فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب جامعه‌شناسی سیاسی نابسامانی‌های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران

نسخه الکترونیک کتاب جامعه‌شناسی سیاسی نابسامانی‌های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب جامعه‌شناسی سیاسی نابسامانی‌های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران

نابسامانی‌های اجتماعی به‌ویژه فتنه، یک مقوله عام علوم اجتماعی و انسانی است. از جهتی جامعه‌شناختی، از جهتی معرفت‌شناختی و از جهتی ارتباطی است. به همین دلیل فتنه به‌عنوان یک مقوله اسلامی بایستی به علوم انسانی و مقوله‌های دیگر تحویل شود تا به ابعادش پی برده شده و به نتیجه برسد.
فتنه زمانی رخ می‌دهد که یک قوم یا کشور در حال رشد و تحولات اجتماعی باشد. در مسیر رسیدن به ساختاری خلاق و پویا و نیل به تمدن و پیشرفت مستقر، واقعیات جدید به وجود می‌آیند درحالی‌که ساختار معرفتی، ارتباطی و اجتماعی نمی‌تواند جوابگوی این واقعیات باشد. در واقع اولین آبشخور فتنه در جریان تحول اجتماعی، یک نوع بازگشت سنت‌های ماقبل تحول است که به‌وسیله اشرافیت رخ می‌دهد. آنان که در جریان تحول، خود را در خطر می‌بیند، دست به بازتولید سنت‌های ماقبلی خود زده و با نوعی نوآوری آن‌ها را در قالب جدیدی ریخته و به صورت الگوهای مرجع به جامعه ارایه می‌دهند. از این جاست که بدعت‌ها به‌وجود می‌آیند و این بدعت‌ها، فتنه‌ها را شکل می‌دهند.
از جهتی نیروی محرکه اولیه نابسامانی‌های اجتماعی به ویژه فتنه، ارضای غرایز انسانی به صورت بی‌حد و مرز و افراطی آن می‌باشد که با عقلانیت موجود در تحولات انسانی و اجتماعی موجود جامعه نمی‌سازد. اینجاست که سعی می‌کند با دستیابی به منابع قدرت به هنجارشکنی اجتماعی دست بزند و آن را در جامعه تبدیل به یک گفتمان غالب و مرجّح کند.
جامعه در اثر قدرت‌یابی افراد هنجارشکن دچار نابسامانی می‌شود. هنجارشکنی و آنومی جامعه به حیطه قدرت کشانده شده و فرصت‌طلبان اجتماعی و سیاسی به صحنه‌های قدرت اجتماعی وارد می‌شوند و شروع به قدرت‌نمایی می‌کنند؛ در نتیجه کل جامعه به نابسامانی مبتلا می‌شود. سپس نوعی تحرک اجتماعی آنارشیستی به وجود می‌آید که قدرت هنجار عقلانی حکومت را مورد هجوم قرار می‌دهد که همان فتنه است.
فتنه زمانی که به وادی قدرت نزدیک می‌شود، آشوب رخ می‌دهد و اجرای این آشوب با انسان‌های جاهلی است که با جهل خود به میدان می‌آیند. فتنه به شورش تبدیل می‌شود که گاهی شکل جنگ و ترور و غارت و... به خود می‌گیرد و انسان‌های زیادی قربانی می‌شوند. جامعه چه از نظر جان و چه از نظر مال و آبرو، زخم می‌خورد و دردش سال‌ها در جامعه می‌ماند. این زخم قابل ترمیم نیست و چه‌بسا جنگ‌های مداوم را شکل دهد.
نابسامانی‌های اجتماعی یا همان فتنه، به‌واسطه ارتباطات خودش را شکل می‌دهد و این فرآیند آنچنان متراکم و سریع رخ می‌دهد که مقوله غفلت نقش بسیار زیادی بازی می‌کند. برای مقابله کوتاه‌مدت با فرآیند غفلت‌زا، رجوع به بعد معرفت‌شناسی ارتباطات لازم است.

ادامه...
  • ناشر دانشگاه امام صادق (ع)
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.97 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۱۷ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب جامعه‌شناسی سیاسی نابسامانی‌های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱- ۲. مختصات شناسی فتنه در منابع اسلامی و آراء متفکران

مراد از مختصات­شناسی فتنه، نیل به نوعی معرفت­شناسی بوده که مشتمل بر پنج رکن است. نخست، تبین مفهومی است که معنای «فتنه» را از لحاظ واژه­شناسانه و کارکردگرایانه مورد واکاوی قرار می دهد. دوم، منشا­شناسی است که به ریشه­شناسی و علّت­کاوی وقوع و بروز فتنه می پردازد. سوم فاعل شناسی، که به عوامل انسانی پیش برنده پروژه اشاره دارد. چهارم، بازشناسی توصیفی وضعیت فتنه است که به توصیف روایت­گونه وضعیتی می پردازد که فتنه در آن تشدید شده است. در نهایت روش­شناسی مقابله مدنظر است که مراد از آن تبیین، تشخیص و توضیح روش­ها، استراتژی­ها و تاکتیک­های مقابله با فتنه است. باید توجه داشت، ممکن است پنج رکن مذکور، در بستری که مختصات از آن استخراج می شود، موجود نباشد یا حجم آن قلیل باشد. در این موارد برخی ارکان در هم ادغام شده یا از آن صرف­نظر می شود.
مختصات مورد نظر در منابع اسلامی، یعنی قرآن، نهج­البلاغه و دیگر روایات و همچنین اندیشه متفکران ردیابی شده و به طور مبسوط در مباحث جداگانه بدان پرداخته می شود.
لازم به ذکر است هدف از مختصات­سنجی، در نهایت رسیدن به نوعی چارچوب نظری است که در تشخیص مصادیق فتنه، سهم به سزایی دارد. البته همّ نگارنده بر آن بوده است تا علاوه بر نیل به این هدف، در چهره مقدمه­ای طولانی به سابقه مفهومی- نظری فتنه پرداخته شود. به نظر می رسد تمام این مقدمه برای نیل به هدف ضروری نباشد لکن به علت فقدان پیشینه پژوهشی در این زمینه، ذکر آن بدون فایده نخواهد بود.

