فیدیبو نماینده قانونی کارخانه محتوا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
میکروبوک چگونه خوش‌شانس باشیم

میکروبوک چگونه خوش‌شانس باشیم
از دانش شانس خود استفاده کنید تا کار، عشق و زندگی خود را متحول کنید

نسخه الکترونیک میکروبوک چگونه خوش‌شانس باشیم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره میکروبوک چگونه خوش‌شانس باشیم

در صفحات این کتاب مبانی شانس توضیح داده می‌شود. یاد می‌گیرید چگونه و کجا شانس اتفاق می‌افتد و همین‌طور چطور آن را بیشتر در زندگی خود ببینید. به دست آوردن دانش اینکه چگونه روی شانس خود تاثیر بگذارید، فرصت‌های موفقیت و شادی شما را افزایش می‌دهد. موفق باشید! در این صفحات یاد می‌گیرید: چگونه از بقیه متمایز شوید؟ پرش فازبری چیست؟ چگونه از بدشانسی در امان بمانیم؟ میکروبو‌ک‌ ها خلاصه‌ ای کوتاه از کتاب‌ ها هستند که می توان آن ها را در مدت زمان کمی خواند و عادت به مطالعه روزانه را از طریق آن ها در خود شکل داد. برای تولید میکروبوک های فیدیبو همواره تلاش شده که کتاب ها از میان پرفروش ترین های بازار و در موضوعات مختلف انتخاب شوند تا بتوانند توجه مخاطبین بسیاری را به خود جلب کنند. هم چنین با دقت فراوان گزیده ای از محتوای اصلی کتاب گلچین شده، به گونه ای که به شالوده اصلی آن لطمه وارد نشود و هدف غایی نویسنده به خواننده به طور کامل منتقل گردد.گاهی از میکروبوک ها با عنوان کتابچه یا کتاب کوتاه یاد می‌شود. با دانلود میکرو بوک می توانید به صورت اجمالی در کمتر از ۲۰ دقیقه برترین کتاب های جهان را مطالعه کرده و لذت ببرید. سایت و اپلیکیشن فیدیبو با صدها نسخه صوتی و الکترونیکی از میکرو بوک ها، تجربه ای متفاوت از کتابخوانی را در اختیار شما قرار می‌دهد.

ادامه...
  • ناشر کارخانه محتوا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.15 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه

بخشی از میکروبوک چگونه خوش‌شانس باشیم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



چگونه خوش شانس باشیم

از دانش شانس خود استفاده کنید تا کار، عشق و زندگی خود را متحول کنید

دنیل گیلبرت-جانیس کاپلن- بارانبی مارش

گروه مترجمان


حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است

چی به من می رسد؟ بدانید شانس چطور کار می کند.

اکثر مردم تصور اشتباهی در رابطه با شانس دارند. ما این تصور را در خود پرورش داده ایم که شانس چیزی است که یا آن را داریم یا نه؛ چیزی که می تواند به صورت اسرارآمیزی ناگهان به وجود آید یا ناپدید شود. باور اینکه شانس مسئله ای است که نمی توان روی آن تاثیری داشت، کافی است تا نگاهمان به وقایع جبری شود.
اما ناامید نشوید؛ چون خوش شانس بودن فقط به شانس بستگی ندارد.
در صفحات این کتاب مبانی شانس توضیح داده می شود. یاد می گیرید چگونه و کجا شانس اتفاق می افتد و همین طور چطور آن را بیشتر در زندگی خود ببینید. به دست آوردن دانش اینکه چگونه روی شانس خود تاثیر بگذارید، فرصت های موفقیت و شادی شما را افزایش می دهد.
موفق باشید!
در این صفحات یاد می گیرید:
  • چگونه از بقیه متمایز شوید؟
  • پرش فازبری چیست؟
  • چگونه از بدشانسی در امان بمانیم؟

شانس مجموعه ای از فرصت ، استعداد و کار سخت است و ما از چیزی که فکر می کنیم، کنترل بیشتری روی آن داریم.

یک پیش فرض ذهنی اشتباه رایج است و آن اینکه شانس ورای کنترل ماست و به صورت تصادفی اتفاق می افتد. درواقع، علی رغم این تفکر، شانس ملموس تر از چیزی است که فکر می کنیم.
شانس و فرصت یکی نیستند؛ اما فرصت در شانس نقش دارد. یکسان دانستن این دو احتمالا بزرگ ترین اشتباهی است که افراد انجام می دهند. مهم است که بفهمیم درحالی که فرصت کاملا از اختیار ما خارج است، همیشه با فاکتورهای قابل‎ کنترلی همراه می شود. درواقع، شانس نتیجه ی ملاقات استعداد و کار سخت است و داشتن شانس بیشتر، شامل آمادگی و قاپیدن فرصت هاست.
مثلا، برحسب اتفاق در یک مهمانی کنار یک سرمایه گذار نشسته اید. او پس از شنیدن ایده تان، تصمیم می گیرد که سرمایه ی اولیه ی موردنیاز برای راه انداختن شرکت شما را تامین کند. دراین شرایط، افراد این واقعه را یک شانس ناگهانی می نامند؛ اما توجه داشته باشید که این مسئله به دو بخش تقسیم می شود: ترتیب نشستن و چگونگی استفاده ی شما از ترتیب نشستن. بخش اول یک فرصت است. بخش دوم که قابلیت شما در چرب زبانی و گفتن ایده تان برای دیگران است، آمادگی محسوب می شود. این دو درکنارهم شانس را می سازند.
در نظر داشته باشید که روی دادن فرصت ها کاملا خارج از اختیار شماست؛ درنتیجه به آن ها اعتنایی نکنید و تمرکز خود را روی مسائلی بگذارید که می توانید تغییرشان دهید. این شانس است.
به شانس مانند یک ماشین قمار سکه ای نگاه کنید: اگر مطمئن شوید که در آن همیشه دو تا از عکس ها یکی هستند - با اشتیاق داشتن و کار سخت – احتمال بیشتری وجود دارد که عکس سوم هم با آن دو یکی شود.
اکثر ما حقیقتا این مسئله را می دانیم. در یک بررسی که نویسنده های این کتاب انجام دادند، ۶۷ درصد جامعه ی آماری اعتقاد داشتند که کار سخت در شانس هایشان نقش داشته و ۶۴ درصد فکر می کردند که شانس به اشتیاق و جست وجوی فرصت ها بستگی دارد.
درنتیجه، همان طور که می دانید، عوامل بیشتری از یک فرصت اتفاقی در شانس درگیر هستند. در صفحات بعدی، یاد می گیرید که چگونه اعمال نفوذ کنید و فرصت شانس بهتر داشتن را افزایش دهید.
"شانس زمانی اتفاق می افتد که آمادگی و فرصت یکدیگر را ملاقات می کنند."
شانس خود را با مقاومت، قراردادن خودتان در جایی که شانس بیشتری وجود دارد و برخلاف جهت دیگران حرکت کردن افزایش دهید.
همه دوست دارند خوش شانس باشند و خبر خوب این است که راه های کمی وجود دارد که کمک می کند روزبه روز خوش شانس تر شوید.
اولین روش این است که مقاوم باشید و برای ایده های خود اشتیاق داشته باشید. با اراده ی کافی و کار سخت، سرانجام چیزی را که احتیاج دارید، پیدا می کنید. شانس خود را به کسانی نشان می دهد که به تلاش کردن خود ادامه می دهند؛ درحالی که اکثر افراد دست از تلاش کشیده اند. افرادی مانند جان گریشام، نویسنده ی آثاری پرفروش، که حتی پس از ردشدن توسط ۲۸ ناشر، دست از تلاش برنداشت. این شخص تا الان بیش از ۲۷۵ میلیون کتاب در کل دنیا فروخته است.
مقاومت و اشتیاق ممکن است مفید باشند؛ اما برای اینکه واقعا نتیجه بگیرید، باید در مکان درستی قرار داشته باشید. از این روش اسطوره ی هاکی روی یخ، وین گرتسکی استفاده می کرد. او توضیح داده است که امتیازهایش را با درنظرگرفتن اینکه گوی هاکی ممکن است کجا برود کسب می کند، نه اینکه گوی تا الان کجا بوده است.
به همین شکل اگر خود را در شرایطی قرار دهید که احتمال وقوع فرصت در آن بیشتر باشد، احتمال موفقیت شما در آن بیشتر است. به همین دلیل است که بیشتر هنرپیشگان سینمایی برای موفقیت به هالیوود می روند یا بیشتر شرکت های استارت آپ در سیلیکون ولی قرار دارند.
این روش ها ممکن است که شانس شما را افزایش دهند؛ اما متاسفانه شما در آن مسیر تنها نیستید. افراد دیگری شور و اشتیاق زیادی دارند و برای اینکه بتوانید بر رقبای خود پیروز شوید، باید کم کم طرز فکر خود را عوض کنید.
در دهه ی ۷۰ آقای دیک فازبری روش خاصی را برای پرش ابداع کرد که رکوردش را ۶ اینچ افزایش داد. این چرخش عجیب آقای فازبری در هوا به نام جهش فازبری شناخته شد و اگرچه کارشناسان در ابتدا این جهش را رد کردند، این تکنیک مدال طلای المپیک را برای او به ارمغان آورد. در پایان کارشناسان و دیگر ورزشکاران از این تکنیک استفاده کردند و از سال ۱۹۷۲ این تکنیک توسط تمامی برندگان مدال طلا استفاده شده است.
برخلاف جهت حرکت کنید و به اندازه ی کافی مقاومت داشته باشید و با قرارگرفتن در مکان مناسب، خوش شانس می شوید.
«اغلب افرادی که شکست خوردند، وقتی از تلاش دست کشیدند که نمی دانستند چقدر به موفقیت نزدیک هستند.»

قرارگرفتن در چهارچوب شانس شامل برقراری تماس با دیگران، نگه داشتن انتخاب ها و توانایی شناخت شکست های کوچک و رشدکردن از آن هاست.

روش های متعددی هستند که می توانید با به کارگیری آن ها در زندگی خود از فرصت هایی که به سمت شما می آیند، استفاده کنید.
اولین مسئله این است که شبکه ی گسترده ای از افراد آشنا داشته باشید. امکان یافتن فرصت های جدید زمانی بیشتر است که شما اطرافتان کسانی را داشته باشید که شناخت کمی روی آن ها دارید، نسبت به اینکه فقط در دایره ی محدود خانواده و دوستان خود باشید. این امر رویدادی است که مارک گرنووتر آن را قدرت ضعف می نامد. وقتی می دانید دنبال چه چیزی هستید، ارتباط برقرارکردن با هرکسی که می بینید، نهایتا شما را به شخص درستی هدایت می کند. برای مثال کسی را پیدا می کنید که می تواند مصاحبه ی شما را با شرکت موردعلاقه تان هماهنگ کند.
روش دوم تنوع دادن به زندگی است.
شما نمی دانید چه پیش می آید؛ پس انجام فعالیت های گوناگون احتمال موفقیتتان را افزایش می دهد. علاوه براین اگر یکی از فرصت ها شکست بخورد، چندین فرصت دیگر را همچنان خواهید داشت.
برای مثال، زمانی که طراح فشن مشهور، کیت اسپید از شغل ویرایشگری خود استعفا داد تا شرکت خود را با شریک زندگی خود، اندی اسپید تاسیس کند، او (اندی اسپید) به شغل خود در صنعت تبلیغات ادامه داد. حمایت بیشتر مالی و حقوقی که او داشت، به آن ها کمک کرد که بیشتر تلاش کنند و خلاقیت داشته باشند تا بتوانند شرکت فشن خود را راه اندازی کنند تا زمانی که بالاخره موفق شدند.
نکته ای که شانس های ناگهانی دارند، این است که خیلی نامحسوس شروع می شوند؛ پس باید بتوانید آن ها را تشخیص دهید. در سال ۱۹۲۸ الکساندر فلمینگ، پزشک و میکروبیولوژیست بعد از یک تعطیلات طولانی به آزمایشگاه خود بازگشت و متوجه شد که یک کپک ضدباکتری به گونه ای به دفتر او راه یافته و در ظرف مخصوص کشت میکروب افتاده است. درحالی که خیلی از افراد چنین عامل مزاحمی را دور می اندازند، فلمینگ ارزش بالقوه ی آن را می دانست. فقط به این دلیل که فلمینگ سابقا تحقیقات و مطالعات زیادی داشت، توانست این داروی ضدباکتری یعنی پنیسیلین را کشف کند که برایش جایزه ی نوبل سال ۱۹۴۵ را به ارمغان آورد.

نظرات کاربران درباره میکروبوک چگونه خوش‌شانس باشیم

کتاب خوبی بود، در این کتاب می خونید که شانس مجموعه ای از فرصت، استعداد و کار سخت است و ما از چیزی که فکر می کنیم کنترل بیشتری روی آن داریم 📚❤
در 1 هفته پیش توسط arghavan rm