فیدیبو نماینده قانونی نشر ماهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب صلحی كه همه‌‌ی صلح‌‌ها را بر باد داد

کتاب صلحی كه همه‌‌ی صلح‌‌ها را بر باد داد
فروپاشی امپراتوری عثمانی و شكل‌‌گيری خاورميانه‌‌ی معاصر

نسخه الکترونیک کتاب صلحی كه همه‌‌ی صلح‌‌ها را بر باد داد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب صلحی كه همه‌‌ی صلح‌‌ها را بر باد داد

صلحی که همه‌ٔ صلح‌ها را بر باد داد روایتی است از وقایعی که به فروپاشی امپراتوری عثمانی در طول جنگ جهانی اول انجامید و مایه‌ٔ تغییر اساسی در خاورمیانه شد و، بنا به عقیده‌ی نویسنده، به شروع جنگی دامن زد که همچنان ادامه دارد. این کتاب تنها به نقش اروپا در خاورمیانه نمی‌پردازد، بلکه تأثیر این دگرگونی در خود اروپا را نیز دربرمی‌گیرد. گاه خواننده را با خود به دل بیابان‌های شبه‌ جزیره‌ٔ عربستان می‌برد و با ماجراجویی‌های لارنس همگام می‌کند و گاه از اختلافات و مناقشات دولتمردان اروپایی در پایتخت‌ ها یشان پرده برمی‌دارد. می‌توان تاریخی را که این کتاب بدان پرداخته سِفر پیدایش قرن بیستم و خاورمیانه‌ی امروزی دانست. این کتاب در سال ۱۹۸۹ منتشر شد و به فهرست نهایی جایزه‌ی پولیتزر هم راه یافت.

ادامه...
  • ناشر نشر ماهی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.26 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۲۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب صلحی كه همه‌‌ی صلح‌‌ها را بر باد داد

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار

خاورمیانه ای که امروزه در عنوان های خبری نامش را می شنویم محصول تصمیمات متفقین در جنگ جهانی اول و پس از آن است. در صفحات آینده، قصد دارم این داستان پرشاخ و برگ را نقل کنم که چرا و چگونه ــ و با چه بیم ها و امیدها، عشق ها و نفرت ها، اشتباه ها و سوءتفاهم ها ــ این تصمیم ها گرفته شد.
گزارش های رسمی روس ها و فرانسوی ها از عملکردشان در خاورمیانه در آن زمان طبعا جنبه ی تبلیغاتی داشت. گزارش های رسمی انگلیسی ها ــ حتی خاطراتی که بعدها مقامات رسمی شان نوشتند ــ هم دور از حقیقت بود. انگلیسی هایی که سهم عمده ای در این تصمیم گیری ها داشتند روایتی از وقایع نقل می کردند که در بهترین حالت دستکاری شده و در بدترین حالت من درآوردی بود. آن ها می کوشیدند دخالت خود را در امور مذهبی مسلمانان پنهان کنند و چنین بنمایند که برای حفظ استقلال عرب ها به خاورمیانه آمده اند؛ آرمانی که در واقع هیچ باوری بدان نداشتند. وانگهی، «قیام اعراب»، که محور روایت آن ها را تشکیل می داد، بیش از آن که واقعا رخ داده باشد زاییده ی تخیل خارق العاده ی تامس ادوارد لارنس بود، آن راوی قصه های خیال انگیز که لاول تامس، شومن امریکایی، به «لارنس عربستان» مشهورش کرد.
ولی در چند دهه ی اخیر حقیقت ذره ذره از پرده بیرون آمده و اینک، با گشایش بایگانی های اسناد محرمانه و اوراق خصوصی، سرانجام بسان خورشیدی از پس ابر رخ نموده است. سال ۱۹۷۹ که کار تحقیق را شروع کردم، دیگر چنین به نظر می آمد که می توان حقیقت ماجرا را بازگفت. کتاب حاضر ثمره ی آن تحقیق است.
