها استوار شده است. با توجه به نقش محوری این مفاهیم در سامان دهی پژوهش و درک معنای مورد نظر محقق، در این فصل تعاریف مبنا(۵) ارائه می شوند.

۱-۳-۱. امنیت

امنیت در زبان فارسی به معنای لغوی «ایمن شدن»، «در امان بودن» و «بی بیمی» به کار رفته است و به همین دلیل آن را موضوع دستگاه های انتظامی و نظامی دانسته اند که از آنها به «امنیه» تعبیر شده است (معین، ۱۳۷۵: ۳۵۵-۳۵۴). برابر نهاد این واژه در عربی «الامن» است که دلالت بر اطمینان، آرامش، محافظت و ضمانت دارد (نک. سیاح، ۱۳۷۱: ۴۹ - ۴۸؛ المنجد، ۱۳۶۳: ۱۴۸). در زبان انگلیسی نیز برابرنهاد Security و Safe را می توان برای آن سراغ گرفت که رهایی از ترس، عدم نگرانی، صیانت و حفاظت را می رساند (Guralink ۱۹۸۲: ۱۲۸۸).
برخلاف معنای لغوی امنیت که حکایت از نوعی اجماع معناشناسانه دارد، از حیث اصطلاحی تعاریف متنوع و متعددی از آن ارائه شده است که نه تنها ادعای وجود اجماع درباره آن را نفی می کند، که تجمیع آنها را نیز دشوار می کند. نگارنده با بررسی بیش از ۱۵۰ تعریف ارائه شده از امنیت (نک. افتخاری، ۱۳۷۷: ۶۰-۲۷)، آنها را در قالب دو گفتمان اصلی تحلیل و دسته بندی کرده است که عبارت اند از (افتخاری، ۱۳۹۱ـ ب: ۹۱-۸۴):

الف. گفتمان سلبی امنیت

بنیاد مرکزی گفتمان سلبی (Negative Discourse) را این اصل شکل می دهد که پدیده ها را می توان از طریق نفی نقیضشان شناخت.(۶) بر این اساس، امنیت در گفتمان سلبی به «نبود تهدید» شناخته می شود و می توان آن را چنین تعریف کرد (نگاه کنید به نمودار شماره ۱-۱: بخش الف):

«امنیت وضعیتی است که در آن، منافع بازیگر از سوی دیگر بازیگران یا مورد تهدید واقع نشده یا در صورت وجود تهدید احتمالی، امکان مدیریت موثر آن برای بازیگر (تهدید شونده) وجود داشته باشد»

در این تعریف، «نبود تهدید» و «مدیریت موثر تهدید» دو امکان اصلی برای شکل گیری امنیت شناسانده شده اند. منظور از «مدیریت موثر تهدید» عبارت است از: دفع تهدید، مهار تهدید یا استحاله آن به گونه ای که تبدیل به فرصتی برای کشور تهدیدشونده گردد (نک. افتخاری، ۱۳۹۰ ـ الف). این گفتمان دربردارنده طیف متنوعی از نظریه های امنیتی است: از سنت گرایان (Traditionalists) که بر محوریت تهدیدات نظامی تاکید دارند، گرفته تا فراسنت گراها (Post-traditionalists) که از چند بُعدی بودن امنیت و عدم انحصار آن به بُعد نظامی حمایت می کنند (مانند پیروان نظریه اقتصادی، زیست محیطی، سیاسی و فرهنگی امنیت و...) و هر روز به تنوع دیدگاه های آنها افزوده می شود (نک. افتخاری، ۱۳۸۰ ـ الف: ۲۲–۱۴؛ افتخاری، ۱۳۸۱ ـ الف: ۳۳۹ - ۱۵۳).(۷)

ب. گفتمان ایجابی

گفتمان ایجابی (Positive Discourse) را می توان واکنشی منطقی به طرح و توسعه گفتمان سلبی امنیت دانست، چرا که آن گفتمان نه تنها به حاکمیت امنیت فراگیر و پایدار کمکی نکرد، بلکه با دامن زدن به «محظور امنیتی» (Security Dillema)(۸) زمینه توسعه گستردگی ناامنی ها را فراهم آورد. ایده اصلی پیروان این گفتمان را می توان چنین تلخیص و بیان کرد: نبود تهدید شرط لازم برای ایجاد امنیت است، اما شرط کافی نیست. بدین معنا که اگر بازیگری با تهدید خارجی روبه رو باشد، به طور قطع در وضعیت «ناامن» است، اما نمی توان در صورت نبود تهدید، برای آن امنیت را اثبات کرد. وجود امنیت، افزون بر نبود تهدید خارجی، نیازمند وجود شرط دیگری است که از آن می توان به «ایجاد رضایت در داخل» اشاره کرد. بر این اساس، امنیت در گفتمان ایجابی، چنین تعریف می شود:

«امنیت وضعیتی است که در آن بین خواسته ها و داشته ها در یک واحد سیاسی معین، متناسب با ضریب ایدئولوژیک (آن واحد)، تعادلی وجود دارد که نزد بازیگران (آن واحد)، تولید رضایت می کند».

این تلقی از امنیت بر سه عنصر اساسی استوار است که عبارت اند از:

۲ -۳- ۱. تهدید

تهدید را باید از جمله واژگانی دانست که به دلیل وضوح معنایی، معمولاً کمتر به تعریف آن اهتمام شده است. این در حالی است که تحلیل انتقادی دیدگاه های موجود، حکایت از آن دارد که «تهدید» هم از نظر ماهوی و هم از لحاظ مصداقی دارای معنای روشن و واحدی نیست. میزان ابهام و تحول معنای تهدید به مراتب از واژه «امنیت» بیشتر است و به همین دلیل است که تعریف «امنیت» به «وضعیت مبتنی بر نبود تهدید» نه تنها روشنگر نیست، که فهم و درک ما از امنیت را دشوارتر می کند.
تهدید، از حیث لغوی به معنای «ترساندن، بیم دادن و بیم» به کار رفته است (معین ۱۳۷۵، ج۱: ۱۲۷۳) که متناسب با تعریف لغوی و اصطلاحی ای است که برای امنیت در گفتمان سلبی ارائه شده است. اما از حیث اصطلاحی، با توجه به نوع عنصری که در تعریف تهدید برجسته شده است، می توان چند رویکرد مختلف را شناسایی کرد:

الف. رویکرد نتیجه محور

در این تعاریف، تهدید هر آن رخداد یا اقدامی شناسانده می شود که در صورت تحقق بتواند تاثیری منفی بر روی ارزش های مطلوب بازیگر مقابل بگذارد. رابرت ماندل از این منظر، تهدید را «بروز اختلال» در توانمندی، قدرت و فرایند نیل به اهداف یک بازیگر تعریف کرده است (ماندل، ۱۳۷۷: ۶۱). این تعریف اصطلاحی از امنیت بیشترین تناسب را با تعریف لغوی از تهدید دارد. برای مثال، در فرهنگ وبستر، تهدید به هر آن چیزی اطلاق شده است که به منافع کسی یا چیزی «آسیب» می زند یا اینکه «نتایجی نامطلوب» برای آن در پی دارد (Guralink, ۱۹۸۲: ۱۴۸۲).

ب. رویکرد نیت محور

در این تعاریف، تهدید قلمداد شدن یک پدیده، متضمن توجه به «نیات و اهداف» بازیگر عامل است، تا ازاین طریق بتوان رفتارهای به ظاهر یکسان و مشابه را از یکدیگر تفکیک کرد. به عبارت دیگر، تهدید در این رویکرد نوعی پیام و برداشت است که مخاطب از اغراض و نیات عامل آن دریافت می کند (See Jones, ۱۹۹۹: ۱۱۴-۱۱۹). از این منظر، تهدید عبارت از آن اقدامی است که با انگیزه ضربه زدن به منافع بازیگر مقابل صورت می گیرد (نک. مرادیان، ۱۳۸۸: ۱۷۱-۱۷).

ج. رویکرد عامل محور

در این تعاریف، «انجام دهنده» یک عمل در تعیین تهدید بودن پدیده نقش اساسی دارد، به همین دلیل است که مفهوم «دشمن» و موضوع «دشمن شناسی» به شاخص اصلی مفهوم تهدید تبدیل می شود.(۹) تهدید در این رویکرد به اقدامات اتخاذ شده از سوی دشمن (بالقوه یا بالفعل) محدود می شود (جمعی از نویسندگان، ۱۳۹۰ـ الف: ۵۰).

د. رویکرد ترکیبی

با توجه به اهمیت و هم پوشانی سه عنصر «نتیجه»، «نیت» و «عامل»، پاره ای از نویسندگان بر این اعتقادند که شناخت تهدید متضمن تحصیل هر سه شاخص در یک پدیده است؛ بدین صورت که
:
«تهدید به آن بخشی از قابلیت ها یا نیات و اقدامات دشمن خارجی اطلاق می شود که می تواند موجب تضعیف روحیه ملی و عدم انجام موفقیت آمیز هدف های ملی گردد» (جمعی از نویسندگان، ۱۳۹۰ـ ب: ۳۲).

