فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب مبانی و کلیات فتنه

نسخه الکترونیک کتاب مبانی و کلیات فتنه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب مبانی و کلیات فتنه

در این اثر، مقدمات و ملزومات اولیه برای رویارویی با فتنه یعنی انواع فتنه، ویژگی‌های آن و راه‌های پیدایش و گسترش آن بیان گردیده است. هر چند الگو و خط‌مشی اصلی کتاب بر مبنای تفکرات و اعتقادات اسلام، قرآن و شیعه بیان گردیده است اما در بیان مطالب سعی گردیده که تمام ابعاد فتنه‌ها در تمام جوامع، از جامعه کوچکی مانند خانواده تا سازمان‌ها، ادارات، تشکلات و نهایتاً جامعه بزرگ اسلامی مورد بررسی قرار گیرد.
این اثر در چهار فصل تنظیم گردیده است که:
فصل اول به بیان معانی و وجوهات معنایی و مفهومی فتنه پرداخته است و در حقیقت خلاصه‌ای از کتاب تبارشناسی فتنه، ـ به قلم نویسنده این اثر ـ از انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) است.
در فصل دوم به‌گونه‌شناسی فتنه پرداخته شده است که انواع فتنه‌ها را در چند دسته و گونه تقسیم و مورد بررسی قرار داده است به‌طوری که هر فتنه‌ای در جامعه را می‌توان به یک یا چند گونه از دسته‌های مطرح شده نسبت داد و با توجه به آن‌گونه، ویژگی‌ها و خصوصیات فتنه را به‌دست آورد.
بررسی ویژگی‌های فتنه و شناخت ماهیت و خصوصیات ذاتی فتنه یکی از مهمترین بخش‌های فتنه‌شناسی است که موضوع فصل سوم کتاب می‌باشد.
در آخرین گام، در بحثی جامع، تمام راه‌های پیدایش و گسترش فتنه مورد بررسی قرار گرفته است تا شاید مجموعه این اثر بتواند در شناخت فتنه و راه‌های مقابله و مبارزه با آن گامی هر چند کوچک اما مؤثر برداشته باشد.

ادامه...
  • ناشر دانشگاه امام صادق (ع)
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۸۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب مبانی و کلیات فتنه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۲: گونه شناسی فتنه

مقدمه

یکی از مهم ترین نیازهای طبیعی در هر شناخت، گونه شناسی(۲) است. همان طور که انسان موجودی اجتماعی(۳) است، به همان سیاق موجودی اندیشه ورز(۴) است و همان طور که موجودی با سیاست(۵) است، به همین سیاق نیز موجودی گونه شناس است؛ یعنی برحسب طبیعت انسانی، از بی شکلی فراوانی های بی هویت، راه به طبقه بندی(۶) تعیین هویت و در نهایت تنظیم و تنسیق آن پدیده ها می گشاید؛ امور را در محفظه هایی معین جای می دهد و با این عمل بدان سامان می بخشد.
