فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خرافات

کتاب خرافات

نسخه الکترونیک کتاب خرافات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب خرافات

فرزند ناخوانده‌ي فرهنگ ـ دکتر فرزام پروا پس از اخذ مدرک پزشکي عمومي از دانشگاه تهران، تخصص روان‌پزشکي خود را از دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي دريافت کردند و ازآن‌پس به مدت دو سال در شهرستان درودِ لرستان به ارائه‌ي خدمات روان‌پزشکي ‌پرداختند. ايشان همچنين نمايش‌نامه‌ي «سيرانو و برژاک» اثر ادموند روستان را ترجمه کرده‌اند که توسط نشر قطره به‌چاپ رسيده است.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.49 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب خرافات

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه ی مولف

زمانی که گردآوری مطالبی را در زمینه ی خرافات برای نشر قطره به عهده گرفتم، گمان نمی کردم، این کار، کار چندان مشکلی باشد. اما محدودیت منابع، به ویژه منابعی که از شکل توصیفی فراتر بروند و بتوانند پرتویی بر چگونگی شکل گیری خرافات بیفکنند، مرا متوجه سترگ بودن کاری کرد که به عهده گرفته بودم، ضمن این که در ظاهر هیچ حوزه ای از فرهنگ (در معنای عام)، وجود ندارد که خرافات در آن حضور چشم گیری نداشته و یا حتی تمام پیش صحنه را به خود اختصاص نداده باشد. آن چه باعث شد علی رغم این مشکلات، کار را به پایان ببرم بیش تر ضرورت آگاهی دادن در زمینه ی خرافات، به ویژه خرافاتی که توسط سودجویان، به ظاهر با چهره ی پرطمطراق «علم»، در جامعه شیوع می یابند بوده است و نه راضی بودن از نتیجه ی کار.
در این جا لازم است از آقای حسن حمیدپور، که کتاب روان شناسی خرافات را در اختیار اینجانب قرار داد تشکر کنم. این کتاب علی رغم داشتن دیدگاهی التقاطی، کامل ترین کتابی است که در زمینه ی خرافات یافتم. هم چنین از آقایان دکتر سعید زند، دکتر کامران جعفری نژاد و افشین زمانی منفرد که کتاب را مطالعه کردند و نکات مهمی را متذکر شدند سپاسگزارم. از آقای فیاضی مدیریت محترم نشر قطره که بانی به وجود آمدن این مجموعه کتاب ها هستند نیز سپاس فراوان دارم.
از آن جا که ناشر ترجیح داد پانویس های کتاب در انتهای کتاب بیایند، از خوانندگان خواهشمندم از خواندن آن ها، پا به پای مطالب کتاب غافل نشوند.
امید آن است که خوانندگان با ارائه ی نظرات و پرسش های خود یاریگرم باشند تا کتاب حاضر در چاپ های بعد غنی تر شود.