۱-۲-۱. کیفیت رویکرد قرآن کریم به فتنه

قرآن به عنوان ارزشمندترین منبع رجوع در میان منابع انسانی، در پژوهش پیش­رو نیز اهمیت فراوانی دارد. غرض قرآن از کاربرد واژه فتنه باید راهنمای جهت­گیری این نگارش قرار گیرد.
الف. تبیین مفهوم فتنه در قرآن کریم
تفاسیر بسیار متنوعی از مفهوم فتنه در قرآن بعمل آمده است. به نحوی که برگرداندن این تفاسیر و معانی به یک معنا و حقیقت واحد یا یک ذات اصیل دشوار می نماید. از طرفی در نتیجه گیری از بحث تبارشناسی فتنه ما معنای ایجاد اخلال و آشوب را برای فتنه برگزیدیم و جهت­گیری پژوهش نیز به همین سمت هدایت شده است.
همان طور که گفته شد، تنوع مفهوم فتنه در قرآن بسیار زیاد است. به عنوان مثال در یک نمونه تفسیر قرآن معاصر، المیزان، بیش از ده معنا برای فتنه بیان شده است. معانی از قبیل آزمایش، ابتلا و ملازمات غالبی آن (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق)(۲۶)، عذاب (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق)(۲۷)، محنت و گرفتاری (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق)(۲۸)، مطلق شر و بلا (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق)(۲۹)، سوختن (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۱۸: ۵۵۳)، شکنجه، کشتن (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۵: ۹۸ و ج۱۲: ۵۱۲)، شرک (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۲: ۹۰)، تبعید، شکنجه و کفر (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۲: ۲۵ و ج۲۰: ۱۳۹)، فساد (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۳: ۳۴)، زدن، پاسخ و جواب، شیفتگی، معذرت (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۷: ۶۷)، فریب (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۸: ۸)، گمراه کردن (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۱۷: ۲۶۶)، تفرقه و اختلاف (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۹: ۶۴ و ۳۸۹)، ظلم دارای آثار سو عمومی از قبیل بر هم زدن حکومت حقه اسلامی و زمام آن را به ناحق به دست گرفتن و یا پایمال کردن احکام قطعی از کتاب و سنت که راجع به حکومت حقه است باشد (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۹: ۶۴)، پیش آمدهای جنگی، ناامنی ها و شکستن پیمان های صلح (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۹: ۹۹)، ترک اسلام (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۹: ۹۹ و ج۱۶: ۴۳۰)، سرایت و تجاوز ولایت کفار (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۹: ۱۸)، القاء به ورطه ای که آدمی را مغرور نموده (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۹: ۴۰۹ و ج۱۴: ۵۵۵)، ستمگری و تسلط بر ضعفا (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۱۰: ۱۶۷ و ج۱۹: ۳۹۸)، شجره ملعونه (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۱۲: ۵۱۲)، لغزاندن و برگرداندن (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۱۳: ۲۳)، انقلاب (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۱۴: ۴۹۳)، هلاکت (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۱۹: ۲۷۷) و جنون (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۱۹: ۶۱) که در این تفسیر شریف به آن اشاره شده است. البته همان طور که مشاهده می شود سه معنای آزمایش، عذاب و محنت از فراوانی بیشتری برخوردار هستند. در تفسیر المیزان همان گونه که علامه طباطبایی اشاره می کنند، هر چیزی که ماهیت سختی آور داشته باشد و مایه امتحان و اختبار قرار گیرد را فتنه می گویند.



نمودار فراوانی معانی مختلف مفهوم فتنه در قرآن کریم
ب. منشا و فاعل شناسی فتنه در قرآن کریم
در تعریف و تبیین مفهوم فتنه چه این که فتنه وضعیت و حالتی با ویژگی­های معین باشد و چه شخص و یا شخصیت خاص و یا فعل مشخص، در هر صورت ناگزیر به بازشناخت منشا، عامل و فاعل آن هستیم. به عبارتی اگر فتنه را یک وضعیت یا حالت با ویژگی های معین معرفی کنیم باید به منشا شروع و بروز آن بپردازیم. همچنین اگر فتنه را شخص یا شخصیت یا فعل خاص معرفی کنیم، حتماً باید فاعلین آن را بازشناسیم.
در قرآن حدود ۶۰ آیه در رابطه با فتنه آمده است. در یک بررسی، عایدات ما از کیفیت و کمیت منشا و فاعلین فتنه به شرح زیر است.(۳۰)

جدول تبیین فاعل یا منشا فتنه از منظر قرآن کریم





۱. قبلاً تکرار شده است.

همان طور که مشهود است، منشا و یا فاعل فتنه در میان تعدادی زیادی از عوامل متنوع شیوع دارد. حتی از تعدد آیات در رابطه با دخالت خداوند در امر فتنه به طور ضمنی پی به فاعل و منشا بودن خداوند می بریم. این مسئله کمی اتخاذ رای مختار درباره مغهوم فتنه را سخت­تر می کند. خداوند در آیات متعددی خود را عامل و منشا فتنه می داند و به خود صفت فتنه انگیز می­دهد. البته بسیاری از مفسران تاویل این نوع آیات را با توجیه معنای فتنه، به سمت این بحث برگردانده­اند که منظور از فتنه­انگیزی خداوند بدین معناست که خداوند همگان را مورد آزمایش قرار می دهد (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۱۸: ۲۱۰). یا این که منظور از فتنه، عذاب است و منظور از فتنه انگیزی خداوند، عذاب دادن کسانی که لایق عذاب هستند (طباطبایی، ۱۴۱۷ه.ق، ج۱۸: ۵۵۳). به طور کلی می توان با سه رویکرد از این بحث گذر کرد. نخست این که کلیت اتفاق وضعیت یا فعل فتنه را غیر مطلوب ارزیابی کنیم و نسبت فتنه­گری به خداوند را این طور توجیه کنیم که خداوند چون مبتنی بر شان واجب الوجود خود محل اتکاء همه موجودات و سرسلسه همه افعال است، پس ناگزیر، اول فاعل فتنه به نحو علت طولی بودن ذیل مبحث توحید افعالی، خداوند متعال است. در رویکرد دوم می توانیم کلیت فتنه را مطلوب ارزیابی کنیم و نسبت فتنه به خداوند را بدیهی فرض کنیم و یا این که رای به خنثی بودن وضعیت یا فعل فتنه از لحاظ مطلوبیت بدهیم و در رابطه با آن قضاوت ارزشی نکنیم و مطلوب بودن یا نبودن آن را وابسته به نتایج آن بدانیم.
در سنجش آیاتی که در این زمینه به کار رفته است کثرت استعمال فتنه در مورد شخص یا شخصیت­هایی است که اصطلاحاً در جبهه باطل قرار دارند و مطلوب ارزیابی نمی شوند. به عبارتی، بیشتر شخص یا شخصیت­های نامطلوب مثل شیطان، منافقان، مشرکان، کفار، فرعون، گوساله سامری و غیره منشا و فاعل فتنه بوده­اند. همچنین در جایی که صحبت از فتنه­گر بودن مومنان و افراد صالحی مثل حضرت ابراهیم است صحبت از امکان فتنه­گر بودن آن ها به میان آمده است و اشاره قطعی به مسئله فتنه­گر بودن آن ها نشده است. در نتیجه در خواهیم یافت بهتر است فتنه را تهدیدی به حساب آوریم که بیشتر نامطلوب است و سبب آثار نامطلوب خواهد شد. البته همواره قابلیت تبدیل این تهدید به فرصت وجود دارد به همین دلیل تبعات فتنه در صورت مواجهه متناسب با آن می تواند بسیار مطلوب باشد. لازم به توضیح است اگر در مواردی منشا یا فاعلین فتنه افراد مومن یا صالح بودند، باید غرض آیات را این گونه فهمید که این افراد می توانند به عنوان فتنه برای افراد زیادی مطرح باشند، بدین ترتیب که افرادی با انکار و مقابله با آنان، در ورطه گمراهی و ضلالت می افتند.

