فیدیبو نماینده قانونی کتابسرای بیان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب قانون هشتاد / بيست

کتاب قانون هشتاد / بيست
راز دستيابی به چيزهای بيشتر با تلاش كمتر

نسخه الکترونیک کتاب قانون هشتاد / بيست به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب قانون هشتاد / بيست

قانون هشتاد / بیست می‌تواند و باید مورد استفاده‌ی هر فرد در زندگی روزمره، هر تشکیلاتی و نیز هر نوع جامعه و گروه اجتماعی قرار بگیرد. این قانون می‌تواند به افراد و گروه‌ها کمک کند تا با تلاشی کمتر، دستاوردهایی بیشتر داشته باشند. قانون هشتاد / بیست می‌تواند اثربخشی و شادی فردی را به ارمغان آورد. این قانون می‌تواند سودآوری همکاری‌ها و اثربخشی سازمان‌ها را چند برابر کند و حتی می‌تواند باعث افزایش کیفیت و کمیت خدمات عمومی همراه با کاهش هزینه‌های آن شود. این کتاب، اولین کتاب پیرامون قانون هشتاد / بیست است که در نتیجه‌ی یک اعتقاد محکم و ناشی از تجربیات فردی و کاری نوشته شده است؛ این قانون، یکی از بهترین راه‌های روبه رو شدن با فشارهای زندگی مدرن و سبقت گرفتن از آنهاست.

ادامه...
  • ناشر کتابسرای بیان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.87 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۸۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب قانون هشتاد / بيست

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



قانون عدم تعادل

ویژگی مشخص بین تئوری هرج و مرج و قانون هشتاد / بیست مسئله ی تعادل، یا اگر دقیق تر بگوییم عدم تعادل است. هم تئوری هرج و مرج و هم قانون هشتاد / بیست (با پشتوانه ی تجربی فراوان) بیانگر این هستند که جهان نامتعادل است. طبق هر دوی آنها، جهان خطی نیست و علت و معلول به ندرت به طور یکسانی به هم مربوط شده اند. همچنین هر دوی آنها با خود سازماندهی پیش می روند: برخی نیروها همیشه قدرتمندتر از سایرین هستند و سعی می کنند بیشتر از سهم عادلانه ی خود از منابع را به چنگ بیاورند.
تئوری هرج و مرج به ما این کمک را می کند که با دنبال کردن چند پیشرفت در طول زمان، چرایی و چگونگی رخ دادن این عدم تعادل را توضیح دهیم.

جهان یک خط مستقیم نیست

قانون هشتاد / بیست نیز مانند تئوری هرج و مرج بر مبنای ایده ی غیرخطی بودن است. حجم زیادی از آنچه که اتفاق می افتد، بی اهمیت است و می تواند نادیده گرفته شود. با این وجود همیشه نیروهای کمی وجود دارند که تاثیری فراتر از تعداد خود دارند. اینها نیروهایی هستند که باید تشخیص داده شده، و بررسی شوند. اگر آنها به سمت خوب بودن سوق دارند، باید آنها را چند برابر کنیم. اگر نیروهایی هستند که دوست شان نداریم، باید درباره ی نحوه ی خنثی کردن آنها با دقت فکر کنیم.
قانون هشتاد / بیست یک تست بسیار قوی و تجربی در زمینه ی غیرخطی بودن هر سیستمی دارد: می توانیم بپرسیم آیا ۲۰ درصد از علل، منجر به ۸۰ درصد از نتایج می شوند؟ آیا ۸۰ درصد از هر پدیده ای مرتبط با تنها ۲۰ درصد از یک پدیده ی مربوطه است؟ این روش مفید برای نشان دادن غیرخطی بودن است، اما این حتی مفیدتر هم هست؛ چرا که ما را به تشخیص نیروهایی که قدرتی غیرمعمول در کار دارند، رهنمون می سازد.

حلقه های بازخورد تعادل را مختل کرده و برهم می زنند

قانون هشتاد / بیست همچنین با حلقه های بازخوردی مشخص شده توسط تئوری هرج و مرج نیز سازگار است و می تواند با آن توضیح داده شود؛ در این حلقه ها تاثیرات اولیه می توانند چندین برابر شده و نتایج بسیار غیرمنتظره ای را به بار بیاورند که از قبل نمی توان آنها را توضیح داد.
در نبود حلقه های بازخوردی، توزیع طبیعی پدیده ها می تواند پنجاه / پنجاه باشد، ورودی ها با تناوبی خاص به نتایجی متناسب منجر شوند. این فقط به خاطر حلقه های مثبت و منفی است که باعث می شود نتایج یکسان روی ندهد. با این وجود به نظر می رسد این درست باشد که حلقه های بازخوردی فقط بر اقلیت کوچکی از ورودی ها تاثیر بگذارند. این کمک می کند دلیل این را که اقلیت ورودی می تواند تاثیر زیادی داشته باشد را توضیح دهیم.
می توانیم حلقه های بازخوردی را که در بسیاری از حوزه ها کار می کنند ببینیم و توضیح دهیم که چه طور به جای روابط پنجاه / پنجاه بین جمعیت ها به روابط هشتاد / بیست می رسیم. مثلاً ثروتمند، ثروتمندتر می شود؛ نه فقط (یا عمدتا) به خاطر توانایی های برتر خود، بلکه از آنجا که ثروت، ثروت می آورد.
پدیده ای مشابه در مورد ماهی قرمز یک برکه وجود دارد. حتی اگر با ماهی های قرمز تقریبا هم اندازه شروع کنید، آنهایی که کمی بزرگ تر هستند، بسیار بزرگ تر خواهند شد؛ چون آنها با مزایای جزیی در نیروی حرکت بیشتر و دهان های بزرگ تر می توانند حجم نامتناسبی از غذا را گرفته و ببلعند.

