فیدیبو نماینده قانونی مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خلیج فارس

کتاب خلیج فارس
مجموعه مقالات نخستین همایش طرح تدوین دانشنامۀ خلیج‌فارس

نسخه الکترونیک کتاب خلیج فارس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب خلیج فارس

خلیج فارس؛ یکی از مناطق مهم و حیاتی کشورمان محسوب می‌شود که از جنبه‌های گوناگون دارای اهمیت فراوان می‌باشد. در درازای تاریخ، آن زمان که مرزهای جغرافیایی کشورمان، آنسوتر بوده‌اند، این پهنۀ آبی، دریای داخلی ایران محسوب می‌شده و بر تمامی ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران، منطقه و جهان اثربخش بوده است. این اثربخشی و تأثیرگذاری تا روزگار ما نیز تداوم دارد. بسیاری از دانشمندان، این منطقه جغرافیایی را یکی از کانون‌های تمدن‌ساز و فرهنگ آفرین می‌شناسند. کاوش‌های باستا‌ن‌شناسی و پژوهش‌های تاریخی نیز مؤید این نظرات است. اهمیت جغرافیای سرزمینی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، حمل و نقل و بالأخره تمدنی و فرهنگی خلیج فارس موجب شده است که این منطقه، همواره کانون توجه جهانیان باشد و هر روز نیز بر اهمیت آن افزوده شود. تغییرات سیاسی در منطقه و جهان در تاریخ معاصر نیز نه تنها از اهمیت آن نکاسته، بلکه به‌ویژه در دهه‌های اخیر بر اهمیت آن افزوده است. مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، بر اساس وظیفه ذاتی خود در زمینۀ پژوهش‌های اسلامی و ایرانی و به منظور شناسایی علمی منطقه خلیج فارس و شناختن و شناساندن آن به مجامع علمی داخلی و خارجی، از چند سال پیش، طرح تدوین دانشنامه خلیج فارس را در دستور کار خود قرار داد.

ادامه...
  • ناشر مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 4.73 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۵۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب خلیج فارس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



خوشامدگویی

سید محمدکاظم موسوی بجنوردی(۵)

نخست وظیفه خود می دانم که از همه حضار عزیز، از خواهران و برادران که قدم رنجه فرمودند و در این همایش ملی شرکت کرده اند، سپاسگزاری نمایم. این همایش و ترکیبی که در آن شرکت کرده اند، نشان دهنده ملی بودن آن است. از همه طیفهای فکری، اندیشمندان، سیاستمداران، اساتید محترم، همه در آن بدون ریا شرکت کرده اند؛ چرا که صحبت، صحبت ایران است. صحبت مسائل ملی، هیچ خط و خطوطی را نمی پذیرد. در اینجاست که همه ایرانیها یکی می شوند و با یک صدا صحبت می کنند. خلیج فارس و حوزه خلیج فارس که ما امروز مشغول نوشتن دانشنامه ای درباره این خطه هستیم در ۸ مجلد، بخش زیادی از فرهنگ و تاریخ ما در آن سامان شکل گرفته و نشات یافته است. پیوند عاطفی و احساسی ما با خلیج فارس ناگسستنی است؛ به ویژه اینکه خلیج فارس شش های تنفسی ما ایرانیان است. از این روی؛ دستیابی به توسعه، بدون خلیج فارس امکان ندارد و ایران مقتدر می تواند امنیت خلیج فارس را حفظ بکند و نه بیگانگان. همسایگان جنوبی ما بدانند که ما خواهان دوستی، خواهان همکاریهای اقتصادی ـ فرهنگی هستیم و آنها در دامان ما عزیز هستند و بدانند که منافع آنها در این است که ایران مقتدر وجود داشته باشد تا امنیت ما و امنیت همه این خطه را حفظ بکند. چرا که منافع ما، منافع مشترک است. از سوی دیگر اینکه مرکز دائرهالمعارف به مساله خلیج فارس اهمیت می دهد و برای آن دانشنامه می نویسد و کارهایی از این قبیل انجام می دهد، دلیلش این است که ما معتقدیم، وطن خواهی یکی از مبانی اصلی سازندگی انسانهاست. انسانی که وطن خواه نباشد، در واقع چیزی ندارد. نه می شود به اخلاق او تکیه کرد و نه می شود به او گفت که شخصیت دارد. وطن خواهی اساس کاراکتر انسان است. از یک وطن خواه، انسان انتظار دارد که پایبند و پاسدار دین و ارزش های اخلاقی باشد. وطن خواهی مربوط می شود به هویت. کسی که به هویت خودش بی اعتنا باشد، یعنی اینکه برای خودش شخصیت قائل نیست. برای همین ما ایرانیها به این مساله اهمیت خاصی می دهیم و مرکز دائرهالمعارف به عنوان یکی از پرچمداران فرهنگ اسلامی وایرانی به این مساله سخت پرداخته است و ادامه خواهیم داد. مساله انسجام ملی و توانمندی ملی به این وابسته است که ما این وطن خواهی را، این توجه خاص به منافع ملی مان را به باورهای اسلامی مان و به تشیع مان [گره بزنیم]. اینها مسائلی است که توان ملی ما را بالا می برد. امیدوارم که خداوند متعال به ما توفیق بدهد و پروژه هایی را که مرکز دائره المعارف شروع کرده است، مثل همین دائرهالمعارف بزرگ اسلامی به زبان فارسی، عربی، انگلیسی و دانشنامه ایران در ۳۰ جلد که دانشنامه ای جهانی است [نظیر] دائره المعارفهای معروف دیگر مثل لاروس، بریتانیکا ــ البته اسلامیات و ایرانیات آن بسیار زیاد است ــ و همین دانشنامه خلیج فارس در ۸ جلد، دانشنامه فرهنگ مردم ایران که دانشنامه فولکلوریک ایران در ۶ جلد است، تاریخ جامع ایران و جغرافیای جامع ایران، برای اقوام ایرانی هم شروع کردیم، برای کردها، بلوچها، بعضی مناطق مثل آذربایجان، تحت عنوان تاریخ و فرهنگ وهمچنین فهرستواره کتابهای فارسی که تمام کتابهای فارسی دنیا از آغاز تا آخر قرن ۱۳ را بصورت موضوعی معرفی می کنیم و کارهایی از این دست. امیدوارم که با همت والای پژوهشگران و اساتید محترم مرکز و با راهنمایی شورای عالی علمی بتوانیم این کارها را به سرانجام برسانیم.
مجدداً از همه حضار محترم سپاسگزاری می کنم، امیدوارم در آبان ماه همایش دیگری تحت عنوان ذوالقرنین و کوروش کبیر داشته باشیم.

پیشگفتار چاپ دوم

رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل

در فاصله چاپ اول تا دوم این کتاب، با کمال تاسف، سه استاد ارجمند کشورمان که هر کدام در تخصص خود کم نظیر و منحصر بفرد بودند، رخ در نقاب خاک کشیدند و جامعه علمی کشور را در غم فقدان خود به سوگ نشاندند. دکترمحمدحسن گنجی چهره ماندگار جغرافیا و پدر جغرافیای نوین ایران، دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی مورخ و نویسنده شهیر و توانا و دکتر جمشید صداقت کیش پژوهشگر و ایران شناس پرتلاش و نامدار، که حضورشان رونق بخش همایش و سخنرانی ها و مقالاتشان زینت بخش کتاب حاضر شده است. با همه افسوس و حسرتی که از غم فقدان این سه دانشمند گرانقدر در دلهایمان برجای مانده است، اما با خوشبینی نگاهمان را به آینده دوخته ایم و امید فراوان داریم که جوانان باهوشِ دانش پژوه، پرشور، آرمان گرا و وطن دوست در تمامی زمینه های علمی، در فردای ایران، جایگزینان شایسته ای برای این استادان عزیز سفر کرده باشند. این فقدان های ناگوار می بایست موجب شود تا قدر استادان بزرگواری را که امروزه در میان ما حضور دارند و جامعه از سرچشمه های علمی و معنوی آنان بهره مند می شود، بیش از پیش قدر بدانیم
و آنان را در صدر بنشانیم. هر چند فقدان دانشمندان سفر کرده ای که مقالاتشان در این کتاب به چاپ رسیده است تلخ و دردناک و غیرقابل جبران است و جای خالی آنان هر روز بیش از پیش رخ می نماید، اما وجود آثار ارزشمندشان می تواند همواره راهنمای دانش پژوهان و علاقه مندان به مطالعات خلیج فارس باشد و یاد و خاطره آنان را نیز در دل و جان جامعه علمی کشور، زنده و جاودان بدارد. شاعر چه نیکو سروده است که:

آثار ما به صفحه گیتی نشان ماست
از بعد ما نگاه به آثار ما کنند

روحشان شاد و یادشان گرامی باد
دکتر کیانوش کیانی هفت لنگ

مقالات همایش

ملاحظاتی در باب نام خلیج فارس

دکتر علی اکبر ولایتی(۶)

خلیج فارس با مساحت ۰۰۰/ ۲۳۳ کیلومتر مربع پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان به شمار می آید. اینک هشت کشور بر حاشیه یا در درون این آبراه استراتژیک جای گرفته اند که در میان آنها ایران و سپس عربستان سعودی از بیشترین پهنه دریایی در سواحل و ایران از بیشترین توزیع جزایر به حیث گستره برخوردار است.
شاید برای نخستین بار داریوش هخامنشی از عبارت«Parsa aity Draya hacha» استفاده کرد که معنای آن «دریایی است که از پارس می رود» است. پس از وی در منابع یونانی و سپس رومی چون آثار هکاتائوس (۴۸۰ ق م)، ویکائرخوس (۳۰۰ق م)، هیپارخوس (یا هیپارک) (۱۳۰ق م)، پوزیر وتیوس (قرن اول ق م)، استرابو (قرن اول ق م)، پومپوتیوس ملا (قرن اول میلادی)، کنت کورت (اول میلادی)، فلاریوس آریانوس (۱۴۰م)، بطلیموس (قرن دوم میلادی)، پری اجب (۳۰۰ میلادی) و اوروژیوس (۴۰۰ میلادی) خلیج فارس به صورت «سینوس پرسیکوس»، «پرسیکوم ماره» و «پرسیکون کاای تاس» آمده است. اما از میان همه اینها اطلاق کلودیوس پتوله ما اوس (Claudius Ptalemaeus) معروف و مشهور به بطلیموس که در کتاب بزرگی که در علم جغرافیا به زبان لاتین نوشته، از این دریا به عنوان «پرسیکوس سینوس» یاد می کند و همین عامل اساسی اطلاق فراگیر این عبارت به دریا تا عهد کنونی نزد مورخان و اندیشمندان است. این عبارت بطلیموس مبنای لغوی در بسیاری از زبانهای زنده برای خلیج فارس گردید، بطوریکه در زبانهای: فرانسه معادل این عنوان به صورت: Golfe Persique؛ انگلیسی Persian Gulf؛ آلمانی Persischer Golf؛ ایتالیایی Golfo Persico؛ روسیPersidskizaliv؛ ژاپنیPerusha Wan و ترکی Farsi Korfozi ثبت شده است. علاوه بر این واژه اصطلاح کوین توس کورتیوس روفوس (Quintus Curtius Rufus) مورخ رومی هم در قرن اول میلادی نام لاتین «آکوارم پرسیکو Aquarum Persico» را برای نام خلیج فارس به کار برده است که به معنای آبگیر پارس است، هم اینک یکی از ارجاعات رایج به باز تعریف تاریخ کهن این دریا است.
در عهد اسلامی جغرافیادانان مسلمان هم به ضبط نام این دریا با تکیه بر حفظ هویت و نام تاریخی آن به تواتر صحه نهادند؛ که از جمله می توان به موارد زیر به اختصار اشاره داشت:

ابوبکر احمد بن اسحاق بن ابراهیم الهمدانی مشهور و معروف به ابن الفقیه در اثر جغرافیایی اش مختصر «کتاب البلدان» که در سال ۲۷۹ق تالیف شده است، درباره خلیج فارس چنین آورده است: «و اعلم ان بحر فارس و الهنداهما بحر واحد لاتصال احدهما بالاخر (بدان که دریای پارس و هند از برای پیوستگی به یکدیگر هر دو یک دریا هستند.)».
ابوعلی احمد بن عمر بن رسته در کتابش «الاعلاق النفیسه» در سال۲۹۰ق درباره خلیج فارس چنین نوسته است: فاما البحر الهندی یخرج منه خلیج الی ناحیه فارس یسمی الخلیج فارس... و بین هذین الخلیجین (یعنی خلیج احمر و خلیج فارس) ارض الحجاز و الیمن و سایر بلاد العرب (اما دریای هند، از آن خلیجی به سوی ناحیت پارس بیرون آید که خلیج فارس نام دارد... و بین این دو خلیج یعنی خلیج احمر و خلیج پارس سرزمین حجاز و یمن و دیگر بلاد عرب واقع است).
ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله بن احمد بن خردادبه خراسانی (وفات۳۰۰ق) در کتاب خود، «المسالک و الممالک» در این باره می نویسد: «گروهی از این رودها به سوی بصره و گروهی به سوی مذار [شهری بین واسط و بصره] روانند و سپس همه آنها به دریای پارس می ریزند».
بزرگ بن شهریار الناخذاه هرمزی (ناوخدای هرمزی) در کتابش «عجایب الهند» بر و بحر و جزایره که در سال۳۴۲ق آن را تالیف کرده است، از واژه «بحر فارس» برای معرفی خلیج فارس بهره برده است. ابواسحاق ابراهیم بن محمد الفارسی الاصطخری (وفات ۳۴۶ق) هم درکتاب خود «مسالک الممالک» از همین عبارت «بحر فارس» برای معرفی نام خلیج فارس استفاده می کند.
ابوالحسن علی بن الحسین بن علی مسعودی (وفات ۳۴۶ق) نیز در اثر بی بدیلش «مروج الذهب و معادن جوهر» در ذکر خلیج فارس عبارت «بحر فارس» را به کار برده است. مسعودی در کتاب دیگرش «التنبیه و الاشراف» هم واژه «البحر الفارسی» را برای شناساندن خلیج فارس به کار گرفته است.
ابوریحان محمد بن احمد البیرونی الخوارزمی (وفات۴۴۰ق) نیز در آثار خود واژه های «دریای پارس ــ خلیج پارس ــ بحر پارس» را برای معرفی خلیج فارس ذکر کرده است.
ابن حوقل در اثرش «صورهالارض» و بشاری در کتابش «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» که به ترتیب در سالهای ۳۶۷ق و ۳۷۵ق تالیف شده اند، واژه «بحر فارس» را به جای خلیج فارس به کار برده اند. در کتاب «حدودالعالم من المشرق الی المغرب» هم در معرفی خلیج فارس از عبارت «خلیج فارس» بهره گرفته شده است.

در پس این ارجاعات از محققان مسلمان نمونه های بی شمار دیگری چون استنادات محمد بن نجیب بکران در کتابش جهان نامه؛ ابن البلخی در کتابش فارسنامه؛ شرف الزمان طاهر مروزی در اثرش طبایع الحیوان؛ ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن ادریس در کتاب نزههالمشتاق فی اختراق الآفاق؛ ابوعبدالله یاقوت بن عبدالله حموی رومی در کتاب مشهورش معجم البلدان؛ و شمس الدین ابوعبدالله محمد بن ابی طالب الانصاری الدمشقی الصوفی در کتابش نخبهالدهر فی عجایب البر و البحر یافت می شود که همگی به ترتیب واژه ها و عبارات: «بحر پارس ــ دریای پارس (و هم بحر پارس) ــ الخلیج الفارسی ــ بحر فارسی ــ دریای پارس (و هم بحر فارس) ــ دریای پارس ــ بحر فارس (و دریای پارس) ــ بحر فارس و بحر الفارسی (و بحر فارس)» را در معرفی و ذکر خلیج فارس به کار برده اند.
این اطلاق ها بتواتر طی قرون پنجم تا یازدهم قمری در کتب و منابع تاریخی و جغرافیایی دیگری چون:

شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب بن محمد النویری در کتاب «نهایت الادب فی فنون العرب»؛
حمدالله ابی بکر مستوفی در کتاب «نزههالقلوب»؛
ابوحفص زین الدین عمر بن مظفر معروف به ابن الوردی در کتاب «حزیدهالعجائب و فریدهالغرایب»؛
ابن بطوطه در کتاب خود «تحفه النظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار»؛
ابوالقاسم محمد بن حوقل در کتاب «صورهالارض»؛
و کتاب «صبح الاعشی فی کتابه الانشاء» نوشته احمد بن علی بن احمد القلقشندی نیز ذکر شده است.

در قرون متاخر مصطفی بن عبدالله کاتب چلبی فلسطینی معروف و مشهور به حاجی خلیفه (وفات ۱۰۶۷ق) صاحب کتاب «کشف الظنون» در کتاب دیگرش جهان نما در توصیف خلیج فارس آورده است: [ترجمه از زبان ترکی است] «دریای پارس ــ به این دریا سینوس پرسیقوس می گویند، یعنی خلیج فارس به مناسبت این که در مشرق آن فارس واقع است، بدان نسبت داده می شود و آن را ماره پرسیقوم (دریای پارس) نیز می گویند». همچنین در جلد هفتم دایرهالمعارف البستانی نیز که در سال ۱۸۸۳م به چاپ رسیده است، برای معرفی خلیج فارس از واژه «خلیج العجمی» استفاده در قرن ۱۷ میلادی، در اسناد عثمانی و بریتانیایی از این آبراهه با عنوان خلیج بصره یا بصره کورفزی نیز نام برده شده که به نظر می رسد حکایت از اهمیت بصره در تجارت آن دوران داشته است. البته باید اضافه نمود که در همین دوران سطوت و شکوه دولت آل عثمان دامنه قلمرو آنها در سواحل خلیج فارس از بصره تا راس شبه جزیره قطر را شامل می شد و کارگزار دستگاه خلافت عثمانی یعنی قائم مقام قطر، هیچ گاه نتوانست قلمرو خود و بالتبع آل عثمان را به سواحل جنوب شرق خلیج فارس که یا توسط راهزنان دریایی و یا تحت انقیاد امام مسقط به عنوان خراجگزار دولت ایران بود، توسعه دهد.
اصطلاح مجعول «خلیج عربی» برای نخستین بار در دوره قیمومت شیخ نشین های خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و به طور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام رودریک اوون مطرح شد. وی درکتابی به نام «حبابهای طلایی در خلیج عربی» که به سال ۱۹۵۸ نوشت که: «من در تمام کتب و نقشه های جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم، ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس متوجه شدم؛ که ساکنان ساحل عرب هستند، بنابراین ادب حکم می کند که این خلیج را عربی بنامیم» وی و فرد دیگری به نام «سر چارلز بلگریو»
(Sir Charles Belgrave) به قصد تفرقه بین ایران وکشورهای عرب این موضوع را مطرح کردند.
سر چارلز بلگریو که بیش از ۳۰ سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده است، پس از بازگشت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عرب ها ترجیح می دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند» بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان The Pirate coast» را بر روی کتاب خود نهاده، اصطلاح «الخلیج العربی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کرده و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز به اصطلاح «Arabian Gulf» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «Persian Gulf» شد.
با استعمال این واژه بَرساخته، دولت ایران در روز ۱۳ مرداد سال ۱۳۳۷ به دلیل تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی از سوی عراق و برخی دیگر از کشورهای عربی و انگلیس اعتراض خود را به دولت جدید عراق به رهبری قاسم که با یک کودتای نظامی بر سر کار آمده بود و تمایل به حرکت های آزادی خواهانه مصر به رهبری جمال عبدالناصر داشت، اعلام کرد. همچنین دولت ایران در همان زمان در برابر این نام مجعول واکنش نشان داد و گمرک و پست ایران از قبول محموله هایی که به جای خلیج فارس نام خلیج عربی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری کرد. ایران همچنین در مجامع و کنفرانس های بین المللی نیز در صورت به کار بردن این اصطلاح ساختگی از سوی نمایندگان کشورهای عرب واکنش نشان می داد. در این زمان بعضی از کشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای کلان نفتی خود دراختیار بعضی از ماموران سیاسی در خارج می گذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول خلیج عربی را به جای خلیج فارس رواج بدهند. از آن هنگام تاکنون سیاست رایج دستگاه دیپلماسی ایران دفاع از نام تاریخی خلیج فارس بوده است که در نهایت در نیمه نخست بهمن ماه سال ۱۳۷۰ سر ویراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراض های پیاپی نمایندگان ایران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگی خلیج عربی در اسناد این سازمان از کارکنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ایران را همیشه در نظر داشته باشند.کار به جایی رسید که در یازدهم شهریور سال ۱۳۷۱ هنگامی که حیدر ابوبکر العطاس نخست وزیر جمهوری یمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در جاکارتا پایتخت اندونزی برگزار می شد، از نام ساختگی خلیج عربی استفاده کرد، با اعتراض شدید نمایندگان ایرانی روبه رو شد. او سرانجام از نمایندگان ایران عذرخواهی کرد و این کار را غیر عمد خواند. علاوه بر این سند حقوقی تلاش دستگاه دیپلماسی ایران سبب شد تا در برخی دیگر از مدارک بین المللی چون:

سند شماره ۶۱ نشست بیست و سوم سازمان ملل متحد در وین(۲۸مارس تا ۴ آوریل ۲۰۰۶) با عنوان «رسمیت تاریخی، جغرافیایی وحقوقی نام خلیج فارس»
سند ۲/Add.۲۹ST/CS/SER.A در تاریخ ۱۸ اوت ۱۹۹۴ (۲۷ مرداد ۱۳۷۳)
قطعنامه ۴۵,۸,۲UNLA (در تاریخ ۱۰ اوت ۱۹۸۴ (۱۹ مرداد ۱۳۶۳)
UNIVERSIDAD NACIONAL DE LANUS
قطعنامه /Qen۳۱۱ UNAD در تاریخ ۵ مارس ۱۹۷۱ (۱۴ اسفند ۱۳۴۹)
Universidad Nacional Abierta y a Distancia UNAD
نقشه رسمی کمیسیون اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا، شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (سپتامبر ۲۰۰۷)
نقشه رسمی ایران، شماره ۳۸۹۱ چاپ سازمان ملل(ژانویه ۲۰۰۴)
نقشه رسمی غرب آسیا، شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (نوامبر ۱۹۹۸)

نیز اصلاحات لازم صورت گیرد.

خلیج فارس در نقشه های تاریخی

دکتر محمد حسن گنجی(۷)

درنتیجه پیشرفتهای خارق العاده ای که درطول قرن بیستم در ارتباطات به وجود آمده است، فواصل زمانی و مکانی بشر خیلی کوتاه شده و یا در بسیاری موارد از بین رفته است. این امر باعث شده است که قرن ۲۱ را قرن ارتباطات نام گذاشته اند. یکی از وسایل ارتباطی که مورد استفاده پژوهشگران و دانشمندان و علاقمندان در قرن ۲۱ قرار می گیرد، «نقشه جغرافیایی» است. بر روی نقشه جغرافیایی هرگونه اطلاعاتی که در مورد زمین قابل تصور باشد مانند شکل و ابعاد زمین، پراکندگی دریاها و خشکیها، تقسیمات کشوری، شهرها، روستاها، جنگلها، کوهها، دشتها، خلیجها، همه نشان داده می شود. نقشه جغرافیایی، مجموعه اطلاعاتی است که درباره زمین می شود حفظ کرد یا ارائه نمود. اگر این نقشه مربوط به برهه های زمانهای گذشته باشد، قویترین و مهمترین سند ارائه اوضاع دنیا در آن زمان به خصوص است. یعنی اگر ما نقشه ای داشته باشیم که نشان بدهد که در ۲۵۰۰ سال پیش به دریای جنوب ایران چه می گفتند، آن بزرگترین سند و مهمترین دلیل نامگذاری آن دریا در آن زمان می شود. در این سری از نقشه هایی که من انتخاب کرده ام که خدمتتان ارائه بدهم، نمونه هایی از ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد تا اوایل قرن ۱۹ وجود دارد که در تمام آنها این دریا بنام دریای پارس «خلیج فارس» نامیده شده است. در اینجا لازم می دانم به این مطلب اشاره کنم که در جغرافیای تاریخی، تاریخ نقشه کشی را که به عنوان کارتوگرافی معروف است به چهار دوره تقسیم می کنند: دوره کلاسیک، دوره قرون وسطی، دوره جدید و دوره معاصر که در هرکدام از این دوره ها پیشرفت بشر در توسعه نقشه و یا اختراع روشهای نقشه برداری نشان داده شده است. من برای هرکدام از دوره ها چند نام ــ از جمله در دوره کلاسیک چهار تا اسم ــ انتخاب کرده ام: اراتوستن، هیپارکوس، پوزیدونیوس و پطلومیوس یا بطلیموس. اراتوستن را بدین جهت انتخاب کردم که اول کسی است که کلمه «جغرافیا» را به معنای نگارش زمین به کار برده است. کلمه جغرافیا از همان تاریخ تاکنون در هر زمان و در هر کشور که درباره زمین و انسان مطالعاتی شده، به کار رفته است و چنین است که امروزه ما هم جغرافیا می گوییم. علت دیگری که باعث انتخاب اراتوستن شده، این است که او اول کسی بود که زمین را اندازه گیری کرد و می دانیم که اندازه گیری است که امکان نقشه را فراهم می کند. اگر ما اندازه ای نداشته باشیم، نمی توانیم نقشه ای داشته باشیم. از این رو، نقشه هایی که منسوب به اراتوستن است، به عنوان قدیمترین سند ارائه می دهیم که در آنها دریای جنوب فلات ایران خلیج فارس یاسینوس پرسیکوس نوشته شده است. همانطور که آقای دکتر ولایتی هم گفتند ممکن است به زبانهای مختلف نوشته شده باشد، ولی ترجمه همه، همان خلیج فارس است (نک‍: نقشه اراتوستن).
انتخاب نفر دوم برای این بود که او یعنی هیپارکوس، اولین کسی است که مختصات جغرافیایی یعنی طول و عرض را توانسته بود، روی زمین پیاده بکند. این را بگوییم یکی از مشکلات جغرافیا و کارتوگرافی از قدیم تا حالا این بوده است که زمین کروی را روی نقشه مستوی طوری پیاده بکند که صدمه هم به جایی نرسد. این مشکل در جغرافیا همیشه وجود داشته است و از همان قدیم راه هایی پیدا کرده اند که به اصطلاح زمین کروی را روی نقشه مسطح نشان بدهند. این عمل را می گویند، تصویر جغرافیایی. هیپارکوس کسی است که اولین بار تصویر جغرافیایی را بوجود آورده است. بدین صورت که گفته است، اگر ما برای زمین یک شبکه بندی در نظر بگیریم که قسمتهای افقی عرض جغرافیای باشد و قسمتهای عمود بر آن طول جغرافیایی باشد، ما می توانیم نقاط جهان را نشان بدهیم؛ بدون آنکه اختلاف زیادی با واقعیت پیدا کرده باشند (نک‍: نقشه هیپارکوس).
نفر سوم را «پوزیدونیوس» انتخاب کردم. برای این که او هم در یونان قدیم بعد از اراتوستن یک اندازه گیری از زمین کرده است که اشتباه هم بوده است. چون در اندازه گیری اراتوستن طول مدار استوا و طول هر نصف النهار ۴۰۲۵۰ کیلومتر بدست آمده بود و حال این که طبق محاسبه پوزیدونیوس ۲۵۰۰۰ کیلومتر ارائه شده است و متاسفانه تمام جغرافیادانان بعدی تا زمان مامون خلیفه عباسی، بر اساس این رقم دومی عمل می کردند. تا اینکه این مشکل را بعدها جغرافیادانان اسلامی از بین بردند.
نفر بعد «پطولومیوس» است که ما «بطلمیوس» می گوییم. او کسی است که در آن زمان تمام اطلاعاتی که درباره زمین موجود بوده است، جمع و جور کرده و دو کتاب از او به یادگار مانده است. یکی فرهنگ جغرافیایی است که در آن زمان ۸۰۰۰ نقطه زمین را با مختصات جغرافیایی ارائه داده و دیگری اطلس جغرافیایی است که در آن نقاط زمین روی نقشه نشان داده شده و علاوه بر نقشه های جهان نما، نقشه های منطقه ای برای تکه های زمین هم فراهم کرده است (نک‍: نقشه بطلمیوس).
بعدها در قرون وسطی به علت سلطه مطلق کلیسا و گسترش عیسویت، افکار و نظرات علمی درباره زمین که در یونان از زمان ارسطو وجود داشت، بکلی از میان رفته و جای آن خرافات مذهبی متداول شده بود.
در دوره قرون وسطی به محض اینکه عیسویت همه جاگیر شد، قدرت کلیسا به حدی رسید که تمام مفاهیم علمی اجتماعی را با محتوای تورات و انجیل مطابقت می دادند. مسئله کرویت زمین که سیصد، چهارصد سال مورد تایید یونانیها بود، مورد ایراد قرار گرفت و هرکس می گفت زمین گرد است، محکوم به اعدام می شد و او را می سوزاندند. ارباب کلیسا تمام آثار را از بین بردند، از جمله معروف است، در سالهای جنگهای مذهبی کتابخانه اسکندریه که بزرگترین مرکز کتب موجود آن زمان بود آتش زده شد و تمام نسخه های موجود آن زمان ازبین رفت و به مدت ۱۰۰۰ سال هیچ کس از ترس کلیسا نمی توانست بگوید زمین گرد است. در تمام آن مدت نقشه ها هم فراموش شد و آنچه که در آثار مسیحیت در کلیسا که مرکز فرهنگی آن زمانها بود، می بینیم دایره هایی می کشند که از گردی زمین حکایت می کند و یک دریایی است که آفریقا را از اروپا جدا می کند و آسیا یک طرفش است (نک‍: نقشه کلیسائی) البته هیچ ارزش علمی ندارد. غیر از این، چیزی از کلیسا برجا نمانده است. ولی یک نکته مهم این است که همزمان با انحطاط فکری قرون وسطی و سلطه مطلق خرافات کلیسائی در مشرق زمین، ستاره اسلام طلوع می کند و دین مبین اسلام ظهور می کند. در فاصله دو قرن اول اسلام، امپراطوری اسلام از رود سند تا مراکش را در برمی گیرد و علاوه بر آن آنچه که در قرآن راجع به خلقت زمین و راجع به دریاها و آسمانها بر مبنای وحی رواج پیدا می کند، در دارالعلم بغداد که مرکز امپراطوری اسلامی بوده است، کتابهای علمی ترجمه می شود. از جمله همین کتاب بطلیمیوس هم بوسیله ابن خردادبه (نک‍: ابن خردادبه) و دیگران به عربی ترجمه شد و اعراب با مبانی علمی یونانیها آشنا می شوند. ضمناً امپراطوری اسلامی، در دوره بنی عباس برای اداره امپراطوری وسیع نیاز به اطلاعات زیاد دارد. از نظر جمع آوری مالیات و مسئله مسالک و ممالک نویسی در ادبیات جغرافیای ما به مدت چند قرن معمول می شود. جغرافیادانان کسانی بودند که در خدمت دولت بودند و کارها را چه برای جنگ و چه برای جمع آوری مالیات آسان می کردند؛ اینها همه مسالک ممالک می نوشتند و همه آنها نقشه داشتند که متاسفانه در استنساخ های بعدی که از نسخه های اولیه شده به این نقشه ها کمتر توجه شده است. امروزه نسخه های اندکی از آثار آنها وجود دارد که در آنها نقشه موجود است و ما در اینجا برای ارائه چند تا از آن نقشه ها را انتخاب کرده ایم. این نقشه ای است از جیحانی (نک‍: نقشه جیهانی) فرض او این است که تمام ربع مسکون جهان، دایره ای شکل است و دریایی دورش را احاطه کرده است بنام دریای محیط. از این دریای محیط یک دریایی به داخل خشکی پیشرفتگی دارد و این خلیج فارس است که نشان می دهد ۴ تا جزیره داشته است. جزیره خارک، جزیره برهوت، جزیره قشم و جزیره بحرین. این دریای مدیترانه است که منتهی می شود به دریای سیاه و اینجا نوشته شده است قسطنطنیه... و این به زعم آنها رود نیل است که اینجا از کوههای ماه یا کوههای قمر سرچشمه می گیرد و می ریزد به دریای مدیترانه و این آنجایی است که دو تا دریا به هم نزدیک می شود و در قرآن هم هست که دریای شور و شیرین به هم نزدیک می شوند. آب دریای احمر شور و دریای مدیترانه شیرین است... این یک نقشه ای است که از جیهانی برجای مانده و نشان می دهد که تصورشان از جهان چه بوده است. این تکنیک نقشه کشی به اصطلاح جغرافی دانان اسلامی، خاص خودشان است؛ نه به آن صورت قدیمی بوده و نه به آن صورت که بعدها آمده و متاسفانه ما جغرافی دانان ایران زمین، درباره این مطالعات جغرافیایی اسلامی، کمتر مطالعه کرده ایم و این اسباب تاسف من است که سالهای زیاد در این زمینه زحمت می کشیم، ولی از کتب ارزشمند جغرافیای اسلامی اطلاعی نداریم، آن هم به دلیل است که با کمال تاسف باید بگوییم که زبان عربی را ــ تا آنجایی که بتوانیم از این کتابها استفاده کنیم ــ در مدرسه ها به ما یاد نمی دهند. این یک نقشه دیگری است از استخری (نک‍: نقشه استخری) و استخری بزرگترین جغرافی دانی است که از او نقشه بر جا مانده است. در نقشه های استخری هم که ۲۷-۲۸ نسخه مختلف موجود است، اشتباهاتی وجود دارد. چون آنهایی که نقشه را استنساخ کرده اند با حروف فارسی یا عربی و با نامهای نامانوس نقاط دوردست برخورد کرده اند، نمی دانستند که گاهی نقطه به جای اینکه پایین کلمه باشد بالای آن آمده است و اسمها به کلی مغشوش شده است که تشخیص اسمها خود مشکلی برای پژوهشگران بوجود مِی آورد. در اینجا می بینیم که باز همان مسئله دریای محیط مطرح است و خلیج فارس هم به همین صورت آمده است و باز به همان دریای مدیترانه نزدیک است. مطلبی هم بگوییم که درعرف نقشه های اسلامی همیشه شمال و جنوب نقشه و مغرب و مشرق نقشه برعکس آن است که ما حالا می بینیم. یک نقشه بزرگ جهان نمایی از ادریسی، که در سالن رایزن مرکز دائرهالمعارف موجود است، تمام جهان را نشان می دهد، ولی وارونه. یعنی خلیج فارس و عربستان بالای نقشه و اسکاندیناوی پایین نقشه است. اغلب نقشه ها این گرفتاری را دارد. در اینجا اسم خلیج فارس را آورده است. اینجا مثلاً دریای چین و سند را آورده است. بعد ماوراءالنهر، خراسان، سند، دیلمان، سیستان، آذربایگان، دیار کرمان، دیار فارس و دیار خوزستان را نشان می دهد. آنها همجوار دریای بزرگی بوده اند به نام دریای پارس «خلیج فارس» که آن را شامل دریای عمان، دریای احمر، قسمت عمده ای از بحر محیط می داند. اینجا، مدیترانه است. جزایر قبرس و این هم رود نیل است که از همان کوه ها سرچشمه می گیرد. این یک نقشه ای است که از آن زمان و آخرین نقشه ای است که در مجموعه نقشه های استخری به ما رسیده است. این هم که نقشه جهان نمایی است که مربوط به سال یکی از تحریفهای نقشه استخری است. در اینجا دریایی را نشان می دهدکه بعدها در نقشه های بعدی خواهید دید. این شکلی که نقشه نشان می دهد از اینجا دجله و فرات می ریزد به دریای پارس. این نقشه را گفته اند که به صورت پرنده ای است. این جا منقارش است. این هم پاهایش و بعدها هم خیلی ها از این تقلید کرده اند. اهمیت این نقشه برای ما در این است که دجله و فرات را تنها در این نقشه می بینید که به هم متصل شده اند و بعد به خلیج فارس ریخته اند. بقیه باز همان مسئله محاط بودن بر بحر عمان و دریای احمر در آنها مطرح است. این نقشه متعلق به ابوریحان بیرونی است (نک‍: نقشه ابوریحان بیرونی) که از همه آنها تقریباً به واقعیت نزدیکتر است. اگر خاطرتان باشد، گفتم وارونه است. در اینجا نوشته بحرفارس. اینجا ارض العرب. اینجا خلیج فارس، اینجا عربستان و اینجا دریای احمر است. این دریای هند است و این هم توده به اصطلاح خاک بر قدیم، که در زمانهای خیلی دور به آن سرزمین یاجوج و ماجوج گفته اند. خراسان، هند و چین اینها را همه در حقیقت جزء دریای محیط حساب کرده است. ابوریحان بیرونی در میان تمام جغرافی دانان اسلامی امتیاز خاصی دارد. برای اینکه بیشتر از همه روی مسائل علمی کار کرده و او اولین کسی است که مثلثات کروی را به دنیا معرفی کرده است و از راه حل مثلثات کروی است که ما می توانیم سطح کره را در قسمتهای کوچکتر اندازه گیری بکنیم. استخری همانطور که گفتم مقدار زیادی نقشه های محلی یا منطقه ای دارد. این یک نقشه خلیج فارس است و رودهایی که به خلیج فارس وارد می شود. اینجا نوشته رود کُر. اینجا نوشته دریاچه بختگان. تمام شهرهای فارس، کرمان، خراسان تا اصفهان که اینجا نوشته، همه شهرهای آن زمان را بصورتهای مختلف درآورده که شکلها و رنگها و این هاشورهای وسطی هر کدام معرف یکی از مسائل اجتماعی آن زمان بوده اند. اگر یک جغرافی دان مطلعی باشد، می تواند شرایط اقتصادی و ارتباطی ایران را در آن قسمت مجاور خلیج فارس از این نقشه استنباط بکند.
یکی از بزرگترین جغرافی دانان ما ادریسی است که بیشترین نقشه ها از او برجا مانده است. ۸۳ نقشه از ادریسی در دست است که هر یک براساس روش خاصی که خودش ابداع کرده است، یعنی براساس ۷ اقلیم یک نقشه جهان نما دارد و در هر اقلیمی ۱۰ نقشه منطقه ای دارد. این نقشه ادریسی است (نک‍:ادریسی) از خلیج فارس که نشان می دهد، سیراف، هرمز، بنادر ساحلی و جزیره خارک. اینجا نوشته بحر فارس. این هم یکی دیگر است از همان نقشه های محلی استخری. در یک نسخه دیگر که اینجا خدمتتان گفتم، نشان می دهد طرق ارتباطی را. این نقشه مربوط به عربستان است. این شهر مدینه و این مکه است. تمام شاه راههایی که از شمال و ایران به مدینه متصل می شودو راه های ورود به مکه در اینجا مشخص کرده است. این هم یک نقشه خاص خلیج فارس است، متعلق به استخری که تقریباً هیچ بندری در آن از قلم نیفتاده است. در کتابی که سال گذشته در بنیاد ایرانشناسی منتشر شده است، ۴۰ نقشه از جغرافی دانان اسلامی را ارائه داده ایم و ۱۲۰ نقشه از جغرافی دانان غیراسلامی که در همه آنها نام خلیج فارس بیان شده است. این هم نقشه ای از خلیج فارس است که گفتم، اینجا را تشبیه کرده اند به یک مار (هفته گذشته در روزنامه اطلاعات خواندم یک هنرمند ایرانی به دستور مقامات با الهام گرفتن از این نقشه، بنای خاصی درست کرده، به صورت یک مار از یک صخره سنگ بزرگ، که در عسلویه و در کنار دریا نصب کرده اند و نوشته شده بود که از همین نقشه استخری الهام گرفته است) این هم یک نقشه است که اینجا نشان می دهد، اینجا خلیج فارس است. این هم دنباله خلیج فارس، دریای احمر. همه را جزء خلیج فارس گرفته اند. بعد می رسیم به زمانی که بخاطر اکتشافات جغرافیایی که اروپاییها یک کمی از محیط زندگیشان دور می شوند و اطلاعات تازه ای از جهان کسب می کنند و به حسب احتیاج اصول نقشه برداری مدرن با اطلاعات بیشتر متداول می شود. اینجا من چندتا نقشه انتخاب کرده ام از نقشه های مکتبهای نقشه کشی که در اروپا متداول شد. اول در هلند، سپس آلمان، ایتالیا، انگلیس و فرانسه و دراینجا هم در اطلسهایی که براساس اطلاعات امروزی جمع آوری می کنند، یک سری نقشه انتخاب کرده ام. دراین نقشه ها خلیج فارس نشان داده می شود و چون نخواستم تفصیلی از آن را بیان کنم، فقط سال چاپشان را نشان می دهم. این نقشه مربوط به سال ۱۵۴۶م است و اینجا نوشته است؛ سینوس پرسیکوس. در اطلسی که متعلق به ۱۵۴۶م است نیز این جا را خلیج فارس نوشته است. این دریای خزر و این کوهها و رودهایی که در فلات ایران جاری است. این نقشه متعلق به ۱۵۶۴م است که باز خلیج فارس را نشان می دهد، اینجا سیراف است.این نقشه مربوط به سال ۱۶۰۰م است. کم کم داریم به شکل واقعی نزدیک می شویم. این خلیج فارس است. این بحر خزر است و اینگونه تصور می کردندکه وسط فلات ایران یک سلسله کوه است که اروپا را به آسیا وصل می کند و تمام رودخانه هایی که به جنوب و شمال جاری است، از این رشته کوهها سرچشمه می گیرد. اینجا دریای خزر است. این دوره مربوط به سال ۱۶۲۸م است که اینجا نوشته سینوس پرسیکوس و آن بالا دریای خزر است. این نقشه مربوط به سال ۱۷۵۶ است. اینجا نشان می دهد که خلیج فارس با این همه رودهایی که هیچکدام وجود نداشته یا چشمه سارهای کوچکی بوده که اینگونه درآورده اند. برعکس وقتی این طرفها رود بوده، اطلاعات کمتری داشته اند. بعضی از اسامی که آن زمانها متداول بوده اند، اینجا دیده می شود و بعضی جاها مثلاً در تمام این نقشه ها شهر طبس، حاشیه کویر بوده و خیلی اهمیت داشته است. طبس گیلکی یا جای دیگر که انطباق این نامها با واقعیت خودش بابی بر پژوهش است. این نقشه مربوط به سال ۱۶۷۰م است که بعد کم کم نزدیک می شویم. اینجا خلیج فارس است، اینجا خزر. نقشه بعدی مربوط به سال ۷۱۴م است. این یک نقشه محلی است از تنگه هرمز. اینجا بندر عباس است و اینجا گوشه ای از عربستان است. اینها را بیشتر برای راهنمایی کشتیها در زمان پرتغالیها تهیه کرده اند. این نقشه مربوط به سال ۱۷۳۲م است که دریای احمرو خلیج فارس را نشان داده است. این نقشه مربوط به سال ۱۸۰۱م است. اولین نقشه سیاسی است که از دوره صفوی برجا مانده که علاوه بر اینکه خلیج فارس نشان می دهد، دریای خزر هم کم کم به شکل واقعی در می آید. تمام تقسیمات کشوری که برای مدیریت امپراطوری صفوی بکار می رفته است، اینجا مشخص شده است.
در مقدمه که راجع به نقشه صحبت کردم، خدمتتان عرض کردم که نقشه جغرافیائی یکی از وسائل مهم ارتباطات امروزی درباره سطح زمین است. حالا توجه فرمائید، این یک عکس ماهواره ای است که بوسیله سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح از ماهواره گرفته شده و تفسیر شده است (نک‍: عکس ماهواره ای). این نقشه قسمتی از تهران، شهرری و اطراف است و دایره ای که نشان داده می شود، برج طغرل است که تمام کوچه ها و خیابان های آن بخش شاه عبدالعظیم را نشان می دهد، حتی شما می توانید ماشینهایی را که در آن ساعت در حال حرکت بودند، ببینید و تمام جزییات سطح زمین و آنچه را که برای ما مورد توجه است، در این نقشه دیده می شود. این آخرین پیشرفت تکنولوژیک است، در نشان دادن سطح کروی زمین روی صفحه مسطح که می تواند به صورت عکس باشد یا نقشه. می خواهم بگویم که این آخرین پیشرفت و نتیجه ۲۵۰۰ سال تلاش بشر از زمان قدیم تا کنون است. هر چند که این امر از اهمیت نقشه های قدیمی در تعیین نام های دقیق جغرافیایی نمی کاهد.



Eratosthenes of Alexandria (Cyrene): World Map, Period: ۱۹۵-۲۴۷ B.C., The Original was published in Lloyd A. Brown, The Story of Maps, Bonanza Books, New York
نقشه اراتُستن

نظرات کاربران درباره کتاب خلیج فارس