فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آموزش عالی در گسترۀ تاريخ و تمدن اسلامی

کتاب آموزش عالی در گسترۀ تاريخ و تمدن اسلامی

نسخه الکترونیک کتاب آموزش عالی در گسترۀ تاريخ و تمدن اسلامی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آموزش عالی در گسترۀ تاريخ و تمدن اسلامی

بررسی و مطالعۀ گذشتۀ «آموزش عالی» به عنوان منبع فیاض و الهام‌بخش نهاد آموزش که سرچشمۀ همه کمالات بشری است و در طول تاریخ‌ پر‌فراز و نشیب خود، به ویژه در دوران طلایی فرهنگ و تمدن اسلامی‌، با الهام از منبع پر نور الهی و نمودهای مادی و معنوی آن، از طریق تربیت دانشمندان و نخبگان بزرگ مسلمان به تأثیرگذاری پرداخته، از اهمیت ویژه‌ای برای بهره‌گیری در دوران معاصر برخوردار است. تاکنون مقالات و کتابهای مختلفی در زمینۀ آموزش و نهادهای آن در تاریخ مسلمانان ارائه شده است که هر کدام جنبه‌هایی از آن را بررسی کرده و در جای خود ارزشمند و قابل بهره‌برداری­اند؛ لکن جای مطالعه و پژوهشی که ضمن پرداختن به جنبه‌های تاریخی آموزش، به گذشتۀ آموزش عالی در دوران اسلامی پرداخته و با نگرشی کل­نگر و همه­جانبه، آن را به نقد و تحلیل بکشاند، خالی بود؛ به ویژه که انگیزۀ این بررسی، به دست آوردن رهیافتها و راهکارهایی برای استفاده در تعریف و پی­افکنی طرح دانشگاهی با ویژگی­های اسلامی و در عین حال روزآمد باشد. لذا این تحقیق در این راستا صورت پذیرفته که در نوع خود، بدیع و قابل تأمل است.

ادامه...
  • ناشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.06 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آموزش عالی در گسترۀ تاريخ و تمدن اسلامی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