نقطه ی عطف

مفهوم نقطه ی عطف مربوط به ایده ی حلقه های بازخوردی است. یک نیروی جدید، خواه محصولی جدید باشد یا یک بیماری، یک گروه موسیقی جدید یا یک عادت اجتماعی جدید مانند دوی آهسته یا اسکیت، تا نقطه ی خاصی به سختی می تواند به جلو برود. تلاش زیادی می طلبد تا نتیجه ی کمی حاصل شود. در این نقطه بسیاری از پیشگامان تسلیم می شوند. اما اگر نیروی جدید مقاومت کند و بتواند از یک خط نامرئی بگذرد، تلاش اضافی کمی می تواند نتایج عظیمی را به بار آورد. این خط نامرئی، نقطه ی عطف است.
این مفهوم از اصول تئوری جهانی ناشی می شود. نقطه ی عطف، نقطه ای است که در آن پدیده ای معمولی و پایدار، مثل شیوع سطحی پایین آنفولانزا، می تواند به یک بحران عمومی سلامت تبدیل شود. آن هم به دلیل تعداد افرادی که مبتلا می شوند و می توانند دیگران را هم مبتلا کنند و از آنجا که رفتار اپیدمیک غیرخطی است و مطابق انتظار پیش نمی رود، تغییراتی مانند کم کردن عفونت های جدید از چهل هزار به سی هزار، می تواند تاثیرات عظیمی داشته باشد... همه ی اینها بستگی به زمان و چگونگی اعمال تغییرات دارد.
آسیاب به نوبت:
هر که زودتر آمده، بیشتر بهره مند می شود
تئوری هرج و مرج از وابستگی حساس به شرایط اولیه دفاع می کند. آنچه ابتدا اتفاق می افتد، حتی اگر در ظاهر جزیی باشد، می تواند تاثیری نامتناسب بگذارد. این قانون هشتاد / بیست را تشدید و به توضیح آن کمک می کند. یعنی تعداد کمی از علت ها، اکثریت معلول ها را به وجود می آورند.
یکی از محدودیت های قانون هشتاد / بیست، اگر آن را جدا در نظر بگیریم، این است که همیشه نمایش دهنده ی تصویری آنی از چیزی است که در حال حاضر درست است (یا دقیق تر بگوییم در گذشته ای نزدیک که این تصویر گرفته شده است).
اینجاست که قانون وابستگی حساس تئوری هرج و مرج به شرایط اولیه به کمک ما می آید. یک افت کوچک اولیه می تواند به افتی بزرگ تر یا جایگاهی برجسته تبدیل شود تا وقتی که تعادل به هم زده شود و بعد نیروی کوچک دیگری تاثیری نامتناسب بگذارد.
شرکتی که در مراحل اولیه ی بازاریابی، محصولی را تولید می کند که ۱۰ درصد از رقیب خود بهتر است، می تواند ۱۰۰ یا ۲۰۰ درصد فروش بیشتری داشته باشد؛ حتی اگر رقبای او بعدا محصول بهتری تولید کنند. در روزهای اول رانندگی اگر ۵۱ درصد از رانندگان یا کشورها تصمیم بگیرند به جای سمت چپ، در سمت راست جاده رانندگی کنند، این هنجار مورد قبول تقریبا ۱۰۰ درصد از رانندگان کشور خواهد شد.
در روزهای نخست استفاده از ساعت کوکی اگر ۵۱ درصد ساعت ها به جای «پادساعتگرد» در جهتی که امروزه آن را «ساعتگرد» می شناسیم، حرکت کنند، این رسم رایج می شود؛ گرچه ساعت ها می توانستند به لحاظ منطقی فقط به سمت چپ حرکت کنند. در واقع ساعت روی کلیسای فلورانس خلاف عقربه های ساعت می چرخد و ۲۴ ساعت را نشان می دهد. مدت کمی پس از سال ۱۴۴۲ که این کلیسا ساخته شد، مقامات و ساعت سازان، ساعتی ۱۲ ساعته و در جهت عقربه ها را به عنوان استاندارد اعلام کردند؛ چرا که اکثریت ساعت ها این ویژگی را داشتند، اما اگر ۵۱ درصد از ساعت ها مانند ساعت روی کلیسای فلورانس ساخته می شدند، حالا ۲۴ ساعت را در خلاف جهت عقربه های ساعت می خواندیم.
این مشاهدات درباره ی وابستگی حساس به شرایط اولیه دقیقا توصیف کننده ی قانون هشتاد / بیست نیست. مثال هایی که زده شد مشمول تغییر در طول زمان می شوند، در حالی که قانون هشتاد / بیست حاوی نوعی تفکیک پایدار میان علل در همه ی زمان ها است. با این وجود، رابطه ی مهمی میان این دو وجود دارد. هر دوی این پدیده ها نشان می دهند که چگونه جهان از تعادل بیزار است.
در مورد پیش انحرافی طبیعی از تفکیک پنجاه / پنجاه پدیده رقیب را شاهد هستیم. یک تفکیک ۴۹ /۵۱ ذاتا ناپایدار است و به تفکیک ۵ /۹۵ یا ۱ /۹۹ یا حتی ۰ /۱۰۰ گرایش دارد. همسانی به غلبه منجر می شود: این، یکی از پیام های تئوری هرج و مرج است.
اما پیام قانون هشتاد / بیست متفاوت است و به ما می گوید که در هر نقطه ای اکثریتی از هر پدیده توسط تعداد محدودی از عاملان شرکت کننده در آن پدیده توضیح داده می شود یا در اثر آن به وجود می آید. هشتاد درصد نتایج از بیست درصد علل به وجود می آیند. کمی از چیزها مهم هستند، بیشتر چیزها اهمیتی ندارند.

قانون هشتاد / بیست فیلم های خوب را از فیلم های بد جدا می کند

یکی از چشمگیرترین نمونه های قانون هشتاد / بیست در خصوص فیلم ها است. دو اقتصاددان به تازگی مطالعه ای در زمینه ی درآمدها و طول عمر ۳۰۰ فیلم تولید شده در یک دوره ی ۱۸ ماهه انجام داده اند. آنها دریافتند که چهار فیلم، تنها ۳ /۱ درصد از کل، ۸۰ درصد از فروش گیشه را داشتند، ۲۹۶ فیلم دیگر یا ۷/ ۹۸ درصد از فیلم ها فقط ۲۰ درصد از فروش کل را به خود اختصاص داده اند. بنابراین، فیلم ها نمونه ی خوبی برای بازارهای نامحدود هستند که تقریبا قاعده ۱ /۸۰ را به وجود می آورند و نمایش بسیار واضحی از قانون عدم تعادل هستند.
حتی جذابیت بیشتر این موضوع در چرایی آن است. این نشان می دهد که تماشاگران فیلم مانند ذرات گاز در حرکت تصادفی رفتار می کنند. همان طور که تئوری هرج و مرج، ذرات گاز، توپ های پینگ پنگ یا تماشاگران فیلم ها، همگی تصادفی رفتار می کنند، اما نتیجه ای تولید می کنند که به طور قابل پیش بینی نامتعادل است. حرف های تجدید نظرکنندگان و مخاطبین اول نشان می دهد که دسته ی دوم مخاطبان بزرگ هستند یا کوچک؛ که این خود نوع دسته ی بعدی را مشخص می کند و الی آخر.
فیلم هایی مانند «روز استقلال» یا «ماموریت غیرممکن» همچنان در سینماهای شلوغ نمایش داده می شوند، در حالی که فیلم های پرستاره و گران قیمتی مانند «دنیای آبی» یا «روشنایی روز» به سرعت در سینماهای کوچک و کوچک تر نمایش داده شدند و بعد هیچ مخاطبی نداشتند. قانون هشتاد / بیست اینگونه تا آخرین حد خود موثر واقع می شود.

