فیدیبو نماینده قانونی کتاب طه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب مقدس

نسخه الکترونیک کتاب مقدس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب مقدس

کتاب مقدس، که متن مقدس مسیحیان و یهودیان را در بر دارد، منبع اصلیِ شناخت این دو نیای اسلام به شمار می‌رود. همچنین این متن مقدس، به عنوان یکی از منابع مورد توجه قرآن و احادیث اسلامی شایستگی بذل توجه ویژه از سوی پژوهشگران حوزه ادیان است.
دکتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در «کتاب مقدس» سعی می‌کند محتوای عهدین را بیان نماید، دیدگاه درون دینی یهودی و مسیحی را دراین‌باره شرح دهد و نظر منتقدین و محققان جدید را درباره تاریخ، منشأ و نویسندگان بخش‌های مختلف این متن توضیح دهد.

ادامه...
  • ناشر کتاب طه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.99 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب مقدس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدّمه:کتاب مقدّس، معرّفی اجمالی

«کتاب مقدّس» عنوان مجموعه ای از نوشته های کوچک و بزرگ است که مسیحیان، همه و یهودیان بخشی از آن را «کتاب آسمانی و الهی» خود می دانند. عنوان معروف این مجموعه در زبان انگلیسی و بیشتر زبان های اروپایی «بایبل» (Bible) و یا کلمه های هم خانواده آن است که از کلمه یونانی (Biblia) به معنای «کتاب ها» گرفته شده است.(۱)
در زبان های فارسی و عربی، عنوان «عهدین» نیز برای این کتاب به کار می رود. عنوان مزبور، به این اعتقاد مسیحیان اشاره می کند که خدا دو عهد و پیمان(۲) با انسان بسته است:
یکی «عهد قدیم»(۳) که در آن خدا از انسان پیمان گرفته است که به شریعت الهی گردن نهد و آن را انجام دهد. این عهد و پیمان، که نماد آن ختنه کردن است، ابتدا با حضرت ابراهیم(ع) بسته شده و سپس در زمان حضرت موسی (ع) تجدید و تحکیم شده است.
با ظهور حضرت عیسی(ع) دوران عهد و پیمان مزبور پایان یافته و خدا عهد دیگری با انسان بسته است. این «عهد جدید»(۴) پیمان بر سر محبت خدا و عیسی مسیح (ع) است.
بنابراین، مسیحیان به دو دوره و عصر قائل اند:
دوره «عهد قدیم»؛
دوره «عهد جدید».
آن ها متناظر با این تقسیم، کتاب های مربوط به دوره اول را عهد قدیم و کتاب های مربوط به دوره دوم را عهد جدید می خوانند و هر دو قسمت را مقدّس و معتبر می دانند؛ بنابراین، نام گذاری به عهد قدیم و جدید، به مسیحیت مربوط است. میلتیوس،(۵) اسقف ساردس، در سال ۸۰ م. برای نخستین بار، واژه «عهد قدیم» و ترتولیان(۶) در سال ۲۰۰ م. برای نخستین بار واژه «عهد جدید» را برای این کتاب ها به کار بردند.(۷)
اما یهودیان معتقدند که خدا فقط یک پیمان با انسان بسته و آن پیمان «شریعت» است؛ بر این اساس، آنان فقط بخش عهد قدیم را قبول دارند و گاهی آن را «عهد» می نامند.

الف) عهد قدیم

عهد قدیم، تنها بخشی است که یهودیان به آن معتقدند و قسمتی از کتاب مسیحیان است عهد قدیم نزدیک سه چهارم کتاب مقدّس را دربر می گیرد. این مجموعه، که گفته اند نویسندگان گوناگون طی قرن ها آن را نگاشته اند، در برگیرنده مطالب متنوّعی از قبیل تاریخ، شریعت، حکمت، مناجات، شعر و پیش گویی است. بیشتر کتاب های این بخش، به زبان عبری و اندکی به زبان کلدانی نوشته شده اند.(۸) این مجموعه شامل ۳۹ یا ۴۶ کتاب است. این اختلاف از تفاوت دو نسخه قدیمی عهد قدیم نشات می گیرد.
دو نسخه قدیمی عهد قدیم
مجموعه عهد قدیم، غیر از بخش کوچکی از آن، در اصل به زبان عبری نگاشته شده است. در سده های قبل از میلاد مسیح، این مجموعه به یونانی ترجمه شده است؛ بنابراین، دو نسخه قدیمی از این کتاب وجود دارند که تا اندازه ای با هم متفاوت اند.
پس از آنکه اسکندر سرزمین فلسطین را در قرن چهارم ق.م اشغال کرد، یهودیان در سراسر امپراتوری پراکنده شدند، زبان مادری خود (عبری) را به تدریج فراموش کردند و به زبان یونانی روی آوردند. در قرن سوم قبل از میلاد و در زمان حکومت بطلمیوس فیلادلفوس بر مصر، به دستور او، یهودیان اسکندریه کتاب عهد قدیم را به زبان یونانی ترجمه کردند. این ترجمه به سبعینیه معروف است؛ چون گفته اند این کتاب را حدود هفتاد نفر ترجمه کرده اند.
نسخه سبعینیه با متن عبری تفاوت هایی دارد. مهم ترین تفاوت این است که هفت کتاب در این نسخه موجود است که متن عبری آن ها در دست نیست. این کتاب ها عبارتند از: طوبیت، یهودیت، حکمت سلیمان، حکمت یشوع بن سیراخ، باروک، کتاب اول مکابیان و کتاب دوم مکابیان.
همچنین برخی از کتاب های موجود در متن عبری در نسخه سبعینیه بخش هایی اضافه دارند.
در دو قرن قبل از مسیحیت و یک قرن پس از آن، بسیاری از یهودیان و نیز بعدها مسیحیان، از این نسخه استفاده می کردند، تا اینکه در حدود سال ۱۰۰ م. سران یهود شورایی تشکیل دادند و به رسمیت ۳۹ کتاب، که در متن عبری بودند، رای دادند و اسفار هفت گانه ترجمه سبعینیه را غیرقانونی اعلام کردند؛ اما مسیحیان این نسخه را معتبر دانسته و به استفاده از آن ادامه دادند، تا اینکه پروتستان ها در قرن شانزدهم به متن عبری بازگشتند و این هفت کتاب را غیررسمی اعلام کردند.(۹)
بنابراین، یهودیان و پروتستان های مسیحی متن عبری را قانونی و کتاب های عهد قدیم را ۳۹ عدد می دانند. دو فرقه مسیحی کاتولیک و ارتدوکس، نسخه سبعینیه را معتبر و تعداد کتاب های عهد قدیم را ۴۶ می دانند.
پروتستان ها بخش های اضافه نسخه سبعینه را «اپوکریفا»(۱۰) به معنای «مخفی و پوشیده» می نامند. دو گروه دیگر مسیحی از آن ها با عنوان «قانون ثانوی» یاد می کنند که به معنای اعتبار درجه دوم آن است. یهودیان این نوشته ها را غیرقانونی می دانند.