هـ. تعریف جامع (پیشنهاد مولف)

آنچه در مقام ارزیابی تعاریف پیشین می توان اظهار کرد، آن است که دیدگاه های مذکور جزء نگرند و برای تعریف تهدید تنها به یک یا چند عنصر توجه داشته اند. این در حالی است که در مقام تعریف ـ به دلیل تغییر و تحول عناصر مزبور ـ لازم است ویژگی های کلانی مد نظر قرار گیرند که در صورت تغییر عناصر و مصادیق خاص، اعتبار تعریف مخدوش نشود. برای این منظور، نگارنده در تعریف تهدید دو بُعد معرفت شناسانه و ماهیت شناسانه را به صورت توامان لحاظ کرده و بر این باور است که:
«تهدید عبارت است از نوعی مخاطره نسبت به منافع بازیگر که امکان مدیریت آن در چارچوب اصول و ضوابط قانونی، با هزینه قابل قبول و از طریق اصلاحی، به دلیل شیوع علائم نظری و کاربردی آن، وجود ندارد».
درک این تعریف از تهدید نیازمند توجه به دو نکته مهم است:(۱۰)

نکته اول: معرفت شناسی و ماهیت شناسی تهدید

در ماهیت شناسی، ویژگی های ذاتی و ماهوی تهدید مد نظر است، حال آنکه در معرفت شناسی ویژگی های پدیداری (بیرونی) تهدید ملاک اند. بر این اساس، دو ویژگی اصلی تهدید عبارت اند از:
الف. تهدید در ارتباط مستقیم با زمینه اجتماعی بازیگر است؛ به این معنا که هر بازیگر، تهدیدات خاص خود را دارد (ویژگی ماهیت شناسی).
ب. تهدید در ارتباط مستقیم با منابع و ساختار قدرت است؛(۱۱) به این معنا که تعداد و شدت تهدیدات با میزان قدرت بازیگر تهدید شونده و تهدیدکننده، قابل فهم است.
ویژگی های دوگانه بالا، در تعریف ارائه شده از تهدید توسط پژوهشگر لحاظ شده است و ازاین حیث می توان این تعریف را جامع و نسبت به موارد مشابه کامل تر ارزیابی کرد. در این تلقی:
اولاً، تهدید یک موقعیت واحد، مشخص و یکسان (برای تمامی بازیگران) ارزیابی نمی شود.(۱۲)
ثانیاً، متناسب با ارزیابی به عمل آمده از سوی بازیگر تهدید شونده و تهدیدکننده، تهدید می تواند گستره مفهومی محدود یا گسترده داشته باشد.
بر این اساس، پژوهشگر هفت واژه هم خانواده (واژگان مشابه) برای تهدید پیشنهاد می کند که معمولاً ـ و به صورت ناصواب ـ از سوی نویسندگان مختلف به عنوان معادل مفهوم تهدید از آنها یاد می شود:

مفهوم ۱. موضوع (Subject)

موضوع به هر پدیده سیاسی ـ اجتماعی اطلاق می شود که به نوعی از منظر امنیتی اهمیت یافته و به نحوی به حوزه بررسی ها و مطالعات امنیتی وارد شده است. موضوعات امنیتی، در قیاس با شش مفهوم بعدی، از کمترین حساسیت برخوردارند و به صرف ارتباط مفهومی یا کاربردی با منافع شکل می گیرند.

مفهوم ۲. مسئله (Issue)

مسئله، به آن دسته از موضوعات امنیتی اطلاق می شود که در شبکه منافع بازیگران نوعی تعارض پدید می آورند. البته ویژگی این تعارض ها، سطح پایین آنهاست؛ بدین معنا که تعارض های نظری (عموماً) یا عملی (بعضاً) در چارچوب ضوابط قانونی حاکم و با تحمل هزینه ای اندک قابل مدیریت هستند.

مفهوم ۳. مشکل (Problem)

مشکل، به آن دسته از مسائل امنیتی اطلاق می شود که اگرچه سطح تعارض رخ داده در آنها اندک است، اما میزان هزینه های بازیگر برای رفع آنها افزایش یافته و در قالب اصلاحات اندک قابل مدیریت نیست. به عبارت دیگر، مدیریت تعارض تنها با هزینه های سنگین (ولی در چارچوب ضوابط)، هنوز ممکن است.

مفهوم ۴. معضل (Problematic)

معضلات، به آن دسته از مشکلات اطلاق می شود که راه حل آنها در چارچوب ضوابط موجود دیگر میسر نیست اما می توان با اصلاح چارچوب ها و ضوابط اصلی، نسبت به حل آنها اقدام کرد.

مفهوم ۵. خطر (Danger)

آن دسته از معضلات که از طریق اصلاح چارچوب، امکان حل آنها وجود ندارد، باید در فضایی متفاوت بررسی شوند. خطرات، آن دسته از معضلاتی هستند که اگرچه هنوز به حوزه عملی وارد نشده اند، اما شیوع نظری بسیار یافته اند. به عبارت دیگر، خطرات، بیشتر به ایده انقلاب و شورش در ساحت نظری دلالت دارند.

مفهوم ۶. بحث (Debate)

بحث امنیتی، حکایت از معضل امنیتی ای دارد که در آستانه انقلاب و شورش عملی قرار دارد و نمودهای آن صرفاً در عرصه نظر نیستند و از مصادیق قابل توجه عملی نیز برخوردارند. «بحث های امنیتی»، مرحله پیش از بحران ارزیابی می شوند که حداقل کنترل متصور برای مدیریت، در آنها وجود ندارد.

مفهوم ۷. بحران (Crisis)

بحران، موقعیتی حاد است که تنش و اضطراب در آن به حد بسیار بالایی رسیده است و در نتیجه، رفتارها از حداکثر آسیب پذیری برای آغاز برخورد فیزیکی برخوردارند (رابینسون ۱۳۷۵: ۱۱۸). به عبارت دیگر، بحران نشانه خروج وضعیت از کنترل است.

نکته دوم: ارزیابی امنیتی مفاهیم

چنان که ملاحظه شد، مفاهیم مذکور از بار امنیتی یکسانی برخوردار نیستند و می توان آنها را به شکل نمودار شماره ۱-۱ (از حیث شدت ناامنی) جایابی کرد:



نمودار شماره ۱-۱: نسبت سنجی مفاهیم هم خانواده تهدید

بدین ترتیب برای تهدیدشناسی می توان دو مکتب اصلی را معرفی کرد:

مکتب اول: حداکثر گرایان

در این مکتب، تهدید گستره ای وسیع دارد و از موضوع امنیتی تا بحران امنیتی را شامل می شود (فاصله الف ـ ج بر روی نمودار شماره ۱-۱). به عبارت دیگر، هر هفت مفهوم مصداقی از تهدید به شمار می آیند. برای همین است که تهدید به هر تغییر و تحول منفی ای در حوزه منافع بازیگر اطلاق می شود (نگاه کنید به نمودار شماره ۲-۱: بخش الف).

مکتب دوم: حداقل گرایان

در این مکتب، گستره مفهومی تهدید به حداقل ممکن رسیده و فقط مقطع ج (بر روی نمودار شماره ۱-۱) را شامل می شود. براین اساس، «موضوع، مسئله، مشکل و معضل» به عنوان مفاهیم دارای بار صریح تهدیدآمیز تلقی نمی شوند (نگاه کنید به نمودار شماره ۲-۱: بخش ب).



نمودار شماره ۲-۱: قلمروی مفهومی تهدید در دو مکتب حداکثرگرایی و حداقل گرایی

۳ -۳ -۱. اسلام

اسلام به عنوان مکتب منادی نگرش توحیدی نسبت به تمامی هستی، مطرح است؛ مکتبی که ویژگی بارز آن فهم و مدیریت حیات بر بنیاد اراده شارع مقدس (خداوند یکتا) است. این نگرش، از حیث محتوا «واحد» و «مشخص» است و خداوند متعال بر آن تاکید کرده است:

«اِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّه الاِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ اُوْتُواْ الْکتَابَ اِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهمُ الْعِلْمُ بَغْیا بَینَهمْ وَمَن یکفُرْ بِآیاتِ اللّه فَاِنَّ اللّه سَرِیعُ الْحِسَابِ» (قرآن کریم، سوره مبارکه آل عمران (۳): آیه شریفه ۱۹)
«همانا دین نزد خداوند فقط همان اسلام است و کسانی که به آنها کتاب داده شده، با یکدیگر اختلاف نکردند مگر پس از آنکه علم [به این حقیقت] برای آنان حاصل آمد [و به دلیل] سابقه حسدی که میان آنان وجود داشت [به اختلاف برخاستند]...».