۱ -۲ -۲. کیفیت رویکرد نهج البلاغه به فتنه

بعد از پرداختن به متن اصلی منابع اسلامی یعنی قرآن کریم، باید به سراغ دیگر منابع نقلی رفت. روایات قابل توجهی در ارتباط با موضوع فتنه موجود می باشد که از این ذخایر می توان حداکثر استفاده را داشت. فتنه در روایات تعریف و مختصات خاص خود را داراست. از موارد به کار گرفته شده فتنه در شان نزول های بیانی مختلف می توان به قصد و غرض احادیث و روایات پی برد و همچنین فتنه را واکاوی نمود. برآیند کلی احادیث و روایات در ترسیم وضعیت فتنه بسیار راه گشاست. به طور کلّی هرگونه بنای نظری در مورد مفهوم فتنه باید بر تعاریف و غرض احادیث و روایات منطبق با قرآن استوار باشد.
بدون شک حضرت علی (ع) به عنوان معصوم راه گشاترین تبیین ها را از این مفهوم عملی ساخته اند. فتنه در نهج البلاغه بسیار پرکاربرد است. عمده ترین استفاده از این واژه برای واقعه ای که خوارج آفریدند به کار گرفته شده است. همچنین مهمترین، متقن­ترین و جامع ترین مباحث دکترینال در مورد فتنه در سه سطح دکترنولوژی، استراتژیلوژی و تاکتیکلوژی در این مباحث را باید در نهج البلاغه جستجو کرد. ورود تخصصی ابن مباحث مستلزم تمرکز مفصل پژوهش بر آن هاست و چه بسا تعابیر زیبای معصوم در خطبه­ها بسیار تشنه واکاوی و تفسیر هستند؛ لکن در ادامه باید به طور اجمال به این خطبه­ها پرداخته شده تا به قدر نیاز توشه برداشته شود.
الف. تبیین مفهوم فتنه در نهج البلاغه
در کلام حضرت علی (ع) فتنه نه به عنوان شخص بلکه به عنوان یک وضعیت که دارای شخصیت است معرفی شده است. این نوع معرفی در دیگر احادیث و روایات نیز شیوع دارد. کما این که برای مفهوم فتنه از فعل «وقوع»(۳۱) استفاده شده است؛ وقوع یا واقع شدن به معنی استقرار و جای گرفتن و یا اتفاق افتادن است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ه.ق: ۸۸۰).(۳۲) و بیشتر استعمال آن در مورد موارد عذاب و مصیبت است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ه.ق: ۸۸۰)(۳۳). به عنوان مثال در مورد واقعه مرگ فرزند و تحمل این مصیبت به کار رفته است (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۱۲۲۷، قصار ۲۸۳)(۳۴). در واقع به وقوع یک حالت اشاره می کند که در بعد اجتماعی که مخاطب آن، به عنوان مثال «مَعْشَرَ اَلْعَرَبِ» (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: خطبه ۱۵۱) است، رخ می دهد. می توان این حالت را به یک شرایط خاص و وضعیتی با ویژه­گی­های مشخص تعبیر نمود.
مفهوم فتنه در برخی عبارات مترادف طغیان و سرکشی استفاده شده است (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۱۵۹، قصار ۱۴۲). این تعابیر جهت گیری پژوهش را تقویت می کند. البته باید خاطر نشان شد به طور صریح یا حداقل به طور ضمنی در برخی عبارات کارکرد فتنه امتحان و آزمایش اعلام شده است (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۷۸۶، خطبه ۲۳۴)(۳۵) که با جهت­گیری اتخاذ شده قابل جمع است. بدین صورت که یکی از قواعدی که در موضوع فتنه شمولیت دارد، فراگیری آن است به گونه­ای که همگان دچار فتنه خواهند شد و گریزی برای افراد از آن وجود نخواهد داشت، زیرا همان طور که قبلاً اشاره شد تکامل جز لاینفک حیات است و فتنه به عنوان کاتالیزور، این مهم را محقق می کند (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۱۱۲۷، قصار ۹۰)(۳۶).
ب. منشا­شناسی فتنه در نهج البلاغه
حضرت علی(ع) منشا و ریشه به وجود آمدن این شرایط با ویژگی­های مشخص را در یک مولفه انسان شناسانه جستجو می نماید و علت پدید آمدن این وضعیت را تبعیت از هوای نفس می داند. تبعیت از هوا و هوس باعث می شود انسان از یاد خداوند باز ایستد و مولفه اطاعت از خدا و تقوا را عملی نسازد. بدین واسطه انحراف تصاعدی او از خداوند و احکام او شروع شده و انسان به سمت اطاعت از هوی و هوس خویش میل می کند. در ادبیات دینی عدم رعایت دستورات خدا مساوی است با عدم رستگاری و هلاکت که از عدم داشتن فرقان و قوه تشخیص حق از باطل، ناشی می شود (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۵۲۵، خطبه ۱۶۳)(۳۷). همچنین در صورت عدم اتباع از امر خدا وعدم پیروی از متن و سنت، مجال برای ضلالت انسان فراهم خواهد شد. اگر انسان از عقل خویش برای پیشبرد سیر و جریان اَعمال خود استفاده کند حتما شرع آن را تایید می کند، اما مشکل اینجاست که عقل انسان هواپرست، مشوب به هوی و هوس است و عملاً انسان پیرو آن خواهد بود و وقتی به جای امر خدا امر هوی تبعیت شود باید احکامی غیر از احکام برآمده از غرض شارع وضع شود و این همان «بدعت» است که در وادی فتنه سیر می کند.
متولی احکام صادره از طرف شارع مقدس خداست که البته به طور عرضی به رسول و اولی الامر واگذار شده است. احکامی که منبعی غیر از خدا دارند متولی دیگری دارند؛ حضرت علی (ع) خاطر نشان می سازد اگر از متولیان احکام بدعت آمیز تبعیت شود زمینه وقوع فتنه مساعد است.
در اینجا متغیر اصلی تبعیت است. تبعیت یا از خداست و یا چیزی غیر از او، و هر چیزی غیر از او یعنی همان هوی و هوس انسان. قابل ذکر است که هر کدام از این دو، قابلیت جعل یک سلسله قوانین و هنجار دارند. هر قانونی یک متولی دارد؛ متولی احکام خدا مردانی از دین خدا و متولی غیر این احکام، مردانی از غیر دین خداوند هستند.
در یک بررسی کلی دریافتیم که علل و منشا وقوع فتنه منشا انسان محور و انسان شناسانه دارد و در سیر تکوین و اشاعه در سطح و بعد اجتماعی، به صورت جامعه شناسانه، در نوع و ساختار حکومت نیز فعلیت می یابد. نوع و شکل حکومت با تعریفی که از بیان حضرت علی (ع) به دست آمد بسیار در امر شکل گیری فتنه موثر است و پدیده فتنه را از حیث علل زیر بنایی نیز پشتیبانی می کند. در واقع وضعیت فتنه یک بحران روبنایی و جدا از ساختار نیست بلکه با ساختار موضوعیت پیدا می کند.
همان طور که در مبحث تبیین مفهوم فتنه اشاره شد، منشا بروز وضعیت فتنه را در تبعیت از هوای نفس و به تبع آن، بدعت باید جست. احکام مبتنی بر تبعیت از هوا و نامتناسب با غرض شارع و اولیاءالله، از نفس انسان سرچشمه گرفته و به جامعه سرایت می کند. اگر در ساحت راس هرم حکومت، متولیان قدرت که مرتبط با مذهب هستند، دچار بدعت­گذاری شده و انحرافی انشعاب­گونه را رقم زنند، در ساحت قاعده حکومت یا مذهب نیز مردم به دلیل عدم تمییز احکام بدعت­آمیز و آمیخته­گی حق و باطل دچار انحراف می شوند (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۱۳۷، خطبه ۵۰)(۳۸). به واقع آمیخته­گی حق و باطل از مهمترین ملاک­های وقوع وضعیت فتنه است که در حکم منشا و خود فتنه موضوعیت می یابد (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۱۰۵۹، نامه ۶۵)(۳۹). تبعیت از هوای نفس به علت فریفته شدن به دنیا خواهد بود که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به فتنه منجر می شود (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۱۵۱، خطبه ۶۲)(۴۰). زیورها یا به تعبیر بهتر «زخارف» دنیا که موجب کشش افراد به سمت تبعیت از هوای نفس می شود، سهم به سزایی در این زمینه به خود اختصاص می دهند (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۹۷۲، نامه ۴۵)(۴۱). همچنین «استغنا» که از مصادیق آن متنعم بودن از املاک و دارایی­های کثیر در دنیا است، موجب حایل شدن فتنه بر افراد می شود (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۱۸۱، خطبه ۸۱؛ ۱۱۵۹، قصار ۱۴۲)(۴۲).
ج. فاعل شناسی فتنه در نهج البلاغه
اگر افعال طولی خداوند را مدنظر داشته بودیم، شیطان در مقام فاعل فتنه نقطه مرکزی را اشغال کرده است (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۳۷۲، خطبه ۱۲۰)(۴۳). برخی گروه­ها و اقشار تاثیرگذار نیز در کلام حضرت علی(ع) در رابطه با موضوع فتنه برجسته شده­اند، از این جمله می توان به منافقین به عنوان برجسته­ترین این افراد اشاره نمود. خطاکارانی که با تغییر پی­در­پی مواضع خود، دعوت به انحراف می کنند و به همین خاطر فتنه­گرند (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۶۲۰، خطبه ۱۸۵)(۴۴). در بیان نهج­البلاغه، ارکان فتنه به عده­ای اطلاق می­شود که منصب سرپرستی گروه­ها و جوامع را برعهده دارند. اینان اهل تعصب هستند و به حسب، نسب و نژاد خود فخر می فروشند (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۷۸۵، خطبه ۲۳۴)(۴۵). همچنین از افرادی که از طرف خداوند واگذارده شده­اند، و به همین دلیل مشغول بدعت­گذار­ی­اند، به عنوان فتنه­گر نام برده شده است (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۷۱، خطبه ۷۱)(۴۶). از زنان و فرزندان نیز با توجه به آیات قرآن در جای جای کلام حضرت علی(ع) به عنوان افرادی که می­شود به وسیله آن ها به درون فتنه غلتید، نام برده شده است (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۵۰۷، خطبه ۱۵۹)(۴۷).
