فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دو درس کوتاه درباره‌ی دیرین‌شناسی

کتاب دو درس کوتاه درباره‌ی دیرین‌شناسی

نسخه الکترونیک کتاب دو درس کوتاه درباره‌ی دیرین‌شناسی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱,۲۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب دو درس کوتاه درباره‌ی دیرین‌شناسی

در همان محل جنایت و بدون از دست‌دادن حتی یک‌دقیقه، از پنجاه شاهد بازجویی کردند و اخطار دادند، باید در هرلحظه‌ئی که لازم شود، در دست‌رس کارآگاهان باشند. آن‌ها توانستند جزءجزء پیش‌آمدها و همه‌ی آن‌چه را که شب پیش، دوروبر خانه‌ی شخصی ناتان گذشته بود، روشن کنند. تنها پیش‌آمدهای یک‌ساعت برای آن‌ها روشن نشد، و این همان ساعتی بود که در جریان آن، جنایت رخ داد. به این ترتیب، مجهول‌های «معما» به صفر نزدیک شده بود. همان‌طور که می‌بینیم، سرنخ‌ها و امکان‌های اصلی، که برای کشف راز جنایت لازم است، گرچه کم و ناقص، به دست آمده بود... نتیجه چی؟ هیچ!

ادامه...
  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.26 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دو درس کوتاه درباره‌ی دیرین‌شناسی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

درس نخست(۱)

موضوع دیرین شناسی
عجب دانش باارزشی است دانشِ دیرین شناسی و، در واقع، هواداران آن چه فراست خداداده ئی دارند!
همین که از قتل ناتان آگاه شدند، بلافاصله بیست کارآگاه باتجربه در محل حادثه حاضر شدند، جسد مقتول را معاینه کردند؛ از نشانه هائی که روی سر و گردن او بود، یادداشت برداشتند؛
به سمت لکه های خون هجوم بردند؛ صندوق آهنی شکسته شده را بادقت بررسی کردند؛ لباس های خونی را، جزءبه جزء، برانداز کردند؛ سانتی متر به سانتی متر، هرچیز به ظاهر عجیب و هروضع غیرعادی را بررسی کردند. آن ها از نشانه های دکمه های برلیانی که دزدیده شده بود، یادداشت برداشتند و دستور تعقیب همه ی دزدان و به ویژه دزدان مشهور گاوصندوق را صادر کردند؛ در ضمن زن های دوست آن ها هم از تعقیب مصون نماندند. برای پیداکردن و شناسایی جنایت کاران، همه ی کارآگاهان سراسر جهان و پست و تل گراف، برای ارتباط سریع تر، به طور کامل در اختیار آن ها بود.
در همان محل جنایت و بدون از دست دادن حتی یک دقیقه، از پنجاه شاهد بازجویی کردند و اخطار دادند، باید در هرلحظه ئی که لازم شود، در دست رس کارآگاهان باشند. آن ها توانستند جزءجزء پیش آمدها و همه ی آن چه را که شب پیش، دوروبر خانه ی شخصی ناتان گذشته بود، روشن کنند. تنها پیش آمدهای یک ساعت برای آن ها روشن نشد، و این همان ساعتی بود که در جریان آن، جنایت رخ داد.
به این ترتیب، مجهول های «معما» به صفر نزدیک شده بود. همان طور که می بینیم، سرنخ ها و امکان های اصلی، که برای کشف راز جنایت لازم است، گرچه کم و ناقص، به دست آمده بود... نتیجه چی؟ هیچ!
صندوق شکسته هیچ گونه آگاهی به آن ها نمی داد، لکه های خون به جائی منتهی نمی شد، و... جنایت کار پیدا نشد. حتی نتوانستند روشن کنند جنایت را یک نفر انجام داده یا چند نفر. مرد بوده است یا زن... و روشن نشد به چه ترتیب وارد خانه شده اند و در کجا خود را مخفی کرده اند!
خواننده به خوبی می فهمد چرا کارآگاهان نادان به سمت یک سرنخ ارتباطی ــ که گمان می کنند آن ها را به محل راز جنایت راه نمایی می کند منحرف می شوند و در نتیجه به هیچ جا نمی رسند.