توصیه ای برای استفاده از این کتابچه ی راهنما

بخش دوم توضیح می دهد که چگونه می توانید قانون هشتاد / بیست را عملی کنید و بین تحلیل هشتاد / بیست و تفکر هشتاد / بیست تمایز قائل شوید؛ هر دوی آنها روش هایی مفید و برگرفته از قانون هشتاد / بیست هستند.
تحلیل هشتاد / بیست، شیوه ای نظام مند و کمی برای مقایسه ی بین علل و معلول است. تفکر هشتاد / بیست، روندی گسترده تر، ادراکی تر و بادقت کمتر است که ترکیبی از مدل ها و عادت های ذهنی است که ما را قادر می سازد علل چیزهای مهم در زندگی خود را استدلال کنیم، این علل را تشخیص دهیم و با دوباره به کار گرفتن منابع خود، جایگاه مان را بهبود بخشیم.
فصل دو: اینکه موفقیت دسته جمعی نباید یک راز باقی بماند قوی ترین استفاده های تجاری از قانون هشتاد / بیست را خلاصه می کند. این کاربردها آزمایش شده اند و ارزش زیادی برای آنها در نظر گرفته شده است؛ با این وجود، بسیاری از اتحادیه های تجاری از آن بهره نمی گیرند. بخش کوچکی از خلاصه ی مقاله ی من واقعی است، اما هر کسی که خواهان ارتقای بیشتر در سودآوری می باشد، چه شرکتی کوچک باشد چه بزرگ، باید این را پیش نیازی بسیار مفید بداند که اولین بار است در کتابی منتشر می شود.
فصل سه: کمتر کار کنید، درآمد و لذت بیشتری داشته باشید. این فصل، نشان می دهد که قانون هشتاد / بیست چگونه می تواند سطح زندگی شخصی و کاری شما را بالا ببرد.
این تلاشی بدیع برای استفاده از قانون هشتاد / بیست در پوششی جدید است؛ و اگر چه مطمئن هستم و ایمان دارم که این تلاش، از جهات بسیاری ناقص است و کمبودهایی دارد، اما به نگرش های شگفت آوری منجر می شود.
مثلاً ۸۰ درصد از خوشحالی فرد یا موفقیت او در زندگی در نسبت کوچکی از مدت زمان زندگی اش رخ می دهد. قله های ارزش فردی معمولاً می توانند تا حد زیادی وسیع شوند.
دیدگاه عمومی این است که ما با کمبود زمان مواجه هستیم. استفاده ای که من از قانون هشتاد / بیست کردم، عکس این موضوع را نشان می دهد: اینکه ما معمولاً زمان زیادی داریم و از آن بد استفاده می کنیم.
فصل چهار: Crescendo_ Progress Regained ایده ها را در کنار هم قرار می دهد و قانون هشتاد / بیست را به عنوان بزرگ ترین راز پیشرفت که در دسترس همه ی ماست معرفی می نماید.
این بخش به کاربردهای قانون هشتاد / بیست برای اهداف عمومی و نیز ایجاد سرمایه ی گروهی و پیشرفت فردی اشاره دارد.

چرا قانون هشتاد / بیست نویدبخش خبرهای خوبی است؟

می خواهم این مقدمه را به جای یک یادداشت رسمی با نوشته ای شخصی به پایان ببرم. به نظر من قانون هشتاد / بیست به طور قابل ملاحظه ای مفید است. این قانون قطعا می تواند آنچه را که مشهود است در دسترس قرار دهد: اینکه متاسفانه تا حد زیادی اتلاف در همه جا اتفاق می افتد؛ در عملکرد طبیعت، کار، جامعه و نیز در زندگی های ما.
اگر الگوی نوعی این است که ۸۰ درصد نتایج، از ۲۰ درصد ورودی ها ناشی شده اند، این نیز لزوما مشهود است که ۸۰ درصد ورودی ها، یعنی اکثریت آنها تنها تاثیری حاشیه ای یعنی ۲۰ درصدی دارند.
تناقضی که وجود دارد این است که اگر بتوانیم قانون هشتاد / بیست را با خلاقیت استفاده کنیم و به جای تشخیص و انتقاد از میزان تولید پایین اقدامی مثبت در مورد آن انجام دهیم، این اتلاف می تواند خبر فوق العاده ای باشد. با دوباره تنظیم کردن و جهت دادن به طبیعت و زندگی خود می توانیم حوزه ی وسیعی برای پیشرفت داشته باشیم. ارتقای طبیعت و قبول نکردن وضع کنونی، ریشه ی تمام پیشرفت های تکاملی، علمی، اجتماعی و فردی است.
«جورج برنارد شاو» با گفتن این جمله حق مطلب را به خوبی ادا کرده است که: عاقل خود را با جهان وفق می دهد، اما شخص نادان در تلاش برای وفق دادن جهان با خود اصرار می ورزد. بنابراین، همه ی پیشرفت ها بستگی به تغییر نگرشِ فرد نادان دارد.
مفهوم قانون هشتاد / بیست این است که اگر ورودی های کمتر تولیدکننده را به همان میزان تاثیری برسانیم که ورودی های بیشتر تولیدکننده دارند، آن وقت خروجی نه تنها می تواند افزایش یابد، بلکه می تواند چند برابر شود. آزمایشات موفق در مورد قانون هشتاد / بیست در زمینه ی کاری نشان می دهد که این جهش در ارزش، باخلاقیت و اراده معمولاً انجام می شود.
دو راه برای دستیابی به این هدف وجود دارد: یکی اینکه کاربرد منابع را از حالت بدون سود به سودبخش سوق دهیم که این رازی است که همه ی مدیران باید آن را بدانند. سوراخی گرد برای میله گرد، سوراخی مربع برای میله مربع و حجم مناسبی برای هر شکلی پیدا کنید. تجربه نشان می دهد که هر منبعی در حوزه ی ایده آل خود عمل می کند و در آن حوزه، نسبت به بیشتر حوزه های دیگر سودآوری آن ده ها یا صدها برابر می شود.
راه دیگر برای پیشرفت، شیوه ای که دانشمندان، پزشکان، موعظه گران، طراحان سیستم های کامپیوتری، آموزش دهندگان و مربیان از آن استفاده می کنند، پیدا کردن راه هایی است که بتوان با آنها منابع بی حاصل را حتی در کاربردهای فعلی شان موثرتر کرد؛ منابع ضعیف را واداشت تا مانند منابعی که تولیدکنندگی بیشتری دارند رفتار کنند و در صورت لزوم با راهکارهای پیچیده انجام کار از روی عادت از منابع پربازده تقلید کنند. چیزهای کمی که تاثیر فوق العاده ای دارند باید تشخیص داده شوند و نیز تنظیم، تقویت و چند برابر شوند. در عین حال این اتلاف؛ یعنی اکثریت چیزهایی که همیشه برای انسان و حیوان ارزش کمی دارند، باید رها شود یا به طور جدی قطع شود.
از آنجا که این کتاب را نوشته و هزاران نمونه از قانون هشتاد / بیست را مشاهده کرده ام، ایمانم به آن محکم تر شده است: ایمان به پیشرفت، به جهش های بزرگ به سوی جلو، به توانایی های فردی و گروهی بشر در ارتقای رویه ای که طبیعت در پیش گرفته است.
«جوزف فورد» می گوید: «خدا با جهان تخته نرد بازی می کند. اما یک طرف تاس ها سنگین شده است و هدف اصلی دریافتن این است که این تاس ها با چه قواعدی سنگین شده اند و چگونه می توانیم از آنها در جهت منافع خود استفاده کنیم.» قانون هشتاد / بیست ما را در رسیدن به این هدف کمک می کند.

