فیدیبو نماینده قانونی خانه خرد و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ايران

کتاب ايران
سرزمين خرد خدايی

نسخه الکترونیک کتاب ايران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب ايران

فرهنگ‌ها در گذر زمان با هم درمی‌آمیزند و گونه‌هایی تازه از فرهنگ را رقم می‌زنند. تعامل فرهنگی فرایندی مستمر در تاریخ است که دست‌آورد آن در اسناد و مدارک تاریخی ثبت می‌شود و در علوم، هنر، آداب، رسوم، عقاید، نهادهای اجتماعی و سیاسی نمود پیدا می‌کند. فرهنگ ایرانی قبل از ورود اسلام به این سرزمین از پیشینه‌ای پرتوان برخوردار بود که زمینه‌ی پذیرش داوطلبانه‌ی اسلام را در این مرز و بوم فراهم کرد و در ادامه‌ی این سیر فرهنگی به زلال مکتب اهل بیت‌علیهم السلام رسید و این مذهب که تجلی اسلام ناب است، گسترش عمومی یافت. میوه‌ی میمون تعامل فرهنگ ایرانی و فرهنگ شیعی صورتی بارور از خردورزی و عدالت‌خواهی بود که می‌توان آن را «تعقّل وحیانی» یا «خردِ خدایی» نام نهاد.

ادامه...
  • ناشر خانه خرد
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.92 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ايران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

سرآغاز

ایران سرزمینی است با هویتی خاص خود که گسترش و کاهش مرزهای جغرافیایی آن در طول تاریخ یا استقلال و اشغال آن توسط مغولان و شبه مغولان، خللی در این هویت ایجاد نکرده، بلکه آن را ارتقا بخشیده و به شکلی کامل تر نمودار ساخته است.
با ورود اسلام عزیز، آخرین پیام الهی برای هدایت جاودان بشر، به این سرزمین، ایرانیان که خواستار عدالت و آزادی و جویای خرد خدایی بودند، این آیین حیات بخش را پذیرا شدند و در بالندگی و توسعه ی آن به گونه ای گام زدند که به سرعت منادیان علوم گوناگون اسلامی و پرچم داران دانش های مختلف اسلامی از این سرزمین سر برآوردند و ستارگان جاودان تاریخ معرفت بشری شدند.
ایران با قومیت های مختلف، اقالیم گوناگون، لهجه ها و گویش های متفاوت، قبل و بعد از اسلام، ایران بود و هست.
ایران اسلامی شکل کامل تر هویت ایرانی بود که در جستجوی مستمر تاریخی خود، تعقل وحیانی یا خرد خدایی را می جست و آن را به کامل ترین شکل در اسلام و سپس در مکتب اهل بیت علیهم السلام یافت که تجلی اسلام ناب محمدی صلی الله علیه وآله بود.
انقلاب اسلامی نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بود که تمام قابلیت های فرهنگ ایرانی - اسلامی را در سطح بین المللی به ظهور رساند و زمینه ی جهانی شدن این فرهنگ را فراهم کرد.
مجموعه ی پیش رو شامل یک مقاله و سه گفتگو و یک سخنرانی است. مقاله را آیت اللَّه دکتر مهدی هادوی تهرانی در سومین کنگره ی دین پژوهان عرضه کرد که با عنوان «مناسبات دین و فرهنگ در جامعه ایران» در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی برگزار شد و این مقاله در دومین مجلد مجموعه مقالات این همایش به چاپ رسید.
گفتگوی اول در تیر ماه سال جاری در برنامه ی «۴۵ دقیقه»ی شبکه ی خبر پیرامون «اقوام ایرانی» صورت گرفت و در آن استاد هادوی به توضیح مطالب مقاله ی مزبور پرداخت و در آخرین فراز به رسالت سنگین ایران اسلامی در دوران معاصر اشاره کرد.
گفتگوی دوم در خرداد ماه سال ۱۳۸۵ هجری شمسی در روزنامه ی قدس عرضه شد و در آن استاد هادوی ضمن تاکید بر فرهنگ ملی، به تفسیر این واژه و بیان شاخص های فرهنگ ایرانی - اسلامی پرداخت. ایشان در این گفتگو قابلیت جهانی شدن این فرهنگ را تبیین نمود.
استاد هادوی در تابستان سال ۱۳۷۸ هجری شمسی در مشهد در جمع پزشکان و دانشگاهیان بسیجی به چالش های انقلاب اسلامی در دهه ی سوم پرداخت که طرح آن با آخرین فراز گفتارشان در برنامه ی گفتگوی ۴۵ دقیقه و قابلیت جهانی شدن فرهنگ ایرانی - اسلامی در گفتگو با روزنامه ی قدس هماهنگی داشت. از این رو پس از متن گفتگوهای مزبور این سخنرانی ارایه می شود.
سومین گفتگو به مهم ترین چالش های فراروی فرهنگ دینی اختصاص دارد؛ فرهنگی که امروز مشخصه ی اصلی ایران اسلامی محسوب می شود. این گفتگو در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی توسط دفتر مطالعات توسعه ی فرهنگ دینی در حاشیه ی همایش دین، توسعه ی فرهنگی و برنامه ی سوم صورت گرفت.
خانه خرد امیدوار است با ویرایش و عنوان گذاری این مجموعه و عرضه ی آن که اولین تجربه برای ارایه ی مکتوب و منسجم مقالات، گفتگوها و سخنرانی های استاد هادوی است، گامی در کمک به ارتقای فرهنگ عمومی و توسعه ی فرهنگ دینی برداشته باشد.
تا چه مقبول شود و در نظر افتد.

