فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب روش‌های مصاحبه برای پژوهش‌های سياسی

کتاب روش‌های مصاحبه برای پژوهش‌های سياسی

نسخه الکترونیک کتاب روش‌های مصاحبه برای پژوهش‌های سياسی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب روش‌های مصاحبه برای پژوهش‌های سياسی

مصاحبه بدون تردید یکی از روش‌های تجربی پرکاربرد در همۀ شاخه‌های علوم اجتماعی است، و در علوم سیاسی نیز یکی از مهم‌ترین روش‌های تولید اطلاعات به شمار می‌آید. با این همه، در ایران و به زبان فارسی منابع زیادی برای آموزش فنون مصاحبه و نیز منطق پژوهشی انواع روش‌های مصاحبه وجود ندارد. آنچه هست یا کتاب‌هایی در زمینۀ مصاحبه‌های خبری است، یا فصولی از کتاب‌های روش تحقیق که به‌طور ویژه به مصاحبه اختصاص دارند. شاید بهترین منبع از نوع اول کتاب کلاسیک روش‌های مصاحبه خبری دکتر مهدی محسنیان‌راد باشد که تاکنون ده بار نیز تجدید چاپ شده است. شمار اندکی کتاب ترجمه شده درباره روش‌های مصاحبه نیز در بازار کتاب یافت می‌شود که به‌هیچ‌وجه پاسخ‌گوی نیاز دانشجویان و پژوهش‌گران برای به کار بستن انواع مصاحبه‌ها نیست. کتاب حاضر با این هدف انتشار می‌یابد که تا حدودی این خلاء را پر کند و راهنمایی برای کسانی باشد که می‌خواهند از روش‌های مصاحبه در پژوهش‌های علوم اجتماعی و به ویژه در علوم سیاسی استفاده کنند و به اندازۀ کافی شناخت یا تجربه‌ای در کاربرد این روش‌ها ندارند. در این کتاب تلاش شده است تا خواننده تا حدودی با مبانی معرفت‌شناختی انواع مصاحبه‌ها نیز آشنا شود و، با فهم منطق هر مصاحبه، از آن برای پژوهش خود بهره ببرد.

ادامه...
  • ناشر دانشگاه امام صادق (ع)
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.44 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۲۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب روش‌های مصاحبه برای پژوهش‌های سياسی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

مصاحبه بدون تردید یکی از روش های تجربی پرکاربرد در همه شاخه های علوم اجتماعی است، و در علوم سیاسی نیز یکی از مهم ترین روش های تولید اطلاعات به شمار می آید. با این همه، در ایران و به زبان فارسی منابع زیادی برای آموزش فنون مصاحبه و نیز منطق پژوهشی انواع روش های مصاحبه وجود ندارد. آنچه هست یا کتاب هایی در زمینه مصاحبه های خبری است، یا فصولی از کتاب های روش تحقیق که به طور ویژه به مصاحبه اختصاص دارند. شاید بهترین منبع از نوع اول کتاب کلاسیک روش های مصاحبه خبری دکتر مهدی محسنیان راد باشد که تاکنون ده بار نیز تجدید چاپ شده است. شمار اندکی کتاب ترجمه شده درباره روش های مصاحبه نیز در بازار کتاب یافت می شود که به هیچ وجه پاسخ گوی نیاز دانشجویان و پژوهش گران برای به کار بستن انواع مصاحبه ها نیست.
کتاب حاضر با این هدف انتشار می یابد که تا حدودی این خلاء را پر کند و راهنمایی برای کسانی باشد که می خواهند از روش های مصاحبه در پژوهش های علوم اجتماعی و به ویژه در علوم سیاسی استفاده کنند و به اندازه کافی شناخت یا تجربه ای در کاربرد این روش ها ندارند. در این کتاب تلاش شده است تا خواننده تا حدودی با مبانی معرفت شناختی انواع مصاحبه ها نیز آشنا شود و، با فهم منطق هر مصاحبه، از آن برای پژوهش خود بهره ببرد. در واقع فصل یکم کتاب در کل به توضیح منطق گاه متفاوت انواع مصاحبه ها اختصاص یافته است و خواندن آن پیش از مطالعه هر فصل دیگر توصیه می شود. اما فصل های بعدی هر یک حکم یک متن مستقل را دارند و نیازی به مطالعه آنها به ترتیب نیست. به عبارت دیگر، خواننده بسته به اینکه می خواهد درباره چه نوع مصاحبه ای مطالبی بداند و از آن در پژوهش خود استفاده کند، می تواند تنها به فصل مورد نیاز خود رجوع کند.
با توجه به تفاوت های معرفت شناختی و روش شناختی میان هر یک از انواع مصاحبه هایی که در کتاب بحث شده است، ساختار همه فصل ها را یکسان نکرده ایم. با این وجود به دلیل ضرورت ارائه برخی مباحث روش شناختی در همه روش های پژوهش، برخی نکات در فصل های مربوط به همه انواع مصاحبه ها بحث شده است، مثل چگونگی گزینش افراد برای مصاحبه، یا ارزیابی کیفیت داده ها.
با وجود اینکه در این کتاب فصل های خاصی به چگونگی تحلیل و تفسیر اطلاعات به دست آمده از مصاحبه اختصاص نیافته است و هدف آشنا کردن خواننده با روش های گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه بوده ، در توضیح هر یک از روش های مصاحبه، مبحث کوتاهی را به تحلیل و تفسیر اختصاص داده ایم که هدف از آن صرفاً جهت دادن به خواننده برای بهره گیری از روش های مناسب تحلیل اطلاعات بوده است.
فصل نخست مبحثی است کلی درباره مصاحبه به مثابه روشی برای گردآوری اطلاعات، که در آن کوشش شده تا منطق پژوهشی متفاوت مصاحبه های کیفی با مصاحبه های ساختمند و کمّی توضیح داده شود، ضمن اینکه برخی شباهت ها یا مشترکات نیز مشخص شده است. فصل دوم به مصاحبه های ساختمند یا پیمایشی اختصاص یافته و با منطق این گونه مصاحبه ها شیوه های استاندارد کردن داده ها به منظور مقایسه های آماری و کمّی را توضیح داده است.
از فصل سوم توجه به سمت مصاحبه هایی که با منطق روش های کیفی انجام می شوند معطوف شده است. در این فصل تفاوت های مصاحبه های کیفی، که اساساً به صورت نیمه ساختمند یا «باز» انجام می شوند، با مصاحبه های استاندارد شده یا ساختمند نشان داده شده و چگونگی تلاش برای تولید اطلاعات کیفی و دستیابی به لایه های عمیق تر معنا به بحث گذاشته شده است. فصل چهارم به مصاحبه های متمرکز گروهی پرداخته است. این گونه مصاحبه ها امروزه به طور گسترده ای کاربرد پیدا کرده و به عنوان معادل کیفی روش پیمایش در انواع حوزه های مطالعاتی استفاده می شود.
در فصل پنجم مصاحبه های اختصاصی برای تدوین تاریخ شفاهی توضیح داده شده است. با وجود شباهت هایی که این گونه مصاحبه ها با مصاحبه های با نخبگان دارد، اهداف این دو نوع مصاحبه در بسیاری موارد متفاوت است. علت طرح مصاحبه های تاریخ شفاهی در کتابی که مدعی معرفی آن دسته روش های مصاحبه است که در علوم سیاسی کاربرد دارند این است که بخش مهمی از پژوهش های سیاسی با تاریخ سروکار دارد و مصاحبه های تاریخ شفاهی ابزاری برای گردآوری اطلاعات دست اول از سیاست مداران حال و گذشته و فهم بهتر دنیای سیاست از طریق آشنایی با تجربه ها و مشاهدات بازیگران اصلی صحنه سیاست محسوب می شود. و بالاخره فصل آخر کتاب به روش های مصاحبه با نخبگان اختصاص یافته است که از جمله روش هایی است که در طیف وسیعی از مطالعات سیاسی کاربرد دارد.
در خاتمه جا دارد مراتب تقدیر و سپاس خود را از مرکز انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) و جناب آقای دکتر عادل پیغامی، معاونت پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع) برای فراهم ساختن امکان نشر این اثر اعلام دارم.

