فیدیبو نماینده قانونی راشین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب از کجا بفهمیم دیگران به چه فکر می‌کنند

کتاب از کجا بفهمیم دیگران به چه فکر می‌کنند
تعبيردقيق زبان بدن

نسخه الکترونیک کتاب از کجا بفهمیم دیگران به چه فکر می‌کنند به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب از کجا بفهمیم دیگران به چه فکر می‌کنند

شما می‌توانید در درک زبان صامت بدن مهارت پیدا کنید. چه هدف شما از مطالعه رفتار‌های غیر‌کلامی پیشرفت شغلی باشد و چه هدف‌تان بهتر کنار آمدن با اعضای خانواده و دوستان باشد این کتاب برای شما طراحی شده است. برای اینکه در این زمینه تخصص پیدا کنید باید فصل‌های بعدی را به‌دقت مطالعه و خود را ملزم کنید که مقداری از وقت و انرژی‌تان را به‌صورت جدی صرف یاد‌گیری آموزه‌های ناوارو و به‌کارگیری آنها در زندگی روزمره خود کنید.
تفسیر موفقیت‌آمیز رفتار‌های مردم یعنی یاد‌گیری، رمز‌گشایی و استفاده از رفتار‌های غیر‌کلامی برای پیش‌بینی رفتار انسان کاری است که ارزش توجه شما را دارد و اگر در این زمینه تلاش کنید پاداش‌های فراوانی نصیب‌تان خواهد شد. پس یک تصمیم قاطع بگیرید، به صفحه بعدی بروید و آماده شوید تا همه رفتار‌های غیر‌کلامی مهمی را که ناوارو می‌خواهد به شما آموزش بدهد یاد بگیرید و مشاهده کنید. طولی نخواهد کشید که در یک نگاه گذرا به افراد متوجه خواهید شد که آنها با حرکات بدن‌شان می‌خواهند چه حرفی به شما بزنند.

ادامه...
  • ناشر راشین
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 5.86 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۱۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب از کجا بفهمیم دیگران به چه فکر می‌کنند