در دهه ی گذشته، بسیار در بایگانی ها گشته ام، نوشته ها را خوانده ام و یافته های پژوهش های تازه را همچون قطعات جورچینی گرد آورده ام تا تصویر را کامل کنم. غالب آن ها را نویسندگانی یافته اند که از آثارشان در پایان کتاب نام برده ام، اما خودم نیز به نکاتی رسیده ام: مثلاً این که «ترک های جوان»، در اول اوت ۱۹۱۴، برای ترغیب آلمانی ها به اتحاد چه کردند؛ یا این که فاروقی، مذاکره کننده ی عرب، چرا خطی در داخل خاک سوریه کشید و آن را مرز استقلال ملت عرب خواند.
پس شاید من نخستین کسی باشم که از سوءتفاهماتی پرده برمی دارد، یا دست کم توجه را به سوءتفاهماتی جلب می کند، که در ۱۹۱۶ به کشمکشی پنهان در درون دولت بریتانیا انجامید، کشمکشی میان سِر مارک سایکس، مسئول دفتر خاورمیانه در لندن، و رفیقش گیلبرت کلِیتون، رئیس اداره ی اطلاعات در قاهره. من پی بردم که سایکس و کلِیتون هیچ کدام سر از کار هم درنیاوردند. سایکس در مذاکرات آن سالش با فرانسوی ها نفهمیده بود که کلِیتون دقیقا چه کاری از او خواسته است. سایکس در نهایت ساده لوحی چنین می پنداشت که دارد خواسته ی کلِیتون را برآورده می کند، حال آن که کلِیتون شک نداشت که سایکس عمدا او را مایوس کرده است. چون کلِیتون هرگز در این باب چیزی به او نگفت، سایکس متوجه نشد که با همکارش اختلافی پیدا کرده است. از این رو، در ماه ها و سال های بعد، سایکس به غلط تصور می کرد هنوز با کلِیتون یکدل است، حال آن که کلِیتون بدل به مخالف سیاست او ــ و چه بسا خطرناک ترین مخالف آن ــ در دولت شده بود.
یکی از تلاش های اصلی ام این بوده است که از کاغذبازی ها ابهام زدایی کنم و امیدوارم که به مقصودم رسیده باشم. با این همه کوشیده ام صرفا به توضیح روندها و مراحل بسنده نکنم. کتاب حاضر بر آن است که از آنچه به طور کلی در خاورمیانه اتفاق افتاد چشم انداز وسیعی ارائه کند و نشان دهد شکل گیری خاورمیانه ی کنونی نتیجه ی سیاست های قدرت های بزرگ در سر بزنگاه بود، درست لحظه ای که امواج توسعه طلبی امپراتوری های اروپای غربی به نقطه ی اوج خود رسیدند و به اولین اثرات قدرتمند سدّی برخوردند که بنا بود آن ها را به عقب براند.
خاورمیانه ای که من می شناسم فقط مصر و اسرائیل و ایران و ترکیه و ممالک عرب آسیا را در بر نمی گیرد، بلکه کشورهای آسیای میانه و افغانستان را نیز شامل می شود: کل منطقه ای که بریتانیا از زمان جنگ های ناپلئون به بعد در آن جنگید تا مسیر هندوستان را از یورش های فرانسه و بعد روسیه در امان نگاه دارد، در فرایندی که به «بازی بزرگ» مشهور شد.
در پژوهش های دیگری که درباره ی جنگ جهانی اول و پیامدش در این منطقه انجام گرفته است معمولاً تنها به یک کشور یا حوزه ای کوچک پرداخته اند. حتی آن هایی که به سراغ کل سیاست های اروپایی در شرق عربی یا عثمانی رفته اند نیز فقط مثلاً به نقش بریتانیا یا نقش مشترک بریتانیا و فرانسه توجه کرده اند. من پیدایش خاورمیانه ی کنونی را در چارچوبی وسیع تر دیده ام؛ نتیجه ی آن «بازی بزرگ» قرن نوزدهم را هم در نظر گرفته ام و بنابراین روسیه را هم دارای نقش مهمی در داستان دانسته ام. تماما یا بعضا به سبب روسیه بود که کیچِنِر اتحاد بریتانیا با جهان عرب را پی افکند؛ نیز بدین سبب بود که بریتانیا و فرانسه، گرچه ترجیح می دادند امپراتوری عثمانی در منطقه باقی بماند، تصمیم به اشغال و تقسیم خاورمیانه گرفتند؛ از همین رو بود که وزارت خارجه ی بریتانیا رسما اعلام کرد از تاسیس کشوری برای ملت یهود در فلسطین حمایت می کند؛ و سرانجام در همین راستا بود که پس از جنگ، عده ای از دولتمردان انگلیسی احساس می کردند مکلفند جبهه ی مخالفت با بلشویسم پیکارجو را در خاورمیانه حفظ کنند. از این رو، تا جایی که من می دانم، این نخستین کتابی است که قصه ی خاورمیانه را در معنایی چنین وسیع روایت می کند؛ در بستر «بازی بزرگ» که روسیه هم در آن نقش مهمی دارد.