دکتر فرزام پروا
farzamorphe@yahoo.com

آیا خرافات امری نسبی یعنی محدود به زمان و مکان خاصی است؟

بله. به نظر می رسد خرافات یکی از امور بسیار نسبی است. آن چه در یک دوره، علم و دانش نامیده می شود می تواند در دوره ی دیگری یا سال ها بعد نام خرافه به خود بگیرد. برعکس، چیزی که سال ها بعد کشف می شود ممکن است امروزه جزء عقاید خرافی به نظر برسد. مثلاً بیماری زخم اثنی عشر بیماری ای بود که تا سال ها عامل اصلی آن را زیادی ترشحات اسید معده یا آسیب پذیری مخاط اثنی عشر به حساب می آوردند. تا این که باکتری هلیکوباکتر پیلوری کشف شد و نقش اساسی آن در سبب شناسی این بیماری به اثبات رسید. از آن پس مفهوم این بیماری عوض شد. حالا فکر کنید اگر سال ها قبل کسی می گفت این بیماری در ردیف بیماری های عفونی و مسری است ممکن بود او را فردی دارای عقاید باطل و خرافی به حساب بیاورند. در صورتی که امروزه این امر به اثبات رسیده است. پس بهترین تعریف آن است که بگوییم خرافات مفهومی نسبی و تابع وضع معرفت علمی در یک زمان معین است. بسیاری از عقاید پدربزرگ ها و مادربزرگ ها را فرزندان و نوه ها خرافی تلقی می کنند. در زمان های دور نیز عقاید خرافی فراوان بوده است. عقایدی که حتی امروزه به فراموشی سپرده شده اند. اگر سفرنامه ی سفر هفت ساله و سه هزار فرسنگی ناصر خسرو قبادیانی را از مرو به بیت المقدس و مکه و قاهره، در حدود هزار سال پیش بررسی کنیم، به معتقدات خرافی زیادی در مردمان آن زمان برمی خوریم. مثلاً او در مورد شهر مَعَرَّهُ النُّمان در شام می نویسد: «بر در شهر استوانه ای سنگین دیدم. چیزی بر آن نوشته بود به خطی دیگر از تازی.(۴) از یکی پرسیدم که این چه چیز است؟` گفت: طلسم کژدم است، که هرگز عقرب در این شهر نباشد و اگر از بیرون آورند و رها کنند، بگریزد و در شهر نپاید`».(۵) جیمز موریه (۱۷۸۰ـ ۱۸۴۹)، که حدود دویست سال پیش چند سالی را در میان ایرانیان گذرانده، در ایران آن زمان، با طنزی تلخ، از وفور بیش از اندازه ی رمال و فالگیر صحبت به میان می آورد.(۶) بارون کلمنت دو بد، سیاح روسی که در حوالی سال ۱۸۴۰ میلادی و مقارن با سلطنت محمدشاه قاجار به ایران آمده و به ایرانگردی پرداخته، از عقایدی که در ایران آن زمان درباره ی غول ها یا ارواح خبیثه ای که در بیابان ها رفت و آمد می کنند رواج داشته سخن به میان می آورد. او می گوید: «این خرافات قدمت بسیار دارد و بر حسب ظاهر هنوز هم مثل روزگار باستان در میان اقوام زند و سایر نژادهای آسیایی رایج است.» سپس از موریه نقل قول می کند که در خصوص این غول ها در سفرنامه ی دوم خود نوشته: «روز بعد ما بدون ناراحتی از این صحرا (بخشی از کویر نمک) گذشتیم اما ایرانی ها از غول یا گونه ای حوریان زمینی بیمناک و مصرّ بودند که غول ها با فریادهای خود مسافران را فریب می دهند و سپس آن ها را با چنگال قطعه قطعه می کنند. آن ها می گویند غول قدرت آن را دارد تا خود را به اشکال و الوان مختلف درآورد. گاهی به صورت شتر یا گاو ظاهر می شود و سپس به صورت اسب درمی آید. زمانی هم برای خودم اتفاق می افتاد که در افق کویر دفعتا چیزی به چشمم می خورد که نمی توانستم بگویم چیست. اما همه ی ایرانی ها بدون درنگ اظهار می کردند آن یک غول است. آن ها با قیافه های بسیار جدی مرا از وجود طلسم هایی آگاه می کردند که می توانست غول ها را دور کند و می گفتند موثرترین طلسم، آن است که بند شلوار خود را شل کنید.»(۷) ظاهرا آن چه موریه توصیف می کند همان مرد زما (یا مرد آزما) است که در پاسخ به یکی از سوالات بعدی بیش تر با ویژگی های آن آشنا خواهیم شد. در مورد خرافات دامنگیر زنان عصر صفویه و قاجاریه نیز کتابی طنزآمیز به نام «عقاید النساء و مرآت البلهاء» نوشته ی فردی به نام آقا جمال خوانساری وجود دارد.(۸)
اروپای قرون وسطی نیز غرق در عقایدی بود که امروزه خرافی شناخته می شوند. دنیای مردم آن زمانه پر بود از جادوگرها و دیوها و پری ها و همه نوع جانوران عجیب. پزشکی آنان با جادو درآمیخته بود و معجزه برای آنان یک پدیده ی روزمره بود. به علاوه چون اغلب این باورها به صورت تنگاتنگی با باورهای دینی درهم تنیده شده بود و از ترکیب آن ها جهان بینی واحدی به وجود آمده بود، شکاکان آدم های ناسازگار و کج رویی به حساب می آمدند و هرگاه تردیدهای خود را آشکارتر بیان می کردند با خطر مرگ روبه رو می شدند.(۹)

