فیدیبو نماینده قانونی انتشارات دانشگاه تهران و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب کارآفرینی سازمانی
نحوه ایجاد روحیه کارآفرینی مؤثر در کل سازمان

نسخه الکترونیک کتاب کارآفرینی سازمانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب کارآفرینی سازمانی

کارآفرینان در سازمان‌ها، دولت‌ها، بازارها، مفروضات موجود را به چالش می‌کشند و به‌دنبال ارزش‌آفرینی به روش‌هایی نوآورانه‌تر و خلاقانه‌تر هستند. کارآفرینان، روش انجام کسب‌وکار را با شناسایی فرصت‌ها و اجرای موفقیت‌آمیز آنها تغییر می‌دهند. سازمان‌ها به منظور حفظ رقابت‌پذیری، باید خود را احیاء کنند. این کار می‌تواند شکل‌هایی نظیر، دفاع از ایده‌های نوآورانه، ارائه منابع یا تخصص لازم یا نهادینه‌سازی فعالیت کارآفرینانه در سیستم‌ها و فرآیندهای سازمان داشته باشد.
این کتاب برای پوشش کامل موضوع کارآفرینی سازمانی، به سه بخش و ۱۲ فصل تقسیم شده است. بخش اول، "مدیریت کارآفرینی سازمانی"، حاوی چهار فصل است: "کارآفرینی و کارآفرینی سازمانی" (فصل ۱)، "جنبه‌های رفتاری کارآفرینی سازمانی" (فصل ۲)، "درک و مدیریت فرآیند کارآفرینی" (فصل ۳) و "شناسایی، ارزیابی و انتخاب فرصت" (فصل ۴).
بخش دوم، "سازماندهی کارآفرینی سازمانی"، نیز حاوی چهار فصل است: "یافتن کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز در سازمان" (فصل ۵)، "سازماندهی کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز" (فصل ۶)، "کنترل کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز" (فصل ۷)، و "سیاست‌های داخلی ایجاد کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز" (فصل ۸).
در نهایت، بخش سوم، "عملیاتی‌سازی کارآفرینی سازمانی"، نیز حاوی چهار فصل است: "ایجاد طرح کسب‌وکار"، (فصل ۹)، "انتخاب، ارزیابی و جبران خدمات کارآفرینان سازمانی" (فصل ۱۰)، "تأمین مالی "کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز" (فصل ۱۱) "و پیاده‌سازی کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز سازمانی در سازمان شما" (فصل ۱۲).

ادامه...
  • ناشر انتشارات دانشگاه تهران
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.71 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب کارآفرینی سازمانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار مترجم

تحقیقات نشان می دهد که تنها یک هفتم شرکت ها می توانند به ایجاد سود درازمدت بپردازند. رشد از درون یا کارآفرینی سازمانی یکی از بهترین روش ها جهت ایجاد مزیت رقابتی پایدار است و عمده شرکت های موفق در سراسر دنیا از این روش بهره می برند. در این روش شرکت ها قابلیت ها و توانمندی های خود را حول ماموریت اصلی کسب وکار رشد داده و کسب وکارهای نو ایجاد می کنند. به دلیل آنکه کسب وکارهای جدید مبتنی بر توانمندی های درونی کسب وکار است، رقبا به سختی می توانند وارد بازار شوند و شرکت مزیت رقابتی پایدار به دست می آورد. با حفظ مزیت رقابتی، شرکت اطمینان می یابد که به طور مداوم در کسب وکار سرمایه گذاری کند و ریسک از دست دادن سهام بازار بسیار کاهش می یابد. از این رو ایجاد مزیت رقابتی از درون و مبتنی برکارآفرینی سازمانی یکی از بهترین روش ها جهت تضمین سرمایه گذاری است.
خلا کتاب در این بخش از علم، چه در دانشگاه و چه در صنعت بسیار مشاهده می شود. چرا که نبود این علم و اشاعه آن منجر به این می شود که شرکت ها در کشور نتوانند رشد کرده و ملی و بین المللی شوند. یکی از دلایل نادربودن شرکت های بین المللی در کشور ایران می تواند همین باشد. این کتاب که [ترجمه] کتاب (Corporate Entrepreneurship,2012) است که توسط یکی از برجسته ترین مولفان این حوزه، با بیش از ۳۵۰ مقاله و ۲۶ کتاب نگاشته شده است و می تواند به عنوان مرجعی معتبر، در حوزه کارآفرینی قلمداد شود. فرآیند کارآفرینی سازمانی در کلیه ابعاد به دقت و سادگی توضیح داده شده است، تا شرکت ها بتوانند با استفاده از این کتاب، فرآیند کارآفرینی سازمانی را راه اندازی کنند. مثال های متعدد از شرکت های مختلف آورده شده است و این سبب گویایی هرچه بیشتر کتاب شده است. این کتاب می تواند در درس کارآفرینی سازمانی رشته کارآفرینی و رشته مدیریت کسب وکار به عنوان یک کتاب درسی مورد استفاده قرار گیرد. در سایر رشته های مهندسی و مدیریت، می تواند به عنوان یک درس اختیاری مورد استفاده قرار گیرد.
اگرچه در ترجمه این کتاب تلاش فراوانی صورت گرفته است که کاری عاری از خطا تحویل گردد، اما بدیهی است که هیچ کاری بدون خطا نیست. از این رو از خوانندگان محترم خواهشمند است که پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس khalilinasr@gsme.sharif.edu بفرستند تا در چاپ های بعدی مورد استفاده قرار گیرد.

