فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب دانشگاه در بستر محلی
دانشگاه گلستان

نسخه الکترونیک کتاب دانشگاه در بستر محلی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب دانشگاه در بستر محلی

امروزه دانشگاه‌ها در محیطی عمل می‌کنند که اصلی‌ترین شاخصه‌های آن عبارتند از: وابستگی‌های متقابل اقتصادی در سطح جهانی، دموکراسی سیاسی، اقتصاد بازار آزاد، مصرف‌گرایی، ساختارسازی‌های جدید در حوزه‌های گوناگون، روش‌های نوین مدیریتی، موضوعات زیست‌محیطی جهانی، ارزش‌های چندفرهنگی جهانی و به‌هم‌پیوستگی‌های بین‌المللی از طریق فناوری‌های جدید اطلاعاتی که به‌ویژه توسط اینترنت فراهم آمده است. دانشگاه‌ها که بنا به قاعده باید ارائه‌کنندۀ دانش باشند، نمی‌توانند در چنین محیط پیچیده‌‌ای منفعلانه و در خلأ به فعالیت بپردازند. آن‌ها دارای تأثیر‌گذاری‌ها و تأثیر‌پذیری‌های متقابلی هستند که اصلی‌ترین ویژگی آن گسترش ارتباطات است. آنچه در این ارتباطات مبادله می‌شود، اطلاعات و دانستنی‌هایی است که احتمالاً بینش و نگرش و در نهایت رفتار مخاطبان و جامعۀ هدف را تغییر می‌دهد؛ بنابراین دانشگاه به‌عنوان نهادی اجتماعی اثرات ژرفی بر تغییرات بینشی، نگرشی و رفتاری دانشجویان دارد.
این مجموعه حاصل تلاش اعضای هیئت‌علمی و محققان در سطح دانشگاه‌های مرکز استان گلستان است که در نشست علمی ـ تخصصی مشترک توسط دانشگاه گلستان، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، انجمن علمی دانشجویی علوم اجتماعی دانشگاه گلستان و انجمن جامعه‌شناسی ایران با عنوان «دانشگاه، فرهنگ و اجتماع» ارائه شده و با توجه به نظرات نقادانۀ اظهار‌شده در جلسه، مورد بازبینی و تنقیح قرار گرفته است.

ادامه...
  • ناشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.95 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب دانشگاه در بستر محلی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

با عنایت به کارکردها و اهداف آموزش عالی، اگر گفته شود دانشگاه موتور محرکه رشد و توسعه واقعی ملت هاست، بی راه نیست. دو کارکرد اصلی را می توان برای نهاد دانش یا دانشگاه در نظر گرفت: تربیت نیروی انسانی متخصصص، و تولید دانش. این امر به معنای نگاه علمی و کارشناسانه به آموزش عالی است؛ یعنی کارکرد دانشگاه مستقل از ترجیحات فرهنگی، ارزشی و اجتماعی است. استقلال از ترجیحات فرهنگی، ارزشی و اجتماعی به این معنا نیست که دانشگاه در عمل پیوندی با جامعه و محیط پیرامون خود ندارد، بلکه بدین معناست که هویت و هدف ویژه ای را برای دانشگاه قائل باشیم که نهادهای اجتماعی دیگر قادر به برآوردن آن ها نیستند؛ از این رو، پرسش اساسی آن است که دانشگاه به عنوان نهادی اجتماعی، کجا با دیگر نهادهای اجتماعی و به طور کلی با محیط پیرامون خود پیوند برقرار می کند؟ به سخن دیگر، نسبت دانشگاه با جامعه چیست؟ برای درک بهتر نسبت دانشگاه و محیط پیرامون، باید به کارکردهای اصلی دانشگاه توجه کنیم و بپرسیم هدف از «تربیت نیروی انسانی متخصص» و غایت «تولید دانش» چیست؟ پاسخ می دهیم نیروی انسانی متخصص تربیت می کنیم تا نیازهای جامعه را برآورده کنند. همچنین دانش تولید می کنیم تا چشم اندازهای تازه تر و گسترده تری را پیش رویمان بگسترانیم. پاسخ نخست رو به گذشته دارد و پاسخ دوم رو به آینده. تربیت نیروی انسانی برای آن است که مشکلات و نیازهای مان را حل کنیم، و تولید دانش برای آن است که از این پس چه می توان کرد و چه کنیم؟
بدین سان دانشگاه به معنایی که گفته شد، با تاریخ انسان و با گذشته و آینده او سروکار دارد. این درک ساده و بنیادین پایه ای است برای فهم فلسفه تشکیل بخش فرهنگی و اجتماعی در آموزش عالی کشور. در این نگاه، دانشگاه دیگر نه صرفاً فروشگاه مدرک یا باشگاه بازی های سیاسی بلکه مکانی برای اندیشیدن نقادانه و مسئولانه به گذشته و آینده کشور است. دانشگاه پیوند ژرفی با بیرون از خود دارد. بدین معنا درون و بیرون دانشگاه هیچ مرزی ندارد. در این نگاه، بخش فرهنگی آموزش عالی تسهیل گر پیوند درونی و ذاتی دانشگاه با بیرون از آن است و چشم انداز فعالیت ها و اقدامات در این حوزه، با مفاهیمی این چنینی ترسیم می شود: ترویج دانش در پهنه مکان اجتماعی و زمان تاریخی، التزام و تعهد اجتماعی دانشگاه و جامعه، سرایت ذات آزاداندیش و پرسش گر دانشگاه به جامعه، گسترش عقلانیت روشمند و در کل هم بهره گی نهادین در تبدیل جهان به مکانی بهتر برای زیستن.
بنا به گفته معمار کبیر انقلاب اسلامی، «دانشگاه مبدا تحولات است». امروزه دانشگاه ها در محیطی عمل می کنند که اصلی ترین شاخصه های آن عبارتند از: وابستگی های متقابل اقتصادی در سطح جهانی، دموکراسی سیاسی، اقتصاد بازار آزاد، مصرف گرایی، ساختارسازی های جدید در حوزه های گوناگون، روش های نوین مدیریتی، موضوعات زیست محیطی جهانی، ارزش های چندفرهنگی جهانی و به هم پیوستگی های بین المللی از طریق فناوری های جدید اطلاعاتی که به ویژه توسط اینترنت فراهم آمده است. دانشگاه ها که بنا به قاعده باید ارائه کننده دانش باشند، نمی توانند در چنین محیط پیچیده ای منفعلانه و در خلا به فعالیت بپردازند. آن ها دارای تاثیر گذاری ها و تاثیر پذیری های متقابلی هستند که اصلی ترین ویژگی آن گسترش ارتباطات است. آنچه در این ارتباطات مبادله می شود، اطلاعات و دانستنی هایی است که احتمالاً بینش و نگرش و در نهایت رفتار مخاطبان و جامعه هدف را تغییر می دهد؛ بنابراین دانشگاه به عنوان نهادی اجتماعی اثرات ژرفی بر تغییرات بینشی، نگرشی و رفتاری دانشجویان دارد.
این مجموعه حاصل تلاش اعضای هیئت علمی و محققان در سطح دانشگاه های مرکز استان گلستان است که در نشست علمی ـ تخصصی مشترک توسط دانشگاه گلستان، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، انجمن علمی دانشجویی علوم اجتماعی دانشگاه گلستان و انجمن جامعه شناسی ایران با عنوان «دانشگاه، فرهنگ و اجتماع» ارائه شده و با توجه به نظرات نقادانه اظهار شده در جلسه، مورد بازبینی و تنقیح قرار گرفته است. مقاله های ارائه شده در این مجموعه بیشتر با تاکید بر کارکرد درونی دانشگاه، به نقش و کارکرد آن در سازمان دهی و تحول منابع انسانی مانند تغییرات ارزشی و نگرشی دانشجویان و اعضای هیئت علمی پرداخته اند. مقاله نخست به تغییر ارزش ها و نگرش های دانشجویان در طول مدت تحصیل پرداخته و تلاش می کند نقش دانشگاه را در این تحول ارزشی، فرهنگی و اجتماعی نشان دهد. مقاله دوم به نقش دین داری در رفتارهای حامی محیط زیست پرداخته و جایگاه دین را در کنار ارزش های زیست محیطی به تصویر کشیده است. مقاله سوم به گرایش دانشجویان دانشگاه های استان گلستان نسبت به هویت ملی پرداخته و در تبیین تغییرات گرایش به هویت ملی، نقش عوامل اجتماعی را تحلیل کرده است. مقاله چهارم برخی عوامل اجتماعیِ موثر بر شادمانی دانشجویان را شناسایی و تلاش کرده تا تبیینی جامعه شناختی ارائه دهد. مقاله پنجم اعضای هیئت علمی را هدف مطالعه قرار داده و به تحلیل ساختار تعامل های علمی در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه گلستان پرداخته است و نشان می دهد حجم، قرینگی و شدت تعامل های علمی درون شبکه ای و برون شبکه ای در میان آنان ضعیف است.
در حمایت، برنامه ریزی و اجرای این نشست علمی ـ تخصصی، افراد زیادی تقبل زحمت کرده و تلاش های زیادی در این زمینه صورت گرفته است. به طور ویژه باید از زحمات دکتر فرهاد یغمایی رئیس دانشگاه گلستان، دکتر عبدالرحمان علیزاده مدیر امور فرهنگی دانشگاه گلستان و مدیر اجرایی نشست، و آقای میلاد عبداله آبادی به عنوان دبیر انجمن علمی دانشجویی علوم اجتماعی دانشگاه گلستان تقدیر و تشکر به عمل آید. در پایان از پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری به جهت طرح ایده گفت­و­گو پیرامون دانشگاه در بستر محلی و حمایت از برگزاری نشست­های علمی در این زمینه و فراهم کردن امکان انتشار نتایج این نشست­ها تشکر می­کنیم. امید است این مجموعه بتواند با روشنگری و تحلیل وضع موجود، چشم اندازها و راهبردهای مناسبی را به برنامه ریزان و سیاست گذاران فرهنگی و اجتماعی در حوزه آموزش عالی ارائه دهد.

با آرزوی توفیق
غلامرضا خوش فر
زمستان ۱۳۹۵

نقش دانشگاه در تحول ارزش ها و نگرش های فرهنگی و اجتماعی دانشجویان؛ مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه گلستان

غلامرضا خوش فر(۱)

چکیده

دانشگاه مبدا تحولات است و تغییرات فرهنگی و اجتماعی از جمله تغییرات مهمی هستند که بیشتر به واسطه کارکردهای اصلی دانشگاه حاصل می شوند. هدف از انجام این مطالعه، شناخت تحول ارزش ها و نگرش های دانشجویان در زمینه های اجتماعی و فرهنگی به واسطه حضور در دانشگاه است. روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه گلستان از سال ۱۳۹۰ تا سال ۱۳۹۴ می شود که تعداد آن ها بالغ بر ۳۴۰۰ نفر بوده است. داده های مورد نیاز از حجم نمونه ای برابر با ۱۵۴۴ نفر جمع آوری و مورد پردازش و تحلیل قرار گرفته است. برای جمع آوری داده ها از ابزار «پرسش نامه محقق ساخته» استفاده شده است. اعتبار ابزار سنجش با استفاده از اعتبار صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. یافته های تحقیق در زمینه ارزش های اجتماعی نشان می دهد میزان ارزش های اجتماعی (گوردون چایلد) در حد متوسط و ارزش های اجتماعی (آلپورت) در حد زیاد قرار دارند. احساس شادی دانشجویان در حد کمتر از متوسط (۶۱/ ۲ از ۵) و اعتماد اجتماعی در حد بیش از متوسط (۷۵/ ۳ از ۵) است. در زمینه ارزش های فرهنگی نیز گرایش فرهنگ ایثار و شهادت در میان دانشجویان در حد بیش از متوسط (۶۶/ ۳ از ۵) و دین داری در حد کم (۸۵/ ۱ از ۵) قرار دارد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نیز نشان داد، دانشگاه بر نظام ارزش های اجتماعی (آلپورت) و اعتماد اجتماعی دانشجویان تاثیرگذار بوده است. البته جهت این تحول و تاثیرگذاری منفی بوده است. دانشجویان دختر بیش از دانشجویان پسر به ارزش های اجتماعی پایبند هستند و در مقابل دانشجویان پسر بیش از دانشجویان دختر، به فرهنگ ایثار و شهادت و دین داری گرایش دارند. دانشجویان متاهل بیش از دانشجویان مجرد به ارزش های اجتماعی اهمیت می دهند، اما در مقابل دانشجویان غیرمتاهل بیش از متاهلان دین دار هستند. در نهایت دانشجویان غیربومی از دانشجویان بومی استان گلستان دین دارتر هستند.
واژگان کلیدی: ارزش، گرایش، اجتماعی، فرهنگی، دانشجویان، دانشگاه گلستان.

مقدمه و بیان مسئله

مفهوم نگرش(۲) به معنای نگاه ما به اشیا، افراد یا عقاید مختلف است. درباره تاثیر نگرش ها بر رفتار، بحث های گوناگونی در میان صاحب نظران علوم اجتماعی مطرح بوده است. نگرش ها جنبه مهمی از زندگی عاطفی و احساسی ما را تشکیل می دهند. ما به اشیا، افراد و اندیشه ها نظر خاصی داریم که ناشی از اطلاعات و احساسات ما نسبت به آن هاست. این گونه نظرها، اغلب تعیین کننده شیوه برخورد ما با آن اشیا، افراد یا اندیشه هاست. خاستگاه رفتار احترام آمیز، تبعیض آمیز یا توهین آمیز به دیگران نگرش هایی است که شخص نسبت به آن ها دارد و این نگرش ها در طول زمان مشخصی شکل گرفته اند (کریمی، ۱۳۷۶: ۲۹۳)؛ بنابراین یکی از تفاوت های مهم رفتار فردی، نگرش است. نگرش فرد بیانگر شیوه تفکر، احساس و واکنش هایی است که نسبت به محیط اطراف خود دارد و نقش اساسی در رفتار وی بازی می کند. همچنین می تواند نشانگر جهت گیری مثبت یا منفی شخص، گروه یا صورتی از الگوی اجتماعی رفتار باشد. نگرش ها به طور مستقیم مشاهده پذیر نیستند، ولی در تعیین رفتارها، ایده ها و همچنین بازسازی فرد و ادراک او نسبت به موضوع های اجتماعی نقش دارند.
«نگرش» اساسی ترین مفهوم در روان شناسی اجتماعی است که شامل سه بُعد شناختی، احساسی و رفتاری می شود. فریدمن(۳) و همکارانش (۱۹۷۰) نگرش را نظام بادوامی تعریف کرده اند که شامل اجزای شناختی، احساسی و تمایل به عمل است. گرایش نیز نوعی آمادگی فکری و اعصابی (احساسی) است که توسط تجربه سازمان دهی می شود و بر روی واکنش های انسان نسبت به پدیده ها و وضعیت هایی که با او سروکار دارد، تاثیری جهت دهنده یا پویا می گذارد (رفیع پور، ۱۳۷۲: ۶). در جمع بندی کلی از بحث مفهوم نگرش می توان نتیجه گرفت آدمی در طول زندگی با مسائل گوناگونی سر و کار دارد که نسبت به آن ها شناخت های معین و احساسات به خصوصی در او پدید می آید و نوعی آمادگی در وی پیدا می شود که با آن ها به شیوه معینی رفتار کند. ترکیب این شناخت ها، احساسات و آمادگی برای عمل در مقابل چیزی معین را نگرش شخص به آن چیز می خوانیم. بررسی نگرش های افراد در زمینه های مختلف از این جهت مهم است که به مدیران و مجریان کمک می کند تا از طرز تفکر مردم درباره موضوعات مشخص، مطلع و آگاه شوند. هدف از انجام این تحقیق، شناخت گرایش های دانشجویان نسبت به امور فرهنگی و اجتماعی است که گرایش های فرهنگی شامل دین داری و گرایش به ایثار و شهادت و گرایش های اجتماعی شامل اعتماد، ارزش های اجتماعی و شادمانی را دربرمی گیرد.
دانشگاه ازیک سو یکی از با ارزش ترین منابعی است که جامعه برای پیشرفت و توسعه در اختیار دارد و از سوی دیگر دانشجویان به عنوان کنشگران اجتماعی، زمینه سازان اصلی تحولات و تغییرات فرهنگی و اجتماعی هستند. بررسی و شناخت عوامل موثر بر اندیشه ها و باورهای دانشجویان نسبت به جنبه های مختلف اجتماعی و فرهنگی می تواند اطلاعات و ابزار مناسبی را در اختیار برنامه ریزان و سیاست گذاران قرار دهد تا از واکنش ها و رفتار افراد در برابر پدیده ها و وضعیت های مختلف آگاهی پیدا کنند. در حقیقت با ورود دانشجویان به محیط های دانشگاهی با نگرش ها، آداب و رسوم ها و قومیت های مختلفی روبه رو می شویم که بی شک نوع دیدگاه آن ها نسبت به امور فوق متفاوت است. این تفاوت در نگرش ها، در کنش ها و واکنش های آن ها تاثیرگذار خواهد بود.
با بررسی نگرش موجود در جامعه و شناخت آن، می توان تا حدودی سمت و سوی رفتار جامعه را پیش بینی کرد و چنانچه تغییر اساسی در نگرش های افراد مشاهده شود، باید منتظر وقوع رفتارها و تحولات جدید متناسب با آن تغییرات در جامعه بود. با بررسی مداوم نگرش های افراد، هم می توان از وقوع برخی پیامد های نامطلوب جلوگیری کرد و هم خود را برای تغییر و تحولاتی که در آینده در جامعه رخ خواهند داد، آماده ساخت. حال با توجه به مطالب گفته شده و نقش مهم نگرش ها در فرایند رفتار افراد، پرسش اساسی تحقیق این است که وضعیت ارزش ها و گرایش های فرهنگی و اجتماعی دانشجویان چگونه است؟ آیا ارزش ها و گرایش های فرهنگی و اجتماعی دانشجویان با متغیرهایی مانندِ جنسیت، وضعیت تاهل، سن، دوره تحصیلی و بومی یا غیربومی بودن رابطه یا تفاوت معنی داری دارد؟

نقش دانشگاه در توسعه فرهنگی جامعه

دانشگاه در سده های میانه صرفاً نقش تک بعدیِ انتقال دانش را بر عهده داشته است و در قرن نوزدهم، علاوه بر آنتقال دانش، وظیفه تولید دانش را نیز عهده دار شد. «دوران پس از جنگ جهانی دوم، دوران رشد بی سابقه دانشگاه بوده است. در این دوران آموزش عالی تقریباً در همه جوامع نوین نقش محوری داشته و این نقش همچنان رو به فزونی است». از دهه ۶۰ قرن بیستم، به تدریج از استقلال دانشگاه ها کاسته شد. دانشگاه دیگر به عنوان نهادی آموزشی و پژوهشی مطرح نبود، بلکه مسئولیت پذیری مفهوم جدیدی بود که دانشگاه ها با آن مواجه شدند. دانشگاه از این زمان به بعد باید پاسخ گوی نیازهای جامعه می بود (نیستانی و رامشگر، ۱۳۹۲: ۱۵۶).
انجام پژوهش های کاربردی، تربیت متخصصان، صنعتگران، هنرمندان وغیره وظیفه ای بود که جامعه انجام آن را از دانشگاه طلب می کرد. «دانشگاه ها از قدیم مدعی استقلال ارزشمند خود بوده اند. در طرح سنتی دانشگاه بر استقلال تاکید شده و تلاش می کردند خود را از نظارت مستقیم نهادهای خارج از دانشگاه مصون نگه دارند. با وجوداین، از زمانی که دانشگاه ها گسترش یافتند و هزینه تحصیل افزایش یافت، فشار بسیاری از سوی پشتیبانان مالی آموزش عالی (بیشتر دولت ها) وارد آمد و مسئولیت پذیری دانشگاه ها مطرح شد. تعارض میان استقلال و مسئولیت پذیری یکی از حساس ترین مباحث در سال های اخیر بوده است». از این زمان، دانشگاه به عنوان محور عقلانیت جامعه نقش موثر و بی رقیبی در تغییرات جامعه پیدا کرد. دانشگاه مرکز تجمع نخبگان، اندیشمندان و تحصیل کردگان جامعه و مهم ترین مرکز پرورش خلاقیت ها، استعدادها، تخصص ها و نیز مرکز تجمع جوانان پرشور و با استعداد اجتماع شد و این همه منجر شد تا نگاه اجتماع به دانشگاه، نگاهی حساس و همراه با مسئولیت خواهی شود. دانشجویانی که به دانشگاه راه می یابند، هرچند دارای سلسله مراتب اجتماعی و اندیشه های اجتماعی و سیاسی متفاوتی هستند، ولی احساس همدردی مشترک، احساس فشار مشترک و هدف های مشترک دارند. دانشجو می خواهد در حیات جامعه از بُعد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دخالت کند و مشارکت موثر داشته باشد. دانشجو نیروی جوانی است که بنا به مقتضیات سنی، سرشار از شور، هیجان، تکاپو و ماجراجویی است و دانشگاه نیز بنا به ماهیت خود که ساختی مختص دانش و فکری انتقادی است، دانشجو را به فردی پرسشگر و کنجکاو با ذهنی علمی و منتقد تبدیل می کند (نیستانی و رامشگر، ۱۳۹۲: ۱۵۶).
علی آبادی (۱۳۴۵) در مورد نقش دانشگاه اعتقاد دارد امروزه با وجود مخالفت هایی که با دانشگاه و ادامه روند آن به عمل می آید، همچنان دانشگاه و دانشگاهیان را رهبر فکری و بانی اصلاحات در جامعه می دانند. به عبارتی، جوامع تامینِ سرمایه آینده خویش را که همانا تربیت افرادی عالم، متعهد، مسئولیت پذیر، خلاق و با نشاط است، به دانشگاه و نهادهای آموزشی واگذار کرده اند. بررسی رابطه دانشگاه و توسعه فرهنگی از دو بُعد حائز اهمیت است: از یک سو میان علم و فناوری با فرهنگ جامعه رابطه مستقیم وجود دارد. تا وقتی که فرهنگِ مناسب و مساعد علم و دانش در جامعه ایجاد نشود، علم و دانش بازار در خور نخواهد یافت و هیچ گاه راهگشای مشکلات بنیادی و اساسی جامعه نخواهد بود. ساخت علمی و ساخت فرهنگی دو نظام کاملاً مرتبطند و هیچ یک بدون دیگری نمی توانند کارآمدی داشته باشند. از سوی دیگر، دانشگاه و مراکز آموزش عالی در کشور ما و سایر کشورهای در حال توسعه، بومی نبوده و از فرهنگ غربی وام گرفته اند و بیشتر با آن پیوند دارند (نیستانی و رامشگر، ۱۳۹۲: ۱۵۷).
دانشگاه های بزرگ غرب به تدریج از درون حوزه های علمی قرون وسطی و قدیم سربرافراشته اند و ادامه طبیعی همان روند هستند؛ از این رو دارای ریشه و هویت تاریخی ـ اجتماعی اند. عدم همخوانی و تطابق دانشگاه ها با سنت های تاریخی و فرهنگی جوامعِ در حال توسعه، میوه های تلخی به بار آورده است. دانشگاه ها از یک سو باید حافظ فرهنگ و سنت های تاریخی جامعه و از سوی دیگر ملتزم به اشاعه ارزش های جدید و علم و فناوری مورد نیاز جامعه باشند. در نهایت، دانشگاه باید توان آشتی دادن این دو مولفه را با هم داشته باشد؛ وگرنه دچار تعارض و بحران درونی و بیرونی خواهد شد (نیستانی و رامشگر، ۱۳۹۲: ۱۵۷).

ملاحظات نظری

نگرش به معنای گرایش در راستای کنش است. شاید مشخص ترین مفهوم روان شناسی اجتماعی معاصر نگرش باشد که دانشمندان علوم اجتماعی آن را مستقیم از زبان عامیانه گرفته اند (احمدی، ۱۳۷۸). این واژه معادل های فارسی متعددی همچون «طرز تلقی»، «وجهه نظر»، «بازخورد»، «وضع روانی»، «ایستار»، و «گرایش» دارد، ولی اکنون اصطلاح «نگرش» قبول عام یافته و به صورت های مختلف نیز تعریف شده است (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۳۶). نگرش به معنای ارزیابی خلاصه و کوتاه از موضوع تفکر تعریف شده است (بهنر و وانک، ۱۳۸۴: ۱۷). همچنین نوعی گرایش و آمادگی برای پاسخ گویی مطلوب یا نامطلوب نسبت به اشیا، اشخاص، مفاهیم یا هر چیز دیگر تلقی می شود (آر. میچل، ۱۳۷۳: ۱۹۲). نگرش آمادگی برای کنش، یعنی آمادگی برای نوع ویژه ای از فعالیت است. نگرش ها، متغیرهای واسط هستند نه موضوعات محسوس و ملموس. همچنین سازه های فرضی ای هستند که می توان آن ها را استنتاج کرد ولی نمی توان مستقیم مشاهده کرد (شارع پور، ۱۳۷۹: ۱۰۳).
از نظر لمبرت(۴) (۱۹۶۴) و دیگران نگرش عبارت است از روش نسبتاً ثابتی در فکر، احساس و رفتار نسبت به افراد، گروه ها و موضوعات اجتماعی یا قدری وسیع تر، هرگونه حادثه ای در محیط فرد (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۳۶). نگرش یا گرایش به معنای نظام و مجموعه ای از تمایلات، عقاید، اعتقادها، قضاوت ها و پیش داوری های فرد نسبت به یک پدیده یا رخداد در حیات انسانی است. گرایش مخصوص موجود انسانی و کنشی است که تنها انسان در حیات اجتماعی اش انجام می دهد و با توجه به دگرگونی شرایط، نگرش ها و گرایش های انسان ها در طول زمان و بر اساس تجربه ها و مسائلی که با آن برخورد می کند، شکل گرفته یا دگرگون می شود و در هر حال همراه انسان است.
نگرش بر اساس معنای مفهومی اش «بیش از صد سال است که در جوامع غربی به کار برده می شود و یکی از مفاهیمی است که دانشمندان علوم اجتماعی آن را مستقیم از زبان عامیانه گرفته اند. این واژه به معنی تطبیقِ مشتق شده است و آمادگی ذهنی برای انجام عمل خاصی را می رساند (آلپورت، ۱۹۷۳: ۱۹؛ به نقل از: رفیع پور، ۱۳۷۲: ۵).
مطابق با نظر روان شناسان اجتماعی، گرایش یا نگرش دارای سه بُعد است:
۱. شناخت: تلاش عمده در این بخش شناسایی ذهنیت افراد و عوامل تاثیرگذار بر این ذهنیت است. در این بخش این مسئله مورد شناسایی قرار می گیرد که افرادی که اقدام به کنش می کنند از نظر ذهنی و عینی چه شناختی نسبت به موضوع کنش دارند. همچنین باورها، ادراک ها و مجموعه آگاهی ها یا شناخت های مردم نسبت به یک پدیده در این مقوله جای می گیرد. ساختارهای شناختی بنیادهای ذهنی هستند که افراد به کمک آن ها معنی و مفهوم اشخاص، اشیا، رویدادها و رفتار را تفسیر می کنند؛ بنابراین ساختارهای شناختی هر فرد کم و بیش و به گونه ای قوی در ارتباط با هم برای ساختارهای پیشین بنا شده اند. درجه انسجام این شناخت ها در رفتار فرد کارآمد است (احمدی، ۱۳۸۷).
۲. احساس ناشی از شناخت: در این بخش نوع احساس و رفتارهایی که کنشگران انجام می دهند مورد مطالعه قرار می گیرد؛ یعنی اینکه کنشگران چه نوع احساسات و دریافت هایی از شناخت های موجود دارند.
۳. اقدام به عمل: سومین و مهم ترین وجه در نگرش نوع اقدام به عملی است که کنشگر بر پایه دو بخش گفته شده، انجام می دهد؛ بنابراین بر اساس دیدگاه ها و بخش های موجود در نگرش می توان موضوع مورد مطالعه را بدین صورت مطرح کرد (کریمی، ۱۳۷۸: ۲۶۲). آمادگی برای عمل ممکن است بر اساس پیوند عاطفی فرد نسبت به موضوع شکل گرفته باشد. این نوع نگرش دارای کمترین محتوای شناختی است و نیز جهت گیری علمی کمی دارد. به دلیل بی ثباتی عاطفه ها و احساس ها نمی توان رفتار فرد را از راه شناخت پیوند های عاطفی اش پیش بینی کرد زیرا با فروکش شدن این احساسات و شور و هیجان حاکم بر جامعه نسبت به آن موضوع ویژه و عقلانی شدن جامعه، پیوند عاطفی با موضوع مورد نظر کاهش یافته و به دنبال آن جهت گیری عملی نسبت به موضوع کاهش می یابد. آمادگی برای عمل گاهی بر اساس نگرش مبتنی بر عقل شکل می گیرد که بخش شناختی قوی دارد. محاسبه های عقلانی که افراد نسبت به انجام یک عمل دارند (برای نمونه برنامه ریزی برای داشتن یک فرزند بیشتر)، در مقوله آمادگی برای عمل جای می گیرند. گرایش به عمل گاهی بر اساس نگرش های عمل هدفدار است که در این مورد نشانگر آمادگی برای عمل به سوی اشیای ارزیابی شده با کمترین محتوای شناختی است. آمادگی برای عمل گاه بر اساس نگرش متعادل شکل می گیرد که از بخش های شناختی و عمل هدفدار به انضمام بخش احساسی قوی تشکیل می شود. این نوع نگرش چند وجهی است و وجوه شناختی و عمل هدفدار و احساس در آن دارای یکپارچگی بوده و درجاتی که این وجوه با هم ترکیب شده اند، متعادل یا معتدل است (کرچ و دیگران، ۱۹۶۲).
در جمع بندی نهایی مفهوم نگرش از نظر رفیع پور (۱۳۷۲)، باید گفت که نوعی واکنش ارزیاب آموخته شده ای مبتنی بر تمایلات و اعتقادات فرد نسبت به پدیده های محیط خود است که نسبتاً بادوام بوده و مستقیم قابل مشاهده نیست ولی به شیوه برانگیزنده ای بر رفتار اثر می گذارد. عنصر مهم واژه گرایش «واکنش های ارزیابی کننده» است که دانشمندان موخر بیشتر روی آن تاکید دارند (رفیع پور، ۱۳۷۲: ۷). به اعتقاد بسیاری از نظریه پردازان جدید، نگرش حالت ارزیاب دارد؛ یعنی سببِ دوست داشتن یا دوست نداشتن چیزی یا فردی می شود. در واقع ویژگی اصلی اش این است که فرد زمانی که دارای نگرش است، نوعی واکنش عاطفی از خود نشان می دهد (شارع پور، ۱۳۷۹: ۱۰۴).
کتز(۵) در زمینه شکل گیری نگرش ها از سه دسته نظریه یاد می کند: نظریه های یادگیری، نظریه های پویایی شخصیت و نظریه استنتاج منطقی (شارع پور، ۱۳۷۹: ۱۱۰).

الف) یادگیری اجتماعی

۱. شرطی سازی کلاسیک (یادگیری از طریق مجاورت محرک ها)
شرطی سازی کلاسیک نخستین بار به طور نظام مند توسط روان شناس روسی ایوان پاولوف مطالعه شد، لذا گاهی شرطی سازی پاولوف نامیده می شود. بارزترین مثال در این زمینه همان نظریه سگ پاولوف است که این آزمودنی را که سگ گرسنه ای است با محرکی غیرشرطی (غذا) مواجه می سازیم که به طور طبیعی پاسخ غیرشرطی (ایجاد بزاق) را تولید می کند. با همان زمان تکرار کردن محرک غیرشرطی (غذا) با محرک شرطی شده (مثلاً صدای زنگ)، سگ واکنش شرطی شده ای می یابد. در واقع سگی که با شنیدن صدای زنگ، شروع به ترشح بزاق می کند حتی وقتی که غذایی حاضر نیست دچار شرطی سازی کلاسیک شده است (شارع پور، ۱۳۷۹: ۱۱۰). نتایج مطالعات نشان می دهند شرطی سازی کلاسیک اغلب به صورت ناهوشیار و حتی زمانی که فرد از محرکی بی اطلاع است، صورت می پذیرد. در مثال دیگری می بینیم کودکی که مکرر با مادرش بیرون می رود و اخم و دیگر علائم مخالفت مادر را به هنگام برخورد با یک گروه نژادی خاص مشاهده می کند، اگرچه در ابتدا نسبت به صفات قابل مشاهده آن گروه نژادی مثل رنگ پوست، نوع لباس و لهجه خنثی است ولی عواطف او با واکنش های عاطفی منفی مادر پیوند می خورد و نسبت به آن گروه شرطی می شود و با دیدن آن ها به صورت ناهشیار به یاد اخم مادر می افتد و به تدریج نسبت به آن ها نگرش منفی پیدا می کند؛ بنابراین نگرش های ما تحت تاثیر شرطی سازی ناهشیار قرار دارد و در نتیجه این ساز و کار می تواند بر تمام رفتارهای معمولی و روزانه ما موثر واقع شود و نگرش های ما را شکل دهد (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۴۷).
۲. شرطی سازی کنشگر یا عامل (یادگیری به وسیله تقویت)
شرطی سازی عامل زمانی روی می دهد که پاداش و مجازات، رفتارهای ارادی را تحت تاثیر قرار دهد. این نوع یادگیری با نام اسکینر روان شناس دانشگاه هاروارد پیوند خورده است؛ کسی که به مطالعه مهم تاثیرات تقویت های مثبت یا (پاداش) روی رفتار پرداخت. اصل اساسی شرطی سازی عامل این است که وقتی دنبال پاسخ ارادی یک تقویت کننده بیاید، احتمال وقوع آتی آن واکنش افزایش خواهد یافت. از این دیدگاه می توان نگرش را نوعی پاسخ ارادی دانست که وجود آن بستگی به وجود تقویت کننده دارد (شارع پور، ۱۳۷۹: ۱۱۴). این سازوکار نقش و تاثیر بیشتری در کودکان دارد، زیرا با تشویق و تنبیه مرتبط است و گستره تنبیه و تشویق در کودکان بیشتر از بزرگسالان است. بزرگسالان نیز در بسیاری از نگرش هایشان تحت تاثیر همین سازوکار هستند، اما تشخیص آن قدری مشکل تر است. به عنوان مثال زن خانه داری که فرزند جوانش در دانشگاه به تحصیل رشته الکترونیک مشغول است ممکن است این طور اظهار نظر کند که رشته الکترونیک از رشته مهندسی کشاورزی بهتر است، در حالی که هیچ کدام را نمی شناسد (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۴۷).
۳. مشاهده و تقلید
سازوکار شناختی دیگری که بر تشکیل نگرش های افراد موثر است، مشاهده و تقلید یا الگو برداری است. والدین نگرش های فرزندانشان را از طریق ارائه الگو و به صورت غیرعمدی تحت تاثیر قرار می دهند. بخش عمده ای از نظریه یادگیری مشاهده ای یا یادگیری اجتماعی بر اساس تقلید الگوهای رفتاری است؛ به عنوان مثال، مطالعات معروفی بر روی تقلید از رفتار پرخاشگری به وسیله سی بندورا (۱۹۶۵) انجام شد. کودکان نیز نگرش ها، ارزش ها و پیش داوری های والدین خود را از طریق مشاهده و تقلید از آن ها می آموزند (بهنر و وانک، ۱۳۸۴: ۱۰۱). زمانی که والدین رفتاری را انجام می دهند، فرزند خود را به انجام آن تشویق نمی کنند و حتی گاهی از آن رفتار منع می کنند ولی کودک آن رفتار را انجام می دهد؛ مانند پدری که سیگار می کشد و فرزند خود را از این کار باز می دارد، ولی کودک منع پدر را هیچ می انگارد و نسبت به سیگار کشیدن نگرش منفی نمی یابد بلکه گاهی ممکن است نگرش مثبت هم پیدا کند و سیگار بکشد. پس این سازوکار اختصاص به کودکان ندارد و کم و بیش در بزرگسالان نیز مشاهده می شود (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۴۸).

ب) مقایسه های اجتماعی

۱. مقایسه خود و دیگران از جهت رفتاری
یکی از سازوکارهای شناختی دیگر که در تشکیل نگرش ها اهمیت دارد، مقایسه اجتماعی است. انسان گاهی خوب و بد نگرش هایش را از مقایسه خویش با دیگران ادراک می کند. فرض کنیم شخصی را می شناسیم، دوستش داریم و برایش احترام بسیاری قائل هستیم. این فرد به چیزی که ما اصلاً کاری با آن نداشته ایم، نگرش مثبتی ابراز می کند. ما احتمالاً نگرشی مانند نگرش او پیدا خواهیم کرد؛ یا فرض کنید استاد روان شناسی که ما را مجذوب خود ساخته و او را می شناسیم و به او ارادت می ورزیم، اگر در حیطه تخصصی خود مطلبی بگوید، معمولاً می پذیریم و این امری طبیعی است، ولی گاهی اظهار نظرهای سیاسی او را هم قبول می کنیم. همین امر بر گروه های مرجع و هوادار نیز صادق است. گروه های هوادار معمولاً گروه های مرجع را ملاک خوب و بد یا صحیح و ناصحیح بودن موضع گیری های خود می دانند (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۴۸).
۲. مقایسه رفتار گروه خود با گروه های دیگر
تحقیقات نشان می دهد حتی گاهی بدون اینکه هیچ آشنایی قبلی با موضوع داشته باشیم، تحت تاثیر گروه قرار می گیریم و نگرش خاصی پیدا می کنیم. محققان در یک مرکز علمی در کانادا شماری آزمودنی را به دو گروه تقسیم کردند. به هر دو گروه گفتند کامارائی ها (یک گروه ساختگی ذهنی) به کانادا مهاجرت خواهند کرد اما به یک گروه گفته شد انگلیسی ها، مهاجرانِ به اصطلاح کامارائی را دارای شخصیت و ارزش بالایی می دانند و به گروه دوم این گونه تلقین شد که انگلیسی ها از مهاجران مذکور متنفرند و آن ها را بد توصیف می کنند. آنگاه نگرش هر دو گروه را نسبت به مهاجران سنجیدند. گروهی که نسبت به کامارائی ها اطلاعات مثبت دریافت کرده بودند، با مهاجرت آن ها موافق و خوشحال بودند و گروهی که اطلاعات منفی دریافت کرده بودند، مخالف و ناراحت بودند، در حالی که نه تنها مهاجران را ندیده بودند بلکه اصلاً آنان وجود خارجی نداشتند. این دو گروه بدون اینکه هیچ اطلاع مستقیمی نسبت به مهاجران داشته باشند، درباره آن ها داوری کرده بودند. آنان این داوری را از گروه مرجع گرفته بودند (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۴۸).

ج) منابع انگیزشی ـ فردی

۱. نیازها
در بزرگسالان سهمی از شکل گیری یا تغییر نگرش ها، وابسته به نیازهای فرد است. دانشجو به تحصیل نگرش مثبت دارد چون بخشی از نیازهای او را برآورده کرده است. ما در تلاش برای ارضای نیازهای خود به اموری برمی خوریم که ما را در جهت رسیدن به هدف کمک می کنند و اموری نیز مانع برآورده شدن نیازهای ما می شوند، لذا نسبت به امور نوع اول نگرش مثبت و نسبت به امور نوع دوم نگرش منفی پیدا می کنیم. شکل گیری ابتدایی ترین نگرش های کودک نیز با نیاز به غذا مرتبط است و با آموزش های بعدی تغییر و تکامل می یابد (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۴۹). نیاز به جلب محبت دیگران از طریق ایثار و فداکاری ارضا می شود. شاید بتوان گفت با نگرش مثبت نسبت به فرهنگ ایثار و شهادت برخی از نیاز های سطح دوم افراد جامعه برآورده می شود لذا افراد ایثار می کنند و به مفاهیم ایثار و شهادت و فداکاری با دید مثبت می نگرند تا برخی نیازهای آن ها تامین شود.
۲. شخصیت فرد
اعضای یک گروه اجتماعی، نگرش های مشترک بسیاری دارند، ولی افراد نیز نگرش های خاص خود را دارند و این تفاوت نگرش ها ناشی از نوع شخصیت افراد است. یک نوع شخصیت شامل پیش داوری و تعصب خشک و نوع دیگر آمیخته با واقع بینی و انعطاف پذیری است. یک نوع شخصیت بیانگر بدبینی شدید نسبت به افراد و امور و نوعی دیگر نشانگر خوش بینی است. این ویژگی های شخصیتی سبب ایجاد و تثبیت نگرش های خاص می شود. می توان گفت مجموعه نگرش های هر فرد منعکس کننده شخصیت او هستند (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۴۹). لذا می توان گفت شخصیت فرد که بر گرفته از عوامل متعددی بوده است می تواند در نگرش شهروندان نسبت به فرهنگ ایثار و شهادت تاثیر گذار باشد.

د) منابع انگیزشی ـ اجتماعی

۱. وضعیت اقتصادی
نگرش های افراد هر جامعه درباره اهمیت کار، سود، رقابت، پس انداز، مالکیت خصوصی وغیره نقش مهمی در اقتصاد آن جامعه ایفا می کنند. برای نشان دادن ارتباط بین نگرش و اقتصاد، مطالعاتی انجام شده و شواهد مستندی نیز در دست است. در یکی از این مطالعات، رابطه چند نگرش از جمله نگرش افراد به کار، سود، رقابت، پول و پس انداز با شاخص اقتصادی رشد تولید سالیانه نسبت به سال قبل مورد بررسی قرار گرفت، داده های آماری تحلیل شد و نتایجی کلی به دست آمد از جمله اینکه: ۱) بین نگرش افراد به رقابت و رشد تولید، رابطه مستقیمی وجود دارد و اضافه شدن یکی مستلزم یادگیری دیگری است و برعکس؛ ۲) بین نگرش افراد به ثروت و رشد تولید نیز رابطه مستقیم وجود دارد (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۵۰). با توجه به این موارد می توان گفت وضعیت اقتصادی کنشگر می تواند غیر مستقیم در نگرش های آنان نسبت به هر پدیده و با توجه به موضوع مورد مطالعه یعنی فرهنگ ایثار و شهادت تاثیر گذار باشد.
۲. فرهنگ
گستره معنایی این واژه بسیار گسترده است. اخلاقیات، اعتقادها، علاقه مندی ها، آمال و آرزوها، دانش، نوع روابط فردی و اجتماعی، زبان، دین، اقتصاد، تعلیم و تربیت و هنجارهای اجتماعی، [قومیت و مذهب] بخش هایی از فرهنگ جامعه هستند که هرکدام به طریقی بر نگرش افراد اثر می گذارند. اثرپذیری نگرش از فرهنگ واضح است، زیرا بیشترِ عوامل شکل گیری و تغییر نگرش ها، پدیده های فرهنگی هستند. با ظهور اسلام در جزیره العرب، نگرش های بسیاری از مردم در موضوعات مختلف تغییر کرد. جنگ و خونریزی های داخلی کمتر شد، معیارهای افتخار تغییر یافت، طبقات اجتماعی با معیار دیگری معنا پیدا کرد، جنس زن، احترام و موقعیت مناسبی یافت، جهت گیری شعر و ادبیات عوض شد و به طورکلی نگرش ها انسانی تر شد (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۵۰).

هـ) منابع ژنتیک (وراثت)

در تبیین نگرش، به منابع وراثتی نیز توجه شده و به لحاظ تاثیر گذاری این منابع به اجمال به آن پرداخته می شود. این نظر که وراثت بر نگرش های ما نیز موثر است، ابتدا کاملاً عجیب به نظر می رسد ولی اگر توجه کنیم که نگرش ها از کانال مغز عبور می کنند و مغز نیز مانند پوست و چشم امری جسمانی است، اندکی از غرابت آن کاسته می شود (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۵۵). بیشترین مورد مجاب کننده در رابطه با تاثیر عوامل ژنتیکی بر نگرش ها، از مطالعات روی دوقلوها به دست آمده است؛ بدین معنی که تغییر پذیری در نگرش ها به تغییر پذیری ژن ها مربوط است. پژوهشگران در پژوهش های خود عاملی موروثی در حدود بالای ۵/۰ را در تعدادی از نگرش ها به دست آورده اند؛ به این معنی که ۵۰ درصد تغییر پذیری در نگرش های افراد یک جمعیت ممکن است وابسته به تغییرات ژنتیکی آن جمعیت باشد (بهنر و وانک، ۱۳۸۴: ۹۱). مقایسه بین دوقلوهای همسان و ناهمسان نشان می دهد دوقلوهای یک تخمکی از وراثت یکسانی برخوردارند و همبستگی نگرش های آن ها ناشی از نقش وراثت است. برای کاهش تاثیر محیط، دوقلوها را از ابتدای زندگی جدا کردند و در دو محیط پرورش دادند، باز همبستگی نگرش ها مشاهده شد. در پژوهشی، نگرش صدها جفت دوقلوی همسان را در باب رضایت شغلی و شرایط محل کار سنجیدند. تاثیر وراثت در رضایت شغلی نسبتاً ضعیف ولی درباره شرایط محل کار زیاد بوده است.
البته تحقیق درباره نگرش دوقلوها مثل هر تحقیق دیگری خدشه پذیر است. دوقلوها از گروه های معمولی رایج در جامعه نیستند. شاید نتایج قابل تعمیم به تمام مردم نباشد. حتی اگر از ابتدا جدا شده باشند باز ممکن است همبستگی نگرش های آن ها به این علت باشد که بیشتر از ناهمسان ها، قدرت سازش با محیط دارند. این ها می تواند سبب تضعیف نتایج شود ولی در حد امکان ملاحظه ها و دقت ها صورت گرفته و نمی توان نتایج را به طور کلی نادیده پنداشت (آذربایجانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۵۶).

نظریه فیش باین ـ آیزن

مشهورترین و مهم ترین تئوری را در زمینه گرایش، فیش باین و آیزن(۶) ارائه کرده اند. آن ها در پی یافتن تئوری ای برای تبیین رفتار به نقش گرایش اشاره می کنند. به نظر آن ها رفتار(۷) در پی زنجیره ای از عوامل به وجود می آید. حلقه ما قبلِ بروز رفتار «قصد و نیت» به انجام یک رفتار است که ایجاد آن به نوبه خود تابع دو متغیر دیگر است: گرایش به سوی رفتار و هنجار ذهنی. متغیر اول متغیری فردی و شخصی است که طی آن فرد انجام یک رفتار را از نظر خودش ارزیابی می کند که است خوب یا بد است. متغیر دوم منعکس کننده نفوذ و فشار اجتماعی است که شخص آن را برای انجام کاری احساس و ادراک می کند.
میزان تاثیر هریک از این دو متغیر (گرایش و هنجار ذهنی) در شکل گیری قصد و نیت همیشه یکسان نیست و به شخصیت فرد و شرایط اجتماعی بستگی دارد (رفیع پور، ۱۳۷۲: ۹). در مطالعه ای درباره وارد شدن روابط جنسی پیش از ازدواج در بین دانشجویان، فیش باین به این نتیجه رسید که دانشجویان دختر بیشتر تابع حس درونی خود درباره کار درست یا غلط بودند در حالی که دانشجویان پسر بیشتر تحت تاثیر فشارهای اجتماعی احساس شده بودند (شارع پور، ۱۳۷۹: ۱۳۰).
در این تئوری گرایش به نوبه خود تابع دو عامل دیگر در نظر گرفته شده است: انتظار فایده و ارزیابی فایده. «انتظار فایده» به معنی آن است که یک شخص تا چه اندازه از یک پدیده انتظار فایده دارد. «ارزیابی فایده» نسبتاً روشن است و طی آن شخص ارزیابی می کند آیا به نظر او پدیده برایش فایده داشته است یا نه. هنجار ذهنی در تئوری فیش باین و آیزن منعکس کننده نفوذ و فشار اجتماعی روی یک شخص برای انجام رفتار است؛ یعنی شخص توجه دارد که تا چه اندازه رفتارش مورد تایید یا توبیخ افراد یا گروه های خاص قرار خواهد گرفت. این افراد یا گروه ها در واقع نقش مرجع هدایت کننده رفتار را دارند که ممکن است پدر و مادر، دوستان نزدیک و همکاران یا اهالی یک محل باشند. این متغیر خود به دو عامل دیگر تجزیه می شود: نخست انتظار آنکه رفتار خاص از سوی «دیگر افراد مهم گروه» چگونه ارزیابی می شود که ما از این پس این دیگر افرادِ مهم را «دیگران» می نامیم؛ و دیگر انگیزه فرد برای پیروی از «انتظارات دیگران»؛ یعنی آیا برای شخص A مهم است که درباره او چه می گویند یا نه؟ (رفیع پور، ۱۳۷۲: ۱۱).
نظریه ساپ و هارود
ساپ و هارود(۸) در تحقیق خود در کنار متغیرهای فیش باین و آیزن متغیر دیگری را به نام «پذیرش اجتماعی» در نظر گرفته اند. آن ها معتقدند انتظارات اجتماعی در پیدایش قصد و نیت موثر است. بدین منظور آن ها به تئوری گروه مرجع روی می آورند. گروه مرجع می تواند هر مجموعه از مردم باشد که چهارچوب ارزشیابی را به وجود می آورد که بر اساس آن اعضای سیستم اجتماعی یا گروه، خود و دیگران را ارزیابی و کنترل می کنند. براین اساس، هرآنچه در یک گروه به عنوان مقیاس ارزش گروهی جا بیفتد، بر قضاوت و ارزشیابی تک تک افراد تاثیر می گذارد. البته پیروی از این مقیاس ها بستگی به میزان همبستگی و انسجام گروهی دارد و هرچه این مقیاس ها مشخص تر باشند و تعداد بیشتری از اعضای گروه آن مقیاس ها را پذیرفته و از آن ها پیروی کنند، هم شکلی و لذا فشار هنجاری بیشتر می شود. چنانچه در بالا نیز اشاره شد مطرح کردن گروه مرجع و تاثیر آن در ارزیابی و قضاوت ها (گرایش) فردی چیز جدیدی نیست و حتی فیش باین و آیزن نیز با متغیر «هنجار ذهنی» همان تاثیر گروه مرجع را مد نظر داشته و اصطلاح مشهور «دیگران مهم» در این زمینه جا افتاده است. نهایت اینکه معرِّف هایی که ساپ و هارود برای متغیر پذیرش اجتماعی در نظر گرفته اند، تفاوت چندانی با معرِّف های هنجارهای ذهنی ندارد و تنها تفاوت این است که فیش باین و آیزن به عنوان روان شناسان اجتماعی از دیدگاهی خُرد و روان شناسانه به مسئله نگاه می کنند و ساپ و هارود که جامعه شناس و مردم شناس هستند از دیدگاهی «کلان تر». رفیع پور معتقد است واژه «هنجارهای ذهنی» به ویژه پسوند «ذهنی» بیان کننده مناسبی برای محتوای «دیگران مهم» به نظر نمی رسد و واژه پذیرش اجتماعی به «دیگران مهم» نزدیک تر است یا قسمت بیشتری از فضای مفهوم آن را تحت پوشش قرار می دهد. درهرحال این مرزبندی «واژه ای» از نظر تئوریکی و منطقی دلیل کافی برای وجود یک متغیر جدید به نظر نمی رسد (رفیع پور، ۱۳۷۲: ۱۵-۱۲).

نظرات کاربران درباره کتاب دانشگاه در بستر محلی