فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مبانی مفهومی سرمایه اجتماعی

کتاب مبانی مفهومی سرمایه اجتماعی

نسخه الکترونیک کتاب مبانی مفهومی سرمایه اجتماعی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مبانی مفهومی سرمایه اجتماعی

اگر سرمایه اجتماعی سودمند است، آیا امکان دارد که مقدار بیشتری از آن را ایجاد کرد؟، و به همین ترتیب، آیا می‌شود سرمایه اجتماعی را از بین برد؟ آیا عوامل بیرونی، نقشی در ایجاد سرمایه اجتماعی دارند؟ پاتنام (۱۹۹۳) معتقد است که سرمایه اجتماعی در ایتالیا، میراث دوره‌های طولانی توسعه تاریخی است و بنابراین نمی‌توان در یک بازه زمانی کوتاه آن را افزایش داد. شماری از مطالعات تجربی اخیر (اشنایدر و همکاران، ۱۹۹۷)، این نظر را مورد چالش و انتقاد قرار داده‌اند. برای مثال، ثابت شده که تغییر ساختار و ترکیب هیأت امنای مدارس می‌تواند به شکل قابل توجهی میزان حضور والدین را در فعالیت‌های مربوط به مدرسه تقویت کرده و به نوبه خود، به ایجاد سرمایه اجتماعی کمک کند. دیگران نتایج مشابهی را درباره طراحی پروژه‌های آبیاری ارائه می‌دهند (استروم ۱۹۹۴، و لام ۱۹۹۶). بسیاری از مردم چنین عنوان می‌‌کنند که ایجاد سرمایه اجتماعی امکان‌پذیر است، هر چند فرآیند آن رشد کُندی دارد. علاوه بر این، آنها معتقدند که فرسایش سرمایه اجتماعی می‌تواند سریع‌تر و راحت‌تر از ایجاد آن به وقوع بپیوندد. فالک و کیل‌پاتریک (۱۹۹۹) معتقدند که انباشت سرمایه اجتماعی، نتیجه فرایند تعاملات یادگیری می‌باشد. تعاملات یادگیری نیازمند یک رویداد یادگیری (موقعیت واقعی) است و در یک بُعد زمینه‌ای (چهار‌چوب مرجع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گسترده) رخ می‌دهد. یک پیش‌شرط برای ایجاد سرمایه اجتماعی، وجود کمیت و کیفیت کافی تعاملات یادگیری است. برای مثال، فالک و کیل‌پاتریک عنوان می‌کنند که کیفیت تعاملاتِ یادگیری، یک زمینه تاریخی، تعاملات بیرونی، بده‌بستان، اعتماد، ارزش‌ها و هنجارهای مشترک را شامل می‌شود. طراحی و اجرای پروژه‌های اجتماع می‌تواند بِسانِ یک تعامل یادگیری باشد. آپهوف (۱۹۹۹) بین سرمایه اجتماعی ساختاری و شناختی تمایز قایل می‌شود. سرمایه اجتماعیِ ساختاری به اَشکالِ مختلف سازمان‌های اجتماعی، شامل نقش‌ها، قواعد، رویه‌های معمول و فرآیندها و همچنین، تعدادی از شبکه‌ها که در همکاری مشارکت‌ دارند، می‌پردازد. سرمایه اجتماعیِ شناختی شامل هنجارها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و باورهاست. سرمایه اجتماعی شناختی و ساختاری مکمل هم هستند: ساختارها به تبدیل هنجارها و باورها به رفتارِ هدفمندِ مشارکتی کمک می‌کنند. دیگر صاحب‌نظران معتقدند که سرمایه اجتماعی، برآیند تعهد همه بازیگران به مذاکرات در حال پیشرفت بر پایه برداشت مشترک از اهداف مشترک می‌باشد. هچتر (۱۹۸۷) یک فرآیند چندمرحله‌ای برای ایجاد همبستگی گروهی را پیشنهاد می‌کند. اعضایی که به هم پیوسته‌اند باید قواعد و فرآیندهایی را اتخاذ کنند که در طول زمان نهادینه شوند. با درونی کردن قواعد و فرآیندها، اعضا رفتارشان را به گونه‌ای تعدیل می‌کنند که دیگران انتظار آن را دارند.

ادامه...
  • ناشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۴۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب مبانی مفهومی سرمایه اجتماعی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل ۱: سرمایه اجتماعی چیست؟ مروری کوتاه بر ادبیات(۲۹)

گراهام هابز(۳۰)

مترجم: محمد مهدی شجاعی باغینی

پاره ای از تعاریف سرمایه اجتماعی

مفهوم سرمایه اجتماعی هم اکنون به شدت مورد توجه نهاد های توسعه و نهاد های تحقیقاتی قرار گرفته و بخشی از این توجه به تعریف آن معطوف شده است. ذیلا نمونه ای از برخی از این تعاریف ارائه می شود:

ویژگی های سازمان اجتماعی، مانند اعتماد، هنجارها (یا بده بستان(۳۱))، و شبکه های (تعهد [به فعالیت] مدنی)، که می توانند کارآمدی جامعه را از طریق تسهیل کنش های هماهنگ، افزایش دهند.
پاتنام، لئوناردی و نانتی(۳۲) (۱۹۹۳) «فعال کردن دموکراسی: سنت های مدنی در ایتالیا ی مدرن»، انتشارات دانشگاه پرینستون، پرینستون، ایالات متحده آمریکا.

نهادها، روابط، و هنجارهایی که کیفیت و کمیت تعاملات اجتماعی یک جامعه را شکل می دهند.
بانک جهانی (۲۰۰۰) «سرمایه اجتماعی چیست؟» از
http: //www. worldbank. org/poverty

قواعد، هنجارها، تعهدات، بده بستان و اعتماد مستقر در روابط اجتماعی، ساختارهای اجتماعی و ترتیبات نهادی جامعه که اعضا را به دستیابی به اهداف فردی و اجتماعی قادر می سازند.
نارایان(۳۳) (۱۹۹۷)، «صدای فقرا: فقر و سرمایه اجتماعی در تانزانیا»، بانک جهانی، واشینگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا.
اکثر این تعاریف بیان کننده این هستند که سرمایه اجتماعی چیست و چه کاری انجام می دهد. در حقیقت به نظر می رسد که در ادبیات سرمایه اجتماعی، درباره اینکه «سرمایه اجتماعی چه کار می کند» توافق گسترده تری وجود دارد تا درباره اینکه «سرمایه اجتماعی چیست»! و به طور مشخص، درباره این که «سرمایه اجتماعی، کنش جمعی با منفعت متقابل را تسهیل می کند»، توافق گسترده ای وجود دارد.

پنج سازوکار تاثیرگذاری سرمایه اجتماعی بر بازده ها

نارایان و پریتچت(۳۴) (۱۹۹۷) پنج سازوکار برای بیان چگونگی تاثیرگذاری سرمایه اجتماعی بر بازده ها را توصیف می کنند. آنها عبارتند از:

*ارتقا توانایی جامعه در نظارت بر عملکرد دولت، چه به خاطر این که مقامات دولت در شبکه های اجتماعی استقرار بیشتری دارند و چه به خاطر این که نظارت بر ارائه خدمات عمومی، کالایی عمومی محسوب می شود؛

*افزایش امکانات برای کنش مشارکتی جهت حل مشکلات، دارای یک عنصر دارایی مشترک بومی؛

*تسهیل انتشار نوآوری ها، از طریق افزایش پیوندها بین افراد؛

*کاهش مشکل کمبود اطلاعات، و گسترش دامنه سازوکارهای الزام آور، و از این طریق افزایش معاملات در بازارهای کالا، اعتبار، زمین و نیروی کار؛

*افزایش بیمه غیررسمی (یا شبکه های امن غیررسمی) بین خانوارها، و از این طریق قادر ساختن خانوار ها به پی گرفتن فعالیت ها و تکنیک های تولیدی با بازده های بالاتر و البته پرخطرتر.

کُلییِر(۳۵) (۱۹۹۸) بین سرمایه اجتماعی دولت (مثلاً اجرای قراردادهای اجتماعی، حاکمیت قانون، و گسترش آزادی های مدنی) و سرمایه اجتماعی مدنی (مثلاً ارزش های فراگیر، سنت های مشترک، هنجارها، شبکه های غیررسمی و عضویت در انجمن ها) تمایز قایل می شود. در جوامعی که سرمایه اجتماعیِ دولت محدود است، درصد زیادی از قراردادها ممکن است به سرمایه اجتماعی مدنی و اعتماد وابسته باشند. رز(۳۶) (۱۹۹۹) در مطالعه سرمایه اجتماعی در روسیه، دریافت که افراد به شبکه های غیررسمی متوسل می شوند و از این طریق به گسترش همکاری اجتماعی برای جبران ناکامی سازمان های رسمی می پردازند.
سرمایه اجتماعی می تواند بازده های مثبت و یا حتی منفی تولید کند. برای مثال، السون(۳۷) (۱۹۸۲) معتقد است که بعضی گروه ها برای دستیابی به اهداف شان، ممکن است حاضر باشند که هزینه هایی را به افراد غیرعضو تحمیل کنند. در مقابل، پاتنام و همکاران(۳۸) (۱۹۹۳) استدلال می کنند که همکاری بین اعضای یک گروه، عادات و نگرش هایی را در جهت رسیدن به منفعت بزرگ تر ایجاد می کند که تعاملات اعضا را با افراد غیرعضو تسری می دهد.

ایجاد (و تخریب) سرمایه اجتماعی

اگر سرمایه اجتماعی سودمند است، آیا امکان دارد که مقدار بیشتری از آن را ایجاد کرد؟، و به همین ترتیب، آیا می شود سرمایه اجتماعی را از بین برد؟ آیا عوامل بیرونی، نقشی در ایجاد سرمایه اجتماعی دارند؟
پاتنام (۱۹۹۳) معتقد است که سرمایه اجتماعی در ایتالیا، میراث دوره های طولانی توسعه تاریخی است و بنابراین نمی توان در یک بازه زمانی کوتاه آن را افزایش داد. شماری از مطالعات تجربی اخیر (اشنایدر و همکاران(۳۹)، ۱۹۹۷)، این نظر را مورد چالش و انتقاد قرار داده اند. برای مثال، ثابت شده که تغییر ساختار و ترکیب هیات امنای مدارس می تواند به شکل قابل توجهی میزان حضور والدین را در فعالیت های مربوط به مدرسه تقویت کرده و به نوبه خود، به ایجاد سرمایه اجتماعی کمک کند. دیگران نتایج مشابهی را درباره طراحی پروژه های آبیاری ارائه می دهند (استروم(۴۰) ۱۹۹۴، و لام(۴۱) ۱۹۹۶). بسیاری از مردم چنین عنوان می کنند که ایجاد سرمایه اجتماعی امکان پذیر است، هر چند فرآیند آن رشد کُندی دارد. علاوه بر این، آنها معتقدند که فرسایش سرمایه اجتماعی می تواند سریع تر و راحت تر از ایجاد آن به وقوع بپیوندد.
فالک و کیل پاتریک(۴۲) (۱۹۹۹) معتقدند که انباشت سرمایه اجتماعی، نتیجه فرایند تعاملات یادگیری(۴۳) می باشد. تعاملات یادگیری نیازمند یک رویداد یادگیری(۴۴) (موقعیت واقعی) است و در یک بُعد زمینه ای(۴۵) (چهار چوب مرجع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گسترده) رخ می دهد. یک پیش شرط برای ایجاد سرمایه اجتماعی، وجود کمیت و کیفیت کافی تعاملات یادگیری است. برای مثال، فالک و کیل پاتریک عنوان می کنند که کیفیت تعاملاتِ یادگیری، یک زمینه تاریخی، تعاملات بیرونی، بده بستان، اعتماد، ارزش ها و هنجارهای مشترک را شامل می شود. طراحی و اجرای پروژه های اجتماع می تواند بِسانِ یک تعامل یادگیری باشد.
آپهوف(۴۶) (۱۹۹۹) بین سرمایه اجتماعی ساختاری(۴۷) و شناختی(۴۸) تمایز قایل می شود. سرمایه اجتماعیِ ساختاری به اَشکالِ مختلف سازمان های اجتماعی، شامل نقش ها، قواعد، رویه های معمول و فرآیندها و همچنین، تعدادی از شبکه ها که در همکاری مشارکت دارند، می پردازد. سرمایه اجتماعیِ شناختی شامل هنجارها، ارزش ها، نگرش ها و باورهاست. سرمایه اجتماعی شناختی و ساختاری مکمل هم هستند: ساختارها به تبدیل هنجارها و باورها به رفتارِ هدفمندِ مشارکتی کمک می کنند.
دیگر صاحب نظران (سابل(۴۹)، ۱۹۹۴) معتقدند که سرمایه اجتماعی، برآیند تعهد همه بازیگران به مذاکرات در حال پیشرفت بر پایه برداشت مشترک از اهداف مشترک می باشد. هچتر(۵۰) (۱۹۸۷) یک فرآیند چندمرحله ای برای ایجاد همبستگی گروهی را پیشنهاد می کند. اعضایی که به هم پیوسته اند باید قواعد و فرآیندهایی را اتخاذ کنند که در طول زمان نهادینه شوند. با درونی کردن قواعد و فرآیندها، اعضا رفتارشان را به گونه ای تعدیل می کنند که دیگران انتظار آن را دارند. این ساخت سرمایه اجتماعی- از قواعد رسمی و انتظارات متقابل- گسترش فعالیت های گروهی به فضاهای دست نخورده پیشین را تسهیل می کند.
برخی معتقدند که مشارکت افراد به ندرت به شکل خودجوش رخ می دهد، و غالبا نیازمند آمادگی اجتماعی(۵۱) است (آلبی و بوید(۵۲) ۱۹۹۷). این یک فرایند حمایت از مردم در جهت های زیر می باشد:
  • جمع آوری اطلاعات درباره شرایط و منابع شان؛
  • تحلیل موقعیت فعلی؛
  • تعیین ارجحیت کارهایی که می خواهند انجام دهند؛
  • گرد هم آمدن در یک گروه یا یک سازمان به انتخاب خودشان؛ و
  • کار شدید بر روی ابزارهای اجرای این اقدامات.
این چنین آمادگی اجتماعی یک الگوی سیستمی از «کنش- بازتاب- کنش» را اقتضا می کند و هسته بنیادین عمل برای توسعه مشارکتی است (آَلبی و بوید، ۱۹۹۷).

مداخله در تقویت سرمایه اجتماعی- گروه های خودیاری

در ارتقا مشارکت چه گونه هایی از مداخله ها از همه موفق تر بوده اند؟ تجزیه و تحلیل اوآکلی و همکاران(۵۳) (۱۹۹۱) جنبه های شش گانه زیر را نشان می دهد:
***
انگیزش(۵۴): کمک به مردم محلی برای برانگیختن هوشیاری انتقادی شان، برای بررسی و توضیح مسایل به زبان خودشان، و برای شناخت این که برای تغییر قادر به انجام چه کارهایی هستند.

ساخت یابی(۵۵):توسعه انسجام و همبستگی درونی بین مردم، و نوعی سازمان دهی ساختارمند

تسهیل(۵۶) : یک نقش خدماتی که به افراد برای انجام اعمال خاصی کمک می کند؛ این اعمال نیازمند کسب مهارتهای فنی و مدیریتی ویژه، کسب دسترسی به منابع موجود یا تبدیل ایده هایشان به پروژه های ممکن است.

وساطت(۵۷): خدمات رسانی به عنوان یک واسط در رابطه با دیگر خدمات بیرونی. برقراری تماس ها با خدمات موجود و آشنا کردن مردم با فرآیندها و سازوکارهای تعامل با این خدمات

ایجاد ارتباط(۵۸): کمک به توسعه ارتباطات بین مردم در حوزه های مشابه و رویارو با مشکلات مشابه

عقب نشستن(۵۹): زائد بودن فزاینده مداخله بیرونی
***
مشارکت در یک گروه، برای اعضاء، به لحاظ زمان، نیروی کار و منابع، هزینه بر است. مرورِ مونکنر(۶۰) (۱۹۷۹) از ادبیات گروه های خودیاری نشان می دهد که ایجاد گروه هایی بدون سنجش قبلی در مورد وجود نیاز واقعی در محل به این گروه ها، یک اشتباه رایج در سیاست گذاری ها است. سنجش کابوبیلا(۶۱) (۱۹۹۴) برای برنامه روستایی GTZ در دو منطقه در تانگا (تانزانیا)، نشان می دهد که بسیاری از اعضای گروه ها نمی دانستند که چرا رویکرد گروهی به نفع آنها است. آپهوف (۱۹۹۹) می گوید که استراتژی، در سیستم های آبیاری گال اُویا(۶۲) در سریلانکا، «اول کار، بعد سازمان دهی» بود تا منافع قابلِ حصول از طریق کنشِ جمعی را نشان دهد. این روند، به جای ایجاد عرضه بی مقدمه سازمان، که هیچ نیاز آشکاری برای آن احساس نشود، تقاضایی برای سازمان محلی به وجود می آورد.
برخی افراد بیان می دارند که نباید عواملی از بیرون، گروه ها را ایجاد کنند. یک گزینه برای واحدهای بیرونی این است که فقط از گروه های دارای سابقه قبلی حمایت کنند. در عمل، ممکن است حمایت از گروه ها، بدون این که حداقل به طور غیرمستقیم در ایجاد آنها نقش داشته باشند، مشکل است. با این وجود، صرف اعلام این که یک خیّر یا NGO، از گروه هایی که حائز برخی معیارهای مشخص هستند، حمایت می کند، به ایجاد این گروه ها منجر می شود. تفاوت بین حمایت و ایجاد (بسیج انگیزه مند(۶۳)) می تواند این باشد که برنامه های حمایتی به افراد آگاه و دارای ارتباط (غیرفقرا) دسترسی پیدا می کنند، در حالی که، تجهیز می تواند به حاشیه رانده شدگان و آسیب پذیران کمک کند. امروزه یک انگیزه برای شکل گیری گروههای روستایی در تانزانیا، دسترسی این گروهها به حمایت افراد خیر است.
مطالعه تانزانیا نشان می دهد که فقیرترین و طردشده ترین زنان، کمتر از حد معمول در سازمانهای زنان در یک روستا در مونت کلیمانجارو نمایندگی می شوند (مرسر(۶۴) ۱۹۹۹). از این می توان نتیجه گرفت که استفاده از روش های مشارکتی، تحت پوشش قرارگرفتن همه افراد آسیب پذیر را تضمین نمی کند. هیوم(۶۵) (۲۰۰۰) معتقد است که حتی بهترین کارها - جلسات عمومی و آزاد، انتخابات منظم، آموزش های مالی برای رهبران، و مشارکت دادن زنان- هم لزوماً نخبگان را از قبضه سازمان های محلی یا ایجاد نخبگان جدید بازنمی دارد. او معتقد است که تحلیل طرف ها[ی قدرت] یک شیوه برای بررسی این گونه مسایل است.
سرمایه اجتماعی با ساختارهای قدرت اجتماعی رابطه تاثیرگذاری و تاثیرپذیری متقابل دارد. توانایی ایجاد یا تخریب سرمایه اجتماعی به چگونگی رابطه ساختارهای قدرت و هنجارهای سنتی کارِ گروهی و کارکنان میدانیِ(۶۶) نهادهای بیرونی بستگی دارد. اگر بنا باشد که افرادی که تا کنون محروم بوده اند هم بهره مند شوند، بایستی فاصله های اجتماعی آشکارا شناسایی شده، به شکل فعالی مورد مذاکره قرار گرفته و نمایش داده شوند.
ساختارهای اجتماعی و قدرت همچنین باید در بیرون نیز ظهور یابند. عمدتاً می توان گروه هایی که به عنوان اجراکنندگان توسعه اجتماع ایجاد شده اند، را به عنوان بخشی از سیستم یا پروژه نهاد های بیرونی توسعه در نظر گرفت. در این رابطه، نگرانی هایی در مورد بهره گیری از(۶۷)[و در نتیجه کاهش] سرمایه اجتماعی وجود دارد: استفاده از مقادیر موجود سرمایه اجتماعی برای کسب اهداف (بیرونی) دیگر، ممکن است منجر به کاهش موجودی اولیه سرمایه اجتماعی شود.
در کل، در اینجا مدل یکسانی برای شکل گیری سرمایه اجتماعی یا ایجاد یا تقویت گروه های محلی وجود ندارد. آَلبی و بوید (۱۹۹۷) معتقدند که جواب یا مدل واحدی برای افزایش مشارکت وجود ندارد. اینجا فقط چهار چوب ها و اصول راهنما وجود دارند. پانتوجا(۶۸) (۱۹۹۹) معتقد است که به جای یک مدل خاص از سازمان محلی، بایستی گونه های مختلفی از سازمان های اجتماعات را توسعه داد. نسبت به هر نقش آفرینی، رویکردی مشارکتی و فردی مورد نیاز است.

منابع


Albee and Boyd (1997), Doing it Differently: Networks of Community Development Agents, Scottish Community Education Council, Edinburgh, Scotland
Collier (1998), Social Capital and Poverty, Social Capital Initiative WP No 4, The World Bank, Washington DC, USA
Falk and Kilpatrick (1999), What is Social Capital? A Study of Interaction in a Rural Community, University of Tasmania, Australia
Hechter (1987), Principles of Group Solidarity, Berkeley and Los Angeles, University of California Press, USA
Hulme (2000), Protecting and Strengthening Social Capital in Order to Produce Desirable Development Outcomes, SD SCOPE Paper No 4, UK-DFID, London Lam (1996), Institutional Design of Public Agencies and Co-production: A Study of Irrigation Associations, in World Development 24 (6)
Mercer (1999), Who wants to be empowered? Participatory culture and the discourse of maendeleo on Mount Kilimanjaro, presented at the Development Studies Association Conference, Bath, UK
Munkner (1979), Co-operatives and Rural Poverty, Marburg, Federal Republic of Germany
Narayan et al (1997), Voices of the Poor: Poverty and Social Capital in Tanzania, World Bank, Washington DC, USA
Narayan and Pritchett (1997) Cents and Sociability: Household Income and Social Capital in Rural Tanzania, World Bank, Washington DC, USA
Oakley et al (1991), Projects with People: The Practice of Participation in Rural Development, International Labour Organisation, Geneva, Switzerland
Olson (1982), The Rise and Decline of Nations, Yale University Press, New Haven, USA
Ostrom (1994), Constituting Social Capital and Collective Action, Journal of Theoretical Politics 6 (4)
Pantoja (1999), Exploring the Concept of Social Capital and its Relevance for Communitybased Development: The Case of Coal Mining Areas of in Orissa, India, Social Capital Initiative WP No 18, World Bank, Washington DC, USA
Putnam, Leonardi and Nanetti (1993), Making Democracy Work: Civic Traditions in Modern Italy, Princeton University Press, Princeton, USA
Rose (1999), Getting Things Done in an Anti-modern Society: Social Capital Networks in Russia, in Dasgupta and Seregeldin, Social Capital: A Multifaceted Perspective, World Bank, Washington DC, USA
Sabel (1994), Learning by Monitoring: The Institutions of Economic Development, in Smelser and Swedverd, Handbook of Economic Sociology, Princeton University Press, Princeton, USA
Schneider, Teske, Marschall, Mintrom and Roch (1997), Institutional Arrangements and the Creation of Social Capital: The Effects of Public School Choice, American Political Science Review, 91 (1)
Uphoff (1999), Understanding Social Capital: Learning from the Analysis and Experiences of Participation, in Dasgupta and Seregeldin, Social Capital: A Multifaceted Perspective, World Bank, Washington DC, USA

فصل ۲: کارگاه سرمایه اجتماعی : مفهومی سازی سرمایه اجتماعی(۶۹)

جمعی از نویسندگان

مترجم: محمد مهدی شجاعی

مقدمه

در دهه گذشته، توجه به مفهوم سرمایه اجتماعی در عرصه های آکادمیک و سیاست گذاری عمومی، رشد انفجارگونه ای داشته است. سرمایه اجتماعی با وجود دشواری درک آن به شکل «شبکه های روابط اجتماعی و هنجارهای مربوط به آنها که می توانند برای تسهیل کنش ها به کار گرفته شوند»، به عنوان یک منبع مفید برای رفاه افراد و اجتماع شناخته شده است. این مفهوم موارد کاربرد متعددی از حوزه هایی همچون خانواده ها، تحصیل، مشکلات جوانان، تا حوزه های بهداشت عمومی، توسعه اقتصادی، و نوسازی دموکراتیک دارد.
انعطاف پذیری گسترده این مفهوم، با نظر به دامنه موضوعات و تنوع سطوح تحلیلی که این مفهوم در آنها کاربرد دارد، آن را به کانون توجه و علاقه و همچنین آماج انتقادات گسترده تبدیل کرده است. منتقدین نگران این هستند که این مفهوم در جهات مختلف و به حدی گسترش یابد که «همه چیزِ همه مردم» شود. قطعاً تنوع رویکردها در مطالعه سرمایه اجتماعی، و نبودِِ اجماع درباره یک مفهومی سازی واحد، دقیق و واضح برای آنهایی که برای عملیاتی کردن سرمایه اجتماعی در جهت توسعه سیاست گذاری عمومیِ مستند تلاش می کنند، ناکامی بزرگی محسوب می شود. برای رویارویی با این مساله، این پروژه میان بخشی(۷۰)، یعنی «سرمایه اجتماعی به عنوان یک ابزار سیاست گذاری عمومی»(۷۱)، که از طریق اهداف تلاش های «طرح مطالعه سیاست گذاری»(۷۲) انجام شد، تعیین بهترین شیوه مفهومی سازی سرمایه اجتماعی در راستای اهداف توسعه سیاست گذاری عمومی در کانادا را مورد بررسی قرار می دهد.
این نوشتار بسترساز، با هدف مشاوره با محققان و مدیران فدرال بخش سیاست گذاری عمومی در این موضوع، طراحی شده است. در این راستا، این اثر به چندین بخش تقسیم شده است. فصل اول به بررسی تعریف سرمایه اجتماعی پرداخته، و به شناخت عمیق این مفهوم و این که چرا به عنوان سرمایه اجتماعی شناخته می شود، می پردازد، سپس یک مرور کلی از تعاریف بنیادی سه گانه ارائه شده توسط پی یِر بوردیو(۷۳)، جیمز کلمن(۷۴)، و رابرت پاتنام(۷۵) ارائه نموده و نهایتاً، پاره ای از رویکردهایی که این مفهوم در طی سالهای اخیر توسعه داده است را اجمالا بررسی می کند. ولی این که کدام یک از این رویکردها بهترین مبنا را برای تحلیل سرمایه اجتماعی ایجاد کرده اند، جای بررسی و تامل دارد.
فصل دوم، نوعِ پیامدهای منسوب به سرمایه اجتماعی، هم مثبت و هم منفی، را بررسی کرده و سپس به بررسی گونه های مختلف شناخته شده سرمایه اجتماعی، به ویژه وجوه تمایز مهم بین سرمایه اجتماعیِ پیوندی(۷۶)، پل زننده(۷۷) و ارتباط دهنده(۷۸) می پردازد. از آن جا که شبکه های روابط اجتماعی، زیربنای اصلی سرمایه اجتماعی هستند، این اثر سپس برخی از رویکردهای مختلف به مطالعه این روابط را بررسی کرده، و به ویژه مباحث مربوط به این که آیا هنجارها و برداشت ها، یک جزء ذاتی سرمایه اجتماعی هستند یا نه، را بررسی می کند. بخش پایانی، به ما یادآوری می کند که سرمایه اجتماعی، مطابق با ویژگی های محیط گسترده تری که شبکه ها در آن مستقر شده اند، تغییر می کند.

چیستی سرمایه اجتماعی

۱. کلیات

اشتیاق بسیاری از صاحب نظران و محققان برای کاوش مفهوم سرمایه اجتماعی، بعضاً بر پایه این حس شهودی است که به نظر می رسد این مفهوم برای بسیاری از مردم از طریق تجربه شخصی شان ایجاد شده است. همان طور که وولکاک و نارایان(۷۹) (۲۰۰۰) آن را این گونه شرح داده اند:
... ایده اصلی سرمایه اجتماعی این است که خانواده، دوستان و آشنایانِ یک فرد، یک دارایی مهم را تشکیل می دهند، که می توان در یک بحران از آن استمداد کرد، به خاطر خودش از آن استفاده نمود، و آن را برای کسب منافعی بکار گرفت.
وقتی که شما در مواقع سختی به دنبال حمایت هستید، می خواهید یک شب را در شهری با دوستان بگذرانید، یا راهی برای یک فرصت شغلی جدید جستجو می کنید، مسئله مهم «کسی» است که شما می شناسید. صاحب نظران همچنین نشان داده اند که آن چه برای افراد صدق می کند، برای اجتماعات نیز مصداق دارد: آنهایی که از شبکه های اجتماعی بیشتری بهره مندند، قادر به رویارویی بهتری در برابر چالش های فرارویشان هستند. بر عکس، افراد یا اجتماعاتی که ارتباطات کمتری دارند از حمایت و ابزار کمتری برای انجام کارها برخوردار هستند. به بیان دیگر، منابع سرمایه اجتماعی در ساختار روابط اجتماعی (که یک بازیگر در آنها مستقر شده) که در طول زمان گسترش یافته یا در اجتماع مستقر شده اند، قرار دارند.
بنابراین می بینیم که «کسی» که ما می شناسیم، زمینه سازِ کیفیت رفاه ما است. سئوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا این پدیده، «سرمایه اجتماعی» نامیده شده است. در واقع یک بحث باقی می ماند که آیا سرمایه اجتماعی یک گونه سرمایه محسوب می شود یا نه؟ به طور کلی ما سرمایه را به عنوان ذخیره ای از دارایی هایی که می توان انباشت و برای ایجاد ثروت آَتی به کار گرفت، در نظر گرفته ایم. اَدلر و کوون(۸۰) (۲۰۰۲، ص ۲۲-۲۱) دلایل متعددی را برای در شمار «سرمایه»ها دانستنِ سرمایه اجتماعی ذکر می کنند. سرمایه اجتماعی نوعی سرمایه است، زیرا (بالقوه) همانند سرمایه انسانی و فیزیکی، دارایی بادوامی است که تولید یا کسب آن بدون هزینه نیست (حداقل اگر به هزینه مادی نیاز نباشد، مستلزم صَرفِ زمان و فعالیت است) و از آن مهم تر، می توان در آن با هدف ایجاد منافعی در آینده سرمایه گذاری کرد. سرمایه اجتماعی، می تواند همانند سرمایه های انسانی و فیزیکی جانشین یا مکمل دیگر انواع سرمایه باشد. برای مثال، «تماس های برتر»(۸۱)‍ می توانند یک فرد را با وجودِ داشتن سرمایه انسانی و مالی محدود، موفق سازند.
در طرف دیگر، سرمایه اجتماعی همچنین از جهات مختلف با دیگر انواع سرمایه تفاوت دارد. از همه مهم تر، همان طور که گروتآرت و وان بستلار(۸۲) (۲۰۰۲) بیان داشته اند، این تنها گونه ای از سرمایه است که نمی تواند در یک اقتصاد از نوع رابینسون کروزوئه ای وجود داشته باشد، حداقل تا وقتی که «جمعه» به جزیره برسد. اینجا، برخلاف دیگر انواع سرمایه، باید گفت که سرمایه اجتماعی بر یک بازیگر خاص تکیه ندارد، بلکه در درون روابط بازیگر با دیگر بازیگران جای می گیرد. اَدلر و کوون(۸۳) (۲۰۰۲) بعداً نشان می دهند که برخلاف دیگر انواع دارایی های اجتماعی، سرمایه گذاری های انجام شده بر روی سرمایه اجتماعی حتی از بُعد نظری هم از لحاظ کمی قابل بررسی نیستند (همچنین نگاه کنید به اثر جانسون(۸۴) ۲۰۰۳). همان طور که آپهوف(۸۵) (۲۰۰۰) بیان کرده است، مشکل اصلی در شناخت سرمایه اجتماعی، لزوم خودداری از مقایسه بیش از حد سطحی آن با دیگر انواع سرمایه است، آن هم در حالی که، به طور همزمان، بایستی پذیرای مشابهت های موجود بود.
وولکاک و نارایان (۲۰۰۰، ص۲۲۹-۲۲۸) به این نکته اشاره دارند که در حالی که مطالعه اهمیت روابط اجتماعی قدمت زیادی دارد، اولین استفاده از اصطلاح «سرمایه اجتماعی»، به همان شکلی که امروزه استفاده می شود، به اثر لیدا جِی هانیفان(۸۶)، رییس شورای مدارس ویرجینیای غربی در ۱۹۱۶ بر می گردد. پس از وی این اصطلاح برای چندین دهه ناپدید و سپس به شکل مستقل چندین مرتبه در دهه های ۱۹۵۰، ۱۹۶۰، ۱۹۷۰، در آثار کسانی همچون جین جاکوبز(۸۷) (۱۹۶۱)، و گلن لوری(۸۸) (۱۹۷۷)، ظاهر شد. با وجود این، ویژگی های بنیادی و واقعی مفهومی سازی و تعریف سرمایه اجتماعی، در دهه ۱۹۸۰ در آثار سه نظریه پرداز به وجود آمد: پی یر بوردیو(۸۹)، جیمز کلمن(۹۰)، و رابرت پاتنام(۹۱) (به نقل از فیلد(۹۲)، ۲۰۰۳). هر یک از این صاحب نظران یک رویکرد جداگانه به این مفهوم اتخاذ کرده اند و طبعاً هر رویکرد نقاط ضعف و قوت خود را دارد.

۲. پی یِر بوردیو

اگر چه بوردیو اولین کسی بود که یک تحلیل نظام مند از سرمایه اجتماعی را ارائه کرد، ولی بررسی های انفجارگونه این مفهوم بیشتر مدیون آثار کلمن و پاتنام است. با این وجود، شمار زیادی از صاحب نظران در سالهای اخیر، اهمیت مفهومی سازی او را مجدداً کشف کرده اند (برای مثال نگاه کنید به پورتس(۹۳) ۱۹۹۸، فولی و ادواردز(۹۴) ۱۹۹۹، مارو(۹۵) ۲۰۰۱). بوردیو در مقاله اش در ۱۹۸۶، با نام «گونه های سرمایه»(۹۶) بیان می دارد که سرمایه اجتماعی «یک مجموعه از منابع موجود یا بالقوه است که منتج از یک شبکه بادوام متشکل از روابط کم و بیش نهادی شده در باب آشنایی و شناخت دو طرفه، یا به بیان دیگر، ناشی از عضویت در یک گروه است» (ص ۲۴۹). در مفهومی سازی بوردیو، سرمایه اجتماعی شامل «روابط اجتماعی»ای که یک فرد می تواند برای دسترسی به منابع کسانی که با آنها در ارتباط است، استفاده کند و همچنین میزان و کیفیت این دسترسی می باشد. او معتقد است که شبکه تماس های اجتماعی، به خودی خود ایجاد نمی شود، بلکه همانند سرمایه انسانی یا فیزیکی، محصول استراتژی های کاربردی و برنامه ریزی شده سرمایه گذاری است- تولید و بازتولید سرمایه اجتماعی نیازمند یک تلاش (یا سرمایه گذاری) دائمی در زمینه جامعه پذیری(۹۷) است. بوردیو، با مطرح کردن یک سنت نئومارکسیستی، به تعاملات سرمایه اجتماعی با دیگر انواع سرمایه ها در بازتولید نابرابری های اجتماعی(۹۸) می پردازد. برای مثال، او نشان می دهد که ایجاد شبکه های مفید سرمایه اجتماعی برای افرادی که دارای سطوح بالاتری از دیگر انواع سرمایه ها هستند، راحت تر انجام می شود. این گونه افراد، «به خاطر سرمایه اجتماعی شان مورد توجه هستند، و به خاطر مشهور بودن، از امتیازِ شناخته شدن بهره مندند،... آنها در مقایسه با تعداد افرادی که می شناسند، برای افراد بیشتری شناخته شده هستند و فعالیت جامعه پذیری شان، وقتی که به کارگرفته شود، سازنده تر است» (ص۲۵۰).
فولی و ادواردز (۱۹۹۹، ص۱۴۳) بیان می دارند که یک نقطه قوت نقش بوردیو، که او را از کلمن و پاتنام متمایز می کند، شفافیت و انسجامی است که در بیان چگونگی ارزشیابی یا سنجش سرمایه اجتماعی ارائه می کند: بوردیو (۱۹۸۶، ص۲۴۹) می نویسد: «میزان سرمایه اجتماعی یک واحد خاص... تابعی است از حجم تماس های شبکه ای که می تواند بسیج کند، و همچنین حجم سرمایه ای (اعم از اقتصادی، فرهنگی، یا نمادین) که به واسطه ارتباط با کسانی که به آنها متصل است، به دست می آورد.» فولی و ادواردز (۱۹۹۹، ص۱۶۵) همچنین از این رویکرد بوردیو، مبنی بر این که موقعیت یک شبکه اجتماعی، درون یک حوزه اقتصادی- اجتماعیِ گسترده تر، عامل مهمی در تعیین میزان توانایی آن شبکه در ایجاد ارتباط بین منابع و اعضایش می باشد، استقبال می کنند. همان طور که فیلد (۲۰۰۳، ص۱۹) نشان می دهد، علاقه بوردیو برای توضیح رابطه سرمایه اجتماعی با نابرابری ها و قدرت، نظرات کلمن و پاتنام را به طرز مفیدی تصحیح می کند. از طرف دیگر، فیلد همچنین بیان می دارد که روایتِ یک جانبه بوردیو درباره امتیازات سرمایه اجتماعی برای صاحبانش، او را در محاسبه تاثیرِ عناصر بالقوه منفیِ سرمایه اجتماعی، حداقل برای آنهایی که میزان بالایی از آن را دارا هستند، ناکام گذاشته است.

۳.جیمز کلمن(۹۹)

کلمن، که در زمان مرگش در ۱۹۹۵ یک جامعه شناس آمریکایی برجسته به حساب می آمد، در توسعه سرمایه اجتماعی، خصوصاً در آمریکای شمالی، تاثیرگذارتر از بوردیو بود. در حالی که بوردیو به بررسی این نکته می پرداخت که چگونه نخبگان، سرمایه اجتماعی را در راستای منافع خودشان به کار می گیرند، کلمن، به ویژه در مطالعاتش درباره دستاوردهای تحصیلی دانش آموزان دبیرستانهای دولتی و کاتولیک در جوامع محروم، شرح می دهد که سرمایه اجتماعی می تواند منبعی مهم برای عامه مردم باشد. کلمن (۱۹۹۰، ص۳۰۲) سرمایه اجتماعی را به شکل زیر تعریف می کند:
مواردی که دو ویژگی را مشترکاً دارا هستند، همگی بُعدی از یک ساختار اجتماعی را در بر می گیرند، و برخی کنش های مشخصِ افرادی که درون ساختار هستند را تسهیل می کنند... برخلاف دیگر انواع سرمایه، سرمایه اجتماعی ریشه در ساختارِ روابط درون و بین افراد دارد. سرمایه اجتماعی ورای افراد و ابزار های فیزیکی تولید است.
اَشکالِ سرمایه ای که او شناسایی کرده، عبارتند از تعهدات و انتظارات، پتانسیل اطلاعات(۱۰۰)، هنجارها و ضمانت اجراهای موثر، روابط مبتنی بر اقتدار، سازمان دهی متناسب و هدفمند اجتماعی. برخلاف بوردیو، کلمن معتقد است که سرمایه اجتماعی نتیجه سرمایه گذاری مستقیم نیست، بلکه محصول جنبیِ فعالیت های دیگر است.
پورتس(۱۰۱)، کلمن را به خاطر ارائه تعریف مبهم و «لیست نامرتبِ» اَشکال ـ لیستی که عوامل تعیین کننده، منابع، و نتایج سرمایه اجتماعی را تلفیق می کند ـ که زمینه ساز بروز آشفتگی و تعارض در ادبیات گسترده تر سرمایه اجتماعی شد را سرزنش می کند. کلمن همچنین بخاطر محافظه کاری ، و تاکید بر نقش اصلی ساختارهای سنتی خانواده و مشارکت مذهبی در ایجاد سرمایه اجتماعی قوی، مورد انتقاد قرار گرفته است.
با این وجود، او برای معرفی این مفهوم به مخاطبانش در آمریکای شمالی و زمینه سازی آن برای بررسی تجربی، شایسته اعتبار و تحسین است. نقطه نظرات کلمن درباره این که سرمایه اجتماعی چگونه توسط بازیگران عقلانی تولید شده و چگونه می تواند برای اجرا و حمایت از انتظارات خانواده از بچه هایشان در اجتماعات منسجم مورد استفاده قرار گیرد، کاربرد دارد. همچنین تلقی او از این که در چه حالتی از اعتماد و بده بستان، بازیگران می توانند به شکل عقلانی در سرمایه اجتماعی (از طریق ایجاد و اجرای مکرر تعهدات مهم درون یک شبکه خاص) سرمایه گذاری کنند، دارای کاربرد است. باید توجه داشت که توجه او به مورد اعتماد، شامل «اعتماد فراگیر»(۱۰۲) که در بسیاری از مباحث علوم سیاسی مطرح است، نمی شود. بلکه، تلاش او بر بررسی این است چگونه هنجارهای خاص بده بستان و اعتماد در بین اعضای یک شبکه اجتماعی خاص ایجاد می شوند، ولی بیرون از این حوزه، ارزش کمی داشته و یا اصلاً فاقد ارزش هستند. مثال همیشگی او درباره این موضوع، هنجارهای اعتماد درون یک شبکه ویژه بازرگانان الماس است که برای تسهیل معاملات بازرگانی ایجاد شده است، ولی این اعتماد، توسط اعضای شبکه برای معامله با افراد بیرون از این شبکه گسترش نیافته است (ادواردز و فولی(۱۰۳)، ۱۹۹۸).

۴. رابرت پاتنام(۱۰۴)

اگر نقش کلمن در زمینه نظریه اجتماعی موثر بوده است، تاثیر رابرت پاتنام بر توسعه ادبیات سرمایه اجتماعی واقعا قابل ملاحظه است. گفته می شود که پاتنام مقبول ترین دانشمند علوم اجتماعی دهه ۱۹۹۰ است. مهارتِ سخنوری این دانشمند علوم سیاسی هاروارد، در ترکیب با مهارتش برای ارتباط دادن این مفهوم با شماری از عناصر اصلی سیاست گذاری عمومی، نقشی اساسی در ترویج سرمایه اجتماعی بازی می کند. در حالی که بوردیو و کلمن رویکردهای خود را بر سرمایه اجتماعی در سطح افراد و خانواده ها متمرکز کرده اند، پاتنام به بررسی این مفهوم به عنوان دارایی در مقیاس کلان می پردازد. مطالعه اصلی و بنیادی او در باب سرمایه اجتماعی با نام «فعال کردن دموکراسی»(۱۰۵) (۱۹۹۳)، به بررسی تطبیقی کارآمدی دولت در ایتالیا می پردازد. در این اثر، او سرمایه اجتماعی را به عنوان «بخش هایی از سازمان اجتماعی، همانند اعتماد، هنجارها و شبکه ها تعریف می کند که می توانند با تسهیل کنش های هماهنگ، کارآمدی جامعه را افزایش دهند» (ص۱۶۷). او سپس به مطالعه وضعیت پرداختن به فعالیت های مدنی در ایالات متحده در یک مقاله کوتاه در ۱۹۹۵ به نام «بولینگ به تنهایی»(۱۰۶) می پردازد. این اثر که بعداً به یک کتاب کامل برای بررسی این موضوع با همین عنوان تبدیل شد (۲۰۰۰)، جذابیت های آکادمیک و عمومی را یکجا داراست. او بیان می دارد که سرمایه اجتماعی آمریکا بخاطر کاهش فعالیت در انجمن ها ناشی از یک جهش نسلی، ظهور تلویزیون، و افزایش زمان صرف شده برای رفت و آمدهای مکرر، در حالت زوال طولانی مدت است. پاتنام، مشخصاً تاکید بسیاری بر نقش این گونه از فعالیت های انجمنی دارد که مکرراً اقوام و آشنایانِ دور را رو در رو، گرد هم می آورند و از این طریق، عادات همکاری، همبستگی و نشاط عمومی(۱۰۷) را که او به عنوان منشا اعتماد و بده بستان اجتماعی فراگیر می بیند، نهادینه می کنند. او معتقد است که زوال سرمایه اجتماعی (که با کاهش فعالیت در انجمن ها سنجیده می شود) مساله ساز است، زیرا به شاخص های متعدد رفاه شامل بهداشت، آموزش و موفقیت ارتباط دارد. او نشان داد که وضعیت بهتر سرمایه اجتماعی، با شاخص های بهتر رفاه همبستگی دارد.
اثر پاتنام با پاره ای انتقادات روبرو شده است. به ویژه اثر اول او به خاطر قوم محور بودن و نادیده گرفتن جنسیت (در تعریفش در دهه ۱۹۵۰ به عنوان دوره طلایی سرمایه اجتماعی)، و به خاطر شکست او در شناخت بخش تاریک سرمایه اجتماعی که می تواند به پیامدهای منفی منجر شود، مورد انتقاد قرار گرفت. با این وجود، کتاب او در سال ۲۰۰۰ به نحوی به این نگرانی ها پرداخت و یک فصل کامل را به پیامدهای منفی بالقوه سرمایه اجتماعی اختصاص داد (این در حالی است که کلیت این کتاب بر قابلیت مثبت سرمایه اجتماعی تکیه دارد). به همین شکل، او در این کتاب، همچنین به تقلا برای پاسخ به این انتقاد می پردازد که او صرفاً الگوهای تغییریابنده، و نه کاهنده وابستگی را مد نظر داشته است. (برای مثال، او ارقام مشارکت در برخی سازمانهای جوانان را بررسی کرده، و انجمن های «راهنمایان دختر»(۱۰۸) را که تعدادشان به طور پیوسته در بعد از دهه ۱۹۹۰ــ در همان حال که سازمانشان را بازسازی می کردند ـ افزایش می یافت، در نظر نیاورده است؛ دیگران به فعالیت های اجتماعات و مصرف گرایی سیاسی(۱۰۹) موجود اشاره می کنند). با وجود این، این انتقادها به قوت خود باقی هستند.
با این وجود، شاید مهم تر از همه، انتقاد از رابطه ای باشد که او بین وجود انجمن ها و اعتماد اجتماعی فراگیر ترسیم کرده است. برخلاف کلمن، پاتنام بجای بررسی این که اعتماد چگونه درون روابط شبکه ای تولید می شود، به بررسی این نکته می پردازد که این امر به نوبه خود چه تاثیری بر اعتماد اجتماعی فراگیر، که کارآمدی کنشِ جمعی را در درون نهادهای دولت تسهیل می کند، دارد. پاتنام به خاطر محدود کردنِ غیرضرورِی درک شبکه های اجتماعی از طریق تاکیدش بر روی حیات انجمن ها و بخاطر ناکامی در اثبات تجربی این که حیات انجمن ها عملاً سطوح بالاتری از اعتماد اجتماعی فراگیر را می آفریند که به نوبه خود دولت بهتری را ایجاد می کند، مورد انتقاد قرار گرفته است (حقیقتاً به نظر می رسد برخی از آثار تجربی هرگونه علیت بین این دو را رد می کنند). به همین ترتیب، برخی او را به از دست دادنِ سخت گیری و دقت نظر در مفهومی سازی اش از سرمایه اجتماعی، به عنوان یک پدیده کلان در مقیاس کلان که از حوزه سطح خرد ویژه افراد و شبکه هایشان جدا شده است، متهم می کنند (فولی و ادواردز(۱۱۰) ۲۰۰۱ و، ادواردز و فولی ۱۹۹۸، پورتس(۱۱۱) ۱۹۹۸).

۴. دنبال کردن ردپاها

در سالهای اخیر شاهد حجم عظیمی از مطالعات سرمایه اجتماعی در کلیه زمینه های علوم اجتماعی و عرصه سیاست گذاری عمومی بوده ایم. در این فرآیند، شناخت یا طرز نگرش به سرمایه اجتماعی در جهات بسیاری آنچنان گسترشی یافته که بازبینی رویه های موجود در این ادبیات را به یک کابوس تبدیل کرده است. با این وجود، صاحب نظران متعددی تلاش کرده اند تا این مرور و بازبینی را به طور دقیق انجام دهند. وولکاک و نارایان(۱۱۲) (۲۰۰۰، ص۲۳۹-۲۲۹) در ادبیات گسترده سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی، بین چهار رویکرد موجود در مطالعه سرمایه اجتماعی تمایز قایل شده اند:

*دیدگاه اجتماع گرا(۱۱۳)؛ که اصولا سرمایه اجتماعی را به لحاظ وضعیت فعالیت انجمن ها در درون اجتماع بررسی می کند، و فرض را بر این می گذارد که هر چه سرمایه اجتماعی بیشتر باشد، صرف نظر از اثرات مضر[احتمالی] آن، بهتر است؛
*دیدگاه شبکه ای(۱۱۴)، که بررسی می کند ترکیب های مختلف سرمایه اجتماعی (همانند پیوندی، و پل زننده) چه پیامدهای منفی و مثبت می توانند داشته باشند؛
*دیدگاه نهادی؛ که بیان می دارد قدرت شبکه های اجتماعی، محصول محیط سیاسی، قانونی و نهادی است؛
*و نهایتاً، دیدگاه مورد علاقه آنها، دیدگاه هم افزایی است که تلاش می کند تا رویکردهای نهادی و شبکه ای را با توجه به ویژگی مکمل بودن بالقوه نهادهای دولتی برای شبکه های اجتماعی، و تاثیر عملکرد نهادها بر روی شبکه هایی که درون این نهادها مستقر شده اند، به هم مرتبط سازد

اَدلر و کوون(۱۱۵) (۲۰۰۲، ص۱۹ و ۲۱) رویکردهای معاصر را به گونه ای متفاوت تقسیم بندی کرده اند. از نظر آنها برخی رویکردها به سرمایه اجتماعی بر روابطی تمرکز دارند که هر بازیگر با دیگر بازیگران حفظ می کند. دومین گروه بر روی ساختار روابط بین بازیگران درون جامعه تمرکز کرده اند، و سومین گروه هم بر هر دو گونه پیوندها متمرکز شده اند. با این وجود فولی و ادواردز(۱۱۶) (۱۹۹۹) مجدداً بازنگری دیگری از رویکردهای مختلف به سرمایه اجتماعی در ادبیات معاصر را ارائه کرده اند. در بازبینی آنها از ۴۵ مطالعه از کلیه حوزه های علوم اجتماعی، آنها این حوزه را به عنوان حوزه ای توصیف کرده اند که در آن به سختی می توان بین آنهایی که سرمایه اجتماعی را به عنوان یک متغیر وابسته و آنهایی که آن را به عنوان یک متغیر مستقل در نظر می گیرند، تمایز قائل شد. به همین دلیل معتقدند که در این حوزه به دشواری می توان آنهایی که این مفهوم را به صورت قاعده مند به لحاظ هنجارها و ارزش ها عملیاتی می کنند را از آنهایی که درک های ساختاری اجتماعی تری را به کار می برند، تفکیک کرد.
با گسترش توجه به مفهوم سرمایه اجتماعی و مطالعه آن، انتقادهای متعددی نیز پدیدار می شوند. همانطور که وولکاک(۱۱۷) (۲۰۰۱، ص۱۳-۱۴) اشاره کرده است، این مفهوم به خاطر ضعفِ محتوا، مورد انتقاد قرار دارد. انتقاد مذکور این است که محبوبیت فراگیر آن به واسطه بازاریابی مطلوب به وجود آمده است. با این حال، او این بحث را رد کرده و معتقد است که اگر یک مبنای تجربی دقیق و کافی ایجاد نمی شد، مطالعه سرمایه اجتماعی مدتها قبل زیرِ وزن خودش از هم می پاشید. نقطه ضعف بازاریابی موفق برای این مفهوم این است که برخی افراد حتی وقتی که صرفاً درکی مبهم از چگونگی توسعه این مفهوم توسط متخصصان دارند، تلاش می کنند تا فراگیر بودن این اصطلاح را با به کارگیری آن در اثر خودشان گسترش دهند. با وجود این، وولکاک اظهار می دارد که یک بستر دقیق و منسجم برای این منظور در حال شکل گیری است و مشخصاً به یک اتفاق نظر فزاینده حول یک تعریف از سرمایه اجتماعی تحت عنوان «هنجارها و شبکه هایی که کنش جمعی را تسهیل می کنند» اشاره می کند (۲۰۰۱، ص۱۳). در واقع، این تعریف کاملا مشابه تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD، ۲۰۰۱، ص۱۴) که روز به روز محبوبیت بیشتری می یابد است، که سرمایه اجتماعی را به عنوان «شبکه هایی که توسط هنجارها، ارزش ها و برداشت های مشترکی ـ که همکاری را در درون گروه یا بین گروه ها تسهیل می کنند ــ به هم پیوسته اند»، تعریف کرده است.

تاثیرات سرمایه اجتماعی: مثبت و منفی

یک انتقاد رایج به اثر بوردیو، کلمن و پاتنام این است که در توضیح شان از پیامدها یا تاثیرات سرمایه اجتماعی، در زمینه سنجش موثر قابلیت های منفی آن ناکام بوده اند. با وجود این به موازات گسترش این حوزه، یک بررسی نسبتاً محتاطانه تر از اثراتش نیز به عمل آمد.
اَدلر و کوون (۲۰۰۲، ص۳۰-۲۹) به سه منفعت اصلی سرمایه اجتماعی اشاره دارند: اطلاعات(۱۱۸)، نفوذ(۱۱۹)، و همبستگی(۱۲۰).
شبکه های اجتماعی، جریان [تبادل] اطلاعات را تسهیل می کنند. دانشمندان علوم اجتماعی می توانند از طریق تعامل روزانه با همکارانشان به آخرین یافته های تحقیقات در زمینه خود دست یابند. جویندگان کار می توانند تماس هایشان را برای اطلاع از فرصت های شغلی به کار بگیرند. پیوندهای اجتماعی می توانند برای مهاجران تازه وارد، اطلاعات ضروری در مورد وضعیت مهاجرتشان در جامعه جدید را فراهم کنند.
شبکه های اجتماعی همچنین می توانند قدرت و نفوذ را به ارمغان بیاورند، همانند مثال کلمن از «باشگاه سناتورها»(۱۲۱) در ایالات متحده، جایی که برخی سناتورها بانفوذتر از بقیه هستند، زیرا تعهداتی را برای دیگر سناتورها ایجاد کرده اند و ممکن است از این امر برای تصویب طرح های قانون گذاری شان استفاده کنند.
نهایتاً، آنها به قابلیت سرمایه اجتماعی برای ایجاد همبستگی اشاره می کنند. به طور خاص، هنجارهای اجتماعی قوی و باورهای موجود در یک شبکه اجتماعی منسجم، می توانند پیروی از قواعد محلی و سنت ها را تشویق کرده، و به دنبال آن، نیاز به کنترل های رسمی را کاهش دهند.
در مقابل این منافعِ سرمایه اجتماعی، می توانیم تعدادی از پیامدهای منفی بالقوه آن را نیز شناسایی کنیم. برخی شبکه های اجتماعی، همانند گروه های تروریستی یا عملیات های مافیایی، آشکارا می توانند از سرمایه اجتماعی شان برای اهداف مخرب و نامطلوب استفاده کنند. پورتس(۱۲۲) (۱۹۹۸، ص۱۸-۱۵) چهار نمونه از پیامدهای منفی دیگر را شناسایی کرده است: محروم کردن افرادِ بیرون از شبکه از منافعی که توسط اعضاء شبکه کنترل می شود، مطالبات بیش از اندازه اعضاء همکارِ کم تلاش در گروه از اعضاء موفق از طریق «سواری گرفتنِ رایگان»(۱۲۳) در جایی که گروه ها با همبستگی بالا شکل یافته اند، ایجاد محدودیت بر آزادی های فردی (به ویژه در شبکه های کاملا به هم پیوسته)، و رده بندی نزولی هنجارها(۱۲۴) که می تواند اعضای یک گروه که از قبل مورد ظلم قرار گرفته اند را از مشارکت در جریان اصلی جامعه باز دارد. در حالی که محققان، به تازگی شرایطی که منجر به تنوع در پیامدهای مثبت و منفی می شوند را کشف کرده اند، به روشنی می توان گفت که این تنوع می تواند بعضاً ناشی از اَشکال متعدد گونه های مختلف سرمایه اجتماعی باشد. نوشتار حاضر، هم اکنون به دسته بندی این انوع مختلف می پردازد.

اَشکال سرمایه اجتماعی

شبکه های اجتماعی که بستر اصلی سرمایه اجتماعی را شکل می دهند را می توان به شیوه های مختلف، با اشکال متفاوت، همراه با نقاط قوت و ضعف خاص خودشان پیکر بندی کرد. شناسایی سه گونه از سرمایه اجتماعی به ویژه در شناخت منابع و بازده های سرمایه اجتماعی، مفید است: سرمایه اجتماعی پیوندی، سرمایه اجتماعی پل زننده، و سرمایه اجتماعی ارتباطی.(۱۲۵)
پاتنام(۱۲۶) (۲۰۰۰، ص۲۳-۲۲) به طور مشخص بر تمایز بین سرمایه اجتماعی پیوندی و سرمایه اجتماعی پل زننده تاکید می کند. سرمایه اجتماعی پیوندی به روابط درون گروه های همگن، همانند درون سازمانهای اخوت(۱۲۷)، بین قلمروهای قومی، یا در باشگاه های مُد اشاره دارد. پاتنام پیوندهای قوی موجود در شبکه های همگن متراکم را مشابه «چسب قوی اجتماعی»(۱۲۸) می داند و معتقد است که آنها مناسب ترین موارد برای ایجاد حمایت های روان شناختی و اجتماعی مورد نیاز اعضا برای «گذران» فعالیت های روزانه شان هستند. این در حالی است که وفاداری قوی درون گروهی، بسترساز شماری از پیامدهای منفی نیز هست که توسط پورتس در بخش قبلی شناسایی شدند، همانند محروم کردن افراد بیرون از شبکه یا سرکوب آزادی های اعضای شبکه.
در مقابل، سرمایه اجتماعی پل زننده، ناهمگن تر بوده و شکاف های اجتماعی متنوع تری را در بر می گیرد. پاتنام بیان می دارد که این نوع سرمایه اجتماعی در ارتباط با دارایی های بیرون از شبکه و برای توزیع اطلاعات کاربرد دارد. این مفهوم، اهمیت «پیوندهای ضعیف»(۱۲۹)که اولین بار توسط مارک گرانووتر(۱۳۰) در دهه ۱۹۷۰ شناسایی شد را نشان می دهد. این گونه پیوندهای ضعیف به منابع متنوع ممکن است، در مقایسه با پیوندهای قوی تر با اقوام و دوستان نزدیک، عملاً برای افرادی که در جهت پیشرفت تلاش می کنند باارزش تر باشند (مثلاً در شکار یک فرصت شغلی). اگر چه پاتنام از روی احتیاط به این نکته اشاره می کند که جنبه های پیوندی و پل زننده نبایستی به عنوان دسته بندی های «یا این/ یا آن» دیده شوند، بلکه بایستی به عنوان ابعاد «این کمتر/ آن بیشتر» در نظر گرفته شوند که در این راستا شبکه های مختلف را می توان مقایسه کرد.
شماری از صاحب نظران حوزه سرمایه اجتماعی، دسته بندیِ [سرمایه اجتماعی] ارتباط دهنده را نیز به همین شکل مفید می دانند. با وجود این که برخی افراد، سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده را به عنوان نوعی از سرمایه اجتماعی پل زننده در نظر گرفته اند. وولکاک(۱۳۱) (۲۰۰۱، ص۱۳) معتقد است که سرمایه اجتماعی پل زننده عموماً همانند ارتباطات دوسویه افقی دیده می شود، در حالی که سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده اکثرا بُعد عمودی مهمی از سرمایه اجتماعی را شکل می دهد. از این رو، سرمایه اجتماعی ارتباطی به پیوندهای بین لایه های ثروت و جایگاه اجتماعی اشاره دارد. وولکاک معتقد است که این گونه شبکه ها برای به کار گرفتن منابع، ایده ها و اطلاعات از نهادهای رسمی ورای اجتماع (که به طور ویژه برای توسعه اقتصادی اهمیت دارد) اهمیت کلیدی دارند.
در حالی که این تمایزها در بسیاری موارد مفید هستند، نبایستی آنها را برای ارائه یک گونه شناسی(۱۳۲) جامع به کار برد. دیگر دسته بندی های سرمایه اجتماعی می توانند برای تحلیل این حوزه مفیدتر باشند. برای مثال، اَدلر و کوون (۲۰۰۲، ص۱۸) بر اهمیت تمایز بین شبکه های اجتماعی بر پایه روابط بازار، شبکه هایی که بر پایه روابط سلسله مراتبی بوده و شبکه هایی که بر پایه روابط اجتماعی هستند، تاکید می کنند. تحلیل گران با فرض تنوع درگونه های شبکه های مختلف، کاربرد تحلیلی بالقوه دسته بندی های مختلف را بررسی کرده اند.

رویکردها به شبکه های اجتماعی

ورای این توافق درحالِ ظهور که «بستر سرمایه اجتماعی از شبکه های روابط اجتماعی تشکیل شده است»، اَدلر و کوون (۲۰۰۲، ص۲۳-۲۲) یادآوری می کنند که تعارض قابل توجهی در مورد جنبه های خاصی از شبکه های اجتماعی که بایستی به عنوان سرمایه اجتماعی در نظر گرفته شوند، وجود دارد. مطالعات شبکه های اجتماعیِ سرمایه اجتماعی به دو جبهه تقسیم شده اند: مطالعاتی که تنها بر ساختار رسمی این پیوند ها، که شبکه را شکل می دهد، تاکید دارند، و مطالعاتی که برآوردی از محتوا یا کیفیت این پیوند ها را نیز دربر می گیرند.
رویکرد ساختاری، توسط هواداران رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی هدایت می شود. سابقه تحلیل شبکه اجتماعی، به عنوان یک حوزه مجزا، به چندین دهه قبل بر می گردد. صاحب نظران این حوزه، شماری از روش شناسی ها را برای مطالعه اثرات قدرتمند ناشی از الگو یا ساختار روابط درون یک شبکه توسعه داده اند. سیلبرت و همکاران(۱۳۳) (۲۰۰۱) بازبینی مفیدی از برخی از رویکردهای عمده این حوزه ارائه داده اند: نظریه پیوند ضعیف(۱۳۴) (گرانووتر(۱۳۵) ۱۹۷۳)، نظریه حفره ساختاری(۱۳۶) (برت(۱۳۷) ۱۹۹۲)، و نظریه منابع اجتماعی(۱۳۸) (همان طور که توسط اثر نان لین(۱۳۹) نمونه سازی شد). با وجود این که این رویکردها، در ارزشیابی شان از این که کدام الگوهای روابط برای کدام یک از نتایج بیشترین فایده را دارد متفاوت اند، با این حال همگی نشانگر آن هستند که این الگو یا ساختار روابط است که تعیین کننده تولید شدن (یا نشدن) بازده های کلیدی است.
با وجود این، در حالی که الگوی ساختاریِ روابط درون شبکه های اجتماعی می تواند اثرات مهمی از خودش و در خودش تولید کند، تضمینی وجود ندارد که محتوای این روابط بر ارزیابی ها تاثیر نگذارد. اَدلر و کوون (۲۰۰۲) بیان می دارند که مطالعات متعددی تصریح کرده اند که برای مثال روابط کاری یک مدیر، بسته به این که متاثر از هنجارهای دوستی باشد و یا این که صرفاً جنبه سودگرایانه داشته باشد، تاثیرات متفاوتی بر نحوه ترفیع کارمندان توسط مدیر خواهد داشت. برای بسیاری افراد، هنجارها و برداشت های موجود در روابط شبکه ای، به اندازه یک عنصر از آن چه که سرمایه اجتماعی را یک دارایی می سازد، همانند الگوی روابط درون یک شبکه، بنیادی هستند. برای مثال، شمول این گونه هنجارها با تعریف OECD از سرمایه اجتماعی، که در بالا ذکر شد، مطابقت دارد. در حقیقت، (OECD ۲۰۰۱) معتقد است که هنجارهای اعتماد، هم بخشی از سرمایه اجتماعی (جزیی از شبکه های اجتماعی) و هم نتیجه سرمایه اجتماعی هستند.
متاسفانه، تمایل برای جای دادن هنجارها، به ویژه هنجارهای اعتماد و بده بستان، درون مفهوم سرمایه اجتماعی به بحث و اختلاف نظر زیادی در ادبیات سرمایه اجتماعی منجر شده است. از منظر سنجش، تلاش برای ارزشیابیِ محتوی یا کیفیتِ روابط درون یک شبکه اجتماعی، نسبت به بررسی الگو یا ساختار آن روابط، وظیفه ا ی بسیار دشوار است. از آن گذشته، محاسبه هنجارها و برداشت ها به عنوان شاخص های سرمایه اجتماعی، در نبودِ هرگونه ارتباط شناخته شده با شبکه های خاص خودش، عمیقاً مشکل ساز است، و این مساله در این ادبیات بیش از حد تکراری است. ما باید به طور خاص در پی استفاده از سنجش های اعتماد اجتماعی فراگیر(۱۴۰) به عنوان شاخص های سرمایه اجتماعی باشیم. این که آیا اعتماد اجتماعی فراگیر، بازده سرمایه اجتماعی محسوب می شود یا نه، یک سوال تجربی است که بایستی به شکل قانع کننده ای بدان پاسخ داده شود. در پایان، ما بایستی با احتیاط بررسی کنیم که آیا هنجارها و برداشت ها را بایستی صرفاً به عنوان عوامل تعیین کننده و/ یا نتایج بالقوه سرمایه اجتماعی در نظر گرفت یا این که با ساختار روابط درونِ شبکه ای که آنها سرمایه اجتماعی را شکل داده اند، همراه دانست.
نهایتاً مشکلی که اَدلر و کوون (۲۰۰۲، ص۲۶) آن را «توانایی» یا توانمندی ها و منابع اعضاء مختلف این شبکه می نامند، در مفاهیم سرمایه اجتماعی جای نامعلومی دارد. یک رویکرد دقیق (یعنی پورتس ۱۹۹۸) در این مورد اظهار داشت که این توانمندی ها یا منابع، مکمل سرمایه اجتماعی هستند، در حالی که یک رویکرد گسترده تر، این منابع را به عنوان بخشی از خود سرمایه اجتماعی می داند (همان طور که توسط بوردیو ۱۹۸۶ پیشنهاد شد). حامیان این دیدگاه گسترده تر، معتقدند که مفهوم سرمایه اجتماعی، که یک دارایی انباشته محسوب می شود، در صورت نامعلوم بودنِ میزان ارزشمندیِ پیوند های مختلف، بی معنی است. اگر شما به مشاوره پزشکی نیاز دارید، در صورتی که با کسی که اطلاعات پزشکی مورد نیاز شما را دارد ارتباط داشته باشید، شما یک «دارایی سرمایه اجتماعی»(۱۴۱) قابل حصول دارید. در طرف دیگر، برخی ممکن است این بحث را مطرح کنند که گنجاندن این منابع به عنوان بخشی از خود سرمایه اجتماعی، می تواند این مفهوم را آن قدر وسیع سازد که تحلیل و ارزیابی آن غیرممکن شود.

اهمیت این حوزه

ممکن است پاره ای از مفاهیم سرمایه اجتماعی به خاطر فقدان سابقه تاریخی که به ناکامی در ارزشیابی حوزه هایی که شبکه های ویژه در آنها مستقر شده اند می انجامد، زیر سوال قرار گیرند. این در حالی است که بستر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نهادی گسترده تر می تواند در شکل گیری پیکره و قابلیت های شبکه های اجتماعی متعدد، نقش بنیادی بازی کند. برای مثال، فولی و ادواردز(۱۴۲) (۱۹۹۹، ص۱۵۴)، اشاره دارند که اَشکال مختلف زیرساخت های اجتماعی، همانند فعالیت بنگاه معاملاتِ ملکی محله، گزارش توسط روزنامه منطقه ، یا یک برنامه پاسبانی می توانند تاثیری سازنده یا مخرب بر سرمایه اجتماعی یک محله داشته باشند. وینسترا(۱۴۳) (۲۰۰۱، ص۷۷) اظهار می دارد که آن دسته از عدم توازن در قدرت که با عمیق ترین ساختارهای جامعه (همانند روابط جنسیتی و یا طبقه ای) همبستگی دارند و همچنین هنجارهای همراه با آنها، مکرراً و به شکل ناخودآگاه توسط بازیگران در تعاملاتشان رعایت می شوند. اینها هنوز هم بر گونه های سرمایه اجتماعی ای که بازیگران بر روی شان سرمایه گذاری می کنند یا دعوت به سرمایه گذاری می شوند، نفوذ موثری دارند. محتملاً سرمایه اجتماعی به خاطر وجود الگوهای روابط قدرت در محیط گسترده تر، به شکل منصفانه یا مساوی توزیع نمی شود، و ارزش استفاده آن نیز متغیر است. برای مثال، می توان تفاوت های موجود در منابع و کاربردهای بالقوه سرمایه اجتماعی برای زنان در دهه ۱۹۵۰ در کانادا را برای زنان امروزی کانادایی نیز در نظر گرفت. اگر چه، ممکن است که این یک مشاهده بدیهی به نظر برسد، ولی بسیاری از رویکردها به مطالعه سرمایه اجتماعی، در پذیرش این که نبایست توقع داشت که الگوها و اَشکال رایج سرمایه اجتماعی در یک موقعیت مشخص را همیشه و همه جا مشاهده کرد، ناکام بوده اند.

فصل ۳: مفهومی سازی سرمایه اجتماعی در بین جوانان: به سوی یک نظریه جدید(۱۴۴)

نیکول جی. شافر- مک دانیل(۱۴۵)

مترجم: محمد مهدی شجاعی باغینی

مقدمه

مفهوم سرمایه اجتماعی در چند دهه گذشته بیش از پیش مورد توجه و بررسی قرار گرفته است (بوردیو ۱۹۷۷؛ کلمن ۱۹۸۷، ۱۹۸۸؛ فولی، مک کارتی و چاوز(۱۴۶) ۲۰۰۱؛ گیتل و تامپسون(۱۴۷) ۲۰۰۱؛ جیمز، شولز، وان الفن(۱۴۸) ۲۰۰۱، پاتنام ۱۹۹۳، ۲۰۰۰؛ سامپسون(۱۴۹) ۲۰۰۱؛ وارن، تامپسون، و سائگرت(۱۵۰) ۲۰۰۱). با این وجود، در این ادبیات، به خاطر استفاده های متفاوت صاحب نظران مختلف از این اصطلاح، آشفتگی مفهومی قابل توجهی به وجود آمده است. از این رو، این اثر یک ترکیب انتقادی از اصطلاح «سرمایه اجتماعی» به همان شکل که توسط پدران نظری اش (پی یر بوردیو، جیمز کلمن، و رابرت پاتنام) تعریف شده را ارائه می دهد. دلیل تمرکز بر روی بررسی نظریه سرمایه اجتماعی در بین جوانان این است که این بحث تاکنون، در مقایسه با سرمایه اجتماعی بزرگسالان، کمتر مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. در پایان این مقاله، توجه ویژه ای بر اهمیت و منافع سرمایه گذاری در سرمایه اجتماعی جوانان و کودکان لحاظ شده است.

پی یر بوردیو: سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی

برخلاف تعریف اولیه پی یر بوردیو، جامعه شناس فرانسوی، از سرمایه اجتماعی، نظریه وی (منتشره به زبان فرانسوی) در حوزه تاریخی غالباً نادیده گرفته می شود (مارو(۱۵۱) ۲۰۰۱، پورتس ۱۹۹۸). بر طبق نظریه بوردیو (۱۹۸۴)، سرمایه اجتماعی از دو بُعد تشکیل شده است: ۱- شبکه ها و ارتباطات/ روابط اجتماعی و ۲- جامعه پذیری. بوردیو مشخصاً توضیح می دهد که افراد نبایستی فقط به رابطه داشتن با دیگران اکتفا کرده، بلکه بایستی بدانند این شبکه ها چگونه عمل می کنند و چگونه می توان این روابط را در طول زمان حفظ کرد و از آنها بهره گرفت. بوردیو به طور مشخص تاکید می کند که ابتدا بایستی شبکه های اجتماعی را ایجاد و سپس با مهارت کامل آنها را حفظ نمود تا بتوان از منابعشان بهره برداری کرد.
بوردیو (۱۹۷۷) سپس مفهوم «سرمایه فرهنگی» را شرح می دهد. او این اصطلاح را برای اشاره به اطلاعات یا دانش درباره باورها و سنت های فرهنگی و معیارهای رفتاری خاصی که موفقیت و کامیابی در زندگی را ارتقا می دهند، به کار می برد. سرمایه فرهنگی در خانواده، با صَرفِ منابع اقتصادی برای موارد مشخص و ارزشمند فرهنگی همانند کتاب، بلیط تئاتر یا موزه ها و دیگر صنایع فرهنگی ویژه از والدین به فرزندان منتقل می شود. این مفهوم به طور ویژه با شناخت و آشنایی با زبان و فرهنگ مسلط در جامعه همراهی دارد. درحالی که بوردیو مبنا را بر این قرار داده که سرمایه فرهنگی برای دانشجویان طبقات بالای اجتماعی بیشترین سودمندی را دارد، ولی مقدمتاً به شناخت چگونگی بهره مندی افراد از این دو گونه سرمایه و همچنین، این که آنها چگونه برای بازتولید نابرابری های اجتماعی با هم کار می کنند، می پردازد.

جیمز کلمن: سرمایه اجتماعی در خانواده ها و مدارس

سیستم خانوادگی مبنای تعریف جیمز کلمن، جامعه شناس آمریکایی، از سرمایه اجتماعی است. از نظر او سیستم های خانوادگی از: الف) سرمایه مالی (منابع مالی برای هزینه های خانواده و پرورش کودک)؛ ب) سرمایه انسانی (تحصیلات و مهارت های اقتصادی والدین)، و ج) سرمایه اجتماعی ساخته شده اند (کلمن ۱۹۸۸، a۱۹۹۰). در حالی که دو مفهوم اول به توانایی های شناختی و مالی والدین اشاره دارند، مفهوم سوم دقیقاً به ابعاد اجتماعی تر و بینِ فردی زندگی خانوادگی اشاره دارد. کلمن (۱۹۸۸) با عطف به تعریف قبلیِ بوردیو، دو جزء جدا از هم سرمایه اجتماعی را شناسایی کرده است: سرمایه اجتماعی ۱- به عنوان یک ساخت رابطه ای، و ۲- به عنوان فراهم کننده منابع برای دیگران از طریق رابطه با افراد. سرمایه اجتماعی مشخصاً با کارکردش تعریف می شود (کلمن، a ۱۹۹۰) و به «یک دارایی که فرد یا افراد می توانند به عنوان یک منبع از آن استفاده کنند» اشاره دارد. «سرمایه اجتماعی، هرگونه رابطه اجتماعی است که منبعی برای فرد محسوب شود» (کلمن، b ۱۹۹۰، ص ۳۵). از این گذشته، کلمن (۱۹۸۸) منافع متعدد سرمایه اجتماعی، شامل انتظارات و تعهدات اعتماد و بده بستان و تثبیت هنجارها و ارزش ها در روابط را مورد تاکید قرار می دهد.
علاوه بر این، این تعریف به ارتباطاتِ بین اعضاء خانواده توجه می کند. از آنجایی که این مهارت های ارتباطی، مطابق با نظرکلمن (b۱۹۹۰)، قواعد و هنجارهای مبنایی را شکل داده و به این ترتیب تعهدات و مسئولیت پذیری فردی را در بین اعضا خانواده تحکیم می کنند، در ساختارِ خانواده اهمیت دارند. کلمن همچنین مشاهده کرد که سرمایه اجتماعی در شبکه های اجتماعی به هم پیوسته، نیز بسیار قوی است. گرچه ممکن است به نظر آید این مفهوم دارای ماهیتی ثابت است، ولی باید توجه داشت که کلمن سرمایه اجتماعی را به شکل یک ساخت نسبتاً ناپایدار تعریف کرده (فورستنبرگ و هیوز(۱۵۲) ۱۹۹۵) که می تواند در طول زمان و در واکنش به وضعیت های متفاوت تغییر کند.
کلمن (b ۱۹۹۰)، بر خلاف تمرکز اولیه اش بر سرمایه اجتماعی در خانواده، خاطرنشان می کند که سرمایه اجتماعی در محیط مدارس نیز اهمیت فزاینده ای دارد. مشخصاً، کلمن شش گونه اصلی از روابط بین افراد در محیط مدارس را ذکر می کند: روابط بین دانش آموزان، بین معلمان، بین والدین، بین معلمان و دانش آموزان، بین معلمان و والدین، و بین دانش آموزان و والدین (کلمن، b۱۹۹۰). در حالی که این روابط برای صاحب نظران علاقمند به مطالعه روابط اجتماعی در محیط مدرسه شناخته شده هستند، باید توجه داشت که این روابط (همانند همه روابط، به طور کل) ماهیتی دو سویه دارند. به این معنی که برای درک کامل و ارزشیابی سرمایه اجتماعی در محیط مدرسه، بایستی همه روابط و تعاملات بین والدین، معلمان و دانش آموزان را بررسی کرد.
کلمن سپس به این باور رسید که افزایش سرمایه اجتماعی در مدرسه (از طریق تقویت روابط اجتماعی بین والدین، معلمان و دانش آموزان) به افزایش دستاورد های تحصیلی دانش آموزان می انجامد (کلمن، b ۱۹۹۰). علاوه بر این، او خاطرنشان می سازد که اهمیت مشارکت والدین در مدرسه در افزایش خودآگاهی (۱۵۳) و به دنبال آن تحکیم روابط با معلمان، دانش آموزان و دیگر والدین می باشد. بنابراین افزایش مشارکت والدین، همان طور که در مدرسه ای در شیکاگو که والدین فعالیت های فوق برنامه را هدایت می کنند دیده شد (کلمن، b ۱۹۹۰)، به افزایش سرمایه اجتماعی و به دنبال آن نه تنها به تقویت روابط موجود، بلکه به تحکیم روابط جدید نیز منجر شد، این در حالی بود که دستاوردهای تحصیلی دانش آموزان نیز افزایش یافت.
به طور خلاصه، مطابق با نظر کلمن، سرمایه اجتماعی به شکل مفهومی تعریف شده است که می توان آن را برای محیط های مختلف و جمعیت های متفاوت به کار برد. به هر حال در هر محیطی، روابط را بایستی در قالب ماهیت دو سویه شان درک کرد. بنابراین افزایش سرمایه اجتماعی می تواند نتایج سودمندی همچون ارتباطات بهتر و موفقیت های تحصیلی گسترده تر، دربر داشته باشد.

رابرت پاتنام: سرمایه اجتماعی در جوامع

در حالی که کلمن بر اهمیت سیستم های خانوادگی و مدارس به عنوان مناسب ترین محیط ها برای بررسی سرمایه اجتماعی تاکید می کند (و بنابراین همانند بوردیو یک تصویر فردگراتر از این ساخت ارائه می دهد)، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، رابرت پاتنام، این تعریف را تا دربرگرفتن جوامع و اجتماعات به طور کل، به کار می برد. به همین دلیل، تفسیر او از سرمایه اجتماعی غالبا به یک «دارایی جمعی»(۱۵۴) و یک «کالای عمومی»(۱۵۵) (وارن، تامپسون، سائگرت، ۲۰۰۱، ص۱) برای محلات و اجتماعات اشاره دارد. پاتنام (۲۰۰۰) بین سرمایه فیزیکی (اشیاء فیزیکی)، سرمایه انسانی (خصوصیات فردی)، و سرمایه اجتماعی تمایز قائل می شود. در نظریه او و همانند دو نظریه ای که پیشتر بحث شد، سرمایه اجتماعی به شبکه های اجتماعی و روابط میان افراد اشاره دارد. کلمن مفاهیم بده بستان و قابل اعتماد بودن(۱۵۶) را معرفی می کند که اجزای اصلی نظریه پاتنام را تشکیل می دهند. بر طبق نظریات پاتنام، مفاهیم اعتماد و بده بستان از روابط شبکه ای اجتماعی مان برمی خیزند و به این ترتیب «امتیاز مدنی بودن»(۱۵۷) (پاتنام، ۲۰۰۰، ص۱۹) یا یک اجتماع سرشار از اعتماد را تولید می کنند که ساکنان آن نه فقط همدیگر را می شناسند بلکه به شکل فعالی در زندگی همدیگر نقش داشته و روابطی مفید و مملو از اعتماد (به عنوان مثال مواظبت از بچه های همسایه) را برقرار کرده اند. همچنین باید توجه داشت که برای داشتن اجتماعی قوی و دارای سرمایه اجتماعی بالا، مفاهیم اعتماد و بده بستان و همچنین تعهدات ناشی از آنها، در بین ساکنین بایستی دوسویه باشد.
پاتنام، همانند کلمن، اشاره دارد که اجتماعات بسته یا همگرا(۱۵۸)، سرمایه اجتماعی گسترده تری دارند. اگر چه، برخلاف درک بوردیو از سرمایه اجتماعی (و تا حدی نیز برخلاف درک کلمن) به عنوان یک کالای خصوصی (افزایش سرمایه اجتماعی، برای افراد نتایج سودمندی، همانند موفقیت تحصیلی را تسهیل می کند)، نظریه پاتنام، سرمایه اجتماعی را صرفاً به عنوان یک کالای عمومی (سرمایه اجتماعی بالا نتایج سودمندی همانند کاهش جرم یا افزایش مشارکت سیاسی را برای اجتماع تسهیل می کند) تعریف می کند.
بخاطر تمرکز پاتنام بر اجتماعات و خود جامعه، چار چوب نظری او توجه بسیاری از محققان عرصه توسعه اجتماع را به خود جلب کرده و از این رو به نظریه برتر سرمایه اجتماعی تبدیل شده است. اجتماع پژوهان نیز همانند پاتنام، نهایتاً سه سطح از سرمایه اجتماعی ارائه داده اند: پیوندی(۱۵۹)، پل زننده(۱۶۰) و هم افزایی(۱۶۱) (پاتنام ۲۰۰۰؛ وارن، تامپسون و سائگرت ۲۰۰۱). سرمایه اجتماعی پیوندی، گونه ای داخلی ولی انحصاری از سرمایه اجتماعی درون اجتماعات است. این نوع سرمایه اجتماعی، داخلی است زیرا فقط شامل افراد سازمانهای خاصی (مثل سازمان ملی زنان)(۱۶۲) می شود و بنابراین از آن جا که با دیگر سازمانها پیوستگی ندارند، انحصاری است. از طرف دیگر، سرمایه اجتماعی پل زننده به فعالیت های فراگیری اشاره دارد که افراد متعددی با خاستگاه های متفاوت را دربر می گیرد که به یک دلیل مشترک (مثل جنبش حقوق مدنی) کار می کنند. هم افزایی وقتی به وجود می آید که دولت ها با شبکه ها و سازمانهای اجتماع برای دستیابی به یک هدف مشترک همکاری کنند.

نیاز به یک ترکیب انتقادی

بوردیو، کلمن و پاتنام، ادبیات شان را با چهار چوب های عمیق نظری سرمایه اجتماعی ارائه کرده اند. بوردیو این ساخت را به عنوان دارایی های فرهنگی و اجتماعی تعریف می کند که دسترسی بهتری به منابع را برای بازیگر فراهم می کند. کلمن به آن به عنوان یک بُعد از ساختار اجتماعی نگاه می کند که درون و بیرون خانواده به وجود آمده و برای حفاظت از سرمایه انسانی عمل می کند. نهایتاً، پاتنام به جای پذیرش دیدگاه کلمن مبنی بر اینکه سرمایه اجتماعی فردی در [تولید] کالای عمومی نقش دارد، به سرمایه اجتماعی صرفاً به شکل یک دارایی اجتماع که به دستیابی به یک جامعه دموکراتیک کمک می کند، می نگرد.
در حالی که هر سه این نظریات بر پایه همدیگر بنا شده اند، برخی محدودیت های قابل توجه وجود دارد که باید بررسی شوند. اول، تفسیر کلمن از سرمایه اجتماعی بر آزمون کمیت روابط بین افراد، و نه کیفیت آنها، تمرکز دارد (پارسل و مناگان(۱۶۳)، ۱۹۹۳). با وجودی که صَرف وقت با کودکان برای رشدشان لازم است، چگونگی صَرف زمان و این که چه نوعی از فعالیت ها انجام شود، از صِرف مدت زمان گذرانده شده با کودک مهم تر است. دوم این که، برخلاف این واقعیت که پژوهش قبلی تفاوت هایی را در بین شبکه های اجتماعی پسران و دختران یافته اند (برای مرور، به گیفورد- اسمیت و برونل(۱۶۴) ۲۰۰۳ نگاه کنید)، هیچ یک از این نظریه پردازان به مسئله مهم که افراد با جنسیت ها، قومیت ها و فرهنگ های مختلف، سرمایه اجتماعی را چگونه دیده و تجربه می کنند، نپرداخته اند (مارو، a ۱۹۹۹، ۲۰۰۱). از این گذشته، تحقیق بر سرمایه اجتماعی از ابتدا بر روی اجتماعات فقیر نیز تمرکز کرده، در حالی که نقش سرمایه اجتماعی در اجتماعات ثروتمند مورد غفلت قرار گرفته است. پژوهش های اخیر بایستی به این مسائل پاسخ دهد و تا کنون هیچ نظریه ای این عوامل را بررسی نکرده است.

سرمایه اجتماعی در کودکان و جوانان

در حالی که مطالعه سرمایه اجتماعی هنوز در مراحل اولیه خود قرار دارد، قابل توجه است که اکثریت قریب به اتفاق پژوهش ها بر روی جمعیت بزرگسال تمرکز کرده اند. تا به امروز، فقط تعداد معدودی از مطالعات، نقش سرمایه اجتماعی بین جوانان را بررسی کرده و دیگر مطالعات عموماً بر بزرگسالان تمرکز کرده اند. جدول (۱) که برای تحقیق بر بزرگسالان و جوانان پیشنهاد شده، تنوع گسترده ابعاد سرمایه اجتماعی را نشان می دهد.
در مطالعات مربوط به جوانان، مشکلات مضاعفی در مورد ارزشیابی و تعریف سرمایه اجتماعی وجود دارد. اول، محققین نوعاً از پرداختن به نظرات جوانان درباره روابط و محیط شان غفلت کرده و به جای آن صرفاً به جمع آوری این اطلاعات از والدین و/ یا معلمان پرداخته اند (گودارد(۱۶۵)، ۲۰۰۳، مارجوری بانکس(۱۶۶) ۱۹۹۸، پارسل و مناگان(۱۶۷) ۱۹۹۳). دورسی و فورهند(۱۶۸) (۲۰۰۳) صرفاً با جمع آوری گزارشات از مادران، رابطه بین سرمایه اجتماعی و سازگاری روان شناختی کودکان را بررسی کردند. آنها روش شان را با اظهار این مطلب توجیه کردند که «در ادبیات سرمایه اجتماعی، برای سنجش سرمایه اجتماعی، استفاده از اظهارات بزرگسالان، به طور سنتی معمول بوده است» (۱۴). این فرض که والدین یا معلمان می توانند برای پژوهشگر، مشاهدات صحیحی از شبکه های اجتماعی کودک یا دانش آموز، و مشاهدات محیطی اش را ارائه کنند قطعاً یک خطای روش شناختی و نظری است.
دوم این که، تعاریف متعدد و ناقص و به دنبال آن سنجش های ناقص سرمایه اجتماعی نشان می دهند که به شکل گسترده ای جزء اصلی این ساخت یعنی روابط و تعاملات اجتماعی نادیده گرفته شده است (بوخل و دونکان(۱۶۹) ۱۹۹۸؛ پارسل و دوفور(۱۷۰) ۲۰۰۱؛ پارسل و مناگان ۱۹۹۳؛ پترسون(۱۷۱) ۲۰۰۲؛ اسمیت، بولیو، و ایزرایل(۱۷۲) ۱۹۹۲؛ سوتهرلند، لی، و تراپ دوکس(۱۷۳) ۱۹۸۹). برای مثال، مارجوری بانکس (۱۹۹۸)، سرمایه اجتماعی را در بین جوانان استرالیایی بررسی کرد و سرمایه اجتماعی کودکان را از منظر آرزوهای والدین برای بچه هایشان، و جهت دهی های فردگرایانه و حضور والدین، توانمندی های ذهنی و دستاورد تحصیلی شان تعریف کرد. او در تعریفش از سرمایه اجتماعی در کودکی، تعامل اجتماعی را جای نمی دهد. در حالی که تعاملات اجتماعی را در تعریفش از سرمایه اجتماعی بزرگسالان جای داده، فقط تعاملات نوجوانان با بزرگسالان را، نه تعاملات اجتماعی نوجوانان را با یکدیگر را، به عنوان بخشی از سرمایه اجتماعی در نظر گرفته است. این غیرعادی است که هیچ یک از این تحقیقات که مدعی بررسی نقش سرمایه اجتماعی هستند، از تعریفی که سنگ بنای نظریه سرمایه اجتماعی محسوب می شود، استفاده نکرده اند.
برخلاف مشکلات متعدد موجود در زمینه تحقیق درباره سرمایه اجتماعی بین جوانان، همه این تحقیقات دچار نارسایی در تعریف نیستند. مطالعات معدودی نه تنها به شکل مناسبی این مفهوم را تعریف کرده، بلکه همچنین تلاش کرده اند داده ها را مستقیما از گروه هدف گردآوری کنند (کرونینگر و لی(۱۷۴) ۲۰۰۱، فورستنبرگ و هیوز(۱۷۵) ۱۹۹۵). این در حالی است که برای مثال، کرونینگر و لی (۲۰۰۱)، فقط یک بُعد کوچک از سرمایه اجتماعی، به نام رابطه بین دانش آموز و معلم، را بررسی کردند. همان طور که کلمن (b۱۹۹۰) نشان داده، شبکه های اجتماعی کودکان در مدرسه شامل روابطی بیش از آن می شود که این صاحب نظران بررسی کرده اند.

جدول ۱: ابعاد متعدد سرمایه اجتماعی برای بزرگسالان، جوانان و کودکان



1.Social leverage
2. Social integration
3. cohesion

فورستنبرگ و هیوز (۱۹۹۵) تاثیر خانواده بر سرمایه اجتماعی بر جوانانِ در معرض خطر در بالتیمور را بررسی نموده اند، ولی ابتدا تعاملات درون خانواده را بررسی کردند. تا به امروز، فقط بررسی های انجام شده توسط ویرجینیا مارو(۱۷۶) (۲۰۰۲، ۲۰۰۱، b ۱۹۹۹، a ۱۹۹۹) و خاویر دو سوزا بریگز(۱۷۷) (۱۹۹۸) نظرات جوانان و برداشت شان از زندگی، روابط، و محیط شان را در چهار چوب نظری سرمایه اجتماعی به کار گرفته اند. با این وجود، مطالعه مارو از بررسی نقش خانواده غفلت کرده است.

چار چوب نظری سرمایه اجتماعی بین جوانان

از آنجایی که نظریه پردازانی مانند رابرت پاتنام، در هنگام تعریف سرمایه اجتماعی، جوانان و کودکان را در نظر نگرفته اند، و به خاطر تعریف و سنجش ناقص شان در مورد جوانان (مارو ۲۰۰۱)، لازم است که نظریه ای مربوط به جوانان و کودکان ارائه شود. مشکل اصلی در پژوهش قبلی، ناکامی در ملاحظه دیدگاه مستقل جوانان و کودکان بود. همان طور که قبلاً بحث شد، داده ها غالبا از معلمان و/ یا والدین، به عنوان «نمایندگانِ» کودکان جمع آوری شده است (مارو ۲۰۰۲). تا وقتی که ما به سنجش عقاید و نظرات کودکان، نه از زبان خودشان بلکه از زبان دیگران بپردازیم، سنجش سرمایه اجتماعی ما هم اطلاعاتی درباره دیگران، و نه کودکان، دربر خواهد داشت. بنابراین یکی از اجزاء اصلی این نظریه این است که سرمایه اجتماعی را باید با صحبت با خود افرادِ جوان، نه والدین یا معلمان شان ارزشیابی کرد. گسترش احتمالی این نظریه می تواند شامل سنجش سرمایه اجتماعی بین جوانان و سپس همچنین مصاحبه با والدین و معلمان برای بررسی بده بستان در روابط باشد. این در حالی است که مساله مهم در این نظریه این است که عاملیّتِ(۱۷۸) جوانان بایستی مد نظر قرار گیرد.
ابعاد یک چهار چوب سرمایه اجتماعی در نمودار ۱، همراه با توضیحی برای هر جزء ارائه شده است.

۱- شبکه های اجتماعی و جامعه پذیری

جزء اول، یعنی شبکه های اجتماعی و جامعه پذیری، ابعاد اصلی نظریه سرمایه اجتماعی بوردیو هستند. تعریف بوردیو از جامعه پذیری ـ توانایی حفظ و استفاده از شبکه اجتماعی ـ مشابه فرضیه دو سوزا بریگز(۱۷۹) (۱۹۹۸) از «اهرم اجتماعی»(۱۸۰) (ایجاد مهارت پیشرفت) به عنوان بخشی از سرمایه اجتماعی است. مارو (۲۰۰۱) نیز به همین شکل به این اصرار دارد که «بازیگران بایستی شبکه هایشان را به عنوان منبعی در خدمت این شبکه ها برای ایجاد سرمایه اجتماعی در نظر بگیرند» (۵۹). جامعه پذیری، مسلماً در سرمایه اجتماعی کودکان نیز مفهومی اصلی است.

نمودار ۱: ابعاد سرمایه اجتماعی در بین جوانان



تاکید بر تحلیل روابط اجتماعی و نهایتا شبکه اجتماعی، از اواخر دهه ۱۹۷۰ توجه روزافزونی را به خود جلب کرده است. مقاله کلاسیک ولمن(۱۸۱) (۱۹۷۹) تاکید می کند که چگونه روابط دوستانه با دیگران در اجتماع ما می تواند به ما در مسایل روزمره کمک کند. تحلیل شبکه ای به عنوان یک «مدل قدرتمند از ساختار اجتماعی» یاد شده (اسکات(۱۸۲) ۱۹۸۸)، از این رو به دیگر حوزه های علوم اجتماعی شامل جامعه شناسی سیاسی، حمایت اجتماعی، نفوذ اجتماعی، و اپیدمیولوژی نیز کشیده شده است (گالا سکویکز و واسرمن(۱۸۳) ۱۹۹۳). مرور تاریخ تحلیل شبکه ای (تیدال و ولمن(۱۸۴) ۲۰۰۱) نشان می دهد که اجتماعات در حقیقت همان شبکه ها هستند و از این رو «سرمایه اجتماعی پدیده ای شبکه ای است» (همان، ص۲۷۶).
مطالعات قبلی در ادبیات روان شناسی توسعه ای(۱۸۵)، موید نیاز به بررسی طرز تلقی کودکان از شبکه ها و تعاملاتشان است. در حالی که شکل گیری دوستی در اوایل زندگی رخ می دهد (گورالینک و گروم ۱۹۸۸)، اما دوستی های پایدار نوعاً در سالهای بعد، در دوران دبستان، مشاهده می شوند. کایرنز و همکارانش(۱۸۶) (۱۹۹۵و ۱۹۸۸) دریافتند که کلاس چهارمی ها دارای شبکه های اجتماعی پایداری هستند و حتی کودکان پرخاشگر (که غالباً تصور می شود تنها و بدون دوست هستند) نیز اظهار داشتند از شبکه های اجتماعی پایداری بهره مند هستند. گذشته از این، «پیاده روی محله»(۱۸۷) اثر بریانت(۱۸۸) (۱۹۸۵) نشان می دهد که کودکان هفت ساله از حمایت ها و شبکه های اجتماعی فعالی برخوردار هستند که به راحتی به آنها تکیه کرده و از آنها استفاده می کنند. نتایج تعدادی از مطالعات نشان می دهد که جوانان، مشتاقِ بحث درباره میزان تعاملات اجتماعی و دوستی هایشان هستند (بریانت ۱۹۸۵؛ کایرنز و همکاران(۱۸۹) ۱۹۸۸، ۱۹۹۵؛ فیرینگ و لویس(۱۹۰) ۱۹۸۹؛ فورمن(۱۹۱) ۱۹۸۹). این یافته ها نشان می دهند که کودکان از سنین دبستان شبکه های اجتماعی فعالی دارند که می توانند در هر زمانی که نیاز باشد از آنها استفاده کنند.
هدف از این بُعد، درک تعاملات اجتماعی کودکان از دیدگاه خودشان است. با در نظر گرفتن درک کلمن از این روابط، بایستی از کودکان خواست تا تعاملاتشان را با همسالان، با والدین و دیگر اعضاء خانواده شان، معلمان، و دیگر افراد در اجتماع همانند همسایگان توصیف کنند. هدف، بررسی کامل شبکه اجتماعی یک فرد جوان است. مطالعه قبلی درباره روابط و شبکه های اجتماعی کودکان، روش های متعددی را برای این امر شامل معرفی گروه همسالان، رتبه بندی همسالان، و وضعیت سنجش اجتماعی(۱۹۲) ارائه کرد (برای مرور نگاه کنید به گیفورد اسمیت و برونل ۲۰۰۳). مضافاً، میزان جامعه پذیری نیز بایستی مورد بررسی قرار گیرد (یعنی آیا کودکان خردسال حمایتی را از اعضای شبکه اجتماعی دریافت می کنند؟ آنها با دیگران چقدر تعامل دارند؟). از این گذشته، قطعاً نه تنها کمیت تعاملاتشان (مثلا میزان زمانی که با دیگران سپری می کنند) بلکه کیفیت این تعاملات و رضایت شان از این موارد نیز بایستی بررسی شود.

۲- اعتماد و بده بستان

با در نظر گرفتن برداشت کلمن و پاتنام از سرمایه اجتماعی، سطوح دو سویه اعتماد و بده بستان در این نظریه سرمایه اجتماعی در بین جوانان نیز بایستی بررسی شود. برای بهره مندی از روابط با دیگران و استفاده از آنها به عنوان منابع، باید بتوان اطمینان کرد که اعضای شبکه برای ما اطلاعات صحیح و مفید و حمایتی واقعی را فراهم می کنند. به ویژه، کودکان نیازمند ایجاد روابطی مبتنی بر اعتماد با اعضاء خانواده، افراد محله، همسالان، و معلمان یا دیگر نقش های نمادین هستند. این بُعد به انصاف واقعی، قابل اعتماد بودنِ عمومی، و مفید بودن همانند کمک به دیگران بدون نفع مستقیم (مثلاً کمک به یک نفر برای رد شدن از خیابان) اشاره دارد.

۳- حس تعلق/ وابستگی به مکان

برخلاف اهمیت وابستگی به مکان یا حس تعلق در ادبیات روان شناسی محیطی(۱۹۳) (چاولا (۱۹۴)۱۹۹۲؛ لو و اَلتمن(۱۹۵) ۱۹۹۲؛ پروشانسکی، فابیان، و کامینف(۱۹۶) ۱۹۸۳)، این مفهوم در ادبیات سرمایه اجتماعی مورد توجه اندکی قرار گرفته است. پاتنام حس تعلق به یک اجتماع را در تعریفش گنجانده است (پاتنام ۱۹۹۳) اما از توضیح این مفهوم یا ذکر آن در نظریه فراگیرش غفلت می کند.
حس تعلق، همان طور که اینجا تعریف شد، به طور نزدیکی به مفهوم «حس تعلق روحی به اجتماع»(۱۹۷) که غالب اوقات در ادبیات روان شناسی اجتماع به کار می رود، مربوط است (سارازون(۱۹۸) ۱۹۷۴، مک میلان و کاویس(۱۹۹) ۱۹۸۶). در حالی که حس «تعلق داشتن» به یک حس فردی تعلق نمادین به یک محیط مشخص اشاره دارد، حس روانی به اجتماع به میزانی که افراد احساس می کنند که بخشی از یک اجتماع همگرا هستند، اشاره دارد. به طور مشخص تر، دو مورد با حس تعلق همپوشانی دارند: عضویت (حس بخشی از یک گروه یا محیط بودن، حس مشابهت با کسی که به محیط شان تعلق دارد) و نفوذ(۲۰۰) (اهمیت فرد در گروه؛ انسجام؛ گروه فقط با افراد کامل می شود) (مک میلان و کاویس ۱۹۸۶). حس تعلق همچنین با سرمایه گذاری یا تعلق نمادین تری به مکان، به ویژه حس در شمار آورده شدن و ریشه داشتن(۲۰۱) همراه است (پرو شانسکی، فابیان، و کامینف(۲۰۲) ۱۹۸۳).
تعلق مکانی یا حس تعلق به یک مکان همانند یک اجتماع بر رشد کودک تاثیر می گذارد و این به کودک کمک می کند تا هویتش را شکل دهد (اسپنسر و ولی ۱۹۹۸). درر(۲۰۳) (۲۰۰۲) در تحقیقش دریافت که کودکان در سنین میانی کودکی (۹ تا ۱۱ ساله) اظهار می دارند که مهم است که «حس کنند در خانه هستند» (۱۲۷). علاوه بر این، صاحب نظران، موفقیت در تحصیل را به حسِ تعلق داشتن به مدرسه نسبت می دهند (ادواردز و مولیس(۲۰۴) ۲۰۰۱) و توضیح می دهند که رفتارهای خشن در مدارسی که کودکان به آنجا احساس تعلق نمی کنند، رایج تر است.
بنابراین، تعریف سرمایه اجتماعی بین جوانان بر پایه وابستگی به مکان یا حس تعلق نیز عملی به نظر می رسد. صاحب نظران قبلی مانند نارایان و کاسیدی (۲۰۰۱) و مارو (۲۰۰۲) سرمایه اجتماعی را از نظر حس تعلق توضیح داده بودند، ولی این عنصر در نظریه مستقل و خاص خود ارائه نشده است. فرض اصلی این است که وقتی جوانان احساس می کنند که به یک مدرسه و/ یا محله تعلق دارند و یک وابستگی نمادین به آن مکان پیدا می کنند، تمایل بیشتری دارند که با همسالان خود در آن جا دوست شده و تعامل داشته باشند.
در حالی که این نظریه سه جزء جداگانه دارد: شبکه های اجتماعی/ جامعه پذیری، اعتماد و بده بستان، و حس تعلق/ وابستگی به مکان. بایستی وابستگی دو سویه این سه مفهوم را مدنظر داشته باشیم، برای مثال مفاهیم اعتماد و بده بستان به شکل گسترده ای با جامعه پذیری همپوشانی دارند زیرا بسیاری از رویداد های اجتماعی روزمره ما از طریق تعاملات مبتنی بر اعتماد و بده بستان امکان پذیر می شوند. مضافاً، تعاملات ما همچنین ازحس تعلق ما به یک محیط معین تاثیر می پذیرند ــ در محیط هایی که حس «خنه» را داریم ممکن است خوشحالتر یا راحت تر بوده و به دنبال آن تعاملات سازنده تری داشته باشیم.

نظرات کاربران درباره کتاب مبانی مفهومی سرمایه اجتماعی