د. بازشناسی توصیفی وضعیت فتنه در نهج البلاغه
در هنگام فتنه که در اینجا به عنوان یک وضعیت متمایز شده است، مشخصه بارز امتزاج حق و باطل است. هنگامی که حق و باطل با یکدیگر ممروج می شوند ضلالت و گمراهی از آن به بار می آید. تشخیص حق بسیار مشکل می شود و تصمیم حق­مدار و در امتداد آن اقدام حق­مدار از اصل خویش منحرف می شود. هنگامی که تشخیص حق و باطل، به علت امتزاج این دو، دشوار است، حتما در وضعیت فتنه قرار داریم.
حرکت ابتدایی و سیرتکوین فتنه بسیار پنهان و غیر قابل تشخیص و پیش بینی است (نهج البلاغه، خطبه ۹۳ و ۸۱. حر عاملی، ۱۴۰۹ه.ق، ج۱۵: ۵۶ و ۱۳۴؛ مجلسی، ۱۴۰۴ه.ق، ج۳۳: ۳۶۸). این ویژگی سبب می شود تا ابتلا و اختبار با کمی رنج و سختی توام باشد که حاصل عدم پیش­بینی و همه جانبه­نگری است. به عبارتی دیگر به خاطر سختی تشخیص، فتنه غیر آشکار است.
فتنه هرچه بیشتر شناخته شود به انتها نزدیکتر می شود. این ویژگی را می توان مهمترین مشخصه فتنه نامید زیرا دیگر ویژگی­ها به تبع این مشخصه موضوعیت می یابند. به عنوان مثال، امتزاج حق و باطل به ناپیدایی و ناشناخته بودن فتنه کمک می کند. پس متغیر فتنه، عنصر شناخت و خروج از شبهه و تنکیر است. هر چه شناخت بیشتر باشد، امتزاج حق و باطل و شبهه­مندی کمتر می شود.
باید توجه داشت اگر بخواهیم به فتنه­ای اشاره کنیم و درباره آن به بحث بنشینیم، باید آن را قبلاً تمییز و تشخیص داده باشیم و به خود شناسانده باشیم. این کار همان انتباه نسبت به فتنه است که مسبوقش عدم شناخت فتنه است. اگر فتنه­ای شناخته نشود، فتنه نیست زیرا انتباه در آن موضوعیت نخواهد داشت. بدین معنی که یکی از مشخصه­های فتنه بیداری و شناخت نسبت به آن است که یکی از اهداف موضوعیت داشتن فتنه است و در راستای تکامل تعریف می شود. بدیهی است اگر انتباه صورت نگیرد، تکامل و بیداری صورت نگرفته است و فتنه نقض غرض شده است.
در اینجا اشاره به نسبی بودن فتنه لازم می نماید، زمان، مکان و خصوصیات افراد در تحقق فتنه نقش اساسی دارد. بدین ترتیب که ممکن است فتنه برای فردی موضوعیت داشته باشد در صورتی که برای دیگری فتنه نباشد.
در ادامه بحث برای توصیف وضعیت فتنه بهتر است با کلام حضرت علی (ع) بیشتر انس داشته باشیم. بدون شک بهترین توصیفات وضعیت فتنه تا به اکنون را در جایی به غیر از خطبه­های نهج­البلاغه نمی­توان یافت. نقطه اوج کلام امیرالمومنین در تبیین فضای فتنه است. تشبیهات بسیار زیبا به همراه علت­یابی و نمایاندن سلسله اتفاقات و روند شکل­گیری این وضعیت، از ویژگی­های این توصیفات است.
شرایط زمانی و مکانی شبه جزیره قبل از بعثت در ادبیات اسلامی به عصر جاهلیت معروف شده است. این برهه از از زمان مختصاتی داشته که فلسفه بعثت در تحول آن ها انعکاس می یافته است. حضرت علی (ع) در عمده توصیفات خود، از این شرایط برای ترسیم وضعیت فتنه بهره می برند. به عبارتی می توان فتنه­های اتفاق افتاده در امت پیامبر (ص) را در سیر تاریخی به سه طیفِ فتنه­های قبل از بعثت، فتنه­های معاصر حیات حضرت و بنی امیه و در نهایت، فتنه­های آخرالزمانی تقسیم کنیم، که البته در کلام حضرت نیز تایید گشته است. به همین خاطر در ابتدا به برخی مولفه­ها و مشخصات فتنه در عصر جاهلیت خواهیم پرداخت. لازم به ذکر است، حتماً می توان این توصیفات را تنقیح مناط نموده و در دیگر موارد به کار بست.
«بعثت در برهه­ای از زمان اتفاق افتاد که بین حضرت محمد (ص) و پیامبران قبل، فترت و فاصله افتاده بود. و مردم در خوابی سنگین و طولانی بودند، فتنه ها در سرتاسر دنیا بر پا شده بود، کارها درهم و برهم و آتش جنگ و خونریزی همه جا را احاطه کرده، دنیا از نور معنوی تهی و از فریبکاری پر شده بود. باغ دنیا افسرده و برگ آن پژمرده و از بار و میوه دادن نومید و آب آن فرورفته و خشک شده بود. در آن عصر نشانه های نیکبختی دیده نمی شد ولی علایم گمراهی هویدا بود. دنیا با آن چهره زشتش به مردم روی آورده بود و با طالبان خود ترشرویی می کرد میوه آن فتنه، خوراک آن مردار، شعارش ترس و وحشت و رفتارش تیغ مرگبار بود»(۴۸) (فیض الاسلام صفحه ی ۲۲۱ خطبه ۸۸).
مردم گمرهانی سرگشته بودند، و صواب از خطا نشناخته، راه فتنه می پیمودند. هوا و هوس آنان را به سوی خود خوانده بود، از راهشان برده بود و کبر و نخوت از طریق صوابشان منحرف ساخته، از وفور نادانی، سبکسر و خوار شده بودند و در عین سرگشتگی و تزلزل در کارها به بلای نادانی گرفتار(۴۹) (فیض الاسلام صفحه ی ۲۸۲ خطبه ۹۴).
«[حتی در هنگامی که رسول خدا (ص) مردم را دعوت می کرد] آن ها در فتنه و فساد غوطه ور بودند، در حدی که ریسمان دین از هم گسسته شده و ارکان یقین متزلزل گردیده بود. در آن عصر، کارها همه پراکنده و راه بیرون آمدن از فتنه زمان دشوار بود. چراغ هدایت بی نور و چشم حقیقت بین کور و همه افراد نسبت به اوامر خداوند، نافرمان و فرمانبر و یاور شیطان و روی برگردان از ایمان شده بودند. در نتیجه پایه های دین فرو ریخته، نشانه هایش ناشناخته و راه­هایش نابود شده بود و اثری از مسیر هدایت دین مشاهده نمی شد. آری، از شیطان فرمان بردند و به راه او رفتند و مثل چهار پایان، بدون تعقّل به آبشخور او وارد شدند. نشانه های شیطان با کمک آن مردم به کار افتاد و پرچم او بر افراشته شد، در حالی که فتنه چون شتری مست آنان را به قربانگاه می برد، در فتنه هایی که مردم را پایمال و لگدکوب می کرد و همگی در آن سرگردان و گرفتار بودند آنهم در بهترین نقطه دنیا ام القری مکه معظمه و میان بدترین همسایه ها یعنی مردم مکه، خواب آنان به بی خوابی و سرمه چشمشان گریه و زاری بود. در سرزمینی که انسان با فضیلت و دانا، ذلیل و دهان بسته و آدم نادان و فاسد، محترم و ارجمند بود»(۵۰) (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۴۱، خطبه ۲).
در ادامه توصیفات فتنه به توصیف فتنه بنی امیه که به تعبیر معصوم، دشوارترین فتنه­ای است که امت پیامبر با آن مواجه می شوند، برخورد می کنیم. ترسیم فضای این فتنه بهترین متن در تبیین مفهوم و روند شکل گیری فتنه است. به همین خاطر پرداختن به عین عبارات بدون دخالت نگارنده، مطلوب­تر می نماید.
«هنگامی که فتنه ها روی در آمدن دارند، حق و باطل به هم آمیخته شود و، چون بازگردند، حقیقت آشکار شود. به هنگام روی آوردن، ناشناخته اند و چون بازگردند، شناخته آیند. فتنه ها چون بادها در گردش اند. به شهری می رسند و از شهری می گذرند. آگاه باشید، که ترسناکترین فتنه ها، فتنه بنی امیه است که می ترسم گرفتار آن گردید. فتنه بنی امیه فتنه ای است کور و تاریک. فرمانرواییش همه را در برگیرد ولی گزندش گروهی خاص را رسد. هرکس آن فتنه را ببیند گزندش به او رسد و آن که نبیندش از گزندش برکنار ماند(۵۱) (فیض الاسلام اصفهانی، ۲۷۳، خطبه ۹۲).
گویی که می بینم کسی را که در گمراهی بر سر مردم شام فریاد می کشد و پرچم های خود را اطراف کوفه برپا می سازد و چون دهان گشاید مردم را طعمه شمشیر قرار دهد و سرکشی کند و به فرمان نیاید و جور و ستم او از حد بگذرد. فتنه و فساد فرزندان خویش را با دندان های تیز خود می گزد موج جنگ و خونریزی از هر طرف پدیدار می گردد. روزها در اثر آتش جنگ عبوس و تندخو می شوند و شبها سوزش جراحت ها آشکار می گردد. آن­گاه که کشت آن گمراه (معاویه) بروید و شاخه آن میوه دهد و بر مردم مسلط شود و چون شتر مست بخروشد و برق شمشیرهایش بدرخشد، پرچم های فتنه و آشوب که رهایی از آن نیست استوار گردد و مثل شب تاریک و دریای طوفانی پی درپی روی آرد و به هم درآمیزد. آری طوفان بلا کوفه را ویران سازد و چه تندبادها که بر آن واقع شود. دیری نمی یابد که دو سپاه درهم ریزند و توده ها به هم آویزند و با یکدیگر بستیزند و آنچه برپاست درو شود و آنچه درو شده است، خرد می گردد(۵۲) (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۲۹۷، خطبه ۱۰۰).