کسی که حالت دیوانگان میکده یافت 
مقام اهل خرد نزدش از خرافات است

فخرالدین عراقی

خرافات چیست و چگونه می توان خرافات را شناخت؟

برای این که خرافات را تعریف کنیم، اول باید ببینیم در کاربرد معمول و روزمره، به چه چیزهایی خرافات و به چه افرادی خرافاتی می گوییم. حتما دیده اید که برخی افراد به ویژه رانندگان تاکسی به اتومبیل خود نعل اسب می چسبانند و عقیده دارند که با این کار حادثه ی کم تری برای شان اتفاق می افتد. برخی افراد فکر می کنند اگر روزی از خواب بیدار شوند و گربه ی سیاهی ببینند، آن روز اتفاق ناگواری را در پیش خواهند داشت. تعداد زیادی از افراد اگر ببینند کسی از آن ها یا نزدیکان شان تعریف می کند، سه بار با انگشت روی چوب می زنند و با این کار چشم شور آن فرد را دفع می کنند. حتی عده ای چنان افراطی به شورچشمی معتقدند که از ترس آن، وقتی به دیگران می رسند جز این که راجع به بدبختی ها، بدبیاری ها و بیماری های واقعی یا اغراق شده ی خود و افراد خانواده ی خود صحبت کنند، حرف دیگری به میان نمی آورند. برخی از افراد اگر در موقع بردن نام کسی اشتباها نام فرد دیگری را به زبان بیاورند، معتقدند دلیل آن این است که فرد دوم دارد پشت سر آن ها صحبت می کند. عده ای نیز عقیده دارند وقتی خواب بدی می بینند برای این که اتفاق بدی برای شان نیفتد باید آن را برای آب روان، که عکس خودشان در آن دیده نشود، تعریف کنند. عده ی زیادی هم از عدد سیزده وحشت دارند و مثلاً ترجیح می دهند روی صندلی که روی آن عدد سیزده نوشته شده ننشینند یا روز سیزدهم فروردین در خانه نمانند.(۱) (شاید به همین علت اکثرا خانه ها پلاک سیزده ندارند و در هواپیما نیز ردیف سیزده وجود ندارد. برخی عقیده دارند اگر یک لنگه کفش کسی روی لنگه ی دیگرش بیفتد علامت این است که او مسافر است. عده ای نیز موقع خریدن یک وسیله ی نقلیه ی جدید عقیده دارند برای جلوگیری از حوادث ناگوار حتما باید حیوانی را قربانی کنند. عده ای نیز معتقدند تا تیم محبوب شان گل نزده، «طلسم» دروازه ی حریف را نشکسته است.
اگر ما به این سخن ها و رفتارها اعتقادی نداشته باشیم، آن ها را خرافی می نامیم. پس به نظر می رسد خرافات عقیده یا عملکردی باشد که هیچ توجیه عقلانی ندارد. اما آیا این تعریف کافی است؟ به نظر می رسد چیزی در این میان کم است. بیایید نگاهی به لغت نامه ها بیندازیم ببینیم به تعریف کامل تری می رسیم یا خیر.
در «لغت نامه ی دهخدا» ذیل کلمه ی خرافات آمده است: «حکایت های شب، در تداول فارسی سخنان پریشان و نامربوط را می گویند (به نقل از برهان قاطع). موهومات. انیاب اغوال (به معنی نیش ها یا دندان های نیش غول ها که مثالی است برای وجودی وهمی)». در این لغت نامه خرافات، جمع خرافه ذکر شده و برای خرافه چند معنی آمده است: «آن چه چیده شود از میوه، سخن خوش که از آن خنده آید، افسانه، حدیث دروغ، کلام باطل و افسانه که حقیقت ندارد». این معانی را برای بحث های بعدی به ذهن می سپاریم، گرچه می دانیم امروزه خرافات، در کاربرد روزمره ی آن، بیش تر از این که به معنی