بررسی و مطالعه گذشته «آموزش عالی» به عنوان منبع فیاض و الهام بخش نهاد آموزش که سرچشمه همه کمالات بشری است و در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود، به ویژه در دوران طلایی فرهنگ و تمدن اسلامی ، با الهام از منبع پر نور الهی و نمودهای مادی و معنوی آن، از طریق تربیت دانشمندان و نخبگان بزرگ مسلمان به تاثیرگذاری پرداخته، از اهمیت ویژه ای برای بهره گیری در دوران معاصر برخوردار است.
تاکنون مقالات و کتابهای مختلفی در زمینه آموزش و نهادهای آن در تاریخ مسلمانان ارائه شده است که هر کدام جنبه هایی از آن را بررسی کرده و در جای خود ارزشمند و قابل بهره برداری­اند؛ لکن جای مطالعه و پژوهشی که ضمن پرداختن به جنبه های تاریخی آموزش، به گذشته آموزش عالی در دوران اسلامی پرداخته و با نگرشی کل­نگر و همه­جانبه، آن را به نقد و تحلیل بکشاند، خالی بود؛ به ویژه که انگیزه این بررسی، به دست آوردن رهیافتها و راهکارهایی برای استفاده در تعریف و پی­افکنی طرح دانشگاهی با ویژگی­های اسلامی و در عین حال روزآمد باشد. لذا این تحقیق در این راستا صورت پذیرفته که در نوع خود، بدیع و قابل تامل است.
اکثر مدیران، برنامه ریزان، تصمیم گیران، کارشناسان، معلمان و استادان را کسانی تشکیل می دهند که به نحوی از حوزه های علوم دینی یا از دانشگاهها فارغ­التحصیل شده اند و هر چه زمان به جلو می رود، آینده بیشتر در دست فارغ­التحصیلان حوزه و دانشگاه قرار خواهد گرفت. این فارغ التحصیلان بر اساس یافته ها و آموخته های خود از دوران تحصیل، به برنامه ریزی، تصمیم گیری، تدریس یا ارائه خدمات دیگر و اداره امور، می پردازند. این مطلب نقش اساسیِ نهاد حوزه و آموزش عالی را در اداره امور، بسیار واضح می نمایاند.
از طرفی، امروزه مجامع بین المللی علمی، ارتباط تنگاتنگ آموزش عالی با نظام ارزشی هر جامعه را پذیرفته اند و رسالت های کلاسیک آموزش عالی را مورد بازنگری قرار داده و از تعالی فکری و فرهنگی انسانها و از به سر آمدن دوران رشد و تکاثر مادی سخن به میان آورده اند؛ به نحوی که اگر دانشگاهها نسبت به مبانی ارزشی جامعه، تحولات مستمر در شرایط بین المللی و موج فروپاشی ارزشهای مادی و روی آوردن جوامع جدید به ارزشهای انسانی، بی­تفاوت و بی­توجه مانده و در قید وظایف سنتی خود باقی بمانند، بقای خود را مورد سوال قرار داده اند.
هم زمانی این موجِ توجه به مبانی ارزشی در دانشگاههای جهان با تحقق انقلاب اسلامی در ایران که خود منادی حاکمیت ارزشها است، حائز اهمیت است و می تواند دانشگاههای ایران را از حیث تجدید نظر در رسالتهای کلاسیک و ایجاد تحولِ هم­راستا با مبانی ارزشی جامعه، در مسیر بسیار مطلوبی قرار دهد.
ارزشهای حاکم بر جامعه ایران، همان ارزشهای اسلامی است که با تحقق جمهوری اسلامی و استقرار قانون اساسی آن، ظهور و حضور محسوس تر خود را در همه صحنه ها فراهم کرده است.
اگر قرار باشد فارغ­التحصیلان دانشگاهها صحنه گردان جلوه های مختلف اجتماعی کشور باشند، تنها در صورتی خواهند توانست جامعه را در مسیر اهداف اسلامی سوق دهند که این دانشگاهها با الهام از ارزشهای اسلامی به کار خود ادامه دهند و در تمام ابعاد، متاثر از مبانی اسلامی باشند و هدف خود را همسو با اهداف اسلامی تعیین کنند.
آموزش عالی ایران، قبل از تاسیس دارالفنون با پس از راه اندازی آن، از حیث ماهوی و اهداف و نیز به لحاظ شکل و ساختار و ابعاد دیگر، تفاوت اساسی دارد.
قبل از دوران جدید، در مقاطعی آموزش عالی در ایران اسلامی، آن چنان درخشش داشت که دنیای علم و فرهنگ معاصر خود را تحت تاثیر قرار داده بود. اما متاسفانه در دوره اخیر، پایه­گذاری آموزش عالی جدید بر اساس شاخصها و مولفه های آموزشی انقلاب صنعتی و فرهنگ خارجی و غربی و بدون توجه به عناصر درونی فرهنگ اسلامی و ملّی صورت پذیرفت. لذا ماهیت و اهدافی متفاوت با قبل از آن یافت و شکل و ساختاری دیگر پیدا کرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی، ضرورت ایجاد تحول در نظام آموزش عالی به عنوان محور استقلال فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی میهن اسلامی در ابعاد مختلف مورد توجه قرار گرفت. برنامه ریزی ها و اقدامات با رهبری و هدایت بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی(ره) آغاز شد. ایشان با طرح ارتباط دانشگاه با حوزه و تاکید بر نقش آنها در شکل گیری آرمانها و ارزشهای جامعه، ضرورت تحول آموزش عالی را محور قرار داده، چنین مطرح فرمودند: «استقلال یک ملت، بسته به این دو قشر است؛ قشر روحانی و قشر دانشگاهی، و اینها مغز متفکر یک ملت هستند.» همچنین فرمودند: «ما اصرار داریم به اینکه دانشگاه که مغز متفکر یک ملت است باید از وابستگیهای شرق و غرب کنار برود.... دانشگاهی می خواهیم که ما را از وابستگیها خارج کند.... می خواهیم دانشگاهی داشته باشیم که بعد از چند سال دیگر، تمام حوائج خودمان را خودمان تحصیل کنیم.»
برای تحقق این آرمان، امام خمینی(ره) در پیام نوروزی سال ۱۳۵۹ فرمودند: «باید انقلابی اسلامی در تمامی دانشگاههای سراسر ایران به وجود آید.» این رهنمود رهبر کبیر انقلاب، سرآغازی برای انقلاب فرهنگی در دانشگاهها بود که با تلاش همگانی دانشجویان و استادان مسلمان و مومن به انقلاب از خرداد همان سال شروع شد. اما با شروع جنگ تحمیلی عراق، فرایند انقلاب فرهنگی دچار مشکل گردید.
از سال ۱۳۷۴ رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای که زمینه را برای حرکت مجدد انقلاب فرهنگی مناسب می دیدند، در ملاقات ۲۷ /۴/ ۷۴ وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی، خواستار تلاش جدی در جهت تحقق آرمان اسلامی کردن دانشگاهها شدند. از آن تاریخ تاکنون، حرکتهای مختلفی شروع شده که از آن جمله آغاز مطالعات و تحقیقات علمی در این زمینه است.
به منظور تامین این نیازِ علمی و فرهنگی، مطالعاتی آغاز شد تا عوامل موثر در ایجاد تحول اسلامی در دانشگاهها را بررسی کند. از جمله اهداف کاربردی این طرح مطالعاتی، عبارت اند از:

ـ شناسایی دانشگاه آرمانی اسلام و تبیین وضع مطلوب از طریق: بررسی تاریخچه، سیر تکوینی، فلسفه و اهداف و ویژگیهای آموزش عالی از صدر اسلام تاکنون؛
ـ بررسی و شناسایی راهبردها و خط مشی های لازم برای ایجاد تحول اسلامی در دانشگاهها.
در واقع، هدف این مطالعه، بهره گیری از تجارب دوران مجد و شکوفایی علمی و فرهنگی کشورهای اسلامی در زمانی است که مسلمانان، پرچم دار دنیای دانش و پیشتاز جهان در عرصه فلسفه، علم، هنر و سایر معارف بشری بودند.