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



قدردانی

وقتی شروع به نوشتن پیش نویس اولیه این کتاب کردم متوجه شدم که این پروژه از مدت ها پیش آغاز شده بود. آغاز این پروژه، علاقه من به خواندن کتاب هایی در مورد رفتار غیر کلامی نبود، از زمان پیگیری این کار به صورت آکادمیک هم نبود و از سازمان اِف بی آی هم شروع نشده بود. درواقع سال ها پیش این پروژه در خانواده ام آغاز شده بود.
در ابتدا من با استفاده از آموزش های والدینم آلبرت و ماریانا لوپِز و مادربزرگم آدِلینا پانیاگوآ اِسپینو، خواندن رفتار های غیر کلامی را آغاز کردم. هر یک از اینها به شیوه خود شان نکته متفاوتی را در مورد اهمیت و قدرت ارتباطات غیر کلامی به من آموزش دادند. من از مادرم یاد گرفتم که رفتارهای غیر کلامی در برخور با دیگران ارزش بسیار زیادی دارند. او به من یاد داد که یک رفتار زیرکانه می تواند یک موقعیت ناراحت کننده را برطرف کند یا اینکه باعث شود کسی کاملاً احساس راحتی کند. این مهارتی بود که او در تمام طول زندگی خود به راحتی آن را به کار می گرفت. از پدرم قدرت حالات صورت را آموختم. او می تواند فقط با یک نگاه با شفافیت بالایی ارتباط زیادی برقرار کند. او مردی است که فقط با حضور داشتن در یک مکان احترام دیگران را جلب می کند. و از مادربزرگم که این کتاب را به او تقدیم می کنم یاد گرفته ام که رفتارهای کوچک اهمیت زیادی دارند: یک لبخند، یک تکان سر یا لمس کردن در زمان مناسب می تواند حرف های زیادی را منتقل کند و حتی شفابخش باشد. آنها هر روز این چیز ها را به من یاد دادند و در انجام این کار مرا آماده کردند تا دنیای دور و برم را به طرز شایسته تری مشاهده کنم. آموزه های آنها و همچنین آموزه های بسیاری افراد دیگر در این کتاب آورده شده اند.
وقتی در دانشگاه بریگم یانگ بودم جِی وِسلی شِروود، ریچارد تاون سِند و دین کلیو وین درباره کار های پلیس و مشاهده مجرمین آموزش های زیادی به من دادند. بعد ها در اِف بی آی افرادی مانند داگ گرِگوری، تام ریلی، جولیان جِی کورنِر، دکتر ریچارد اولت و دیوید جی مِیجِر، ظرایف مربوط به مسائل ضد جاسوسی و رفتار های جاسوسی را به من آموختند. من از این افراد قدردانی می کنم زیرا مهارت های مرا در مشاهده رفتار انسان ها تقویت کردند. به همین ترتیب باید از دکتر جان شافِرف مامور سابق اِف بی آی و عضو برنامه تحلیل رفتاری همین سازمان، تشکر کنم که مرا به نوشتن تشویق کرد و به من اجازه داد در چندین مورد نویسنده همراه وی باشم. باید از مارک ریزِر نیز تشکر کنم که مدت ها با من در دستگیری جاسوس ها هم سنگر بود. از بقیه همکارانم که بسیاری از آنها در بخش امنیت ملی سازمان اِف بی آی مشغول به کار هستند نیز به خاطر حمایت شان تشکر می کنم.
در طول سال ها مسئولین سازمان اف بی آی کارهایی انجام دادند تا مطمئن شوند که بهترین استادان به ما درس می دهند و بنابراین زیر دست استادانی همچون جو کولیس، پاول اِکمَن، مورین اُسُلیوان، مارک فرانک، بِلا اِم دیپاولو، آلدِرت وریج، رِید مِلوی و جودی بِرگون، من به صورت مستقیم یا از طریق نوشته هایشان تحقیق در زمینه ارتباطات غیر کلامی را آموختم. من با بسیاری از این افراد رابطه دوستی برقرار کردم از جمله با دیوید گیوِنز، که ریاست مرکز مطالعات غیر کلامی را در اسپوکین واقع در واشینگتن بر عهده دارد و نوشته ها، آموزه ها و هشدارهایش را به گوش جان سپردم. تحقیقات و نوشته های این افراد زندگی من را غنی تر کرده است و کار های ایشان و دیگر افراد برجسته از جمله دِزموند موریس، ادوارد هال و چارلز داروین را که کل این مبحث را با کتاب کوچک: «ابراز احساسات در حیوان و انسان» آغاز کرد، در این کتاب گنجانده ام.
درحالی که این افراد چارچوب آکادمیک لازم را برای من فراهم کردند دیگران به روش خودشان در این پروژه نقش داشتند. و باید از تک تک آنها تشکر کنم. وقتی قرار باشد یک کار تحقیقی انجام بدهم دوست عزیزم الیزابت لی براون در دانشگاه تامپا یک موهبت الهی محسوب می شود. من همچنین به دکتر فیل کوئین در دانشگاه تامپا و پروفسور باری گلووِر در دانشگاه سِنت لِئو مدیون هستم زیرا سال ها است که با من دوست هستند و برنامه هایشان را با برنامه شلوغ سفر های من تطبیق می دهند.
اگر عکس های موجود در این کتاب نبودند این کتاب به این خوبی آماده نمی شد. و برای این کار باید از مارک وِمپِل، عکاس معروف، قدردانی کنم. همچنین از اَشلی بی کسِل، دستیار اجرایی ام، سپاسگزاری می کنم که وقتی از او پرسیدم آیا حاضر است برای تصاویر یک کتاب ژست هایی به خود بگیرد تا از او عکس بگیریم، پاسخ داد: «حتماً، چرا که نه؟» همه شما دوستان، عالی هستید. همچنین جا دارد از دیوید آر آندرِید، هنرمند دانشگاه تامپا، تشکر کنم.
متیو بنجامین، ویراستارِ همیشه صبور من در انتشارات هارپِر کولینز، این پروژه را سازماندهی کرد و به دلیل اینکه یک مرد متشخص و در کارش ماهر و حرفه ای است شایسته قدردانی است. همچنین از تونی شیارا، سردبیر اجرایی این انتشارات، که با جدیت کار کرد تا این پروژه را به انتها برساند تشکر می کنم. متیو و تونی با گروه فوق العاده ای در انتشارات هارپرکولینز کار می کنند که از جمله آنها می توان به پاولا کوپِر، ویراستار فنی این مجموعه اشاره کرد که بسیار از او ممنونم. و همان طور که قبلاً هم گفتم می خواهم از دکتر ماروین کارلینز به خاطر شکل دادن به ایده های من به طوری که به صورت این کتاب در بیایند و حرف های صمیمانه ایشان که در مقدمه آمده است تشکر کنم.
از دکتر الیزابت اِی مورِی، دانشمند و آموزشگر واقعی، که با وجود برنامه فشرده تدریس خود برای ویرایش پیش نویس اولیه کتاب من وقت گذاشت و اطلاعات فوق العاده زیاد خود را در مورد بدن انسان در اختیار من قرار داد تشکر می کنم.
از خانواده ام و همه اعضای آن که دور یا نزدیک هستند تشکر می کنم که وقتی زمان بودن با آنها را به نوشتن این کتاب اختصاص می دادم من را تحمل می کردند. لوکا، از تو خیلی ممنونم. استفانی، دخترم، هر روز به خاطر شخصیت مهربانی که داری خدا را شکر می کنم.
همه این افراد به نوعی در این کتاب نقش داشته اند؛ دانش و ایده های این افراد چه کم و چه زیاد در اینجا با شما در میان گذاشته می شود. من این کتاب را با علم به اینکه بسیاری از شما از اطلاعات موجود در آن برای زندگی روز مره تان استفاده می کنید نوشته ام. به منظور رسیدن به این هدف مجدانه کار کردم تا هم علم و هم اطلاعات تجربی را به صورت شفاف ارائه کنم و اگر ایراد های زیادی دارد مسئولیت آن فقط و فقط بر عهده من است.
یک ضرب المثل قدیمی لاتین می گوید: «کسی که درس می دهد یاد می گیرد.» نوشتن هم از بسیاری لحاظ مانند درس دادن است. نوشتن، روند یادگرفتن و درک کردن است که در نهایت لذت بخش است. امیدوارم وقتی به پایان این کتاب می رسید شما هم در مورد نحوه برقراری ارتباطات غیر کلامی دانش عمیقی کسب کرده باشید و با دانستن اینکه افراد با بدن خود می خواهند چه چیزی به شما بگویند، زندگی تان غنی تر شود همان طور که زندگی من غنی تر شده است.

جو ناوارو، تامپا، فلوریدا

مقدمه

من می توانم بفهمم شما به چه فکر می کنید
دکتر ماروین کارلینز

مظنون با آرامش پشت میز نشسته بود و به دقت به سوالات مامور اِف بی آی، پاسخ های دروغ می داد. او در پرونده قتل مورد نظر، یکی از مظنونین اصلی محسوب نمی شد. شواهد و دلایلش باور کردنی بودند و فردِ با صداقتی به نظر می رسید اما مامور اِف بی آی همچنان به سوال پرسیدن ادامه داد و با رضایتِ خودِ مظنون، در مورد آلت قتل سوالاتی از او پرسید:
«اگر شما مرتکب این قتل می شدید از یک اسلحه استفاده می کردید؟»
«اگر شما مرتکب این قتل می شدید از یک چاقو استفاده می کردید؟»
«اگر شما مرتکب این قتل می شدید از یک یخ خرد کن استفاده می کردید؟»
«اگر شما مرتکب این قتل می شدید از یک چکش استفاده می کردید؟»
یکی از این سلاح ها، یخ خرد کن، در قتل مورد نظر مورد استفاده قرار گرفته بود. اما اجازه نداده بودند که این مسئله به اطلاع عموم برسد. بنابراین فقط خود قاتل ممکن بود اطلاع داشته باشد که کدام یک از موارد نام برده سلاحی بود که با آن قتل صورت گرفت. همچنان که مامور اف بی آی اشیاء مورد استفاده در قتل را نام می برد به دقت به فرد مظنون نگاه می کرد. وقتی صحبت یخ خرد کن به میان آمد پلک های مظنون پایین آمدند و تا زمان نام بردن سلاح بعدی همچنان پایین ماندند. مامور اف بی آی فوراً متوجه اهمیت حرکت پلک های مظنون شد و از آن لحظه به بعد مظنونِ «کم اهمیت» به مهم ترین فرد در باز جویی ها تبدیل شد. و مدتی بعد به قتل اعتراف کرد.
آفرین به جو ناوارو، انسان فوق العاده ای که در طول ۲۵ سال خدمت برجسته در اِف بی آی، علاوه بر پرده برداشتن از راز قاتل این پرونده، کشف مجرمین بسیاری از جمله «جاسوس ها» را نیز در پرونده افتخارات خود دارد. او چطور توانست این کار را بکند؟ اگر از او می پرسیدید به آرامی پاسخ می داد: «من این موفقیت را مدیون توانایی ام در تفسیر زبان بدن آدم ها هستم.»
ظاهراً جو کل عمر حرفه ای خود را صرف مطالعه علم ارتباطات غیر کلامی (حالات صورت، حرکات سر و دست، حرکات فیزیکی (جنبش شناسی)، فاصله افراد (همجواری)، لمس کردن (بساوایی)، طرز ایستادن، نشستن و راه رفتن و حتی شیوه لباس پوشیدن، ایجاد اصلاحاتی در آن و به کارگیری این علم کرده است تا از اینکه مردم چه فکری می کنند، قصد دارند چطور رفتار کنند و اینکه آیا اظهارات شان در دادگاه واقعی است یا دروغ، سر در بیاورد. برای مجرمین، تروریست ها و جاسوس هایی که تحت بررسی های دقیق او معمولاً علائم غیر کلامی بیش از حدی از خود نشان می دهند که افکار و نیات شان را آشکار و قابل شناسایی می کند این خبر خوبی نیست.
اما این برای شمای خواننده خبر خوبی است زیرا همین دانش غیر کلامی که جو ناوارو به منظور دروغ سنجی و مربیگری در اف بی آی به آن تکیه کرده و با استفاده از آن به فردی تبدیل شده است که در شناسایی جاسوس ها مهارت دارد همان چیزی است که در این کتاب با شما در میان خواهد گذاشت تا بتوانید احساسات، افکار و نیات افراد دور و برتان را بهتر درک کنید. جو به عنوان یک نویسنده و مربی مشهور به شما آموزش می دهد که چطور همانند یک متخصص، رفتار های غیر کلامی افراد دور و برتان را مشاهده، شناسایی و رمز گشایی کنید تا بتوانید با موفقیت بیشتری با آنها تعامل داشته باشید. این دانش چه برای تفریح باشد و چه برای کار، زندگی شما را غنی تر می کند.
بسیاری از مطالبی را که جو در این کتاب از آنها صحبت می کند جامعه علمی تا پانزده سال پیش آنها شناسایی نکرده بود. فقط از طریق پیشرفت هایی که اخیراً در تکنولوژی اسکن مغز و تصویر برداری عصبی صورت گرفته است دانشمندان توانسته اند صحت رفتار هایی را که جو در این کتاب توصیف می کند تائید کنند. جو با استفاده از کشفیات اخیر علم روانشناسی، نوروبیولوژی، پزشکی، جامعه شناسی، جرم شناسی، مطالعات ارتباطات و انسان شناسی به علاوه تجربه بیست و پنج ساله اش در استفاده از رفتار غیر کلامی در شغلش به عنوان یک مامور اِف بی آی، در کمک کردن به شما برای اینکه در درک ارتباطات غیر کلامی موفق شوید صلاحیت لازم را دارد. تخصص وی در سطح جهانی مورد تائید قرار گرفته است و همگان به دنبال آن هستند. ناوارو علاوه بر اینکه به طور مرتب در برنامه هایی مانند «تودِی شو» در شبکه تلویزیونی اِن بی سی، «هِد لاین نیوز» در شبکه سی اِن اِن، «فاکس کیبِل نیوز» و برنامه «گود مورنینگ اَمِریکا» در شبکه اِی بی سی مورد مصاحبه قرار می گیرد به برگزاری سمینار هایی در زمینه ارتباطات غیر کلامی برای اِف بی آی، سی آی اِی و دیگر اعضای سازمان های اطلاعاتی آمریکا نیز می پردازد. او همچنین مشاور بانک ها، موسسات بیمه و شرکت های حقوقی بزرگ داخل و خارج ایالات متحده آمریکا است. جو همچنین در دانشگاه سِنت لِئو و دانشکده های پزشکی متعددی در سراسر ایالات متحده آمریکا تدریس می کند. ایده های بی نظیر ناوارو در زمینه ارتباطات غیر کلامی در این دانشگاه ها مخاطبانی پیدا کرده است که آماده پذیرفتن ایده های نو هستند از جمله پزشکانی که می خواهند با سرعت و دقت بیشتری بیماران خود را ارزیابی کنند. همان طور که در این کتاب مشاهده خواهید کرد ترکیب مهارت های آکادمیک و افتخارات شغلی ناوارو در کنار تحلیل ماهرانه وی از ارتباطات غیر کلامی در دنیای واقعی و موقعیت های بسیار مهم، وی را از دیگران متمایز کرده و در صف مقدم تخصص غیر کلامی قرار داده است.
من پس از کار کردن با جو، شرکت در سمینار هایش و به کار گرفتن ایده هایش در زندگی خودم قویاً معتقد هستم که مطالب این کتاب نشان دهنده پیشرفت بزرگی در درک ما از همه مسائل غیر کلامی هستند. من به عنوان روانشناس دوره دیده ای این حرف را می زنم که تصمیم گرفتم این مقدمه را برای کتاب او بنویسم زیرا از کتاب برجسته جو و نقش آن در مجهز کردن علم ارتباطات غیر کلامی به منظور رسیدن به اهداف حرفه ای و موفقیت شخصی به هیجان آمده ام. من همچنین تحت تاثیر رویکرد منطقی و دقیق وی در مورد این موضوع قرار گرفته ام. به عنوان مثال درحالی که مشاهده رفتار های غیر کلامی به ما اجازه می دهد که تفسیر دقیقی در مورد انواع رفتار ها داشته باشیم جو به شما هشدار می دهد که استفاده از زبان بدن برای تشخیص فریبکاری، کار سخت و چالش بر انگیزی است. این حرف مهمی است که افراد عادی یا دستگاه قضایی به ندرت به آن توجه می کنند. این حرف جو یک اخطار مهم و تاثرانگیز است که به ما یاد آوری می کند پیش از اینکه فردی را بر اساس رفتار های غیر کلامی اش گناهکار یا بی گناه اعلام کنیم بسیار احتیاط و دقت کنیم.
برخلاف بسیاری کتاب های دیگر که در زمینه رفتار های غیر کلامی نوشته شده اند اطلاعاتی که در اینجا ارائه می شوند بیشتر بر اساس واقعیات علمی و یافته های تجربی هستند تا ایده های شخصی و توصیه های بی اساس. به علاوه این کتاب بر نکته ای تاکید می کند که آثار منتشر شده دیگر اغلب از آن غافل هستند: نقش مهمی که سیستم لیمبیک مغز انسان در درک و استفاده موثر از سرنخ های غیر کلامی دارد.
شما می توانید در درک زبان صامت بدن مهارت پیدا کنید. چه هدف شما از مطالعه رفتار های غیر کلامی پیشرفت شغلی باشد و چه هدف تان بهتر کنار آمدن با اعضای خانواده و دوستان باشد این کتاب برای شما طراحی شده است. برای اینکه در این زمینه تخصص پیدا کنید باید فصل های بعدی را به دقت مطالعه و خود را ملزم کنید که مقداری از وقت و انرژی تان را به صورت جدی صرف یاد گیری آموزه های ناوارو و به کارگیری آنها در زندگی روزمره خود کنید.
تفسیر موفقیت آمیز رفتار های مردم یعنی یاد گیری، رمز گشایی و استفاده از رفتار های غیر کلامی برای پیش بینی رفتار انسان کاری است که ارزش توجه شما را دارد و اگر در این زمینه تلاش کنید پاداش های فراوانی نصیب تان خواهد شد. پس یک تصمیم قاطع بگیرید، به صفحه بعدی بروید و آماده شوید تا همه رفتار های غیر کلامی مهمی را که ناوارو می خواهد به شما آموزش بدهد یاد بگیرید و مشاهده کنید. طولی نخواهد کشید که در یک نگاه گذرا به افراد متوجه خواهید شد که آنها با حرکات بدن شان می خواهند چه حرفی به شما بزنند.

فصل اول

مهارت پیدا کردن در رمز و راز های ارتباط غیر کلامی

هر وقت در حال تدریس زبان بدن هستم این سوال را همیشه از من می پرسند: «جو، از اول چی باعث شد به مطالعه رفتار غیر کلامی علاقه پیدا کنی؟» این کاری نبود که برای انجام آن برنامه ریزی کرده باشم و نتیجه علاقه طولانی مدت من به این موضوع هم نبود. دلیل من متواضعانه تر از این حرف ها بود. علاقه من به این موضوع از ضرورت ناشی می شد؛ ضرورت تطابق موفقیت آمیز با یک روش کاملاً جدید برای زندگی کردن. وقتی هشت سالم بود به عنوان یک تبعیدی از کوبا به آمریکا آمدیم. ما درست چند ماه بعد از حمله خلیج پیگز، کوبا را ترک کردیم. و واقعاً فکر می کردیم برای مدت کوتاهی به عنوان پناهنده در آمریکا اقامت خواهیم داشت.
من که ابتدا نمی توانستم انگلیسی صحبت کنم همان کاری را انجام دادم که هزاران مهاجر دیگری که به این کشور آمده اند انجام داده اند. من زود یاد گرفتم برای اینکه بتوانم با همکلاسی هایم در مدرسه کنار بیایم باید از زبان «دیگری» که در اطرافم بود یعنی زبانِ رفتار غیر کلامی باخبر و نسبت به آن حساس باشم. من فهمیدم که این زبانی است که می توانم به سرعت آن را ترجمه و درک کنم. در ذهنم بدن انسان را به صورت نوعی تابلوی اعلانات می دیدم که افکار فرد را از طریق ژست بدن، حالت صورت و حرکات فیزیکی که می توانستم بخوانم منتقل (تبلیغ) می کرد. در طول زمان انگلیسی یاد گرفتم و حتی بعضی از مهارت هایم را در زبان اسپانیایی از دست دادم اما زبان غیر کلامی را هرگز فراموش نکردم. من در سن پایین کشف کردم که همیشه می توانم روی ارتباطات غیر کلامی حساب کنم.
من یاد گرفتم برای رمز گشایی چیز هایی که همکلاسی ها و معلم هایم می خواستند به من بفهمانند و احساس شان در مورد خودم از زبان بدن استفاده کنم. یکی از اولین نکته هایی که به آن پی بردم این بود که وقتی وارد کلاس می شدم دانش آموز ها یا معلم هایی که واقعاً مرا دوست داشتند ابرو هایشان را بالا می بردند. از طرف دیگر آنهایی که خیلی با من دوستانه رفتار نمی کردند وقتی من را می دیدند به آرامی از گوشه چشم شان به من نگاه می کردند. این رفتاری است که وقتی مشاهده شود هرگز فراموش نمی شود. من مانند بسیاری دیگر از مهاجران از این اطلاعات غیر کلامی استفاده کردم تا به سرعت افراد را ارزیابی کرده و با آنها دوست شوم، با وجود مانع زبانی، منظور خودم را به دیگران بفهمانم، از دشمن دوری کنم و روابط سالمی را که با افراد برقرار کرده بودم تقویت کنم. چندین سال بعد به عنوان یکی از مامورین سازمان اِف بی آی از این علائم چشمی برای پرده برداشتن از روی معمای جرم ها استفاده کردم (باکس شماره ۱ را بخوانید).
بر اساس سابقه، تحصیلات و آموزش هایی که دیده ام می خواهم به شما آموزش بدهم تا مانند یک مامور اِف بی آی که در زمینه ارتباطات غیر کلامی تخصص دارد به دنیای اطراف تان نگاه کنید. یعنی به شکل یک محیط شفاف و پویا که در آن هر تعامل بشری طنین انداز اطلاعات خاصی است و به عنوان فرصتی برای استفاده از زبان صامت بدن به منظور غنی کردن دانش تان در مورد افکار، احساسات و نیات مردم. استفاده از این علم موجب می شود در میان دیگران برجسته شوید. همچنین این علم از شما محافظت می کند و ایده هایی در مورد رفتار انسان به شما می دهد که تا به حال از چشم تان پنهان بوده است.

ارتباط غیر کلامی دقیقاً چیست؟

ارتباط غیر کلامی که اغلب به آن رفتار غیر کلامی یا زبان بدن نیز گفته می شود درست مانند حرفی که بیان می شود ابزار انتقال اطلاعات است به جز اینکه این ارتباط، بیشتر از طریق حالات چهره، ژست ها، لمس کردن (بساوایی)، حرکات فیزیکی (جنبش شناسی)، حالت بدن، پوشش (لباس، جواهرات، مدل مو، خالکوبی و غیره) و حتی تُن، طنین و حجم صدای کسی به دست می آید تا محتوای حرف هایی که می زند. رفتار های غیر کلامی حدود شصت الی شصت و پنج در صد همه ارتباطات بین فردی را تشکیل می دهند و در زمان انجام عمل جنسی می تواند صد در صد ارتباطات میان دو فرد را تشکیل دهد (بورگون ۱۹۹۴، ۲۸۵-۲۲۹).
***
باکس شماره یک
در یک چشم به هم زدن

«پوشاندن چشم ها» یک رفتار غیر کلامی است که وقتی احساس می کنیم مورد تهدید قرار گرفته ایم یا از چیزی که می بینیم خوشمان نمی آید این رفتار را از خود بروز می دهیم. از گوشه چشم نگاه کردن (همان طور که در مورد همکلاسی هایم به آن اشاره کردم) و بستن چشم ها یا دست روی چشم گذاشتن کار هایی هستند که به منظور محافظت از مغز در مقابل «مشاهده» تصاویر نا خوشایند و نشان دادن انزجارمان از دیگران به تدریج شکل گرفته اند.
من به عنوان بازرس در زمان انجام بازرسی در مورد هتلی در پورتوریکو که آتش افروزی عمدی در آن جان ۹۷ نفر را گرفت از رفتار های مربوط به پوشاندن چشم ها برای کمک به بازرسی استفاده کردم. و فوراً به یکی از نگهبان های هتل مظنون شدم زیرا شعله های آتش از جایی آغاز شده بود که او مسئولیت حفاظت از آن را بر عهده داشت. یکی از راه هایی که باعث شد به این نتیجه برسیم که او در آتش افروزی نقشی نداشت این بود که با ترفند های خاصی از او بپرسیم که قبل از شروع آتش افروزی و در زمان شروع آن کجا بود و اینکه آیا او آتش را برافروخته بود یا خیر. بعد از هر سوالی که از او می پرسیدیم به چهره اش نگاه می کردم تا ببینم آیا هیچ علامت افشاگرانه ای که به رفتارِ «پوشاندن چشم ها» مربوط می شود از خود بروز می دهد یا نه. تنها زمانی که چشمانش بسته شدند زمانی بود که از او پرسیدیم در موقع برافروخته شدن آتش کجا بود. اما نکته تعجب انگیز این بود که با پرسیدن سوال بعدی مان، اینکه آیا خودش آتش را برافروخته بود یا خیر اصلاً ناراحت نشد. این به من فهماند که مسئله مشکوک مربوط به آن فرد، مکانی بود که در زمان برافروخته شدن آتش در آن حضور داشت نه احتمال شرکت داشتن او در آتش افروزی. سپس بازرس های اصلی در این مورد سوالات بیشتری از او پرسیدند تا اینکه نهایتاً اعتراف کرد در آن زمان پُستش را ترک کرده بود تا به دیدن نامزدش برود که او هم در همان هتل کار می کرد. متاسفانه وقتی او رفت آتش افروز ها وارد محوطه ای شدند که او باید در آن نگهبانی می داد و آتش را روشن کردند.
در این مورد رفتارِ پوشاندن چشم ها در نگهبان به ما سرنخ لازم را داد تا یک سری سوالات از او بپرسیم که در نهایت موجب حل پرونده شدند. در نهایت سه آتش افروز که مسئول آن آتش افروزی مصیبت بار بودند دستگیر شدند. نگهبانی که از او نام بردم با اینکه به صورت تاسف باری بی توجه بود و بار گناه سنگینی بر شانه هایش بود مقصر نبود.
***
رفتارهای غیر کلامی همچنین می توانند افکار، احساسات و نیات واقعی فرد را آشکار کنند؛ این رفتارها درباره وضعیت ذهنی واقعی فرد به ما چیز هایی می گویند. از آنجایی که مردم همیشه خبر ندارند که به صورت غیرکلامی در حال برقراری ارتباط هستند اغلب اوقات زبان بدن، صادقانه تر از حرف هایی است که خود فرد به زبان می آورد و به صورت آگاهانه آنها را بیان می کند تا به اهداف خود دست پیدا کند (باکس شماره ۲ را مطالعه کنید).
***
باکس شماره دو
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

