Loading

چند لحظه ...
کتاب از او

کتاب از او
چهار قصه شورانگیز

نسخه الکترونیک کتاب از او به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۴,۴۵۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب از او

گاهی اگر وسیله و پارچه‌ی نو و زیبایی داشت می‌داد به عروس‌های فقیر. خودش لباس‌های ساده و تکراری‌اش را می‌پوشید. اصلا نگاهش به دنیا متفاوت از نگاه دیگران بود. خوش نداشت که پولش زیادتر از نیازش باشد. چون دختر خانواده‌ی پولداری بود و پدر هم وضعش خوب بود طبیعتا مادر هم باید خیلی پولدار می‌شد که نشد. همه‌ی ارث و میراث و پول را رد می‌کرد و اندازه‌ی نیازش که خیلی هم کم‌خرج بود مصرف می‌کرد. عمر طولانی هم کرد تا موقع مرگش که ۹۴ ساله شده بود سرحال و قبراق بود. مثل هر ماه آش نذری درست کرد و به همه داد. بعد هم آرام کنار حیاط نشست. دو بار لا اله الا الله گفت و رفت. آن روز همه‌ی بچه‌ها خانه‌اش بودیم و تا صبح فردا جنازه‌اش را نگه داشتیم و برایش دعا و قرآن خواندیم. جالب بود که سه بار خواب دیدند که در قبرستانی که دفن شده عذاب از مردگان آن قبرستان برداشته شده. خدا رحمتش کند، زندگی کردن را یادمان داد. قرآن خواندن یادمان داد. کتاب حافظ، سعدی، جوهری و ناسخ‌التواریخ را برایمان می‌خواند و توضیح می‌داد. حدیث و دعا بلندبلند می‌خواند تا ما یاد بگیریم. از غروب آفتاب تا موقع خواب، مادر دیگر حرف دنیا نمی‌زد. آیة‌الکرسی و سوره‌های کوچک را بلند بلند می‌خواند تا فضای خانه معنوی شود و شیاطین دور شوند. طوری بارمان آورده بود که دنبال دنیا نرویم. من دوازده‌ساله بودم. مادر خیلی در ازدواج‌های ما مقیّد بود که دامادش متدین باشد. یک شب رفت. زیر آسمان و دست‌هایش را بلند کرد و دعا خواند. بعد فهمیدم که از خدا داماد مؤمن خواسته است.

ادامه...

مشخصات کتاب از او

بخشی از کتاب از او

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب از او