خانه خرد

ایران سرزمین خرد خدایی

مقاله ی حاضر در دومین مجلد از مجموعه مقالات سومین کنگره ی دین پژوهان منتشر گردید که با عنوان «مناسبات دین و فرهنگ در جامعه ایران» در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی برگزار شد. عنوان مقاله در آن مجموعه «تعقل وحیانی ثمره ی تعامل دو فرهنگ شیعی و ایرانی» می باشد.

مقدمه

فرهنگ ها در گذر زمان با هم درمی آمیزند و گونه هایی تازه از فرهنگ را رقم می زنند. تعامل فرهنگی فرایندی مستمر در تاریخ است که دست آورد آن در اسناد و مدارک تاریخی ثبت می شود و در علوم، هنر، آداب، رسوم، عقاید، نهادهای اجتماعی و سیاسی نمود پیدا می کند.
فرهنگ ایرانی قبل از ورود اسلام به این سرزمین از پیشینه ای پرتوان برخوردار بود که زمینه ی پذیرش داوطلبانه ی اسلام را در این مرز و بوم فراهم کرد و در ادامه ی این سیر فرهنگی به زلال مکتب اهل بیت علیهم السلام رسید و این مذهب که تجلی اسلام ناب است، گسترش عمومی یافت.
میوه ی میمون تعامل فرهنگ ایرانی و فرهنگ شیعی صورتی بارور از خردورزی و عدالت خواهی بود که می توان آن را «تعقّل وحیانی» یا «خردِ خدایی» نام نهاد.
این نوشتار گزارشی گذرا از چگونگی شکل گیری این ثمره ی مبارک در گذر تاریخ است. بی شک پرداختن به شاخه های این درخت تناور مجالی مفصل و فرصتی فارغ می طلبد و از حدود یک مقاله خارج است.

اجتهاد

تلاش برای کشف روش مند عناصر دینی که امروز از آن به اجتهاد یاد می شود، امری است که در ابتدای ظهور اسلام آغاز شده است.
یک دین نیاز به شناخت دارد و این شناخت روشی می طلبد که باید مورد پذیرش آن دین قرار گیرد. با این وصف، شناخت اسلام هنگامی مقبول است که به شیوه ای پذیرفته شده از سوی اسلام صورت گیرد.
مسلمانان از آغاز ظهور اسلام به گونه ای فطری تلاشی را برای شناخت اسلام آغاز کردند. ساده ترین و معمول ترین شیوه برای این کار مراجعه ی مستقیم به پیام آور اسلام حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله بود. ولی گاه مواردی پیش می آمد که یک مسلمان نیاز به مطلبی دینی پیدا می کرد و راهی برای مراجعه در آن زمان به آن جناب نداشت. در این موقع او تلاش می کرد با بهره گیری از دانش های قبلی خود در مورد اسلام مشکل فعلی خویش را حل کند و اجتهاد نماید. این اجتهاد در عرضه به رسول اعظم صلی الله علیه وآله اصلاح می شد.
داستان تیمم ابوذر از این موارد است. وی نیاز به غسل پیدا کرد و آبی برای غسل نیافت. او می دانست که در هنگام نبودن آب، خاک جایگزین آن می شود و به جای «غسل» می تواند تیمم کند، ولی نمی دانست چگونه؟ با یک محاسبه ی ساده پاسخ سوال خود را یافت: «چون در غسل آب باید به همه جای بدن برسد، پس در تیمم باید خاک با همه جای بدن تماس پیدا کند». با این نتیجه گیری در خاک غلتید و به گمان خود تیمم کرد! هنگامی که رسول اکرم صلی الله علیه وآله از این مطلب مطلع شد، خندید و به طنز فرمود: «ابوذر این کار، کار انسان نیست...» و سپس شیوه ی صحیح تیمم را به ابوذر آموزش داد.(۱)

افراط و تفریط

در شناخت دین، مانند هر امر دیگری، افراط و تفریطهایی وجود داشته و دارد. گروهی بر «نص» اصرار داشتند واین تاکید منتهی به نص گرایی افراطی و انکار هر گونه تعقل و تفکری گردید. ظاهری های سنی و اخباری های شیعی نمونه ای از این جریان افراطی بودند. البته ظاهری گری در قرن دوم هجری ظهور کرد(۲) و اخباری گری در قرن یازدهم بروز یافت.(۳)
در مقابل دسته ای به عقل روآوردند و آن قدر بر تعقل پای فشردند که گویا همه ی دین را می توان با محاسبات عقلی کشف کرد. قیاسی های سنی، مانند ابوحنیفه (۱۵۰ - ۸۰ ه. ق). از این قبیل بودند. البته چنین امری در فرهنگ شیعی به عنوان یک جریان تا روزگار معاصر بروز و ظهور پیدا نکرد. این تفکر در صدر اسلام با عنوان «اجتهاد» یا «اجتهاد به رای» معروف شد و امروز گاه پویایی اجتهاد به آن تفسیر می شود.

اهل بیت علیهم السلام و اجتهاد

اهل بیت علیهم السلام به عنوان ادامه دهندگان طریق رسالت با افراط و تفریط در فهم دین به مبارزه پرداختند. از یک سو، قیاس را انکار کردند و اجتهاد به رای را باطل شمردند(۴) و از سوی دیگر اکتفا به ظاهر و ترک دقت در متون را نفی و اصحاب خود را به تعمق در سخنان خویش با آیات الهی ترغیب نمودند. از این رو، وقتی زراره از امام باقرعلیه السلام می پرسد: «از کجا دانستی و گفتی که در وضو بخشی از سر و پا مسح می شود»، حضرت علیه السلام بدون اظهار ناراحتی از چنین سوالی و بدون استناد به علم غیبی خود، به توضیح کیفیت استنباط ویژگی های وضو از آیه ی وضو(۵) می پردازد و با این دو روش عملاً شیوه ی استنباط صحیح را به زراره آموزش می دهد.(۶)
امامان معصوم علیهم السلام با نفی تفسیر ظاهری آیات تجسیم این اندیشه ی باطل را انکار و تفسیر صحیح این آیات را بر اساس نگاهی عقلانی تبیین کردند.(۷)
با این وصف، آنان در عین پذیرش عقل و خرد، محدودیت های این ابزار ادارکی را نیز گوشزد و حوزه هایی از دین را که می توان با عقل مستقل درک کرد، باز نمودند و زمینه هایی را که عقل نیاز به وحی دارد، تبیین کردند.

