فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دستورالممل‌های قضاقورتکی

کتاب دستورالممل‌های قضاقورتکی

نسخه الکترونیک کتاب دستورالممل‌های قضاقورتکی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب دستورالممل‌های قضاقورتکی

یکی از رسم‌های ما ایرانیان دستورالعمل صادر کردن است. حتی یک بچه فسقلی جیغو هم اگر یک بچه فینقیلی ریقو به پستش بخورد، رد نمی‌دهد و یک دستورالعمل برایش صادر می‌کند که ریقو حساب کار دستش بیاید که چه کار باید بکند که جیغو خوشش بیاید! از همین پایین دستورالعمل می‌جوشد تا آن بالا! مسئولان محترم هم که خودشان کمپانی صدور دستورالعملند. هر جا که قدم نهی تو بر روی زمین دستورعملی برای کاری دارد یک روز صبح همین که چشم بازکردم، نمی‌دانم چرا، بر اثر چه فعل و انفعلاتی، در اقدامی تلافی‌جویانه، من هم دستورالعملم گرفت. فکر کردم حالا که هر کس برای خودش دستورالعمل صادر می‌کند، من چرا نکنم؟! شاید مال من به بامزگی نسخه‌های اورژینال نرسد، اما لااقل غلط املایی و انشایی ندارد و لازم‌الاجرا هم نیست. اما حتما سازنده‌تر است! ۶۳ دستورالعمل‌ در سال‌های ۹۳ و ۹۴ صادر کردم و به حکم قضاقورتکیّت از هفته‌نامه طنز چلچراغ سر در ‌آورد. از آقای «فریدون عموزاده خلیلی» برای این میزبانی سپاسگزارم. خود این عدد ۶۳ هم یکی از عددهای مورد علاقه قضاقورتکیان است. می‌شود وقایع این دو سال (که قربانش بروم کم نبود) را از متن این دستورها پی گرفت. برای جامعه، محیط زیست، ارتباطات و رسانه، هنر، ورزش و همه چیز هم دستوراتی نوشته‌ام که مثل همه دستوالعمل‌دهندگان نشانه تسلط، تبحر، تبختر و شاخ بودن من در همه امور دارد. خواندن‌شان در قضاقورتکی بودن اوضاع امروز می‌چسبد و باید یکجا جمع باشد. ۴۰ دستورالعمل را علی‌الحساب در این کتاب می‌خوانید.

ادامه...
  • ناشر انتشارات روزنه
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.1 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب دستورالممل‌های قضاقورتکی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش آمد

چرا قضاقورتکی، دستورالعملم گرفت؟!

یکی از رسم های ما ایرانیان دستورالعمل صادر کردن است. حتی یک بچه فسقلی جیغو هم اگر یک بچه فینقیلی ریقو به پستش بخورد، رد نمی دهد و یک دستورالعمل برایش صادر می کند که ریقو حساب کار دستش بیاید که چه کار باید بکند که جیغو خوشش بیاید! از همین پایین دستورالعمل می جوشد تا آن بالا! مسئولان محترم هم که خودشان کمپانی صدور دستورالعملند.
هر جا که قدم نهی تو بر روی زمین
دستورعملی برای کاری دارد
یک روز صبح همین که چشم بازکردم، نمی دانم چرا، بر اثر چه فعل و انفعلاتی، در اقدامی تلافی جویانه، من هم دستورالعملم گرفت. فکر کردم حالا که هر کس برای خودش دستورالعمل صادر می کند، من چرا نکنم؟!
شاید مال من به بامزگی نسخه های اورژینال نرسد، اما لااقل غلط املایی و انشایی ندارد و لازم الاجرا هم نیست. اما حتما سازنده تر است!
۶۳ دستورالعمل  در سال های ۹۳ و ۹۴ صادر کردم و به حکم قضاقورتکیّت از هفته نامه طنز چلچراغ سر در  آورد. از آقای «فریدون عموزاده خلیلی» برای این میزبانی سپاسگزارم.
خود این عدد ۶۳ هم یکی از عددهای مورد علاقه قضاقورتکیان است. می شود وقایع این دو سال (که قربانش بروم کم نبود) را از متن این دستورها پی گرفت.
برای جامعه، محیط زیست، ارتباطات و رسانه، هنر، ورزش و همه چیز هم دستوراتی نوشته ام که مثل همه دستوالعمل دهندگان نشانه تسلط، تبحر، تبختر و شاخ بودن من در همه امور دارد.
خواندن شان در قضاقورتکی بودن اوضاع امروز می چسبد و باید یکجا جمع باشد.
۴۰ دستورالعمل را علی الحساب در این کتاب می خوانید. بقیه اش هم لابد در کتابی دیگر به بشریت عرضه خواهد شد. 

بوسنده شما
محمدعلی مومنی
۲۳ تیر ۱۳۹۶

دستورالممل قضاقورتکی ۳

برای نسل چهار ندیده ها!

قرار است اینترنت نسل چهارم راه اندازی شود. اینجانب نه فقط برای این نسل، بلکه برای اینترنت های نسل بعد هم دستورالعمل هایی دارم:
۱. ساده نباشید. خدا وکیلی این که الان داریم 3G است که حالا 4G بیاید؟ سادگی زیاد، اسمش سادگی نیست ها!
۲. بی جنبه نباشید. قدیم الایام که همه چیز دیجیتال نشده بود، یک ضرب المثل آنالوگ داشتیم درباره ی حلوا و دهان و شیرین. حالا اگر مشکل تان با اسم و عدد حل می شود، اصلا از فردا بگویید اینترنت 9G
۳. ندید بدید بازی در نیاورید. نسل ندیده که نیستیم اینقدر می گویید نسل چهار، نسل چهار. ما از نسل دیال آپ هستیم.
۴. واقع بین باشید. ما کلا همه چیزمان با همه چیز دیگران فرق می کند. مثلا همه جا می گویند بشمار سه این کار را انجام بده. ما اینجا بین آن سه تا عدد، ۵۰۰ تا عدد دیگر هم اختراع می کنیم که مثلا به طرف فرصت داده باشیم. اگر بشود اسم واقعی اینترنت تلفن همراه را اعلام کرد خیلی بهتر است. فکر می کنم بشود 2/27G
۵. اصلا از خیر اینترنت نسل چهار بگذریم. به نفع هر دو طرف است. آقای حافظ هم می گوید: «از آن گناه که نفع به غیر رسد چه باک.» قبول که کاربرها هم گناه دارند، اما این گناه راه اندازی نکردن خیلی بهتر است تا راه اندازی. اینترنت راه نیفتاده یک عیب دارد، اینترنت راه افتاده هزار و یک عیب.
۶. از زدن آب نمک به دلتان جدا خودداری کنید. اگر «اینترنت نسل چهار» راه اندازی شد که سورپرایز می شوید و احساس می کنید دنیا چقدر زیبا و رویایی شده است. اگر هم راه اندازی نشد از تعداد جمعیت کشور کاسته نمی شود. دقت داشته باشید که فعلا ما در مرحله ی افزایش جمعیت هستیم. بدیهی است که اینترنت «نسل چهار» هیچ ارتباطی به افزایش جمعیت ندارد!
۷. از حالا یک لیست بلندبالا از چیزهایی که باید دانلود کنید، آماده کنید که بیکار نمانید. حیف است!
۸. به جز لیونل مسی فهرست دیگری از بازیکنان حاضر در جام جهانی آماده کنید که با راه افتادن این سرویس و بالا رفتن سرعت، بیکار نمانید.
۹. حالا به فرض، اینترنت نسل چهار واقعا قرار باشد راه بیفتد. در لحظه ی وصل شدن این سرویس گوشی تلفن همراه تان را خاموش کنید که فشارش نزند بترکاند. یکی از اپراتورها اعلام کرده از اینترنت نسل دو مستقیم می رود سراغ نسل چهار. می ترکاند دیگر.
۱۰. با امدادهای اولیه ی مجازی آشنا شوید. معمولاَ روال اینجوری است که وقتی یک چیزی آدم را کلافه می کند، آدم دست به سر می شود. با این اوصاف ما که با آن اینترنت پیشالاکپشتی تا خرخره در تلفن های همراه فرو رفتیم، با اینترنت نسل جدید تلفات هم خواهیم داد. بنابراین تمهیدات لازم را از هم اکنون پیش بینی کنید.
۱۱. لازم است دانشمندان و متخصصان امور تعذیه هم زمان با راه اندازی اینترنت نسل چهار، شیوه های جدید تغذیه را اختراع نموده، به گونه ای که از میزان تلفات انسانی کاسته شود. حالا جمعیت کشور کم شدن هیچ، به اقتصاد اپراتورها لطمه ای نخورد.
۱۲. سرعت عمل تان را بالا ببرید. اگر در گذشته در حضور دیگران ناخواسته سایتی را باز می کردید که نباید باز می کردید، چند دقیقه برای جبران زمان داشتید. با راه افتادن این سرویس از این خبرها نیست و کلا حواس تان باشد چه صفحه ای را باز می کنید.
۱۳. سرعت گیر نصب کنید. اگر کلا با سرعت مشکل دارید (چه در جاده و بزرگراه، چه در سیاست، چه در فضا رفتن و چه در اینترنت) بنابراین خودتان بصورت خودجوش چند سرعت گیر تهیه کنید و روی تلفن همراه تان نصب کنید.
۱۴. از مقایسه کردن پرهیز کنید. وقتی به شما گفتند این «نسل چهار» است و سرعت اش بالاست قبول کنید و پولش را پرداخت کنید. راه نیفتید با این کشور، آن کشور مقایسه کنید که به نتیجه برسید «دارید خاله بازی می کنید». در اینصورت:
الف: صدا و سیما یک گزارش جهانی پخش می کند و به شما ثابت می کند که نه فقط ما نسل چهار داریم، بلکه کشورهای دیگر زیر همان نسل یک و دو هم بچه دار شده اند.
ب-هزینه ی پرداخت شده قابل استرداد نمی باشد.
پس با خیال راحت قبول کنید که این همان است که باید باشد.
۱۵. با راه اندازی «اینترنت نسل چهار» کارها سریع تر راه می افتد و در روز ۱۲ ساعت وقت اضافه می آورید. حالا ببین چه اینترنتی بود آن قبلی! از هم اکنون به فکر پر کردن وقت صرفه جویی شده باشید.
خبر خوش اینکه صفحه ی پیوندها یا همان فیلترینگ با سرعت بیشتر باز می شود و شما خیلی سریع تر به سایت کیهان و فارس و اینجور جاها دسترسی پیدا می کنید!
۱۶. برای حمایت از اپراتورهای تلفن همراه گاهی زنگی به دوست و رفیق و آشنایان بزنید که دوزار هم توی جیب این بندگان خدا برود. حتی در روز دو دقیقه شماره ی خانه تان را بگیرید، گوشی را بردارید بگذارید زمین. در روز چند تا پیامک هم بفرستید. هر چند الکی، اما بفرستید. راه دوری نمی رود. کاری نکنید آن رویشان بالا بیاید که زیر آب همان نسل دو، نسل یک و حتی زیرآب تلفن ثابت هم بخورد جمیعا برگردیم به دوره ی تلگراف و کبوترهای نامه بر.
۱۷. گاهی سری هم به کارهای روزمره تان بزنید. کاری نکنید نفرین پدرها و مادرها پس کله تان باشد!
۱۸. احتیاط کنید از چشم نیفتید. با این سرعت جوگیر نشوید که هی به اقوام و همسایگان اقوام تان در خارج وب بدهید. گاهی آن وامانده را خاموش کنید که کمی دلشان برایتان تنگ بشود. آن برادری که قبلا قربان صدقه تان می رفت، به این خاطر بود که سالی ۵ ثانیه شما را می دید. نه اینکه هر روز ۱۲ ساعت آن وامانده را روشن نگه دارید.
۱۹. ورود اینترنت نسل چهار یعنی مرگ موبایل های قدیمی. از پرتاب کردن این گوشی ها به سطل زباله، دادن دست بچه، کوبیدن به سقف و کارهایی از این دست خودداری کنید.
کلی دهان مان با این گوشی ها تکان خورده و حرف زده ایم. اینها عتیقه های دوران مدرن هستند. آیندگان با دیدن این تلفن ها هنگ می کنند.
۲۰. اعلام شد «نفت نیست»، چراغ های گردسوز عتیقه شد.
حالا ابزارش هست، سوختش هنوز نیامده. در واقع تلفن هوشمندش هست، اینترنتش نیامده است. بنابراین ما از زمان خودمان جلو هستیم. پس لطفا از مسئولان تشکر کنید.

۲۵ اَمرداد ۱۳۹۳

دستورالممل قضاقورتکی ۱

از حافظ و سعدی وام نگیرید!

۱. اعتماد صندوق قرض الحسنه را جلب کنید. یک مراسم عقدکنان ساده همان جا در محل صندوق برگزار کنید. آن کاغذها که می دهید، شد مدرک؟ چیزی که زیاد است کاغذ پاره. اینجوری عواطف مسئولان صندوق هم جریحه دار می شود؛ می گویند: بده بیاد جلو! دو سال بده بیاد جلو!
۲. مدیر عامل صندوق باید دلش به یک چیز شما خوش باشد یا نه؟ پول که علف خرس نیست. برای اطمینان بیشتر هر چقدر می توانید مظنه، را بالا ببرید. مظنه دیگر! تعداد احتمالی فرزندان! هر عدد بچه، دو ماه شما را به وام نزدیک تر می کند. جای چانه را هم بگذارید. عدد اول را روی ۱۰ تا ۱۵ بگویید که در چانه زنی به ۵ – ۶ برسد. از قدیم می گفتند آنقدر که مدیر عامل صندوق به بچه دار شدن وام گیرنده اصرار دارد، پدرها و مادرهایشان ندارند.
۳. یک مدت دندان هایتان را مسواک نزنید. اگر به فکر سلامتی دهان و دندان تان هستید، باشید. ولی اگر برداشت مرفه بی درد از دک و دهان تان شد و وام ندادند، به من ربطی ندارد.
۴. ذوق وام گرفتن دارید که داشته باشید. دلیل نمی شود که تاکسی دربست بگیرید تا صندوق. اگر فکر می کنید کسی متوجه نمی شود که دارید برای خودتان حال و هول می کنید، اشتباه کرده اید. وقتی عکس تان آمد در خانه تان می فهمید! پس یک جوری بروید که باور شان بشود وام می خواهید.
۵. صندوق وام قرض الحسنه با هیچ بنی بشری تعارف ندارد. جوگیر نشوید فلان بازیگر، ورزشکار و هنرمند را ببرید برای ضمانت. بعد از سفر برزیل یکی باید برود ضمانت خودشان را بکند!
۶. برای ضامن، دور چهره های شناخته شده را خط بکشید. آنها تابلو تشریف دارند و به راحتی رد صلاحیت می شوند. پس لطف کنید نه خودتان را خسته کنید نه زحمت آن بندگان خدا را در رد صلاحیت ضامن ها زیاد کنید. چهار تا آدم غیر تابلو، سه برابر تعداد مورد نیاز، جور کنید، که هر کدام نشد کارتان لنگ نشود.
۷. از سخت گیری صندوق درباره ی ضامن استقبال کنید. فرصت بسیار خوبی است. خیلی مهیج است. آدم می تواند بعد از مدت ها دیداری با آباء و اجدادش تازه کند!
۸. بنابر اطلاعات کسب شده خوشبختانه صندوق وام دهنده خیلی مدرن شده و مدارک مورد نیاز را بصورت «دیتا» هم قبول می کند. شما بلوتوث می کنید، آنها دریافت می کنند. فقط مواظب باشید یک چیزی بلوتوث نکنید که نه فقط وام ازدواج بهتان ندهند، بلکه ادب و تربیت تان هم زیر سوال برود.
ابتدا از همه ی مدارک مورد نیاز کپی بگیرید، کپی ها را اسکن کنید، اسکن ها را برابر اصل کنید و بعد بلوتوث کنید. یادتان باشد این صندوق علاقه ی مفرطی به کپی و برابر اصل دارد، حتی اگر دیتا باشد!
۹. از در که داخل شدید به همه از دم سلام کنید. آدمیزاد کف دستش را که بو نکرده. یهو یکی از اینها کاره ای در صندوق است، خاطرش مکدر می شود. اصلا اینها به کنار، سلام کردن خوب است. سلام کنید. به همه. رد ندهید.
ناامید بودن بسیار بهتر از امیدوار بودن است. اگر امیدوار بروید و نشود، ضد حال می خورید؛ اگر جور بشود هم بهتان نمی چسبد.
۱۰. اما وقتی ناامید بروید، اگر بشود کیف می کنید و از فاز ناامیدی به فاز شاد و شنگولی وارد می شوید. اگر هم نشد که به همان حال و هوای ناامیدی ادامه می دهید. در واقع چیزی را از دست نداده اید!
شاعر هم سروده «در نا امیدی بسی امید است» نگفته که «در امید بسی امید است!»
آنجا شیرین زبانی نکنید هی از شعر حافظ و سعدی وام بگیرید که برایشان بخوانید. آنوقت می گویند «برو از همان حافظ و سعدی وامت را بگیر.» چند ماه دندان روی جگر بگذارید.

۱۱ اَمرداد ۱۳۹۳

دستورالممل قضاقورتکی ۲

ما خیزپیچِ کنکوریم!

چیزی که ما زیاد داریم «خیز» است. ما «خیز خیز» هستیم. کشور ما بیشتر از اینکه زلزله خیز یا حاصل خیز باشد، کنکورخیز است. یا ثبت نام کنکور است، یا توزیع کارت کنکور است، یا جلسه ی کنکور است، یا اعلام نتایج کنکور است، یا اعتراض  به کنکور است و خلاصه یک خبری مربوط به کنکور است.
«پیچ» هم زیاد داریم. پیچ های تاریخی. مثل همین کنکور. در واقع ما کشور «پیچ خیز» هستیم. بعضی  هم نظرشان برعکس است. می گویند ما «خیزپیچ» هستیم.

حالا برای این خیزپیچی چه کار کنیم؟

۱. از دو هفته قبل از کنکور شوخی هایتان را با اطرافیان کنار بگذارید. وگرنه شب کنکور احساس می کنید خیلی طولانی شده. یعنی ساعت را هم کوک کرده بودید ها. با آن شوخی هایی که شما قبلا کرده اید، شب کنکور ساعت را کوک می کنید، با خیال راحت می خوابید. ولی صبح بلند می شوید و می بینید که ظهر است! بالاخره انتقام جویی و ترکاندن شکل های مختلفی دارد.
۲. برعکس خیلی ها توصیه می کنم از یک هفته پیش از کنکور به حمام نروید. اینجوری آرامش روانی شما در جلسه بیشتر حفظ می شود. بالاخره وقتی مراقب ها دور و برتان نتوانند بپلکند، آیا خوب نیست؟!
۳. تاریخ مراسم عروسی تان را جوری تنظیم کنید که با لباس عروس به جلسه کنکور نروید. برای سوژه ی عکاس ها و خبرنگارها شدن وقت های بهتری هم هست. نه، اصلا رویتان می شود؟ در ضمن آن ساعت که می روید به جلسه کنکور، وقت آرایشگاه دارید!
۴. یک تکه کاغذ با خودتان به جلسه ببرید، برای ایده هایی که سال تا سال عمرا به ذهن تان برسد و زمان خطورش همان وقت تست زدن است. طرح خیلی از رمان ها، داستان ها و فیلم هایی که اسکار و نوبل گرفته اند، در جلسه ی کنکور به ذهن نویسنده ها و بقیه خطور کرده.
۵. هر کارتی که دم دست تان است بردارید با خودتان ببرید. کارت بنزین، کارت اهداء خون، کارت هدیه، کارت بانک و حتی یکی دو نمونه کارت عروسی همراه تان باشد؛ کارت ورود به جلسه هم نبود، نبود. بعضی از آن کارت هایی که می برید، مرده را هم زنده می کند.
۶. روز قبل محل آزمون را شناسایی کنید. حتی بروید با همسایه ها خوش و بش کنید. آمار محله را در بیاورید. اصلا نگران جوان های محله نباشید که غیرتی بشوند. آنها خودشان در محله های دیگر مشغولند!
۷. روز برگزاری کنکور ترجیحا شبیه عکس فیسبوکتان باشید. با آن همه لایک، شاید چهار نفر از مراقب ها از فرندهایتان باشند؛ بی فایده نیست.
۸. محل برگزاری کنکور، مترو نیست که تا درها را باز کردند مثل فیلم های دور تند بریزید روی سر و کله ی هم. برای همه صندلی هست!
۹. با شروع وقت آزمون صد بار بگویید من استرس ندارم. صد بار بگویید من موفق می شوم. صد بار بگویید من مراقب ها را دوست دارم. صد بار بگویید آزمون راحت است. صد بار بگویید من وقت کافی دارم!
۱۰. سوت زدن برای خونسردی خیلی مفید است. ممکن است بعضی ها بی جنبه باشند و شما را درک نکنند. سوت بی صدا هم موثر است. یعنی لب غنچه ای باشید، اما روی ویبره. ممکن است بعضی ها ژست سوت زدن را هم تحمل نکنند. ولشان کنید. بی جنبه اند. حتی بعد از جلسه هم بروید سوت بزنید، موثر است!
۱۱. تعداد لایک های شما در اینور و آنور هیچ تاثیری در نتیجه ی کنکور ندارد. بنابراین از توئیت کردن، استتوس گذاشتن و گزارش لحظه به لحظه ی کنکور خودداری کنید. شورش را در نیاورید!
۱۲. جلسه ی کنکور جای عکس سلفی گرفتن با مراقب جلسه نیست. به جای جور کردن خوراک فیسبوک و گوگل پلاس کمی دل تان شور کنکورتان را بزند.
۱۳. طراحان آزمون می گویند از بین مطالب فیسبوک هیچ سوالی در دفترچه مطرح نشده است. بالاغیرتا حداکثر تا ۵ دقیقه قبل از اینکه بروید در محل برگزاری کنکور، آن فیسبوک وامانده را ببندید. چون وامانده. خطرناک است. Sign Out کنید.
۱۴. به توصیه های آن کسی که از بلندگو هی پیام می دهد خوب گوش کنید. سوژه زیاد دارد.
۱۵. ساندیس را یک نفس نخورید. ابتدا یک قطره از آن را بخورید، ببینید به شما می سازد یا نه؟ ساندیس به هر کسی نمی سازد. دانشمندان می گویند ساندیس انرژی زیادی را آزاد می کند و فرد خورنده سر جایش بند نمی شود.
۱۶. از دست کشیدن به نقاط پنهان صندلی خودداری کنید. آدم حالش که بد بشود، تست زدن یادش می رود.
۱۷. برعکس خیلی ها من توصیه می کنم تست زدن را از سوال های سخت شروع کنید. اگر بلد باشید انرژی می گیرید و همه را می زنید. اگر هم بلد نباشید تکلیف تان روشن می شود و دیگر الکی وقت تان را صرف بقیه تست ها نمی کنید.
۱۸. وقتی اعلام شد زمان تمام است، چانه زدن برای گرفتن وقت اضافه و زدن دو تا تست اضافه را فراموش نکنید. چیز اضافه گرفتن خیلی کیف می دهد. به آدم احساس پیروزی دست می دهد. شما هم دست بدهید. ۱۸ اَمرداد ۱۳۹۳

نظرات کاربران درباره کتاب دستورالممل‌های قضاقورتکی

به نظر میاد نویسندۀ کتاب محمدعلی "مومنی" هست، نه محمدعلی "بهمنی"!!!
در 2 ماه پیش توسط