Loading

چند لحظه ...
کتاب سه روز و یک زندگی

کتاب سه روز و یک زندگی

نسخه الکترونیک کتاب سه روز و یک زندگی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۸,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب سه روز و یک زندگی

خستگی آن دو روز بر وجود آنتوان سنگینی می‌کرد و هیچ‌یک از دو شب نتوانسته بود چشم روی هم بگذارد. توفانی که در پیش بود تمام شب فکر او را درگیر خودش کرده بود. روی تخت به صدایش گوش می‌داد. پنجره‌ها می‌لرزیدند، باد داخل شومینه هو می‌کشید. آنتوان بین خانه‌شان که از توفان به لرزه افتاده بود و زندگی‌اش ارتباط مبهمی حس می‌کرد. در عین حال برای مادرش هم نگران بود. مادر از نقش آنتوان در ناپدید شدن رمی چیزی نمی‌دانست، هرکس جای او بود از دیدن حال خراب و وحشت‌زدگی پسرش از ماجرا بو می‌برد اما خانم کورتن به روش خودش با حوادث روبه‌رو می‌شد. او بین افکار آزاردهنده و تخیلش دیوار بلند و ضخیمی بنا کرده بود که تنها مسائل دلشوره‌آوری می‌توانستند از آن عبور کنند که خلق‌وخوی منحصربه‌فرد او قادر بود با عادت‌ها و قوانین نقض‌نشدنی‌اش برطرف‌شان کند. بالاخره درست می‌شه، این عبارت را خیلی دوست داشت. معنی‌اش این بود که زندگی هم‌چنان به مسیرش ادامه می‌دهد، اما نه آن‌طور که هست بلکه آن‌طور که ما می‌خواهیم. همه‌چیز تنها به خواست ما بستگی دارد، نباید بی‌خودی به گرفتاری‌ها بها داد، بهترین کار این است که آن‌ها را نادیده بگیریم، این روش همیشه برای او کارساز بود و تمام زندگی‌اش بر کارآمدی این روش گواهی می‌داد. پسرش خواسته بود با خوردن قرص‌های قفسه‌ی داروها خودش را بُکُشد اما این اتفاق را جور دیگری هم می‌شد دید. مرغ آقای کوالسکی پسرش را مسموم کرده بود، وضعیتی که دوام چندانی نداشت و با دو روز سوپ خوردن برطرف می‌شد. افکار آنتوان همرنگ و هماهنگ حال و هوای تیره‌وتاری بودند که همه جا را فراگرفته بود و بادی که می‌خواست خانه را از جا بِکَند و مثل موتوری پر صدا وزوز می‌کرد. آنتوان خواست پایین برود. نمی‌دانست مادرش خواب است یا بیدار. مادر هم‌چنان لباس‌های شب قبل تنش بود و تلویزیون هنوز روشن و صدایش کم بود. صبحانه حاضر کرده بود، وسایل روی میز فرقی با روزهای عادی نداشتند ولی کرکره‌ها هم‌چنان کشیده بودند و انگار قرار بود سر شب صبحانه بخورند، بادی که به داخل خانه نفوذ می‌کرد چراغ آشپزخانه را تکان می‌داد. «نتونستم کرکره‌ی پنجره‌ها رو باز کنم...» مادر هراسان آنتوان را نگاه می‌کرد. به پسرش نه صبح‌به‌خیر گفت و نه حالش را پرسید... ظاهراً تمام هم و غمش باز نشدن کرکره‌ها بود. نگرانی شدیدی در صدایش موج می‌زد. با سوپ نمی‌شد آن هوا و خسارت‌هایی را که در پی داشت تعمیر کرد... «شاید زور تو برسه...» پشت این درخواست چیز دیگری بود که آنتوان درست نمی‌دانست چیست.

ادامه...

مشخصات کتاب سه روز و یک زندگی

  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر ۱۳۹۷/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.24 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب سه روز و یک زندگی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب سه روز و یک زندگی

خیلی خیلی خوبه....فکر کنم به این کتاب گفتن جنایت و مکافات قرن حاضر
در ۱ سال پیش توسط hodiiii sf ( | )