فیدیبو نماینده قانونی انتشارات عقل سرخ و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب گناه‌شناسی

کتاب گناه‌شناسی
جلد دوم

نسخه الکترونیک کتاب گناه‌شناسی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب گناه‌شناسی

کی از گناهان که در دین اسلام با عناوین گوناگون و تعابیر مختلف مورد نهی قرار گرفته است «خرافه پرستی» است. خرافه و خرافه پرستی مفهومی گسترده و مصادیق بسیار متنوعی دارد و عنوان خرافه پرستی همه آن‌ها را در بر می‌گیرد. لفظ «خرافه» از ریشه «خَرَفَ» گرفته شده است و در اصل لغت به معنای بلاهت، حماقت و یاوه گویی است.

ادامه...

بخشی از کتاب گناه‌شناسی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



حرام خواری(سُحْت)

مقدمه

دین مقدّس اسلام مالکیت شخصی را امضاء فرموده و برای مقدار ثروت هم حدّی معین نکرده است ولی برای چگونه به دست آوردن ثروت و نحوه مصرف آن شروط و حدودی تعریف کرده است که در علم فقه به تفصیل درباره هر یک از آنها، فقهای عظام مباحث گوناگونی مطرح کرده اند که به نگارش کتاب های بی شماری انجامیده است پژوهندگان می توانند برای آشنایی با کتب فقهی و انظار فقهای عظام به کتاب های مربوطه مراجعه نمایند.
ما در این میان، به لحاظ ارتباط موضوع مساله حرام خواری را مورد بررسی قرار داده ایم تا به خوانندگانمان اوّلا، موارد و مصادیق حرام خواری را به طور مشخص تعیین کنیم ثانیاً از آثار و پیامدهای ناگوار آن با استمداد از کلمات معصومین علیهم صلوات الله حقایقی را ارایه نماییم باشد که عزیزان خواننده با شناخت آثار بد حرام خواری و تصویر روشن از عواقب زیانبار فساد اقتصادی خود و فرزندانشان را از تباهی این رذیله شوم نجات دهند. در متون روایی و در کلمات فقهای عظام رضوان الله تعالی علیهم اجمعین از حرام خواری به «اَکلُ السُحْت = حرام خواری» تعبیر شده است که طبق بیان صریح حضرت امام صادق (ع) از گناهان کبیره محسوب می شود.(۴۲)
در قرآن مجید هم از ترکیب «اَکلُ السُحْت» استفاده شده و به شدّت حرام خواری مورد توبیخ قرار گرفته است آن جا که می خوانیم:

وَتَرَی کثِیرًا مِنْهُمْ یسَارِعُونَ فِی الاِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاَکلِهِمْ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کانُوا یعْمَلُونَ. لَوْلاَ ینْهَاهُمْ الرَّبَّانِیونَ وَالاَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمْ الاِثْمَ وَاَکلِهِمْ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کانُوا یصْنَعُونَ.(۴۳)
«بسیاری از آن ها را می بینی که در گناه و تعدّی و خوردن مال حرام شتاب می کنند. واقعاً بد عمل می کنند. چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود، آن ها را از سخنان گناه آمیز و خوردن مال حرام نهی نمی کنند؟! چه زشت است عملی که انجام می دادند.»

چنان چه ملاحظه می کنید در آیه فوق هم حرام خواری مورد توبیخ قرار گرفته و کار زشت معرفی شده و هم دانشمندان نصار و یهود که از حرام خواری مردمان خود جلوگیری نمی کرده اند مورد سرزنش قرار گرفته اند.

مفهوم حرام خواری

هرگونه مالی که انسان از طریق غیر شرعی به دست آورده باشد آن مال حرام است که اصطلاحاً سُحْت نامیده می­شود. مثل این که دین مقدّس اسلام مشروبات الکلی را حرام می داند شخصی بدون توجّه به حکم اسلام اقدام به مشروب فروشی کند و از این راه سودی به دست آورد این گونه تجارت شرعی نیست و هرگونه پولی از این راه به دست آمده باشد مال حرام محسوب و تصرف در آن جایز نمی باشد.
بنابراین هر کس بخواهد از طریق کارهایی که در دین مقدّس اسلام ممنوع اعلام شده چه از راه تجارت و چه از راه دیگر مالی تحصیل کند و ثروتی بیندوزد آن مال حرام است و تصرف در آن حایز نمی باشد.
نتیجه این که در بینش اسلام با پول و یا جنس حرام هر کاری و هرگونه تصرفی انجام شود حرام خواری محسوب و عامل آن مرتکب گناه گردیده است. فقهای عظام در کتاب های فقهی حرام خواری را تحت عنوان «مکاسب محرّمه» یعنی کسب های حرام، به طور مفصّل و مبسوط مورد بحث قرار داده اند. ما در این مقال، به لحاظ رعایت اختصار و ارتباط با موضوع تنها به ذکر عناوین «مکاسب محرمه» اشاره می کنیم تا عزیزان خواننده ضمن پرهیز از درآمدهای حرام در صورت لزوم توضیح بیشتر را از کتب مبسوط تحصیل نمایند. اکنون عناوین «مکاسب محرّمه» را با هم ملاحظه می کنیم:
۱ـ دزدی، فروش مال مسروقه با علم به سرقتی بودن آن
۲ـ کلاهبرداری
۳ـ کم فروشی
۴ـ اختلاس
۵ـ احتکار مواد غذایی، (جو، خرما، کشمش، گندم، روغن، زیتون و...)
۶ـ قمار بازی
۷ـ خرید و فروش آلات قمار
۸ـ رباخواری
۹ـ رشوه خواری
۱۰ـ چاپ و نگهداری و مصرف پول و سکهّ های تقلّبی
۱۱ـ تالیف، انتشار، حفظ و تعلیم و تدریس کتاب های گمراه کننده و کسب درآمد از این راه.
۱۲ـ آموختن، یاد دادن و به کار بستن سحر و همین طور احضار جن، تسخیر جن، احضار ارواح، تسخیر ارواح، استخدام ملایکه شعبده بازی، کهانت، قیافه شناسی.
۱۳ـ فروش اسلحه به دشمنان اسلام و همچنین خرید و فروش هر چیزی که موجب تقویت کفر گردد.
۱۴ـ خرید و فروش و مصرف مواد مخدّر (همه انواع آن).
۱۵ـ خرید و فروش میته و مصرف آن
۱۶ـ ساختن مجسمه ی موجودات ذی روح
۱۷ـ فروش انگور و خرما به منظور شراب سازی. پادزهر هم اگر مخلوط با شراب باشد فروش آن جایز نیست.
۱۸ـ خرید و فروش پوست حیوانات درنده(۴۴)
۱۹ـ مفت خریدن(۴۵)
۲۰ـ تصرف در عاریه
۲۱ـ خوردن مال یتیم
۲۲ـ اجرت زنا (درآمد روسپیگری)
۲۳ـ اجرت لواط
۲۴ـ اجرت مساحقه
۲۵ـ اجرت رقاصی
۲۶ـ اجرت مطرب گری
۲۷ـ اجرت آوازه خوانی طرب آور، یاد دادن و یاد گرفتن آن
۲۸ـ ساختن و فروختن آلات لهو و استعمال و یاد دادن آن و تمام آن چه وسیله فعل حرام باشد و قابلیت استفاده در امور حلال نباشد.
۲۹ـ مشروب فروشی
۳۰ـ مشروب سازی
۳۱ـ فروش مال غیر بدون اذن صاحب آن
۳۲ـ تصرف در مال دیگران بدون اجازه آن ها
۳۳ـ اجاره دادن مسکن به منظور نگهداری شراب و یا ساختن شراب در آن مکان
۳۴ـ اجاره دادن کشتی و ماشین به منظور حمل شراب
۳۵ـ خرید و فروش تمام اشیایی که منفعت متصوره محلله نداشته باشند مانند برخی از حشرات.
۳۶ـ خرید و فروش قرآن (چون قرآن باید به همگان هدیه شود و گرفتن اصل هزینه نسخه برداری آن اشکال ندارد.)
۳۷ـ خرید و فروش کتاب های آسمانی منسوخه مثل تورات، انجیل، زبور و نگهداری آن ها
۳۸ـ خرید و فروش دَین و منفعت آن
۳۹ـ خرید و فروش دَین به دین
۴۰ـ سلف و سلم گوشت و نان و تمام چیزهایی که اوصاف آن ها را نمی شود تعیین کرد.
۴۱ـ خرید و فروش اشیاء مکیل و موزون به زاید، و کم (ربا)
۴۲ـ فروش میوه ها پیش از ظاهر شدن آن ها
۴۳ـ خرید و فروش مال غیر
خرید و فروش موقوفات عامّه و خاصّه مگر در موارد استثناء
خرید و فروش خاکه ی طلا و نقره که در مغازه های زرگری پیدا می شود.
۴۴ـ خرید و فروش حیوانات درنده مگر آن هایی که به وسیله آن ها می شود شکار کرد مانند باز، شاهین، چرز، سگ شکاری.
۴۵ـ غش غیر ظاهر مثل ریختن آب در شیر
۴۶ـ خرید و فروش سبز ی ها قبل از ظاهر شدن آن ها
۴۷ـ خرید و فروش اطفال، دیوانگان، و انسان های مست یا بی هوش و خفته
۴۸ـ خرید و فروش به صورت مزابنه و محاقله
۴۹ـ خرید و فروش مفلس (چون از تصرف در اموال خود ممنوع است.)
حال که با مفهوم حرام خواری و مصادیق آن آشنا شدیم ببینیم آثار زیانبار حرام خواری در چه اموری خلاصه می شود و فواید و برکات مال حلال چه مواردی را شامل می گردد.