به خدا سوگند پس از من بنی امیه را فرمانروایانی نابکار خواهید یافت. چون ماده شتری پیر و بدخو که به هنگام دوشیدن به دهان گاز گیرد و دست ها بر زمین کوبد و لگد اندازد و نگذارد کسی شیرش را بدوشد. بنی امیه در میان شما همواره چنین باشند، و در میان شما باقی نگذارند، مگر کسی که به حالشان سودمند بود یا دست کم زیانی از او نزاید. بلا و فتنه این قوم در میان شما بر دوام بود تا انتقام گرفتن شما از یکی از ایشان چونان انتقام گرفتن برده ای از صاحبش شود، یا تابعی از متبوعش. فتنه و فساد بنی امیه را، که به سراغ شما می آید، چهره ای است زشت و هول انگیز، شیوه کارش به شیوه زمان جاهلیت ماند. نه نور هدایتی در آن پدیداراست و نه نشانه ای از راه حق در آن دیده شود و ما اهل بیت از گناه آن فتنه ها بدوریم و نتوانیم از دعوت کنندگان باشیم»(۵۳) (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۲۷۳، خطبه ۹۲).
طیف سوم توصیفات حضرت مربوط به حوادث آخرالزمانی است.
«آگاه باشید آنان که پدر و مادرم فدایشان باد، اسامی شریفشان در آسمان معروف و در زمین مجهول است. بدانید که پیشامدهایی در انتظار شماست از قبیل به عقب برگشتن کارهایتان و پراکندگی پیوندها و مسائل مربوط به معاش و معادتان و به کارگزاری افراد بی لیاقت و پست. در این موقع است که مومن اگر زیر ضربت شمشیر قرار گیرد برایش آسانتر است تا یک درهم مال حلال به دست آورد و در این موقع است که پاداش بخشش گیرنده از دهنده بیشتر است. در این زمان مردم بدون آن که شرابی بنوشند مست می شوند (یعنی به خاطر نعمت و ثروت زیاد) و بدون آن که نیازی به قسم باشد سوگند یاد می کنند و بدون آن که در تنگنا قرار گیرند دروغ می گویند. در این زمان درد و بلا شما را می گزد همان گونه که جهاز شتر بین گردن و کوهان آن را می گزد و مجروح می سازد و چقدر طولانی است این درد و بلا و چقدر امید به گشایش و فرج دور است»(۵۴) (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۷۵۵، خطبه ۲۲۹).
«زمانی که از قرآن چیزی باقی نمی ماند جز نشانی و از اسلام جز اسمی. در آن زمان مسجدهایشان از نظر ساختمان آباد است ولی از جهت ارشاد و هدایت خلق خراب، ساکنین و آبادکنندگان مساجد آن زمان از بدترین مردم روی زمین هستند. از وجودشان فتنه برخیزد و لغزش و خطا به آن ها پناه می برد، هر که از آن فتنه کناره گیرد بدان بازش می گردانند و آن که از آن عقب افتاده به طرف آن می رانندش. خداوند سبحان می فرماید: به حق خودم سوگند چنان فتنه را برایشان بر می انگیزم که مردمان عاقل را در آن سرگردان کنم و براستی که پروردگار چنین کرده است و ما از پروردگار می خواهیم از لغزشی که از ما سر می زند، بگذرد»(۵۵) (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۱۲۵۸، قصار ۳۶۱).
در انتهای مبحث توصیفات فتنه، بهتر است به تشبیهات بی نظیر حضرت از فتنه و وضعیت آن، اشاره شود.
ایشان فتنه را به انسان (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۲۷۳، خطبه ۹۲)، درخت (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۸۶۷، نامه ۱۸)، پاره شب سیاه (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۳۰۱، خطبه ۱۰۱)، امواج خروشان دریا (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۴۷۹، خطبه ۱۵۳)، بادهای در گردش (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۲۷۳، خطبه ۹۲)، شتر افسار گسیخته (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۷۶۱، خطبه ۲۳۱) یا ماده شتری پیر و بدخو که به هنگام دوشیدن به دهان گاز گیرد و دست ها بر زمین کوبد و لگد اندازد و نگذارد کسی شیرش را بدوشد (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۲۷۳، خطبه ۹۲) تشبیه می کنند.
ه. روش شناسی مقابله با فتنه در نهج البلاغه
برخی از فتنه­ها معاصر حضرت بوده­اند و به همین دلیل سیره عملی ایشان در بیان شیوه مواجهه با این فتنه­ها قابل واکاوی است، اما به دلیل اطناب آن از عهده پژوهش خارج است. به عنوان شاهد مثال حضرت علی(ع) وضعیت مقابله با خوارج را فتنه نامیده­اند. سختی مواجهه با این فتنه به قدری بوده است که حضرت مقابله با آن را در توان هیچ کس به جز خود نمی داند (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۲۷۳، خطبه ۹۲)(۵۶). از طرفی گستردگی مفهوم فتنه بسیار زیاد بوده و دایره نسبتاً فراخی از وقایع و اقدامات را در بر می گیرد. شناسایی فتنه بسیار دشوار است و به همین خاطر اجتناب از آن و مقابله به مراتب سخت تر می نماید و دقت و احتیاط در کلیه اقدامات را می طلبد. این مسئله باعث می شود استخراج یک الگوی رفتاری مقابله با فتنه ناممکن گردد. به عنوان مثال حضرت علی (ع) در هنگام بازگشتن از جنگ صفین، هنگامی که وارد کوفه شدند و به دیدار سران قوم شبامی رفتند، یکی از بزرگان قوم به صورت پیاده، در رکاب حضرت که سواره بودند، ایشان را مشایعت می کردند. حضرت این شیوه تعامل و مشایعت را سبب فتنه دانستند و بزرگ قوم را از این اقدام برحذر داشتند؛ زیرا ممکن بود این شیوه بعداً رویه والیان و موجب خواری رعیت و مومنان شود (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۱۲۳۹، قصار ۳۱۴)(۵۷). این مثال این برداشت را تقویت می کند که چون مصادیق فتنه کثیر هستند، ترسیم الگوی مشترک و یا یکسان برای مقابله، ناممکن می نماید.
با فرض صحیح پنداشتن نتایج این مقدمه، به طور کلی با توجه به کلام حضرت علی(ع)، می توان مولفه­های مقابله با وضعیت فتنه را در چند عنوان فشرده نمود. شاید مشهورترین این استراتژی­ها، عدم قرار گرفتن در موضع سواستفاده شدن، باشد. حضرت علی(ع) می فرمایند، در هنگام وقوع فتنه چون شتر دو ساله باش که نه پشت قدرتمندی دارد که سواری دهد و نه پستانی که بتوان از او شیر دوشید (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۱۰۸۸، قصار ۱)(۵۸). حسن تدبیر و اقدام حق­مدار، باید به گونه­ای باشد که فتنه­گران را تقویت نکند. موضع­گیری یا سکوت هر کدام می توانند در موقعیتی خاص راه گشا باشند. آنچیز که پر اهمیت می نماید، قرار نگرفتن در موقعیت رکن و نماد فتنه است (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۴۶۶، خطبه ۱۵۱)(۵۹).
اجتناب از معاصی، با فکر و تدبیر بودن و از همه مهمتر عدم پراکنده شدن از اطراف رهبر(سلطان) جامعه از موارد تکرار شونده در طرق مقابله با وضعیت فتنه هستند (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۷۵۵، ۲۲۹)(۶۰). عدم تفرقه و اتحاد به واسطه امیر و سرپرست جامعه برای جهاد با دشمنان در هر سنخ و صنف، از توصیه­های اکید است (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۸۳۰، نامه ۱)(۶۱). تشبیه امام و پیشوا به کشتی نجات که امواج فتنه را می شکند نیز بر این مولفه صحه می گذارد. علاوه بر گردهم­آیی بر محور امیر جامعه، نهضت مقابله با فتنه باید پر جمعیت باشد. به عبارتی وجود معتقدان به مبارزه با فتنه و حامیان امام جامعه ضروری است (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۵۷، خطبه ۵)(۶۲). حفظ پیوند و علقه­های اجتماعی و دوری از هر آنچه تفرقه­زاست، در اولویت قرار دارد (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۴۶۶، خطبه ۱۵۱)(۶۳). همچنین باید متذکر شد، دوری از عصبیت­های نابجا مانند افتخار و فخرفروشی بسبب حسب و نسب، سهم به سزایی در خفه شدن نطفه فتنه دارد (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۵۷، خطبه ۵)(۶۴).
در عبارتی از کلام حضرت علی (ع) تا حدودی یکی از مکانیزم­های فتنه­زایی ذکر شده است. اول این که شیطان و جنود او بستر آلوده شدن به گناه را فراهم می کند، به گونه­ای که انجام فعل گناه آسان بنماید، ممزوج شدن حق و باطل از جمله ویژگی­های این شرایط است. با این حربه عقاید دینی از هم گسیخته می شوند و انسجام و پیوندهای دینی سست می گردد. این پراکندگی بساط تفرقه­ای را پهن خواهد نمود که از آن فتنه متصاعد خواهد شد (فیض الاسلام اصفهانی، بی تا: ۳۷۲، خطبه ۱۲۰)(۶۵). با استفاده از مهندسی معکوس از این عبارات می توان برای مقابله با فتنه و فرآیند آن بهره جست.