گونه ها در هر موضوع، در حقیقت، ابزار تحلیل، راه اصلی به سوی شناخت و وسیله ای اساسی در دوری از جهل و تاریکی به شمار می آیند. گونه سازی نه تنها موجبات ارتقاء دقت، پیدایی نظم و وصول به تنظیم پدیده های پیرامون را فراهم می سازد، بلکه به کنجکاوی های انسان نیز پاسخ می دهد (توسلی، ۱۳۶۹: ۱۴۲).
در تعریف گونه شناسی در دایره المعارف علوم اجتماعی آمده است : « گونه شناسی، تقسیم بندی و تنظیم داده هاست، با توجه به مشخصات آنها و برپایه معیار یا معیارهایی خاص. این معیارها می توانند عینی، ساده و غیر متعدد باشند (نظیر جنس، سن، نژاد) یا ذهنی (نظیر ایدئولوژی، عقیده ای خاص و...) در همه علوم، مخصوصاً علم انسانی، گونه شناسی اهمیت بسیار دارد...» (ساروخانی، ۱۳۷۵: ذیل گونه شناسی).
گونه شناسی باید به گونه ای باشد که با مفهوم سازی، نزدیکی بسیار یابد. زمانی گونه سازی به درستی صورت پذیرفته است که مورد قبول عامه دانشمندان و اندیشمندان آن حوزه علمی قرار گرفته باشد. در این حالت است که آن گونه شناس، می تواند وارد زبان دانش شود و مورد استفاده همگان قرار گیرند. لذا گونه شناسی با دانش سرو کار دارد و کاری علمی، حساس و دقیق است.
در گونه شناسی فتنه نیز باید ویژگی های مذکور در نظر گرفته شود تا محصول کار علمی و به واقعیت نزدیک باشد. از این رو آنچه که به عنوان گونه شناسی فتنه در این فصل مورد بررسی قرار می گیرد دارای چند ویژگی و خصوصیت اصلی می باشد:
الف. سازندگی: گونه شناسی فتنه مانند هر گونه شناسی دیگر، بعدی سازنده دارد؛ یعنی واقعیت فتنه را از دیدی خاص بازسازی می کند و در جریان آن، در ابعاد مختلف، انواعی چند از فتنه آفریده می شود.
ب. تعبیه فضاهای خاص: در درون هر کدام از گونه های فتنه، فضایی خاص پدید می آید که در آن اعضای خاص جای می گیرند. اصل در این فضا تشابه است.
ج. جداسازی: گونه شناسی فتنه، در عمل به مرزبندی میان انواع فتنه، منتهی می شود.
د. تقلیل: در این گونه شناسی، با دسته بندی های جزئی تر، فرآیند تقلیل صورت می پذیرد که این فرآیند، شناخت فتنه را بهتر و ساده تر می سازد.
ه. تبلور و کمی سازی: هر کدام از گونه های فتنه، تا حدی، محقق بخشی از خصوصیات فتنه است و در واقع ویژگی هایی خاص از فتنه را تبلور می بخشد. از بسیار یا بعضی از خصوصیات می گذرد و به نوعی به ساده سازی واقعیت دست می زند.
و. اتکاء به واقعیتی ذاتی و تجربی فتنه: در این فصل، اصل در گونه شناسی فتنه، نزدیکی به واقعیت این موضوع است. چرا که به همان نسبت که گونه شناسی فتنه مفهومی انتزاعی شود، به همان نسبت از واقعیت فاصله می گیرند و مفهوم تصنعی خواهند شد که کاربرد علمی و عملی آن کم رنگ می شود.

