فیدیبو نماینده قانونی نشر موغام و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ‌‫ جستاری بر تاریخ پزشکی در ایران باستان

کتاب ‌‫ جستاری بر تاریخ پزشکی در ایران باستان

نسخه الکترونیک کتاب ‌‫ جستاری بر تاریخ پزشکی در ایران باستان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ‌‫ جستاری بر تاریخ پزشکی در ایران باستان

در ایران باستان، دانش پزشکی به‌صورت پیشرفته و سازمان یافته رایج بود، و آن‌گونه که از نوشته‌های اوستا و فرمان‌های بهداشتی آن هویداست، پزشکی ایران از بصیرت کافی در بهداشت و سلامت در آن دوران برخوردار بوده است و پزشکان نیز از عالی‌ترین طبقات جامعه به‌شمار می‌آمدند که پس از انجام امتحانات و فرآیند‌های گزینشی متعدد به آنها اجازه طبابت و جراحی داده می‌شد. یکی از مهمترین مراکزی که در اعتلای علم پزشکی ایران باستان، نام و آوازه‌ای بس بلند در تاریخ دارد، دانشگاه جندی‌شاپور است. امتزاج پزشکی ایرانی، هندی، سریانی و یونانی در جندی‌شاپور تحقق یافت‌‌. جندی‌شاپور که مهم‌ترین مرکز پزشکی عصر به‌شمار می‌رفت، محیطی بود که مرکز تجمع دانشمندانی با ملیت‌های گوناگون بود. در این دانشگاه علاوه بر تعلیمات علوم گوناگون از قبیل فلسفه و ریاضیات، علوم طبی نیز رونق زیادی داشت و تعداد بسیاری از دانش پژوهان طب از داخل و خارج بدانجا روی می‌آوردند. پزشکان مکتب جندی‌شاپور از درخشش بسیار‌‌‌‌‌زیادی برخوردار بودند و به گفته ابن قفطی در کتاب تاریخ‌الحکماء مردم جندی‌شاپور از اطبا بسیار حاذق بودند و این علم از عهد ساسانیان در آن سرزمین مقامی بس بلند داشته است. در دوران تمدن اسلامی نیز این دانشگاه و اساتید طراز اول آن از آل بختیشوع و آل ماسویه و دیگران همواره مورد توجه خلفای اسلامی بوده‌اند. این دانشمندان در انتقال علم پزشکی به بغداد و دنیای اسلام سهم به‌سزایی داشتند. در عصر ترجمه، از قرن دوم هجری به بعد، بسیاری از مواریث پزشکی جندی‌شاپور و سایر نقاط مرتبط به بیت‌الحکمه بغداد منتقل گردید و با ترجمه آثار آن تحولی شگرف در طب دوره تمدن اسلامی روی داد و بسیاری از داشته‌های علم پزشکی به جهان اسلام راه یافت، آشنایی پزشکان مسلمان با دستاوردهای علمی قدیم، راه را برای تحقیقات علمی در حیطۀ دانش پزشکی گشود و نوآوری‌های مهمی در طب اسلامی را سبب شد. تراوش این نهضت علمی عظیم، به‌خصوص در عرصۀ پزشکی ظهور دانشمندان بزرگی همچون طبری، رازی، ابن‌سینا، اهوازی، جرجانی و... را در پی‌داشت که پژوهش و آراء تخصصی ایشان از مبانی آثار پزشکی دوره‌های بعدی قرار گرفت، ضمن اینکه این بزرگان‌،‌‌‌‌از پایه‌گذاران علوم پزشکی،در شکل‌گیری طب اروپا و جهان نیز به شمار آمده‌‌اند. در این کتاب سؤال اصلی پژوهشی این است که آیا دانش پزشکی دردوره ی پیش از ظهور بقراط و جالینوس‌، در ایران باستان رواج داشته است و اگر فرضیه آن مثبت است کم و کیف آن چگونه بوده است. در این تحقیق با مراجعه به منابع ایرانی و عربی که در حوزه تاریخ پزشکی تحقیقات مبسوطی را انجام داده اند، به این نتیجه رسیدیم که کتاب اوستا در دوره زرتشت به‌عنوان کتاب آموخته‌های پیامبر اخلاق نیک، پندار نیک و گفتار نیک درمیان این مردمان رواج یافته بود، مملو ازآموزه‌های پزشکی و حتی مباحث پیشگیری و بهداشت بوده و برتدبیر پیشگیری قبل از درمان تاکید داشته است. بخش دینکرد اوستا، که در این کتاب به‌عنوان یکی از منابع اصلی آورده شده است، انباشته از تعالیم پیشگیری و ضد عفونی و بهداشت است.

ادامه...
  • ناشر نشر موغام
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.31 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۷۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ‌‫ جستاری بر تاریخ پزشکی در ایران باستان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مکاتب پزشکی در ایران باستان

بشر از بدو خلقت، دغدغه ای به نام « سلامتی » در مقابل، «درد و بیماری» داشته است. هر قوم و تمدنی با توجه به امکانات طبیعی پیرامون خویش و میزان برخورداری ازهوش و نبوغ، روش های گوناگونی را برای حفظ سلامتی و تسکین آلام و شفای امراض مختلف برگزیدند. در گذر زمان، این تجربیات، مدون و منظم و قابل انتقال شد و به صورت مکتوب درآمد. در دوره ایران باستان می توان سه مکتب پزشکی را از هم تفکیک نمود: «مکتب مزدیسنا، مکتب اکباتان و مکتب گندی شاپور».

مکتب مزدیسنا

« مکتب مزدیسنا »(۱۳) بیش از۶۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح به رهبری زرتشت در شمال باختری ایران یعنی آذربایجان بنیاد گردید. پایه ی این مکتب روی « بهی بخشی » نهاده شد و عقیده این مکتب چنین بود: «اهورا مزدا نیکی را آفریده و بدی و رنج و درد و بیماری در اثر ضربه و وسوسه ی انگره مینو ( مینوی بد ) است و برای خشنودی اهورا مزدا باید با آن مبارزه نمود».(۱۴) مردم پیش از پیدایش این مکتب، منشاء بیماریها را حلول ارواح خبیثه در بدن انسان و خشم و قهر خداوندان می پنداشتند. راهنمای این مکتب، خرافات را در هم شکست و گفت منشا بیماری ها در اثر عدم رعایت اصول بهداشتی ، پلیدی و کردارهای زشت و وسوسه ی انگره مینو است(۱۵) و اساس درمان را که در زمان های پیشین ارضای خاطر خشمگین خداوندان به وسیله فدیه های خونین بود در هم ریخت.
زرتشت مبارزه با بیماری را در مرحله ی اول به وسیله گیاهان سودمند دارویی که اهورامزدا آفریده و در مرحله دوم با عمل جراحی و در مرحله سوم با تلقین کلام مقدس و نیاز به سوی اهورامزدا که درمان دهنده ی درمان دهندگان است توصیه نموده است.(۱۶) برای اولین مرتبه واژه ی « درمان » و « پزشکی » در این مکتب استعمال شد، مقام پزشک پرارج گردید، برای آنها قوانینی وضع نمودند و مزد و آسایش آنها مورد نظر بود. بنیاد درمانگاه ها، بیمارستان ها و دارو و درمان ارزانیان کاری خدا پسندانه شمرده شد. اعضای این مکتب به ویژه رهبر آنها زرتشت خود بسیاری از بیماری ها را درمان نمود چنانکه در زرتشت نامک آمده است: «همین که مردم از اکناف ایران اشتهار درمان بخشی زرتشت را شنیدند همه دردمندان به وی روی آوردند، به ویژه بیماران افلیجی، صرعی، پوستی و چشمی را درمان بخشید. یوشت فریان فرماندار سیستان را که به بیماری سختی مبتلا شده بود آمیخته ای از گئوکرن(۱۷) و آب دائیتی(۱۸) نوشانید و بهبودی یافت... لهراسب و زَریر را که به بیماری سختی مبتلا شدند باتلقین کلام مانتره ( تداوی روحی ) درمان بخشید و نیز بسیاری از کسانی که به بیماری های سخت مبتلا شدند درمان داد . »
در این مکتب علاوه بر پزشکی، به بهداشت نیز ارج نهاده شد و حتی بر پزشکی برتری یافت، چنان که زرتشت فرمود: « ائو و پنتایو اشاهه(۱۹) یعنی راه در جهان یکی و آن راه اشویی - پاکی و راستی- است.» پاکی چهار آخشیک هوا و آب و خاک و آتش از دستورهای مهم این مکتب است؛ به طور کلی معتقد بودند که باید به وسیله ی پاکی پیرامون و تن و جامه و خوراک و عدم استعمال مسکرات از بروز بیماری ها جلوگیری نمود. اگر بیماران واگیردار از سایرین جدا نمی شدند و موجب بیماری دیگران می شدند، مقصر محسوب بودند.(۲۰)

مکتب اکباتان(۲۱)

سئناپوراهوم ستوت(۲۲) یکصد سال پس از زرتشت با یکصد نفر شاگرد « بهی بخشی » را دنبال نمود چنانکه در فروردین یشت بند ۹۷ آمده است: « فروهر پارسای سئناپور اهوم ستوت را درود می فرستیم که با یکصد شاگرد بر روی زمین زندگی کرد.» این نام همانست که در خداینامک بصورت سین مرو و بعدها به هیبت سیمرغ حکیم درآمد و کارهای شگفت آورد نمود. پلوتارک(۲۳) مورخ یونانی در کتاب خود از زبان تمستوکلس(۲۴) سردار یونانی که به « مکتب صده » اکباتان راه یافته بود شرح می دهد که اعضای این مکتب صد نفر بودندو امتحانات ورودی بسیار سختی داشتند، چنانکه گذراندن آن برای همه مقدور نبود. علوم مغانی از قبیل فلسفه، ستاره شناسی، پزشکی و جغرافیا تعلیم داده می شد و بعدها فارغ التحصیلان این مکتب در آسیای صغیر فیثاغورث(۲۵) حکیم بزرگ یونانی را تعلیم دادند.» مکتب اکباتان در قرن ششم پیش از میلاد یادگار مکتب صد نفر سئنا بوده است و در حقیقت از « مکتب مزدیسنا » سیرآب شده است.

الف - مکتب گندی شاهپور

در دانشکده ی پزشکی گندی شاپور، پزشکی پنج کشور نام آور آن عصر در هم ادغام شد: یونانی، هندی، ایرانی، سریانی، اسکندرانی ( مربوط به اسکندریه )؛ و از این فرآیند پزشکی گندی شاهپور پا به عرصه گذاشت.
بر اساس این مکتب پزشکی، علت و سبب بیماری ها را تغییرات رطوبت بدن(۲۶) و عدم تعادل بین آنها می دانند؛ بیماری ها را از حیث جسمی و روحی و واگیردار و غیر واگیردار تقسیم بندی کردند،واز این رو تخصص در پزشکی پدید آمد. در این مکتب از چشم پزشکی نیز یاد شده است. قوانین علاج را به مقتضای امزجه بلاد خود مرتب و مدون ساختند و تا آنجایی شهرت یافتند که بعضی هم علاج آن را بر شیوه ی یونانی ها و هندی ها برتری دادند، زیرا آنها فضایل هر فرقه را گرفتند و بر آنچه که قبلاً خودشان استخراج کرده بودند افزودند و این امر وسعت فکری و دانش پژوهشی آنها را گسترش داد.
در این مکتب نه تنها دردشناسی و درمان شناسی تدریس می شد بلکه یک پزشک داروشناسی و داروسازی نیز آموخت، چنانکه عیسی صهاربخت فارغ التحصیل این دانشکده ، علاوه بر پزشکی در داروسازی نیز سرشناس بود.
در این دانشکده استادان و پزشکان و مترجمانی حضور داشتند که شرح حال آنها در فصل جندی شاپور آمده است.
پژوهش ها و ترجمه ی کتاب های مختلف به وسیله ی اساتید گندی شاهپور،خدمت بزرگی به دانش پزشکی بود که در دوران بعدی در دانشکده ی بغداد نیز مورد استفاده قرار گرفت.
۱ - تئودوروس پزشک نستوری کتابی به زبان پهلوی به نام کناش تئودوروس نوشت که بعدها به عربی ترجمه شد.
۲ - برزویه پزشک ( ۵۲۹ میلادی ) کتاب کلیله و دمنه را از هندی به پهلوی ترجمه نمود و خود، فصل سودمندی از پزشکی بر آن نوشت.
سریل الگود(۲۷) می نویسد: در لاتین کتابی منسوب به برزو است به نام « ساپیانس حب برزوئی »(۲۸) که بعدها اسقف انطاکیه آن را به سال ۱۰۷۰ میلادی به عربی ترجمه کرد.
۳ - چاناکیا(۲۹) پزشک بزرگ کندراگوپترا (۳۰) امپراتور بزرگ هند کتابی به نام « شاناک » از هندی به پهلوی ترجمه کرد که در قرن دوم هجری عباس پورسعید الجوهری به فرمان مامون آن را به تازی ترجمه کرد.
۴ - اورانیوس پزشک و استاد خسرو انوشیروان به قول آگاسیاس کتب زیادی از سریانی به پهلوی ترجمه نمود.
۵ - عیسی پور صهاریخت پزشک گندی شاهپور سه مقاله از تفاسیر پزشکی جالینوسی بر مقدمه ی کتاب خود بنام «الفصول البقراط» به تازی نگاشت که بعدها حنین اسحق آن را به سریانی برگرداند.
۶ - جورجیس بوخت ایشو در سال ۱۴۸ به بغداد فرا خوانده شد و چون سریانی و پهلوی نیکو می دانست بسیاری از کتب پزشکی را به تازی ترجمه نمود.
۷ - در قرن چهارم هجری در «ساردیه «از قصبه ی «جی» در اصفهان ، کتابخانه ای شامل کتاب های پهلوی و یونانی کشف شد و نشان داده شد که اصل خاستگاه بسیاری از کتب پزشکی تازی، از پهلوی و مغان بود.

نظرات کاربران درباره کتاب ‌‫ جستاری بر تاریخ پزشکی در ایران باستان

بخشی از تاریخ ما، ابداعات مهم ما در پزشکی ه ک مغفول مونده
در 2 ماه پیش توسط zah...zad