اکنون به من اجازه بدهید از امکان های دانش برای شما حکایت کنم. به من امکان دهید به شما نشان دهم اگر پلیس نیویورک دوراندیش تر بود، اگر برای بررسی های خود، به جای همه ی گروه های جاسوسی پلیس، دست کم یکی از دانش مندان دیرین شناسی را به خدمت می گرفت، چه موفقیت هائی به دست می آورد!
اجازه دهید به شما نشان دهم اگر هیچ برگه ی دیگری جز تکه ی کوچکی از آهن شکسته یا یک چهارم پیمانه ی آبی که برای شست وشوی لباس های خونی به کار رفته است، در دست رس نباشد، چه گونه هر دیرین شناس کم سوادی، بی آن که نیازی به اندیشیدن داشته باشد، در همان جا، قاتل را با همان دقتِ بدون اشتباهی نشان می دهد که وقتی تکه ی کوچکی از استخوان یک حیوان ناشناخته را پیدا می کند، تمامی حیوان را به طور کامل از نو می سازد و روشن می کند دُم او چه اندازه بوده است و چه جانوری آن را برای صبحانه ی خود انتخاب می کرده است!
زمین شناسی می گوید: پوسته ی زمین از پنج قشر یا طبقه تشکیل شده است و ما در سطح پنجم آن زندگی می کنیم. زمین شناسی با دقت علمی و به درستی به ما می آموزد هریک از این قشرها در مدت ده هاهزار تا دومیلیون سال تکمیل و یا سرد شده است (اختلاف چندصدهزار سال برای دانش مهم نیست). قشری که بلافاصله زیر ما قرار دارد، قشر چهارم زمین شناسی و زیر آن قشر سوم زمین شناسی و غیره قرار گرفته است. هریک از این قشرها، در زمان خود، تنها دنیای گیاهی و جانوریِ ویژه ی خود را داشته است، و وقتی که معلوم شود وظیفه ی آن ها تمام شده است، کار این قشر هم همراه با همه ی گیاهان و جانوران خود به پایان می رسد و هم زمان با به خاک سپردن آن، قشر بعدی، با گیاهان و جانوران تازه ئی، به زندگی وارد می شود. و این وضع هم چنان دوباره و دوباره تکرار می شود.
به این ترتیب است که زمین شناسانی چون تامسُن، جانسُن، جونز، و برگسُن تایید می کنند قشر ما روند تکاملی خود را زمانی برابر ده هاهزارسال گذرانده است. ولی زمین شناسان دیگری چون گرکیمر، هیلد براند، وورس، و ولکر می گویند قشر ما در جریان چهارصدهزارسال تکمیل شده است. سرانجام، گروه سومی هم از زمین شناسان هستند که اصرار دارند قشر ما در جریان یک تا دومیلیون سال به کمال خود رسیده است. و به این ترتیب، تصور روشنی از سن قشر زمینی ما برای مان پیدا می شود.
همین اندازه آگاهی هائی که از زمین شناسان داریم، برای حل مسئله هائی که در برابر ما قرار دارد کافی است. دانش مندان دیرین شناسی چون هوکی بکر، سلوسوم، و هیوجس تاکید می کنند انسان های نخستین در دوران چهارم زمین شناسی می زیسته اند، و بنابراین، در ده هزار و شاید هم دومیلیون سال پیش، ظاهر شده اند. ولی هاروارد، پارکینس، و فون هاوکینز، که به نوبه ی خود دیرین شناسان عالی قدری هستند، اعتقاد دارند انسان نخستین در دوران سوم زمین شناسی ظاهر شده است؛ یعنی انسان در چنان زمانی دور از ما روی زمین قدم می زده است که اگر صفرهائی را که بعد از واحد قرار گرفته است به نخ بکشیم، برای گردن بند ماستودون کافی خواهد بود. شما هرگز نمی توانید پیش خود سده های بی شماری را که از آن زمان گذشته است تصور کنید.
و اکنون، همان طور که حدس می زنید، انسان نخستین را به گوشه ئی می اندازیم ــ هرجا که بتوانیم به اصطلاح شاخص را می گیریم، و روشن تر به بررسی می پردازیم. «برای سادگی کار»، همان طور که هولبموالد می گوید، فرض می کنیم انسان نخستین هشت صد تا نه صدهزارسال پیش ظاهر شده باشد، نه مثل قتل ناتان که همین پری شب اتفاق افتاده است. چه چیزی را می دانیم و آن را چه گونه معین کنیم؟ بادقت گوش کنید. من کشف های دیرین شناسی را در چند بند به آگاهی شما می رسانم:
۱. انسان نخستین در دوره ی چهارم زمین شناسی می زیسته است، زیرا استخوان های او را در غارها، در کنار استخوان های جانورانی از این دوران، که امروز وجود ندارند، هم چون کفتار غارنشین، ماموت، و غیره، پیدا کرده اند.
