فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب مبانی جامعه‌‌شناسی جوانان

نسخه الکترونیک کتاب مبانی جامعه‌‌شناسی جوانان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب مبانی جامعه‌‌شناسی جوانان

کتاب مبانی جامعه‌شناسی جوانان نوشتهٔ برنهارد شفرز، استاد برجستهٔ جامعه‌شناسی در آلمان، توسط نشر دانشگاهی او. تی. ب.، یکی از معتبرترین ناشران کتاب‌های علمی و دانشگاهی در آلمان، منتشر شده است. این کتاب در مدت کوتاهی به چاپ ششم رسید.
نویسندهٔ کتاب می‌کوشد، از منظر جامعه‌شناسی به دشواری‌های جوانی و نوجوانی نگاه کند. اگرچه، همان‌طور که از نام کتاب پیداست، این اثر بر مبنای نظریه‌های جامعه‌شناختی نوشته شده است، اما نویسنده در تدوین کتاب از آخرین دستاوردهای علوم تربیتی و روان‌شناسی نیز بهره گرفته است. در این کتاب ما با موضوع‌های گوناگونی در پیوند با جوانان آشنا می‌شویم: تعریف جوان و جوانی، جوانان و دین، جوانان و موسیقی، جوانان و سیاست، جوانان و ورزش، جوانان و فرقه‌ها، جوانان و انحرافات، جوانان و افراط‌گری و مطالب ارزندهٔ بسیاری دیگر در عرصهٔ جوان‌پژوهی.

ادامه...

  • ناشر: نشر نی
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 2.2 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۲۸۸صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب مبانی جامعه‌‌شناسی جوانان

پیش گفتار مترجم

بس طور عجب لازم ایام شباب است
حافظ

جامعه ما، جامعه جوانی است. بیشتر افراد جامعه ایرانی را جوانان زیر سی سال تشکیل می دهند، بنابراین جوانان یکی از چالش های اساسی جامعه ایرانی هستند. به رغم این واقعیت، جوانان کمتر موضوع بررسی های علمی، به ویژه جامعه شناختی بوده اند. درحالی که در دانشگاه های ما، به ویژه در رشته های علوم انسانی، دروسی با عنوان هایی چون «جامعه شناسیِ جهان سوم»، «جامعه شناسیِ توسعه»، «جامعه شناسیِ آموزش و پرورش»، «جامعه شناسیِ انقلاب» و غیره تدریس می شوند، جوانان موضوع هیچ یک از دروس دانشگاهی نیستند. جوانان نه تنها در عرصه پژوهش های علمی و دانشگاهی نادیده گرفته می شوند، بلکه جامعه و مقامات، صرف نظر از برخی شعر و شعارها، به سادگی از کنار آنها می گذرند. گاهی انسان تمایل دارد، این نظر را بپذیرد که جامعه ما، جامعه ای شرقی و پیرسالار است. کهنسالان در تمامی عرصه های اجتماعی سلطه بی چون وچرای خود را گسترده اند و تمایلی به بهره گیری از جوانان، بجز به عنوان خدمتکاران و پیشخدمتان صدیق ندارند، و به قول مولوی این «چرخ اخضر» است که ما تصویر آن را در «بحر خضرا» می بینیم.(۱) اما گاهی گرایش های سنتی و حتی واقعیت های اجتماعی بازمانده از گذشته، ابزار کارامدی برای رویارویی با مسائل امروز نیستند. جوانان در تمام عصرها و نسل ها دشواریِ عصریِ جامعه ها بوده اند و جامعه ما نیز از این قاعده مستثنا نیست، بنابراین دشواری های آنها، پاسخی امروزی می طلبند.
در جامعه ما دیدن مسئله جوانان نیازی به حساسیت های ویژه یا تیزبینی های علمی ندارد. میلیون ها انسانِ جویای زندگی در سطح جامعه سرگردان هستند. به هر سوراخی سرک می کشند، به هر دری می کوبند، تا کوره راهی به دنیای زندگیِ یک انسان معمولی بیابند. تا شغلی، سر پناهی و همسر و همراهی بیابند. مانع دشوار کنکور را پشت سر می گذارند، به دانشگاه ها می آیند، به امید آنکه «چراغ راه آینده» آنها باشند. وقتی از درون ناامید می شوند، خطر می کنند و به کشورهای دیگر پناه می برند، این خطر را به قول حنظله بادغیسی(۲)، نه برای مهتری، که برای دستیابی به حداقل های زندگی می کنند. در غربت، با غم تنهایی، بی کسی، بی چیزی، ناچاری، با جامعه ای نامهربان، نامانوس و سخت آشنا از روی اجبار سازگاری می کنند. از آنجا که از جامعه ای مسلمان می آیند، انگ می خورند و تهمت می شنوند، اما کاری جز سکوت نمی توانند انجام دهند. اگر بر این جوانی کردن، به قول عراقی «به دو دیده خون ننشانیم»، پس به کدام مذهبیم ما، به کدام ملتیم ما. اما ما به همان «ملتیم» و به همان «مذهبیم» که عراقی دوست نداشت باشیم. ما از کنار همه این بدبختی ها می گذریم و تنها نگرانی مان این است که چرا جوانان ما «قرتی» شده اند، زیر ابروهای خود را برمی دارند، به ارزش ها پایبند نیستند، حرف بزرگ ترها را نمی خوانند، دختران جوان ما از خانه فرار می کنند. اما وقتی به کتابخانه ها می روی، شش ماه می گردی، می بینی، حتی یک کتاب در زمینه جامعه شناسی جوانان نه تالیف و نه ترجمه شده است. پس ما به چه کسانی انگ می زنیم. به کسانی که نمی شناسیم و آنها نیز نه ما را می شناسند و نه میل دارند بشناسند، چون در چهره های ما تصویر تمام بدبختی های واقعی یا خیالی خود را می بینند.
صرف نظر از تمام این «انحرافات»، کافی است عمیق تر به آنها نگاه کنیم و گذران زندگی آنها را با جوانان همسن و سال آنها در آن طرف آبها مقایسه کنیم، از یک طرف بی اختیار یاد این جمله حاج سیاح می افتیم، که «اینها کیستند و ماها کیستیم»(۳)، از طرف دیگر، از میزان توانایی، صبر و شکیبایی های آنها حیران می مانیم، از صمیم قلب شادمان می شویم که این سرزمین را به کسانی واگذار خواهیم کرد که هزار برابر بهتر از ما هستند و این جمله ایمانوئل کانت را زیرلب زمزمه می کنیم: «خداوندا، اکنون بگذار تا بنده تو بیارامد، زیرا دیدگان من سلام و رحمت تو را دیدند.»(۴)
ترجمه این اثر، در مسیر آرزو برای شناخت بهتر جوانان است. لازم است از آقای محمدکاظم ادراکی که ترجمه را بازخوانی کردند و آقای افشین جهاندیده از نشر صاحب معرفت نی که زمینه انتشار آن را فراهم کردند، تشکر کنم.



مبانی جامعه شناسی جوانان

برنهارد شفرز

مترجم: کرامت الله راسخ





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



۱. پرسش های اساسی در جامعه شناسی و جوان به عنوان موضوع جامعه شناسی

۱.۱. پرسش های اساسی در جامعه شناسی

جامعه شناسی علمی تجربی است که موضوع آن «انواع» ساخت های کنش اجتماعی، فرایندها، نهادها و پدیده هایی چون تمایزات اجتماعی، قدرت و بحران هستند.
از زمان های قدیم و در میان تمام فرهنگ ها و جوامع، سن و جنسیت ازجمله ساخت های اجتماعی هستند که موضوع واکاوی جامعه شناختی بوده اند. تقسیم قدرت، اقشار صاحب قدرت و تقسیم منابع اجتماعی نیز به صورت های مستقیم یا غیرمستقیم با موضوع سن و جنسیت پیوند دارند و در ارتباط نزدیک با سن موضوع پژوهش های جامعه شناختی بوده اند.
درباره جامعه شناسی به طورکلی باید گفت که این علم به دو بخش عمده تقسیم می شود: یکی جامعه شناسی خرد(۵) که موضوع آن کنش افراد منفرد و گروه های کوچک است و دیگری جامعه شناسی کلان(۶) که موضوع آن پژوهش درباره «ساختارهای نخستین» و تاثیر این ساختارها بر رفتار، انگیزه ها و نگرش افراد است. البته گاهی از «جامعه شناسی میانه»(۷) نیز سخن گفته می شود که موضوع آن نهادها، سازمان ها، اتحادیه ها، جمعیت ها، کانون ها و شبکه هایی است که به صورت میانجی بین دو سطح خرد و کلان عمل می کنند.

۱. ۲. شناخت نظریه هایی در عرصه جامعه شناسی جوانان

ما در فصل چهارم به موضوع نظریه های گوناگون درباره جامعه شناسی جوانان خواهیم پرداخت. در اینجا تنها به گزاره هایی اشاره می کنیم که در دو عرصه اختصاصی و عمومی به پرسش درباره جوانان پرداخته اند. این گزاره ها را می توان در کلی ترین شکل های خود به صورت زیر ردیف کرد:

ــ جوانان دارای چه ویژگی هایی (خصوصیات، شیوه رفتار و غیره) هستند؟
ــ چگونه می توان به بررسی موضوع جوانان پرداخت (مرزها، مشترکات، تمایزات با سایر گروه های سنی)؟
ــ بر چه وجوهی از دگرگونی های اجتماعی باید تاکید کرد، تا مسائل جوانان را در زمان تاریخی معین بتوان فهمید و توضیح داد؟
ــ موضوع جوانان را به صورت مشخص و برجسته در پیوند با کدام یک از فرایندها و ساختارها می توان قرار داد؟ بد نیست دراین باره به تقسیم بندی هایی که در گذشته در پیوند با جامعه شناسی جوانان انجام گرفته است، توجه شود، مانند: جوانان و خانواده، جوانان و اشتغال، جوانان و جامعه پذیری، جوانان و سیاست، جوانان و دین، جوانان و مدرسه، جوانان و وقت آزاد، جوانان و مصرف و غیره؛
ــ در عرصه جامعه شناسی خرد، یعنی بررسی مسئله کنش، موضوع نظریه های جامعه شناختی، فرایند تعامل و ارتباطات جوانان است و موارد زیر را دربرمی گیرد: جوانان در بین خود (برای نمونه گروه های همسال)، رفتار جوانان در خانواده، در محیط کار، در مدرسه و در جامعه و غیره. همچنین رفتار غیرعادی، انحرافی، قهرآمیز و معترضانه جوانان موضوع این نوع پژوهش ها هستند. بد نیست در این عرصه از پژوهش، بر ارتباط خلاق جامعه شناسی خرد و کلان تاکید کنیم.

باید توجه داشت که موارد فوق تمام عرصه های پژوهش جامعه شناسی جوانان نیست، بلکه در اینجا تنها به طرح موضوع های عمده پرداخته ایم.
تا اوایل دهه ۶۰ میلادی تنها جوانان طبقه متوسط موضوع پژوهش های جامعه شناختی بودند.(۸) پژوهشگرانْ کمتر به جوانان طبقه کارگر توجه داشتند، چون تنها جوانان طبقه متوسط از امکان زندگی جوانی برخوردار بودند و در میان آنها شیوه رفتاریِ مخصوص این سن چشمگیر بود. اما در چند دهه اخیر دامنه رفتارِ بارز و ویژه جوانان به صورت آشکار گسترش یافته است. فراهم شدن امکان آموزش، مصرف و در اختیار داشتن زمان فراغت برای تمام اقشار جامعه ازجمله جوانان طبقه پایین، سبب شده است که ما در میان جوانان طبقه پایین نیز شاهد همان رفتاری باشیم که قبلاً آنها را ویژه جوانان طبقه متوسط و بالا می دانستیم.
به نظر می آید که دوره پیوند بین جایگاه طبقاتی جوانان و شیوه رفتار آنها سپری شده است و اکنون ما شاهد نوعی همسانی در رفتار جوانان هستیم. جوانان طبقات گوناگون به سمت مصرف کالاهای مشابه، شیوه زندگی مشابه و بهره گیری های یکسان از زمان فراغت گرایش دارند. البته اختلافات و تمایزات قدیم و جلوه های نو آنها را نباید از نظر دور داشت.

۱ .۳. بدگمانی درباره مفهوم «جوانان»

از دیدگاه های گوناگون این سوال طرح شده است که، آیا اصولاً می توان مفهوم جوانان را پدیده ای در عرصه جامعه شناسی دانست؟ کسانی چون اروین ک. شویش(۹) به این پرسش پاسخ قطعی می دهند: «جوان موجود نیست.» با درکی که او از تمایزات فرهنگی ـ اجتماعی دارد، نمی توان جوانان را به صورت متمایز موضوع پژوهش های جامعه شناختی قرار داد. طبیعی است که در هنگام پرداختن به موضوع جوانان ما با همان تمایزات طبقاتی ای برخورد می کنیم که در کل جامعه شاهد آن هستیم. از این واقعیت استنباط می شود که مسائل جوانان را باید در همان چارچوب کلی تمایزات اجتماعی پژوهش کرد.
دلایل بالا کافی نیستند، تا ما از آنها استنباط کنیم که سن نمی تواند به عنوان «پدیده اجتماعی» موضوع کاوش های جامعه شناختی باشد. ادعایی که نه تنها از نظر علمی اشتباه است، بلکه از نظر سیاست های رفاه اجتماعی نیز خطرناک است، چون بخش عمده و بسیار بااهمیتی از جامعه را در درون سیلاب جامعه غرق می کند. در چنین صورتی امکان نادیده شدن آنها بسیار است.
از اوایل دهه ۸۰ نظرات کلاسیک درباره جوانان، موضوع انتقادهای اساسی بودند. در فرایند همین انتقادها، نظرات تازه ای درباره جوانان پیدا شدند. بررسی این نظرات هنگام پژوهش درباره جوانان مهم است. در زیر به صورت خیلی مختصر به این نظرات اشاره خواهد شد.
۱.۳.۱. فرضیه «بی ساختار شدن» دوران جوانی
فرضیه «تحول ساختاری دوران جوانی» و صورت دیگر آن یعنی «بی ساختار شدن دوران جوانی»(۱۰) در میانه دهه ۸۰ سده بیستم میلادی توسط افرادی چون فِرش هوف، هورنشتاین، هِرِلمان و اولک طرح شدند.(۱۱) اساس نظریه آنها را می توان به صورت زیر خلاصه کرد.
تمایزات اجتماعی در تمام بخش های جامعه (سیستم های اجتماعی) در حال گسترش اند. این تمایزات را می توان به صورت تنوع گرایی(۱۲) در وضعیت زندگی و کثرت گرایی(۱۳) در شیوه زندگی مشاهده کرد. این دگرگونی ها سبب شده اند تا جوانان نتوانند به سیاق مرسوم و شناخته شده مانند گذشته زندگی کنند. پژوهش های اخیر درباره چگونگی زندگی جوانان یا به اصطلاح «زندگی نامه» آنها، مُوید این نظرات هستند.(۱۴) تمام مراحل زندگی دستخوش دگرگونی شده اند، به طوری که ما شاهد پیدایش ساختارهای نو و گسترش فردگرایی در بین جوانان هستیم. همین دگرگونی ها زمینه را برای تصمیم گیری و گزینش فردی برای تمام افراد جامعه، از جوانان و میانسالان تا کهنسالان فراهم آورده است. از وابستگیِ تصمیم گیری و گزینش فردی به «پیش ساختارها» هر روز بیشتر کاسته شده است.
دگرگونی در فرایند تولید و شیوه آموزش و پرورش، و بی ساختاری اقشار و طبقات اجتماعی ازجمله روندهایی هستند که سبب هرچه بی اعتبارتر شدن سنت ها شده اند. سنت هایی که مردم بر اساس آنها زندگی و به حیات خود سامان می دادند. به گفته اولک نظریه «بی ساختار شدن» به این معناست که مراحل و دوره جوانی ذره ذره شده است و انتظارات از جوانان بر اساس هنجارهای سنتی، کم اعتبار و گاهی بی اعتبار شده اند.(۱۵)
با عنایت به «بی ساختار شدن» و «غیراستاندارد شدن» دوره جوانی والتر هورنشتاین می گوید که اصولاً مفهوم دوره جوانی دچار تعارض شده است: «از نظر تاریخی جوانان دیگر تنها با شاخص هایی مانند تقسیم کار، تمایزات لازم در دنیای کاری، گسترش هرچه بیشتر تخصص ها در روند تولید و آمادگی برای زندگی آینده به صورت گسترده ای به بخش های مختلف تقسیم نمی شوند، بلکه در کنار عناصر و عوامل بالا ما شاهد فرایند دیگری هستیم. دوره جوانی برای جوانان دارای معنایی خاص شده است. بر اساس این رهیافت دوره جوانی دیگر دوره چشم پوشی از نیازهای آنی و پرداختن به آموزش و آمادگی برای یک زندگی مطمئن در آینده نیست. در چارچوب همین مکانیسم است که دوره جوانی را به عنوان دوره ای مستقل در حیات انسان می دانند. این شرایط سبب دگرگونی اساسی در طرح رهیافت تربیت جوانان شده است، رهیافتی که با مفهوم مهلت اجتماعی تعریف می شود. مهلت اجتماعی به معنای فراهم کردن فضایی برای جوانان است، تا آنها فرصت آزمایش داشته باشند، تا هویت خویش را تعیین کنند و به دنیای جوانی` خویش معنا دهند. اما دنیای واقعی با شرایطی که این رهیافت تصویر می کند، متفاوت است. شرایط واقعی رسمی، قهرآمیز و از نظر اجتماعی اجباری است. این شرایط به نظر جوانان بی محتوا و مخرب دوره جوانی آنها به نظر می آیند، بنابراین در تجربه بسیاری از جوانان واقعیت های زندگی پاسخگوی نیازهای آینده آنها نیز نیست.»(۱۶)
۱ .۳ .۲. نظریه دگرگونی تاریخی و ناپدیدشدن عامل اجتماعی به نام جوانان
در کتاب تاریخ مختصر اجتماعی جوانان آمده است که از آغاز سده بیستم جوانان به صورت اشتغال به تحصیل در موسسات آموزشی، درگیرشدن در سیاست و سروکار داشتن با نهادهای دولتی، در قالب اتحادیه ها و مناطق اداری کشور نهادینه شده اند.
میشل فوکو (۱۹۸۴ــ۱۹۲۶) نظریه ویژه ای درباره فرایند نهادینه شدن جوانان ارائه داده است. به نظر فوکو در جامعه صنعتیِ معاصر کنترل اجتماعی هرچه بیشتر گسترش یافته است. بنابراین، فرایند نهادینه کردن جوانان که از اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم آغاز شده است، در واقع تدبیری در چارچوب روند کلی گسترش افراطی کنترل اجتماعی است که در جامعه معاصر در شرف تکوین است: «به عنوان بخشی از تدابیر اساسی برای هرچه نظام مند کردن جوامع صنعتی پیشرفته.»(۱۷)
به نظر تروتا فرایند نهادینه کردن و نظام مند کردن جوانان پا را از مرزهای مجاز فراتر گذاشته است. او با اشاره به نظرات و واکاوی های گیلیس(۱۸) می نویسد که از اوایل دهه ۶۰ ما شاهد دگرگونی های عمده در شیوه رفتار و شکل های سازمانی جوانان هستیم. مهم ترین وجوه این تغییرات عبارت اند از: تغییر در رفتار جنسی و آغاز زودرس ارتباطات جنسی در برابر خودداری های نسل گذشته، گسترش دامنه خواست اشتراک سیاسی و کوشش برای سازماندهی خود، پیدایش نظام های گوناگون در تحصیلات ابتدایی و متوسطه و سرانجام استحکام فرایند پیدایش جوانان به عنوان پدیده اجتماعی. تمام این امور شاهدی بر این مدعا هستند که تظاهر توده وار جوانان شکل های نظام مندیِ کنترل اجتماعیِ کنونی را بی معنا کرده اند و از شفافیت ترکیب اجتماعی آنها کاسته اند.
در فصول بعدی نشان خواهیم داد که ما شاهد دگرگونی در ساختار اجتماعی جوانان هستیم و نه ناپدیدشدن آنها به صورت ساختاری اجتماعی. بنابراین، به این دلیل ساده که در جامعه گروه سنی خاصی است که از سوی خود و دیگران جوان خوانده می شود، برای جامعه شناسی (همچنین روان شناسی و آموزش و پرورش) موضوعی برای پژوهش به نام «جوانان» هست. آغاز طرح جوانان به عنوان موضوعی برای واکاوی های علمی به دویست سال پیش برمی گردد. این روند در آغاز در علم آموزش و پرورش و به ویژه در آثار ژان ژاک روسو (۱۷۷۸ــ۱۷۱۲) و سپس در عرصه روان شناسی و از یک سده پیش موضوع جامعه شناسی و دیگر علوم است.(۱۹)

۲. مفهوم، تمایز و نهادینه شدن جوانان

۲ .۱. مفهوم جوان

نه در زبان عامیانه، نه در زبان ویژه جامعه شناسی، روان شناسی و علم آموزش و پرورش توافق کلی درباره مفهوم جوان نیست. برای مطالعه گسترده تر درباره تاریخ شکل گیری مفهوم جوان اثر مارکفکا را ببینید.(۲۰) از دیدگاه جامعه شناسی در جامعه معاصر برای تعریف مفهوم جوان از مضامین زیر می توان بهره گرفت:

ــ جوانی دوره ای در زندگی هر فرد است که با بلوغ جسمی در حدود ۱۳ سالگی شروع می شود. دوره جوانی پس از دوران کودکی قرار می گیرد. پس از جوانی دوره میانسالی و سپس دوره کهنسالی می رسد. این همان تقسیم بندی است که از زمان باستان متداول بوده است؛
ــ جوانی دوره سنی ۱۳ تا ۲۵ سالگی است. از دیدگاه جامعه شناسی، این دوره به خاطر اینکه همراه با شیوه رفتاری و نگرش خاصی است، دارای اهمیت است؛
ــ جوانی مفهومی زیست شناختی است، اما دوره ای اجتماعی و فرهنگی نیز هست. دوره ای که فرد شرایط لازم برای کنش مستقل در تمام عرصه های زندگی را کسب می کند؛
ــ جوانی یک خرده فرهنگ یا بخشی از فرهنگ اجتماعی است؛
ــ جوانی یک «مفهوم ایده آل ارزشی» است که در میان بسیاری از خلق ها و فرهنگ های جهان مترادف «خوب» تلقی می شود و اشاره به تازگی دارد.

تعیین زمان پایان دوره جوانی، از تعیین شروع آن که با بلوغ جنسی همراه است، دشوارتر است. توافق تنها بر سر این موضوع موجود است که در پایان دوره جوانی فرد صاحب هویت اجتماعی و شخصی می شود. شاخص این هویت، استقلال اقتصادی، پیدا کردن شغل و کسب درامد است. بنابراین، شاخص اصلی ترتیب دستیابی به استقلال اجتماعی، قدرت پرداخت هزینه زندگی و احتمالاً تشکیل خانواده است. از اهمیت تشکیل خانواده به عنوان شاخص تعیین کننده پایان دوره جوانی کاسته شده است. برای نمونه می توان از افرادی نام برد که تشکیل خانواده می دهند و صاحب فرزند می شوند، اما هنوز از نظر اقتصادی مستقل نیستند و مشغول تحصیل و به خاطر شرایط زندگیِ دانشجویی هنوز دارای خرده فرهنگ جوانان هستند. در چنین موردی دوره جوانی به دوره «فرا بلوغ» پیوند می خورد.(۲۱)
مارگارت مید (۱۹۷۸ــ۱۹۰۱) انسان شناس معروف امریکایی دوره جوانی را به صورت زیر تعریف می کند: «دوره جوانی را می توان دوره ــ اگر ــ آیا تعریف کرد، دوره ای که با دو ویژگی خاص مشخص می شود؛ انتظارات گسترده از یک سو و ناکامی های عمیق از سوی دیگر. دوره ای که هنوز دستیابی های اقتصادی، اجتماعی و روانی کامل نشده اند.»(۲۲) اینکه دوره جوانی «دوره ــ اگر ــ آیا» یا «اتاق وَزک» زندگی است، بستگی به رفتار واقعی و نگرش افراد و گروه های مرجع دارد. اثبات اینکه آیا دوره جوانی دوره زندگی در «اتاق وزک» حیات است یا دوره ای همراه با فشارهای گوناگون، با ابزار تجربی بسیار دشوار است. در این مورد، اختلاف نظر عمیقی بین نسل های گذشته و نسل کنونی است، به این خاطر که نسل های گذشته دوره جوانی را به صورت امروزی تجربه نکرده اند. فهم جوانان امروزی برای آن نسل بسیار دشوار است، چون نسل های گذشته، دوران جوانی را به صورت یک دوره کوتاه آموزشی و زندگیِ سخت تجربه کرده اند.

۲.۲. تقسیم دوره جوانی

از آنجا که دوره جوانی در دهه های گذشته برای بیشتر اقشار جامعه به خاطر طولانی ترشدن دوره تحصیل و آموزش و پرورش، واقعیتی اجتماعی شده است، به نظر می آید بهتر است این دوره را بر اساس ویژگی های روانی و جسمی افراد به دوره های زیر تقسیم کنیم:

ــ دوره ۱۳ تا ۱۸ سالگی (دوره بلوغ جنسی): دوره جوانی به معنای محدود؛
ــ دوره ۱۸ تا ۲۱ سالگی (دوره پس از بلوغ جنسی): دوره رشد جوانان؛
ــ دوره ۲۱ تا ۲۵ سالگی (و احتمالاً بیشتر): دوره بلوغ، دوره ای که فرد هنوز از نظر پایگاه و رفتار اجتماعی جوان است.

برای افراد گروه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال و بیشتر، مفهوم «فرا بلوغ» یا «فرا بالغ» متداول شده است. ج. ر. گیلیس در کتاب خود به نام تاریخ جوانان این دوره از زندگی جوانان را دوره «بلوغ بدون پایه اقتصادی» می نامد.(۲۳)
به نظر می رسد جوانان امروز، پاسخی برای دشواری های دوره «فرا بلوغ» یافته اند. جوانان تعارض بین تکامل جنسی و افزایش انتظارات سیاسی از یک سو و رسیدن به دوره های پایانی تحصیل از سوی دیگر را، به صورت طولانی کردن دوره جوانی «پاسخ» داده اند.(۲۴)
از اواخر دهه ۷۰ مشخص بود، با طولانی شدن دوران جوانی از یک سو و طولانی شدن عمر و درنتیجه بالا رفتن درصد افراد مسن و بسیار مسن در ترکیب جمعیت از سوی دیگر، ما شاهد دگرگونی هایی در چگونگی زندگی افراد خواهیم بود. در مجموعه مطالعاتیِ جوانان ۸۱ دراین باره می خوانیم: «ما شاهدان تاریخیِ فراگردیْ مهم هستیم، روندی که در چارچوب آن، ساختار کنونیِ نظامِ دوره بندیِ سنی در کشورهای صنعتی دگرگون خواهد شد. تقسیم بندیِ متعارف سال های زندگی متمایزتر خواهد شد، دوره جوانی کلاسیک به تدریج در عرصه جامعه ناپدید خواهد شد. بین جوانی و بلوغ اجتماعی دوره ای معین و منظم از زندگی قرار خواهد گرفت. این به آن معنا خواهد بود که بسیاری از جوانان پس از پایان دوره متوسطه تحصیل مستقیم وارد دنیای بزرگ ترها نخواهند شد، بلکه دوره پساـ جوانی را تجربه خواهند کرد. آنها از نظر اجتماعی، اخلاقی، ذهنی، سیاسی، جنسی و کوتاه سخن فرهنگی ـ اجتماعی مستقل خواهند شد. این مطالعه پیش بینی می کند که به رغم استقلال فرهنگی ـ اجتماعی، جوانان نمی توانند از نظر اقتصادی روی پای خود بایستند. زندگی پساـ جوانی دهه سوم حیات انسانی را در بر خواهد گرفت. در ایالات متحد امریکا به این دوره جدیدِ تاریخی در حیات انسانی دوره متاخر جوانی یا فرا بلوغ` می گویند.»(۲۵)
تاکنون به دوره جوانی به عنوان دوره آمادگی برای دوران بلوغ کامل نگاه کرده اند. چنین نگاهی به دوران زندگی به دلایل زیر بدون ایراد نیست:

ــ از یک سو بر اساس چنین نگاهی، باید هرچه زودتر دوران بلوغ را سپری کرد و به دوره «کمال» به ویژه کمال اجتماعی رسید. از سوی دیگر، این نظریه پاسخی برای این پرسش ندارد که، چرا همین «کامل نبودن» و «باز بودن» شیوه رفتار جوانان که از ویژگی های این دوره حیات است، به همین صورت بخشی از حیات انسانی نیست؟
ــ این فرضیه در نظر نمی گیرد که میانسالی نیز «کامل» نیست. برای این نظریه این فرضیه اصلی مسلم است که انسان با کامل شدنِ سن خود و پشت سر گذاشتن دوره جوانی به نعمتی دست یافته که برای «تمام عمر» ثابت است و تغییر نمی کند.

 ۲ .۳. مفاهیم تکمیلی: نسل، همسالان، همالان

در پیوند با جوانان در کنار مفهوم جوان مفاهیم دیگری چون نسل، همسالان و همالان هستند که به صورت مختصر آنها را شرح می دهیم:

نسل(۲۶): به کلیه افرادی که در یک مجموعه اجتماعی برای نمونه در یک کشور زندگی می کنند و دارای ارزش یکسان هستند و تصوری نزدیک از زندگی دارند و از نظر سنی در محدوده ای مشخص از گروه سنی جوان تر و مسن تر از خود متمایز هستند، نسل می گویند. نسل به مفهوم جامعه شناختیِ آن نباید لزوما با گروه همسال زیستی معین (گروه های سنی که به ترتیب پشت سرهم قرار می گیرند) یکسان باشد.

گروه همالان(۲۷): به افرادی گفته می شود که در یک فاصله زمانی معین متولد شده باشند و با عوامل اجتماعی دیگر همچون سال شروع تحصیل با یکدیگر پیوند یابند. اندازه گروه همالان بستگی به عواملی چون مرگ، خروج از دایره جمعیتی خاص، تحرک اجتماعی و غیره دارد. گروه همالان در آغاز از حداکثر جمعیت ممکن برخوردار است. پژوهش گروه های همال در جامعه شناسیِ جوانان دارای اهمیت بسیار است.

گروه همسالان(۲۸): گروهی از جوانانِ همسن و سال هستند. گروه همسالان را می توان با بهره گرفتن از مفهومی فرانسوی «باند»(۲۹) نامید، البته اگر مضمون منفی ای که گاهی از بیان این واژه افاده می شود در نظر نباشد. اگر از واژه «باند» استنباط منفی کنیم، ویژگی اصلی اعضای باند رفتار انحرافی و حتی گاهی جنایی است.

۲ .۴. نهادینه کردن و بهنجار کردن دوره جوانی

مقررات، قوانین، تدابیر و نهادهایی هستند که به طور اختصاصی، عرصه کار آنها پرداختن به امور جوانان و حفظ منافع آنهاست. از وزارت بهداشت خانواده و جوانان، سازمان های مربوطه در سطح کشور و مناطق، سازمان های ورزشی و اتحادیه ها، وسایل ارتباط جمعی، سازمان های مطالعات شیوه مصرف جوانان، سازمان مربوط به زمان فراغت جوانان تا مجموعه ای از سازمان های افقی و عمودی، ازجمله شبکه ای از نهادها، کنفرانس ها و گردهمایی ها درگیر حل و فصل مسائل ویژه جوانان هستند.
در کشوری چون جمهوری فدرال آلمان که در چارچوب قانون اداره می شود، حقوق و وظایف جوانان در مجموعه ای از مقررات و قوانینی دیده می شوند که در پیوند با جوانان تصویب و اجرا می شوند. ساختار این مقررات و قوانین به صورتی است که جوانان به مرورِ زمان و به تدریج «حقوق جزئی» را کسب می کنند. برای نمونه در ۱۲ سالگی آزادی محدود مذهبی به دست می آورند؛ در ۱۴ سالگی آزادی کامل مذهبی کسب می کنند؛ اجازه کسب می کنند، تا ساعت ۲۲ شب به سینما و دیدن تئاتر بروند؛ برخی حقوق را برای انتخاب شغل به دست می آورند و به همین صورت برخی «حقوق جزئی» دیگر را نیز کسب می کنند. «حقوق جزئی» هر سال گسترش می یابند، تا در سن بلوغِ کامل، معمولاً ۱۸ سالگی، تقریبا حقوق کامل شهروندی را کسب کنند.