فصل اول: مقدمه

بخش اول: به قانون هشتاد / بیست خوش آمدید

«مدت زیادی است که قانون پارتو (قانون هشتاد / بیست) مانند مانعی نامنظم با سر و صدای زیادی وارد عرصه ی اقتصاد شده و قانونی تجربی است که هیچ کس نمی تواند آن را توضیح دهد.»
جوزف استیندل

قانون هشتاد / بیست می تواند و باید مورد استفاده ی هر فرد در زندگی روزمره، هر تشکیلاتی و نیز هر نوع جامعه و گروه اجتماعی قرار بگیرد. این قانون می تواند به افراد و گروه ها کمک کند تا با تلاشی کمتر، دستاوردهایی بیشتر داشته باشند. قانون هشتاد / بیست می تواند اثربخشی و شادی فردی را به ارمغان آورد. این قانون می تواند سودآوری همکاری ها و اثربخشی سازمان ها را چند برابر کند و حتی می تواند باعث افزایش کیفیت و کمیت خدمات عمومی همراه با کاهش هزینه های آن شود. این کتاب، اولین کتاب پیرامون قانون هشتاد / بیست است که در نتیجه ی یک اعتقاد محکم و ناشی از تجربیات فردی و کاری نوشته شده است؛ این قانون، یکی از بهترین راه های روبه رو شدن با فشارهای زندگی مدرن و سبقت گرفتن از آنهاست.

قانون هشتاد / بیست چیست؟

قانون هشتاد / بیست بیانگر این است که تعداد محدودی از علت ها، ورودی ها یا تلاش ها معمولاً به اکثریت نتایج، خروجی ها و دستاوردها منجر می شوند. این در لغت به این معناست که مثلاً هشتاد درصد از آنچه در شغل خود به آن می رسید، از بیست درصد زمان صرف شده ناشی می شود. بنابراین، برای همه ی اهداف عملی، چهار پنجم تلاش، بخش قابل توجهی از آن، تا حد زیادی نامربوط است. این برخلاف چیزی است که افراد معمولاً انتظار دارند. بنابراین، قانون هشتاد / بیست، بیانگر این است که بین علت ها و معلول ها، ورودی ها و خروجی ها و تلاش ها و دستاوردها نوعی عدم توازن درون بافته وجود دارد.
یک نشانه ی خوب برای این عدم توازن با رابطه هشتاد / بیست توضیح داده شده است: یک الگوی نوعی نشان می دهد که هشتاد درصد خروجی ها ناشی از بیست درصد ورودی ها، هشتاد درصد نتایج ناشی از بیست درصد از علت ها یا اینکه هشتاد درصد از نتایج ناشی از بیست درصد تلاش است. شکل ۱ این الگوهای نوعی را نشان می دهد.
بسیاری از نمونه های قانون هشتاد / بیست در تجارت مصداق دارند. بیست درصد از محصولات و نیز بیست درصد از مشتریان، معمولاً نتیجه ی هشتاد درصد از ارزش فروش دلاری است. معمولاً بیست درصد از محصولات یا مشتریان پاسخگوی حدود هشتاد درصد از منافع یک سازمان است. در جامعه بیست درصد از مجرمین، مسبب هشتاد درصد از کل جرایم هستند. بیست درصد از رانندگان مسبب هشتاد درصد از تصادفات هستند. بیست درصد از کسانی که ازدواج می کنند، هشتاد درصد از آمار طلاق را تشکیل می دهند. (کسانی که مدام ازدواج می کنند و طلاق می گیرند، آمار را تغییر می دهند و باعث ایجاد نگرشی بدبینانه درباره ی میزان وفاداری در زندگی زناشویی می شوند). بیست درصد از کودکان به هشتاد درصد از شرایط آموزشی دسترسی دارند.
در خانه بیست درصد از فرش های شما، هشتاد درصد از پوشش کل خانه را انجام می دهند. شما هشتاد درصد مواقع، بیست درصد از لباس های تان را به تن دارید و اگر یک ساعت زنگی مزاحم دارید، هشتاد درصد هشدارهای اشتباه را بیست درصد از دلایل احتمالی موجب می شوند. موتور احتراق داخلی، نمونه ی بسیار خوبی برای قانون هشتاد / بیست است. هشتاد درصد از انرژی در اثر احتراق هدر می رود و فقط بیست درصد از آن به چرخ ها می رسد؛ این بیست درصد ورودی تولیدکننده ی ۱۰۰ درصد خروجی است.