۲. قدیمی بودن انسان نخستین از این جا هم ثابت می شود که استخوان های باقی مانده از آن ها بسیار شکننده اند. هیچ استخوانی وجود ندارد که، ضمن تحمل بار صدها سده، «تا به این اندازه شکننده باشد» (من این جمله را از معتبرترین منابع علمی نقل کرده ام). به ظاهر اسکلت های شاهی که در کلیسای سنت مینستر انگلستان خفته اند، تنها به این دلیل به گردوغبار تبدیل شده اند که آن ها را در تابوت های سربی دفن کرده اند؛ گرچه تنها هشت صد سال از عمر آن ها گذشته است. استخوان ها تاب تحمل تابوت های سربی را ندارند. هیچ وسیله ئی بهتر از به خاک سپردن در غار نیست. این جاست که دیرین شناسان حکم می کنند که میلیون ها سال از عمر این استخوان ها می گذرد، بدون این که دچار کم ترین ناراحتی بشوند.
۳. انسان نخستین دارای سلاح بوده است، زیرا در جوار استخوان های او، تکه های پرداخت نشده و بی شکلی از سنگ چخماق پیدا شده است که از نظر دیرین شناسان، بی تردید برای آدم های نخستین کار چاقو را می کرده است. هم چنین تکه هائی از سنگ چخماق پیدا شده است که گرچه تراش نخورده اند، به شکل بیضی هستند و سوراخی هم در میان آن ها وجود دارد که بی شک نوع ساده ئی از تبر برای آن ها بوده است. این چیزها، در کنار استخوان ها، به تعداد بسیار زیادی کشف شده است.
۴. انسان نخستین لباس می پوشیده است، زیرا در کنار استخوان های او، اسکلت هائی از گوزن پیدا شده «با بریدگی های روشنی در قاعده ی شاخ ها، درست شبیه بریدگی هائی که در زمان ما، وقتی پوست حیوان را در آن نقطه می بریم، ضمن کندن پوست جانور پدید می آید». آیا دیرین شناسی که در این جا عبارت او را برای شما نقل کردیم، می تواند قاتل ناتان را پیدا کند؟ بی هیچ تردید! این نادانی است اگر کسی حکم کند که ممکن است انسان نخستین، پوست جانوران را برای چیزی به جز پوشاندن خود کنده باشد و برای نمونه گمان کند از این پوست برای پوشاندن کلبه ی خود یا ساختن زه برای کمان خود یا درمثل برای مبادله با گردن بندهای شیشه ای یا نوشابه استفاده کرده باشد. ولی شما نمی توانید دیرین شناس را درک کنید! او خوب می داند انسان نخستین چه نیازهائی داشته است.
۵. انسان نخستین نه تنها ماشین های ساده را اختراع کرده بود و کورکورانه به سمت جلو به طرف تمدن پیش می رفت (و این موضوع، با توجه به تبر و چاقوی چخماقی که تهیه می کرده و لباسی که می پوشیده است، ثابت می شود)، بل که به جز آن دارای تصوری خلاق بوده است، زیرا در کنار استخوان های او، شکل هائی پیدا کرده اند که روی استخوان کنده شده و به طور مبهم شکل ماهی را به خاطر می آورد. دندان گرازی را یافته اند که به صورتی خشن و ناروشن به شکل سر پرنده تراشیده شده است «و سوراخی در آن گذاشته شده تا بتواند روی گردن قرار گیرد»(این تکه را از منبع بسیار معتبری نقل کرده ام). شما فکر نمی کنید این دیرین شناس به سادگی می تواند قاتل ناتان را پیدا کند؟
۶. انسان نخستین «گوشت جانوران وحشی را بعد از سرخ کردن می خورد»، زیرا در کنار استخوان های او، استخوان هائی از جانوران وحشی پیدا شده است «که بخشی از آن ها، در چندمیلیون سال پیش، به ظاهر سوخته است».