دکتر آرش خلیلی نصر
دکتر حجت طیران
تیر۱۳۹۲

مقدمه

با پویاتر شدن سازمان ها، صنایع و مصرف کنندگان، کارآفرینی سازمانی اهمیت بیشتری یافته است. در حالی که کارآفرینی به طور سنتی به عنوان پدیده ای در بخش خصوصی شناخته شده است کارآفرینی سازمانی و اجتماعی در حوزه های مختلفی نظیر سازمان های غیرانتفاعی، انتفاعی و بخش دولتی ایجاد شده است. کارافرینی، مفهومی جهانی است و می توان آن را در سازمان های کوچک و متوسط (SMEها)، سازمان های ملی و چندملیتی بزرگ و نیز در کسب و کارهای مخاطره آمیز اجتماعی، سازمان ها، جوامع و دولت ها به کار گرفت. کارآفرینی، محدود به گروه خاصی از افراد نیست؛ هر شخصی با تمایل، محرک و انگیزه درست می تواند یک چشم انداز و طرز فکر کارآفرینانه ایجاد کند. این چشم انداز و طرز فکر یک نیاز را شناسایی می کنند و آن را از یک ایده خلاقانه و نوآورانه به واقعیت تبدیل می کند. کارآفرینان در اکثر صنایع، دولت ها، بازارها مفروضات موجود را به چالش می کشند و به دنبال ارزش آفرینی به روش هایی نوآورانه تر و خلاقانه تر هستند. کارآفرینان، روش انجام کسب و کار را با شناسایی فرصت ها و اجرای موفقیت آمیز آنها تغییر می دهند. سازمان ها به منظور حفظ رقابت پذیری باید خود را احیاء کنند. این کار می تواند شکل هایی نظیر دفاع از ایده های نوآورانه، ارائه منابع یا تخصص لازم، یا نهادینه سازی فعالیت کارآفرینی در سیستم ها و فرآیندهای سازمان داشته باشد.
این فصل، درک دیدگاه های تاریخی در مورد کارآفرینی را ا تحلیل مفهوم کارآفرینی خصوصی، کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی اجتماعی گسترش می دهد. سپس ماهیت فرآیند کارآفرینی را همراه با نحوه به کارگیری آن در سازمان های تاُسیس شده بررسی می کنیم. کارآفرینی یک چارچوب وحدت بخش برای اقدامات موفق مدیریتی است که می توان با ترکیب نقش های اصلی مدیران و کارآفرینان به آن دست یافت. این فصل با معرفی چارچوب کلی این کتاب خاتمه می یابد.

پیشگفتارمولف

در حالی که آغاز و عملیاتی کردن یک کسب وکار جدید در کشور خود یا در سطح جهان، خطر کردن و انرژی قابل توجهی برای از بین بردن تمام موانع موجود، می طلبد به همان اندازه ریسک و انرژی در کارآفرینی سازمانی نیاز داریم (کارآفرینی در سازمان موجود). کارآفرینی سازمانی، که کارآفرینی درونی و کسب وکار مخاطره آمیز سازمانی نیز نامیده شده است، مستلزم از بین بردن سکون، انعطاف ناپذیری، قواعد و مقررات و ماهیت بوروکراتیک سازمان موجود، به منظور ایجاد چیزی جدید است- راهی جدید برای انجام امور، یک سیستم جدید و گاهی اوقات یک محصول یا سرویس جدید. این موضوع در یک محیط جهانی و فوق رقابتی، بیش از پیش اهمیت می یابد.
در حالی که کارآفرینی به طور سنتی، به عنوان پدیده ای در بخش خصوصی شناخته شده است، کارآفرینی سازمانی و اجتماعی در تعدادی از حوزه های مختلف، نظیر سازمان های غیرانتفاعی، انتفاعی و بخش دولتی ایجاد شده است. کارآفرینی، مفهومی جهانی است و می توان آن را در سازمان های کوچک و متوسط (SME ها)، سازمان های ملی و چندملیتی بزرگ و نیز در کسب وکارهای مخاطره آمیز اجتماعی، سازمان ها، جوامع و دولت ها به کار برد. کارآفرینی، محدود به گروه خاصی از افراد نیست؛ هر شخصی با تمایل، محرک و انگیزه درست می تواند یک چشم انداز و طرز فکر کارآفرینانه ایجاد کند. این چشم انداز و طرز فکر، یک نیاز را شناسایی می کند و آن را از یک ایده خلاقانه و نوآورانه، به واقعیت تبدیل می کند.
کارآفرینان در سازمان ها، دولت ها، بازارها، مفروضات موجود را به چالش می کشند و به دنبال ارزش آفرینی به روش هایی نوآورانه تر و خلاقانه تر هستند. کارآفرینان، روش انجام کسب وکار را با شناسایی فرصت ها و اجرای موفقیت آمیز آنها تغییر می دهند. سازمان ها به منظور حفظ رقابت پذیری، باید خود را احیاء کنند. این کار می تواند شکل هایی نظیر، دفاع از ایده های نوآورانه، ارائه منابع یا تخصص لازم یا نهادینه سازی فعالیت کارآفرینانه در سیستم ها و فرآیندهای سازمان داشته باشد.
این کتاب برای پوشش کامل موضوع کارآفرینی سازمانی، به سه بخش و ۱۲ فصل تقسیم شده است. بخش اول، "مدیریت کارآفرینی سازمانی"، حاوی چهار فصل است: "کارآفرینی و کارآفرینی سازمانی" (فصل ۱)، "جنبه های رفتاری کارآفرینی سازمانی" (فصل ۲)، "درک و مدیریت فرآیند کارآفرینی" (فصل ۳) و "شناسایی، ارزیابی و انتخاب فرصت" (فصل ۴).
بخش دوم، "سازماندهی کارآفرینی سازمانی"، نیز حاوی چهار فصل است: "یافتن کسب وکارهای مخاطره آمیز در سازمان" (فصل ۵)، "سازماندهی کسب وکارهای مخاطره آمیز" (فصل ۶)، "کنترل کسب وکارهای مخاطره آمیز" (فصل ۷)، و "سیاست های داخلی ایجاد کسب وکارهای مخاطره آمیز" (فصل ۸).
