فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ چیستی و الزامات

کتاب تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ چیستی و الزامات
ره، تقریر دروس تفسیری حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی

نسخه الکترونیک کتاب تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ چیستی و الزامات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۵,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ چیستی و الزامات

در مورد قرآن کریم، این آخرین کتاب نازل شده بر بشریّت، دو نوع نگاه وجود دارد؛ نگاهی از بیرون و نگاهی از درون. نگاه بیرونی به مباحثی که در حوزۀ مسائل مرتبط با فهم قرآن و علوم پیرامونی قرآن مطرح است، و نگاه درونی به متن قرآن و تفسیر آن و اقسام تفاسیر می­پردازد. سؤالی که در این خصوص مطرح است، آن است که رابطۀ این دو نوع نگاه با یکدیگر چیست؟ علوم قرآنی چه کمکی به فهم قرآن کریم می­کنند؟ اصولاً تفسیر به چه معناست؟ تفاوت آن با ترجمه و توصیف چیست؟ گونه‌های مختلف تفسیر قرآن کریم چیست؟ علت بیان شأن نزول‌ آیات در تفاسیر چیست و چرا بدون دانستن آن‌ها نمی­توان فهم کاملی از آیه داشت؟ چرا امروزه از یک کلام، چند گونه برداشت صورت می­گیرد؟ رو­ش­های تفسیر قرآن چند نوع است و کدام‌یک از آن‌ها معتبر و کدام نادرست است؟ و سؤالاتی از این دست که می‌بایست به آن­ها پرداخت.

ادامه...

بخشی از کتاب تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ چیستی و الزامات

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سخن ناشر

«بسم اللّه الرحمن الرحیم»
وَلَقَدْ ءَاتَینَا داوُودَ وَ سُلَیمَنَ عِلْمًا و قَالا اْلْحَمْدُ لِلَّهِ اْلَّذِی فَضَّلَنَا عَلَی کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ اْلْمُوْمِنِینَ
(قرآن کریم. سوره مبارکه النمل. آیه شریفه۱۵)

فلسفه وجودی دانشگاه امام صادق (ع) که ازسوی ریاست فقید دانشگاه به کرات مورد توجه قرار گرفته، تربیت نیروی انسانی ای متعهد، باتقوا و کارآمد در عرصه عمل و نظر است تا از این طریق دانشگاه بتواند نقش اساسی خود را در سطح راهبردی به انجام رساند.
از این حیث «تربیت» را می توان مقوله ای محوری یاد نمود که وظایف و کارویژه های دانشگاه، در چارچوب آن معنا می یابد؛ زیرا که «علم» بدون «تزکیه» بیش از آنکه ابزاری در مسیر تعالی و اصلاح امور جامعه باشد، عاملی مشکل ساز خواهد بود که سازمان و هویت جامعه را متاثر و دگرگون می سازد.
از سوی دیگر «سیاست ها» تابع اصول و مبادی علمی هستند و نمی توان منکر این تجربه تاریخی شد که استواری و کارآمدی سیاست ها در گرو انجام پژوهش های علمی و بهره مندی از نتایج آنهاست. از این منظر پیشگامان عرصه علم و پژوهش، راهبران اصلی جریان های فکری و اجرایی به حساب می آیند و نمی توان آینده درخشانی را بدون توانایی های علمی ـ پژوهشی رقم زد و سخن از «مرجعیت علمی» در واقع پاسخ گویی به این نیاز بنیادین است.
دانشگاه امام صادق (ع) درواقع یک الگوی عملی برای تحقق ایده دانشگاه اسلامی در شرایط جهان معاصر است. الگویی که هم اکنون ثمرات نیکوی آن در فضای ملی و بین المللی قابل مشاهده است. طبعاً آنچه حاصل آمده محصول نیت خالصانه و جهاد علمی مستمر مجموعه بنیان گذاران و دانش آموختگان این نهاد است که امید می رود با اتکاء به تاییدات الهی و تلاش همه جانبه اساتید، دانشجویان و مدیران دانشگاه، بتواند به مرجعی تمام عیار در گستره جهانی تبدیل گردد.
معاونت پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع) باتوجه به شرایط، امکانات و نیازمندی جامعه در مقطع کنونی با طرحی جامع نسبت به معرفی دستاوردهای پژوهشی دانشگاه، ارزیابی سازمانی ـ کارکردی آن ها و بالاخره تحلیل شرایط آتی اقدام نموده که نتایج این پژوهش ها در قالب کتاب، گزارش، نشریات علمی و.... تقدیم علاقه مندان می گردد. هدف از این اقدام ـ ضمن قدردانی از تلاش خالصانه تمام کسانی که با آرمان و اندیشه ای بزرگ و ادعایی اندک در این راه گام نهادند ـ درک کاستی ها و اصلاح آنها است تا از این طریق زمینه پرورش نسل جوان و علاقه مند به طی این طریق نیز فراهم گردد؛ هدفی بزرگ که در نهایت مرجعیت مکتب علمی امام صادق (ع) را در گستره بین المللی به همراه خواهد داشت. (ان شاءالله)