۱.واکاوی فتنه

مقدمه

«فتنه» چیست؟ چرا و چگونه اتفاق می افتد؟. برای پاسخ به چنین سوالاتی لازم است تا علاوه بر ریشه شناسی معنایی این مفهوم در منابع مرتبط با علم واژه شناسی، یک ترمینولوژی گسترده از آن انجام شود. در همین راستا سعی شده است در این فصل در ابتدا به چارچوب مفهومی واژه «فتنه» پرداخته شود. به عبارتی ابعاد و تحولات معنایی آن در منابع اسلامی از جمله قرآن کریم و دیگر منابع روایی همچون نهج البلاغه مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه بازشناسی مفهومی فتنه، به برداشت های مختلفی که در بیان اندیشمندان این حوزه از این مفهوم منعکس شده است، اشاره شده است. در نهایت بعد از جمع بندی رویکردهای مختلف، سعی شده است تا تعریفی متناسب با جهت پژوهش انجام شده و رویکرد مطلوب در قبال «فتنه» اتخاذ گردد.
بدیهی است در بررسی منابع و نظرات اندیشمندان، علاوه بر پرداختن به حوزه مفهومی فتنه، به چرایی و چگونگی وقوع فتنه پرداخته شده است. به طور دقیق تر به مفهوم و معنا، ریشه و منشا، فاعلین، روش اشاعه و مقابله توجه گردیده است.

