فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب موجودی از جزيره جکيل
نگاهی ديگر به فدرال رزرو ايالات متحده آمريکا

نسخه الکترونیک کتاب موجودی از جزيره جکيل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب موجودی از جزيره جکيل

این کتاب، داستانی پیرامون پول نامحدود و قدرت پشت پرده جهان است. خبر خوب این است که آنچه در این کتاب مطرح شده از جذابیت لازم برخوردار است و اطمینان دارم که مطالعه آن هم خوشایند است و هم آموزنده خواهد بود. خبر بد هم این است که تمامی جزئیات مطرح شده در آن واقعیت دارد.

  • ناشر دانشگاه امام صادق (ع)
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 8.09 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۸۱ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب موجودی از جزيره جکيل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار 

آیا دنیا واقعاً به کتاب دیگری درباره فدرال رزرو نیاز دارد؟
سال ها درگیر این سوال بوده ام. کتابخانه من می تواند شهادت دهد که نویسندگان علاقه مند به مبارزه با این اژدهای شیطانی در جنگل های تاریک کم نیستند. کتاب های بسیاری در این باره نوشته شده است. با این حال به جرات می توان گفت که بسیاری از این کتاب ها مورد توجه قرار نگرفته اند و خوانندگان ، اکثر این کتاب ها را نادیده گرفته اند. در نتیجه، اژدهای غُران ما بدون هیچ مزاحمتی با خیال راحت استراحت می کند. چنین شرایطی باعث تردید برای موفقیت کتابم می شد. به عبارتی دیگر، با این همه نویسنده ناکام، صحبت از موفقیت کتاب، منطقی به نظر نمی رسید. در هر صورت، فکر نگارش این کتاب ذهن مرا درگیر کرده بود. شکی نداشتم که فدرال رزرو یکی از خطرناک ترین موجوداتی است که تابحال به سرزمین ما حمله کرده است. در روند تحقیقات پیش از نگارش کتاب، هر مقدار به داده های مشهود بیشتری دست پیدا می کردم، بیشتر متوجه می شدم که درباره یکی از مرموزترین پدیده های تاریخ کتاب می نویسم . موجودی که دائماً «کی بود کی بود من نبودم!» را تکرار می کرد و من هم هرچه اطلاعات بیشتری به دست می آوردم، شرایط بدتر می شد. زیرا به عامل افتضاحات پی می بردم.
بالاخره یک نفر بایستی داستان را به گوش مردم می رساند. اما مشکل اینجا بود که مردم علاقه ای به شنیدن این داستان نداشتند. به هرحال، خبرهای بدی در اختیار داشتم و تعداد اخبار ناخوشایند آن قدر بود که خود یک مانع بود. مانع دیگر بر سر راه این اطلاع رسانی داستان باور نکردنی آن بود، یعنی غیرقابل باور بود. فاصله بین این داستان و مواردی که به عنوان واقعیت پذیرفته شده بود، آن قدر زیاد بود که درک و باورپذیری آن برای عموم مردم غیرممکن به نظر می رسید. مطمئناً هر کسی که چنین ادعاهایی را مطرح کند و قصد افشای این انحرافات باور نکردنی را داشته باشد، بلافاصله به دیوانگی متهم می شود و چه کسی به حرف های یک دیوانه گوش خواهد داد؟
و کلام آخر اینکه، خود موضوع هم درجه اهمیت بالائی دارد و می تواند به مسئله پیچیده ای بدل شود، حداقل در نگاه اول این طور به نظر می رسد. مباحث مربوط به این موضوع همانند کتاب های دانشگاهی رشته بانکداری و مالی(۱) است. این احتمال وجود دارد که برخی خواننده ها به جای توجه به اصل موضوع، به راحتی در دام اصطلاحات و زبان تخصصی مورد اشاره در کتاب بیفتند. این قبیل اصطلاحات، مباحث فنی و زبان تخصصی شاید مور علاقه کارشناسان پولی باشد. اما خود این کارشناسان نیز ممکن است گاه دچار ابهام و اختلاف نظر شوند. برای مثال، تعدادی از کارشناسان پولی که سال ها درخصوص اصطلاحات پولی به بحث و تبادل نظر پرداخته اند، مدتی پیش نامه ای درباره اصلاحات و تغییرات الزامی در نظام پولی منتشر کرده بودند. ویراستار نامه در جائی نوشته بود: «گرچه ناامید کننده است ولی خود ما هم درخصوص این مسئله حیاتی توافق نداریم. اختلاف نظرهای بسیار جدی درباره مفاهیم و تعاریف وجود دارد و هیچ یک از ما درک منصفانه، صادقانه، صحیح و صریحی درباره چگونگی عملکرد نظام پولی فعلی نداریم».
پس چرا قصد دارم به دهان اژدها بروم؟ زیرا معتقدم رفتار و تفکر مردم تغییر کرده است. هرچه طوفان ویرانگر اقتصادی نزدیک تر می شود، مردم به گزارش های هواشناسی توجه بیشتری می کنند تا اگر خبر بدی بود، به سرعت مطلع شوند. به علاوه مدارک اثبات این داستان آن قدر موثق و متقاعد کننده است که اطمینان دارم خوانندگان ، اگر مسئله دیوانگی را کنار بگذاریم، هیچ چاره ای جز پذیرش آن ندارند. اگر دیوانه روستا در حالی که ناقوس کلیسا را با خود به این سو و آن سو می کشد، مدعی شود که ناقوس از برج کلیسا افتاده است، منطقی است که مردم....
نکته آخر اینکه متوجه شده ام موضوع کتاب، آن قدر که در نگاه اول به نظر می رسد پیچیده نیست و دیگر لازم نیست نگران گودال های این مسیر پر پیچ و خم باشم. آنچه که در این کتاب گفته می شود، داستان یک جنایت است و یک واحد درسی جرم شناسی نیست.
در ابتدا قرار بود این کتاب، نصف اندازه فعلی آن باشد و نگارش آن در ظرف یکسال تکمیل شود. اما از همان شروع کار، مشخص شد که نگارش آن به نیرویی مضاعف نیاز دارد و مانند یک خدمتکار باید تابع شرایط آن باشم. به هیچ وجه نمی شد در قالب محدود و بر اساس اصول نگارش، نوشته شود. مانند غولی که از چراغ جادو آزاد شده و هر لحظه بزرگ و بزرگ تر می شد وقتی کار تمام شد، در کمال شگفتی متوجه شدم به جای یک جلد، چهار جلد نوشته شده است.
در ابتدا، یک دوره خلاصه راجع به پول و مبانی بانکداری و پول ملی تشریح شده است. بدون شناخت مفاهیم، امکان درک سوء استفاده های انجام شده در نظام بانکی ، وجود نداشت.
در قسمت دوم، چگونگی عملکرد بانک های مرکزی جهان، که فدرال رزرو هم یکی از آن ها محسوب می شود، به عنوان سرعت بخش جنگ مورد اشاره قرار گرفته است. آتشی که به جان نظام بانکی افتاد از همین جا شروع می شود. این بخش نشان می دهد که تنها با پول سرو کار نداریم و مسایلی از قبیل خون و خونریزی، درد و رنج انسان ها و آزادی نیز مطرح هستند.
تاریخچه بانکداری مرکزی در آمریکا موضوع اصلی بخش سوم است. لازم است اطلاع داشته باشیم که ایده فدرال رزرو، پیش از این سه بار در آمریکا مورد آزمایش قرار گرفته بود. به ویژه باید بدانیم که به چه علت، موسسات مربوطه در نهایت ناکام شدند و شکست خوردند.
و در بخش آخر، خود فدرال رزرو و سوابق مصیبت بار آن از سال ۱۹۱۳ تحلیل می شود. شاید این بخش مذکور در مقایسه با سایر، کمترین اهمیت را داشته باشد. اما اصلاً دلیل طرح همه مباحث، همین نکته است. کم اهمیتی این مسئله هم به این خاطر است که در گذشته، نویسندگانی بسیار متخصص تر و تواناتر از من به این موضوع پرداخته اند و درباره فدرال رزرو، کتاب های بسیاری نوشته اند. اما همان طور که در ابتدا ذکر شد، بسیاری از این کتاب ها هیچ گاه خوانده نشدند و تنها برخی از مورخان فنی نگاهی به آن ها انداخته اند و همین بی توجهی بود که باعث شد موجود همچنان از قربانیان بینوای خود تغذیه کند.
هفت سرنخ قابل تشخیص و مشهود در بافت این داستان وجود دارد. این سرنخ ها، دلایل ضرورت براندازی سیستم فدرال رزرو هستند. زمانی که این دلایل را به ساده ترین شکل و بدون توضیحات اضافی ذکر می کنیم، از نگاه افراد عادی، غیرمنطقی و مضحک به نظر می رسند. اما در این کتاب تلاش شده تا این دلایل به شکلی ساده ولی قانع کننده تشریح شوند.
فدرال رزرو بایستی به دلایل زیر حذف شود:
  • توانایی تحقق اهداف معین خود را ندارند. (فصل ۱)
  • کارتلی است که بر خلاف منافع عمومی عمل می کند. (فصل۳)
  • ابزار اصلی ارتشاء محسوب می شود. (فصل۱۰)
  • باعث ایجاد بیشترین میزان مالیات غیرمنصفانه می شود (فصل۱۰)
  • کشورها را به جنگ تشویق می کند. (فصل ۱۴)
  • باعث بی ثباتی اقتصاد می شود. (فصل ۲۳)
  • ابزار خودکامگی است. (فصل ۵و۲۶)
این کتاب، داستانی پیرامون پول نامحدود و قدرت پشت پرده جهان است. خبر خوب این است که آنچه در این کتاب مطرح شده از جذابیت لازم برخوردار است و اطمینان دارم که مطالعه آن هم خوشایند است و هم آموزنده خواهد بود. خبر بد هم این است که تمامی جزئیات مطرح شده در آن واقعیت دارد.