شناسایی عوامل موفقیت مراکز علمی جهان اسلام در طول تاریخ و دلایل رکود و سستی بعدی آنها، از اهداف دیگر این طرح است.
در این مطالعه، از روش توصیفی و روش تحلیلی ـ اکتشافی استفاده کرده و اطلاعات را به شیوه کتابخانه ای از طریق اسنادی ـ تاریخی بر اساس منابع معتبر گردآوری کرده ایم.
گستره زمانی تحقیق، به وسعت تاریخ اسلام است؛ اما به لحاظ مکانی، تنها چند منطقه اصلی از نقاط بیشمار جغرافیای مسلمین را در بر می گیرد.
در این مطالعه و تحقیق، ارزیابی فرضیاتی از این قبیل مدنظر قرار گرفته است:

ـ آموزش عالی اسلامی در دوران طلایی خود بر مبنای راهبردها و برنامه­ریزی خاص، حرکت خود را آغاز کرده و ادامه داده است؛
ـ فلسفه، اهداف، راهبردها و ویژگیهای آموزش عالی دوران شکوفایی علمی مسلمین، قابل شناسایی و بهره برداری برای احیا و پی­افکنی آموزش عالی پویا در دوران حاضر است.

همچنین این نوشتار در پی آن است که به مجموعه ای از پرسشها در زمینه تاریخ آموزش عالی و پژوهش در میان مسلمانان از صدر اسلام تا دوران اخیر پاسخ گوید. پرسش اصلی این است که: این مقوله چه سیری طی کرده و تطوّر و تحوّل آن چگونه بوده است؟
برخی دیگر از سوالاتی که این مجموعه در صدد پاسخگویی به آنها است، می توان چنین مطرح کرد:

۱. آغاز آموزش و آموزش عالی در اسلام از چه زمانی بوده و ابتدا در چه مکانهایی صورت می گرفته است؟
۲. آیا جنسیت افراد و همچنین تفاوتهای فرقه ای در آموزشهای عمومی و تحصیلات عالی دخالتی داشته است؟
۳. مکان آموزش و پژوهش در تاریخ اسلام چه تحولاتی را طی کرده و مهم ترین مراکز آن چه بوده و چه خصوصیاتی داشته است؟
۴. مسلمانان به چه دانشهایی اهتمام داشته اند و این علوم در مقایسه با مراکز علمی غیر مسلمین چه تفاوتها و پیشرفتهایی داشته است؟
۵. فلسفه، اهداف و ویژگی های آموزش عالی در مقاطع حساس تاریخ اسلام چه بوده است؟
۶. ساختار تشکیلاتی و مدیریت و گردش امور در نهادهای آموزش عالی دوران شکوفایی علمی مسلمین به چه صورت بوده است؟

لازم به توضیح است که مجموعه سیزده گفتار حاضر، شامل دوازده مقاله از محققان و نویسندگان حوزه و دانشگاه به ترتیب زیر است. ضمناً پس از دریافت هر مقاله از محققان و استادان محترم توسط اینجانب، مطلب با توجه به معیارها و چارچوب خاص، مورد مطالعه قرار گرفته و اصلاحات و اضافات لازم با مشورت مولف صورت پذیرفته و سپس در مجموعه گردآوری شده است.

گفتار ۱: نگاهی به آموزش در مساجد؛
گفتار ۲: آموزش عالی در منازل و مکانهای خصوصی؛
گفتار ۳: بیت­الحکمه و دارالعلم ؛
گفتار ۴: آموزش عالی زنان؛
گفتار ۵: مراکز آموزش عالی پزشکی در جهان اسلام؛
گفتار ۶: هزار سال آموزش عالی در الازهر؛
گفتار ۷: مدارس نظامیه؛
گفتار ۸: مدرسه بزرگ مستنصریه؛
گفتار ۹: رصدخانه مراغه؛
گفتار ۱۰: دانشگاه بزرگ ربع رشیدی و شهرک علمی­ ـ تحقیقاتی آن؛
گفتار ۱۱: نگاهی تاریخی و تحلیلی به حوزه علمیه قم؛
گفتار ۱۲: پشتوانه های مالی نهادهای آموزشی در تاریخ اسلام.
گفتار سیزدهم نیز در پایان مجموعه به رهیافتها و پیشنهادها اختصاص یافته است.

انتظار می رود در صورت تحقق سایر اهداف این مطالعه، بر اساس مقایسه بخشهای مختلف مطالعاتی، بتوان به راهکارهایی مبتنی بر پژوهش علمی در ایجاد تحول اسلامی در دانشگاهها دست یافت.

پیشگفتار

مطالعات مجموعه حاضر با حمایت و نظارت معاونت آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از اواخر سال ۱۳۷۵ در زمان تصدی آقای دکتر علی اکبر صالحی آغاز شد و در دوره معاونت آقای دکتر جعفر توفیقی ادامه و پایان یافت؛ اما انتشار آن مقدور نشد. ضمناً در طول این مدت بهره های فراوانی از نظرات ارزشمند و راهنمائی های آقایان دکتر محمد باقر غفرانی و دکتر جعفر کیوانی قمصری، از مسئولان محترم آن حوزه، برده شد. در سال ۱۳۸۶ با راهنمایی آقای دکتر مصطفی عباسی مقدم و بذل مساعی آقای دکتر محمدباقر خرمشاد، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و نیز پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در حوزه آن معاونت، این مجموعه پس از بازنگری به زیور طبع آراسته شد. در ضمن به منظور بهره گیری بیشتر از نتایج مطالعات در برنامه ریزی برای ایجاد تحول اسلامی در دانشگاهها، علاوه بر افزودن مقاله ا ی تحت عنوان «آموزش عالی زنان»، قسمتی به عنوان «رهیافت» به مجموعه افزوده گردید. همچنین مجموعه در این مرحله، مورد مطالعه و نکته­سنجی محقق ارجمند حجهالاسلام مصطفی صادقی، عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم قرار گرفت. در اینجا لازم است از زحمات و توجهات همه عزیزان و سرورانی که در مراحل مختلف تهیه و تدوین این مجموعه عنایت داشتند، از جمله آقای احسانی، سپاسگزاری کنم.
همچنین یاد استاد فقید دکتر نورالله کسایی، استاد دانشگاه تهران که در زمان حیات خویش با ارائه مقالات ارزشمند، این مجموعه را غنای مضاعف بخشیدند و با راهنمائی های کلّی، سمت و سوی مناسبی را در تهیه مطالب موجب شدند و زنده یاد استاد محمد مقدم، عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران که راهنمائی ها و پیگیری های ارزنده­ای در زمینه طرح داشتند، گرامی داشته، غفران و رحمت الهی برای آنها مسئلت دارد.

امیرحسین چیت سازیان

گفتار اول: نگاهی به آموزش در مساجد

دکتر عباس علی فراهتی

عضو هیئت علمی دانشگاه کاشان

شرایط تعلیم و تعلّم در جزیره­العرب به هنگام ظهور اسلام

به شهادت تاریخ، زمانی فروغ اسلام در جزیرهالعرب تابیدن گرفت که ابرهای سیاه جهل و گمراهی بر بخش گسترده ای از جهان آن روز سایه افکنده بود؛ حجاز که به مهبط وحی مفتخر شد، چنان در تاریکی جهل و نادانی فرو رفته و در شرک و خرافه­پرستی و سنّتهای زشت جاهلی غوطه ور بود که کسب علم و آگاهی و تحصیل بینش و معرفت در آن محیط، مفهومی نداشت. امیرالمومنین امام علی (ع) که شاهد چنین روزگاری بود، آن را بدین گونه توصیف می کند: «بَعَثَه و النّاسُ ضلالٌ فی حیره و خابطوُنَ فی فتنهٍ قَدِ استَهوَتُهمُ الاهواءُ وَ استزَلَّهُم الکبریاء وَ استَخّفتُهم الجاهلّیهُ الجهلاءِ حَیاری فی زِلزالٍ مِنَ الامرَ و بلاءٍ منَ الجهلِ.» (۱)
یعنی «خداوند هنگامی پیامبرش را برانگیخت که مردم جهان در وادی حیرت، گمراه و در میان امواج فتنه ها سرگردان بودند؛ امیال و آرزوهای نفسانی، عقل و اندیشه آنها را ربوده بود؛ غرور و خودپسندی آنان را از مسیر رشد و هدایت منحرف و متزلزل می داشت؛ از نادانی جاهلیت، خوار و در کار نااستوار خویش سرگردان و به بلای نادانی گرفتار بودند.»
مردم عرب به حدّی در بی سوادی و دوری از علم و معرفت به سر می بردند که قرآن کریم از آنان به عنوان «امیین»؛ یعنی بیسوادان یاد کرده است. (۲) به گواهی تاریخ، هنگام ظهور اسلام در این محیط، جز هفده نفر در میان ایشان خواندن و نوشتن نمی دانستند. (۳) در چنین محیط تیره ای بود که پیامبر اکرم (ص) دعوت خویش را با علم آموزی آغاز کرد و در نخستین آیاتی که از جانب خداوند بر آن حضرت نازل شد، سخن از خواندن و نوشتن، تربیت، تعلیم و قلم به میان آمد و وظیفه آموزش و تربیت، سرلوحه برنامه رسالت آن بزرگوار قرار گرفت. بدین­سان، اسلام فراگیری دانش را پیش از هر کاری قرار داد و نشر علم و دانش را از مهم ترین اهداف خود دانست. آیات قرآن که پیوسته نازل می­شد و نیز افاضات آموزنده رسول خدا (ص)، مسلمانان را با بیانات گوناگون، به اندیشیدن و بهره جستن از خرد خویش برای کسب آگاهی و تلاش و کوشش در مسیر دانش­اندوزی فرا می خواند و بدان ترغیب و تشویق می کرد. پیامبر اکرم (ص) خود به عنوان نخستین معلم دین اسلام و به عنوان اسوه و الگو، کار تعلیم و تربیت نومسلمانان را بر عهده گرفت و به صراحت، خویش را معلم نامید: «اِنَّما بُعِثتُ معِلّما»؛(۴) تجلیل از معلم را به منزله تجلیل از خداوند اعلام کرد: «بَجّلو المشایخ فاِنّ من اِجلالِ الله تبجیل المشایخ»(۵) و دانش­اندوزی را برای هر مسلمان، وظیفه ای دینی قرار داد: «طلب العلم فریضه علی کلّ مسلمٍ و مسلمه.»(۶)
با پیدایش چنین زمینه ای، علم و دانش و تحصیل آگاهی در میان پیروان این آیین الهی رواج یافت و در پرتو این بینش و ایدئولوژی، مساجد به عنوان نخستین کانونهای دانش مورد استفاده قرار گرفتند و قرآن به صورت نخستین کتاب و متن آموزشی مسلمانان درآمد.

نخستین پایگاههای آموزشی

پیامبر اکرم (ص) مسجد بزرگ مدینه را که در آغاز هجرت به عنوان نخستین اقدام اساسی خود در این شهر به منظور جایگاه عبادت و اجتماع مسلمین و نیز مرکز رسیدگی به امور دولت و حکومت بنیان نهاده بود، پایگاه اصلی علوم و معارف اسلامی قرار داد و خود، رسالت تعلیم و تربیت مسلمانان را در مسجد به عهده گرفت. از آن پس، آن حضرت(ص) همواره پس از ادای نماز و نیز در فرصتهای دیگر، در پرتو انوار تابناک قرآن مجید، با رهنمودهای آموزنده خویش، جان و دل و اندیشه نومسلمانان عرب را از زنگارهای فساد و تیرگی های جهل و نادانی می زدود و به جایگاه تجلّی عرفان و انوار درخشان الهی مبدّل می کرد. بدین سان، مسجد مدینه به عنوان یک مرکز آموزشی و فرهنگی و پایگاهی برای مبارزه با جهل و بی سوادی و نیز مکانی برای اشاعه فرهنگ و ادب و دیگر معارف اسلامی مورد استفاده قرار گرفت. شهید ثانی از صفوان بن عسال نقل می کند که گفته است: «من در مسجد به محضر رسول خدا (ص) شرفیاب شدم و عرض کردم: ای پیامبر خدا! من برای کسب دانش بدین جا آمده ام و پیامبر (ص) بر من آفرین گفت.»(۷)
همچنین طبری از ابی بن کعب نقل می کند که گفته است: «روزی وارد مسجد شدم و مردی را دیدم که سرگرم خواندن است. وقتی از او پرسیدم چه کسی خواندن را به تو آموخته است، جواب داد که رسول خدا (ص)».(۸)
حلقه های علمی با جنب و جوش خاصی در مسجد بزرگ مدینه، به صورت رسمی تشکیل می شد و رسول خدا (ص) اصحاب را در قول و عمل، به پیوستن و شرکت فعال در این حلقه ها تشویق می کردند و می فرمودند: «به سوی باغهای بهشت بشتابید. پرسیدند ای پیامبر خدا! منظور شما از این سخن چیست؟ فرمود: حلقه های ذکر.»(۹)
فعالیتهای آموزشی در زمان رسول خدا (ص) منحصر به مسجد النبی نبود، بلکه بحث و بررسی مسائل علمی در مساجد دیگری نیز وجود داشت که البته در سطحی محدودتر به کار آموزش و تلاشهای علمی مشغول بودند. بدین سان، مسجد به عنوان نخستین پایگاه علمی، رسالت خود را در جامعه نوخاسته اسلامی در ترویج و اشاعه علم و دانش و گسترش فرهنگ اسلامی آغاز کرد و به تدریج مسیر رشد و ترقّی علمی را پیمود؛ به طوری که در عصر خلفا نیز مساجد به عنوان مراکز اصلی آموزش قرآن کریم و مسائل دینی و احکام و فقه اسلامی، نه تنها در مرکز حکومت (شهر مدینه)، بلکه در دیگر بلاد همچون: مکه و سایر نقاط شبه جزیره و در تمام سرزمینهایی که به حوزه قلمرو اسلامی پیوسته بودند، مورد استفاده عموم قرار گرفتند.
ساخت مسجد، نخستین اقدامی بود که پس از بنیاد شهری تازه یا گشوده شدن آن توسط مسلمانان فاتح صورت می گرفت. در مساجد نوبنیاد مراکز بلاد و نیز شهرهای بزرگ، به خصوص مساجدی که عنوان جامع داشت، در پرتو تلاشهای علمی صحابه بزرگ پیامبر (ص) یا تابعین ایشان، کار تعلیم و تربیت و نشر و گسترش فرهنگ و معارف اسلامی با جدّیت هر چه تمام تر دنبال می شد و فعالیتهای آموزشی به صورت چشمگیر و با رونق و اعتبار خاصی برقرار بود.
در عصر خلافت امیرالمومنین­ علی(ع) با انتقال مرکز خلافت از مدینه به کوفه، جامع بزرگ این شهر به عنوان یکی از مهم ترین مراکز علمی آن روزگار، نقش خاصی در جهت شکوفایی نهضت علمی و ارتقای فرهنگ و تمدن اسلامی بر عهده داشت. آن حضرت در این دانشگاه بزرگ، هزاران نفر از شیفتگان حقیقت و معنویت را ـ اعم از مسلمانان عرب، ایرانی، شامی و رومی ـ در پرتو افاضات حکیمانه و رهنمودهای سازنده خویش، از چشمه های زلال حکمت و عرفان سیراب و آن تشنه کامان علم و معرفت را از جام وصال دوست سرمست می کردند.
در روزگار بنی امیه نیز هر چند مساجد از جهت ایفای نقش عبادی دچار رکود و سستی شده بودند، اما نشاط علمی و جنب و جوشهای آموزشی به صورت فعال و با شکوفایی خاصی در آنها ادامه داشت.
امامان بزرگوار شیعه (ع) و بزرگان تابعین اصحاب رسول خدا (ص) و نیز شاگردان و تربیت­یافتگان مکتب اهل بیت (ع)، رسالت تعلیم و تربیت و حل و فصل مسائل مهم علمی و دینی را در مساجد بزرگ شهرهای مختلف عهده دار بودند؛ به خصوص در عصر امام باقر (ع) و امام صادق(ع) که نهضت و حرکت فرهنگی بزرگی توسط آن رهبران آغاز شده بود، مساجد به رشد و شکوفایی چشمگیری دست یافتند و برخی از آنها، به صورت دانشگاههای بزرگ اسلامی در زمینه های علوم مختلف همچون: فقه و حدیث و تفسیر و دیگر دانشهای اسلامی، موجب پیدایش نهضتهای علمی و عقلانی در تاریخ اسلام شدند. نجاشی از حسن بن علی الوشاء روایت کرده است که: در مسجد کوفه نهصد حلقه علمی وجود داشت که من در تمام این حلقه ها شرکت جستم و محضر اساتید آنها را درک کردم و دیدم که هر شیخ می گفت: «حدّثنی جعفر بن محمّد.»(۱۰)
به جز مساجد بزرگ آن روزگار همچون: مسجد نبوی در مدینه، مسجدالحرام و مساجد کوفه و بصره، مساجد جامع نیز در مراکز بلاد و شهرهای بزرگ مانند شام، مدائن، نیشابور، سیستان، ری و دیگر بلاد، کانونهای تجمع دانشمندان و دیگر دانش پژوهانی بود که از دور و نزدیک برای کسب دانش به سوی آن نقاط می شتافتند. برخی از دانشهای اسلامی چون: نحو،کلام و فقه، در این دوره در مساجد شکل گرفتند و نضج و تکامل یافتند بدین ترتیب، در عصر تاریک اموی، مساجد به عنوان اساسی ترین و مهم ترین نهادهای آموزش اسلامی، رسالت علمی و پاسداری از مرزهای عقیدتی جوامع اسلامی را بر عهده داشتند. در روزگار عباسیان نیز مساجد از نظر عملکرد آموزشی، نقش بسیار بارزی را ایفا می کردند؛ استادان علوم اسلامی در همه مساجد به کار تدریس و فعالیتهای آموزشی مشغول بودند؛ هر استادی بر ستونی از شبستانی تکیه می زد یا در زاویه ای از رواق مسجد می نشست و دانشجویان گرد او حلقه می زدند که این زاویه اغلب به نام همان استاد خوانده می شد.
گاه در یک مسجد، حلقه های درسی متعددی تشکیل می شد و هر استادی در یکی از این حلقه های درسی به تدریس موضوعی جداگانه می پرداخت. مقدسی، جهانگرد و جغرافی دان معروف که در قرن چهارم هجری قمری می زیسته، به یکصد و بیست حلقه درس شبانه که در مسجد جامع قاهره پس از نماز عشاء برپا بوده، اشاره کرده است. (۱۱)
جامع منصور، مهم ترین مسجد بغداد و مشهورترین مدرسه در بلاد اسلامی بود؛ چنان که آورده اند: خطیب بغدادی هنگامی که به مکه رفت، بر اساس روایتی از پیامبر(ص) سه جرعه از آب زمزم به نیت برآورده شدن سه حاجت نوشید؛ یکی آنکه موفق به نوشتن تاریخ بغداد شود، دوم آنکه در جامع منصور حدیث املا کند و سوم آنکه وقتی بمیرد در کنار بشر حافی دفن گردد. (۱۲) همچنین آورده اند که ابراهیم بن محمد نفطویه (۳۲۳ ق.) که از بزرگ­ترین فقهای مذهب داود اصفهانی بود، پنجاه سال به یک ستون جامع منصور تکیه زد و تدریس کرد و جایش را عوض نکرد. (۱۳)
در این دوره از تاریخ اسلام، بر اثر پیشرفت و گسترش دامنه علوم اسلامی، گذشته از علوم نقلی، توجه به علوم عقلی، کلامی و دانشهای فلسفی بسیار بود و همین امر، سبب ایجاد هوشیاری و جنبش علمی در زمینه های علوم مختلف دینی و مساجد شده بود؛ به طوری که در اکثر بلاد اسلامی، مساجد همواره بر روی دانشمندان و دانش پژوهان باز بود و حلقه های بزرگ تدریس و بحث و بررسی مسائل علمی در آنها برپا بود. مورّخان، از مساجد شهرهایی چون: سیستان، بلخ، مرو، هرات، بغداد، موصل، دمشق و... یاد کرده اند که در آن مساجد، فقیهان برای تعلیم حاضر می شده اند. در هر یک از این مساجد، یک کتابخانه هم وجود داشت؛ زیرا علما معمولاً کتب خود را وقف مساجد می کردند. (۱۴)
مافروخی، از علمای قرن پنجم هجری، به کتابخانه بزرگ مسجد جامع اصفهان اشاره می کند که دارای کتب بسیاری در زمینه علوم مختلف مانند حکمت و الهیات، ریاضیات، منطقیات، ادبیات عرب و احادیث و فقه اسلامی بود. او همچنین از حلقه های مناظره فقها و گفتگوی علما و مجادله متکلّمان و نصیحت واعظان که در کنار هر ستونی از مسجد تشکیل می شد، سخن می گوید. (۱۵)
هر چند از این دوره به بعد، با پیدایش و گسترش دیگر نهادهای آموزشی همچون مدارس و دارالعلمها در شهرهای اسلامی، تا حدودی از فعالیتهای علمی برخی از مساجد کاسته شد؛ اما با وجود این، باز هم مساجد بزرگ و جامع در مراکز بلاد، همچون گذشته جنبه تعلیمی و تربیتی خود را حفظ کردند. برای مثال، در قرن هشتم هجری ابن بطوطه، جهانگرد معروف، در جامع منصور بغداد در درس حدیث حاضر شد و هنگامی که به شیراز رسید در جامع این شهر، در حلقه تدریس حدیث حضور یافت؛(۱۶) حال آنکه سه چهار قرن از ایجاد مدارس کامل، با کتابخانه ها و دیگر تجهیزات مخصوص می گذشت.
در قرنهای بعد، علی رغم فراز و نشیبهایی که تاریخ اسلام به خود دیده است ـ همچون عصر صفویه و قاجاریه ـ همچنان مساجد در زمینه های آموزشی، به عنوان بزرگ­ترین دانشگاههای اسلامی از رونق و اعتبار خاصی برخوردار بودند و این درخشش و شکوفایی مساجد در امر تعلیم و تربیت همواره ادامه داشته است؛ به طوری که در عصر حاضر نیز مساجد بزرگ در شهرهای مقدس اسلامی همچون: مسجدالحرام در مکه و مسجد نبوی در مدینه، جامع­الازهر در مصر و مساجد دیگر بلاد اسلامی همچون: نجف اشرف در عراق، قم و مشهد در ایران، مرکز اصلی علوم و معارف اسلامی و جایگاه دانشمندان، دانشوران و پژوهشگران اسلامی است که از نقاط دور و نزدیک، برای کسب دانش و معرفت و بحث و بررسی در مسائل مهم علمی به آن دیار رهسپار می شوند.
با استنتاج از آنچه بدان اشاره شد، می توان دریافت که مساجد از آغاز تا کنون ـ گذشته از عملکردهای عبادی، سیاسی، اجتماعی خویش ـ به عنوان مهم ترین نهادهای علمی و تربیتی، رسالت پاسداری از مرزهای عقیدتی، فرهنگی و اخلاقی جامعه را در طول تاریخ اسلام بر عهده داشته اند و در جهت رشد و ارتقای فرهنگ و تمدن اسلامی، منشا تحولات و تاثیراتی چشمگیر در شئون مختلف جامعه اسلامی بوده اند. در این نوشتار سعی بر آن است که بر سبیل اختصار به عملکرد آموزشی نمونه هایی از مساجد بزرگ، به عنوان نخستین دانشگاههای بزرگ اسلامی و جایگاه رفیع این کانونهای علم و معرفت در جهت رشد و شکوفایی علوم مختلف اسلامی اشاره شود.

مساجد عصر پیامبر(ص) و فعالیتهای رایج در آنها

مسجدالحرام: مسجدالحرام یا خانه کعبه، نخستین مهبط وحی و قبله­گاه مسلمین جهان است که در شهر مکه واقع شده و تاریخی بس کهن دارد. از بررسی آیات قرآن کریم و روایات اسلامی که محکم­ترین سند درباره بنای این مسجد است، چنین برمی آید که خانه کعبه نخستین بار توسط حضرت آدم(ع) بنا نهاده شد و چون در اثر گذشت زمان، دستخوش ویرانی گردید، به وسیله حضرت ابراهیم (ع) تجدید بنا شد.
سال هشتم هجری که سال فتح مکه بود، این مسجد از وجود بتها پاکسازی شد و پیامبر اکرم (ص) درآنجا به نماز ایستاد و سپس خطبه ای در کنار خانه خدا ایراد فرمود. (۱۷) بدین ترتیب، مسجدالحرام که جایگاه مشرکان و بت پرستان شده بود، بار دیگر به عنوان پایگاهی مقدس و دانشگاهی بزرگ، در راستای پیشبرد اهداف والای اسلامی مورد استفاده قرار گرفت. از آن پس، کار تدریس و دیگر فعالیتهای آموزشی، در این مسجد آغاز شد و شخصیتهای بزرگی از صحابه، از جمله: عتاب بن اُسید، معاذ بن جبل و ابوموسی اشعری به ترتیب، به عنوان استاندار و معلمان احکام و مسائل دینی، به تعلیم قرآن و مبانی فقه اسلامی پرداختند. (۱۸) این مسجد بزرگ اسلامی، در روزگار خلفا و در دوره امویان، در شمار یکی از مراکز مهم علوم اسلامی درآمد.

مسجد قبا: این مسجد نخستین مسجدی است که پس از هجرت، به وسیله پیامبراکرم (ص) در محلی به نام قبا در فاصله دو مایلی جنوب مدینه بنا نهاده شد. (۱۹) بر اساس مفاد برخی از روایات، این مسجد، نخستین مسجدی است که بر پایه تقوا بنیان یافت و آیه قرآنی « ... لَمسجدٌ اُسّسَ علیَ التّقوی من اوّلِ یومٍ احقُّ اَن تقوُمَ فِیه فیه رجالٌ یحبّونَ اَن یتَطهَّروا واللهُ یحِبُّ المُطَهَّرینِ»(۲۰) در این خصوص نازل شد. (۲۱) به گفته اکثر مورّخان اسلامی بنای این مسجد در مدت اقامت چند روزه رسول اکرم (ص) در قبا نهاده شد(۲۲) و نخستین نماز جماعت پس از هجرت، به امامت آن حضرت در آنجا برگزار گردید. (۲۳) باید دانست که در این مسجد در زمان رسول خدا(ص) علاوه بر انجام فعالیتهای عبادی، کار تدریس و آموزش علوم انسانی نیز صورت می گرفته است؛ چنان که از «مکحول» روایت شده که گفت: ده تن از یاران پیامبر(ص) مرا گفتند که ما در مسجد قبا درس می خواندیم، چون پیامبر(ص) بیرون می رفت فرمود: آنچه می خواهید بدانید فراگیرید و خدای شما را پاداش ندهد مگر آنچه فرا گرفته اید به کار بندید. (۲۴)

مسجدالنبی: این مسجد پس از هجرت پیامبراکرم (ص) به مدینه، به وسیله آن حضرت در نخستین روزهای اقامت ایشان در آن شهر ساخته شد و از همان بدو تاسیس، به عنوان جایگاه اصلی اجتماع مسلمانان برای ادای فرایض دینی مورد استفاده قرار گرفت. علاوه بر این، نخستین کانون فعالیتهای علمی، سیاسی و اجتماعی نهضت جهانی اسلام نیز به شمار می رفت و در واقع، پایه های اساسی حکومت اسلامی در زمان رسول خدا(ص) در این مسجد بنیان نهاده شد و اصول و مبانی دین مبین اسلام از این پایگاه مقدس به مردم جهان عرضه شد. این مسجد در طول زندگی پیامبر (ص) و نیز در زمان ابوبکر به همین حال باقی بود و چون روزگار عمر فرا رسید، بر مساحت مسجد بیفزود و ستونهایی از خشت در آن کار گذاشت و پایه ها را تا بلندی یک قامت، از سنگ کرد و عدد درها را به شش رسانید.(۲۵) در ایام خلافت عثمان (به سال ۲۹ ق.) بار دیگر مسجد توسعه یافت.(۲۶) ساختمان مسجد به همین صورت بود تا اینکه در زمان امویان، ولید بن عبدالملک (۹۶ـ۸۶ ق.) آن را دوباره گسترش داد. (۲۷)

نظرات کاربران درباره کتاب آموزش عالی در گسترۀ تاريخ و تمدن اسلامی