در نهایت، بخش سوم، "عملیاتی سازی کارآفرینی سازمانی"، نیز حاوی چهار فصل است: "ایجاد طرح کسب وکار"، (فصل ۹)، "انتخاب، ارزیابی و جبران خدمات کارآفرینان سازمانی" (فصل ۱۰)، "تامین مالی "کسب وکارهای مخاطره آمیز" (فصل ۱۱) "و پیاده سازی کسب وکارهای مخاطره آمیز سازمانی در سازمان شما" (فصل ۱۲).
بسیاری از افراد (مدیران اجرایی شرکت، کارآفرینان، مدیران کسب وکارهای کوچک، متخصصان سراسر دنیا و دست اندرکاران چاپ) انتشار این کتاب را امکان پذیر ساخته اند. از دستیاران پژوهش، نیکول بائوم(۱)، ویلایفون دوانگپانگا(۲) و دربا ویت(۳)؛ پروفسور فرانک روشه،(۴) به خاطر مشورت هایش؛ و سردبیران و دستیاران ویراست تشکر ویژه می کنیم. همچنین از کارول پاسلی(۵) بی نهایت سپاسگزاریم که بدون کمک او این کتاب هرگز به موقع آماده نمی شد.

رابرت دی. هیسریچ
کلودین کرنی

بخش اول: مدیریت کارآفرینی سازمانی

فصل اول: کارآفرینی و کارآفرینی سازمانی

منظور از کارآفرینی سازمانی چیست؟ شباهت ها و تفاوت های بین کارآفرینان/ کارآفرینی خصوصی، سازمانی و اجتماعی چیست؟ تفاوت کارآفرین با مدیر چیست؟ فرآیند کارآفرینی در محیط خصوصی، سازمانی و اجتماعی چیست؟ این محیط تا چه اندازه ای بر فرآیند کارآفرینی تاثیر می گذارد؟
سناریو: شرکت لاکتایت(۶)
فریتز هنکل(۷) و دو شریک او در دو سپتامبر ۱۸۷۶ شرکت هنکل اند سای(۸) را تاسیس کردند. از آن به بعد، این خانواده کارآفرین آلمانی و کارکنان آنها هنکل را به یک شرکت جهانی تبدیل کردند، که دفتر مرکزی آن در دوسلدورف(۹) آلمان واقع است. این شرکت ۴۸۰۰۰ کارمند در سراسر دنیا دارد و در میان پانصد شرکت برتر جهانی فورچون قرار دارد. شرکت هنکل، یک رهبر جهانی در کسب وکارهای کالاهای مصرفی و صنعتی با برندهایی نظیر پرسیل(۱۰)، شوارتزکوف(۱۱) و لاکتایت است.
برند لاکتایت یکی از نشان های تجاری ثبت شده هنکل است و یکی از برندهای جهانی بزرگ آن است. شرکت لاکتایت به مدت ۵۸ سال راهکارهای پیشرفته چسب و درزگیر را برای مشتریان فراهم کرده است. این شرکت با بیش از پنج هزار حق اختراع، به نوآوری متعهد است. این شرکت گسترده ترین طیف آکریلیک، بی هوازی ها، سیانوآکریلات، اپوکسی، هواپخش، سیلیکون و اورتان را ارائه می کند. در حالی که موفقیت لاکتایت ناشی از محصولات مصرفی آن (به طور عمده سوپر گلو(۱۲)) است؛ بیشتر فروش این شرکت مربوط به مشتریان صنعتی است. محصولات لاکتایت، کاربردهای صنعتی متنوعی از الکترونیک تا لوازم آرایشی دارند.
شرکت لاکتایت (که پیشتر آمریکن سیلانتز(۱۳) نامیده می شد) در ابتدا در سال ۱۹۵۳ از سوی ورنون کی. کرایبل(۱۴) (استاد شیمی آلمانی الاصل در کالج تینیتی(۱۵) در هاتفورد(۱۶)، کنتیکت(۱۷)) تاسیس شد. این استاد شیمی کارآفرین یک چسب بی هوازی انقلابی را کشف کرد. او یک سیستم جلوگیری از اتصال را برای یک رزین چسبان منحصربه فرد ایجاد کرد، که بدون هوا سفت می شد (یک درزگیر بی هوازی). در ۲۶ جولای سال ۱۹۵۶، لاکتایت، شروع به کار عمومی رسمی خود را در یک کنفرانس خبری در کلوب دانشگاه، در نیویورک اعلام کرد. پس از مرگ پروفسور کرایبل، پسر او رابرت در سال ۱۹۶۴ جانشین او شد. در همان سال، لاکتایت "سوپر گلو"، اولین محصول از محصولات متعدد خود از جمله سیلیکون، اپوکسی، اکریلیک و بی هوازی جدید را معرفی کرد. تا سال ۱۹۶۵، فروش لاکتایت به ۲.۸ میلیون دلار و درآمد خالص آن به ۲۶۰ هزار دلار رسید.
خودروسازان آمریکایی در اواسط دهه ۱۹۷۰ در حال تولید وسایل نقلیه کوچک تر و سبک تر بودند و خط تولید جدید لاکتایت به متوقف کردن ارتعاشات موتورهای کوچک تر و با دور زیاد آنها کمک کرد. محصولات دیگری در اوایل دهه ۱۹۸۰ تولید شد، از جمله نسل جدیدی از چسب های بی هوازی خرد که تا زمان مونتاژ قطعات، فعال نمی شدند. شرکت که براساس فناوری اولیه محصول لاکتایت تاسیس شده بود، خواستار توسعه طیف محصولات خود شد. مهم ترین محصول اضافه شده به محصولات لاکتایت، سوپر گلو بوده است که در آزمایشگاه های شرکت در ایرلند و کنتیکت تولید شده بود. بخش تحقیق و توسعه، آکریلیک، سیلیکون و اورتان جدیدی را تولید کرد و لاکتایت نیز پایگاه محصولات صنعتی خود را از طریق خرید چندین شرکت مهم گسترش داد. یکی از این شرکت ها پرماتکس(۱۸) (یک خط تولید خودرو که در سال ۱۹۷۲خریداری شد) بود. پوشش درزگیر پرماتکس در بازار تعمیرات خودرو پیشرو بود. لاکتایت در سال ۱۹۷۴ وودهیل کمیکال سیلز(۱۹) را خریداری کرد. خط تولید چسب وودهیل بازارهای جدید را برای تعمیرات خودرو و منزل باز کرد. در سال ۱۹۷۴، این دو شرکت در بخش خودرو و محصولات مصرفی لاکتایت ادغام شدند. در دهه ۱۹۸۰، لاکتایت یک خط تولید چسب های بی هوازی خرد را ایجاد کرد.
