فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب فهم تنوع نهادی

نسخه الکترونیک کتاب فهم تنوع نهادی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب فهم تنوع نهادی

در این کتاب، یکی از اهداف مهم آن است که، با ارائه اندیشه‌‌ای که عرصه‌های جدیدی و متفاوتی را در علم اقتصاد ایجاد کرده است، حوزه بدیلی از تفکر و انتخاب آزاد برای محققین داخلی فراهم شود. باشد که پژوهشگران دلسوز و نظریه‌پردازان جوان در این کشور، با الهام از این اندیشه‌های بدیل، به طراحی دیدگاه‌ها، اندیشه‌ها، نظریه‌ها و مدل‌های اقتصادی با توجه به شرایط و دغدغه‌های خاص کشور بپردازند، و این اصل همیشه مورد توجه ما باشد که، به مسائل واقعی و موضوعات مورد دغدغه کشورمان اصالت داده شود و نظریه‌ها هر چه که هستند، فقط در خدمت تحلیل قرار گیرند، و نه عکس آن. به نظر می‌رسد بتوان با اطمینان خاطر گفت که، در جامعه‌ای که انسان و ارزش‌های والای انسانی حاکمیت دارد، می‌توان اندیشه‌های مختلف را در خدمت گرفت و نظریه‌های نو با توجه به ارزش‌های مذکور پردازش گردد.

ادامه...
  • ناشر دانشگاه امام صادق (ع)
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.83 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۴۷ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب فهم تنوع نهادی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



تقدیر و تشکر

هر کتابی که الهام گرفته از مقالات منتشرنشده و منتشرشده ای باشد که اندیشه و نوشتارهای یک پژوهشگر را برای دهه های متعدد به خود اختصاص داده اند، نیازمند قدردانی های فراوانی است. همان طور که در جاهای متعددی در این مجلد اشاره شده است، بخش هایی از این کتاب در دهه ۸۰ وقتی که من یک پژوهشگر در مرکز تحقیقات میان رشته ای در دانشگاه بیلفیلد(۴۷) آلمان بودم آغاز شده اند. من این سعادت را داشتم که طی سال های ۱۹۸۲ و سپس ۱۹۸۸ در بیلفیلد حضور یابم. لذا به خاطر فرصتی که در اختیار من گذاشته شد تا اندیشه های اولیه خودم در مورد مجموعه قواعد و محیط های کنش در هم پیچیده را با همکاران شرکت کننده در هر دو گروه بیلفیلد در میان بگذارم عمیقاً سپاس گزارم و باید اعتراف کنم که آن ها به من کمک بسیاری کردند. به خوبی می توانم سردرگمی برخی از همکاران را هنگامی که تصمیم گرفتم یکی از سخنرانی های ارائه شده در بیلفیلد در سال ۱۹۸۲ را «ساختار پنهان پشت یک ساختار(۴۸)» نام گذاری کنم به یاد آورم. از جهاتی می توان تصور کرد که این کتاب نوعی تلاش برای پرده برداری از آن ساختار پنهان شده و پاسخ به برخی از سوالات در مورد آن است.
خانه اصلی من در این سال ها قطعاً مجموعه پژوهشی مطالعات علوم سیاسی و تحلیل سیاستی(۴۹) در دانشگاه ایندیانا(۵۰) در بلومینگتن(۵۱) بوده است. پیش نویس های اولیه بسیاری از بخش هایی که حالا در این کتاب وجود دارد پیش تر در سمینارها و نشست های گروه های مختلف (از قبیل گروه کدگذاری قواعد به روش (CPR (۵۲ و گروه کاری نظریه تکامل(۵۳)) در این مرکز ارائه شده بودند. این مرکز برای من خانه ای معنوی بود که می توانستم آن جا ایده های افراطی خودم را بیان کنم و در عین اینکه به چالش کشیده می شدند و مورد مناقشه واقع می شدند، جدی نیز گرفته شوند. عمیقاً از حمایت های دانشگاه ایندیانا از این مرکز سپاس گزارم.
وینسنت استرم(۵۴) همراه با من بیش از سی سال پیش این مرکز را بنا نهاد و هر آنچه که در مرکز انجام می دهیم تماماً از ایده های وی متاثر است. هیچ کدام از ما بدون الهام ها، نقد ها، تشویق ها و کمک های وی قادر نبود به چیزهایی که امروز دست یافته ایم برسد و حقیقتاً نمی دانم با چه زبانی از وی به خاطر سال ها بحث و گفتگو در مورد موضوعات نظری مطرح شده در این کتاب تشکر کنم.
در تمام این ایام، ما این سعادت را داشتیم که حمایت های مالی را از بنیاد ملی علوم(۵۵)، بنیاد فُرد(۵۶) و بنیاد مک آرتور(۵۷) دریافت کنیم. اهمیت کارکردن در کنار پژوهشگران تاب آوری متحدانه(۵۸) (که زیر نظر بنیاد مک دونل(۵۹) است) در سال های اخیر اثبات شده است و برای کار کردن بر روی بخش های پایانی کتاب انگیزه­بخش بوده است. خوشبختانه این سعادت را داشتم که یک ماه را در کنار پژوهشگران مرکز مطالعات کالاهای مشاع ماکس پلانک(۶۰) در بُنِ آلمان در سال ۲۰۰۱ سپری کنم. کارکنان آن مرکز نیز، بسیار به من لطف داشتند و به من کمک کردند تا تعدادی از یادداشت های نگاشته شده در دهه ۸۰ را در قالب متن درآورم.
در سال های اخیر من سمینارهای متعددی در دانشگاه های مختلفی در مورد بخش هایی از این کتاب داشته ام. برخی از این سمینارها عبارتند از: دانشکده سیاست گذاری عمومی سنفورد دانشگاه دوک(۶۱) در نوامبر ۲۰۰۱؛ گروه علوم سیاسی دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو(۶۲)، مارس ۲۰۰۲؛ به عنوان بخشی از مجموعه سخنرانی های واکر-آمس در دانشگاه واشنگتن(۶۳) در آوریل ۲۰۰۲؛ دانشگاه کاثماندو(۶۴) در آوریل ۲۰۰۲؛ گروه اقتصاد و تیم سیستم های پیچیده در دانشگاه میشیگان(۶۵) در نوامبر ۲۰۰۲؛ موسسه ماکس پلانک در ژنای(۶۶) آلمان در ژوئن ۲۰۰۳؛ دانشگاه پوردو(۶۷) در اکتبر ۲۰۰۴؛ دانشگاه کرنل(۶۸) در نوامبر ۲۰۰۴؛ دانشگاه کِیس وسترن(۶۹) در ژانویه ۲۰۰۵ و در مرکز خودمان در ۱۸ اکتبر ۲۰۰۴ و نیز در سمینارهای خودم در ترم های پاییز ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴.
در طول سالیان متمادی که من و همکارانم تلاش بر فهم نهادها داشتیم، فرصت هایی که برای نوشتن تعدادی مقاله حاصل می شد من و آن ها را قادر ساخت تا نسخه های اولیه بسیاری از مباحث این مجلد را بسط دهیم. بنابراین، در نگارش فصول این کتاب از بخش هایی از برخی مقالات پیشین بهره برده شده است که شامل موارد ذیل هستند:
در فصول ۱ و ۲: الینور استرم، «انتخاب عقلائی نهادی: یک ارزیابی از چارچوب تحلیل و توسعه نهادی» درکتاب نظریه های فرآیند سیاست گذاری، ویراستار پاول ا. ساباتیه (بولدر، انتشارات وست­ویو، ۱۹۹۹، صص. ۳۵-۷۱)؛(۷۰) و الینور استرم، «انجام تحلیل نهادی: کاوشی ماورای بازارها و سلسله مراتب،» در هندبوک اقتصاد نهادی جدید، مولف کلود منارد و ماری شیرلی (دوردرِخت، هلند: اسپرینگر، ۲۰۰۵، صص. ۷۹۷-۹۲۶).(۷۱)
در فصل ۴: الینور استرم (۲۰۰۰)، «کنش جمعی و ارزشیابی هنجارهای اجتماعی»، مجله چشم اندازهای اقتصادی، ۱۴ (۳): ۱۵۸-۱۳۷.(۷۲)
در فصل ۵: سو اِ.س. کرافورد و الینور استرم (سپتامبر ۱۹۹۵)، «گرامری برای قواعد» مجله مروری علوم سیاسی آمریکا ۸۹ (۳): ۵۸۲-۶۰۰. (چاپ مجدد با اجازه از انتشارات دانشگاه کمبریج) چاپ مجدد در بازی های چندمرکزی و نهادها: مقالاتی از مرکز مطالعات علوم سیاسی و تحلیل سیاستی، مولف مایکل مک گینیس (آن­آربور، انتشارات دانشگاه میشیگان، ۲۰۰۰، صص ۱۵۵-۱۴۴).(۷۳) نمودارها و جدول ها با اجازه از انتشارات دانشگاه میشیگان مجدداً چاپ شد.
در فصل ۸: الینور استرم، «فرمول بندی مجدد منابع مشاع»، درکتاب حمایت از منابع مشاع: چارچوبی برای مدیریت منابع در قاره آمریکا، مولف جوآنا برگر، الینور استرم، ریچارد ب. نرگارد، دیوید پلیکانسکی، و برنارد د. گلدستین (واشینگتن دی.سی: انتشارات جزیره، ۲۰۰۱، صص ۴۱-۱۷).(۷۴)
در فصول ۸ و ۹: الینور استرم، «غلبه بر تراژدی منابع مشاع»، سالنامه مروری علوم سیاسی ۲ (۱۹۹۹): ۵۳۵-۴۹۳. (تجدید چاپ با اجازه از سالنامه مروری علوم سیاسی) (۷۵).
در فصل ۹: الینور استرم، «تحلیل نهادی، اصول طراحی، و تهدیدهای پیش روی مدیریت و حکمرانی اجتماعی پایدار بر منابع مشاع» در کتاب حقوق و مدیریت منابع تجدیدپذیر: مطالعاتی در مورد اروپای شمالی و آفریقا، مولف ارلینگ برگ و نیلز کریستین استنسِث (اوکلند، انتشارات ICS، ۱۹۹۸، صص. ۵۳-۲۷).(۷۶)
در ضمن تالیف این کتاب، عمیقاً از مباحثه های طولانی که با همکارانم در مورد چارچوب تحلیل و توسعه نهادی (IAD) داشتم سود برده ام. هر یک از ما نقشی مستقیم در خلق این چارچوب داشته است. بسیاری از مباحثه ها و یادداشت های مشترک با لَری کیسر و سو کرافورد(۷۷) به طور خاص بر تفکر خود من نقش مهمی داشته اند، و کار کردن با رُی گاردنر و جیمز واکر(۷۸) برای مدل­سازی این ایده ها با استفاده از نظریه بازی ها و طراحی بازی هایی آزمایشگاهی برای آزمودن پیش بینی هایمان بی نهایت ارزشمند بوده است. راجر پارکس(۷۹) دائماً نظرات فراوانی را در مورد دست نوشته های اولیه من می داد که من را به چالش می کشید و سبب می شد که تلاش بیشتری را برای تبیین مفاهیم به کار ببرم. مارکو جانسن و مایک مک گینیس(۸۰) هر دو بخش هایی از این دست نوشته را خوانده اند و نظرات فراوانی را ابراز داشته اند. همچنین کار کردن با ت. ک. آن(۸۱) بر روی چندین مقاله بر فهم من افزود. چاک مایرز(۸۲) در انتشارات دانشگاه پرینستون توصیه های بسیار سودمندی را به من عرضه داشت و همکاری های وی در سال پایانی تبدیل یک دست نوشته مشوش به یک کتاب واقعی به شدت سودمند بود. سیندی کرومرین(۸۳)، کسی که حق چاپ این کتاب را برای انتشارات دانشگاه پرینستون خرید، کاری عالی انجام داد. ویرایش­کنندگان گمنام انتشارات دانشگاه پرینستون نیز توصیه های مفیدی را ارائه کردند. اریک کولمن(۸۴) نیز یادداشت نهایی را با دیدی انتقادی و سودمند به طور کامل مطالعه کرد و فهرست نمایه ها را برای کتاب تهیه کرد. بدون مهارت های ویرایشی برجسته پاتی لِزُته(۸۵)، بینش متفکرانه و کمک های مسرت بخش وی هنگام نگرانی­های شدید، نمی دانم چگونه می توانستم که این کتاب را به پایان برسانم.
علاوه بر این، افرادی بوده اند که فصل یا فصولی از کتاب را به طور جدی مطالعه کرده اند و نظراتشان را به من عرضه داشته اند. برخی از این افراد عبارتند از: راین آدامز، آرون آگراوال، الکساندر الکسی، مارتی اندرسی، کریستر اندرسن، اِد آرارال، رابرت اکسلرد، برایان بارتلز، آونر بنر، رابرت بیش، جون-کامیلو کاردناس، رابرت کریستینسن، دنیل کول، اریک کلمن، مریتکسل کستجا، شنن دنلی، گرینر الیُت، ارنست فر، سوزان فیتزپاتریک، برونو فری، نرمن فروهلیچ، جسیکا گریتی، گرد جیگرنزر، ورنر گوث، توبایس هالر، گرنت همفیل، پاملا جاگر، کنث کفرد، کودان کومر، وای فانگ لام، جو اپنهایمر، مایک رادکیلیف، اریک راسموسن، بو روثستین، فریتز شارپف، جان شیمن، ادلا اشلاگر، گانش شیواکتی، شو یان تانگ، انجلا ترنستروم، کترین توکر، فرانک وان لارهون، توماسو ویتاله، جیمز ویلسون، لیهوآ یانگ و اریک زیمرینگ(۸۶).

مقدمه

«کاری کنید که دانشگاه امام صادق (ع)... مرجع تحقیقات مراکز علمی و دانشگاه های دنیا بشود». مقام معظم رهبری(۴۶)
توسعه اقتصادی به معنای عمومی ارتقاء سطح رفاه و وضعیت معیشت افراد جامعه، از دغدغه های اساسی مدیران جوامع مختلف بوده و هست. جایگاه این عامل در مدیریت کلان اقتصادی و اجتماعی موجب توجه اندیشمندان حوزه های مختلف این علوم و در نتیجه ارائه نظریات متعدد در تبیین مفهوم و تصریح عوامل موثر بر آن در ادوار مختلف بوده است. با وجود اینکه مبحث توسعه اقتصادی در ادوار مختلف تاریخ معاصر ایران مورد توجه بوده است، نام گذاری دهه چهارم انقلاب اسلامی با عنوان دهه پیشرفت و عدالت از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظله العالی) نقطه عطفی در حوزه های نظری و کاربردی برنامه ریزی به اصطلاح توسعه در کشور ایجاد نمود. «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» از جمله مفاهیمی بوده که در چند سال اخیر مورد تاکید فراوان رهبری قرار گرفته است تا جایی که ایشان در جلسات متعدد به تبیین آن پرداخته اند. با این حال، ایشان تبیین ابعاد و ویژگی های یک چنین پیشرفتی را از سوی اندیشمندان و کارشناسان امور مورد مطالبه قرار داده اند. «طراحی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت در واقع ارائه ی محصول انقلاب اسلامی و طراحی یک تمدن جدید و پیشرفته در همه ی عرصه ها بر مبنای تفکر و اندیشه ی اسلام است. بنابراین افق کار باید بلندمدت و همراه با افزایش عمق دیده شود (۱۴/ ۱۲/ ۱۳۹۱).
تردیدی نیست که آشنایی با تحولات و پویایی های در حال جریان در دانش اقتصاد، کمک بزرگی در راه تعالی و شکوفایی دانش اقتصادی بومی به جهت تحقق مرجعیت علمی، شناخت مسایل و مشکلات اقتصاد ایران و سیاست گذاری برای تغییر و نیل به نقاط مطلوب، در بر خواهد داشت. شاید بتوان به جرات گفت که در حال حاضر دانش اقتصادی در حال بازنگری اساسی در چارچوب های معرفتی و ایدئولوژیک خود می باشد و جریانات دگراندیش در حوزه اقتصاد عهده دار این امر شده اند. در این راستا ترجمه آثار اندیشمندان و متفکران نواندیش اقتصادی جهت اطلاع و فهم آموزه های مرزهای دانشی و سیاست گذاری اقتصادی امری ضروری است. کتاب حاضر برای آشنایی با اندیشه و مقدمه ای برای مطالعه دقیق تر و تحقیقات گسترده در آثار متفکران توسعه جهت حل مسائل و مباحث اقتصادی کشور به اصحاب علم عرضه می گردد. این اثر در کنار مجموعه آثار اقتصاد نهادی و دگراندیش منتشر شده توسط دانشگاه امام صادق(ع)، می تواند نظریات مفید و متناسب با سنت فکری و علمی داخلی، برای ورود رسمی به جرگه نهضت نرم افزاری در عرصه آکادمیک و تولید علمی بومی و متناسب با شرایط داخلی باشد. به جرات می توان ادعا کرد که اطلاع از جریانات فوق، شرط لازم جنبش نرم افزاری و تولید علم در زمینه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت می باشد.
در این کتاب، یکی از اهداف مهم آن است که، با ارائه اندیشه ای که عرصه های جدیدی و متفاوتی را در علم اقتصاد ایجاد کرده است، حوزه بدیلی از تفکر و انتخاب آزاد برای محققین داخلی فراهم شود. باشد که پژوهشگران دلسوز و نظریه پردازان جوان در این کشور، با الهام از این اندیشه های بدیل، به طراحی دیدگاه ها، اندیشه ها، نظریه ها و مدل های اقتصادی با توجه به شرایط و دغدغه های خاص کشور بپردازند، و این اصل همیشه مورد توجه ما باشد که، به مسائل واقعی و موضوعات مورد دغدغه کشورمان اصالت داده شود و نظریه ها هر چه که هستند، فقط در خدمت تحلیل قرار گیرند، و نه عکس آن. به نظر می رسد بتوان با اطمینان خاطر گفت که، در جامعه ای که انسان و ارزش های والای انسانی حاکمیت دارد، می توان اندیشه های مختلف را در خدمت گرفت و نظریه های نو با توجه به ارزش های مذکور پردازش گردد.
خانم الینور استرم تنها زن برنده جایزه نوبل از میان ۶۵ برنده دیگر و از معدود اندیشمندانی است که دارای مدرکی غیر از اقتصاد است و برنده جایزه نوبل اقتصاد شده است. مدرک دکتری علوم سیاسی وی بر دیدگاه هایش بی تاثیر نبوده است و مباحث وی بیش از آنکه در زمینه عملکرد اقتصادی باشد بر مدیریت منابع و سیاست گذاری متمرکز است. استفاده از نظریه های نهادی در تحلیل مسائل حوزه عمومی در تحقیقات استرم به صورت مبنایی به چشم می خورد. در واقع وی در زمانی این تحلیل ها را ارائه می نماید که اقتصاد نهادی جدید هنوز در اوایل کار خود است. درباره نحوه اثرگذاری نهادها بر عملکرد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، استرم بیش از هر چیز بر مسئله حل مشکلات کنش جمعی تاکید می کند که به نظر وی باعث توسعه کشورها می شود. از میان آثار وی کتاب «درک تنوع نهادی» (۲۰۰۵) مورد توجه محققان و پژوهشگران زیادی قرار گرفته است. کتاب درک تنوع نهادی، عنوان کتاب برگزیده انجمن علوم سیاسی آمریکا در سال ۲۰۰۶ را نصیب خود کرد.
در ارئه کتاب حاضر، از جناب آقای دکتر سید جمال الدین محسنی زنوزی مدیر فعلی گروه اقتصاد دانشگاه ارومیه و از فارغ التحصیلان سابق دانشگاه که چه در زمان تحصیل در دانشگاه امام صادق (۷) و چه در کسوت استادی، همواره از پژوهشگران کوشا و مبرز اقتصاد بوده اند درخواست شد مسئولیت ترجمه این کتاب گران سنگ را بر عهده بگیرند که ایشان نیز در کمال بزرگواری و علی رغم مشغله های فراوان به نحو احسن این مهم را به سرانجام رساندند. البته، در ترجمه ۴ فصل نخست این کتاب، جناب آقای محمد جمشیدنژاد، دانش آموخته دانشگاه امام صادق (ع) مشارکت داشته اند که در اینجا از زحمات ایشان هم تشکر می شود. در مسیر ترجمه کتاب، پیشنهاد و انتخاب کتاب توسط جناب آقای دکتر سید جعفر حسینی و در ادامه نظارت ایشان بر ترجمه کتاب شایسته تقدیر فراوان است. بدون شک ترجمه این کتاب مدیون زحمات جناب آقای دکتر عادل پیغامی، معاونت محترم پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع) است، که حسب نگاه عمیق و راهبردی خود به علوم انسانی، تحقق رسالت دانشگاه امام صادق(ع) در بحث تولید علم دینی را نیازمند گسترش چنین آثاری می دانند. حمایت های مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق(ع) و همکاران محترم معاونت پژوهشی دانشگاه مزید امتنان است که صمیمانه از همکاری این بزرگواران قدردانی می نماییم. در پایان لازم به ذکر است که همانند هر اثر پژوهشی، علی رغم تلاش های فراوان صورت گرفته، وجود خطاهای احتمالی نیز امکان پذیر است که یقیناً، تذکرات خوانندگان محترم می تواند در رفع این نواقص احتمالی بسیار سودمند باشد. امید است ترجمه این کتاب بتواند گامی هر چند کوچک در راستای تحقق آرمان تولید علم بومی به ویژه با توجه به مقتضیات اسلامی ما باشد. ان شاءالله.

مصطفی سمیعی نسب
گروه مطالعات اقتصادی
مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق (ع)

بخش اول: نگاه کلی به چارچوب تحلیل و توسعه نهادی

۱.فهم تنوع تعاملات انسانی ساختاریافته (۸۷)

برای فهم نهادها ابتدا باید دانست که آن ها چه هستند، چرا و چگونه ایجاد شده و پایدار می­مانند و در ترتیبات متنوع چه پیامدهایی خواهند داشت. زیرا، فهم هر چیزی عبارت است از فرآیند یادگیری اینکه چه چیزی انجام می شود، چگونه و چرا کار می کند، چگونه می توان آن را ایجاد یا اصلاح کرد و نهایتاً چگونه می توان این دانش را به دیگران منتقل کرد. در یک تعریف عام، نهادها عبارتند از توصیه هایی که افراد برای سازماندهی تمام اشکال تعاملات تکراری و ساختاریافته خود استفاده می کنند که این تعاملات شامل انواع تعاملاتی است که در میان اعضای خانواده ها، همسایگان، بازارها، بنگاه ها، لیگ های ورزشی، کلیساها، انجمن های خصوصی و دولت ها در تمامی مقیاس ها رخ می دهد. افرادی که در تعامل با موقعیت های قاعده­مند(۸۸) هستند با توجه به کنش ها و استراتژی­هایی که اتخاذ می­کنند، مجموعه ای از انتخاب ها را پیش رو خواهند داشت که منجر به پیامدهایی برای خود و دیگران خواهد شد.
فرصت ها و محدودیت هایی که افراد در هر موقعیت خاصی با آن ها مواجه می شوند، اطلاعاتی که کسب می کنند، منافعی که به دست می آورند یا منافعی که از آن ها محروم می شوند و نحوه استدلال(۸۹) آن ها در مورد هر موقعیت، همگی متاثر از وجود یا عدم وجود قواعدی است که آن موقعیت را شکل می دهند. علاوه بر این، قواعد اثرگذار بر یک موقعیت، حاصل تعامل افراد در لایه های درونی تر(۹۰) هستند. برای مثال، قواعدی که ما هر روز هنگام رانندگی به سمت محل کار استفاده می کنیم، به وسیله مقامات رسمی ای وضع شده است که با استفاده از قواعد انتخاب جمعی(۹۱) تصمیم ها و افکارشان را ساماندهی می نمایند. اگر افرادی که قواعد را وضع و تعدیل می کنند متوجه نباشند که چگونه کنش ها و پیامدهای (انتخاب های انسانی) در یک محیط فرهنگی و زیستی تحت تاثیر ترکیب های متفاوت از قواعد هستند، تغییراتِ قواعد می تواند پیامدهای غیرمنتظره و حتی گاهاً فاجعه باری به دنبال داشته باشد.(۹۲)
بنابراین فهم نهادها نیازمند تلاشی است که حداقل سه دهه در «مرکز مطالعات علوم سیاسی و تحلیل سیاستی» صورت گرفته است.[ ۱ ] پس از طراحی پروژه های متعدد، نگارش تعداد زیادی مقاله، پروراندن ایده ها در کلاس، بهره­بردن از پژوهشگران برجسته این حوزه و نیز استفاده از دانشجویان و همکاران و بررسی این مسئله از جهات مختلف، وقت آن رسیده است که اندیشه ها در مورد این موضوع را در قالب یک کتاب جمع بندی کرد. لذا این کتاب را می­توان تنها به عنوان نوعی گزارش پیشرفت کارِ یک پروژه بلندمدت که امیدوارم به وسیله افراد زیادی در آینده ادامه یابد، تصور کرد.
تنوع: مسئله اصلی در درک نهادها
مسئله اصلی در درک نهادها به تنوع موقعیت ها در زندگی معاصر مرتبط می شود. هنگامی که به زندگی روزمره مشغولیم، با طیف وسیعی از موقعیت های پیچیده سر و کار داریم. بسیاری از ما که هر روز صبح و عصر برای رفتن به سر کار و بازگشتن از کار در بزرگراه رانندگی می کنیم انتظار داریم رانندگانی که با سرعت از کنار ما عبور می کنند قواعد جاده را رعایت نمایند. زندگی روزمره ما وابسته به همین انتظارات است. زندگی دیگران نیز به این بستگی دارد که رفتار ما هنگام رانندگی به­طور کلی از قواعدی که به­صورت محلی در مورد سرعت، تغییر مسیر و پیچیدن در سر چهارراه ها وضع شده اند، تبعیت کنند. آن دسته از ما که در سازمان های بزرگ مانند دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی، شرکت های تجاری و ادارات دولتی کار می کنند در فعالیت های گروهی مختلفی مشارکت دارند. اینکه ما کار خودمان را خوب انجام دهیم، به این بستگی دارد که دیگران نیز کارشان را با خلاقیت، با انرژی و به صورت پیش بینی پذیری انجام دهند و بالعکس. خیلی از ما هنگام ظهر، اوایل عصر یا در اواخر هفته ورزش می کنیم. اینجا نیز نیازمند این هستیم که قواعد اساسی هر یک از بازی ها را یاد بگیریم. همچنین باید یارانی(۹۳) بیابیم که بتوانیم به صورت مداوم همراه آن ها به این فعالیت بپردازیم. طی یک هفته معمولی، عهده­دار فعالیت هایی ـ از خرید غذای روزانه و ضروریات گرفته تا سرمایه گذاری وجوه نقد در بازارهای مختلف مالی ـ در بازارهایی با زمینه های مختلف می شویم. و ساعاتی را نیز هر هفته در کنار خانواده و دوستان با انجام دادن فعالیت های گوناگونی از قبیل عبادت، کمک کردن به فرزندان در انجام تکالیف، رسیدگی به منزل و باغچه و لیستی طولانی از فعالیت هایی که به وسیله خانواده و دوستان بر عهده ما گذاشته شده است می گذاریم.
هر یک از ما به یک نحوی معنایی از این موقعیت های متنوع و پیچیده برای خود داریم. حتی با وجود همه فرصت ها و ریسک هایی که چند نسل پیش قابل تصور هم نبود، امروزه نیز از موقعیت های مختلف برای خود معنایی داریم. ما انتظار داریم که بازی های المپیک یا هر رقابت بین المللی دیگری را همان زمانی که رخ می دهند، صرف نظر از اینکه کجای دنیا واقع شده اند یا اینکه ما کجای دنیا هستیم، ببینیم. ما به این عادت داده شده ایم که موز، پرتقال یا کیوی را در هر فصلی از سال و تقریباً در هر بازاری در اقصی نقاط جهان که وارد می شویم بخریم. میلیون­ها فرد از ما نه تنها به­طور مرتب برای رفتن به سر کار رانندگی می کنند، بسیاری نیز به­صورت مرتب از نقطه ای به نقطه ای دیگر از جهان پرواز می کنند درحالی که در مورد جان خود به دانش و مهارت خلبان در اینکه بسیاری از بایدها و نبایدهای راندن یک هواپیما را می داند و انجام می دهد، اعتماد کرده اند.
اگر این گونه تصور می شود که ما افرادی بالغ و عاقل هستیم، از ما انتظار می رود که بتوانیم در مورد اینکه در موقعیت های گوناگونی که در دنیای امروز با آن ها مواجه می شویم چه باید کرد، استدلال کنیم، یاد بگیریم و در نهایت آگاه باشیم. می دانیم هنگامی­که در حال خرید از یک فروشگاه هستیم می توانیم کالاهای بسیار زیادی را از قفسه ها برداریم و در سبد کالاهایمان قرار دهیم. قبل از آنکه همین کالاها را در خودرویمان قرار دهیم، باید در مقابل پیشخوان فروشگاه صف بکشیم و به وسیله پول نقد یا کارت اعتباری هزینه آن ها را بپردازیم (کارت اعتباری مثالی دیگر از چیزهایی است که چند سال پیش به این گستردگی در دسترس نبود). اما وقتی که داریم در یک جمعه بازار در آسیا یا آفریقا خرید می کنیم، باید و نبایدها فرق می کند. اگر آخر وقت به بازار برویم، ممکن است بتوانیم در مورد قیمت میوه های باقی­مانده در جایگاه چانه بزنیم ـ کاری که هرگز در یک فروشگاه که در آن میوه ها آخرِ شب فریز خواهند شد نمی توانیم بکنیم. وقتی که در بخش کالاهای خانوارِ بازار هستیم اگر قبل از خرید کالا، در مورد قیمت چانه زنی نکنیم، فروشندگان متحیر خواهند شد. همین کار را در یک فروشگاه مبلمان خانگی در یک منطقه تجاری یک کشور غربی امتحان کنید، در این صورت خود را در این حال خواهید یافت که از شما به صورت مودبانه (یا حتی نه خیلی مودبانه) خواسته شده است که مغازه را ترک کنید. بنابراین، تفاوت های ظریف(و غیرظریف) بسیاری از یک موقعیت به موقعیت دیگر وجود دارد؛ اگرچه، بسیاری از متغیّرها یکسان هستند.
این مولفه های نهادی و فرهنگی بر انتظارات ما از رفتار دیگران و انتظارات آنان از رفتار ما تاثیر می گذارد (آلن(۹۴)، ۲۰۰۵). برای مثال هنگامی­که مهارت های فنی مرتبط با راندن یک خودرو را یاد گرفتیم، رانندگی در لس آنجلس ـ جایی که همه با سرعت رانندگی می کنند اما عموماً از قوانین راهنمایی و رانندگی تبعیت می کنند ـ کاملاً متفاوت از تجربه رانندگی در رُم، ریو و حتی واشینگتن ـ جایی که به­نظر می رسد رانندگان به جای رعایت قوانین رانندگی بر سر چهارراه ها در حال توپ بازی با هم هستند ـ خواهد بود. هنگام بازی هندبال با یک همکار یا دوست، بایستی پرتلاش و مهاجمانه باشید و با به کار بردن تمام مهارت خود تلاش کنید که ببرید، اما هنگام یاد دادن یک بازی توپی به یکی از اعضای جوان خانواده، که برای اولین بار مهارت جدید را یاد می­گیرند، چالش اصلی این است که چگونه کاری کنیم که اوقات خوشی را تجربه کنند. پرخاشگر بودن در این شرایط ـ یا در بسیاری دیگر از موقعیت های ظاهراً رقابتی ـ ممکن است نتیجه ای معکوس داشته باشد. یک فرد بالغ «سازگار و مولد»(۹۵) انتظارات خود و راه های تعامل با دیگران را نسبت به موقعیت های گوناگونی که در زمان ها و مکان های مختلف با آن ها مواجه می شود، تنظیم می کند.
دانش ضمنی ما در مورد بایدها و نبایدهای مورد انتظار در موقعیت های مختلف گسترده است. خیلی اوقات، حتی از تمام قواعد، هنجارها و استراتژی­هایی که پیروی می­کنیم، آگاه نیستیم. همچنین علوم اجتماعی که ابزار نظری لازم را توسعه داده باشند در اختیار نداریم تا به ما کمک کنند که بتوانیم دانش ضمنی خود را به یک تئوری منسجم در مورد رفتار پیچیده بشر ترجمه کنیم. هنگام گذراندن بیشتر دوره های دانشگاهی در انسان شناسی، اقتصاد، جغرافیا، نظریه سازمان، علوم سیاسی، روان شناسی یا جامعه شناسی، تنها زبان های جداگانه ای را یاد می گیریم که به ما برای شناسایی اجزاء کاری مشترک(۹۶) از بین این همه موقعیت گیج­کننده که ما را فرا گرفته است، کمکی نمی کنند. دانشجویان دائماً شکایت می کنند ـ و به حق این کار را می کنند ـ که آن ها حسی شبیهِ بودن در بالای برج بابل را دارند. پژوهشگران نیز چنین مشکلی را حس می کنند (وی استرم(۹۷)، ۱۹۹۷: ۱۵۶).
آیا یک ساختار جهان شمول مبنایی وجود دارد؟
سوالات محوری که در این کتاب پرسیده شده اند عبارت است از: آیا می توان با کاوش عمیق در میان انواع تعاملات اجتماعیِ ضابطه مند در بازارها، سلسله مراتب، خانواده ها، ورزش ها، قانون گذاران (۹۸)، انتخابات و دیگر موقعیت ها اجزا اصلی جوامعی را شناسایی کرد که در شکل دادن تمام چنین موقعیت های ساختاریافته ای استفاده شده اند؟ اگر چنین باشد، مولفه های زیربنایی که از آن ها برای ساختن نظریه های مفید در مورد رفتار بشر در طیف متنوعی از موقعیت ها که انسان ها در آن ها تعامل می کنند استفاده کرد، کدامند؟ آیا می توان از همین مولفه ها همان طور که برای توضیح رفتارها در یک بازار کالا استفاده می­شود، برای توضیح دادن رفتار در یک دانشگاه، نظام مذهبی(۹۹)، یک سامانه حمل و نقل و یا یک اقتصاد عمومی شهری نیز استفاده کرد؟ آیا نیاز است، سطوح تحلیلی مختلفی را که برای توضیح قاعده مندی هایی که در رفتار بشر مشاهده می­شود، شناسایی کرد؟ آیا راهی وجود دارد که همان تحلیل های مورد استفاده برای حل مسائل در سطح محلی را ـ مانند تلاش صیادان خرچنگ در منطقه مِین(۱۰۰) آمریکا در ۸۰ سال گذشته برای قانونمندکردن صیادی در منطقه (ر.ک. اچسون(۱۰۱) (۱۹۹۸ و ۲۰۰۳)؛ ویلسون(۱۰۲) (۱۹۹۰)) ـ با استفاده از مجموعه ابزارهایی مشابه با ابزارهای حل مسئله در سطح ملی (گلار(۱۰۳) ۲۰۰۵؛ مک­گینیس(۱۰۴) (آماده ارائه)؛ سایر(۱۰۵) ۲۰۰۵) یا در سطح بین المللی (گیبسون(۱۰۶) و همکاران ۲۰۰۵؛ یانگ(۱۰۷) ۲۰۰۲،۱۹۹۷) انجام داد؟
جواب من به این سوال ها مثبت است. این پاسخ مسلماً یک گمانه­زنی بوده و می تواند به چالش کشیده شود. هر چند ادعای وجود یک واحد مشترک آسان می­باشد، اما متقاعدکردن دیگران که چنین است بسیار سخت است. من با آغوش باز پذیرای تبادل نظر با دیگران در مورد اجزای اصلی بنیادین تعاملات انسانی سازمان یافته ای(۱۰۸) هستم.
چندین مولفه در چندین لایه
تنوع رفتار اجتماعی قانون مند که در مقیاس­های متعدد مشاهده می کنیم، از مولفه هایی جامع که در لایه های متعددی سازماندهی شده اند، تشکیل شده است. به عبارت دیگر، هرگاه به نظر می رسد که افراد وابسته به یکدیگر(۱۰۹) در حال فعالیت در یک اسلوب سازمان­یافته می­باشند، لایه های متعددی از مولفه های جامع ساختاری را می سازند که بر رفتار آن ها و پیامدهایی که به آن نائل می شوند تاثیر می­گذارند. با تکیه بر سال ها کاری که با همکارانم روی بسط و پیاده­سازی چارچوب توسعه و تحلیل نهادی (IAD) انجام داده­ام، به این سوالات پاسخ مثبت می دهم.[ ۲ ]
کمک به دیگران برای مشاهده سودمندی بسط رده­بندی(۱۱۰) چندلایه از مولفه های زیربناییِ موقعیت هایی که کنش گران انسانی با آن ها مواجهند، چالشی است که در این کتاب بر عهده می­گیرم. این پاسخ مثبت برای پژوهشگران آشنا با اجزائی که دانشمندان نظریه بازی ها با رویکرد ریاضی برای توصیف یک بازی به کار می برند، شگفت­انگیز نخواهد بود. برای تحلیل یک بازی، پژوهشگر بایستی به یک سری از سوالات راجع به مولفه های جامع یک بازی پاسخ دهد. از قبیل تعداد بازیگران، حرکاتی که می توانند انجام دهند، چه پیامدهایی وجود دارد، ترتیب تصمیمات و اینکه چگونه حرکات و پیامدها را ارزش­گذاری می کنند.
از سوی دیگر، پژوهشگران نظریه بازی ها به خاطر تعداد بسیار زیادِ مولفه های شناسایی شده در این کتاب شگفت­زده خواهند شد. مولفه هایی که زمینه ای(۱۱۱) را که بازی در آن رخ می دهد، خلق می کنند. علاوه بر این اگر پژوهشگری پایبندی به استفاده از مدلی جامع و ساده فردمحور را رها کند، تعداد گزینه هایی که وی باید در مورد آن ها به صورت خود آگاه تصمیم بگیرد، به مراتب بیشتر از گذشته خواهد بود. هر چند فایده داشتن یک مدل جامع از رفتار عقلائی امری است که در فصل ۴ به چالش کشیده شده است، فرض وجود یک چارچوب جامع متشکل از مجموعه ای از مولفه های در هم پیچیده برای تبیین رفتار انسانی چیزی است که در سراسر کتاب به آن اشاره شده است.
ایجاد یک چارچوب
در این کتاب تحلیل­های مبتنی بر نظریه بازی ها به شیوه های متعددی مورد بهره برداری قرار گرفته و توسعه یافته اند. اولاً، تحلیل را به آن دسته از موقعیت های ساده که می توان آن ها را به عنوان بازی های متداول(۱۱۲) تحلیل کرد، محدود نمی­کنم. می توان مفهوم محوری یک موقعیت کنش(۱۱۳) را (که در فصل ۲ و ۳ بحث شده است) به عنوان یک بازی ریاضی فرمول بندی کرد تا بسیاری از موقعیت های مهم و ساده را نمایش داد. بسیاری دیگر از موقعیت های قابل توجه ـ به­ویژه جاهایی که قواعد، موضوعِ انتخاب هستند ـ بسیار پیچیده­تر از آن می­باشند که بتوان آن ها را به عنوان یک بازی ساده مدل­سازی کرد. (شبیه­سازی ها و مدل های عامل محور(۱۱۴) گونه های مختلف، ابزار مدل­سازی لازم برای کشف الگوهای تعامل و پیامدها در بسیاری از موقعیت­های(۱۱۵) پیچیده تر را فراهم خواهند کرد [جانسن(۱۱۶) ۲۰۰۳]).
ثانیاً نگاه خود را فراتر خواهم برد و تلاش خواهم کرد تا روشی منسجم را بسط دهم که بتوان با آن به شکلی واضح به تحلیل ساختارهای عمیق تر پرداخت. ساختارهایی که هر محیط کنش خاصی را شکل می دهند. برای برخی پژوهشگرانِ نظریه بازی ها، هنگامی­که ساختار یک بازی تصریح شده است، این ساختارهای عمیق تر بی­ربط به نظر می رسد. ثالثاً مدل محدود رفتار انسان(۱۱۷) که در نظریه بازی ها استفاده شده است به عنوان یک انتهایِ تسلسل رفتار انسانی که برای تحلیل های نهادی مناسب هستند، درنظر گرفته شده است. سه فرض اساسی آن مدل به عنوان تابعی برای مشخص­کردن نوع فروضی که پژوهشگر لازم است هنگام تحقق بخشیدن به یک تحلیل نهادی در نظر بگیرد، دیده شده اند.
چالش اصلی که یک نظریه پرداز نهادی ـ همان طور که در فصل ۴ بحث می کنم ـ با آن مواجه می­باشد این است که به اندازه­ی کافی در مورد ساختار یک موقعیت اطلاع داشته باشد تا بتواند فروض مناسب را در مورد رفتار انسانی به نحوی برگزیند که به بهترین شکل با نوع موقعیتی که مورد تحلیل است، تناسب داشته باشند. بنابراین رویکرد ارائه شده در این کتاب، نظریه بازی های معاصر را به عنوان یکی از نظریه هایی که با چارچوب IAD سازگار است، در برمی گیرد. علاه بر این ـ همان­طور که در فصل ۴ مطرح شده است ـ متضمن نظریه های عام تری نیز خواهد بود. نظریه هایی که افراد را یادگیرندگانی جایزالخطا در نظر می­گیرد که تلاش می کنند در بلندمدت بهترین کار ممکن را با استفاده از هنجارها و روش های ابتکاری در تصمیم­گیری های آنی خود انجام دهند.
به عنوان پژوهشگری که فهم مولفه های زیربنایی و جامع تمام نظام های اجتماعی را وظیفه خود می داند، پیچیدگی را به طور روشن مطرح نمی­کنم. تبیین علمی تنها نیازمند تعداد کافی متغیّر است تا فرد را قادر به تبیین، درک و پیش بینی پیامدها در شرایط مرتبط کند. بنابراین، برای بسیاری از سوالات مورد علاقه دانشمندان علوم اجتماعی نیازی به کاوش در لابه لای لایه های تودرتوی قواعدی که در نیمه دوم کتاب بررسی شده اند، نیست. یک پژوهشگر می تواند تحلیل خوبی از موقعیت را بپروراند (فصل ۲ و ۳)، تصمیم بگیرد چه فروضی در مورد بازیگران را در نظر بگیرد (فصل ۴) و پیامدها را پیش بینی کند. احتمالاً تمام آنچه که لازم است این است که پیش بینی ها به صورت تجربی تایید شوند.[ ۳ ]
اما اگر پیش بینی ها تایید نشوند، همان­طور که در مورد بسیاری از کارهای معاصر بر روی دوگان های اجتماعی و وضعیت­ها شامل اعتماد و عمل متقابل چنین است، بایستی فرد لایه های سطحی را کنار بزند تا کم کم چرایی آن را بفهمد. و اگر کسی می خواهد پیامدهای به­دست آمده را در طول زمان ارتقاء بخشد، نیازمند این است که به درک ساختارهای عمیق تری در ادبیات نهادها بپردازد که در فصل ۶ بحث شده اند و نیز انواع قواعدی را که ساختارها را می­سازند بشناسد ـ همان طور که در فصل ۷ و ۸ بحث شده اند. این کتاب را می توان به عنوان پیش درآمدی از یک سری نقشه های ادراکی(۱۱۸) تودرتوی فضای تبیینی(۱۱۹) در نظر گرفت که دانشمندان علوم اجتماعی می توانند از آن برای درک و تبیین تنوع الگوهای انسانیِ رفتار(۱۲۰) استفاده کنند. اما با این حال، یادگیری نحوه استفاده از مجموعه ای از نقشه های ذهنی و تعیین مقدار درست جزئیاتی که باید استفاده کرد، به خودی خود مهارتی است که به دست آوردن آن زمان­بر می­باشد، درست همان­طور که در مورد نقشه های جغرافیا چنین است (لوی(۱۲۱)  ۱۹۹۷b).
چارچوب ها و نقشه های ادراکی
به­عنوان مثال، اگر بخواهم سریع ترین مسیر از پراویدنس بِی(۱۲۲) به گُر بِی(۱۲۳) در جزیره مانیتُلین(۱۲۴) ـ جایی که وینسنت استرم و من تابستان ها را به نوشتن در اتاقکمان در سواحل دریاچه هورن(۱۲۵) می گذرانیم ـ را بدانم، نیازمند نقشه ای خیلی جزئی از داخل خود جزیره خواهم بود. اگر بخواهم به یک همکار ـ که می خواهد بداند تابستانمان را در کجا می گذرانیم ـ توضیح بدهم که جزیره مانیتُلین کجاست، نیازمند نقشه ای با جزئیات کم و کلی تر خواهم بود که موقعیت آن را در سواحل شمالی دریاچه هورن
ـ یکی از دریاچه های بزرگ قاره آمریکای شمالی ـ نشان دهد. اما اگر سعی کنم از نقشه کل نیمکره غربی استفاده کنم، دریاچه های بزرگ آنقدر کوچک خواهند بود که شناسایی موقعیت جزیره مانیتُلین ممکن است چالش برانگیز شود. ممکن است تنها قادر به این باشم که به استان اُنتاریو در کانادا، جایی­که واقع شده است و یا به تمام مجموعه دریاچه های بزرگ، اشاره کنم. مزیت یک مجموعه خوب از نقشه های جغرافیا بعد از قرن ها کار سخت این است که سطوح متعددی از نقشه های جزئی از بیشتر مکان ها در دسترس خواهد بود که به شکلی منسجم در هم پیچیده اند. اکثر ما تشخیص می دهیم که یک نقشه بهینه که بتوان برای تمام اهداف استفاده کرد وجود ندارد. هر سطحی از جزئیات برای اهداف متفاوتی سودمند هستند.
«نقشه»ای که در این کتاب به شفاف­سازی آن خواهم پرداخت، چارچوبی مفهومی است که همان­طور که در بالا اشاره شد چارچوب تحلیل و توسعه نهادی (IAD) نامیده می­شود. انتشار «دنیای سه­گانه کنش: ترکیبی فراتئوری از رویکرد های نهادی» (کایزر و استرم(۱۲۶) ۱۹۸۲) نشان­دهنده چاپ اولیه برای توصیف چارچوب IAD است. هدف ما کمک به ادغام کارهایی بود که به­وسیله دانشمندان علوم سیاسی، اقتصاددانان، انسان شناسان، حقوق­دانان، جامعه­شناسان، روان شناسان و نیز کارهایی که توسط دیگر علاقه مندان به چگونگی تاثیر نهادها بر انگیزه هایی که افراد با آن ها مواجه اند و رفتار حاصله انجام گرفته بود.[ ۴ ] از زمان انتشار آن مقاله تاکنون، آن چارچوب گسترش بسیاری یافته است[ ۵ ] و در تحلیل انواع موقعیت­های تجربی به کار بسته شده است. این ها عبارتند از:

*مطالعه تابلوهای تبلیغاتی در بُتسوانا(۱۲۷) (واین(۱۲۸) ۱۹۸۹)؛
*تاثیر نهادها بر شکل­گیری نظارت و ارزش­گذاری های موثر در پروژه های توسعه ای دولت (گوردیلو و اندرسون(۱۲۹) ۲۰۰۴)؛
*انگیزه های گردانندگان و دولت مرکزی راجع به جاده های زغال سنگ در کنتاکی (اوکرسون(۱۳۰) ۱۹۸۱)؛
*تکامل شرکت های تعاونی قهوه در کامِرون (واکر(۱۳۱) ۱۹۹۸)؛
*علل و اثرات تغییرات حقوق مالکیت میان ماسایی های کنیا(۱۳۲) (وانگی(۱۳۳) ۲۰۰۳)؛
*بررسی عملکرد برج های مسکونی در کره (جی. چو(۱۳۴) ۱۹۹۲)؛
*قانونمند کردن(۱۳۵) صنعت تلفن در آمریکا؛
*اثر قواعد بر پیامدهای موقعیت­های منابع مشاع در سرتاسر جهان(۱۳۶)؛
*مقایسه میان مهد کودک های غیرانتفاعی، انتفاعی و دولتی (بوشاوز(۱۳۷) ۱۹۹۹)؛
*اثر تمرکززدایی بر مدیریت جنگل ها در بولیوی (اندرسون ۲۰۰۴،۲۰۰۲)؛
*تکامل اصلاحات بانکداری در آمریکا (پولسکی(۱۳۸) ۲۰۰۳) و
*تاثیر انگیزه ها بر رفتار اهداکننده و دریافت­کننده عضو وابسته به کمک های بین المللی (گیبسون، اندرسون و همکاران(۱۳۹) ۲۰۰۵).

اعتماد ما به سودمندی چارچوب IAD در پرتو طیف وسیعی از موقعیت­های تجربی به طور پیوسته افزایش یافته است؛ به­طوری­که این چارچوب در شناسایی متغیّرهای کلیدی به همکارانم کمک کرد تا بتوانند از پس تحلیلی نظام مند در مورد ساختار موقعیت هایی که افراد با آن ها مواجه می شوند برآیند و نیز بتوانند تشخیص دهند که چگونه قوانین، ماهیت رخدادهای درگیر و جامعه در طول زمان بر این موقعیت ها تاثیر گذاشته اند. آنچه که به طور قطع صحیح است این است که تعداد متغیّرهای خاص موجود در هر یک از این مطالعات تجربی بسیار زیاد است. تعداد دقیق متغیّرهای موجود در هر یک از مطالعات (یا یک موقعیت در یک مطالعه) متفاوت از تعداد دقیق متغیّرهای موجود در مطالعه ای دیگر است.
مسئله تعدد متغیّرها و احتمالاً مثال های کمی از نوعی ترکیب میان این متغیّرها، از نظر دیگر پژوهشگران به عنوان مسئله ای گیج­کننده که مکرراً در آزمون های تجربیِ نظام مندِ نظریه های علوم اجتماعی مشاهده می شود، شناخته شده است. جیمز کلمن(۱۴۰) (۱۹۶۴: ۵۱۹-۵۱۶) به توسعه و آزمون «تئوری های گاهاً صحیح»(۱۴۱) اشاره کرد. منظور وی این بود که تبیین ها فقط و فقط تحت شرایط معینی ممکن بود برقرار باشند. اگر تعداد کمی از شرایط شناسایی شده بود، تئوری های گاهاً صحیح مشکلی جدی برای علوم اجتماعی جلوه نمی کرد.
اما ارائه تحلیل های بسیار دقیق در مورد بسیاری از سوالات، در نهایت نیازمند بررسی تعداد زیادی از متغیّرهاست. برای مثال فریتز شارپف(۱۴۲) (۱۹۹۷: ۲۲) اشاره می کند که موقعیت­های ملی «شناخته شده به عنوان عامل تاثیرگذار بر فرآیندهای سیاستی را می توان چنین توصیف کرد که یا دولت مرکزی(۱۴۳) هستند یا فدرالی، پارلمانی هستند یا ریاست جمهوری، دو حزبی هستند یا چندحزبی که به نوبه خود تعامل میان آن ها یا رقابتی است یا ائتلافی(۱۴۴)، و دارای سیستم واسطه­گری منافع به شکل کثرت­گرا یا نئوشراکتی». هر یک از این پنج متغیّر می توانند مستقل از دیگر متغیّرها در هر یک از «موقعیت­ها» وجود داشته باشند. علاوه بر این حتی برای اینکه اوضاع وخیم تر شود می توان گفت که ممکن است متغیّرهایی وجود داشته باشند که به مناطق سیاستی خاصی ـ همانند بانکداری، سیاست­گذاری محیط زیست یا آموزش ـ مرتبط باشند که به نوبه خود این ها نیز امکان تغییر دارند. «در مورد پژوهش های تطبیقی در حوزه سیاست­گذاری، این به این معنا است که تعداد بالقوه منظومه های متفاوتِ عوامل موقعیتی و نهادی به شدت زیاد خواهد بود ـ در حقیقت آن قدر زیاد که تقریباً ظاهر شدن ترکیب های دقیقاً یکسانی از عوامل در بسیاری از موارد تجربی ناممکن خواهد بود» (۲۳). سطح مشابهی از پیچیدگی هنگام تحلیل عوامل تاثیرگذار بر عملکرد تلاش ها برای تحکیم رابطه شهر ـ بخش(۱۴۵) وجود دارد (کار و فیوک(۱۴۶) ۲۰۰۴).
هامُند و باتلر(۱۴۷) (۲۰۰۳) این مشکل را به وضوح در نقدشان به کارهای برخی نظریه­پردازان نهادی نشان داده اند. نظریه­پردازانی که به صورت افراطی ادعاهایی قاطع در مورد تفاوت های فراگیر میان نظام های پارلمانی و ریاست جمهوری مطرح کرده اند. سیستم ریاست جمهوری ـ به نظر برنز(۱۴۸) (۱۹۶۳) ساندکوئیست(۱۴۹) (۱۹۶۸) و والنژوئلا(۱۵۰) (۱۹۹۳) ـ هنگامی که رئیس جمهور اکثریت هر دو مجلس سنا و کنگره را در اختیار حزب خود می یابد، برای تغییر سیاست کند به نظر می­رسد، اگر چه متوقف نشود و منجر به انسداد، ناامیدی و بن بست همراه با تغییرات انفجاری گهگاهی می­شوند. هاموند و باتلر به دقت تعامل میان قواعد و مجموعه­های رجحان(۱۵۱) را که ممکن است در پنج نوع تغییر(۱۵۲) قواعد نهادی وجود داشته باشد، تحلیل کردند. آن ها نتیجه گرفتند «که در نظر گرفتن راهنمایی های قواعد نهادی به تنهایی برای فهم رفتار هر سیستمی کافی نمی باشد» (هاموند و باتلر ۲۰۰۳: ۱۸۳).
به تعبیر مارول و الیور(۱۵۳) (۱۹۹۳: ۲۵) «پیش بینی هایی که ما می توانیم به شکل معتبری ارائه کنیم بایستی پیچیده، تعاملی و مشروط باشند». و می توانیم امید داشته باشیم که حداقل در برخی موقعیت­ها بعضی از تغییرات در یکی از مولفه ها خنثی باشند ـ یا روی پیامدها اثری نداشته باشند ـ (همان طور که الآن زیست شناسان درباره نمایندگان ژِن­ها(۱۵۴) یاد می گیرند؛ ر.ک. قاوریلت(۱۵۵) ۲۰۰۳). درحالی­که بررسی اثبات­پذیری تجربیِ(۱۵۶) پیش بینی های دقیق، استاندارد هدایت­کننده برای بیش­تر کارها در اقتصاد سیاسی بوده است، ممکن است مجبور شویم، به جای یک پیش بینی نقطه ای دقیق به فهمیدن پیچیدگی ساختارها و ظرفیت پیش­بینی الگویی کلی از پیامدها برای یک ساختار راضی شویم. شاید پیامدی سازگار با یک الگو، بهترین تاییدی باشد که بتوانیم در موقعیت­ها با پیچیدگی قابل توجه به دست آوریم (کراچفیلد و اسکاستر(۱۵۷) ۲۰۰۳).
بنابراین، کثرت متغیّرهای مرتبط، تعدد ترکیب های این متغیّرها، و سازماندهی آن ها به شکل تحلیل های چندلایه، فهم زندگی اجتماعی سازمان­یافته را تبدیل به تلاشی پیچیده می کند. وقتی که هر یک از رشته ها و شاخه های (۱۵۸) علوم اجتماعی از زبان متفاوتی برای اصطلاحات کلیدی استفاده می کنند و بر روی سطوحی متفاوت از تبیین به عنوان روش «مناسب» ِفهم رفتار و پیامدها تمرکز می کنند، هرکسی می تواند متوجه شود که چرا گفتگو میانشان بیش­تر به برج بابل شباهت خواهد داشت تا مجموعه­ای از دانش. هدف این کتاب جمع­آوری و روی هم گذاشتن کوشش های مجموعه ای از پژوهشگران است تا رویکردی ادراکی را بسط و گسترش دهد. رویکردی که با خوش بینی، شانس بیشتری را برای انباشت(۱۵۹) خواهد داشت ـ بر خلاف بسیاری از مسیرهای مجزای رایج کنونی در علوم اجتماعی معاصر.
هُلُن ها(۱۶۰): واحدهای در هم تنیده جزء و کلِ تحلیل
همانند نقشه های خوب جغرافیا، چارچوب IAD را می توان در طیفی از مقیاس های بسیار ریز(۱۶۱) تا بسیار درشت(۱۶۲) ارائه کرد. تصمیم­گیری های انسان نتیجه لایه های زیادی از پردازش داخلی است که از ساختار بیوفیزیکی شروع می شوند، اما لایه های متعددی از ساختار شناختی بر فراز مولفه های بیوفیزیکی آن ها را همراهی می کنند (هافستیدر(۱۶۳) ۱۹۷۹). علاوه بر این، بسیاری از ارزش هایی که افراد دنبال می کنند، ارزش هایی ذاتی هستند که به وسیله اهداف مادی خارجی(۱۶۴) قابل نمایش نیستند در حالی که وجود و درجه قدرتشان مولفه های مهمی از فرد هستند که باید حتماً بررسی شوند. به همین ترتیب بر فراز یک شخص واحد ساختارهایی وجود دارند که از افراد متعددی تشکیل شده اند ـ خانواده ها، بنگاه ها، صنایع، ملت ها، و بسیاری واحدهای دیگر ـ که خود متشکل از اجزاء بسیاری هستند و به نوبه خود نیز بخشی از ساختارهای بزرگ تری هستند. چیزی که کل سیستم در یک سطح محسوب می شود در سطحی دیگر جزئی از یک سیستم خواهد بود.
آرتورکِستلِر(۱۶۵) (۱۹۷۳) از چنین زیرمجمع­های(۱۶۶) تودرتویی از واحدهای جزء ـ کل در سیستم های انطباقی پیچیده به هُلُن تعبیر می کند. «اصطلاح هُلُن را می توان برای هر زیربخش(۱۶۷) پایداری در یک سلسله مراتب ارگانیسمی یا اجتماعی به­کار برد که نشان دهنده رفتار قاعده مند و/ یا پایدار هیات(گشتالت) ساختاری است» (۲۹۱). قبلاً کریستُفِر الکساندر(۱۶۸) (۱۹۶۴) تمام مولفه های طبقه­بندی اجتماعی را برای داشتن یک الگو و یک واحد، مفهوم سازی کرده بود. واحدها زیرواحدهایی دارند و خود اجزائی از واحدهای بزرگ تری هستند که همگی با هم به عنوان یک الگو تناسب دارند. کستلر ادعا می کند که یک «کل سلسله مراتب سازمان­یافته را نمی توان به اجزاء اولیه اش «کاهش داد»؛ اما می توان آن را «کالبدشکافی» کرد تا شاخه های تشکیل دهنده درختی آن را به دست آورد که در آن هُلُن ها نشان­دهنده گره های درختی هستند، و خطوط متصل کننده آن ها به تناسب شرایط ممکن است کانال های ارتباط، کنترل یا حمل و نقل باشند» (۱۹۷۳: ۲۹۱). بنابراین، بیشتر تحلیل های ارائه شده در این کتاب از سنخ «کالبدشکافی» سیستم های پیچیده به هلن های مرکبی خواهد بود که به نوبه خود دوباره کالبدشکافی می شوند. تبیین ها در سطوح متعدد و در مقیاس های زمانی و مکانی متفاوتی رخ خواهند داد.
از آن جایی­ که تفاسیر در سطوح متعدد و مقیاس های زمانی و مکانی متفاوتی انجام می شوند، مفاهیم نظری مرتبط که برای فهم پدیده ها در یک سطح لازم است، الزاماً متناسب با افزایش یا کاهش مقیاس، افزایش یا کاهش نخواهند یافت. برای مثال، یکی از سوالات اصلی و گیج­کننده ای که در زمینه بوم­شناسی چشم­انداز(۱۶۹) با آن مواجه هستیم، مسئله شناسایی مقیاسی است که در آن فرآیند یا پدیده رخ می دهد. بر طبق نظر پیکت و کادِنسو(۱۷۰) (۱۹۹۵، ۳۳۳) «سوال اصلی در مورد مقیاس بوم­شناسی این است که تعیین کنیم که آیا یک پدیده مفروض در طیف وسیعی از مقیاس ها ظاهر شده یا به کار برده می­شود یا اینکه فقط به طیف محدودی از مقیاس ها منحصر است»
(ر.ک همچنین به لوین(۱۷۱) ۱۹۹۲).
در بسیاری از موارد اجزاء سازنده هلن به خوبی توصیف کننده هلن هایی که خلق کرده اند نیستند. یک خانه از مجموعه ای از تیرآهن ها ، الوارها ، تخته ها، لوازم روکش کردن سقف، میخ و غیره ساخته شده است. وقتی کسی می­خواهد در مورد خود خانه صحبت کند، معمولاً در مورد تعداد اتاق ها، سبک خانه و تعداد طبقات آن سخن می گوید نه تعداد میخ هایی که در ساخت آن به­کار رفته است ـ اگر چه شاید پیمانکار و فروشنده ابزارآلات در برخی مراحل ساخت ساختمان تلاش کنند که تعداد دقیق این متغیّرها را تخمین بزنند. وقتی کسی می خواهد در مورد خیابانی که خانه در آن واقع شده است صحبت کند، وی به اموری مثل اندازه پارکینگ ها، عرض خیابان، مکمل بودن یا عدم مکمل بودن سبک ساختمان(۱۷۲) و مانند این ها اشاره می کند. همانند توصیف حوزه سیاسی شهری یا روستایی که یک محله در آن واقع شده است، برای توصیف یک محله از مفاهیم مختلف استفاده خواهد کرد. از دیگر سو، از برخی مفاهیم می توان برای کالبدشکافی هلن هایی بهره برد که در مقیاس های متفاوتی از تحلیل عملیاتی شده­اند.
در نتیجه، تحلیل گر نهادی با چالشی جدی برای شناسایی سطح مناسب تحلیل برای پاسخ به معمایی خاص و یادگیری یک زبان مناسب برای فهم حداقل سطح کانونی و یکی دو سطح بالا و پایین آن روبه رو است. دانشمند علوم اجتماعی تنها کسی نیست که با این مشکل مواجه است. در نشست دانشمندان تغییرات جهانی(۱۷۳) که در بن(۱۷۴) در مارس ۲۰۰۱ برگزار شد، پیتر لِمک(۱۷۵) از پروژه تحقیقاتی اقلیم جهانی اشاره کرد که پیش از این تمرکز تحقیقات اقلیمی همگی بر روی پیش بینی هوای جهانی بوده است. اثبات شده است که این تنها یک افسانه و خیال است. حال آن ها فهمیده اند برای آنکه پیش بینی های خوبی از اقلیم ارائه کنند، باید مدل های محلی جزئی(۱۷۶) که با مدل های جهانی آب و هوا تکمیل شده باشد، داشته باشند. در واقع هر دو مدل های محلی و جهانی مورد نیاز می­باشند. آن ها به جای آنکه رقیب هم باشند مکمل هم هستند. در حال حاضر دانشمندان علوم طبیعی(۱۷۷) تلاش می کنند که شرایط محلی بیشتری را در مدل های جهانی خود بگنجانند اما مشخص شده است که این کار بسیار سخت است.
متخصصان محیط زیست با درک سیستم های زیست محیطی متشکل از جوامع، واحدهایی کوچک تر درون آن ها، و زیرواحدهایی درون واحدها شامل ویژگی های گونه ها درون یک اجتماع (از قبیل تنوع) یا ویژگی های فردی گونه ها (از قبیل رده غذایی(۱۷۸)) سروکله می­زنند (ر.ک. تیلمان(۱۷۹)، ۱۹۹۹؛ تیلمان و همکاران، ۱۹۹۸). تحقیقات گسترده در این حوزه، مدل های تحلیلی و شبیه سازی ها اکنون متخصصان محیط زیست را قادر به انجام پیش بینی هایی نسبتاً قوی در مورد برخی از این تعاملات نموده اند. «همان­طور که گونه هایی(۱۸۰) با نقش های زیست­محیطی منحصر به فردتری اضافه می شوند، افزایش تنوع گونه ها احتمالاً با ساختار اجتماعی پیچیده­تری همراه خواهند بود. معرفی نقش های جدید، بسته به اینکه چگونه گونه ها درون اجتماع عمل کنند هم می تواند تثبیت­کننده(۱۸۱) باشد و هم بی ثبات کننده. برای مثال افزودن سومین رده غذایی به یک اجتماع که در غیر این حالت پایدار بوده است و تنها شامل طعمه(۱۸۲) و شکارچیان(۱۸۳) است این ظرفیت را دارد که سبب بی ثباتی سیستم شود (ایوس و همکاران(۱۸۴)، ۲۰۰۰: ۴۰۹). دانشمندان علوم اجتماعی آرام آرام ظرفیت­های بیشتری را برای فهم سیستم های پیچیده چندلایه کسب می کنند، اما تا آن هنگام که زبان نظری مناسبی برای تحلیل این سیستم ها را توسعه بدهیم، همچنان به محکوم کردن تمام جوامع پیچیده­ا ی از سازمان های تعامل انسانی تحت عنوان هرج و مرج(۱۸۵) ادامه خواهیم داد، چنانکه دیدگاه غالب پژوهشگران حوزه شهری در طول نیم قرن گذشته چنین بوده است (برای مثال ر.ک. هاولی و زیمر(۱۸۶)، ۱۹۷۰)
نواحی کنش به عنوان واحدهای کانونی تجزیه و تحلیل
سطح کانونی در این کتاب هُلنی است که ناحیه کنش نامیده شده است. در ناحیه کنش دو هلن ـ بازیگران و محیط کنش ـ در عین حال که متاثر از متغیّرهای برون زا (حداقل هنگام تحلیل در این سطح) هستند، باهم تعامل دارند و پیامدهایی را ایجاد می کنند که به نوبه خود بر روی بازیگران و محیط کنش تاثیر می گذارند. نواحی کنش در خانه؛ در همسایگی؛ در شوراهای محله، شهر، کشور یا شوراهای بین­المللی؛ در بنگاه ها یا بازارها و در تعاملات میان همه این نواحی کنش با یکدیگر یافت می شوند. ساده ترین و جمع وجورترین راه نمایش این نواحی هنگامی که سطح کانونی تجزیه و تحلیل هستند در شکل ۱-۱ نشان داده شده است که در آن متغیّرهای برون زا بر ساختار ناحیه کنش تاثیر می گذارند و ناحیه، تعاملاتی را به وجود می آورد که پیامدهایی را تولید می کنند. شاخص های ارزیابی با کمک بررسی الگوهای تعاملات و پیامدها، برای قضاوت در مورد عملکرد سیستم استفاده می شود.
پیامدها بازخورد هایی(۱۸۷) را برای بازیگران و موقعیت به همراه دارند و ممکن است هر دو را طی زمان دگرگون سازند. طی زمان، پیامدها نیز ممکن است به آرامی بر روی برخی از متغیّرهای برون زا تاثیر بگذارند. در انجام یک تحلیل، پژوهشگر متغیّرهای برون زا را ثابت در نظر می گیرد ـ حداقل با توجه به هدف تحلیل. اگر پیامد های حاصل از تعاملات برای افراد درگیر سودمند باشد، احتمالاً بازیگران التزام بیشتری از خود به حفظ ساختار موقعیت آن گونه که هست نشان دهند تا دریافت پیامد های مثبت استمرار یابد. هنگامی که پیامد ها از نظر بازیگران غیرمنصفانه یا حتی نامناسب باشد، احتمالاً استراتژی های خود را تغییر خواهند داد حتی اگر در حال دریافت پیامدهای مثبتی از موقعیت باشند (فر و قاچر(۱۸۸)، ۲۰۰۰b). اگر پیامدها در نظر افراد درگیر (یا دیگران) ارزش کمتری از سایر پیامد های ممکن داشته باشند، برخی افراد پرسش هایی را در مورد تلاش برای تغییر ساختار موقعیت از طریق جابه جایی به سطحی متفاوت یا حتی تغییر متغیّرهای برون زا مطرح می کنند. یا اگر فرآیندها منصفانه به نظر نرسد، ممکن است انگیزش هایی برای تغییر ساختار وجود داشته باشد (فری(۱۸۹) و همکاران ۲۰۰۴).



شکل ۱-۱: سطح کانونی تجزیه و تحلیل ـ یک ناحیه کنش

تلاش های مشابه برای شناسایی یک واحد اصلی تجزیه و تحلیل، مانند ناحیه کنش، که شامل محیط های(۱۹۰) متنوعی می­باشد تاریخچه ای طولانی دارد. برخی از واحدهای اصلی تجزیه و تحلیل که توسط سایر پژوهشگران شناسایی شده اند،
عبارتند از:
  • ساختارهای جمعی (آلپورت(۱۹۱) ۱۹۶۲)؛
  • رویدادها (اپل­یارد(۱۹۲) ۱۹۸۷؛ هیس(۱۹۳) ۱۹۷۹)؛
  • چارچوب ها (گافمن(۱۹۴) ۱۹۷۴)؛
  • موقعیت­های کنش و واکنش اجتماعی (برنز و فلیم(۱۹۵) ۱۹۸۷)؛
  • منطق موقعیت (فار(۱۹۶) ۱۹۸۵؛ پاپر(۱۹۷) ۱۹۶۱، ۱۹۷۶)؛
  • موقعیت های اجتماعی گیج­کننده (راب و واس(۱۹۸) ۱۹۸۶)؛
  • اسناد (شانک و آبلسون(۱۹۹) ۱۹۷۷)؛
  • مبادلات (کامونز(۲۰۰) [ ۱۹۲۴ ] ۱۹۶۸)؛ و
  • واحدهای معنا (باروایز و پری(۲۰۱) ۱۹۸۳؛ رایفا(۲۰۲) ۱۹۸۲).
از آن جایی که چارچوب IAD یک نقشه ذهنی چندلایه است، ساده ترین نمایش شکلی یک ناحیه کنش که در شکل ۱-۱ نشان داده شده است باید باز شود ـ و در طول فصول اولیه این کتاب نیز بیشتر توضیح داده خواهد شد. ناحیه­ی کنش شامل دو هلن است: محیط کنش، و بازیگر آن محیط (شکل ۱-۲ را ببینید).



منبع: اقتباس از ای. استرم، قاردنر و واکر(۲۰۳) ۱۹۹۴، ۳۷
شکل ۱-۲: چارچوب تحلیل نهادی

محیط کنش را به نوبه خود می توان با هفت دسته متغیّر توصیف کرد: (۱) بازیگران (که می توانند فردی یا بازیگران گروهی باشند)، (۲) جایگاه، (۳) پیامد های بالقوه(۲۰۴)، (۴) رابطه میان کنش ها و پیامدها (۵) کنترلی که بازیگران اعمال می کنند، (۶) نوع اطلاعات ایجاد شده، و (۷) هزینه ـ فایده هایی که به کنش­ها و پیامد ها اختصاص داده شده است (شکل ۲-۱ فصل بعد را ببینید). بنابراین، یک محیط کنش به فضای اجتماعی اشاره دارد که بازیگران با ترجیحات متنوع تعامل می کنند، به تبادل خدمات و کالاها می­پردازند، مسائل را حل می کنند، بر یکدیگر تسلط می یابند و یا مبارزه می کنند (در میان کارهای زیادی که افراد در نواحی کنش انجام می دهند). در فصل ۲، بر روی محیط کنش تمرکز کرده و به عنوان یک واحد اصلی تجزیه و تحلیل مطرح خواهد شد. اجزاء کار یک محیط کنش در فصل ۳ نمایش داده خواهد شد و نشان داده می­شود که چگونه این هلن در یک محیط آزمایشگاهی عملیاتی می­شوند. در فصل ۴، بر روی بازیگر تمرکز کرده، مفهوم آن بیان خواهد شد و در مورد معماها و مواردی که به بازیگر زندگی می­بخشند، بحث می شود. اما در ابتدا متغیّرهایی مورد بررسی قرار می گیرند که هنگام بررسی ناحیه کنش، برون زا در نظر گرفته می شوند (هرچند که ممکن است خودشان پیامد ناحیه کنش دیگری باشند). کمی از بالا به نقشه ذهنی IAD نگاه کنید.
مرور کلی چارچوب IAD
یک تحلیل گر نهادی پس از تلاش برای فهم اولیه ساختار یک ناحیه کنش می تواند دو گام دیگر بردارد که وی را به سوی الگویی خاص از تعاملات و پیامد ها رهنمون سازد. یک گام به سمت خارج برداشته و عوامل برون زایی بررسی می­شود که بر ساختار ناحیه کنش اثر می­گذارند. از این دیدگاه هر ناحیه کنشی، خود به عنوان مجموعه ای از متغیّرهای وابسته در نظر گرفته می شود. عوامل موثر بر ساختار یک ناحیه کنش شامل سه دسته متغیّر هستند: (۱) قواعدی که بازیگران برای تنظیم روابطشان استفاده می کنند، (۲) ویژگی های جهان بیوفیزیکی که نواحی تحت تاثیر آن ها هستند و (۳) ساختار اجتماع عام­تر(۲۰۵) که هر ناحیه جزئی در آن واقع شده است (ر.ک. کایزر و استرم ۱۹۸۲). بخش بعدی این فصل گام اول را به اجمال معرفی می کند (سمت چپ شکل ۱-۲ را ببینید). سپس، در فصول ۵، ۶ و ۷ چگونگی تاثیر قواعد بر ناحیه کنش به صورت عمیق تری مورد بحث قرار خواهد گرفت.
گام دوم نیز به سمت خارج است ـ اما به «سمت دیگر»ی از ناحیه کنش ـ تا ببینیم چگونه نواحی کنش به صورت پی­در­پی(۲۰۶) یا همزمان(۲۰۷) با یکدیگر دراتباطند. این گام در بخش کانونی فصل ۲ پس از بحث در مورد مولفه های محیط کنش مطرح خواهد شد.
درنظر گرفتن نواحی کنش به عنوان متغیّرهای وابسته
در ورای روشی که تحلیل گران برای مفهوم­سازی محیط های کنش و بازیگران تعامل کننده استفاده می کنند، فروضی ضمنی قرار دارد؛ فروضی در مورد قواعدی که آن ها برای تنظیم روابطشان استفاده می کنند، فروضی در مورد ویژگی های جهان بیوفیزیکی و در مورد ماهیت اجتماعی که ناحیه در آن تحقق می یابد. برخی از تحلیل گران علاقه ای به نقش این متغیّرهای زیربنایی ندارند و تنها بر روی ناحیه خاصی که ساختار آن داده شده است، تمرکز می کنند. از طرف دیگر احتمال دارد که تحلیل گران نهادی به یکی از عوامل موثر بر روی ساختار ناحیه بیشتر از دیگر عوامل علاقه نشان دهند. انسان شناسان و جامعه شناسان تمایل بیشتری به این دارند که چگونه سیستم های ارزشی به اشتراک گذاشته­شده(۲۰۸) یا متفرق(۲۰۹) در یک اجتماع بر روش هایی تاثیر می گذارد که انسان ها روابطشان با یکدیگر را بر اساس آن ها ساماندهی می کنند. پژوهشگران محیط زیست علاقه مند به تمرکز بر روی روش­های مختلفی هستند که سیستم های فیزیکی و زیستی از آن طرق تعامل کرده و برای موقعیت هایی که افراد بشر با آن مواجهند فرصت یا محدودیت­آفرینی می کنند. عالمان سیاسی گرایش به تمرکز بر چگونگی تاثیر ترکیب های خاصی از قواعد روی انگیزه ها دارند. قواعد، جهان مادی و بیوفیزیکی و ماهیت اجتماع، همگی در کنار هم بر نوع افعالی که افراد قادرند انجام دهند، هزینه ها و فواید این افعال و پیامد های بالقوه، و پیامدهای محتملی که به دست آمده است، تاثیر می گذارند.
مفهوم قواعد
مفهوم قواعد در تحلیل نهادها نقش محوری دارد (هاجسون(۲۱۰)  ۲۰۰۴a). اما با این حال پژوهشگران از اصطلاح قواعد برای اشاره به مفاهیم متعدد، با معانی کاملاً متفاوتی بهره می برند. در یک برداشت فلسفی از قواعد، ماکس بِلَک(۲۱۱) (۱۹۶۲) چهار استعمال متفاوت این اصطلاح را در مکالمات روزمره شناسایی کرده است. به نظر بلک واژه قواعد برای دلالت بر مقررات، دستورالعمل ها، قاعده اخلاقی و اصول استعمال می شود. قواعد به معنای مقررات اشاره به چیزی دارد که «به وسیله یک قدرت مشروع (قوه مقننه، قاضی، دادرس، هیئت مدیره، رئیس دانشگاه، پدر یا مادر) مبنی بر الزامی بودن
(یا ممنوع یا مجاز بودن) کاری برای اشخاص معینی وضع شده است. بلک برای قواعد به معنای مقررات از این مثال استفاده می کند: «ورق دهنده در بازی بریج بایستی پیشنهاد اول را بدهد» هنگامی که مراد از قواعد، مقررات باشد، می توان به صورت معناداری در مورد فعالیت هایی از قبیل «اعلان، ترتیب اثر بخشیدن به، اعمال کردن (با انرژی، موکداً، اهمال کارانه، همواره، گهگاهی)، شکستن، نقض، فسخ، تغییر، لغو، معتبر سازی دوباره» قاعده صحبت کرد.
هنگامی که اصطلاح قواعد برای دلالت بر دستورالعمل به کار برده شود، معنای آن به یک استراتژی موثر برای چگونگی حل یک مسئله نزدیک تر است. مثالی از این کاربرد چنین است: «برای حل معادله درجه چهار، ابتدا عبارت درجه سه را حذف کنید» وقتی که بحث در مورد یک قاعده به این معنا باشد، کسی در مورد قاعده ای که اجبار، لغو، دوباره معتبر شده است یا هر فعالیتی مرتبط با مقررات صحبت نخواهد کرد. وقتی که قاعده دلالت بر قاعده اخلاقی دارد، این واژه به عنوان یک اصل برای رفتار محتاطانه و یا اخلاقی استفاده می شود. برای نمونه: «یک قاعده خوب این است: نیکوکاری را مقدم بر عدالت قرار بده». بازهم، کسی از اجبار، لغو کردن یا اعتباربخشی مجدد یک قاعده به معنای قاعده اخلاقی صحبت نخواهد کرد.
معنای چهارمی که اصطلاح قاعده در زبان روزمره کاربرد دارد برای توصیف یک قانون(۲۱۲) یا اصل است. مثالی برای این کاربرد چنین است: «گردبادها در جهت عقربه­های ساعت می­چرخند و جریان­های هوایی(۲۱۳) پاد ساعتگرد می­چرخند». اصول یا قوانین فیزیکی را می توان به صورت تجربی آزمود، و به همین جهت می توان درستی یا نادرستی آن ها را دانست. اما به قوانین فیزیکی ترتیب اثر داده نشده، نقض یا لغو نمی شوند.
دانشمندان علوم اجتماعی اصطلاح قاعده را در چهار کاربردی که بلک شناسایی کرده است ـ علاوه بر کاربردهای دیگر (بحث فصل ۵ را ببینید) ـ به­کار می­برند. پژوهشگران حوزه تحلیل نهادی غالباً این اصطلاح را برای دلالت بر مقررات(۲۱۴) به کار می برند. تعریف مختار از قواعد در این کتاب به آنچه بلک به عنوان مقررات شناسایی کرده، نزدیک است. قواعد را می توان به عنوان مجموعه ای از دستورالعمل ها برای خلق یک محیط کنش در یک محیط زیستی خاص تصور کرد. به یک نحو، قواعد نقشی مشابه ژن ها دارند. ژن ها ترکیب می شوند تا یک فنوتیپ را بسازند. قواعد ترکیب می شوند تا ساختار یک محیط کنش را بسازند. حقوق مالکیت بازیگران در موقعیت­های گوناگون نتیجه مجموعه ای زیربنایی از قواعد مورد استفاده(۲۱۵) است (لایب­کیپ(۲۱۶) ۱۹۸۹).
قواعد، به معنای دستورالعمل، را می توان به­عنوان استراتژی های اتخاذ شده توسط بازیگران در موقعیت های پیش­رو تصور کرد. اصطلاح استراتژی به جای قاعده برای برنامه کنش(۲۱۷) فردی به کار برده خواهد شد. قواعد به معنای قاعده اخلاقی، بخشی از تار و پود اخلاقی پذیرفته شده(۲۱۸) یک اجتماع است (آلن ۲۰۰۵) به این نسخه های فرهنگی، هنجارها گفته خواهد شد. قواعد به معنای اصل عبارت خواهند بود از قوانین فیزیکی.
تا همین اواخر، قواعد به طور جدی مورد توجه علوم اجتماعی نبوده است. حتی در نظریه بازی ها که به نظر می رسد «قواعدِ بازی» باید نقش مهمی را ایفا کنند، علاقه زیادی به بررسی اینکه قواعد از کجا آمده اند و چگونه تغییر می کنند، وجود نداشته است. قواعد نظریه بازی ها مشتمل هستند بر تمام قوانین فیزیکی که یک موقعیت را محدود(۲۱۹) می کنند به علاوه قواعدی که توسط انسان ها برای ساخت یک موقعیت تعبیه شده اند. قواعد بازی ـ شامل عوامل فیزیکی و نهادی ـ خود بازی را شکل می دهند، اما هنگامی که بازی را بدون ابهام می توان نمایش داد، بسیاری از پژوهشگران نظریه بازی ها آن قواعد را بی­ربط می دانند. آناتول راپوپورت(۲۲۰) (۱۹۶۶، ۱۸)، از افراد موثر در گسترش نظریه بازی ها، این تمایز را به وضوح بیان کرده است: «قواعد تنها تا آن جایی مهم هستند که کمک می کنند پیامد های حاصل از انتخاب بازیگران بدون ابهام مشخص شوند…. هر بازی دیگری با قواعد چه بسا کاملاً متفاوت اما منتهی به روابطی یکسان میان انتخاب ها و پیامد ها، معادل بازی مورد بررسی در نظر گرفته می شود. به­طور خلاصه، نظریه بازی ها تا آن جایی با قواعد سر و کار دارد که قواعد به تعریف موقعیت انتخاب و پیامد های مرتبط با این انتخاب ها کمک می کند. در غیر این صورت، قواعد بازی ها هیچ نقشی در نظریه بازی ها ندارند». مادامی که پژوهشگر نظریه بازی ها به خوبی این سطح کانونی تجزیه و تحلیل را مطرح کرده باشد، پژوهشگری که تلاش اصلیش یافتن پاسخ بازی باشد، نیازی ندارد که به کاوش درون قواعد، ویژگی های اجتماع و قوانین فیزیکی که ساختار موقعیت را خلق می کنند، بپردازد. از طرف دیگر، چون از تحلیل گر نهادی خواسته می شود که تشخیص دهد چرا پیامد های ناخوشایند رخ می دهند و اینکه راهی برای بهبود پیامد های بسیاری از محیط های کنش پیشنهاد دهد، باید به کاوش در اعماق پرداخته و نحوه خلق مجموعه در حال تحلیل توسط قواعد را یاد گیرد. بدون دانستن اینکه خود ساختار چگونه تولید شده است، کسی نمی تواند پیامد ها را بهبود ببخشد (ایقرتسون(۲۲۱) ۲۰۰۵).
همان­طور که در فصل ۵ به صورت مفصل بحث خواهد شد، قواعد به کار رفته در این کتاب، به عنوان فهم مشترک(۲۲۲) بازیگران در مورد نسخه­های اجرایی(۲۲۳) در رابطه با اینکه چه افعالی (یا پیامد هایی) ضروری(۲۲۴)، ممنوع(۲۲۵) یا مجاز(۲۲۶) هستند، تعریف می شوند
(قانز(۲۲۷) ۱۹۷۱؛ استرم ۱۹۸۰؛ کامونز ۱۹۸۰). تمام قواعد نتیجه تلاش های صریح یا ضمنی هستند که برای رسیدن به نظم(۲۲۸) و قابلیت پیش­بینی میان انسان ها از طریق ایجاد طبقه هایی از اشخاص (موقعیت­ها) صورت پذیرفته است. در مرحله بعد این اشخاص ملزم، مجاز یا منع شده اند که گروهی از کنش­ها را با توجه به پیامد های لازم، مجاز یا ممنوع اتخاذ کنند یا احتمالاً به روشی قابل پیش بینی مورد نظارت واقع شده و مجازات شوند (وی. استرم ۱۹۹۱).
قواعدی که خوب درک شده و اجرا شده باشند، این کارکرد را خواهند داشت که از برخی کنش­ها جلوگیری(۲۲۹) کرده و برخی دیگر را مجاز بدانند(۲۳۰). در یک شرکت انسانی منظم(۲۳۱)، برخی رفتارها به ندرت مشاهده می شوند چرا که افرادی که از قواعد تبعیت می کنند به صورت عادی در شرایط محیطی مفروض درگیر آن فعالیت ها نمی شوند. برای مثال به ندرت می توان در آزادراه های دولتی آمریکا راننده ای را در حال مسابقه با راننده ای دیگر با سرعتی بیش از صد مایل بر ساعت یافت. پلیس بزرگراه جریمه قابل توجهی برای اعمال قوانین سرعت بزرگراه و جلوگیری از سرعت غیرمجاز در آزادراه ها می کند.
اما با این حال، در مسیر مسابقه به راحتی می توان سرعت هایی بیش از ۱۰۰ مایل بر ساعت و رانندگانی را مشاهده کرد که به طریقی معین و به وضوح با یکدیگر مسابقه می دهند. قواعد مسیر مسابقه فعالیت هایی را مجاز می شمارد که در یک آزادراه ممنوع شده اند. کسی که در یک آزادراه رانندگی کند، طیفی از سرعت ها را به جز تک سرعت بیشینه ای که در قانون حد سرعت آمده است، مشاهده می کند. قوانین حد سرعت قواعدی را مطرح می کنند که در عوض الزام یک فعل خاص، طیفی از فعالیت ها را مجاز می شمارند. علاوه بر این الگوهای اعمال قانون با درنظر گرفتن سرعت بیش از حد سرعت مجاز مشاهده شده که قبل از صدور جریمه قابل چشم پوشی است، تفاوت دارد.
همچنین این نکته مهم است که بدانیم قواعد الزماً نباید مکتوب باشند. همچنین نیازی نیست که الزماً نتیجه یک فرآیند رسمی، قانونی باشند. قواعد نهادی اغلب به وسیله افراد برای تغییر ساختار موقعیت هایی که مکرراً با آن ها مواجه می شوند به صورت خودآگاه شکل می گیرند، تا پیامد هایی را که به دست می آورند، بهبود بخشند.
منشا قواعد
اگر کسی علاقه مند به درک فرآیند حکومتی(۲۳۲) باشد، باید به این موضوع بپردازد که قواعدی که افراد در محیط های کنش استفاده می کنند، از کجا نشات گرفته اند. در یک نظام حکمرانی باز و دموکراتیک، منابع زیادی برای قواعد استفاده شده توسط افراد در زندگی روزمره وجود دارد. اگر فعالیتی که افراد به آن اشتغال دارند قانونی باشد، سازمان­دهی یا شکل­دهی قواعد توسط خود افراد، غیرقانونی یا نامناسب(۲۳۳) تصور نمی شود. علاوه بر وضع قوانین و مقررات توسط دولت مرکزی رسمی این ظرفیت وجود دارد که قوانین به وسیله دولت­های منطقه ای یا محلی تصویب شوند. در درون بنگاه های خصوصی و انجمن های مردمی، افراد مجازند که قواعد متعددی را اتخاذ کنند. اینکه مثلاً چه کسی عضو بنگاه یا انجمن باشد، چگونه سود (منافع) تقسیم شود و اینکه چگونه تصمیمات گرفته شود. هر خانواده ساختار تصمیم گیری خودش را دارد.
وقتی که افراد واقعاً در شکل دادن به لایه های متعدد قواعد مشارکت داشته باشند، بعضی از آن شکل دادن ها، با استفاده از کاغذ و قلم خواهد بود. اما با این حال بسیاری از آن ها این گونه اند که افراد تعامل­کننده با توانمندی حل مسئله تلاش دارند بفهمند چگونه می توانند در آینده کاری بهتر از آنچه در گذشته انجام داده اند، انجام دهند. در واقع همکاران در یک کار تیمی در حال شکل­دهی قواعد میان خودشان هستند وقتی که مثلاً به هم می گویند «نظرت در مورد اینکه در آینده تو کار «الف» را انجام بدهی و من کار «ب» را، و قبل از اینکه دوباره تصمیمی در مورد «ج» بگیریم، با هم در مورد آن بحث کنیم و به یک تصمیم مشترک برسیم، چیست؟» در یک جامعه دموکراتیک، افراد با توانمندی حل مسئله این کار را دائماً انجام می دهند. آن ها در قرارهای تصمیم گیری ساختاریافته تری از قبیل انتخابات قوه مقننه(۲۳۴) نیز شرکت می کنند.

نظرات کاربران درباره کتاب فهم تنوع نهادی