فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب فرهنگ و متن
گفتمان و روش‌شناسی پژوهش اجتماعی و مطالعات فرهنگی

نسخه الکترونیک کتاب فرهنگ و متن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب فرهنگ و متن

کتاب حاضر که مجموعه آثار نویسندگان و پژوهشگران مختلفی را در بر دارد، بر مبنای یک رویکرد مشترک فراگیر نگاشته شده است که در آن، تحلیل گفتمان به عنوان چارچوب نظری اصلی مورد استفاده قرار می‌گیرد و هدف از آن تجزیه و تحلیل بسیاری از مفاهیم و موضوعات به ظاهر ساده و معمولی در زندگی روزمره به عنوان موضوع تاثیرگذار و شکل‌دهنده به روابط اجتماعی و ساختارهای انضباطی و کنش معطوف به قدرت است. بر این اساس، این اثر می‌تواند به عنوان راهنمای عملی و نظری مناسبی برای دانشجویان و پژوهشگران حوزه مطالعات فرهنگی که مواجهه با بصیرت‌ها و چشم‌اندازهای متنوع و ظریف را مغتنم می‌شمرند، مورد استفاده قرار گیرد.

ادامه...

  • ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 2.42 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۴۰۲صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب فرهنگ و متن

دیباچه پژوهشکده

مطالعات فرهنگی اگرچه رشته ای نوپا و جوان در عرصه های پژوهشی، آموزشی و دانشگاهی در کشور ماست، با توجه به اهمیت روزافزون تعامل میان فرهنگ ها و خرده فرهنگ های مختلف در اقصی نقاط جغرافیایی کشور، جذابیت و اهمیت خاصی یافته است. مسائل متنوعی که در این حوزه مورد توجه قرار می گیرد، و طیف گسترده ای از رشته های مختلف علمی که در تعامل با آن هستند، مطالعات فرهنگی را در میان رشته های علوم انسانی برجسته می سازد.
پژوهش در مطالعات فرهنگی نخست خود را به مثابه مخالف خوانی در مقابل برداشت استعماری و سلطه گرانه غرب از فرهنگ خود به عنوان فرهنگ والا نشان داد و در ادامه با تاکید بر ارزش های متفاوت و قابل تامل در حوزه های فرهنگی مختلف، بر اهمیت گفتگوی میان فرهنگی و احترام متقابل میان اعضای فرهنگ های گوناگون صحه گذاشت. روندی که مطالعات فرهنگی در سال های اخیر پشت سر نهاده است، از آینده پربار و تاثیرگذار آن بر جامعه بشری خبر می دهد.
میزان آثار و پژوهش های منتشر شده در حوزه مطالعات فرهنگی، تقریبا گسترده و فراگیر است. هر یک از نویسندگان و پژوهشگران با تمرکز بر یکی از مولفه های مهم مورد توجه در این حوزه پژوهشی، جنبه های نوینی از روابط بشری و پیوند میان قدرت و اجتماع را روشن ساخته است. روابط میان اقوام مختلف، فهم متقابل قومی، نسبت میان جنسیت های زن و مرد، رابطه طبقات مختلف اجتماعی، گروه های فرودست و فرادست اجتماعی، ایدئولوژی و نسبت آن با نظام تربیتی، آموزشی، رسانه ها و تاثیر آنها بر شکل گیری روابط اعضای اجتماع، نحوه شکل گیری معنا در زبان ها و فرهنگ های مختلف، ارزش های آیینی و دینی حاکم بر اجتماعات مختلف انسانی، از جمله مولفه هایی هستند که در مطالعه فرهنگی مورد توجه قرار می گیرند.
چنان که مشاهده می شود، گستره موضوعات مطالعات فرهنگی آن قدر فراگیر است که تقریبا هر امر انسانی را می توان در قالب آن مورد بررسی و تدقیق قرار داد. نکته ظریفی که در این میان نباید فراموش شود، ضرورت توجه و در عین حال هوشیاری نسبت به اهمیت فرهنگ عامه در برابر فرهنگ خواص مسلط است. برای مطالعات فرهنگی در حالت خنثی و مشاهده گر این خطر وجود دارد که بیش از آنکه تجویزی هنجارین در اختیار اندیشمندان و نیروهای تاثیرگذار اجتماعی قرار دهد، به تمجیدی ساده انگارانه از فرهنگ عامه تبدیل شود. در حالی که مطالعات فرهنگی با رویکرد هنجاری، در جایگاه روشنفکری منتقد اجتماعی قرار می گیرد که با پرهیز از تعصب یا طرد یک جانبه، خود را در قبال سبک زندگی مطلوب انسانی و جامعه نیکی که شکوفایی بشری در آن میسر است، متعهد و مسئول می انگارد.
کتاب حاضر که مجموعه آثار نویسندگان و پژوهشگران مختلفی را در بر دارد، بر مبنای یک رویکرد مشترک فراگیر نگاشته شده است که در آن، تحلیل گفتمان به عنوان چارچوب نظری اصلی مورد استفاده قرار می گیرد و هدف از آن تجزیه و تحلیل بسیاری از مفاهیم و موضوعات به ظاهر ساده و معمولی در زندگی روزمره به عنوان موضوع تاثیرگذار و شکل دهنده به روابط اجتماعی و ساختارهای انضباطی و کنش معطوف به قدرت است. بر این اساس، این اثر می تواند به عنوان راهنمای عملی و نظری مناسبی برای دانشجویان و پژوهشگران حوزه مطالعات فرهنگی که مواجهه با بصیرت ها و چشم اندازهای متنوع و ظریف را مغتنم می شمرند، مورد استفاده قرار گیرد.
انتشار آثار مختلف در حوزه مطالعات فرهنگی، از جمله اولویت های پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به شمار می رود. پژوهشکده امیدوار است با انتشار این آثار، این امکان را برای پژوهشگران و دانشجویان مطالعات فرهنگی فراهم کند که با رویکردهای مختلف موجود در این عرصه بیشتر آشنا شوند و از آنها برای فهم بهتر روابط فرهنگی در جامعه ایرانی استفاده نمایند.