آثار حرام خواری

آثار حرام خواری در دو بخش خلاصه می شود
۱ـ آثار زیانبار دنیوی
۲ـ آثار زیانبار آخرتی
فراز اول را در مواد ذیل می توان احصاءکرد.

الف) آثار دنیوی حرام خواری

۱ـ عدم استجابت دعا:
روایات قابل توجهی از ائمه اطهار صادر شده که حکایت از آن دارند حرام خواری مانع استجابت دعاها می شود:

الحَدِیثُ القُدْسِی. لا یحْجُبُ عَلَّی دَعْوهٌ الاّ دَعْوهُ آکلِ الحَرَام.(۴۶)
حدیث قدسی: هیچ دعایی از درگاه من در پرده نیست مگر دعای حرام خوار عبارت «لا یحْجُب عَلَّی» نشانگر آن است که دعای حرام خوار اصلاً به درگاه الهی نمی رسد.
و اوْحَی اللهُ اِلَی عِیسَی: قُلْ لِظَلَمَهِ بَنِی اسْرَائیلِ: لا تَدْعُونِی وَ السُحْتُ تَحْتَ اقْدَامِکم وَ الاَصْنَامُ فِی بُیوتِکم فانّی آلَیتُ انْ اُجِیبَ مَنْ دَعَانِی وَ انْ اجْعَلَ اجَابَتِی ایاهُمْ لَعْناً عَلَیهِم حَتّی یتَفَرَّقُوا.(۴۷)
خداوند به حضرت عیسی وحی کرد که به ستم پیشگان بی اسرائیل بگو: در حالی که مال حرام در تصرف شماست و در خانه هایتان بت وجود دارد من را نخوانید چرا که من سوگند خورده ام هر که مرا بخواند اجابت کنم و اجابت دعای ایشان را لعن و نفرینی بر آنان قرار دهم تا پراکنده گردند.
رسول معظم اسلام (ص) هم در همین زمینه فرموده اند:
مَنْ اکلَ لُقْمَهَ حرامٍ.... لَمْ تَسْتَجِب لَهُ دَعْوَهٌ اربعینَ صَبَاحاً. (۴۸)
کسی که [یک] لقمه حرام بخورد...تاچهل­روز دعایش مستجاب نمی شود.
در روایت آمده: حضرت موسی (ع) شخصی را دید که سخت گریه و التماس می کند و دست هایش را به سوی آسمان بلند کرده و با کمال خشوع و تضرع دعا می نماید.

از جانب خدا به موسی (ع) وحی شد:
اگر او هر چه به خود بپیچد دعایش به استجابت نمی رسد.

لاَنّ فِی بَطْنِهِ حَرَاماً وَ عَلَی ظَهْرِهِ حَرَاماً و فِی بَیتِهِ حَرَاماً.
زیرا در شکم او حرام وجود دارد و همچنین در پشت و خانه او حرام قرار دارد.

شخصی به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: دوست دارم دعایم به استجابت برسد.
رسول اکرم (ص) فرمودند:

طَهّرَ مَاکلَک وَ لا تُدْخِل بَطَنَک الحَرامَ.
«غذای خود را پاکن کن و غذای حرام را وارد شکم خود نکن.»
مَنْ احَبَّ ان یستَجابَ دُعائهُ فَلْیطِبُ مَطْعَمَه و مَکسَبَه.
کسی که دوست دارد دعایش به استجابت برسد، باید غذای خود و راه کسب و درآمد خود را پاک سازد.(۴۹)
۲- عدم پذیرش اعمال صالحه
در اسلام شرط اساسی پذیرش اعمال صالحه رعایت تقوی است. انسان حرام خوار چون تقوی الهی را زیرپا می گذارد اعمال صالحه اش پذیرفته نخواهد شد. در روایات متعدد تصریح شده با حرام خواری نماز، حج، صدقه پذیرفته نیست. رسول مکرّم اسلام (ص) در خصوص مورد فرموده اند:

العِبادَهُ مَعَ اَکل الحَرامِ کالبناءِ عَلی الرَمْلِ. (۵۰)
عبادت کردن با حرام خواری هم چون بنا کردن روی رمل است [یعنی همان گونه که بنا بر روی زمین شنی بی نتیجه و سست است. عبادت هم با حرام خواری بی نتیجه است.]

در روایت دیگر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به نقل از کتاب های آسمانی پیامبران دیگر فرموده اند:

العملُ معَ اکل الحرام کناقِل الماء فی المُنْخُل.(۵۱)
کار نیک همراه حرام خواری بسان حمل آب در غربال است.

در روایتی هم شخص رسول معظّم (ص) اسلام تصریح فرموده اند:

مَن اکلَ لَقْمَهَ حَرَامٍ لَمْ تُقبَلْ لَهُ صَلاهٌ ارْبَعینَ لَیلهً... و کلُّ لَحْمٍ ینْبِتُهُ الحَرَامُ فَالنَّارُ اوْلَی بِهِ وَ انَّ اللُقْمَهَ الوَاحِدَهَ تُنْبِتُ اللّحمَ.(۵۲)
کسی که یک لقمه حرام بخورد تا چهل شب نمازش قبول نمی شود... و هر گوشتی که در بدن او از حرام روییده شود پس آتش به آن سزاوارتر است چرا که حتی یک لقمه هم گوشت می رویاند.

تاثیر آثار حرام خواری را رسول الله (ص) در اعمال حج به گونه ای به تصویر کشیده اند که هر خواننده ای را متاثر می سازد آنجا که می فرماید:

مَن حَجَّ بِمالٍ حَرَامٍ فَقَالَ: لَبَّیک اللّهُمَّ لَبَّیک قَاَل اللهُ لَهُ: لا لَبَّیک وَ لا سَعْدَیک حَجُّک مَرْدُودٌ عَلَیک. (۵۳)
هر کس با مال حرام حج کند و بگوید لَبَّیک اللهُمَّ لَبَّیک خداوند به او فرماید لا لَبَّیک و لا سَعْدَیک حج تو از آن خودت باد.

در اسلام «صدقه» از بهترین اعمال خداپسند است به شرط آن که انسان از مال خالص خودش صدقه بدهد و اگر از مال حرام صدقه ای پرداخت کند مشمول روایت رسول خدا (ص) خواهد شد که در سطور آتی می خوانیم:

مَن اِکتَسَبَ مَالاً حَرَاماً لَمْ یقبَلِ اللهُ مِنْهُ صَدَقَهً وَ لاعِتْقاً وَ لا حَجَّاً و لا اِعْتِمَاداً وَ کتَبَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بَعَددِ اَجْرِ ذَلِک اَوْزَاراً وَ مابَقِی مِنْهُ بَعْدَ مَوْتِهِ کانَ زَادَهُ الَی النَّار.(۵۴)
هر کس مال حرامی به دست آورد خداوند نه از او صدقه ای می پذیرد و نه آزاد کردن بنده ای و نه حج و عمره ای؛ و خداوند به اندازه اجر این کارها برایش گناه بنویسد و آن چه (از آن اموال حرام) پس از مرگش باقی بماند ره توشه ی او به سوی آتش خواهد بود.

عارف نامی شیخ بهایی علیه الرحمه اثر غذای حرام را «ویرانی دین» معرفی کرده و در همین زمینه سروده جالبی از خود به یادگار گذاشته که هر خواننده ای را به تحسین وامی دارد: (۵۵)

لقمه نانی که باشد شبهه ناک
در حریم کعبه ابراهیم پاک

گر به دست خود نشاندی تخم او
ور به گاو خویش کردی شخم او

ورمه ی نو در حصارش داس کرد
ور به سنگ کعبه اش دستاس کرد

ور به آب زمزمش کردی عجین
مریم آیین پیکری از حور عین

ور بخواندی بر خمیرش بی عدد
فاتحه یا قل هو الله احد

ور بدی از شاخ طوبی آتشش
جبرئیل روح الامین هیزم کشش

ور تنور نوح بندد مریمش
ور دم عیسی بود آتش دمش

ور تو بر خوانی هزاران بسمله
بر سر آن لقمه پر ولوله

عاقبت خاصیتش ظاهر شود
نفس از آن لقمه تو را قاهر شود

در ره طاعت تو را بی جان کند
خانه ی دین تو را ویران کند

درد دینت هست گر ای مرد راه
چاره خود کن که دینت شد تباه.
۳ـ قساوت قلب
فرهنگ اسلام و علوم تجربی ثابت کرده است علاوه بر این که «غذا» در جسم انسان اثر می گذارد و موجب حفظ و تقویت آن می گردد در روح انسان نیز اثر می گذارد. همان گونه که غذای سمی جسم انسان را مسموم می کند غذای حرام روح انسان را آلوده می سازد. نیت های پاک و آلوده و همین طور کارهای خوب و زشت همگی از قلب سرچشمه می گیرند چه این که قلب مرکز فرماندهی و تصمیم گیری انسان است. قلب سلیم و پاک منشاء کارهای نیک خواهد بود و قلب ناسالم و تاریک کانون فساد و گناه.
رقّت، پندپذیری، هدایت یافته گی از صافی دل برمی خیزد در مقابل قساوت، پندناپذیری، عدم پذیرش حق از تیرگی و ناخالصی دل به منصه ظهور می رسد چنان که حضرت سیدالشهداء به لشکریان پسر سعد ضمن خطبه ای فرمودند:

فَقَدُ مُلِئَتْ بُطُونُکمْ مِنَ الحَرَامِ وُ طُبِعَ عَلی قُلوبِکم وَیلِکم الاتَنْصِفُون، الاتَسْمَعونَ. (۵۶)
شکم های تان از حرام پر شده و بر دل هایتان مهر خورده؛ وای بر شما آیا انصاف از شما رخت بر بسته است، آیا قادر به شنیدن نیستید.
۴ـ عدم پذیرش توبه
یکی از آثار و پیامدهای شوم خوردن مال حرام، مقبول واقع نشدن توبه است. در نهج البلاغه آمده است شخصی در محضر حضرت علی (ع) بدون توجّه لازم گفت: «استغفرالله» حضرت علی (ع) فرمود: مادرت به سوگت بنشیند، آیا می دانی معنای استغفار چیست؟ استغفار درجه والا مقامان است و دارای شش شرط است. حضرت شرط پنجم را که استغفار است این گونه بیان فرمودند:

و الخامِسُ انْ تَعْمِدَ الی اللَّحْمِ الذّی نَبَتَ عَلی السُّحْتِ، فَتُذِیبَهُ بِالاحْزانِ حَتَّی تُلْصِقَ الجِلْدُ بِالعَظْمِ وَ ینْشاُ بَینَهُما لَحْمٌ جَدیدٌ.(۵۷)
[شرط پنجم این که] گوشتی که از حرام بر اندامت روییده، با اندوه فراوان آب کنی چنان که پوست به استخوان چسبیده گوشت تازه بروید.

از این که حضرت علی (ع) در این بیان یکی از شرایط استغفار واقعی را آب کردن گوشت روییده شده توسط مال حرام می دانند مشخّص می شود که خوردن مال حرام مانع پذیرش توبه است و باید این مانع رفع شود تا توبه واقعی صورت گیرد.
۵ـ سلب توفیق
درباره یکی از بزرگان نقل می کنند که می گوید: من حال عجیبی پیدا کردم یعنی حال نماز شب خواندن نداشتم، حال نماز اوّل وقت خواندن نداشتم، از نماز لذّت نمی بردم، از رابطه با خدا لذّت نمی بردم، تعجّب می کردم چرا؟ هر چه گریه و زاری می کردم، هر چه التماس می کردم به جایی نمی رسید؛ تا بالاخره شبی در خواب به من گفتند: کسی که خرمای حرام بخورد معلوم است دیگر دوستدار عبادت نیست و از عبادت لذّت نمی برد. گوید: از خواب بیدار شدم دیدم بله خرما خریدم وقتی خرما را به من داد دیدم که یک خرما نرسیده است، بدون اجازه صاحب مغازه آن خرما را برداشتم و خرمایی تازه برداشتم و آن خرما را خوردم.(۵۸)
۶ـ لغزیدن به ورطه گناهان دیگر
در حالات «شریک بن عبدالله» قاضی معروف دوران خلافت مهدی عباسی نوشته اند وی در ابتدا فقیه با ورعی بود تا وقتی که مهدی عباسی او را احضار کرد و او را مجبور نمود که یکی از سه کار را انجام دهد یا منصب قضاوت را بپذیرد یا معلّم و مربّی اطفال خلیفه شود یا یک مرتبه از طعام خلیفه بخورد، شریک خوردن طعام را اختیار کرد و آن را نسبت به دو کار دیگر سهل شمرد. خلیفه به آشپز مخصوص دستور داد انواع متعددی از خوراکی های لذیذ تدارک کند. چون شریک از آن طعام ها خورد، آشپز مزبور گفت: شریک پس از خوردن این طعام رستگار نخواهد شد و همان طور هم شد آن لقمه های حرام چنان در او تاثیر کرد که دو کار دیگر را هم پذیرفت، هم قاضی شد و هم مربّی اطفال خلیفه گردید(۵۹).
۷ـ نابودی برکت
حرام خواری برکت را از مال می برد، چنان که از حضرت صادق (ع) روایت شده است:

مَنْ کسَبَ مَالاً مَنْ غَیرِ حِلِّه سُلِّطَ عَلَیهِ الِبنَاءُ و الطَّینُ وَ المَاءُ.
«کسی که مالی را از غیر مشروع به دست آورد ساختمان و آب و گِل بر وی مسلط می شوند، (تا مال او را تلف کنند.»

یعنی مال و دارایی خود را در آب و گلی صرف می کند که او را فایده ای نرساند، گویی آن قطعه زمین مامور شده مالش را ببلعد.
در روایت دیگر از امام صادق (ع) آمده:

کثْرَهُ السُّحْتِ یمْحَقُ الرِزْقَ.(۶۰)
حرام خواری زیاد روزی را نابود می کند.

حضرت علی (ع) نیز می فرمایند:

کمْ مِنْ اکلَهٍ مَنَعَتْ اَکلاتٍ(۶۱)
بسا لقمه ای که انسان را از لقمه های فراوانی محروم می کند.

مال حرام باعث می شود روزی و مال فرد بی برکت شود و از روزی خویش محروم شود.

ب) آثار اخروی

در پاره ای از روایات برای حرام خواری عذاب های گوناگونی در سرای آخرت ذکر شده که به شماری از آن ها اشاره می شود:
۱ـ شعله ور شدن آتش در اندرون فرد حرام خوار
رسول معظم اسلام(ص) همین زمینه فرموده است:

مَنْ سَرِقَ شَیئاً جَاءَ یوْمَ القِیامَهِ فِی رَقَبتِهِ طَوْقاً مِنْ نَارٍ وَ مَنْ اکلَ شَیئاً حَراماً اوقَدَتِْ الغِیرانُ فِی بَطْنِهِ وَ لَها صَوْتٌ یرعَبُ الخَلایقَ سَاعَهً یقُومُ مِنْ قَبْرِه حَتَّی یقمنی اللهُ تَعَالی بَینَ العِبادَ. (۶۲)
رسول خدا فرمود: کسی که چیزی بدزد روز قیامت با طوقی از آتش در گردنش محشور می شود و هر که چیز حرامی بخورد، زمانی که از قبر برخاست آتش در اندرونش شعله ور خواهد شد و شعله ها چنان صدایی دارند که همگان می ترسند. تا خداوند در میان بندگان حکم کند.
۲ـ ممانعت از ورود به بهشت
در روایت دیگری رسول الله(ص) نتیجه حرام خواری را عدم دخول به بهشت مطرح فرموده اند:

یا کعْبِ بنِ عَجْرَه انّه لَنْ یدْخُلَ الجَنَّهَ لَحْمٌ نَبَتَ مِنْ سُحْتٍ. (۶۳)
«ای کعب بن عجره: گوشتی که از حرام روییده باشد هرگز وارد بهشت نمی شود.»

و باز آن حضرت فرموده است:

لا یدْخُلُ الجَنَّهَ ابَداً مَنْ لَحْمُهُ خَبِیثٌ. قَاُلوا: کیفَ الخبَیثُ؟ قَالَ: لَحْمٌ تُرْبَی عَلَی الحَرَام. (۶۴)
هر که گوشتش ناپاک باشد به هیچ رو وارد بهشت نمی شود. سووال کردند: چگونه ناپاک باشد؟ فرمود: گوشتی که بر حرام روییده باشد.
۳ـ سزاواریی برای آتش
پیامبر گرامی اسلام(ص) گوشت انسان حرام خوار را مستحق آتش می داند آنجا که فرموده است:

و مَن نبتَ لحمُه من السُّحت فالنار اولی به. (۶۵)
کسی که گوشتش از حرام روییده باشد آتش بر او سزاوارتر است.
۴ـ اندوه هنگام حساب
رسول رحمت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم حرام خوران را هنگام حساب محزون و غمناک معرفی فرموده است:

مَن فَرِح باربعهٍ حَزن فی اربعهٍ... مَن فَرِحَ بِاکلِ­الحَرَامِ حَزِنَ عِنْدَ الحِسَابِ.(۶۶)
هر که به واسطه چهار امر خرسند شود در چهار امر دیگر محزون می گردد... کسی که به خوردن مال حرام خشنود می گردد هنگام حساب دادن محزون و اندوهناک می گردد.
۵ـ طعمه سگ های آتشین پل صراط
پیامبر مقدس اسلام صلی الله علیه و آله و سلم انسان های حرام خوار را در قیامت طعمه ی سگ های آتشین توصیف فرموده آنجا که می خوانیم:

انّ عَلَی مَتْنِ الصِراطِ کلالیبٌ مِن نّارٍ، فَمَنْ تَقلّد دِرْهَماً حَرَاماً تَعَلّقْت کلالِیبُ النّارُ فِی رِجْلَیه فَلایستَطیعُ العُبُورَ عَلَی الصِراطِ حَتّی یرُدُّه الَی اهلِه مِن حَسَناتِه، وَ انْ مِن حَسَناتِه حَمَل ذُنُوبَهُم وَ وَقَعَ فِی النَّار. (۶۷)
رسول خدا(ص) فرمود: روی پهنه ی پل صراط سگ هایی آتشین وجود دارد. پس هر که درهمی حرام بر ذمه داشته باشد سگان آتشین به دو پای او آویزان گردند به صورتی که دیگر قادر نخواهد بود قدمی بردارد، تا این که آن درهم را به وسیله ی اعمال نیکش به صاحبانش برگرداند و اگر آن را جبران نکرد، بار گناهان آنان را به دوش گیرد و در آتش فرو افتد.

شِکوه بزرگان دین

عارف نامی مرحوم ملامهدی نراقی [متوفی ۱۲۰۹ ه.ق] بیش از دویست سال پیش در آثار خود از این که مال حلال پیدا نمی شود و مردم گرفتار «حرام خواری» شده اند شکوه نمود، و اظهار می دارد:
در زمان ما حلالی باقی نمانده، مگر آب فرات و علف بیابان؛ زیرا دست ستمگران و داد و ستدهای باطل، همه چیز را شبهه ناک نموده است.(۶۸)
حال ما نمی دانیم چه بنویسیم و چگونه شکوه دل مان را به قلم بیاوریم و هر از گاه در جامعه اسلامی مان اختلاس های میلیاردی را و... می شنویم.

اهمیت و آثار حلال خواری و اجتناب از لقمه ی حرام

دین مبین اسلام در طی آموزه های سعادت ساز خود اهمیت ویژه ای به حلال بودن مال داده و اساساً پیروان خود را به دقّت در منبع در آمد و اکتساب روزی توجّه بسیار داده است.
رسول اکرم (ص) به ابوذر می فرماید:

یا ابَاذَر! مَنْ لَمْ یبَالِ مِنْ اینَْ اکتَسَبَ المَالَ لَمْ یبالِ اللهُ عَزّوجَلّ مِنْ اینَ ادْخَلَهُ النَّارَ. (۶۹)
ای ابوذر! کسی که توجّه ندارد از کجا تحصیل مال می کند خداوند هم توجّه نمی کند از کجا او را داخل در آتش کند.

از دیگر سو رهروان خویش را به اکتساب مال حلال و اجتناب از حرام ترغیب کرده:
امام باقر (ع) فرموده:

انَّ افْضَلَ العِبَادَهِ عِفَّهُ البَطْنِ وَ الفَرْجِ. (۷۰)
برترین عبادت نگهداری شکم از مال حرام و پاکدامنی است.

امام سجاد (ع) هم فرموده:

حَقّ بَطْنِک انْ لاتَجْعَلْهُ وِعاءً لِلْحَرَام.(۷۱)
حق شکمت آن است که آن را ظرف مال حرام قرار ندهی.

خدای سبحان به رسول اکرم (ص) فرموده است:

یا اَحْمَد! انّ العِبَادَهَ عَشْرَهُ اجْزَاءٍ تِسْعَهٌ مِنْهَا طَلَبُ الحَلاَلِ فَاذَا طَیبْتَ مَطْعَمُک وَ مَشْرَبَک فَانْتَ فِی حِفْظِی وَ کنَفِی. (۷۲)
ای احمد! عبادت ده جزء دارد، نه جزء آن طلب حلال است، هرگاه خوراک و آشامیدنی تو پاک باشد در کنف من محفوظ خواهی بود.

در روایت دیگر آن حضرت فرموده:

تَرْک دانِقٍ حَرَامٍ احَبُّ الَی الله تَعَالی مِن مِاَئَهِ حَجَّهٍ مِنْ مَالِ حَلالٍ(۷۳).
ترک یک ششم درهم (دانق) حرام نزد خدای تعالی محبوب تر است از صد حج که از مال حرام صورت گیرد.

و گاه آنان را از حرام خواری به شدّت بیم داده است: امام باقر (ص) می فرماید:

الذُّنُوبُ کلُّها شَدِیدَهٌ و اشَدُّها مَا نَبَتَ عَلَیه اللَّحْمُ و الدَّمُ. (۷۴)
گناهان همگی هولناک هستند و از از همه هولناک تر گناهی است که منجر به پیدایش گوشت و خون حرام شود.

خداوند متعال در قرآن کریم، عمل صالح را در گرو غذای پاک معرفی می کند و می فرماید:

یا اَیهَا الرُّسُلُ کلُوا مِنْ الطَّیبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا...(۷۵)
ای رسولان الهی، از خوردنی های پاک و طیب استفاده کنید و عمل صالح به جای آورید.

خداوند متعال در این آیه شریفه استفاده از غذای پاک و حلال را بر عمل صالح مقدم آورده و عمل صالح را نتیجه خوردن غذای حلال و پاک ذکر نموده است.

نتیجه گیری

دارا شدن بلاجهت و دست یابی متقلبانه به مال و منال می تواند در چهره های مختلفی نمود داشته باشد که یکی از آن چهره ها سو استفاده از اختیارات و مدیریت است. کسانی که به لحاظ اشتغال مناصب دولتی امانت دار مردم به حساب می آیند در عصر ما از طریق تصرف غیر قانونی دارایی های تحت اختیار خود حرام خواری های سنتی را به شکل جدیدتری تعقیب می کنند:
یکی از مصادیق حرام خواری به سبک مدرن اصطلاحاً همان رانت خواری یا استفاده از نفوذ و مقام و سمت از اختیارات است که در سال های اخیر برخی از نزدیکان رجال و صاحب منصبان مملکتی از همین طریق به آلاف و الوفی رسیده اند و ثروت های بادآورده ای را به چنگ آورده اند.
غیر از رانت خواری و یا شاید نوع رسمی­تر آن اخذ پورسانت های پنهانی در حاشیه معاملات کلان دولتی است که چشم خیلی ها را به سوی خود خیره کرده است و همیشه درصد بالایی از این گونه سو استفاده ها پنهان می ماند.
چرا که طرفین معامله نفع خود را در مسکوت گذاشتن ضمنی قضیه می دانند.
نوع دیگری از حرام خواری که سابقه سنتی دیرسالی دارد ارتشاء است که متاسفانه در دهه های اخیر نه تنها در سایه اسلامی بودن مناصب ریشه کن نشده است که متاسفانه افزایش هم یافته است تا آنجا که تشدید مجازات مرتشیان هم به اضافه تاسیس سازمان های نظارتی و بازرسی نتوانسته است سَدّ راه رشاء و ارتشاء گردد.
به هر حال گناه بسیار مذموم و منفور حرام خواری که تضییع حقّ الله و حقّ النّاس را همراه دارد، از گناهانی است که بنیان های سلامت جامعه را تهدید می کند و ضروری است آحاد مردم به این نکته دقیق توجّه کنند که با توسّل به رزاقیت ذات مقدّس الهی و با توکّل به عنایت همیشگی او می توان پا بر سر کلّ لقمه های حرام گذاشت و سبک بار راهی محضر پروردگار شد که گفت: جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است.

حسد

مفهوم حسد و انواع آن

حسد در لغت به معنای رشگ بردن، آرزو کردن، چشم زدن، آزمندی و غبطه خوردن است. در اصطلاح شرعی حسد، عبارتست از: «آرزو کردن زوال نعمت از دیگری برای خود است. و غبطه آرزوی داشتن مانند نعمتِ دیگران است برای خود و نه زوال آن از دیگری».(۷۶)
حسد ورزیدن در اسلام یکی از گناهان بزرگ است که موجب مفسده انگیزی های زیاد می شود. شرعاً توصیه شده است که انسان اگر نعمت و موفقیت های دیگران را مشاهده کرد آرزوی از بین رفتن آن را نکند چون که این حسد است ولی از خدا بخواهد و آرزو کند، خدا مشابه آن را به خود او نیز ارزانی دارد و این را غبطه یا «رقابت» می نامند. غبطه و رقابت کار نیکوست و ثواب هم دارد ولی حسد گناه است و منشا بسیاری از مفسده های خانوادگی و اجتماعی است. حسد مانند شعله های فروزان آتش است که در درون فرد حاسد (حسد ورزنده) برافروخته می شود و خواب و خوراک را از او می گیرد و موجب سلب آسایش کلْی می گردد. و از نظر روان شناسی حسد یک بیماری مهلک است. روی همین جهت است که خداوند متعال در قرآن مجید پدیده شوم حسد را نکوهش فرموده و به بندگانش دستور داده است تا از شعله های شرّ حسد حاسدان به او پناه ببرند. خداوند در چند جای قرآن جهت پرهیز از حسد و حاسدان تذکر داده است و در سوره فلق چنین فرموده است:

قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ. مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ. وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ اِذَا وَقَبَ. وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ. وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ اِذَا حَسَدَ.(۷۷)
بگو پناه می برم به پروردگار سپیده دم، از شرّ همه آن چه که آفریده و از شرّ هر تاریکی فشرنده آن گاه که همه جا را فرا گیرد، و از شرّ دمندگان در گره ها، و از شرّ حسدورز آن گاه که حسد نماید.

مرحوم آیت الله سیدمحمود طالقانی در تفسیر آخرین آیه این سوره کوچک و پرمعنای قرآن مجید، یعنی ضرورت پناه بردن از شرّ حسودان به درگاه خداوند یکتا، چنین می گوید:

وَ مِنْ شَرِّ حَاسِدٍ اِذَا حَسَدَ: حاسد، صفت لازم است: کسی که دارای طبیعت و خوی حسد است. این خوی چون دیگر خویهای بست ناشی از کوتاه بینی و ناتوانی و زبونی روحی است و اثرش در نفس حاسد این است که بدون حساب سود و زیان از نعمت و قدرت دیگری رنج می برد و خود را می خورد و چون این خوی برانگیخته شد و از درون سر زد: «اذا حسد» فتنه ها برمی انگیزد و زیان ها می رساند.
مردم زمان جاهلیت و اوهام آن، از تاریکی شب که در آن دیو و دد از مکان خود سر بیرون می آورند و از جادوی جادوگران و حیله های حسودان هراسان بودن و به تعویذات و باطل سحر و چشم بندی متوسل می شدند. این سوره با تعبیرات متشابه بعد از بیان شری که می شود از سراسر «ما خلق» برخاسته گردد، منشاهای اصلی و واقعی شروری را نشان می دهد که در کمین اجتماع و نفوس و افکار و عقاید مسلمانان است، همان ها که شب دیجور جاهلیتشان تازه به پایان رسیده بود و در معرض سپیده دم «فلق» و پرتو وحی واقع شده بودند. شرور و فتنه هایی که از خشم و شهوت طبقات امتیاز جو و رانده شده و نفوس مستبد و خودسر و تبلیغات و شبهات جادوگرانه و کید و نقشه های حسودان، برانگیخته می شود. آن پناهگاه و حصنی که مسلمانان به پیروی از رسول خدا(ص)، می بایست و می باید بدان پناهنده شوند، مقام ربوبی و آیات و مظاهر ربوبیت او است: قل اعوذ برب الفلق...، نه تعویذات و او را در جاهلیت.
آن رسول گرامی و قائم به حق و عدالت که در پرتو وحی و تلاوت آیات و بیست و سه سال جهاد و رنج، مردمی را از تاریکی شرک و جاهلیت رهانید و با آنها کتاب و حکمت آموخت و قلوب شان را با خالق و یکدیگر پیوند داد و عزت و قدرتشان بخشید، همواره نگران فتنه هایی بود که پس از رحلت و پایان رسالتش روی آردو تاریکی هایی که جای گیرد و راه نفس های جادورانه و کاهنانه ای که باز شود و دام ها و نقشه های حسودانه ای که از هر سو گسترده گردد.
آن فتنه ها و تاریکی های متنوع و موحش و حیرت انگیز ــ در تعبیرات، تشبیهات، معانی، آهنگ، طول، اوزان، فواصل آیات این سوره ــ در یک رشته پیوسته و به صورت های متقابل و متقارن و بارز نمایش داده شده است: آن پرتو ربوبیتی که از گریبان «الفلق» می دهد ـ آن تاریکی ابهام انگیزی که از «ما خَلَقَ» روی آورد، آن «غاسق» نکره که از کمین بیرون می آید و حمله ور می شود «اذا وقب». آن دمندگان شدید و ساحرانه «النفاثات»، آن «حاسد» نکره، که سر بر می آورد، و پی نقشه خود را می گیرد: «اذا حسد».(۷۸)

حسد، همیشه مخصوص «افراد» نیست و گاهی دامنگیر یک جماعت و گروههای اجتماعی نیز می شود که حقیقت را می فهمند ولی به دلیل حسد ورزیدن به طرف مقابل که به آن حقیقت باور و ایمان آورده، زیر بار حقیقت نمیروند و با آنان حسدورزی می کنند.
خداوند در قرآن مجید در دو مورد به این پدیده نامبارک اشاره کرده است. در یک مورد از «اهل کتاب» به طور کلی نام برده که بر مومنان واقعی حسد برده و به خاطر همین پدیده روانی زیر بار حقیقت نمی روند و آرزو دارند مسلمانان نیز از ایمان خود برگردند.
یک بار هم از یهودیان نام برده است که با این که حقانیت اسلام و پیامبر اسلام را درک می کنند ولی به خاطر حسودی شان به پیامبر و مسلمانان از اعتراف بدان خودداری می کنند.
در سوره بقره می فرماید:

وَدَّ کثِیرٌ مِنْ اَهْلِ الْکتَابِ لَوْ یرُدُّونَکمْ مِنْ بَعْدِ اِیمَانِکمْ کفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ اَنفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَینَ لَهُمْ الْحَقُّ...(۷۹)
بسیاری از اهل کتاب [مسیحیان و یهودیان] با آن که حقیقت برای شان آشکار شده، به خاطر حسدی که در دل های خود دارند، دوست می دارند که شما را بعد از ایمان تان به کفر باز گردانند.

خداوند متعال در آیاتی از قرآن در سوره نساء درباره حسادت ویژه و کینه خاص آنان نسبت به مسلمانان حرف زده و فرموده است با آن که ما به آنان بهره ای از کتاب آسمانی را عطا کرده ایم به خدا دروغ می بندند و به جِبت و طاغوت (یعنی خرافات فرهنگی و ستمگر و جبار سیاسی) باورمند شده و مشرکان را بهتر و راه یافته تر از مسلمانان مومن و موحّد معرّفی می کنند.
آن گاه می فرماید لعنت خدا و فرشتگان بر آنان باد به خاطر کارهای زشت­شان. سپس آیه بعدی اضافه می کند اگر این یهودیان حسود به قدرت و حکومت دسترسی پیدا کنند به غیر یهود حسد و دشمنی ورزیده و از نعمت های آن به اندازه «نخ وسط هسته خرما» نیز به «مردم» اجازه استفاده نخواهند داد، چون حسودند. (۸۰)

... اَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنْ الْمُلْک فَاِذًا لاَ یوْتُونَ النَّاسَ نَقِیرًا. اَمْ یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَی مَا آتَاهُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...
آنان [یهودیان] اگر بهره ای از قدرت و حکومت داشته باشند در آن صورت از نعمات آن به اندازه گودی هسته خرما نیز به مردم ندهند. آنان به مردم [مسلمان] به خاطر عنایتی که خداوند به آنان نموده حسد می ورزند. (۸۱)

حسد از منظر احادیث

احادیث زیادی درباره حسد و زیان های آن برای افراد و جامعه از قول معصومین به ما واصل شده است. اکنون که معنای حسد و انواع آن معلوم گردید بهتر است شماری از آن احادیث را برگزیده و سیر و تاملی در آن ها داشته باشیم.

مُحَمَّدُ بنُ یحیی، عَن اَحمَدَ بنِ مُحَمَّدٍ، عَنِ ابنِ مَحبُوبٍ، عَنِ العَلاءِ بن زَیدٍ، عَن العَلاءِ بنِ مُسلِم قالَ: قال ابُو جَعفَرٍ(ع): انَّ الرَّجُلَ لَیاتِی باَی ِّ بادِرَهٍ فَیکفُرُ وَ انَّ الحَسَدَ لَیاکلُ الایمانَ کما تَاکلُ النّارُ الحَطَبَ.(۸۲)
یعنی امام محمد باقر(ع) فرمود: مرد [بر اثر عصبانیت] هرگونه سخن تند و شتابزده ای که از زبانش خارج شود، ممکن است [براثر توبه] بخشیده و جبران شود، ولی حسدورزیدن ایمان می خورد و نابود می کند همان گونه که شعله های آتش هیزم را می خورد و نابود می کند.
مشابه حدیث فوق از زبان امام صادق(ع) نیز به واسطه جراح مدائنی روایت شده است.
عَن داوُدَ الرَّقِی قالَ: ابا عَبدِ اللهِ عَلیهِ السَّلامُ یقُولُ: اتَّقُوا اللهَ وَ لایحسِدْ بَعضُکم بَعضاً، انَّ عِیسَی بنَ مَریمَ کانَ مِن شَرایعِهِ السَِیحُ فِی البِلادِ، فَخَرجَ فِی بَعضِ سَیحِهِ وَ مَعَهُ رَجُلٌ مِن اًَصحابِهِ قَصیرٌ وَ کانَ کثِیرَ اللُّزُومِ لِعیسی عَلَیهِ السَّلامُ، فَلَّما انتهی عِیسی الی البَحرِ قالَ: بِسمِ اللهِ، بِصِحَّه یقینٍ مِنهُ، فَمَشی عَلی ظَهرِ الماء. فَقالَ الرَّجُلُ القَصِیرُ حِینَ نَظَرَ الی عِیسی عَلَیهِ السَّلامُ جازَهُ: بِسمِ اللهِ، بِصِحَّه یقینِ مِنهُ، فَمَشی عَلی الماءِ وَ خَطَرَ بِبالِه: فَما فَضلُهُ عَلَی؟ فقال(ع): سَقَطَ الرَّجُلُ فِی الماءِ قالَ لَهُ [عیسی علیه السلام]: ما قُلتَ یا قَصِیرُ؟ قالَ: قُلتُ: هذا رُوحُ اللهِ یمشی عَلی الماءِ وَ اَنا امشِی عَلی الماءِ! فَدَخَلَنِی مِن ذلِک عُجبٌ، فَقالَ لَهُ عِیسی: لَقَد وَضَعتَ نَفسَک فی غَیرِ المَوضِعِ الَّذی وَضَعَک اللهُ فِیهِ فَمَقَتَک اللهُ عَلی ما قُلتَ فَتُب الی اللهِ عَزّوجَلّ مِمّا قُلتَ، قالَ: فَتابَ الرَّجُلُ وَ عادَ الی مَرتَبَتِهِ الّتِی وَضَعهُ اللهُ فِیها، فَاتَّقُوااللهَ وَ لایحسِدَنَّ بَعضُکم بَعضاً.(۸۳)
طبق روایت گروهی از اصحاب ما از داود رقّی، او می­گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود: از خدا پروا داشته باشید که به همدیگر حسد ببرید، عیسی بن مریم را روش زندگی بر پایه گردش در جهان بود، در یکی از سفرهای خود بیرون شد و مرد کوتاه قدی از یارانش به همراهش بود که اغلب ملازم خدمت آن حضرت بود، و چون عیسی به دریا رسید از روی یقین درست، نام خدا برد و روی آب به راه افتاد، و چون آن مرد کوتاه به عیسی نگاه کرد که به روی آب راه رفت، او هم با یقین کامل نام خدا برد و بر روی آب به راه افتاد تا به عیسی(ع) رسید، [براثر عجب و حسد ورزیدن به عیسی] خود بینی او را فرا گرفت و با خود گفت: این عیسی روح الله است که به روی آب راه می رود و من هم مانند او به روی آب راه می روم، پس او را بر من چه برتری است؟
امام فرمود: به محض این اندیشه آن مرد به زیر آب رفت و عیسی را به فریاد خود طلبید و آن حضرت او را از زیر آب بیرون آورد. سپس به او فرمود: ای قد کوتوله! چه گفتی که زیر آب رفتی؟ در پاسخ گفت که: گفتم این روح الله است که روی آب راه می رود و من هم که روی آب راه می روم و عجب مرا گرفت، عیسی(ع) به او گفت: خود را به جایی بردی جز آن جایی است که خدایت قرارت داده است و خدا به خاطر این گفته تو از تو بدش آمد، از آن چه گفتی به درگاه خدا عزوجل توبه کن. امام فرمود: آن مرد توبه کرد و به مقامی که خدا به او داده بازگشت، سپس امام(ع) فرمود: از خدا بپرهیزید و به یکدیگر حسد نبرید.
عَن داوُدَ الرَّقی، عَن ابی عَبدِ اللهِ عَلَیه السَّلامُ قالَ: قالَ رَسوُلُ اللهِ صلی الله عَلَیهِ و آلِهِ وَ سَلّم: قالَ: اللهُ عَزَّوجَلَّ لِموسی بن عِمرانَ علَیه السلامُ: یا ابنَ عِمرانَ لاتَحسِدّنَّ الناسَ عَلی ما آتَیتُهُم مِن فَضلی وَ لا تَمُدنَّ عَینیک الی ذلک وَ لاتُتبِعهُ نَفسَک، فِانَّ الحاسِدَ ساخِطٌ لِنِعمی، صادٌ لِقِسْمِی الَّذی قَسَمْتُ بَینَ عِبادی، وَ مَن یک کذلِک فَلَستُ مِنهُ وَ لَیسَ مِنّی. (۸۴)
باز، به روایت داود رقّی از طریق امام صادق(ع) نقل شده که رسول خدا(ص) فرمود: خداوند متعال به موسی بن عمران(ع) فرمود:
ای پسر عمران! مبادا به مردم حسد بورزی، درباره آن چه من به آن ها داده ام از فضل خودم، چشمانت را به دنبال آن دراز مکن و دل خود را به دنبال آن روانه مکن، زیرا آن کس که حسد برد، نعمت مرا بد داشته و از آن قسمتی که من میان بنده هایم کردم جلو گرفته و هر که چنین باشد، من از او نیستم و او هم از من نیست.

باز در حدیث از امام صادق(ع) بر تفاوت میان حسد و غبطه (رقابت) تاکید شده، رقابت و غبطه ویژگی مومن و حسد ورزیدن از ویژگی منافقین معرّفی شده است:

عَن فٌضَیلِ بنِ عِیاض، عَن ابِی عَبدِاللهِ عَلَیه السَّلام قالَ: انَّ المُومِنَ یغبِطُ وَ لایحسِدُ وَ المُنافِقُ یحسِدُ وَ لایغبِطُ. (۸۵)
امام صادق(ع) فرمود: مومن غبطه می ورزد و رقابت سالم می کند ولی منافق حسد می ورزد و دشمنی می کند و نه غبطه.
عَنِ الصّادِق(ع): اِنَّ الحَسَدَ یاکُلُ الاِیمانَ کَما تَاْکُلُ النّارُ الحَطَبَ(۸۶).
از امام صادق(ع) روایت شده است که حسد ایمان را می خورد؛ چنان که آتش هیزم را.
عَنِ الصّادِق(ع): عَنْ اَبِیه(ع) قَالَ: لا یوْمِنُ رَجُلٌ فِیهِ الشُّحُّ، وَالحَسَدُ، وَالْجُبْنُ.
امام صادق(ع) از پدرش نقل نموده، که فرمود: مردی که در وجودش بخل، حسد و ترس باشد، ایمان ندارد.
قالَ النَّبِی(ص) ذَاتَ یومٍ لاَصْحابِهِ: اَلا اِنَّهُ قَدْ دَبَّ اِلَیکُمْ داءُ الاُمَمِ مِنْ قَبْلِکُمْ: وَهُوَ الْحَسَدُ، لَیسَ بِحالِقِ الشَّعْرِ، لکِنَّهُ حالِقُ الدِّینِ. (۸۷)
رسول خدا(ص) روزی به اصحابش فرمود: آگاه باشید! که بیماری ملت های پیشین به شما سرایت کرده است، و آن رشک و حسد می باشد، که موی را نسترد بلکه دین را بسترد.
قَالَ اَمِیرُ المُومِنینَ(ع): لَیسَ مِنْ اَخْلاقِ المُوْمِنِ المَلَقُ، وَلا الحَسَدُ الا فِی طَلَبِ العِلْمِ. (۸۸)
امیرالمومنین (ع) فرمود: مومن جز در جستجوی دانش؛ چاپلوسی نکند و حسد نورزد.
فی وَصیهّ الصّادِق(ع) لابی جَعفَرِ بنِ النّعمان الاحول: انَّ ابغَضَکم الَی المُتَرَنّسُونَ، المَشّائونَ بِالنّمائِمّ، الحَسَدَهُ لاخوانِهِم لَیسُوا مِنّی وَ لا انَا مِنهُمٌ، انَّما الیائی الذّینَ سُلَّمُوا الامرِنا واتّبِعوُا آثارَنا، وَاقتَدُوا بِنا فی کُلِّ اُمُوِرنا، قالَ(ع): وَ اللهُ لَو قَدَّمَ احَدَکُم مَلاَ الارضِ ذَهَبا عَلی اللهِ ثمَّ حَسَدَ مُومِناً لَکانَ ذلِکَ الذَّهَبُ مِمّا یکوی بِهِ فی النّارِ. (۸۹)
در وصیت و سفارش امام صادق(ع) به ابوجعفر نعمان احول آمده است: مبغوض ترین شما به نزد من، ریاست طلبها، و سخن چینانی هستند که به برادرانشان رشک می برند؛ آنها از من نبوده و من از آنها نیستم. حقیت این است که دوستان من کسانی هستند که به امر ما تسلیم گشته، و آثار ما را پیروی کرده و در تمام کارهای شان به ما اقتدا نمایند؛ آنگاه فرمود: به خدا قسم اگر یکی از شما به گنجایش زمین برای خداوند طلا فرستد و بعد بر مومنی حسد ببرد، بوسیله آتش با آن طلا وی را داغ کنند.
قالَ اَمیرُالمُومِنینَ(ع): الحَسَد آفَهُ الدّینِ، وَ الحِرصُ داعٍ الی التَّقَحُّمِ فی الذُّنوبِ، وَ هُوَ داعٍ الی الحِرمانِ. (۹۰)
امیرالمومنین(ع) فرمود: حسد آفت دین است، حرص (انسان را) به سوی غرقاب فنا می کشاند، و به ناامیدی و حرمان می خواند.
قال امیرالمومنین(ع): الحَسَدُ خُلقٌ دَنی وَ مِن دِنائِتِهِ اِنَّهُ مُوَکَّلٌ بِالاقَربُ فَالاقرَبِ.(۹۱)
امیرالمومنین(ع) فرمود: رشک بری، خویی پست است، و از فرومایگی و پستیش این که بر نزدیک و نزدیک تران موکل می شود.
قال امیرالمومنین(ع): الایمانُ بُریء مِنَ الحَسَدِ. (۹۲)
امیرالمومنین(ع) فرمود: ایمان و باور به خداوند؛ پاک و مبرا از رشک و حسد است.
قالَ عَلی(ع): طَهِّرُوا قُلُوبُکُم مِنَ الحَسَدِ فَاِنَّهُ مُضِنٌّ.(۹۳)
علی(ع) فرمود: دلهایتان را از رشک و حسد پاک کنید، زیرا که حسد (بیماری و مرضی) رنجورکننده است.
قَالَ عَلِی(ع): اَلْحَسُودُ دائمٌ السُّقْمِ وَانْ کانَ صَحیحَ الجِسْمِ. (۹۴)
علی(ع) فرمود: رشک برنده پیوسته در ناراحتی و رنج است و اگرچه بدنش سالم باشد.
قَالَ عَلِی(ع): الْحَسُودُ لا شَفاءَ لَهُ. (۹۵)
علی(ع) فرمود: رشک برنده تندرستی نبیند.
قَالَ اَمیرُ المُومِنینَ(ع): احْذَرُوا مِنَ الحَسَدِ فَاِنَّهُ یزْرِی بِالنَّفْسِ.(۹۶)
امیرالمومنین(ع) فرمود:بترسیدازحسدورشگ­که­آن شخص­را عیبناک می کند.
عَنْ اَبِی عَبْدِالله(ع) قالَ: کانَ اَبُوجَعْفَرٍ(ع) یقُولُ: عَظِّمُوا اَصْحابَکُمْ وَ وَقِّروُهُمْ وَلا یتَّهَجَّمُ بَعْضُکُمْ عَلی بَعْضٍ، وَلا تُحاسِدُوا، وَ ایاکُمْ وَالْبُخْلَ وَ کُونُوا عِبادَ اللهِ المُخْلِصِینَ. (۹۷)
امام صادق(ع) فرمود: پدرم ابوجعفر(ع) می فرمود: دوستان و یارانتان را بزرگ و موقّر دارید، و بعضی تان بر دیگری با ترشروئی برخورد نکرده، به همدیگر زیان نرسانید، بهم رشک مبرید، از بخل بدور، و بندگان پاک و خالص خدا باشید.
رُوِی اَنَّ مُوسی(ع) لَمّا تَعَجَّلَ الی رَبِّهِ رَای فِی ظِلِّ العَرْشِ رَجُلاً فَغَبَطَهُ بِمَکانِهِ قالَ: انَّ هذا لَکَریمٌ عَلی رَبِّهِ، فَسَاَلَ رَبَّهُ اَنْ یخْبِرَهُ بِاِسْمِهِ وَ قالَ: اُحَدِّثُکَ مِنْ عَمَلِهِ بِثَلاثٍ: کانَ لا یحْسُدُ النّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ، وَکانَ لایعِقُّ والِدَیهِ، وَلا یمْشِی بِالنِّمِیمَهِ.(۹۸)
گویند: چون حضرت موسی(ع) به سوی پروردگارش بشتافت، در سایه عرش مردی را بدید و به جایگاهش غبطه خورد، به خود گفت: این مرد به نزد خدایش ارجمند است. از خدای خود نام او را بپرسید؟ خداوند از نامش به موسی خبر نداده بگفت: از سه کارش به تو بازگویم: بدانچه که مردم از فضل خدای داشتند رشک نمی برد، عاق و نافرمان والدینش نبود، و سخن چینی نمی کرد.
قَالَ اَمیرَالمُوْمِنینَ(ع): مَنْ لَمْ یقْهَرْ حَسَدَهُ کانَ جَسَدُهُ قَبْراً لَِنفْسِهِ. (۹۹)
امیرالمومنین(ع) فرمود: حسودی که رشک خویش پنهان دارد، چون زنبور عسل است؛ که از دهان دوا ریزد، و بیماری بدرون نهان دارد.
قَالَ اَمیرَالمُوْمِنینَ(ع): حَسَدُ الصَّدِیقِ مِنْ سُقْمِ المَوَدَّهِ. (۱۰۰)
علی(ع) فرمود: رشک بردن به دوست از بیماری دوستی است.
قَالَ اَمیرَالمُوْمِنینَ(ع): اَلْحَسَدُ شَرُّ الامْراضِ. (۱۰۱)
امیرالمومنین(ع) فرمود: رشک و حسد، بدترین بیماری است.
قَالَ اَمیرَالمُوْمِنینَ(ع): اَلْعَجَبُ لِغَفْلَهِ الحُسّادِ عَنْ سَلامَهِ الاجْسادِ. (۱۰۲)
علی(ع) فرموده است: شگفتا حسدورزان از سلامت بدنها بی خبرند.
قَالَ اَمیرَالمُوْمِنینَ(ع): اَلْحَسَدَ لا یجْلِبُ الاّ مَضَرَّهً وَغَیظاً، یوهِنُ قَلْبَکَ وَیمْرِضُ جِسْمَکَ، وَشَرُّ ما اسْتَشْعَرَ قَلْبَ المَرْءِ الْحَسَدُ. (۱۰۳)
امیرالمومنین(ع) فرمود: رشک بری جز زیان و خشم به بار نیارد، دلت را سست و ناتوان، و جسمت مریض و بیمار کند، و بدترین چیزی که در دل مرد خطور نماید حسد است.
قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص): اَخْوَفَ ما اَخافُ عَلی اُمَّتِی اَنْ یکْثُرَ لَهُمْ المالُ فَیتَحاسَدُوَ وَیقْتَتِلُونَ.(۱۰۴)
رسول خدا(ص) فرمود: ترسناک ترین چیزی که بر امّتم بیم دارم، اینکه: مالشان زیاد شود و بهم رشک برده، یکدیگر را بکشند.
عَنْ اَبِی عَبْدِالله(ع) قَالَ: قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ: لِلْحاسِدِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: یغْتابُ اذَا غابَ، وَیتَمَلَّقُ اذَا شَهِدَ، وَیشْمِتُ بِالمُصِیبَهِ.(۱۰۵)
امام ششم(ع) فرمود: لقمان حکیم به فرزندش گفت: رشک برنده را سه نشانه است: چون غایب شود به غیبت افتد، وقتی حاضر گردد، چاپلوسی و تملّق کند، و در مصیبت شماتت می کند.
قَالَ اَمیرَالمُوْمِنینَ(ع): ما رَایتُ ظالِماً اَشْبَهَ بِمَظْلُومٍ مّنَ الحاسِدِ.(۱۰۶)
امیرالمومنین(ع) فرمود: حسدورزنده بواسطه بدیهایی(که به مردم می رسد) شادمان و مسرور، و به هنگام شادی (دیگران) پیوسته اندوهناک است.
قَالَ اَمیرَالمُوْمِنینَ(ع): یکْفِیکَ مِنَ الحاسِدِ اَنَّهُ یغْتَمُّ فِی وَقْتِ سُرُورِکَ.(۱۰۷)
امیرالمومنین(ع) فرمود: از حسود این مقدار کافی است بدانی که او به هنگام شادی تو غمگین است.
قَال رَسُولُ اللهِ(ص): عَلَیکُمْ بِاِنْجاحِ الحَوائِجِ بِکَتْمانِها فَاِنَّ کُلَّ ذِی نِعْمَهٍ مَحْسُودٌ.(۱۰۸)
رسول خدا(ص) فرمود: نیازهای مردم را در خفا و پنهانی برآورید، زیرا به هر صاحب نعمتی حسد برده می شود.
قَالَ عَلی(ع): ثَمَرَهُ الحَسَدِ شَقاءُ الدُّنْیا وَالآخِرَهِ.(۱۰۹)
علی(ع) فرمود: بدبختی دنیا و آخرت ثمره و نتیجه حسد است.
قَالَ عَلی(ع): اَلْحَسَدُ عَیبٌ فاضِحٌ، وَشُحٌّ فادِحٌ، صاحِبَهُ الاّ بُلُوغُ امالِهِ فِیمَنْ یحْسُدُهُ.(۱۱۰)
علی(ع) فرمود: حسد عیبی رسواگر و بخلی سنگین است، و دارنده خود را جز با رسیدن آرزویش در محسود (زوال نعمت او) شفا نمی دهد.
قَال رَسُولُ اللهِ(ص): اَقَلُّ النّاسِ لَذَّهً الحَسُودُ، وَاَقَلُّ النّاسِ راحَهً اَلْبَخِیلُ، وَاَبْخَلُ النّاس مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللهُ.(۱۱۱)
رسول خدا(ص) فرمود: حسود کمتر از همه مردم لذت می برد، و بخیل کمتر از همه مردم آسایش می گیرد، و بخیل ترین مردم کسی است که به واجبات خدا بخل بورزد.
عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ(ع) قالَ: لَمَا فَرَّبَاً ابْنا آدَمَ القُرْبانَ فَتُقُبِّلَ مِنْ اَحَدِهِما وَلَمْ یتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قالَ: تُقُبَّلَ مِنْ هابَیلَ وَلَمْ یتَقَبَّلْ مِنْ قابِیلَ، دَخَلَهُ مّنْ ذلِکَ حَسَدٌ شَدیدٌ وَبَغی عَلی هابِیلَ، وَلَمْ یزَلْ یرْصَدُهُ وَیتْبَعُ خِلْوَتَهُ حَتّی ظَفَرَ مُتَنَحِّیاً مِنْ آدَمَ فَوَثَبَ عَلَیهِ وَ قَتَلَهُ.(۱۱۲)
ابوجعفر امام باقر(ع) فرمود: چون فرزندان آدم قربانی خویش بیاوردند، و از یکی قبول، و از دیگری پذیرفته نگشت. فرمود: از هابیل قبول، و از قابیل پذیرفته نشد؛ بدین سبب حسدی سخت بر قابیل مستولی شده بر هابیل تعدّی نمود، و پیوسته در کمین او بود، و خلوتی می جست تا به دور از دیده آدم(ع) بر وی چیره شد، و بر وی پرید و او را کشت.

نظرات کاربران درباره کتاب گناه‌شناسی