چنان که ملاحظه می شود جریان هدایت، «اسلام» نام گرفته و اختلافات مقوله ای عرضی ارزیابی شده اند. اما همین امر عرضی موجب شده است تا طیف متنوعی از ادیان و تلقی های متفاوت پدید آید. این مسئله ای است که تعریف «اسلام» را ضروری می سازد.
«اسلام»، در حد پژوهش حاضر با روایت ارائه شده از سوی جریان امامت (تشیع) ـ که در عصر حاضر توسط حضرت امام(ره) احیا و عرضه شده است ـ مد نظر است. در این تعریف از اسلام، جامعیت و کمال دین، وحدت دیانت و سیاست، پاسخ گویی دین به مسائل دنیوی و اخروی و بالاخره محوریت شان هدایتی آموزه های دینی در همه اعصار و ادوار تاریخی پذیرفته شده است (نک. موسوی خمینی، ۱۳۶۹؛ مطهری، بی تا؛ مطهری، ۱۳۶۰). اسلام با این معنا و کاربرد، بر منابع معرفتی زیر استوار است: قرآن کریم، احادیث و سیره معصومینu و اصل اجتهاد و استمرار ولایت در عصر غیبت با عنوان تخصصی ولایت فقیه. همین تلقی اصولی از اسلام است که در فرمایش های حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبری، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، سند چشم انداز و نقشه جامع علمی کشور مورد توجه قرار گرفته است.

۴ -۳- ۱. رویکرد

رویکرد (Approach)، را راه و روش انتخاب شده برای رسیدن به هدفی معین، معنا کرده اند (Guralink, ۱۹۸۲: ۶۸). کاربرد این واژه عموماً برای راه ها و روش های علمی است؛ بدین معنا که حکایت از «مَنظر» فرد و محقق دارد و اینکه وی چگونه به یک موضوع نظر علمی می کند. براین اساس، «رویکرد اسلامی» دلالت بر آن دارد که محقق در مقام تبیین، نقد و تاسیس نظریه ای در موضوع «تهدید نرم»، اصول معرفتی مکتب اسلام را مبنا قرار داده است. البته اصول و مبانی اسلامی در هر یک از مراحل سه گانه بالا نقش متفاوتی ایفا می کنند. بدین صورت که:
الف. در مقام «تبیین نظریه های موجود تهدید نرم»، مبانی اسلامی به عنوان شاخصی برای دسته بندی آنها مطرح است و پژوهشگر با توجه به «شاخص اسلام» نسبت به دسته بندی این نظریه ها اقدام می کند. اینکه در یک نظریه یا یک اثر به چه میزان و چگونه (به صورت اثباتی، سلبی یا انتقادی) به اصول اسلام پرداخته شده است، شاخص و راهنمای محقق است.
ب. در مرحله «نقد»، رویکرد اسلامی معنایی موثرتر یافته است و ما شاهد ارزیابی محتوایی و شکلی نظریه های مربوط به تهدید نرم، مستند به اصول و مبانی اسلامی هستیم. در این سطح، «رویکرد اسلامی» در قالب بیان وجوه مثبت و منفی نظریه ها خود را نشان می دهد.
ج. در مقام «تاسیس»، «رویکرد اسلامی» معنایی بسیار پررنگ می یابد؛ بدین صورت که مستند به مبانی و اصول اسلامی «نظریه ای تازه» درباره تهدید نرم ساخته و پرداخته می شود. این تلقی از «رویکرد»، عمدتاً در فصل چهارم اثر ظهور و بروز دارد، حال آنکه در فصول دوم و سوم، بیشتر دو نقش نخست از «رویکرد» مد نظر است.
در مجموع، «رویکرد» دلالت بر آن دارد که محتوای اثر حاضر به نوعی (یا به شکل توصیفی، یا تحلیلی یا انتقادی) در ارتباط با ـ و متاثر از ـ اصول و مبانی اسلام است.

۵- ۳ -۱. نظریه

برداشت های موجود از «نظریه» (Theory) متنوع و متعددند؛ به گونه ای که از بیان ساده یک نظر (Idea) تا ارائه دستگاه فکری منسجمی که از درون آن تحلیل های فراگیر در موضوعات مختلف تولید می شود را در بر می گیرند (نک. جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۷). آنچه از بررسی انتقادی دیدگاه های موجود حاصل می آید، این است که «نظریه»، ایده ای است که از حیث شکل، هدف و کیفیت محتوایی حداقل دارای سه استاندارد مطرح شده توسط پی. رینولدز (P. Reynolds) باشد (نک. جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۷: ۱۰-۵):
الف. نظریه، حاوی مجموعه ای از تعاریف، اصول موضوعه و گزاره های معنادار است.
ب. نظریه، در مقام بیان گزاره های مذکور در بند الف، از مجموعه ای از قوانین بهره می برد که بر اعتبار یافته های مزبور در مقام بیان حقایق خارجی از سوی صاحبان آن نظریه ها دلالت دارند.
ج. نظریه، متضمن بیان الگو و فرایندی است که افزون بر توصیف موضوع و تحلیل آن، به کار پیش بینی آینده و ارائه تجویز نیز می آید. به عبارت دیگر، نظریه ها نسبت به شرایط و محیط، منفعل نیستند، به شکلی فعال عمل می کنند و صاحبان و پیروان خود را قادر به ارائه دیدگاه های تحلیلی ـ راهبردی می سازند.
در اثر حاضر نیز، همین معنا از «نظریه» مد نظر بوده و آنچه به عنوان «نظریه اسلامی تهدید نرم» طراحی و پیشنهاد شده است، در واقع ایده ای ابتکاری در موضوع به شمار می آید که به مخاطب امکان و توان آن را می دهد تا به شناخت «تهدیدات»، تحلیل آنها و در نهایت چگونگی مدیریت تهدیدات نرم اهتمام ورزد. البته، هدف از پژوهش حاضر طراحی و ارائه نظریه مورد بحث و نه کاربست آن است. به همین سبب است که نحوه کاربست نظریه پیشنهادی می تواند موضوع پژوهش های موردی بعدی قرار گیرد.

مرور فصل اول

«تهدید نرم» به دلیل شرایط محیطی و حساسیت های نظری از اهمیت علمی بالایی برخوردار است، به گونه ای که در کمتر از ۵ سال اخیر، شاهد تولید حجم بالایی از متون و گزارش ها درباره چیستی این تهدیدات یا بررسی مصادیق آن بوده ایم. این در حالی است که بررسی انتقادی متون منتشر شده حکایت از آن دارد که ابعاد نظری ـ معرفتی این مفهوم کمتر مورد توجه بوده است. دلیل این «کم توجهی» را می توان در دو بند خلاصه کرد:
نخست، آنکه مواجهه عملی و گسترده جامعه ایرانی با تهدیدات نرم، فرصت لازم برای پرداختن به لایه های معرفتی، شناختی و فلسفی موضوع را به دست اندرکاران امر نداده است و اهتمام عمومی معطوف بررسی های کاربردی شده است.
دیگر، آنکه ورود گسترده ایده های وارداتی (از طریق ترجمه مستقیم یا غیرمستقیم متون غربی)، مانع از آن شده است تا تصویری بومی از این اصطلاح به بحث گذاشته شود و یک دستگاه معرفتی ایرانی ـ اسلامی در این موضوع بنا و معرفی گردد.
پژوهش حاضر، با عطف توجه به چنین ضرورت هایی و با هدف طراحی و پیشنهاد نظریه ای اسلامی درباره تهدید نرم، تحقیق و تالیف شده است. در این فصل، ضمن تبیین قلمروی موضوعی بحث، مفاهیم بنیادین پژوهش تعریف و ادبیات مرتبط بررسی و نقد شده اند. چنان که در قسمت بررسی متون ملاحظه می شود، جامعه علمی در حد شناخت مرزهای کاربردی و مصداقی موضوع به خوبی عمل کرده است، اما مرزها و مبانی معرفتی تهدیدات نرم، عموماً غیر بومی هستند. بنابراین، اهتمام به رفع این نقیصه و زمینه سازی برای ورود به عرصه مطالعات بومی «تهدید نرم»، رسالت مهمی به شمار می آید که دارای ارزش علمی و کاربردی است.