فرهنگ و متن

گفتمان و روش شناسی پژوهش اجتماعی و مطالعات فرهنگی

آلیسون لی ، کیت پوینتون

مترجم: حسن چاوشیان





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



پیشگفتار

به نظر من، برای فهم هر چه بهتر خاستگاه و پرسمان این مجموعه به هنگام، بهتر است از نتیجه گیری نهایی آن شروع کنیم و به عقب بیاییم. آلیسون لی در آخرین بند فصل پایانی کتاب چنین می نویسد:

برای جمع بندی این بحث... پروژه مشارکت در جستجوی روش هم ضروری است و هم اجتناب ناپذیر. لزوم «مسئولیت پذیری» در پژوهش همراه خود الزام دیگری را نیز با خود به همراه می آورد که همانا رعایت شکلی از نظام مندی یا سیستماتیک بودن است. اما جستجوی روش، به خودی خود، هرگز برای تولید یا تبیین متون تحلیلی کفایت نمی کند. تحلیل گران گفتمان باید بتوانند متقابلاً بر متن بودگی متون خودشان نیز تامل کنند.

از نظر لی، جای شگفتی است که تحلیل گران گفتمان (اکثر نحله ها و رویکردها) هیچ تاملی روی زبان خویش ندارند. در مقابل، پرسش های مربوط به قدرت، سیاست و رویه های بازنمایی در اجتماع علمی و دانشگاهی، چند سالی است که در انسان شناسی انتقادی اهمیت شایانی پیدا کرده است. لی با صراحت و دقت درباره این تنش «روش شناسی/کارایی»، و درباره نیاز تحلیل گران گفتمان به بررسی توامان مساله «عاملیت» پاسخگو و «جانبداری» تحلیل گر، که اغلب اوقات جدا نگه داشته می شوند، سخن می گوید.
ناگزیر، وقتی عقیده بر این باشد که باید هم «متخصص» بود (و سیستماتیک بودن را به شکلی رعایت کرد) و هم «عامی» (یعنی نوعی مجرای «مسئول» برای انتقال سخنان دیگران)، کتابی از این دست که قصد دارد مقدمه ای بر، و خلاصه ای از تحلیل گفتمان به دست دهد، ناچار است بین این دو موضع حرکت کند. اگر همچنان از آخر کتاب به عقب بیاییم، و از گفتار پایانی لی به شرحی که جینفر بیدل درباره استفاده وارلپیری ها از الفبا می دهد و تحلیل جن رایت از تادیب بدن مونث در درس تربیت بدنی مدارس برسیم، می توانیم این حرکت بین دو موضع متخصص و عامی را به وضوح ببینیم. شرح بیدل تحلیلی ضد - اقتدارطلبی است که نسبت به درخواست ویراستاران کتاب برای «روشن ساختن روش های مورد استفاده ام تا شاید این تحقیق برای دیگران تکرارپذیر شود» عمیقا مشکوک و بدگمان است. اما نگرانی او این است که «آیا در اینجا روشی وجود دارد؟ اگر وجود نداشته باشد چطور؟... روش. چه واژه زشتی» – دردسرها و گرفتاریهای او هنگامی بیشتر می شود که فرهنگ لغت اش پیوندهایی را میان ر وش، روش مند و روش گرا نشان می دهد. «راه و رویه به دست آوردن هر چیز»... «توجه افراطی به روش». با این تعبیر، «روش شناسی» ممکن است به اندازه استراتژی های ابزارگرایانه نامگذاری در فرهنگ سفیدپوستان «امپریالیستی» باشد. اما بیدل در ادامه، شرح هیجان انگیز و سیستماتیکی در این باره می دهد که وارلپیری ها چگونه با توسل به سرواژه های مکتوب [ساختن اسامی اختصاری به کمک حروف اول کلمه ها] اقتدار کتابت غربی را به نفع مقاصد خویش (پرهیز از بر زبان آوردن نام شخص تازه وفات یافته) مصادره می کنند. از همین رو است که بیدل از خود می پرسد: «آیا امتناع و سرپیچی می تواند خود نوعی روش باشد؟ آیا تهور و بی پروایی ارزش و اهمیتی دارد؟». مسلماً بله، ولی قضیه این است که روش خود بیدل، مثال اعلای پژوهش های محلی و موقعیت مندی است که سخن و عمل وارلپیری ها را با بینامتنیت علمی و دانشگاهی درهم می آمیزد و پژوهشگر با انتخاب های نظری خود به ارزیابی آنها می پردازد؛ انتخاب هایی که در اینجا عبارتند از «کارایی» باتلر، «بازگویی» دریدا و «ترفندهای» دوسرتو. شاید با همین نوع به صحنه آوردن صداهای عامی و متخصص، بتوان دعوت لی به روش و بازنوشتار در تحلیل گفتمان را به بهترین نحو اجابت کرد. چندصدایی بودن و کثرت تعابیر، در اینجا به تعامل انعکاسی و مداوم صداها و سخنان وارلپیریایی و دانشگاهی باز می گردد که البته با تامل «مبتنی» بر تجربه دنبال می شود.
جن رایت در تادیب بدن، از موضع مقابل وارد می شود. در اینجا از بینامتن هایی سخن می رود (بینامتن های پزشکی، قانون، عقلانیت فن سالار، تحرک بدنی، تناسب اندام و تندرستی) که مقوم قدرت معلم و سایر گفتمان ها و نگاه هایی (مانند نگاه دانش آموزان مذکر) هستند که موجب جداسازی تمرین های تربیت بدنی دختران از پسران شده اند. اما این تحلیل با استفاده از الگوی فوکویی (با اقتباس از جنیفر گور) انجام می گیرد که خطوط اصلی آن عبارتند از: «پاییدن»، «بهنجارسازی»، «طرد»، «طبقه بندی»، «توزیع»، «فردیت بخشی»، «کلیت بخشیدن»، «کنترل». این همان رویکرد «حاکمیت ورزی»(۲) است که از زبان شناسی نقش گرای سیستمی استفاده می کند تا نشان دهد که معلم چگونه «در مقام یک متخصص ظاهر می شود... تا از طریق حرکت های جسمانی... به دیگران کمک کند»، و در عین حال دختران را دعوت می کند که از طریق مهارت یافتن در تکنولوژی های ضمیر نفس، رفتار خود را کنترل کنند. در اینجا کمتر سخنی درباره قدرت این متخصص فوکویی می شنویم (نکته ای که احتمالاً لی روی آن انگشت می گذاشت) که به کمک واکمن حرفه ای و حساس خود، معلم ها و کلاس های درس را زیر نظر می گیرد. اما یکی از نکات مورد نظر در کتاب حاضر این است که از خواننده دعوت کند که خود درباره چنین مسائلی بیندیشد: برای مثال به این بیندیشد که چگونه می شد شرح و تعبیر تاملی تری ارائه داد یا چگونه می شد رویکردی را دنبال کرد که به بعد از «بدن شان» منتقل شود. دختران در پدیدار ساختن بدن، در بررسی لذت ها و مخاطره جویی های خود، جهت گیری فمینیستی تر و روان کاوانه تری را دنبال می کنند.
تحلیل مرتبط دیگری که از طریق «قرائت های تند فمینیستی» روی مسائل جسمانیت تاکید می کند، در تحلیل گفتمان پتر و تردگلد درباره «جنس، مالکیت و عدالت» اهمیت محوری دارد. در اینجا باز هم متخصصان در مرکز صحنه اند – در واقع، مرکز (مردانه) متفاوتی در حاکمیت و قضاوت است – چرا که این نویسندگان از خود سلب «تملک» و «اقتدار» می کنند (و این دعاوی – حقیقت را در قضاوت های مردانه خود واسازی می کنند) و «بعضی از منافع، امیال و سوبژکتیوتیه های سرکوب شده ای را که بر تخیل حقوقی سایه می اندازند» بررسی می نمایند. پتر و تردگلد، نیز ـ درست مانند الگوی تاریخی گری نوینی که در این مقاله داشته اند، یعنی مارجری لوینسن که بینامتن های دیگری و همچنین «جسمانیت و عادات خویش»، را «میانجی وردزورث و متن او» به نام صومعه تینترن می سازد ـ فمینیست های تند-مشربی هستند که قرائت های غالب و مسلط دستگاه قضایی استرالیا را نادیده نمی گذارند، اما «صحنه نگارش را به شیوه متفاوتی تولید می کنند». در اینجا «جانبداری» واضح است و خلاف انتظار نیست. اما این جانبداری به صورت تحلیلی (و از طریق الگوی تاریخی گری جدید) و با واسازی روش مردان متخصص و قدرتمند در حکم دادن (و یا حکم ندادن) بر عاملیت زنان در پیشگاه قانون آشکار می شود.
نوشته پتر و تردگلد، شکی درباره تاملی بودن خویش ندارد؛ در حالی که در تحلیل شیرس و سالومن از دوراهی های روش شناختی که آنها خود در جریان همکاری های پژوهشی خویش با آن روبرو بوده اند، تامل با میزان بیشتری از رنج و تردیدها و انتقاد از خود همراه است. آنها در مقام مشاوران مشهور و موفق در حوزه روبه رشد (عقل گرای اقتصادیِ) تجدید ساختار و آموزش در محیط کار، با طرح دغدغه های بسیاری از سوی همکاران خود که در کشاکش میان تخصص های خود در مقام دانشگاهی و تقاضاهای تخصصی مدیریتی از ایشان گیر افتاده اند امانتدارانه روبرو می شوند. اما، همان طور که شیرس و سالومن یادآوری می کنند، دانشگاهیان نیز در یکی از صنایع مدیریت ـ محور (دانشگاه) کار می کنند: در این صورت چگونه می توانند «فرایندهایی روش شناختی بپرورانند که چیزی را برگشاید، و به چالش بخواند، برانگیزد و برآشوبد که شاید اموری پنداشته شوند که ناگزیر غیرقابل گفتگو و فروبسته اند؟» از میان سه مرحله پروژه مشاوره که آنها مورد بحث قرار می دهندـ طرح پیشنهادی، گزارش نهایی و تدوین جزوه های آموزشی «بعدی»(۳) – فقط در مرحله آخر است که مجالی برای تقطیع پیدا می کنند. گاهی دانشگاهیان مسیر مخالفی در پیش می گیرند: طرح پیشنهادی را طوری می نویسند که (دست کم تا حدی) روی موضع خود آنها (و حتی سیاست هایشان) صحه بگذارد و سپس با یاس و درماندگی به تماشا می نشیند که بیشتر درهای بازی که برنده شدن در مناقصه آن را مژده می داد، چگونه به هنگام نگارش گزارش نهایی یا به هنگام فعالیت های تبلیغاتی درباره آن، بسته می شوند. ظاهراً شیرس و سالومن زیرکی بیشتری به خرج می دهند که در دو مرحله نخست پروژه خود درباره «روش شناسی مطالعه اهمیت عوامل محلی و مختص به محیط» آگاهانه سکوت اختیار می کنند و سپس به شرکت کنندگان در برنامه آموزشی کمک می کنند تا روابط قدرت محل کار خود را بشناسند. مانند استفاده ای که وارلپیری ها از روش های نامگذاری غربی می کنند، در اینجا نیز پژوهشگران هم با خواسته های تک خطی و ابزارگرایانه روسا سازگاری نشان می دهند (و به این ترتیب اعتباری برای مشاوره های بعدی خود در صنعت عقل گرایی اقتصادی دست و پا می کنند) و هم به شیوه ای فرعی این خواسته ها را به چالش می کشند. اما آنها به همین اندک بسنده نمی کنند.
استدلال آنها این است که شاید روش شناسی پژوهش های مختلط یا چندبخشی، که محل تلاقی رویکردهای مدرن و پست مدرن است، هم امکان توافق بر سر قرارداد، تحقیق و مشاوره را فراهم سازد و هم به افزایش آگاهی و «سرپیچی شرکت کنندگان در آموزش» و زیر سئوال بردن نتیجه گیری های تجویزی یک طرفه منجر شود.