۷. انسان نخستین «علاقه ی زیادی به مغز استخوان داشت» (مثل قبل، از منبع علمی معتبری نقل کرده ام)، زیرا در کنار استخوان های او، استخوان هائی از جانوران وحشی پیدا شده است که از سمت طول شکسته اند، «و ثابت می کند آن ها را به این خاطر این طور شکسته اند که مغز استخوان را در آورند، مغز استخوانی که نیاکان دور ما بسیار به آن علاقه مند بودند» (تکه هائی را که در داخل گیومه است، از مجله ی بررسی های دیرین شناسی آورده ام). آیا نویسنده ی این مقاله می تواند راز شکسته شدن صندوق آهنی و لباس های خون آلود را برملا کند؟
۸. انسان نخستین آدم خوار (!) بوده است، زیرا هم در ایتالیا و هم در اسکاتلند، در کنار استخوان های او، استخوان های بچه ها هم پیدا شده است «که ابتدا با دقت تمام خالی و مکیده شده اند تا علاقه ی سیری ناپذیر انسان نخستین به مغز استخوان تسکین یابد، و سپس آن ها را جویده اند». گرچه وحشت ناک است، واقعیت است. اکنون فرض کنید آدم جاهلی بگوید چه بسا این استخوان ها را سگ ها جویده اند. ولی دیرین شناس بی آن که ناراحت شود، همه چیز را بررسی و مسئله را حل می کند.
۹. انسان نخستین سگ نداشته است، زیرا هیچ رد پائی از سگ های اهلی در آن زمان پیدا نشده است.
۱۰. با وجود این، کفتار غارنشین استخوان ها را جویده است، زیرا دیرین شناسان می گویند «در برخی استخوان هائی که در فرانسه پیدا شده است، اثرهائی وجود دارد که مربوط به دندان های انسان، سگ، گربه، و یا ماستودون نیست، بل که تنها می تواند اثر دندان های کفتار باشد». در ضمن، دیرین شناسان بادقت روشن کرده اند که «کفتار استخوان ها را بعد از آن که به وسیله ی انسان نخستین جویده و مکیده شده است» جویده است، زیرا این حکم عاقلانه تر است، گرچه دیرین شناسان ترجیح می دهند سرچشمه ی این آگاهی ها را محرمانه نگه دارند.
۱۱. انسان نخستین گورستان داشته است، زیرا «... در کنار توده ی عظیم استخوان های برشته و جویده شده ی فسیل های حیوانی، توده ی استخوان های انسانی و سلاح چخماقی پیدا شده است».
آه، چه عالی است آدم در زمان شگفتی آفرینی دانشی هم چون دیرین شناسی زندگی کند؟ آخر یک پژوهش گر نادان به هیچ ترتیبی نمی تواند بین گورستان پیش ازتاریخ و رستوران پیش ازتاریخ اختلافی پیدا کند.
۱۲. انسان نخستین همیشه بعد از به خاک سپردنِ کسی که مرده بود، مجلس یادبود باشکوهی برپا و تا مرز ازپاافتادگی شادی می کرد، زیرا «... زیر سراشیبی تپه، اندکی دورتر از گورستان، ضمن کاوش، کومه ی خاکستر کشف شده است (تاکنون تنها یک کشف از این گونه پیدا کرده اند)». فون روزنشتاین و بسیاری از دانش مندان دیگر اعتقاد دارند این ضیافت ها تا لحظه ی دفن وجود داشته است، درحالی که بسیاری از دیرین شناسان با آن ها موافق نیستند و معتقد اند جشن نزدیک به یک هفته بعد از خاک سپاری ادامه داشته است.
۱۳. انسان نخستین «چاقوها و تبرهای چخماقی خود را با چکش سنگی تهیه می کرده است...».