۱-۱. مفهوم شناسی فتنه

واژه پنجره­ای به شهری از معانی است و درک درست آن مستلزم احاطه بر آن خواهد بود. داشتن آدرسی دقیق برای رسیدن به هسته کانونی معنا، موجب عدم سرگردانی فاعل شناسا خواهد شد. تاریخچه ساخته شدن و سیر تحولات یک لفظ از جمله چنین آدرس­هایی است که به مثابه دریچه ورود به معنا عمل می کند. به عبارتی لفظ بهترین دست­آویز برای معنای خود خواهد بود و قابلیت آن را داراست تا چگونگی تعابیر، تفاسیر و نوع خوانش از خود را جهت دهی کند. از طرفی گراف واژگانی متناظر با یک مفهوم، راهنمای بسیار خوبی برای درک حوزه معنایی خواهد بود. به همین خاطر پرداختن به ریشه­شناسی و تبارشناسی یک واژه ضروری می نماید.

۱-۱-۱. چارچوب مفهومی فتنه

تشخیص و تبیین چارچوب مفهومی واژه «فتنه»، هر چند به نحو اجمالی، ضروری است. در جدول زیر به این چارچوب مفهومی، با استفاده از منابع معتبر(۱)، در سه زبان اشاره شده است.

جدول چارچوب مفهومی واژه های متناظر با مفهوم «فتنه»



فهم مفاهیم متناظر با مفهوم فتنه به تعبیر صحیح از آن کمک نموده و حوزه معنایی را با وضوح بیشتری نشان خواهد داد.
نکته حائز اهمیت در این مبحث فقدان مترادف معنایی واژه فتنه در زبان فارسی و انگلیسی است. هیچ واژه مترادفی ظرفیت پذیرش تمامی دایره معنایی این واژه را ندارد. از نزدیک­ترین مفاهیم در زبان فارسی می توان به واژگان «آشوب» و «آزمایش» استفاده نمود. با تجمیع معنای این دو تا حدودی امکان پوشش معنایی وجود دارد. در زبان انگلیسی نیز واژه «chaos» قرابت معنایی نزدیکی با مفهوم فتنه دارد.
در مفهوم شناسی اولیه با توجه به نوع واژه­های متناطر و فراوانی آن ها قرابت با حوزه روان شناسی و جامعه­شناسی سیاسی مشهود است.