تقسیم بندی عهد قدیم

تفاوت دیگر دو نسخه قدیمی عهد قدیم در ترتیب و تقسیم کتاب های این مجموعه است. مطابق ترتیب و تقسیم نسخه عبری، که یهودیان آن را قبول دارند، این مجموعه به سه بخش تورات، نبییم (انبیا) و کتوبیم (مکتوبات) تقسیم می شود.
«تورات» شامل پنج بخش سفر پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه می شود.
بخش دوم، یعنی «کتب انبیا»، به دو بخش انبیای متقدّم و انبیای متاخّر تقسیم می شود. بخش نخست، کتاب های یوشع، داوران، دو کتاب سموئیل و دو کتاب پادشاهان را در بر می گیرد و بخش دوم، شامل کتاب های اِشعیا، ارمیا، حزقیال، هوشع، یوئیل، عاموس، عُوبَدیا، یونس، میکاه، ناحوم، حَبَقّوُق، صَفَنیا، حَجَّی، زکریا و ملاکی می شود.
بخش سوم، یعنی «مکتوبات»، از کتاب های مزامیر، امثال، ایّوب، غزل غزل ها، روت، مراثی ارمیا، استر، جامعه، دانیال، عزرا، نحمیا و دو کتاب تواریخ ایّام تشکیل شده است.
در نسخه سبعینیه، ترتیب کتاب ها و تقسیم بندی آن ها به طور دیگری است. طبق تقسیم و ترتیب این نسخه، که مسیحیان آن را قبول دارند، این مجموعه به سه بخش «کتاب های تاریخی»، «کتاب های حکمت، مناجات و شعر»، و «کتاب های پیشگویی» تقسیم می شود.
بخش اول، شامل پنج سفر تورات و کتاب های یوشع، داوران، روت، دو کتاب سموئیل، دو کتاب پادشاهان، دو کتاب تواریخ ایّام، عزرا، نحمیا و استر می شود.
بخش دوم، یعنی «حکمت، مناجات و شعر»، شامل پنج کتاب ایّوب، مزامیر، امثال، جامعه و غزل غزل هاست.
بخش سوم از هفده کتاب اشعیا، ارمیا، مراثی ارمیا، حزقیال، دانیال، هوشع، یوئیل، عاموس، عوبدیا، یونس، میکاه، ناحوم، حبقّوق، صفنیا، حجّی، زکریّا و ملاکی تشکیل شده است.
نگاهی اجمالی به محتوای کتاب های عهد قدیم
در اینجا، به محتوای کتاب های عهد قدیم اشاره اجمالی و طبق ترتیب مسیحی، آن را بررسی می کنیم. در بحث تفصیلی تر، ترتیب یهودی را در نظر خواهیم گرفت.
گفتیم که عهد قدیم، غیر از کتاب های اپوکریفایی، شامل ۳۹ کتاب است:
۱. سفر پیدایش: در این کتاب، از چگونگی خلقت جهان و انسان صحبت شده است. خدا انسان را پس از خلقت، در محیطی زیبا، آرام و پُر از نعمت قرار داد. انسان گناه کرد و از آن دنیای آرمانی رانده و به زمین آورده شد. این آغاز تاریخ بشر بر روی زمین است که با اولین بشر، یعنی آدم (ع) و همسر او حوا(س) شروع می شود. ماجراهای فرزندان آدم (ع) تا حضرت نوح (ع) و سپس تا حضرت ابراهیم (ع) و فرزندان او و حضرت یعقوب و یوسف (ع) و مهاجرت فرزندان یعقوب(ع) (بنی اسرائیل) به مصر و استقرار در آن مکان، پیوسته و داستان وار در سفر «پیدایش» آمده است. داستان این کتاب با مرگ حضرت یوسف (ع) در مصر خاتمه می یابد.
۲. سفر خروج: این کتاب دنباله ماجراهای بنی اسرائیل را بیان می کند. بین پایان سفر «پیدایش» و آغاز سفر «خروج» چند سده فاصله است. ماجرا در این سفر از آنجا آغاز می شود که نظام حکومتی مصر تغییر کرده و حکومت جدید، بنی اسرائیل را تحت فشار و شکنجه قرار داده است حضرت موسی (ع) ظهور کرد و بنی اسرائیل را نجات داد. بنی اسرائیل براثر گناه و نافرمانی، چهل سال در بیابان سرگردان شدند. در این مدت، حضرت موسی (ع) احکامی را برای قوم خود آورد. «ده فرمان»(۱۱) در این مقطع آمده است.
۳. سفر لاویان: این کتاب نام خود را از یکی از اسباط بنی اسرائیل، یعنی سبط لاوی،(۱۲) گرفته است. کاهنان بنی اسرائیل همه از این سبط بودند و چون این کتاب بیشتر درباره احکام کهانت و وظایف کاهنان سخن گفته، به این نام خوانده شده است. احکام دیگری از قبیل احکام خوردنی های پاک و ناپاک، حلال و حرام و نیز احکام روز سبت (شنبه) در این کتاب آمده اند.
۴. سفر اعداد: این کتاب ماجراهای قوم را در دوره سرگردانی در بیابان بیان می کند. قوم پس از اینکه از ساکنان سرزمین موعود ترسیدند و از جنگ سر باز زدند، سرگردان و آواره شدند. این کتاب تعداد دقیق جمعیت اسباط بنی اسرائیل را بیان می کند. همچنین احکام و دستورات فقهی متعددی در آن آمده است.
۵. سفر تثنیه: کلمه «تثنیه» به معنای تکرار است. بدان روی این کتاب به این نام خوانده شده است که احکام و دستورات کتاب های دیگر در آن تکرار شده اند. ماجرای این کتاب از پایان دوره سرگردانی و زمانی آغاز می شود که بنی اسرائیل کنار رود اردن و مرز سرزمین موعود رسیدند، در این مکان بود که حضرت موسی(ع) احکام را برای قوم یادآوری و جانشین خود را تعیین کرد. در پایان این کتاب، وفات حضرت موسی (ع) و عزاداری بنی اسرائیل برای او ذکر شده است.
۶. صحیفه یوشع: یوشع (ع) جانشین حضرت موسی (ع) بود و به گفته تورات، حضرت موسی (ع) او را انتخاب کرد و به مردم دستور داد برای ورود به سرزمین موعود، از او اطاعت کنند. این کتاب جنگ های بنی اسرائیل را با کنعانیان، پیروزی بنی اسرائیل و تقسیم زمین را بین اسباط بنی اسرائیل را بیان می کند. در این کتاب، حضرت یوشع (ع) بنی اسرائیل را به اطاعت از خدا و فرمان های او فرا می خواند.
۷. سفر داوران: پس از حضرت یوشع (ع) یک دوره ۳۵۰ ساله بر بنی اسرائیل گذشت که به دوره «داوران» (قضات) معروف است. بنی اسرائیل در این دوره، دست از خدا برداشتند و به گناه روی آوردند. اسباط با همدیگر نزاع کردند و از دشمنان غافل شدند. گاهی دشمنان به قوم هجوم می آوردند. چون قوم به درگاه خدا روی می آورد، خداوند داورانی برای آن ها می فرستاد. ماجراهای این دوره و نیز داستان دوازده داور، که خدا برای بنی اسرائیل فرستاد، در این کتاب آمده است.
۸. کتاب روت: «روت» نام زنی از جدّه های حضرت داوود (ع) است. او در دوره داوران، از سرزمین «موآب» وارد سرزمین بنی اسرائیل شد. سرگذشت او را کتاب کوچک روت بیان می کند.
۹. کتاب اول سموئیل: سموئیل نبی (ع) آخرین داور بنی اسرائیل بود. در زمان او، بنی اسرائیل از وی خواستند که برای آن ها پادشاهی تعیین کند و او «شائول» را برگزید. به گفته این کتاب، شائول در ابتدا خوب عمل کرد، ولی به تدریج از خدا دور شد. سموئیل از سوی خدا مامور شد که حضرت داوود (ع) را به جای او برگزیند. در این ضمن، حضرت داوود (ع) به سبب شجاعت هایش در جنگ با دشمنان، در بین مردم محبوبیت زیادی پیدا کرد؛ به طوری که شائول به او حسد ورزید و تصمیم به قتل او گرفت. حضرت داوود (ع) فرار کرد و شائول در جنگ با فلسطینیان کشته شد.
۱۰.کتاب دوم سموئیل: این کتاب سرگذشت حضرت داوود (ع) را پس از شائول بیان می کند. با کشته شدن شائول، حضرت داوود (ع) دشمنان را شکست داد و به حکومت رسید. در زمان او، کشور بنی اسرائیل قدرتمند شد و تمام دشمنان از بین رفتند. این کتاب گناهانی را به حضرت داوود(ع) نسبت می دهد.
۱۱. کتاب اول پادشاهان: چون حضرت داوود (ع) به سن پیری رسید، فرزندش سلیمان (ع) را به جانشینی خود برگزید. حضرت سلیمان (ع) پس از وفات پدر، اقتدار حکومت او را به اوج رساند و باقی مانده دشمنان او را نابود کرد. او ساختمان خانه خدا را که حضرت داوود (ع) طرح ریزی کرده بود، به پایان رساند.
به گفته این کتاب، حضرت سلیمان (ع) در پایان، به گناه روی آورد، از خدا دور شد و در همین حالت از دنیا رفت! پس از او، بین بنی اسرائیل نزاع درگرفت، ده سبط شمالی از افسری شورشی به نام «یَرُبعام» پیروی کردند و در شمال، کشور «اسرائیل» را تشکیل دادند. تنها دو سبط، با «رَحُبعام»، فرزند و جانشین حضرت سلیمان (ع)، باقی ماندند که کشور «یهودا» را در جنوب به وجود آوردند. سرگذشت این دو کشور و جانشینان این دو تن، در ادامه کتاب یاد شده آمده است.
۱۲. کتاب دوم پادشاهان: در این کتاب، دنباله تاریخ این دو کشور و پادشاهانش به تفصیل آمده است. آشوریان به حکومت شمالی حمله کردند. ده سبط شمالی از بین رفتند، در اقوام دیگر حل شدند و هویت قومی خود را از دست دادند. کشور «نبوکد نصر» (بُختُنَّصر)، پادشاه بابل، نیز به کشور جنوبی حمله کرد. وی معبد سلیمان را ویران کرد و بنی اسرائیل را به بابل به اسارت برد.
۱۳. کتاب اول تواریخ ایّام: این کتاب تکرار تاریخ بنی اسرائیل از دیدگاهی دیگر است. در آغاز، نسل انسان ها را از حضرت آدم (ع) تا حضرت داود (ع) می شمارد و سپس به تاریخ بنی اسرائیل می پردازد. گرایش این کتاب به تاریخ معبد و احکام آن است. کتاب اول تواریخ ایّام، با طرح ریزی معبد توسط حضرت داوود (ع) و وفات آن حضرت پایان می یابد.
۱۴. کتاب دوم تواریخ ایّام: این کتاب دنباله کتاب اول تواریخ ایّام است که به ماجرای حضرت سلیمان (ع)، ساخته شدن معبد، ماجرای ملکه سبا و آمدن او نزد حضرت سلیمان (ع) می پردازد. در این کتاب نیز گناهانی به حضرت سلیمان (ع) نسبت داده شده است. کتاب مزبور پس از وفات حضرت سلیمان (ع) و تقسیم کشور بنی اسرائیل، بیشتر به ماجراهای کشور جنوبی می پردازد و تا تخریب معبد و تبعید قوم به بابل ادامه می یابد.
۱۵. کتاب عزرا: کتاب درباره پایان یافتن اسارت بنی اسرائیل به دست «کوروش» و بازگشت آنان به وطن خویش است. بنی اسرائیل پس از بازگشت، به بازسازی معبد اقدام کردند. در این راه، با مشکلاتی رو به رو شدند؛ ولی سرانجام موفق شدند این کار را تمام کنند. مدتی پس از بازسازی معبد، «عزرا» با عده ای از بنی اسرائیل از بابل به اورشلیم رفت و دید قوم به گناه افتاده است؛ پس، کمر به هدایت قوم بست.
۱۶. کتاب نَحَمِیا: ماجرای بازگشت «نحمیا» به اورشلیم به منزله نماینده پادشاه ایران برای رسیدگی به اوضاع کشور یهودا و خدماتی که او به منزله حاکم این سرزمین انجام داد، بازسازی حصار اورشلیم و خوانده شدن تورات توسط «عزرا» و اعتراف بنی اسرائیل به گناهان خود، موضوعاتی اند که در این کتاب مطرح شده اند.
۱۷. کتاب اِستر: این کتاب داستان دختر یتیم یهودی به نام «استر» را بیان می کند که به همسری خشایارشا درمی آید و دین خود را مخفی می کند. هنگامی که وزیر خشایار او را تحریک می کند که به قتل عام یهودیان حکم کند، استر دین خود را آشکار می کند و پادشاه، وزیر را اعدام می کند.
۱۸. کتاب ایّوب: این کتاب داستان زندگی حضرت ایّوب (ع) و بلایا و مصیبت هایی را بیان می کند که بر او وارد شد. پس از اینکه ایّوب (ع) همه چیز خود را از دست داد، کسانی نزد او آمدند و علت این مصیبت ها را گناه کاری او شمردند. او این سخنان را رد کرد و علت این بلاها را گناهان خود ندانست، تا اینکه خدا بر او ظاهر شد و عظمت خود را یادآوری کرد! ایّوب (ع) توبه کرد و خدا نعمت هایی بیش از پیش به او داد.
۱۹. کتاب مزامیر: کتاب مزامیر یا زبور داوود(ع) مجموعه ای از شعرها و سروده ها درباره نیایش، پرستش و توکّل بر خداست. این کتاب شامل ۱۵۰ سرود است که نزدیک نیمی از آن ها به حضرت داوود (ع) و بقیه به دیگران منسوب است.
۲۰. کتاب امثال: این کتاب، که عمده آن به حضرت سلیمان (ع) منسوب است، بر اهمیت دانش تاکید می کند، خداترسی را کلید دانش می داند، خوار شمردن حکمت و ادب را حماقت می داند و به جوانان موعظه می کند که نصایح و تعالیم پدر و مادر را بپذیرند. این کتاب، خردمندانه زیستن را به انسان می آموزد.
۲۱. کتاب جامعه: این کتاب به حضرت سلیمان (ع) منسوب است و می توان آن را فلسفه بدبینانه ای قلمداد کرد. نویسنده آن بین ایمان و شک، امید و یاس، لذت و رنج، مفهوم زندگی و پوچی، در نوسان است. او به انسانی که به سوی آینده ناشناخته ای گام برمی دارد، سفارش می کند که از زمان حاضر لذت برد. نویسنده این کتاب، همه چیز را پوچ می داند؛ زیرا شر و بدی و بالاتر از همه، مرگ سایه خود را بر همه چیز افکنده است. او در پایان، به انسان توصیه می کند که از خدا بترسد و احکام او را پاس دارد.
۲۲. غزل غزل های سلیمان: این کتاب، که مجموعه ای از اشعار عاشقانه است، به حضرت سلیمان (ع) منسوب است. هر چند ظاهر این اشعار به عشق دنیوی اشاره دارد، اما یهودیان و مسیحیان آن ها را کنایه و مجاز تلقّی کرده اند.
۲۳. کتاب اِشَعیا: این کتاب، گناه و پیامدهای آن را به قوم اسرائیل هشدار می دهد و آنان را سرزنش می کند. همچنین در این کتاب، ظهور مسیح و نتایج آن و امور متعدد دیگری از جمله ظهور کورش پیشگویی شده است.
۲۴. کتاب ارمیا: ارمیا (ع) در این کتاب، چگونگی به نبوّت رسیدن خود و این را که مردم زیر بار او نمی روند، توضیح می دهد. او به دلیل گناهان بنی اسرائیل به آنان هشدار و از مجازات بیم می دهد. البته گاهی در این کتاب، از آینده نیکوی اورشلیم، سخن به میان آمده است.
۲۵. مراثی ارمیا: این کتاب را ارمیای نبی (ع)، پس از ویرانی اورشلیم و اسارت قوم نوشته است. او گرفتاری های آنان را بیان و از غم و درد هموطنانش شکوه کرده است؛ اما سبب این بلاها و مصیبت ها را گناه قوم می داند.
۲۶. کتاب حزقیال نبی: حزقیال نبی (ع) که با بنی اسرائیل به تبعید رفته بود، در بابل قوم را دلداری می داد و پیشگویی می کرد که آنان به زودی به وطن خود باز می گردند. او اختیار و آزادی انسان ها را گوشزد می کرد و می گفت: اگر راه صحیح را انتخاب نکنند، باید منتظر عواقب آن باشند.
۲۷. کتاب دانیال نبی: هنگامی که پادشاه بابل به کشور یهودا حمله کرد، دانیال پسر جوانی بود. وی همراه قوم، به بابل آورده شد. او در بابل به دربار «نبوکه نصر» بُختُنَّصر راه یافت و خواب های پادشاه را تعبیر کرد. بخشی از این کتاب به شرح زندگی حضرت دانیال (ع) و بخشی دیگر به رویاهای او درباره آینده، حوادثی که پیش از پدید آمدن ملکوت خدا رخ خواهد داد و چگونگی ملکوت خدا اختصاص دارد.
۲۸. کتاب هوشع: «هوشع» در کشور شمالی (اسرائیل)، پیش از سقوط آن زندگی می کرد. پیام ها و اندرزهایی در این کتاب آمده است که خدا به واسطه این پیامبر به مردم و حاکمان کشور شمالی فرستاده،. همچنین بخشی از آن به زندگی هوشع اختصاص دارد.
۲۹. کتاب یوئیل: یوئیل مردم کشور جنوبی (یهودا) را انذار می داد و به آن ها می گفت که خدا به سبب گناهانشان بر آنان بلا می فرستد. او مردم را از روز داوری می ترساند و از آن ها می خواست که توبه کنند.
۳۰. کتاب عاموس: این پیامبر از سوی خدا مامور انذار مردم سرزمین شمالی شد. در این زمان، مردم اسرائیل به ثروتی رسیدند و در گناه، ظلم و فساد غرق شدند. عاموس آن ها را به راه راست دعوت می کرد و از روز داوری می ترساند.
۳۱. کتاب عوبدیا: این کتاب درباره قوم «ادوم» سخن می گوید. این قوم از نسل «عیسو»، برادر حضرت یعقوب (ع)، بود و با اسرائیل می جنگید، عوبدیا در این کتاب، از نابودی «ادومی» ها به دست خدا خبر می دهد.
۳۲. کتاب یونس: خدا در این کتاب به حضرت یونس(ع) دستور داده است که به سوی نینوا، پایتخت کشور آشور، برود و مردم آنجا را به سوی خدا فرا بخواند. اما چون مردم آن سرزمین دشمن بنی اسرائیل بودند، یونس(ع) مجازات آنان را از خدا خواست، آنان را ترک کرد و به سمت دیگری رفت. در راه، در دریا ماجراهای گرفتاری در شکم ماهی برای او رخ داد که موجب توبه او شد. او سپس به نینوا برگشت و مردم را به خدا دعوت کرد.
۳۳. کتاب میکاه: میکاه نبی در این کتاب به ظاهر پیش از اشغال دو کشور شمالی و جنوبی، بنی اسرائیل را از گناه بازداشته و تخریب هر دو کشور را پیشگویی کرده است. او قوم را به توبه و بازگشت ترغیب کرده و آمدن مسیح را پیشگویی کرده است.
۳۴. کتاب ناحوم: در این کتاب، از قدرت و مهربانی خدا سخن به میان آمده، سقوط کشور آشور و پایتخت آن نینوا، در حالی پیشگویی شده است که در فسق و فجور افتاده.
۳۵. کتاب حبقّوق: «حبقّوق»(ع) در این کتاب، مردم را به ترک گناه و توبه دعوت می کند و از مجازات آن ها و حمله بابلی ها خبر می دهد. او با وجود مشکلات زیاد، هیچ گاه از خدا دست برنداشت و در سرودی نشان می دهد که در هر حال، اعتمادش به خداست.
۳۶. کتاب صفنیا: در این کتاب، «صفنیا» قوم را بیم می دهد و می گوید: «خدا هر قومی را که گناه کند، مجازات می کند.» او همچنین از شکوه و عظمت اسرائیل سخن می گوید که خدا به آن باز خواهد گرداند.
۳۷. کتاب حجّی: این کتاب مربوط به زمانی است که قوم از اسارت بازگشتند و به بازسازی خانه خدا مشغول شدند. چون در کار بازسازی سستی پدید آمد، حجّی از سوی خدا دستور آورد که کار را به پایان برسانند.
۳۸. کتاب زکریّا: زکریّای نبی (ع) که معاصر حجّی بود، در این کتاب مردم را به بازسازی خانه خدا تشویق می کند. او همچنین از آمدن مسیح موعود خبر می دهد.
۳۹. کتاب ملاکی: ملاکی در زمانی زندگی می کرد که خانه خدا بازسازی شده بود، ولی کاهنان وظایف خود را در قبال آن انجام نمی دادند و مردم به گناه افتادند. او کاهنان و مردم را انذار می داد و به توبه دعوت می کرد؛ همچنین از آمدن مسیح موعود خبر می داد.