شکل ۱: قانون هشتاد / بیست

یافته ی پارتو: عدم توازن نظام مند و قابل پیش بینی

الگوی نهفته در قانون هشتاد / بیست در سال ۱۸۹۰، یعنی دقیقا ۱۰۰ سال پیش، توسط یک اقتصاددان ایتالیایی به نام «ویلفردو پارتو» کشف شد. از آن زمان تاکنون، یافته ی او نام های بسیاری به خود گرفته است؛ از جمله، «قانون پارتو».
قانون پارتو، قاعده ی هشتاد / بیست، قانون کمترین تلاش و قانون عدم توازن است. ما در این کتاب آن را قانون هشتاد / بیست می نامیم. قانون هشتاد / بیست با فرآیند نهانی تاثیر بر روی بسیاری از افراد موفق و مهم، بخصوص تاجران، علاقه مندان به کامپیوتر و مهندسین کیفی، توانسته به شکل گیری دنیای مدرن کمک کند.
با این وجود، این مسئله همچنان یکی از رازهای بزرگ عصر ما محسوب می شود و حتی گروه برگزیده ای از افراد آگاه که قانون هشتاد / بیست را می شناسند و از آن استفاده می کنند، تنها بخش ناچیزی از قدرت خود را به کار می برند.
بنابراین «ویلفردو پارتو» چه چیزی را کشف کرد؟ او در انگلستان قرن نوزدهم، مشغول بررسی الگوهای ثروت و درآمد بود. وی دریافت که بیشتر درآمد و ثروت در نمونه های او نصیب اقلیت مردم می شود. شاید این چیز عجیبی نبود، اما او دو حقیقت دیگر را که از نظر او مهم بودند نیز دریافت. یکی رابطه ی ریاضی و پایدار میان نسبت افراد (به عنوان درصد کل جمعیت) و میزان درآمد یا ثروت متعلق به این گروه بود.
به عبارت ساده تر، اگر بیست درصد از جمعیت دارای هشتاد درصد از ثروت بودند، آن وقت می توانستید پیش بینی کنید که ده درصد از مردم، مثلاً شصت و پنج درصد از ثروت و پنج درصد از آنها پنجاه درصد آن را در اختیار داشتند. نکته ی کلیدی در اینجا درصدها نیست، بلکه این حقیقت است که توزیع ثروت میان جمعیت به طور قابل پیش بینی نامتوازن بود.
یافته ی دیگر پارتو که او را واقعا هیجان زده کرد این بود که هر بار که او به اطلاعات مربوط به دوره های مختلف زمانی یا کشورهای مختلف نگاه می کرد، این الگوی عدم توازن پیاپی تکرار می شد؛ چه برای انگلستان سال ها پیش، چه در مورد اطلاعات مربوط به کشورهای دیگر در زمان خود یا پیش تر، وی دریافت که باز هم همان الگو با دقت ریاضی تکرار می شود.
آیا این یک تصادف عجیب بود یا چیزی که برای اقتصاد و جامعه از اهمیت زیادی برخوردار است؟ آیا برای اطلاعات مربوط به چیزهایی غیر از ثروت یا درآمد نیز کاربرد دارد؟ پارتو یک مخترع فوق العاده بود؛ چون قبل از او هیچ کس دو دسته ی مرتبط داده ها ـ در این مورد توزیع درآمد یا ثروت در مقایسه با تعداد کسب کنندگان درآمد یا دارندگان ملک ـ را بررسی نکرده و درصدهای بین این دو دسته را نیز مقایسه نکرده بود. (این روش، امروزه رایج بوده و به پیشرفت های بزرگ تری در تجارت و اقتصاد انجامیده است).
متاسفانه گرچه پارتو متوجه اهمیت و گستره ی وسیع این یافته شد، اما بسیار بد آن را توضیح داد. او به بررسی یک سری تئوری های جالب، اما به لحاظ جامعه شناسی بی ربط پرداخت؛ وی توجه خود را معطوف نقش نخبگانی کرد که در اواخر زندگی موسولینی توسط فاشیست های او ربوده شده بودند.
اهمیت قانون هشتاد / بیست برای یک نسل هنوز مشخص نشده بود. گرچه تعداد کمی از اقتصاددانان، به ویژه در آمریکا، به اهمیت آن واقف شده بودند، ولی تنها پس از جنگ جهانی دوم بود که دو رهبر هم مقام، اما کاملاً متفاوت شروع به استفاده از قانون هشتاد / بیست کردند.

۱۹۴۹: قانون کمترین تلاش زیپف

یکی از رهبران، «جورج ک. زیپف»، استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد بود. وی در سال ۱۹۴۹ «قانون کمترین تلاش» را کشف کرد که در واقع یک کشف دوباره و تعمیم قانون پارتو بود. قانون زیپف بیانگر این بود که منابع (افراد، کالاها، زمان، مهارت ها یا هر چیز دیگری که تولیدکننده است) گرایش دارند خود را با کمترین کار هماهنگ کنند تا تقریبا ۳۰ ـ ۲۰ درصد از هر منبعی، جوابگوی ۸۰ ـ ۷۰ درصد از فعالیت مربوط به آن منبع باشد.
«پروفسور زیپف» از جامعه ی آماری، کتاب ها، زبان شناسی و رفتار صنعتی برای نشان دادن تداوم وقوع این الگوی عدم توازن استفاده کرد. برای مثال، او همه ی گواهی های ازدواج در فیلادلفیا را که در سال ۱۹۳۱ در ناحیه ای ۲۰ بلوکه داده شده بود، بررسی کرد و نشان داد که ۷۰ درصد از ازدواج ها بین افرادی اتفاق افتاده که در محدوده هایی با ۳۰ درصد فاصله از یکدیگر زندگی می کردند.
«زیپف» جهت توجیه تداخل با قانونی دیگر، توضیحی علمی برای میز به هم ریخته ارائه می دهد: تناوب استفاده، چیزهایی را که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند به طرف ما می کشاند. منشی های باهوش مدت هاست می دانند که فایل هایی که مدام استفاده می شوند نباید بایگانی شوند!