پیش گفتارِ چاپ ششم

مبانی جامعه شناسی جوانان که هم اکنون با تجدیدنظر و بازبینی برخی مطالب، ششمین ویراست آن را در برابر خود دارید، کوششی برای فهم بهتر مسائل امروز جوانان، برای فهم «جوانی» به صورت فرایندی مستقل در زندگی و سرانجام برای پذیرش جوانان به عنوان گروه اجتماعی است.
مطالب این کتاب به طور عمده جوانان ۱۲ تا ۱۸ ساله را در نظر دارد. دوره ای که به همراه دوره «فرا بلوغ» مرحله مستقلی را در زندگی انسانِ امروزی تشکیل می دهد. ما در اینجا قصد بررسی دوره «فرا بلوغ» را نداریم. این دوره باید موضوع پژوهشی جداگانه باشد.
نظریه های گوناگونی درباره دوره جوانی وجود دارند؛ ازجمله نظریه ای که معتقد است، دوره جوانی را نمی توان به عنوان دوره ای مستقل در حیات انسانی موضوع پژوهش قرار داد، چون ساختار اجتماعی جوانان، ساختاری مشابهِ ساختار کل جامعه است، بنابراین واکاوی جوانان باید در چارچوب پژوهش کلی جامعه انجام گیرد. این نظریه محدودیت هایی را بر سر راه پژوهش جوانان ایجاد کرده است. اما ما در اینجا برخلاف نظریه بالا، جوانان را به عنوان گروهی مستقل واکاوی کردیم.
همان طور که لازمه یک کتاب مبانی است، واژه های اساسی را در واژه نامه و در متن شرح داده ایم. نمایه و اشارات، بهره برداری از منابع دیگر را امکان پذیر کرده اند.
در تجدیدنظر این کتاب من از یاری روجر هیسلینگ بهره برده ام و از او به این خاطر سپاسگزارم.

برنهارد شفرز
کارلسروئه، ژانویه ۱۹۹۸

۳. مقایسه ذهنی: مراسم تشرف، «جوانان» و فرهنگ بومی

۳ .۱. تشرف به جای کسب حقوق جزئی

دوره جوانی به صورت رسمی با «اعطای حقوق جزئی» یا «سعادت تشرف» آغاز می شود. بدین وسیله زمینه برای سازگاری تدریجی جوانان در جامعه فراهم می شود. نهادهای فرهنگی و مذهبی، مکمل این وضعیت حقوقی هستند. برای نمونه می توان به غسل تعمید یا پایان دوره ای از تحصیلات، برای نمونه دوره ابتدایی، یا کسب اجازه برای شرکت در دوره های رقص اشاره کرد.
در عرصه فرهنگ غربی دوره جوانی با نوعی مراسم همراه بوده است. برای نمونه می توان به مراسمی که برای پذیرش فرد به عنوان شوالیه انجام می شد، یا مراسمی که برای پذیرش افراد چهارده ساله در جامعه که در برخی از نقاط در گذشته انجام می گرفت، یا هنوز انجام می گیرد و غیره اشاره کرد. مفاهیمی چون «تشرف»، «دوران گذار» و «شوالیه دوران گذار»، حکایت از اهمیت این مرحله و چگونگی پذیرش فرد در فرهنگ بومی جامعه دارند.
اگر پدیده اجتماعی ای چون «جوانی» را در قیاس با پدیده های دیگر مورد توجه قرار دهیم، درمی یابیم که فرهنگ های مختلف در هر عصری دریافت ویژه ای از جوان و دوره جوانی دارند. در اینجا منظور از قیاس، قیاس میان فرهنگ و تاریخ است.

۳ .۲. فرهنگ های بومی و اهمیت تشرف

منظور از فرهنگ بومی و جماعت بومی در اینجا نوعی سازمان اجتماعی است که در آن هنوز ساختارهای ارتباطی و انتزاعیِ تعامل صورت به اصطلاح تکامل یافته نیافته اند. چارچوب ارتباط اجتماعی ساده و یک طرفه است. اگر از مفاهیم فردیناند تونیس بهره بگیریم، فرهنگ به اصطلاح «جماعتی» در برابر فرهنگ «جامعه ای» است. در این جوامع پاسخ غیرعقلایی به دشواری های زندگی وجه عمده زندگی عمومی را تشکیل می دهد، تعبیرها از زندگی غیرعقلایی هستند. کیش، جادو، توتیسم و دین در زندگی عموم سیطره کامل دارند. این جوامع یا فاقد امور اجتماعی مانند مدرسه، ارتش، علم، دین، سازمان اداری و نظام بهداشتی هستند، یا این امور به صورت غیرمرتبط و متمایز هستند.
این فرهنگ ها و سازمان های اجتماعی مربوطه قبلاً با بهره گیری از مفهومی از امیل دورکیم (۱۹۱۷ــ۱۸۵۸) در قیاس با فرهنگ های پیچیده کشورهای صنعتی «فرهنگ های ابتدایی» خوانده می شدند. البته «خلق های طبیعی»، «جوامع ابتدایی» نیز نامیده می شدند.
در این جوامع پیوند بسیار نزدیک تری بین سن و سال افراد و وظایف و حقوق آنهاست، تا آن چیزی که ما امروز در جامعه های مدرن مشاهده می کنیم. معمولاً در پایان دوره کودکی نوعی «مراسم تشرف» وجود داشت که تجلی پایان دوره کودکی فرد و آغاز پذیرش او در فرهنگ بومی بود.
برخلاف جوامع امروزی در جوامع بومی حقوق و وظایفی که با مراسم تشرف اعطا می شدند، ثابت، تغییرناپذیر و ناگهانی بودند. انسان به ناگهان با مراسمی، برای مثال ختنه، دوران کودکی را پشت سر می گذاشت و «بالغ» می شد. البته جوامعی هم بودند که بین دوران کودکی و بلوغ دوره ای را پذیرفته بودند، ولی چنین جوامعی چون جوامع کنار دریای جنوب، که فاصله ای بین دوران کودکی و دوران بزرگسالی در نظر می گرفتند، بسیار کم بودند.
مراسم تشرف به طور معمول در سن خاصی انجام نمی گرفت، بلکه بیشتر تغییرات جسمی و بلوغ جنسی، مرز دوران کودکی و بزرگسالی بودند. در بسیاری از جوامعِ ابتدایی دوره ای معین، به اصطلاح دوره امتحان، بین دوره کودکی و بلوغ وجود داشت. دوره «امتحان» برای دختران و پسران گاه ماه ها طول می کشید، گاهی حتی تا یک سال، اما همیشه کوتاه تر از دوره ای بود که جوانان به صورت کامل بالغ می شدند.
معمولاً پیوند نزدیکی بین چگونگی انجام «مراسم تشرف» و زمینه های اجتماعی فرهنگ بومی وجود دارد. برای قبیله های جنگجو مانند داناکیل(۳۰) در افریقا امتحان شجاعت بخشی از مراسم تشرف بود. قبیله های دیگر به کسب مهارت های حیاتی برای زندگی قبیله ای و تکمیل آنها در دوره تشرف اهمیت می دادند.
علاوه بر این رابطه تنگاتنگی بین چگونگی اعتقاد مذهبی فرهنگ بومی و مراسم تشرف موجود بود. در واقع همان طور که اغلب گفته می شود، مراسم تشرف تجلی چگونگی کیش و دین فرهنگ بومی بود.
در بسیاری از جوامع، به ویژه جوامع اسلامی، مراسم تشرف با مراسم ختنه پسران و دختران همراه بوده است، البته اگر این مراسم قبل از رسیدن فرد به دوره بلوغ انجام نگرفته باشد، آن طور که در نزد مسلمانان سومالی، کنیا و اتیوپی مرسوم است. این جوامع اصولاً با مراسم تشرف آشنا نیستند.(۳۱)
مارگارت مید(۳۲) به اهمیت مراسم تشرف برای جوانانِ پسر اشاره می کند. برخلاف دختران که مرحله بلوغ همراه با دگرگونی چشمگیر در ساختار بیولوژیکی آنهاست، برای پسران هیچ زمان مشخصی وجود ندارد که بتوانند بگویند: «من اکنون مرد هستم.» در اینجاست که جامعه دخالت می کند و با انجام مراسمی مرد بودن آنها را اعلام می دارد.

۳.۳. نمونه هایی از مراسم تشرف

در زیر می کوشیم، برخی از مراسم تشرف در نقاط گوناگون جهان را برای نمونه به صورت مختصر شرح دهیم.
افریقا: یکی از نمونه های پیچیده برای مراسم تشرف را می توان در قبایل نوبا(۳۳) در سودان دید. هریک از قبایل با توجه به وضع خود، جوانان پسر را به سه تا چهار گروه سنی تقسیم می کنند. مشابه تقسیم بندی افراد ۱۱ تا ۲۵ سال به این صورت را، تا آنجا که دانش من اجازه می دهد، نمی توان در هیچ نقطه جهان مشاهده کرد. هریک از گروه های سنی وظیفه ویژه ای به عهده دارند. برای نمونه یکی از قبیله های نوبا به نام تیرا(۳۴) وظایف جوانان را برای مراحل مختلف جوانی به صورت زیر تعیین می کند. وظایف جوانان در مرحله اول، یعنی ۱۵ تا ۱۸ سالگی، عبارت اند از: کمک در مزرعه و نگهداری حیوانات، شرکت در کشتی و مراسم نامزدی. در مرحله دوم، یعنی ۱۸ تا ۲۱ سالگی، جوان باید ازدواج کند، اما اجازه ساختن و داشتن خانه را ندارد. در مرحله سوم، یعنی ۲۱ تا ۲۳ سالگی، جوان اجازه ساختن و داشتن خانه برای زن و فرزندان خود را دارد. مرحله چهارم تا ۲۶ سالگی ادامه دارد و به مرز دوره پایان جوانی در جوامع پیچیده امروزی می رسد. هریک از مراحل سنی نامی مخصوص دارند که نشان دهنده اهمیت این گروه سنی در ساختار کلی جامعه است. حتی برای دختران در قبایل نوبا گروه های سنی تعیین شده اند. مراسم ختنه جوانانِ پسر قبلاً در دو مرحله آخر انجام می شد که در حال حاضر به جلو انداخته شده است، این نیز خود یکی از خصوصیات ویژه این قبایل است.
در میان جنگلزارهای جنوبی جزیره ماداگاسکار «زافی مانیری»(۳۵)ها زندگی می کنند. درباره این قبیله گزارش شده است که برای آنها مراسم ختنه به معنای عبور از زندگی در خانه مادری و ورود به دنیای مردان است که به صورت مجمع های طبیعیِ به هم پیوسته اند و با نشانه هایی چون نیروی سهمگین آب یا حیوانات نیرومندی چون گاومیش مشخص می شوند.(۳۶)
مراسم تشرف در بین قبایل «آبلام»(۳۷)ها در گینه جدید حیرت آور است. زمانی که دختران برای نخستین بار حیض می شوند، زخم هایی بر روی پستان، شکم و بازوان آنها انداخته می شود که به شکل هولناکی باید شفا پیدا کنند. اگر از این زجر بگذریم، بقیه ماجرا صورت بهتری دارد. دختران پس از این ماجرا می توانند از دوره شش ماهه تشرف لذت ببرند: «در این زمان دختران نیازی به کارکردن ندارند. آنها به عنوان مهمان به خانه های افراد ده خود و دهات اطراف می روند و از آنها به گرمی و با غذاهای لذیذ پذیرایی می شود.» تشرف پسران در هشت مرحله انجام می شود. هر مرحله با ساختن شیئی هنری پایان می یابد که برای فرهنگ و اعتقادات دینی قبیله دارای اهمیت است.(۳۸)
نمونه دیگر را مارگارت مید از چگونگی تشرف در قبیله کوه نشین «آراپش»(۳۹) در گینه جدید به ما گزارش می دهد. با آشکارشدن نخستین نشانه های بلوغ جنسی (دختران، برجسته شدن پستان ها و پسرها، روییدن موی پشت آلت تناسلی) جوانان موظف هستند، به مدت یک سال برخی از تابوها (ممنوعیت ها) را رعایت کنند. آنها باید از خوردن برخی از انواع گوشت ها و نوشیدن نوشابه سرد خودداری کنند. سپس به آنها برخی وظایف که بر اساس جنسیت آنها معین شده است، واگذار می شود که چگونگی آن در آیین «تمبران»(۴۰) مشخص شده است. دخترها اجازه ندارند، انتظاراتی را داشته باشند که پسران دارند. کیش بسیار پیچیده تمبران که پیوند نزدیک با مراسم تشرف دارد، در خدمت تثبیت حاکمیت مردان حتی برای نسل های آینده است. آراپش ها برای مدت دو تا سه ماه جوانان پسر خود را به گوشه گیری کامل وامی دارند که «با تدابیر تربیتی و مراسم گوناگون ازجمله آوازخوانی، حمام گرفتن و خوردن همراه است».
در مرکز هندوستان «گُند»(۴۱)ها زندگی می کنند. گندها بزرگ ترین گروه خلقی دارای فرهنگ قبیله ای هستند. در میان گندهای ساکن «بستر»(۴۲) رسم بر این است که اتاق های خوابی مخصوص جوانان تازه بالغ درست می کنند که «در آنها جوانان دختر و پسر چند سالی روابط آزاد جنسی دارند. آنها بدین صورت با مسئولیت های اجتماعی آشنا می شوند. مسئولیت اداره این خوابگاه ها که حکم کلوپ را نیز دارند، به عهده خود جوانان است و بزرگ ترها اجازه دخالت در امور آنها را ندارند»(۴۳).
مشابه همین خوابگاه ها و جایگاه را «ناگا»(۴۴)های مرزنشین شمال شرقی هندوستان برای دختران تازه بالغ خود درست می کنند.
گزارش هایی که درباره زندگی قبایل سرخ پوست «سینگو»(۴۵)ها در برزیل جمع آوری شده است نیز حاکی از مراسم تشرف طولانیِ دختران این قبایل است. پس از نخستین حیض دوره روزه داری، سکوت و گوشه گیری شروع می شود. «سپس در خانه پدری حصاری با بامبوس ایجاد می شود و با گلیم منافذ آن را می گیرند. دختران تازه بالغ باید مدتی در این اتاقک به سر برند، تا فردی از اعضای قبیله بمیرد و مراسم تدفینی برگزار شود.» مراسم گوشه گیری گاهی طولانی می شود، دخترانِ کدخدایان گاهی سه سال در انزوا و گوشه گیری به سر می برند. همچنین جوانانِ پسر چند سالی باید در گوشه گیری به سر برند. سینگوهای جنوبی معتقد هستند که «دوران گذار از جوانی به میانسالی دوره خطرناکی در زندگی انسان است. در این دوره باید از انسان حمایت و نگهداری شود»(۴۶).
رسم عجیب تشرف را می توان در برمه در هندوستان سفلا دید، کشوری که اعتقادات بودایی مشخص کننده وجوه عمده زندگی اجتماعی آنهاست. اکثریت جوانان برمه ای در سنین ۸ تا ۱۵ سال باید دوره «نوآموزی» را بگذرانند. در برمه جوانانی که دست کم برای مدتی در این دوره ها شرکت نکرده باشند، مرد واقعی به حساب نمی آیند.(۴۷)
همان طوری که در نمونه های بالا مشاهده شد، مراسم تشرف در واقع نشانه بلوغ جنسی یا تکامل جسمی است که با دوره ورود به بزرگسالی و آمادگی برای ازدواج همراه است. برای مطالعه گسترده تر درباره اهمیت مراسم تشرف و ارتباط آن با چگونگی ساختار جماعت، پژوهش های نظام یافته آیزنشتات را ببینید.(۴۸)
در میان فرهنگ های بومی به ندرت می توان موردی را یافت که مراسم تشرف همراه با پذیرش وظایف و مسئولیت های اجتماعی نباشد، درست خلاف شرایط امروزی که بالغ شدن و تشرف به معنای آمادگی برای پذیرش مسئولیت های اجتماعی نیست. بنابراین، می توان دید، پیدایش دوره ای در حیات انسانی پیوند نزدیک با رفاه جامعه بشری دارد. تنها در آنجایی جوانی معنا پیدا می کند که رفاه ممکن باشد و مردم زمان کافی برای خوشگذرانی، بازی، تن پروری و جشن داشته باشند، مانند شرایطی که در جزایر دریای جنوب حاکم است.

۴. نظریه هایی در عرصه جامعه شناسی جوانان

۴ .۱. پرداختی نظام یافته به این نظریه ها

نباید تصور کرد که قصد ما در اینجا این است که ادعا کنیم، در عرصه جامعه شناسی نظریه های ویژه جوانان وجود دارد. در واقع سخن از یک سلسله گزاره های تشریحی است که بخش های آن مکمل یکدیگرند و به پدیده ای به نام جوانان مربوط می شوند.
اگر مایل به پژوهشی گسترده دراین باره هستید، آثار زیر را ببینید: هارتموت م. گریزه، نظریه های جوانان در علوم اجتماعی؛ هنریک کرویتس؛ والتر یاده و سرانجام نظریه هایی در عرصه جوان پژوهی از توماس اولک، که در اثری با جمع آوری کروگر زیر عنوان کتاب راهنمای جوان پژوهی به چاپ رسیده است.(۴۹) گریزه نظریه ها درباره جوانان را به صورت زیر خلاصه کرده است:

۱. نظریه های تاثیرپذیر از روان شناسی اجتماعی و انسان شناسی فرهنگی:
ــ «نظریه میدانی» متعلق به کورت لوین(۵۰)؛
ــ نظریه در عرصه انسان شناسیِ فرهنگی از مارگارت مید؛
ــ نظریه در عرصه روان کاوی از اریک ه. اریکسون(۵۱)؛
ــ نظریه نسل ها از کارل مانهایم و تکامل آن توسط بوخ هوفر، فریدریش و لودکه(۵۲).

۲. نظریه های کلاسیک در عرصه جامعه شناسی جوانان:
ــ نظریه تحلیل پدیده شناختی معاصر جوانان از هلموت شلیسکی(۵۳)؛
ــ نظریه کارکردی از شمول ن. آیزنشتات(۵۴).

۳. نظریه های اختصاصی:
ــ نظرات مارکسیستی هلموت لیسینگ و مانفرد لیبل(۵۵)؛
ــ نظریه تضاد از لئوپولت روزنمایر(۵۶)؛
ــ نظریه تعاملی و روش شناسی مردم نگارانه رالف بونزاک(۵۷).

تقسیم بندی کارشناسانه گریزه جالب به نظر می رسد. در فصول آینده به برخی از نظریه های طرح شده مانند نظریه روان کاوانه و نظریه انسان شناسی فرهنگی خواهیم پرداخت. در بررسی این نظریه ها در زیر می کوشیم، به افق هایی گسترده تر از آن چیزی که گریزه در نظر داشته است، دست یابیم، تا این نظریه ها بتوانند در خدمت بررسی جوانان در آینده قرار گیرند.

نظرات کاربران
درباره کتاب مبانی جامعه‌‌شناسی جوانان