ب) عهد جدید

بخش دوم کتاب مقدّس، عهد جدید است که تنها مسیحیان آن را قبول دارند و یهودیان آن را معتبر نمی دانند. این بخش نیز شامل کتاب ها و رسالات متنوّع و مطالب گوناگونی است.
عهد جدید به زبان یونانی نوشته شده؛ درحالی که حضرت عیسی(ع) و حواریان او به زبان آرامی، سخن می گفتند؛ که لهجه ای از زبان عبری است، زیرا با کشورگشایی اسکندر و ایجاد امپراتوری بزرگ، زبان و فرهنگ یونانی در بسیاری از مناطق تبلیغ و زبان یونانی، زبان علمی و زبان دوم شد؛ طوری که بسیاری از مردم، به ویژه در حوزه دریای مدیترانه، با این زبان آشنا شدند. هنگامی که رسولان مسیحی با مردم این مناطق سخن می گفتند و برای آن ها می نوشتند، طبیعی بود که از زبان مشترک (یونانی) استفاده کنند.

تقسیم بندی عهد جدید

عهد جدید به چهار بخش کلی تقسیم می شود:
۱. زندگی نامه و سخنان حضرت عیسی(ع): این بخش شامل چهار انجیل(۱۳) است. گفته اند «متی»، «مرقس»، «لوقا» و «یوحنا» آن ها را نگاشته اند؛ در واقع، این چهار کتاب سیره عملی و گفتاری حضرت عیسی(ع) هستند که افرادی آن را روایت می کنند. سبک سه انجیل نخست، یکسان و مطالب مندرج در آن ها هماهنگ است و با فرهنگ یهودی اختلاف چندانی ندارند. در این سه انجیل، از الوهیت حضرت عیسی(ع) سخنی نیست. مطالب انجیل چهارم، با سه انجیل دیگر متفاوت است، با فرهنگ یهودی سازگاری ندارد و در آن، الوهیت حضرت عیسی(ع) مطرح شده است. سه انجیل اول را اناجیل هم نوا یا هم دید(۱۴)می نامند.
۲. تبلیغ ها و مسافرت های تبلیغی مبلّغان مسیحی: در این بخش، فقط یک کتاب به نام اعمال رسولان وجود دارد که اقدامات حواریان و دیگر مسیحیان، به ویژه پولس را بیان می کند.
۳. نامه ها: حواریان و رسولان مسیحی صدر اول، نامه هایی به شهرها و افراد گوناگون نگاشته اند که ۲۱ عدد از آن ها در مجموعه عهد جدید وجود دارد. سیزده یا چهارده عدد از این نامه ها به پولس و از هفت نامه باقی مانده، سه نامه به یوحنّا، دو نامه به پطرس و دو نامه دیگر به یعقوب و یهودا منسوب اند.
۴. رویا و مکاشفه: در این بخش نیز فقط یک کتاب وجود دارد که به یوحنّا منسوب است و در پایان عهد جدید آمده است.
نگاهی اجمالی به کتاب های عهد جدید
عهد جدید شامل ۲۷ کتاب است:
۱. انجیل متی: «متی» یهودی بود و برای رومیان باج و خراج می گرفت. یهودیان این شغل را مذموم می دانستند. وقتی حضرت عیسی(ع) او را دعوت کرد، پذیرفت و از حواریان او شد. انجیل اول، که بیشتر محققان برآنند بین سال های ۶۵-۷۰ م. یعنی بیش از سی سال پس از زندگی زمینی حضرت عیسی(ع) نوشته شده، در سنت به این حواری منسوب است. در این انجیل، که با سنّت یهودی مطابقت دارد و سخنی از الوهیت حضرت عیسی(ع) در آن نیست، نسب، تولّد، کودکی، شروع تبلیغ، موعظه ها و معجزه ها، دستگیری، مصلوب شدن حضرت عیسی(ع) و سرانجام، برخاستن او از میان مردگان، با تفصیل نسبی آمده است.
۲. انجیل مرقس: این انجیل به مرقس منسوب است، کوتاه ترین و قدیمی ترین اناجیل است و بیشتر پژوهشگران تاریخ آن را بین سال های ۶۵ _ ۷۰ م. می دانند. مرقس از حواریان نبود، بلکه شاگرد خاص «پطرس» حواری بود. گفته اند او مطالب این انجیل را از پطرس نقل کرده است. محتوا و سبک این انجیل، مانند انجیل متی است؛ اما مختصرتر است و قسمت هایی از زندگی حضرت عیسی(ع)، مانند تولّد و کودکی او را در بر ندارد. پژوهندگان کتاب مقدّس برآنند که «متی» و «لوقا» از این انجیل استفاده کرده اند.
۳. انجیل لوقا: «لوقا» پزشک غیریهودی بود که پس از حضرت عیسی(ع) به دست «پولس» ایمان آورد و شاگرد خاص و همراه او شد. مطابق سنت وی، انجیل سوم و نیز کتاب اعمال رسولان را برای فردی به نام «تئوفیلوس» نوشته است. اگرچه پولس مبدع الهیّات «عیسی خدایی» است، در دو کتاب منسوب به لوقا هیچ سخنی از الوهیت مسیح نیست و مطالب و سبک، انجیل لوقا شبیه دو انجیل قبل است. گفته اند این انجیل همزمان با انجیل متی یا اندکی پس از آن نوشته شده است.
۴. انجیل یوحنّا: این انجیل در سنت به «یوحنّا» پسر «زِبّدی» منسوب است. یوحنّا یکی از حواریان بود. وی در زمان حیات زمینی حضرت عیسی(ع) طفل خردسالی بود. در این انجیل نیز زندگی نامه و سخنان حضرت عیسی(ع) آمده است، ولی ویژگی بارز آن مسیح شناسی خاص آن است. در این انجیل، مسیح جنبه الوهی یافته و خدای متجسّد شده است. بیشتر پژوهشگران امروزی تاریخ نگارش این انجیل را پایان قرن اول، یعنی نزدیک به هفتاد سال پس از حضرت عیسی(ع) می دانند.
۵. کتاب اعمال رسولان: از ابتدای کتاب مشخص است که نویسنده این کتاب همان نویسنده انجیل سوم است؛ از این رو، این کتاب نیز به شاگرد خاص پولس (لوقا) منسوب است.
در هشت باب اول این کتاب، فعالیت ها و تبلیغ های حواریان حضرت عیسی(ع) و در راس همه، پطرس مطرح شده است. در باب نهم، سخن از ایمان آوردن ناگهانی پولس به میان می آید که تا پیش از آن یهودی سخت گیر و شکنجه گر مسیحیان بود. این کتاب از باب نهم به بعد، بیشتر به مسافرت ها و تبلیغ های پولس می پردازد و از حواریان کمتر سخن می گوید. این کتاب بی تردید پس از انجیل سوم نوشته شده است.
۶. نامه پولس به رومیان: در کتاب عهد جدید، سیزده یا چهارده نامه به پولس منسوب اند که پژوهش گران می گویند بین سال های ۴۵-۶۰ م. یعنی پیش از نگارش اناجیل نگاشته شده اند. در همه این نامه ها، الهیّات خاص پولس، که الهیّات «عیسی خدایی» است، دنبال شده است. نامه اول به مسیحیان روم است و آن تاکید شده است که نجات، فقط با ایمان به مسیح حاصل می شود، نه با عمل کردن به شریعت.
۷. نامه اول پولس به قرنتیان: در این نامه، پولس به پرسش های مسیحیان «قرنتس» پاسخ داده و مسائلی از قبیل اختلافات، فساد اخلاقی در کلیسا، ازدواج و روابط جنسی، نظام کلیسایی و رستاخیز را بیان کرده است. او در پایان، بر محبت تاکید کرده است.
۸. نامه دوم پولس به قُرَنتیان: در این نامه، پولس بیشتر مشکلاتی را مطرح کرده است که در راه تبلیغ مسیحیت برای وی پیش آمده است؛ گویا می خواسته است مسیحیان قرنتس را دلگرم کند.
۹. نامه پولس به غلاطیان: پولس در این نامه به مسیحیان «غلاطیه» گوشزد کرده است که با عمل به شریعت به جایی نمی رسند، بلکه با ایمان نجات می یابند و آن هدیه ای الهی است. گویا برخی از حواریان یا فرستادگان آن ها به غلاطیه رفته و از تعالیمی خلاف گفته های پولس سخن گفته بودند.
۱۰. نامه پولس به اَفَسُسِیان: گویا مسیحیان «اَفَسُس» به دلیل تفاوت های نژادی و زبانی اختلاف پیدا کرده بودند. پولس این نامه را از زندان برای حل اختلاف آن ها می فرستد.
۱۱. نامه پولس به فیلِپّیان: در این نامه، که از زندان نوشته شده است، پولس به مسیحیان «فیلپی» گوشزد می کند که ایمان به مسیح، چه شادی ها و سعادت هایی نصیب انسان می کند!
۱۲. نامه پولس به کولُسیان: برای مسیحیان «کولسی» درباره انسانیت و الوهیت مسیح پرسشی پیش آمده بود. آن ها شخصی را نزد پولس به زندان فرستادند. پولس این نامه را نوشت و بر جنبه الوهیت مسیح تاکید کرد. او در ضمن، مطالب دیگری را هم گوشزد کرده است.
۱۳. نامه اول پولس به تَسّالونیکیان: پولس در این نامه، پولس مسیحیان شهر «تسالونیکی» را به ایمان و زندگی پاک همراه با صبر و تحمّل دعوت کرده و از آن ها خواسته است منتظر ظهور مسیح باشند.
۱۴. نامه دوم پولس به تَسّالونیکیان: برخی از مسیحیان به بهانه انتظار مسیح، دست از کار و زندگی کشیده و به تنبلی روی آورده بودند. پولس در این نامه، واقعیت های زندگی را به آن ها گوشزد کرده است.
۱۵. نامه اول پولس به تیموتائوس: «تیموتائوس» شاگرد پولس بود که او را به رهبری کلیسای اَفَسُس گماشت. در این نامه، برای او شرایط رهبری خوب را بیان کرده و از او خواسته تعالیمی را که درباره مسیح و انجیل به او آموخته است، از تحریف و تغییر حفظ کند.
۱۶. نامه دوم پولس به تیموتائوس: این نامه را پولس از زندان به منزله وصیت نامه برای شاگرد خود، تیموتائوس، نوشته و از او خواسته که در راه مسیحیتی که او تعلیم داده است، استقامت ورزد و زیر بار تعالیم دیگران نرود. پولس مشکلاتی را که در راه تبلیغ و بشارت تحمّل کرده، گوشزد کرده است.
۱۷. نامه پولس به تیطُس: «تیطس» یکی از شاگردان پولس بود که او را به ر هبری کلیسای «کریت» گماشت. در این نامه، او وظیفه رهبر خوب را بیان کرده و از او خواسته است که مردم آن شهر را از گناه بازدارد.
۱۸. نامه پولس به فَلِیمُون: «فَلِیمُون» از کسانی بود که به دست پولس ایمان آورد. غلام او از شهر «کولسی» گریخت و به روم رفت. در آنجا به دست پولس ایمان آورد. پولس او را به شهر کولسی فرستاد و در این نامه از فَلِیمُون خواست که غلام خود را ببخشد و با او مثل برادر رفتار کند.
۱۹. نامه به عبرانیان: این نامه خطاب به مسیحیان یهودی الاصلی است که به شریعت یهودی پایبند بودند. نویسنده نامه به آن ها می گوید: «این شریعت و اعمال، با آمدن مسیح باطل شده است و ایمان به مسیح، انسان را نجات می دهد.» نویسنده این نامه مشخص نیست؛ اما چون مطالب آن شبیه گفته های پولس است، برخی نویسنده آن را پولس می دانند.
۲۰. نامه یعقوب: به گفته عهد جدید، «یعقوب» برادر حضرت عیسی(ع) بود و به مقام اسقفی کلیسای اورشلیم رسید. در این نامه، او برخلاف گفته های پولس، به مسیحیان گوشزد می کند که فقط ایمان کافی نیست و باید به شریعت نیز عمل کنند.
۲۱. نامه اول پطرس: این نامه به «پطرس» حواری منسوب است. مسیحیان آسیای صغیر، زیر فشار و شکنجه بودند و او آن ها را به صبر و بردباری توصیه می کرد و از آن ها می خواست که ایمان خود را از دست ندهند.
۲۲. نامه دوم پطرس: در این نامه نیز، که به پطرس منسوب است، مسیحیان به صبر و بردباری دعوت شده اند و حقایقی درباره ایمان مسیحی به آن ها گوشزد شده است.
۲۳. نامه اول یوحنّا: در این نامه، که به یوحنّا (نویسنده انجیل چهارم) منسوب است، نویسنده مطالبی شبیه گفته های پولس بیان کرده و نیز خطر کسانی را گوشزد کرده است که مطالبی خلاف مسیح شناسی پولس تعلیم می دهند.
۲۴. نامه دوم یوحنّا: این نامه به ظاهر خطاب به زن مسیحی صاحب مقامی نوشته شده و از او خواسته است که محبت و اطاعت را فراموش نکند و تعالیم غلط را نپذیرد، ولی از آنجا که این زن شناخته شده نیست، برخی احتمال می دهند که «بانوی گرامی» در این نامه، کنایه از کلیسای مسیح باشد.
۲۵. نامه سوم یوحنّا: در این نامه، که خطاب به یکی از رهبران کلیسا به نام «غایُس» نوشته شده، دستوراتی درباره تشویق خادمان واقعی و توبیخ مخالفان داده شده است.
۲۶. نامه یهودا: در این نامه، نویسنده خطر معلمان دروغین و مرتد را گوشزد کرده و مردم را از آن ها بر حذر کرده است.
۲۷. مکاشفه یوحنّا: این کتاب، که به یوحنّا (نویسنده انجیل چهارم) منسوب است، رمزی و سرّی است و حوادث آینده را پیشگویی کرده است؛ از این رو، نباید ظاهر آن را معیار قرار داد. این کتاب در زمانی نوشته شده است که مسیحیان سخت تحت فشار و شکنجه بوده اند.
کتاب های قانونی و غیرقانونی عهد جدید
از آنچه درباره عهد جدید گفتیم، بر می آید مسیحیان هیچ یک از کتاب های این مجموعه را به حضرت عیسی(ع) نسبت نمی دهند. بنابراین، از این نظر، مسیحیت، با اسلام تفاوت و نیز ظاهراً اختلاف دارد.
تفاوت در این است که مسلمانان کتاب آسمانی خود را وحی الهی نازل شده و از سوی خدا می دانند و معتقدند عین الفاظ از سوی خداوند بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده است؛ اما مسیحیان درباره عهد جدید چنین اعتقادی ندارند.
اما اختلاف در این است که از ظاهر برخی آیات قرآن بر می آید که خداوند کتابی به نام انجیل بر حضرت عیسی(ع) نازل کرده است، اما مسیحیان چنین اعتقادی ندارند. نویسنده ای مسیحی درباره این اعتقاد مسیحیان و نیز دلیل حجیّت و اعتبار عهد جدید می گوید:

مسیحیان هرگز نمی گویند عیسی کتابی به نام «انجیل» آورد. آوردن وحی توسط عیسی به گونه ای که مسلمانان در مورد قرآن و پیامبر اسلام معتقدند، در مسیحیت جایی ندارد. مسیحیان عیسی را «تجسّم وحی الهی» می دانند و به عقیده آنان، وی نه حامل پیام، بلکه عین پیام بوده است. بدین سبب، ما مسیحیان خواستار انجیلی نیستیم که عیسی آن را نوشته یا به شاگردانش املا کرده باشد.
اکنون که روشن شد مسیحیان عیسی را مجسّم شده کلمه یا پیام خدا می دانند، باید توجه کنیم که بر اساس عقیده آنان، انجیل ها حاصل تلاش شاگردان او است که از طریق الهام، ایمان خود به مسیح و مفهوم این ایمان در جامعه و پیروان وی، آن را اعلام کرده اند. هر یک از انجیل های چهارگانه شهادتی مشخص و مخصوص از مسیح می دهد. انجیل ها با آنکه در دیدگاه و جزئیات با یکدیگر متفاوت هستند، همگی در باب هویّت عیسی و ماهیت پیام الهی، که به واسطه او به پیروان وی رسیده است، اتفاقِ نظر دارند. از اینجاست که مسیحیان حاضر نیستند یک انجیل را بگیرند و سایر انجیل ها را رها کنند؛ زیرا ایمان آنان بر تعالیم چهار انجیل استوار و تنظیم شده است. به عقیده آنان، دست برداشتن از هر یک از انجیل ها نقص ایمان ایشان را در پیِ خواهد داشت.
این مسئله ما را به تفاوت دیگری در مفهوم «وحی» بین مسیحیان و مسلمانان رهنمون می شود. مسیحیان فقط به چهار انجیل، نه کمتر و نه بیشتر عقیده دارند و اعتراف می کنند که تنها این چهار انجیل صحیح هستند، نه غیر آن ها؛ زیرا جامعه مسیحیان نخستین، آن ها را از جانب خدا می دانست. بدیهی و مسلّم است که ایمان مسیحیت بر ایمان رسولان و شاگردان عیسی استوار است و – همان طور که قبلاً گفتیم- مسیحیان نخستین عقیده داشتند که روح خدا هدایت را برای جامعه آنان (یعنی کلیسا) فراهم کرده است.
از این مسئله در می یابیم که خدا در ۳۰ سال سرنوشت سازی (۳۰-۶۰ میلادی) که انجیل مکتوب وجود نداشت، بلکه سخنان و کارهای عیسی به طور شفاهی نقل می شد، آن جامعه را هدایت می کرد. این روح القدس بود که از طریق الهام، نویسندگان انجیل ها را برای نوشتن این کتب و ثبت برگزیده سخنان و کارهای بسیار زیاد عیسی در آن ها رهنمون شد. یکی از اموری که روح القدس مخصوصاً به آن اقدام کرد، این بود که دیدگاه کلامی انجیل نگاران را در مورد آنچه خدا می خواست از طریق زندگی، مرگ و رستاخیز عیسی به مردم منتقل شود، هدایت نمود و سرانجام، جامعه مسیحیان نخستین، با راهنمایی روح القدس از میان نوشته های مسیحی بی شمار، به ۲۷ کتاب، که انجیل های چهارگانه نیز جزو آن هاست، اقرار کرد و پذیرفت که آن ها با الهام الهی نگارش یافته اند. این نوشته ها «عهد جدید» نامیده شدند و در طول زمان، مرجع اساسی ایمان مسیحی به شمار می رفته اند.
این درک مسیحیت از رابطه کتاب های مقدّس و وحی با درک اسلام از آن رابطه، تفاوت دارد. مسلمانان امّتی هستند که به مقتضای تعالیم قرآن پدید آمده اند. آنان عقیده دارند که خدا پیامبر اسلام را فرستاد و قرآن را به او وحی کرد و امّت اسلامی به دنبال آن آمد. ولی مسیحیان می گویند که جامعه مسیحیت به ارشاد روح القدس، ایمان ویژه و کتاب های خویش را، که از وحی خدا در عیسی سخن می گوید، پدید آورد.
به همین شیوه، جامعه مقرّر کرد که کتاب های مقدّس مسیحیت مجموع ۴۶ [۳۹ ] کتاب عهد عتیق [قدیم] یهود و ۲۷ کتاب عهد جدید باشد، نه چیز دیگر.
این توافق در باب کتاب های مقدّس از طریق نوعی اجماع حاصل شد. این اجماع خیلی زود به دست آمد و فهرست نخستین کتاب های مقدّس بین سال های ۱۵۰-۲۰۰ تهیه شد و پس از چند قرن، کلیسا به طو رسمی روشن ساخت که چه کتاب هایی را باید مقدّس شمرد؛ همان طور که «شورای ترانت» در سال ۱۵۴۶ چنین کاری را انجام داد. البته تصمیم گیری های متاخّر پیرامون کتاب های مقدّس جز تایید عقیده سنّتی مسیحیان در این باب، چیز دیگر نبود.(۱۵)

از این فقره بر می آید که نویسندگان متعددی در قرن نخست مسیحی، کتاب ها و رساله های گوناگونی نگاشته اند و بیش از یک قرن بعد، یعنی بین سال های ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلادی، عده ای دیگر از بین مجموعه کتاب های موجود، ۲۷ کتاب و رساله را برگزیده و قانونی اعلام کرده، بقیه را غیر قانونی اعلام کرده اند. بنابراین، کتاب های دیگری موجود بوده اند که غیرقانونی اعلام شده، یا پس از این تاریخ نگاشته شده اند. نویسنده مزبور در این باره می گوید:

اکنون می پردازیم به اناجیل دیگر و رساله ها و کتاب های اعمال و مکاشفاتی که مسیحیان نخستین آن ها را نوشته اند و به «اپوکریفای عهد جدید» یا «کتاب های جعلی عهد جدید» شهرت یافته است و کلیسا آن ها را در شمار کتاب های رسمی قرار نمی دهد. بسیاری از این کتاب ها هنوز هم موجود است و از برخی دیگر، تنها نامی مانده است.
برخی از این کتب، همچون «انجیل عبریان»، «انجیل مصریان» و «انجیل پطرس»، در فضا و تعالیم، مشابه با اناجیل چهارگانه نگارش یافته است و بعید نیست که برخی از تعالیم عیسی، که در انجیل های رسمی نیامده، در آن ها یافت شود. برخی دیگر از این کتب، مانند انجیل مرقیون (مرکیون)، توماس و فیلپّس نوشته غنوصیان (ناستیک های) قدیم است و تعالیمی غنوصی در آن ها وجود دارد که کلیسای راست کیش آن را نمی پذیرد.
انجیل های دیگری هم یافت می شود؛ مانند «انجیل کودکی» نوشته توماس، «داستان یوسف نجّار»، «صعود مریم» و «انجیل کودکی به زبان عربی» که توجه خود را به داستان های کودکی عیسی، که میان مسیحیان رایج بود، معطوف داشته و در تقویت پرهیزگاری مسیحیان بسیار موثر بوده است. در کتاب اخیر، داستان هایی از عیسی و مریم شبیه به داستان های قرآن مجید در این باب مشاهده می شود.
علاوه بر کتاب «اعمال رسولان» رسمی، کتاب های اعمال دیگری نیز وجود دارد؛ مانند «اعمال پطرس»، «اعمال پولس»، «اعمال یوحنّا»، «اعمال اندریاس» و «اعمال توماس»؛ و تمام این ها به احتمالِ قوی، در اواخر قرن دوم نگاشته شده است. همچنین «رساله کلمنت» و «رساله برنابا» و دو رساله منسوب به پولس رسول (غیر از رسایل معروف و قانونی او) به نام های «رساله سوم پولس رسول به قرنتیان» و «رساله پولس رسول به لاودکیان» و کتاب های مکاشفه ای غیر از «مکاشفه یوحنّای رسول» وجود دارد.
با آنکه برخی از این کتاب ها مشتمل بر افکار بسیار بلندی است و تعالیمی در آن ها یافت می شود، که همان تعالیم واقعی عیسی است، ولی همه مسیحیان عصر ما این نوشته ها را رد می کنند و آن ها را ضمن کتاب مقدّس قرار نمی دهند. علت این امر آن است که مسیحیان قدیم این کتاب ها را نپذیرفته اند؛ مثلاً گفته می شود «جروم» قدّیس، که یکی از نخستین مترجمان و مفسّران کتاب مقدّس بود، «انجیل عبریان» را از زبان آرامی به یونانی و لاتین ترجمه کرد، ولی با آنکه می کوشید مطالب حق آن را از باطل تشخیص دهد، هرگز آن را از انجیل هایی نمی شمرد که می تواند مبنای ایمان مسیحی قرار گیرد.
این موضوع چیزی را که قبلاً گفتیم، تایید می کند و آن اینکه میزان رسمی شدن یک نوشته مقدّس، اجماع جامعه مسیحیان نخستین است. این افراد به زمان عیسی و نوشته شدن کتاب های مقدّس از ما نزدیک تر بوده اند و به همین دلیل، برای تعیین اینکه کدام کتاب می تواند زیربنای مسیحیت قرار گیرد و کدام کتاب نمی تواند چنین باشد، صلاحیت داشته اند. نسل های بعدی مسیحیت، معتقد بودند که جامعه نخستین در تشخیص هویّت کتاب های مقدّس از تایید روح القدس برخوردار بوده است.
اکنون مناسب است در باب کتاب معروف به «انجیل برنابا» سخنی بگوییم: هنگامی که در اوایل قرن بیستم، دو تن از دانشمندان انگلستان به نام های لونسدیل و لوراراگ این کتاب را از زبان ایتالیایی به انگلیسی ترجمه کردند، کتاب مذکور موضوع بحث و گفت و گوهای مفصّل و تندی واقع شد.
دانشمندان بر اساس شواهد لفظی و تاریخی، زمان تالیف آن را اواخر قرن شانزدهم می دانند. به نظر برخی از دانشمندان، ممکن است نویسنده این کتاب از منابع قدیمی، به ویژه منابع مربوط به یهودیان مسیحی شده، بهره برده باشد.
در مورد نویسنده انجیل مذکور نیز اختلاف نظر وجود دارد؛ ولی قراین بسیاری نشان می دهد که وی «برادر مارینو»، یکی از مسیحیان اسپانیایی است که در اسپانیای قرن شانزدهم به اسلام گرویده و برای تهیه انجیلی موافق با دین تازه خود، به این کار مبادرت می کند. وضع مولّف این کتاب هر چه باشد، باید گفت: وی یک نو مسلمان بوده؛ زیرا محتوای کتاب وی با تعالیم اسلام یا مسیحیت توافق کامل ندارد.(۱۶)

ج) کتاب مقدّس و نقد تاریخی

در قرن هجدهم میلادی و پس از پیدایش نهضت روشنگری، نگرش جدیدی به کتاب مقدّس شکل گرفت که به «نقد تاریخی کتاب مقدّس» معروف است. سخن اصلی نهضت روشنگری این بود که انسان می تواند همه زوایای عالم را با عقل و تجربه خویش کشف کند و همه چیز در تیررس این عقل قرار دارد.(۱۷)
به تعبیرِ دیگر، در این عصر، اصالت تجربه و مشاهده، اساس و بنیاد همه شناخت ها شد و همه علوم، حتی فلسفه، باید به علم طبیعی مبدّل می شدند.(۱۸)
این فرایند شامل کتاب مقدّس هم شد؛ بنابراین، مطالعه کتاب مقدّس، مانند سایر پدیده های طبیعی، آغاز شد، به تعبیرِ دیگر، کتاب مقدّس به آزمایشگاه تجربی بُرده شد. در این نگرش، کتاب مقدّس نه کتابی الهی و وحیانی، بلکه مانند سایر کتاب های بشری بود. این جریان گسترش یافت و مطالعات زیادی درباره قسمت های گوناگون کتاب مقدّس انجام شد. نویسنده ای غربی، سخن دو جریان سنّتی و نقّادان را درباره کتاب مقدس این گونه بیان می کند:

سنّت گرایان می گفتند: «تورات» و «انجیل» کتاب های مقدّس و آسمانی اند و مولّفشان خود خداست؛ کلام پروردگارند خطاب به انسان. تنها طرز خواندن درست و یگانه راه گشودن رموز آن ها، قرائت آن ها با حضور ذهن ایمان سنّتی است. برخورد انتقادی با آن ها قطعاً زیبنده نیست؛ چرا که به اصل مطلب تردید راه می دهد و از اول، کتاب مقدّس را نه کلام خدا، بلکه کتابی صرفاً بشری می شمارد.(۱۹)

اما نقّادان پاسخ می دادند:

دین و کتاب مقدّس بسیار است. نباید جزم اندیش بود و یکی را بر حق دانست و دیگران را نادیده انگاشت. همه کتاب های مقدّس را باید با دید سنجش گر خواند و به داوری ارزش های دینی و اخلاقی که می آموزند و اطلاعات تاریخی که می دهند، پرداخت؛ از این گذشته، «انجیل» مسیحیان به وضوح، سندی بشری و تاریخی و وابسته به زمان ها و مکان های مشخصی در گذشته است. اگر آن را منبع اطلاعات خود سازیم، باید همان پرسش هایی را از آن بکنیم که از دیگر مدارک تاریخی می کنیم.(۲۰)

به هر حال، نتایج جریان نقّادی کتاب مقدّس بسیار مهم بودند، طوری که در این زمینه، انقلاب ایجاد کردند. هر چند بخشی از سخنان نقّادان به اصل جهان بینی آنان مربوط بود؛ برای مثال، آنان معجزه را نمی پذیرفتند و همه معجزات کتاب مقدّس را رد می کردند. البته این قسمت کار آنان، خود باید نقد می شد؛ اما همه تلاش آنان این گونه نبود؛ برای مثال، آنان با مطالعات و بررسی های دقیق، تاریخ درست نگارش قسمت های گوناگون کتاب مقدّس را مشخص کردند و بدین سان، در اعتقاد سنّتی درباره تاریخ نگارش و نویسندگان این کتاب ها، تردید جدّی کردند.(۲۱) دستاوردهای این جریان در بحث از کتاب مقدّس، بسیار مهم است.
نویسنده ای مسیحی درباره مهم ترین نتایج نقادی کتاب مقدّس که باعث نگرانی راست دینی مسیحی شد، چنین می نویسد:

نقادان به طور کلی عقیده دارند که برخلاف نظرسنجی، نویسنده پنج کتاب اول کتاب مقدس، موسی نبوده است، بلکه نویسندگان آن لااقل چهار شخص مختلف بوده اند. یکی از نتایج این عقیده این است که در کتاب پیدایش، دو نوع مختلف شرح آفرینش وجود دارد. نقادان معتقد بودند که کتاب ها و قسمت هایی که در آن ها درباره وقایع آینده، پیشگویی هایی وجود دارد، بعد از انجام شدن آن وقایع نوشته شده اند. نظر کلی این بود که انجیل یوحنا، که مدتها محبوب ترین انجیل راست دینان بود، توسط یوحنای رسول نوشته نشده و جنبه تاریخی آن خیلی قوی نیست. سه انجیل اول، که اناجیل هم دید [هم نوا] خوانده می شوند، مدت ها قبل از انجیل یوحنا نوشته شده اند و بسیار معتبرتر از آن هستند. آنچه مهم تر از همه این جزئیات می باشد این موضوع است که درباره هر مطلبی که کتاب مقدس بیان می کند شک و تردید به وجود آمد.(۲۲)
دو نکته درباره کتاب مقدّس
در پایان این بخش، لازم است دو نکته را درباره کتاب مقدّس تذکر دهیم:
شیوه ارجاع به کتاب مقدّس نیز مانند قرآن، با ارجاع به کتاب های معمولی متفاوت است؛ زیرا چاپ ها و نسخ متعددی دارد و نمی توان با ذکر شماره صفحه به آن ارجاع داد؛ بنابراین، برای ارجاع به این مجموعه، از شماره های باب ها و آیه ها استفاده می شود؛ برای مثال، در ارجاع به آیه دوم از باب پانزدهم سفر «پیدایش» می نویسیم: «سفر پیدایش، ۲:۱۵». فقط کتاب مزامیر عنوان باب ندارد و به جای آن «مزمور» به کار رفته است؛ ولی باز هم شیوه ارجاع به همان صورت است: «مزامیر، ۱۲:۳» و مقصود «مزامیر، مزمور سوم، آیه ۱۲» است.
۲. از کتاب مقدّس و یا قسمت هایی از آن، ترجمه های متعددی به زبان فارسی وجود دارد. یکی از این ترجمه ها، به بخش عهد قدیم مربوط است که فردی به نام «ویلیام گلن» به کمک «فاضل خان همدانی» و برخی دیگر آن را ترجمه کرده اند. بخش عهد جدید آن را نیز «هنری مارتین» ترجمه کرده است. بخش عهد قدیم این ترجمه در سال ۱۸۵۶ و عهد جدید در سال ۱۸۷۶ چاپ شده اند. ترجمه این کتاب بسیار دشوار است.
ترجمه دیگر این کتاب را «انجمن پخش کتب مقدّسه» انجام داده است. اگرچه این ترجمه نیز قدیمی است و چندان روان نیست، معتبرترین ترجمه به زبان فارسی است.
ترجمه دیگر، تحت عنوان «ترجمه تفسیری» در دست است که هر چند روان و به قلم امروزی است، چون تفسیری است، برای استناد اعتبار ندارد.
ترجمه های دیگری هم از قسمت های مختلف کتاب مقدّس، به ویژه عهد جدید و اناجیل، در دست است؛ از قبیل ترجمه عهد جدید از انتشارات انجمن کتاب مقدّس و نیز اناجیل اربعه میرمحمد باقر بن اسماعیل حسینی خاتون آبادی آن را ترجمه کرده است. اگرچه ممکن است این ترجمه ها نیز دقیق باشند، اعتبار ترجمه انجمن پخش کتب مقدّسه را ندارند؛ از این رو، در نوشته های پژوهشی، معمولاً به ترجمه انجمن پخش کتب مقدّسه ارجاع می دهند. همچنین در سال های اخیر، آقای پیروز سیار اسفار پنج گانه تورات و نیز عهد جدید را ترجمه کرده که چشمگیر است، هر چند ممکن است نزد یهودیان و مسیحیان اعتبار ترجمه معروف را نداشته باشد.

نظرات کاربران درباره کتاب مقدس