فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب گفتارهایی در فقه فرهنگ و ارتباطات
جلد اول

نسخه الکترونیک کتاب گفتارهایی در فقه فرهنگ و ارتباطات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب گفتارهایی در فقه فرهنگ و ارتباطات

آنچه در این کتاب ملاحظه می‌کنید سعی دارد با معرفی و شناسایی موضوعات فرهنگی، ارتباطی، حکم آن‌ها را نیز از کلیاتی که در کتاب و سنت و عقل وجود دارد یافته و معرفی نماید و مصداق عمل به فرمایش گهربار امامان معصوم (ع) باشد که: «علینا بالقاء الاصول و علیکم بالتفریع»

ادامه...

  • ناشر: دانشگاه امام صادق (ع)
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 3.58 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۴۸۵صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب گفتارهایی در فقه فرهنگ و ارتباطات



گفتارهایی در فقه فرهنگ و ارتباطات

(جلد اول)

حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمدعلی قانع





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



سخن ناشر

«بسم اللّه الرحمن الرحیم»
وَلَقَدْ ءَاتَینَا داوُودَ وَ سُلَیمَنَ عِلْمًا و قَالا اْلْحَمْدُ لِلَّهِ اْلَّذِی فَضَّلَنَا عَلَی کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ اْلْمُوْمِنِینَ
(قرآن کریم. سوره مبارکه النمل/ آیه شریفه ۱۵)

فلسفه وجودی دانشگاه امام صادق (ع) که از سوی ریاست فقید دانشگاه به کرات مورد توجه قرار گرفته، تربیت نیروی انسانی متعهد، باتقوا و کارآمد در عرصه عمل و نظر است تا از این طریق دانشگاه بتواند نقش اساسی خود را در سطح راهبردی به انجام رساند.
از این حیث «تربیت» را می توان مقوله ای محوری یاد نمود که وظایف و کار ویژه های دانشگاه، در چارچوب آن معنا می یابد؛ زیرا که «علم» بدون «تزکیه» بیش از آنکه ابزاری در مسیر تعالی و اصلاح امور جامعه باشد، عاملی مشکل ساز خواهد بود که سازمان و هویت جامعه را متاثر و دگرگون می سازد.
از سوی دیگر «سیاست ها» تابع اصول و مبادی علمی هستند و نمی توان منکر این تجربه تاریخی شد که استواری و کارآمدی سیاست ها در گرو انجام پژوهش های علمی و بهرمندی از نتایج آن هاست. از این منظر پیشگامان عرصه علم و پژوهش، راهبران اصلی جریان های فکری و اجرایی به حساب می آیند و نمی توان آینده درخشانی را بدون توانایی های علمی ـ پژوهشی رقم زد و سخن از «مرجعیت علمی» در واقع پاسخ گویی به این نیاز بنیادین است.
دانشگاه امام صادق (ع) در واقع یک الگوی عملی برای تحقق ایده دانشگاه اسلامی در شرایط جهان معاصر است. الگویی که هم اکنون ثمرات نیکوی آن در فضای ملی و بین المللی قابل مشاهده است. طبعاً آنچه حاصل آمده محصول نیت خالصانه و جهاد علمی مستمر مجموعه بنیان گذاران و دانش آموختگان این نهاد است که امید می رود با اتکا به تاییدات الهی و تلاش همه جانبه اساتید، دانشجویان و مدیران دانشگاه، بتواند به مرجعی تمام عیار در گستره جهانی تبدیل گردد.
معاونت پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع) با توجه به شرایط، امکانات و نیازمندی جامعه در مقطع کنونی با طرحی جامع نسبت به معرفی دستاوردهای پژوهشی دانشگاه، ارزیابی سازمانی ـ کارکردی آن ها و بالاخره تحلیل شرایط آتی اقدام نموده که نتایج این پژوهش ها در قالب کتاب، گزارش، نشریات علمی و... تقدیم علاقه مندان می گردد. هدف از این اقدام ـ ضمن قدردانی از تلاش خالصانه تمام کسانی که با آرمان و اندیشه ای بزرگ و ادعایی اندک در این راه گام نهادند ـ درک کاستی ها و اصلاح آن ها است تا از این طریق زمینه پرورش نسل جوان و علاقه مند به طی این طریق نیز فراهم گردد؛ هدفی بزرگ که در نهایت مرجعیت مکتب علمی امام صادق (ع) را در گستره بین المللی به همراه خواهد داشت (ان شاءالله).

وللّه الحمد
معاونت پژوهشی دانشگاه

مقدمه

در تابستان ۱۳۷۸، امتحان جامع دوره دکتری ما در حالی انجام می شد که در کشور به خاطر برخی فتنه انگیزی های روزنامه ای، اغتشاشاتی در برخی دانشگاه ها و مراکز اداری و خیابان ها رخ می نمود. با توجه به وجود پس زمینه ذهنی از مباحث فرهنگی در کتب فقهی قدیم مثل مبحث کتب ضلال و مکاسب محرمه ای همانند سحر و کهانت و نیز بروز مفاسدی در میدان قلم و بیان در آن سال ها در روزنامه ها و مجلات و کتب منتشره، موضوع رساله دکتری خود را بررسی موضوع و حکم کتب ضلال که بعداً «پیام گمراهی» نام گرفت، قرار دادم. این نقطه عطفی بود که باعث شد بخشی از مطالعات خود را از فقه مرسوم و سنتی به سمت فقه مضاف، آن هم در زمینه فرهنگ و ارتباطات سوق دهم.
پس از دفاعیه رساله دکتری در سال ۱۳۸۱، مباحث این رساله به دو بخش فقهی و مطبوعاتی تقسیم و مقدمات چاپ آن ها فراهم گردید. مباحث فقهی این رساله با نام «فقه و پیام گمراهی» توسط انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) در سال ۱۳۸۳ به چاپ رسید که بعداً همین کتاب با نام جدید «کتب ضاله رویکردی فقهی» در سال ۱۳۹۱ تجدید چاپ شد. بخش مطبوعاتی و قانونی این رساله با نام «محدودیت های پیام رسانی در قوانین دینی و بشری» توسط بوستان کتاب قم در سال ۱۳۸۵ به چاپ رسید.
علاقه مندی اینجانب به مباحث فقهی از یک طرف و فرهنگی ارتباطی از جانب دیگر و مسئولیت تدریس دروس فقه مضاف دانشجویان ارشد و دکتری این رشته، مرا بر آن داشت تا با توجه به پاره ای از مباحث و موضوعاتی که در زمینه فرهنگ و ارتباطات وجود دارد، به دنبال موضوع شناسی و استخراج حکم آن موضوعات در منابع اربعه فقه یعنی کتاب، سنت، عقل و اجماع باشم.
به عبارت دیگر آنچه در این کتاب ملاحظه می کنید سعی دارد با معرفی و شناسایی موضوعات فرهنگی، ارتباطی، حکم آن ها را نیز از کلیاتی که در کتاب و سنت و عقل وجود دارد یافته و معرفی نماید و مصداق عمل به فرمایش گهربار امامان معصوم (ع) باشد که: «علینا بالقاء الاصول و علیکم بالتفریع» (ابن ادریس، بی تا: ۴۷۸ به نقل از جامع بزنطی).
بیان نکاتی جهت روشنگری بیشتر در این مقدمه ضروری است.
۱- از آنجا که در زمینه فقه های مضاف و از جمله فقه فرهنگ و ارتباطات، ادبیات و پیشینه قوی و حجیم از جانب مراجع عظام و فضلای حوزه و دانشگاه به جز چند مقاله و کتاب وجود ندارد، تمام ضعف و نقص این مجموعه را که البته ضعف و نقص مولف محسوب می شود، به حساب کار ابتدای راه بگذارید و با تذکرات مستدل و ناصحانه خود، ما را در تقویت مباحث آینده و اصلاح چاپ های بعدی همین کتاب یاری نمایید.
۲- غالب کتب فقهی مرسوم حوزه ها به زبان عربی نگارش یافته است؛ بنابراین ممکن است برخی از سروران با دیدن مباحثی که به زبان فارسی نوشته شده اظهار دارند که این چه کتاب فقهی است که متن آن عربی نیست؛ اما با دقت بیشتر ملاحظه می کنند که ادله فقهی از قرآن و روایات، به زبان اصلی خود یعنی عربی نقل شده و حتی فتاوای فقهای عظام را که در اصل عربی بوده به همان شکل آورده ایم.
۳- اگرچه در کتابی که رسماً به زبان فارسی نوشته می شود، لازم است عبارات غیرفارسی ترجمه شود، اما از آنجا که امید است از این کتاب به عنوان یک کتاب درسی استفاده شود، از ترجمه همه عبارت های عربی خودداری کرده ایم و فقط ترجمه برخی را آورده ایم.
۴- پاره ای از مباحث این کتاب تلخیصی است از آنچه توسط فاضلان و مولفان ارجمند دیگر نگارش شده و یا در جلسات علمی مطرح گردیده و از آنجا که مطالعه آن ها برای دانشجویان مفید تشخیص داده شد، با تصرف و توضیح و معرفی مولف آن، مورد تلخیص قرار گرفت، بقیه مباحث تالیف یا تصنیف نگارنده کتاب می باشد.
۵- آنچه در این مجموعه آمده به شکل استقرایی انتخاب شده و بخشی از مباحث فرهنگی ارتباطی را تشکیل می دهد. مباحث دیگری نیز وجود دارد که به یاری خداوند متعال در آینده تکمیل و چاپ خواهد شد. بار دیگر از همه عزیزانی که با تذکرات و مطالب مستدل و ناصحانه خود درصدد کمتر کردن نقص و ضعف این مجموعه هستند، کمال تشکر و امتنان را دارم.

عید مبارک غدیر خم ۱۴۳۸ هجری قمری
شهریور ۱۳۹۶ هجری شمسی
احمدعلی قانع ـ دانشگاه امام صادق (ع) ـ تهران

بخش اول: فقه جهانگردی و گردشگری

فصل اول: تعامل با غیرشیعیان (اهل تسنن)

مقدمه
اکثریت اهل اسلام را اهل تسنن تشکیل می دهند. ما نه تنها در داخل کشور با جمع زیادی از اهل تسنن سروکار داریم که در دیگر کشورها، اغلب مسلمانان را اهل تسنن تشکیل می دهند. در قرآن کریم و روایات معصومان (ع) بر مسئله وحدت و تعامل برادرانه با غیرشیعه سفارش شده است. (واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا... اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق...) و در صحنه عمل مشاهده می کنیم که دشمنان از تفرقه ها سوءاستفاده کرده و به نفع خود بهره می برند. تعامل صحیح منطقی مبتنی بر فقه و اخلاق اسلام می تواند ما را به تمسک به حبل الله نزدیک کند. وجود گروه های انحرافی افراطی همیشه بوده و هست. از زمان مولا امیر مومنان علی (ع) حضرت با ناکثین و قاسطین و مارقین سروکار داشتند و در زمان ما القاعده و طالبان و النصره و داعش؛ اما این گروه های افراطی درصد کمی از اهل تسنن را تشکیل می دهند و لذا نباید حکم همه آن ها را یکی بدانیم، کما اینکه امامان معصوم (ع) نیز حکم آن ها را یکی نمی دانستند.
ضرورت آنچه گفتیم، تاکید و تایید می شود با این بیان که شیعه نیز خود را اهل تسنن می داند، به این معنی که ما نیز خود را پیرو سنت رسول الله (ص) می دانیم با این تفاوت که ما سنت رسول الله (ص) را از کانال اهل بیت (ع) فرا می گیریم و برادران اهل تسنن از راه های مختلف دیگر؛ اما باید اذعان کنیم که در پاره ای از موارد در عمل از سنت رسول خدا (ص) دور شده ایم و بازگشت به سیره و سنت رسول خدا (ص) که همانا دستور صریح قرآن کریم است، تغییر رفتار و عملکرد ما را می طلبد. قرآن کریم می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه» (احزاب/۲۱) و می فرماید: «ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» (حشر/۷). حال به مواردی توجه می کنیم که به نظر می رسد اهل تسنن در مجموع در آن ها از ما بهتر عمل می کنند.
۱-۱. برگزاری نمازهای واجب یومیه در پنج وقت
از نظر فقه شیعه نیز برگزاری پنج نماز در پنج وقت متمایز افضل است و وجود اوقات فضیلت برای هر یک از نمازهای یومیه گویای امر می باشد:
«… و وقت فضیله الظهر من الزوال الی بلوغ الظل الحادث بعد الانعدام او بعد الانتهاء مثل الشاخص و وقت فضیله العصر من المثل الی المثلین علی المشهور ولکن لایبعد ان یکون من الزوال الیهما و وقت فضیله المغرب من المغرب الی ذهاب الشفق ای الحمره المغربیه و وقت فضیله العشاء من ذهاب الشفق الی ثلث اللیل فیکون لها وقتا اجزاء قبل ذهاب الشفق و بعد الثلث الی النصف و وقت فضیله الصبح من طلوع الفجر الی حدوث الحمره فی المشرق» (طباطبایی، ۱۴۰۹ق، ج۱: ۵۱۸).
ناگفته نماند خواندن نماز به جماعت فضیلت بالایی دارد و اگر امر دایر باشد میان خواندن نماز جماعت در غیر وقت فضیلت و خواندن نماز فرادی در وقت فضیلت به یقین اولی اولویت دارد.
۱- ۲. شروع نمازهای جماعت بلافاصله پس از اذان و اقامه به ویژه نماز مغرب
از اختلاف نظری که پیرامون وقت اذان مغرب است می گذریم(۱) و فقط به این نکته اشاره می کنیم که اهل تسنن علامت اذان مغرب را ذهاب قرص و معظم فقهای شیعه آن را ذهاب حمره مشرقیه می دانند؛ اما خارج از این بحث شاهدیم که متاسفانه پس از اذان مغرب، اغلب مساجد بلافاصله نماز مغرب را نمی خوانند. اولاً منتظر شنیدن اذان رادیو هستند که به نظر می رسد فضیلتی نداشته باشد و سپس فردی اذان زنده را می گوید در حالی که از وقت اذان گذشته است و آنگاه امام جماعت (اگر تاخیر نداشته باشد) اقامه را گفته و نماز را می خواند و در مجموع اقامه این نماز، علی رغم سفارشی که به تسریع آن شده با تاخیر حدود ۱۵ دقیقه از شروع اذان حتی به روایت شیعی برگزار می شود.
داستان تاخیر برگزاری نماز در دیگر نمازها نیز وجود دارد در حالی که ما شیعیان اعتقاد داریم: «افضل وقت الفضیله ابتداوه» (ر.ک: کتب فقهی مثل الروضه البهیه).
۱- ۳. سفارش به برگزاری نماز جماعت صبح
عن الصادق (ع) عن آبائه عن رسول الله (ص): «من صلی الغداه و العشاء الآخره فی جماعه فهو فی ذمه الله عزوجل و من ظلمه فانما یظلم الله و من حقره فانما یحقره الله عزوجل» (حر عاملی، ۱۳۷۳، ج۵: ۳۷۸).
و قال (ص): «من صلی المغرب و العشاء الآخره و صلاه الغداه فی المسجد فی جماعه فانما احیی اللیل کله» (حر عاملی، ۱۳۷۳، ج۵: ۳۷۸).
برادران اهل تسنن در برگزاری نماز جماعت صبح از ما جلوتر هستند. متاسفانه بسیاری از مساجد ما نماز جماعت صبح ندارد.
۱- ۴. پرکردن صفوف و راست بودن آن ها
پرکردن صفوف و راست بودن آن ها و محاذات میان شانه ها و پرکردن جاهای خالی مستحب است و ترک آن ها مکروه و حرکت کردن برای رسیدن به صف جلو یا صف عقب در صورت تنگی جا.
«باب استحباب اقامه الصفوف و اتمامها و المحاذاه بین المناکب و تسویه الخلل و کراهه ترک ذلک و جواز التقدم و التاخر مع ضیق الصف» (حر عاملی، ۱۳۷۳، ج۵: ۴۷۱).
انصافاً اهل تسنن در این مسئله خوب عمل می کنند و ما کوتاهی داریم. و گاه صف های جماعت ما به جای آنکه افقی باشد عمودی می شود. مسئله اقتدای خانم ها را باید به گونه دیگر حل کرد، مثلاً نصب پرده در درازی مسجد و اختصاص جانبی از مسجد به آن ها. به متن برخی از روایات توجه کنید:
«... عن علی بن جعفر قال سالت موسی بن جعفر (ع) عن القیام خلف الامام فی الصف ماحدّه؟ قال اقامه ما استطعت فاذا قعدت فضاق المکان فتقدم او تاخر فلا باس».
- عن السکونی عن جعفر عن ابیه عن آبائه قال: قال رسول الله (ص): «سووا بین صفوفکم و حاذوا بین مناکبکم لا یستحوذ علیکم الشیطان».
... عن رسول الله (ص): «اذا قمتم الی الصلوه فاعدلوا صفوفکم و اقیمواها و سووا و اذا قال امامکم: الله اکبر، فقولوا الله اکبر و اذا قال سمع الله لمن حمده فقولوا: اللّهم ربنا و لک الحمد» (حر عاملی، ۱۳۷۳، ج۵: ۴۷۲).
کیفیت وضع قدم ها بنا به انظار فقهای شیعه و سنی متفاوت است که نظر شیعیان به سنت رسول الله (ص) نزدیک می باشد.
۱- ۵. نظافت از مطالب تاکیدی اسلام
نظافت از مطالب تاکید شده اسلام است و جمله «النظافه من الایمان» مشهور می باشد. در این مسئله توجه به نکاتی لازم است.
الف. پوشیدن جوراب و کفش دم بسته در هوای گرم تولید عرق و بوی بد می کند، لذا نمازگزار ضرورت دارد پای خود را قبل از ورود به مسجد شستشو دهد. این مطلب غالباً توسط اهل تسنن رعایت می شود، اما توسط شیعه بعضاً رعایت نمی گردد.
ب. در راه ورودی مساجد اهل تسنن حوضچه و محلی برای شستن پا وجود دارد که در بسیاری از مساجد شیعیان وجود ندارد.
ج. اختلاف نظر در بحث مسح پا یا شستن آن نباید مانع از رعایت نظافت توسط قائلان به مسح باشد.
۱- ۶. مستحب بودن حکایت اذان
حکایت اذان مستحب است. متاسفانه بسیاری از شیعیان به جای استماع و حکایت، سخن می گویند؛ اما اهل تسنن در این زمینه، سکوت کرده؛ استماع می نمایند.
عن ابی جعفر (ع) قال: کان رسول الله (ص) اذا سمع الموذن یوذن قال: «مثل ما یقول فی کل شیء» (حر عاملی، ۱۳۷۳، ج۴: ۶۷۱). این استحباب در اقامه نیز وجود دارد.
۱- ۷. اهتمام به نماز جمعه
اهمیت دادن به نماز جمعه و میزان شرکت کننده ها در میان شیعیان و اهل تسنن بسیار قابل تامل است. اگرچه قسمتی از این مطلب به برخی از فتاوی فقهای شیعه برمی گردد اما برخی دیگر نیز به اهمیت ندادن آن توسط مردم و یا مسئولان بازگشت دارد. متاسفانه نماز جماعت مساجد ما به هنگام ظهر جمعه نیز تعطیل است.
۱- ۸. آرامش در نماز
تانی در نماز، تانی در بیان ذکر «سمع الله لمن حمده»، عجله نکردن در بیان اذکار رکوع و سجده، احیای قرآن و استفاده از سور مختلف در قرائت نمازها، جلو مصلا راه نرفتن و احترام به او و عبادت او را در حین نماز رعایت کردن و... از مطالبی است که اهل تسنن نسبت به آن توجه بیشتری دارند و توجه ما شیعیان کمتر است.
عن زراره عن ابی جعفر (ع) قال: «بینا رسول الله (ص) جالس فی المسجد اذا دخل رجل فقام یصلی فلم یتم رکوعه و لاسجوده فقال رسول الله (ص) نقر کنقر الغراب لئن مات هذا و هکذا صلاته لیموتَنّ علی غیر دینی» (حر عاملی، ۱۳۷۳، ج۴: ۹۲۲).
«باب استحباب ترتیل القراءه و ترک العجله و سوال الرحمه و الاستعاذه من النقمه عند آیه الوعد و الوعید...» (حر عاملی، ۱۳۷۳، ج۴: ۷۵۳).
«یستحب قراءه عم یتسائلون او هل اتی او الغاشیه او القیامه و اشباهها فی صلاه الصبح و قراءه سبح اسم او الشمس فی الظهر و اذا جاء نصرالله و التکاثر فی العصر و المغرب و...» (موسوی خمینی، ۱۴۰۲ق، ج۱: ۱۶۹).
«...فبلغ ذلک رسول الله (ص) فبعث الی معاذ فقال: یا معاذ ایاک ان تکون فتانا علیک بالشمس و ضحیها و ذواتها...» (حر عاملی، ۱۳۷۳، ج۵: ۴۷۰).
۱- ۹. نامگذاری فرزند
نامگذاری صحیح و اسلامی، حق فرزندان بر گردن والدین است. نام هایی که دربردارنده فرهنگ دین داری باشد از نام های دیگر بهتر است. عبدالله، عبدالرحمن، یوسف، یونس، محمد و... اما نام هایی مثل اردشیر، داریوش، کورش و... یاد پادشاهان ایران را زنده می کند. به نظر می رسد در مجموع اهل تسنن در این مسئله از ما بهتر عمل می کنند.
۱ -۱۰. حرمت تراشیدن ریش و کراهت بلند بودن سبیل
حرمت ریش تراشی و کراهت بلند نگه داشتن سبیل در روایات و فتاوی فقهای عظام آمده است و متاسفانه ما در این مسئله لنگ می زنیم حتی برخی گویندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران این گونه اند. جمله زیر مضمون روایتی از وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) است:
«امرنی ربی ان احلق شاربی و اطلق لحیتی» (ابن سعد، بی تا، ج۱: ۳۴۷).
پیرامون این مسئله در مقاله ای مستقل گفتگو خواهیم کرد.
۱- ۱۱. لزوم پیروی نکردن از بیگانگان در مدهای مختلف
اغلب ملت ها لباس ملی خود را که از جهات عقلی و وجدانی برتری دارد، حفظ کرده اند. (افغانی، پاکستانی، هندی، اعراب) اما متاسفانه ما از این حیث یعنی در مد و مدپرستی گاه از خود غربی ها جلوتریم.
«اوحی الله تعالی الی نبی من الانبیاء قل للمومنین لا یلبسوا لباس اعدائی و لا یطعموا مطاعم اعدائی و لایسلکوا مسالک اعدائی و لایشاکلوا بما شاکل اعدائی فیکونوا اعدائی کما هم اعدائی» (نوری طبرسی، ۱۴۲۹ق، ج۳: ۲۱۰).
در هر روی بیان مطالب فوق از آن بابت است که سعی کنیم نقص خود را جبران نماییم و در اینکه مذهب تشیع برحق است و شیعیان نکات مثبت فراوانی بر همه امت ها و ملت ها دارند که یکی از آن ها انقلاب و جمهوری مبارک اسلامی است، تردیدی نمی باشد.
۱- ۱۲. چگونگی تعامل با اهل سنت
در تعامل با غیرشیعه (اهل تسنن) نکات زیر را باید مدنظر داشت و عمل نمود:
۱-۱۲-۱. تاکید بر مشترکات و شروع تعاملات با مشترکاتی مثل قرآن کریم و احادیث نبوی
لازم است در تعامل با اهل تسنن تاکید بر مشترکات و شروع تعاملات با مشترکاتی مثل قرآن کریم و احادیث نبوی باشد و اینکه بحث بر روی موارد اختلافی را در صورت ضرورت برای مراحل بعدی قرار دهیم.
بر این اساس درباره چگونگی رفتار با اهل سنت و دیگر فرقه های مذهبی باید به این نکته مهم توجه کرد که حساب «سردمداران بدعت گذار» از «پیروان دل پاک» جداست و سرانجام «دانایان لجاجت پیشه» از «ناآگاهان عبودیت پیشه» را باید جدا دانست.
دشمنان اهل بیت (ع) سردمداران گمراهی و ضلالت هستند و آنچه درباره «تبری» و لزوم «بغض» گفته شده است، بیشتر درباره گروه اول است؛ اما عموم مردم و پیروان ناآگاه، در صورتی که روحیه حق پذیر و «قلب سلیم» داشته باشند، اما در تشخیص حق اشتباه کرده اند، مورد لطف خداوند قرار می گیرند. ما نیز در رفتار با آنان باید نگاه محبت آمیز و هدایتگر داشته باشیم. البته باید توجه داشت که اختلاط و رفتارهای محبت آمیز، موجب سستی در اعتقاد و بی اعتنائی به احکام ویژه مذهب خود ما نشود. بهترین شیوه در رفتار با اهل سنت آن است که بدون تحریک احساسات و بروز تعصبات بر نقاط مشترک تکیه کنیم و در مقابل دشمنان اسلام و مستکبران با تمامی مسلمانان وحدت سیاسی خود را حفظ کنیم و هر چه بیشتر از فضایل اهل بیت (ع) و تعالیم و سیره آنان بازگو کنیم که در پرتو این گفتگوها محبت هر چه بیشتر حاصل آید و طبیعی است که به دنبال «محبت»، «متابعت» و پیروی خواهد آمد.
۱- ۱۲- ۲. عدم لزوم طرح برخی از مباحث تفرقه آفرین
به طور کلی لزومی ندارد برخی از مباحث در مواجهات اول با آن ها مطرح گردد، مباحثی مثل بحث میزان فضایل اصحاب یا عدم آن و مقایسه کردن آن با فضایل اهل بیت (ع).
در شرایطی که دشمنان اسلام تمام تلاش خویش را برای مبارزه و مقابله با اسلام به کار بسته و آشکارا اعلام می کنند «جهان اسلام در قرن بیست و یکم یکی از مهم ترین میدان های زورآزمایی سیاست خارجی آمریکاست» و «تقابل اصلی آینده جوامع بشری برخورد فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی است». تاکید بر مسائل اختلافی و تفرقه انگیز میان صفوف مسلمانان منطقی نیست. در زمانی که مسلمانان می توانند با توجه به جمعیت بیش از یک میلیارد نفر و منابع و امکاناتی که در اختیار دارند، به عنوان یک قدرت تاثیرگذار در صحنه بین المللی مطرح باشند، پرداختن به اختلافات و مسائل تفرقه انگیز نتیجه ای جز به هدر رفتن سرمایه ها و استفاده دشمن از این اختلافات، نخواهد داشت. مقام معظم رهبری فرمودند: «یک میلیارد مسلمان در دنیا هستند که درباره خدا و پیامبر (ص) و نماز و حج و کعبه و قرآن و بسیاری از احکام دینی با هم یک عقیده دارند، یک چند مورد اختلاف هم دارند، این ها بیایند همان چند اختلاف را بگیرند با هم بجنگند تا آن کسی که با اصل خدا و پیامبر (ص) و دین و همه چیز مخالف است، کار خودش را انجام بدهد، آیا این عاقلانه است؟ اگر مسلمین دست در دست هم بگذارند و با هم صمیمی باشند، ولو عقایدشان مخالف با یکدیگر باشد، اما آلت دست دشمن نشوند، دنیای اسلام سربلند خواهد شد» (حسینی خامنه ای، سایت معظم له).
۱- ۱۲- ۳. پرهیز از فرهنگ سب که در قرآن نیز از آن نهی شده و دوری از لعن افراد در ظاهر
اگرچه فرهنگ لعن یک فرهنگ قرآنی است و حدود چهل آیه در قرآن کریم به آن اختصاص دارد اما از آنجا که جهل و تعصبات جاهلانه بسیاری از انسان ها اجازه نمی دهد که مصادیق افراد ملعون را به خوبی شناسایی کنند، لذا لعن بسیاری از افراد برای آن ها قابل هضم نیست الا موارد واضحی مثل لعن معاویه و یزید. آن هم در همه جا ضرورت ندارد چه اینکه چهره این افراد نیز برای همه شناخته شده نیست؛ اما مسئله توهین و سب روشن تر است.
فردی به نام «یاسر الحبیب»، مراسمی با نام «سال مرگ عایشه» در محل اقامتش در لندن برپا کرد و در آن به سخنرانی درباره شخصیت همسر پیامبر (ص) پرداخت.
جمعی از علما منطقه «احساء»، واقع در شرق عربستان، نظر رهبر انقلاب اسلامی را در خصوص این گونه بی حرمتی ها نسبت به همسر حضرت پیامبر (ص) خواستار شدند.
رهبر انقلاب در جواب این استفتاء گفت: «توهین به تمامی شخصیت های مورد احترام اهل سنت حرام است و جایز نیست، مخصوصاً اگر این توهین و تهمت متوجه همسر پیامبر اکرم (ص) باشد؛ توهین و بی احترامی به همسر تمامی پیامبران، بالاخص پیامبر اسلام (ص) که سید تمام پیامبران است، ممنوع است».
۱- ۱۲- ۴. مدارا با اهل تسنن و دعوت به حق
تاکید ائمه اطهار (ع) آن بوده که با اهل تسنن مدارا کنیم و با اخلاق و رفتار، آن ها را به مذهب حق دعوت نماییم. لذا حضور در جماعات آن ها و تکریم و احترام آن ها، رفتن به عیادت و تشییع جنازه و از این قبیل امور می تواند عملاً حقانیت مذهب تشیع را برای آن ها به اثبات برساند.
«... عن زید الشحام عن ابی عبدالله (ع) انه قال یا زید خالقوا الناس باخلاقهم صلوا فی مساجدهم و عودوا مرضاهم و اشهدوا جنائزهم و ان استطعتم ان تکونوا الائمه و الموذنین فافعلوا فانکم اذا فعلتم قالوا هولاء الجعفریه رحم الله جعفرا ما کان احسن ما یودب اصحابه و اذا ترکتم ذلک قالوا: هولاء الجعفریه فعل الله بجعفر ما کان اسواء ما یودب اصحابه» (حر عاملی، ۱۳۷۳، ج۵: ۴۷۷).
در مورد نوع برخورد با برادران اهل سنت، باید گفت که اهل بیت (ع)، نگاهشان و سیره و برخوردشان با آن ها کاملاً برادرانه و صمیمانه بوده است. وقتی یکی از اصحاب امام صادق (ع) از حضرت می پرسد: ما شیعیان در معاشرت با اقوام و عشیره خود و معاشرت با سایر طبقات مردم که در سلک مذهب ما نیستند، چه وظایفی داریم؟ آن حضرت پاسخ می دهند: «به رهبران خود بنگرید که مقتدای شما هستند و با مردم (منظور غیرشیعیان) به همان گونه معاشرت کنید که رهبران شما معاشرت می کنند؛ به خدا سوگند که رهبران شما از بیماران مردم عیادت می کنند، جنازه هایشان را تشییع می کنند، در محضر قضاتشان حاضر می شوند و شهادت می دهند. امانت آنان را نگهداری می کنند و باز پس می دهند» (کلینی، ۱۳۶۳، ج۱: ۳۴۸).
این کلام حضرت، اوج صمیمیت، دلسوزی و مهربانی را نسبت به هم کیشان غیرشیعه خود نشان می دهد که برای ما نیز پندآموز است.
البته این بدان معنا نیست که از اعتقادات به حقمان کوتاه بیاییم و دست برداریم، بلکه باید در عین پایبندی به اعتقادات خود، مبنای معاشرت را با آنان، بر محور مشترکات بگذاریم و از ورود به مجاری اختلاف برانگیز خودداری نماییم. حال اگر شرایط را برای اثرگذاری بر اعتقادات نادرست آنان مساعد دیدیم و مطمئن هستیم که از عهده این کار برمی آییم، می توانیم با همان باور برادرانه و دلسوزانه، برادر مسلمان خود را ارشاد نموده او را نسبت به باورهای نادرستش آگاه نماییم.
۱- ۱۲- ۵. موارد به کار بردن تقیه
در مواردی که تقیه معنی دارد و فقهای بزرگوار شیعه امر به آن نموده اند (تقیه مداراتی یا خوفی) لازم است از فتاوی مراجع جلو نیفتیم و همان را ملاک قرار دهیم. مواردی مثل عدم لزوم استفاده از مهر، عدم لزوم تکرار نمازهایی که پشت اهل سنت خوانده ایم و... بله مواردی وجود دارد که تقیه در آن معنی ندارد و حق اعمال آن را نداریم مثل تامین و تکفیر در نمازها.
۱- ۱۲- ۶. توجه به چند نکته
از باب اینکه نباید بهانه به دست دیگران داد، ملاحظه و توجه به موارد زیر لازم است:
الف. شهادت به ولایت امیر مومنان بنا به نظر بسیاری از فقها جزء نماز نیست، لذا بلند خواندن آن در اذان و اقامه های شخصی در مساجدی مثل مسجدالحرام باعث انگشت شمار شدن می شود.
ب. اذکار رکوع و سجده را می توان جهرا یا اخفاتا به جا آورد. بنا به فرمایش مولا امیر مومنان (ع) «اذا دخلت بلده فادّب بآدابها»، هر جا که اکثریت یا همه جمعیت را اهل تسنن تشکیل می دهند، می توان از این ترخیص استفاده کرد.
ج. لزوم اصلاح و تحسین قرائت نماز توسط بسیاری از شیعیان به طوری که متاسفانه قرائت نمازشان صحیح نیست و نیز به قرائت و لحن عربی نمی باشد. وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اقرووا القرآن بالحان العرب».
د. شرکت نکردن در نمازهای جمعه و جماعات در شهرهای مقدس مکه و مدینه، در حالی که همه امت اسلامی به سمت مسجدالحرام یا مسجدالنبی در حرکت اند و در خلاف جهت به سمت هتل ها رفتن و احیاناً داخل مغازه ها به خرید مشغول بودن و... چهره و وجهه شیعیان را خراب می کند.
ه. سوت و کف زدن به هنگام تحویل سال و مناسبت های دیگر بهانه به دست آن ها می دهد که آیه ای را که خداوند متعال در وصف مشرکان نازل کرده به ما نسبت دهند و شیعیان را مشرک بدانند «وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیتِ اِلاَّ مُکاءً وَ تَصْدِیه» (انفال/۳۵).
و. پرسه زدن فراوان در ایام حج و عمره و تلاش برای خرید کالاهای مختلف به بهانه سوغات و... و از دست دادن ایام معدودی که تکرار آن برای بسیاری از افراد میسر نیست، در نوع خود خسارت عظیمی است.
ز. ضرورت توجه بیشتر ایرانیان به زبان عربی و استفاده عملی و بیشتر از محتوای ادعیه و مناجات. کسانی که زبان عربی می دانند از این سرمایه عظیم استفاده بیشتری می برند؛ اما بسیاری از فارسی زبان ها از این عمل بی بهره اند و اگر قبل از دعای کمیل و یا در خلال دعای عرفه، مداح سری به کربلا نزند، امکان اشک ریختن و زمزمه با خدا و حصول رقت قلب برایشان حاصل نمی شود و مورد اتهام مخالفان قرار می گیرند که شما از دعا و مناجات با خدا هیچ نمی دانید و فقط هنرتان گریه بر امام حسین (ع) است. ضمن همه احترامی که به امام حسین (ع) و داستان کربلا و عاشورا داریم و آن را حق می دانیم؛ اما نباید کاری کنیم که این گونه مورد قضاوت مخالفان قرار گیریم.
۱- ۱۲- ۷. فراهم کردن شرایط استفاده از کتب شیعه برای اهل سنت
شیعیان از اینکه در کتابخانه هایشان کتب اهل تسنن باشد، ابایی ندارند و محققانه از منابع اهل تسنن استفاده می برند، متاسفانه به دلیل تبلیغات ناصحیح، کتابخانه های اهل سنت از کتب شیعه خالی می باشد. لازم است اندیشمندان جهان تشیع در مراودات خود با اندیشمندان اهل تسنن این عدم توازن را رفع نموده و نویسندگان و مولفان شیعه نیز با لحن و سبکی که برای کتب و مقالات انتخاب می کنند، امکان استفاده بیشتر اهل تسنن را فراهم نمایند، به عنوان نمونه استفاده بیشتر از آیات و روایات نبوی و معرفی ائمه اطهار به عنوان فرزندان و نوادگان رسول خدا (ص) و... و در عالم نرم افزار نیز باید به این نکته توجه داشت و سخن حق را به گوش جهانیان رسانید.
۱- ۱۳. چند پرسش و پاسخ
۱-۱۳-۱. حکم ازدواج شیعیان با اهل تسنن
در مورد ازدواج مرد شیعی با زن سنی اقوالی در فقه آمده است و مشهور این است که مرد شیعی می تواند با زن سنی ازدواج کند؛ ولی در مورد ازدواج زن شیعی با مرد سنی اختلاف نظر است و برخی آن را جایز، برخی مکروه و برخی دارای اشکال دانسته اند.
روایات متعددی در مورد نکاح مخالف وجود دارد که در این روایات فرق بین اسلام و ایمان ذکر شده است و از آن ها استفاده می شود که اسلام به شهادتین است و کسی که شهادتین را بگوید مسلمان و طاهر بوده و نکاح آن ها حلال است.
لذا زن دادن به سنی ها را، فقها از جهت عنوان ثانوی جایز نمی دانند یا مکروه می دانند؛ به این بیان که اگر به آن ها زن داده شود، چون زن غالباً تحت تاثیر شوهر واقع می شود ترس تغییر مذهب وجود دارد؛ از این رو بنابر احتیاط واجب، زن دادن به آن ها جایز نیست و یا کراهت دارد و به هر صورت، دلیل قاطعی مبنی بر حرمت این کار یا بطلان این نکاح وجود ندارد.
در پایان، به فتوای برخی از مراجع در این باره اشاره می شود:
سوال: ازدواج مسلمان با غیرمسلمان و ازدواج شیعه با اهل سنت چه صورت دارد؟
- مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی: ازدواج زن مسلمان با غیرمسلمان صحیح نیست و ازدواج زن شیعه با مرد سنی مکروه است و ازدواج مرد مسلمان با زن غیرمسلمان، اگر موقت باشد و همچنین ازدواج مرد شیعه با زن سنی مانعی ندارد.
- مرحوم آیت الله بهجت: اولی (ازدواج مسلمان با غیرمسلمان) در صورت کتابی بودن، عقد موقت بی اشکال است و در فرض دوم (زن شیعه با مرد سنی) نمی توان دختر یا زن شیعه را به عقد آن ها درآورد به احتیاط تکلیفی.
- حضرت آیت الله سیستانی: ازدواج با اهل کتاب به احتیاط واجب جایز نیست و با اهل سنت اگر خوف انحراف نباشد، جایز است.
- حضرت آیت الله مکارم شیرازی: ازدواج مسلمان با غیرمسلمان جایز نیست و ازدواج مردان شیعه با زنان اهل سنت اشکالی ندارد؛ ولی ازدواج زنان شیعه با مردان اهل سنت با توجه به خطر انحراف مذهبی اشکال دارد.
۱- ۱۳- ۲. جواز دادن صدقه به اهل تسنن
آیا می توان به فقرای اهل تسنن صدقه داد؟
لازم نیست فقیری که صدقه را به او می دهند، حتماً شیعه باشد بلکه می توان به فقرای اهل سنت هم صدقه داد. حتی می توان به غیرمسلمانانی که در حال جنگ و دشمنی با مسلمانان نیستند، صدقه داد (ر.ک: قرآن کریم، ممتحنه/ ۸).
از سوی دیگر بهتر است صدقه را به اطرافیان فقیر و نیازمند پرداخت کرد و اگر در میان ایشان فقیری نبود به دیگران پرداخت نمود؛ یعنی اولویت صدقه دادن با خویشان است؛ البته اگر با وجود خویشان فقیر، به دیگران صدقه دهند اشکال ندارد.
۱- ۱۳- ۳. حکم نگاه به زنان اهل تسنن
حکم نگاه به زنان اهل تسنن از نظر فقه شیعه چیست؟
طبق نظر همه مراجع تقلید همان حکم نگاه به زنان شیعه را دارد و اساساً این سوال قدری عجیب و غریب است؛ زیرا قرآن کریم که کتاب هدایت همه مسلمانان است، حکم و اصل قرآنی خود را در سوره نور و دیگر سوره ها بر حذر داشتن مردان از نگاه ناروا به زنان نامحرم استوار می سازد و زنان را ملزم به حفظ حجاب و پوشش از مردان اجنبی نموده است و حرمت نگاه به نامحرم و اختلاط زن و مرد مطلبی اتفاقی میان هر دو فرقه اصلی اسلام است و درجایی که این مسئله در مورد زنان غیرمسلمان نیز (با توضیحاتی که این مقاله گنجایش آن را ندارد) وجود دارد، به طریق اولی در مورد زنان اهل تسنن نیز حاکم است.

نظرات کاربران
درباره کتاب گفتارهایی در فقه فرهنگ و ارتباطات