۱۹۵۱: قاعده ی اندک های حیاتی و ظهور ژاپن

دیگر پیشگام استفاده از قانون هشتاد / بیست، جوزف موسس یوران، مهندس آمریکایی رومانیایی تبار بود. وی در انقلاب کیفی ۹۰ ـ ۱۹۵۰ نقش داشت؛ و در پی تلاش برای بالا بردن کیفیت محصولات، قانون پارتو و قاعده ی اندک های حیاتی را تقریبا هم معنی دانست.
وی در سال ۱۹۲۴ به الکتریک غربی که گروه سازنده ی سیستم های تلفنی بل بود پیوست و ابتدا به عنوان مهندس صنعتی شروع به کار کرد و بعدها یکی از مشاوران تراز اول جهان شد.
ایده ی بی نظیر او استفاده از قانون هشتاد / بیست به همراه دیگر شیوه های آماری بود تا خطاهای کیفی از میان برداشته شوند و قابلیت اطمینان و ارزش کالاهای صنعتی و مشتری بهبود یابند. کتاب راهنمای ابتکاری کنترل کیفیت یوران، اولین بار در سال ۱۹۵۱ منتشر شد و قانون هشتاد / بیست را تا حد زیادی ستود.
پارتوی اقتصاددان دریافت که ثروت به طور غیریکنواختی توزیع شده است. (مثل مشاهدات یوران درباره ی کمبودهای کیفیتی). نمونه های بسیار دیگری را نیز می توان یافت، توزیع جرم میان مجرمین، توزیع تصادفات میان وقایع خطرناک و غیره. قانون توزیع غیرهمسان پارتو در مورد توزیع ثروت و کمبودهای کیفیتی اعمال شد.
هیچ صنعتگر آمریکایی بزرگی به تئوری های یوران علاقه ای نداشت. وی در سال ۱۹۵۳ برای سخنرانی به ژاپن دعوت شد و حضار از او استقبال کردند. وی در آنجا ماند تا با چند شرکت ژاپنی همکاری کند و ارزش و کیفیت محصولات آنها را دگرگون سازد.
تنها بعد از سال ۱۹۷۰ که یوران را در غرب جدی گرفتند، تهدید صنعت آمریکا از سوی ژاپن آشکار شد. او خواست آنچه را برای ژاپن انجام داده بود، برای صنعت آمریکا نیز انجام دهد. قانون هشتاد / بیست در راس این انقلاب جهانی کیفیت بود.

از دهه ی ۱۹۶۰ تا دهه ی ۱۹۹۰: پیشرفت حاصل از به کارگیری قانون هشتاد / بیست

IBM، یکی از اولین و موفق ترین شرکت ها بود که قانون هشتاد / بیست را شناسایی نموده و از آن استفاده کرد و این، توضیح دهنده ی این واقعیت است که بیشتر متخصصان سیستم های کامپیوتری که در دهه های ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ آموزش دیده بودند، با این ایده آشنایی داشتند.
IBM در سال ۱۹۶۳ دریافت که حدود هشتاد درصد از زمان یک کامپیوتر صرف اجرای تقریبا بیست درصد از کدهای عامل می شود. این شرکت فورا نرم افزار عامل خود را بازنویسی کرد تا بیشتر این بیست درصد را قابل استفاده کند و کاربری اش را آسان تر نماید؛ تا در نتیجه ی آن بتوانند کامپیوترهای IBM را برای اکثریت متقاضیان کارآمدتر و سریع تر از دستگاه های رقیب کنند.
کسانی که در نسل بعد، کامپیوترهای شخصی و نرم افزار آن را ساختند، مانند Lotus، Apple، Microsoft، قانون هشتاد / بیست را با ذوق بیشتری پیاده کردند تا دستگاه های شان برای گروه جدید مشتریان، ارزان تر و قابل استفاده تر شود؛ این مشتریان، شامل آدم های گیجی بودند که قبلاً تا حد زیادی به کامپیوترها اتکا کرده بودند.

برنده همه چیز را می برد

یک قرن بعد از پارتو، مفهوم قانون هشتاد / بیست در تقابل جدید با درآمدهای کهکشانی و همواره در حال افزایش سوپراستارها و عده ی کمی از بهترین های هر حرفه ای قرار گرفت. «استیون اسپیلبرگ» در سال ۱۹۹۴، ۱۶۵ میلیون دلار کسب کرد. «جوزف جامیال» که گران ترین وکیل مدافع بود، ۹۰ میلیون دلار دریافت کرد؛ البته وکلا یا کارگردانان رقیب، بخش کوچکی از این مبالغ را به دست آوردند.
در قرن بیستم تلاش های گسترده ای برای تراز کردن درآمدها شد، اما نابرابری در یک حوزه حذف و در حوزه ی دیگر بیشتر شد. در آمریکا از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۵، میانگین درآمدهای واقعی تا ۳۶ درصد افزایش داشت؛ با این وجود، رقم قابل مقایسه برای کارگران بدون نظارت، تا مرز ۱۴ درصد تنزل یافت. طی دهه ی ۱۹۸۰، همه ی درآمدها به ۲۰ درصد اول کسب کنندگان تعلق گرفت و ۶۴ درصد از کل افزایش درآمد نصیب ۱ درصد اول شد! مالکیت سهام در آمریکا نیز تنها به اقلیت کوچکی از خانواده ها اختصاص داشت: ۵ درصد از خانواده های آمریکایی حدود ۷۵ درصد از سرمایه ی بخش خانوار را در اختیار داشتند.
تاثیری مشابه را می توان در نقش دلار مشاهده کرد: تقریبا ۵۰ درصد از تجارت جهانی به دلار انجام می شود که این رقم، بسیار بیشتر از ۱۳ درصد سهم آمریکا از صادرات جهانی است و اگرچه سهم دلار در تبادلات خارجی ۶۴ درصد است، نرخ GDP آمریکا در تولید جهانی تنها بیش از ۲۰ درصد است. قانون هشتاد / بیست همیشه مصداق می یابد، مگر آنکه تلاش های آگاهانه، مداوم و گسترده ای برای غلبه بر آن انجام شود.