سخن نامربوط باشد به معنی موهومات و عقاید نامعقول است. در مورد منشا کلمه ی خرافه در «لغت نامه ی دهخدا» نکته ی جالبی آمده است: «خرافه نام مردی پری زده از قبیله ی عذره بوده است. او آن چه از پریان می دید نقل می کرد و مردم گفته ی او را دروغ می پنداشتند و باور نداشتند و می گفتند: این کلام خرافه است و کلامی است نمکین ولی کذب... در کتاب «اصابه» آمده روزی یکی از اهل بیت پیغمبر کلامی را خرافه خواند. پیغمبر فرمود: «شما خرافه را نمی شناسید، خرافه مردی از عذره بود که مدت ها در اسارت جنیان به سر برد و از آن ها داستان ها نقل کرده است». در این جا می بینیم که در ظاهر، بین خرافات و جن زدگی یا جنون ارتباطی برقرار شده که بعدا بیش تر به آن خواهیم پرداخت.
اما ببینیم در لغت نامه ی انگلیسی جامعی مثل «مریام وبستر Meriam) (Webster» راجع به خرافات (superstitions) چه آمده است: «ایمان یا رفتاری که ناشی از غفلت، ترس از ناشناخته، اعتقاد به جادو یا شانس یا درک غلطی از علیت باشد». خوب، به نظر می رسد به تعریف موشکافانه تری رسیدیم.(۲) از بین زمینه های مختلفی که در این تعریف برای خرافات ذکر شده مخصوصا «ترس از ناشناخته» توجه مان را به خودش جلب می کند. برای اولین بار با عاملی هیجانی روبه رو شده ایم. به نظر می رسد این همان عاملی است که دنبالش می گشتیم. این یکی از ویژگی های اساسی هر آن چیزی است که خرافات می نامیم و اِلا اثری در رفتار ما نخواهد داشت. باورهای بسیار زیادی هستند که مردم آن ها را به طور اتفاقی و بدون کوچک ترین پیوند هیجانی فرامی گیرند. تا موقعی که این باورها در رفتار فرد، خودشان را نشان نداده اند ما به آن ها خرافات و به آن فرد خرافاتی نمی گوییم. اما شناسایی خرافات خیلی هم ساده نیست. در بسیاری از موارد هیچ وسیله ای برای تمیز خرافات از دیگر انواع باورها و اعمال در اختیار نداریم.
برای رهایی از این بن بست می توانیم از مفهومی استفاده کنیم که حقوق دانان به کار می برند و آن مفهوم انسان معقول است: از این جا به بعد ما واژه ی خرافه را برای عقیده و عملی به کار می بریم که آدم های معقول و تحصیل کرده آن را خرافی می دانند. حال که به یک تعریف عملی و سودمند دست یافته ایم، می بینیم گستره ی باورها و اعمالی که این تعریف می تواند زیر پوشش خود داشته باشد بسیار وسیع است: از عددها و روزها و رنگ های سعد و نحس بگیرید تا طالع بینی و رمالی و کف بینی و سایر نظام های غیبی و اشباح و افسونگرها.(۳) تازه، علمای دین و متخصصین رشته های مختلف در حوزه های مختلف دین و دانش، به سخنان پریشان و نامربوطی برمی خورند که تنها به مسائل دینی یا بخش های مختلف دانش صرفا «نسبت» داده می شود و گویی تنها افراد ناآگاه را هدف قرار داده است. بنا بر تعاریف گفته شده و معیاری که به دست آمد و با توجه به این که این موارد پیامدهای عملی نیز دارند، به آن ها هم می توان نام خرافات را اطلاق کرد.

ساقی بیا که شد قدح لاله پر از می 
طامات تا به چند و خرافات تا به کی

حافظ شیرازی

نظرات کاربران درباره کتاب خرافات