از همان جمله های پایانی لی درباره روش و بازنوشتار (که در فرمول بندی ماتریالیستی تردگلد «عملکرد» خوانده می شود) هر چه عقب تر می آییم به آسانی می توانیم غنای کتابی را تشخیص دهیم که پی در پی پرسش هایی درباره «تخصص» مطرح می کند: تخصص پژوهشگران، صاحبان مناصب قدرت (معلم، حقوقدان و بوروکرات سفیدپوست، مشاور) و پاسخگویان. در اینجا مجالی برای شرح جزئیات پاسخ هر فصل به پرسش لی ندارم؛ اما می توانم به کار ارزشمند کارولین بیکر درباره رویکرد فرهنگ ـ درـ کنش تحلیل های مقوله پردازی عضویت و مخالفت با رویکردهای فارغ از زمینه و غیرمحلی به صحبت(۴) (که در اینجا صحبت میان دانش آموزان دبستانی، والدین، و معلمان مدنظر است)؛ و گیلیان فولر که زبان شناسی (سیستمی) و نظریه انتقادی را به صورت توامان برای تحلیل پایگاه، بینامتن ها، و متن های خاص آثار و مطالبی به کار می گیرد که بحث های علمی عامه پسند ارائه می دهند (در اینجا نیز به «مراجع معتبر اقتدار»، غربی و بومی، اجازه سخن داده می شود که به نظر می رسد که صرفا این امکان را فراهم می آورد که «مردم به زبان خود» سخن بگویند)؛ و تحلیل جکی کوک از برنامه زنده گفتگوی تلفنی رادیویی بر اساس مجموعه ای از روابط سیال – بین تقاضاها و انتظاراتی که فرهنگ کسب و کار برای زورآزمایی ها و مسابقه های مردانه ایجاد می کند، و خرده سیاست مبادله های محاوره ای دوطرفه (هم در استودیو، و هم بین مجری و تماس گیرنده) اشاره کنیم. کوک معتقد است مجال مقاومت وجود دارد؛ خصوصا وقتی مرد گردن کلفتی در یک برنامه زنده رادیویی برای مرد گردن کلفت دیگری شاخ و شانه می کشد، این روال را در کلیت آن عیان می سازد.
در ابتدای کتاب دو فصل متوالی وجود دارد که در آنها کیت پوینتون و تری تردگلد داستان متفاوت (انگلیسی ـ آمریکایی و اروپایی) خود درباره تحلیل گفتمان را حکایت می کنند. پوینتون رویکرد تبارشناسی فوکویی را می پذیرد و تحلیل گفتمان را بر حسب شرایط پیدایش و آثار و عواقب آن تعریف می کند: میراث سوسور و چامسکی (و لطمه هایی که به تحلیل مادیت سخن وارد می آید)؛ تحلیل گفتمان به مثابه ابزاری فنی برای توصیف و تفسیر (از جمله توصیف های موشکافانه تحلیل مکالمه(۵))؛ متن به مثابه نشانه شناسی اجتماعی (ماهیت رادیکال تاکید هالیدی بر متن به مثابه کنش اجتماعی)؛ تاکید فوکویی و فمینیستی بر قدرت، جسمانیت و «زمینه»؛ و آثار انتقادی و چندوجهی که در سنت نشانه شناسی پرورانده می شود (ون دایک، کرس، ون لیوون). اما پوینتون، همچون شیرس و سالومن، نگران استفاده روزافزون از زبان شناسی در اواخر قرن بیستم به مثابه بخشی از تکنولوژی زدگی گفتمان به واسطه غلبه عقل گرایی اقتصادی، و همچنین نگران امکانات آینده برای شکل گیری موضع مخالف است. نگاه تری تردگلد پساساخت گرا است («قلم بطلان بر سوسور» از طریق بوطیقای جاکوبسن، واسازی دریدا، واژگونی ها و گسستگی های فوکو، نگارش به مثابه تحلیل کریستوا، بازده اجرایی باتلر). پرسش او (از دانشگاهیان رادیکال) این است: آیا «مرئی ساختن» آنچه با تکرار مقدور می شود و سپس بازگذاشتن دست تکرار، واقعا برای ایجاد تغییر و همچنین دگرگونی ریشه ای نظام سلسله مراتب جنسیتی و ناهمجنس خواهیِ اجباری، کفایت می کند؟ تردگلد با اشاره به مباحث لی درباره عاملیت و جانبداری، سیستماتیک بودن و تامل، معتقد است که در واقع تاکید دانشگاهیان بر تکرار کافی نیست: «فکر نمی کنم فقط همین کفایت کند و به نظر من تعبیر باتلر در نهایت فقط محدود به بازنوشتار زبان شناختی است که قادر به درک آن نیست که سرکوب چگونه می تواند از طریق گرسنگی دادن، عذاب و شکنجه کردن، و ساعات طولانی کارِ کم دستمزد و استثماری، و مواردی از این قبیل، مادیت بدن را بسازد و شکل دهد».
در زمانی که این عبارات نوشته می شد، «و از این قبیل» شامل نمایش آوارگی پناهندگان کوزوویی از تلویزیون نیز بود، توجه ما را بی درنگ به این نکته تردگلد (با اقتباس از اسپیوک و دریدا) جلب می کرد که نباید فقط «منتظر بمانیم تا تکرارشوندگی کار خودش را بکند، بلکه باید به ماده و مصالح بدن هایی که در دستگاه های تادیب و نهادینه سازی... استعمارگران ریخته می شود، از نو بیندیشیم». همان طور که تردگلد می گوید، «اکنون که به پایان هزاره نزدیک می شویم(۶)، در «پیش بینی ناپذیری های» پساساخت گرایانه ـ جایی میان خطرهای ناشی از این عقیده که می توانیم بدانیم و اقدام کنیم (وسوسه روش شناسی «تخصصی») و «نیاز دائمی به دانستن و عمل کردن هر چه بیشتر (سیاست جانبداری) – است که مستقیم ترین و چالش برانگیز ترین جنبه های کارهای تحلیل گفتمان فمینیستی و پسازبان شناسی را می توان یافت».
من از نتیجه گیری پایانی کتاب به آغاز کتاب رسیدم، اما در بحث هایی که در پی خواهد آمد، کیت پوینتون و آلیسون لی مقدمه ای بر فرهنگ و متن نوشته اند و برداشت خود را درباره منطق جاری در این مجموعه شرح داده اند. از یک طرف، آنها از ساخت دادن به این کتاب حول محور تقسیم بندی زبان شناسی / پساساخت گرایی سخن می گویند (و بر رویکردی اصرار دارند که به وابستگی متقابل نظریه و ابعاد سیاسی و نهادی و تنیدگی اجتناب ناپذیر آنها با روش شناسی، وزن و اهمیت مساوی می دهد). از طرف دیگر، آنها بر منطق درونی این مجموعه نیز تاکید می کنند: «معرفت های وضعیت مند، بدن، نوشتار». چه از مقدمه شروع کنید و چه از نتیجه، امیدوارم آنچه در اینجا گفتم برای تایید این ادعای آلیسون لی کافی باشد که «انواع و اقسام گوناگون توجه به جزئیات متن های گفتاری و نوشتاری، برای انجام تحلیل گفتمان در چارچوب گسترده تر پساساخت گرایی، ارزشمند است».

