فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب شبکه‌های علمی مجازی

نسخه الکترونیک کتاب شبکه‌های علمی مجازی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب شبکه‌های علمی مجازی

جامعۀ امروزه در حال تجربۀ دوران جدیدی است. فرهنگ، اجتماع، اقتصاد و سیاست به طرق مختلف جهانی شده‌اند. شبکه‌های ارتباطاتی در هم ‌تنیده و به‌ هم ‌پیوسته‌ در تمامی حوزه‌ها، معانی و مفاهیم و به طور کلی همه چیز را تحت تأثیر قرار داده‌اند. ارتباطات به مثابۀ «اساس فعالیت انسان» در حال دگرگون ساختن هر چیزی است. جهان را بومی و بوم را جهانی می‌کند. رسانه‌ها، شبکه‌های مخابراتی و ماهواره‌ای و همچنین شبکۀ جهانی اینترنت به عنوان نیروی اصلی فرایند جهانی‌شدن، به رشد این در هم ‌تنیدگی و به‌ هم‌ پیوستگی سرعت بخشیده‌اند. این شبکه‌ها، فضایی تازه ایجاد کرده‌اند که می‌توان از آن با عنوان فضای دوم نام برد. در واقع؛ با ظهور این فضای تازه، صحبت از جهانی ‌شدن‌ یا جهانی‌شدنها نیست، صحبت از دوفضایی ‌شدنهاست. در این معنا، به موازات جهانی ‌شدنهایی که در فضای فیزیکی زندگی در حال روی دادن هستند، روندها و فرایندهایی، گاه در ارتباط و گاه مستقل از آن، در فضای مجازی در حال جهانی شدن‌ هستند.
بروز اینترنت و به خصوص وب در دو دهۀ گذشته، موجب به وجود آمدن جریانی موازی در کنار جهان واقعی شده است که می‌توان از آن با نام جهان «واقعی - مجازی» یاد کرد. روند «جمع ‌شدن همۀ صنایع ارتباطی در اینترنت»، صنعت چند رسانه‌ای و بستر شکل‌گیری «جهانِ دوم – جهانِ واقعیِ مجازی» در کنار «جهانِ اول – جهانِ واقعی فیزیکی» را فراهم آورد؛ با این خصوصیت که جهان مجازی از خصیصۀ آرمانی و خیالی برخوردار نیست، بلکه یک جهانِ واقعی است.
پارادایم دو جهانی‌شدنها در وهلۀ نخست به بیان تمایز دو جهان موازی و در عین حال مرتبط و در هم ‌آمیخته در یکدیگر می‌پردازد و در درجۀ بعد، جهانی‌شدنهای متکثری را در درون این دو جهان مورد‌ توجه قرار می‌دهد. در حقیقت دو جهان موازی در کنار هم وجود دارند که درون هر یک جهانی‌شدنهای بسیاری در جریان است. اساساً مهم‌ترین تغییر جهان معاصر که بنیان تغییرات آیندۀ جهان را می‌سازد، رقابتی‌شدن جهان واقعی و جهان مجازی است. دیگر صرف تغییرات و روندها و روالهای فضای واقعی نیست که مورد توجه است، بلکه فرایندهایی نیز در فضای فیزیکی ـ مجازی تولید و بازتولید شده‌ که در رابطه‌ای «انعکاسی هندسی» با جهان واقعی قرار دارد.
خصایص ممیز جهان اول را جغرافیا داشتن، از نظام سیاسی مبتنی بر دولت ـ ملت برخوردار بودن، طبیعی‌ـ صنعتی بودن، محسوس بودن و معطوف به احساس قدیمی‌تر بودن از جهان دوم می‌دانند که از جهان دوم یا جهان واقعی- مجازی نیز که با ویژگی‌هایی نظیر بی‌مکانی، فرا زمان بودن، صنعتی بودن محض، عدم محدودیت به قوانین مدنی متکی بر دولت ـ ملتها، برخوردار بودن از معرفت‌شناسی تغییر شکل‌یافتۀ پسامدرن، قابل دسترسی بودن همزمان، روی فضا بودن و برخورداری از فضاهای فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و سیاسی جدید، از جهان اول به صورت نسبی جدا می‌شود.

ادامه...

  • ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 3.41 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۲۸۸صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب شبکه‌های علمی مجازی



شبکه های علمی مجازی

سعیدرضا عاملی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



جماعت مجازی

تا پیش از پیشرفت در فن آوری های ارتباطی، تعاریف جماعت بر «گروههای نزدیک» در مکان واحد تمرکز کرده بودند که عواملی از جمله مکان تولد، تعیین کننده تعلّق به جماعت و تعاملها اساساً به صورت چهره به چهره بود. بنابر این، روابط اجتماعی تنها با مجموعه ثابت و محدودی از افراد رخ می داد(گرگن(۱۵۶)، ۱۹۹۷؛ جونز، ۱۹۹۷). امروزه اصطلاح «مجازی» نخست به اینترنت ارجاع می کند(دوقرتی(۱۵۷) و همکاران، ۲۰۰۵). مفهوم «جماعت مجازی» چیزی درباره پیش پندارهای ما، هم درباره جماعت («واقعی» احتملاً غیر قابل تغییر) و هم فن آوری (اصولاً رایانه ای) را آشکار می سازد و حتی این عبارت را قابل درک می کند(ویلبور(۱۵۸)، ۲۰۰۲). به معنای دیگر؛ وقتی از جماعت مجازی سخن می گوییم، از سویی به بُعد اجتماعی آن و از سوی دیگر به بُعد فنی و فن آورانه آن اشاره می کنیم. برای اولین بار «لیک لایدر»(۱۵۹) و «تایلور»(۱۶۰) (۱۹۶۸) بودند که از «جماعت مجازی»(۱۶۱) به مثابه رویا سخن گفتند. اما در سال ۱۹۹۳ میلادی، «رینگولد»(۱۶۲) (۱۹۹۳) بود که با انتشار کتاب خود، مفهوم جماعت مجازی را عمومی کرد.
ایده پایه ریزی جماعتها با استفاده از قابلیتهای رسانه ها در حدود دهه ۲۰ و ۳۰ میلادی با ظهور رادیو و در ادامه در دهه ۵۰ میلادی با گسترش تلویزیون شکل گرفت(لوفرو(۱۶۳) و لوینگستون(۱۶۴)، ۲۰۰۶). لوفرو و لوینگستون سه دوره را در پژوهشهای پیرامون جماعت و مطالعات رسانه ها مشخص کرده اند: ۱. موج اول: جماعت و مطبوعات و رسانه های چاپی؛ ۲. موج دوم: جماعت و رسانه های الکترونیک؛ ۳. موج سوم: جماعت و اینترنت.
از مطالعات اولیه پیرامون جماعت و رسانه می توان به مطالعه «پارک»(۱۶۵) (۱۹۲۲) درباره نقش مطبوعات جماعت در شکل گیری هویت میان گروههای مهاجر اشاره کرد. وی به این نتیجه رسیده بود که روزنامه خوانی بیشتر خصیصه شهرنشینان است تا روستانشینان و همچنین شهرنشینان بیشتر به اخبار بیرون از حوزه شهر و روستانشینان بیشتر به اخبار محلی علاقه مند هستند.
«مِرتون»(۱۶۶) (۱۹۴۹) نیز با مطالعه «رووِری»،(۱۶۷) دو گروه از ساکنان را در آن شناسایی کرد: «محلی ها»(۱۶۸) و «جهان وطنی ها».(۱۶۹) بر این اساس، محلی ها افرادی هستند که حول جماعت محلی، جمع و در فعالیتهای اجتماعی محل مبنا درگیر شده اند و در وهله اول به روزنامه محلی به عنوان منبع اخبار توجه می کنند. در سوی دیگر، جهان وطنها جهت گیری وهمچنین دامنه گسترده تری از فعالیتهای اجتماعی را دارند و از رسانه های بیرون از حوزه محل استفاده می کنند. از نظر مرتون، استفاده از رسانه ها و مشارکت در جماعت، از خصایص ویژه فردی هستند.
«یانوویتز»(۱۷۰) (۱۹۵۲) از دیدگاهی متفاوت به رسانه ها و جماعت نگاه کرده و بیشتر بر نقش ساختار جماعت در استفاده از روزنامه محلی تاکید کرده است. وی بر نقش روزنامه ها در یکپارچه کردن افراد در جماعت توجه داشت. او بر این اعتقاد بود که روزنامه ها توانایی ایجاد توافق جمعی در جماعت محلی را دارند.
«اِستم»(۱۷۱) (۱۹۸۵) نیز در مطالعه خود درباره استفاده از روزنامه و گره های جماعت، الگویی را ارائه کرده است که گره های جماعت با توجه به آن، هم می تواند مقدّم بر استفاده از رسانه ها و هم برایند استفاده از آنها تلقّی شوند. وی معتقد بود گره های فردی به محل (طول اقامت)، ساختار (عضویت سازمانهای محلی) و فرایند (مشارکت در فعالیتهای محلی) و به میزان خوانندگی روزنامه آنها وابسته است.
جماعت مجازی در عام ترین حالت، به مثابه گروهی از مردم با هدف مشترک تعریف شده است که با راهبردها و خط مشی هایی در حوزه رایانه اداره می شود.(پریس(۱۷۲)، ۲۰۰۰)
از دیگر مفاهیم هم پایه جماعت مجازی، جماعت برخط است. جماعت برخط در حقیقت همان جماعت مجازی است. همه جماعتهای برخط بر پایه تعهد، مشارکت و همکاری داوطلبانه قرار گرفته اند.(رن(۱۷۳) و همکاران، ۲۰۰۷)
به عقیده «رِن» و همکارانش (۲۰۰۷) طراحی یک جماعت برخط شامل ناوبری در وبگاه، ساختار و ریخت جماعت و همچنین سیاستهای سازمانی آن می شود.
جماعت برخط، جمعی از مردم متصل به اینترنت هستند که پیرامون اهداف، علایق یا نیازهای مشترک در طول زمان تعامل می کنند(همان). در حال حاضر حدود یک میلیارد و پانصد میلیون کاربر اینترنت در سراسر جهان وجود دارد(۱۷۴). اینترنت بنابر چنین آماری، بستر مناسبی برای فعالیتهای جمعی و جماعتی است. بیش از ۸۰% کاربران اینترنت در برخی اشکال جماعت مجازی شرکت می کنند(هوریگان(۱۷۵)، ۲۰۰۱). مطالعات اولیه درباره «جماعت برخط» بر امکانات ناحیه بندی به عنوان فضای اجتماعی جدید تمرکز کرده است(فرن بک(۱۷۶)، ۲۰۰۷). زندگی اجتماعی در جماعتهای برخط، سبک نسبتاً تازه ای از تعامل انسانی را ایجاد می کند که به واسطه شبکه هایی از کابلها و اتصالات هوابرد رایانه ـ ساخت ممکن شده است.(گاتوِد(۱۷۷)، ۲۰۰۲)
جماعت مجازی به مثابه گروهی از مردم که به صورت الکترونیکی با علایق مشترک با هم مراوده می کنند(دنیس(۱۷۸) و همکاران، ۱۹۹۸)، یا مردمی که به صورت برخط در حالتی پایدار و مستمر با هم تعامل می کنند که از لحاظ جغرافیایی هم محدود نشده اند(ریدینگز(۱۷۹) و گیفن(۱۸۰)، ۲۰۰۴) و همچنین کنش اجتماعی بین المللی که از علایق مشترک آشکار ناشی شده(باگوزی(۱۸۱) و دولاکیا(۱۸۲)، ۲۰۰۲)، توصیف شده است. مسئله مشخص اساسی، در تعریف و مقوله بندی پدیده جماعت مجازی است(دِسوزا(۱۸۳) و پریس، ۲۰۰۴؛ پورتر(۱۸۴)، ۲۰۰۴؛ استانسکا اسلابوا(۱۸۵)، ۲۰۰۲). جماعتهای مجازی، گردهمایی های اجتماعی هستند که افراد کافی، به میزان کافی، با احساسات شایسته انسانی برای شکل دادن و بهای روابط شخصی در فضای مجازی به مباحثه ادامه می دهند، که از «شبکه» پدیدار می شود.(رینگولد، ۱۹۹۳)
«شبکه های الکترونیک جماعت»(۱۸۶) که سولیوان و همکارانش (۲۰۰۲) با این نام از آن یاد می کنند، می توانند تعداد بی شماری از خدمات همچون: «دسترسی الکترونیک به کارمندان و اطلاعات دولت»، «مباحثات جماعت مدار»، «پست الکترونیکی»، «تابلو اعلانات الکترونیک»، «اطلاعات سازمان جماعت» و همچنین «دسترسی به اینترنت» را فراهم کنند. در کنار اینها می توانند به دنبال برآورده کردن اهداف مدنی همچون: «پیوستگی جماعت»، «شهروندی مطلّع»، «دسترسی به تحصیل و آموزش» و در نهایت، «مشارکت عمومی» نیز باشند.(اندرسون و همکاران، ۱۹۹۵؛ شولر(۱۸۷)، ۱۹۹۴)
به عقیده «فینبرگ» و «باکاردیوا» (۲۰۰۴) می توان ادبیات موجود در حوزه جماعتهای مجازی و «گروههای برخط»(۱۸۸) را این گونه تقسیم بندی کرد:

۱. سومین دسته از مطالعات فعال برای سازمانهایی که خواهان استفاده از «جماعت برخط» برای تحریک کار تیمی و کارایی هستند، به کار می آید.(مینات(۱۸۹)، ۱۹۹۸)
۲. جریان موازی دیگری در این مطالعات محدود به بررسی شیوه هایی است که جماعتهای محلی موجود، رسانه جدید را برای بحث کردن پیرامون موضوعات انتشار و ایجاد الزامات قوی تر میان شهروندان و همسایگان شده است.(ملِ(۱۹۰)، ۱۹۹۹؛ شولر، ۱۹۹۶؛ اونکافر(۱۹۱)، ۱۹۹۹)
۳. داستانهای مسافران کنجکاو درباره سرزمینهای مجازی عجیب «گاههای کامپیوسِرو»(۱۹۲)(وان گلدر(۱۹۳)، ۱۹۹۶)، «ام.یو.دی»(۱۹۴)ها(دیبل(۱۹۵)، ۱۹۹۳) و «آی.آر.سی»(رید(۱۹۶)، ۱۹۹۱)؛ گزارشهای مردم نگارانه بسیاری که پا جای پای چنین داستانهایی گذاشته و جزییاتی غنی درباره فرهنگها و آیینهای تعامل گاههای برخط خاص فراهم کرده اند.(بایم(۱۹۷)، ۲۰۰۰؛ چرنی(۱۹۸)، ۱۹۹۹؛ اسلاتر(۱۹۹)، ۲۰۰۲)

اخیراً پژوهشگران در تعریف جماعت بیش از نزدیکی فیزیکی، بر قدرت و طبیعت روابط میان افراد تمرکز کرده اند(هامان(۲۰۰)، ۱۹۹۹؛ هایتورنس وایت(۲۰۱) و ویلمان(۲۰۲)، ۱۹۹۸؛ ویلمان، ۱۹۹۷؛ ویلمان و گولیا(۲۰۳)، ۱۹۹۹). دو نتیجه ماندگار از دلالت مهم از بدنه عظیم پژوهشی که در سالهای اخیر تولید شده است، پدیدار می شود. اول آنکه، مطالعات خاستگاه و کارکردهای گروههای برخط، قدرت قابل توجه رسانه برای در اختیار گذاشتن اشکال جدید جامعه پذیری را نشان می دهد و دوم آنکه، مطالعاتی که درباره انگیزه ها برای پیوستن و شرکت کردن در این گروهها انجام شده است، به طور ثابت نشان می دهند که مشارکت برخط، فرصتهای منحصر به فردی را برای دنبال کردن فعالانه و متعامل پروژه های مرتبط با هویتی که استفاده از آنها غیرممکن و حتی باورنکردنی است، ارائه می کند.(فینبرگ(۲۰۴) و باکاردیوا(۲۰۵)، ۲۰۰۴)
به عقیده «ویلبر» (۲۰۰۲) درباره اینکه «جماعت مجازی» چیست، می توان این پیشنهادها را داد:

۱. جماعت مجازی تجربه اشتراک گذاری فضای ارتباط با دیگرانِ نادیده است. در این تعریف، جماعت مجازی در واقع اشتراک اطلاعات در محیط های مختلف فضای مجازی از چت تا پستهای الکترونیکی است. این جماعت محصول فعالیتهای نیمه اجباری افراد در وارسی اطلاعات رسیده از دیگرانی است که آنها نیز گاه به گاه به وارسی این اطلاعات در محیط های مجازی می پردازند. جماعت مجازی حاصل هم افزایی چنین افرادی به عنوان شهروندان جایی است که ما برای توصیف آن به کلماتی همچون: «فضای مجازی»(۲۰۶) یا «شبکه»(۲۰۷) ارجاع می دهیم. توده ای که با استفاده از فنونی خاص به تولید چیزی می پردازند که ما آن را «فرهنگ اینترنت»(۲۰۸) می نامیم.
۲. جماعت مجازی، فعالیتهایی چون اتصال به شبکه در هر زمان و وصل شدن به شبکه ای خاص برای درگیر شدن بیشتر در ارتباطات «زمان – واقعی»(۲۰۹) است. جماعت مجازی، چنین غوطه وری در ارتباطات شبکه ای و همچنین اتصالهایی است که این فعالیتها بازنمایی می کنند. این اتصالها بیشتر به تنهایی و به صورت ناهمزمان صورت می گیرد.
۳. جماعت مجازی، تصوری از جماعت است که هیچ فرد و اتباطات واقعی در آن وجود ندارند. این اصطلاحی است که توسط «فن دوستان»(۲۱۰) آرمان گرا استفاده می شود که از درک اینکه ابزارهای فنی قابلیت ایجاد اعتماد را ندارند، عاجز هستند. در این تعریف، جماعت مجازی در برابر «طبیعت انسانی»(۲۱۱) قرار دارد که به نظر امری تباه شده است.
۴. جماعت مجازی ضرورتاً هیچ پیوندی به رایانه ها یا فن آوری های سطح بالا ندارد. گروههای دوستی که به تبادل نامه از طریق پست با یکدیگر می پردازند تا به هدف مشترکی برسند، در این معنا جماعت مجازی به حساب می آیند.
۵. جماعت مجازی، وانمودی از جماعت است که ترجیحاً مقدار بالایی از سنت و مقدار بسیار کمی آشفتگی را در خود دارد. ویلبر برای تقریب معنای این نوع جماعت مجازی، مثال «دیزنی لند»(۲۱۲) را می آورد.
۶. جماعت مجازی، مردم سراسر جهان هستند که دور تلویزیون جمع می شوند و مسابقه جام جهانی یا فوتبال را تماشا می کنند.
۷. جماعت مجازی، چشم انداز میانه جدیدی است که ارزشهای مردم سالارانه رونق پیدا می کند. در حرکت به سوی نوعی سرزمین نامسکون فراسوی مرزهای الکترونیک می آموزیم تا ارزشهای سرمایه داری را با ارزشهای شخصی و خانوادگی منطبق کنیم.

واقعیت مجازی و فضای مجازی عموماً بر حسب واکنش در برابر یا مقابل جهان واقعی تصور می شود(رابینز(۲۱۳)، ۲۰۰۲). به عقیده فرن بک(۲۰۰۷)، ایده جماعت سایبر وادار می کند تا بدنهایمان و همچنین پیش داوری ها و محدودیتهای پیوسته به آن بدنها را ترک کنیم تا به تنهایی به عنوان ذهنهایی در محیطی بی قید تعامل کنیم. مردم در جماعتهای مجازی بر روی صفحه ای از کلمات برای تبادل بذله گویی ها و مباحثه، درگیر شدن در گفتمانهای روشنفکری، هدایت تجارت، تبادل دانش، اشتراک حمایتهای عاطفی، برنامه ریزی، توفان فکری، شایعه، دشمنی، عاشق شدن، پیدا کردن دوست و از دست دادن او، بازی، خلق هنر نسبتاً ارزشمند و مقدار زیادی گفتگوهای بیهوده متمرکز هستند(رینگولد، ۱۹۹۳). مطالعه «جماعت سایبر» ناگزیر به توسعه اینترنت در میان دیگر پدیده های فرهنگی پیوند خورده و «جماعت سایبر» به مثابه عملی فرهنگی، آشکارا به نقطه حساس رسیده است.(فرن بک، ۲۰۰۷)
به عقیده فرن بک(همان) برخی اندیشمندان اجتماعی همچون: «سِنِت»(۲۱۴) (۱۹۷۷)، «بلا»(۲۱۵) (۱۹۸۵) و «رینگولد»(۲۱۶) (۱۹۹۳)، زوال زندگی جماعتی در ملتهای پساصنعتی را مستند کرده اند و برخی از آنها اینترنت را تا حد مکانی آینده گرا برای گرفتن شکلی از جماعت در ملتهای غربی ارتقا داده اند. اما برخی دیگر از نظریه پردازان همچون: «کوهن» (۱۹۸۵) و «اتزیونی» (۱۹۹۸)، معتقدند که جماعت در حال حاضر کمتر بر پایه مکان قرار دارد و بیشتر فرایند مدار است. جماعت برای این دانشمندان، شامل فرایندهای جامعه پذیری اجتماعی، فرایندهای مادی تولید و مصرف، قانون گذاری و فرایندهای نمادین تجربه جمعی و معنای فرهنگی است. ایده های متنوع پیرامون وجود موجودیت جماعتی برساخت، تکامل و پویایی جماعت را مجسّم می کند که به طور جهانی مربوط به ازدیاد معیّن فن آوری ارتباطات برخط است.(فرن بک، ۲۰۰۷)
جماعتهای مجازی از خصیصه تداوم ارتباط و ارزشهای مشترک برخوردارند. همچنین عناصر ارتباطی رایانه واسط در اشکال مختلف چهره به چهره و در فضاهای گفتگو یا از طریق ارتباطی ایمیلی در یک ارتباط قوی با یکدیگر قرار می گیرند. عنصر دیگری که در یک ارتباط مجازی وجود دارد، کاهش «عنصر تضاد اجتماعی» و افزایش «عنصر تعامل کارکردی» است که «تضادهای درونی جماعتها» در فضای واقعی را کاهش می دهد و زمینه تعامل ماندگارتر را فراهم می سازد.(عاملی، ۱۳۸۶/ب)
جماعت مجازی منشا «خودآگاهانه و انتخابی» دارد و محدودیتها و معذوریتهای فضای واقعی، منشا «جماعتهای تحمیلی» نمی شود.(همان)
دیگر تفاوت مهم جماعت مجازی و جماعت واقعی به سطح انتزاعی بودن این دو جماعت بازمی گردد. تصویر کلی جماعت در فضای واقعی، با حضور یک جمعیت همراه در یک مکان واحد، تحقق عینی پیدا می کند. جماعت مجازی ضمن اینکه در حضورهای واقعی در قالب «جماعتهای فرهنگی، دینی یا صنفی و حرفه ای» نمود پیدا می کند، در خود عرصه مجازی از تعیّن تشخّص یافته ای برخوردارند.(همان)
«فاشس»(۲۱۷) (۲۰۰۸) سه سطح متصل جماعت مجازی را «زیرساخت فن آورانه»،(۲۱۸) «کارهای ارتباطی»(۲۱۹) و «همکاری»(۲۲۰) می داند. اینترنت این زیرساخت ارتباطی را به خوبی فراهم آورده است. ابزارهای ارتباطی موثر و متنوعی نیز در فضای اینترنت موجود است و همچنین در نسل دوم وب، ابزارهای خاصی برای همکاری و تشریک مساعی کاربران با یکدیگر فراهم آمده است.
امروزه «جامعه پذیری برخط»(۲۲۱) حقیقت زندگی روزمرّه است. اگر تماس رو در رو از الزامات تعریف جماعت است؛ بنابر این، هیچ جماعتی نمی تواند به صورت برخط درآید.(فینبرگ و باکاردیوا، ۲۰۰۴)

هستی شناسی جماعتهای مجازی

هستی شناسی شعبه ای از دانش مطالعات متافیزیک است که به مطالعه واقعیت «اصل هستی» و «بودن» توجه می کند. این شعبه از دانش در حوزه های مختلف علم، اعم از معرفت شناسی (کرویک شانک، ۲۰۰۴)، مطالعه موسیقی (کرامر، ۲۰۰۴)، دین شناسی (بویر، ۲۰۰۰)، اخلاق و معرفت شناسی (پراکتور، ۱۹۹۸) و مطالعه فضای اجتماعی، رویکردهای متفاوتی را ایجاد کرده است. در فهم فضای مجازی نگاه هستی شناسی همواره بر مبنای تغییر موضوع و محدودیتهای فهم، به عنوان دو اصل مهم در تفسیر این فضا مورد توجه قرار می گیرد.(عاملی، ۱۳۸۶ /ب)
«دانشنامه فلسفه استنفورد»(۲۲۲)(هاف وبر(۲۲۳)، ۲۰۰۴) در مدخل «منطق و هستی شناسی»،(۲۲۴) هستی شناسی را مطالعه وجود چیزها گفته است. هستی شناسی درصدد پاسخگویی به دو سوال اساسی است. اولین سوال آنکه، «چه چیز هست؟» یا «چه چیزی وجود دارد؟»، یا اینکه «واقعیت چیست و از چه چیزی ساخته شده است؟». سوال دوم نیز آنکه، «خصایص و روابط عام آن موجودیتها چیست؟».
هستی شناسی به مثابه یک حوزه علمی ، در چهار بخش قابل دسته بندی است: دسته اول مطالعه «تعهدات»(۲۲۵) هستی شناسانه است؛ مانند اینکه: «ما به چه چیزی ملتزم هستیم». دسته دوم مطالعه چیزی است که وجود دارد. دسته سوم، مطالعه خصایص چیزهایی است که وجود دارند و در نهایت، دسته چهارم، مطالعه «فراهستی شناسی»(۲۲۶) به بیان این مطلب می پردازد که حوزه هستی شناسی درصدد دستیابی و انجام کدام هدف است(همان). در این مقاله بخش خاصی از هستی شناسی ها مدنظر است. دسته سوم، آن بخشی از مطالعات هستی شناختی است که این مقاله بر آن تکیه می کند و به بررسی خصایص آن می پردازد.
سه نوع ارتباط در فضای ارتباطات انسانی قابل بحث است: ۱. ارتباطات حاضر با حاضر؛ ۲. ارتباطات حاضر با غایب؛ ۳. ارتباطات غایب با غایب. ارتباطات نوع اول، ارتباطاتی است که به صورت چهره به چهره یا با استفاده از ابزارهای ارتباطی به صورت همزمان برقرار می شود. ارتباطات نوع دوم و سوم به صورت ناهم زمان میان افراد برقرار می شود. ارتباطات نوع دوم، آن دسته از ارتباطاتی است که افراد بدون تماس چهره به چهره با یکدیگر تعامل می کنند و در نوع آخر، ارتباطات خاصی روی می دهد که تنها در فضای مجازی قابل اتفاق است؛ به این معنا که در این نوع ارتباطات، افراد با ماشینها و ماشینها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. نسل جدید وب که در حال رشد و توسعه است (وب معنایی)، به همین نوع از ارتباطات اشاره دارد.
با توجه به ادبیات مرور شده در بخش قبلی، می توان جماعتهای مجازی را در معنای عام آن به «جماعتهای مطبوعاتی»، «جماعتهای الکترونیکی»، «جماعتهای برخط» و «جماعتهای مجازی» تقسیم بندی کرد. نوع اول را می توان در جماعتهایی که حول روزنامه ها و کتب شکل می گرفته اند و از طریق ابزارهای مطبوعاتی و بولتنهای خبری با یکدیگر تعامل داشته اند، مشاهده کرد. جماعتهای الکترونیک را می توان آن دسته از جماعتهایی برشمرد که با استفاده از ابزارهای الکترونیک و رسانه ای همچون: تلفن، رادیو و تلویزیون، به برقراری ارتباط و تعامل با یکدیگر و همچنین برگزاری آیینها و مراسم خود می پردازند. با ظهور اینترنت و در امتداد آن وب، نوع جدیدی از جماعتها شکل گرفتند که در حقیقت بازنمود همان جماعتهای فیزیکی در فضای مجازی و به خصوص وب به حساب می آمدند. اما از نوع دیگری نیز می توان سخن گفت که نه در فضای فیزیکی، که شاید تنها در فضای مجازی وجود داشته باشند.
به عقیده «گاتوِد» (۲۰۰۲)، جماعتها ممکن است به دلیل خاصی به وجود آمده باشند. «تقدیر» (در وهله اول، قید خانوادگی)، «مجاورت» (به طور سنتی برای روستا و در حال حاضر برای همسایگی) یا «علایق مشترک» (امکانی که با شهری شدن و فن آوری ارتباطات، عمومی شده است) از جمله دلایلی است که گات وِد نام می برد.
جماعتهای بر اینترنت، لزوماً جماعتهای علایق مشترک هستند که گاهی اوقات به چیزی بیشتر ارتقا می یابند. برای مثال، ایده های «مجاورت غیرمستقیم» و «تعلّق» پیش گفته را می توان نام برد.(گاتوِد، ۲۰۰۲)
جماعتهای برخط با توجه به «رابط»، «ساختار زمان» و «چشم انداز»، ممکن است بسیار متفاوت باشند.(همان)
جماعت درباره «در بر گیری» و «استثنا» است و به موجب آن به صورتی متفاوت توسط خودی ها و غیرخودی ها تعریف می شود و همچنین نگهداشت نمادین مرزها برای زنده نگه داشتن جماعت مهم است.(همان)

جدول ۱: روابط عام زمان/ فضا در جماعتهای مجازی(گاتوِد، ۲۰۰۲)



گات وِد اصطلاح «جماعت» را در معنایی گسترده که اساساً متوجه ارتباط، حس تعلّق و ابراز باهم بودگی می باشد، به کار برده است.
«کروو»(۲۲۷) و «آلن»(۲۲۸) (۱۹۹۵) چهار بُعد برای جماعت در نظر گرفته اند. این چهار بعد عبارتند از: بعد «فضایی»، «ساختار اجتماعی»، «تفسیری» و «زمانی». گاتوِد (۲۰۰۲) نیز سه بُعد متفاوت جماعتهای برخط را نام برده و معتقد است هر نوعی از جماعت برخط در محدوده این ابعاد سه گانه، پراکندگی خود را دارند. این سه بعد عبارتند از: «فضای رابط»، «فضای اجتماعی» و «فضای استعاری». فضای رابط در واقع همان ورودی جماعت است و به نظر گات ود، برای تمایز این فضای هستی شناختی از بخشهای معرفت شناسانه تر زندگی برخط، چنین تخصیصی مسلّم است. به طور خلاصه فضای رابط، بخش هستی شناسانه یک جماعت برخط است که وجود قابل دیدن به جماعتها می دهد. فضای اجتماعی با تعاملهای انسانی که از طریق صفحه کلید منتقل می شود، ایجاد می شود. فضای اجتماعی اساساً فضایی معرفت شناختی است که بر پایه تفاسیر ما از تعاملهای قابل دید ما و تصورات ما درباره دیگران نشئت می گیرد. فضای اجتماعی مجموعه ای از فرهنگ انسانی رایانه واسط است که در وهله نخست با توجه به مشارکت و بدون در نظر گرفتن هیچ نوع محدودیتی تعریف می شود. فضای استعاری اندکی با فضای رابط و همچنین فضای اجتماعی همپوشانی دارد. فضای استعاری در حقیقت؛ درباره تصورات ما پیرامون جغرافیای وسیع فضای مجازی و فضاها و مکانهایی است که در آن تجسّد یافته اند. به معنای دیگر؛ فضای استعاری بازسازی جهان برون خط به همان گونه ای است که می شناسیم و برساخت جهانی جدید، با قوانین متفاوت فیزیکی است. همه اشیا و تصاویر موجود در این جهان تازه، به ساخت این بُعد تصوری کمک می کنند.

فصل ۱: جماعت مجازی؛ دوفضایی شدن جهان اجتماعی

جماعت مجازی؛ دوفضایی شدن جهان اجتماعی

انتقال از جهان یک فضایی به جهان دوفضایی شده (عاملی، ۱۳۸۲؛ ۱۳۸۳؛ ۱۳۸۴؛ ۱۳۸۵؛ ۱۳۸۶/ الف) بر بنیانهای صنعتی و فن آورانه استوار است که در پرتو آن، «جهان ارتباطات همزمان» و «جهان دیجیتالی شده» و همچنین «جهان گسترده و فراگیر دستگاههای ارتباطی رایانه ای» معنا پیدا می کند.
ظهور جهان مجازی به موازات جهان فیزیکی، ترکیبهای پنج گانه ای را موجب شد که تغییراتی بزرگ و پارادایمیک در «فضای زندگی» به وجود آورد (عاملی، ۱۳۸۷). این ترکیبهای پنج گانه عبارتند از: ۱. فیزیکی - مجازی شدن ارتباطات انسانی؛ ۲. فیزیکی – مجازی شدن زمان؛ ۳. فیزیکی – مجازی شدن کار؛ ۴. فیزیکی – مجازی شدن فرهنگ؛ ۵. فیزیکی – مجازی شدن تعلّقات و وابستگی ها.

۱. «فیزیکی- مجازی شدن ارتباطات انسانی»؛ گستره وسیعی از فضاهای ارتباطی را در اختیار افراد قرار داده است. ارتباطات فیزیکی، ارتباطی محصور جبر مکان و زمان است. این گونه ارتباطات به صورت چهره به چهره و در زمان و مکان خاصی روی می دهد. اما گسترش استفاده از ابزارهای فن آورانه ارتباطی به خصوص ابزارهای ارتباطی مبتنی بر شبکه اینترنت و وب، این امکان را فراهم آورده است تا ارتباطات انسانی از قلمرو و جبر زمان و مکان فیزیکی خارج و گستره ای خارج از تصور داشته باشند.
در جهان دوفضایی شده با دو نوع ارتباطات جدید در قلمرو زندگی انسانی نیز مواجه هستیم؛ ارتباط «حاضر با غایب» و ارتباط «غایب با غایب» (همان). ارتباط حاضر با غایب، ارتباطی ترکیبی است که امکان ارتباط همزمان افراد را در فاصله های دور و نزدیک فراهم می کند و به ارتباط یک فرد حاضر با فرد غایب با واسطه وسایل ارتباط جمعی یا اساساً ارتباط فرد حاضر با ماشین در غالب استفاده جستجوگرها اشاره دارد. در این نوع ارتباط، با از بین رفتن «جبر فاصله» یا «جبر مکان» مواجه هستیم (همان). در نوع دیگر ارتباط (ارتباط غایب با غایب) که در فضای جدید به وجود آمده است، یک نوع ارتباط صرفاً مجازی و صنعتیِ ماشین با ماشین است که انتقال نقش انسان به ماشین و رایانه ای شدن خودکار روابط اجتماعی را منعکس می کند (همان). جماعتهای مجازی به دلیل امکان استفاده از هر سه گونه ارتباطات انسانی دوفضایی «حاضر با حاضر»، «حاضر با غایب» و «غایب با غایب» از توان بالقوّه بالایی برای گسترش جهان اجتماعی افراد برخودارند. افراد در جماعتی که از چنین تنوع ارتباطاتی برخودار است، قابلیت بالایی برای ارتباط با دیگرانِ حاضر و غایب و همچنین سامانه های ماشینی برنامه ریزی و برنامه نویسی شده دارند که نوعی سپهر ارتباطی گسترده را برای آنان به ارمغان می آورد.

۲. «فیزیکی – مجازی شدن زمان»؛ به معنای تغییر مفهوم زمان در جهان دوفضایی شده است. زمان در فضای فیزیکی، زمانی است که از سیری خطی برخوردار است. این زمان، تابع قوانین حرکت زمین (همان) است و بر این اساس، روند مشخص تک بُعدی خاصی را دنبال می کند. زمان مجازی از ظرفیت «هندسی همزمان» برخوردار است که ظرفیتهای زمانی انباشته می شوند و لزوماً «جبر زمان» به معنای «جبر مرگ و حیات لحظه ها» وجود ندارد. خصوصیات زمان مجازی عبارتند از:

الف) فشردگی زمان و به عبارتی حافظه بی انتها؛
ب) حضور موازی؛ زمان در جهان فیزیکی، یک واحد خطی است و هر آنی جای دیگر را می گیرد و موضوع مرگ و زندگی است. ولی زمان در فضای مجازی، از خصلت حضورهای متکثر در آنِ واحد برخوردار است و موضوع «زندگی ـ زندگی» است.
ج) دیجیتالی بودن زمان در مقابل آنالوگ بودن زمان؛ که انعطاف گسترده ای در ماهیت زمان ایجاد می کند.
د) غیرمرکزی بودن زمان در مقابل مرکزی بودن زمان؛ که زمان را موضوع دسترسی های متمرکز و غیرمتمرکز و همچنین موضوع تکثرهای بی نهایت می کند.
ه) فرامتن بودن زمان؛ که موجب می شود پیوستهای مرتبط با مکان نه فقط در پیوستهای تاریخی جماعت، بلکه در همه پیوستهای مرتبط به آن در جهان فراهم شود. با این نگاه، زمان عنصری است که عناصر خطی و طولی را تبدیل به عناصر موازی و افقی می کند و از سوی دیگر، عناصر موازی را در محورهای دیگر زمانی با خود پیوند می زند. در این نگاه است که همه جهان در یک مکان و یک مکان در همه جهان معنادار می شود.
و) واقعیت مجازی شدن زمان؛ که منطق «تقویت جغرافیا و مکان» را عرصه مجاز، معنا می بخشد.

زمان مجازی، مهم ترین تغییر پارادایمی است که کل منطق زندگی، جهان اجتماعی، سرمایه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و برنامه ریزی اجتماعی را متحول می سازد. ظهور زمان مجازی- واقعی در کنار زمان واقعی (فیزیکی) یک تغییر پارادیمی در واقعیت جهان جدید محسوب می شود که «جهان جدید» را با جهان قدیم در یک فاصله ساختاری و در یک تفاوت فضایی بسیار جدی قرار می دهد.

۳. «فیزیکی – مجازی شدن کار»؛ کار فیزیکی ارتباط معناداری با عینی و فیزیکی بودن کار و همچنین ارتباط مستقیم با زمان فیزیکی دارد. کار فیزیکی به صورت دستی و مکانیکی صورت می گیرد. کار مجازی ادامه کار مکانیکی است که با منطقی کاملاً متفاوت از کار مکانیکی فیزیکی انجام می گیرد. کار مجازی در فضای دیجیتالی و با منطق عددی بودن همه روندهای کار انجام می شود. مهم ترین موضوع در کار مجازی، «ارزش زمان کار» است. بنابر این، تفاوت بین کار فیزیکی و کار مجازی، منعکس کننده «زمان کامل انجام کار» و «ارزش کامل زمان» است.

۴. «فیزیکی – مجازی شدن فرهنگ»: به طور حتم یکی از تغییرات بنیادین در تعامل بین جهان واقعی و جهان مجازی، ترکیبهایی است که بین فرهنگ در فضای واقعی و فرهنگ در فضای مجازی به وجود می آید. فرهنگ در فضای واقعی از خصیصه هایی چسبیده به جغرافیا برخوردار است و به نوعی در ارتباط عمیق با «فرهنگ محسوس» قرار دارد. فرهنگ در فضای مجازی از سرعت و حرکت شتابان و لحظه ای برخوردار است و به طور حتم در بستر زمان مجازی بازتعریف می شود. بر این اساس، فرهنگ این مکان و آن مکان یا این زمان و آن زمان، از فاصله ای به مراتب کوتاه تر از مقوله های فاصله «فرهنگ در جهان فیزیکی» برخوردار است.

۵. «فیزیکی– مجازی شدن تعلّقات و وابستگی ها»: در گذشته، تعلّقات و از طرف دیگر مهاجرت، صرفاً یک امر فیزیکی بوده است. اگر چه ذهن بشر، امکان حرکت مجازی را در گذشته نیز به او می داده، اما گستره واقعی حرکت مجازی، در فضای مجازی – واقعی جدید، ظرفیتی به وسعت همه جهان برای حرکت جمعیت و تعلّقات فرهنگی و اجتماعی فراهم آورده است. در چنین فضای «فیزیکی – مجازی تعلّقات»، فرد و جامعه در کنار تعلّقات چسبیده به جغرافیای فیزیکی محل زندگی، امکان مهاجرت مجازی به سایر سرزمینها را پیدا کرده اند که می توان از آن به «مهاجرتهای مجازی و تعلّقات مجازی» تعبیر کرد.
جهان مجازی، جهانی منفک از جهان فیزیکی نیست. حداقل به اعتبار آنکه کاربران این فضا انسانها هستند و آنها نیز در فضای فیزیکی زیست می کنند، جهان مجازی را می توان امتداد زندگی در فضایی تازه یا جهانی موازی جهان فیزیکی دانست. جهان اجتماعی افراد نیز از اثرات این دوفضایی شدن بی بهره نمانده اند. افراد در چنین فضایی و با استفاده از امکانات این فضا می توانند گستره اجتماعی دنیای خود را در فراسوی مرزهای مکانی، زمانی و فرهنگی خود قرار دهند.
در واقع؛ فیزیکی ـ مجازی شدن، فرایندی است که دوفضایی بودن را در تمام شئون زندگی انسانی مسلّط ساخته است. ارتباطات انسانی با گستره های تازه ای روبه رو شده است. افراد در چنین فضایی که به صورت جهانی در محل خود زندگی می کنند و به صورت شبانه روز در معرض ارتباطات تازه هستند، با جهان اجتماعی و به تبع آن با ارزشها، هنجارها، آیینها و امور تازه ای مواجه و آشنا می شوند.
در ادامه این فصل که به مفهوم پردازی جماعتهای مجازی اختصاص دارد، ابتدا به مفاهیم و نظریات مطرح شده درباره جماعت می پردازیم و سپس به جماعتهای مجازی. پس از بررسی تعاریف و مفاهیم مختلفی که پیرامون این موجودیت دوفضایی شکل گرفته است، به هستی شناسی و گونه شناسی و انواع مختلف آن خواهیم پرداخت.

جماعت؛ مفاهیم و نظریه ها

جماعت معادل واژه لاتین «Community» است که در واژه نامه «وِبستر»(۱۱۹) در سه معنای ۱. پیکره واحدی از افراد به مثابه الف) دولت یا جمهور، ب) مردمی با علایق مشترک که در ناحیه ای خاص زندگی می کنند، ج) جمعیت متنوعی از افراد تعامل کننده در مکان عمومی، د) گروهی از مردم با خصوصیات و علایق مشترک که در جامعه ای بزرگ تر با هم زندگی می کنند، ه) گروهی که به واسطه یک خط مشی مشترک به هم پیوند خورده اند، و) پیکره ای از مردم یا ملتها که تاریخ مشترک یا علایق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مشترکی دارند، ز) پیکره ای از مردم با علایق مشترک و به طور خاص حرفه ای که در جامعه ای بزرگ تر پراکنده شده اند؛ ۲. جامعه به طور کلی؛ ۳. الف) مالکیت مشترک یا مشارکت (جماعت اموال)، ب) صفات مشترک (جماعت علایق)؛ ج) فعالیت اجتماعی و حالت یا شرایط اجتماعی آمده است.
می توان گفت جماعت گروهی از افراد هستند که از سه عنصر اصلی برخوردار باشند: ۱. از ارتباط چهره به چهره برخوردار باشند؛ ۲. تداوم در ارتباط وجود داشته باشد؛ ۳. ارزشهای مشترک مستمر در بین آنها شکل گرفته باشد؛ و در نهایت، یک تصویر کلی از هویت جمعی در میان آنها وجود داشته باشد.(عاملی، ۱۳۸۶ /ب، ص ۲۸۴)
به طور عام، تصور موجود از جماعتها در مفهومی اولیه که توسط نظریه پردازان اجتماعی در اواخر قرن نوزدهم میلادی توصیف شده، چنین است: تعامل اجتماعی مکان - مبنا، نظامهای ارزشی جمعی، نظامهای نمادی مشترک که ساختاری هنجاری هستند که توسط سنتهای بنیادی ایجاد شده اند، آیینهای جمعی، معاشرت و در نهایت، ایجاد اجماع(فرن بک(۱۲۰)، ۲۰۰۷). هر گردهمایی از افراد انسانی که خصوصیاتی همچون: هدف یا علاقه یکسان، نمادها یا آیینهای مشترک و تعلّقات و وابستگی های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مشترک و مرتبط داشته باشند، می توانند جماعت به حساب آیند.
«فردیناند تونیس» از متفکران متاخر جامعه شناسی دو گونه اجتماع انسانی را در جهان اجتماعی از هم تفکیک می کند. وی این گونه های اجتماعی را که «جماعت» و «جامعه» هستند را دو گستره اجتماعی هم پوشاننده توصیف کرده است(فاکس(۱۲۱)، ۲۰۰۴). تونیس (۲۰۰۲) تمایزی میان دو نوع گروه اجتماعی را از هم تفکیک می کند. وی معتقد بود دو شکل «میل انسانی»(۱۲۲) وجود دارد که متضمن نیروی محرک ذاتی یا غریزی و میل اختیاری است که تاملی، هدف مند و آینده مدار است. تونیس گروههای اجتماعی که حول میل ذاتی و غریزی شکل می گیرند و عضویت در آنها خودران است را «گمنشافت»(۱۲۳) یا آنچه در ترجمه «جماعت» خوانده می شود، گفته است. در سوی دیگر، وی گروههایی را که عضویت در آنها با هدف یا غایت ابزاری است، «گزلشافت»(۱۲۴) یا «جامعه» می خواند. به عقیده تونیس، «خانواده» یا «همسایگان» را می توان نمونه های گمنشافت و شهر یا دولت را نمونه های گزلشافت در نظر گرفت. تمایز مشخصی که تونیس(۱۹۵۷) مطرح کرد، رویکردهای مهم بسیاری را برای درک گروههای اجتماعی و کنشهای اجتماعی ایجاد کرده است(فرازر(۱۲۵)، ۱۹۹۹). نظریات تونیس در باب گونه های مختلف اجتماعی، از جمله آثار کلاسیک در حوزه علوم اجتماعی است که منجر به تولید ادبیات خاصی پیرامون مفهوم جماعت و اجتماع شده است.
از اواخر قرن نوزدهم میلادی، جامعه شناسان، انسان شناسان، عالمان سیاست و پیام آوران فرهنگی جستجویی اجتماعی برای جماعت را در مرکز توجه گفتمانهای خود نگاه داشته اند(فرن بک(۱۲۶)، ۲۰۰۷). دو گفتمان مشخص در مورد مفهوم جماعت وجود دارد(دیلنتی(۱۲۷)، ۲۰۰۳، ص ۳). گفتمان کهن بر این معنا تاکید می کند که جماعت، منعکس کننده «شکلی از تعامل اجتماعی است مبتنی بر محل و در ارتباط با معنا و هویت» و نگاه جدید که کوهن(۱۹۸۵) طرح کننده آن بوده، بر این معنا توجه دارد که جماعت بیش از «عمل اجتماعی»، محصول «ساختار نمادین» است. اینکه جماعت، بیشتر محصول عمل اجتماعی است تا ساختار نمادین، در وجهی به عینیت جماعت و شکل گیری آن در کنشها و تعاملهای اجتماعی روزمرّه زندگی توجه می کند تا سازمانهای متداول اجتماعی جماعتها که در آنها ساختار پیدا می کنند.
جماعت یک مفهوم کلی است که کلّیت آن نیازمند یک نگاه و ذهنیت استعاری است (عاملی، ۱۳۸۶ /ب). «ینسن»(۱۲۸) (۲۰۰۴) معتقد است جماعت تنها «نمادی مرزنما»(۱۲۹) در ارتباط با دیگر جماعتها نیست. ممکن است جماعت با توجه به عناصر عینی و ملموس، مورد سنجش، ارزیابی، پژوهش و بررسی قرار گیرد، اما بیشتر موجودیتی انتزاعی و ذهنی است. جماعت گر چه ممکن است به صورت فیزیکی شکل گرفته باشد، اما مختصات ذهنی، نقش بیشتری در احساس تعلّق و وابستگی های اجتماعی در جماعت دارد. هر چند باید توجه داشت که بنا بر گفته «اِتزیونی»: افراد و جماعت، یکدیگر را می سازند و به یکدیگر نیاز دارند. عینیت مفهوم ذهنی جماعت در افراد است که تبلور می یابد و این افراد هستند که موجب شکل گیری، رشد و توسعه و در نهایت اضمحلال جماعتها هستند. اینکه جماعت امری بیشتر ذهنی است تا عینی معطوف به گسترش جهان اجتماعی افراد است که بر این اساس افراد به صورت ذهنی به جماعتها و گروههای اجتماعی وابسته می شوند.(اتزیونی(۱۳۰)، ۱۹۹۸، ص ۹)
همان طور که «بندیکت اندرسون»(۱۳۱)(۱۹۸۳، ص ۱۸) می گوید، هر نوع ارتباطی که از مرز یک ارتباط روستایی چهره به چهره صرف بگذرد، یک «جماعت متصور»(۱۳۲) را می سازد. به عقیده دیلنتی، رویکرد اندرسون گرایش دارد تا جماعت را بیشتر به مثابه امری «تصوری» ببیند تا شکل خاصی از تعامل اجتماعی. در این رویکرد جماعتها موجودیتهای تصوری هستند. تمام نکته مطالعه اندرسون آن است که نشان دهد جماعت توسط ساختارهای شناختی و نمادینی شکل بندی شده است که با فضاهای «زندگی شده» و اشکال بلافصل صمیمیت پی ریزی نشده اند.(دیلنتی، ۲۰۰۳)
برای جامعه شناسان، جماعت به طور سنتی برای شکل خاصی از سازمان اجتماعی مبتنی بر گروههای کوچک همچون: همسایگان، شهر کوچک یا محلهای فضایی مرزبندی شده طراحی شده است(همان). دایسون (۱۹۹۷) جماعت را واحدی از افراد تلقّی می کند که مردم در آن زندگی، کار و بازی و تفریح می کنند. مردم شناسان، مفهوم جماعت را بر گروههای فرهنگی تعریف شده اعمال می کنند(دیلنتی، ۲۰۰۳). دانشمندان سیاست، از جمله نظریه پردازانی هستند که به بحث جماعتها پرداخته اند. در این کاربردها، جماعت به جماعت سیاسی که بر شهروندی، خود – حکومت، جامعه مدنی و هویت جمعی تاکید دارد، رجوع می کند(همان). «رابرت نایزبت»(۱۳۳)(۱۹۵۳) از اصطلاح «جماعت کامل»(۱۳۴) برای توصیف پیدایش ایدئولوژی های دیکتاتوری همچون فاشیزم و شکلهای افراطی ملی گرایی استفاده کرده است. جماعت کامل جماعتی است که آمیزش دولت و جامعه به عنوان یک کل اندام وار به وجود آمده است. جماعت یکی از قطبهای دو انتهای میان دولت و مردم است(ینسن، ۲۰۰۴). مطالعات تاریخی و فلسفی نیز بیشتر بر ایده جماعت به مثابه ایدئولوژی یا آرمان شهر تمرکز کرده اند.(دیلنتی، ۲۰۰۳)
اندیشمندان مختلف، جماعت را با توجه به ایده ها و مفاهیم و حوزه های علمی خود تعریف کرده اند. اما می توان جماعت را هر اجتماعی از افراد و موجودیتهای اجتماعی به حساب آورد که در زمینه های خاص اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی با یکدیگر به تعامل و ارتباط می پردازند.
جماعتها به طور کلی زمانی شکل می گیرند که سه نفر یا بیشتر به صورت اجتماعی در شیوه ای ساخت یافته یا الگویافته به یکدیگر متصل شوند، هویت و هدف جمعی اختیار کنند و حس تعلّق فوقِ دوتایی را به موجودیتی اجتماعی که بزرگ تر از افراد یا واحدهای دوتایی است، به اشتراک بگذارند(چایکو(۱۳۵)، ۲۰۰۲). جماعتها محیطی را ایجاد می کنند که افراد در فرایندهای ارتباطی، سرمایه های اجتماعی خود را به دست می آورند. سرمایه های اجتماعی چیزهایی است که افراد را قادر به برقراری ارتباط با دیگران در محیط های اجتماعی می سازد و به طور جهان - اجتماعی افراد را به وجود می آورد.

سرمایه دوفضایی؛ امتداد مجازی سرمایه اجتماعی

دوفضایی شدن جهان، همه چیز را تحت تاثیر خود قرار داده است. سرمایه های انسانی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز از این تغییرات متاثر شده اند. گونه های تازه ای از سرمایه ها ایجاد شده و گونه های متعارف سرمایه دچار دگرگونی هایی شده اند. سرمایه های انسان، از جمله سرمایه اجتماعی، با ورود فضای مجازی به عرصه زندگی، قابلیتهای بسیاری یافته اند. به خصوص سرمایه اجتماعی با امتداد در فضای جدید زندگی، توان بی نهایت تولید و بازتولید را پیدا کرده است. ارتباطات سیّال و بسیار در این فضا مفهوم سرمایه اجتماعی را از نو متولد ساخته است.
در اینجا می توان به تغییرات اساسی که در مفاهیمی همچون: کار، زمان، مکان و زندگی رخ داده است، اشاره کرد. کار مجازی، مفهوم تازه ای است که تغییرات ناشی از ورود ابزارهای فن آورانه را به عرصه تولید نشان می دهد. کار مجازی گر چه به کار اشاره دارد، ولی مجازی بودن آن، منعکس کننده قابلیتهای بی شماری است که فن آوری های مجازی در اختیار قرار داده اند. کار مجازی آن گونه از کار است که با یک واحد فعالیت، بی نهایت تولید و در ادامه بی نهایت مصرف را امکان پذیر می کند. بر خلاف کار فیزیکی، تنها متناسب با واحدهای فعالیت، تولید صورت نمی گیرد؛ بلکه به ازای هر هر واحد فعالیت، بی نهایت تولید و مصرف اتفاق می افتد.
به همین صورت می توان از تغییراتی که با ورود فضای مجازی به عرصه زندگی روزمرّه افراد در مفهوم زمان و مکان روی داده است، سخن گفت. زمان مجازی؛ زمانی غیرخطی، مستمر و در حقیقت؛ همه زمانی است که هر دو مفهوم زمان فیزیکی و زمان مجازی را در خود دارد؛ به این معنا که افراد گر چه در این فضا خود را در زمان عادی احساس می کنند، ولی به واقع در زمانی دیگر هستند. در محیطی جهانی همچون اینترنت، فردی در روز با فردی در شب ارتباط برقرار می کند و هر دو در عین حال که در یک زمان واحد به برقراری ارتباط می پردازند، ولی در حقیقت در دو زمان متفاوت قرار دارند. باز بودن این فضا امکان تعامل را در هر لحظه ای فراهم می کند. مکان نیز به تبع دسترسی همه جایی فضای مجازی، معنای متعارف خود را از دست داده است. مکان را نیز گر چه با همین فن آوری ها می توان در فضای مجازی نیز امتداد داد، اما نکته مهم، تسلّط جبری مکان بر زندگی است که در فضای مجازی مفهوم و معنایی ندارد. هر فردی به راحتی می تواند در این فضای جدید از مکان خود به مکان دیگر برود و در زمانهای مختلف سیر کند. به تبع همه این تغییرات، سرمایه اجتماعی نیز دچار دگرگونی هایی شده است.
«پاتنام»(۱۳۶)(۱۹۹۳) که مفهوم سرمایه اجتماعی را از مباحث «کلمن» استخراج کرده، آن را به مثابه ویژگی های سازمان اجتماعی همچون: اعتماد، هنجارها و شبکه ها می داند که می تواند کارایی جامعه را با امکان مند کردن کنشهای هماهنگ بهبود بخشد یا در جای دیگر به مثابه ویژگی های زندگی اجتماعی ـ شبکه ها، هنجارها و اعتماد ـ که مشارکت کنندگان را قادر می سازد تا به صورت موثرتری برای رسیدن به اهداف مشترک با یکدیگر عمل کنند.(پاتنام، ۱۹۹۵)
اصطلاح سرمایه اجتماعی در اواخر دهه هشتاد میلادی توسط «جیمز کلمن»(۱۳۷)(۱۹۸۵)، عالم اجتماعی، ضرب شد که آن را برای توصیف روابط میان مردم، گروهها و جماعتها که اعتماد و یا التزامهای دو طرفه را به وجود می آورند، استفاده کرده بود. این روابط، انتظارات و التزامات اعتمادساز بین مردم، به مثابه نوعی چسب اجتماعی عمل می کنند که آنها را قادر می سازد تا به شیوه موثرتری عمل کنند، جامعه را کاراتر سازند و همچنین زندگی را به طور کلی ارزشمندتر کنند(گلدینگ(۱۳۸)، ۲۰۰۴)، حال گر چه زندگی مدرن و پسامدرن تهدیدهایی برای این روابط و انتظارات و التزامات به وجود آورده است، اما فضای مجازی می تواند با بازتولید بسیاری از موقعیتهای اجتماعی در شرایطی خاص و نو این روابط و التزامات را بازتعریف و بازسازی کند.
بر اساس تعریف «اداره آمار ملی»(۱۳۹)(۲۰۰۱)، سرمایه اجتماعی عموماً به عنوان منبعی اجتماعی تلقّی می شود که از طریق روابط رسمی و غیر رسمی میان افراد یک جماعت ساخته می شود که مختصات اصلی آن عبارتند از: «شهروندی»،(۱۴۰) «مناسبات همسایگی»،(۱۴۱) «اعتماد»،(۱۴۲) «ارزشهای مشترک»،(۱۴۳) «درگیری در جماعت»،(۱۴۴) «داوطلبی»،(۱۴۵) «شبکه های اجتماعی»(۱۴۶) و «مشارکت مدنی».(۱۴۷)
سرمایه اجتماعی یک ناحیه محلی را می توان با توجه به تحلیل عقیده مردم نسبت به پنج عامل اصلی «التزام مدنی»،(۱۴۸) «مناسبات همسایگی»، «شبکه های اجتماعی»، «پشتیبانی اجتماعی»(۱۴۹) و ادراکاتشان نسبت به ناحیه محلی اندازه گیری کرد.(کولتارد(۱۵۰) و همکاران، ۲۰۰۲)
سرمایه اجتماعی همچون «سرمایه انسانی»(۱۵۱) (شرایط، مهارتها و دستاوردهای تحصیلی افراد) و «سرمایه فیزیکی»(۱۵۲) (دارایی و اموال)، سودمند ملاحظه شده است؛ زیرا جماعتها را قادر می سازد تا اهداف خواستنی را برای منفعت جماعت و افراد درون آن، به دست آورند.(گولدینگ، ۲۰۰۴)
سرمایه اجتماعی هنجارها و روابط اجتماعی تجسّد یافته در ساختار اجتماعی جوامع است که مردم را قادر به کنش هماهنگ برای دستیابی به اهداف مورد نظر می کند(سالیوان(۱۵۳) و همکاران، ۲۰۰۲)؛ ایجاد شبکه با یکدیگر، با هنجارها، ارزشها و درکهای مشترکی که همکاری درون گروهی یا میان گروهی را امکان پذیر می سازد(کوته(۱۵۴) و هالی(۱۵۵)، ۲۰۰۱). گفته شده در جماعتهایی که سرمایه اجتماعی بالایی دارند، نرخ جرم کمتر، بهداشت بهتر، دستاورد تحصیلی بهتر، رفاه بهتر برای کودکان، حکومت موثرتر و دستاورد اقتصادی بالاتری از ناکارایی ها در سرمایه اجتماعی دارند.(گولدینگ، ۲۰۰۴)
«اعتماد اجتماعی» را می توان به مثابه درونی سازی هنجارهای رابطه متقابل در سطح فردی دانست که با مجاز دانستن مردم برای خطر کردن و اعتماد به هم شهروندان که منفعتی از آنها حاصل نمی شود، کنش جمعی را امکان پذیر می کنند.(سالیوان و همکاران، ۲۰۰۲)
«مشارکت مدنی» یا «درگیری مدنی» که بیشتر با عضویت در انجمنهای داوطلبی سنجیده می شود، نشانگری از شبکه های اجتماعی است که تعامل چهره به چهره را امکان پذیر و در خدمت پراکنش اطلاعات و توزیع همکاری میان اعضای جماعت قرار می دهد.(همان)

فصل ۲: شبکه سازی اجتماعی در جهان دوفضایی شده

شبکه سازی اجتماعی در جهان دوفضایی شده

«شبکه های اجتماعی»(۲۲۹) مفهومی نیست که به پدیده تازه ای اشاره داشته باشد. انسانها از بدو شکل گیری گروههای اجتماعی کوچک و بزرگ، در شبکه های اجتماعی گوناگونی شرکت داشته اند. این شبکه ها در هر اندازه ای به مثابه یک ساختار اجتماعی، افراد را در مجموعه ای از ارتباطات و تعاملات میان فردی درگیر می ساختند. با توسعه جوامع و گسترش ارتباطات در اجتماعات و جوامع گوناگون، ساختارهای این جوامع و نتایج حاصل از این ساختارها نیز دگرگون شده، به سوی پیچیدگی سوق پیدا کردند.
همچون دیگر انواع شبکه ها، شبکه های اجتماعی نیز یک ساختار هستند. همان طور که «شبکه های رایانه ای»(۲۳۰) مجموعه ای از دستگاههایی هستند که به واسطه مجموعه ای از رشته ها و اتصالات به هم متصل شده اند، شبکه های اجتماعی نیز مجموعه ای از افراد، سازمانها و دیگر موجودیتهای(۲۳۱) اجتماعی هستند که به واسطه مجموعه ای از روابط اجتماعی، مانند دوستی، همکاری یا تبادل اطلاعات، به یکدیگر متصل می شوند. ساختار این شبکه ها از افراد، گروهها و سازمانها به مثابه «گره های»(۲۳۲) آن تشکیل شده است. این گره ها در ارتباط با یکدیگر می توانند انواع گوناگونی از وابستگی های متقابل را داشته باشند. از ارزشها، چشم اندازها، اهداف و هر چیز مشترکی که پیوند دهنده میان افراد، گروهها و سازمانها باشد، می توان به عنوان «رابطه های»(۲۳۳) این شبکه ها نام برد.
برخی پژوهشگران، شبکه اجتماعی را به مثابه مجموعه ای از افراد تعریف می کنند که انواع خاصی از پشتیبانی ها را از یکدیگر انجام می دهند و در واقع؛ این حمایتها را با یکدیگر مبادله می کنند(ویلمان، ۱۹۹۷). برخی دیگر آن را به مثابه روابطی که به هر صورت برای فرد مهم است، تعریف کرده اند (کان و آنتونوچی، ۱۹۸۱) و برخی دیگر، شبکه اجتماعی را به مثابه ساختارهای به هم پیوسته ای می دانند که در آنها تعاملهای حمایتی و غیرحمایتی روی می دهد(ون تیلبرگ، ۲۰۰۳، ص ۵). نظریه شبکه سازی اجتماعی، افراد را به مثابه گره هایی از یک نمودار، الگوسازی می کند که روابط این گره ها با هم به صورت «لبه های(۲۳۴)» این نمودار نشان داده می شود(وازرمن، ۱۹۹۹؛ واتز، ۲۰۰۳). «سورآ»(۲۳۵) و «میلاردو»(۲۳۶)(۱۹۹۱، ص ۲) شبکه اجتماعی را «مجموعه ای از افراد که توسط شخص هدفی شناخته می شوند» و شبکه را «وابستگی های متقابلی که مشارکت کنندگان را به خویشان و دوستان متصل می کند»، تعریف کرده اند.
در تمامی تعاریف بالا، گر چه از دیدگاه پژوهشگران مختلف مطرح شده اند، نکات مشترکی وجود دارد. شبکه اجتماعی به اعتبار افراد و گروههایی که در آن وجود دارند و همچنین روابط متنوعی که این افراد با یکدیگر برقرار می کنند، یک ساختار اجتماعی محسوب می شود. در این ساختار، افراد به گونه ای مبادله ارتباطات پشتیبانانه از یکدیگر می پردازند. افراد از یکدیگر حمایت می کنند تا از آنها حمایت شود. گستره هر شبکه، دامنه روابط پشتیبانانه را تعیین می کند. دامنه و پیچیدگی ارتباطات هر شبکه، رابطه مستقیمی با گستره اعضای آن شبکه دارد؛ به این معنا که هر چه تعداد افراد درگیر در یک شبکه اجتماعی بیشتر باشند، ارتباطات و تعاملات آن شبکه نیز پیچیده تر خواهد بود. همچنین نکته مهمی که در تعاریف بالا از آن غفلت شده، آن است که روابط درون ساختارهای اجتماعی به طور عام و شبکه های اجتماعی به طور خاص، بر پایه «سرمایه اجتماعی»(۲۳۷) شکل می گیرند.
سرمایه اجتماعی از دیدگاه «آدلِر»(۲۳۸) و «کوون»(۲۳۹) (۲۰۰۲) و «کیلداف»(۲۴۰) و «ته سای»(۲۴۱) (۲۰۰۳) به منبعی بازمی گردد که در دسترس یک بازیگر اجتماعی مبتنی بر مختصات جایگاه و روابط وی با دیگران در یک ساختار یا شبکه اجتماعی قرار دارد. بر اساس تعاریف مذکور و آنچه در بالا گفته شد، می توان شبکه اجتماعی را گونه ای ساختار اجتماعی پویا دانست که در آن، افراد با تکیه بر سرمایه اجتماعی خود، ارتباطات خود را با دیگران شکل می دهند.

وبگاههای شبکه سازی اجتماعی

«لورا گارتون»(۲۴۲) (۱۹۹۷) درباره شبکه های اجتماعی می گوید: «زمانی که شبکه های رایانه ای، افراد یا سازمانها را به هم متصل می کنند، یک شبکه اجتماعی ایجاد شده است». شبکه های اجتماعی «وب بنیاد»(۲۴۳) از قابلیتها و انعطاف پذیری های ویژه ای برخوردارند. این شبکه های با ذات متکثر و خصیصه هایی نظیر بی مکان و زمان بودن، امکان ارتباط افراد مختلف را با هم در هر زمان و از هر مکانی فراهم کرده اند. ایجاد، اداره و گسترش روابط شبکه ای در این فضا بسیار آسان تر از فضای واقعی است.
وبگاههای شبکه سازی، فضاهایی هستند که اجتماعی مجازی برای مردم علاقه مند به موضوعات خاص، ایجاد و ارائه می کند. اعضای این اجتماعات از طریق صدا، «گپ زنی»،(۲۴۴) «پیامهای فوری»،(۲۴۵) «همایشهای ویدئویی»(۲۴۶) و «وب نوشتها»(۲۴۷) با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. این خدمات، راهی برای برقراری ارتباط اعضا با دوستان یا دیگر اعضای شبکه و همچنین محلی برای اجتماع افراد است. «وبگاه شبکه سازی اجتماعی»(۲۴۸) اصطلاحی است برای «اجتماعات مجازی»(۲۴۹)؛ یعنی گروهی از افراد که از شبکه اینترنت برای برقراری ارتباط با همدیگر درباره هر چیز و همه چیز استفاده می کنند.
«لوو»(۲۵۰) (۲۰۰۷) معتقد است فرصت شبکه سازی باعث می شود تا دانشگاهیان علاقه مند به مباحث علمی، همدیگر را آسان تر پیدا کنند و همچنین یکی از مزیتهای اولیه گسترش الکترونیکی شبکه ها از طریق نرم افزارهای شبکه سازی اجتماعی، قابلیت پیدا کردن منابع و دانشگاهیان و همفکران، در آن سوی شبکه اولیه، در مدلی بسیار سازمان یافته است.
اولین وبگاه شبکه سازی اجتماعی، وبگاه «کلاس میت»(۲۵۱) بود که در سال ۱۹۹۵ آغاز به کار کرد. پس از راه اندازی آن بود که دیگر وبگاههای شبکه سازی اجتماعی پا به عرصه فضای مجازی گذاشتند. «سیکس دگریز»(۲۵۲) در سال ۱۹۹۷ با استفاده از الگوی «وبِ تماسها»(۲۵۳) آغاز به کار کرد. در سال ۱۹۹۹ دو الگوی شبکه سازی اجتماعی «چرخه اعتماد»(۲۵۴) و «چرخه دوستان»(۲۵۵) توسعه یافتند. در حال حاضر الگوی چرخه دوستان، پرکاربردترین الگو در میان اجتماعات مجازی است. این محبوبیت شاید به این خاطر است که به کاربرها امکان بیشتری برای کنترل محیط های خود می دهد. بیش از ۵۰ وبگاه تا سال ۲۰۰۵ ایجاد شدند که از الگوی چرخه دوستان استفاده می کردند.
وبگاه «فرندستر»(۲۵۶) در سال ۲۰۰۲ معرفی شد. «مای اسپیس» یک سال بعد از ارائه این وبگاه، راه اندازی شد. «فیس بوک»(۲۵۷) نیز در سال ۲۰۰۴ با هدف گیری دانشجویان به عنوان کاربرها، ارائه شد. مدتی پس از آن، «تاگ ورلد»(۲۵۸) راه اندازی شد که ابزارهایی برای اعضا ارائه می کرد که بتوانند صفحات شخصی بیشتری شامل محتواهای چندرسانه ای بسازند. «تگد»(۲۵۹) با تمرکز بر نوجوانانی که می خواستند گروههای مشخص با اعضای هم علاقه ایجاد کنند، معرفی شد.
شبکه های اجتماعی وب بنیاد همچون دیگر انواع شبکه ها، از شبکه های رایانه ای تا شبکه های اجتماعی واقعی، ساختار و عناصر سازنده ای دارند که پژوهشگران مختلف از دیدگاههای گوناگون به آنها نگاه کرده اند. اگر بخواهیم به ساختارها و عناصر استاندارد وبگاههای شبکه سازی اجتماعی نیز اشاره ای کنیم، باید به تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است، نگاهی بیندازیم.
گارتون (۱۹۹۷) خصیصه های سه گانه ای را برای شبکه های اجتماعی در نظر می گیرد که عبارتند از: «دامنه»،(۲۶۰) «مرکزیت»(۲۶۱) و «نقشها»(۲۶۲). جکسون (۱۹۹۷) نیز معتقد است که برای تحلیل شبکه باید به این اصطلاحات پایه توجه کرد: «بازیگران یا گره ها»(۲۶۳) به واحدهایی در شبکه اشاره دارند که دارای برخی خصلتها هستند و واحدها با آن خصلتها به مثابه عضوی از طبقه هم ارز تلقّی می شوند؛ «روابط»(۲۶۴) که پیوندهای درونی و بیرونی هستند و «ویژگی ها»(۲۶۵) که در واقع استفاده از فنون طراحی مانند رنگ، متن و «قالب بندی»(۲۶۶) هستند؛ «شبکه» که گره ها یا بازیگران را به هم مرتبط می کند و در نهایت، «ساختار شبکه»(۲۶۷) که ترکیب و آرایش بندها و رشته های میان گره ها یا بازیگران شبکه است.
علاوه بر ساختارهای پایه ای و زیرساختی شبکه های اجتماعی وب بنیاد، در مورد ساختِ سطح و ظاهر شبکه ها نیز باید به مسائل و نکاتی اشاره کرد. فضاهای شبکه سازی اجتماعی، مانند مای اسپیس و فیس بوک، به کابران اجازه می دهند تا «نمایه ای»(۲۶۸) از خودشان ایجاد کنند. کاربرها علاوه بر قرار دادن تصویری از خودشان بر روی وبگاه، می توانند با دیگر کاربرها ارتباط دوستی برقرار کنند. در بیشتر فضاهای شبکه سازی اجتماعی، هر دو کاربر، پیش از آنکه به هم پیوند داشته باشند، باید رابطه دوستی یا به عبارت بهتر؛ اعتبارشان، توسط طرف مقابل مورد تایید قرار گیرد.
برخی فضا های شبکه سازی اجتماعی، بخش «علاقه مندی هایی»(۲۶۹) دارند که به موافقت دیگر کاربرها برای تایید نیازی ندارد. شبکه های اجتماعی معمولاً کنترلهایی برای پوشش مطالب دارند که به کاربرها اجازه می دهد تا سطح دسترسی افراد به نمایه اطلاعات خود را مشخص کنند.
بعضی شبکه های اجتماعی بزرگ، مانند مای اسپیس، ویژگی های جانبی دیگری نیز دارند. از جمله این ویژگی ها می توان به قابلیت ایجاد گروههایی که افراد علاقه های عمومی خود را به اشتراک بگذارند یا تصاویر ویدئویی بر روی وبگاه قرار دهند یا مباحثه هایی در انجمنها و گروهها برگزار کنند، اشاره کرد.
کاربرها اغلب سعی در جمع آوری دوستان دارند یا تلاش می کنند تا حد امکان با دیگران ارتباط داشته باشند. بنابر این، این غیر معمول نیست که تقاضای دوستی یا دعوت به مباحثه ها را از کسانی دریافت کنند که اصلاً آنها را نمی شناسند. کاربران می توانند نمایه های دیگری نیز ایجاد کنند که نمایانگر هویتی غیر اصلی برای خودشان یا هویت افرادی که به عنوان الگوی خود، همانند اشخاص مشهور و سیاستمداران انتخاب کرده اند، باشد.
در فضاهای بزرگ شبکه سازی اجتماعی، نگرانی های فزاینده ای درباره میزان اطلاعات شخصی که افراد ارائه می کنند و همچنین تهدید های اخلاقی وجود دارد. در چنین فضاهایی، افراد برای جلوگیری از چنین اتفاقهایی، از مجاری قانونی اقدام می کنند؛ البته در صورتی که بتوانند قوانین را در حوزه فضای مجازی نیز تسرّی دهند.

نظرات کاربران
درباره کتاب شبکه‌های علمی مجازی