Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی کیمیا خاتون کتاب صوتی

کتاب صوتی کیمیا خاتون

نسخه الکترونیک کتاب صوتی کیمیا خاتون به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب صوتی کیمیا خاتون را رایگان بشنوید

نسخه نمونه کتاب صوتی کیمیا خاتون را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱۳,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب صوتی کیمیا خاتون

علاوه بر آثار مولانا که همیشه مورد توجه علاقهمندان به شعر و ادب فارسی بوده است؛ پژوهشگران و نویسندگان زیادی از داخل و خارج کشور به دنبال زندگی‌نامه‌ی و سیر تحولات درونی او هم بوده‌اند. کتاب‌های زیادی با موضوع زندگی اسطوره‌‌های جهان عرفان، مولانا و شمس تبریزی نوشته شده است که فروش خوبی هم داشته‌اند. اما این بار سعیده قدس، بخش ديگري از زندگي شمس و مولانا را در دل داستانی تاریخی با لایه‌های عاشقانه روایت کرده است. نویسنده در کتاب کیمیاخاتون زندگی دختر خوانده‌ی مولانا و نقش مهم او در زندگی شمس و مولانا را به تصویر می‌کشد. این رمان‌ در ایران با استقبال خوب مخاطب روبه‌رو شده و تا به امروز به چاپ چهل و یکم خود رسیده است.

خلاصه داستان کیمیاخاتون

مولانا جلال‌الدین بلخی بعد از مرگ همسرش، با زنی به نام كِراخاتون كه قبلا همسر محمد‌شاه ایرانی بوده است، ازدواج می‌کند. کِراخاتون از محمدشاه دو فرزند به نام كيميا خاتون و شمس الدين دارد. او بعد از ازدواج با مولانا به همراه دو فرزندش کیمیا و شمس الدین به خانه‌ی جلال‌الدین می‌آیند. مولانا هم دو پسر به نام های علاء الدین و بهاءالدین دارد که کیمیا و علاءالدین به همدیگر علاقه‌مند هستند.

بعد از گذشت چند سال از ازدواج کراخاتون و مولانا، شمس تبریزی وارد قونيه شهر سكونت مولانا مي‌شود، او شیخ زاهد شهر را از پای درس و منبر به مجلس سما و عرفان می‌برد و رابطه‌ی آن دو به دنبال يك اتفاق، به شکل مراد و مرید در مي‌آيد. شمس از بزرگترین عارفان عصر مولانا،  که 60 سال سن داشت بعد از دوره‌ای هجرت و بازگشت به قونيه، به كيمياخاتون دختر خوانده‌ي مولانا جلال الدين دل مي‌بندد و اورا از مولانا خواستگاري مي‌كند. مولوي پیشنهاد ازدواج را قبول مي‌كند و قول دخترش را به شمس که حالا مراد اوست مي‌دهد، این خواستگاری شمس باعث دل‌آشوبی و گریه و زاری اهل حرم می‌شود، هیچکس جز خود مولانا به این وصلت راضی نیست. اما کیمیا در آخر به دلایلی راضی به ازدواج با شمس می‌شود و این نقطه شروع داستان کیمیاخاتون و رنج‌های است.

کیمیاخاتون، از واقعیت تا تخیل

شاید در نگاه اول خواننده به این موضوع فکر کند که آیا شخصیت کیمیا زاییده ذهن نویسنده است یا در حقیقت چنین شخصی در زندگی مولانا وجود داشته است؟! در همه‌ی قسمت‌های كتاب كيمياخاتون، سعیده قدس سعي كرده است با توجه به علاقه و مقبولیت ایرانیان نسبت به دو شخصیت مولانا جلال الدین  و شمس تبریزی و ضمن اداي احترام و وفاداري خود نسبت به دو عارف شاعر، حقیقت را روایت کند. همان‌طور كه خود در مقدمه كتاب گفته است از منابع مختلفی در كتابخانه‌هاي ملي و معتبر و كتابخانه‌ي گنج بخش پاكستان استفاده کرده و به زندگی این دو شاعر ورود كرده  است. او از دل اسناد و داستان‌ها، شخصيت كيميا را پیدا کرده است و پرده از اسرار زندگی او برداشته است. اما با نگاه به اسناد و مدارک موجود می‌توان از حضور کیمیا در داستان واقعی شمس و مولانا مطمئن شد. به عنوان مثال در كتاب معروف «پله پله تا ملاقات خدا» اثر «دكتر عبدالحسين زرين‌كوب» اشارات خاصي به اين موضوع شده است: «در گذر شتاب‌آلود و پرهيجان اين سال‌ها بود كه گوهرخاتون زوجه‌ي مولانا درگذشت و مولانا چندي بعد خود را به تجديد فراش ناچار يافت. كراخاتون قونَوي كه از شوهر سابق خود، نامش شاه محمد، فرزندي به نام شمس‌الدين يحيي و دختري هم كه پرورده‌ي او بود و به ظاهر او را نيز از شوهر سابق داشت. درهمين ايام با او به حرم مولانا وارد شد و به زودي مورد علاقه‌ي پسر كوچك مولانا علاالدين قرار گرفت. اين دختر كيميا خاتون نام داشت و علاقه اي كه علاالدين به او پيدا كرد معصومانه و ناشي از توافق در سن و احوال روحي بود». البته نویسنده در این رمان تاریخی از خیال‌پردازی قوی و موثری برای پیشبرد داستان خودش استفاده کرده است. نوع روایت کتاب به شکلی است که خواننده متوجه عمق غم و حزن در پایان آن خواهد شد.

سعیده قدس در داستان کیمیا خاتون ضمن ارائه جنبه‌هایی از زندگی شمس و مولانا و آن‌چه در زندگی شخصی مولانا می‌گذرد، به خوبی زندگي يك زن جوان را که به اجبار باید ازدواج کند، نشان می‌دهد. این زن نمونه‌ای از زنان جامعه‌ای است که هيچ اختياري از خود نداشته و از كارها و قابليت و توانايي‌هایی که داشته‌اند منع مي‌شدند. کتاب صوتی کیمیا خاتون در سایت و اپلیکیشن فیدیبو قابل خرید و دانلود است.

نقدی بر کتاب کیمیا خاتون

کتاب کیمیا خاتون، فضایی شاعرانه و رمانتیک دارد. در پشت جلد کتاب نقدی از «ماهنامه جهان کتاب» آورده شده است که درباره‌ی کیمیاخاتون این‌گونه سخن گفته است: «... نویسنده در این رمان تلاش می‌کند نهایت وفاداری خود به تاریخ و دین خود را نسبت به شخصیت‌های به شدت مقبول و اسطوره‌گون ادا کند... هرچند برخورد نویسنده با تاریخ به رغم توجه به درستی و دقت در منابع تاریخی که حکایت از اشراف او بر منابع تاریخی دارد، در بسیاری موارد، مانع تخیل آزادی وی نیست؛ به خصوص هنگامی که نویسنده به شخصیت کیمیا می‌پردازد و از تخیلی پویا استفاده می‌کند. در جایی که تاریخ به نفع داستان عقب می‌نشیند. حظ خواندن داستان دوچندان می‌شود... مشاهده می‌کنیم که با رمان‌های تاریخی متفاوت با رمان‌های تاریخی موجود مواجهیم... اما مهم‌ترین امتیاز این رمان نسبت به رمان‌های تاریخی موجود، آشنایی‌زدایی از یک موضوع مالوف تاریخی و نیز شکل و ساختار در آمیزی تکنیک‌های روایی سنتی و مدرن و شیوه پرداخت رمان است... اما نگاه رمان مدرن امروز دور از قداست‌ها و توهم ها به طور مستقیم فردیت فرد را نشانه می‌رود...»

درباره‌ سعیده قدس

سعيده قدس متولد سال 1330 است. رمان تاريخي «كيميا خاتون» اولين رماني است كه از او در نشر چشمه منتشر شده است. این کتاب در ایران فروش بالایی داشته است و اخیرا به چاپ چهل و چهارم خود رسیده است.

رمان «کیمیا خاتون» اولین‌بار در سال ۱۳۸۳ منتشر شد، و 12 ماه در صدر کتاب‌های پرفروش کشور قرار گرفت. بعد از آن به فاصله‌ی کمی، به زبان ترکی برگردانده شد و درکشور ترکیه هم در فهرست آثار پرفروش جای گرفت. این اثر پس از کسب جایزه‌ی کتاب سال پروین اعتصامی در سال ۲۰۰۵، در سال ۲۰۱۱ به زبان انگلیسی ترجمه شد.

خانم قدس در رشته جغرافيا تحصیل کرده است و داراي مدرك كارشناسي ارشد در رشته برنامه‌ريزي شهري است. او به زبان‌هاي آلماني و انگليسي هم تسلط دارد. خانم قدس در مصاحبه‌ای درباره‌ی کتاب کیمیاخاتون گفته‌ است که نوشتن اين كتاب يك حادثه بوده است؛ او در مولتان پاكستان به مكاني برخورده بود كه به اعتقاد اهالي آن منطقه اين مكان محل دفن شمس تبريزي بوده است و آنها مزاري براي شمس تبريزي ساخته بودند. خانم «آنه ماري شيمل» محقق و مولوی‌شناس آلمانی گفته بود که شمس مزاري ندارد و «مقام شادت» او چاهي در تركيه است. اين دو روايت مختلف با وجود بعد مسافتی كه از تركيه تا پاكستان وجود داشت، سعیده قدس را ترغیب کرد تا درباره‌ی شمس و زندگي او مطالعه‌اي را شروع كند .او در ادامه مصاحبه‌اش اضافه کرد، زمانی که در کتابخانه‌ی گنج بخش پاکستان به دنبال اطلاعات و منابعی از زندگی شمس بوده است به کشف بیشتر از زندگی این مرد گمشده علاقه‌مند می‌شود.

نویسنده در حین تحقیق خود در کتابخانه‌های پاکستان و ترکیه مسئله ديگري هم ناگهان ذهنش را به خود مشغول می‌کند و آن وجود کیمیا، دخترخوانده جلال الدین مولانا است. خانم قدس به شدت علاقه‌مند می‌شود تا بیشتر درباره‌ی کیمیاخاتون و تاثیر نقش او در زندگی شمس و مولانا تحقيق کند، که نتیجه‌ی آن کتاب پرفروش کیمیاخاتون شده است. جالب است بدانید خانم سعیده قدس «موسس خیریه محک» برای نجات کودکان سرطانی است.

در قسمت‌هایی از کتاب کیمیاخاتون می‌خوانیم

حال و روزش زار بود و آرزوی مرگ می‌کرد و فرزند شیرخواره را به دایه و دختر جوانش سپرده بود. فقط گریه می‌کرد و سؤالش از درگاه خداوند این بود که کدام ناشی‌گری سبب نزول چنین بلائی در کاشانه اش شده است. او که با خوب و بد و کم و زیاد آن خانه ساخته بود. او که شوهرش را پس از خدا می‌پرستید. او که جز آبرو چیزی از خدا نخواسته بود. پس این چه غوغایی است؟ چه فضاحتی است؟ چرا کوس رسوائی خاندانشان را بر سر بازار می‌زنند؟ چرا شایعه جنون ناگهانی شوهرش برای مردم از وحی منزل هم باور کردنی تر شده است؟ چرا شوهرش او را از دیگران مستثنی نکرده است و به خلوت راه نداده است؟ حتی حالش را هم خوب جویا نشده است؟ کاش می‌مرد. کاش همان روز مرده بود که می‌رفت از شدت درد زایمان همه اجزایش از هم بگسلد. همان روز که همه تنش دهانی شده بود و فریاد می‌کشید، اما حق درد ادا نمی‌شد. چه قدر آن درد در برابر این درد ناچیز بود. به راستی کاش همان روز مرده بود و چنین روزی را نمی‌دید. او و شیخ باهم شش فرزند داشتند که می‌بایست به سامان می‌رسیدند. حالا او با دو کودک شیر به شیر و خیلی از زنان پیر درمانده که چشم به دست او دوخته بودند، در آن بی کسی و بی آبرویی، با سرپرستی غافل که می‌گفتند مجنون شده است، توی آن شهر خراب چه باید می‌کرد؟ کاش هرگز دوباره ازدواج نکرده بود.

مشخصات کتاب صوتی کیمیا خاتون

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی کیمیا خاتون

نمونه صوتی رو گوش کردم واقعا راوی افتضاحه شاید داستان خوب باشه ولی حتی یه لحظه هم نمیتونم مدل خوندن و صدای این راوی رو تحمل کنم
در ۲ سال پیش توسط bita mirbabaee ( | )
هنوز خود کتاب رو نشنیدم اما نمونه صوتی رو گوش دادم ببینم چطوره حس کردم سنگ پا به صورتم میکشند! شیوه روایت بسیار آزار دهندس.
در ۲ سال پیش توسط نازنین ( | )
لطفا از این راوی برای هیچ کتابی استفاده نشود
در ۱ سال پیش توسط anna naseri ( | )
سلام صدای روای کشدار ، حماسه گون و کشنده و کسل کننده و فاجعه بود از خرید کتاب صوتی منصرف شدم ای کاش صدای بهتری جایگزین شود
در ۱ سال پیش توسط son...h99 ( | )
دیدی که این کتاب نسبت به شمس و مولانا داشت اصلا برام باور کردنی نبود. شمسی که اونطور غرق در خدا هست یه دختر رو بی دلیل بزنه؟ به نظرم بیشتر میخواست اعتراض به نظام مردانه رو تو این کتاب بیان کنه تا سرگذشت کیمیا خاتون.
در ۲ سال پیش توسط نیما ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ۶
  • ۷
  • بعدی ›
  • آخرین ››