جان تالچ
دانشگاه کاردیف، آوریل ۱۹۹۹

مقدمه مترجم

با وجود پیشگفتار و دو فصل مقدماتی مفصل و فنی در این کتاب، شاید نوشتن مقدمه دیگری چندان ضروری نباشد. با این حال، به دلیل سابقه نسبتاً اندک مباحث و منابع مطالعات فرهنگی در ایران شاید آوردن مقدمه کوتاهی در معرفی این حوزه مطالعاتی برای بعضی از خواننده های ناآشنا بی فایده نباشد.
معنای واژه فرهنگ در عبارت مطالعات فرهنگی نه دلالت های زیباشناختی دارد (برای مثال، آثار والای هنری) نه دلالت های تربیتی؛ بلکه فرهنگ به همان معنا که در تعریف مشهور ریموند ویلیامز آمده، به کار رفته است: «روش خاص زندگی یک ملت یا یک دوره یا یک گروه» این تعریف علاوه بر هنر و آموزش، آشکارا شامل فرهنگ عامه نیز می شود. هرچند مطالعات فرهنگی را نمی توان (یا نباید) به مطالعه فرهنگ عامه فروکاست، اما بدون شک مطالعه فرهنگ عامه محور اصلی پروژه مطالعات فرهنگی است. و سرانجام، در مطالعات فرهنگی فرهنگ از جهت کاملاً خاصی امری سیاسی قلمداد می شود، به نحوی که موضع سیاسی غالب در مطالعات فرهنگی را آشکار می کند. برای مثال استوارت هال فرهنگ عامه را چنین توصیف می کند:

عرصه رضایت و مقاومت. جایی که هژمونی ایجاد و حفاظت می شود....یکی از پایگاه هایی که می توان سوسیالیسم را در آن تاسیس کرد. و به همین دلیل است که فرهنگ عامه اهمیت دارد.

همه مفروضات اساسی مطالعات فرهنگی صبغه مارکسیستی دارند. نخست از این جهت که برای درک معناهای فرهنگ باید رابطه آن با ساختار اجتماعی و زمینه های تاریخی تجزیه وتحلیل شود؛ و دوم چون فرض بر این است که جوامع سرمایه داری صنعتی براساس نابرابری های قومی، جنسیتی، نسلی و طبقاتی بنا شده اند و فرهنگ نیز یکی از اصلی ترین قرارگاه های برپاداشتن این تقسیم بندی ها و منازعه بر سر آنها است. فرهنگ میدان نبرد مداوم بر سر معناهاست، و گروه های فرودست می کوشند در برابر تحمیل معناهای حامل منافع فرادستان مقاومت کنند. همین ویژگی است که فرهنگ را به امری ایدئولوژیک تبدیل می کند.
بدون شک ایدئولوژی مفهوم اصلی در مطالعات فرهنگی است. به رغم تعریف های متعارض و پرشماری که درباره ایدئولوژی وجود دارد، تعریف استوارت هال در مطالعات فرهنگی عموما پذیرفته می شود. هال با اتکا به مفهوم هژمونی گرامشی، نظریه «تدوین»(۱) خود را برای شرح و تبیین فرایندهای مبارزه ایدئولوژیک پرورانده است. بنا به استدلال او، در متون و کرد وکارهای فرهنگی معناهای ثابتی تعبیه نشده است و معنا همواره نتیجه عمل تدوین است. معناها همیشه در زمینه خاص، لحظه تاریخی خاص و گفتمان(های) خاص بیان می شوند. بنابراین بیان همواره متصل به متن و مشروط به متن است (تدوین هم به معنای بیان کردن است، هم به معنای متصل کردن). متون و کرد و کارهای فرهنگی «چندلهجه ای» هستند، یعنی ممکن است با لهجه های مختلف، توسط مردمان مختلف، در زمینه های مختلف، یا برای مقاصد سیاسی مختلف بیان شوند. به این ترتیب معنا تولید اجتماعی دارد: جهانی باید ساخت تا معنایی حاصل آید. متون، فعالیتها، و رویدادها منبع صدور معنا نیستند، بلکه تدوین معنا می تواند در هر یک از این عرصه ها رخ دهد. چون می توان به متن، عمل، یا رویداد واحدی معناهای متفاوتی نسبت داد، معناها همیشه محمل بالقوه تضاد هستند. بنابر این از دیدگاه مطالعات فرهنگی، فرهنگ یکی از مهمترین عرصه های مبارزه ایدئولوژیک است؛ جایی برای صف بندی ها، ملحق شدن یا مقاومت ؛ جایی که هژمونی به چنگ می آید یا از دست می رود.
درون و بیرون حوزه مطالعات فرهنگی هستند کسانی که معتقدند این تلقی مطالعات فرهنگی از مبارزه ایدئولوژیک به پذیرش و تمجید غیرانتقادی فرهنگ عامه می انجامد: بی وقفه روی مضمون مقاومت تحقیق و سخن سرایی می کنند و آن را مایه قدرت و لذت می دانند، اما تسلیم و رضایت و ملحق شدن را مسکوت می گذارند. در مقابل، مطالعات فرهنگی اصرار دارد که فرهنگ عامه می تواند به فرودستان در برابر تلقی های حاکم، قدرت مقاومت اعطا کند. ولی مقصود این نیست که فرهنگ عامه همیشه قدرت بخش یا مقاومت پیشه است. مصرف همیشه انفعالی نیست، اما گاهی انفعالی است؛ و مصرف کنندگان فرهنگ عامه عروسک های خیمه شب بازی نیستند، اما همه ما ممکن است گاهی آلت دست شویم. آثار وزین و طراز اول مطالعات فرهنگی اصرار دارند که قضاوت صائب درباره این مسائل مستلزم هوشیاری و توجه دقیق به جزئیات تولید، توزیع و مصرف فرهنگ است. چنین مسائلی را نمی توان یکبار برای همیشه (و بیرون از شرایط تاریخی و سیاسی) و با نگاهی نخبه گرا و نخوت آمیز حل و فصل کرد. به پرسش های معنا و آثار و نتایج ایدئولوژیک آن فقط با توجه به فرآیند تولید در جریان مصرف (و فقط به صورت مشروط) می توان پاسخ داد؛ و این نقطه عزیمت مطالعات فرهنگی است.

