فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شناخت جوامع دانایی در بیست پرسش و پاسخ به همراه شاخص جوامع دانایی

کتاب شناخت جوامع دانایی در بیست پرسش و پاسخ به همراه شاخص جوامع دانایی

نسخه الکترونیک کتاب شناخت جوامع دانایی در بیست پرسش و پاسخ به همراه شاخص جوامع دانایی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شناخت جوامع دانایی در بیست پرسش و پاسخ به همراه شاخص جوامع دانایی

مطالعات اسناد و گزارش‌های موجود، حکایت از آن دارد که در سال‌های اخیر، سازه‌های نظری و مبانی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های اجتماعی، فرهنگی و علمی کشورها از مقوله جامعۀ دانایی متاثر است. بر این اساس، دست‌اندرکاران نظام اجتماعی بسیاری از جوامع امروزی،بازنمایی‌ها و بازنگری‌های لازم در اهداف، کارکردها و فرایندهای اجتماعی، علمی و فرهنگی را با توجه به مبانی و موازین جامعه‌ی دانایی انجام می‌دهند. دبیرخانه‌ شورای عالی اطلاع‌رسانی و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با درک ضرورت موضوع و با هدف زمینه‌سازی و ایجاد تحولات و بازنمایی‌های بنیادی در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی، ضمن اولویت‌گذاری در انجام مطالعات و تحقیقات علمی داخلی، با رصد تولیدات علمی جهان، اقدام به ترجمه و بهره‌گیری از یافته‌های علمی و پژوهشی دیگران می‌نماید تا عرصه‌های جدید و متنوع‌تری فراروی آحاد جامعه قرار گیرد و از این مسیر بستر مناسبی برای انتقال و بومی‌سازی علوم و فن‌آوری‌ها و در نتیجه استقلال علمی، صنعتی و فرهنگی کشور فراهم آید. اثر شناخت جوامع دانایی، گزارشی است که در آن اشارات فراوانی به خصایص و ویژگی‌های جوامع مبتنی بر دانش شده است. بی‌شک ترجمه و عرصه آثاری چون اثر مذکور برای جامعه و کشوری چون ایران که مراحل و روند اجرایی رشد و توسعه همه جانبه را تجربه می‌کند می‌تواند به منزلۀ پل ارتباطی و راهنمای موثری برای پوشش دادن الزامات دنیای جدید و شناخت موثر واقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی موجود تلقی شود.انتظار می‌رود، آثاری از این دست، زمینه‌هاانگیزه‌ها و ظرفیت‌های جدیدی برای تولید، انتشار و اشاعه دانش و تحقیقات در حوزه‌ها و قلمروهای مختلف علوم به ویژه علوم انسانی و اجتماعی فراهم آورد و توجه ویژه نخبگان و متخصصان موجب گردد تا گام‌هایی به سوی تحقق اهداف سند چشم‌انداز برداشته شود.

ادامه...

بخشی از کتاب شناخت جوامع دانایی در بیست پرسش و پاسخ به همراه شاخص جوامع دانایی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



توجه

نام های به کاررفته در این مجموعه و نحوه ارائه مطالب در آن، به معنای بیان نظریات دبیرخانه سازمان ملل متحد در خصوص وضعیت حقوقی کشورها، مرزها، شهرها، یا نواحی یا مسئولان آنها، یا در پی تحدید حدود و مرزهای آنها نیست.
عبارت های اقتصاد «توسعه یافته» و «درحال توسعه» فقط به خاطر سهولت آماری به کار گرفته شده اند و به معنای قضاوت پیرامون مراحل دست یافته یک کشور یا منطقه در جریان توسعه، نیست.

پیشگفتار

این مجموعه از بخش عمومی گزارش جهانی ۲۰۰۳، با عنوان «دولت الکترونیکی در نقطه عطف» حاصل شده است. در واقع، به یک معنا، این اثر را می توان پیوست بزرگی بر آن گزارش تلقی کرد. در آن زمان، در پی پاسخ به این پرسش بودیم که «چه چیزی به دولت الکترونیکی معنا می دهد؟»
حال پرسش آن است که «جامعه چگونه می تواند از پس چالش های ناشی از دانش تولید شده به صورت انبوه برآید؟» آن زمان، مسئله اصلی، تنش میان فناوری و سازمان بود. حال، مسئله تنش میان فناوری و کلیت جامعه است.
مسائل و دغدغه های قبلی به نسبت آسان تر حل می شد. دولتی که با فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی مواجه می شود، باید به دولت الکترونیکی تبدیل شود و فناوری را در خدمت افزایش میزان ارزش های عمومی به کار گیرد. به همین ترتیب، شرکتی که با فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی مواجه می شود، باید به سراغ کسب وکار الکترونیکی برود و فناوری را در خدمت افزایش میزان ارزش در طول زنجیره ارزش های اقتصادی به کار گیرد. وسوسه زیادی برای گام نهادن در این راه وجود دارد: کتابخانه الکترونیکی، بهداشت الکترونیکی، مشارکت الکترونیکی، جامعه مدنی الکترونیکی، و غیره. اما آیا تبدیل هر سازمان به سازمان الکترونیکی، در نهایت گذار به جامعه دانایی را درپی دارد؟ چنین تفکری برابر با این پنداشت است که انباشت کمّی «...الکترونیکی»ها، در مرحله ای خاص، به «... دانایی» تبدیل خواهد شد؛ جهشی کوانتومی که با اندکی تامل، دشواری های آن آشکار می شود.
با این وجود، می بینیم که بسیاری از دولت ها، سازمان های بین المللی، یا متخصصان جهان امروز در عمل به چنین پنداشتی باور دارند. این باور مسئله ساز است؛ چرا که چنین پنداشتی ـ اگر نادرست باشد ـ بحث های گذار به سوی جامعه دانایی را از مسیر اصلی خود منحرف می کند. بدتر آن که، حتی می تواند راه شناخت درست تغییرات مدیریتی لازم برای مواجهه با فناوری های جدید (و به ویژه فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی) و بهره گیری از آن برای همه اعضای جامعه را هم مسدود کند.
نتایج این پژوهش نشان می دهد که انباشت «... الکترونیکی» به «... دانایی» نمی انجامد. در عوض، پیشنهاد می شود که اگر کشورها اشتیاقی برای گام برداشتن در راه رشد و توسعه مبتنی بر دانش دارند، باید نهادهای خود را دقیق و کامل بازسازی کنند. این پژوهش، آغاز سلسله بحث های آگاهانه پیرامون این تغییرات را به رهبران سیاسی، مدیران دولتی و عموم جامعه، پیشنهاد می کند. اندازه و بزرگی این تغییرات نیاز به همکاری همه بخش های جامعه و مشارکت همه آنها در مخاطرات و هزینه ها، و مهم تر از آن، در ترسیم اهداف و ارزش های مشترک است.
امید است این پژوهش بتواند به این بحث کمک کند، یا حداقل، کلیات شاخص های آن را ترسیم کند.

گوئیدو برتوچی
مدیر واحد سرپرستی عمومی و توسعه مدیریت
اداره امور اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل متحد
نیویورک، ۱۴ مارس ۲۰۰۵

چکیده اجرایی

در پایان قرن گذشته، انسان تولید دانش به صورت جمعی و انبوه را آموخت. این مهارت جدید در محیط شرکت های تجاری خصوصی و اقتصاد بازار اختراع شد و با موفقیت آزمایش ها را ازسرگذراند. البته، این مهارت ماهیتی عام دارد و ظرفیت های فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی را با اطلاعات و تفکر جمعی در «فضاهای مشترک برای تولید دانش» (شبکه های خلاق یا مفهوم ژاپنی «با(۱۲)») به کار می گیرد.

طبق این گزارش:
* میان جامعه از یک سو و فناوری (فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی) و فن تولید (جمعی و انبوه) دانش (از طریق «فضاهای مشترک برای تولید دانش») از سوی دیگر تنش وجوددارد؛
* هر جامعه ای می تواند با ایجاد نهادها و سازمان هایی برای تقویت و رشد مردم و اطلاعات و برای ایجاد فرصت هایی برای تولید جمعی و کاربرد جمعی انواع دانش در تمامی جامعه، این تنش را با موفقیت پشت سر گذارد.در این گزارش، هر جامعه ای که از این مسیر گذر کند جامعه دانایی نام دارد؛
* رشد مردم در مقام شهروند و توسعه مردم سالاری به عنوان سازوکاری موثر برای نیل به این تغییر ضروری است؛
* جامعه دانایی در بهترین شکل ممکن، تمامی اعضای یک اجتماع را درگیر تولید و به کارگیری دانش و اطلاعات می کند؛
* راه هایی برای هدایت حکومت و سازماندهی جامعه برای این تغییر وجوددارد که در این گزارش آمده است. چنین دستور کاری به رغم پیچیدگی بسیار، بر چهار پیش فرض ساده بنا شده است:
۱. در جریان رشد و توسعه دانش، دو جزء اصلی جامعه دانایی، می توانند بی نهایت رشد داشته باشند: اول، مردم همه مردم دنیا، حتی «دیگرانی» از قبیل فقرا که به عنوان هنجارگریزان خطرناک مطرح بوده اند، در مقام موجودات خلاق و حاملان دانش ضمنی(۱۳) و دوم، اطلاعات (یا دانش آشکار(۱۴)) که تاملات خلاق مردم را برمی انگیزد و به ظهور «معنای تازه» می انجامد(۱۵).
۲. مهارت تولید انبوه دانش در جهانی تحقق یافته است که الگوی سازمانی غالب آن، مردم سالاری های مبتنی بر بازار است. نهادهای اجتماعی موجود در نظام های مردم سالار کنونی و بازارهای موجود باید در جریان توسعه دانش مردم و اطلاعات، امکان رشد و کاربرد نامحدود را فراهم کنند. این نیاز، چالش های زیادی به وجود می آورد؛ چراکه مردم سالاری های موجود علایق محصور شده(۱۶) و محدودی را برای اقلیت ها تعریف می کنند و از این طریق آنها را از نظارت بر قدرت عمومی و دریافت سهمیه از منابع و استفاده از فرصت های رشد محروم می کند. در چنین وضعیتی، افراد بسیاری که سهمی از قدرت سیاسی ندارند، فرصت های اندکی برای رشد می یابند؛ این درحالی است که بازارهای موجود به توزیع تمامی کالاهای تولیدی و ارائه خدمات به دو بخش ساده عادت کرده اند: یک بخش (که کوچک تر و به صرفه تر است) برای محاسبه قیمت عرضه کالا و خدمات در بازار به کار می رود. بخش دیگر را (که در حد توان تولیدکننده بزرگ است) اغلب به عنوان «اثرات بیرونی منفی»(۱۷) می شناسند. برآیند اثرات بیرونی منفی، خسارت های اجتماعی است. اثرات بیرونی منفی منجر به فرصت های رشد محدودتری برای مردم و فشار روزافزون بر زیست بوم می شوند. در جهان پسامدرنی که دانش کاربردی تولید شده به صورت انبوه، فرصت سرمایه گذاری در محصولات با محتوای مخاطره آمیز را ارائه می دهد، به برنامه های کاری توسعه سنتی که تا به حال به «کیفیت بالای» زندگی توجه داشته است، دل مشغولی های جدیدی از قبیل «سلامت زندگی» و «سلامت انسانی» افزوده شده است.
۳. جامعه دانایی هوش مند (در برابر جامعه دانایی اسمی یا ناقص) به معنای تجهیز به ملزومات فنی و توسعه آنها نیست. حس جدیدی از جهت گیری در مسیر توسعه و تعهد به این جهت گیری، باید سطوح بالایی از کیفیت و امنیت زندگی انسانی را تضمین کند. تولید انبوه دانش های کاربردی، انباشت نوآوری های فنی و تبدیل آنها به کالا و خدمات در چارچوب اقتصاد دانش محور و تحت مدیریت کنونی بازار، به تنهایی نمی تواند ضامن کیفیت و امنیت بالای زندگی همه مردم باشد. جهت گیری جدید در توسعه را می توان بر مبنای به کارگیری فنون و ابزارهایی تدوین کرد که دانش «بودن» را به دانش «هم زیستی» و «حفظ تعادل توسعه ای» تبدیل می کند و آنها را به کار می گیرد.
۴. و دست آخر، آماده کردن فناوری های اطلاعات و ارتباطات در بستر توسعه دانش، امکان افزودن پسوند «انبوه» را به تولید، توزیع و کاربست دانش فراهم می آورد. البته، همان طور که در نمودار پایین ترسیم شده است، در آینده، فناوری های اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار سرعت بخشی به تولید دانش، منبعی خواهد بود که اثر آن در این فرآیند کاسته شده و به ثبات خواهد رسید. در جریان تولید دانش، تنها عامل سرعت بخش به توسعه دانش که نامحدود است و قدیمی نمی شود، مردم هستند.



نمودار۱:تولید انبوه دانش؛ تکامل عوامل اصلی در طول زمان

این گزارش، همچنین تلاش دارد دریابد کشورهای مختلف جهان در جریان این تحول نوپدید چه اقداماتی انجام داده اند.
نتایج این کاوش به خاطر داده های ناکافی و غیرقابل مقایسه، چندان کامل و نهایی نیست. نتایج این گزارش در شاخص توصیفی و تجربی جوامع دانایی خلاصه شده است. «شاخص جوامع دانایی» شاخصی ترکیبی است که از سه معیار تشکیل شده است: (۱) دارایی ها؛ (۲) توسعه دارایی ها، یعنی «پیشرفت»؛ و، (۳) آینده نگری در پیگیری یک جهت گیری توسعه ای؛ همچون تعهد به سطوح بالای کیفیت و امنیت زندگی. یافته ها عبارتند از:
* در نمونه تصادفی ۴۵ کشوری که برایشان اطلاعات کافی قابل جمع آوری بود، سوئد در مقام اول نشسته است. ده کشور اول به شرح زیر رتبه بندی شده اند:



* پنج کشور بالای رتبه بندیِ شاخص جوامع دانایی، کشورهای کمابیش کوچکی هستند که اقتصادهای کمابیش کوچکی دارند. از این رو، به نظر می رسد کلان الگو و منطق حاکم بر اقتصاد صنعتی در مورد جامعه دانایی صدق نداشته باشد. در اقتصاد صنعتی، انباشت منابع طبیعی و نزدیکی بازارهای بزرگ بومی، دو محرک اصلی رقابت پذیری است که به کشورها و اقتصادهای بزرگ نسبت به کوچک ترها برتری طبیعی می دهد.
* در عین حال، کوچک بودن، امتیازها را به صورت خودکار ایجاد نمی کند؛ ثروت هم چنین امتیازی را تضمین نمی کند. در اندازه گیری معیار «آینده بینی» در توسعه، کشورهای با سرانه تولید ناخالص داخلی بالا و پایین در سراسر «نقشه آینده بینی» پراکنده اند. به علاوه، نتایج رگرسیون غیرپارامتری(۱۸) حاکی از آن است که براساس شاخص آینده بینی رابطه سرانه تولید ناخالص داخلی و «آینده بینی» غیرخطی است و وقتی ثروت از خطوط ارزشی خاصی عبور کند، رابطه هماهنگ و متعادل آن با رشد و توسعه «هوش مند» محو می شود. در چنین حالتی، ثروت اضافی تولید شده در آن سوی خطوط معین، بیشتر به معنای آثار منفی توسعه انسانی یا محیط طبیعی یا هر دو تلقی می شود. شاید توصیف دقیق این پدیده نیاز به پژوهش مستقل دیگری داشته باشد. با وجود این، می توان نظریه ای را تدوین کرد که اگر افزایش ثروت همراه با افزایش کیفیت توزیع آن نباشد، سطوح بالای تمرکز ثروت می تواند باعث کاهش علایقی شود که توزیع منابع و فرصت های توسعه را هدایت می کنند.



نمودار۲:رابطه میان سرانه تولید ناخالص داخلی و شاخص آینده بینی

* در اجزای خُرد شاخص جامعه دانایی، از لحاظ شاخص دارایی ها(۱۹)، نروژ در صدر فهرست قرار دارد و بعد از آن به ترتیب، سوئد، فنلاند، کره جنوبی و دانمارک جای گرفته اند. در سویه «پیشرفت» پنج کشور در جایگاه نخستین قرار گرفته اند: سوئد، سوئیس، آلمان، کانادا و ژاپن. در مقوله بسیار مهم «آینده بینی»، دانمارک پیشتاز است و بعد از آن به ترتیب کشورهای اتریش، اسلواکی، کاستاریکا و سوئیس قرار دارند. همان طور که پیش از این اشاره شد، جامعه دانایی هم ناظر بر نوآوری های فنی است و هم انسان ها، رشد شخصی آنها و تجربه، مشارکت و خلاقیت های فردی آنها را در نظر دارد. درست به همین خاطر است که شاخص جامعه دانایی ابعاد و ساحت های مختلفی از توسعه را دربرمی گیرد و در عمل هیچ کشوری توان برآورده سازی کامل همه این شاخص ها را ندارد.
این امر نیاز به شناخت چالش های گذار به جامعه دانایی و همه اجزای پیچیده این جریان را آشکارتر می کند. جوامع برای استفاده از منابع جدید در خدمت منافع عمومی)از قبیل نیل به سطوح بالای توسعه انسانی برای همه مردم در همه جا) باید تصمیمات خود را از روی آگاهی اتخاذ کنند. مشارکت واقعی شهروندان با اطلاعات و تجهیزات خوب، رشد نامحدود مردم، توسعه نامحدود اطلاعات، ایجاد «دولت های مساعد(۲۰)» (۲۱) به عنوان زیستگاه جامعه دانایی و تامین دانش برای «بودن»، «هم زیستی» و «حفظ تعادل توسعه ای» می تواند در زمره گزینه های انتخابی باشد. به همین ترتیب، اشباع جامعه از فناوری های اطلاعات و ارتباطات، تاکید بیش از حد بر آموزش های فنی و مهندسی، تمرکز سرمایه گذاری و تخصیص بودجه ها بر تجهیزات تحقیقی و توسعه ای و رشد دانش «اجرایی» (به عنوان منبع نوآوری های فنی) می تواند در زمره دسته دیگری از گزینه های انتخابی باشد. این گزینه ها همدیگر را طرد یا نقض نمی کنند و بیشتر رابطه ای تکمیلی با یکدیگر دارند. با وجود این، در تمامی بحث های پیرامون تغییر و گذار در جهان امروز، تاکیدی لازم اما ناکافی بر دسته اول از گزینه ها وجود دارد؛ گویا گزینه های دوم توان مواجهه با همه آثار و پیامدهای «چرخش کلان الگویی» کنونی را ندارند. چنین رویکردی گمراه کننده است و اگر از آن تبعیت شود، در حرکت به سوی آینده مسیر اشتباهی انتخاب می شود.
انتخاب نادرست می تواند استفاده نادرست از منابع دانش تولید شده به صورت انبوه را سبب شده و نهایتاً به فاجعه واقعی بیانجامد. چنین دانشی می تواند شکل های جدیدی از نابرابری های اجتماعی را ایجاد کند که صدمه آن تا به حال تجربه نشده است. چنین دانشی، در نهایت سیر منطقی خود، برای تمامیت حیات، مخاطره آمیز است. به همین خاطر، شناخت الگوی تغییری که حاصل از مهارت در تولید انبوه دانش و اطلاعات است، برای سیاستمداران، رهبران بازار، حکومت ها و بیش و پیش از همه، عموم مردم اهمیت زیادی دارد.
در سال های اخیر یک کلیشه زبانی، رایج شده است: انسان وارد «عصر دانایی» یا به گفته برخی وارد «عصر اطلاعات» شده است. اما آن چه اهمیت بیشتری دارد، شناخت این واقعیت است که با ظهور و فعال شدن ظرفیت های تولید انبوه و به کارگیری انبوه دانش و اطلاعات، انسان به «عصر مسئولیت» فراخوانده (به اجبار؟) شده است. و پذیرش چنین دعوتی، امری ساده، آسان و یا بی اختیار نیست؛ مسئول بودن زحمت دارد؛ هر قدمی گاه سبب تغییر می شود و وضعیت موجود را به چالش می کشد.
همه این مسائل، نیاز به مباحثه آزاد و از روی آگاهی، در سطوح محلی و جهانی را طلب می کند؛ از این راه می توان دست به انتخابی مسئولانه زد. با آن که چارچوب ها و الگوهای این بحث آشکار شده است، هیچ چارچوب اجرایی عامی برای کار وجود ندارد راه حل های موثر زمانی به دست می آیند که محلی باشند؛. چنین پدیده ای فرصت های توسعه ای را در برابر همگان امکان پذیر می سازد؛ به علاوه، نیاز به آغاز فوری بحث را برجسته می کند. اگر زودتر به این موضوع بپردازیم، هزینه های تحول و گذاری که در پیش داریم، کاهش یافته و منافع آن آشکار خواهد شد.

سپاسگزاری

این گزارش با مدیریت گوئیدو برتوچی،(۲) مدیر اداره امور اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد، واحد سرپرستی عمومی و توسعه مدیریت نهایی شده است. یرژی سژرمتا(۳) به عنوان نویسنده اصلی گزارش، پژوهشی را در این واحد به اتمام رسانیده است که در نتیجه آن دیدگاه ها و مفاهیم بنیادی و زیربنایی تحلیل شکل گرفته است. ایرن تیناگلی(۴) از دانشگاه کارنگی مِلون در کار تهیه «شاخص جوامع دانایی» همکاری کرده و بخش های مرتبط گزارش را تدوین کرده است. کل جریان پژوهش از نتایج نشست گروه ویژه متخصصان پیرامون نظام ها و توسعه مبتنی بر دانش (نیویورک، سپتامبر ۲۰۰۳) و بحث های نشست چهارم کمیته متخصصان سازمان ملل متحد پیرامون مدیریت عمومی (نیویورک، آوری ۲۰۰۴) بهره های فراوان برده است.
از همه آنهایی که در مراحل مختلف تحلیل و تدوین مفاهیم و دیدگاه های اصلی، وقت و همت خود را به بازبینی و بررسی کار اختصاص داده اند، تشکر می شود: جولیانا دو آسیس کوتینو(۵)، گارث هیوز(۶)، جرمی میلارد(۷)، شالینی ونتورلی(۸)، ارنست جی. ولیسون(۹)، و دیتر زینباور(۱۰)، و همچنین سونه داوایان(۱۱) که در مرحله بررسی ادبیات همکاری ارزشمندی کرد.

مقدمه

تغییرات پیچیده جهانی که اکنون در آن به سر می بریم، در عمق و عظمت، با تغییرات حاصل از گذار جامعه از دوران کشاورزی به صنعتی قابل مقایسه است. باید با برنامه های دقیق و خردمندانه به این تغییر توجه کرد.(۲۲)
تکثیر و ازدیاد دانش فنی، به تنهایی برای شکل گیری حیات در جامعه مبتنی بر دانش کافی نیست. بزرگ ترین مسئله جامعه دانایی ریشه در این واقعیت دارد که این مفهوم، استعاره ای عقیم و افزوده ای غیرِروشنگر به ایده اقتصاد دانش محور است. (۲۳)

پرسش ۱: چرا شناخت جوامع دانایی مهم است؟

ده پاسخ برگزیده:
۱. برای اجتناب از بازی های الفبایی و زبانی...
کلمه های «دانایی» و «دانش»(۲۴) و صورت اختصاری آن (k) پیشوندی شده است که در گفتارهای جدید تغییرات و تحولات توسعه ای کاربردهای وسیعی یافته است. این پیشوند، در کنار گستره وسیعی از پیشوندهای مرسوم دیگر قرار گرفته است: اطلاعات(۲۵) و (i)؛ دیجیتالی(۲۶) و (d)؛ الکترونیکی(۲۷) و (e)؛ همراه(۲۸) و (m)؛ شبکه ای(۲۹) و (n). هر یک از این واژگان و اصطلاحات ناظر بر یکی از زوایای ورود فناوری های اطلاعات و ارتباطات در زندگی ما است. این واژگان بر سر مهم ترین مفاهیم امروزی می نشینند و آنها را تعریف می کنند: جامعه، اجتماع، دولت، شهروند، تجارت، اقتصاد، آموزش و غیره. واژگان جدیدی که پدید می آید در بیشتر بحث های مربوط به روش ها و اهداف توسعه ظاهر می شوند. واژگان جدید در اسناد برنامه ای و راهبردی، در طرح ها و برنامه ها و نیز در مباحث و گفتارهای سیاسی ظهور می یابند. از این رو، نیاز به توجه و بررسی دقیق دارند.
به علاوه، این واژگان آن قدر آزادانه و بی قاعده به کار گرفته می شوند که امکان استفاده دلخواهانه و مترادف آنها وجود دارد. (۳۰) به این ترتیب، گروهی درباره «جامعه اطلاعات» صحبت می کنند و گروهی دیگر از عبارت «جامعه دانایی» استفاده می کنند. آیا این واژگان یکی هستند و نیاز به توجه ندارند؟ مردمی که دولت هایشان از «جامعه اطلاعات» سخن می رانند باید بیشتر احساس امنیت داشته باشند یا آنهایی که زیر پرچم حرکت به سوی «جامعه دانایی» حرکت می کنند؟ هر واژه ای بار معنایی خاص خود را دارد. بنابراین، هر یک از این پیشوندها، چه تغییر خاصی در معنای واژه می دهد؟ آیا «تجارت دیجیتالی» همان «تجارت الکترونیکی» است؟ آیا «اقتصاد دیجیتالی» همان «اقتصاد دانش محور» است؟ ما «شهروند شبکه ای» خواهیم بود یا اصطلاح «شهروند سیار» اطلاق بهتری است؟ آیا دولت های ما «دولت الکترونیکی» خواهد بود یا به سوی «دولت دانایی یا «دولت شبکه ای» حرکت می کنند؟ دست آخر، در این تغییرات واژگانی و زبانی، باید چگونه منظر و جایگاهی اتخاذ کنیم؟
۲. برای شناخت اهمیت توجه به دانش...
این گزارش از بازی الفبایی فوق، حرف (k) را انتخاب کرده است که نماینده دانایی و دانش است. این انتخاب با این امید انجام شده است که وقتی به شناختی از معنای «جامعه دانایی» رسیدیم، این شناخت در مقام شاخص و مبنایی برای سنجش و قضاوت در ادامه بحث ما درباره آینده خود به کار آید؛ آینده مشترکی که در آن فناوری های اطلاعات و ارتباطات نقش برجسته ای دارند.
امید است، این انتخاب به شناختی از جریان ها و پدیده هایی بیانجامد که مردم باید بشناسند و به دقت پیگیری کنند؛ از این راه می توان پدیده های جدید را به گونه ای اداره کرد که به نفع همگان باشد.
انتخاب «دانایی» تصادفی و اتفاقی نبوده است.
این واژه ریشه در تعهدی بنیادی دارد که دانش(۳۱)، و نه اطلاعات صرف، یا فناوری های اطلاعات و ارتباطات خالی، زندگی های ما را متحول و غنی خواهد ساخت.(۳۲)
این واژه ریشه در تجربه تغییرات روزافزون و سریعی دارد که همه فضاهای زیستی و کاری مردم را تغییر می دهد(۳۳). این تجربه به ما می گوید در وضعیت هایی که با آشفتگی، پیچیدگی و سیّالیت مشخص و تعریف می شوند، وقتی زمینه های طرح مسئله ساختارهای دقیق و نتایج قطعی ندارد، تصمیم گیران به ناچار از جریان ثابت اطلاعات به دانش ضمنی و شهودی روی می آورند(۳۴).
در نهایت، و از همه مهم تر آن که، این واژه ریشه در این واقعیت دارد که در پایان قرن بیستم به فناوری های اطلاعات و ارتباطات نویی دست یافته ایم. انسان به مهارت جدید و موثری دست یافته است: راه تولید انبوه دانش را یافته ایم. این توان را به صورتی عام وکلی کسب کرده ایم. کاربرد این روش، به حوزه خاصی از فعالیت های انسانی محدود نمی شود.
۳. برای شناخت چارچوب به کارگیری دانش در خدمت توسعه انسانی...
ترکیبی از این امیدهای موجه، انتظارات مثبت، و ظرفیت های جدید باعث می شود توسعه و کاربرد دانش و نیز زندگی در «جامعه (مبتنی بر) دانش» به عنوان علاقه و نیاز درجه اول برای کلیت جامعه تعریف و تعیین شود. به نظر می رسد، مردم بر این باور باشند که دانش در همه جلوه ها و چهره هایش، آنها را به اهداف پیچیده(۳۵) برای دست یابی به کیفیت بالای زندگی برای همه مردم همه جا نزدیک تر می کند.
منظور آن نیست که پیش از این به شناخت وسیعی از این توسعه و پیامدهای آن در جهان دست یافته ایم یا از حداکثر امکانات مهارت های جدید برای تولید انبوه دانش استفاده کرده ایم. البته، فرصت های توسعه ای جدید برای همه نهادهای اجتماعی(۳۶) و در همه جا وجود دارد. بازگرداندن این غول به چراغ، اگر غیرممکن نباشد بسیار دشوار بوده و هزینه های بلند مدت سنگین و گزافی را در پی خواهد داشت. گزینه برتر آن است که در صورت نیاز، نهادهای اجتماعی به بازسازی درونی خود و سازگاری با شرایط جدید بپردازند.
چنین بازسازی ها و تغییراتی در نهایت سیر منطقی خود به تغییر در الگوی توزیع قدرت و ثروت می انجامد. ازاین رو، چنین فرآیندی را نمی توان «مربوط به فناوری» یا «بازار ـ محور» نامید. مسئله را باید در ماهیت اصلی آن تعریف کرد: مسئله سیاسی زمان ما.
جهانی که با این تغییرات مواجه شده است بیشتر به نحوی سازماندهی شده است که تعارض های منفعتی را به سوی فضاهای عمومی می کشاند و با استفاده از ابزارهای مردم سالارانه آنها را حل می کند. همچنین نظم این دنیا، به گونه ای است که اقتضاء می کند که نیازهای انسان به بازار آمده و با سازوکارهایی از قبیل تقسیم کار و تجارت رفع شوند. در واقع، وقتی از آوردن دانش تولید شده به صورت انبوه سخن می گوییم، در عین حال، درباره قرار دادن آن در میانه سیاست های مردم سالاری و اقتصادیات بازار سخن می گوییم(۳۷). چنین امری، پیامدهای مهمی دارد.
۴. برای بررسی دقیق تر وسعت چالش های پدید آمده در عرصه سیاست...
در نظام های مردم سالاری(۳۸) امروزی، اقلیت هایی(۳۹) وجود دارند که توان اثرگذاری بر سیاست های عمومی و استفاده از نظارت های عمومی قدرت، به نفع خود را دارند(۴۰). وجود چنین اقلیت هایی طبیعی است. توان آنها برای اثرگذاری در سیاست های عمومی و استفاده از نظارت های عمومی بر قدرت، به نفع خود هم پدیده ای تاریخی است. این اقلیت ها با توجه به درصد جمعیتی که نمایندگی می کنند، خیلی کوچک هستند و از این رو، می توانند آسیبی را که کنش های آنها به کلیت جامعه وارد می آورد به راحتی فراموش کنند. آنها وجود خود را مدیون برخی فرآیندهای ناکارآمد مردم سالاری و انفعال سیاسی شهروندان هستند. وقتی چنین شرایطی ادامه می یابد، در جهت مهار اقلیت و تامین منافع خاص آن اقلیت، می توان سیاست عمومی و قدرت مورد نظارت عمومی را برای توزیع مجدد منابع عمومی و فرصت های توسعه ای به کار برد. چنین است که در سوی دیگر مسئله، (در تامین منابع و فرصت های توسعه ای) کسری و کاستی رخ می دهد. چنین نقصانی، به کم توسعه یافتگیِ انسانی می انجامد(۴۱). برای جبران این جریان، باید انتقالی رخ دهد: نظامی مردم سالار که تحت نظارت اقلیت هایی قرار دارد که برای خود منافع خشک و خاصی دارند (همچون نظام های مردم سالار کنونی)، باید نظام نظارتی اکثریتی را هم به نمایندگی از منافع عمومی و فراخصوصی، درون خود تعبیه کند. از این طریق، قدرت عمومی با منافع همگان همخوانی می یابد(۴۲) (قطعه ۱ را ببینید).
این توصیف عام، در مورد بیشتر نقاط جهان، هم در سطح محلی و هم در سطح جهانی صادق است. تنها تمایزی که می توان یافت میان سطوح محلی و جهانی است: در مقیاس درآمدهای عمومی جهانی، اقلیت ها خیلی کوچکترند و میل به فراموشی آسیب هایی که به کل جهان وارد می شود، خیلی بیشتر است.
۵. برای بررسی دقیق تر وسعت چالش های پدید آمده در عرصه اقتصاد...
کم و بیش در سراسر جهان، این اقلیت ها هستند که جایگاه نخبگان اقتصادی هستند. آنها مشغول فعالیت های اقتصادی اند و در مقام صاحبان سرمایه های اقتصادی و سرمایه گذار، از نهاد بازار برای سازماندهی اقتصاد بهره برداری می کنند. آنها از موقعیت سیاسی برای ارتقای وضعیت خود در بازار بهره می برند و از این طریق فرآیندهای رقابتی در عرصه های اقتصادی را دور می زنند. تحت شرایط کنونی بازار، جاه طلبی های افسار گسیخته و توجه به سود و بازده، بسیاری از تولیدکنندگان و عرضه کنندگان کالاها و خدمات را بر آن داشته است که از بخشی از هزینه های واقعی تولید این کالاها و خدمات بکاهند. از سوی دیگر، دانش «اجرایی» تولید شده به صورت انبوه، فرصت های سرمایه گذاری سودآوری را برای تولید کالاهایی با محتواهای مخاطره آمیز ایجاد می کند.
تفاوت میان هزینه کامل تولید و ارزش کالاها و خدماتی که در بازار ظاهر می شوند، باعث افزایش سود تولیدکننده شده و به میزانی برابر با اثرات بیرونی منفی باعث وارد شدن خسارت به کلیت جامعه می شود. چنین پدیده ای همیشه در جریان بوده است. امروزه با ورود کالاهایی به بازار، این خسارت پیچیده تر و بیشتر شده است و هیچ تضمینی برای سلامت آنها برای زندگی انسانی و کلیت زندگی وجود ندارد.
در بازار، همه حساب ها در نهایت، و شاید با مدتی تاخیر، تسویه می شود. حساب های ناشی از خسارات وارده بر کلیت جامعه به صورت یک قاعده، در قالب فرصت های توسعه ای از دست رفته، تباهی زیست بوم(۴۳)، و در مخاطره آمیز شدن روزافزون حیات (به صورت مستقیم یا از طریق اثرگذاری های خاص بر زیست بوم) تسویه می شود. طبیعی است که جامعه می تواند از نیروهای خود باری را کاهش دهد یا به ریشه کنی خسارات وارد شده بر کلیت جامعه بپردازد. این کنترل، بیشتر از طریق هم دستی میان اقلیت های فعال در عرصه های اقتصادی، دولت، و حداقل بخشی از نهادهای علمی و دانشگاهی و بخش تولید فرهنگ عامه یا همان «صنعت فرهنگ» اعمال می شود. (۴۴) برای برگرداندن این جریان نیاز به یک گذار داریم: گذار از اعتیاد بازار که منجر به ایجاد حداکثر «خسارت به کلیت جامعه» می شود (وضعیتی که بازار کنونی دچار آن است) به سوی بازاری که بدون کاستن از هزینه ها ازطریق آسیب رساندن به مردم و زیست بوم، به کارآمدی برسد. چنین رویه ای، بازاری را می طلبد که علاوه بر نیاز مصرف کنندگان، نیاز شهروندان آگاه را هم در نظر داشته و در پی برآورده ساختن آنها برآید(۴۵).
در حال حاضر، بازارهای جهانی بدون محلی برای گردآمدن و تظاهرات جهانی، باوجود حکومت های محلی مشتاق برنده شدن در همه مسابقات جهانی، و سرمایه گذاران جهانی و نهادهای اقتصادی بین المللی که برندگان این مسابقات را تحسین می کنند، همه در کار ایجاد شرایط و بسترهای مناسب برای اعتیاد بیشتر بازار هستند.
۶. برای شناخت پرسیدنی ها...
دانش تولید شده به صورت انبوه وارد صحنه می شود.
اگر چنین دانشی بخواهد در چارچوب مردم سالاری های بازاری توصیف شده در بالا رونق یابد، نیازی به تغییرات ساختاری و دستکاری نهادها وجود ندارد. برای تبیین دلایل صدور چنین حکم مهمی، کافی است ببینیم چگونه این چارچوب می تواند تولید انبوه و کاربرد انبوه را پشتیبانی کند! با توجه دقیق به ویژگی های ساختاری و یافتن پاسخی برای پرسش های زیر می توان بخشی از این سازوکار را شناسایی و ارزیابی کرد:
۱. سطح و جغرافیای توسعه انسانی و توسعه اطلاعاتیِ مورد نیاز برای پشتیبانی از تولید انبوه، کدام است؟
۲. آیا چارچوب سیاست های مردم سالاری و ساختار فرآیندهای موجود در اقتصاد مبتنی بر بازار (که در بالا توصیف شد) با ویژگی های خاص هر یک، قادر به تخمین سطوح و توزیع جغرافیایی توسعه انسانی و توسعه اطلاعاتی هست؟
۳. در حالتی متعادل، دانش تولید شده به صورت انبوه، چه تاثیری بر خسارت های وارد آمده بر کلیت جامعه (مطابق توصیف بالا) خواهد داشت؟
۴. در صورتی که دانش تولید شده به صورت انبوه باعث افزایش خسارت هایی شود که بر کلّیت جامعه وارد می شود، آیا این خسارات از حد توان و ظرفیت جامعه و زیست بوم فراتر می رود؟
[تا جایی که به آخرین پرسش مربوط است، هنوز هیئت داوران مشخص نشده است، اما حتی در سرعت و حجم کنونی رشد توسعه و تولید دانش، شواهد مستند کافی برای وجود جریان جدیدی که این روند را متوقف می کند، وجود دارد. پیامدها و عاقبت دانش تولید شده به صورت انبوه، بدون آن که در انتظار حکم نهایی تاریخ باشیم، مردم را به یاد جریان های توسعه ای پیشین انداخته و فکر جدیدی را در میان آنان به وجود آورده است: در جهان پسا مدرن، نیاز به بسط اهداف انسانی توسعه داریم؛ حال نوبت آن است که خواهان سطح بالای کیفیت و امنیت زندگی باشیم.] (۴۶)
۷. برای شناخت دیدنی ها...
اگر چارچوب سازمانی توصیف شده در بالا توان کمک به سطوح مطلوب کیفیت و امنیت زندگی را نداشته باشد؛ اگر دوباره همان دانش تولید شده به صورت انبوه ناشی از تولید کالاها و خدمات بازاری، باعث افزایش خسارت بر کلیت جامعه شود؛ و اگر چنین امری فراتر از توان تحمل جامعه یا زیست بوم باشد، تغییرات نهادی و سازمانی امر اجتناب ناپذیری خواهد بود. این تغییرات باید پاسخ های مناسبی به سه مسئله اساسی داشته باشند:
۱. اصلاح آن شرایط و مقتضیات سازمانی که قدرت منافع کوچک را در بند می سازد؛
۲. مشوق ها، فرصت ها، و منابعی برای مشارکت فعال شهروندان در سیاست؛
۳. سازوکارهایی برای کاهش شدید یا ریشه کنی کلی خسارات وارده بر کلیت جامعه در جریان تولید بازاری کالاها و خدمات
۸. برای شناخت مفاهیم متفاوت پیشرفت...
اصطلاح «جامعه دانایی» بارهای معنایی و پیام های مثبتی را به همراه دارد. دانش بیشتر همنشین با پیشرفت است. از این رو، شناخت دقیقی از «جوامع دانایی» ضروری است؛ چرا که مفهوم «پیشرفت» به معنای رشد (چه چیزی؟) یا «حرکت به جلو» (به کجا؟) می تواند گمراه کننده باشد(۴۷).
«پیشرفت» می تواند به معنای ثروت بیشتر باشد، بدون آن که چگونگی توزیع این ثروت اهمیت داشته باشد؛
«پیشرفت» می تواند به معنای دانش بیشتر باشد، بدون آن که چگونگی کاربرد این دانش اهمیت داشته باشد؛
«پیشرفت» می تواند به معنای ارتقای روزافزون سطح کیفیت و امنیت زندگی باشد، همچون توسعه انسانی در وسیع ترین تعریف ممکن؛
«پیشرفت» می تواند ظرفیت های روزافزون برای قراردادن انسان در بستر زمان و مکان باشد؛ به عبارتی دیگر، آگاهی یافتن از جایگاه و مسئولیت مردم در ارتباط با جهان.
۹. برای توجه به چندراهی های مقابل...
امروزه تشخیص الگوهای تغییر، به ویژه در حوزه تجارت و سیاست و همچنین در زندگی خانوادگی و جمعی، یکی از مهم ترین راه ها و روش های شکل گیری قدرت واقعی است. این تغییرات ابتدا در قالب تفاوت های کوچک نمود می یابند و به تدریج به آثار مهم و شگرفی می انجامند(۴۸).
اگر بپذیریم که فناوری های جدید اطلاعات و ارتباطات و از جمله اینترنت عامل تغییر است، در آن صورت تنها مشخصه الگوی تغییر، وجود اطلاعات، به خوبی مدیریت شده است. چنین شناختی، زیربنای بسیاری از تفکرات جهان امروز را مستحکم می کند. بر این اساس، «پیشرفت» را می توان به حل و رفع تنش های موجود میان فناوری و سازمان، در رویه های مدیریت عمومی (همچون دولت الکترونیکی) و تجارت (همچون تجارت الکترونیکی) تعریف کرد. به این معنا، تضمین سهم عمده ای از بازارهای جدید برای کالاها و خدمات مبتنی بر فناوری های اطلاعات و ارتباطات یا مرتبط با آن را می توان «پیشرفت» نامید. تنش گسترده تر و بنیادی تر میان فناوری های جدید اطلاعات و ارتباطات و جامعه، فقط به عنوان مدیریت اطلاعات مطرح می شود.
از سوی دیگر، اگر بپذیریم که تنها و یگانه عمل تغییر، ایجاد همین ظرفیت جدید برای تولید دانش به صورت انبوه است، الگوی تغییر نسبت و رابطه مستقیم یا غیر مستقیمی با وضعیت عوامل موثر در تولید انبوه دانش خواهد داشت. در چنین شرایطی، «پیشرفت» به معنای تغییر موضع نهادی بوده و امکان درگیرساختن جامعه با این عوامل و به بار نشستن همه استعدادهای جامعه را در پی دارد(۴۹).
۱۰. برای آگاهی کامل از مسائل جاری...
یکی از پیچیده ترین وظایف و کارهایی که در برابر جامعه قرار می گیرد، تغییر در چارچوب های سازمانی و نهادی است. انتخاب از میان گزینه های گوناگون همیشه دشوار است. این تغییرات، به صورتی ذاتی و ماهیتی، وضعیت موجود را به چالش می کشد. اما اگر برای تسهیل گذار به جامعه دانایی به تغییر در چارچوب های نهادی نیاز باشد، حتی همان بی فعالیتی های شایع در پایان قرن بیستم، تبدیل به جریان سرنوشت سازی در تاریخ می شود که طی آن خلاقیت بشر نیروهایی را رها می کند که سازمان های اجتماعی قادر به مهار و مدیریت آن نیستند.
چنین چیزی می توانست رخ ندهد و درست به همین خاطر است که بحث سیاسی آزاد و آگاهانه ای پیرامون جامعه دانایی ضرورت دارد. به یک معنا، در چند حوزه فکری و کاری این بحث آغاز شده است. دغدغه های پیچیده بسیاری وجوددارد(۵۰). احساسات برانگیخته بسیاری وجوددارد(۵۱). راه های شناخته بسیار هست. برای مثال، در «اعلامیه هزاره سازمان ملل متحد» که در سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی به تصویب رسید، ملل جهان نقشه راه انتخابی خود را برای دستیابی به تغییرات مطلوب جهانی ترسیم کردند (قطعه ۲ را ببینید). این اعلامیه، به ویژه در مورد احکام مربوط به حاکمیت و ارزش ها، طرح های گسترده ای دارد. این سند نقشه ای برای ساخت جهان به دست می دهد و در آن از جهانی صلح آمیز، پررونق، و عادل تر سخن رفته است. در این سند رویای یک آینده ای مشترک مبتنی بر انسانیت مشترک با پذیرش همه تنوع و تکثر موجود در آن، ترسیم شده است. در این سند، به صورتی بالقوه، بسیاری از سنگ بناهای جامعه دانایی و زیرساخت ها و زیستگاه های جامعه دانایی توصیف شده است.
***
قطعه ۱: قدرت و بالندگی: منافع حقیر و کوچک و منافع وسیع و محاط
«اگر بازار بالندگی می آورد، چرا بازارهای فراگیر فعال در اقتصادهای با درآمد کم، این بالندگی را ایجاد نمی کند(...)؟ اقتصاد بازار به دو شرط، موفقیت آفرین هستند: تضمین حقوق فردی و عدم وجود هر شکلی از تباهی. این دو شرط می تواند در مردم سالاری های تضمینی و مدافع حقوق انسانی وجود داشته باشد. منافع حقیر و کوچک همیشه قرین اقلیت های خرد است. مسئله آن است که این اقلیت ها آن قدر کوچک هستند که خسارتی که می توانند به جامعه وارد آورند، همیشه نادیده انگاشته می شود.
شگفت آن که گاه اکثریت های مردم سالار و به ویژه اکثریت های عمده، منافع بسیار فراجناحی دارند تا آن جا که به خاطر منافع درونی، از توزیع قدرت در میان خود پرهیز کرده و با اقلیت همان برخوردی را دارند که با اعضای گروه خود داشته اند. وقتی منافع فراجناحی بسیار وسیع می شود، خوبی با منافع همگان هم خوانی می یابد. صحیح است.
Mancur Olson, “Power and Prosperity: Outgrowing Communist and Capitalist Dictatorships”, Basic Books, ۲۰۰۰.
***
***
قطعه ۲ (بریده هایی از) اعلامیه هزاره سازمان ملل متحد
بر این باوریم که مهم ترین چالش امروز ما تضمین فرآیند جهانی شدن به نیروی ایجابی برای همه مردم جهان است.... چون، در حالی که جهانی شدن منافع و فرصت های بسیار دارد، در حال حاضر، منافع آن به خوبی توزیع نشده، و هزینه های آن هم تقسیم نشده است.... فقط با تلاش پی گیر و پایدار است که می توانیم آینده مشترک خود را بر اساس انسانیت همگانی ترسیم کنیم و جهانی شدن را دیگر پذیر و عادلانه سازیم. این تلاش ها باید در سطح جهانی، دربرگیرنده سیاست ها و اقداماتی باشد که با نیازهای کشورهای در حال توسعه همخوانی داشته و با مشارکت موثر مردم تدوین و اجرا شوند.... مردان و زنان، حق زندگی و پرورش کودکان خود را دارند و زندگی آنها باید با عزت، بدون گرسنگی، بدون ترس از خشونت، سرکوب، و بی عدالتی باشد. حاکمیت مردم سالار و مشارکتی بر اساس اراده مردم، این حقوق را به بهترین وجه تضمین می کند... هیچ فرد و هیچ ملتی را نمی توان از مواهب و منافع توسعه محروم کرد.... حقوق برابر و فرصت های برابر زنان و مردان باید تضمین شود.... چالش های جهانی را باید به گونه ای مدیریت کرد که هزینه ها و زحمات را به صورت عادلانه و بر اساس اصل بنیادین برابری و عدالت اجتماعی تقسیم کند.... انسان ها با همه تنوعی که در عقیده، فرهنگ، و زبان دارند، باید یکدیگر را بپذیرند. از تفاوت درون و میان جوامع نباید ترسید؛ آن را نباید سرکوب کرد؛ بلکه باید آن را به عنوان دارایی با ارزش انسانی، گرامی داشت. تصمیم داریم:... تکمیل دوران تحصیلات کودکان در همه جا، و دسترسی مساوی دختران و پسران به همه سطوح آموزش را تضمین کنیم.... تصمیم داریم برابری جنسیتی و تواناسازی زنان را به عنوان راه های مبارزه با فقر، گرسنگی، بیماری، و ایجاد توسعه پایدار ارتقاء دهیم.... از هیچ کوششی برای ارتقای مردم سالاری، تقویت حاکمیت قانون، احترام به حقوق به رسمیت شناخته شده جهانی توسط بشر، و آزادی های بنیادین، از جمله حق توسعه، دریغ نخواهیم کرد. منبع:
UN Resolution 2/55, "United Nations Millennium Declaration", adopted by the UN General Assembly on 18 September 2000
***

اداره امور اجتماعی و اقتصادی(۱)

اداره امور اجتماعی و اقتصادی دبیرخانه سازمان ملل متحد واسط بسیار مهمی، میان خط مشی های جهانی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی و اقدامات درون کشوری است. این اداره، در سه حوزه مرتبط با یکدیگر فعالیت می کند:
۱ـ برای استفاده اعضای سازمان ملل متحد و بررسی مسائل مشترک و گردآوری گزینه های مدیریتی، طیف وسیعی از داده ها و اطلاعات در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، و زیست محیطی را گردآوری، تولید و تحلیل می کند؛
۲ـ از طریق تشکیل هیئت های میان دولتی، امکان تبادل نظر کشورهای عضو، پیرامون مسائل مشترک و تصمیم گیری برای رفع چالش های پیشِ رو را فراهم می آورد؛
۳ـ به دولت های علاقه مند، به منظور دستیابی به راه ها و ابزارهای تبدیل چارچوب های سیاست گذاری تدوین شده در گردهم آیی ها و نشست های سازمان ملل متحد به برنامه های ملی کمک می کند و از طریق کمک های فنی، در راه ایجاد ظرفیت های ملی کار می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب شناخت جوامع دانایی در بیست پرسش و پاسخ به همراه شاخص جوامع دانایی