فصل ۲: مکاتب و نظریه های تهدید نرم

کلیات

اگرچه تنوع و اختلاف نظریه ها در حوزه علوم انسانی امری طبیعی می نماید (جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۷: ۸۱-۴۵)، اما آنچه شناخت، تحلیل و نقد «نظریه های تهدید نرم» را ضروری و برجسته می سازد، ارتباط نوع نظریه تولید شده با اهداف مورد نظر از ناحیه اعمال این تهدیدات است؛ بدین معنا که اهداف و نتایج تهدیدات نرم به میزان زیادی در ارتباط با نوع نظریه انتخاب شده است و می توان ادعا کرد که نوع تلقی ما از تهدید نرم، در میزان آسیب پذیری ما از این تهدیدات نقش دارد. همین ملاحظه است که طراحان نظریه تهدید نرم را واداشته است تا از طریق تولید و رواج نظریه هایی خاص، در پی نیل به اهداف مورد نظر خود باشند. برای مثال میشل ویلیامز (Michael Williams) در کتاب فرهنگ و امنیت اظهار کرده است که گام نخست برای فعال سازی فرایند تضعیف و زوال نظام سیاسی در جوامع مختلف آن است که توجه توده ها و مسئولان نسبت به حساسیت عملکردهای تخریبی در عرصه فرهنگ و هنر، کاهش داده شود و از این طریق، راه نفوذ به درون شبکه اعتقادی ـ هویتی هموار شود (ویلیامز ۱۳۸۹: ۲۷۰ - ۲۵۵). معنای این سخن آن است که تهدیدانگاری فعالیت های فرهنگی ـ اجتماعی از سوی بازیگر تهدیدشونده باید به حداقل ممکن برسد، تا از این طریق راه برای اعمال تهدید هموار شود.
تحلیل ها و راهبردهایی از این قبیل بسیارند (See Ackerman & Duvall, ۲۰۰۰) و تماماً دلالت بر آن دارند که نوع نظریه ما از تهدید نرم، در اقدام به تولید یا مدیریت تهدید نرم تاثیر دارد. براین اساس، نظریه های تهدید نرم نه تنها باید شناسایی شوند، که لازم است موضوع مورد تحلیل انتقادی قرار گیرد و در نهایت، زمینه برای طرح نظریه ای اسلامی مهیا شود. از این منظر، نگارنده ـ با توجه به عناصر چهارگانه تهدید ـ اقدام به معرفی مکاتب اصلی موجود در این موضوع و سپس دسته بندی نظریه ها ذیل مکاتب بیان شده، کرده است. برای این منظور، شناخت عناصر تهدید، نخستین گام تحلیل را شکل می دهد.

۱ -۲. شناخت عناصر تهدید

دیدگاه های ارائه شده درباره چیستی تهدید یا مصادیق آن بسیار و متنوع اند، اما با تحلیل محورهای مشترک میان این تعاریف مشخص می شود که صاحبان این دیدگاه ها به چهار عنصر اساسی در مقام تبیین چیستی تهدید توجه داشته اند. البته همه نویسندگان به این عناصر توجه یکسان نداشته اند و دلیل اختلاف تعاریف نیز در همین نکته نهفته است. در این قسمت، برای نیل به تصویری جامع از «تهدید نرم»، عناصر مذکور تشریح و متناسب با آنها تعریف تهدید نرم ارائه می شود (نک. نمودار شماره ۱-۲).

عنصر اول: تهدیدگر

منظور از تهدیدگر، عامل تولید کننده(۱۳) تهدید است که در مطالعات امنیتی و راهبردی از ابعاد مختلفی به آن پرداخته شده است. مهم ترین این موارد، توانمندی و موقعیت راهبردی تهدیدگر است. مهم ترین عامل نرم افزاری در ارتباط با «تهدیدگر»، غرض و نیت او در تولید و اعمال تهدید است که می تواند زمینه لازم را برای درک مفهوم «تهدید نرم» فراهم کند.
«غرض»، مقوله ای پیچیده است که از حیث روان شناختی حداقل شامل چهار بخش اصلی است (نک. آدلر، ۱۳۷۰؛ ارنسون، ۱۳۸۴؛ بلوم، ۱۳۵۲):
بخش اول، انگیزه (Motivation): پوشیده ترین بخش اغراض را در بر می گیرد که ماهیت انتزاعی دارد و در لایه های پنهانی (اذهان) عاملان شکل می گیرد. انگیزه ها می توانند به صورت «خودآگاه» یا «ناخود آگاه» فعال شوند. در مواردی که انگیزه معین و «خود آگاه» است، از آن به نیت (Intention) تعبیر می شود.
بخش دوم، غایت (Desired / End): عالی ترین سطح از درخواست عامل را در بر می گیرد که تمامی اهداف و امکانات، ذیل آن و برای آن معنا و مفهوم می یابند. غایت در شکل دهی به اهداف نقش موثر و اصلی را دارد.
بخش سوم، هدف کلی (Aim / Goal): اهداف کلی را می توان معنای عملیاتی «غایت» ارزیابی کرد که در چشم اندازهای زمانی میان و بلندمدت تعریف می شوند.
بخش چهارم، هدف معین (Target): اهداف جزئی و معین از تلاقی امکانات و شرایط با اهداف کلی حاصل می شوند و عینی ترین و صوری ترین وجه یک اقدام را در بر می گیرند.
چنان که ملاحظه می شود، بخش های اول تا سوم غرض به میزان بالایی تحت تاثیر عناصر روان شناختی (و نرم) هستند.

عنصر دوم: تهدیدشونده

مهم ترین عنصر مورد توجه در کالبدشکافی تهدید، «تهدیدشونده» است. از این منظر، بررسی شاخص هایی چون میزان توانمندی، موقعیت، تعداد و انواع متحدان و همراهان بازیگر تهدید شونده اولویت می یابند (نک. افتخاری ۱۳۸۵ ـ الف: ۹۷-۹۰). از منظر نرم افزاری، مهم ترین شاخص برای تحلیل تهدید در این سطح، «موضوع تهدید» است.
«موضوع تهدید»، بخش یا قسمتی از «منافع تهدیدشونده» را در بر می گیرد که از سوی تهدیدگر برای نیل به اهداف تعریف شده، مورد تهاجم قرار می گیرد. برای مثال اگر بازیگر A برای اعمال تهدید اقتصادی بر ضد بازیگر B اقدام کند و در این مورد تحریم هایی در حوزه بانکی و معاملات مالی وضع کند، می توان «سیستم بانکی» کشور B را به عنوان «موضوع تهدید» معرفی کرد. «موضوع تهدید» از حیث ماهیت به دو دسته اصلی تقسیم می شود:

الف. موضوعات هنجاری
ب. موضوعات کاربردی

منظور از موضوعات هنجاری، بخشی از منافع بازیگر است که در ارتباط با هویت او هستند. برای مثال پیتر کاتزنشتاین (Peter Katzenstein) مقوله «فرهنگ» را به عنوان شاخص اصلی شناسایی این دسته از تهدیدات پیشنهاد کرده و از این منظر به تحلیل تهدیدات نوین برای نظام های سیاسی پرداخته است (Katzenstein, ۱۹۹۶: ۱۰-۳۷) یا اصحاب مکتب کپنهاگ (Copenhagen School)، «هویت» را به عنوان شاخص اصلی معرفی کرده (See. Guzzini & Jung, ۲۰۰۴: ۵۳-۶۶) و به «اجتماعی شدن تهدیدات»(۱۴) (Societal Threat) حکم داده اند (افتخاری، ۱۳۸۵ ـ ب: ۸۶ - ۸۱). اما موضوعات کاربردی جنبه ای عینی دارند و ناظر بر کارآمدی نظام سیاسی هستند. میشل براون (Michael Brown)، در این مورد به موضوعاتی چون مداخله، کارشکنی، اعمال فشار و در بالاترین حالت، تجاوز (جنگ) اشاره می کند که معمولاً ذیل عنوان تهدیدات سخت و با این تفسیر مشخص می شوند که موضوعات هنجاری، محور اصلی تهدیدات نرم به شمار می آیند.

عنصر سوم: فرایند تهدید

در حالی که در مطالعات سنتی تهدیدشناسی، «تهدید» عموماً مقوله ای بسیط ارزیابی می شود که به مفهوم «مخاطره» منحصر می شود، در رویکردهای نوین شاهد نقد این تلقی و تعریف تهدید به مثابه یک «فرایند» (Process) ـ تا موضوع اراده یک یا چند بازیگر مشخص (Project) ـ هستیم. این رویکرد تحلیلی در نوشته های افرادی چون جین شارپ (Jane Sharp)، آکرمن و دیوید کورترایت (David Cortright) قابل مشاهده است. این افراد، با عطف توجه به عنصر روش (Method) در تولید تهدید، باور دارند که تهدیدات در نسبت با اهداف، محیط، اغراض و نحوه اقدام بازیگران ساخته می شوند. به همین سبب، این دسته از نظریه پردازان از «اقدامات غیر خشونت آمیز» به عنوان موثرترین و جدیدترین تهدیدات نرم یاد می کنند که به سادگی با عناصر ساده ای چون ابزار اعمال تهدید یا منابع آنها، قابل شناخت، تحلیل یا مدیریت نیستند (See. Ackerman & Duvall, ۲۰۰۰; Cortright, ۲۰۰۶; Sharp, ۱۹۷۳ b).
از این منظر، نگارنده برای تهدید، دو بُعد اصلی را شناسایی و پیشنهاد می کند که نحوه تعامل و ترکیب آنها، فرایند تهدید را شکل داده و الگویی نوین در شناخت تهدیدات نرم عرضه می کند:

الف. فیزیک تهدید

منظور از فیزیک تهدید، ملاحظات عینی ای هستند که عملیاتی شدن یک تهدید را ممکن و موثر می کنند. فیزیک تهدید مواردی چون ابزار تهدید، سازوکار و برنامه اجرایی تهدید و منابع مورد نیاز برای فعال سازی تهدید را در بر می گیرد.