نکته هایی درباره نسخه برداری

نقل قول هایی که از روی نوارهای صوتی یا یادداشت های میدانی پیاده و نسخه برداری شده اند، و در فصل های ۳، ۵، ۶ و ۸ دیده می شوند، تا اندازه ای استانداردسازی شده اند. هدف استانداردسازی مذکور این بوده است که نقل قول ها و نسخه برداری ها تا حد امکان برای غیرمتخصصان خواندنی و آسان یاب شود. در بسیاری از انواع تحلیل گفتگو(۸)، جزئیات مربوط به مکالمه با چنان طول و تفصیلی بیان می شود که خواندنش آسان نیست. همچنین با رویکردهای مختلف روی انواع متفاوتی از جزئیات انگشت می گذارند. برای مثال، نسخه برداری و نقل قول در تحلیل مکالمه(۹) با رویکرد قوم ـ روش شناختی، دقت و وسواس شایانی برای نشان دادن تردیدها و تعلل ها، تکرارها و مدت مکثها به خرج می دهد و عموماً تعداد «نوبت ها(۱۰)» در یک مکالمه را بیش از هر واحد دیگری شمارش می کند.
در مقابل، نسخه برداری و نقل قول در رویکرد زبان شناسی سیستمی ـ نقش گرا ممکن است بسته به اینکه چه چیزی مورد تحلیل است به عبارت ها یا حرکت ها (کنش های گفتاری منفرد هر یک از طرف های گفتگو) تقسیم بندی شود، در این رویکرد عموماً مرزهای هر خوشه لحنی و منحنی های آهنگ کلام مشخص می شود و تعداد حرکت ها شمارش می شود نه نوبت ها.
تجزیه و شمارش مطالب نسخه برداری شده در هر یک از چهار فصلی که حاوی نقل قول از گفتارها است، تفاوت دارد. در سه فصل از این چهار فصل، نقل قول با توجه به نوبت هر یک از سخنگوها، پیوستگی دارد، به نحوی که با تغییر متکلم، نقل قول از سر سطر شروع می شود و نوبت ها شمرده می شود. در فصل چهارم (Wright) تک تک عبارت ها مبنای تحلیل هستند، به نحوی که هر عبارت جدیدی از سر سطر شروع می شود. می توان این سطرها / عبارت ها را شمارش کرد (هر چند در این فصل این شمارش صورت نگرفته است).

• معرفی گوینده به کمک حرف اول نام یا نقش او است- اطلاعات مربوطه در آغاز هر نقل قول ارائه می شود.
• املای صحیح متداول برای هر گفته ای که بتوان آن را زبان نامید به کار می رود. طول دادن به کلام با تکرار حرف صدادار نشان داده می شود (مانند i-i-i-s) (در ترجمه فارسی به صورت اَ - اَ - اَ - س می آید).
• گفته های غیر زبانی متداول با صورت های متداول املایی نشان داده می شود (مانند ها –ها، اوه....) نه با علائم آوایی یا فونتیک.
• هر جا بخشی از یک اظهار یا کل آن نامفهوم باشد، به صورت (ناواضح) علامت گذاری می شود.
• علایم نقطه گذاری عادی مورد استفاده قرار می گیرد، اما در چند مورد اندک، معمولاً برای نشان دادن مکث های کوتاه (ویرگول) و آهنگ کلام، خصوصاً در پایان عبارت ها نیز از این علایم استفاده می شود. (۰ نشانه آهنگ رو به پایین و؟ نشانه آهنگ رو به بالا است)
• مکث های طولانی تر با دو نقطه داخل پرانتز نشان داده می شود (هرچه تعداد دو نقطه ها بیشتر باشد، مکث طولانی تر است) یا طول هر مکث بر حسب ثانیه نشان داده می شود، البته باز هم داخل پرانتز – برای مثال (۰ /۲) یعنی دو ثانیه مکث. در تحلیل مکالمه معمولاً مکث ها سنجیده می شوند.
• گفتار هم زمان به معنای حرف زدن بیش از یک سخنگو در آن واحد است.

