Loading

چند لحظه ...
کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین

کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین

نسخه الکترونیک کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین

درباره کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین

کتاب «هتلی در کنج تلخ و شیرین» Hotel on the Corner of Bitter and Sweet نوشته‌ی «جیمی فورد» در سال 2009 منتشر شد. این داستان با حضور شخصیت اصلی کتاب، «هنری لی»  Henry Lee در مقابل هتل پاناما Panama Hotel در مرحله‌ی ژاپنی‌تبار سیاتل آمریکا آغاز می‌شود. در طبقات پایینی این هتل وسایل خانواده‌ای ژاپنی که در دوران جنگ جهانی دوم به آنجا گریخته‌اند پیدا شده و توجه خبرنگاران و افراد زیادی را به خود جلب کرده است. «هنری لی» با مشاهده‌ی این اتفاق به خاطرات سال‌ها پیشش سفر می‌کند و یاد دوران جوانی خودش می‌افتد. او در دهه‌ی 1940 و اوج دوران جنگ از سوی کودکان سفیدپوست نادیده گرفته می‌شد و تبعیض نژادی را از نزدیک مشاهده و لمس می‌کند. «لی» در همان دوران با دانش‌آموزی ژاپنی-آمریکایی به نام کیکو اوکابه Keiko Okabe آشنا می‌شود و دوستی عمیقی بین‌ آن‌ها شکل می‌گیرد.

کتاب «هتلی در کنج تلخ و شیرین» داستانی خارق‌العاده و شیرین و تصویری واضح و ملموس از یکی از پیچیده‌ترین و مخاطره‌آمیزترین دوران آمریکا است. این داستان روایت امید، دوستی و عهد میان قلب‌های انسان‌هاست که باگذشت زمان هیچ‌گاه فراموش نمی‌شوند. این کتاب اولین اثر «جیمی فورد» نویسنده‌ی آمریکایی است که تبحر و توانایی او را در نوشتن به‌خوبی نشان داده است. این کتاب پس از انتشار به مدت صد و سی هفته در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک‌تایمز قرار داشت و توانست جایزه‌ی APAAL (Asian/Pacific American Awards for Literature) را از آن خود کند. این نویسنده این کتاب را طی فصل‌های زیر به نگارش درآورده است:

  • هتل پاناما
  • من چینی هستم
  • پیاده تا خانه
  • چشم‌انداز دریاچه
  • زنجبیل جامائیکایی
  • من ژاپنی هستم
  • آتش
  • دوست‌دختر مارتی
  • خانه در آتش
  • داون هیل
  • چای
  • صفحه‌های گرامافون
  • والدین
  • چه خوب که جای آن‌ها نیستیم
  • خیابان‌های خالی
  • اردوگاه هارمونی
  • ساعات ملاقات

درباره جیمی فورد

«جیمی فورد» Jamie Ford نویسنده‌ی آمریکایی در 9 جولای 1968 در کالیفرنیا به دنیا آمد. پدر او چینی و مادرش اروپایی هستند و نام او را مطابق بانام پدربزرگش که در سال 1865 به نوادا مهاجرت کرده بود، گذاشتند. این نویسنده در جوانی تحصیلاتش را در رشته‌ی طراحی از موسسه‌ی هنرهای سیاتل به سرانجام رساند و در سال 2008 با انتشار کتاب «هتلی در کنج تلخ و شیرین» به شهرت جهانی رسید. او در سال 2013 دومین کتابش بانام Songs of Willow Frost و سال 2017 کتاب سومش با عنوان Love and Other Consolation Prizes را منتشر کرد که تاکنون به فارسی ترجمه نشده‌اند. «جیمی فورد» پس از این آثار نوشتن را ادامه داده است و در حال حاضر در شهر مونتانا Montana زندگی می‌کند.