مبدا استفاده از سوپر گلو لاکتایت برای بهبود جراحت به ۱۹۷۰ باز می گردد. این ایده مانند بسیاری از ایده ها از ادراک منفی به محصول پدیدار شد. در حالی که سوپر گلو به عنوان یک چسب عالی و سریع شناخته می شد به دلیل چسبناک کردن پوست موجب نگرانی بود. ایده استفاده از این ویژگی به منظور ایجاد یک چسب زخم برای جایگزینی بخیه در جراحی رشد کرد. به مدت بیش از دو هزار سال از بخیه ها در حرفه پزشکی استفاده می شد. از آنجایی که لاکتایت هیچ تجربه ای در محصولات پزشکی و هیچ دانشی درباره این بازار نداشت پروژه با شکست مواجه شد. اما در سال ۱۹۸۸، آلن رابرتز(۲۰) استاد دانشگاه لیدز/ برادفورد(۲۱) که در حال انجام پژوهش در زمینه چسب ها در جراحی بازسازی و معالجه زخم بود، درباره یک "سوپر گلو برای بهبود جراحت" با شرکت لاکتایت تماس گرفت. نمونه اولیه که امکان استرلیزه کردن آن وجود داشت، به خاطر پروفسور رابرتز و تیم پزشکی او تولید شد. در سال ۲۰۰۲ این محصول جدید، تاییدیه FDA را دریافت کرد.
رشد خطوط تولید مختلف لاکتایت و نیز خرید شرکت ها به این شرکت کمک کرد تا بازارهای بین المللی را گسترش دهد. در بسیاری از موارد، شرکت ها به صورت مجزا از سوی نمایندگان لاکتایت تاسیس شده بودند و در نهایت لاکتایت آنها را خریده بود. در سال ۱۹۷۰، لوکتیت با اینترنشنال سیلانت(۲۲) ادغام شد و همچنین تعدادی از توزیع کننده های خارجی خود را در دهه ۱۹۷۰ خریداری کرد. رابرت کرایبل پیش از بازنشستگی در سال ۱۹۸۰، از طریق خریدها، سازماندهی مجدد، ارائه عمومی سهام، ادغام و توسعه بین المللی، لاکتایت را رهبری کرد. در آن زمان، فروش شرکت اینترنشنال برابر با ۵ میلیون دلار بود در حالی که فروش لاکتایت به ۱۸ میلیون دلار می رسید. مدیر ارشد اجرایی (کنت دابلیو. باترورث(۲۳)) در سرگذشت لاکتایت(۲۴) بیان می کند که ادغام اینترنشنال در لاکتایت عامل مهمی در تاریخ لاکتایت است و این شرکت را به یک شرکت فراملیتی قوی تبدیل کرد.
هنکل در سال ۱۹۸۵، ۲۵ درصد از سهام شرکت لاکتایت را خریداری کرد. تنوع محصولات باعث ایجاد درآمد ۴۰۰ میلیون دلاری در سال ۱۹۸۸ شد که فقط ۲۵ درصد آن ناشی از خط تولید اولیه محصولات بی هوازی لاکتایت بود. در سال ۱۹۹۱، لاکتایت در فهرست فورچون از ۵۰۰ شرکت بزرگ صنعتی آمریکا، در رتبه ۴۷۷ قرار گرفت؛ این شرکت ۳۵۰۰ نفر را استخدام کرد. نرخ رشد سود سالانه ۲۲.۴ درصدی این شرکت برای هر سهم، در طی ۱۰ سال، هجدهمین نرخ سود در میان ۵۰۰ شرکت برتر فورچون بود.
در اواخر سال ۱۹۹۶، اهمیت فعالیت در زمینه چسب و درزگیر در اروپا افزایش یافت. در سال ۱۹۹۷، هنکل تمام سهام شرکت لاکتایت (یکی از تامین کنندگان بزرگ کارهای تعمیراتی و چسب های خانگی و متخصص و پیشرو در زمینه چسب های صنعتی در سراسر جهان) را خریداری کرد. با ادغام لاکتایت، هنکل به رهبر بلامنازع بازار جهانی در زمینه چسب ها تبدیل شد و ساختار فروش خود در آمریکا و سراسر دنیا را بهبود بخشید.
از سال ۱۹۹۷، لاکتایت به عنوان [مارک] اصلی هنکل و یکی از تامین کنندگان چسب های خانگی، اپوکسی ها، چسب های اسپری، چسب های ساخت وساز و درزگیرهای تعمیرات خانگی و فیلرها باقی مانده است. این شرکت در سال های اخیر، توجه خود به فناوری های سبز و پایدار را افزایش داده است.
در آگوست ۲۰۰۲، FDA، ایندرمیل(۲۵) (چسب بافتی هنکل- لاکتایت) را برای بازار آمریکا تایید کرد. این چسب برای بهبود جراحت اکنون در سراسر دنیا مجاز است. ماه بعد، هنکل مرکز فناوری هنکل-لاکتایت برای آسیا پاسیفیک(۲۶) را در یوکوهامای ژاپن افتتاح کرد، که با هزینه ۲۳ میلیون یورویی ساخته شده بود. در سال ۲۰۰۳، هنکل فرمول جدید چسب، درزگیر لولهPST، قفل کننده و ضد جوش خوردگی را تحت [مارک] لاکتایت معرفی کرد.