ضمن مطالعه ی کتاب خواهید دید که در داستان خاورمیانه اشخاص و شرایط و فرهنگ های سیاسی چندان اهمیتی پیدا نمی کنند، جز آن جا که من به خطوط و ابعادی اشاره می کنم که سیاستمداران اروپایی در تصمیماتشان نادیده می گرفتند. کتاب حاضر به روند تصمیم گیری می پردازد؛ و در سال های ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۲، تنها کسانی که دور میز می نشستند و تصمیم می گرفتند اروپایی ها و امریکایی ها بودند.
در این دوره، کشورها و مرزهای خاورمیانه را در اروپا پدید می آوردند. مثلاً عراق و کشوری را که اکنون اردن نام دارد انگلیسی ها اختراع کردند؛ مرزها را سیاستمداران انگلیسی، بعد از جنگ جهانی اول، در نقشه ای خالی کشیدند. حدود عربستان و کویت و عراق را یک کارمند دولت انگلیس در سال ۱۹۲۲ تعیین کرد و مرزهای میان مسلمانان و مسیحیان را فرانسه بین سوریه و لبنان، و روسیه بین ارمنستان و آذربایجان شوروی، کشید.
قدرت های اروپاییِ آن زمان بر آن بودند که باید نوعی نظام حکومتیِ مصنوعی در خاورمیانه به وجود آورند تا اساس موجودیت سیاسی آسیای مسلمان را تغییر دهند. از این رو، خاورمیانه به مجموعه ای از کشورهایی تبدیل شد که هنوز که هنوز است ملت نشده اند. شالوده ی حیات سیاسی در خاورمیانه، یعنی دین، را روس ها با کمونیسمشان و انگلیسی ها با ناسیونالیسم یا وفاداری دودمانی زیر سوال بردند. ایرانِ انقلابی در جهان تشیع و اخوان المسلمین در مصر و سوریه و سایر کشورهای سنی مذهب این قضیه را زنده نگه داشته اند. دولت فرانسه، تنها قدرتی که اجازه داد دین اساس سیاست ــ ولو سیاست فرانسه ــ در خاورمیانه باقی بماند، از فرقه ای در برابر دیگران حمایت کرد. بدین سان، این جا هم پرونده باز ماند و مناقشات فرقه ای در دهه های هفتاد و هشتاد لبنان را به خاک و خون کشید.
بر این باورم که سال ۱۹۲۲ نقطه ی بی بازگشتی بود که طوایف مختلف خاورمیانه در برابر یکدیگر صف آرایی کردند؛ از این رو، هیجان و جذبه ی خاص سال های مدنظر این کتاب ــ ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۲ ــ در آن است که این سال ها دوره ای سازنده و خلاق بوده که هر چیزی در آن ممکن به نظر می آمده (یا واقعا ممکن بوده) است، عصری که اروپایی ها منطقا ناسیونالیسم عرب و یهود را متحدان طبیعی یکدیگر می دیدند، زمانه ای که نه عرب ها بلکه فرانسوی ها دشمنان خونی جنبش صهیونیستی بودند، و دورانی که نفت نقش مهمی در سیاست های خاورمیانه نداشت.
ولی تا سال ۱۹۲۲، رفته رفته گزینه ها محدود و راه ها انتخاب شدند. خاورمیانه راهی را در پیش گرفت که به جنگ های بی پایان (مثلاً بین اسرائیل و همسایگانش، یا بین چریک های رقیب در لبنان) ختم شد و نیز به اقدامات روزافزون تروریستی (هواپیماربایی، سوءقصد، کشتارهای پیاپی) که به یکی از ویژگی های بارز حیات بین المللی در دهه های هفتاد و هشتاد بدل شد. این ها بخشی از آن میراث تاریخی اند که شرحشان در صفحات آینده خواهد آمد.
دو داستان در کتاب نقل می شود که بعد به هم خواهند پیوست. داستان اول با تصمیم لرد کیچِنر در ابتدای جنگ جهانی اول آغاز می شود: تقسیم خاورمیانه، بعد از جنگ، بین بریتانیا و فرانسه و روسیه. لرد به سِر مارک سایکس ماموریت می دهد روی جزئیات این تصمیم کار کند. سایکس را در سال های جنگ تعقیب می کنیم و می بینیم چگونه نقشه ی آینده ی خاورمیانه را آماده می کند. بعد از جنگ، نقشه تا حدود زیادی عملی می شود و در قالب اسنادی رسمیت می یابد که (اغلبشان) در سال ۱۹۲۲ تنظیم می شوند.
من ابتدا قصد نوشتن این داستان را داشتم. می خواستم نشان بدهم که اگر شماری از اسناد و تصمیمات سال ۱۹۲۲ را کنار هم بگذاریم ــ مثل اعلامیه ی آلنبی که استقلال صوری مصر را بنا نهاد، قیمومت فلسطین و گزارش چرچیل درباره ی فلسطین که اسرائیل و اردن از دل آن بیرون آمدند، معاهده ی بریتانیا که وضع عراق را مشخص کرد، قیمومت فرانسه بر سوریه و لبنان، نقش بریتانیا در احیای سلطنت شاهان مصر و عراق و ایجاد حکومت سلطنتی جدیدی در اردن کنونی، و تشکیل اتحاد شوروی که روسیه با آن توانست حکومتش را بر آسیای میانه از سر بگیرد ــ خواهید دید که مجموع آن ها را می توان حل و فصل مسئله ی خاورمیانه به شمار آورد. وانگهی، اقدامات سال ۱۹۲۲ (چون بیش تر اجزای آن حول و حوش همین سال شکل گرفت) نتیجه ی گفت وگوهای زمان جنگ سِر مارک سایکس با فرانسوی ها و روس ها برای رسیدن به توافقی بر سر تقسیم خاورمیانه میان خودشان بود. فرانسه اندکی کم تر از مقدار توافق شده به دست آورد و روسیه تنها اجازه یافت همان مقداری را که پیش از جنگ گرفته بود نگاه دارد. با این همه، اصلی که مشارکت آن را در تقسیم و اداره ی آسیای اسلامی مجاز می دانست محترم شمرده شد. در منطقه ی بریتانیا، همه چیز مطابق نقشه ی سایکس پیش رفت: بریتانیا، اغلب به شکل غیرمستقیم و در جایگاه قیم سلطنت های اسما مستقل عرب، قدرت را به دست گرفت و خود را حامی هر دو ناسیونالیسم عرب و یهود اعلام کرد.
افزون بر اثبات این نکته که در سال ۱۹۲۲ توافقی در خاورمیانه صورت گرفت، نشان خواهم داد که مخالفت ما با آن توافق (تا حدی که پس از بازنگری می توانستیم خاورمیانه ی جدید متفاوتی را طراحی کنیم) چنان نیست که اغلب می پنداریم. علت مخالفت ما این نیست که دولت بریتانیا در آن زمان نتوانست توافقی برقرار سازد که نیازها و خواسته های مردمان منطقه را برآورده سازد. نکته این جاست که آن ها اصولاً در پی چیز دیگری بودند. از نظر لرد کیچِنر و مامورش مارک سایکس، مسئله ی خاورمیانه از بیش از یک قرن پیش تغییری نکرده بود: مرز فرانسه باید در کجای خاورمیانه باشد و، مهم تر از آن این که، مرز روسیه را باید در کجای خاورمیانه کشید؟
این داستانی است که در آغاز می خواستم روایت کنم. اما در خلال نقل آن، داستان دیگری هم پدیدار شد: داستان این که چگونه بین سال های ۱۹۱۴ و ۱۹۲۲ اوضاع در بریتانیا عوض شد و دولتمردان و سیاستمداران انگلیسی تغییر عقیده دادند و در ۱۹۲۲، هنگامی که اجرای برنامه ی دگرگون سازی خاورمیانه را رسما به عهده گرفتند، دیگر باوری به آن نداشتند. ضمن نقل داستان خواهیم دید دولت بریتانیا، که در ۱۹۱۴ و ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ از حضور روس ها و فرانسوی ها در خاورمیانه ی بعد از جنگ استقبال می کرد، پس از جنگ به دولتی تبدیل شد که حضور روسیه را در خاورمیانه خطرناک و حضور فرانسه را در منطقه فاجعه بار می دانست. خواهیم دید همان کسانی که در ۱۹۱۷ طرفدار صهیونیست ها بودند، در ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ ضدصهیونیست شدند، و همان کسانی که سنگ نهضت عربی فیصل را به سینه می زدند، به زودی او را غیرقابل اعتماد و برادرش، عبدالله، را به شکل نومیدکننده ای نالایق دانستند. به ویژه خواهیم دید که بریتانیا دست به قمار استعماری و عظیمی در خاورمیانه زد که اگر هدفش دگرگون سازی خاورمیانه به سبک دگرگون سازی هندوستان بود، به ثمرنشستنش نسل ها به درازا می کشید. بریتانیا درست زمانی دست به این قمار زد که افکار عمومی بریتانیا خواهان کاهش تعهدات دولت در ماورای بحار بودند و دیگر علاقه ای به ماجراجویی های استعماری نداشتند.
احتمالاً بحران مدنیت سیاسی ای که خاورمیانه امروز گرفتار آن است صرفا ناشی از آن نیست که بریتانیا در ۱۹۱۸ نظم کهن منطقه را ویران کرد و در ۱۹۲۲ در باب نظم جدید آن تصمیم هایی گرفت. شاید عامل دیگر بحران مذکور این باشد که بریتانیا در سال های بعد دیگر به توافقی که خود در ۱۹۲۲ عهده دار اجرایش شده بود اعتقادی نداشت.
کتابی که قصد نگارش آن را داشتم بنا بود تنها به نقش اروپا در تغییر خاورمیانه بپردازد، اما حاصل کار چگونگی تغییر خود اروپا و تاثیر این دو دگرگونی بر یکدیگر را نیز در بر می گیرد.
لوید جورج، وودرو ویلسون، کیچِنر (فاتح خارطوم)، لارنس عربستان، لنین، استالین و موسولینی ــ مردانی که در شکل گیری قرن بیستم سهیم بودند ــ بازیگران اصلی کتاب حاضرند و هریک می کوشند جهان را مطابق رویای خود دگرگون سازند. اما چهره ی اصلی این کتاب وینستون چرچیل است که نبوغش محرک وقایع بود و صلابت شخصیت عظیمش بر رویدادها سایه می افکند و به آن ها حیات می بخشید.
چرچیل هم مثل لوید جورج، ویلسون، لنین، استالین و دیگران ــ همچنین مردانی از قبیل یان کریستیان اسموتس، لئو اِیمری و لرد میلنر ــ خاورمیانه را جزء لاینفک یا بوته ی آزمایشی برای جهان بینی خود می دانست. رویای این افراد در باب آینده ی خاورمیانه هسته ی اصلی تصور ایشان از قرن است. آن ها با شور و شوق بر این عقیده بودند که قرن بیستم آرمانی شان همچون ققنوسی از دل خاکستر جنگ جهانی اول برمی خیزد، یا باید برخیزد. از این دیدگاه، تاریخی که در صفحات آینده خواهد آمد سِفر پیدایش قرن بیستم و خاورمیانه ی امروز است.

بخش اول: در چهارراه تاریخ

فصل ۱: نفس های آخر اروپای کهن

یک
در اواخر بهار سال ۱۹۱۲، کشتی زیبای اینچَنترِس (ساحره) از بندر بارانی جنووا رهسپار سفری تفریحی در دریای مدیترانه شد، سفری بدون برنامه و زمان بندی. هرچه بیش تر به سمت جنوب می رفت، آسمان روشن تر می شد. طولی نکشید که کشتی مملو از نور گشت.
اینچَنترِس متعلق به دریاداری بریتانیا بود. تجهیزات مجللش هیچ کم از تجهیزات کشتی شخص شاه نداشت. حدود صد نفر خدمه داشت و ده دوازده نفر مهمان که از بریتانیا آمده و پس از اقامتی کوتاه در هتل ریتس پاریس به آن ها پیوسته بودند. یکی از آن ها نخست وزیر بریتانیا، هربرت اَسکوئیت، بود؛ دیگری دختر باهوش بیست و پنج ساله اش، وایولت؛ و سومی وینستون چرچیل، متولی غیرنظامی دریاداری، که چند عضو خانواده و همکار نزدیک همراهی اش می کردند. در این واپسین سال های خوش پیش از جنگ جهانی اول، جنگی که بنا بود خط بطلانی بر دنیای ایشان بکشد، آن ها جمع ممتازی بودند بهره مند از همه ی امتیازاتی که دنیا می شناخت.
وایولت خاطرات سفرش را می نوشت. در پمپئی، با دوستانش در «خیابان های دراز و سوت و کور و زیبایی» قدم زده بودند که در عصر رومی ها زندگی در آن ها موج می زد. او در خاطراتش نوشت که حالا این خیابان ها را علف برداشته است.(۱) در سیسیل، تا ویرانه های قلعه ی یونانی کهنی بالا رفتند و روی تکه سنگ های دیوارهای فروریخته نشستند و بین استوقدوس های وحشی و علف های هرز ناهار خوردند. بعد بالاتر رفتند و در میان ویرانه های آمفی تئاتری یونانی به تماشای فرونشستن آفتاب در دل دریا نشستند. آن وقت «میان آویشن های خودرو و وزوز زنبورها لم دادیم و دریا را تماشا کردیم که رنگ آبی اش سرخ فام می شد و بعد یشمی سرد، تا این که خورشید پایین رفت و ستاره ها بیرون آمدند»(۲).
حرکت های وضعی و انتقالی زمین ــ حرکت هایی که روز را شب می کنند و بهار و تابستان را پاییز و زمستان ــ در خاطرات وایولت از چشم اندازها و تلالوشان انعکاس یافته است. اما حس میرایی تمدن ها و ناپایداری قدرت ها بر گزارش سرمستانه ی او از سفر جوانانه اش به سرزمین های باستانی سایه نیفکنده است. پدر او بر مسند امپراتوری ای نشسته بود کم و بیش دو برابر امپراتوری روم در اوج قدرتش. شاید او می پنداشت که امپراتوری پدرش هم دو برابر امپراتوری روم عمر می کند.
نخست وزیرْ گردشگری پرشور بود که راهنمای بِدِکرش(۱) را زمین نمی گذاشت. او کلاسیسیست دوآتشه ای هم بود که یونانی و لاتین را راحت و با لذت می خواند و می نوشت. وینستون چرچیل، که سررشته ای از زبان ها و ادبیات کهن نداشت، مثل کودکی به او حسودی می کرد و می گفت: «این یونانی ها و رومی ها را زیادی بزرگ کرده اند. هنرشان فقط این بوده که همه چیز را پیش از دیگران گفته اند. من هم به اندازه ی آن ها چیزهای خوب گفته ام. ولی آن ها قبل از من بوده اند.»(۳)
وایولت می نویسد: «پدرم به او می گفت دنیا خیلی پیش از یونانی ها و رومی ها هم وجود داشته است، اما فایده ای نداشت.»(۴) نخست وزیر مرد روشنفکری بود و می دانست دیدگاه متخصصان تاریخ باستان هرگز منحصر به تمدن های اروپایی یونان و روم نیست. دانشمند امریکایی، جیمز هنری برِستید، نظریه ی پرطرفداری مطرح کرده بود بدین مضمون که تمدن معاصر ــ یعنی تمدن اروپا ــ نه از یونان و روم، بلکه از خاورمیانه سرچشمه گرفته است: از مصر و یهودیه، بابل و آشور، سومر و اکد. تمدنی که ریشه هایش به هزاران سال پیش می رسید، به پادشاهی های خاورمیانه که دیرزمانی پیش از میان رفته بودند، اینک به برتری جهانی ملت های اروپایی، آرمان ها و روش زندگی آن ها منجر شده بود.
در آن سال های نخست قرن بیستم که چرچیل و مهمانانش مسافر کشتی اینچَنترِس بودند، طبیعی بود که گمان کنند ملت های اروپایی، تا آن جا که چشم ذهن می تواند آینده را ببیند، همچنان نقش مسلط را در امور بین المللی خواهند داشت. همچنین عجیب نبود که تصور کنند غرب رسالت تاریخی خود را، که چیزی به تحققش نمانده بود، به زودی تکمیل خواهد کرد ــ تعیین سرنوشت سیاسی ملت های دیگر جهان. یکی از معدود مناطق مهم جهان که هنوز کار داشت خاورمیانه بود. قالب اجتماعی و فرهنگی و سیاسی خاورمیانه هنوز به شکل و شمایل مطلوب اروپایی ها درنیامده بود.
دو
خاورمیانه، در قرن نوزدهم، میدان رقابت حریفان در آن «بازی بزرگ» بود و بدین سبب اهمیت زیادی داشت. اما در سال های نخست قرن بیستم، که رقابت ها ظاهرا ختم شده بود، خاورمیانه دیگر نقشی حاشیه ای داشت. منطقه کلاً تبدیل به حیاط خلوت قدرت های اروپایی شده بود. گمان می رفت دیر یا زود اختیار آن را به دست خواهند گرفت و اکنون نیازی به عجله نیست.
کم تر فرد اروپایی از هم نسلان چرچیل می دانست یا اهمیت می داد که در امپراتوری های بی رمق سلاطین عثمانی یا شاهان ایران چه می گذرد. فقط اتفاقی مثل کشتار ارامنه به دست ترک ها صدای غرب را بلند می کرد، که آن هم بیش تر از کشتار یهودیان به دست روس ها نگرانی به وجود نمی آورد. سیاستمداران دنیادیده ای که در خلوت می گفتند کاری از کسی ساخته نیست، در جلوت از سلطان عثمانی می خواستند دست به اصلاحات بزند، همین و بس. دسیسه بازی های حقیر درباری، فساد مقامات رسمی، ائتلاف های ناپایدار طایفه ای و مردم بی حال و تن پرور اجزای تصویری بود که اروپاییان از این منطقه در ذهن داشتند. چیزی در این تصویر نبود که اهالی لندن و پاریس و نیویورک آن را در زندگی یا منافع خود موثر بدانند. البته برنامه ریزان در برلین منتظر گشایش راه آهن ها و بازارهای تازه در منطقه بودند، اما این ها هم صرفا جنبه ی اقتصادی داشت.(۲) سوداهایی که امروزه نظامیان و تروریست ها را به کشتن و کشته شدن در این منطقه وا می دارد ــ و توجه جهانیان را جلب می کند ــ آن زمان اصلاً وجود نداشت.
صحنه ی سیاسی خاورمیانه در آن زمان زمین تا آسمان با امروز تفاوت داشت. اسرائیل، اردن، سوریه، عراق و عربستان سعودی وجود نداشتند. بیش تر خاورمیانه قرن ها در قبضه ی قدرت سهل انگار و خواب آلود عثمانی بود. در امپراتوری عثمانی، تاریخ مثل هر چیز دیگری کند حرکت می کرد.
امروزه، در پایان قرن بیستم، سیاست در خاورمیانه یکسره متفاوت است و به بشکه ی باروت می مانَد. اصلی ترین نقش را در آفرینش این خاورمیانه ی جدید ــ گاهی ناخواسته ــ وینستون چرچیل بازی کرد که پیش از جنگ جهانی اول سیاستمداری بود جوان و سخت غیرقابل اعتماد، بدون کوچک ترین علاقه ای به آسیای مسلمان. تقدیر غریبی بارها چرچیل و خاورمیانه را سر راه یکدیگر سبز کرد که آثارش هنوز باقی است؛ برخی خطوط مرزی که همچون جای زخم بر سیمای خاورمیانه نشسته و یادگار آن برخوردها با چرچیل است.

«بعد از جنگی که به همه ی جنگ ها پایان داد، ظاهرا در پاریس به صلحی دست یافتند که همه ی صلح ها را بر باد داد.»

آرچیبالد وِیوِل
افسری که تحت امر ژنرال آلنبی در فلسطین خدمت کرده بود.

نظرات کاربران درباره کتاب صلحی كه همه‌‌ی صلح‌‌ها را بر باد داد

دراینکه این کتاب خواندنی است شکی نیست اما متاسفاته قیمت کتاب باعث میشود فقط نظرات دوستان را بشنوم وخشنود باشم که آنها این کتاب را خوانده اند موفق باشید.
در 4 ماه پیش توسط alireza rahimnejad
این کتاب بی‌نظیره؛ خواننده از اولین روزِ جنگ جهانی اول با زبان شیوا و بیان فصیح و دلنشین نویسنده همراه میشه و تا پایان جنگ و تقسیم غنایم از منظر تمام جبهه ها یعنی عثمانی، بریتانیا، فرانسه، روسیه، آلمان، ایتالیا و یونان با جنگ جهانی اول همراه میشه کتاب نگارش روان و ترجمه‌ی کاملا قابل قبولی داره به‌عنوان ساکنینِ خاورمیانه فعلی شناخت چگونگیِ شکل‌گیری این نظم فعلی در این منطقه برای تک تک ما واجبه، بعلاوه کتاب بسیاری از باورهای نادرست ما ایرانیان درباره اختلافات اعراب و اسرائیل، شکل‌گیری صهیونیسم، نقش بریتانیا در فروپاشی عثمانی، تشکیل کشورهای عراق، سوریه، عربستان را اصلاح خواهد کرد به‌شخصه از مطالعه این کتاب لذت بردم، و برای توصیه به تاریخ‌دوستان جزو اولین و بهترین گزینه‌ها قرار دادم به‌ تمام فیدیبویی‌های علاقمند به تاریخ تحولات خاورمیانه این کتاب رو توصیه می‌کنم
در 4 ماه پیش توسط mahla vafaei kiyan
من فکر میکنم ناشرانی که این قیمت را برای یک کتاب الکترونیکی می‌گذارند، هیچ درکی از این نوع کسب و کار ندارند. تحقیق کن ناشر عزیز
در 3 ماه پیش توسط a.p...rsa
علاقه زیادی به مطالعه کتاب در این زمینه دارم اما بسیار گران است.
در 4 ماه پیش توسط maryam s
بسیار گران! متاسفانه
در 3 ماه پیش توسط sab...sap
گرونه خیلی
در 3 ماه پیش توسط m.a...ni2
کتاب بسیار خوبی است و تاریخ جنگ جهانی اول است ولی نسخه الکترونیکی آن بسیار گران است
در 2 ماه پیش توسط حسن توحیدی
کسی با این قیمت می خره؟؟؟
در 3 ماه پیش توسط pou...eid
کتابهای فیدبیو به نسبت سایر اپلیکشن های فروش کتاب بسیار گران هستند و من سعی میکنم کتاب های الکترونیکی مشترک رو حتی المکان از اون منابع خریداری کنم. با توجه به این قیمت بنظرم خرید نسخه کاغذی کتاب به صرفه تر هست. کاش فیدبیو علت گرانی کتابها رو توضیح می داد، چون احتمالا به عنوان یک ناشر الکترونیکی دلایلی برای این امر دارند.
در 1 ماه پیش توسط فاطمه افتخاری
واقعا گرونه. چرا باید کتابی که هزینه چاپ و توزیع و کاغذ و.... نداره اینقدر گرون باشه. حتی با تخفیف? رنج قیمت کتابهای چاپی ۶۰۰ صفحه ای ۲۵تا ۴۰ تومن هست. اونم کتابهای تخصصی ...
در 3 ماه پیش توسط sky ashari