۱-۱- ۲. تبارشناسی فتنه

در زبان شناسی قاعده­ای بدین شرح وجود دارد که اصولاً الفاظ در هر زبانی در ابتدا برای مصادیق مادی وضع می شوند. انسان در هنگامی که شروع به تکلّم کرده، قادر به درک مسائل معنوی نبوده است. به عنوان مثال، اول مفهوم علوّ برای بالا بودن سقف نسبت به کف و امثال آن وضع شده است. بعد از وضع لفظ، برای رفع نیاز این تعبیر در مورد مصادیق دیگری مانند مفهوم خدا، کاربرد پیدا کرده است. یعنی بعد از تصور علوّ مادی، علوّ معنوی تصور شده است. به عبارت دیگر لفظ مادّی جریدشده و برای علوّ معنوی به کار رفته به نحوی که علوّ حسی و علوّ معنوی قابل تمییز است (مصباح­یزدی، ۱۳۸۹: ۲). پیش بینی می­شود برای چارچوب مفهومی جهت­داری مثل مفاهیم تشویش، التهاب، آشوب، اضطراب، اخلال و غیره از تعبیر مادی سوختن شیء استفاده شده است. به عبارتی اصل کاربرد واژه فتنه در مورد سوختن شیء استعمال شده که بعد از تجرید و تنقیح مناط، این معنا توانسته است چارچوب مفهومی ذکر شده را پوشش دهد. در حقیقت در دایره معنایی فتنه، نقطه مرکز، مفهوم سوختن و گداختن است که با تمام معانی فتنه، به نحوی در اشتراک است و زنجیر هم قطاران واژه ای فتنه را به هم متصل می کند (تبارشناسی فتنه، ۱۳۹۲: ۶۳). معمولاً وقتی چیزی را روی آتش داغ می کنند، حرکتی اضطرابی در آن پیدا می شود. لذا بعدها «فتن» را در مورد اضطرابات به کار برده­اند. اضطراب شخصی که بیشتر یک حالت روانی است و یا اضطرابات اجتماعی است که جامعه به سبب آن متزلزل و مضطرب می شود. به طور تدریجی لفظ فتنه معانی جدیدی پیدا کرده و بعد در مورد بلاهایی که احوال انسان ها را متغیر و مضطرب می کند به کار رفته است (مصباح­یزدی، ۱۳۸۹: ۳). به بیان دیگر لازمه در آتش قرار گرفتن انسان این است که در اثر یک سری اختلالات ظاهری و درونی، انسان به حالت اضطراب می افتد. سپس این اضطراب از اضطراب بدنی و جسمی توسعه می یابد و اضطراب های روحی و باطنی را نیز در بر می گیرد. به همین دلیل به اضطراب­ها و تزلزل های درونی، باطنی و روحی که در حوزه باورهای دینی و نظام ارزشی فرد پیدا می شود نیز «فتنه» گفته می شود (ن.ک. مصباح­یزدی، ۱۳۸۹). در بررسی ریشه فتنه، برخی از محققان قائلند که دو خصوصیت اختلال و اضطراب در ریشه این ماده، اشراب شده و با این دو ویژگی از مواردی چون اختبار، ابتلاء و امتحان امتیاز می یابد. آیت الله جوادی آملی اصالتاً فتنه را امتحان نمی داند، بلکه آن را آشوبی می داند که کارکرد اختبار و امتحان دارد. در آشوب نیز نوعی تموّج، تحول، تقلّب، اختلال و اضطراب دیده می شود. لذا فتنه به معنای آشوب است و نه فقط امتحان. برخی بر این عقیده اند که چون در آشوب گوهر هر چیزی یا هر کسی معلوم می شود، فتنه به معنای آزمون و امتحان نیز می تواند تلقی شود (جوادی­آملی، ۱۳۹۰، ج۵: ۶۵۴). با تعریف دقیق تر از نظر آیت الله مصطفوی هر نوع پدیده ای اضطراب افزا است که التهاب و آشوب و اختلال ایجاد می کند (مصطفوی، ۱۳۶۰، ج۹: ۲۳).(۲) البته باید توجه داشت، فتنه نسبت به وضع سابق و نظم ظاهری موجود، امری ناپسند و شر به شمار می آید؛ زیرا متضمن اختلال و اضطراب است؛ اما نسبت به نتیجه ای که از آن حاصل می شود، خیر یا شر بودن آن، بستگی به نوع مواجهه افراد یا جوامع با آن فتنه دارد (مصطفوی، ۱۳۶۰، ج۹: ۲۲-۲۷).
اگر تبارشناسی فتنه را به نحو احسن انجام دهیم با یک مجموعه تعاریف متنوع مواجهه خواهیم شد که در صورت تلاش برای ادغام تعاریف متنوع و ارائه یک تعریف جامع از مفهوم فتنه؛ مطمئناً این تعریف در بحث مهندسی سیاسی به یک جهت معین، مشخص و کاربردی معطوف می شود. قبل از پرداختن به این موضوع لازم است تا افتراقات و اشتراکات تعاریف متفاوت از مفهوم فتنه در این موارد جمع بندی گردد(۳).
  • شرک(۴)
  • گمراهی(۵)
  • اختبار و امتحان(۶)
  • عذاب(۷)
  • سوزاندن(۸)
  • فریب دادن(۹)
  • شدت، بلا، مصیبت و بلوی (۱۰)
  • قتل(۱۱)
  • کفر(۱۲)
  • مانع(۱۳)
  • جنون(۱۴)
  • بزه، گناه(۱۵)
  • عز، معذرت(۱۶)
  • فرزند و مال(۱۷)
  • فریفته شدن، واله، شیفته و شیدا(۱۸)
  • حجت و دلیل(۱۹)
  • شیطنت(۲۰)
  • عشق(۲۱)
  • اختلاف آرا بین مردم(۲۲)
  • لغزانیدن
  • عبرت
  • رسوایی
  • تسلط، مسلط.
با یک بررسی اجمالی در وجوه مفهوم فتنه درمی یابیم که این وجوه معنایی متفاوت، متنوع و کثیر، تکمیل کننده ی یک برداشت تام از مفهوم فتنه هستند و تقریباً بیشتر وجوه فتنه، مصداق مفهوم فتنه هستند و نه تعریف آن (مصطفوی، ۱۳۶۰، ج ۹: ۲۳)(۲۳)، به عنوان مثال اگر ریشه ی لغوی فتنه، یا همان فتن را، ایجاد اخلال و آشوب(۲۴) بدانیم، لا جرم به پدیده هایی که ایجاد آشوب می کنند باید واژه فتنه اطلاق شود. «به طور مثال در سوزاندن اشیاء به دلیل سوختن شیء نوعی اختلال، آشفتگی و اضطراب در نظم شیء سوخته شده ایجاد می شود و پایداری شیء را بر هم می زند، لذا از جهت برهم خوردن آرامش در هنگام سوختن، عبارتی مانند «ورق فتن»، به معنای ورق سوخته شده به کار می رود. سوزاندن اصل و ریشه «فتن» نیست و چون در هنگام سوختن، در سطح سوخته شده اختلال و ناآرامی و تشویش ایجاد می شود، لفظ سوزاندن با این واسطه در معانی فتن جای گرفته و به عنوان یکی از وجوهات فتن شناخته شده است. بر اساس این نظر «فتن» و مشتقات آن، برای معنای سوزاندن نیز به کار می رود...» (مقصودی، ۱۳۹۲: ۵۸). همچنین به پدیده ­های دیگری مانند مال، فرزند و یا قتل که از وجوه معنایی فتنه هستند، می توان اشاره نمود. هر کدام از این پدیده ها به نحوی اختلال زا هستند؛ فرزند به هنگامی که درون خانواده پا می گذارد، خانواده را دچار تغییر و اختلال می کند. خانواده باید با در نظر گرفتن این پدیده، نظم جدیدی را سامان دهد! از آن گذشته تمام اقدامات یک فرزند در طول زندگی در ماهیت خانواده تاثیرگذار است و ساماندهی جدیدتری را می طلبد. بدیهی است مقوله ی امتحان و آزمایش با این وجه، قابل توضیح است. چگونگی برخورد با پدیده فرزند در خانواده، حرکات، افعال و اقدامات فرد فرد خانواده در نسبت با پدیده ی فرزند می تواند ماهیت اختبار و امتحان و آزمایش داشته باشد زیرا تمامی این حرکات، افعال و اقدامات باید سنجیده شده و متناسب با گونه صحیح برخورد با فرزند باشد. اگر برخوردها صحیح باشد، نظم و سامان در خانواده جاری و ساری می شود و اگر برخوردها ناصحیح باشد، نتایج آن گریبان گیر خانواده خواهد شد و موجب نابسامانی آن می شود. این نابسامانی خود عقوبت عدم موفقیت در امتحان و اختبار و اتخاذ اقدام صحیح است. همچنین در همین مثال خانواده و فرزند، خانواده را می توان مفتون نامید، زیرا مورد فتنه (اخلال) فرزند قرار گرفته است. کسی که مورد فتنه قرار می گیرد کمی از حالت عادی و بسامان فاصله می گیرد و مضطرب و ملتهب می شود. این اضطراب و التهاب مقدمه ی نابسامانی است. وجه معنایی مثل جنون برای فتنه نیز معطوف به همین مسئله است. مجنون (جن زده) یا همان دیوانه، به واسطه ی یک علت درونی یا بیرونی، متصف به این صفت شده است. مجنون در داستان لیلی و مجنون به واسطه ی پدیده ی لیلی(عشق) به این وضعیت دچار شده است.
پدیده هایی مثل قتل، کفر، بلوی، بزه و گناه، فرزند و مال، زن، شراب، نفاق، تشویش و ناآرامی و غیره، همه ماهیت تنش زا دارند. می توان این موارد را نه معنا و نه تعریف فتنه، بلکه مصداق آن دانست.
اگر بخواهیم تعریف جامع فتنه را به کاربرد آن در جامعه شناسی سیاسی معطوف کنیم باید همان تعریف تام را برگزینیم. مراد از تعریف تام، ریشه فتن به معنای هر نوع اختلال، آشوب، اضطراب و التهاب است که در یک زمینه اتفاق می افتد. این زمینه می تواند یک فرد یک قوم یک شهر یا یک جامعه باشد (مصطفوی، ۱۳۶۰، ج ۹: ۲۰).(۲۵)
به عبارت دیگر در یک تعریف جامعه شناسانه از مفهوم فتنه و ریشه ی آن، هر نوع بی نظمی و اخلال سیستمی (سیستم به مثابه جامعه) که آن را از وضعیت عادی و بسامان منحرف می کند را فتنه می نامیم. بی نظمی و نابسامانی به نحو مصدری را فتنه، و به نحوه فعلی آن، فتنه افکندن یا فتنه انداختن می نامیم. باید توجه داشت که هر پدیده ای می تواند علت یا خود بی نظمی و نابسامانی باشد. از طرفی هم ممکن است فاعلی بی نظمی و نابسامانی را ترتیب دهد که به او فتنه گر و فتنه انگیز می گوییم.
در جامعه شناسی سیاسی مفاهیم متناظر با این تعریف فتنه را می توانیم در ادبیات امنیت یا بی ثباتی سیاسی جستجو کنیم. به عبارت دیگر اگر زمینه فتنه را جامعه و حکومت بدانیم. فتنه با ناامنی، بی ثباتی و عوامل آن مصاوق خواهد شد. در سطح یک دولت و در روابط بین حاکمیت و مردم، حکومت و جامعه یک نظم مفروض قابل تشخیص است. حکومت با معنای متعارف به عنوان یک موجود سامان دهنده موضوعیت دارد. از طرفی دیگر فلسفه قانون و قانون گذاری ایجاد و تداوم نظم است (ن.ک. به قاضی، ۱۳۸۲: ۵۶). به عبارتی دیگر اگر حکومت و جامعه که یک سیستم و سامانه ی سامان مند است به سمت بی نظمی میل کند، این وضعیت را که در ادبیات جامعه شناسی بی ثباتی یا ناامنی می نامیم، می توان وضعیت فتنه دانست. عوامل بی­ثباتی­زا و ناامنی­زا را نیز می توانیم عوامل فتنه و یا حتی خود فتنه بنامیم. باید خاطرنشان شد که ساز وکار بی ثباتی­سیاسی و عوامل آن با ساز وکار فتنه و عوامل آن نزدیک هستند.
قبل از این که وارد مبحث انطباق ادبیات فتنه و ادبیات جامعه­شناسی­سیاسی شویم بهتر است به طور جداگانه هر حوزه را مورد بررسی قرار دهیم. لازم به توضیح است بیشتر از این که تعریف و تبارشناسی مفهوم فتنه و
بی ثباتی­سیاسی(ناامنی) برای ما مهم باشد، تبیین ساز­و­کار، عوامل و نتایج و آسیب شناسی آن در این پژوهش اهمیت دارد.

نظرات کاربران درباره کتاب جامعه‌شناسی سیاسی نابسامانی‌های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران