فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب فکر را پر بدهید

کتاب فکر را پر بدهید

نسخه الکترونیک کتاب فکر را پر بدهید به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۲۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب فکر را پر بدهید

خوش‌بین که می‌شوی همه‌چیز خوب می‌شود. برایت فرقی نمی‌کند تجمل چیست، قیمت تویوتا لندکروز چند است. مهم نیست نیاوران کجاست. همیشه لبخند بر لب داری روی جدول‌های کنار خیابان راه می‌روی، زیر باران دهانت را باز می‌کنی. آدم‌برفی که درست می‌کنی؛ شال‌گردنت را به او می‌بخشی. خوش‌بین که باشی آدم‌های ساده را دوست داری. خوش‌بین که می‌شوی فرمول نمی‌خواهی، ایکس تو همیشه مساوی ایگرگ توست، خوش‌بین که می‌شوی، حجم نداری، جایی نمی‌گیری زود به یاد دوستان می‌آیی و... دیر از خاطر می‌روی. خوش‌بین که می‌شوی کوچک می‌شوی... توی دل همه جا می‌شوی.

ادامه...

بخشی از کتاب فکر را پر بدهید

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

همه ما روزمره با مسائلی دست وپنجه نرم می کنیم، این برخورد با مشکلات و مسائل دو نمونه است: یا با آگاهی و یا ناخودآگاه و غافلانه. گاهی اوقات آن قدر مشکلات به ما فشار روحی وارد می کند که طاقت ما تمام می شود و به زمین و زمان بد می گوییم و بدبین می شویم و شروع به افکار نا مثبت و مخرب می کنیم.
***
امام علی (ع) می فرمایند: جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست.
«حکمت ۴۶»
***
این حرف امام علی (ع) را این طور می شود تفسیر کرد که اکثر مشکلاتی که انسان در زندگی با آن ها مواجه است سرچشمه در افکار نادرست وی دارد و بنابراین اگر دنبال زندگی مثبت و سالم هستیم باید افکار خود را درست کنیم و افکار مثبت و سالم داشته باشیم. شاید تابه حال متوجه این مساله شده باشید که شما حتی یک لحظه هم نیست که فکر نکنید؟ آنچه در دنیا اتفاق می افتد، با یک فکر شروع می شود. افکار ما هستند که ما را در مسیر زندگی هدایت می کنند. این مساله که افکار مثبت دریچه های امید را به سمت زندگی ما باز می کنند و افکار منفی ما را از ادامه راه بازداشته و تلاش ما را به شکست می کشانند، امروزه ثابت شده است؛ بنابراین باید یاد بگیریم که افکار خود را در جهت دست یابی به اهدافمان در زندگی هدایت کنیم.
کتاب حاصل باهدف ایجاد مثبت اندیشی و باورِ توانایی های فردی نگاشته شده است، امید که موردتوجه و عنایت قرار گیرد.

امضای خدا پای همه ی آرزوهایتان
سمیه رحیم زاده
پاییز ۹۶

خودت را بشناس(۱)

انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد، بی سواداست.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد.
اگر درونت پر از:
خشم، نفرت، خودخواهی، غرور، نژادپرستی، حسادت...
است بدان که هیچ گاه چیزی را نیاموخته ای،
بدان که هنوز رشد نکرده ای.
انسان در مورد چیزهای زیبا حرف می زند، اما زشت زندگی می کند.
این همان چیزی است که تاکنون بشریت بر خود روا داشته است.
صداقت یعنی دو گونه زندگی نداشتن. همان گونه زندگی کنیم که می گوییم
***
«خود را بشناس تا جهان در مقابل تو به سخن آید»
«سقراط حکیم»
***

خوش بین که می شوی

خوش بین که می شوی همه چیز خوب می شود.
برایت فرقی نمی کند تجمل چیست، قیمت تویوتا لندکروز چند است.
مهم نیست نیاوران کجاست.
همیشه لبخند بر لب داری
روی جدول های کنار خیابان راه می روی، زیر باران دهانت را باز می کنی.
آدم برفی که درست می کنی؛ شال گردنت را به او می بخشی.
خوش بین که باشی آدم های ساده را دوست داری.
خوش بین که می شوی فرمول نمی خواهی،
ایکس تو همیشه مساوی ایگرگ توست،
خوش بین که می شوی، حجم نداری، جایی نمی گیری
زود به یاد دوستان می آیی و... دیر از خاطر می روی.
خوش بین که می شوی کوچک می شوی...
توی دل همه جا می شوی.
***
«وقتی که شما به بدبینی عادت کنید، بدبینی به اندازه خوش بینی مطلوب و دوست داشتنی است.»
«آرنالد بنت»
***

مثبت اندیشی چیست؟(۲)

مثبت اندیشی شکلی از فکر کردن است که برحسب عادت در پی به دست آوردن بهترین نتیجه از بدترین شرایط می باشد.

شخص مثبت اندیش هیچ گاه مسائل منفی را به رسمیت نمی شناسد، بلکه به مقابله با آن می پردازد.

به عبارت دقیق تر مثبت نگری فرآیندی است تعمّدی و انتخابی.
شخص مثبت اندیش هیچ اتفاقی را در عالم شر و بد نمی داند، بلکه ازنظر او، همه رخدادهای دنیا حساب شده و هشیارانه و تحت کنترل کارگردان بزرگ عالم است.
در واقع احساس ما نسبت به زندگی و جهان اطراف، ناشی از حوادثی نیست که برای ما رخ می دهد، بلکه نتیجه تفسیر ما از حوادث است. فرد خوش بین بهترین تفسیر را برای موارد یاد شده برمی گزیند. این خود افراد هستند که تصمیم می گیرند زندگی را چگونه ببینند و در برابر اتفاقات روزانه زندگی چه برخوردی داشته باشند.
مثبت اندیشی به معنای خود را گول زدن نیست؛
مثبت اندیشی به معنای ندیدن مشکلات نیست؛
بلکه مثبت اندیشی یعنی:
باور داشته باشید، برای هر مشکلی راهی هست؛
باور داشته باشید، راه رسیدن به خواسته هایتان، عزم و اراده خودتان است؛
باور داشته باشید، اگر به هدفی نرسیدیم، آخر دنیا نیست؛
باور داشته باشید که انسان ها، قصد آزار شما را ندارند، بلکه آن ها هم مشکلات خودشان را دارند
و از همه مهم تر:
باور داشته باشید که همه چیز در دست قدرت لایزال خداوند است؛
از امروز تلاش کنید، مثبت باشید ـ فردی مثبت اندیش اما واقع گرا: به یقین دنیا رو یه جور دیگه خواهی دید.
***
«صرف نظر از اینکه اوضاع چقدر ناخوشایند به نظر برسد، وضعیت همیشه بهتر خواهد شد.»
«جوی فیلدینگ»
***

فواید افکار مثبت بر سلامتی(۳)

افکار مثبت از شما انسان سالم تری می سازد. با دید بهتر به زندگی و با تفکری مثبت، توانایی برخورد با شرایط سخت و پراسترس افزایش می یابد که باعث کاهش تاثیرات منفی استرس بر سلامتی می شود. همچنین گفته می شود که افراد مثبت و خوش بین، سبک زندگی سالم تری دارند، فعالیت های فیزیکی بیشتری دارند و رژیم غذایی سالمی را دنبال می کنند. داشتن نگاه مثبت به زندگی حتی می تواند بر تجربیات فیزیکی هم تاثیر بگذارد. طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۵ میلادی در دانشکده پزشکی ویک فارست انجام شد، به اثبات رسید که نوع نگاه ما به دنیا حتی بر میزان دردی که حس می کنیم هم تاثیر می گذارد. در این تحقیق، داوطلبانی که به آن ها گفته می شد قدرت تحمل درد بالاتری دارند و بدنشان قوی تر است، در واقع، واکنش کمتری به درد نشان می دادند؛ به عبارت دیگر، فکر آدم ها می تواند مانند یک مورفین در بدن عمل کند. نگاه مثبت می تواند بر شیوه زندگی تاثیرگذار باشد. وقتی شما بدبین هستید و همیشه استرس دارید، طبیعتاً به تغذیه خود توجه چندانی نمی کنید، ورزش نمی کنید و خوب نمی خوابید و شاید به مصرف مواد مضری مانند سیگار نیز گرایش پیدا کنید.
این شیوه زندگی درنهایت می تواند دارای عوامل خطرسازی باشد که احتمال ابتلا به انواع سرطان و بیماری های قلبی را افزایش می دهد. محققان می گویند شاید یکی از راه های درمان بیماری ها قبول همین موضوع باشد که احساسات ما بر بیماری های جسمی تاثیر می گذارند و ما با شناخت و درمان این احساسات می توانیم ناراحتی های جسمی مان را برطرف کنیم.
***
«برای انجام اقدامی مثبت باید بینش مثبت داشته باشیم.»
«دالایی لاما»
***

هر چیز که در جُستن آنی، آنی(۴)

اندیشه های مثبت بر غنای زندگی می افزایند، به شما امکان و قدرت می دهند تا احساس قدرت بیشتری بکنید و به اطمینان خاطر بیشتری برسید. مثبت اندیشی صرفاً یک موضوع انگیزه بخشی نیست. بلکه تاثیری سازنده و قابل اندازه گیری بر شخصیت، سلامتی و میزان انرژی و خلاقیت شما دارد. هر چه مثبت تر و خوش بین تر بشوید، در تمامی شئونات زندگی شادتر خواهید بود؛ اما اندیشه های منفی برعکس این موقعیت را ایجاد می کنند. اندیشه های منفی شما را از قدرت محروم می سازند تا احساس ضعف بکنید و اطمینان خود را از دست بدهید. هرگاه به یک مورد منفی بیندیشید یا حرف منفی بزنید، قدرتتان را از دست می دهید. احساس خشم و تدافعی به شما دست می دهد. احساس ناراحتی و مرارت می کنید. به مرور، اندیشه منفی می تواند به لحاظ فیزیکی شما را بیمار کندو حتی روابطتان را مسموم سازد. مثبت اندیشی منجر به سلامتی ذهنی می شود و عملکرد شما را به اوج می رساند. اندیشه منفی سبب بیماری ذهنی می شود و اثربخشی شما را کاهش می دهد. بنابراین اگر می خواهید یک زندگی عالی داشته باشید، هدفتان باید این باشد که در خود احساسات مثبت ایجاد کنید و از شر احساسات منفی خلاص شوید. از بین بردن احساسات منفی مهمترین قدمی است که می توانید به سوی سلامتی، خوشبختی و حال خوش بردارید. هر بار که بر اندیشه ها و احساسات خود مسلط شوید و بخواهید روحیه مثبت داشته باشید، کیفیت زندگی درونی و بیرونی شما بهبود پیدا می کند. در غیاب احساسات منفی ذهن شما خودبه خود با احساسات مثبت پر می شود و این تولید خوشبختی، شادی و احساس موفقیت می کند.
***
«فکرتان را عوض کنید تا زندگیتان عوض شود.»
«اثر برایان تریسی»
***
تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوس لقمه ی نانی نانی

این نکته ی رمز اگر بدانی دانی
هر چیزی که در جستن آنی آنی
«مولانا»

برای خودت زندگی کن(۵)

مشکل اینجاست که ما نه برای خودمان، بلکه برای آدم های اطرافمان زندگی می کنیم!؛
لباسی می پوشیم که مردم خوششان بیاد...
عطری می زنیم که مردم لذت ببرند...
رشته ای درس می خوانیم که کلاس داشته باشد...
با کسی ازدواج می کنیم که دهانِ مردم را ببندیم...
بچه دار می شویم که برایمان حرف درنیاورند...
و این داستان تا آخرِ عمر ادامه دارد!
ما اگر کاری برای دلمان می کردیم وضعمان این نبود، همین.
زندگی کن به شیوه ی خودت با قوانین خودت با باورها و ایمان قلبی خودت، مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند،
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی!
هر جور که باشی، حرفی برای گفتن دارند …!
پس خودت باش …

لحظات بزرگ آن لحظاتی نیستند که دیگران برایت هورا می کشند، لحظاتی بزرگ است که تو تنها مانده ای و هیچ کس به تو اعتمادی ندارد و تو تصمیم گرفته ای پیشرفت کنی...
***
«به لاک پشت ها نگاه کنید؛ آن ها فقط وقتی پیشرفت می کنند که سرشان را از لاک خود بیرون می آورند.»
«جیمزبریانت کونانت»
***

لبخند بزن(۶)

برای داشتن افکار مثبت باید بدبین نباشید و روی نقاط منفی تمرکز نکنید.
وقتی مساله ناخوشایندی رخ می دهد، خود را مقصر دانسته و سرزنش می کنید.
به طور خودکار انتظار بدترین ها را دارید، به همه چیز فقط به دو صورت خوب یا بد نگاه می کنید. هیچ حد وسطی وجود ندارد. حس می کنید باید بی نقص باشید و در غیر این صورت یک بازنده به تمام عیارید.
اگر می خواهید خوش بین تر شوید و با افکار مثبت بیشتر سروکار داشته باشید، در ابتدا بخش هایی از زندگی تان که به آن ها نگرش منفی دارید را شناسایی کنید.
برای داشتن افکار مثبت، زمان هایی از روز را صرف بررسی افکارتان کنید. اگر به این نتیجه رسیدید که بیشتر افکارتان منفی هستند، سعی کنید راهی برای مثبت کردن آن ها پیدا کنید.
در شرایط زمانی دشوار، لبخند و یا خندیدن را از خود دریغ نکنید. سعی کنید در هر زمان و در هر رخدادی، به دنبال جنبه شوخی ماجرا باشید. با خنده و روحیه شاد، کمتر دچار اضطراب می شوید. لبخند بزن! برآمدگی گونه هایت توانِ آن را دارد که امیدِ رفته را بازگرداند گاهی قوسی کوچک، می تواند معماریِ یک سازه را عوض کند.
با حداقل سه بار ورزش کردن در هفته، حالت روحی خود را مثبت کنید و استرس خود را کاهش دهید. با رژیم غذایی مناسب، قدرت ذهن و بدنتان را افزایش دهید و به دنبال راه های بیشتری برای کاهش استرس باشید.
***
«جسم ضعیف، ذهن را تضعیف می کند.»
«ژان- ژاک روسو»
***
حتماً در نظر داشته باشید که روی افرادی که افکار مثبت دارند، می توانید برای مشورت و نظرخواهی حساب کنید و آن ها پشتیبان شما هستند. ارتباط با افراد منفی ممکن است سطح استرس شما را افزایش دهد و حتی به توانایی خود برای مدیریت استرس و اضطراب خود شک کنید.
اگر که مایل نیستید مسئله ای را به فرد دیگری بگویید پس به خود هم نگویید. ملایم و دلگرم کننده با خود صحبت کنید. اگر یک فکر منفی وارد ذهنتان شد، به طور منطقی آن را بررسی کنید و سعی کنید نکته مثبت مربوط به خود را پیدا کنید. اگر با دیدی منفی به همه یا اکثر مسائل نگاه می کنید، انتظار نداشته باشید که طی یک شب به تفکر مثبت دست پیدا کنید. با تمرین مداوم، در نهایت هنگام گفت وگوی درونی تان خودتان را بیشتر قبول خواهید داشت و کمتر از خود انتقاد می کنید؛ حتی ممکن است از دنیای پیرامون خود هم کمتر انتقاد کنید.
***
«جهنم چیزی ست که خودت خلقش می کنی...»
«چارلز بوکفسکی»
***

صبور باش(۷)

اگر بگوییم تمامی انسان ها در طول زندگی شان بارها به نحوی دچار شکست و عدم موفقیت شده اند و لحظات سخت و دشوار شکست را تجربه کرده اند و آن را پشت سر گذاشته اند و یا مزه تلخ آن را چشیده اند گزاف نگفته ایم.
انسان پس از شکست و ناکامی احساس یاس و ناامیدی و بعضاً سرخوردگی می کند که این امر کاملاً طبیعی است و در واقع این حالت واکنشی است که بدن در مقابل این حس ناخوشایند از خود نشان می دهد و علامت هشداردهنده ای برای غلبه بر شکست و ناکامی است به شرط این که بتوان بااقتدار، پشتکار و جسارت شکست را به پیروزی دل چسب تبدیل کرد، حتی بعضی از افراد پیروزی و موفقیت خود را بعد از شکست بیش از هر چیز مرهون پشتکار و مقاومت خود می دانند، در این وادی انسان ها به دودسته تقسیم می شوند: دسته اول کسانی هستند که بدبین و دچار ضعف شخصیتی هستند. این افراد بر این باورند که شکست و عدم موفقیتشان همیشگی و ماندنی است و احساس می کنند که دیگر به پایان راه رسیده اند و تمامی درها به رویشان بسته شده است.
در این لحظه به مرور گذشته می پردازند و مرتباً خود را سرزنش می کنند که اگر فرضاً این کار را می کردم، حتماً موفق می شدم اما غافل از این که بر اگرها نتوان نشست.
اما دسته دوم افرادی هستند که با علم به این که شکست و عدم موفقیت امری کاملاً طبیعی و جزء جدایی ناپذیر نظام بشری است با درایت به دنبال دلایل شکست می گردند، در واقع این دسته از افراد باتجربه کردن نقاط روشن و تاریک و فراز و نشیب زندگی به حیات خود معنا و مفهوم می بخشند زیرا که انسان مقتدر تشنه مقابله کردن با سختی ها و غلبه کردن بر آن هاست.
این افراد هرگز تسلیم شکست نمی شوند و امید خود را از دست نمی دهند.
***
«رمز تمام پیروزی ها، اراده است»
«روبرتسون»
***
شاهد زیبایی رنگین کمان بودن نیاز به صبر و تحمل دارد.
***

نردبان ترقی(۸)

آیا معتقدید زندگی پر از آشوب و ناامنی است؟ آیا اوضاع اجتماعی سیاسی و اقتصادی به هم ریخته است؟ و دنیا جای امن و راحتی برای زندگی کردن نیست؟ در این صورت حتماً درونتان هم پر از آشفتگی و احساس عدم امنیت است حتماً تاکنون کنار دریا بوده اید یا حداقل در تلویزیون دیده اید... وقتی دریا آرام و بدون موج است خیلی ها برای شنا کردن به آب می زنند... هم لذت می برند و هم احساس امنیت و آرامش دارند.
اما وقتی دریا طوفانی و خروشان می شود چطور؟ چند نفر جرئت به آب زدن دارند؟ اینجاست که موج سواران پدیدار می شوند... آن ها بر امواج خروشان دریا سوار می شوند و با موج ها حرکت می کنند...
همان موجی که یک فرد عادی را در خود فرومی برد و نابود می سازد یک موج سوار را بالا می برد و او را غرق لذّت و شادی می کند.
موج سواران هنگامی که دریا آرام است با لذّت در دریا شنا می کنند و هنگامی که طوفانی است بر فراز امواج سواری می کنند؛ اما افراد عادی فقط تحمل دریای آرام را دارند هرچند از تماشای امواج لذت می برند اما خود جرئت روبرو شدن با آن را ندارند.
این ها همان هایی هستند که رمان ها و فیلم های هیجان انگیز را که پر از ماجراجویی و خطر است بسیار دوست دارند؛ اما خود جرئت حتی قدم زدن زیر باران را ندارند حال به اطرافتان نگاه کنید و ببینید چه کسانی در اوضاع به ظاهر آشفته ی اجتماعی و اقتصادی و غیره به جای شکوه و ناامیدی و فرار سوار بر تخته موج بر فراز مشکلات زندگی حرکت می کنند همان مشکلاتی که افراد عادی را در هم می شکند و فرومی برند برای آن ها ابزار موفقیت و صعود می شود. (هرچند بعضی ها هم در این شرایط برای بالا رفتن یا بالا ماندن پا بر روی دیگران می گذارند و آن ها را له می کنند.)
به یاد داشته باشیم که همان طوفانی که یک نهال را از ریشه می کند برای یک درخت تنومند نوازشی بیش نیست. پس باید بزرگ شد و رشد کرد مانند درخت... باید مهارت زندگی کردن را آموخت و مشکلات را به نردبان ترقی تبدیل کرد نه مانع تکنیک.
***
«اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فروبسته ی خود جستجو کن.»
(دیل کارنگی)
***

بازیگر نقش خوشبختی

نوجوانی که احساس ناامیدی شدیدی می کرد به یک کارگردان سینما مراجعه کرد و گفت: من می خواهم بازیگر شوم.
کارگردان از او پرسید: چه نقشی را می توانی اجرا کنی؟
نوجوان گفت: نقش یک آدم بدبخت و فلاکت زده را.
کارگردان گفت: متاسفم. من در فیلم خودم به یک نوجوان خوشبخت و بانشاط نیاز دارم. اگر تمایل داشته باشی می توانی آن نقش را بازی کنی؛ اما یک شرط دارد.
نوجوان پرسید: شرطش چیست؟
کارگردان گفت: شرطش این است که به مدت یک ماه نقش آدم های خوش بخت را تمرین کنی.
نوجوان یک ماه نقش خوش بخت ها را به خود گرفت. مثل آن ها فکر کرد، مثل آن ها راه رفت، مثل آن ها زندگی کرد.
در آخر ماه او به کارگردان مراجعه کرد و گفت: من دیگر برای بازیگری در سینما علاقه ای ندارم. یک ماه تمرین برای من کافی بود که بدانم زندگی خود نیز بازی است و من بازیگر، می خواهم در زندگی خود نقش خوش بخت ها را بازی کنم.
***
«شما باید تصمیم بگیرید دقیقاً از زندگی چه می خواهید کسی به شما در این مورد نمی تواند کمک کند...»
«برایان –تریسی»
***

مثل عقاب باش(۹)

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهارتخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه درآورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. برحسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگه دارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد. جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت ای کاش من هم می توانستم مانند آن ها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد؛ اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد. بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سال ها زندگی خروسی، از دنیا رفت.
توهمانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویاهایت برو و به یاوه های مرغ و خروس های اطرافت فکر نکن.
***
«وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به ما دست می دهد...»
«آنتونی رابینز»
***

پیروزی فکر(۱۰)

خیلی ها می خواهند احساس خود را عوض کنند، اما راهش را نمی دانند. سریع ترین راه برای تغییر احساس، این است که مرکز توجه خود را عوض کنید. اگر دلتان می خواهد هم اکنون حالت بد شود، راهش بسیار آسان است. یکی از وقایع دردناک زندگی خود را به خاطر آورید و تمام حواس و توجه خود را به آن حادثه معطوف سازید. اگر به اندازه کافی در آن باره فکر کنید، مسلماً حالتان بد خواهد شد.
خیلی مضحک است که ما بنشینیم و از اول تا آخر یک فیلم بد را بارها و بارها تماشا کنیم. البته شما چنین کاری نمی کنید، اما در عوض می نشینید و در سینمای ذهن خود فیلم چرندی را بارها و بارها می بینید. این تجربه نشان می دهد که چگونه هر کس می تواند به سادگی احساسات ناخوشایندی را در خود به وجود آورد و چقدر مهم است که انسان بتواند مرکز توجه خود را تغییر دهد. حتی در شرایط بسیار سخت و دشوار، می توانید به این مطلب توجه کنید که «چه می توان کرد؟» و یا «چه عواملی می توان استفاده کرد؟»
اگر می خواهید هم اکنون حال خوشی پیدا کنید، باز هم بسیار آسان است. توجه خود را به چیزهای خوشایندی جلب کنید که در زندگیتان اتفاق افتاده اند. چیزهایی که مایه شادمانی و سعادت شما، دوستان و خانواده تان بوده و باعث شده اند که نظر بهتری نسبت به خود و دیگران پیدا کنید. می توانید به چیزی فکر کنید که هم اکنون نسبت به آن شکرگزار هستید. یا به آینده ای که در رویاهای خود ساخته اید فکر کنید و پیشاپیش دچار هیجان شوید! بدین ترتیب، انرژی کافی به دست می آورید تا بتوانید آن رویاها را عملی کنید.
فرض کنید به میهمانی رفته و یک دوربین فیلمبرداری با خود برده اید. اکنون دوربین را تنظیم کنید و آن را به چپ بچرخانید تا متوجه یکی از گوشه و کنارهای اتاق شوید. در آنجا زن وشوهری مشغول بگومگو هستند و وقتی به حرف های آنان دقت می کنید، حال خودتان هم بد می شود و خشم و اندوه آنان به شما هم سرایت می کند. وقتی آن ها را مشاهده می کنید، احتمالاً با خود می اندیشید «چه زن و شوهر بدبختی! چه میهمانی مزخرفی»
فرض کنیم که همان شب، دوربین را به طرف گوشه دیگری از اتاق تنظیم کرده اید. در گوشه راست اتاق، چند نفر دور هم جمع شده اند و مشغول لطیفه گویی و خنده هستند، صدای انفجار خنده به گوش می رسد! حالا اگر کسی از شما بپرسد «میهمانی چه طور بود» خواهید گفت «خیلی عالی بود، خوش گذشت.» مطلب بسیار ساده است:
چیزهای بسیاری است که انسان می تواند به آن ها توجه کند، ولی بسیاری از ما فقط به چیزهای وحشتناک و اموری که از اختیار ما خارج هستند توجه می کنیم.
***
فکر زیبا زندگی را برای انسان زیبا می کند.
(موفقیت برای همه، اکرم مقدم)
***

اکسیژنی بنام باور(۱۱)

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند و پنجره ی اتاق باز نمی شد. احساس خفقان کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت. نمی توانست آن را باز کند. با مشت به شیشه پنجره کوبید و هجوم هوای تازه را احساس کرد و سراسر شب را راحت خوابید. صبح روز بعد فهمید که شیشه کتابخانه ای را شکسته و همه شب پنجره بسته بوده است. او فقط با فکر (اکسیژن) اکسیژن لازم را به خود رسانده است.
***
«هر چیزی را که عمیقاً باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود. شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید، بلکه آن چیزی را می بینید که قبلاً به عنوان یک باور انتخاب کرده اید. پس باید باورهای محدودکننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید و آن ها را از بین ببرید.»
«برایان تریسی»
***

سرچشمه موفقیت(۱۲)

انسان ها همان گونه که باور داشته باشند می توانند بیندیشند. باورهای آدمی است که در هرلحظه به او القا می کند که چگونه بیندیشد. اصولاً فرق بین انسان ها، فرق میان باورهای آنان است. انسان های موفق با باورهای عالی، موفقیت را برای خود خلق می کنند. انسان های ثروتمند، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند که با اعتمادبه نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال کسب ثروت می روند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود می رسند.
قانون زندگی قانون باورهاست. باورهای عالی سرچشمه همه موفقیت های بزرگ است. توانمندی یک انسان را باورهای او تعیین می کند. انسان ها هر آنچه را که باور دارند خلق می کنند. باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی می سازند زیرا باورها تعیین کننده کیفیت اندیشه ها، اندیشه ها عامل اولیه اقدام ها و اقدام ها عامل اصلی دستاوردها هستند.
***
«جهان فقط چیزهایی را به ما می دهد که باور داریم می توانیم داشته باشیم»
«چوپرا»
***

نظرات کاربران درباره کتاب فکر را پر بدهید