لاکتایت از ابتدا شرکتی جهانی بود. در سال ۱۹۵۶ توزیع کنندگان در بریتانیا و سراسر اروپا تعیین شده بودند و محصولات از طریق اقیانوس آتلانتیک ارسال می شد. لاکتایت از زمان تاسیس آن به طور مستمر بازارهایی را با کشف فرصت هایی که هیچ کس از وجود آنها اطلاع نداشت ایجاد کرده است. از سال ۱۹۵۳، براساس محصولی که یک مساله "غیر قابل حل" را حل کرد، لاکتایت از طریق نوآوری به موفقیت دست یافته است. امروزه لاکتایت یک تولیدکننده برتر چسب و درزگیر است که حاصل سال ها نوآوری آن است.
www.loctite.com
www.loctiteproducts.com
www.fundinguniverse.com/company-histories/Loctite-Corporation-Company-History.html
مقدمه
با پویاترشدن سازمان ها، صنایع و مصرف کنندگان، کارآفرینی سازمانی اهمیت بیشتری یافته است. در حالی که کارآفرینی به طور سنتی به عنوان پدیده ای در بخش خصوصی شناخته شده است، کارآفرینی سازمانی و اجتماعی در حوزه های مختلفی، نظیر سازمان های غیرانتفاعی، انتفاعی و بخش دولتی ایجاد شده است. کارآفرینی، مفهومی جهانی است و می توان آن را در سازمان های کوچک و متوسط (SMEها)، سازمان های ملی و چندملیتی بزرگ و نیز در کسب وکارهای مخاطره آمیز اجتماعی، سازمان ها، جوامع و دولت ها به کار گرفت. کارآفرینی، محدود به گروه خاصی از افراد نیست؛ هر شخصی با تمایل، محرک و انگیزه درست می تواند یک چشم انداز و طرز فکر کارآفرینانه ایجاد کند. این چشم انداز و طرز فکر یک نیاز را شناسایی می کنند و آن را از یک ایده خلاقانه و نوآورانه به واقعیت تبدیل می کند. کارآفرینان در بیشتر صنایع، دولت ها، بازارها مفروضات موجود را به چالش می کشند و به دنبال ارزش آفرینی به روش هایی نوآورانه تر و خلاقانه تر هستند. کارآفرینان، روش انجام کسب وکار را با شناسایی فرصت ها و اجرای موفقیت آمیز آنها تغییر می دهند. سازمان ها به منظور حفظ رقابت پذیری باید خود را احیاء کنند. این کار می تواند شکل هایی نظیر دفاع از ایده های نوآورانه، ارائه منابع یا تخصص لازم، یا نهادینه سازی فعالیت کارآفرینی در سیستم ها و فرآیندهای سازمان داشته باشد.
این فصل، درک دیدگاه های تاریخی درمورد کارآفرینی را که تحلیل مفهوم کارآفرینی خصوصی، کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی اجتماعی است گسترش می دهد. سپس ماهیت فرآیند کارآفرینی را همراه با نحوه به کارگیری آن در سازمان های تاُسیس شده بررسی می کند. کارآفرینی یک چارچوب وحدت بخش برای اقدامات موفق مدیریتی است، که می توان با ترکیب نقش های اصلی مدیران و کارآفرینان به آن دست یافت. این فصل با معرفی چارچوب کلی این کتاب خاتمه می یابد.
مروری بر کارآفرینی
واژه کارآفرینی برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. هرچند کارآفرینی به عنوان یک حوزه مطالعه، مفید بوده است، اما سوالات زیادی باقی مانده است: کارآفرین کیست؟ کارآفرینی چیست؟ کارآفرینی سازمانی چیست؟ کارآفرینی اجتماعی چیست؟ فرآیند کارآفرینی چیست؟ این سوالات اغلب پرسیده شده، بیانگر توجه ملی و بین المللی به کارآفرینان و کارآفرینی از سوی افراد، گروه ها، دانشگاه ها، دانشجویان و مقامات دولتی است. پیشرفت تئوری کارآفرینی تا حد زیادی همگام با پیشرفت خود واژه کارآفرینی بوده است. واژه کارآفرین یک واژه فرانسوی است و ترجمه تحت اللفظی آن، "واسطه" یا "دلال" است.
کارآفرین و کارآفرینی
یکی از تعاریف و نمونه های اولیه کارآفرین به عنوان یک دلال، مارکوپولو(۲۷) است، که تلاش کرد مسیرهای تجاری را در خاور دور ایجاد کند. واژه کارآفرین در قرون وسطی برای توصیف فعال و فردی استفاده می شد که پروژه های تولیدی بزرگ را مدیریت می کرد. برای مثال، فرد مسئول کارهای معماری نظیر قلعه ها، ساختمان های عمومی و کلیسای جامع، کارآفرین تلقی می شد. این فرد در چنین پروژه های تولیدی بزرگی هیچ ریسکی را نمی پذیرفت، بلکه پروژه را با استفاده از منابع فراهم شده دولت کشور مدیریت می کرد.
در قرن هفدهم، کارآفرین فردی بود که با دولت قرارداد پیمانی امضاء می کرد تا یک سرویس را اجرا کند یا محصولات تصریح شده در قرارداد را تامین کند. برای مثال، جان لاو(۲۸) فرانسوی مجوز تاسیس یک بانک سلطنتی را دریافت کرد. این انحصار در تجارت فرانسه منجر به شکست لاو شد که تلاش می کرد قیمت سهام شرکت را بالاتر از مقدار دارایی های آن ببرد و باعث فروپاشی شرکت شد. ریچارد کانتیلون(۲۹) (اقتصاددان و نویسنده برجسته در دهه ۱۷۰۰) یکی از اولین تئوری های کارآفرین را ایجاد کرد و برخی او را مبدع این واژه می دانند. او کارآفرین را به عنوان یک تصمیم گیرنده منطقی توصیف می کند که ریسک پذیر است و بنگاه را مدیریت می کند. او کارآفرین را یک ریسک پذیر می داند.
در قرن هجدهم، کارآفرین از سرمایه گذار متمایز می شد. بسیاری از اختراع های انجام شده در طول این دوران (همانند اختراعات الی ویتنی(۳۰) و توماس ادیسون(۳۱))، پاسخ به نیاز برای تغییر جهان بود. این مخترعان در حال ایجاد فناوری های جدید بودند، اما نمی توانستند به تنهایی سرمایه اختراعات خود را تامین کنند. در حالی که ویتنی، سرمایه مورد نیاز پنبه پاک کن خود را با املاک سلطنتی مصادره شده تامین کرد، ادیسون، سرمایه خود را از منابع خصوصی برای ایجاد و آزمایش در زمینه الکتریسیته و شیمی افزایش داد. ادیسون و ویتنی استفاده کننده سرمایه بودند (کارآفرین) نه سرمایه گذار.
در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم، کارآفرینان اغلب از مدیران متمایز نمی شدند و به طور عمده از دیدگاه اقتصادی به آنها نگاه می شد. فیلسوف انگلیسی، جان استیورات میل(۳۲) معتقد بود که عامل اصلی در جداکردن مدیر از کارآفرین، پذیرش ریسک است.۱ نمونه ای از این نوع کارآفرین ها، اندرو کارنگی(۳۳) است که هیچ چیزی اختراع نکرد، بلکه فناوری جدید محصولات سازگار را ایجاد کرد و توسعه داد تا در صنعت فولاد به پویایی اقتصادی برسد. در اواسط قرن بیستم، مفهوم کارآفرین به عنوان یک نوآور به همراه یک تعریف اصلاح شده تر ایجاد شد. وظیفه کارآفرین، اصلاح الگوی تولید از طریق بهره برداری از یک اختراع؛ ایجاد یک روش فناورانه جدید، برای تولید یک محصول جدید یا قدیمی؛ بازکردن یک منبع جدید برای تامین مواد یا فروشگاهی جدید برای محصولات؛ یا سازماندهی یک صنعت جدید بود.
در اواسط قرن بیستم مفهوم نوآوری و تازگی به یکی از اجزاء لاینفک کارآفرینی تبدیل شد. نوآوری (عمل معرفی چیزی جدید و مهم)، یکی از دشوارترین وظایف کارآفرین است. این کار نه تنها به توانایی ایجاد و مفهوم سازی، بلکه به توانایی درک تمام نیروهای موثر در محیط نیاز دارد. تازگی، می تواند هر چیزی از یک محصول جدید گرفته تا یک سیستم توزیع جدید، تا روشی برای ایجاد یک ساختار سازمانی جدید را دربربگیرد. نمونه هایی از این کارآفرینان عبارت است از: ادوارد هریمن(۳۴) (یکی از سرمایه گذاران راه آهن که راه آهن های نیمه تمام نظیر راه آهن لیک اونتاریو ساوترن(۳۵) را خریداری می کرد و برای کارآمدترکردن و سودآورکردن آنها به آنها پول تزریق کرد) و جان پیرپونت مورگان(۳۶) (که مرکز بانکداری بزرگ خود را با سازماندهی مجدد و تامین مالی صنایع ایجاد کرد).
کارآفرینی در حال حاضر
واژه کارآفرینی به طور تاریخی به تلاش های فردی اطلاق شده است، که از احتمالات در تبدیل یک چشم انداز به یک سازمان تجاری موفق استفاده می کند. در حالی که برخی از تعاریف بر ایجاد سازمان های جدید تمرکز می کنند تعاریف دیگر بر ثروت آفرینی و مالکیت تمرکز می کنند. این تعریف، مسیرهای دیگر برای مالکیت، نظیر حق استفاده از نام تجاری، کارآفرینی سازمانی، خرید بنگاه از سوی مدیریت و کسب وکار موروثی را دربرمی گیرد. با این حال تعاریف دیگر بر کشف و بهره برداری از فرصت ها تمرکز دارند. مفهوم کارآفرین از طریق اصول و شرایط یک دیدگاه تجاری، مدیریتی و فردی بیشتر تغییر کرده است. مفهوم کارآفرینی از دیدگاه فردی به طور کامل در این قرن بررسی شده است. این موضوع در سه ویژگی رفتاری کارآفرین منعکس شده است: (۱) پیشگامی، (۲) سازماندهی و سازماندهی مجدد مکانیزم های اجتماعی و اقتصادی برای استفاده عملی از منابع و موقعیت ها و (۳) پذیرش ریسک یا شکست.
از دید یک اقتصاددان، کارآفرین کسی است که منابع، کار، چشم انداز، مواد و سایر دارایی ها را ترکیب می کند که ارزش محصول یا سرویس را افزایش دهد و تغییر، نوآوری و نظم جدیدی را ایجاد و اجرا کند. از دیدگاه یک روانشناس، چنین فردی اغلب با نیروهای خاصی تحریک می شود، به دستیابی به چیزی، انجام آزمایش، یا شاید رهایی از اختیار نیاز دارد. برای یک بازرگان، کارآفرین ممکن است یک تهدید و یک رقیب مهاجم تلقی شود، در حالی که ممکن است همین کارآفرین برای یک بازرگان دیگر، یک دوست، یک تامین کننده، یک مشتری یا یک ثروت آفرین باشد. هم پیمان کارآفرین، راه های بهتری برای استفاده از منابع، کاهش ضایعات و ایجاد مشاغل برای کاندیداهای مورد نظر می یابد.
کارآفرینی، فرآیند پویای خلق تدریجی ثروت است و محیط پیرامون را تحریک می کند. افرادی ثروت آفرینی می کنند که از طریق ارائه ارزش برای یک محصول یا سرویس، ریسک های بزرگ را به لحاظ عدالت، زمان و تعهد شغلی می پذیرند. این محصول یا سرویس می تواند درجات مختلفی از تازگی را داشته باشد، اما صرف نظر از درجه آن باید از سوی کارآفرین القاء شود. کارآفرینان بزرگ این قرن عبارتند از: ریچارد برانسون(۳۷)، مایکل دل(۳۸)، بیل گیتس(۳۹)، استیو جابز(۴۰) و آنیتا رادیک(۴۱). امروزه چالش پیش روی سازمان ها شناسایی قابلیت خلاقیت و نوآوری اعضای داخلی خود و فراهم کردن امکان استفاده از توانایی آنها است
در حالی که دیدگاه این تعاریف درباره کارآفرین، کمی متفاوت است، نکات مشابهی هم دارند، از جمله تازگی، سازماندهی، ثروت آفرینی و ریسک پذیری. با این حال این تعاریف تا حدی محدودکننده هستند، زیرا کارآفرینی در تمام حرفه ها (آموزش، پزشکی، پژوهش، قضاء، معماری، مهندسی، کارهای اجتماعی، توزیع و حکومت) مشاهده می شود. برای در نظرگرفتن تمام انواع رفتارهای کارآفرینی به یک تعریف جامع نیاز داریم: "کارآفرینی، فرایند خلق یک چیز جدید با ارزش از طریق اختصاص زمان و تلاش لازم، با در نظرگرفتن ریسک های مالی، روانی و اجتماعی همراه آن؛ و دریافت پاداش های به دست آمده از رضایت مالی و فردی است."۲
کارآفرینی سازمانی
کارآفرینی سازمانی که اغلب با عنوان کارآفرینی درونی یا ایجاد کسب وکار سازمانی نامیده می شود، فرآیندی است که افراد درون سازمان از طریق آن فرصت ها را صرف نظر از منابعی که در حال حاضر در کنترل دارند دنبال می کنند؛ این کار مستلزم انجام موارد جدید و ترک عادات مرسوم برای دنبال کردن فرصت ها است. روحیه کارآفرینی در سازمان موجود، منجر به ایجاد یک سازمان جدید یا توسعه نوسازی و نوآوری درون آن سازمان می شود. کارآفرینی سازمانی مستلزم ایجاد رفتارهای کارآفرینانه در یک سازمان موجود است. می توان آن را سیستمی دانست که امکان استفاده از فرآیندهای خلاقانه برای به کارگیری و اختراع فناوری ها و روش های جدید انجام امور را برای افراد فراهم می کند. علاوه بر کارآفرینی درونی، کارآفرینی سازمانی اغلب به عنوان کارآفرینی سازمانی، کارآفرینی درون سازمانی یا ایجاد کسب وکار سازمانی نیز نامیده می شود.
کارآفرینی سازمانی مستلزم گسترش رقابت سازمان و فرصت مربوطه، از طریق ترکیب منابع جدید ایجاد شده داخلی است. سازمان ها می توانند نوآوری های سودآور را با تشویق کارکنان به تفکر، مانند کارآفرینان و سپس اعطای آزادی و انعطاف به آنها برای دنبال کردن پروژه ها افزایش دهند، بدون آنکه موانع بوروکراتیک مانع از آنها شود. ایجاد نوآوری داخلی تحت تاثیر مشخصات سازمانی و محیطی به افراد و گروه هایی با انگیزه و یک محیط باز و مساعد نیاز دارد. شرکت هایی نظیر IBM ارزش کارآفرینی سازمانی را در افزایش رشد شرکت می دانند. هیولت-پکارد(۴۲) HP)، 3M)، شرکت ترمو الکترون(۴۳) و زیراکس(۴۴) نیز موفقیت قابل توجهی را در کارآفرینی سازمانی تجربه کرده اند. کارآفرینی را می توان به صورت غیرمستقیم نیز تشویق کرد، همان کاری که استارلایت تلکامیونیکیشنز(۴۵) انجام داد (که نتیجه موفق عدم پشتیبانی از سوی GTE بود و باعث استعفای ویلیام اوبراین(۴۶) و پیت نیلسن(۴۷) و آغاز این شرکت جدید بود).
یکی از تعاریف گسترده کارآفرینی را گروث(۴۸) و گینزبرگ(۴۹) ارائه کردند که تاکید می کرد کارآفرینی سازمانی دو پدیده مهم را دربرمی گیرد: خلق کسب وکار مخاطره آمیز جدید درون سازمان های موجود و تبدیل سازمان ها از طریق نوسازی استراتژیک.۳ این نوسازی اغلب مستلزم فعالیت های رسمی یا غیر رسمی با هدف ایجاد کسب وکارها یا فرآیندهای جدید در شرکت های موجود در سطح سازمان، بخش (کسب وکار)، واحد یا پروژه است. هدف نهایی نوسازی، بهبود موقعیت رقابتی و عملکرد مالی شرکت است. نوسازی از طریق بازتعریف ماموریت یک سازمان از طریق توزیع مجدد منابع محقق می شود، که منجر به ایجاد ترکیبات جدید محصولات و فناوری ها می شود. کارآفرینی سازمانی از لحاظ نوسازی بر فرموله سازی مجدد استراتژی، سازماندهی مجدد و تغییر سازمانی تاکید می کند.
کارآفرینی اجتماعی
تعاریف کارآفرینی اجتماعی محدودتر و متنوع تر از تعاریف مربوط به کارآفرینی سازمانی است؛ در حالی که واژه کارآفرینی به طور عمده با فعالیت بخش خصوصی مرتبط است. در ۲۰ سال اخیر جنبه ارزش آفرینی کارآفرینی به سازمان های اجتماعی گسترش یافته است. کارآفرینی اجتماعی با پذیرش مدل های کسب وکار برای ارائه راهکارهای نوآورانه و خلاقانه در مسائل اجتماعی پیچیده به طور کلی تاثیر قابل توجهی در جوامع و اجتماع داشته است. با وجود افزایش توجه به کارآفرینی اجتماعی و اعتماد به تاثیرِ در حال افزایش کارآفرینی اجتماعی، که در جایزه سرمایه دار اجتماعی(۵۰) مجله فست کمپانی(۵۱) و جوایز بنیاد اسکول(۵۲) برای کارآفرینی اجتماعی، مشهود است، پژوهش ها در این حوزه محدود شده است.