ب. محتوای تهدید

گذشته از عوامل فیزیکی مورد نیاز برای تکمیل و فعال سازی تهدید، بازیگران نیازمند مجموعه ای از مقولات ذهنی ـ معرفتی هستند تا بتوانند به فیزیک تهدید معنای مورد نظر را بدهند. برای مثال، پشتیبانی تبلیغاتی (و عملیات روانی) تهدید، همراهی اجتماعی با تهدید در حوزه تهدیدشونده و تهدیدکننده، واقعی تصور کردن تهدید و... تماماً مولفه هایی هستند که محتوای تهدید را شکل می دهند. آنچه نگارنده با عنوان فرایند تهدید از آن تعبیر کرده است، در واقع فرایند تعریف و تامین دو ویژگی اصلی زیر است: اولاً، رعایت اصل تناسب بین محتوای تهدید با فیزیک تهدید و ثانیاً، ایجاد تعامل مناسب بین این دو بخش. بدین ترتیب تهدید نرم ناظر بر محتوای تهدید ـ و نه فیزیک آن ـ است.

عنصر چهارم: محیط تهدید

محیط شناسی را باید حوزه ای مطالعاتی و رو به رشد در امنیت پژوهی ارزیابی کرد که به طور مشخص با توجه به نوع تهدیدات متصور برای بازیگران، توسعه و تکامل یافته است. در محیط شناسی، مولفه هایی که به نوعی یک یا چند عنصر را تحت تاثیر قرار می دهند، به بحث گذاشته می شوند (نک. افتخاری، ۱۳۸۵ ـ الف: ۱۳۳). برای مثال، تحقیق پیرامون تاثیرات ناشی از جغرافیا، ژئوپلیتیک، جریان های جهانی و... در محیط شناسی تهدید مهم هستند. با تامل در متون موجود، می توان دو حوزه محیطی را شناسایی و معرفی کرد که بیانگر وضعیت تهدید هستند:(۱۵)
الف. محیط فرهنگی
ب. محیط جغرافیایی
در حالی که محیط جغرافیایی به بررسی عوامل عینی (Objective) همت می گمارد (مانند وسعت سرزمین، منابع قدرت، جمعیت، ژئوپلیتیک و...)، محیط فرهنگی به بررسی تاثیرات ناشی از عوامل ذهنی (Subjective)، (مانند امور اعتقادی) بر روی فرایند تهدید می پردازد. برای این گروه، مقولاتی چون مذهب، عرف، فرهنگ سیاسی، اسطوره های تاریخی، هویت و... دارای اهمیت هستند. همین بخش موضوع، تهدیدات نرم هستند.
از مجموع آنچه بیان شد، مشخص می شود که در تحلیل تهدیدات، توجه به هر چهار عنصر بیان شده و مولفه های مرتبط با آنها، ضروری است، چرا که از این طریق، می توان به تصویری کامل تر از تهدید نرم دست یافت (نگاه کنید به نمودار شماره ۱-۲).



نمودار شماره ۱-۲: عناصر اساسی تهدید (در نظریه های کلاسیک)

۲-۲. مکاتب تهدید نرم

با توجه به عناصر و شاخص های معرفی شده برای تحلیل تهدید، حال می توان نسبت به شناسایی، دسته بندی و نقد دیدگاه های موجود اقدام کرد. از این منظر، نگارنده چهار مکتب اصلی در حوزه نرم افزارگرایی تهدید را شناسایی و پیشنهاد می کند:

مکتب اول: نرم افزارگرایی «ابزاری»

در این مکتب، تهدیدات با توجه به «ابزار» به کاررفته برای اعمال تهدید، قابل تفکیک به سخت و نرم هستند. «ابزار تهدید»، از جمله موضوعاتی است که ذیل عنوان کلان «فیزیک تهدید» آمده است و به صورت سنتی مقوله ای عینی ارزیابی می شود که مواردی چون سلاح، تعداد افراد، پول و... را در بر می گیرد. به همین دلیل است که تلقی اولیه از ابزار، معطوف پدیده های سخت افزارانه است.
متعاقباً، این دیدگاه در پرتو ظهور و رشد فناوری های نوین، نقد شده است. بدین ترتیب، شاهد طرح ابزارهای جدیدی برای اعمال تهدید هستیم که جنس آنها مشابه موارد پیشین نیست و نمی توان آنها را سخت افزارانه ارزیابی کرد. این ابزارها شامل امواج، بایت ها، کلمات و... می شوند که هر روز بر تعداد و انواع آنها افزوده شده و به شکلی متفاوت از ابزارهای سخت عمل می کنند.
درنتیجه این تحول شاهد تفکیک دو گونه متفاوت از تهدیدات هستیم. نخست، تهدیدات سخت که از طریق ابزارهای خشونت آمیز اعمال می شوند (مانند تهدید نظامی که با فعال سازی پایگاه های نظامی معنا می شود) و دوم، تهدیدات نرم که به وسیله کاربرد ابزارهای غیر خشونت آمیز شکل می گیرند (مانند استفاده از رسانه ها برای تحت فشار قرار دادن دیگران).
این مکتب به دلیل بساطت و وضوحی که دارد، معمولاً مورد توجه قرار گرفته و عمده نظریه های موجود به نحوی متاثر از آن هستند. تحلیلگران حوزه رسانه به این نظریه اقبال بسیار دارند و بر این اعتقادند که کانون اصلی تهدیدات نرم را باید در فضای ارتباطاتی و در نقش آفرینی موثر رسانه های نوین جستجو کرد.

مکتب دوم: نرم افزارگرایی «هدف گرا»

«هدف»، نزد این دسته از اندیشه گران عبارت است از خواسته هایی که به صورت مشخص و معین و در بازه زمانی محدودی توسط تهدیدگر، دنبال می شوند. این تلقی، مطابق تعریف ارائه شده از «اهداف معین» (Targets) در بحث شناسایی غرض تهدیدگر است. براین اساس، مشخص می شود که تهدیدات را می توان با توجه به ماهیت هدف مورد نظر تهدیدگر، تفکیک کرد: اگر هدف تهدید، عینی (Objective) و محسوس (Tangible) باشد، از آن می توان به تهدید سخت تعبیر کرد (مانند اعمال تهدید برای تصرف سرزمینی یا اعمال سلطه بر منابع طبیعی دیگر بازیگران)؛ اما اگر هدف مورد نظر، ذهنی (Subjective) و غیرمحسوس (Intangible) باشد، در آن صورت تهدیدی نرم خواهد بود (مانند اعمال تهدید برای تغییر دادن ذهنیت ها، تصورات، باورها و...).
این مکتب، بیشتر از سوی اصحاب مطالعات فرهنگی مورد توجه بوده است. مطابق این مکتب، تهدید نرم روایت و تفسیری نوین و جامع تر از «تهدیدات فرهنگی» به شمار می آید. برای مثال، فرانسیس ساندرس، (Frances S. Sanders) در کتاب جنگ سرد فرهنگی، (The Cultural Cold War) تصویری پیچیده و عملیاتی از فرهنگ ارائه می دهد و تبیین می کند که امریکا چگونه با تمرکز بر روی حوزه فرهنگ و هنر توانست اتحاد جماهیر شوروی را دچار بحران کند. به زعم وی، فروپاشی شوروی نه نتیجه سیاست های اقتصادی و سیاسی امریکا، که محصول تهاجم فرهنگی امریکا بر ضد شوروی بوده است. به عبارت دیگر، تهدیدات فرهنگی، بنیاد و مبانی قدرت مارکسیسم را فرسود و به تدریج زمینه فروپاشی آن را فراهم کرد (ساندرس، ۱۳۸۲: ۵۴۶-۵۲۳). متاثر از این رویکرد است که شاهد طرح مفاهیم عملیاتی ای چون تهاجم فرهنگی، اشاعه فرهنگی یا زوال تمدنی به عنوان مدل هایی برای تهدید نرم هستیم (نک. الیاسی، ۱۳۸۹: ۳۶ - ۳۴).
در صورت پذیرش این تلقی از تهدید نرم، نظریه های فرهنگی به عنوان مبنای تحلیل پذیرفته می شوند و در نتیجه، تهدیدات نرم متناسب با ساختار فرهنگی پدیده ها موضوعیت می یابند. به همین دلیل است که از ارزش های بنیادین و هویتی جوامع (مانند آزادی و عدالت)، نگرش های پایه (مانند نگرش به نظام سیاسی و دیگران) و ترجیحات مهم (مانند اخلاقیات و آداب)، به عنوان قلمرو موضوعی تهدید نرم تعبیر می شود (نک. الیاسی، ۱۳۸۹؛ ساندرس، ۱۳۸۲؛ Vanderl, ۲۰۰۵). پیروان این رویکرد در مقام معرفی ابزارها و روش های مورد استفاده در تعریف و اعمال تهدید نرم، بر ابزارها، سیاست ها و کارگزاران فرهنگی تاکید می کنند و بر این اعتقادند که تهدیدات نرم صرفاً از طریق ابزارهایی که با بینش، منش و روش مخاطبان سروکار دارند، قابل اعمال هستند (نک. کاولتی، ۱۳۸۹؛ نای، ۱۳۸۷).

مکتب سوم: نرم افزارگرایی محیطی

رشد روزافزون فناوری های نوین، به ویژه فناوری های حوزه ارتباطات و پدیدآمدن فضای تازه ای موسوم به فضای سایبری (Cyberspace) موجب شده است تا شاهد شکل گیری روایت تازه ای از نرم افزارگرایی تهدیدات باشیم. درک این فضای تازه در گرو تحلیل دو مفهوم بنیادین است:

الف. فناوری

فناوری در تعریف عمومی پاسخی است برای سوال های ناظر بر «چگونگی، روش ها و مهارت های مربوط به کاربرد علم در قالب فنون و تکنیک ها» (مبینی دهکردی، ۱۳۲۸: ۵۶). لذا می توان فناوری را ترکیبی موزون از مهارت ها، دانش ها، اطلاعات، سخت افزارها و الگوهای مدیریتی ارزیابی کرد که از حیث ماهوی چند بُعد اساسی دارد: انسان افزار (شامل منابع انسانی، خلاقیت و مهارت)، نرم افزار (شامل اطلاعات، مستندات و نظریه ها) و بالاخره سازمان افزار (شامل الگو های مدیریتی و ملاحظات ساختاری) (مبینی دهکردی، ۱۳۸۶: ۵۷- ۵۶).

ب. سایبرنتیک

نوربرت وینر، (Norbert Wiener) در سال ۱۹۵۰ با تفطن به اینکه شناخت ماهیت جوامع انسانی و مدیریت آنها بدون توجه به سازوکارهای ارتباطی بین انسان ها میسر نیست و اینکه تحولات جامعه جهانی موجب ایفای نقشی برجسته توسط ماشین ها در این الگوی ارتباطی شده است، واژه «سایبرنتیک» (Cebertnetics) را وضع و پیشنهاد کرد. به زعم وی سایبرنتیک، فضای ویژه ای از ارتباطات است که در آن، فناوری، ماشین های پیشرفته، اطلاعات و انسان ها در شبکه ای درهم تنیده قرار می گیرند و در نتیجه، واقعیت ها، شناخت ها و رفتارها نسبت به فضای سنتی مورد نظر (که از آن به عینیت باوری ساده و صرف تعبیر می شود) کاملاً متفاوت به نظر می رسد (نک. وینر، ۱۳۶۶: ۱۷-۲). شاید تعبیر کاترین بلزی (Cathrine Belsey) رساتر باشد، آنجا که شاخصه بارز فضای سایبری را دست کاری در «امر واقعی» (Real) می داند. بدین صورت که در فضای سایبر، ما شاهد شکل گیری «امور مجازی» هستیم که از حیث باور، شناخت و کاربرد کاملاً واقعی ارزیابی می شوند و از آنها می توان به «واقعیت های مجازی» یاد کرد (بلزی، ۱۳۸۹: ۴۶-۱۹). این تلقی امروزه به دلیل حضور فناوری های فوق پیشرفته، کمتر مورد نقد می گیرد و «فرهنگ سایبری» (Cyberculture) در بسیاری از نقاط جهان و نزد بسیاری از مردمان معتبر ارزیابی می شود. در این تصویر، رایانه ها، شبکه های ارتباطی اطلاعات بین رایانه ای (نک. بیات، ۱۳۸۹) مبنای اصلی معرفی و درک واقعیت ها قرار می گیرند و به همین سبب «سایبرنتیک» محیطی خاص و متمایز از محیط جغرافیایی و فیزیکی قلمداد می شود که حتی بر آن سلطه و غلبه دارد.
با این توضیح، مشخص می شود که «فضای سایبر» شکل دهنده نوع جدیدی از محیط تعامل میان عناصر و بازیگران است که در آن، «تصاویر» مرجعیت دارند. به همین دلیل است که فضای سایبر در قیاس با محیط جغرافیایی سنتی، نرم افزارانه ارزیابی می شود. نرم افزارگرایی محیطی، با دو دیدگاه در عرصه تجزیه و تحلیل و شناخت تهدیدات ارائه شده است:

اول. نرم افزارگرایان سنتی

این دسته از تحلیلگران با توجه به پررنگ شدن نقش عناصر هنجاری در حوزه محیط شناسی، ضمن تاکید بر مرجعیت عناصر سختی چون گستره، جغرافیا، ژئوپلیتیک و... می پذیرند که مشخصه های فرهنگی ای نیز برای محیط پدید آمده است که می توان از آنها به بُعد نرم افزاری تهدیدات محیطی یاد کرد. برای مثال، می توان برجسته شدن پیوندهای قومیتی، مذهبی یا ملیتی به واسطه نزدیکی جغرافیایی دو یا چند کشور اشاره کرد که می تواند به نوعی محیط فرهنگی تازه ای پدید آورد و از درون آن تهدیداتی برای حکومت های ملی یا مرکزی به وجود آورد. معمولاً در بررسی تهدیداتی چون اقلیت گرایی یا قومیت گرایی به این نوع از تهدیدات نرم ارجاع داده می شود (نک. افتخاری، ۱۳۸۳).

دوم. نرم افزارگرایان جدید

این گروه از تحلیلگران با عطف توجه به کارویژه های منحصر به فرد فناوری های نوین و غلبه آنها بر ملاحظات سخت افزارانه سنتی، بر این اعتقادند که محیط سایبری پدیدآمده به مثابه محیط اصلی و مرجع مطرح است و عوامل و مولفه های جغرافیایی سنتی را باید ذیل آنها معنا و فهم کرد. به عبارت دیگر، تهدیدات نرم محصول تاثیرپذیری محیط از فناوری های نوین اند. بدین ترتیب، این تهدیدات ذاتاً نرم هستند، چون از درون محیط سایبری پدید می آیند. در این رویکرد، مولفه های سنتی، مرجعیت و محوریت ندارند (نک. ضیایی پرور، ۱۳۸۳ ـ الف: ۳۹۳ - ۲۷۷).

مکتب چهارم. نرم افزارگرایی فرایندی

چنان که ذیل عنصر فرایند اشاره شد، فرایند تهدید ناظر بر نحوه ترکیب بین دو عنصر فیزیکی و محتوایی تهدید است. براین اساس، نرم افزارگرایی تهدید با طرح این ادعا آغاز می شود که در نسبت میان فیزیک تهدید و محتوای تهدید، این محتوای تهدید است که مرجعیت و سلطه دارد؛ بدین معنا که اهمیت و کاربرد فیزیک تهدید، تابعی از معنا و مقام محتوای تهدید است. این ایده در بحث برآورد تهدید بسیار حائز اهمیت است، چرا که به تهدیدشونده امکان ارزیابی و اولویت بندی تهدیدات موجود در ظرف زمانی مشخصی را می دهد (نک. افتخاری، ۱۳۹۰ـ ب: ۶۹-۵۵).
با توجه به نمودار شماره ۳-۲ می توان به دریافت شفاف تری از نرم افزارگرایی فرایندی رسید. در این مثال بازیگر A با میزان مشخص و معینی از ابزار و امکانات به تهدید بازیگر B اقدام می کند اما نتیجه اعمال این تهدید از حیث فرایندی همیشه یکسان نیست. در این ارتباط می توان به دو سناریوی اصلی اشاره داشت:

سناریوی ۱. نرم افزارگرایی مثبت

در این سناریو فرض بر این است که فرایند تهدید به شکل موفق انجام گرفته است؛ بدین صورت که بازیگر A با استفاده از ابزارهای پشتیبانی چون تبلیغات، عملیات روانی، دیپلماسی عمومی و... نسبت به توجیه و هدایت افکار عمومی و نگرش های خواص در جامعه هدف (B) اقدام کرده است. در نتیجه، جامعه هدف (B) برای فیزیک تهدید (T') آثار بسیار جدی تر و موثرتری از آنچه فیزیک تهدید نشان می دهد، قائل هستند. از این برداشت و تلقی به محتوای تهدید (T'') تعبیر می شود. نتیجه در عالم واقع، حاکمیت T' است که تحت تاثیر اقدامات بازیگر مهاجم (A) پدید آمده است. مثلاً یک تحریم ساده که از فیزیک مشخصی برخوردار است (مانند مسدود کردن حساب های بانکی) می تواند برای یک بازیگر تا اندازه یک تهدید حیاتی (مانند سقوط رژیم) معنا و مفهوم پیدا کند. نرم افزارگرایی بر این نکته تاکید دارد که معنای تهدید تابع محتوای آن و نه فیزیک تهدید است (نک. نمودار شماره ۲-۲: بخش الف).

سناریوی ۲. نرم افزارگرایی منفی

در این سناریو، فرض بر این است که فرایند تهدید به شکلی ناقص صورت پذیرفته و بازیگر مهاجم (A) علی رغم بسیج بخش زیادی از توانمندی های خود برای اعمال تهدید (فیزیک تهدید = T')، نتوانسته است محتوای مطلوبش را نزد جامعه هدف (B) تولید کند، بدین صورت که جامعه هدف (اعم از مردم و نخبگان)، تهدید مزبور (T') را جدی و معنادار نمی بینند. در این حالت، اگرچه فیزیک تهدید (T') بزرگ است اما تحت تاثیر محتوای تهدید (T'')، ارزش و تاثیر خود را تاحدودی از دست می دهد. برای همین است که ملاحظه می شود، تهدیدگر نمی تواند با صرف بیان تهدیدات و تکرار آنها، به اهداف خود برسد، چراکه جامعه هدف، آن تهدیدات را معنادار و موثر ارزیابی نمی کند (نک. نمودار شماره ۲-۲: بخش ب).



نمودار شماره ۲-۲: سناریوهای دوگانه نرم افزارگرایی فرایندی

با توجه به اینکه معمولاً در رویکردهای مزبور، بُعد یا بخش خاصی برجسته شده است، برخی از نویسندگان در پی ترکیب این رویکردها برآمده اند تا ازاین طریق رویکردی جامع را پیشنهاد کنند. مطابق نظر این دسته از نویسندگان، تهدیدات نرم تابعی از تغییرات حاصل آمده در دو حوزه اصلی «هدف ـ روش» هستند. این رویکرد جامع، به این تحلیلگران امکان داده است تا از دو عنوان تکمیلی «تهدیدات نیمه سخت» و «تهدیدات نیمه نرم» نیز استفاده کنند. مطابق دیدگاه این نویسندگان، می توان گونه های اصلی تهدید را چنین معرفی کرد (نک. جدول شماره ۱-۲):

الف. تهدید سخت: به تهدیداتی گفته می شود که ماهیت تهدید ناظر بر مقولات عینی و محسوس و روش به کاررفته برای این منظور متضمن خشونت است؛ مانند تهدید به اقدام نظامی برای تصرف سرزمینی یا ساقط کردن یک نظام سیاسی .

ب. تهدید نرم: به تهدیداتی اطلاق می شود که ماهیت آنها ناظر بر مقولات ذهنی است و با به کارگیری ابزارهای غیرخشونت بار همراه است؛ مانند استفاده از رسانه برای تضعیف مشروعیت یک نظام سیاسی.

ج. تهدید نیمه سخت: به تهدیداتی اطلاق می شود که اگرچه از ابزارهای خشونت بار در آنها استفاده می شود، اما ماهیت آنها محسوس و عینی نیست؛ مانند تهدید به اقدام نظامی نه برای تصرف سرزمین، بلکه برای تحقیر و تضعیف جایگاه و موقعیت بازیگر هدف. با توجه به ترکیبی بودن این نوع از تهدید، برخی بر آن عنوان نیمه سخت و برخی نیمه نرم گذاشته اند.

د. تهدید نیمه نرم: به تهدیداتی اطلاق می شود که از حیث ماهیت، محسوس و عینی هستند اما از حیث روش به ابزارهای غیر خشونت بار توجه دارند؛ مانند به کارگیری امواج برای از کاراندازی تسلیحات و امکانات بازیگر هدف.

جدول شماره ۱-۲: گونه شناسی تهدیدات بر اساس رویکرد ترکیبی



اگرچه این رویکرد نزد تحلیلگران مدرن در حوزه امنیت پژوهی مورد توجه بسیار قرار گرفته است، اما تاکید بر مفهوم تهدید نیمه نرم/ نیمه سخت آن را آسیب پذیر کرده است. دلیل این امر نیز به مرز مفهومی متزلزل تهدید نیمه سخت و نیمه نرم باز می گردد. چنان که امثال جین شارپ (Jean Sharp) نشان داده اند، مصادیقی که ذیل یکی از این دو عنوان (نیمه سخت/ نیمه نرم) قرار می گیرند، عملاً قابل تحویل به یکی از دو حوزه اصلی سخت و نرم هستند. برای مثال، شارپ تمامی مصادیق تهدید نیمه نرم را ذیل عنوان «تهدید نرم» قرار داده و بر این اعتقاد است که اقدامات غیر خشونت آمیز تحمیلی، مصداق بارز تهدیدات نرم در عصر حاضر هستند. اهمیت این اقدامات تا آنجاست که وی اظهار می دارد این فعالیت ها برجسته ترین و مهم ترین مصداق قدرت/ تهدید نرم به شمار می آیند (See. Sharp, ۱۹۷۳ a: ۱۰-۲۳). همین ایده است که در اصطلاحاتی چون «دیپلماسی اجبار» (Coercive Diplomacy) نهادینه شده است؛ دیپلماسی ای که از طریق ارعاب و البته با صورتی موجه، در پی اعمال اراده و تغییر رفتار است (نک. اسدی، ۱۳۹۰: ۱۷-۱۵).

۳ -۲. نظریه های تهدید نرم

با توجه به تنوع دیدگاه های ارائه شده در حوزه مکاتب نرم افزارگرایی تهدید، شاهد عرضه طیف متنوعی از نظریه ها در این زمینه هستیم. در این قسمت مهم ترین نظریه های مربوط به تهدید نرم در قالب دو گروه اصلی، دسته بندی و معرفی می شوند.

۱ -۳ -۲. نظریه های کلاسیک

کلاسیک ها، آن دسته از نظریه هایی هستند که با تمرکز بر روی دو شاخص «منابع قدرت» و «ابزار اعمال قدرت»، سعی در تبیین چیستی تهدیدات نرم دارند. لازم به ذکر است که مطابق نظر این دسته از نویسندگان، تهدید نرم اگرچه از حیث واژگانی جدید می نماید، اما از حیث معنایی و مفهومی دارای پیشینه ای طولانی در تاریخ تحول جوامع بشری است. به زعم ایشان، تحلیل مطالعات قدرت یا ابزارهای اعمال آن نشان می دهد که از دیرباز تهدیدات نرمی چون دست کاری افکار و ذهنیت مخاطبان، ارزش های فرهنگی و... با استفاده از ابزارهای مختلف مطرح بوده اند. با این تفسیر، نظریه قدرت نرم، نظریه قدرت فرهنگی و نظریه رسانه، سه نظریه اصلی در حوزه شناخت تهدیدات نرم به شمار می آیند:

الف. نظریه قدرت نرم

نزدیک ترین نظریه به مفهوم تهدید نرم، متعلق به جوزف نای (Joseph Nye) است. او با طرح مفهوم «قدرت نرم» (Soft Power) به طور ضمنی تلقی از تهدید نرم را نیز مطرح کرد؛ تلقی ای که اگرچه در آثار او تصریح نشده است، اما دلالت های آن به دلیل ارتباط غیرمستقیمی که بین میزان قدرت بازیگر و میزان تهدیدات آن وجود دارد، قابل درک است.

اول. مبانی

اگر قدرت را به معنای تاثیرگذاری بر رفتار دیگران برای رسیدن به اهداف مطلوب تعریف کنیم (نک. لوکس، ۱۳۷۰: ۱۵-۱)، آنگاه ـ به زعم نای ـ برای اعمال آن دو راهبرد اصلی وجود دارد: نخست، استفاده از نیروی قاهره یا همان زور (Force) که از طریق تولید اجبار به اعمال قدرت منتهی می شود و دوم، استفاده از جذابیت که از طریق توجیه و اقناع مخاطب، وی را به پذیرش خواست صاحب قدرت متمایل و راضی می کند (Nye, ۲۰۰۴: ۸-۱۰). روایت ارائه شده از سوی نای به دلیل انسجام و به ویژه تمییز مرزهای مفهومی و کاربردی آن از مقولاتی چون «قدرت فرهنگی» متمایز و کامل تر ارزیابی می شود. نای با تاکید بر اینکه فرهنگ، بخشی از قدرت نرم را شکل می دهد، به نقد دیدگاه هایی پرداخته است که قائل به یکسان انگاری قدرت نرم و قدرت فرهنگی هستند. ملاحظه این نوآوری دیدگاه وی را برجسته کرده است.

دوم. منابع

برای درک منابع تهدید نرم در نظریه نای، لازم است کانون های اصلی تولید قدرت نرم از دیدگاه او شناسایی و تحلیل شود. او برای قدرت سه منبع معرفی می کند: فرهنگ، سیاست و اقتصاد. هریک از این منابع، می توانند نقشی متفاوت ایفا کنند. نخست، تولید قدرت نرم است که نقش ایجابی آنها را شکل می دهد و تحلیلگران قدرت نرم ـ و پیروان سنت فکری نای ـ معمولاً به آن توجه کرده اند. دوم، تولید تهدیدات نرم است که وجه سلبی قدرت را تشکیل می دهد و کمتر به آن توجه شده است. در ادامه، منابع مذکور و ظرفیت های آنها در تولید تهدید نرم، بررسی می شوند (نک. جدول شماره ۲-۲):

منبع ۱: فرهنگ

فرهنگ، مجموعه ای از هنجارها، ارزش ها و عادات و رسومی تعریف شده است که نزد یک جمعیت دارای اعتبار است و ازاین حیث، آنها را به هم مربوط می کند و به هویت آنها معنا می دهد (افتخاری و کمالی، ۱۳۷۷: ۷۳-۵۳). حال، اگر دامنه نفوذ مولفه های فرهنگ یک بازیگر گسترش یافته و به ورای مرزهای ملی آن توسعه یابد، از منظر پیروان نظریه قدرت نرم، به عنوان افزایش قدرت نرم آن بازیگر تعبیر می شود. این معنا از قدرت نرم با اصطلاح «نفوذ فرهنگی» تعبیر شده است و جوزف جاف (Joseph Joffe) آن را مهم ترین بُعد قدرت نرم می داند (Joffe, ۲۰۰۱: ۴۳). با این تفسیر، سیاست ها و رفتارهای فرهنگی باید مورد توجه قرار گیرند و بر پدیده هایی چون هنر، رسانه، ورزش، سبک تغذیه، گردشگری، دانش و... به عنوان ساحت های اصلی تولید قدرت نرم تاکید شود.
تفسیر فرهنگی از قدرت نرم، چنان که فریرز (Mattew Fraser) نشان داده است، از اختلال های فرهنگی به مثابه مهم ترین مصداق تهدید نرم یاد می کند. مصادیق اصلی چنین نگرشی را می توان چنین فهرست کرد: تغییر ذائقه فرهنگی ملت ها از مضامین و الگوهای بومی به الگوهای غیربومی، بالارفتن سرانه استفاده از فیلم ها و برند های خارجی و علاقه به شخصیت های ورزشی و تولیدات فرهنگی غیربومی، به گونه ای که در این جوامع داشته های فرهنگی ملی ناشناخته اند ولی عناصر فرهنگی سایر کشورها برجسته و معروف اند. بر همین سیاق، اقبال به فرهنگ پاپ، سبک زندگی امریکایی، سینمای هالیوودی و... به عنوان تهدیدات نرم رایج در جوامع عصر حاضر معرفی می شوند (See. Fraser, ۲۰۰۵). مبتنی بر همین ایده است که نای از کشورهای اروپایی می خواهد تا با امریکا در نبرد بر ضد «تروریسم» به صرف استفاده از ابزارهای سرکوب بسنده نکنند و با تقویت فرهنگ امریکایی و کمک به نفوذ آن در گستره جهانی، به مقابله با تروریست ها بروند.

منبع ۲. سیاست

منظور از سیاست برای نای و همکاران او «ارزش های سیاسی» و «اعتبار سیاست خارجی» است. براین اساس، وجود و اعتبار ارزش هایی چون همکاری، تسامح، رهایی بخشی، مردم سالاری، استقلال طلبی، پذیرش دیگر مردمان و گروه های نیازمند (مانند مهاجران)، می تواند برای یک نظام سیاسی قدرت نرم تولید کند. به همین ترتیب، ضعف یا نبود هنجارهای مذکور می تواند سیاست را متصلب و آسیب پذیر کند. در عرصه سیاست خارجی نیز شاخص هایی چون پیش گامی در حل منازعات، وسعت سیاست های تبادلی و تعاملی در عرصه های تجاری، فرهنگی و اقتصادی، حضور در شبکه های بین المللی و همراهی با راهبردهای مثبت جهانی مثل کمک به کشورهای آسیب پذیر یا تلاش برای حفظ محیط زیست، اطلاع رسانی مناسب و شفافیت لازم در سیاست گذاری های کلان و... از جمله شاخص هایی هستند که قدرت نرم سیاسی را به نمایش می گذارند.
بر این اساس، تهدیدات نرم سیاسی نیز در دو حوزه اصلی سیاست داخلی و خارجی قابل تعریف اند. محور اصلی تهدیدات نرم در عرصه سیاست داخلی را مقوله مهم مشروعیت شکل می دهد. هر چه میزان مشروعیت و اخلاقی بودن یک نظام سیاسی کاهش یابد، تهدیدات نرم آن افزایش می یابند، چنان که در حوزه سیاست خارجی، مقبولیت و انسانی بودن نظام سیاسی نزد جامعه جهانی، موضوع تهدید نرم است.

منبع ۳. اقتصاد

اگر چه اقتصاد حاوی عناصر قدرت سخت است و در قالب تحریم ها و فشارهای اقتصادی این بُعد از قدرت تا کنون به کار گرفته شده است، مقولات مهمی چون الگوی رشد اقتصادی، میزان اعتماد به اقتصاد یک کشور، رضایت اقتصادی در یک جامعه و... به عنوان چهره نرم قدرت اقتصادی مطرح اند. از همین منظر است که تهدیدات نرم اقتصادی معنا و مفهوم می یابند. از جمله این تهدیدات می توان به موارد زیر اشاره کرد: عدم اعتماد شهروندان به ثبات و اقتدار اقتصاد ملی، کاهش میزان اعتماد به سلامت اقتصاد در جامعه، شک و تردید پیوسته نسبت به مفید بودن سرمایه گذاری و مشارکت در طرح های اقتصادی کشور از سوی دیگر سازمان ها و کشورها، ناکامی الگوهای اقتصادی جلب رضایت مصرف کنندگان.

جدول شماره ۲ - ۲: منبع، روش و حوزه های تهدید نرم مطابق نظریه قدرت نرم



چنان که ملاحظه می شود، تهدیدات نرم متناسب با حوزه های سه گانه قدرت نرم شکل می گیرند. براین اساس، تهدید نرم عبارت است از مجموعه فرایندهایی که به ضعف یا زوال «اعتبار و جذابیت فرهنگی»، «مشروعیت و اخلاقی بودن اصول سیاسی » یا «درک ما از توانمندیمان برای اداره مناسب و سالم جامعه» منجر می شوند.
این تلقی از تهدید نرم، ازآنجاکه متناسب با قدرت نرم طراحی شده است، درخور توجه است. اما اتکای بیش از حد آن به افکار عمومی جهانی و مرجعیت بخشیدن به تصورات محیطی، موجب شده است تا اصالت قدرت نرم مخدوش و از کارآمدی آن کاسته شود؛ به گونه ای که نظام های سیاسی مستقل، معمولاً آن را در تعارض با اصول و مبانی هنجاری خود می یابند و به عنوان سیاست نامطلوبی می شناسند که صرفاً هم رنگی با جامعه جهانی را تجویز می کند. همچنین، دلالت ضمنی این رویکرد بر «اتخاذ سیاست های انفعالی» مورد نقد واقع شده است؛ بدین معنا که قدرت نرم صرفاً از طریق همراهی بازیگر با محیط حاصل نمی آید و این راهبرد که می توان با تغییر محیط به همگنی رسید، نیز وجود دارد. این راهبردی است که فعال ارزیابی شده است و می تواند نتایج موثرتری در تولید قدرت نرم داشته باشد. با این توضیح معلوم می شود که کانون های تهدید نرم در نظریه نای به صورت کامل و جامع شناسایی نمی شوند و ابعاد مهمی چون «استحاله فرهنگی»، «زوال سیاسی» و «وابستگی» ـ به عنوان سه کانون مهم تهدید نرم ـ به صورت موثر و جامع مد نظر این دسته از تحلیلگران قرار نگرفته و مغفول واقع شده اند.

نظرات کاربران درباره کتاب تهدید نرم