گفتار همزمان بر چند نوع است:

- شروع همزمان یک نوبت گفتگو توسط دو یا چند سخنگو، که همه غیر از یکی ساکت می شوند و می گذارند او صحبت(۱۱) کند؛

- همپوشانی هایی که یکی از سخنگوها پیش از تمام شدن نوبت دیگری شروع به صحبت می کند، که به معنای تغییر متکلم است،

- همپوشانی هایی که هم متکلم اولیه و هم متکلمی که وسط صحبت او دویده به حرف زدن ادامه می دهند، هیچیک به دیگری اجازه صحبت نمی دهد؛

- قطع سخن یعنی متکلم جدیدی رشته سخن را در دست می گیرد و نوبت صحبت متکلم قبلی را قطع می کند، پیش از آن که او سخن خود را گفته باشد.

در اینجا از ترکیب شکل و قلم حروف استفاده می شود، یعنی از ریز و درشت کردن و / یا تاکیدگذاری هایی که نشانگر آغاز همپوشانی دو متکلم است. اگر نسخه برداری از آغاز نوبت متکلم دوم درست زیر قسمت همپوشان جای بگیرد، و نه در سر سطر، با استفاده از یک خط عمودی می توانیم بخش های همپوشان را به هم متصل کنیم، و همپوشانی را به دقت مشخص کنیم:

الف: فکر می کنی بالاخره ممکنه برای این کار وقتی پیدا کنی؟
ب: خیله خب،۱ خیله خب، گفتم که می کنم، نگفتم؟
• اطلاعات زمینه ای داخل کروشه گذارده می شود: برای مثال، [صدای میزبان بدون استفاده کامل از میکروفون شروع می شود، وسط کار و بدون قطع صحبت صدای میکروفون تنظیم می شود] [صدای دویدن دخترها].
قراردادها و عرف نسخه برداری نه فقط به چارچوب های نظری که همچنین به هدف تحلیل نیز بستگی دارد. برای مثال، در نسخه برداری از مطالبی که قرار است با (۱۲)NUDIST تحلیل شوند، لزومی ندارد جزئیات مربوط به آهنگ کلام، مکث، یا گفتار همزمان نیز درج شود، چون این بسته نرم افزاری نمی تواند چنین اطلاعاتی را تحلیل کند. این واقعیت ممکن است مساله به حساب نیاید، شاید هم به حساب بیاید – که باز هم به هدف تحلیل بستگی دارد.
اکیداً توصیه می­شود پیش از انتخاب روش نسخه برداری خاصی برای یک پروژه خاص، حتماً با انواع نظام های نسخه­برداری تا حدی آشنا شوید. رویکردهای متفاوت جنبه­های متفاوتی از داده ها را نمایان می­سازند، جنبه­هایی که شاید پژوهشگری با رویکرد دیگری اعتنایی به آنها نکند. اکنون منابع متنوعی در دسترس است که قراردادهای متداول نسخه برداری را جمع­بندی کرده­اند. از این میان می توان به منابع زیر اشاره کرد:
پیوست ۲در رویکردهای تحلیل مکالمه اثر دبورا شفرین (۱۹۹۴، صص ۳۳- ۴۲۲)، که چهار نظام نسخه­برداری را معرفی می­کند و فصل ۳، «فنون گردآوری داده­ها و نسخه برداری» در تحلیل مکالمه: اصول، روش­ها و کاربردها(هاچبی، ۱۹۹۸، صص ۹۲-۷۳).

نویسندگان

کارولین بیکر(Carolyn Baker) دانشیار مدرسه تحصیلات تکمیلی تعلیم و تربیت دانشگاه کوئیترلند است. تخصص او در زمینه اتنومتدولوژی است و از سنت های تحلیلی گوناگون این مکتب در پژوهش های خویش درباره مسائل سواد و درس و مدرسه استفاده می کند. آثار او عبارتند از نخستین کتابهای مدرسه ای کودکان (همراه با پیتر فریبادی) و ویراستاری مجموعه به سوی جامعه شناسی انتقادی آموزش قرائت (همراه با آلن لوک)

جنیفر بیدل (Jennifer Biddle) انسان شناسی است که در دانشگاه مک کوئیر در سیدنی تدریس می کند. اومدت زیادی را صرف مطالعه میدانی در میان وارلپیریهای استرالیای مرکزی کرده است. او، همراه با السپت پروبین ویراستاری مجموعه شرم و عواطف غیرممکن دیگر را بر عهده دارد. او در کارهای خویش از انسان شناسی، نظریه اجتماعی و زبان شناسی در چارچوب نظریه فمینیستی، پساساختارگرا، روان کاوی و پسااستعماری استفاده می کند و به این ترتیب به تامل درباره نسبت میان انسان شناسی – و فرد انسان شناس- با موضوع مشاهده اش می پردازد.

جکی کوک (Jackie Cook) در زمینه پخش رادیویی فعالیت حرفه ای دارد و نیز یک دانشگاهی است که در مدرسه مطالعات ارتباطات و اطلاعات دانشگاه استرالیایی جنوبی به تدریس روزنامه نگاری و مطالعات رسانه ها و مطالعات فرهنگی اشتغال دارد. او درباره رادیو و رسانه های دیگر مطالب فراوانی منتشر کرده است. او در حال حاضر مشغول کامل کردن پژوهش مهمی درباره رادیو با استفاده از تحلیل انتقادی گفتمان، دیدگاه های مطالعات فمینیستی و مطالعات فرهنگی و دانش فنی تخصص حرفه ای خویش است.

جیلیان فولر(Gillian Fuller) در مدرسه رسانه ها و ارتباطات دانشگاه نیوساوث ولز به تدریس رسانه های چندگانه اشتغال دارد. تخصص آکادمیک او شامل نظریه انتقادی، فمینیستی و پسااستعماری و همچنین زبان شناسی است. او درباره موزه ها، آموزش علوم و چندرسانه ها تحقیقات و انتشاراتی داشته است. پژوهش های کنونی او درباره تلقی های مربوط به معجزه فناوری در عملکرد استعماری معاصر است.

آلیسون لی (Alison Lee) روی نوشتار کار می کند و در هر دو حوزه تحصیلات مدرسه ای و دانشگاهی، نوشتار را به مثابه موضوع پژوهش برای دانشجویان دوره های تحصیلات تکمیلی و همچنین تلقی های انتقادی و قوم نگارانه از نوشتار به منزله تولید فرهنگی را بررسی می کند. او دانشیار دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه تکنولوژی سیدنی است. آثار منتشر شده او عبارتند از: جنسیت، سواد، برنامه درسی: بازنویسی جغرافیای مدارس، مطالعات دوره های تحصیلات تکمیلی / آموزش دوره­های تحصیلات تکمیلی (ویراستاری همراه با بیل گرین) و مقاله ها و فصل های فراوان. او اکنون در حال نگارش کتابی است تحت عنوان پیدایش دکترای حرفه ای: تغییر آموزش در دوره دکتری در استرالیا (همراه با بیل گرین و ماری برنان).

پنی پتر(Penny Pether) در استرالیا و ایالت متحده به تدریس حقوق و مطالعات زبان انگلیسی اشتغال داشته و اکنون استادیار حقوق در مدرسه حقوق دانشگاه ایلینویز جنوبی است. کار علمی او در رشته حقوق که گرایش میان رشته ای و پساساخت گرایانه دارد، اخیراً روی نظریه قانون مشروطه و هویت ملی، آموزش حقوقی و تجاوز جنسی متمرکز شده است. کارهای او در زمینه مطالعات انگلیسی شامل ادبیات عصر ویکتوریا و ادبیات مدرن، نمایشنامه های دوره بازگشت(۷) و داستان های جنایی فمینیستی بوده است.

کیت پوینتون (Cate Poynton) در مدرسه ارتباطات و رسانه های دانشگاه سیدنی غرب، پنین، به تحقیق و تدریس در زمینه مطالعات زبان و گفتمان اشتغال دارد و در همانجا مدیر مرکز پژوهش زنان است. نخستین کتاب او، زبان و جنسیت: ایجاد تفاوت (۱۹۸۵) در حوزه زبان شناسی فمینیستی جای می گیرد. دلمشغولی مداوم او به نظریه های پساساخت گرا، و پژوهش فعلی او روی صدا، با توجه خاص به رادیو، کار او را به حوزه مطالعات فرهنگی و رسانه ها و هنرها می کشاند. او (همراه با سالی مک آرتور) ویراستار مشترک موسیقی ها و فمینیسم ها (۱۹۹۹) است و اکنون در حال نگارش تمدن گفتاری: صدا، مدرنیته و سوژه سخن گو است.

هرمین شیرس (Hermine Scheeres) پژوهشگر، مشاور و مدرس فرهنگ، زبان و سواد در دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه تکنولوژی سیدنی است. او عضو کمیته های دولتی و صنعتی متعددی است که به نوعی با زبان، سواد و توسعه حرفه ای سر و کار دارند. او مطالب زیادی درباره ارتباطات و آموزش در محل کار نوشته است که یا گزارش هایی به سفارش دولت بوده اند یا کتاب های درسی. کتابهای او عبارتند از مهارت های ارتباطی و ارتباط موثر در محیط های کاری تجدید ساخت یافته (همراه با هلن جویس و دیگران). پژوهش کنونی او به سوژه گی کارگران در محیط کاری تجدید ساخت یافته مربوط می شود.

نیکی سالومن (Nicky Solomon) عضو ارشد هیات علمی در دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه تکنولوژی سیدنی، و مدیر برنامه کارآموزی این دانشگاه است. نوشته ها و علایق کنونی او بیشتر متوجه رابطه میان محل کار و دانشگاه ها، و نتایج تربیتی و معرفت شناختی این رابطه است.
آثار منتشر شده او در این زمینه عبارتند از مقاله هایی در مجموعه های زیر: یادگیری در محل کار؛ ایجاد مکان: قالب بندی دوباره عمل در آموزش بزرگسالان (همراه با رابین آشر).

تری تردگلد (Terry Threadgold)، استاد پژوهش های مطالعات فرهنگی و رسانه ها در دانشکده رسانه ها، روزنامه نگاری و مطالعات فرهنگی دانشگاه کاردیف است. شهرت او به دلیل پژوهش های میان رشته ای در نشانه شناسی، فمینیسم پساساخت گرا، مطالعات عملکرد، زبان شناسی انتقادی، مطالعات حقوقی فمینیستی و تعلیم وتربیت فمینیستی است. او نویسنده کتاب بوطیقای فمینیستی: شعر، عملکرد، تاریخچه ها، و ویراستار چند مجموعه مهم درباره زبان نشانه شناسی، نظریه پساساخت گرایی و فمینیستی، از جمله نشانه شناسی، ایدئولوژی، زبان (همراه با ای.آ.گروتز، ام.آ.ک.هالیدی و گونترکرس) و زنانه/مردانه و بازنمود (همراه با آن کرانی- فرانسیس) است. او مقدمه هر دو مجموعه یادشده را که تلاشی است برای کشف عرصه پرپیچ و خم و بغرنج «چرخش زبان شناختی» در علوم انسانی به نگارش آورده است. او مقاله های فراوانی در مجموعه های ملی و بین المللی نوشته است.

جن رایت (Jan Wright) در دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه ولنگونگ تدریس می کند. همانجا مدیر برنامه تربیت بدنی و تندرستی است. پژوهش های او اساساً به برساخت گفتمانی بدن های جنسیتی، با استفاده از فمینیسم، پساساخت گرایی و زبان شناسی نقش گرا- سیستمی، مربوط می شود. حوزه های اصلی پژوهش های او شامل ورزش و تربیت بدنی در مدارس، رقص و درمانهای جسمانی است. او هم در زمینه تعلیم و تربیت و هم در زمینه فمینیسم و نشانه شناسی مطالبی منتشر کرده است.

نظرات کاربران
درباره کتاب فرهنگ و متن