یکی از چالش ها این است که تعریف کارآفرینی اجتماعی در تعدادی از حوزه های مختلف، نظیر سازمان های غیرانتفاعی، انتفاعی، بخش دولتی و ترکیبی از این سه گسترش یافته است. کارآفرینی اجتماعی را می توان به طور گسترده به عنوان فعالیتی نوآورانه، با هدفی اجتماعی در بخش انتفاعی، نظیر کسب وکارهای مخاطره آمیز تجاری اجتماعی؛ بخش غیرانتفاعی؛ بخش دولتی؛ یا حتی در بخش هایی از سازمان های ترکیبی تعریف کرد، که روش های انتفاعی و غیرانتفاعی را ترکیب می کند.
کارآفرینی اجتماعی را می توان به صورت دقیق تر به عنوان کاربرد تخصص تجاری و مهارت های بازار در بخش انتفاعی، غیرانتفاعی یا دولتی تعریف کرد، وقتی که این سازمان ها روش های نوآورانه تری را در فعالیت های تجاری ایجاد می کنند. نکته مشترک تمامی تعاریف کارآفرینی اجتماعی این است که هدف اصلی آن، ایجاد ارزش اجتماعی است، نه ثروت فردی و ذی نفع.
اگرچه تمام تعاریف بالا از کارآفرینی، کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی اجتماعی اندکی متفاوت هستند، اما حاوی مفاهیم مشابهی هستند، زیرا کارآفرینی فعالیت خلاقانه را دربرمی گیرد. مولفه های اصلی کارآفرینی شامل کشف و بهره برداری از فرصت ها است. درواقع، یک رویداد کارآفرینی بدون شناسایی و مورد توجه قراردادن فرصت ها اتفاق نمی افتد.
جدول ۱.۱ یک نوع شناسی را نشان می دهد که شباهت ها و تفاوت های بین این سه نوع کارآفرینی و کارآفرینان را مشخص می کند: بخش خصوصی، سازمانی و اجتماعی. این جدول نشان می دهد که کارآفرینی و کارآفرینان با علاقه به فعالیت خلاقانه معروف هستند، که با اندازه از بیش فعالی و نوآوربودن نشان داده می شود. مولفه های اصلی کارآفرینی شامل کشف و بهره برداری از فرصت ها است.
کارآفرین در برابر مدیر
نوعی سردرگمی درباره ماهیت کارآفرین در برابر مدیر وجود دارد. اگرچه کارآفرین با مدیر سنتی تفاوت دارد، اما کارآفرینی بیانگر حالتی از مدیریت است. مدیریت، مستلزم دستیابی به اهداف یک سازمان و در عین حال کاهش تغییرپذیری برای افزایش فرآیندهای باثبات است. این فرآیند مستلزم انجام کارها از طریق افراد است. مدیریت اثربخش به معنای پیش بینی، برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، برقراری ارتباط، رهبری، تسهیل، انگیزش و کنترل است. مدیریت، تبدیل ورودی ها به خروجی ها از طریق مهارت های ادراکی، انسانی و فنی است. مدیران باید به صورت کارا و اثربخش از منابع برای دستیابی به نتایج بهینه، همسو با اهداف خردوکلان سازمانی استفاده کنند.
کارآفرین، آینده نگر است، به دنبال فرصت ها و شناسایی نوآوری ها برای اجرای این فرصت ها است. کارآفرین به فعالیت خلاقانه علاقه دارد، که این علاقه در نوعی ترکیب نوآورانه از منابع برای دستیابی به ثروت مالی، اقتصادی و اجتماعی نمایان می شود. کارآفرینان در دستیابی به منابع، از بین بردن موانع و اجرای ایده ها خلاق هستند. در حالی که همپوشانی زیادی بین مدیران و کارآفرینان وجود دارد، اما مفاهیم مشابه نیستند؛ کارآفرینان می توانند مدیر باشند و مدیران می توانند با ترکیب آگاهانه وظایف مختلف، نقش های اصلی در زمان های مناسب، کارآفرین باشند که در جدول ۲.۱ نشان داده شده است.
فرآیند کارآفرینی
هرچند فرآیند کارآفرینی، چیزی بیش از حل مساله صرف است. تمام کارآفرینان (خصوصی، سازمانی و اجتماعی) باید با غلبه بر نیروهایی که در برابر ایجاد چیزهای جدید مقاومت می کنند، فرصتی را بیابند، ارزیابی کنند و توسعه دهند. درک نحوه کار کارآفرینان مستلزم شناخت فرآیند آن و نحوه مدیریت اثربخش آن فرایند است. این فرآیند می تواند در محیط های مختلفی رخ بدهد، اما به دلیل تنوع موجود در میان محیط های خصوصی، سازمانی و اجتماعی می تواند تغییر کند.
فرآیند کارآفرینی دارای چهار مرحله مجزا است: (۱) شناسایی و ارزیابی فرصت، (۲) ایجاد طرح کسب وکار، (۳) تعیین و ارزیابی الزامات منابع و (۴) اجرا و مدیریت کسب وکار. جداول ۳.۱ و ۴.۱ و ۵.۱ به ترتیب نشانگر فرآیند کارآفرینی، فرآیند کارآفرینی سازمانی و فرآیند کارآفرینی اجتماعی هستند. اگرچه این مراحل به تدریج پیش می روند، اما هیچ مرحله ای به تنهایی انجام نمی شود یا پیش از آغاز کار، مراحل دیگر به اتمام نمی رسند. برای مثال، برای شناسایی و ارزیابی موفقیت آمیز یک فرصت (مرحله ۱)، کارآفرین باید از قبل نوع کسب وکار مورد نظر را در ذهن داشته باشد (مرحله ۴).

نظرات کاربران درباره کتاب کارآفرینی سازمانی