فصل یکم: مصاحبه به مثابه روشی برای گردآوری اطلاعات

مقدمه

مصاحبه از روش های قدیمی و جاافتاده در علوم اجتماعی برای گردآوری اطلاعات پژوهشی است. پژوهشگران از طریق پرسش هایی که از مردم به عمل می آورند در تلاش اند تا درباره باورها، نگرش ها، رفتارها، و اطلاعاتی که گمان می رود مردم در اختیار دارند نکاتی را دریابند و برای پاسخ دادن به پرسش های پژوهشی خود از آن بهره گیرند. همه ما در زندگی روزمره خود با پرسیدن از دیگران چیزهایی را درباره آنان درمی یابیم.
از این رو، تجربه پرسیدن از دیگران برای کسب اطلاعات تجربه ای است که همه ما همواره با آن سروکار داریم. مصاحبه نیز در واقع نظام یافته شدن همین برهم کنش پرسش و پاسخی است که در زندگی روزمره داریم. یک شباهت دیگر میان مصاحبه به مثابه یک روش پژوهش و پرسش گری های عادی اهمیت نوع تعامل ما با دیگران در جریان طرح پرسش ها و دریافت پاسخ هاست: درست مانند پرسش و پاسخ های روزانه، مصاحبه نیز بستگی زیادی به مهارت های اجتماعی ما دارد. بدون این گونه مهارت ها چه در پرسش های معمولی از دیگران و چه در مصاحبه نمی توان انتظار دریافت پاسخ های مناسب را داشت.
در یکی از قدیمی ترین تعاریفی که از روش مصاحبه به عمل آمده است، ماکوبی و ماکوبی(۱) (۱۹۵۴) آن را «یک مبادله گفتاری رودررو» توصیف می کنند که در آن «یک شخص، یعنی مصاحبه کننده، می کوشد تا از شخص یا اشخاص دیگر اطلاعاتی یا بیانی از باورها و نظراتشان را به دست آورد» (نقل شده در Brinkmann, ۲۰۱۳: ۱-۲)، اما این تعریف با توجه به مکاتب گوناگون نظری و روش شناختی در علوم اجتماعی در معرض انواع تغییرات و اصلاحات بوده است. برای برخی از پژوهش گران کیفی مصاحبه راه اندازی گفت وگویی است که در آن دعوت به ارائه روایت هایی می شود که می تواند در خدمت یافتن پاسخ هایی به پرسش های پژوهشی قرار گیرد (Josselson, ۲۰۱۳: ۴).
دانستن از راه گفت وگو شاید نخستین و اصلی ترین روش همه ما برای یادگیری درباره اشیاء و امور و دیگران باشد. کافی است رشد ذهنی کودک را به یاد آوریم. کودک پیش از آنکه به درستی بیاندیشد با سخن گفتن و پرسیدن درباره جهانی که پیرامونش قرار دارد، می آموزد و سپس اندیشیدن و حل مسائل ذهنی را فرا می گیرد (Brinkmann, ۲۰۱۳: ۲). ما در زندگی اجتماعی خود از راه صحبت کردن با هم مطالبی درباره یکدیگر می آموزیم و اطلاعاتی را که برای برهم کنش موثر با دیگران نیاز داریم به دست می آوریم. مصاحبه به عنوان یک روش پژوهشی در اصل از همین رابطه ساده سرچشمه می گیرد. اما همان گونه که در هر تعاملی پیچیدگی های گوناگونی پدید می آید و فهم و تفهیم نیازمند بهره گیری از انواع دانسته های پیشین، مفروضات، داوری ها، و تفسیرها می شود، در مصاحبه به عنوان یک روش گردآوری اطلاعات نیز در سطحی بسیار جدی تر ملاحظاتی شکل می گیرد که نشانگر پیچیدگی رابطه دو شخص هنگام سخن گفتن با یکدیگر است. کوتاه سخن اینکه مصاحبه، با تمام شباهتی که به پرسش و پاسخ های عادی در مکالمات روزمره ما با دیگران دارد، فرآیندی ساده از طرح پرسش و دریافت پاسخ نیست. بیشتر پژوهش گران کیفی که از مصاحبه به عنوان روش گردآوری اطلاعات بهره می گیرند، برخلاف نخستین کاربران روش مصاحبه که دیدگاه پوزیتیویستی داشتند، مصاحبه را ابزار ساده و مستقیمی برای بیرون کشیدن اطلاعات از افراد نمی دانند. به باور آنان، مصاحبه مکانی است که در آن دیدگاه ها با هم تلاقی می یابند و در این برهم کنش میان دیدگاه ها انواع رفتارهای ارتباطی که سبب گمراهی، فریب، تحریف، و بدفهمی می شوند به کار می افتند و آنچه از مصاحبه به دست می آید در نهایت برداشت هایی است که مصاحبه کننده در بسیاری موارد به طور ناخودآگاه با پیشداوری ها، نگرش های اجتماعی و ارزش هایش درهم آمیخته است. در مصاحبه دو طرف با هم رویارو و درگیر ارتباط می شوند و مانند هر رویارویی در زندگی عادی انواع مذاکره ها، محاسبه ها، و تفسیرها به طور متقابل رخ می دهد. در نهایت مصاحبه کننده آنچه را که حاصل این تعامل است، تفسیر و بازنمایی می کند (Schostak, ۲۰۰۶).
برای پژوهش گر کیفی مصاحبه محصول مشترک گفت وگوهایی است که دو شخص (مصاحبه کننده و طرف مصاحبه) به عمل می آورند. آنچه درباره اش صحبت می کنند و چگونگی این گفت وگو نتیجه نهایی را تعیین می کند. بنابراین، نمی توان منکر شد که آنچه در ذهن مصاحبه گر است بر فرآیند و محتوای «داده های» به دست آمده اثر می گذارد. این در واقع همان مسئله بازتابندگی(۲) است که پژوهش گران کیفی امروز بیش از پیش به آن معترف شده اند و آن را در تحلیل های خود در نظر می گیرند. بنابراین مصاحبه را باید نوعی برهم کنش دانست که در جریان آن و در تلاقی و تعاطی اندیشه ها و دیدگاه های دو طرف معناها ساخته می شوند. به گفته یک صاحب نظر، مصاحبه «یک کردار مولد دانش» است (Brinkmann, ۲۰۱۳: ۵).
از این رو پرسش ها و پاسخ هایی که رد و بدل می شود و تفسیرهایی که دو طرف از سخنان یکدیگر به عمل می آورند در مضمون خاص مصاحبه و نشانه ها و برداشت هایی که دو طرف از یکدیگر می گیرند در مجموع به داده هایی می انجامد که پژوهش گر مایل است مبنای تحلیل های خود قرار دهد. از این منظر است که این دسته از پژوهش گران کیفی مصاحبه را inter-view یا برهم کنش دیدگاه ها معنا می کنند تا فرآیندی بدون پیچیدگی از طرح پرسش های شفاف و دریافت پاسخ های روشن و مشخص.

۱-۱. تاریخچه

شاید بتوان گفت مصاحبه تاریخچه ای به قدمت تمدن های بشری دارد. در یونان باستان توسیدید با پرس وجو از شرکت کنندگان در جنگ های پلوپنیزی کوشید تا تاریخ این جنگ ها را بنویسد، و سقراط به کمک مصاحبه هایی که با شهروندان آتن درباره موضوعاتی مانند عدالت، حقیقت، زیبایی، و فضیلت به عمل آورد مواد خام لازم را برای ساختن و پرداختن اندیشه های فلسفی اش کسب کند (Brinkmann, ۲۰۱۳: ۶). مصاحبه های روزنامه نگارانه از اواسط قرن نوزدهم در اروپا مرسوم شدند و امروز ما شاهد آن هستیم که در عرصه ارتباطات مصاحبه به یکی از روش های بسیار رایج برای کسب اطلاعات و دیدگاه ها از افراد معمولی و متخصص و ارائه اطلاعات به مخاطبان رسانه ها تبدیل شده است.
یکی از پیشگامان مصاحبه در علوم اجتماعی چارلز بوت است که از سال ۱۸۸۶ دست به پیمایش های اجتماعی به کمک مصاحبه زد. او در این سال پیمایش جامعی درباره شرایط اقتصادی و اجتماعی مردم لندن انجام داد. علاوه بر مصاحبه های پیمایشی، او داده های خود را به کمک روش های دیگر از جمله مصاحبه های غیرساختمند و مشاهدات مردم نگارانه کنترل کرد، یعنی همان فنی که امروزه به آن «مثلث بندی»(۳)، یا استفاده از چند روش و مقایسه داده ها برای حصول اطمینان بیشتر، می گویند. مشابه پیمایش های بوت در نقاط دیگر نیز تکرار شد، از جمله پیمایشی در شهر شیکاگو در سال ۱۸۹۵. جامعه شناس آمریکایی و. ای. ب دوبوآ(۴) با استفاده از روش مصاحبه بوت جامعه سیاهپوستان فیلادلفیا را در سال ۱۸۹۶ مطالعه کرد (Fontana and Frey, ۲۰۰۳: ۶۵).
مصاحبه های درمانی زیگموند فروید، که با هدف درک مشکلات روحی نهفته در اعماق ناخودآگاه بیماران صورت می گرفت و وسیله اصلی برای اقدامات درمانی برای مشکلات روانی تلقی می شد، آغازگر تحول مهمی در علم روان شناسی بود. فروید به کمک این مصاحبه ها به پیچیدگی روان انسان و تعارض هایی که همواره دامنگیر آدمی است پی برد و درک جدیدی از انسانیت را مطرح کرد که به جرات می توان آن را متحول کننده تاریخ اندیشه در مغرب زمین دانست (Brinkmann, ۲۰۱۳: ۷). در روان شناسی بهره گیری از مصاحبه در چند مسیر گوناگون ادامه یافت. آدورنو و همکارانش از مصاحبه برای تشخیص سیمای روانی «شخصیت اقتدارگرا»، که مفهوم مرکزی در نظریه مهم آنان درباره اقتدارگرایی در نظام های فاشیستی بود، استفاده کردند. یکی از گسترده ترین و تاثیرگذارترین پژوهش هایی که به کمک مصاحبه صورت گرفت مطالعه مشهور کینزی(۵) بود. او با ۶۰۰۰ مرد آمریکایی درباره رفتارهای جنسی شان مصاحبه کرد. در این مصاحبه ها که هر کدام یک ساعت یا بیشتر طول می کشید، او اطلاعاتی را ثبت و منتشر کرد که تا آن زمان درباره چنین رفتارهایی منتشر نشده بود و نشان از گسترش رفتارهای جدید و خلافِ عرفی داشت که تصور آمریکاییان درباره جامعه خود را دگرگون ساخت. پیاژه و کارل راجرز نیز در مطالعات خود درباره ویژگی های روان شناختی کودکان و نوجوانان از روش مصاحبه بهره گرفتند و آن را مهم ترین ابزار گردآوری داده های خود قرار دادند (Brinkmann, ۲۰۱۳: ۹-۱۱). در روان شناسی، به تدریج مصاحبه های بالینی رواج بسیار گسترده ای یافت و هنوز هم یکی از ابزارهای مهم روان شناسان بالینی محسوب می شود و تنوع زیادی یافته است.
در حوزه جامعه شناسی و علوم سیاسی، در سال ۱۹۳۵ با تاسیس انستیتوی آمریکایی افکار عمومی توسط جرج گالوپ، استفاده از روش مصاحبه برای گردآوری اطلاعات پیمایشی گسترش چشمگیری یافت. این گونه مصاحبه ها با مصاحبه هایی که توسط پژوهشگران میدانی(۶) در میان جامعه شناسان و انسان شناسان در مطالعات اتنوگرافیک (مردم نگاری) و در کنار مشاهده میدانی صورت می گرفت، تفاوت اساسی داشت. مصاحبه های پژوهش گران میدانی از نوع غیرساختمند و متناسب با منطق کیفی پژوهش های میدانی بود، اما گالوپ برای دست یابی به نتایج قابل تعمیم به جمعیت های بزرگتر، روش مصاحبه های ساختمند یا استاندارد را گسترش داد. در این روش، پرسش نامه های استانداردی تهیه می شد که سوال های آن از همه پاسخ دهندگان در یک نمونه آماری به یکسان و با همان ترتیب توسط پرسش گران پرسیده می شد. مفروض اصلی این نوع مصاحبه ها این بود که پاسخ ها را می توان با ضریب خطای اندکی به عنوان داده های عینی و قابل مقایسه در معرض تحلیل های کمّی یا آماری قرار داد. این سرآغاز نظرسنجی هایی بود که به تدریج بسیار فراگیر شد و مبنای شناخت سیاست گذاران عمومی و سیاست مداران و سایر برنامه ریزان از افکار عمومی و نگرش های حاکم بر جامعه قرار گرفت.
در واقع با غلبه روش های کمّی در جامعه شناسی و علوم سیاسی از جنگ جهانی دوم تا اواسط دهه ۱۹۷۰، یعنی تقریباً به مدت سه دهه، اقبال به پیمایش به عنوان روشی مطلوب برای گردآوری داده های کمیت پذیر بی رقیب بود. در ابتدا بیشتر این پژوهش های پیمایشی به کمک پرسش گران و به شکل مصاحبه های ساختمند انجام می شد، تا اینکه به تدریج روش های جایگزینی چون پیمایش های پستی و حضوری، که در آن پاسخ دهندگان خود پرسش نامه ها را پُر می کردند، مطرح شدند. اما هنوز تا این زمان مصاحبه های تلفنی اصلی ترین روش برای انجام پیمایش های سریع در قالب نظرسنجی محسوب می شود.
ناگفته نماند که، پیش از آنکه سنجش افکار عمومی توسط موسسه گالوپ و موسسات مشابه گسترش یابد، در روان شناسی و جامعه شناسی از دهه ۱۹۲۰ جنبشی برای مطالعه و اندازه گیری نگرش های مردم آغاز شده بود. از جمله موسساتی که به اندازه گیری های کمّی در پژوهش های کاربردی رو آورده بودند و اسباب گسترش این گونه پژوهش ها را فراهم کردند می توان از «دفتر پژوهش اجتماعی کاربردی»(۷) پال لازاسفلد و نیز «مرکز افکارپژوهی ملی»(۸) هری فیلد، و «مرکز پژوهش پیمایشی»(۹) لیکرت و همکارانش نام برد. استفاده از روش مصاحبه کیفی همراه و ضمن انجام پژوهش های میدانی از نوع مشاهده مشارکتی و غیره در رشته هایی مثل جامعه شناسی و انسان شناسی ادامه یافت و تحت تاثیر رویکردهای روش شناختی گوناگون، شاخه های متنوعی پیدا کرد. به طور مثال، گلیزر و استراوس در نظریه داده بنیاد(۱۰) خود روش پیچیده ای از کدگذاری داده های حاصل از مصاحبه را پیشنهاد کردند، و در روش شناسی مردمی(۱۱) تلاش برای یافتن خواص غیرقابل تغییر عمل اجتماعی به کمک روش مصاحبه در دستور کار قرار گرفت. در هر دو مورد کوشش می شد تا به دقت و سخت گیری(۱۲) روش کیفی مصاحبه افزوده شود (Fontana and Frey, ۲۰۰۱: ۶۶-۶۷). از سوی دیگر، فاصله گرفتن از معیارهای پوزیتیویستی در پژوهش های کیفی انواع دیگری از مصاحبه را پدید آورد که تاکید بیشتری بر درون فهمی یا فهم عمیق دنیای سوژه ها داشتند و بازتاب دادن «صدای پاسخ دهنده» را به جای برساخته های علمی پژوهش گر مهم ترین رسالت خود در پژوهش کیفی اعلام کردند.

۱- ۲. انواع مصاحبه

در علوم اجتماعی امروزین انواع روش های مصاحبه بر حسب مفروضات معرفت شناختی و روش شناختی متفاوت شکل گرفته است. اما پیش از ورود به تنوع مذکور بر حسب مبانی دانشی آنها، نگاهی می اندازیم به انواع دسته بندی هایی که بر حسب ویژگی های شکلی و فرآیندی در عرصه مصاحبه مشاهده می شود.
مهم ترین دسته بندی برای انواع مصاحبه تفکیک بر حسب میزان «ساختمندی» مصاحبه است. منظور از ساختمندی این است که پرسش هایی که مصاحبه گر در طول مصاحبه قرار است بپرسد تا چه میزان از پیش دقیقاً تعیین، جمله بندی، و ترتیب گذاری شده است. از این نقطه نظر سه نوع مصاحبه را می توان از هم تفکیک کرد: ساختمند، نیمه ساختمند، و غیرساختمند یا باز. در مصاحبه های ساختمند راهنمای مصاحبه در واقع همان پرسش نامه ای است که پاسخ دهنده در پیمایش های خوداجرایی پر می کند. تفاوت تنها در این است که در روش مصاحبه، مصاحبه کننده (پرسش گر) پرسش ها را از روی راهنمای مصاحبه دقیقاً با همان جمله بندی و همان ترتیب از مصاحبه شونده می پرسد. مصاحبه های ساختمند مبتنی بر منطق پوزیتیویستی اند و از مفروضات هستی شناختی و معرفت شناختی این رویکرد بهره می گیرند. در واقع در بیشتر مواقع مصاحبه های ساختمند در خدمت نوعی پیمایش قرار می گیرند و حتی به آن مصاحبه های پیمایشی نیز می گویند، زیرا معمولاً برای گرفتن تصویر کلی از یک جمعیت بزرگ به کار می روند. تحلیل داده ها در مصاحبه های ساختمند به طور کمّی صورت می گیرد. مصاحبه های نیمه ساختمند و غیرساختمند با منطق روش های کیفی طراحی می شوند و هر دو تلاشی برای ژرفاکاوی و توجه به جزییات و روایت های نقل شده توسط مصاحبه شوندگان محسوب می شوند.
شیوه دیگری که می توان انواع مصاحبه را از هم بازشناخت بر حسب تعداد افراد شرکت کننده در دو طرف مصاحبه است. در این نوع دسته بندی سه گونه مصاحبه را می توان تفکیک کرد: مصاحبه های پانل، مصاحبه های فردی، و مصاحبه های گروهی. در مصاحبه پانل چند پرسش گر و یک مصاحبه شونده به تعامل می پردازند. این نوع مصاحبه بیشتر برای گزینش افراد یا آزمودن آنان کاربرد دارد و در پژوهش های علوم اجتماعی چندان مرسوم نیست. به طور مثال، مصاحبه های استخدامی یا آزمون های شفاهی دانشجویان دکتری به این شیوه انجام می شود تا بتوان شایستگی های افرادی را که برای مصاحبه دعوت شده اند تعیین کرد. در مصاحبه های فردی یک مصاحبه کننده و یک مصاحبه شونده به دور از هرگونه مزاحمتی توسط دیگران در مدت زمان معینی به گفت وگو می نشینند. این در واقع نوع اصلی مصاحبه است که در بیشتر پژوهش ها دیده می شود. مصاحبه های گروهی سومین نوع است که در آن یک مصاحبه گر به طور همزمان چند نفر را مصاحبه می کند. در مصاحبه های گروهی میان خود مصاحبه شوندگان (شرکت کنندگان) نیز ممکن است گفت و گو و تبادل نظر صورت گیرد. مشهورترین و متداول ترین مصاحبه های گروهی امروز مصاحبه های گروهی متمرکز یا «گروه های متمرکز»(۱۳) هستند.
راه دیگری که برای دسته بندی مصاحبه داریم بر حسب نوع رسانه ای است که از طریق آن مصاحبه صورت می گیرد. در این زمینه چند نوع مصاحبه را می توان تفکیک کرد: مصاحبه های رودرو، مصاحبه های تلفنی، مصاحبه به شیوه چت در اینترنت، مصاحبه با نرم افزارهای دیداری ـ شنیداری مثل اسکایپ یا او ـ وو.
برینکمن (۲۰۱۳: ۳۸-۳۰) شیوه های دیگری را برای دسته بندی و تفکیک مصاحبه ها مطرح می کند. در دسته بندی اول سبک مصاحبه(۱۴) توسط مصاحبه گر موضوع دسته بندی است. مصاحبه گر می تواند به سبک «ملایم»(۱۵) مصاحبه کند یا مصاحبه های «پرفشار»(۱۶) داشته باشد. در مصاحبه های ملایم، مصاحبه کننده در فضایی آرام و به دور از اعمال فشار پرسش هایش را مطرح می کند و بیشتر گوش می دهد و از فشار برای دریافت پاسخ های مشخص و قطعی خودداری می کند. در مصاحبه های «پرفشار»، مصاحبه کننده با طرح سوال های بیشتر و فشار وارد آوردن برای دریافت پاسخ های مشخص و غیرکلی کار خود را به پیش می برد. نمونه اخیر را می توان در برخی مصاحبه های تلویزیونی با شخصیت های سیاسی مثلاً در برنامه تلویزیونی «صندلی داغ» مشاهده کرد. یک شیوه دیگر تفکیک مصاحبه ها برحسب رویکردهای تحلیلی عمده حاکم بر مصاحبه است. آیا پژوهش گر مصاحبه را «ابزاری» برای دریافت گزارش هایی درباره آنچه مصاحبه شونده تجربه کرده است می داند، یا نوعی «کردار اجتماعی»(۱۷) که طی آن مصاحبه کننده و مصاحبه شونده دنیای اجتماعی خاصی را برمی سازند. رویکرد تحلیلی نخست متاثر از پدیدارشناسی و رویکرد دوم برآمده از مواضع تحلیلی گفتمان محور است که بر ماهیت خود مصاحبه و چگونگی برساخته شدن روایتی که مصاحبه نام گرفته است تاکید دارد. اولی مصاحبه ای است «متمرکز بر تجربه»(۱۸) و دومی مصاحبه ای است «متمرکز بر زبان»(۱۹).

۱ -۳. ملاحظات نظری و معرفت شناختی در مصاحبه به عنوان روشی کیفی

روش های مصاحبه و به ویژه روش های تحلیل و تفسیر متون به دست آمده از مصاحبه در طول زمان شاهد تحولات بسیار بوده است. همزمان با گسترش نقد رویکرد پوزیتیویستی در علوم اجتماعی، پژوهش گران با بهره گیری از انواع رویکردهای جایگزین درصدد بوده اند تا به شیوه های خاص خود مشکلات تفسیر آنچه را اطلاعات یا «داده» نام دارد و از کنش متقابل میان مصاحبه کننده و مصاحبه شونده به دست می آید مرتفع کنند. مصاحبه هایی که برای گردآوری اطلاعات کلی از جمعیت های بزرگ استفاده می شوند و مانند پیمایش عمل می کنند همچنان به منطق و مفروضات پوزیتیویستی وفادارند و در تحلیل داده ها نیز از روش های کمّی بهره می گیرند. هنگامی که مصاحبه جنبه کیفی پیدا کرد و توجه به ژرفاکاوی بیشتر معطوف شد، زمینه برای گذر از رویکرد پوزیتیویستی فراهم می شود و با طیفی از روش های مصاحبه و تفسیر متون به دست آمده از مصاحبه روبه رو می شویم که در یک سر آن همچنان نوعی پیروی از منطق پوزیتیویستی یا پست پوزیتیویستی وجود دارد و در سر دیگر با مفروضات کاملاً متفاوت رویکردهای تفسیری و انسان گرایانه(۲۰) سروکار داریم. تصویر ۱ طیف مذکور را به نمایش گذاشته است. در این تصویر کلی:

تصویر ۱. طیف رویکردهای معرفت شناختی حاکم بر روش مصاحبه



و ساده سازی شده پیچیدگی ها و سایه و روشن های طول طیف به نمایش درنیامده است. در هر صورت در این طیف هر چه به سوی چپ نزدیک می شویم هدف اصلی پژوهش، مطابق با منطق پوزیتیویستی، به سوی اندازه گیری متغیرها میل می کند؛ و هر چه به سمت راست طیف نزدیک می شویم مصاحبه هایی که منطق غیرپوزیتیویستی و تفسیری دارند و هدف اصلی آنها فهم دنیای ذهنی افراد و فرآیند معناسازی در برهم کنش میان مصاحبه کننده و مصاحبه شونده است جلوه گر می شود.
بسته به رویکرد معرفت شناختی حاکم بر روش مصاحبه، حتی واژگانی که برای «مصاحبه شونده» به کار می رود تغییر می کند: پاسخ دهنده،(۲۱) سوژه،(۲۲) اطلاع دهنده،(۲۳) همکار پژوهشگر،(۲۴) مشارکت کننده(۲۵) (Seidman, ۲۰۰۱: ۱۴). در رویکردهای تفسیری و پست مدرن که موضوع شناخت و تفسیر «دیگری» امری پرمسئله تلقی می شود گاه از تمثیل هایی چون نمایش،(۲۶) و سفر استفاده می شود. پژوهشگری حتی مصاحبه کیفی را به «رقص» تشبیه می کند و مدعی است که در این رقص دونفره باید سعی شود با مشارکت کننده (مصاحبه شونده) به طور موزون حرکت کرد و تا جای ممکن کمتر سوال پرسید (Josselson, ۲۰۱۳: ۷-۸).
آنچه در واقع پروبلماتیزه می شود رابطه میان پژوهش گر و پژوهش شونده یا ناظر (نگرنده) و عامل (نگریسته) است. اگر در رویکرد پوزیتیویستی جایگاه هر یک معین است و تمام تلاش نگرنده باید معطوف به آن شود که آنچه نگریسته می گوید یا انجام می دهد همان گونه که هست و بدون تفسیر اضافی و به طور «عینی» ثبت شود، در رویکردهای تفسیری و پست مدرن این رابطه ساده زیر سوال می رود و نگرنده خود بخشی از روایتی می شود که به عنوان داده قرار است اعلام شود. در رویکرد پوزیتیویستی، مصاحبه کننده بیشترین تلاش را به عمل می آورد تا از «پاسخ دهنده» اطلاعات هر چه کامل تر و دقیق تری درباره افکار و رفتارش دریافت کند. در واقع، گویی تلاش به عمل می آید تا پاسخ دهنده تخلیه اطلاعاتی شود، اطلاعاتی که معنای آن کم و بیش برای هر دو طرف گفت وگو آشکار است. اما در رویکردهای دیگر ممکن است پژوهش گر عمل مصاحبه خود را چنین توضیح دهد که در حال دریافت گزارش های مضمون یافته درباره تجربه های «مشارکت کننده» (مصاحبه شونده) است. در اینجا، منظور از مصاحبه فراهم کردن گفت و گویی است که در آن از مشارکت کننده دعوت می شود تا روایت هایی را در اختیارمان قرار دهد که از طریق آن بتوانیم برای پرسش پژوهش خود پاسخی بیابیم. در جایی که حاصل مصاحبه مجموعه ای از روایت ها پنداشته می شود، پژوهش گر عملاً نوعی روایت پژوهی انجام می دهد. او ناچار است بپذیرد که داستان هایی که گفته می شوند «حقیقت عاطفی و روان شناختی» دارند. او راهی برای ارزیابی درستی یا نادرستی رویدادهای بازگو شده را ندارد و اصولاً قصد چنین درستی آزمایی را هم ندارد، چرا که درستی یا نادرستی روایت آن قدر مطرح نیست، و آنچه توسط فرد مصاحبه شده تجربه شده است در هر حال حقیقتی را می رساند (Josselson, ۲۰۱۳: ۴-۵).
زبان در مصاحبه ابزار اصلی گردآوری اطلاعات است. البته نباید از رفتار غیرکلامی و نیز از ارتباط غیرکلامی در طول مصاحبه میان دو طرف غافل ماند.(۲۷) در هر حال، مردم تجربه های خود را از طریق زبان بیان می کنند. مصاحبه از این نظر روشی است برای کسب خبر یا دریافت روایت هایی که مردم از تجربه هایشان دارند. در واقع، شیوه اصلی مفهوم ساختن تجربه ها برای هر فردی بازگو کردن روایتی از آن تجربه است. پس در مصاحبه کیفی کاری که پژوهش گر می کند توجه به داستان پردازی و روایت هایی است از سوی مصاحبه شونده نقل می شود. داستان گفتن برای هر فردی فرآیندی از معناسازی است. هنگامی که مردم داستان می گویند اجزایی از تجربه خود را از ذهن خود بیرون می کنند و در روایتی موزون قرار می دهند. «این فرآیند گزینش جزییات سازنده تجربه، اندیشیدن به آنها، به نظم درآوردنشان، و در نتیجه مفهوم کردنشان است که داستان گویی را تجربه ای معناساز می کند» (Seidman, ۲۰۰۶: ۷). رویکرد انسان گرا در پژوهش نیز خواهان همین است، یعنی می خواهد علمی «انسانی» پدید آورد که به کمک آن بتواند فرآیند معناسازی در ذهن انسان ها را درک کند. بنابراین، اگر این روش با چالشی مواجه شد که آیا نقل داستان را می توان «علم» دانست، می توان گفت که داستان علم نیست اما علم انسانی خوب «باید یاد بگیرد که داستان های خوب بگوید» (Seidman, ۲۰۰۶: ۸-۹). مصاحبه های عمیق به منظور آزمون فرضیه یا دریافت پاسخ های کلی به پرسش های استاندارد یا ارزیابی پروژه ها و برنامه ها صورت نمی گیرد. آنچه این روش را متمایز می کند علاقه به فهم تجربه زیسته مردم و معنایی است که این تجربه برای آنان دارد. مصاحبه های عمیق راهی را در برابر پژوهش گر بازمی گشاید تا بتواند معنای رفتار را در مضمون خاص اش با توجه به توضیحات خود کنش گر دریابد. از این منظر شاید بتوان مصاحبه کیفی را «عینی ترین» روش برای دست یابی به واقعیتی بدانیم که کنش گر خود تجربه کرده است و آن را برای مصاحبه کننده بازگو می کند (Brinkmann, ۲۰۱۳: ۴).
اما «عینیت» به معنای پوزیتیویستی آن، یعنی نگاهی با فاصله و بدون پیشداوری و داوری به پدیده های اجتماعی، برای پژوهش گران کیفی کاری که از مصاحبه استفاده می کند اغلب قابل قبول نیست. آنان معتقدند که در مصاحبه هر آنچه مصاحبه شونده می گوید ناخودآگاه به پیشداوری ها، نگرش های اجتماعی، و ارزش های ما و به برداشت هایی که ما به عنوان مصاحبه کننده در نهایت از مصاحبه خود به دست می آوریم، پیوند می خورد (Schostak, ۲۰۰۶: ۳). بنابراین، مصاحبه را نباید تعاملی ساده میان یک طرف که پرسش می کند و طرف دیگر که پاسخ می گوید درنظر گرفت. حضور مصاحبه کننده، ذهنیات او، نحوه ای که موضوعات را در چارچوب قرار می دهد، همگی، بر نوع پاسخ های مصاحبه شونده تاثیر می گذارند. باید در نظر داشت که مفروضات نظری آشکار و پنهان پژوهش گر طرح مصاحبه، پرسش هایی را که در مصاحبه می گنجاند، و نیز تحلیل و تفسیر و بازنمایی داده ها را تا حدود زیادی هدایت می کند. مصاحبه را نمی توان سیری از پرسش و پاسخ یا وسیله ای شفاف بر پایه محرک و واکنش برای گردآوری حقایق،(۲۸) عقاید، و دیدگاه ها پنداشت. نداشتن درک درست از ماهیت پیچیده برهم کنش میان مصاحبه کننده و مصاحبه شونده سبب می شود پژوهش گری که به مفروضات نظری خود بی توجه است داده هایی تولید کند که در نهایت برای پاسخ به پرسش های پژوهشی او چندان سودمند نباشد (Roulston, ۲۰۱۰: ۳-۴). فردی که مصاحبه می شود «دیگری» ای است که مایلیم او را و نقطه نظراتش، تجربیاتش، و احساساتش را درک کنیم. ما اغلب برای فهم دیگران آنان را در چارچوب های آشنا و دسته بندی های پیشینی در ذهن خود قرار می دهیم، و از همین جاست که بدفهمی و سوء تفاهم آغاز می شود. آنچه باید در نظر داشت، پذیرفتن «دگربودگی» طرف مصاحبه و فرونکاستن او به «مثل من، مثل همه» یا، به عبارت دیگر، پذیرش خاص بودن و متفاوت بودن اوست. از این رو، مصاحبه را باید نوعی «تعاطی افکار» یا «تبادل نظر»(۲۹) در نظر گرفت. زمانی که با چنین دیدگاهی مصاحبه را انجام می دهیم، حوزه هر چه گسترده تری از تفاوت و دگربودگی را بازمی گشاییم که در آن می توان دست به اکتشاف و نقشه برداری زد. در عین حال باید آگاه باشیم که همواره خطر تفسیر نادرست و میزانی از عدم اطمینان درباره فهم ما از طرف مقابل (یافته ها) وجود خواهد داشت (Schostak, ۲۰۰۶: ۱۲-۱۶).
چنین برداشت هایی را در طیفی از دیدگاه های جدید غیرپوزیتیویستی در شاخه های گوناگون علوم اجتماعی و رفتاری مشاهده می کنیم. به طور کلی، از هنگامی که چرخش تفسیری (یا زبان شناختی) در علوم اجتماعی شکل گرفت، نقد علمیت به معنای گرته برداری از علوم طبیعی به شدت افزایش یافت. در جامعه شناسی و روان شناسی، مانند انسان شناسی، گرایشی به علوم اجتماعی انسان گرا، با تاکید بر خاص بودن موضوع شناسایی علوم اجتماعی، شکل گرفته است. به طور مثال، در روان شناسی، در واکنش به روان شناسی مرسوم رفتارگرا، نوعی روان شناسی انسان گرا در قالب گشتالت، سلسله مراتب نیازهای مازلو، و تحلیل تعاملی(۳۰) پدید آمده است. در چنین دیدگاه هایی، فرد در پیوند با دیگران و به عنوان بخشی از شبکه برهم کنش ها دیده می شود. از طریق چنین برهم کنش هایی است که جهان برای فرد مفهوم می شود. تحقق یک زندگی معنادار بالاترین انگیزه انسان تلقی می شود، البته با این درک که آنچه معنادار است ممکن است برای افراد گوناگون متفاوت باشد. روان شناسی انسان گرا از رویکردهای پژوهشی پدیدارشناختی و کلینیکی دفاع می کند و بر غنا و عمق داده ها به جای شواهد آماری تاکید دارد. بدیهی است که تنها با پژوهش های کیفی می توان به چنین داده هایی دست یافت (Chrzanowska, ۲۰۰۲: ۳۷).
در جامعه شناسی برساخته گرا(۳۱) نیز مصاحبه فرآیندی از گفت وگو تلقی می شود که در آن داده ها به شیوه تعاملی و طی نوعی همکاری و معناسازی متقابل تولید می شوند. مصاحبه کرداری مولد دانش است. از ابتدا تا انتهای فرآیند مصاحبه مجموعه ای از روابط متقابل و کردارهای گفتمانی شکل می گیرد که طی آن دانش تولید می شود. بنابراین نتیجه نهایی بازنمایی دقیق گفته های مصاحبه شونده و معناهایی که از قبل در ذهن او شکل گرفته نخواهد بود. در علوم اجتماعی معاصر توجه به این موضوع را اصطلاحاً بازتابندگی(۳۲) می گویند.

نظرات کاربران درباره کتاب روش‌های مصاحبه برای پژوهش‌های سياسی