ورود اسلام به ایران

اسلام در زمان خلیفه ی دوم به ایران وارد شد. روح عدالت خواه ایرانیان آنان را شیفته ی این آیین عدالت نمود. ایرانیان نه نژادپرست بودند، نه متعصب. از این روی، عربیت پیام آوران اسلام یا آیین نیاکان ایران، آنان را از پذیرفتن اسلام باز نداشت.
توانایی های فرهنگی فرزندان این سرزمین به سرعت دانشمندانی را به جهان اسلام معرفی کرد که در زمینه های گوناگون علوم اسلامی صاحب اثر و نظر بودند.
با این که اکثریت آورندگان اسلام به ایران چندان با مکتب اهل بیت علیهم السلام آشنا نبودند، اما خیلی زود پیروان این اندیشه در این مرز و بوم گسترش یافتند. در نیمه ی قرن دوم هجری عباسیان با تکیه بر همین گرایش شعار اطاعت از «الرضا من آل محمدصلی الله علیه وآله» را مطرح کردند و ابومسلم خراسانی چهره ی برجسته ی این صحنه در ایران به هواداران فراوان دست یافت، به گونه ای که مورخان، قیام عباسیان را جنبشی شیعی - ایرانی بر ضد امویان شمرده اند.(۸) البته بنی عباس «الرضا من آل محمدصلی الله علیه وآله» را دست آویز حکومت خویش قرار دادند و با بهره گیری از اشتیاق ایرانیان به مکتب اهل بیت علیهم السلام پایه های سلطه ی خود را پی ریزی کردند و سپس بر امامان معصوم علیهم السلام ظلمی روا داشتند که اگر افزون بر ظلم بنی امیه نبود، کمتر هم نمی نمود.

گرایش ایرانیان به مکتب اهل بیت علیهم السلام

اما چرا ایرانیان به اهل بیت علیهم السلام روآوردند با آن که جهان سنی، عالمان نام آور فراوانی در بین ایرانیان داشتند؟
پاسخ این سوال را در چهره ی عدالت خواه امامان معصوم علیهم السلام و خردورزی مکتبشان باید جستجو کرد: «عدالت و عقل» در تشیع، ایرانیان را شیفته ی خود ساخت، زیرا فرهنگ ایرانی، فرهنگی عدالت خواه و خردورز بود.
عدالت ایرانیان را نه تنها می توان در راستای عدالت شاهان ایرانی، مانند انوشیروان عادل جستجو کرد که شاید چندان هم با واقع مطابق نباشد؛ بلکه آن را در آثار باستانی این سرزمین همچون تخت جمشید نیز می توان یافت. در حالی که اهرام مصر را بردگان به زور شلاق می سازند، تخت جمشید را کارگران با دریافت مزد بنا می کنند و این نکته، سرّ ظرافتی است که در تخت جمشید دیده می شود و آن را در اهرام نمی توان یافت.

ایرانیان و علوم اسلامی

خردورزی ایرانیان مجال بروز خود را در علوم یافت. اصول فقه که آیینِ اجتهاد روش مند را نشان می داد، هر چند در بین غیر ایرانیان سنی، اولین تالیفات خود را یافت، اما به هدایت معصومان علیهم السلام مسیر دیگری در بین شیعه یافت و سپس در دست توانای فقیهی ایرانی و شیعی انسجامی شایسته پیدا کرد. «عده الاصول» شیخ طوسی از چنان اتقان و توسعه برخوردار بود که قرن ها، بلکه تا امروز اصول فقه شیعه را تحت تاثیر قرار داد و این دانش را به پایه و مایه ای در میان شیعیان رساند که اگر تمام تالیفات جهان سنی را در این زمینه با مصنفات شیعیان مقایسه کنیم، قطره در برابر دریاست!(۹)
علم کلام که در فضایی سنی شکل گرفت، در آثار ارزش مند ایرانیان شیعی به قوام عقلی رسید و ستارگان آسمان خردمندی چون خواجه نصیر الدین طوسی، راه را بر کلام عقلی هموار کردند و تعقل فلسفی را در پرتو وحیانی به بلوغ خویش رساندند.
در این میان فلسفه که تجلی خرد ناب بود، جایگاه ویژه ای داشت و ایرانیان شیعی توانایی های عقلی خود را در آن به اوج ظهور رساندند و به گفته ی استاد شهید مرتضی مطهری: «سهم ایرانیان در فلسفه بیش از هر شاخه ی علمی دیگر است».(۱۰)
قله ی این امر در حکمت متعالیه ی صدرایی تجلی یافت که عرفان، قرآن و برهان گرد آمدند و عقل و وحی و شهود به هم رسیدند.

ایران، سرزمین تشیع

ایرانیان در سخت ترین شرایط تاریخی دست از مکتب اهل علیهم السلام برنداشتند و شهرهای قم، کاشان، آوه، تفرش، ری، ورامین، آمل، ساری، گرگان،... در تاریک ترین لحظات تاریخ تشیع بر این آیین استوار ماندند.(۱۱)
صفویه در بستر همین باور به قدرت رسیدند و حکومت مقتدر خویش را پایه ریزی کردند و صفحات درخشانی را در صحیفه ی علم و هنر رقم زدند و بدین سان تشیع در این سرزمین استوار ماند و بالیدن گرفت.

گمان باطل

برخی پنداشته اند چون ایرانیان به «فرّه ی ایزدی» باور داشتند، مسیر تشیع را برگزیدند و فره ی ایزدی ایرانی را در امامت امان معصوم علیهم السلام جستجو کردند. در حالی که اگر این گمان ناروا روا بود، باید آنها به دنبال یک ایرانی می گشتند و مثلاً سلمان فارسی را امام خویش قلمداد می کردند، نه علی و اولادش علیهم السلام را که خاندانی کاملاً عربی بودند.
ایرانیان نه عربیت را مانع یافتند و نه ایرانیت را شرط. آنها عدالت و عقل را در علی و اولادش علیهم السلام مشاهده کردند و فرهنگ عدالت خواه و خردباور خویش را در پیروی از مکتب اهل بیت علیهم السلام به شکوفایی رساندند.

شاخصه های هویت ایرانی

این گفتگو در برنامه ی زنده ی ۴۵ دقیقه از شبکه ی خبر در سیزدهم تیر ماه سال ۱۳۸۶ هجری شمسی پخش شد.
- اگر شما بیننده ی ثابت برنامه های ما باشید، ما تقریباً در حد امکان چهارشنبه شب ها به مبحث اقوام ایرانی اشاره می کنیم که یکی از مباحث کلان و ارزشمند در سیر تحولات کشور ما است؛ خردورزی و عدالت خواهی اقوام ایرانی و نقش آن در اتحاد ملی. کارشناسان و صاحب نظران مسایل فرهنگی بر این باورند که فرهنگ ها در گذر زمان با یکدیگر در هم می آمیزند و مقوله های نوینی از مولفه های تمدنی را رقم می زنند. این تعامل فرهنگی فرآیند مستمری است که دست آورد آن در اسناد و مدارک تاریخی ثبت می شود و در علوم، هنر، آداب و رسوم و عقاید و نهادهای اجتماعی و سیاسی نمود می یابد. در همین راستا مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که ثمره ی تعامل فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی، صورتی بارور از خردورزی و عدالت خواهی است که باعث رشد و شکوفایی بیش از پیش تمدن پارسی در ایران پس از اسلام شده است. نظر به اهمیت این مقوله ی مهم ما در برنامه ی «۴۵ دقیقه» در مورد ابعاد مختلف این موضوع به تفصیل بحث خواهیم کرد و امیدوارم که شما با دقت بیننده ی این برنامه باشید.
برای بررسی این مقوله ی مهم، امشب در حضور دو میهمان هستیم. یک مهمان حاضر در استودیو شبکه ی خبر و دیگری، مهمان ارجمندی است در استودیو آبادان. آیت اللَّه دکتر هادوی، مدرس خارج فقه و اصول حوزه علمیه که مهمان حاضر در برنامه ی زنده ی «۴۵ دقیقه» هستند. آقای دکتر خیلی خوش آمدید.
استاد هادوی: بسم اللَّه الرحمن الرحیم. سلام می کنم خدمت شما و همه کسانی که الآن نظاره گر ما هستند. دوست دارم قبل از هر چیز در این شب مبارک، میلاد با سعادت فاطمه زهراعلیها السلام و حضرت امام خمینی قدس سره را تبریک عرض کنم و این نکته را در طلیعه ی این بحث اشاره کنم که فاطمه زهراعلیها السلام الگوی حضور مومنانه ی زن مسلمان در صحنه ی سیاسی و اجتماعی بود؛ الگویی که امروز بعد از قرن ها ما توانستیم آن را در انقلاب اسلامی دوباره به جهان عرضه کنیم.
- و جناب آقای دکتر قائمی، استاد دانشگاه در مرکز آبادان، آقای دکتر سلام شب بر شما بخیر.
دکتر قائمی: بنده هم خدمت شما، مهمان عزیزتان، همکارانتان در تهران و مرکز آبادان سلام عرض می کنم.

دلیل پذیرش اسلام از سوی ایرانیان

- آقای دکتر هادوی! بسیاری از تحلیل گران معتقدند که تعامل فرهنگ ایرانی و اسلامی که از زمان ورود اسلام به ایران محقق شده، نشانی از خردورزی و عقل گرایی است، جناب عالی به عنوان یکی از کارشناسان مسایل اسلامی، نگاه و تحلیلتان در این زمینه چه خواهد بود؟
استاد هادوی: اگر به پیشینه ی ایرانیان، قبل از اسلام نگاه کنیم، در می یابیم که ایرانیان در جستجوی خرد از یک سو و عدالت از سوی دیگر بودند. وقتی به نشانه هایی مراجعه نماییم که در آثار فلسفی پیش از اسلام وجود دارد و شیخ شهاب الدین سهروردی در کتاب حکمت الاشراق به آنها اشاره می کند، می فهمیم حکمای ایران باستان، اندیشمندانی بودند که سعی داشتند با تحلیل عقلی راه حل هایی برای مجموعه ی هستی بیابند و مبنای تفکری آنها، بنا بر آنچه شیخ شهاب الدین سهروردی ذکر می کند، مبنای توحیدی است، هر چند ممکن است بعدها در نوعی تفکر ثنوی خود را نشان داده باشد. از سویی دیگر گرایش ایرانیان به عدل هست که ما آن را در زمینه های تاریخی قبل از اسلام با تاکید بر شخصیت هایی شاهدیم که هرچند ممکن است در واقع این چنین نبوده اند، اما به نام، به عنوان عادل شناخته شدند.
این دو مقوله یعنی خردورزی و عدالت خواهی زمینه ای بود که وقتی اسلام به سمت ایران حرکت کرد، ایرانیان که در آن روزگار خاص به شدت به لحاظ عدالت از دولت ساسانی رنجور بودند، زمزمه ی عدالت اسلامی را به گوش جان شنوا شدند و ما می بینیم آن صفی که مقابل اسلام ایستاد، جز گروه اندکی از سپاهیان حکومت نبود، اما توده ی مردم در واقع با اسلام همراهی کردند. به همین دلیل جمعیت اندکی که به ایران هجوم آورد، توانست لشکر بزرگ پادشاهی ساسانی را شکست دهد.
- آقای دکتر! این تعقل و خردورزی که جناب عالی اشاره کردید، آیا در روح اقوام ایرانی به طور فطری وجود داشت یا شرایط سیاسی ایجاب می کرد که این دو مقوله بر فطرت ایرانی حاکم شود؟
استاد هادوی: هوشمندی قوم ایرانی به صورت ذاتی، زمینه ی گرایش این قوم را به خرد و عدالت فراهم کرده بود. زیرا در واقع عدالت هم خود به یک معنا ثمره ی خردورزی است. خردمند، عدالت خواه است. عدالت در تعادل قوایی که بر یکدیگر تاثیر می گذارند، شکل می گیرد و این امری است که خرد به آن حکم می کند. هوشمندی ذاتی ایرانیان، گرایش آنها را به خرد فراهم می کرد و این خردورزی و عدالت خواهی به یک معنا ریشه در ذات ایرانیان داشت. البته بدون شک تعامل فرهنگی، زمینه های سیاسی، ارتباطات با اقوام و ملل دیگر در بارور شدن این قابلیت نقش اساسی داشت.
- آقای دکتر قائمی! زمانی که اسلام وارد ایران شد، چه اتفاقی افتاد که مردم ایران به دلیل فطرتی که داشتند، بلافاصله فرهنگ و سنن اسلامی را پذیرفتند و حتی دانشمندان ایرانی تلفیقی از فقه اسلام و فرهنگ ایرانی را تدوین کردند؟
دکتر قائمی: از دو منظر می توان به این سوال پاسخ داد. یکی تعامل مردم ایران با حکومت های قبل از اسلام به خصوص ساسانیان و دیگری در بدو ورود اسلام و ادامه ی آن تاکنون.
همانطور که اطلاع دارید و جناب استاد اشاره فرمودند، حکومت ساسانی فجایعی را به بار آورده بود. در آن زمان اختلافات طبقاتی وجود داشت و بنا به گفته نامه ی تِنسِر، محدوده ای بین نجبا، بزرگان و افتخارات قومی بود. در حقیقت دو چیز بر کشور و حکومت حاکم بود، یکی خون و دیگری مالکیت. طبیعی بود که عامه ی مردم جایگاهی در میان حکومت نداشتند و در حقیقت، به تعبیر عامیانه ی خودمان، حکومت تافته ای جدا بافته بود. به همین دلیل وقتی که سپاهیان مسلمان به ایران وارد شدند، ایرانیان با شوق و ذوق اینان را پذیرفتند. در حقیقت ایرانیان تشنه ی عدالت و خردورزی بودند. مردم ایران قبل از اسلام هم خردورز بودند، اما به صورت محدود. محدود بودند به دلیل این که حکومت ساسانی به خصوص اجازه ی علم آموزی نمی داد. بزرگ ترین نمونه ی آن در شاهنامه است؛ قصه ی کفش گری که به پادشاه می گوید: «اجازه دهید بچه ی من درس بخواند، من تمام هزینه ی جنگ با لشکر روم را پرداخت می کنم»؛ ولی حکومت ساسانی حاضر به این کار نیست. یعنی اختلاف طبقاتی قبل از اسلام بیداد می کرد. طبیعی بود که در چنین شرایطی مردم ایران تشنه ی عدالت هستند، تشنه ی دینی هستند که بنیان تفکراتش بر عدالت و خردورزی است.
- آقای دکتر قائمی! آیا می توان نتیجه گرفت که نوع نگرش ساسانیان در ایران باعث شد که مردم ایران سریع تر اسلام را پذیرا باشند؟ این استنباط درست است؟
دکتر قائمی: به نظر بنده قطعاً همین گونه است که شما می فرمایید. دلیل آن، ظلم ها و ستم ها و سیاه کاری هایی که در حقیقت حکومت ساسانی می کرد و به تعبیر خودمان کارد را به استخوان مردم رسانده بود. هیچ کس اجازه ی رفتن به طبقه ی بالاتر را نداشت، نجبا جدا بودند، داشتن زن، خدمتکار، مال و منال افتخار بود. در آن شرایط مردم ایران نمی توانستند چنین حکومتی را تحمل کنند و همانطور که جناب استاد فرمودند، لشکر ایران با آن که تا بن دندان مسلح بود، در برابر چند هزار سپاهیِ پیاده با سلاح های زنگ زده از میان رفتند و این چیزی نبود جز فساد درونی حکومت ساسانیان. و همانطور که اطلاع دارید و در تاریخ ثبت شده است، وقتی که آخرین پادشاه ساسانی، یزدگرد سوم، فرار کرد، دوازده هزار خونیاگر همراه او بودند؛ دوازده هزار نوازنده! بنابراین چنین حکومتی نمی تواند دوامی بیاورد.

ایرانیان و اهل بیت علیهم السلام

- آقای دکتر هادوی! موقعی که اسلام وارد ایران می شود ما می توانیم از دو منظر نگاه کنیم. اسلام به خیلی از کشورها رفت، ولی چه شد که در ایران عشق به اهل بیت علیهم السلام محور این روابط قرار گرفت.
استاد هادوی: ایرانیان زمینه ای داشتند که آن زمینه باعث گردید اسلام را پذیرا باشند. آن زمینه این بود که ایرانیان به دنبال عدالت بودند، عدالتی که ثمره ی خرد است. اولین گفتگوهایی که بین فرماندهان ایرانی و فرماندهان لشکر اسلام در گرفت، بر سر موضوع عدالت بود. مفاهیمی چون: «در اسلام هیچ گونه تفاوت طبقاتی نیست، همگان با هم برابرند و همه بندگان خدا هستند»، مفاهیمی بود که برای ایرانی ها بسیار بسیار جذاب بود. در ادامه وقتی که ایران با اسلام آشنا شد و کم کم اسلام در رگ و پی ایران نفوذ کرد و تفکر مکتب اهل بیت علیهم السلام مطرح شد که در واقع تفکر خردمندانه ی معتدل بین نوعی خردورزی افراطی و نوعی نص گرایی افراطی بود، ایرانیان به خاطر همان زمینه هایی که در پیشینه ی تاریخی و فرهنگی خودشان داشتند و اصلاً به خاطر همان زمینه ها به سوی اسلام آمده بودند، گمشده ی خودشان را در مکتب اهل بیت علیهم السلام پیدا کردند.
برای توضیح این مطلب باید به این نکته اشاره کنم که وقتی با یک حرکت دینی، از جمله اسلام، مواجه هستیم، سه نوع گرایش معمولاً وجود دارد. یک گرایش، گرایشی است که به شدت به نص پای بند است که در اسلام در مکاتب ظاهری و در مکاتب نص گرای اخباری ظهور پیدا کرد. یک گرایش، گرایشی است که به شدت به دنبال تحلیل عقلی است که قیاسی ها در اسلام نماینده ی این نوع تفکر بودند. اهل بیت علیهم السلام تفکری را عرضه می کردند که از یک سو بر نص و متن دینی و الهی تاکید داشت، و از سویی دیگر بر خرد و تعقل. اجتهادی که در مکتب اهل بیت علیهم السلام شکل گرفت و عرضه گردید و پویا شد، نماینده ی نوعی تفکر خدا محور بود که من در جایی از آن به تعقل وحیانی یا خرد خدایی تعبیر کردم. و ایرانی ها آنچه را که در واقع در جستجویش بودند، در این خرد خدایی یافتند که معجونی معتدل از عقل و ایمان بود.
به همین دلیل وقتی اولین نشانه های مکتب اهل بیت علیهم السلام برای ایرانی ها مطرح شد، پیروانی در ایران پیدا کرد و همین زمینه در ادامه ی تاریخی خودش، باعث شد که عباسیان محور مبارازت خودشان را در ایران قرار دهند. یعنی وقتی خواستند علیه دولت اموی قیام کنند، با محور قرار دادن اهل بیت علیهم السلام و با دعوت مردم به عنوانی تحت عنوان «الرضا من آل محمدصلی الله علیه وآله» که در تفکر مردم تصور اهل بیت پیغمبرعلیهم السلام بود، به میدان آمدند و ابومسلم خراسانی که یک ایرانی بود در واقع با پشتوانه ی عشقی که در ایران به مکتب اهل بیت علیهم السلام وجود داشت، قیام خودش را سامان داد. جاهز، دانشمند بزرگ عرب، در تفسیر حکومت اموی و عباسی تعبیری دارد. می گوید: «حکومت اموی، یک حکومت عربی اعرابی و حکومت عباسی، یک حکومت عجمی ایرانی بود». در واقع تکیه گاه عباسیان ایرانی ها بودند. ایرانی ها به دلیل عشقشان به اهل بیت علیهم السلام به دنبال عباسی ها رفتند. آنها نمی خواستند عباسی ها را به حکومت برسانند، به دنبال حکومت علوی ها بودند. اما به هر حال عباسی ها از این زمینه استفاده کردند.
- حالا آقای دکتر! پس می توان نتیجه گرفت که این فطرت ایرانی، آن خواسته های ایرانی بود که در الگوی محمد و آل محمدعلیهم السلام جستجو کردند؟
استاد هادوی: بله این یک واقعیت است که در واقع ایرانی ها آن گمشده ی تاریخی خودشان را در اهل بیت علیهم السلام، در نبی خاتم صلی الله علیه وآله یافتند و دیدند که این همان خردی است که در عین پای بندی به معیارهای عقلی، بر ایمانی توحیدی استوار است.

نظرات کاربران درباره کتاب ايران