چرا قانون هشتاد / بیست بسیار مهم است؟

دلیل اینکه قانون هشتاد / بیست بسیار ارزشمند است ضدشهودی بودن آن است. ما معمولاً انتظار داریم همه ی علت ها کم و بیش اهمیت یکسانی داشته باشند. همچنین انتظار داریم همه ی مشتریان به میزان مساوی ارزشمند باشند. این انتظار را داریم که هر جزء از تجارت، هر محصول و هر دلار از درآمد فروش به خوبی دیگری باشد و همه ی کارکنان در گروهی خاص ارزشی یکسان داشته باشند.
ما توقع داریم هر روز یا هر هفته یا هر سالی که سپری می کنیم، اهمیت یکسانی داشته باشد. همچنین این انتظار را داریم که همه ی دوستان مان نزد ما ارزش یکسانی داشته باشند.
ما توقعات دیگری نیز داریم از جمله اینکه همه ی سفارشات یا تماس های تلفنی باید به طور یکسانی پاسخ داده شوند. اینکه همه ی دانشگاه ها به خوبی یکدیگر هستند. اینکه همه ی مشکلات دلایل زیادی دارند، پس ارزش ندارد که تنها چند دلیل کلیدی را جدا کنیم. اینکه همه ی فرصت ها ارزش یکسانی دارند، پس باید با همه ی آنها برخورد یکسانی داشت.
ما معمولاً فکر می کنیم که ۵۰ درصد از علت ها یا ورودی ها، مسبب ۵۰ درصد از نتایج یا خروجی ها هستند. به نظر می رسد نوعی انتظار طبیعی و تقریبا دموکراتیک وجود دارد که علل و نتایج به طور کلی در تعادل با یکدیگر باشند و البته گاهی این اتفاق می افتد. اما این استدلال پنجاه/ پنجاه، یکی از نادرست ترین و مضرترین و در عین حال ریشه دارترین نقشه های ذهنی ماست.
قانون هشتاد / بیست بیانگر این مطلب است که وقتی دو گروه داده مربوط به علل و نتایج را می توان بررسی و تحلیل کرد، محتمل ترین نتیجه این است که نوعی الگوی عدم توازن وجود خواهد داشت.
این عدم توازن ممکن است ۳۵ / ۶۵ یا ۳۰ / ۷۰ یا ۲۵ / ۷۵ یا ۲۰ / ۸۰ یا ۵ به ۹۵ یا ۱/ به ۹ /۹۹ یا هر نسبتی در این فواصل باشد. اما مجموع دو عدد مورد مقایسه نباید بیشتر از ۱۰۰ شود.
قانون هشتاد / بیست همچنین بیانگر این است که وقتی ما رابطه ی درست را می دانیم، احتمالاً از اینکه چه قدر نامتوازن است، تعجب می کنیم. سطح حقیقی عدم توازن هر چه که باشد، احتمالاً از ارزیابی اولیه ی ما فراتر می رود.
ممکن است مدیران تردید داشته باشند که برخی مشتریان و برخی محصولات از سایرین سودآوری بیشتری دارند، اما وقتی میزان تفاوت ثابت می شود، تعجب می کنند و گاهی شگفت زده می شوند. معلمان می دانند که اکثریت مشکلات انضباطی یا بیشتر مدرسه گریزی ها از سوی اقلیت شاگردان است، اما اگر سوابق تحلیل شوند، احتمالاً میزان عدم توازن بیش از حد انتظار خواهد بود. ممکن است احساس کنیم که بخشی از وقت ما باارزش تر از بخش دیگر است، اما اگر ورودی ها و خروجی ها را در نظر بگیریم، آن وقت این اختلاف، ما را متحیر خواهد کرد.
چرا باید به قانون هشتاد / بیست اهمیت بدهید؟ چه متوجه آن شده باشید چه نشده باشید، این قانون خود را در زندگی، دنیای اجتماعی و محل کارتان اعمال می کند. درک قانون هشتاد / بیست، نگرشی بی نظیر به شما می دهد تا ببینید در دنیای اطراف شما واقعا چه می گذرد.
پیام مهم این کتاب این است که زندگی های روزمره ی ما می تواند با استفاده از این قانون تا حد زیادی پیشرفت کند. هر فرد می تواند موثرتر و خوشحال تر باشد. هر شرکت جویای سود می تواند سودآوری بسیار بیشتری داشته باشد. هر سازمان غیرانتفاعی نیز می تواند خروجی های بسیار مفیدتری داشته باشد. هر دولتی می تواند مطمئن شود که شهروندانش از وجود آن بسیار بیشتر بهره می برند. هر فرد یا سازمانی می تواند ارزش بسیار بیشتری به دست آورد و با تلاش، هزینه یا سرمایه ی بسیار کمتر، از آنچه دارای ارزش منفی است دوری جوید.
در قلب این روند، نوعی فرآیند جانشینی وجود دارد. منابعی که تاثیرات ضعیفی در هر مورد خاص دارند استفاده نمی شوند یا با مضایقه از آنها استفاده می شود. منابعی که تاثیرات قدرتمندی دارند تا آنجا که ممکن است استفاده می شوند. هر منبع به طور ایده آل و در جایی که بیشترین ارزش خود را دارد، استفاده می شود. هر جا که ممکن است منابع ضعیف شکل می گیرند تا بتوانند رفتار منابع قوی تر را تقلید کنند.
صدها سال است که شرکت ها و بازارها از این فرآیند برای تاثیرگذاری بیشتر استفاده کرده اند. یک اقتصاددان فرانسوی به نام «ج. ب سی» این واژه را ابداع کرد تا بگوید یک مدیر منابع اقتصادی را از ناحیه ای با تولید کمتر به ناحیه ای با تولید و میدان بیشتر منتقل می کند. اما یک مفهوم جالب قانون هشتاد / بیست این است که شرکت ها و بازارها هنوز هم از تولید راهکارهای بهینه فاصله ی زیادی دارند.
مثلاً قانون هشتاد / بیست بیانگر این است که بیست درصد از محصولات یا مشتریان یا کارکنان واقعا مسوول هشتاد درصد از سودها هستند. اگر این درست باشد، و تحقیقات مفصل معمولاً تایید می کند که چنین الگوی عدم توازنی وجود دارد، حالت امور بسیار از کارآمد یا بهینه بودن فاصله دارد. این بدین معناست که ۸۰ درصد از محصولات یا مشتریان یا کارکنان، فقط در کسب ۲۰ درصد از سودها سهیم هستند و این اتلاف بزرگی است. همچنین این مفهوم را می رساند که قدرتمندترین منابع شرکت توسط اکثریت منابع که کارآیی کمتری دارند، به عقب کشیده می شود. اگر تعداد بیشتری از بهترین نوع محصولات را بتوان فروخت یا بهترین کارکنان را استخدام و یا بهترین مشتریان را جذب کرد (یا متقاعد کرد که از شرکت خرید بیشتری داشته باشند)، میزان سودآوری چند برابر خواهد شد.
در چنین موقعیتی ممکن است کسی بپرسد: «چرا باید به تولید ۸۰ درصد از محصولات که فقط تولیدکننده ی ۲۰ درصد سود هستند ادامه داد؟»
شرکت ها به ندرت این سوالات را می پرسند، شاید به این دلیل که پاسخ به این سوالات، به معنای عکس العملی بسیار رادیکال است: متوقف کردن چهار پنجم آنچه انجام می دهید یک تغییر جزیی نیست.
آنچه «جی. ب سی» آن را کار کارآفرینان می داند، سرمایه گذاران امروزی آن را معامله به سود می خوانند. بازارهای مالی بین المللی خیلی سریع می توانند ناهنجاری ها را در ارزش گذاری مثلاً بین نرخ های ارز تصحیح کنند، اما سازمان های تجاری و اشخاص عموما در این نوع مشارکت ها یا معاملات و در انتقال منابع از جایی که نتایج ضعیفی دارد به جایی که نتایج قدرتمندی دارد یا در از بین بردن منابع کم ارزش و خریدن منابع باارزش تر بسیار ضعیف عمل می کنند.
بیشتر اوقات متوجه نمی شویم که برخی منابع، البته فقط یک اقلیت کوچک از آنها فوق العاده تولید کننده هستند؛ یعنی آنچه که «جوزف یوران» آن را اندک های حیاتی نامید و حال آنکه اکثریت؛ یعنی بسیارهای کم اهمیت، تولیدکنندگی کمی دارند یا ارزش منفی دارند.
اگر ما در همه ی جنبه های زندگی مان متوجه تفاوت میان اندک های حیاتی و بسیارهای کم اهمیت شده بودیم و اگر اقدامی در مورد آن انجام داده بودیم، می توانستیم ارزش هر چیزی را چند برابر کنیم.