۱. عوامل تاثیر گذار برگونه شناسی فتنه

ابعاد مختلف مفهومی، وجوهات فراوان معنایی، کاربردی و استعمال های متفاوت واژه فتنه در علوم و مفاهیم گوناگون، باعث شده است که گونه شناسی فتنه، شاخه ای گسترده و وسیع در تبارشناسی فتنه باشد، به طوری که در ابعاد مختلف، برای مفهوم، مبانی، کلیات و یا واژه فتنه، تقسیم بندی های فراوان صورت گرفته است و در شرایط مختلف، بر حسب نیازها و ضروریات جامعه، دسته بندی های فراوان در نوع شناسی و گونه شناسی فتنه انجام شده است.
هر چند تقسیم بندی فتنه در هر حوزه علمی و تخصصی، بنا بر نوع دیدگاه، عملکرد و اهداف آن جامعه یا سازمان صورت می گیرد و نوع عوامل و شرایط مطلوب و تعریف شده برای هر جامعه و سازمان است که نوع این تقسیم بندی را مشخص می کند؛ ولی در یک نگاه جامع در حوزه های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مباحث آکادمیک و کلاسیک، عموماً در گونه شناسی و دسته بندی فتنه ها، یک سری اصول و مبانی کلی وجود دارند که بر گونه شناسی فتنه تاثیر گذارند و دخل به سزایی در پیاده سازی آن دارند. از این رو فتنه در هر جامعه و سازمان را می توان با توجه به عوامل زیر، در قالب هایی گوناگون تقسیم بندی نمود:
الف. تقسیم بندی براساس نوع نیاز اجتماعی، سیاسی، اقتصای یا فرهنگی جامعه و محیطی که فتنه در آن شکل گرفته و یا از آنجا برخاسته است.
ب. گونه شناسی فتنه بر اساس شرایطی شکل پذیرد که فتنه در آن تعریف می شود. گاه فتنه به عنوان یک واژه در فرهنگ لغت شناخته می شود و در محیط واژه شناسی و در نگاه لغویون، بر اساس وجوه معنایی دسته بندی می شود؛(۷) گاه فتنه در نگاه مورخان و به عنوان یک فرآیند تاریخی، در طول تاریخ گونه شناسی می شود و در حقیقت آن را «تاریخ شناسی فتنه» و یا «گونه شناسی تاریخی فتنه» می توان دانست و گاه نیز با رویکردی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، انواع فتنه طبقه بندی می شود و گاه نیز.... لذا بستر و محیط علمی یا عملی موجود برای فتنه می تواند «گونه شناسی لغوی فتنه»، «گونه شناسی ماهوی فتنه» «گونه شناسی تاریخی فتنه»، «گونه شناسی سیاسی فتنه»، «گونه شناسی اجتماعی فتنه» و... را تعریف نماید.
ج. دسته بندی و گونه شناسی فتنه با توجه به افرادی که در محیط و شرایط فتنه قرار می گیرند نیز می تواند انجام پذیرد. در برخی موارد که رویکردها و عملکردهای رویارویی با فتنه و آسیب شناسی ایام فتنه مطرح است، بعضاً شخصیت افراد جامعه و موقعیت اجتماعی، سیاسی و مذهبی گروه های فتنه گر و فتنه ساز، خواص فتنه سوز که به مقابله با فتنه می پردازند و عوام فتنه زده می توانند در گونه شناسی فتنه نقش به سزایی داشته باشند و تقسیم بندی انواع فتنه، بر اساس عملکردهای این افراد، صورت پذیرد.
د. نوع دیگری از گونه شناسی فتنه بر مبنای فراوانی، گستردگی و وسعت فتنه صورت می پذیرد. گستردگی و وسعت فتنه در ابعاد زمانی، مکانی و انسانی (جسمی و فکری) می تواند به عنوان عاملی اساسی برای تقسیم بندی فتنه باشد. فتنه های خفی و جلی، فتنه های آشکار و نهان، فتنه های درون مرزی و برون مرزی و فتنه های دفعی و تدریجی، گونه هایی از انواع فتنه هستند که بر اساس وسعت، فراوانی و گستردی فتنه، تقسیم بندی می شوند.
ه. گونه شناسی فتنه، می تواند مبتنی بر هدف یا اهداف شناخت فتنه، انجام گیرد. کسانی که به دنبال شناخت فتنه هستند، اهداف مختلف و بعضاً متفاوتی را دنبال می کنند. اهداف مختلف می تواند بر گونه شناسی فتنه نقش فراوان داشته باشد و ابعاد فراوان و جهات گوناگونی برای آن تعیین نماید که این گوناگونی و فراوانی، خود به خود با شکل گیری صورت های جدید برای فتنه همراه است:
* ممکن است عده ای فتنه شناسی می کنند تا راههای مبارزه با فتنه را دریابند؛
* عده ای فتنه شناسی می کنند تا بتوانند موقعیت های فتنه را زودتر از دیگران پیش بینی کنند و راه های گسترش فتنه را برای سوء استفاده های شخصی و فتنه انگیزی بیشتر، شناسایی کنند؛ یعنی فتنه گران نیز نیازمند شناخت فتنه هستند؛
* گاه هدف فتنه شناسی، شناخت راههای درمان و پیشگیری فتنه است؛
* گاه برای شناخت افراد فتنه گر و فتنه زده، فتنه شناسی صورت می گیرد؛
* برخی رعایت اخلاق در فتنه و شناخت فتنه به عنوان یک واجب شرعی(۸) را برای خود هدف فتنه شناسی و گونه شناسی آن قرار می دهند؛
* گاه موضوع ابعاد و پیامدهای فتنه بر افراد و جامعه، هدف این گونه شناسی است.
* و گاه....

۲. انوع فتنه

با توجه به مباحث مذکور، تنوع و فراوانی عوامل تاثیر گذار بر گونه شناسی فتنه، نشان می دهد که گونه شناسی فتنه، بسیار گسترده است و هر جامعه و سازمان، بنابر نیاز، هدف، مختصات و ویژگی های مکانی، زمانی و نیروی انسانی خود، انواع مختلفی از فتنه را تعریف می کند به طوری که گونه شناسی فتنه، می تواند به عنوان موضوع و پژوهشی مجزا در قالب کتاب و مقاله به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گیرد. اما در حالت کلی می توان سه نوع دسته بندی را برای انواع فتنه به گونه ای در نظر گرفت که تقریباً تمام حالت مختلف و تنوعات گونه ای این موضوع را شامل می شود و به نحوی فراوانی و گستردگی تمام وجوه معنایی، کاربردی و مفهومی فتنه را در بر می گیرد. گونه شناسی فتنه در تمام جوامع، در هر سطح از مفهوم، معنا و کاربرد که باشد، در این سه نوع تقسیم بندی، قرار می گیرد:
الف. مرزبندی فتنه: بر این اساس، تقسیم بندی فتنه بر دو نوع درون گرا و برون گرا صورت می گیرد.
ب. زمان بندی فتنه: فتنه های سطحی (گذرا، دفعی و کوتاه مدت) و فتنه های رسوبی (تدریجی، بلندمدت) انواع این تقسیم بندی هستند.
ج. طبیعت فتنه: این گونه شناسی، فتنه را در قالب فتنه های طبیعی و غیر طبیعی مجزا می سازد.
البته بیان این مطلب در اینجا نیز حائز اهمیت است که هر فتنه ای که در جامعه روی می دهد، می تواند هم زمان، در هر سه دسته مذکور تعریف شود و جایگاهی حقیقی در هر کدام داشته باشد. به عبارت دیگر هر فتنه را می توان در هر موقعیت و در هر مرحله از شکل گیری آن، به لحاظ مدت زمان آن، مرزهای حدوث و طبیعت آن فتنه، ارزیابی نمود و گونه شناسی کرد.

۲ -۱. مرزبندی فتنه
گونه شناسی فتنه بر اساس مرزبندی فتنه، بر این اصل استوار است که شکل گیری فتنه، تحت تاثیر عوامل درونی و یا عوامل بیرونی یک جامعه صورت پذیرد. گاه برای شکل گیری فتنه، مرزهای یک جامعه یا سازمان شکسته شده و عواملی با سوءاستفاده از ضعف های درونی یک جامعه، به فتنه گری می پردازند و گاه نیز شرایط درونی و جو حاکم بر جامعه، همچون یک سرطان، از درون جامعه را بیمار می کند و در بوته داغ و سوزان فتنه قرار می دهد. لذا در مرزبندی فتنه، دو نوع فتنه را می توان در نظر گرفت:
الف. فتنه های درون گرا
ب. فتنه های برون گرا
۲- ۱ -۱. فتنه های درون گرا
فتنه های درون گرا، درون مرزی، درون ساختاری، درون سازمانی، درون جمعی و درون خیز، تعابیری از مفهوم این نوع فتنه هستند. فتنه درون گرا، گرایش به ساختار درونی جامعه دارد. در این نوع فتنه، تمام علل و عوامل پیدایش و گسترش فتنه و راه های درمان و پیشگیری و مقابله با آن را باید در درون مرزهای آن جامعه جستجو نمود.
در فتنه های درون گرا، عوامل خارجی و بیرونی، زمینه ساز و تاثیرگذار بر فتنه نبوده است و آنچه موجب بروز فتنه می شود، همه از درون آن جامعه، اجتماع یا سازمانِ فتنه زده است.
این جامعه می تواند شامل یک فرد انسانی (با مجموعه عقاید، علایق، افکار و خواسته های صواب و ناصواب)، خانواده به عنوان کوچک ترین جامعه مدنی، محیط و سازمان کار، جامعه شهری، کشور و هر محیط اجتماعی دیگر باشد که عموماً به دو صورت در دام فتنه های درون گرا اسیر می شوند:
الف. به صورت خود به خودی که به تدریج و در اثر غفلت ایجاد می شود.
ب. به صورت تعمدی که با برنامه ریزی و هدف خاص دنبال می شود.
رعایت نکردن برخی اصول که به آن اشاره خواهد شد، موجب می گردد که مشکلات، فشارها و سختی های موجود به طور خواسته یا ناخواسته، قدرت تمیز و تشخیص را از آن افراد یا اجتماع بگیرد و بادهای کوچک و طبیعی مشکلات و حوادث، کم کم طوفان ها و گردبادهای غلیظ و غبارآلود فتنه را در فرد یا جامعه مورد نظر برپا کند. در این نوع فتنه، عموماً فتنه گران همان فتنه زدگان هستند و فتنه و فتنه گر و فتنه زده همه از یک جامعه برخاسته اند به طوری که تمام کاشت، داشت و برداشت فتنه، هم از خود جامعه و هم بر خود جامعه است.
به طور مثال در بررسی وضعیت یک خانواده به عنوان یک اجتماع و سازمان مدنی، بعضاً مشاهده می شود امتحانات، ابتلائات و مشکلات کوچک زندگی و درونی که در هر خانواده رخ می دهد، از طرف اعضای خانواده، نادیده گرفته می شود، به طوری که خواسته یا ناخواسته در صدد رفع آن برنمی آیند. اهمال و سُستی اعضا در عبور از مشکلات و عدم توجه عمدی یا غیر عمدی مسئول و سرپرست خانواده به این موضوعات و واقعیات، کم کم منجر به فتنه ها و آشوب هایی در سطح خانواده می شود که هیچ قدرت و توان خارجی و داخلی دیگری، نمی تواند، آن را مرتفع نماید. این مثال را می توان در سطوح بالاتر برای تمام جوامع و اجتماعات نیز مشاهده نمود و فرآینده فتنه زدگی درونی را در آن بررسی کرد و دانست که علت اصلی این نوع فتنه «از ماست که برماست».
عوامل بسیاری وجود دارند که می توانند یک جامعه را از درون، فتنه زده کند و در دام فتنه های درونی گرفتار سازد. عمده موارد کلی و عوامل اصلی که موجب می گردد فتنه های درون گرا بر جامعه یا سازمانی حاکم شود و آن را فتنه زده و یا در معرض فتنه های درون سازمانی قرار دهد، عبارت اند از:
الف. نداشتن آگاهی و بینش عمیق و درک صحیح از محیط و جامعه خود.
ب. نداشتن یا کمبود روحیه تعامل و منطق با هم زیستن.
ج. سست شدن روابط و ارتباطات درون سازمانی و گسستن پیوندهای موجود بین قسمت های مختلف جامعه.
د. بی تفاوتی نسبت به موضوعات، وقایع و حوادث مربوط به آن جامع و افراد آن.
ه. در اولویت قرار دادن منافع خود و نادیده گرفتن نیازهای دیگران.
و. تبعیض بین اعضای جامعه و یکسان و متعادل نبودن شرایط و امکانات برای همه.
ز. عدم مشارکت و تعاون در امور و مشکلات مربوط به آن اجتماع یا سازمان.
ح. نادیده گرفتن و حل نکردن مشکلات کوچک در محیط که کم کم منتهی به مشکلات بزرگ می شود.
ط. ضعف تعاملات و ارتباطات سالم با محیط و جوامع بیرون.
ی. نداشن ثبات قدم در امور و کم همتی و بی ارادگی افراد.
ک. داشتن روحیه افراط و تفریط چه در زمان های آرامش و سکون و چه در ایام بحران و سختی.
ل. عدم گذشت، ایثار و فداکاری و رعایت نکردن حداقلی مسائل اخلاقی و انسانی.
م. ضعف توانایی مدیریتی مسئول و سرپرست (یا مسئولان) آن اجتماع، در رفع موارد مذکور و عدم تجزیه و تحلیل دقیق شرایط موجود در پیشگیری و درمان آسیب های جامعه.
ن. عدم اعتماد و اطمینان بین اعضای جامعه و سازمان مربوط و خصوصاً عدم اطمینان و اعتماد به مسئول و سرپرست (یا مسئولان) آن جامعه، به عنوان هسته مرکزی، پایه و اساس و نقطه اتصال بخش های مختلف آن جامعه.
این عوامل اصلی و ده ها عامل جزئی دیگر که مربوط به شرایط خاص هر سازمان یا جامعه می شود، می تواند موجبات شکل گیری فتنه های باشد که از درون خود جامعه می جوشد و جامعه را فتنه زده می کند و گسترش این عوامل نیز موجب می شود که یک سلول سرطانی در متن و بطن جامعه، کم کم مبدل به یک غده سرطانی بزرگ و غیر قابل پیشگیری شود و حتی ممکن است به برون جامعه نیز سرایت کند و یا عواملی از بیرون نیز کم کم بر آن تاثیرگذار باشد.
۲ -۱- ۲. فتنه های برون گرا
فتنه های برون گرا، برون مرزی، برون ساختاری، برون سامانی، برون جمعی و برون خیز، تعابیری از مفهوم این نوع فتنه هستند که گرایش به ساختار بیرونی جامعه دارند، به طوری که علل و عوامل پیدایش، گسترش این نوع فتنه، هر چند ناشی از غفلت و ضعف درونی است، اما غالباً ریشه در خارج از مرزهای آن جامعه دارد.
گاه شخص سومی ـ خارج از خانواده ـ از اتحاد و صمیمیت خانواده ای رنج می برد و در این یک پارچگی و همبستگی منافع و مقاصد خود را در خطر می بیند، لذا سعی بر متزلزل کردن و از هم پاشاندن بنیاد خانواده دارد. او در صدد است تا سستی، تزلزل و آشفتگی را بر خانواده حاکم سازد، تا اولاً مسیر رسیدن به اهداف و منافع خود را سریع تر و هموارتر سازد و ثانیاً بتواند در این تشویش و آشفتگی موجود، نهایت بهره را از منافع و امکانات خانواده ـ به نفع خود ـ ببرد.
مثال مذکور برای هر جامعه، اجتماع و یا سازمان و تشکلی می تواند صادق باشد. اگر جامعه ای نتواند فتنه های درون گرای خود را هدایت و خنثی نماید، ممکن است خودبه خود و از راه های پنهانی در دام فتنه های برون گرا گرفتار شود.
عوامل و شرایط حاکم که در قسمت قبل ـ فتنه های درون گراـ بیان شد، ممکن است جامعه را به سمتی پیش ببرد که فتنه گرانِ در خارج از گود، از این موقعیت سوءاستفاده کنند و هدایت جامعه و افکار عمومی را به سمت اهداف خود سوق دهند.
فتنه های برون مرزی تماماً تعمدی، با برنامه ریزی های از پیش تعیین شده و برای رسیدن به هدفی خاص می باشد و فتنه گران آگاهانه از غفلت ها، نقاط ضعف و کاستی های جامعه استفاده می کنند و متناسب با مقاصد خود، جریان فتنه را سازمان دهی می کنند. لذا ابعاد و پیامدهای این نوع فتنه به مراتب عمق تر، خانمان سوزتر و وسیع تر از فتنه ها در نوع اول است و همین ویژگی باعث می شود که راه های مقابله و رهایی از دام فتنه و پیشگیری و درمان آن، پیچیده تر و مشکل تر گردد.
دسته بندی فتنه به دو دسته درون گرا و برون گرا از آن جهت است که در مواجهه با فتنه با گونه شناسی دقیق و صحیح بتوان ابعاد، قدرت و عوامل فتنه را بهتر شناسایی کرد و با برنامه ریزی بهتر، مسیر هدایت فتنه را کنترل نمود. لذا این تقسیم بندی به این معنا نیست که در واقعیت بتوان یک فتنه را یا درون مرزی و یا برون مرزی دانست چرا که اولاً انسان موجود اجتماعی است و هر جامعه مدنی نیاز به تعامل با دیگر جوامع دارد و خواه نا خواه مرزهای هر جامعه برای خروج و ورود از جهت تعاملات و ارتباطات باز می شود و نمی توان به صراحت هر موضوع، حادثه و یا مشکلی را به طور صد در صد ناشی از عوامل درونی یا بیرونی جامعه دانست؛ بنابراین در واقعیت و بستر جامعه، عملاً فتنه ای مطلقاً درون گرا یافت نمی شود و خواه ناخواه متاثر از عوامل بیرونی خواهد بود. ثانیاً در هر جامعه، همواره انسان های سودجو وجود دارند که با آگاهی از مطلب اول، می دانند که هر جامعه و سازمانی صد در صد بسته و درون گرا نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و همیشه مجرایی برای نفوذ دارد، از این رو از هر شکاف و ضعفی در جامعه، برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می کنند و در جوامع و سازمان ها وارد می شوند. لذا در واقعیت جامعه نمی توان خط ممیز صریح و نقطه مرزی آشکاری را برای تمیز فتنه درون گرا از برون گرا قرار داد.
در واقعیت جامعه، هنگامی که فتنه ای رخ می دهد از این تقسیم بندی و گونه شناسی برای شناخت فتنه می توان دو بهره برد. اولاً برای هر فتنه، دو بُعد درون گرا و برون گرا در نظر گرفت و در نحوه برخورد با آن، باید این دو بُعد را از ابتدا تا انتهای مسیر، توامان در کنار هم، در شکل گیری فتنه دخیل دانست و ثانیاً دانست که در هر فتنه، کدام بخش و ویژگی آن مربوط به درون گرایی و کدام خصوصیت مربوط به برون گرایی است تا با توجه به ویژگی هایی که برای هر کدام بیان شد، در نوع شناخت و نحوه پیشگیری، مقابله و رهایی از آن، برنامه ریزی های دقیق و منطبق بر واقعیت داشت.
۲ -۲. طبیعت فتنه
گونه شناسی فتنه بر اساس حیات جاودان انسان، روح متعالی آدمی، ویژگی ها و اقتضای ذاتی عالم طبیعت، نوعی دیگر از اقسام فتنه را در مفهوم واقعی و در حالت کلی به همراه دارد. انسان همواره موجودی است ممتد از فرش تا عرش، از خاک تا افلاک. این گستردگی و امتداد بشر باعث گردیده است که تمام ابعاد وجودی انسان در هر مرحله از مراحل کمال، تعاریف متفاوت و گوناگونی به خود بگیرد. گاه انسان در فرش بودن و خاک بودن خود می ماند و حتی آرزو می کند که: ای کاش خاک بودم(۹) و این در حالی است که مبدل به پست ترین و پایین ترین موجودات و حیوانات گردیده است «... اُولآئک کالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ اُولآءِک هُمُ الْغافِلُونَ» (قرآن کریم، سوره اعراف، آیه ۱۷۹).(۱۰)
گاه نیز آنچنان اعتلای مقام پیدا می کنند که تمام عرش را در خود جای می دهد و در جایگاه صدق، نزد مالک مقتدر قرار می گیرند «فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیک مُقْتَدِرٍ «(قرآن کریم، سوره قمر، آیه ۵۵).(۱۱)
انسانی با چنین ویژگی، در هر مرتبه از مراتب وجودی و کمالی خود، در مواجه با وقایع، پیشامدها و پدیده های طبیعی و اجتماعی، متناسب با فهم و کمال خود با آن پدیده روبرو می شود. در این میان، فتنه نیز به عنوان یکی از وقایع و پیشامدهای جدایی ناپذیر از عالم طعبیت و حقیقت انسان شناخته شده است که مفرّی از آن برای هیچ کس نیست به طوری که امیرالمومنین (ع) نیز بر این موضوع مهر تایید و انگشت تاکید نهاده اند و فرموده اند: «لَا یقُولَنَّ اَحَدُکمْ اللَّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِک مِنَ الْفِتْنَهِ لِاَنَّهُ لَیسَ اَحَدٌ اِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَی فِتْنَهٍ...»، یعنی: «نباید یکی از شما بگوید: خدایا از فتنه به تو پناه می برم، زیرا کسی نیست که گرفتار فتنه نباشد...» (علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۸۲: حکمت ۹۳).
در گوناگونی فتنه می توان دو نوع فتنه را در نظر گرفت که حیات آرمانی انسان را متلاطم می سازد تا انسان را از کمالی به کمال دیگر سوق دهد و انسان را به کمال لایق خود برساند. لذا انسان باید ضمن پذیرش فتنه به عنوان یک واقعیت نظام هستی و سنتی از سنت های الهی، راه های رهایی از آن را بشناسد و خود را از مهلکه آن نجات دهد که حضرت امیرالمومنین علی (ع) فرموده اند: «اَیهَا النَّاسُ شُقُّوا اَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاهِ وَ عَرِّجُوا عَنْ طَرِیقِ الْمُنَافَرَهِ...»، یعنی: «ای مردم، امواج فتنه ها که [حیات شما دریانوردان اقیانوس هستی را به تلاطم انداخته است] را با کشتی های نجات درهم بشکنید و از راه اختلاف و پراکندگی بپرهیزید» (علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۸۲: ۳۲، خطبه ۵).
این دو نوع فتنه که مبتنی بر طبیعت انسانی تقسیم بندی می شود عبارت اند از:
الف. فتنه های طبیعی
ب. فتنه های غیر طبیعی

۳. فتنه از واژه تا فرهنگ

در تبیین معنای آزمایش برای لفظ فتنه و رابطه این معنا با معنای ریشه ای فتنه یعنی سوزاندن، می توان گفت که یکی از کاربردهای قطعی ماده «فَتَنَ» محک زدن طلا یا نقره است؛ از این جهت محک زدن طلا یا نقره با لفظ «فَتَن» و مشتقات از این فعل به کار رفته است که از آتش برای این کار بهره می برده اند. طلا یا نقره را در آتش می گداخته اند تا خالصی های آن از ناخالصی های آن جدا گردد و یا طلای مرغوب از طلای نامرغوب تشخیص داده شود (راغب اصفهانی، ۱۳۸۵: ۳۷۳-۳۷۴). محک زدن جایگاه مهمی را در حرفه زرگری که با آتش و گداختن سرو کار دارند، به خود اختصاص داده است. یکی از نام های زرگر در عربی «فتّان» می باشد. نویسنده تاج العروس وجه تسمیه زرگر به فتّان را ریشه در گداختن می داند و بیان می کند که: «زرگر از آن جهت فتّان نیز نامیده می شود که او طلا و نقره را در آتش ذوب می کند» (مرتضی زبیدی، ۱۳۸۵ق، ج ۹: ۲۹۸). در حقیقت زرگر چون می خواهد طلا را محک بزند و میزان عیار آن را امتحان کند، میزان خلوص آن را با آتش، آزمایش می کند و به همین دلیل فتان نام گرفته است یعنی آزمایش گر با آتش یا آزمایش کننده طلا با سوزاندن.
از این رو معنای محک زدن و آزمایش کردن که توسط سوزاندن و گداختن ایجاد می شود، در ابتدا در حوزه زرگری به وجود آمده است و لفظ فتان فقط برای این موضوع، بیان می گشت. اما با گذشت زمان و گسترش زبان و ادبیات عرب، معنای محک زدن و آزمایش توسط سوزاندن و گداختن برای خالص سازی طلا و نقره، در زبان ها و علوم دیگر، برای تشخیص و تمایز دو چیز، گسترش یافت و معنای محک زدن و آزمایش در حوزه های دیگر نیز از ماده «فَتَن» به استعاره گرفته شد تا جایی که، کم کم از مفهوم استعاره ای به معنای حقیقی، تغییر جایگاه داد و کاربرد پیدا کرد. یکی از حوزه هایی که این معنا در آن پُر کاربرد ظاهر شد، حوزه زبان دین بود.
در حوزه زبان دین، مسلماً منابع اصلی قرآن کریم و کلام نورانی ائمه معصومین (ع) است. در میان احادیث و روایات ائمه هدی(ع)، فتنه در کلام امیرالمومنین (ع) از بسامد بالایی برخوردار است. امروزه فتنه از معنای لغوی خود فاصله بسیار گرفته است و آنچه که در فرهنگ جوامع کنونی، عموماً از مفهوم فتنه برداشت می شود، غالباً بر گرفته از کلام امیرالمومنین(ع) و نوع معنایی که ایشان از فتنه می کنند، می باشد.
کاربرد فراوان فتنه در جوامع سبب شده است که این واژه کم کم از یک لغت استعاره ای به یک فرهنگ تبدیل و یا بخشی از فرهنگ جوامع بشری شود. لذا در سیر حرکتی فتنه ـ از واژه تا فرهنگ ـ لازم است در آخرین مرحله از واژه شناسی فتنه، تعریفی جامع و مانع از فتنه در فرهنگ جوامع کنونی را بیان کرد و ویژگی های آن را ذکر نمود.
لذا در اصطلاح متداول امروزی، می توان فتنه را به صورت جامع و کامل این گونه تعریف نمود: «فتنه در فرهنگ جامعه، عارضه ای است موروثی که به صورت ناشناس، پنهایی و مبهم با پوشاندن چهره واقعی خود و ادغام حق و باطل، با آرامش، از در نفاق، وارد جامعه می شود و با ایجاد شک، شبهه، اضطراب، تشویش و دوگانگی شخصیتی، به گونه ای ایمان، یقین، آرامش، امنیت و قوه تمیز و تشخیص را بر هم می زند که همواره تحمل پیامد ها و آثار عمیق، گسترده و ماندگار بر جای مانده از آن، بسیار سخت و دشوار است».

جمع بندی

از مقایسه سه تعریف و معنایی که در این فصل برای فتنه و ریشه آن بیان شد، پیوستگی و ارتباط عمیق بین این تعاریف و جامع و مانع بودن هر سه تعریف، آشکار می شود. همچنین سیر حرکتی متصل و زنجیره ای معانی فتنه از واژه تا فرهنگ، مشخص می گردد.



جدول شماره (۱): معانی جامع برای فتنه و ریشه آن

یادداشت ها

[ ۱ ]. جوهر و عَرَض دو مفهوم و اصطلاح فلسفی هستند.
الف. جوهر: آن دسته از پدیده هایی که مانند انسان، درخت، سیب، واقعاً پدیده های خارجی هستند و می توان به عنوان پدیده های مستقل به آن اشاره کرد را جوهر گویند (آن سیب، این درخت). در تعریف جوهر آمده است: اذا وجد فی الخارج، وجد فی الموضوع، یعنی جوهر وقتی در خارج از ذهن و در ظاهر، واقع شود، خودش یک چیز و یک موضوع مستقل است و می توان به آن اشاره کرد. لذا جوهر برای هستی یافتن، نیاز به موضوعی که در آن تحقق یابد ندارد.
ب. عرض: آن دسته از پدیده هایی که مانند رنگ، بو، شجاعت، واقعاً پدیده های خارجی نیستند و نمی توان به عنوان پدیده های مستقل به آن اشاره کرد را عرض گویند. یعنی باید سیبی باشد که رنگ و بو داشته باشد و یا انسانی باشد که شجاعت داشته باشد. در تعریف عرض آمده است: اذا وجد فی الخارج، وجد لا فی الموضوع، یعنی عرض وقتی در خارج از ذهن و در ظاهر، واقع شود، خودش یک چیز و یک موضوع مستقل نیست، بلکه چیزی (موضوعی) باید باشد که این اعراض را به خود بگیرد.



نظرات کاربران درباره کتاب مبانی و کلیات فتنه