فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب سرمایه اجتماعی و وضعیت آن در ایران

نسخه الکترونیک کتاب سرمایه اجتماعی و وضعیت آن در ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب سرمایه اجتماعی و وضعیت آن در ایران

سرمایه اجتماعی با ماده ارتباط تحقق می‌یابد و سازنده صورت‌هایی همچون جامعه مدنی است که در قالب آنها کنشگران به تشخیص وضعیت موجود، شناخت قوت‌ها و ضعف‌ها، و تعیین موقعیت آرمانی قادر می‌شوند. بنابراین وجود و به کار بستن سرمایه اجتماعی، نوعی از جامعه را موجب خواهد شد که می‌توان آن را جامعه مشارکتی نامید. جامعه‌ای که در آن سهم هریک از اعضای اجتماع برای تعیین سرنوشت خود و جامعه برابر است، زیرا همگان دارای سرمایه اجتماعی و ابزار ارتباطی بیانگر آن هستند؛ بیانگری از جمله اصلی‌ترین کارکردهای سرمایه اجتماعی است که به واسطه آن به استفاده‌کنندگان خود اجازه بیان خود و ابراز وجود می‌دهد.
می‌توان فرض ایدئال جامعه‌ای را تشخیص داد که بر اساس سرمایه اجتماعی همگانی شکل می‌گیرد: جامعه دموکراتیک مشارکتی. سرمایه اجتماعی ازآنجاکه با انتخاب آزادانه افراد مبنی بر ذاتی شمردن ارتباط شکل می‌گیرد، ارتباطی که دوسویه است؛ نمی‌تواند موجد نظام‌های سیاسی توتالیتر و استبدادی باشد که تحمل شنیدن ایده‌های مخالف را ندارند و خواهان آن هستند تا همگان زیر نظام باوری و رفتاری واحدی و از بالا به پایینی قرار گیرند. اما نظام‌های دموکراتیک مشارکتی، رویکردی از پایین به بالا را برای تعریف احکام و رویه‌های اداره جامعه فرض می‌گیرند. یکی از عواملی که می‌تواند انتقال آرا را به سطوح پایین جامعه قدرت دهد، وجود سرمایه اجتماعی است. ازاین‌رو، سرمایه اجتماعی ابزاری است که به توانمندسازی افراد ناتوان کمک کرده و به آنها اعتماد به نفسِ گفتن می‌دهد: سرمایه اجتماعی از یک طرف موجب ساختن ایده‌های تازه و کارآمدی است که ویژگی جمعی دارند و از طرف دیگر وسیله‌ای برای گفتن و بیان کردن این اندیشه‌ها برای عملی شدن است.
فرهنگ با مکالمه و گفت‌وگوی حاصل از سرمایه اجتماعی بازاحیا، بازتفسیر و در نهایت بازپیکربندی می‌شود. چنین فرهنگی، فرهنگ رهایی‌بخش خواهد بود، به جای اینکه ساختارهایی محدودکننده و انسان‌زدا باشد. سرمایه اجتماعی به اعضای فرهنگ اجازه می‌دهد که اولاً بتوانند در مورد محتوای آن (همچون ارزش‌ها، هنجارها، باورها، تصورات و...) بیاندیشند و ثانیاً آن را محل بحث قرار داده و به نقادی مثبت و منفی آن بپردازند. نتیجۀ این کارکرد سرمایه اجتماعی در حوزه فرهنگ، آفرینش فرهنگ پویایی است که به نیازهای اعضای آن پاسخ می‌دهد؛ نیازهایی که بر محور ایده‌ای کامل از انسانیت شکل گرفته‌اند. در این صورت است که فرهنگ، آزادی می‌بخشد؛ آزادی‌ای که گوهر تمامی آفرینش‌های والای انسانی (همچون هنر) است؛ رهایی‌ای که سازندۀ تخیل انسانی برای فراروی از واقعیت‌های موجود برای کشف و طرح ایدئال‌های مطلوب است. در فرهنگی که توسط سرمایه اجتماعی هر روز بازسازی می‌شود، انسان‌ها هرچه بیشتر خود را می‌یابند و نقش دگرگون‌کنندگی اراده انسانی را مشاهده می‌کنند؛ اراده‌ای که از نمونه یک انسان تمامیت‌یافته می‌جوشد برای تحقق جامعه‌ای متکثر از انواع انسان‌های متضاد ـ مکمل.

ادامه...
  • ناشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.4 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۳۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب سرمایه اجتماعی و وضعیت آن در ایران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

نقش سرمایه اجتماعی و کارایی اقتصاد

کلمه سرمایه اجتماعی در دهه ۱۹۹۰ در رشته اقتصاد به صورت یک اصطلاح رایج درآمد. به طور کلی در نظریه های اخیر دانشمندان علوم اجتماعی از جمله در آثار دیه گو گمبتا (۱۹۸۸)، جیمز کلمن (۱۹۹۰)، رابرت پاتنام (۱۹۹۳) و فرانسیس فوکویاما (۱۹۹۵) توضیح داده شده که میزان سرمایه اجتماعی، تعیین کننده کیفیت کارکرد نهادهای جامعه است. در این مطالعات سرمایه اجتماعی و یا به عبارتی اعتماد به عنوان میل مردم به همکاری برای تولید نتایجی کارا از منظر اجتماعی و جلوگیری از افتادن در دام عدم همکاری قلمداد شده است.
نک و کی فر در مطالعه خود پی برده اند که بین رشد اقتصادی و اعتماد رابطه مستقیمی وجود دارد و این ارتباط در کشورهای فقیرتر قوی تر است. اعتماد متقابل بین افراد یک جامعه با سهولت بخشیدن به فعالیت های اقتصادی موجب افزایش کارایی در اقتصاد می شود. در کشورهای توسعه یافته این نقش به عهده نهادهای رسمی است. از طرف دیگر این مطالعه نشان می دهد افزایش سرمایه اجتماعی موجب کاهش توزیع ناعادلانه درآمد در کشورهای در حال توسعه می شود (نک و کی فر،(۱۶) ۱۹۹۷).
در تحلیلی ساده، رشد و توسعه اقتصادی نیازمند خلاقیت است و مطالعات اقتصادی نشان داده که بخش اعظم رشد در قرن بیستم نه حاصل نیروی کار یا رشد سرمایه‎گذاری بلکه حاصل ابداعات و خلاقیت‎ها و نوآوری در روش های تولید بوده است. خلاقیت نیازمند یک افق زمانی بلندمدت برای فکر کردن، برنامه‎ریزی و سرمایه‎گذاری است. هر نوع ابداعی در عرصه اقتصاد و تکنولوژی نیازمند افق زمانی بلندمدت، برنامه‎ریزی و سرمایه‎گذاری است. در دوره‎های سقوط سرمایه اجتماعی این افق های بلندمدت تیره و نامطمئن می‎شود. اعتمادی به آینده وجود نخواهد داشت. درجه حفاظت و تضمین حقوق مالکیت کاهش پیدا می‎کند. رفتارهای غیرقابل پیش‎بینی افزایش پیدا می‎کند، مناسبات اجتماعی و اقتصادی پرهزینه می‎شود و بخش بزرگی از انرژی کارآفرینان و نیروهای خلاق در حل وفصل این اصطکاک های اجتماعی صرف می‎شود و لذا فرصت برنامه‎ریزی و خلاقیت و تمرکز وجود نخواهد داشت؛ بنابراین ممکن است ما رشدهای عادی و معمولی داشته باشیم اما رشدهای چشمگیر که موجب خیزش اقتصادی بشود نخواهیم داشت. در فقدان سرمایه اجتماعی خیزش اقتصادی ممکن نیست اما ممکن است رشد اقتصادی معمولی وجود داشته باشد.
از طرفی سازوکار اصلی اقتصاد بازار، رقابت است و رقابت مستلزم کاربرد جدی عقلانیت در تصمیم های افراد و بنگاه ها و موسسات است. ابزار و لوازم اصلی برای کاربرد عقلانیت در تصمیم ها عبارت است از وجود میزان قابل قبولی از اطلاعات قابل اتکا، همراه با قابل پیش بینی بودن رفتارهای افراد، واحدها و دولت و نیز حد لازمی از ثبات سیاسی و اجتماعی. چنین شرایطی نیز تنها زمانی محقق می شود که سطح سرمایه اجتماعی به میزان قابل قبولی بالا باشد (رنانی، ۱۳۸۲). در ادامه به صورت نظام مند، کانال های اثرگذار و امکان پذیر سرمایه اجتماعی بر کارایی اقتصاد بررسی می شود.

کانال های اثرگذار سرمایه اجتماعی بر کارایی اقتصاد

ازآنجاکه در مورد نحوه و میزان اثرگذاری سرمایه های اجتماعی بر عملکرد اقتصادی، تحلیل های فراوانی صورت گرفته، آنها را تکرار نکرده و تنها به برخی نکات مهم اشاره می کنیم.
سرمایه های اجتماعی و به ویژه مواردی مانند اعتماد می تواند هزینه های معاملاتی، هزینه های کسب اطلاعات و هزینه های مربوط به فعالیت های قانونی را کاهش دهد. سرمایه های اجتماعی به شخص کمک می کند تا بتواند هزینه تشخیص احتمالات مختلف و بررسی شرایط آنها را مقرون به صرفه کند. جامعه ای که از سرمایه اجتماعی اعتماد و اطمینان بهره می برد، می تواند از طریق تضمین عملکرد و اجرای قراردادها، هزینه های مربوط به سیستم قانونی را نیز کاهش دهد. البته این سکه روی دیگری نیز دارند و آن اینکه بنگاه های اقتصادی بیشتر مایل هستند با شرکای مطمئن همکاری کنند. این تمایل سبب کاهش رقابت شده و حتی گاهی به فنا شدن امتیازات حاصل از معامله با شریک تجاری جدید می شود.
سرمایه های اجتماعی مانند اعتماد دوطرفه، ارزش ها و ادراکات مشترک باعث سودمندتر شدن مذاکرات بین طرفین معامله می شود. اگر تعداد خریداران و فروشندگان حاضر در قرارداد، کم باشد، معاملات بیشتر به صورت مذاکره و گفت وگو انجام می شود. در این حالت هیچ تضمینی برای اجرای اصل بهینه پارتو وجود ندارد، ولی وجود اعتماد بین طرفین قرارداد به عنوان یک سرمایه اجتماعی می تواند به آنها برای رسیدن به بهینه پارتو کمک کند.
سرمایه های اجتماعی همچنین تبادل اطلاعات بین طرفین را تسهیل می کند که این خود به کارا شدن هرچه بیشتر تخصیص پویایی منابع کمک می کند. غالباً گفته می شود که طرح های اقتصادی موجود در اقتصاد مبتنی بر بازار، تنها طرح های خبری و علامت دهنده هستند، زیرا این طرح ها به رغم اینکه فعالیت های مطلوب و امکان پذیر را نشان می دهند ولی در عمل هیچ گونه قدرت قهری برای انجام این فعالیت ها به بخش خصوصی نمی دهد. حال اگر در همین بازار فرض کنیم سرمایه ای اجتماعی مانند اعتماد وجود دارد، در این حالت اگر تبادل اطلاعات با هدف فراهم شدن رضایت عمومی همه عوامل بازار، صورت بگیرد، کارایی کلی فعالیت ها تقویت خواهد شد. برخلاف نظریه غالب موجود در کتاب های اقتصادی که مکانیزم بازار را کارآمد می داند، پیش شرطی در این مسیر وجود دارند و آن اینکه ابتدا باید بازاری وجود داشته باشد تا بعد در مورد کارایی آن صحبت شود؛ درحالی که با توجه به اینکه جهان واقعی پر از نااطمینانی است، تحقق این پیش فرض با تردید روبه رو است. اگر افراد بازار با یک مجموعه اطلاعات مناسب از شریک تجاری خود تجهیز شوند مثل اینکه نحوه واکنش وی به تغییر در محیط زیست را بدانند، می تواند روابط تجاری خود را به نحو مناسب تری شکل دهند تا اینکه صرفاً تمام اطلاعات خود را از طریق تغییر در قیمت قراردادها کسب کنند.
سرمایه های اجتماعی باعث می شود اقتصاد بتواند از امتیازات ناشی از اثرات بیرونی شبکه ای(۱۷) سود ببرد. این در حالی است که هر شبکه با ریسک های خاص خود مانند شوک ها و فشارهای بیرون از شبکه و اختلاف های درون شبکه ای و غیره روبه رو بوده است. این ریسک ها با بزرگ شدن اندازه شبکه، رشد می کنند و حتی گاهی به عامل فشاری برای اندازه بهینه شبکه تبدیل می شوند. سرمایه اجتماعی به علت ماهیت خاص خود می توانند در این مورد نیز ریسک های مخرب را کاهش دهند.
سرمایه های اجتماعی همچنین نقش مهمی در اداره بنگاه ها بازی می کنند. داشتن حسن شهرت و اعتبار در درون بنگاه و همچنین بین افراد خارج از بنگاه، یکی از عوامل مهم در نظم دهی و اداره امور بنگاه هاست. سرمایه های اجتماعی شناخته شده را می توان در هر تشکیلاتی یافت و در واقع وجود همین سرمایه ها سبب شده تشکیلات مالی مختلف به جای اینکه خود را به سادگی بر اساس ترکیبی از عوامل فیزیکی تولیدی که به صورت جداگانه از بازارهای مرتبط خود خریداری شده اند شکل دهند، برنامه ریزی خود را بر اساس خود تولید قرار می دهند زیرا که تولید به همان اندازه که به عوامل فیزیکی وابسته است، تحت تاثیر عوامل اجتماعی نیز قرار دارد. در واقع در صورت لحاظ نکردن نقش سرمایه‎های اجتماعی، وضع قوانین مدرن برای همکاری هرچه بیشتر در موسسه های اقتصادی نمی تواند تضمین لازم برای اداره شدن مناسب بنگاه ها را فراهم آورد.
سرمایه های اجتماعی می تواند حتی از طریق تسهیل تبادل اطلاعات نیمه محرمانه و توافقات دوطرفه، فرصت های تجاری مناسبی به وجود آورده و اساساً وجود سرمایه های اجتماعی مانند اعتماد دوطرفه از ضرورت های یک تجارت جدید محسوب می شود. برای مثال یک ایده و یا یک طرح جدید خوب به راحتی می تواند مورد معامله قرار گیرد، ولی متاسفانه سیستم قانونی محافظت از دارایی هایی فکری به حد لازم قوی نیست. لذا در مراحل اولیه چنین معامله ای اگر اعتماد لازم وجود نداشته باشد، احتمال سرقت طرح وجود دارد. در مراحل بالاتر و همکاری های وسیع تر نیز این چنین است. اگر دو بنگاه بزرگ برای همکاری در زمینه یک محصول جدید بخواهند اطلاعات همدیگر را دریافت کنند، لازم است در تبادل اطلاعات، صراحت و راستگویی کامل که از جمله سرمایه های اجتماعی شناخته محسوب می‎شود، وجود داشته باشد.
سرمایه های اجتماعی می تواند به جوامع محلی کمک کند تا خود را از دیگران متمایز کنند که این روند در نهایت می تواند به ایجاد فرصت های جدید تجاری و پیدایش فرهنگ های جدید محلی منجر شود. اگر منطقه ای یک محصول یا ویژگی خاصی دارد می تواند با جذب افراد متمایل به آن، زمینه تعامل بیشتر افراد و امکان فعالیت های جدید تجاری را در کنار فرهنگ جدید نیز فراهم کند؛ البته آغاز چنین فرایندی برای انجمن های محلی مشکل است زیرا وجود تمایلات متفاوت به صنایع و فعالیت های مختلف، مانع اجماع نظر نهایی می شود. تنها زمانی که همه افراد و ساکنان نظر یکسانی داشته باشند، مسئولان می توانند قوانین فرعی مناسب برای آن منطقه وضع کنند. وجود سرمایه های اجتماعی می تواند نقش مهمی در تحقق این اجماع نظر، بازی کند.
سرمایه های اجتماعی همچنین دلیل مناسبی برای وجود تفاوت بین ارزش جاری شرکت(۱۸) و ارزش آن هنگام انحلال(۱۹) است. اگر بنگاه بتواند بر سرمایه های اجتماعی مانند اعتماد و اعتبار، ماهیت شبکه ای خود و... تکیه کند می تواند ارزش جاری خود را در مقایسه با ارزش انحلال خود بالا ببرد. سایر اطلاعات مسئولان بنگاه مانند آگاهی از توانایی ها و ویژگی های فردی کارکنان و آگاهی از اینکه چگونه یک شبکه متشکل از نیروها را می توان در راستای کارایی بالاتر تقویت کرد، از دیگر عوامل ارتقای ارزش جاری شرکت هستند. البته هنوز در این مورد که آیا آگاهی از روش های تقویت شبکه جزء سرمایه های اجتماعی محسوب می شود یا نه، بحث و گفت وگو وجود دارد.
سرمایه های اجتماعی، به ویژه سطح امنیتی جامعه، بعضی فعالیت های تجاری را سودآور و برخی را غیرسودآور می کند، به نحوی که برخی فعالیت ها را می توان بر اساس وزن سرمایه های اجتماعی داخل آن از بقیه جدا کرده و آنها را سرمایه اجتماعی محور(۲۰) نامید. مانند فروشگاه های تسهیلات دهنده شبانه که تنها در حالت خاصی خود سودآور هستند و هزینه بیشتر برای امنیت آنها، کل مجموعه را به فعالیت ضرردهنده تبدیل خواهد کرد. سرمایه های اجتماعی برای صنعت توریسم نیز بسیار حائز اهمیت است. میهمان نوازی ساکنان یک منطقه اثر مستقیمی بر جذابیت آن منطقه برای جهانگردان دارد. رسوم و فرهنگ محلی و منحصر به فرد بودن ویژگی های منطقه نیز از عوامل دیگر جذابیت محل است.
سرمایه های اجتماعی از طریق توزیع ریسک، می توانند بر نرخ پس‎ انداز جامعه اثر گذاشته و سبب افزایش میزان پس انداز شوند. برای این ادعا چند دلیل وجود دارد. اول اینکه هرچه اعتبار کارهای آینده اقتصاد بالاتر باشد، نرخ تنزیل زمانی در نزد مردم پایین تر می آید. دوم اینکه در جامعه ای که سرمایه های اجتماعی با ذهنیت افراد آن ترکیب شده است، مردم به همان اندازه که به همسایه های خود که دائماً در تماس بالفعل با آنها هستند اهمیت می دهند، نسبت به منفعت و سود بالقوه فرزندان و نوادگان آینده خود نیز حساس هستند و لذا تمایل دارند با پس انداز بیشتر، اموال بیشتری برای آنها فراهم کنند و سوم اینکه تربیت فرهنگی و مذهبی افراد نیز می تواند آنها را به اعتماد متقابل بیشتر و همچنین پس انداز بیشتر تشویق کند.
از طرف دیگر برخی معتقدند سرمایه های اجتماعی به ویژه فعالیت های مربوط به شبکه های خصوصی به عنوان محلی برای توزیع ریسک های فردی عمل نموده و از این طریق سبب کاهش نرخ پس انداز می شوند. سرمایه های اجتماعی مصرف جمعی جامعه را نیز افزایش می دهند زیرا برخی مصارف ماهیت گروهی دارند. برای مثال در اکثر مسابقات ورزشی افراد یک تیم همگی از لباس های یکسان استفاده می کنند و اگر مثلاً تغییری در رنگ و مدل لباس ها ایجاد شود، حداقل به تعداد افراد تیم، لباس جدید خریداری خواهد شد. به علاوه برخی سرمایه های اجتماعی مانند نوع دوستی می تواند هزینه های رزرو کالا و خدمات را کاهش دهد. این حالت زمانی است که یک شخص امکان اینکه دوستان او از کالایی خاص، آن هم نه الزاماً به صورت مشترک با وی، استفاده کنند را جزء اصول مورد قبول خود قرار دهد.
سرمایه های اجتماعی می تواند سرمایه گذاری در سرمایه های انسانی(۲۱) را تشویق و سبب ارتقای چالش های موجود در این زمینه شود. برای مثال اگر افراد درون یک صنعت از نقطه نظر مصرف کنندگان افراد قابل اعتماد باشند، آن صنعت از طریق کاهش نرخ معیوب بودن در نظر مصرف کنندگان به یک صنعت قابل پیش بینی و مطمئن تبدیل می شود. همچنین وقت شناسی و منظم بودن خدمات راه آهن و پست و اعتبار شبکه خدمات برق و تلفن و حتی بررسی و دقت صادقانه در انتقاد مصرف کنندگان همگی مثال هایی از سرمایه های اجتماعی هستند که می توانند سبب رشد سرمایه های انسانی شوند. شرایط اجتماعی مطلوب، زمینه ساز ایجاد اعتماد و اطمینانی در جامعه می شود که آن هم به نوبه خود به تشکیل ساختار مناسب برای سرمایه های انسانی کمک می کند. در این شرایط افراد جامعه نگرانی کمتری دارند که تلاش های آنها به دلیل ضعف و قصور دیگران بی پاداش بماند. سرمایه های انسانی تنها توانایی هایی که یک شخص از طریق آموزش به دست می آورد نیست بلکه گردآوری تجربه ها و استفاده از نتیجه تلاش های دیگران نیز جزو سرمایه های انسانی محسوب می شود. ازآنجاکه سرمایه های انسانی سبب افزایش وثوق و اعتبار تجارت می شوند، قاعدتاً باید حد آستانه خاصی برای آن وجود داشته باشد. اگر سرمایه های اجتماعی از حد آستانه ای خاصی پایین تر باشند، نبوغ و توانایی افراد به علت فقر موجود در سرمایه های اجتماعی، به ثمر نمی نشیند. درحالی که به طور طبیعی افراد مایل هستند تجارت و یا فعالیت های خود را در کشوری انجام دهند که به تلاش آنها پاداشی در خور آن تعلق بگیرد، و یا اینکه اگر در کشور خود می مانند، مایل هستند که در فعالیتی تلاش کنند که بتواند نبوغ و استعداد آنها را بروز داده و به ثمر رساند.
سرمایه های اجتماعی در مدیریت و خدمات عمومی نیز نقش مهمی ایفا می کنند. اداره این امور یا به صورت کنترل سنتی جامعه و یا به وسیله تشکیلات مدرن غیردولتی صورت می گیرد. حالت اخیر در مقایسه با مدیریت صد درصد عمومی و یا سیستم خدمات کاملاً خصوصی، بسته به ماهیت خدمات مورد توجه، دارای کارایی هزینه بالاتری بوده و در رویارویی با چالش های یکسان، انعطاف پذیری بیشتری نسبت به دو سیستم مذکور دارد. سرمایه های اجتماعی خوب، کارایی دولت را افزایش می دهند. اگر مردم مایل باشند کارهای خود را به صورت همکاری مردمی و بدون دخالت دولت انجام دهند، فعالیت های دولت روان تر و از بار مالی تحمیل شده بر دولت کاسته می شود.
سرمایه های اجتماعی همچنین از طریق درآمد بالاتر، برای منطقه خودکفایی اقتصادی نیز به ارمغان آورد. برای مثال از جمله وظایف پول داخلی، قوی تر کردن نیروهای اقتصادی مرکزمحور برای مسئولان داخلی و نیز ارضای احساس تعلق به یک وطن برای مردم عادی جامعه است. در عین حال وجود پول مشترک داخلی سبب روان شدن و آسان تر شدن همکاری های دوجانبه بین افراد جامعه می شود. لذا در حالت کلی معرفی یک پول داخلی واحد برای همه افراد درون یک کشور سبب می شود هم سیاست های اقتصادی مسئولان و هم تبادلات بین مردمی راحت تر و بهتر صورت بگیرد که حاصل آن در نهایت رشد وضعیت معیشتی و در نهایت خودکفایی است.
در هر حال با وجود مطالعات صورت گرفته، بحث های مربوط به نحوه اندازه گیری سرمایه اجتماعی در تابع تولید ملی هنوز به جایی نرسیده و به این ترتیب می توان انتظار داشت که بحث درباره سرمایه اجتماعی و یا به عبارتی، بخش معنوی تابع تولید ناخالص ملی یکی از زمینه هایی باشد که ادبیات اقتصادی در آینده بر آن متمرکز خواهد شد.

نتیجه گیری

این مقاله با هدف معرفی مفهوم سرمایه اجتماعی در چهار بخش اصلی با عناوین چیستی سرمایه اجتماعی، اندازه گیری و سنجش سرمایه اجتماعی، شکل گیری سرمایه اجتماعی و سرمایه اجتماعی و کارایی اقتصادی تنظیم شده بود. در بخش اول با توجه به تعاریف متعددی که دانشمندانی همچون جین جاکوب، جیمز کلمن، گلن لوری، بن پرات، ویلیامسن، بیکر و فرانسیس فوکویاما در رابطه با سرمایه اجتماعی ارائه کرده اند، چنین برمی آید که این مفهوم برگرفته از مفاهیمی مانند اعتماد، همکاری و روابط متقابل بین اعضای یک گروه بوده به نحوی که گروه را به سمت دستیابی به هدفی با ارزش های مثبت هدایت می کند. لذا میزان سرمایه اجتماعی موجود در یک جامعه می تواند شکاف موجود بین آن جامعه و جامعه مدنی مطرح در یک نظام دموکراسی را با حداکثر کارایی در نظام اقتصادی و اجتماعی ارائه کند.
در رابطه با اندازه گیری و نحوه سنجش سرمایه اجتماعی، هرچند مدل ریاضی پاتنام گامی است در راستای کمّی کدرن اندازه سرمایه اجتماعی در یک اجتماع ولی موانع و مشکلات موجود در این راه، نظریه پردازان این حوزه را بر آن داشته تا به جای اندازه گیری مستقیم سرمایه اجتماعی، به اندازه گیری شاخص های نشان دهنده کمبود و سقوط سرمایه اجتماعی بپردازند. شاخص هایی همچون میزان جرم و جنایت، تعداد خانواده های فروپاشیده، میزان مصرف مواد مخدر، طرح دعاوی و دادخواهی، خودکشی، فرار از پرداخت مالیات و انواع موارد نقض قوانین و زیر پاگذاشتن ارزش ها و عرف های مرسوم.
در بخش سوم با بررسی منابع مختلف و با توجه به نظریات اندیشمندان این حوزه، چهار دسته از عوامل تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی، به صورت عوامل نهادی؛ عوامل خودجوش؛ عوامل بیرونی، و عوامل طبیعی مورد شناسایی قرار گرفت. در نهایت با توجه به اینکه سرمایه اجتماعی به عنوان عاملی جدید وارد حوزه علوم اقتصادی شده و زاویه جدیدی را در تحلیل مسائل اقتصادی گشوده است، ارتباط سرمایه اجتماعی و کارایی اقتصاد با استفاده از مطالعات انجام شده، مورد بررسی قرار گرفت و یکی از زمینه های مطرح در ادبیات اقتصادی آینده را اندازه گیری سرمایه اجتماعی به عنوان بخش معنوی تابع تولید ناخالص داخلی دانست.

منابع

- پاتنام، رابرت (۱۳۸۴) سرمایه اجتماعی، اعتماد، دموکراسی و توسعه، به کوشش کیان تاج بخش، مترجم: افشین خاکباز و حسن پویان، تهران: نشر شیرازه.
- رنانی، محسن (۱۳۸۲) اندیشه صادق، شماره ۱۱ و ۱۲.
- فوکویاما، فرانسیس (۱۳۷۹) پایان نظم سرمایه اجتماعی و حفظ آن، مترجم: غلامعباس توسلی، تهران: انتشارات جامعه ایرانیان.
- کلمن، جیمز (۱۳۷۷) بنیادهای نظریه اجتماعی، مترجم: منوچهر صبوری، تهران، نشر نی.
- Bain & Hicks (1998) Building Social and Reaching out to Excluded groups: The Challenge of Partnerships, Washington D.C.
- Coleman, J. S., (1996) “Social Capital in the Creation of Human Capital”, in, American Journal of Sociology Supplement.
- Coleman, James (1990) Foundation of social Theory, Cambridge, Harvard University Press.
- Fukoyama, Francis (1999) Social Capital & Measuring, I. M. F Report.
- Gambetta, Diego, ed (1988) Trust: Making and Breaking Cooperative Relations, Cambridge, Blackwell.
- Hopkins, Liza (2001) What Is Social Capital, Swinburne University of Tech.
- Knack, Stephan & Philip, Keefer (1997) “Does Social Capital Have an Economic Payoff? Across_country Investigation”, in, Quarterly Journal of Econometrics, No.112.
- Krishna, A. & Shrader, E (1999) Social Capital Assessment Tool, Social Capital Initiative, Working Paper No. 22, World Bank, Washington D.C.
- Loury, Glenn (1977) “A Dynamic Theory of Racial Income Differences”, in P. A. Wallace and A. Le Mund eds, Women Minorities and Employment Discrimination, Lexington MA.: Lexington Books.
- Putnam R., 1993, Making democracy work –civic traditions in modern Italy, Princeton NJ, Princeton University Press.
- Putnam, R (1995) American Declining Social Capital, in, journal of democracy.
- The World Bank Group (1999) Social Capital for Development.
- Wall, Ellen et. Al (1998) Gerring the Goods on Social Capital, in, Rural Sociology.
- World Bank, 2002, How Is Social Capital Measured, Report Paper.
- World Bank, 2002, What Is Social Capital, in, WB website/ Poverty/ Scapital.

سرمایه اجتماعی در بُعد سازمانی

اگرچه سنجش سرمایه اجتماعی سازمانی، یک سنجش رسمی در سرمایه اجتماعی نیست اما ابزار مفیدی برای به کارگیری و نمایش طرح مطالعاتی سنجش سرمایه اجتماعی به حساب می آید. معمولاً دو رویکرد عمده در سنجش سرمایه اجتماعی دیده می شود: یکی سرشماری گروه و یا عضویت های گروهی در جامعه و دیگری، سنجش اعتماد و مشارکت مدنی در سطح جامعه. در اینجا سعی بر این است که به برخی از ملاحظات درون گروهی و سازمانی بپردازیم.
رابرت پاتنام از طریق شمارش گروه ها (n) سعی در سنجش سرمایه اجتماعی کرده است (پاتنام، ۱۹۹۳). فرمول نهایی سرمایه اجتماعی برای گروه ها، محافل، انجمن ها و سازمان های رسمی و غیررسمی به شکل زیر خواهد بود:
Sc=Σ[ (۱/rni) rp cni]
i=۱...t

در این رابطه، عدد n نماینده عضویت در گروه های مختلف جامعه مدنی است که در طول زمان و مکان متغیر است. در واقع در هر جامعه ای تعداد زیادی n وجود دارد که از ۱ تا t قابل شمارش است. c معرِّف ضریب همبستگی است (اینکه اعضای گروه تا چه اندازه با یکدیگر متحد هستند) که در هر گروه بسته به درجه همبستگی داخلی متغیر است. rp متغیری است که دامنه و شعاع اعتماد در درون گروه را نشان می دهد. اعتماد متقابل در بین اعضای یک گروه در واقع عاملی است که موجب افزایش روابط صادقانه دوجانبه در گروه می شود. در برخی موارد ابعاد شعاع اعتماد، تمام گروه را دربرمی گیرد. نمونه بارز آن وجود اعتماد متقابل در بین اعضای یک خانواده است. در این شرایط rp عدد یک را به خود اختصاص می دهد. در مواردی که اعتماد متقابل علاوه بر درون گروه به بیرون از گروه و به افراد غیر عضو نیز سرایت کند، rp بزرگ تر از یک خواهد بود. در نهایت rn نماینده همان نیروی دافعه بین گروه هاست؛ یعنی افزایش شعاع بی اعتمادی (نفرت و دشمنی) که بعضاً بین گروه های رقیب مشاهده می شود و با افزایش تعصبات درون گروهی افزایش یافته و نتایجی چون جنگ های داخلی و ترور را به وجود می آورد. rn با میزان سرمایه اجتماعی رابطه ای معکوس دارد.
اندازه گیری این متغیرها اگر نگوییم غیرممکن، اما کار بسیار دشواری است؛ بنابراین آسان تر خواهد بود اگر به جای سنجش سرمایه اجتماعی، نبود سرمایه یعنی انحرافات اجتماعی را اندازه بگیریم. انحرافاتی از قبیل میزان جرم و جنایت، فروپاشی خانواده، مصرف مواد مخدر، طرح دعاوی و دادخواهی، خودکشی، فرار از پرداخت مالیات و انواع موارد نقض قوانین و زیر پا گذاشتن ارزش ها و عرف های مرسوم در یک جامعه. ولی باید دانست استفاده از سنجش انحرافات اجتماعی به جای سرمایه اجتماعی سبب می شود مسئله توزیع سرمایه اجتماعی در بین قشرهای مختلف جامعه نادیده انگاشته شود. چه بسا انسان هایی که با شعور اجتماعی بالای خود در کنار افرادی با انواع امراض اجتماعی قرار گرفته اند.

سرمایه اجتماعی چگونه به وجود می آید؟

با توجه به آنچه تا کنون بیان شد می توان نتیجه گرفت معیار اصلی در شناخت سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی افراد و نحوه همزیستی آنها در یک جامعه است. بنابراین چنین عاملی مرتبط با حوزه جامعه شناسی است و علل و عوامل تشکیل آن را باید در علل و عواملی جست وجو کرد که در ساخت فرهنگ، آداب و سنن، معیارها، هنجارها و ارزش ها و حتی قوانین رسمی یک جامعه اثرگذار بوده و شکل کنونی آن را رقم زده و درجه ای از سرمایه اجتماعی را به ارمغان آورده اند. هرچند اقتصاددانان عامل اصلی ایجاد همکاری ها و همیاری های اجتماعی را در تئوری خود با نام «تئوری بازی ها» جست وجو می کنند، ولی شواهد تجربی به ندرت نشان می دهند گردهمایی اعضای یک گروه برای رسیدن به یک هدف معین ابتدا به عنوان یک استراتژی در بازی آن گونه که اقتصاددانان معتقد هستند، آغاز شده باشد. به عنوان مثال، هنگامی که انجمن حمایت از محیط زیست شکل می گیرد به طور قطع به تنها چیزی که نمی اندیشند انتخاب یک استراتژی برای بازی در برابر یک رقیب است. بلکه آنچه مهم است اعتقاد مشترکی است که در بین اعضای این انجمن حاکم بوده و آنان را به سمت حفظ محیط زیست کشانده است؛ بنابراین ریشه تشکیل این انجمن به عواملی باز می گردد که حفظ محیط زیست را برای این افراد به صورت یک ارزش مثبت درآورده است. به طور قطع نقطه آغاز این همیاری در همین امر است؛ ولی تداوم این همیاری، گروه را در مواجهه با موانع موجود، به انتخاب استراتژی های برد و باخت برخواهد انگیخت.
بر مبنای نظر جیمز کلمن عوامل ساخت سرمایه اجتماعی از چهار دسته خارج نیست (کلمن ۱۳۷۷): ۱) عوامل نهادی؛ ۲) عوامل خودجوش؛ ۳) عوامل بیرونی و ۴) عوامل طبیعی. هریک از این عوامل خود به گروه های کوچک تری قابل تقسیم هستند که تقسیمات آن را در جدول زیر می توان مشاهده کرد.

جدول ۱-۱. طبقه بندی عوامل ساخت سرمایه اجتماعی



در این دسته بندی تئوری بازی در گروه عوامل خودجوش جای می گیرد، یعنی به عنوان شاخه ای در یک گروه از ۹ گروه مشاهده می شود؛ لذا نظریه بازی هرچند می تواند یکی از عوامل تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی باشد ولی در میان سایر عوامل اجتماعی دارای اثر کم رنگ تری است.

۱) عوامل نهادی

نهاد به معنای قانون، رسم، عرف، عادت و یا سازمانی است که در زندگی سیاسی یا اجتماعی مردم موثر واقع شده و نظام هدف داری را در جهت رفع نیازهای یک اجتماعِ سازمان یافته، ایجاد می کند. مثال بارز از یک نهاد، دولت است که به واسطه وضع قوانین و ایجاد نظام هدف دار موجب تشکیل سرمایه اجتماعی می شود. برخی از قوانین به عنوان یک عامل نهادی به صورت عقلایی وضع می شوند تا انسان ها را وادار به مشارکت کنند. دولت های کمونیستی نظیر اتحادیه جماهیر شوروی سابق و چین دارای چنین ویژگی هایی بودند. در نظام های دموکراسی نیز قوانین به گونه ای وضع می شوند که بر پایه آن نهادها و تشکل ها رسمیت می یابند که مسئول ترویج ارزش های غیررسمی هستند مانند احزاب سیاسی یا تشکل های مردمی. فوکویاما معتقد است هرگاه رفتاری در اثر قدرت طلبی و سلطه یک گروه بر گروهی دیگر در جامعه شکل بگیرد، به عنوان یک عامل نهادی غیرعقلایی در تشکیل سرمایه اجتماعی به شمار می رود (فوکویاما، ۱۳۷۹).

۲) عوامل خودجوش

هنجارهایی که به صورت خودجوش به جای قانون و دیگر نهادهای رسمی از کنش های متقابل اعضای یک اجتماع به وجود می آیند و ناشی از انتخاب های تعمدی نیستند، به عنوان عوامل خودجوش در ایجاد سرمایه اجتماعی در نظر گرفته می شوند که به دو دسته عوامل خودجوش عقلایی و عوامل خودجوش غیرعقلایی تقسیم می شوند. هنگامی که کنش های افراد یک اجتماع در تقابل با یکدیگر هرچند به طور غیرعمدی ولی بر اساس تعقل و تفکر صورت می گیرد، هنجارهایی را به وجود می آورد که زمینه ساز تشکیل سرمایه اجتماعی است؛ ازاین رو تئوری بازی اقتصاددانان جزء این دسته عوامل جای می گیرد، ولی هنگامی که این کنش های متقابل، غیرمنطقی و تصادفی باشد با نام عوامل خودجوش غیرعقلایی دسته بندی می شوند.

۳) عوامل بیرونی

منظور از این دسته عوامل، هنجارهایی است که از جایی غیر از همان اجتماعی که در آن به کار رفته سرچشمه می گیرند. عواملی همچون دین و مذهب، ایدئولوژی و فرهنگ یا تجربه مشترک تاریخی جزء این گروه طبقه بندی می شوند. کلمن چنین بیان می کند: «وبر به دین نه تنها به دلیل عامل ایجاد کننده اخلاق در کار، بلکه به دلیل عامل ایجاد کننده شبکه های اعتماد در روابط تجاری و مبادلات اقتصادی توجه می کند» (کلمن ۱۳۷۷). در دنیای مدرن امروز، تمامی بخش غیردولتی که آن را جامعه مدنی می نامند، میل به سازمان یافتن پیرامون ایدئولوژی ها دارند. از طرف دیگر بخش اعظم هنجارها از فرهنگ ها ناشی می شوند بدون آنکه بتوان ارتباطی بین آنها و مذهب یافت.

۴) عوامل طبیعی

در این گروه دو دسته از عوامل به صورت روابط خویشاوندی و همبستگی های قومی و نژادی قرار می گیرند. اهمیت خویشاوندی در مقایسه با دیگر ساختارهای اجتماعی از یک جامعه به جامعه دیگر به میزان زیادی فرق می کند. اما در هیچ جامعه ای خویشاوندی به طور کامل محو نشده است. شواهد قابل ملاحظه ای از علوم طبیعی وجود دارد که اجتماعی بودن نه تنها در انسان بلکه در دیگر موجودات نیز امری ذاتی است. از سوی دیگر در عین حال که اجتماعی بودن در انسان ها تا اندازه ای ریشه در فرهنگ دارد ولی با گرایش های بنیانی به سمت اجتماعی بودن و با مسائل ژنتیکی نیز بسیار مرتبط است. قومیت و نژاد از مقوله هایی هستند که مردم اعتقاد دارند هر دوی آنها از منابع مهم هویت به شمار می روند؛ بنابراین بدون در نظر گرفتن مسائل زیست شناختی و طبیعی و حتی کنش های اجتماعی در شناخت قومیت و نژاد، همبستگی های قومی و نژادی از عوامل طبیعی ساخت سرمایه اجتماعی به شمار می آیند.
هرچند ممکن است این دسته بندی نتواند تمام منابع ساخت سرمایه اجتماعی را دربرگیرد، اما دست کم تصویری از وسعت و پیچیدگی مسئله به دست می دهد. بسیاری از این منابع نه تنها نافی یکدیگر نیستند بلکه دارای هم پوشانی نیز هستند. مثلاً هنجارهایی که از عوامل طبیعی نشئت یافته اند، می توانند در عین حال به وسیله قانون، مذهب و یا فشارهای اجتماعی خودجوش تقویت شوند. آنچه حائز اهمیت است این است که طیف وسیعی از منابع ایجادکننده سرمایه اجتماعی را بشناسیم و امکانات و محدودیت های هریک را تشخیص دهیم. بنابراین انتخاب منبع ایجادکننده سرمایه اجتماعی دارای اهمیت است؛ به طور قطع ابزارهای نهادی نمی توانند به طور کامل جایگزین عوامل خودجوش یا بیرونی شوند و این عوامل نیز نمی توانند جایگزین ابزارهای نهادی شوند. می توان نظریه های رقیب در این باره را به شکل مختصر، طبق جدول ذیل ارائه داد:

جدول ۲-۱. عوامل موثر بر شکل گیری سرمایه اجتماعی



فصل اول: مفاهیم و ابعاد سرمایه اجتماعی

نگرشی بر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن

رزیتا مویدفر(۱)

مقدمه

انسان به طور ذاتی در تعامل و تقابل با دیگران نیازهای خود را برطرف ساخته و گذران امور می کند. اثرات این کنش های متقابل و نقش آنها تا اندازه ای است که حذف آنها زندگی را غیرممکن می سازد. در این میان دانشمندان علوم اجتماعی با نگرشی کنجکاوانه در جوامع، به شناسایی این کنش ها پرداخته و به مجموع عواملی پی بردند که آن را سرمایه اجتماعی نامیده اند. مفهوم سرمایه اجتماعی دربرگیرنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و همیاری میان اعضای یک گروه یا یک جامعه است که نظام هدفمندی را شکل می دهد و آنها را به سوی دستیابی به هدفی ارزشمند هدایت می کند؛ ازاین رو شناخت عوامل موثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی می تواند جوامع را در گسترش ابعاد سرمایه اجتماعی یاری کرده و موجب افزایش عملکرد اجتماعی و اقتصادی افراد در جوامع شود.
این مقاله با این دیدگاه، ابتدا به معرفی سرمایه اجتماعی پرداخته و در این رابطه نظرات مختلف دانشمندان مطرح در این حوزه را ارائه می کند. سپس با بررسی مطالعات صورت گرفته در زمینه نحوه سنجش و اندازه گیری سرمایه اجتماعی از جمله مدل پاتنام(۲) در تخمین سرمایه اجتماعی، به بررسی مشکلات و موانع موجود بر سر راه تخمین آن می پردازد و با استفاده از نظریات دانشمندانی همچون فوکویاما(۳) و کلمن(۴) روش هایی را که می توانند به طور غیر مستقیم معیاری از درجه و میزان سرمایه اجتماعی به دست دهند، بر می شمرد.
قسمت بعدی مقاله با هدف ارائه یک شناخت کلی در رابطه با عواملی که می توانند موجب ساخت سرمایه اجتماعی شوند، تنظیم شده است. اگر معتقد باشیم که ارتباط بین روند افزایشی سرمایه اجتماعی و بهبود عملکرد جامعه در همه ابعاد، یک ارتباط مثبت است، به طور قطع شناسایی عوامل موثر در ساخت سرمایه اجتماعی یکی از موارد ضروری در هر جامعه به شمار می رود.
در بخش آخر مقاله نقش سرمایه اجتماعی در اقتصاد مورد بررسی قرار گرفته است، با این هدف که بگوییم سرمایه اجتماعی نه تنها در کنار عواملی چون منابع انسانی، سرمایه فیزیکی و منابع مالی یکی از عوامل اصلی در تولید و عملکرد اقتصادی به شمار می رود، بلکه بستر تشکیل آنها نیز هست به طوری که ضعف سرمایه اجتماعی سبب اختلال در عملکرد اقتصاد شده و موجب شکست یک جامعه در رسیدن به اهداف توسعه و تثبیت اقتصاد می شود.

سرمایه اجتماعی چیست؟

سرمایه اجتماعی واژه ای است که در سال های اخیر وارد حوزه علوم اجتماعی و اقتصاد شده و از این منظر دریچه تازه ای را در تحلیل و علت یابی مسائل اجتماعی و اقتصادی گشوده است. در این زمینه مطالعات وسیعی توسط صاحبه نظران و دانشمندان این علوم صورت گرفته و نظریه پردازانی همچون جین جاکوب(۵)(۱۹۶۱)، جیمز کلمن(۶)(۱۹۶۶)، گلن لوری(۷)(۱۹۷۰)، بن پرات(۸)(۱۹۸۰)، ویلیامسن(۹)(۱۹۸۱)، بیکر(۱۰)(۱۹۸۳) و فرانسیس فوکویاما(۱۱)(۱۹۹۰) تعاریف متعددی را از سرمایه اجتماعی ارائه کرده اند.
جین جاکوب در کتاب مرگ و زندگی شهرهای بزرگ امریکایی (۱۹۶۱) سرمایه اجتماعی را شبکه های اجتماعی فشرده ای می داند که در محدوده های قدیمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت، نبود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند. یک مثال عینی این تعریف را در دنیای امروز می توان در تشکل های غیردولتی حمایت از محیط زیست یافت. این شبکه اجتماعی بعضاً نیروهای قدرتمندی را به صورت NGO ها به وجود می آورد که حتی در حمایت از محیط زیست، موجب توقف پروژه های عمرانی دولت نیز می شوند. از دیدگاه رابرت پاتنام، سرمایه اجتماعی شامل ویژگی های سازمان اجتماعی مانند شبکه ها، هنجارها و اعتماد می شود که همبستگی و همکاری را برای منافع دوسویه تسهیل می کند (پاتنام، ۱۹۹۳: ۳۵).
از نظر جیمز کلمن سرمایه اجتماعی شامل یک چهارچوب اجتماعی است که موجب تسهیل روابط میان افراد درون این چهارچوب می شود. به گونه ای که فقدان آن ممکن است در دستیابی به یک هدف معین هزینه بیشتری را به افراد آن جامعه تحمیل کند (کلمن، ۱۹۹۰). گلن لوری سرمایه اجتماعی را مجموع منابعی می داند که در ذات روابط خانوادگی و در سازمان اجتماعی جامعه وجود دارد و برای رشد اجتماعی افراد سودمند است (لوری، ۱۹۷۷).
فرانسیس فوکویاما معتقد است سرمایه اجتماعی را می توان به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیررسمی تعریف کرد؛ مشروط بر آنکه این هنجارها شامل ارزش های مثبت مانند صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشد (فوکویاما ۱۳۷۹). یا اینکه سرمایه اجتماعی محصول تعاملات اجتماعی است که امکان کمک به بهزیستی مدنی و اقتصادی را در یک جامعه با هدف مشترک فراهم می کند. بانک جهانی، سرمایه اجتماعی را پدیده ای می داند که حاصل تاثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیّت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و تجارب این سازمان نشان داده که این پدیده تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد و توسعه کشورهای مختلف دارد. سرمایه اجتماعی برخلاف سایر سرمایه ها به صورت فیزیکی وجود ندارد، بلکه حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی بوده و از طرف دیگر افزایش آن می تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه های اداره جامعه و نیز هزینه های عملیاتی سازمان ها گردد (بانک جهانی، ۱۹۹۹).
آنچه از تعاریف متعدد سرمایه اجتماعی برمی آید این است که این مفهوم دربردارنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و روابط متقابل بین اعضای یک گروه بوده؛ به نحوی که گروه را به سمت دستیابی به هدفی که بر مبنای ارزش ها و معیارهای رایج در جامعه مثبت تلقی شود، هدایت می کند. آنچه از این تعریف دریافت می شود این است که هرچند ممکن است سرمایه اجتماعی به دلیل تقویت نیروهای جاذبه بین اعضای یک گروه و نیروهای دافعه بین گروه های متفاوت، لزوماً عامل مثبتی در یک جامعه به شمار نیاید ولی قطعاً برای پیشبرد و سهولت در عملکرد اقتصادی و اجتماعی آن جامعه یک عاملی ضروری است. در واقع واژه سرمایه دلالت می کند که سرمایه اجتماعی همانند سرمایه انسانی یا سرمایه اقتصادی ماهیتی زاینده و مولد دارد، یعنی ما را قادر می سازد ارزش ایجاد کنیم، کارها را انجام دهیم، به اهدافمان دست یابیم، ماموریت هایمان را در زندگی به اتمام رسانیم و به سهم خویش به دنیایی یاری رسانیم که در آن زندگی می کنیم. وقتی می گوییم سرمایه های اجتماعی زاینده و مولد هستند، منظور این است که هیچ کس بدون آن موفق نیست و حتی زنده نمی ماند (کلمن، ۱۹۹۶: ۳۰۰).
تعریف رایج سرمایه اجتماعی در جریان اصلی جامعه شناسی امریکایی به ویژه در روایت کارکردگرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبکه هایی که در میان گروه های انسانی پدیدار می شوند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی، به عنوان پیامد تعهدات و هنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی، یافت می شود. در مقابل، جامعه شناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی این موضوع به کار می گیرد که چگونه تحرک پیوندهای مربوط به شبکه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایزیافته را تقویت می کند. با وجود این، نکات مشترک این دو دیدگاه در مورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگی ها، مانند آموزش، تحرک اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و در نهایت توسعه است (وال و همکاران،(۱۲) ۱۹۹۸: ۳۰۴).
سرمایه اجتماعی منبع اصلی شکل‎گیری گروه های اجتماعی است و بدون حضور سرمایه اجتماعی هیچ گروهی شکل نمی‎گیرد. در واقع هر گروهی حول یک سرمایه اجتماعی شکل می‎گیرد. پس در نهایت می توان گفت سرمایه اجتماعی منبعی است شامل قواعد رفتاری، ارزشی و اخلاقی که رفتار افراد را مقید می‎کند تا در گروه های مختلف اجتماعی با هم به تعامل، مبادله و تصمیم‎گیری بپردازند. اکنون می توانیم به یک جمع بندی از سرمایه اجتماعی برسیم. می توان گفت سرمایه اجتماعی مجموعه ای از هنجارها، ارزش های غیررسمی، قواعد عرفی و تعهدات اخلاقی است که رفتارهای متقابل افراد در چهارچوب آنها شکل می گیرد و موجب تسهیل روابط اجتماعی افراد می شود و معمولاً به افزایش همکاری و مشارکت اجتماعی افراد می انجامد (رنانی، ۱۳۸۲).

اندازه گیری و سنجش سرمایه اجتماعی

برای اندازه گیری و سنجش سرمایه اجتماعی، با توجه به تعاریفی که از آن ارائه شد، با سه مشکل عمده مواجه می شویم. نخست آنکه سرمایه اجتماعی یک متغیر کیفی است و سنجش آن با روش های معمول در اندازه گیری متغیرهای کمّی امکان پذیر نخواهد بود. به عبارت دیگر سنجش سرمایه اجتماعی به معنی سنجش میزان همبستگی و درجه انسجام بین اعضای یک گروه است و این خود به خوبی مشکلات موجود در اندازه گیری مستقیم سرمایه اجتماعی را نشان می دهد. مشکل دوم این است که جدای از گروه ها و اعضای یک جامعه در بین افراد غیر عضو نیز مقادیری از اعتماد متقابل، مشارکت و همکاری به چشم می خورد. بنابراین بسنده کردن به اندازه گیری درجه انسجام و همبستگی در میان اعضای یک گروه به معنای نادیده انگاشتن شکل های دیگر اعتماد و همکاری می شود. مشکل سوم در ارتباط با درجه انزجار و تنفر در بین گروه های مختلف است که قطعاً اندازه گیری آن به صورت یک عدد مشخص و قابل قبول برای بیان میزان سرمایه اجتماعی امکان پذیر نیست.
در واقع یکی از مهم ترین مسائلی که سبب شده تا سرمایه اجتماعی نتواند جایگاه خود را به ویژه در حوزه اقتصاد پیدا کند، دشواری اندازه‎گیری آن است. هنوز هیچ شاخص فراگیری که بتوان میزان سرمایه اجتماعی و تحولات آن را اندازه‎گیری کرد در دسترس نیست. سرمایه اجتماعی یک متغیر چندوجهی است: یک متغیر کلان غیرقابل مشاهده، و نیز متغیری است که هم در سطح خرد و هم کلان وجود دارد. اِشکالی که اینجا به وجود می‎آید آن است که در بسیاری از موارد سرمایه اجتماعی ممکن است در سطح خرد تقویت شود درحالی که در همان زمان در سطح کلان در حال تخریب است. سطح کلان شامل فضای روابط کلان میان نهاد های رسمی و ساختار هایی چون دولت و نظام حقوقی می شود. این سطح زیرساختی سازمان ها، توسط پیشگامان مباحث شناسایی نشده و مورد توجه قرار نگرفته است، اما امروزه اینکه نهادهای مدنی و مردمی چگونه رابطه ای با نهاد های رسمی دارند و درجه پذیرش، اعتماد، جبران و اطلاع رسانی میان روابط کلان چه کیفیتی را داراست، تاثیر شناخته شده ای در بهره وری و رفاه اجتماعی دارد. سطح خرد بیشتر به سازمان های شبکه های اجتماعی، هم در شناخت ها (اعتماد، انسجام و...) و هم در ساختارها اشاره دارد که در قالب هایی مانند گروه های مشارکت مردمی و خانواده عمل می کند (هاپکینز،(۱۳) ۲۰۰۱: ۴).
به دلیل این پیچیدگی‎ها، ساختن شاخصی برای سرمایه اجتماعی بسیار دشوار است. البته می توانیم شواهدی را ملاحظه، و از طریق آنها نتیجه‎گیری کنیم که سرمایه اجتماعی در حال رشد است یا کاهش. در واقع می توان روند تغییرات سرمایه اجتماعی را از روی پیامدهای آن شناسایی کرد. از طرفی ـ البته جدای از شاخص های آماری که روند پیامدهای سرمایه اجتماعی را نشان می دهند ـ می توان در زندگی روزمره و در عرصه های مختلف اجتماعی نیز شواهد کاهش یا افزایش سرمایه اجتماعی را ملاحظه کرد. مثلاً وقتی هر روز مجبوریم در اطراف تعداد بیشتری از چهارراه ها یا خیابان ها نرده بکشیم، نشانه کاهش سرمایه اجتماعی است. یا وقتی در معاملات املاک و مستغلات، هر روز میزان وثیقه ها بیشتر می شود و موارد دیگری نظیر اینها، همگی نشانه روند رو به کاهش سرمایه اجتماعی است.

چهارچوب مفهومی شاخص های سرمایه اجتماعی

در بحث چهارچوب مفهومی به منظور سنجش سرمایه اجتماعی می توان دو رویکرد عمده را در نظر گرفت. نخستین رویکرد در سرمایه اجتماعی بُعد کلان را شامل می شود که شامل بستر نهادی بوده که سازمان ها در آن به فعالیت می پردازند، مانند حاکمیت قانون، چهارچوب قانونمند، حکومت سیاسی، سطح تمرکز زدایی و سطح مشارکت در سیاست گذاری ها (باین،(۱۴) ۱۹۹۸). در بُعد خرد سرمایه اجتماعی را می توان از دو منظر مورد بررسی قرار داد. یکی بحث شناختی و هنجاری است که بسیاری از نظریات در سرمایه اجتماعی بر این باور هستند که بُعد شناختی، هنجاری، باوری و ارزشی در سرمایه اجتماعی است که سبب ایجاد همکاری، تعاون، صداقت، اعتماد، تعهد و مشارکت در بین افراد می شود و زمینه پیدایش بعد دوم را که بُعد ساختی است فراهم می کنند (کریشنا،(۱۵) ۱۹۹۹). بنابراین در بُعد شناختی، ارزش ها شامل اعتماد، همبستگی و تعامل می شود و هنجارهای اجتماعی، رفتار و طرز تلقی ها در این بُعد مورد بررسی قرار می گیرند. اما در بُعد ساختاری به بررسی ترکیبی از فعالیت ها و نهادهای رسمی و غیررسمی که در توسعه اجتماعی موثرند پرداخته می شود که شامل فرایند تصمیم گیری جمعی و شفاف، پاسخگو بودن رهبران، کنش جمعی و مسئولیت پذیری در فعالیت ها و قابلیت و همکاری سازمانی می شود.
در تبیین روش های سنجش شاخص های فوق انواع روش های کمّی و کیفی لازم است. به ویژه در بُعد شناختی (ارزش ها، طرز تلقی ها، باورها، هنجارها و...) انواع روش کیفی مشاهده، مشاهده مشارکتی، مصاحبه های عمیق، مطالعات تاریخی و تحقیق متمرکز بر گروهی خاص، و همچنین روش های کمّی پیمایش اجتماع محلی، خانوار و سازمانی لازم است. در این مقاله تنها به یکی از این روش ها اشاره می کنیم.

تعامل توسعه اقتصادی با سرمایه اجتماعی

سید احسان خاندوزی(۲۲)

مقدمه و طرح مسئله

سرمایه اجتماعی از حوزه های نوظهور و جذاب در مطالعات میان رشته ای جامعه شناسی، علوم سیاسی و اقتصاد تلقی می شود. با گذشت بیش از دو دهه از شکل گیری ادبیات در این حوزه هنوز پرسش های بنیادین مانند ماهیت و شاخص های سرمایه اجتماعی در محافل علمی و دانشگاهی محل بحث است. اما آنچه در بعد کاربردی سیاست گذاران و اقتصاددانان را به مطالعه و پرسش از آن برمی انگیزد، نقشی است که سرمایه اجتماعی بر مولفه های سیاسی و شاخص های اقتصادی جامعه دارد. به بیان روشن آیا سطح سرمایه اجتماعی را می توان به عنوان یکی از عوامل کلیدی توسعه برشمرد؟ چه داد و ستدی میان توسعه اقتصادی و سطح سرمایه اجتماعی وجود دارد؟ آیا اساساً تعارض ناگزیری میان این دو هدف به چشم می خورد؟ این مقاله پس از مروری کوتاه بر انواع و کارکردهای سرمایه اجتماعی، به آثار بهبود سرمایه اجتماعی بر توسعه اقتصادی می پردازد.

مقدمات نظری: انواع و منابع سرمایه اجتماعی

گرچه تاریخ تولد مباحث حوزه سرمایه اجتماعی را به پیر بوردیو نسبت می دهند اما نگرش رایج کنونی بیشتر متاثر از دیدگاه های جیمز کلمن در دهه ۱۹۸۰ و رابرت پاتنام در دهه ۱۹۹۰ و تا حدی فرانسیس فوکویاما است. آن ویژگی که پاتنام بیشتر بر آن تاکید دارد، قابلیت شبکه ها و هنجارها در ایجاد و تسهیل منافع جمعی و دوسویه است، درحالی که کلمن بیشتر توجه خود را به منافع حاصل برای افراد معطوف می کند. این تقسیم بندی در انواع تعاریف و کاردکردهای سرمایه اجتماعی، نقش مهمی در اهداف عملیاتی برای توسعه جامعه دارد. تعاریفی که با نگاه منافع جمعی تناسب دارد، عبارتند از:

- ویژگی های سازمان اجتماعی مانند شبکه ها، هنجارها و اعتماد که همبستگی و همکاری برای منافع دوسویه را تسهیل می کند (پاتنام، ۱۹۹۳: ۳۵).
- شبکه های ارتباط و هنجارهایی که مردم را قادر می سازد به صورت جمعی فعالیت کنند.
- محصول تعاملات اجتماعی که امکان کمک به بهزیستی مدنی و اقتصادی را در یک جامعه با هدف مشترک فراهم می کند
- (فالک و کیلپاتریک،(۲۳) ۲۰۰۰: ۱۰۳).
در تعاریف گونه دوم از سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی که در جهت منافع افراد به کار می آید، یاد می شود. به عنوان بارزترین نمونه ها:
- نوع خاصی از منابع اجتماعی که در دسترس کنشگران قرار می گیرد و برخلاف دیگر انواع سرمایه، در ساختار روابط میان کنشگران تعبیه شده است (کلمن، ۱۳۷۷: ۹۸).
- مجموع منابع بالقوه و بالفعلی که با دارا بودن یک شبکه پایدار از روابط نهادینه شده (آشنایی و همکاری) مربوط است و برای هریک از اعضایش پشتوانه ای جمعی فراهم می کند و در اختیار وی قرار می دهد (بوردیو، ۱۹۸۶: ۲۴۸).

آنچه بیان شد، مهم ترین تمایز در تقسیم تعاریف سرمایه اجتماعی است که برخی چون فالک و کیلپاتریک با همین عبارت منافع جمع و فرد به آن اشاره کرده اند (فالک، ۲۰۰۱: ۴) و برخی دیگر از عبارت نگاه فرهنگی و نگاه سرمایه گذاری بهره برده اند. همان طور که اشاره شد کاربردی ترین تعاریف سرمایه اجتماعی به بیان افرادی چون پاتنام یا فوکویاما نزدیک است و به طور خلاصه به نهادها، روابط و هنجارهایی برمی گردد که کمیّت و کیفیت تعامل اجتماعی یک جامعه را شکل می دهند. این سرمایه هم خارج از مالکیت افراد است وهم باید آن را در متن ارتباطات اجتماع جست وجو کرد (بانک جهانی، ۲۰۰۰: ۲). در اصل سرمایه اجتماعی در محدوده تعلق گروه ها و جامعه هاست. درست بر عکس سرمایه انسانی معمول (مانند مهارت) که رابینسون کروزوئه می تواند در جزیزه دورافتاده اش به تنهایی آن را کسب کند، هنجارهایی که شالوده سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند، در صورتی معنادار است که یک جمع هرچند کوچک در آن سهیم شوند. در این صورت است که مبادله اطلاعات، روابط اعتماد، حمایت یا همکاری معنا دارد (فوکویاما، ۱۳۷۹: ۱۳).
شاید اشاره به این نکته جالب باشد که چه وجوهی برای سرمایه نامیدن این گونه از روابط اجتماعی و گروهی وجود دارد. به طور خلاصه:

- همانند دیگر انواع سرمایه، سرمایه اجتماعی هم مولد است و منبعی با امکان سرمایه گذاری برای انتظارات آینده و همراه بازدهی و نااطمینانی به شمار می رود. سرمایه گذاری در ساختن شبکه روابط خارجی، کنشگران را در جهت دستیابی به اطلاعات و قدرت توانمند می سازد و توسعه شبکه های درونی به کنشگران جمعی امکان تقویت هویت جمعی و کارهای مشارکتی را فراهم می کند.
- سرمایه اجتماعی مانند گونه های دیگر سرمایه، چندمنظوره و تبدیل پذیر است. شبکه های دوستانه کنشگران اجتماعی مانند سرمایه های فیزیکی می تواند برای اهداف متفاوت به کار گرفته و به تولید کمک کند.
- منافعی که افراد از جایگاه شان در شبکه می برند قابل تبدیل به دیگر انواع سرمایه به ویژه سرمایه اقتصادی است. شاید به همین دلیل، اعتبار و اعتماد را گاه به عنوان جایگزین سرمایه مالی مطرح می کنند. پس به عنوان سومین بُعد می توان به جایگزینی یا مکمل بودن برای دیگر منابع اشاره کرد. عوامل اقتصادی می توانند گاه کمبود سرمایه اقتصادی یا انسانی خویش را با روابط قوی تر جبران، یا نقش تکمیلی ایفا کنند. مثلاً کارایی سرمایه اقتصادی را می توان با کاهش هزینه انتقالی توسط سرمایه اجتماعی کامل تر کرد.
- مشابه سرمایه فیزیکی و انسانی (و برخلاف سرمایه های مالی) سرمایه اجتماعی نیازمند حفاظت و هزینه نگهداری است و باید به طور متناوب باز سازی و تقویت شود. همچنین این سرمایه در مشابهت با سرمایه انسانی نرخ استهلاک قابلیت پیش بینی ندارد. به عبارت دیگر سرمایه اجتماعی مانند دانش و مهارت یا برخی انواع کالای عمومی با عدم استفاده دچار استهلاک می شود نه مصرف بیشتر.
- در نهایت سرمایه اجتماعی مانند امنیت خیابان ها یا پاکی محیط یک کالای عمومی است که به مالکیت فردی استفاده کننده درنمی آید و جایگاه آن را باید در روابط میان کنشگران جست وجو کرد نه در دست یا ذهن ایشان. این کالای جمعی هرچند قابلیت منحصر کردن را دارد اما استفاده از آن غیر رقابتی است (پالاکورتی،(۲۴) ۲۰۰۱: ۱۶-۱۴).

چنانکه کلمن اشاره می کند سرمایه اجتماعی ذات واحدی نیست بلکه مجموعه ای از صورت های گوناگون است که با ماهیتی مشابه، دو عنصر را همراه خود دارند: اولاً همه آنها مشتمل بر جنبه ای از ساختارهای اجتماعی اند و ثانیاً برخی کنش های خاص عاملان اجتماعی و اقتصادی را تسهیل می کنند. در کنار شباهت هایی که میان این نوع از سرمایه با دیگر انواع وجود دارد، تفاوت های مهمی نیز به چشم می خورد: سرمایه اجتماعی مانند سرمایه های فیزیکی یا انسانی کاملاً قابل معاوضه یا جانشینی نیست بلکه ممکن است مختص فعالیت های معینی باشد. سرمایه اجتماعی برخلاف سایر اشکال سرمایه، به طور ذاتی در ساختار روابط کنشگران با هم و رابطه بین آنها حضور دارد. این سرمایه در خود کنشگران یا ابزار تولیدشان نهفته نیست (کلمن، ۱۳۸۴: ۴۹). به عنوان مثال در بازارهای عمده فروشی الماس، یک تاجر کیسه ای حاوی سنگ های الماس را به دست تاجر خریدار می دهد تا پیش از معامله آن را در خلوت و از سر فرصت وارسی کند و همه اینها بدون هیچ ضمانت یا اطمینان رسمی بابت سرقت یا تعویض انجام می شود و این در حالی است که آن کیسه شاید صدها هزار دلار قیمت داشته باشد. واقعیت آن است که جامعه تاجران الماس چه از نظر تکرار کنش و واکنش ها و چه از لحاظ پیوندهای قومی و فامیلی معمولاً بسیار بسته است. برای مثال بازار عمده فروشی الماس در شهر نیویورک، بازار یهودی هاست. تعداد ازدواج های خانوادگی در آن بالاست، همه در محله بروکلین ساکن اند و برای عبادت به یک کنیسه می روند. اگر این اعتماد ساختاری وجود نداشته باشد عملکرد بازار الماس بسیار کند و به مراتب ناکارآمد خواهد بود (کلمن، ۱۹۸۴: ۵۰).
اگر بخواهیم ارزیابی کیفی ای از اشکال مختلف سرمایه اجتماعی داشته باشیم، بیشتر از دو معیار برجسته یعنی شدت و ضعف هنجار اعتماد و هنجار جبران در درون گروه ها و شبکه های اجتماعی سخن به میان می آید. اما در سطح کمی و ساختاری شبکه ها و گروه ها نیز گونه ها و تمایزهایی وجود دارد. این تقسیمات بر اساس مقاله وندی استون عبارتند از:

- نوع روابط را می توان به رسمی و غیررسمی تقسیم کرد؛ مثلاً صندوق های همیاری محلی یا باشگاه های فکری یا ورزشی.
- اندازه شبکه ها که محدود یا گسترده است مانند شبکه های فامیلی محلی یا جهانی.
- ساختار درونی روابط به گروه های متجانس و نامتجانس قابل تقسیم است که درجه مشابهت و همگونی اعضا را از جهت های مختلف نشان می دهد.
- ساختار برونی روابط که باز یا بسته خواهد بود یا در طیفی میان آنها قرار می گیرد.
- سطح روابط که در قالب شبکه های افقی و عمودی بیان می شود.

از میان تقسیمات فوق مورد اول و آخر ارتباط تنگاتنگ و پرکاربردتری دارند: روابط افقی (عموماً غیررسمی) و عمودی (عموماً رسمی). این مبنا اولین بار توسط پاتنام در مورد مطالعه ایتالیا به کار گرفته شد. طبق این تقسیم، سرمایه اجتماعی را می توان در دو سطح خرد و کلان ارزیابی کرد. سطح کلان (عمودی) شامل فضای روابط کلان میان نهاد های رسمی و ساختار هایی چون دولت و نظام حقوقی می شود. این سطح زیرساختی سازمان ها توسط پیشگامان مباحث شناسایی نشده و مورد توجه نبود اما امروز اینکه نهادهای مدنی و مردمی چگونه رابطه ای با نهاد های رسمی دارند و درجه پذیرش، اعتماد، جبران و اطلاع رسانی میان روابط عمودی چه کیفیتی را داراست، تاثیر شناخته شده ای در بهره وری و رفاه اجتماعی دارد. سطح خرد بیشتر به سازمان های افقی و شبکه های اجتماعی، هم در شناخت ها (اعتماد، انسجام و...) و هم در ساختارها اشاره دارد که در قالب هایی مانند گروه های مشارکت مردمی و خانواده عمل می کند (هاپکینز،(۲۵) ۲۰۰۱: ۴).
اگر با هدفی کاربردی و سیاست گذارانه به این موضوع توجه کنیم، لازم است بدانیم که آبشخورهای شکل گیری و تقویت سرمایه اجتماعی در چه منابعی قرار دارد تا بدین ترتیب بتوانیم برای اصلاح مقوله های سرمایه اجتماعی ، ابزارهای تاثیرگذار را فراهم کنیم. در یک تقسیم بندی کلی می توان منابع سرمایه اجتماعی را به چهار دسته متمایز کرد (فوکویاما، ۱۳۷۹: ۹۸):
- منابع طبیعی شامل خویشاوندی و نژاد و قومیت: هرچند اخلاق جدید غرب بر کوس فردگرایی و سنت ستیزی کوبیده و جهانی شدن بستر را برای کم رنگ کردن تاثیر قومیت و روابط خویشاوندی فراهم نموده است، اما قدرت هویت بخشی و جامعه پذیری خانواده و در مناطق دیگر قومیت یا نژاد هنوز بی بدیل و بهترین زمینه برای شبکه های ارتباطی به شمار می رود.

- منابع نهادی که عموماً عقلانی و رسمی اند: نهادهای رسمی که با عاملیت دولت در قالب قوانین و آموزش های رسمی تقویت یا تضعیف می شود، بیانگر نقش مهم حاکمیت ها در منابع نهادی سرمایه اجتماعی است. نهادگرایانی چون داگلاس نورث شواهد تاریخی متعددی را برای نشان دادن اهمیت نهادهای رسمی و برخاسته از خرد جمعی در توسعه اقتصادی ذکر کرده اند.

- منابع رفتاری خودجوش: این هنجارها به جای آنکه از قانون یا نهاد های رسمی سر بر کشند، از کنش های متقابل اعضای یک اجتماع به وجود می آیند و ناشی از انتخاب برنامه ریزی شده و تحت مدیریت نیستند. نظریه بازی ها شاخص ترین بخش تحلیل اقتصادی در این حوزه است. افرادی چون هایک بر این باورند که سابقه کنش متقابل و آزادانه افراد در جهت اهداف کلی حیات، یک قاعده اخلاقی عمومی ایجاد کرده است (مانند نهاد بازار).

- منابع برون زا شامل دین، فرهنگ و تاریخ مشترک: آموزه های عقلی و عاطفه جمعی برخاسته از منابع قدرتمندی چون دین یا فرهنگ مشترک، آبشخور مهمی برای سرمایه اجتماعی است. یکی از مطالعات معروف تاریخیِ موید این تاثیر، کتاب ماکس وبر یعنی اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری است که آموزه های اخلاق اقتصادی در پروتستانتیزم را از زمینه های توسعه سرمایه داری در قرن هفدهم معرفی می کند. وبر به اهمیت دین نه تنها به این خاطر که اخلاق کار ایجاد می کند بلکه به این خاطر که شبکه های اعتمادی به وجود می آورد که برای روابط تجاری و مبادلات اقتصادی ضروری است، اشاره می کند.

مقدمات تجربی: شاخص های توسعه و سرمایه اجتماعی

پس از عبور از مقدمات نظری و پیش از پاسخ به پرسش تاثیرات بهبود سرمایه اجتماعی بر توسعه یافتگی، لازم است نگاهی نیز به مطالعات تجربی انجام شده در این مورد داشته باشیم. در همین راستا باید به طور اجمال رویکرد خود به مقوله توسعه و شاخص های آن را بیان کنیم. به تناسب تعریف و شاخص هایی که برای توسعه یافتگی ارائه می کنیم، رابطه ای که با سرمایه اجتماعی داریم متفاوت خواهد بود. اگر به نسل اول نظریه پردازان توسعه بازگردیم و شاخص های توسعه یافتگی را در روندهای صنعتی شدن، آزادسازی و رشد درآمد سرانه منحصر کنیم، آنگاه نمی توان ادعا کرد که هیچ تلازمی میان توسعه یافتگی کشور و افزایش سطح سرمایه اجتماعی وجود خواهد داشت. به بیان دیگر نظریه پردازان اقتصاد نئوکلاسیک که مدت ها نسخه های اصلاحی را برای کشورهای در حال توسعه تجویز می کردند، نگاهی به پیامدهای اجتماعی سیاست اقتصادی نداشتند و اساساً شاخص های کیفی اجتماعی و توزیع درآمد را در فهرست نماگرهای توسعه یافتگی لحاظ نمی کردند.
گرچه در اواخر دهه ۱۹۹۰ با تغییر رویکرد بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به شاخص های توسعه و شکل گیری اجماع پساواشنگتنی تا حدی از نگرش افراطی علیه متغیرهای اجتماعی کاسته شده است، اما تجربیات پیشین توسعه به ویژه در کشورهای جنوب در دهه های ۸۰-۱۹۶۰ (که در آن دوران با نام جهان سوم شناخته می شدند) نشانگر تخریب جدی روابط و شبکه های سنتی موجود و هنجارهای اعتمادآمیز در خلال روند توسعه و جایگزین نشدن آنها با نهادهای قوی و ریشه دار اجتماعی است. بی توجهی به آثار جنبی اولویت توسعه اقتصادی و برخورد تک شاخصی در برنامه ریزی های توسعه موجب شد حتی در کشورهایی که روند نهادمندتری به مدرنیزاسیون اقتصادی داشتند، نیز شاهد زوال آشکار سرمایه اجتماعی باشند. مقایسه شاخص های کشورهای اروپایی در مورد ناهنجاری ها و انزوای اجتماعی و اعتراف سیاست گذاران ایالات متحده و صاحبه نظران مشهوری چون پاتنام دلیل کافی بر این مدعاست.
امروزه سرمایه اجتماعی به تدریج به عنصر حیاتی توسعه اقتصادی در سرتاسر جهان تبدیل شده و ده ها پژوهش توسعه روستایی نشان داده که شبکه نیرومند انجمن های مردمی محلی، برای رشد اقتصادی به اندازه سرمایه گذاری فیزیکی، تکنولوژی، یا دستیابی به قیمت های مناسب (که دارویی است که اقتصاددانان نئوکلاسیک تجویز می کنند) اهمیت دارد. الینور آستروم دانشمند علوم سیاسی در این باره تحقیق کرده که چرا برخی از همکاری ها برای کنترل منابع مشترک از قبیل چراگاه ها و منابع آب موفق شده ولی برخی دیگر ناکام مانده است. در این زمینه منابع موجود سرمایه اجتماعی نقش مهمی ایفا می کنند. برعکس، دخالت های دولت که این زیرساخت اجتماعی را نادیده می گیرد یا تضعیف می کند ممکن است پیامدهای نامطلوب داشته باشند (پاتنام، ۱۳۸۴: ۱۰۰).
بخش زیادی از علایق به حوزه سرمایه اجتماعی ناشی از دیدگاهی است که فقدان سرمایه اجتماعی را یکی از ارکان کیفیت پایین یا کندی توسعه در جوامع می داند. مدعای اصلی هر دو کتاب معروف پاتنم در مورد ایتالیا (۱۹۹۳) و امریکا (۲۰۰۰) مشابه همین است. البته ارتباط میان سرمایه اجتماعی و رشد یا توسعه یافتگی اقتصاد پیچیده تر از آن است که تصور می شود. مثلاً دهه ۱۹۹۰ شاهد رشد بالای اقتصاد امریکا و همزمان تداوم کاهش سرمایه اجتماعی بود (دارلوف و فافچامپس،(۲۶) ۲۰۰۴: ۱۶۴۸). یکی از وجوه این پیچیدگی ارتباط تمایز میان سطوح توسعه است؛ مثلاً کاهش عضویت در گروه ها و مشارکت اجتماعی برای جامعه ای با سطح توسعه بالا مانند امریکا کمتر به کاهش رشد می انجامد (هرچند در مراحلی از رشد کاملاً متکی به سرمایه اجتماعی بوده است) نسبت به ایتالیا که در مراحل میانی توسعه یافتگی است، زیرا این گروه ها و مشارکت ها در مراحل میانی توسعه نقش بسزایی در افزایش دامنه و عمق ارتباطات و اعتماد دارند. از طرف دیگر افزایش سرمایه اجتماعی در جوامع در حال توسعه اثر بزرگ تری دارد؛ مثلاً در شرایطی که دولت توسعه نیافته برای کالای عمومی ضعیف یا ناکاراست، قوت گروه های مذهبی یا اجتماعی می تواند جانشین این نقش شود و رهبران گروه های دینی یا اجتماعی، احداث راه، مدرسه و تامین بهداشت را بر عهده گیرند.
البته در مقام نظر چنانکه برخی چون داگلاس نورث معتقدند بهترین گزینه آن است که نهادهای حقوقی و ساختار بخش عمومی چنان در جامعه شکل بگیرد که بسترهای توسعه و کارایی اقتصادی مهیا شود، اما همیشه امکان دسترسی به گزینه اول وجود ندارد. در اقتصادهایی که حقوق قضایی و دولت ها برای تضمین قراردادها کفایت نمی کنند و مبادلات خرد و توسعه نیافتگی نظام بازار وجود دارد، ترکیبی از اعتماد بین اشخاص، نهادهای غیررسمی و نهادهای رسمی هستند که به عملکرد اقتصادی می انجامند و بنابراین نقش سرمایه اجتماعی بسیار پُررنگ است. این اهمیت نه تنها در تولید بلکه در توزیع کالاهای عمومی نیز دیده می شود. به عنوان نمونه در شرایطی که میل پرداخت مالیات پایین باشد، مردم از قواعد و مقررات رسمی پیروی نکنند، کارمندان دولت به دنبال کم کاری و فساد باشند و جامعه میل زیادی به سواری مجانی داشته باشد، کالاهای عمومی تولیدشده و بودجه های بهداشت و آموزش و رفاه نیز کاملاً ناکارا توزیع می شوند، زیرا گونه ای از عدم مقبولیت و ضعف اقتدار جمعی و حس یکپارچگی به چشم می خورد و همه اینها یعنی سطح پایین سرمایه اجتماعی.
پژوهش های انجام گرفته درباره اقتصادهای آسیای شرقی که به سرعت در حال رشد هستند تقریباً همواره بر اهمیت شبکه های اجتماعی متراکم تاکید کرده و به این دلیل چنین اقتصادهایی گاهی نماینده نوع جدیدی از سرمایه داری محسوب می شوند که سرمایه داری شبکه ای نام دارد. این شبکه ها که اغلب بر مبنای خانواده گسترده یا جوامع بسته قومی همچون چینی های خارج از کشور استوار هستند، اعتماد، کاهش هزینه های معاملاتی و سرعت اطلاعات و ابتکارات را تقویت می کنند. سرمایه اجتماعی را می توان به سرمایه مالی تبدیل کرد: در رمان باشگاه خوش شانس ها(۲۷) اثر آمی تان، گروهی از دوستان که برای بازی ماجونگ گرد هم می آمدند به انجمن سرمایه گذاری تبدیل می شوند. رشد اقتصادی شگفت انگیز چین در دهه گذشته، برای عقد قرارداد و هدایت پس اندازها و سرمایه ها، بیش از نهادهای رسمی به «گوانچی» (ارتباطات فردی) متکی بوده است.
در این میان نقش سرمایه اجتماعی مناسب در مناطق کمتر توسعه یافته قابل توجه است. چنانچه کارشناسان توسعه روستایی بر این باورند که کارکرد این سرمایه درست به اندازه سرمایه گذاری فیزیکی و فناوری متناسب حائز اهمیت است. در مقابل سیاست هایی از دولت که برای رشد و آبادانی مناطق روستایی جایگاه سرمایه اجتماعی را نادیده می گیرند یا آن را برنمی انگیزند، همیشه با مشکلات جدی مواجه بوده اند و گاه به اسم توسعه مالی یا صنعتی یا کشاورزی، کیفیت شبکه های اجتماع سنتی را در هم ریخته و بازده بسیار پایینی از روند توسعه را شاهد بوده اند.
در سطح کلان کشور های درحال توسعه نیز مطالعات اقتصاد های در حال رشد شرق آسیا همیشه موید این نکته بوده که اتکای توسعه آنها به شبکه های قومی و متراکم اجتماعی سبب ایجاد روند نوینی با نام «سرمایه داری شبکه محور» شده است. این شبکه ها که اغلب مبتنی بر خویشاوندی گسترش یافته یا قومیت هستند، درجه اعتماد اقتصادی بالا، هزینه های انتقالی پایین و سرعت گردش اطلاعات و نوآوری را در پی داشته است. رشد غیرعادی چین و چینی تبارها در دهه اخیر تا اندازه زیادی حاصل گروه های مشارکت غیررسمی و نهاد های ارتباطی رسمی است که سرمایه و مدیریت و خلاقیت را از مناطق مختلف در کنار هم گرد آورده است. این همان شیوه نوینی است که در اوضاع جهانی شدن کارایی دارد (پاتنام، ۱۹۹۳: ۴).
آنچه در مورد آثار سرمایه اجتماعی بر توسعه اقتصادی گفته شد، منحصر به تجربیات کشورهای درحال توسعه نیست، بلکه در تجربه ظهور و مستقر ماندن نظام اقتصاد غربی به صورت های متفاوت و البته پویایی نقش آفرینی کرده و در توسعه اقتصادهای پیشرفته نیز اهمیت بسزایی دارد. مارک گرانووتر جامعه شناس اقتصادی گفته است که معاملات اقتصادی همچون پیمانکاری یا کاریابی، وقتی در شبکه های اجتماعی انجام گیرند کارآمدتر هستند. بیهوده نیست که یکی از راهبردهای فراگیر ثروتمندان نوکیسه کار شبکه ای است.
پژوهش هایی که درباره بخش های صنعتی بسیار کارآمد و بسیار انعطاف پذیر (واژه ای که آلفرد مارشال، یکی از بنیان گذاران اقتصاد مدرن ابداع کرده) به عمل آمده بر شبکه های همکاری میان کارگران و کارآفرینان کوچک تاکید کرده است. این نقاط تمرکز سرمایه اجتماعی که هیچ شباهتی با مناطقی که آمیزه بی تناسبی از ویژگی های دوران پیش از صنعتی شدن را ندارند، چرخ صنایع فوق مدرن از تکنولوژی پیشرفته دره سیلیکون(۲۸) گرفته تا صنعت مُد «بنتون» را به حرکت درمی آورند. حتی نظریه های اقتصادی همچون «نظریه جدید رشد» نیز بیش از مدل های نئوکلاسیک متعارف به ساختار اجتماعی (چیزهایی که در خارج از سرمایه انسانی قرار دارند) توجه می کنند. رابرت لوکاس که از بنیان گذاران اقتصاد انتظارات عقلانی است می گوید که انباشت سرمایه انسانی در اصل فعالیتی اجتماعی است که گروه های مردم را به گونه ای دربرمی گیرد که در انباشت سرمایه فیزیکی همتایی ندارد (پاتنام، ۱۳۸۴: ۱۰۲).
در مورد اقتصاد های پیشرفته غربی بسیاری از هزینه های اقتصادی مانند قرارداد ها یا شغل یابی در سایه شبکه های مدنی بسیار بهتر و راحت تر صرفه جویی می شود. مناطق صنعتی به خوبی دریافته اند که رفع نقایص و نوآوری و انعطاف تولید تا اندازه زیادی به شبکه های همکاری کارگران با کارآفرینان و ارتباط کیفی آنها بستگی دارد. اینها موجب شده که در نظریه جدید رشد بیش از رویکرد غالب به ساختار اجتماعی (اثرات خارجی سرمایه انسانی) بها داده شود و تلاش شود که در چهارچوب ادبیات رایج و به زبان الگوهای کمی بیان شود. همچنین می توان از سرمایه اجتماعی به عنوان یک راهبرد در راستای حاکمیت اقتصاد بازار و نهاد های دموکراتیک استفاده کرد؛ به ویژه در مناطقی چون اروپای شرقی که متاسفانه راه برون رفت خویش از نظام کمونیستی را روابط عمودی و سرمایه مالی می دانند.
فوکویاما با طرح مفهوم شعاع اعتماد به عنوان حلقه ای از افراد در هر گروه که هنجار همکاری در میان آنها عمل می کند، رویکرد سنتی تقسیم بندی کشورهای جهان مبتنی بر درجه رشد صنعتی و میزان مشارکت دولت در امور اقتصادی را زیر سوال می برد. در طبقه بندی پیشنهادی فوکویاما میزان کارآمدی اقتصادی کشورها بیش از هر چیز به میزان سرمایه اجتماعی شان (سطح اعتماد میان افراد جامعه و مشارکت در تشکیل گروه ها و انجمن ها) بستگی دارد. به عقیده وی کشورهایی مانند ایتالیا، تایوان و هنگ کنگ و فرانسه در گروه اول و جوامعی نظیر امریکا، ژاپن و آلمان در گروه دوم جای می گیرند. سطح بالای اعتماد در کشورهای دسته دوم موجب حذف یا کاهش هزینه های مربوط به چانه زنی و اجرای قراردادها می شود. از سوی دیگر در کشورهای گروه نخست این نظارت ها باید از طریق وضع قوانین گسترده، مفصل کردن قراردادها و ایجاد یک بوروکراسی پیچیده اعمال شود. به تعبیر فوکویاما سطح بالای اعتماد در یک جامعه، موجب پیدایش اقتصادی کارآمدتر می شود (کاظمی پور، ۱۳۸۳: ۱۰).
یک مطالعه تجربی درباره اقتصاد ایران که در سال ۱۳۸۵ منتشر شده نیز نشان می دهد گرچه شاخص های سرمایه اجتماعی ایران در مقایسه با گروه کشورهای با درآمد پایین تر از متوسط جهانی، دارای وضع نسبی خوبی است، اما در دوره ۲۰۰۳-۱۹۹۳ این شاخص ها رشد قابل توجهی نداشته اند. مقایسه شاخص های سرمایه اجتماعی با فضای نهادی در کشورهای با درآمد بالا و ملاحظه متغیرهای توسعه ایران و آن کشورها، حاکی از وجود رابطه مثبت بین وضعیت ضعیف نهادی و سرمایه اجتماعی با وضعیت عملکرد اقتصادی است (مردوخی، ۱۳۸۵: ۶۲).

نظرات کاربران درباره کتاب سرمایه اجتماعی و وضعیت آن در ایران