در ضمن، یک دیرین شناس انگلیسی، این موضوع را در عمل ثابت کرد و با ساختن یک تبر چخماقی به کمک چکش سنگی، زبان مخالفان را بست و با تایید همه ی هم کاران خود روبه رو شد. این یک حقیقت مسلم است که این وسیله ها چنان ابتدایی و بی شکل هستند که هرکسی، اگر با چشم بسته هم یک تکه سنگ چخماقی را بشکند، بی تردید به هدف خود می رسد و چاقو و تبر پیش از تاریخ را به دست می آورد. اگر آدم شکاکی اعتراض کند که آخر نان را هم می شود با تبر برید، ولی این به معنای آن نیست که ما هم همین کار را بکنیم، من پاسخ می دهم، این گونه استدلال وقتی می توانست موضوع را حل کند که گفت وگو مربوط به زمان ما باشد. ولی دیرین شناسی تنها به کارها و پیش آمدهای روزهای بسیار دور گذشته می پردازد.
اکنون به شرح حیرت انگیزترین کشف دیرین شناسی می پردازم. کشف تازه و نامنتظری که تاکنون شبیه آن را ندیده اید. این است آن کشف. دیرین شناسان ثابت کرده اند:
۱۴. انسان نخستین به جاودانگی و بی مرگی باور داشته است، زیرا «... اگر چنین نیست، به چه مناسبت این همه چاقو و تبر چخماقی در کنار مردگان خود دفن کرده اند؟ درست شبیه کاری که وحشی ها می کنند و همه ی آن چه را برای زندگی سعادت مند پس از مرگ لازم است، همراه عزیزان ازدست رفته ی خود دفن می کنند». خوب، چه می گویی آقای آدم شکاک، آدم بی شعور و غرغروی بدبخت؟ این استدلال دقیق و در واقع پُرشکوه، که مربوط به اعتقاد انسان نخستین به جاودانگی روح است، گواه بر این است که گورستان پیش از تاریخ، سالن غذاخوری پیش از تاریخ، و سلاح های پیش از تاریخ، به این دلیل به وسیله ی انسان نخستین در یک جا جمع شده اند که در اجاره بها صرفه جویی شده باشد. فهمیدی، احمق بی شعور؟
درس ما به پایان می رسد. اکنون شما دانستید که چه گونه دانش، خیلی ساده، به وسیله ی حقیقت های مسلم درست می شود.
دانستید که به چه ترتیب:
استخوان های جانوران در قشر چهارم زمین شکاف برداشته، نیم سوخته و جویده شده اند؛ به جز آن، استخوان های آدم های بزرگ خیلی شکننده و ضعیف اند؛
استخوان های بچه ها بدون مغز اند و جویده شده اند؛
پاره های سنگ چخماق شکل های عجیبی دارند؛
و به صورتی ابتدایی (و به ظاهر عمدی) به شکل های مختلف در آمده اند؛
کومه ی خاکستر به وجود آمده است؛
شاخ گوزن، در قاعده ی خود، شکاف دارد؛
ردپائی از سگ ها پیدا نشده است؛
و همه ی این ها سرنخ ها و استدلال هائی را به دنبال دارد که دیرین شناس را به دنیای شگفت انگیز و پُررمزوراز انسان نخستین راه نمایی می کند، نه تنها راه نمایی می کند، بل که حتی به او نشان می دهد که انسان نخستین:
در چه دورانی می زیسته؛
چه سلاح هائی داشته؛
چه لباس هائی می پوشیده؛
چه گرایش هائی و چه استعدادهای خلاقی داشته؛
چه گونه سلاح های خود را تهیه می کرده؛
در زمان به خاک سپردن مرده ها، چه مراسمی داشته؛
چه بخش هائی از بدن خرس یا تن بچه ها را برای صبحانه و چه بخش هائی را برای نهار ترجیح می داده؛
ته مانده ی غذای آن ها نصیب چه جانورانی می شده؛
و سرانجام چه دیدگاه هائی درباره ی مرگ داشته و چه گونه برای مرگ رهبر پیر خود سوگ واری می کرده است؟
همه ی این ها را می توان از تکه استخوان هائی که باقی مانده است، نتیجه گرفت.
و چه قدر باعث تاسف است که قتل ناتان دومیلیون سال پیش رخ نداده است، چرا که در آن صورت همه ی ما به روشنی می فهمیدیم او چه کسی بوده و این فعالیت خونین چه گونه انجام گرفته است؟
(بخشی از نتیجه گیری های دیرین شناسی من با آن چه مولفان دیگر نتیجه گرفته اند اختلاف دارد، ولی من درباره ی آن ها در درس دوم گفت وگو خواهم کرد.)

نظرات کاربران درباره کتاب دو درس کوتاه درباره‌ی دیرین‌شناسی