یک نمونه به یاد ماندنی از اینکه چطور زبان بدن می تواند گاهی وقت ها واقعی تر از زبان گفتار باشد به تجاوز به یک خانم جوان در منطقه تحت حفاظت بومیان آمریکایی در شهر پارکر ایالت آریزونا مربوط می شود. یکی از مظنونین پرونده را برای باز جویی آورده بودند. حرف هایش به نظر قانع کننده می آمد و ماجرایی که تعریف کرد معقول و باور کردنی بود. او ادعا کرد که قربانی را ندیده و وقتی در مزرعه بوده در امتداد ردیفی از بوته های پنبه به سمت پایین رفته بعد به سمت چپ پیچیده و مستقیم به سمت خانه اش رفته است. درحالی که همکاران من از چیز هایی که می شنیدند یادداشت برمی داشتند من یکسره به فرد مظنون نگاه می کردم و دیدم که وقتی ماجرای پیچیدن به چپ و رفتن به خانه را تعریف می کرد دستش به سمت راست بدنش اشاره کرد که دقیقاً مسیری بود که به آن تجاوز ختم شده بود. اگر به او نگاه نمی کردم متوجه تفاوت میان کلام او (به چپ پیچیدم) و غیر کلام او (اشاره دستش به سمت راست) نمی شدم. اما وقتی این را دیدم فهمیدم که دارد دروغ می گوید. مدتی صبر کردم و بعد مجدداً به سراغش رفتم. در نهایت او به جرمش اعتراف کرد.
***
هر گاه مشاهده رفتار غیر کلامی یک فرد به شما کمک کند تا احساسات، نیات یا اعمال آن فرد را درک کنید حتماً به صورت موفقیت آمیزی توانسته اید این ابزار صامت را رمز گشایی کرده و مورد استفاده قرار بدهید.

استفاده از رفتار غیر کلامی برای بهتر کردن وضعیت زندگی

محققان ثابت کرده اند کسانی که می توانند ارتباطات غیرکلامی را به خوبی بخوانند و تفسیر کنند و برداشت دیگران از خود شان را تحت کنترل در آورند بیشتر از کسانی که این مهارت را ندارند در زندگی موفق هستند (گُلمَن، ۱۹۹۵، ۹۲-۱۳). هدف این کتاب این است که به شما آموزش بدهد که چطور جهان اطراف خود را مشاهده کنید و در هر زمینه ای به معنای ارتباطات غیر کلامی پی ببرید. این دانش قدرتمند تعاملات شخصی تان را با دیگران بهتر کرده و همان طور که زندگی مرا غنی تر کرده است زندگی شما را نیز غنی تر خواهد کرد.
یکی از نکات جالب در مورد درک رفتار غیر کلامی این است که به صورت جهانی کاربرد دارد. و در هر جایی که انسان ها با هم تعامل داشته باشند قابل استفاده است. رفتار های غیر کلامی در تمام دنیا یکسان بوده و قابل اطمینان هستند. وقتی بدانید یک رفتار غیر کلامی خاص چه معنایی دارد می توانید از این اطلاعات در هر موقعیت متفاوت و هر نوع محیطی استفاده کنید. درواقع بدون استفاده از رفتار های غیر کلامی، برقراری ارتباط با دیگران مشکل می شود. اگر تا به حال از خود تان پرسیده اید که چرا در عصر کامپیوتر، اس ام اس، ایمیل، تلفن، و ویدئو کنفرانس، مردم با هواپیما پرواز می کنند تا خود شان را به یک جلسه برسانند بدانید دلیلش نیاز به نشان دادن و مشاهده کردن رفتار های غیر کلامی به صورت رو در رو است. هیچ چیز نمی تواند جای مشاهده رو در رو و نزدیک رفتار های غیر کلامی را بگیرد. چرا؟ چون رفتار های غیر کلامی قدرتمند هستند و معنا دارند. هر چیزی را که از این کتاب یاد بگیرید می توانید در هر موقعیت و شرایطی به کار ببرید. برای خواندن یک نمونه (به باکس شماره ۳ مراجعه کنید):
***
باکس شماره سه
دادن بهترین آموزش بازی به یک پزشک
چند ماه پیش برای گروهی از افرادی که در مسابقات مختلف شرکت می کردند درباره رفتار های غیر کلامی سمیناری برگزار کردم تا بتوانند فکر رقیب را بخوانند و در مسابقه پیروز شوند. از آنجایی که در هر مسابقه ای بلف زدن و فریب دادن حریف اهمیت دارد بازیکنان به خواندن فکر رقیب های خود علاقه زیادی دارند. از نظر آنها رمز گشایی ارتباطات غیر کلامی برای موفقیت در مسابقات، ضروری است. درحالی که خیلی از آنها به خاطر مطالبی که آموزش دادم از من تشکر کردند چیزی که موجب شگفتی من شد این بود که تعدادی از شرکت کنند گان در سمینار توانستند ارزش درک و استفاده از رفتار غیر کلامی را در فضای خارج از مسابقات نیز ببینند.
دو هفته بعد از پایان این سمینار از یکی از همین شرکت کنند گان ایمیلی دریافت کردم. او یک پزشک اهل تگزاس بود که برایم نوشت: «نکته بسیار جالب برای من این است که چیزی که در سمینار شما یاد گرفتم در حرفه ام نیز به دردم خورد. رفتار های غیر کلامی که شما به ما آموزش دادید تا فکر حریف را بخوانیم به من کمک کرده است تا فکر بیمارانم را نیز بخوانم. حالا می توانم بفهمم آیا بیمارم ناراحت است، مطمئن است، کاملاً راست می گوید یا خیر.» حرف های این پزشک، جهانی بودنِ رفتار های غیر کلامی و کاربرد آنها را در همه بخش های زندگی نشان می دهد.
***

مهارت پیدا کردن در ارتباطات غیر کلامی به شراکت احتیاج دارد

من معتقد هستم هر کسی که از هوش عادی برخوردار باشد می تواند یاد بگیرد چطور از ارتباطات غیر کلامی برای بهبود وضعیت زندگی خود استفاده کند. من این را می دانم زیرا در طول دو دهه گذشته به هزاران نفر که درست مثل شما بودند یاد داده ام که چطور رفتار های غیر کلامی را رمز گشایی کنند، از این اطلاعات برای غنی کردن زندگی خود شان و کسانی که دوست شان دارند استفاده کنند و به اهداف فردی و حرفه ای خود دست پیدا کنند. اما لازمه رسیدن به چنین هدفی این است که من و شما از نظر کاری با هم شریک شویم و هرکداممان در تلاش مشترک خود یک کار مهم را به انجام برسانیم.

ده فرمان برای مشاهده و رمز گشایی ارتباطات غیر کلامی

خواندن موفقیت آمیز افکار مردم (جمع آوری اطلاعات غیر کلامی به منظور ارزیابی افکار، احساسات و نیات) مهارتی است که به تمرین مداوم و آموزش مناسب نیاز دارد. من برای اینکه از نظر آموزشی به شما کمک کنم می خواهم یک سری توصیه های مهم به شما بکنم یا به عبارتی فرمان هایی بدهم تا مهارت تان در تشخیص رفتار های غیر کلامی افزایش پیدا کند. وقتی شما این فرمان ها را در زندگی روزمره خود به کار می برید و آنها را به بخشی از زندگی روز مره تان تبدیل می کنید به زودی به بخشی از شخصیت تان تبدیل خواهند شد تا حدی که به صورت نا خود آگاه از آنها استفاده خواهید کرد. این کار به آموزش رانندگی شباهت زیادی دارد. آیا اولین باری را که پشت فرمان نشستید به یاد دارید؟ اگر شبیه من بوده باشید حتماً در آن زمان آن قدر نگران کنترل اتومبیل بوده اید که به سختی می توانستید همزمان هم حواس تان به کار هایی که داخل اتومبیل انجام می دهید باشد و هم روی اتفاقاتی که در جاده در بیرون در حال وقوع بود تمرکز کنید. فقط وقتی که با خیال راحت پشت فرمان می نشستید می توانستید تمرکز تان را بیشتر کنید تا کل محیطی را که رانندگی در آن صورت می گرفت پوشش دهید. در مورد رفتار های غیر کلامی هم همین طور است. وقتی در استفاده موثر از فوت و فن ارتباطات غیر کلامی مهارت پیدا کنید استفاده از این فن برای شما به صورت اتوماتیک درمی آید و شما می توانید کل توجه تان را روی رمز گشایی جهان اطراف تان متمرکز کنید.

فرمان اول: محیط اطراف خود را بامهارت مشاهده کنید

این اساسی ترین لازمه رمز گشایی و استفاده از ارتباطات غیر کلامی است.
تصور کنید چقدر احمقانه است درحالی که در گوش هایمان پنبه فرو کرده ایم بخواهیم به حرف های کسی گوش بدهیم. در این صورت نمی توانیم حرف آن شخص را بشنویم و هر چیزی که بگوید از دست می دهیم. بنابراین اکثر افرادی که با اشتیاق به حرف دیگران گوش می کنند پنبه در گوش های خود شان نمی گذارند! با این حال وقتی نوبت به مشاهده زبانِ صامتِ رفتارِ غیر کلامی می رسد بسیاری از مشاهده کنند گان ممکن است چشم بند به چشم شان بسته باشند زیرا نسبت به علائم بدنِ افرادِ دور و برشان بی توجه هستند. به این مسئله توجه کنید. به همان اندازه که با دقت گوش دادن در فهم حرف دیگران مهم است، با دقت مشاهده کردن نیز در فهم زبان بدن دیگران اهمیت دارد. راحت از کنار این جمله عبور نکنید و به خواندن بقیه مطلب ادامه ندهید. نکته موجود در این مطلب، مهم است. در خواندن افکار مردم و تشخیص موفقیت آمیز رفتار غیر کلامی آنها، مشاهده دقیق، کاملاً ضروری است.
مشکل اینجا است که اکثر مردم همه عمر شان نگاه می کنند اما واقعاً نمی بینند یا همان طور که شرلوک هولمز، کار آگاه موشکاف انگلیسی، به دستیارش دکتر واتسون می گفت: «تو می بینی اما نگاه نمی کنی.» متاسفانه اکثر افراد با حداقل توجه به محیط اطراف خود نگاه می کنند. این افراد به تغییرات نا محسوس محیط اطراف خود بی توجه هستند. آنها از مجموعه غنی جزئیاتی که آنها را احاطه می کند بی خبر هستند مانند حرکت نا محسوس دست یا پای یک فرد که ممکن است با آنچه خود فرد فکر می کند یا در نظر دارد تفاوت داشته باشد.
درواقع مطالعات علمی متعددی نشان داده است که مردم، جهان اطراف خود را به صورت ضعیفی مشاهده می کنند. به عنوان مثال وقتی یک مرد لباسی به شکل یک گوریل به تن کرد و مقابل گروهی از دانشجویان ایستاد که در آنجا فعالیت های دیگری هم در حال انجام شدن بود نیمی از دانشجویان حتی متوجه وجود یک گوریل در میان خود شان نشدند (سیمون و شابریس، ۱۹۹۹، ۱۰۷۴-۱۰۵۹)!
افرادی که درست به اطراف خود نگاه نمی کنند چیزی کم دارند که خلبان ها به آن «آگاهی موقعیتی» می گویند. یعنی باخبر بودن از اینکه در هر لحظه کجا هستید. وقتی از این ویژگی برخوردار نباشید از اینکه دقیقاً چه اتفاقی در اطراف تان یا حتی روبرویتان در حال رخ دادن است تصویر ذهنی پایداری ندارید. اگر این افراد را داخل اتاقی بفرستید که پر از افراد مختلف باشد، به آنها فرصت بدهید که دور تا دور اتاق را نگاه کنند و بعد بگویید چشم هایشان را ببندند و بگویند چه چیزی دیده اند از ناتوانی آنها در به یاد آوردن آشکار ترین ویژگی های آن اتاق تعجب خواهید کرد.
به نظر من این دلسرد کننده است که تا این حد به افرادی برمی خورم یا درباره افرادی مطلب می خوانم که به نظر می رسد همیشه از وقایعی که در زندگی شان رخ می دهد تعجب می کنند. شکایت های این افراد تقریباً همیشه مانند هم است:

«زنم همین الآن برای طلاق پرونده تشکیل داد. هیچ وقت از اینکه از ازدواج با من راضی نیست کوچک ترین سرنخی نداشتم.»
«مشاور مدرسه به من گفته پسرم سه ساله که داره کوکائین مصرف می کنه. اصلاً نمی دونستم مواد مصرف می کنه.»
«من داشتم با اون یارو بحث می کردم که یهو بهم مشت زد. اصلاً متوجه نشدم کی دستشو آورد بالا که مشت بزنه.»
«من فکر می کردم رئیس کاملاً از کارم راضیه. فکرشم نمی کردم قراره اخراج بشم.»

این حرف مرد ها و زن هایی است که هرگز یاد نگرفته اند جهان اطراف خود را به طور موثری مورد مشاهده قرار بدهند. این بی کفایتی ها واقعاً تعجب آور نیستند. هر چه باشد از دوران کودکی تا وقتی بزرگ می شویم هرگز برای اینکه چطور سرنخ های غیر کلامی را در رفتار دیگران مشاهده کنیم آموزش نمی بینیم. هیچ کلاسی در دبستان، دبیرستان یا کالج وجود ندارد که به مردم آگاهی موقعیتی را آموزش بدهد. اگر خوش شانس باشید خود تان به خود تان آموزش می دهید که هوشیار باشید. اگر خود تان به خود تان آموزش ندهید مقدار زیادی اطلاعات مفید را از دست خواهید داد که می تواند به شما کمک کند از مشکلات دوری کنید و زندگی غنی تری داشته باشید چه در زمانی که با کسی رابطه دارید چه در محل کار و چه در خانواده.
خوشوقتانه مشاهده مهارتی است که می توان آن را آموخت. مجبور نیستیم در زندگی مدام غافلگیر شویم. علاوه بر این از آنجایی که این یک مهارت است می توانیم با آموزش صحیح و تمرین در آن بهتر شویم. اگر در مشاهده کردن «مشکل» دارید نا امید نشوید. اگر برای کسب مهارت در انجام این کار وقت بگذارید و تلاش کنید، می توانید بر این ضعف خود غلبه کنید.
کاری که باید انجام بدهید این است که مشاهده کردن با دقت را به روش زندگی تان تبدیل کنید. آگاه شدن از وضعیت جهان اطراف تان یک عمل غیر ارادی نیست. بلکه یک رفتار آگاهانه و عمدی است؛ کاری است که به تلاش، صرف انرژی و تمرکز روی کسب یک هدف و تمرین مداوم برای حفظ آن نیاز دارید. مشاهده کردن مانند یک ماهیچه است. اگر از آن استفاده کنید قوی تر می شود و اگر آن را بلا استفاده نگه دارید تحلیل می رود و ضعیف می شود. اگر از ماهیچه مشاهده خود استفاده کنید در رمز گشایی جهان اطراف خود موفق تر عمل خواهید کرد.
راستی وقتی از مشاهده دقیق حرف می زنم از شما می خواهم از همه حواس تان استفاده کنید نه فقط حس بینایی. من هروقت وارد آپارتمانم می شوم یک نفس عمیق می کشم. اگر بوی «عادی» همه چیز را حس نکنم نگران می شوم. یک بار وقتی از سفر برگشتم بوی ضعیف سیگار را در آپارتمانم حس کردم. قبل از اینکه چشم هایم بتوانند کل فضای آپارتمان را مشاهده کنند بینی ام مرا از یک خطر احتمالی آگاه کرد. بعداً معلوم شد که سرایدار آپارتمان قبلاً آمده بود تا لوله ای را که چکه می کرد تعمیر کند و دود سیگاری که روی لباس و پوست بدنش بود چند ساعت بعد از رفتن او همچنان در فضا باقی مانده بود. خوشوقتانه او یک فرد بی آزار بود اما می توانست یک دزد باشد که در اتاق بغلی مشغول دزدی بود. منظورم این است که با استفاده از همه حواسم بهتر توانستم محیط اطرافم را ارزیابی کرده و امنیت و سلامت خود را تامین کنم.

نظرات کاربران درباره کتاب از کجا بفهمیم دیگران به چه فکر می‌کنند

بسیار کتاب جالب و آموزنده ای هست برای شناخت بهتر دیگران از طریق مشاهده حرکات فیزیکی افراد. ترجمه بسیار خوب و گویاست. توصیه میکنم این کتاب رو حتما بخونین اگه میخواین گول حرفای دیگران رو نخورین و واقعا بفهمین توی دلشون چی میگذره. کتاب از کجا بفهمیم کسی دروغ میگوید هم کتاب بسیار خوبی در این زمینه هست.
در 2 ماه پیش توسط