جی ادوارد گریفین

تشکر و قدردانی

نویسنده ای که اثر نویسنده دیگر را بدزد، سارق ادبی نامیده می شود. کسی که آثار چند نویسنده دیگر را استفاده می کند، محقق نامیده می شود. این هم روش دیگری برای ذکر این مسئله است که عمیقاً مدیون تلاش نویسنده های بسیاری هستم که پیش از من، با این موضوع دست به گریبان شدند. تشکر از آن ها تنها به پاورقی ها و منابع موکول شد. بدون استفاده از اطلاعات جمع آوری شده آن ها، نگارش این کتاب و جمع آوری مطالبی که خواهید خواند، یک عمر به طول می کشید.
با این حال و به رغم وجود اطلاعات، همچنان برخی مطالب در مجموعه های قبلی پیدا نمی شد. مهم ترین این مطالب، شکل گیری برخی قوانین طبیعی بوده است. این قوانین آن قدر زیاد است که امکان حذف آن ها وجود نداشت. این مطالب به سادگی قابل تشخیص هستند و محصول و برداشت های خود من هستند و لذا مسئولیت همه آن ها نیز بر عهده اینجانب خواهد بود.
لازم است از میریل کریر(۲) و تیم تافت(۳) تشکر کنم که اولین بار مرا برای سخنرانی درباره این موضوع دعوت کردند و باعث شدند تا در این زمینه عمیق تر مطالعه کنم. حاصل هفت سال سفر ، آغاز نوشتن این کتاب است.
از همسرم نیز تشکر می کنم که غیبت های طولانی من را برای تهیه پیش نویس کتاب ، با صبر و شکیبایی تحمل کرد. تلاش های او در غلط گیری دقیق کتاب و نقدهای وی طی نگارش ، قابل تقدیر است.
از خوانندگان سه چاپ اولیه کتاب نیز تشکر می کنم. چرا که با تلاش آن ها، بسیاری از اشتباهات چاپی و تایپی برای چاپ دوم کتاب برطرف شد. به هیچ عنوان نمی توان مدعی شد که هیچ اشتباه و ایراد دیگری در کتاب وجود ندارد.
تلاشی همراه با وسواس و دقت بسیار به خرج داده شده و کوچک ترین جزئیات نیز مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، برداشت چنین محصول قابل توجهی بدون افتادن چند دانه امکان پذیر نیست. بدین خاطر، هرگونه اصلاح، پیشنهاد و انتقادی از سوی خوانندگان کتاب مزید امتنان خواهد بود تا تغییرات مورد نظر در نسخه های آتی کتاب لحاظ شوند.

مقدمه 

مکالمه زیر در سوم آوریل ۱۹۵۷، در مجله فکاهی پانچ(۴) انگلستان به چاپ رسید و به عنوان مقدمه ای مناسب برای این کتاب و تمرینی برای آماده سازی ذهن ، پیش از مطالعه مطالب مورد اشاره در آن، بار دیگر منتشر می شود.

س. کار بانک ها چیه؟
ج. خلق پول.

س. برای مشتری ها؟
ج. برای بانک ها.

س. چرا در تبلیغات بانک ها به این نکته اشاره نمی شود؟
ج. چنین مسئله ای به مذاق برخی خوش نمی آید. اما ، به طور ضمنی در بیان ذخیره حدود ۲۴۹.۰۰۰.۰۰۰ دلاری بانک ها نهفته است.

س. این پول از مشتری گرفته شده؟
ج. این طور فکر می کنم.

س. دارایی های بانک ها هم حدود ۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰ دلار اعلام شده. این مقدار دارایی هم به همین شکل به دست آمده؟
ج. دقیقاً نه. این ۵۰۰ میلیون دلار، پولیه که برای خلق پول استفاده می شه.

س. این حجم پول در گاو صندوق نگهداری میشه؟
ج. به هیچ وجه. این پول رو به مشتری ها قرض می دن.

س. پس تو بانک ها نیست؟
ج. نه.

س. پس چطور دارایی محسوب می شه؟
ج. معتقدند که اگه بازگردانده بشه، دارایی خواهد بود.

س. اما به هرحال باید مبلغی در گاو صندوق داشته باشند؟
ج. بله، معمولاً حدود ۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰ نزد بانک است که بهش بدهی می گن.

س. اگه تو بانکه چطور بدهی بانک محسوب می شه؟
ج. برای اینکه مال بانک نیست.

س. پس چرا پیش بانکه؟
ج. این پول رو مشتری ها به بانک قرض دادن.

س. منظورتون اینکه که مشتری ها به بانک پول قرض دادند؟
ج. در عمل بله. اونا پول رو توحسابشون گذاشتن و در واقع ، به بانک قرض دادن.

س. بانک ها با این پول چکار می کنند؟
ج. به مشتری های دیگه قرض می دن.

س. اما گفتی پولی که بانک ها به مردم قرض می دن، دارایی محسوب می شه؟
ج. بله.

س. پس دارایی و بدهی باید یک چیز باشند؟
ج. این طوری نمیشه گفت.

س. اما همین الان گفتی. اگه ۱۰۰ دلار تو حسابم بگذارم، بانک مسئول بازپرداخت اونه و بدهی بانک خواهد بود. اما این پول رو به فرد دیگه ای قرض می دن .
و این فرد مسئول بازپرداخت اون محسوب می شه، پس دارایی بانک محسوب میشه. این دارایی همون ۱۰۰ دلاره، درسته؟
ج. درسته، اما...

س. پس این ۱۰۰ دلار با اون ۱۰۰ دلار میره و در واقع ، بانک هیچ پولی نداره؟
ج. از نظر تئوری، همین طوره.

س. تئوری رو ول کن، اگر بانک هیچ پولی نداره، اون ذخیره ۲۴۹.۰۰۰.۰۰۰ دلاری رو از کجا آورده؟
ج. بهت گفتم. این پولیه که بانک خلق کرده.

س. چطور؟
ج. وقتی ۱۰۰ دلارت رو به کسی قرض می دن، ازش بهره می گیرن.
س. چقدر؟
ج. به نرخ بانک بستگی داره. حدود ۵/۵ درصد. این بهره، درآمد بانکه.

س. چرا درآمد من نیست؟ مگه پول من نیست؟
ج. این فرآیند همون تئوری روش بانکداری است که...

س. وقتی ۱۰۰ دلارم رو به اون ها قرض می دم، چرا من از اونا بهره نمی گیرم؟
ج. می گیری.

س. نگو! واقعاً؟ چقدر؟
ج. به نرخ بانک بستگی داره. حدوداً نیم سنت.

س. ماروگرفتی؟
ج. تازه این نیم درصد رو هم زمانی می دن که پولت رو برداشت نکنی.

س. اما، معلومه که پولم رو برداشت می کنم. اگر نمی خواستم برداشت کنم که تو باغ زیرخاک پنهانش می کردم. درسته؟
ج. بانک ها دوست ندارن پولت رو دوباره برداشت کنی.

س. چرا دوست ندارن؟ اگر پولم رو تو بانک نگهدارم، خودت گفتی که بدهی بانک محسوب میشه. بانک ها خوشحال نمی شن که من بدهی هاشون رو با برداشت دوباره، کم کنم؟
ج. نه. اگر پولت رو برداری، دیگه نمی توانند اون رو به فرد دیگری قرض بدن.

س. اما اگه قصد برداشت داشته باشم، باید بهم اجازه بدن؟
ج. قطعاً.
س. اما فرض کن قبل از اینکه پولم رو برداشت کنم، اون رو به مشتری دیگه ای قرض داده باشند؟
ج. در این صورت، بهت اجازه می دن، پول فرد دیگری رو قرض بگیری.

س. خب، فرض کن او هم پولش رو بخواد و اون ها اجازه برداشت پول رو بهش بدن؟
ج. عمداً خودت رو به اون راه می زنی!

س. فکر کنم دارم سخت می گیرم. اما اگر همه مشتری ها، همزمان پولشون رو بخوان چه میشه؟
ج. بر اساس تئوری بانکداری، چنین شرایطی هرگز پیش نمیاد.

س. پس بانک ها اطمینان دارن که مجبور نیستند به تعهداتشون عمل کنند.
ج. من اینو نگفتم.

س. خب، نکته دیگه ای نیست که فکر می کنی می تونی بهم بگی؟
ج. نه. حالا می تونی بری و یک حساب بانکی بازکنی؟

س. سوال آخر.
ج. حتماً ؟

س. بهتر نیست به جای افتتاح حساب، یه بانک باز کنم؟

پیشگفتار مترجم

پس از دوره هفت ساله خدمت در بانک کشاورزی که بیشتر جنبه اجرایی داشت، فرصت مناسبی برای پرداختن به کارهای منحصراً علمی برای اینجانب فراهم شد . در اواخر سال ۱۳۹۳ آقای دکتر محمد قاسمی معاون مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی کتاب حاضر را که از سوی آقای دکتر قاسم صالح خو ( که خود دارای سالیان متمادی تجربه ارزشمند در صندوق بین المللی پول هستند ) به ایشان معرفی و برمطالعه آن تاکید کرده بود ، به اینجانب معرفی کرد . در اولین فرصت پس از مطالعه فصل دهم کتاب ، به این نتیجه رسیدم که مناسب است برای ترجمه کتاب برنامه ریزی نمایم تا در اولین فرصت در اختیار سایر علاقه مندان قرار گیرد .
در کتاب حاضر نویسنده توانسته است با بیانی متفاوت خاستگاه نظام پولی و مالی دنیا را بررسی و ارائه دهد. نگاه انتقادی نویسنده به همراه تلاش محققانه ایشان برای دستیابی به منابع و مستندات تاریخی ، سیاسی، اجتماعی و حتی تا حدودی فلسفی ، به همراه مستندات اقتصادی ، این امکان را فراهم کرده است که وی مطالب و موضوعات متنوع و در عین حال به هم پیوسته ای را برای تبیین دیدگاه خود ارائه نماید. سبک بیان ایشان به گونه ای است که کتاب برای خواننده شبیه کتب رمان ، جذاب جلوه می کند. این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۹۹۴منتشر شد و از آن تاریخ تا سال ۲۰۱۵ میلادی چهل نوبت با افزودن موضوعاتی نو تجدید چاپ شده است.
نویسنده همواره موضوعات نو را در چاپ های جدید مورد توجه قرار داده است . ترجمه روان به نحوی که، در عین حال ، مطالب کاملاً مطابق باشد با آنچه نویسنده در کتاب بیان کرده است ، مستلزم بازخوانی های مکرر کتاب بود که انجام شد . در این رابطه در بخش هایی از کتاب که ماهیت جامعه شناختی و تاریخی آن بیشتر بود از افراد متخصص در این حوزه به خصوص آقایان غلامحسین صالح نسب و محمد رضا شعبان زاد کمک گرفتم . در ویراستاری اولیه کتاب سرکار خانم زهرا اکرمی زحمت زیادی متقبل شدند. باز خوانی و مرور مکرر آقای دکتر سید علی علوی و آقای بهمن دولت آبادی و اصلاحات نامبردگان کمک زیادی به روان تر شدن ترجمه کرده است . قبل از ارسال به انتشارات بازخوانی کامل و با حوصله آقای محمد صلواتیان موجب شد آخرین نکات هم در متن مورد توجه و اصلاح قرار گیرد . مدیریت و هماهنگی، بازخوانی و راهنمائی های آقای مرتضی مهدویان ، در به سرانجام رسیدن این کتاب کمک فراوانی کرد . سرکار خانم ها شبنم قبادی و فاطمه شاهی زحمت تایپ کتاب را متقبل شدند. در اینجا برخود فرض می دانم از همه نامبردگان قدردانی نمایم . از راهنمائی های ارزشمند ، اساتید ارجمند آقای دکتر محمد جواد ایروانی و نیز آقای دکتر عبدالله شمس سپاسگزارم. زحماتی را که همسر و فرزندانم در طول دوره تهیه این ترجمه متقبل شدند را ارج می نهم و از آن ها تشکر می کنم . امیدوارم کتاب حاضر بتواند چهره دیگر فدرال رزرو را که به عنوان نماد نظام پولی و مالی نوین دنیا مورد بررسی قرار گرفته نشان دهد و کمکی باشد برای حرکت به سمت نظام مالی ای که منافع آحاد جامعه را تامین کند .

محمد طالبی

مقدمه بر ترجمه کتاب 

نظام مالی در کشورها و در سطح بین المللی و جهانی روند گسترش چشمگیری طی قرن بیستم و ادامه آن بیست و یکم تجربه کرده است. بخش مهمی از متونی که در این حوزه نگاشته شده، کتاب های درسی، حرفه ای و... سایر کتب علمی، به صورت غالب به شرح و توصیف مولفه ها، رفتارها، نهادها، فرآیندها و عملکردهای این نظام اختصاص پیدا کرده است. همه آنچه که در این قبیل کتاب ها دیده می شود توصیف یک پدیده بلامنازع و نهادینه شده است که کل فعل و انفعالات زندگی اجتماعی و اقتصادی را در سیطره خود دارد، در این متون کلیه وجوه توسعه که در عرصه دنیای واقعی دیده می شود همواره معطوف به توسعه در حوزه نظام مالی بوده است. گویی که گرفتن این نظام مالی و تغییر در آن به مثابه از بین رفتن همه روندهای توسعه ای در دنیاست. البته آن چیزی که در چهره دنیای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی امروزین هویداست ولی در این متون کمتر به آن پرداخته می شود مفاهیمی مثل نابرابری، تبعیض، ظلم، استثمار، استکبار، زیاده طلبی و غیره است. کمتر دیده می شوند کسانی به این موضوعات پرداخته باشند و کمتر از آن هستند کسانی که توانسته باشند به ریشه یابی این قبیل موضوعات در چهره مدرن نظام مالی و اقتصادی توجه کرده باشند . از آنجا که چهره زشت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دنیا بر کسی پوشیده نیست و آحاد مردم همواره از آن رنج می برند بنابراین تشخیص علت این جنبه ناپسند در زندگی بشری و ریشه یابی آن می تواند گام موثری برای حرکت به سمت دنیایی زیباتر باشد.
کتاب حاضر با غور در نظام پولی و بانکی و کارکردها و ساختارهای آن نگاه متفاوتی به نظام بانکی را به صورت مستند و مستدل ارائه داده است.
این کتاب ثابت می کند که تمام شئونات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تحت الشعاع نظام اقتصادی حاکم است ، و این نظام اقتصادی حاکم ، قدرت خود را مرهون نظام پولی حاکم می داند. نظام پولی به مرور این قدرت را به دست آورده است و هسته مرکزی قدرتش در پول بدون پشتوانه است.
هر چقدر که اقتصاد دنیا از پول دارای ارزش ذاتی ـ یعنی طلا و نقره ـ به سمت پول با ذخیره جزئی و نهایتاً پول بدون پشتوانه حرکت کرده ، این تمرکز قدرت بیشتر شده است. نهادهای مالی مثل بانک، صندوق های سرمایه گذاری، موسسات رتبه بندی و همه نهادهای مالی که در معماری نظام نوین مالی دیده می شود، همه و همه ارکان اساسی برای پایدار نگهداشتن نظام پولی مبتنی بر پول بدون پشتوانه است ، و در خدمت آن محسوب می شود ، که در همه آن ها هویتی به نام بانک، به شکل امروزین آن است.
مطالبی که در این کتاب آمده در کمتر کتب اقتصادی دیده می شود. گرچه ظاهراً این کتاب، داستان شکل گیری و تاسیس فدرال رزرو آمریکا و بیان واقعیات پشت صحنه آن را از سال ۱۹۱۰شروع کرده ولی به خوبی توانسته است حلقه های ارتباطی منظمی را بین این رویداد و رویدادهای مالی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قبل و بعد از آن ، تا امروز برقرار کند. امتیاز این کتاب این است که با بهره گیری از مفاهیم و نظریه های علمی حوزه بانکداری و اقتصاد ، به شرح و بسط موضوع می پردازد. ضمن اینکه با دسترسی به مستندات دقیق و کامل، استدلال های تاریخی ویژه ای با سبک بیان مورخان ارائه می دهد. با توجه به اینکه مخاطبین این کتاب علاوه بر دانشمندان و صاحب نظران علم اقتصاد، بانکداران ، مورخان، و عموم افراد جامعه هستند، انتخاب شیوه نگارش مطالب به صورت رمان و توانایی نویسنده در ارائه مطلب بدین روش تا حدود زیادی نویسنده را به تحقق هدفش نزدیک کرده است .
آنچه که اهمیت دارد این است که این جنبه فراموش شده از حقیقت اقتصاد و نظام مالی و بانکی سرمایه داری نظر صاحب نظران و فعالان این حوزه را به خود جلب کند و راهی برای حرکت به سمت سناریوی جدید برای اداره اقتصاد و دنیا بگشاید.

محمد جواد ایروانی

بخش اول: این موجود چیست؟

نظام فدرال رزرو چیست؟ پاسخ به این سوال شاید باعث شگفتی شما شود. نظام فدرال رزرو، فدرال نیست و هیچ رزرو یا ذخیره ای هم ندارد. بانک های فدرال رزرو «بانک» هم نیستند. به دنبال کلید حل این معما در ابتدای داستان نباشید، بلکه باید آن را در لابلای داستان جستجو کنید. کتاب پیش رو، کتاب داستان نیست و لازم نیست در روایت رویدادهای آن، توالی زمانی رعایت شود. کتاب درسی هم نیست که لازم باشد همه نکات آن را یاد بگیریم. در این کتاب، معمایی طرح شده که باید پاسخ آن را پیدا کنیم. پس بهتر است کتاب را از جائی که عملیات شروع می شود، شروع کنیم.

فصل ۱: سفر به جزیره جکیل(۵)

***
جلسه پنهانی در جزیره جکیل ایالت جورجیا و تولد فدرال رزرو ؛ تولد کارتل بانکی با هدف محافظت از اعضاء در برابر رقابت ؛ راهبردی برای متقاعدکردن کنگره و مردم برای پذیرش این نکته که این کارتل یک دستگاه دولتی مربوط به ایالات متحده آمریکا است.
***
آن شب، ایستگاه قطار نیوجرسی بسیار سرد بود. دانه های اولین برف سال در هاله نور اطراف چراغ های خیابان دیده می شد. باد نوامبر سقف شیروانی کلبه سوزن بان را به صدا در می آورد و در میان تیرک های زیر شیروانی ناله کنان می چرخید.
ساعت نزدیک ۱۰ شب بود و مسافر زیادی در ایستگاه دیده نمی شد. تنها چند نفر مشغول بررسی تابلوی حرکت قطارها بودند تا از زمان آخرین قطار شب به مقصد جنوب مطلع شوند. تجهیزات و امکانات ایستگاه قطار به طور کامل با شرایط سال ۱۹۱۰ هم خوانی داشت. در گوشه ای از ایستگاه، تعدادی از واگن های صندلی دار قطارهای اسقاطی با چند تخت دوطبقه به اتاقک های خواب تبدیل شده بودند. چند اتاقک بدون تخت هم در واگن های مقابل برای مسافرانی در نظر گرفته شده بود که پول کمتری با خود داشتند. با ورود قطار به ایستگاه، صدای لوکوموتیو را می شنیدند و دود آن را هم که از میان ترک های دیوار وارد واگن ها و کوپه ها می شد، به خوبی متوجه می شدند.
یک واگن غذاخوری هم بین واگن ها و کوپه ها قرار داده بودند تا دو گروه مسافران از هم جدا شوند. از نظر تطبیق با استانداردهای روز، شرایط این به اصطلاح خوابگاه ها افتضاح بود. صندلی ها و تشک ها بسیار سفت بود. کفپوش ها فلزی و یا از چوب شکسته و ترک خورده بود. رنگ اتاقک ها هم سبز تیره یا خاکستری بود.
با ورود قطار به ایستگاه، چند مسافر با عجله می دویدند تا سوار قطار شوند و از طرفی هم از باد سرد در امان باشند، که ناگهان متوجه حرکاتی در انتهای سکو شدند. مقابل یکی از ورودی ها که به ندرت در این وقت شب استفاده می شد، خودروی بسیار زیبایی دیده می شد که مسافران می ایستادند و به آن خیره می شدند. خودرو کشیده ای که رنگ مشکی آن در شب برق می زد و دستگیره های طلایی رنگ، قاب دور پنجره، زه دور بدنه و تزئینات قسمت های مختلف جلوه خاصی به آن داده بود. سقف خودرو کشیده شده بود. اما یکی از درها باز بود و می شد داشبورد را که از جنس چوب ماه گونی، رودری های مخملی و صندلی های بسیار مجلل و راحت و یک یخچال کوچک میان دو صندلی عقب وجود داشت را دید. کارگران حمل چمدان با کت های سفید مشغول کار بودند. بوی نوعی سیگار برگ گران قیمت به مشام می رسید. سایر خودروهای پارک شده در ایستگاه دارای شماره مخصوصی روی صندوق عقب بودند تا از یکدیگر متمایز شوند اما این خودروی زیبا نیازی به شماره نداشت. در دو سمت خودرو، پلاک کوچکی نصب بود که روی آن فقط یک کلمه نوشته شده بود: «آلدریچ».(۶)
نام نلسون آلدریچ، سناتور رودآیلند(۷)، حتی در نیوجرسی هم شناخته شده بود. تا سال ۱۹۱۰، وی یکی از قدرتمندترین مردان واشنگتن محسوب می شد و واگن خصوصی او هم اغلب در ایستگاه های قطار نیویورک و نیوجرسی دیده می شد، زیرا، همیشه در حال سفر به وال استریت بود. آلدریچ شخصیتی فراتر از یک سناتور بود و یکی از سخنرانان سیاسی حامی بنگاه های بزرگ به شمار می رفت. وی به عنوان شریک سرمایه گذار جی. پی. مورگان(۸)، مالک شرکت های مادر در عرصه های بانکداری، تولیدی و خدماتی بود. داماد او جان راکفلر پسر بود که شصت سال بعد نوه اش، نلسون آلدریچ راکفلر معاون رئیس جمهور ایالات متحده شد.
زمانی که آلدریچ وارد ایستگاه شد، شکی نبود که او فرمانده واگن اختصاصی است. او کتی بلند با یقه ای از جنس خز و یک کلاه ابریشمی بلند به تن داشت و عصایی با دسته نقره ای در دست گرفته بود. به همراه منشی مخصوصش، شلتون(۹) وارد سکو شد ، تعدادی کارگر هم با تعدادی چمدان و جعبه پشت سر آن ها حرکت می کردند.
پس از اینکه سناتور وارد واگن خصوصی اش شد، تعداد دیگری مسافر با چمدان های مشابهی از راه رسیدند. آخرین مسافر مردی بود که تنها چند لحظه قبل از اعلام آخرین «سوار شوید» وارد ایستگاه شد و یک جعبه مخصوص تفنگ را با خود حمل می کرد.
آلدریچ به محض ورود به ایستگاه به راحتی از سوی اکثر مسافران شناخته شد اما چهره سایر افراد همراه او آشنا نبود. به این افراد گفته شده بود که جداگانه وارد ایستگاه شوند تا با خبرنگاران مواجه نشوند؛ ضمن اینکه قرار شده بود اگر با خبرنگاران در داخل ایستگاه مواجه شدند، وانمود کنند که یکدیگر را نمی شناسند. از آن ها خواسته بود که پس از سوار شدن به قطار، تنها از اسم کوچک خود استفاده کنند تا هویتشان فاش نشود. در نتیجه این اقدامات احتیاطی، حتی کارگران واگن اختصاصی و خدمتکاران هم اسامی مهمانان را نمی دانستند.
ناگهان صدای بلند سوت قطار به صدا درآمد و در یک لحظه، احساس نرم حرکت و هیجان شروع یک سفر فضا را دربرگرفت. اما چند لحظه پس از خروج قطار از سکو، ناگهان متوقف شد. در کمال تعجب مسافران، قطار به آهستگی به سمت ایستگاه برگشت. چیزی را فراموش کرده بودند؟ لکوموتیو قطار ایرادی داشت؟
صدای بلند بسته ‎شدن قطعات فلزی پاسخ این سوالات را مشخص کرد. یک واگن دیگر به انتهای قطار اضافه شد. شاید واگن حمل محموله های پستی بود؟ در یک لحظه، حرکت رو به جلوی قطار از سرگرفته شد و ذهن مسافران دوباره مشغول سفر پیش رو و رفاه و امکانات ناچیز قطار شد.
به تدریج مسافران با صدای موزون قطار به خواب می رفتند شش نفر در واگن انتهای قطار هم سفر آن ها شده بودند، افرادی که حتی آن ها در خواب هم نمی دیدند.
شش مردی که حدود یک چهارم کل ثروت دنیا را در اختیار داشتند، افرادی که در آن شب در واگن سفر می کردند عبارت بودند از :
نلسون آلدریچ ، نماینده جمهوری خواه سنا ، رئیس هیئت مدیره کمیسیون ملی پول ، شریک تجاری جی. پی. مورگان و پدر همسر جان راکفلر «پسر».
آبراهام پیات اندرو(۱۰)، معاون وزیر خزانه داری ایالات متحده.
فرانک واندر لیپ(۱۱)، مدیرعامل بانک ملی نیویورک ، یکی از قدرتمندترین بانک های وقت و نماینده ویلیام راکفلر و موسسه بین المللی بانکداری سرمایه گذاری شرکت کان، لوئب. (۱۲)
هنری داویسون(۱۳)، شریک ارشد شرکت جی. پی. مورگان.
بنجامین استرانگ(۱۴)، رئیس شرکت تراست بانکداران جی. پی. مورگان.(۱۵)
پل واربرگ(۱۶)، یکی از شرکای شرکت کان، لوئب، نماینده امپراطوری بانکی روچیلد(۱۷) در انگلستان و فرانسه و برادر مکس واربرگ ، رئیس کنسرسیوم بانکداری واربرگ در آلمان و هلند.(۱۸)

تمرکز ثروت

در سال ۱۹۱۰ کنترل منابع مالی کاملاً متمرکز شده بود. در ایالات متحده کنترل در دست دو کانون قدرت بود ، گروه مورگان و گروه راکفلر. در هر یک از این دو گروه ، زنجیره ای از بانک های تجاری ، بانک های سرمایه گذاری و موسسات سرمایه گذاری حضور داشتند. در اروپا ، فرآیند مشابهی به اجرا درآمده بود و دو گروه روچیلد و گروه واربرگ راه اندازی شده بود. در مقاله ای که در نشریه نیویورک تایمز ، روزسوم ماه می ۱۹۳۱ درخصوص مرگ جورج بیکر به چاپ رسید ، یکی از دوستان نزدیک (جورج بیکر) چنین گفته است : «یک ششم کل ثروت دنیا در اختیار اعضاء باشگاه جزیره جکیل بود».
در این نقل قول ، به اعضاء گروه مورگان اشاره شده است و گروه راکفلر و کانون های اروپایی در آن لحاظ نشده اند. وقتی همه این گروه ها در کنار یکدیگر قرار بگیرند، حتی این برآورد که حدود یک چهارم ثروت جهان در اختیار این گروه ها است نیز محافظه کارانه محسوب می شود.
در سال ۱۹۱۳ ، که مقررات فدرال رزرو به قانون تبدیل شد، کمیته فرعی پول و بانکداری کنگره ، که ریاست آن را آرسن پوجو از ایالت لوئیزیانا به عهده داشت، تحقیق و تفحصی درباره تمرکز قدرت مالی در ایالات متحده انجام داد. عده ای معتقد بودند که پوجو سخنگوی گروه صاحبان منابع نفتی است، همان گروهی که تحت بررسی و تحقیق و تفحص بودند و لذا احتمالاً برای منحرف کردن ذهن بازرسان هر کاری که می توانست انجام می داد. سرانجام به رغم تلاش های پوجو ، گزارش نهایی کمیته تهیه و آسیب قابل توجهی به گروه وارد کرد.
کمیته سنا از اسناد ارائه شده رضایت داشت. این اسناد نشان می دهند که بین تعدادی از رهبران بخش مالی کشور ارتباط تعریف شده و معینی وجود داشت و این امر باعث تجمیع سریع و تمرکز کنترل بر پول و اعتبار در دستان این چند نفر شده است.
در فرآیند انتشار و توزیع اوراق بهادار شرکتی ، سرمایه گذاران عادی اوراق قرضه را مستقیم از ناشر خرید نمی کنند بلکه اوراق از طریق واسطه ها از موسسه ناشر به سرمایه گذار منتقل می شود و تنها بانک ها یا بانکداران بزرگ به دلیل دسترسی به جریان اصلی منابع ، همواره قدرت تضمین فروش مقادیر کلان اوراق را داشتند.
فقط این گروه هستند که به منابعی که از پول مردم در بانک ها ، شرکت های تراست و شرکت های بیمه عمر وجود دارد دسترسی دارند و کنترل ماشین توزیع و بازارسازی اوراق که همان تضمین فروش مقادیر زیاد اوراق است را در اختیار دارند. آن ها کسانی هستند که با وجوه متعلق به راه آهن و شرکت های صنعتی می توانند این وجوه را هدایت کرده و تصمیم بگیرند که وجوه در کجا نگهداری شود. آن ها می توانند مقادیر کلان پول مردم را ذخیره کنند و در جایگاهی قرار دارند که می توانند این ذخایر را در محل هایی که منافع شان در آن است و طرح های مدنظر خود سرمایه گذاری کنند و مانع استفاده از این منابع برای اهدافی شوند که مورد تایید آن ها نیست.
زمانی که نگاه دقیق کنیم متوجه می شویم که در بین این ذخایر پولی و اعتباری، مقادیر کلانی از ذخایر بانک های کشور نیز وجود دارد و این بانک ها، عامل و کارگزار بانک های غیرشهری هستند که ناچارند وجوه مازاد خود را در تنها بازار پولی عمومی قرض دهند.
ضمن اینکه به این مسئله می رسیم که همین گروه کوچک و شرکای آن ها در حال حاضر به قدرتی رسیده اند که می توانند منابع این موسسات را از طریق تملک شرکت های بزرگ و حضور در هیئت مدیره آن ها بلوکه کنند. با توجه به این نکات است که می توان به گستره تسلط موثر و کنترل آن ها بر بزرگ ترین شرکت های صنعتی و مالی و شرکت های بزرگ راه آهن پی برد. تسلطی که در ۵ سال اخیر شکل گرفته و خطری برای رفاه کشور محسوب می شود.(۱۹)
این اظهارات ماهیت ثروت و قدرت شش مردی که به صورت مخفیانه در آن شب با واگن اختصاصی و تجملی سناتور آلدریچ سفر کردند را مشخص می کند.

مقصد ، جزیره جکیل

عصر روز بعد ، قطار به مقصد خود در شهر رالی ایلت کارولینای شمالی رسید و در محوطه تغییر ریل ، بیرون از پایانه ایستگاه متوقف شد. خدمه قطار به سرعت برای تغییر خط اقدام کردند و در زمان کوتاهی واگن آخر قطار را از آن جدا کردند. سپس قطار جلوتر رفته و در ایستگاه توقف کرد. چند لحظه بعد، زمانی که مسافران پیاده شدند ، قطار دقیقاً شبیه زمانی شد که سوار آن شده بودند و هیچ مسئله ای غیرعادی توجه آن ها را به خود جلب نکرد.
هیچ یک از مسافران هم نمی دانست که هم سفران آن شب آن ها ، در یک چشم برهم زدن ، سوار قطار دیگری خواهند شد و بار دیگر جنوب را ترک خواهند کرد.
این گروه از نخبگان مالی کشور سفر هشتصد مایلی را آغاز کرده بودند و مقصد بعدی آن ها ، آتلانتا ، سپس ساوانا و در نهایت شهر کوچک برانسویک در ایالت جورجیا بود. به نظر نمی رسید که برانسویک مقصد نهایی این گروه باشد. این شهر که در کنار اقیانوس اطلس واقع شده است در آن زمان یک دهکده ماهیگیری با یک اسکله کوچک اما پررفت وآمد برای صادرات پنبه و الوار بود.
جمعیت برانسویک تنها چند هزار نفر بود . اما جزایری که در امتداد ساحل کارولینای جنوبی امتداد داشت، طی چند سال به یکی از مناطق مورد علاقه و اقامتگاه زمستانی افراد بسیار ثروتمند تبدیل شده بود. یکی از این جزایر که در مقابل ساحل برانسویک قرار داشت به تازگی جی. پی. مورگان ، تعدادی از دوستان و شرکای تجاری او خریداری کرده بودند و آن ها در فصل زمستان برای شکار اردک و آهو و نیز فرار از سرمای کشنده شمال کشور به این جزیره می آمدند. جزیره ای که «جکیل» نام داشت.
واگن آلدریچ در ایستگاه کوچک برانسویک از قطار جدا شد و در حقیقت اینجا بود که عده ای متوجه حضور مهمانان در این شهر شدند. خبر به سرعت به گوش خبرنگاران هفته نامه شهر رسید. در حالی که گروه در انتظار انتقال به اسکله بود ، چند نفر از خبرنگاران روزنامه به محل رسیدند و شروع به پرسیدن سوال کردند. مهمانان آقای آلدریچ چه کسانی هستند؟
چرا به جزیره آمده اند ؟ آیا اتفاق خاصی رخ داده است؟ آقای داویسون که یکی از مالکان جزیره جکیل بود و کارکنان روزنامه محلی او را به خوبی می شناختند، به خبرنگاران گفت که مهمانان چند دوست شخصی هستند و تنها برای سرگرمی و شکار اردک به جزیره آمده اند. خبرنگاران هم که باورکرده بودند مسئله خاصی نیست به محل کار خود بازگشتند.
با این حال ، حتی پس از رسیدن به این جزیره دورافتاده هم ، پنهان کاری ها ادامه داشت. قاعده استفاده از اسم کوچک برای ۹ روز پابرجا بود و مهمانان در این ۹ روز هم کماکان یکدیگر را با نام خانوادگی صدا نمی کردند. به مستخدمان تمام وقت مرخصی داده بودند و تعدادی مستخدم گزینش شده جدید به جزیره آورده شده بود. زیرا محتمل بود که خدمتکاران قدیمی یکی از مهمانان را بشناسد و حضور آن ها در جزیره لو برود. در طول تاریخ به ندرت اتفاقی را می توان سراغ داشت که اینچنین مخفیانه برنامه ریزی و تلاش شود همه چیز به طور کاملاً سری بماند. حتی برای جلسات قبل از شروع جنگ هم چنین اقداماتی انجام نمی شود.
هدف این سفر ، شکار اردک نبود ، بلکه به طور خلاصه و ساده می توان گفت که هدف از حضور این افراد در جزیره، رسیدن به توافقی در خصوص ساختار و عملیات یک کارتال بانکی بود. هدف اصلی این گروه، همانند همه کارتال های دنیا ، به حداکثررسانی سود از طریق به حداقل رسانی رقابت میان اعضاء و نیز ایجاد مانع بر سر راه رقبای جدید برای ورود به عرصه بانکداری بود.

نظرات کاربران درباره کتاب موجودی از جزيره جکيل