فیدیبو نماینده قانونی انتشارات دانشگاه تهران و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شعر عاشورایی

کتاب شعر عاشورایی
نقد و تحلیل

نسخه الکترونیک کتاب شعر عاشورایی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۴۸۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب شعر عاشورایی

ادبیات شیعی پدیدۀ تاریخی تأثیرگذاری است که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت و هرگز قابل چشم‌پوشی نیست. گواه این حقیقت آشکار، شواهد و قراین بسیار در کتاب‌های تاریخ و تراجم و اعلام تا دیوان‌های شعر و قطعات ادبی و نیز گروه بی‌شمار شاعران و ادیبان توانا در این حوزۀ ادبی است. شعر شیعی با برخورداری از جایگاهی ممتاز و استوار در ادبیات عربی و فارسی و آفرینش آثار ماندگار و جهت‌گیری‌های هدفمند اندیشه‌ها و باورها، جریانی پویا و پرخروش پدید آورده است. شکل‌گیری این جریان، پیوندی ناگسستنی با تغییر و تحولات اسلام و شیعه دارد. بی‌شک پس از قیام عاشورا شعر شیعی در مسیر دیگری گام برداشت، رثا، شکل حماسی-آیینی به خود گرفت و شعر عاشورایی کامل‌ترین تجلی و زیباترین جلوۀ هنری و ادبی آن شد. حضور امام حسین (ع) و قیام عاشورا به‌عنوان یکی از فاکتورهای اصلی شعر آیینی، مذهبی و شیعی فارسی و عربی پیشینه‌ای طولانی دارد و شاعران بسیاری از هر دو زبان، در عرصۀ شعر شیعی و مشخصاً شعر عاشورایی دست به قلم شده‌اندو با سوز دل سروده‌ها سروده‌اند. ادبیات عاشورا در حقیقت با شخصیت امام حسین (ع) شروع می‌شود چراکه اوست که با انگیزش فطرت‌ها، شعر و ادب را به وادی حقایق کشاند و در خدمت اندیشۀ متعالی قیام قرار داد. شعر او، شعر حضور در میدان آزمایش خداوندی و اذن قیام در راه خدا و میل به‌سوی قبله جهاد است. امام حسین(ع) البته شاعر کلمات نیست، بلکه شاعر آن مضمونی است که شعر حقیقی حیات بدان سخت نیازمند است.

ادامه...

بخشی از کتاب شعر عاشورایی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

شعر عاشورایی هرساله با تکرار این واقعه مصیبت بار، حرارت دل های شنوندگان را برمی انگیزد، و بدین جهت است که این نوع قالب شعری سرشار از عواطف و احساسات است و شنونده را به افکار و اهدافی بلند فرامی خواند و بر آن است که این افکار بلند را در دل ها و اندیشه های شنوندگان تثبیت کند.
آنچه از شعر انتظار می رود این است که شاعر در سرودن و به نظم درآوردن آن دارای اخلاص و هدفی والا بوده است، ازاین رو شاعر تمام توانایی خود را برای ارائه بهترین شکل و حالت به کار می گیرد تا از این طریق شفاعت سرای آخرت را به دست آورد، چراکه پیامبر (ص) و اهل بیت ایشان و امام حسین (ع) یاریگر و تکیه گاه او در زندگی و الهام بخش قصیده و اشعارشان بوده اند.
این شعر، از ورطه مادیات و سودگرایی ها فراتر رفته و به مرتبه اخلاص و صداقت رسیده است، بنابراین مطالعه و بررسی دقیق آن در پی فهم ویژگی های اسلوبی و زیبایی شناسی آن امری شایسته است، زیرا شاعر می کوشد از یک شاعر پیرو و مقلد به شاعری نوآور، حرفه ای و یگانه بدل شود و او به آن اندازه که در برابر تعامل با این مسئله و فهم و بیان آن است، در برابر قدرت و سلطه ای نیست.
این مسئله ای است که دشمنان آن را احساس کرده و بر آن آگاهی یافته اند، ازاین رو در طول سال های متمادی سعی کردند حق این شعر تابان و پرفروغ را کوچک بشمارند و آن را با الفاظی تحقیرکننده و توهین آمیز توصیف کنند، تناقض تاسف بار این که، آن ها به خود اجازه می دهند یکجانبه به مطالعه و صدور حکم های ناعادلانه و افتراهای بسیار در حق این شعر بپردازند، در حال حاضر کسی نتوانسته این شعر را یاری کرده یا حق آن را ادا کند، یا استدلال هایی بیاورد که باورهای آنان به این شعر را تکذیب کند.
اینجاست که مسئله بازنگری در این شعر و تعامل با آن براساس روشی به دوراز طرح هایی که به آنها لطمه زده است، برای من اهمیت یافت و روش جدیدی اتخاذ کردم که شعر را از منبع اصلی، یعنی واقعه کربلا بررسی کنم. این شیوه را تحت عنوان (اشعار عاشورایی) نام گذاری کردم تا شعری را که در رابطه با این واقعه و ابعاد آن و وصف تصویر جوانمردی و فداکاری و قربانی شدن است، تبیین کند.
طرح اشعار عاشورایی در آغاز به این گستردگی نبود، لیکن هر چه در این راستا گام برداشتم درهای دیگری به رویم باز شد...، لذا این کتاب نتیجه تلاش ها و اولین ثمره این طرح بزرگ است و از تمام پژوهشگران و علاقه مندان می خواهم تا این طرح را با گرایش ها و دیدگاه های مختلف مطرح کنند. همواره دیوان های بسیاری از شاعران وجود دارد که تاثیر بسزایی در روند این شعر داشته است، ولی مورد تحقیق قرار نگرفته اند. آنچه در مورد آن تحقیق صورت گرفته و جمع آوری شده است مورد مطالعه قرار نگرفته یا جنبه های مطالعه در زمینه های بررسی شده، تکمیل نشده است. علاوه بر این، برخی موارد پیرامون اشعار عاشورایی وجود دارد که شایسته بحث و بررسی است، اما تاکنون بدان پرداخته نشده است. و در این اندیشه ام که به مطالعه آن ها بپردازم یا در قالب پایان نامه به دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری داده شود.
شایان ذکر است که در سایه طرح نظریه اشعار عاشورایی، به چند مورد توجه داشتم که عبارت اند از:
۱- قصیده امام حسین (ع) که از آن تحت عنوان شعر عاشورایی یاد می کنند، قصیده ای با ساختار فنی ویژه است که به خاطر ارتباط موضوعی با واقعه کربلا، با این عنوان نام گذاری شده است. شعر عاشورایی تراوشی از یک نوع قصیده است که در رابطه با اهل بیت علیهم السلام است، در خصوص پیشرفت این نوع شعر باید گفت که ابتدا به صورت قطعات شعری بود و سپس ضمیمه قصاید اهل بیت علیهم السلام شد و در نهایت قصاید مستقلی شد که آن را در شعر شریف رضی شاهدیم که فصل اول بدان می پردازد.
۲- پیرامون نظریه پردازی و تحلیل این اشعار، تلاش کردم تا اثبات کنم مکتب شاعران شیعه دارای اصول و قواعدی است که برآمده از آن است. مسئله کربلا از قوی ترین اصول این مکتب و محور مشترک شاعران شیعی است که با هم رقابت می کنند و در سرودن بهترین شعر از هم سبقت می گیرند، هرچند بین آنها فاصله زمانی زیادی است، هنرنمایی آنان در سرودن شعر عاشورایی باعث شده به نوعی از هنر دست یابند که در بین دیگر شاعران وجود ندارد.
۳- هدف من از انتخاب دو شاعر از قرن نوزدهم این بود تا اثبات کنم ادبیات این دوره نزد شعرای شیعه- آن گونه که ادیبان و روشنفکران توصیف کرده اند- هرگز دوره تاریکی نبوده، بلکه دوره درخشانی است که می توان به آن افتخار کرد، و نباید بدون آگاهی از نکات غیرواقع بینانه، سلیقه ای، ظریف و زیباشناسی متن، به آن بی اعتنایی شود. اصطلاح (دوره تاریک) اصطلاحی غیرمنصفانه و نابجا برای متن های ادبی شیعی است.
۴- نمونه های قرآنی در اشعار عاشورایی، یکی از پدیده های بارز نزد شیخ صالح الکواز الحلی است که از لابه لای آن، چگونگی تعامل شاعر با قرآن و بهره گیری او از آیات قرآن در ساختار اشعار عاشورایی را دریافتیم. این ساختار علاوه بر خیرگی از این اجرای غریب بر شعر عربی، ویژگی شگفت آور و حیرت انگیزی دارد که به طورکلی بر ساختار قصیده سایه می افکند.
۵- بخش پایانی، در خصوص دیوان شیخ محسن (ابو الحب) الکبیر دریچه ای برای توسعه نظریه (اشعار عاشورایی) می گشاید که نتیجه بررسی دقیق شاعر از مسئله کربلا و رادمردان آن و جزئیات حوادثی است که در آن اتفاق افتاده، لذا شاعر از مرحله عمومی سرودن اشعار عاشورایی که ویژه شهادت امام حسین (ع) و همراهان ایشان در واقعه کربلا و جریانات پس ازآن است، وارد اشعار عاشورایی ویژه مردان کربلا چون عباس (ع)، علی اکبر(ع)، حر بن ریاحی (ع) و همه شهدا علیهم السلام می شود. وی آن ها را تحت عنوان «قصاید همراه با اشعار عاشورایی» نام گذاری کرده است، ویژگی این اشعار عاشورایی ناشی از اعطای ابعاد و رنگ های جدید در بیان واقعه کربلاست که نشانه ها و ویژگی های آن حوادث را روشن تر می کند.
۶- در بخش پایانی پژوهش، از پیشرفت جدیدی که شاعر آن را با عنوان «قصاید دعوت به قیام» نام گذاری کرده است سخن می رود، که از درون اشعار عاشورایی نشات گرفته است. شعر «دعوت به قیام» در یادکرد امام عصر (عج) از امور واقعی است که در شعر عاشورایی ذکر شد، سپس این موضوع به دست گروهی از شعرای قرن نوزدهم و پس ازآن به رشد و استقلال رسید، به گونه ای که در دیوان های آنان به پدیده ای مورد توجه تبدیل شد.
شایان ذکر است که کتاب با پیشگفتار آغاز می شود که در آن ریشه های زبانی اصطلاح «اشعار عاشورایی» و دلیل بکار گرفتن این اصطلاح، اندیشه و رابطه آن با برخی از اصطلاحات هم خانواده آن را توضیح می دهد. بعد از پیشگفتار چهار فصل می آید؛ اولین فصل، به اشعار عاشورایی شریف رضی و بررسی ساختار فنی آن می پردازد. فصل دوم را با اشعار عاشورایی شیخ صالح الکواز الحلی و بررسی تحلیلی مضامین آن پی می گیرد. در فصل سوم به تکنیک قرآنی در اشعار عاشورایی شیخ صالح الکواز الحلی اشاره می کند و در فصل چهارم به بررسی مضمون شعری دیوان شیخ محسن ابو الحب الکبیر می پردازد.
این فصل ها دربرگیرنده مقالات منتشرشده در مجلات معتبر علمی-پژوهشی است که در آن ها تغییرات زیادی اعمال نشده است، جز آنچه در تدوین کتاب به آن نیاز بود. بنابراین خواننده محترم تعریف مجدد اصطلاح «اشعار عاشورایی» را در فصول چهارگانه و معرفی شاعر صالح الکواز را در دو فصل ملاحظه خواهد کرد. علاوه بر این، بنده برای کتاب، پایانی ننوشتم و به موارد مطرح شده در مقدمه کتاب و آنچه در خاتمه فصل ها آمده است، بسنده کرده ام.
گفتنی است که خانم نوماس المدنی، استاد دانشکده علوم تربیتی دانشگاه کربلا، در تدوین نتایج فصل سوم و چهارم مشارکت داشتند و بنده را برای تکمیل این دو بخش یاری کردند. لذا از تلاش های بی شائبه ایشان در این زمینه سپاسگزارم و از خداوند منان برایشان طلب خیر می نمایم.
بدیهی است که اصطلاح «اشعار عاشورایی» پروژه بزرگی است که بیانگر بازنگری در ادبیات شیعه و نگاه به آن از زاویه جدیدی است که شایسته آن است و از موارد پنهان پرده برمی دارد. بنابراین، پایه این پژوهش برخورد با متن ها به صورت تحلیلی جهت کشف ابعاد اسلوبی و زیبایی شناسی است که به اطلاعات برون متنی اعم از مذهبی، اعتقادی و سیاسی توجه ندارد، مگر به مقداری که متن بدان نیاز داشته باشد، زیرا این امور ما را از کشف روش شاعر در پرداختن به موضوع با استفاده از عامل زبان و چگونگی برانگیختن خواننده و جلب توجه او با استفاده از روش های مختلف باز می دارد.

پیشگفتار. ریشه ها و معادل های معنایی اصطلاح «الطفیات»(۱۱)

«الطفیات» از کلمه «طف» به فتح «طا» و «فا» مشدّد گرفته شده است و معنای لغوی آن سرزمین مشرف بر حومه عراق است.(۱۲) از معانی دیگر طف می توان به ساحل دریا و حیاط خانه اشاره کرد،(۱۳) طف الفرات: به معنای ساحل فرات است و الطفوف: جمع طف که به ساحل دریا و کنار خشکی گفته می شود.(۱۴) علاوه بر این طف: سرزمینی بیابانی است در (مسیر) اطراف شهر کوفه که محل شهادت حسین بن علی علیه السلام است که سرزمینی با چشمه های آب روان در نزدیکی روستاهای اطراف کوفه است.(۱۵)
«طفیات» اصطلاحی است که پژوهشگر برای قصایدی برگزیده است که به توصیف واقعه کربلا و جریانات آن، ازجمله مصیبت وارد بر امام حسین (ع) و اهل بیت و اصحاب ایشان می پردازد. البته باید گفت که اصطلاح طفیات دربردارنده تمام قصاید و اشعاری است که از سال ۶۱ ه.ق. تاکنون در رثای حسین بن علی(ع) و در سوگ این واقعه دردناک سروده شده اند.
اما دلایلی که باعث شد پژوهشگر این اصطلاح را برگزیند: نخست اینکه، واقعه کربلا به عنوان یک نقطه عطف تاریخی مهم در زندگی مسلمانان به ویژه، شیعیان مطرح است و دلیل روشنی است بر ظلم و ستمی که بنی امیه بر اهل بیت پیامبر روا داشتند که در این واقعه عظیم، با به شهادت رساندن امام حسین (ع) و یارانش، ستمگری حقیقی خویش را به معنای واقعی کلمه به منصه ظهور گذاشتند. روز عاشورا نمایانگر مظلومیت شیعیان است و شیعیان از این روز درس استقامت، صبر و ایستادگی در برابر دشمنان را می آموزند و قدرت، شکیبایی و مقاومت امام حسین را در برابر دشمنان، الهام بخش خویش می دانند.
دلیل دیگری که می توان برای آن برشمرد این است که با آوردن نام امام حسین (ع)، واقعه کربلا در ذهن ما تداعی می شود و با یادآوری سرزمین کربلا یاد امام حسین (ع) در اذهان ما زنده می شود، امامی که بسان یک شهید قهرمان و سرافراز، بر خاک کربلا فرو افتد ازاین رو، می توان گفت ارتباطی دیالکتیک میان این شخصیت و این مکان وجود دارد که یادآور این دو عنصر در ملازمت با یکدیگر است.
پژوهشگر با بررسی دیوان شاعرانی همچون: حیدر الحلی، جعفر الحلی، ابن کمونه، جواد بدقت الاسدی، شیخ محسن ابوالحب الکبیر وغیره(۱۶)، سه نکته را در این خصوص متذکر می شود. شایان ذکر است که همگی این شاعران به واقعه کربلا پرداخته و بخش عمده ای از اشعار و قصائد خود را به این موضوع اختصاص داده اند.
نخست اینکه، پژوهشگران این حوزه در برخی از دیوان ها، چیدمان قصائد را براساس حرف قافیه تنظیم کرده اند.
دوم، این قصاید در بخش مرثیه آورده شده است و از آن جهت که این اشعار، جزو مرثیه هایی به شمار می آید که در رثای شهادت امام حسین و تعدادی از اهل بیت و صحابه آن حضرت در واقعه طف سروده شده است، هیچ مغایرتی با ماهیت اشعار عاشورایی ندارند، اما قرار دادن آنها در کنار دیگر قصاید رثا از ارزش و اهمیت این قصاید می کاهد، زیرا بیشتر قصاید سروده شده در رثای امام حسین (ع) دارای خصیصه های فنی و موضوعی مشخصی هستند، ولی بیشتر مرثیه هایی که برای دیگر اشخاص سروده شده اند، با وجود داشتن حزن و سوگواری، این امتیازات را ندارند، اگرچه وجه اشتراک میان سایر مرثیه ها با اشعاری که در رثای امام حسین سروده شده، همان ذکر مصیبت و مرثیه است، اما مراثی سروده شده برای امام حسین (ع) دارای خصیصه هایی است که آن را از دیگر مرثیه ها، متمایز می سازد. این امر در مورد اول نیز صدق می کند، یعنی چیدمان و تنظیم این قصاید براساس حرف قافیه، اهمیت و اعتبار و امتیاز خاصی به آن ها نمی بخشد، هرچند که این طبقه بندی یک شیوه رایج علمی و دانشگاهی است.
سوم، نام گذاری این قصاید به «علویات»؛ بدیهی است که این عنوان با محتوای قصاید، همخوانی ندارد؛ زیرا با شنیدن این عنوان ذهن شنونده به سرعت متوجه قصایدی می شود که پیرامون عشق به امام علی (ع) سروده شده و بخش هایی از افتخارات و قهرمانی های آن حضرت را به تصویر کشیده است. همان طور که ابن ابی الحدید معتزلی نیز، قصائد مربوط به اهل بیت را تحت عنوان علویات گردآوری کرده است.(۱۷)
اما گردآورنده دیوان شیخ صالح الکواز الحلی، عنوان فوق را همراه تعریفی می آورد: «قصایدی در رثای حسین بن علی علیهم السلام و یاران شهید ایشان(۱۸)»....
سوال اصلی که در اینجا مطرح است، این است که علت این نام گذاری چیست؟ آیا گردآورنده این دیوان، فرق میان عنوان این قصاید و محتوای آن را احساس نکرده است؟ اگر این شعرها را به نام امام حسین (ع) «حسینیات» می نامیدند مناسب تر نبود تا دلالت روشنی بر محتوایش داشته باشد؟
ابتدا باید متذکر شویم که گردآورنده دیوان، شیخ ادیب محمدعلی یعقوبی است که بسیاری از دیوان های قرن هجدهم و نوزدهم را گردآوری و ثبت کرده است. شیخ مرثیه های امام حسین (ع) را به خاطر ارج نهادن به این قصائد و به پاس سبک فنی آنها از مراثی مربوط به شاعران دیگر جدا کرده است، ازاین رو انتخاب این عنوان دلیل به خصوصی نداشته است و نیز در نام گذاری این دیوان تحت عنوان «علویات»، هیچ تمایزی نسبت به امام حسین (ع) و پدرش امام علی (ع) قائل نشده است.
اصطلاح «علویات» از واژه «علوی» گرفته شده است و به شخصی اطلاق می شود که محبت و علاقه او به امام علی، حضرت زهرا (س) و فرزندان این دو بزرگوار، از روی خلوص باشد، و از آن جهت که امام حسین (ع) تنها نمایانگر آن دو معصوم و امتداد حقیقی راه آن دو بزرگوار است، یعقوبی، نام علویات را برای این قصائد برگزید، ولی برای آنکه خواننده دچار سردرگمی نشود توضیحی به آن اضافه کرده است.
این فرضیه، در صورتی قابل قبول خواهد بود که شاعر یا همراهان او اعم از شاعران و ادیبان آن دوره تا دوره گردآورنده این دیوان، این قصاید را با این عنوان نام گذاری نکرده بودند. با این حال، این دو فرضیه طبق توضیحات قبلی یک خاستگاه دارد.
اصطلاح «حسینیات» در حوزه شعر و شاعری، اصطلاحی متداول نبود، بلکه این اصطلاح علاوه بر مکان های برگزاری نماز، به جاهایی اطلاق می شود که مراسم عزاداری امام حسین (ع) در آنجا برگزار می شود و از عزاداران آن حضرت پذیرایی می شود. از آنجا که این اصطلاح با این امور هماهنگی دارد دلالتش در حوزه شعر و شاعری مشکل به نظر می رسد، اگرچه برخی از اصطلاح «حسینیات» برای مکان های برگزاری محافل ادبی در مناسبت های مختلف دینی مثل عاشورا و دیگر مناسبت ها استفاده می کنند.
شایان ذکر است که شیخ محسن (ابوالحب) الکبیر (ت ۱۳۰۵ ه.) از بزرگ ترین شاعران کربلا و از سخنوران برجسته زمان خود، دیوان شعرش را «حائریات» نامیده است (تقریباً مضمون تمام حائریات در رثای امام حسین (ع) و خاندان آن حضرت است).
«حائر» به جایی گفته می شود که آب در آنجا متوقف می شود؛ بدین معنا که وقتی در زمان متوکل عباسی، برای تخریب قبر امام حسین (ع) شهر کربلا را به آب بستند، آب در اطراف مرقد امام حسین(ع) از حرکت ایستاد، به همین جهت هر کس در نزدیکی مرقد امام حسین (ع) منزل می گزید به «حائری» معروف می شد، این چنین است که خانواده ابوالحب به «حائری» معروف شدند.
به هرحال، واقعه کربلا تاکنون عامل اساسی و هدف اصلی پرداختن شاعران به این درون مایه ها بوده است و اگر ما اشعار و ابیاتی را که در خصوص این حادثه به نظم در آمده اشعار «عاشورایی» بنامیم، این نام گذاری به دلیل وابستگی و ارتباط بیشتر با موضوع، در مقایسه با اصطلاحات و عناوین دیگر مناسب تر به نظر می رسد.
بی شک اصطلاح «شعرای عاشورا» یا «ادبیات عاشورا» و تمام چیزهایی که بر این سبک آمده در نهایت به یک هدف اشاره دارد، ولی اصطلاح «طفیات» که با این وزن برای ادبیات عاشورایی انتخاب کردیم، ریشه ها و معانی نزدیکی دارد. ازجمله این موارد می توان به «هاشمیات» کمیت، «خمریات» ابی نواس، «زهدیات» ابی العتاهیه، «سیفیات» و همچنین «کافوریات» متنبی، «رومیات» ابی فراس، «حجازیات» شریف رضی، «لزومیات» ابی العلاء معری و دیگر مواردی که در تاریخ ادبیات عربی وجود دارد، اشاره کرد.
در ادامه به دو مسئله مهم می پردازیم. نخست اینکه، برخی معتقدند این قصاید یا اشعار به امام حسین (ع) نسبت داده و نام گذاری شدند، اما برای نسبت دادن، ناچار به استفاده از «تاء» تانیث برای واژه ­«حسین» شده اند، ازجمله آن ها «عقائد حسینیه» یا «قصیده حسینیه» یا «مراثی حسینیه» است.
برخی دیگر اشعار شاعر حسینی، کاظم منظور کربلایی، را تحت عنوان «منظورات حسینیه» نامیده اند. این عناوین مثل نام گذاری های قبلی معانی کاملی دارند، ولی اشکالات قبلی همان طور که گفته شد، همچنان وجود دارد.
مسئله دوم این که، کسی مثل دکتر زکی مبارک که این قصاید را زیر مجموعه «مدایح نبوی» قرار داده است، به اصل اصطلاح و رابطه «مدایح نبوی» که مختص حضرت رسول (ص) است با قصاید شریف رضی در مورد شهید کربلا اشاره نکرده است. همچنین از اصل رابطه میان «مدایح نبوی» و قصایدی که در خصوص اهل بیت علیهم السلام سروده شده است مانند «هاشمیات» کمیت، «تائیه» دعبل خزاعی و قصیده معروف فرزدق در مدح امام زین العابدین (ع)، سخنی به میان نیاورده است.
اصطلاح «مدایح نبوی» اصطلاحی عام بود که اشعار مربوط به حضرت رسول (ص) و اهل بیت ایشان را نیز در بر می گرفت و شاید از این نگاه نشات گرفته است که هر ادبیاتی که در ارتباط با اهل بیت باشد، در نهایت به حضرت رسول (ص) برمی گردد.
اما اختلاف میان گفته های دکتر زکی مبارک و این قصاید در این است که وی، ویژگی قصیده «مدح نبوی» را مشخص و آن را از «رثا» جدا کرده است، استدلال سخن وی در این زمینه چنین بوده است که «رثا» بیانگر غم و اندوه است، حال آنکه منظور از مدیحه های نبوی همراه با نشر ویژگی های دین و ستایش خصوصیات حضرت رسول(ص)، نزدیکی به خدا است.(۱۹)
باید گفت این مسئله با قصایدی که وی انتخاب کرده، مثل قصیده «تائیه» دعبل خزاعی در مرثیه اهل بیت، در تضاد است. دکتر زکی مبارک بر این باور است که: «اعتبار این قصیده به غم و اندوه موجود در آن است و به خاطر همین این اشعار، بهترین شعرهایی هستند که در یاری رساندن به اهل بیت سروده شده است(۲۰)...» وی در مورد شریف رضی بیان کرده است: «شریف رضی تنها در اشعاری که در مرثیه امام حسین (ع) سروده شد، غم و اندوه خود را به صورت قوی نشان داده است(۲۱).» وی در جای دیگر به این نکته اشاره می کند که: «شریف با سرودن قصیده­ای در رثای امام حسین (ع)، می خواهد هرسال عاشورا را زنده نگه دارد(۲۲).»
اگر قصاید «رثا» در شهادت امام حسین (ع) دربردارنده غم و غصه، درد و اندوه و اشک و زاری باشد، پس چگونه در گروه «مدایح نبوی» قرار گیرد؟
خواننده با خواندن این اصطلاح (مدایح نبوی)، هرگز به ذهنش متبادر نمی شود که قصایدی در حوزه رثای اهل بیت پیش رو خواهد داشت، بلکه منتظر قصایدی در عشق حضرت رسول (ص) و امید به شفاعت ایشان و محاسن اخلاق و مکارم اعمال و رفتار نیک و شکوه شکل ظاهری آن حضرت و شخصیت و راه و رسم زندگی پاک ایشان خواهد بود که پژوهشگران آن را با این عنوان نام گذاری کردند.(۲۳)
اگر خواننده، کتاب «مدایح نبوی» دکتر زکی مبارک را با دقت مطالعه کند، درخواهد یافت که قصاید مربوط به اهل بیت را ذیل این اصطلاح چپانده و وارد کرده اند و مشخص است که از نظر موضوع با مدایح مشهور نبوی موجود در ادبیات عرب ارتباطی ندارند. هرچند دکتر زکی مبارک این رابطه را به درستی درک کرده و آن را راست گویی، وفاداری و صوفی گری قلمداد کرده است.(۲۴)
استدلال دکتر زکی مبارک را می توان در دو نکته خلاصه کرد: نخست، دکتر مبارک از خواننده می خواهد از سبک قصایدی که تاکنون فرصت آگاهی از آن ها برایش فراهم نشده است اطلاع یابد و نیز می خواهد با شرح و توضیح آن قصاید نظر خواننده را جلب کند. بااین حال وی عنوانی بهتر از «مدایح نبوی» برای نام گذاری آن قصاید پیدا نکرده است. زکی مبارک این اصطلاح را با عنوان «مدایح نبوی» برای خواننده عادی ارائه می دهد، حال آنکه این شعر نزد منتقد متخصص، قصاید رثائی نامیده می شود و شعرای این گونه ادبی به دلیل سبک و گرایش خاصشان به این گونه ادبی معروف اند.
نکته دوم این که، مصریان هرسال روز عاشورا را جشن می گرفتند.(۲۵) لذا برای دکتر مبارک نام گذاری این قصاید به شیوه مردم مصر، به مدایح، عجیب و غیرعادی به نظر نمی رسید؛ زیرا او بی شک می دانست که اشعار عاشورایی بخشی از مراسم سوگواری هستند.
مسئله نام گذاری اصطلاح و مرزبندی آن موضوع مهمی است، اما مهم تر از همه این است که، اصطلاح اشعار عاشورایی باید در حوزه خود جریان داشته باشد تا به عنوان یک پدیده مطرح شود که نتوان از آن چارچوب خارج شد؛ این کار با به کارگیری برخی پژوهشگران و ادبا در حافظه ادبی تثبیت می شود تا به فراموشی سپرده نشده و مورد غفلت قرار نگیرد، این امر زمانی محقق می شود که به خوبی موردپذیرش قرار گیرد، زیرا در غیر این صورت باب مترادفات بسته نمی شود.

فصل اول- اشعار عاشورایی شریف رضی

بررسی ساختار فنی

مقدمه فصل

طفیات در معنای اصطلاحی خود، همان گونه که پژوهشگر بدان معتقد است، قصایدی توصیفی است که به واقعه کربلا و جریانات آن ازجمله مصیبت وارده بر امام حسین (ع) و اهل بیت و اصحاب آن حضرت گفته می شود. بی شک این اصطلاح تمام اشعاری را در بر می گیرد که از سال ۶۱ ه.ق. تاکنون در سوگ این واقعه دردناک سروده شده است.
پژوهشگر به بررسی اشعار عاشورایی شریف رضی بسنده کرده است(۲۶) تا این کار او اولین گام در جهت بررسی شعر شاعرانی باشد که با عشق به امام حسین (ع) و با بهترین سخنان و زیباترین کلمات برای آن حضرت سوگواری کردند. شریف رضی در این راستا الهام بخش پژوهشگر برای استفاده از این اصطلاح بوده است. اشعار وی هماهنگ با حجازیات معروفش و نیز بر منوال هاشمیات کمیت، خمریات ابی نواس و زهدیات ابی العتاهیه است.(۲۷) حجازیات «مقاطع شعری­ای هستند که با حجاز ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم دارند.»(۲۸)
شاید دلیل دیگر برای انتخاب اشعار عاشورایی شریف رضی جهت نقد و تحلیل آن ها، نسب شریف رضی است. این دلیل، حتی اگر واقعی نباشد، ارزش و قداست ویژه ای به ساختار قصیده می بخشد. فراتر از این ها شریف رضی به قواعد شعری نیز پایبند است؛ به گونه ای که ثعالبی در مورد او گفته است: «او شاعرترین طالبی هاست (ابوطالب)...و چنانچه بگویم او شاعرترین فرد در قبیله قریش است، سخنی به گزاف نگفته ام»،(۲۹) وی همچنین در مورد مرثیه هایش گفته است: «بهتر از شریف رضی را در مرثیه سرایی نمی شناسم.»(۳۰) دیدگاه زکی مبارک در مورد وی چنین است: «شریف رضی برجسته­ترین شاعری است که زبان عربی به خود دیده و بزرگ­ترین شاعری است که در هوای عراق نفس کشیده است.»(۳۱)
دکتر بصیر در مورد ایشان گفته است: «وی سرآمد شاعران عرب زبان است و قهرمان عرصه رثا و فخر و پیشرو غزل عذری است.»(۳۲) همچنین در مورد وی گفته شده است: «اگر وی تنها مرثیه بسراید، گوی سبقت از همگان می رباید و کسی به پای او نمی­رسد.»(۳۳) این سخن نشان دهنده توانایی، شایستگی و بلندهمتی شریف رضی در این عرصه است. ادیبان او را به خاطر لطافت طبع و مرثیه های بسیارش (مرثیه خوان) نامیده اند، وی همچنین به خاطر مرثیه بسیار بلیغش به پاکی، دوستی، وفاداری و اخلاص ممتاز شده است.(۳۴)
اشعار عاشورایی - پس ازآن- قصایدی رثایی است که ویژه شهادت امام حسین (ع) و تعدادی از اهل بیت و یاران آن حضرت در واقعه کربلا سروده شده است.
چنانچه پژوهشگر دیوان دو جزئی چاپ شده شریف رضی را – با هدف پژوهش - ورق بزند با پنج سروده در مرثیه امام حسین (ع) برخورد می کند که موضوع بحث در صفحات بعدی است.
پژوهشگر در این پژوهش به مطالعه ساختار ظاهری و موضوعی و داخلی (زبان شعر) پرداخته است که هر یک از آن ها شامل مبحثی است و گاهی قبل از آن ها پیش گفتاری نیز وجود دارد. سپس نتایج بحث را بیان کرده و در پایان مصادر و مراجع گنجانده شده است.
پژوهشگر تا حد امکان از موضوعات تاریخی و حواشی سیاسی و مذهبی آن فاصله گرفته تا به سبک شاعر و چگونگی شعر و ویژگی های آن پی ببرد.

پیش درآمد تطبیقی

الف - روساخت
اگر شالوده شعر عربی قصیده باشد،(۳۵) سخن از ساختار قصیده و مراحل شکل گیری آن تنها مربوط به قصاید طولانی می شود که موضوعات متعدد دارند و در چارچوب مشخص و سبک و سیاق موروثی هستند که پیشینیان از آغاز دوران جاهلی تا شعرای صدر اسلام آن ها را وضع کرده اند. بسیاری از شاعران دوران اموی و عباسی با تفاوت در میزان پایبندی به قواعد شعری، از روش آن ها استفاده کرده اند.(۳۶) کافی است بگوییم، این ساختار بی حساب وکتاب نبوده، بلکه کاملاً منظم ومرتب و مطابق حال شنونده و خواننده بوده است. اجزای سازنده قصیده به صورت مختصر عبارت انداز:
۱. مطلع
مطلع قصیده، همواره مورد توجه منتقدان قدیم بوده است؛ چراکه دو مصرع بیت اول با یکدیگر هم قافیه بوده و این خود یکی از جنبه های مهم موسیقی در شعر به شمار می آید،(۳۷) علاوه بر این وجود مطلع در شعر از منظر منتقدان قدیم، امری ضروری برای ساختار شعر به شمار می آید؛ چراکه این شیوه شاعران کلاسیک نوگراست. از نظر آنان شعر به منزله قفلی است که مطلع، کلید آن است.(۳۸) در اهمیت مطلع همین بس که مطلع، جداکننده ابتدای قصیده از سایر قسمت های آن است. علاوه بر این به وسیله مطلع می توان حروف رَوی و قافیه آن را قبل از اتمام بیت حدس زد.(۳۹) منتقدان قدیم وجود زیبایی، سادگی، فخامت وفصاحت را برای مطلع قصیده شرط دانسته اند.(۴۰)
مطلع، نخستین بیتی است که ضرب آهنگ آن به گوش می رسد و شنونده را به سمت بخش های بعدی قصیده رهنمون می سازد. مطلع قصیده به مثابه چهره و پیشانی قصیده است. علت بیان آن، آگاهی و جلب توجه و تمرکز حواس شنونده است، بنابراین باید ابتکاری، زیبا، خلاقانه، ادبی و شیوا باشد، باید به محض خوانش قصیده توجه شنونده را به خود جلب سازد و احساساتی همچون شگفتی، ترس و انگیزه را در مخاطب زنده نماید، که اگر چنین باشد شنونده را ترغیب می کند تا ادامه آن را مورد تامل قرار دهد.(۴۱) همچنین تناسب مطلع با موضوع از نظر منتقدان قدیم مورد اهمیت بوده است، ازاین رو اگر سخن از غم و اندوه یا تبریک یا مدح باشد، بهتر است مطلع از ابتدا برای آن موضوع مقدمه چینی نماید. منتقدان از بیان موضوعات ناخوشایند در سرآغاز قصیده پرهیز می کردند،(۴۲) و به این اصل بلاغی پای بند بودند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
حازم قرطاجنی مطلع غیر مصرّع را (تجمیع) نامیده است،(۴۳)زیرا ظن و گمان فرد است که در قافیه به جای می ماند، و عیب آن از اکفا و سناد(۴۴) در قافیه هم بیشتر است.(۴۵)
گاهی شاعر در یک قصیده چندین بار به ترجیع بند پناه می برد و این شیوه را چندین بار به کار می بندد (مطلع را تکرار می کند). دکتر یوسف حسین بکار از آن باعنوان (تجدیدمطلع) یاد می کند.(۴۶) این کار او بر قدرت طبع شاعر و کثرت اطلاعات او دلالت دارد ولی اگر تکرار مطلع در شعر، بیش از حد باشد جزو تکلف در شعر به شمار می آید.(۴۷)
شریف رضی تصریع و تصریع داخلی (ترجیع بند) را در اشعار خویش بسیار به کار می برد و این نشان دهنده پایبندی و اهتمام او به اصالت قصیده عربی و ارج نهادن به ویژگی های آن است. علاوه براین نمایانگر این مطلب است که شریف رضی به موضوع بدیهه سرایی درشعراعتقاد داشت یعنی؛ آن هنگامه ناخودآگاهی که شعر بدون هیچ پیش آگاهی قبلی، بر ضمیر شاعر حلول می کند.(۴۸)
با خوانش ادامه شعر، پس از مطلع مصرّع یا غیر مصرّع پی می بریم که شاعر با یک پیشگفتار وارد موضوع اصلی می شود. در بیشتر موارد پیشگفتار با وصف منازل(۴۹) و ایستادن در کنار خرابه های بازمانده از منازل یار و گریه و تامل در آن ها آغاز می شود. این همان سبک کلی است که در آغاز قصیده های طولانی دوره جاهلی به کار می رفت.(۵۰) روش نقد منتقدان عصر عباسی و در راس آنها ابن قتیبه، براساس ساختار قصیده جاهلی بود. وی بر این عقیده است که «شعر جاهلی، همواره با توقف بر فراز ویرانه های خانه معشوق، تغزل و تامل در این ویرانه ها آغاز می شود. این یک شرط اجباری است، تا آنجا که ابن رشیق، شاعرانی را که بر این شیوه می تازند اما آن را به کار می بندند و جایگاهی برای نسیب(۵۱) در نظر نمی گیرند، مورد انتقاد قرار می دهد و قصایدشان را بتراء (ناقص) می نامد.»(۵۲)
ابن قتیبه معتقد است آغاز قصیده با توقف در کنار ویرانهها و تغزل دو دلیل دارد که یکی یادآور کوچکنندگان و دیگری گوشنوازبودن آن است که احساسات مخاطب را مورد خطاب قرار می دهد.(۵۳) ابن رشیق نیز همین نظر را دارد.(۵۴)
پایبندی به ظاهر قصیده یکی از محدودیت های شاعر در عصر جدید محسوب می شود، و گاهی با تمام موضوعات و شرایط تناسب ندارد که قصیده را از میان آن ها جهت قالب بندی توسط شاعر با چارچوبی که مناسب این شرایط است، آماده کند. ابن اثیر هم که از بند شعر قدیم و عدم آزادی شعرا در آغاز شعرشان خسته شده بود، بر این باور است.(۵۵)
۲. تخلص
نام دیگر تخلص، براعت تخلص یا حسن تخلص است(۵۶) که عامل پیونددهنده و نشانه های ارتباط موضوعی و زمانی میان اهداف یک قصیده است.(۵۷) شاعر خوب کسی است که بی هیچ کم وکاستی یا فاصله گرفتن از موضوع اول به موضوع بعدی منتقل شود تا معانی به شکلی روان به سمت موضوع دیگر جریان پیدا کند، بطوری که خواننده بدون درک این انتقال، خود را درون موضوع جدیدی بیابد که ادامه موضوع اول است. درعین حال باید بین دو موضوع درهم آمیختگی، هماهنگی و انسجام وجود داشته باشد.(۵۸) به علاوه، تخلص، مهارت، توانایی دخل و تصرف و قدرت شاعر را نشان می دهد.(۵۹) شاعران قدیمی مانند شاعران جدید به آن اهمیت نمی دادند بطوری که ابن طباطبا حسن تخلص را از اختراعات شاعران جدید می داند؛ زیرا روش شاعران قدیم در تخلص یکسان بود و خلاصه سخن آن ها در مورد وصف بیابان ها و پیمودن آن با شتر و بیان رنج سفرهایشان چنین است: ما این سختی ها را به جان خریدیم تا به ممدوح رسیدیم. به قول اعشی:

الی هوذه الوهَّاب اُزجِی مَطِیَّتی
ارَجِّی عَطاء صالِحا مِن نَوالِکَا

- به شوق بخشایش بی مثال دست های توست که رهوارم را با گام های خسته به سوی هوذه الوهاب پیش می رانم.(۶۰)
شاعران قدیم هنگام انتقال معانی می گفتند: «این را رها کن و از آن برگرد.»(۶۱)
اگر شاعر در تخلص موفق نباشد و برخلاف نظر منتقدان عمل کند، بدین معناست که سخن خود را قطع کرده و کلام ستایش آمیز یا نکوهش خود را با سخن دیگری آغاز کرده است، به طوری که سخن دوم با سخن اول هیچ ارتباطی نمی یابد، این عمل کوته گویی یا فاصله است و به باور منتقدان، روش شعرای قدیمی مثل امرئ القیس، نابغه ذبیانی و طرفه و شاعران پس از آن هاست، اما شاعران جدیدی مثل ابوتمام و متنبی در تخلص شعری تصرف کردند و نوآوری از خود نشان دادند.(۶۲) شریف رضی چنانچه از اشعار عاشورایی وی مشخص خواهد شد، یکی از شاعران جدید است که به حسن تخلص و نوآوری در آن شناخته می شود.
۳. مقطع
شعرای قدیم همان گونه که به مطلع قصیده اهمیت می دادند به مقطع یا پایان قصیده هم اهتمام ورزیدند و به دلیل اهمیتی که برای مخاطب یا شنونده قائل بودند پایان قصیده را نیز همچون آغاز آن مورد توجه قرار می دادند؛ چراکه مقطع شعر در عرف آن ها مبنای قصیده و آخرین چیزی است که در ذهن باقی می ماند، پس باید همچون ضربه نهایی شعر باشد: زیاده گویی در آن نباشد و بعدازآن دیگر بیتی زیباتر سروده نشود، اگر اول شعر، کلید آن محسوب می شود باید خاتمه نیز قفل آن باشد.(۶۳) به باور حازم قرطاجنی: «مقطع قصیده باید بسیار زیباتر از بیت های میانی قصیده باشد و نباید سخن را با واژه زشت و دل گزا به پایان برد. توجه به این جایگاه به عنوان پایان سخن لازم است؛ چراکه ختم کلام است. بنابراین ناکام ماندن شاعر در مقطع شعر از ارزش و زیبایی بیت های پیشین می کاهد و چیزی زشت­تر از تبدیل آرایش به آلایش وجود ندارد.»(۶۴)
قرطاجنی شرط مقطع آخر شعر را در این می داند که معنای آن متناسب با غرض شعر باشد. به این صورت که اگر قصیده مدح و تهنیت است آخر آن باید با تعابیر شاد و مسرت بخش به پایان برسد. و اگر در مقام تعزیه و رثا است بایستی با معانی اندوهناک پایان پذیرد. همچنین لازم است که الفاظ مقطع نیز دلنشین و ترکیب آن نیز روان و متناسب باشد.(۶۵)
شرط ابوهلال عسگری در مورد مقطع این است که بهترین بیت قصیده باشد؛ شاعر هدف خود را از کل شعر در آن بیان کند و نیز دربردارنده حکمت، ضرب المثل یا تشبیهی زیبا باشد.(۶۶)
شایان ذکر است که برخی از اشعار طوری به پایان می رسند که انگار کلام نیمه کاره باقی می ماند و سخن همچنان ادامه دارد، به طوری که شاعر قصیده را ناگهان و بدون مقطع به پایان می برد، درحالی که معنا به پایان نرسیده است و باید ادامه پیدا کند.(۶۷) شاید این موضوع به هر دلیلی به توقف غلیان قریحه شاعر بازگردد که موجب می شود خواننده بپندارد که کلام ادامه دارد و هنوز تمام نشده است. حصول این امر زمانی ممکن است که بدانیم این قصیده کامل بوده و چیزی از آن حذف یا کم نشده است.
هدف از بررسی اجزاء شعری مانند (مطلع، تخلص، مقطع) درون ساختار داخلی یا خارجی قصیده، درک ساختار طفیات شریف رضی از مطلع تا مقطع و فهم چگونگی انتقال از موضوع اول به موضوع دوم است؛ و اینکه آیا میان دو موضوع پیوندی وجود دارد؟ آیا هدف شریف رضی تنها تبعیت از ساختار شعر قدیم بوده یا از ساختار شعر قدیم استفاده کرده تا ابداع خود را در آن نمایان سازد؟ اینها مواردی است که نویسنده در جای خود به آن خواهد پرداخت.

نظرات کاربران درباره کتاب شعر عاشورایی