قانون هشتاد / بیست و تئوری هرج و مرج

تئوری احتمال می گوید این احتمال وجود دارد که همه ی کاربردهای قانون هشتاد / بیست تصادفا و به طور شانسی روی دهند. فقط با فرض کردن معنا یا علتی عمیق تر که در پشت این قانون نهفته است، می توان آن را توضیح داد.
«پارتو» خود با این مسئله دست به گریبان بود و سعی می کرد یک روش شناسی ثابت برای مطالعه ی جامعه به کار ببندد. وی به دنبال تئوری هایی بود که حقایقی از تجربیات و مشاهدات مربوط به الگوهای منظم، قوانین اجتماعی یا همسانی هایی را که توضیح دهنده ی رفتار اشخاص یا جامعه بود به تصویر می کشید.
جامعه شناسی پارتو نتوانست راه حل قانع کننده ای پیدا کند. او بسیار قبل از ظهور تئوری هرج و مرج از دنیا رفت؛ این تئوری با قانون هشتاد / بیست شباهت های زیادی دارد و به توضیح آن کمک می کند.
سی سال آخر قرن بیستم انقلابی در مسیر تفکر دانشمندان درباره ی جهان رخ داد و منطق غالب در ۳۵۰ سال گذشته را برانداخت. این منطق غالب دیدگاهی منطقی و ماشین محور بود که به خودی خود پیشرفت بزرگی در نگرش مرموز و تصادفی ای بود که از جهان قرون وسطی وجود داشت. این دیدگاه ماشین محور، خدا را از نیروی غیرقابل پیش بینی و مبهم، به یک مهندس ساعت ساز با کاربری آسان تر تبدیل کرد.
دیدگاهی که در قرن هفدهم درباره ی جهان وجود داشت و امروزه هم به جز در محافل علمی پیشرفته در محافل دیگر وجود دارد تا حد زیادی آرام بخش و مفید بود. همه ی پدیده ها به روابط خطی، قابل پیش بینی و منظم کاهش می یافت. مثلاً، a باعث b و b مسبب cو c+ a باعث d می شوند. این دیدگاه جهانی به همه ی اجزای جهان، مثلاً عملکرد قلب انسان یا هر بازار دیگری، این امکان را می دهد که به طور جداگانه مورد تحلیل قرار گیرند، چون کلیت همان مجموع اجزاء است و برعکس.
اما به نظر می رسد که در نیمه ی دوم قرن بیستم بسیار درست تر است که دنیا را موجودی در حال تکامل ببینیم که در آن کلیت سیستم بیشتر از مجموع اجزاء است و روابط بین اجزاء خطی نیست. تشخیص دلایل دشوار است، وابستگی های متقابلی بین آنها وجود دارد و علت و معلول واضح نیستند.
اشکال تفکر خطی این است که همیشه کارساز نیست و بیش از حد ساده کردن حقیقت است. تعادل یا گمراه کننده است یا زودگذر. جهان بی ثبات است.
اما تئوری هرج و مرج علی رغم نام خود نمی گوید که همه چیز یک آشفتگی ناامید کننده و غیر قابل فهم است، برعکس، منطقی خودساخته پشت این بی نظمی وجود دارد، یک غیرخطی بودن قابل پیش بینی، چیزی که «پل کروگمن» آن را ترسناک، وهم آور و صحیح وحشتناک نامید.
توصیف این منطق دشوارتر از تشخیص آن است و کاملاً بی شباهت به روی دادن مجدد یک نُت در یک قطعه موسیقی نیست. برخی الگوهای شخصیتی تکرار می شوند، اما با تنوعی نامحدود و غیرقابل پیش بینی.

تئوری هرج و مرج و قانون هشتاد / بیست توضیح دهنده ی یکدیگرند

تئوری هرج و مرج و دیگر مفاهیم علمی مرتبط به آن، چه ارتباطی به قانون هشتاد / بیست دارند؟ گرچه انگار هیچ کس دیگری این ارتباط را ایجاد نکرده، اما من فکر می کنم پاسخ این باشد: بسیار به هم ربط دارند.

نظرات کاربران درباره کتاب قانون هشتاد / بيست

من کتاب چاپی را خواندم کتاب پر حجمی است و کاملا قانون ۸۰۲۰را توضیح میدهد مثال می زند و کتاب خوبی است
در 2 ماه پیش توسط ami...e55