وللّه الحمد
معاونت پژوهشی دانشگاه

فصل اول: کلیات

۱-۱. مقدمه

در مورد قرآن کریم، این آخرین کتاب نازل شده بر بشریّت، دو نوع نگاه وجود دارد؛ نگاهی از بیرون و نگاهی از درون. نگاه بیرونی به مباحثی که در حوزه مسائل مرتبط با فهم قرآن و علوم پیرامونی قرآن مطرح است، و نگاه درونی به متن قرآن و تفسیر آن و اقسام تفاسیر می­پردازد.
سوالی که در این خصوص مطرح است، آن است که رابطه این دو نوع نگاه با یکدیگر چیست؟ علوم قرآنی چه کمکی به فهم قرآن کریم می­کنند؟ اصولاً تفسیر به چه معناست؟ تفاوت آن با ترجمه و توصیف چیست؟ گونه های مختلف تفسیر قرآن کریم چیست؟ علت بیان شان نزول آیات در تفاسیر چیست و چرا بدون دانستن آن ها نمی­توان فهم کاملی از آیه داشت؟ چرا امروزه از یک کلام، چند گونه برداشت صورت می­گیرد؟ رو­ش­های تفسیر قرآن چند نوع است و کدام یک از آن ها معتبر و کدام نادرست است؟ و سوالاتی از این دست که می بایست به آن­ها پرداخت.

۱- ۲. نیازمندی قرآن کریم به تفسیر

یکی از مهم ترین سوالات مطرح در بحث تفسیر قرآن کریم، نیاز این کلام الهی به تفسیر است. چرا این متن، نیازمند به تفسیر شدن دارد؟ چرا با وجود دانستن زبان عربی، امکان فهم مفاهیم و معارف این کلام الهی برای همگان وجود ندارد؟ مسئله تفسیر قرآن کریم که معتقدیم لازم و حتمی است، و باید باشد، آیا به آن معناست که آیه ای در مرتبه ظاهری و لغوی ابهام دارد و صرفاً به واسطه فهم لغات عربی آن، می­توان آن را تفسیر کرد؟ آیا منظور از تفسیر، فهم لغات و واژگان آیه است؟
اگر بنا باشد صرفاً لغت های یک آیه را ترجمه کنیم و سپس بگوییم فهمیدیم که آیه شریفه:

«اَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ»(۲) یا «وَ آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی »؛(۳)

چه می­خواهد بگوید، این مطلب را هرکس اندک آشنایی با زبان عربی داشته باشد، می تواند بفهمد. پس علت نگارش تفاسیر متعدد چیست؟ چرا عنوان «تفسیر» برای آن ها انتخاب شده در حالی که می­بایست عنوان «لغت نامه» و «قاموس لغت» برای آن ها انتخاب می­شد؟
بعضی از اندیشمندان، اساساً تفسیر قرآن را قبول ندارند، زیرا معتقدند تفسیر، کشف حجاب است و از آنجا که قرآن کریم در ذات خود حجاب و ابهامی ندارد و تبیان همه چیز است،(۴) لذا دیگر نیازی به بیان و تفسیر ندارد. این افراد معتقدند چون می­توانیم مفهوم واژگان قرآنی را بیان کنیم، لذا دیگر تفسیر جایگاهی نداشته و بالاتر از کلام خداوند و آنچه اهل بیت (ع) در این زمینه گفته­اند، نمی­توان کلامی گفت. در مواجهه با کلیات، عمومات و اطلاقات قرآنی نیز صرف بیان مفهوم و ترجمه لغات و داشتن یک درک کلی از آیه را کافی دانسته و ابهام در کیفیت و میزان عمل را ناشی از موارد دیگر از جمله عدم درک سنّت دانسته­اند و لذا به جای روش تفسیر قرآن به قرآن، روش تفسیر قرآن به سنّت را معتبر می­دانند.(۵)
بعضی از علما و محدثان شیعه که اصطلاحاً «اخباری» نامیده می­شوند و یا بعضی از علمای اهل سنّت که «ظاهریه» نامیده می شوند نیز از آنجا که بسیار به حفظ الفاظ قرآن مقیّد بوده و تلاش داشتند تا فراتر از ظاهر متن حرکت نکرده و صرفاً به ظاهر آیات می­پرداختند، اساساً تفسیر قرآن را قبول نداشتند و لذا هرگونه تفسیر و برداشت فراتر از ظاهر آیات را بدعت(۶) می دانستند. به عنوان مثال در خصوص آیه «ثُم اسْتَوی عَلَی الْعَرْش»(۷) معتقد بودند واقعاً عرش و تختی وجود داشته و واقعاً جلوس و استوائی توسط خداوند بر این عرش صورت گرفته است که نتیجه آن، ایجاد یک تصور جسمانی از خداوند بوده است.(۸) احتمالاً ترس از اینکه بخواهند دخالتی در متن قرآن کرده و ظاهر را تغییر دهند، این افراد را به سمت چنین نگاه و برداشتی سوق داده است.
البته اخباریون شیعه به دلیل تبعیت از ائمه اطهار (ع)، کمتر گرفتار این مشکلات شدند، ولیکن ظاهریه اهل سنّت، خیلی مشکل پیدا کردند، زیرا به خاطر حفظ ظواهر و شکل متن، گرفتار و اسیر ظاهر شده و عمدتاً کلمات قرآن را شکلی و ظاهری تفسیر می کردند.

۱-۲-۱. بررسی مفهوم تفسیر و واژگان متقارب آن

جهت پاسخ به این سوال، در ابتدا لازم است مفهوم «تفسیر» و وجوه تمایز آن از دیگر لغات متقارب و مترادف آن بیان شود. لغت «تفسیر» در زبان عربی به معنای کشف و برداشتن حجاب و پرده از روی یک چیز است،(۹) چنانکه لغت «تصویر» هم تا حدودی با همین معنا مناسبت دارد و به معنای بیرون آوردن شیئی از یک محل و نمایش دادن آن است.(۱۰) در زبان عربی از این گونه لغت های متقارب زیاد وجود دارد، که هم از نظر لفظ با هم متقاربند و هم از نظر معنا به هم نزدیک هستند، مثل واژگان سد و صد، یا رفع و دفع. از این گونه لغات در قرآن کریم نیز زیاد وجود دارد.(۱۱) اگر واژه تفسیر درباره کلام استعمال شود، معنایش این است که مقصودِ کلامِ متکلم را می خواهیم بیان کنیم. حال یا ابهام ظاهری آن را رفع می کنیم، یا با استفاده از قرائن موجود در همان کلام یا قرائنی دیگر، مقصود متکلم را کشف و تبیین می­کنیم.
«ترجمه»(۱۲) نیز بیان مفهوم لغوی واژه است و تبدیل لفظی است به لفظ دیگر از زبانی به زبان دیگر، بنابراین ممکن است ترجمه، همان ابهامی را داشته باشد که اصل لغت دارد و حتی ممکن است ابهامش بیشتر هم باشد، چنانکه گاهی در ترجمه های قرآن، ملاحظه می شود که ابهام متن ترجمه از خود آیه بیشتر است و اگر کسی آیه را بخواند و اندکی نیز با زبان عربی آشنا باشد، بهتر متوجه می شود تا اینکه ترجمه های آن را بخواند.(۱۳)
لفظ دیگری که معمولاً در این گونه موارد استعمال می شود، واژه «توصیف» به معنای وصف کردن و تعریف یک شیء است، آن گونه که هست. البته لغت توصیف در زبان عربی وجود ندارد، بلکه واژه «وَصَفَ» وجود دارد و این یک مصدر جعلی است که اکنون لغت مشهور شده و در زبان عامیانه اعراب استعمال می­شود.(۱۴) حال با این پیش فرض که لغت و کلام یک امر وحیانی همانند عبادات نیست، به گونه­ای که حتماً می­بایست از قدیم چنین لفظی وجود داشته باشد تا بتوان آن را استعمال نمود، پرسش این است که رابطه تفسیر و توصیف چیست؟ آیا می­توان آیات قرآن را آن گونه که برخی اشیاء را توصیف می­کنند، توصیف نمود؟
همچنین است واژه «تحلیل»(۱۵) به معنای تجزیه و تفکیک مطالب، به ویژه در کاربرد اصول فقهی آن، که به دنبال تجزیه و تفکیک یک حکم به همه مکلفان آن است. به عنوان مثال در اصطلاح اصول فقه، وقتی یک حکم کلی از طرف شرع یا قانون گذار گفته می شود، مثل: «اَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ» که خطابی عمومی است، در تحلیل این حکم گفته می­شود به اندازه همه مکلفان، امر آن تجزیه و تفکیک می شود، زیرا هر مخاطبی در این مورد، امر به خصوصی دارد، چه آن افرادی که هم اکنون موجود هستند و چه آن افرادی که در آینده خواهند آمد.
این مطلب به صورت قضایای حقیقیّه در برابر قضایای خارجیّه نیز بیان می­شود. در قضایای خارجیّه فقط با مخاطب موجود سخن گفته می شود، در حالی که در قضایای حقیقیّه خطاب نسبت به همه افرادی است که هم اکنون حاضر بوده و یا در آینده حاضر خواهند شد. این نوع برداشت از تحلیل احکام، خطاب کلی «یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا» در قرآن را به تفکیک شامل همه انسان­ها دانسته و همه را مکلّف به آن می­داند.

۱- ۲-۲. ضرورت درک حقیقت قرآن

قرآن کریم دارای چهار وجود است؛ لفظی، کتبی، ذهنی و حقیقی.
گونه­های وجود لفظی و کتبی و ذهنی قرآن را همه کسانی که با آن مواجهه دارند دیده اند، خوانده اند و در ذهن تحلیل می­کنند. اما آیا حقیقت قرآن را نیز درک کرده و قرآن به جزئی از وجودشان تبدیل شده است؟ آنچه مهم است، درک حقیقت قرآن است و اینکه در قیامت به انسان مومن گفته می شود «بخوان و بالا برو»،(۱۶) دستور و امر اجباری نیست، بلکه نتیجه طبع وجود انسان است که به علت درک حقیقت قرآن، به همان اندازه بالا می­رود. این وجود حقیقی، همان است که در پیامبر اکرم (ص) یا امیرالمومنین (ع) تجلّی پیدا کرده بود آن هنگامی که از همسر پیامبر (ص) درخواست می کنند تا پیامبر را برای ایشان توصیف کند، می­گوید: «کانَ خُلقُهُ القرآن»(۱۷) و این نکته­ای است که باید به آن توجه داشت.
در مورد قرآن کریم حتماً باید به محتوا توجه کرد. درس هایی که در رشته علوم قرآنی دانشگاه یا حوزه خوانده می­شود، همه مقدمه­ای است برای درک حقیقت قرآن. تا زمانی که انسان مسئله­ای را نداند، به آن توجه نکرده و به دنبال پاسخ آن نیز نمی­رود، لذا دروس دانشگاه مقدمه­ای است برای توجّه پیدا کردن به قرآن کریم. هرچه انسان در این مسیر جلوتر می رود، تازه متوجه می­شود که چیزی نمی داند و به قول شاعر:

«تا بدانجا رسید دانش من
که بدانم همی که نادانم»(۱۸)

به ویژه وقتی درس های علوم قرآنی بیان می­شود، مخاطبان و دانشجویان تازه متوجه می شوند چه مسائل و مباحثی در قرآن کریم وجود دارد که می توانند به دنبال آن بروند و در این زمینه تحقیق کنند، لذا به واسطه دروس علوم قرآنی می بایست با محتوای قرآن و مسائل پیرامونی آن آشنا شد و سپس با آن انس گرفت و حقیقت قرآن را درک کرد.
قرآن کریم مانند دریایی مملوّ از معارف است که بسیار به فهم مسائل دیگر کمک می کند. زمانی که به محضر درس علامه طباطبایی (ره) می رفتیم، ایشان در هر موضوعی، تعدادی از آیات قرآن را می خواندند و سپس تفسیر می کردند. ما نیز آن ها را یادداشت کرده و حفظ می کردیم، لذا اکنون قسمت های زیادی از آن ها در ذهن مان مانده است. حال اگر انسان همه قرآن را حفظ باشد و ارتباط آیات را نیز در نظر داشته باشد، آنگاه می­تواند همه افکار و اندیشه­ها و اعمال و رفتارش را قرآنی کرده و به آن­ها نور قرآن ببخشد.

۱-۲-۲-۱. طهارت؛ مقدمه درک حقیقت قرآن

درک قرآن نیازمند داشتن طهارت است؛ اول طهارت ظاهری که طهارت از حدث است و دوم طهارت باطنی از خبث و گناه. از آیه شریفه «لا یمَسُّهُ اِلاَّ الْمُطَهَّرُون»(۱۹) چنین استفاده می شود که کسانی که مطهّر نباشند، با قرآن مساسی ندارند. «مس» یعنی اینکه انسان اتصال پیدا کند با قرآن و به آن وصل شود.(۲۰) علامه طباطبایی (ره) می فرمودند: از این آیه می فهمیم که حقیقت قرآن را غیر از مطهّرین، هیچ کس نمی تواند بفهمد. البته اینکه درجات تطهیر چگونه است، از مسائل تشکیکی است. نهایت اینکه هر چقدر انسان پاک باشد و نورانیّت داشته باشد، حقیقت قرآن را بهتر درک خواهد کرد.
اینکه در خصوص قرآن کریم گفته شده:

«ذلِک الْکتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدیً لِلْمُتَّقینَ»؛(۲۱)

و در آن هیچ شک و تردیدی نیست و اساساً برای رفع ریب آمده، معنایش این نیست که کسی به قرآن شک نمی کند، زیرا بسیاری از افراد در محتوای آن شک کرده­اند، بلکه منظور باطل کننده هر شک و شبهه­ای است.
همان گونه که مفسران ذیل آیه شریفه:

«لَا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِ»؛(۲۲)

می گویند ممکن است فردی مرتکب این اعمال در حج بشود، اما آن حجّی موردنظر خداوند است که انسان را از این موارد دور کند. لذا این عبارت در واقع امر و نهی است که به صورت نفی آمده و قصد دارد زمینه وجود چنین حج ناقص و نامطلوبی را بر دارد.
بنابراین منظور از اینکه خداوند می فرماید: «لا رَیبَ فِیه» آن است که این کتاب باطل کننده هر شک و شبهه­ای است و هر کس به آن تمسّک کند، به حقیقت و یقین می­رسد. حال آن زمینه­ای که می­تواند ما را به کتاب الهی متصل کرده و متمسّک به آن کند، «تطهیر» است. طهارت برای انسان نور می آورد، و این است نور حقیقی:

«قَدْ جاءَکمْ مِنَ اللَّهِ نُور وَ کتابٌ مُبین» .(۲۳)

پیامبر اکرم (ص) نیز رسالت خود را با یقین و اِحکام شروع کرد، نه با شک و تردید، زیرا مطهر بود و حقیقت قرآن را درک کرده بود. لذا کسب طهارت برای فهم قرآن و کسب نور لازم است.

۱ -۳. انواع روش­های تفسیر قرآن

گونه­های مختلفی از تفسیر وجود دارد؛ تفسیر به رای، تفسیر قرآن به قرآن، و تفسیر قرآن به حدیث.
«تفسیر به رای» این است که انسان بخواهد رای خود را بر قرآن تحمیل کند. در واقع چیزی را از قبل مفروض گرفته و اکنون تلاش دارد آیات قرآن را بر آن منطبق کند که امری نادرست است.(۲۴) اما تفسیر صحیح آن است که یا تفسیر «قرآن به قرآن» باشد و یا تفسیر «قرآن به سنت». برای تفهیم تفسیر قرآن به قرآن، مفسران به این آیه استدال کرده اند:

«وَ اَنْزَلْنا اِلَیک الذِّکرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یتَفَکرُونَ».(۲۵)

که دو گونه می­توان آن را ترجمه کرد:
۱- پیامبر اکرم (ص) مامور است که قرآن را برای مردم بیان کند، زیرا کلیاتی در آن وجود دارد که تفصیل و توضیح آن به عهده پیامبر اکرم (ص) است.
۲- پیامبر اکرم (ص) مامور است که قرآن را به وسیله همین کتاب برای مردم بیان کند، نه به وسیله چیزی دیگر. لذا خود قرآن بیان خویش است.
در تایید نظر دوم، آیات دیگری در قرآن کریم وجود دارد که این مطلب را تایید می­کنند. مانند:

«هذا بَیانٌ لِلنَّاس»(۲۶) و «لا تُحَرِّک بِهِ لِسانَک لِتَعْجَلَ بِهِ اِنَّ عَلَینا جَمْعَهُ وَ قرآنهُ فَاِذا قرآناهُ فَاتَّبِعْ قرآنهُ ثُمَّ اِنَّ عَلَینا بَیانَهُ».(۲۷)

در شان نزول این آیه آمده است که پیامبر اکرم (ص) از روی علاقه و عجله یا از روی سابقه آشنایی ای که پیش­تر با قرآن داشتند، در قرائت و تلقّی آن تعجیل نمودند، زیرا کلیّت قرآن قبلاً به واسطه نزول دفعی به ایشان نازل شده بود و اکنون در هنگام نزول تدریجی،(۲۸) مطالب برای ایشان آشنا بود. نیز این احتمال وجود دارد که علت تعجیل، نگرانی از فراموشی آیات بوده باشد، چنانکه آیه بعد، این احتمال را تایید می کند: «اِنَّ عَلَینا جَمْعَهُ وَ قرآنهُ» و نیز آیات دیگری که به این مسئله اشاره دارد.(۲۹) مطلب مورد نظر، قسمت پایانی آیه است که می فرماید: «اِنَّ عَلَینا بَیانَهُ»؛ بعد از آنکه قرآن را بر تو قرائت کردیم، از قرائت آن تبعیت کن و بدان که تبیین آن نیز با ماست. این بیان به چه صورت است؟ خداوند متعال چگونه کلام خود را تبیین نموده است؟ این چگونه تبیینی است که نیازمند تفسیر است؟
آنچه می­دانیم این است که این بیان و تبیین الهی می­بایست غیر از جمع آوری و قرائت بوده باشد که به صورت همان وحی قرآنی است. لذا اگر آیه­ای نازل شده که ابهام و اجمال دارد، قطعاً این ابهام می­بایست در آیات دیگر بیان و رفع شده باشد. این آیه و آیات مشابه دیگر، دلیل بر آن است که آیات قرآن کریم، بیان خود قرآن است.
همچنین در خطبه مشهوری از امیرالمومنین علی (ع) در توصیف قرآن کریم آمده است:

«کتَابُ اللَّهِ تُبْصِرُونَ بِهِ وَ تَنْطِقُونَ بِهِ وَ تَسْمَعُونَ بِهِ وَ ینْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ یشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَی بَعْضٍ».(۳۰)

که از این عبارت نیز چنین برداشت می شود که بعضی از آیات، آیات دیگر را تفسیر می کنند. البته برخی نیز در این زمینه به حدیث «القرآن یفَسِّرُ بَعضُهُ بَعضاً» استناد کرده­اند که در منابع حدیثی وجود ندارد و اصالت آن مورد تردید است.(۳۱) نهایت اینکه تفسیر قرآن به سنت نیز باید مستند به قرآن کریم باشد.

۱-۳-۱. کاربردهای روش تفسیر قرآن به قرآن

دلایل تاکید بر روش «تفسیر قرآن به قرآن» آن است که این روش منجر به ثمرات و نتایج مهمی در فهم آیات قرآن کریم می ­شود، از جمله:

۱ -۳- ۱-۱. کشف ارتباط میان آیات

یکی از کاربردها و ثمرات استفاده از روش تفسیر قرآن به قرآن، بیان ارتباط آیات قرآن با یکدیگر و نیز ارتباط سوره­ها با یکدیگر است. بعضی از افراد گمان کرده­اند که برخی از آیات قرآن، ارتباطی با یکدیگر نداشته و بر بخشی از قرآن، نظمی حاکم نیست. یکی از شاهد مثال­های این افراد، آیه تطهیر در سوره مبارکه احزاب است، زیرا در بسیاری از سوَر، نظم حاکم بر آیات به وضوح قابل مشاهده است، ولیکن در سوره احزاب شاهد آن هستیم که ناگهان موضوع کلام، مخاطب و ضمائر تغییر پیدا کرده و به ظاهر ارتباط آیات قطع شده است.(۳۲)
این در حالی است که گزارش­های تاریخی و روایی بسیاری وجود دارد که نشان می­دهند جای گذاری و تعیین جایگاه آیات و چینش سوَر به دستور پیامبر اکرم (ص) بوده است. علاوه بر آنکه بسیاری از سوَر قرآن به صورت یکجا نازل شده است، مانند سوره انعام. این تنظیم آیات و سوَر در مصحف نیز پس از پیامبر اکرم (ص)، به تایید اهل بیت (ع) رسیده، لذا قطعاً نظمی بر آن ها حاکم بوده(۳۳) که فهم این ارتباط ها، در کشف معانی آیات بسیار موثر است. بنابراین نمی توان گفت با ترجمه لغات قرآن، می توان معانی و مفاهیم آن را فهمید، پس دیگر نیازی به تفسیر نیست، زیرا فهم ارتباط میان آیات در فهم مراد خداوند متعال بسیار مهم و موثر است، پس نیازمند تفسیری هستیم که این ارتباط ها را بیان کند.
آنچه می­تواند ارتباط آیات قرآن با یکدیگر و نیز ارتباط سوره­ها با یکدیگر را تبیین کند، تفسیر قرآن به قرآن است. مبنای این نیاز، سیره عقلا در مواجهه با کلمات یک انسان یا یک کتاب است. نمی توان تنها کلمه یا خطی از کتاب را خواند و بلافاصله درباره آن قضاوت کرد، بلکه می بایست همه کتاب را ملاحظه کرده و سپس ارتباط اول و آخر آن را با هم سنجید تا بتوان قضاوت کرد. همچنین در مواجهه با کلمات، برخی مشترک معنایی هستند که می بایست با توجه به قرائن متصل و منفصل کلام، مفهوم آن را تشخیص داد.
به یاد دارم طلبه­ای خدمت مرحوم علامه طباطبایی (ره) آمده و گفته بود: «شنیده­ام شما قائل به وحدت واجب الوجود نیستید؟»، و ایشان را متهم به سخنان کفرآمیز کرده بود، غافل از آنکه اصلاً نمی­دانست وحدت وجود چیست؟ وحدت واجب الوجود چیست؟ منظور علامه (ره) کدام معنای وحدت بوده است؟ وحدت وجود یا وحدت موجود؟ وحدت مفهومی یا وحدت حقیقی؟ و اینکه علامه (ره) این مطلب را در کجا، به چه مناسبت و چرا بیان کرده است؟ نباید مانند آن فردی باشیم که صرفاً با استناد به چند جمله در کتاب اسفار(۳۴) ملاصدرا، این فیلسوف بزرگ را متهم به کفر کرده بود. این نسبت ها، ناشی از کم لطفی و کم توجهی و عدم دقّت در کلیّت مطالب است. لذا اینکه قرآن کریم می فرماید:

«وَ نَزَّلْنا عَلَیک الْکتابَ تِبْیاناً لِکلِّ شَی ءٍ»؛(۳۵)

به این معناست که مجموعه آیات قرآن، به طور کلی در مواجهه با هم، تبیان یکدیگر است، نه به تنهایی.
نیز اینکه قرآن کریم می­فرماید:

«هُوَ الَّذی اَنْزَلَ عَلَیکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ اُمُّ الْکِتابِ وَ اُخَرُ مُتَشابِهاتٌ»؛(۳۶)

به این معناست که می­بایست همه آیات قرآن را در تناظر با یکدیگر دید، نه مجزا و پراکنده. بنابراین کسانی که معتقدند قرآن کریم، نور است(۳۷) و پس از ترجمه دیگر هیچ ابهامی در آیات آن وجود ندارد، گویا آیات آن را مجزا و مستقل پنداشته و به مسئله ارتباط میان آیات و وجود آیات متشابه توجهی نکرده اند.

مقدمه

قرآن کریم مهم ترین متن علمی و تربیتی است که استفاده صحیح از آن، موجب شکوفایی جامعه و رفع مشکلات بشر خواهد شد. محدود کردن این بزرگ ترین کتاب آسمانی در حدّ تلاوت و قرائتِ صرف، و پرداختن به صوت و لحن، امری نابخشودنی؛ اما متداول در حق این ودیعه الهی است. اگر امروزه شاهدیم که از این کتاب عزیز، آن اثر متوقّع استیفاء نمی­شود، به خاطر مهجور بودن این گنج گران بهاست. برای پیشرفت و سعادت خانواده و جامعه، جز اینکه خویشتن خویش را به این معجون حیات بخش و معارف آن عرضه نماییم، راهی دیگر نباید جست. باید با قرآن حکیم، حیات انسانی یابیم و در عمل معلوم سازیم که قرآن در راس همه امور و برنامه­های زندگی است و برای تحقق این مهم، گریزی نیست جز اینکه قرآن را از مهجوریت به درآوریم و آن را در متن زندگی خود قرار دهیم.
قرآن کریم، دریای بی کران معارف الهی است که می تواند پاسخ گوی تمامی نیازهای معنوی، فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی انسان ها در هر زمان و مکان باشد و تشنگان معرفت را سیراب کند. لیکن فهم و درک مفاهیم بلند قرآنی و گرفتن پیام های سعادت بخش این کتاب آسمانی، کار ساده ای نیست؛ زیرا آیه آیه آن نیاز به شرح و تفسیر دارد. بنابراین بر مفسّر لازم است که افزون بر برخورداری از دانش هایی برای آمادگی در جهت انجام این کار بزرگ، به شرایط زمان خود نیز آشنا بوده و بیش از همه این ها، به قرآن و شفابخشی آن ایمان داشته باشد، زیرا بزرگ ترین نشانه و کلید فهم قرآن، ایمان به این کتاب آسمانی است.
حضرت آیت الله محمدرضا مهدوی کنی (ره) افزون بر اینکه یک مجتهد جامع الشرایط، عالمی زمان شناس، سیاست مداری صادق، و متفکر و اندیشمندی برجسته در حوزه معارف اسلامی است، از جمله افرادی ا ست که از سویدای دل به قرآن کریم ایمان دارد؛ به طوری که نشانه­های عمق اعتقاد و ایمان این عالم ربّانی و نورانی را می توان به وضوح از خلال مباحث تفسیری ایشان مشاهده نمود. معظمٌ له اگرچه فرصت سال های متمادی تتلمّذ در محضر حضرت علامه طباطبایی (ره) را داشته اند ولی کمتر به عنوان یک مفسّر قرآن شناخته می شوند؛ به همین علت این کتاب ـ که ان شاءالله در قالب جلدهای دوم و سوم نیز ادامه خواهد داشت ـ از جهت طرح و ارائه مباحث تفسیری ایشان در نوع خود کم نظیر است.
مجموعه فراهم شده، تقریرات درسی حضرت استاد (ره) در سال­ تحصیلی ۱۳۸۰-۱۳۸۱ است که برای دانشجویان مقطع دکتری رشته علوم قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق (ع) با عنوان «تفسیر موضوعی قرآن کریم» ارائه شده است. استاد به این مناسبت، ابتدا به معرفی تفسیر موضوعی و ملاحظات خاص آن پرداخته و سپس به عنوان نمونه، به تفسیر دو آیه مهم و بحث برانگیز قرآن کریم در این خصوص، یعنی آیه هفتم سوره مبارکه آل عمران با موضوع «محکم و متشابه» و «تاویل»، و آیه سی­ام سوره مبارکه زمر با موضوع «دین اسلام» و «فطرت» پرداخته­اند. حضرت استاد (ره) در پایان مباحث نیز به آسیب شناسی تفاسیر موضوعی اشاره نموده و نقدهای جدّی و اساسی خویش را بر تفاسیر نگاشته شده در سال­های اخیر مطرح نموده اند.
آنچه مباحث تفسیری ایشان را از دیگر تفاسیر نگاشته شده بر قرآن کریم متمایز نموده و بر جذابیت و ارزش آن می افزاید و خواننده را به مطالعه عمیق آن ترغیب می کند، عبارت است از:
۱. طرح سوال در ابتدای مباحث و مسئله محور بودن در پرداختن به موضوعات قرآنی؛ که موجب تحریک ذهن مخاطب و ایجاد دغدغه جهت پاسخگویی به مسائل است. بی شک تا زمانی که در ذهن مخاطب سوالی ایجاد نشود، علاقه­مند به پیگیری مباحث نخواهد بود. حضرت استاد (ره) در ابتدای مباحث تفسیری خود و با توجه به مخاطبان مستقیم این مباحث که دانشجویان دوره دکتری بوده اند، به طرح سوال می پردازند و جهت آشنا کردن مخاطب با مسئله، نظرات مختلف در خصوص موضوع مورد بحث را نیز بیان می دارند. بدیهی ا ست سوالات طرح شده به تمامی مخاطبان این مباحث نظر دارد و موجب تشحیذ ذهن خوانندگان محترم این کتاب نیز هست. پیگیری مکرّر مباحث در جلسات بعد توسط دانشجویانِ حاضر در کلاس ـ که در مواردی نیز موجب از هم گسیختگی نظم جلسات شده ـ نشان دهنده درگیرشدن ذهن مخاطبان با موضوع است که خود بیانگر هنر این استاد فرزانه در تربیت شاگرد و آموزش صحیح روش تدبّر در قرآن کریم نیز می باشد.
لازم به ذکر است که ملاک اصلی در تهیه و تنظیم این اثر، موضوع مباحث بوده و به همین دلیل نظم جلسات نادیده گرفته شده است زیرا در هر جلسه، شاهد پرسش­های متعدد دانشجویان از مباحث پیشین بوده که استاد را ناگزیر از پرداختن و تفصیل بیشتر آن مباحث کرده است.
۲. تفصیل نظرات عالمان و اندیشمندان قرآنی جهان اسلام، اعم از مفسران شیعه و اهل سنّت و بیان نقاط قوّت و ضعف و سپس نقد عالمانه و منصفانه آن ها، ویژگی دیگر روش تفسیری حضرت استاد (ره) است. ایشان، ضمن فروتنی تمام در معرفی خویش به عنوان شاگرد علامه طباطبایی (ره)، در عین حال به تقریر نظرات این عالم فرزانه پرداخته و در مواردی با ظرافت تمام، نظر خویش را نیز بیان نموده و ادلّه مورد تایید خود را شرح می­دهند. به همین علت در تهیه و تنظیم این اثر تلاش شده تا حدّ ممکن، مباحث طرح شده، با نظرات علامه طباطبایی (ره) در تفسیر شریف المیزان مقایسه شود و مطالب و نظرات ایشان در پا­نویس درج گردد تا خواننده فهیم و علاقه­مند بتواند به سهولت، مشابهت­ها و افتراق­های میان نظرات این دو عالم اندیشمند و فرزانه را درک کند.
در مواردی نیز حضرت استاد (ره) به نقد نظرات مطرح در تفاسیر مفاتیح الغیب، المنار و دیگر کتب عالمان اهل سنّت می پردازند که نشان دهنده آشنایی و تسلّط این استاد فرهیخته به مباحث مطرح علمی در تفاسیر جهان اسلام و گویای وجه علمیِ کمتر شناخته شده ای از معظمٌ له است.
۳. طرح مباحث مختلف با تاکید بر دلایل استوار، استدلال­های متقن، و آیات و روایات متعدّد، موید آن است که حضرت استاد (ره) یک تفسیر علمی، جامع و معتبر از خویش بر جای گذاشته است. مطالعه اجمالی مجموعه آثار تفسیری آیت الله مهدوی کنی (ره) نشان می­دهد ایشان به شدّت از طرح مباحث سطحی اجتناب کرده و تلاش دارند تا در پرداختن به هر موضوع، تمامی زوایا و ابعاد مختلف آن را مورد مداقّه و کاوش قرار دهند و نظرات خویش را به اتّکای ادلّه متعدد و متقن تبیین نمایند. بی شک این اقدام حکایت از روحیه علمی و محقّقانه ایشان دارد که موجب شکل گیری روحیه تحقیق و پژوهش­گری در دانشجویان نیز می­شود.
۴. از آنجا که حضرت استاد (ره) به عنوان سیاست مداری صادق و مدیری مجرّب، فردی آشنا به شرایط زمان و آگاه از مسائل اجتماعی و سیاسی جهان اسلام بوده، در ضمن تفسیر آیات قرآنی، به بیان مشکلات و گرفتاری های اجتماعی و سیاسی مسلمانان، به ویژه نسل جوان پرداخته است. به ویژه مشکلاتی که امروزه جهان اسلام با آن ها روبه رو است. ایشان تلاش دارد با بهره گیری از مفاهیم و پیام های قرآنی، راه حلی برای از میان بردن این مشکلات ارائه دهد. بنابراین، مطالعه این کتاب تفسیری و دیگر آثار معظمٌ له(۱) برای جوانان علاقه­مند به انقلاب اسلامی ایران و سیاست مداران و دست اندرکاران اداره امور کشور و جهان اسلام بسیار سودمند خواهد بود.
چند تذکر:
به اقتضای فضای آموزشی ارائه این مباحث در کلاس درس، حضرت استاد (ره) در اشاره به آیات قرآنی و روایات مورد بحث، تنها به بیان چند جمله اکتفا کرده­اند که به همین علت سعی شده در پانویس، اصل آیات و روایات به همراه نشانی دقیق و معتبر آن ها درج شود. همچنین از آنجا که این مباحث، مستقیماً برای دانشجویان مقطع دکتری علوم قرآن و حدیث بیان شده، جهت فهم اصطلاحات تخصصی این رشته برای عموم مخاطبان، توضیحی اجمالی در پانویس بیان شده است و به طور کلی تلاش شده تا مجموعه بیانات حضرت استاد (ره) به گونه­ای دقیق و منظم مستندسازی شود.
همچنین از آنجا که پرسش­های متعددی توسط دانشجویان در خلال کلاس مطرح می­شده که استاد با صبر و حوصله به پاسخگویی به آن ها پرداخته­اند، لذا جهت یکسان و روان شدن مباحث، متن سوالات حذف، و پاسخ استاد در قالب موضوعی مشخص تبیین شده است. برخی پرسش­ها نیز خارج از موضوع کلاس بوده که در این مجموعه حذف شده­اند، ولیکن متن کامل آن ها جهت مستندسازی، در پرونده علمی اثر موجود است.
آنچه که شما خواننده گرامی به عنوان این کتاب در اختیار دارید حاصل یک کار گروهی ست که اگرچه در حدود ۱۳ سال گذشته دچار وقفه هایی شده ولی همواره رو به تکامل داشته است. در این میان، هم زمان با ارائه این درس از سوی حضرت استاد (ره) در سال تحصیلی ۱۳۸۰، از طریق نوارهای صوتی، مباحث درسیِ معظمٌ له پیگیری و به کمک گروهی از دانشجویان رشته علوم قرآن و حدیث به پیاده سازی متن نوارها و کتابت آن ها اقدام شده است. همین جا لازم است از همکاری آقای علی سیفیان، مسئول محترم وقت دفتر حضرت آیت الله مهدوی کنی (ره) و آقای مجتبی منتظری، دانشجوی وقت کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث قدردانی نماییم.
مطالب گردآوری شده در قالب مجموعه ای مفصّل از اوراق مکتوب که حاصل سه درس در سه نیمسال آموزشی بود پس از وقفه ای چندساله، نخست در سال ۱۳۹۰ برای آماده سازی و انتشار در اختیار معاونت پژوهشی دانشگاه قرار گرفت و تا سال ۱۳۹۲ به طور کامل اسکن شد. سپس در سال ۱۳۹۳ با ابراز علاقمندی و اضافه شدن آقای محمّد جانی پور، مسئولیت خطیر تدوین، تبویب، تنقیح و مستندسازی علمی متن تقریرهای درسی حضرت استاد (ره) را ایشان به عهده گرفت. بازخوانی متن نهایی اثر را نیز آقای نادر جعفری انجام داده که ـ به واسطه تدوین مجموعه خطبه ها و سخنرانی های معظمٌ له در نمازهای جمعه تهران (در طول سال های ۱۳۵۹ تا ۱۳۷۷) و نیز ارتباط کاری نزدیک در خدمت استاد در سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳ ـ آشنایی بیشتری با کلام و گفتار معظمٌ له داشت.
بدیهی است با توجه به نقشی که ما شاگردان غیرمستقیم حضرت استاد (ره) در تقریر مباحث علمی و تفسیری معظمٌ له و تدوین، مستندسازی علمی و ویرایش متن جهت انتشار به عهده داشته ایم، هرگونه کاستی و ضعف در مطالب این کتاب و به ویژه در خصوص مستندات (از جمله در متن، ترجمه و نشانی آیات و روایات و سایر منابع مکمّل در پا نویس ها) به عهده اینجانبان بوده و امیدواریم خوانندگان محترم کتاب با تذکّر این گونه موارد به تکمیل کتاب یاری رسانند.
در پایان بر خود لازم می دانیم از آقایان دکتر عادل پیغامی، معاون محترم پژوهشی دانشگاه و نیز دکتر محمدرضا عطاردی، مدیرکل محترم پژوهش و نشر دانشگاه و سایر مسئولان محترم دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله مهدوی کنی (ره) بابت فراهم نمودن مقدّمات و پشتیبانی از تولید و نشر این اثر قدردانی نماییم. همچنین از استاد بزرگوار، جناب آقای دکتر عباس مصلایی پور که مسئولیت داوری و ارزیابی علمی اثر را پذیرفتند و با رهنمودهای خویش در ارتقای کیفی و علمی آن کوشیدند سپاسگزاری می نماییم. باشد که این خدمت ناچیز، در پیشگاه حضرت ولیّ عصر (عج) پذیرفته شود و موجب رحمت برای آن استاد و مربّی فرزانه باشد.

دکتر محمد جانی پور
دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق (عو عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان
شهریور ۱۳۹۴

دکتر نادر جعفری هفت خوانی
عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع)
ذی القعده ۱۴۳۶

نظرات کاربران درباره کتاب تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ چیستی و الزامات