ترجمه کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین به زبان فارسی

کتاب «هتلی در کنج تلخ و شیرین» نوشته‌ی «جیمی فورد» با ترجمه‌ی «مرجان محمدی» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1395 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «مرجان محمدی» مترجم ایرانی متولد آذر سال 1348 تهران است، او تحصیلاتش را در رشته‌ی مترجمی زبان انگلیسی و زبانشناسی همگانی به سرانجام رسانده است در کارنامه‌ی کاریش ترجمه‌ی آثار نویسندگانی همچون «مریلین رابینسون» را دارد. ازجمله آثار ترجمه‌ شده‌ی او می‌توان به «استونر» اثر «جان ويليامز»، «همهمه‌ی زمان» اثر «جولین بارنز» و «دره‌ی میلر» اثر «آنا کوئیندلن» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای مطالعه و دانلود موجود است.   

در بخشی از کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین می‌خوانیم

هنری نمی‌دانست از کدام یک از این‌ها بیشتر ناراحت می‌شد؛ تمسخرهای بی‌پایان در کافه‌ی مدرسه یا سکوت عجیب‌وغریب در آپارتمان کوچک خیابان کانتون که با پدر و مادرش در آن زندگی می‌کرد. هنوز وقتی صبح می‌شد و می‌خواست کار روزانه‌اش را آغاز کند سعی می‌کرد به بهترین نحو با موانع زبانی حاکم در خانه کنار بیاید.

«san jou» پدر و مادرش به زبان کانتونی به او «صبح‌به‌خیر» می‌گفتند.

هنری لبخند می‌زد و تا جایی که می‌توانست به انگلیسی سلیسی می‌گفت: «می‌خواهم در شلوارم چترباز کنم!» پدرش هم سر تکان می‌داد و خیلی جدی تأیید می‌کرد. انگار هنری سخنی از فلسفه‌ی بنيادین غرب به زبان آورده باشد. هنری با خودش می‌گفت، خوبت شد. وقتی پسرت را بفرستی بورسیه شود از این بهتر گیرت نمی‌آید. خنده‌اش را به‌زور نگه می‌داشت و صبحانه‌اش را که هرم کوچکی از برنج شفته با گوشت خوک و قارچ چینی بود، می‌خورد. مادرش با اين که زبان نمی‌دانست اما طوری نگاه می‌کرد که انگارمی فهمید هنری چه در سر دارد.

یک روز صبح، وقتی هنری از پیچ خیابان گذشت و به‌طرف پله‌های اصلی دبستان رینیر رفت، متوجه شد که دو چهره‌ی آشنا از کلاسش مأمور پرچم شده‌اند. همه‌ی پسرهای کلاس ششم و حتی چند تا از دخترها برای داشتن این مسئولیت غبطه می‌خوردند. البته به دخترها به دلایلی اجازه‌ی آن را نمی‌دادند که هنری از آن سر درنمی‌آورد.

قبل از زنگ اول، هر دو پسر پرچم را از قفسه‌ی سه‌گوش دفتر برمی‌داشتند و به سمت جایگاه، جلو مدرسه می‌رفتند. بعد تای پرچم را با دقت باز می‌کردند، طوری که هیچ قسمتی از آن به زمین نخورد، زیرا پرچمی را که این‌چنین به آن بی‌حرمتی شود باید بی‌درنگ سوزاند. به هر حال داستانش این‌طوری بود. نه هنری نه هیچ یک از بچه‌های دیگر در خاطرشان چنین واقعه‌ای را به خاطر نمی‌آوردند که مجسم می‌کرد که مثل خرس پیر و قلمبه‌ی انسان نمایی با دبدبه و کبکبه، پرچم را جلو قیافه‌های بهت‌زده‌ی معلم‌ها در پارکینگ می‌سوزاند، بعد صورت‌حسابش را با پسرک دست‌وپا چلفتی مقصر به خانه‌اش می‌فرستاد. پدر و مادرش حتماً آن‌قدر شرمگین می‌شدند که به حومه نقل‌مکان می‌کردند و اسمشان را تغییر می‌دادند تاکسی آن‌ها را پیدا نکند.

متأسفانه، شاز پرستون و دنی براون هر کاری هم که می‌کردند قرار نبود از مسئولیت پرچم به این زودی‌ها کنار روند. هر دو از خانواده‌های بومی برجسته‌ای بودند، پدر دنی، وکیل یا قاضی یا چنین چیزی بود و خانواده‌ی شاز مالک چند بنای آپارتمانی در مرکز شهر بودند.

مشخصات کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین

نظرات کاربران درباره کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین