فیدیبو نماینده قانونی خانه خرد و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب با گام‌های سبز انتظار

کتاب با گام‌های سبز انتظار

نسخه الکترونیک کتاب با گام‌های سبز انتظار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب با گام‌های سبز انتظار

عاقبت تاریخ آدمی چه خواهد بود؟ آیا داستان ظلم­ها و تبعیض­ها، جهالت­ها و جنگ­ها، تا قیامت ادامه خواهد یافت؟ همه­ی ادیان، پایانی سبز را برای تاریخ نوید می­دهند. این پایان مبارک هرچند در نگاه ادیان قومی، مانند یهودیت، به قوم خاصی اختصاص دارد، ولی از منظر ادیان جهانی مانند اسلام، امری عمومی و سراسری است که در آن عدالت، علم و صلح سراسر جهان را فراخواهد گرفت. در تمامی این آینده خبری­ها، یک شخصیت به عنوان قهرمان وجود دارد که امور به دست وی سامان می­یابد. در مسیحیت تاریخی، وی همان مسیح، یعنی خدا است که در هبوط دوم خود، این پایان خویش را برای خلق خویش!؟ به ارمغان می­آورد.

ادامه...
  • ناشر خانه خرد
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.6 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب با گام‌های سبز انتظار

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بخش اول: قبل از ظهور

۱. مبانی فلسفی مهدویت

مبانی فلسفی مهدویت چیست؟
ـ مبانی فلسفی مهدویت از دو جهت قابل بررسی است: الف. از جهت علت غایی، ب. از جهت علت فاعلی.
الف. انسان کامل و قرار گرفتن در سلسله­ی علل غایی
حکمت و غرض الهی در آفرینش جهان و علت غایی آن، انسان کامل است که همانا این هدف و غرض در وجود چهارده معصوم(ع) تجلی پیدا کرده است و از این رو او حکمران روی زمین و جانشین خداوند در آن است.
با این جهت­گیری فلاسفه­ی اسلام، به مسئله­ی ولی کامل و حضور خلیفه الله در زمین توجه کرده­اند و آن را بر اساس مبانی و استدلال­های خویش مبرهن ساخته­اند.
شیخ الفلاسفه، ابوعلی سینا در کتاب «الشفاء» در فصلی راجع به امام و خلیفه گفت­و­گو می­کند و مقامات و مراتب باطنی و اخلاقی و عملی انسان کامل را گزارش می­دهد و می­گوید: «من فاز مع ذلک بالخواص النبویه کاد ان یصیر ربا انسانیا و کاد ان تحل عبادته بعد الله تعالی و هو سلطان العالم الارضی و خلیفه الله فیه»؛(۵) یعنی کسی که با این صفات به صفات پیامبران متصف شود، رب انسانی می شود... و او حکمران روی زمین می­شود و جانشین خداوند در آن.(۶)
در فلسفه­ی اشراق هم، مسئله­ی امام و رئیس جامعه مطرح و به موضوع غیبت توجه شده است. شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی در کتاب «حکمه الاشراق» بحث امام و رهبر و اقسام رهبر و رئیس جامعه را مطرح نموده و بر طبق مبانی اشراقی خویش، شرایط کسی را که می­تواند رئیس و رهبر و مربی جامعه باشد، بیان می­کند و در این باره می­فرماید: جهان هیچ گاه از حکمت (علم کامل) و از وجود کسی که دارای حکمت و حجج و بینات نزد او باشد، خالی نبوده است؛ این چنین کسی خلیفه­ی خدا در روی زمین است و تا زمین و آسمان برپاست چنین خواهد بود. پس در هر زمان چون شخصی به هم رسد که خدایی و نمونه­ی کامل علم و عمل باشد، ریاست جامعه با اوست و او خلیفه­ی خدا در زمین است و زمین هرگز از چنین انسانی تهی نخواهد بود... این که می­گوییم ریاست با اوست، مقصود حکومت ظاهری او نیست، بلکه گاه «امام خدایی»، حکومت تشکیل می­دهد و آشکار است و مبسوط الید، و گاه در نهایت پنهانی (غیبت) به سر می­برد و این امام همان کسی است که مردم او را «قطب زمان» و «ولی عصر» می­نامند. ریاست جامعه با اوست، اگر چه نشانی از او در دست نباشد. البته اگر این رئیس، ظاهر باشد و در راس حکومت قرار گیرد، زمان، نورانی خواهد شد.(۷)
علامه طباطبائی در رساله­ی ولایت می­نویسد: «الولایه هی الکمال الاخیر الحقیقی للانسان و انها الغرض الاخیر من تشریع الشریعه الحقه الالهیه»؛(۸) یعنی ولایت آخرین درجه­ی کمال انسان است و مقصود نهایی از تشریع شریعت حقه­ی خداوندی است.
وی در تفسیر المیزان می­فرماید: «و الولایه و ان ذکروا لها معانی کثیره و لکن الاصل فی معناها ارتفاع الواسطه الحائله بین الشیئین بحیث لایکون بینهما ما لیس منهما»؛(۹) یعنی اگر چه برای ولایت معانی بسیاری کرده­اند، لیکن اصل در معنای آن برداشته شدن واسطه­ای است که میان دو چیز حایل شده باشد، چنان که میان آن دو چیز، چیزی که از آن دو نیست باقی نماند.
فیلسوفان اخوان الصفا نیز در فلسفه­ی خویش به اهمیت امر مهدی (عجل الله فرجه) توجه کرده­اند و مسئله­ی «غیبت و ظهور» (مهدویت) را شرح داده­اند:
آنان معتقد به مهدی (عجل الله فرجه) هستند و معتقدند که او باز می­گردد تا زمین را از عدل و داد پر کند بعد از آن که از ظلم و جور پر شده باشد.
برای امامان دو دوره­ی وجود است: دوره­ی کشف و دوره­ی ستر. در دوره­ی کشف، امامان در میان مردم ظاهر باشند و در دوره­ی ستر غیر ظاهر. این امر از روی ترس نیست و اما دوستان ایشان جای امام غایب را بدانند و هر گاه اراده کنند نزد آنان روند و اگر چنین نباشد، زمانه از حجت خدا خالی ماند. حال آن که خداوند هیچ گاه خلق را بی­حجت نگذارد و رشته­ای را که در میان مردم و او کشیده شده است قطع نکند. امامان میخ­های زمین هستند؛ چه در دوره­ی کشف و چه در دوره­ی ستر، خلفای حقیقی خدایند. چه در دوره­ی کشف و چه در دوره­ی ستر... هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد چون مردم جاهلیت مرده است....(۱۰)
عده­ای از بزرگان گفته­اند: هدف از خلقت انسان، تکامل است و تکامل پیوستن به وجود برتر است و وجود برتر فقط خداوند است. این هدف حتما باید در برخی انسان­ها تحقق یابد و گرنه نقض غرض لازم می­آید و نقض غرض در افعال خداوند مستلزم عجز یا جهل حضرت حق می­باشد که محال است. و آن انسان­ها همان چهارده معصوم(ع) هستند؛ یعنی بر اساس علیت غایی هدف از خلقت عالم، انسان کامل است.
ب. انسان کامل و قرار گرفتن در سلسله­ی علل فاعلی
مرحوم سید حیدر آملی در کتاب جامع الاسرار می­گوید: «عین الله هو الانسان الکامل ینظر الله تعالی بنظره الی العالم کما قال لولاک...»؛(۱۱) چشم خداوند همان انسان کامل است که خداوند با نگاه او به جهان می­نگرد همان طور که فرموده: لولاک...؛ یعنی انسان کامل در مقام کمال به مقام وصل می­رسد و خداوند که عالم را از طریق اسباب اداره می­کند از طریق انسان کامل عالم را اداره می­نماید.(۱۲)
قاعده­ی فلسفی «الواحد لایصدر عنه الاّ الواحد، یا الاّ من الواحد»،(۱۳) که یک قاعده­ی فلسفی بدیهی و از شئون قاعده­ی سنخیت علت و معلول است، به ما می­فهماند که باید بین ما و خداوند وسایطی در خلق و فیض و کمال و قضای حاجات و... باشد، فلاسفه از وسایط مزبور به «عقول مقدسه» تعبیر می­کنند. گروه مشاء آنها را ده عدد و گروه اشراقیون عدد مزبور را بدون دلیل دانسته و معتقدند تعداد عقول بسیار زیاد و شاید غیر متناهی باشند.(۱۴)
از این جا معنای این جملات زیارت جامعه­ی کبیره روشن می شود که:ِ خدا با شما آغاز کرد و به شما پایان می­دهد و به وسیله­ی شما باران فرو می­فرستد و به وسیله­ی شما آسمان را نگه می­دارد که بر زمین نیفتد؛ مگر به اذن او و به وسیله­ی شما اندوه را می­برد و سختی را می­گشاید و آنچه رسولانش آوردند و فرشتگانش فرو فرستادند، نزد شماست.(۱۵)
در پایان، کلام خود را با مطلبی عرشی از امام راحل به انتها می­بریم: غایت خلقت انسان عالم غیب مطلق است، چنانچه در قدسیات وارد است: «یا بن آدم خلقت الاشیاء لاجلک، و خلقتک لاجلی». و در قرآن شریف خطاب به موسی بن عمران(ع) می­فرماید: وَ اصْطَنَعْتُک لِنَفْسی،(۱۶) و نیز می­فرماید: وَ انَا اخْتَرْتُک،(۱۷). پس، انسان مخلوق «لاجل اللّه» و ساخته شده برای ذات مقدّس اوست، و از میان موجودات او مصطفی و مختار است، غایت سیرش وصول به باب اللّه و فنای فی ذات اللّه و عکوف به فناء اللّه است، و معاد او الی اللّه و من اللّه و فی اللّه و باللّه است، چنانچه در قرآن می­فرماید: انَّ الَینا ایابَهُم،(۱۸). و دیگر موجودات به توسّط انسان رجوع به حق کنند، بلکه مرجع و معاد آنها به انسان است، چنانچه در زیارت جامعه، که اظهار شمّه ای از مقامات ولایت را فرموده، می فرماید: «و ایاب الخلق الیکم، و حسابهم علیکم». و می فرماید: «بکم فتح اللّه، و بکم یختم».
و این که در آیه­ی شریفه، حق می فرماید: «انَّ الَینا ایابَهُمْ ثُمَّ انَّ عَلَینا حِسابَهُم» و در زیارت جامعه می فرماید: «و ایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم »، سرّی از اسرار توحید، و اشاره به آن است که رجوع به انسان کامل رجوع الی اللّه است؛ زیرا که انسان کامل فانی مطلق و باقی به بقاء اللّه است و از خود تعین و انّیت و انانیتی ندارد، بلکه خود از اسمای حسنی و اسم اعظم است، چنانچه اشاره به این معنا در قرآن و احادیث شریفه بسیار است. (۱۹)

۲.مبانی کلامی مهدویت

مبانی کلامی مهدویت چیست؟

ـ تحلیل مبانی کلامی مهدویت به صورت خلاصه عبارت است از:
متکلمان و علمای بزرگ عقاید، مسئله­ی مهدویت را در ارتباط با «قاعده­ی لطف» که در علم کلام معروف است، تفسیر کرده­اند و ضرورت وجود امام را از راه این قاعده اثبات نموده­اند. در این باره متکلم بزرگ جهان اسلام، خواجه نصیر الدین طوسی چنین می­گوید: انحصار اللطف فیه معلوم للعقلاء و وجوده لطف و تصرفه آخر و عدمه منا؛(۲۰) یعنی در نزد خردمندان روشن است که لطف الهی (پس از فرستادن پیامبر) منحصر در تعیین امام است [تا مردم بی­راهبر و مربی و معلم نمانند و کتاب و سنت شارحی شایسته داشته باشد و واسطه­ی فیض قطع نگردد] و وجود امام (به خودی خود) لطف است و تصرف وی در امور [و حضور اجتماعی او، تکمیل حکومت اسلامی و نشر تربیت قرآنی به وسیله­ی آن حضرت] لطفی دیگر است و غیبتش مربوط به خود ماست.
در کتاب «کفایه الموحدین» آمده است: چون مهدی (عجل الله فرجه) آخرین خلیفه و حجت خداست لازم بود که خود را از گزند حوادث و دست هایی که او را می­جستند تا از بین ببرند، مصون بدارد و در کنف غیبت الهی مستور گردد و چون موقعیت امام به منزله­ی موقعیت پیامبر است، پس از تبلیغ (یعنی احکام تبلیغ شده است) پس با پنهان بودن او، اگرچه مردم از دیدارش محرومند، اما رها نخواهند شد، بلکه باید به تمامی احکامی که در دست است، عمل کنند. البته اگر روزی تمام نوامیس دین ضایع گردد، آن حضرت آناً ظهور خواهد کرد.(۲۱)

۳. امامت و غیبت

آیا غیبت دوازدهمین امام نزد شیعه، همه­ی نظریه­ی امامت را زیر سوال نمی برد؟

ـ سوال مورد نظر، دارای اجمال و ابهام است و سوال کننده مشخص نکرده که غیبت امام عصر (عجل الله فرجه) با کدام جنبه از نظریه­ی امامت، منافات دارد؟ از این رو لازم است تا به طور جداگانه، وظایف امام را مورد بررسی قرار دهیم و سپس تعارض یا توافق آنها را با غیبت، عنوان کنیم.
امامت، همان ادامه­ی مسیر نبوت است(۲۲) و امام تمام ویژگی های یک نبی را دارد، مگر این که دیگر وحی و نزول آیات قطع می شود. پس امام نیز مانند پیامبر، سه وظیفه­ی(۲۳) اصلی را بر عهده دارد:
۱. اقدام برای برقراری حکومت و رها نمودن مردم از سلطه­ی حاکمان جور
۲. تبیین معارف الهی و رساندن آن به گوش مردم
۳. ارشاد و هدایت مردم، به سوی راه راست الهی
سه مورد بیان شده، عمده ترین وظایف امام را نشان می دهند. اما اگر شرایط نابسامان اجتماعی و یا سستی امت اسلامی، باعث شود که امام نتواند برخی از وظایف را که جنبه­ی طرفینی دارد و اتمام آن به امت وابسته است انجام دهد، قصور و کوتاهی از ناحیه­ی امام نبوده و مشخص است که این امر، با فلسفه­ی امامت، منافات ندارد.
مسایلی چون قیام و حکومت یک حرکت اجتماعی است که نیاز به بستری مناسب دارد. اگر بگوییم که وظیفه­ی رهبری است تا در هر شرایطی اگر چه به صلاح مسلمانان نباشد، قیام کرده و حکومت را به دست بگیرد، سخن گزاف گفته­ایم؛ زیرا می دانیم که پیامبر اسلام قبل از هجرت و تا زمانی که در مکه بودند، حتی در انجام شئونات ظاهری اسلام به تناسب شرایط روز جامعه، توفیق چندانی نداشتند، تا چه رسد به قیام و یا برپایی حکومت! این مطلب، هرگز دامن رسول اکرم(ص) را به سستی و یا کوتاهی، آلوده ننموده، بلکه نشان دهنده­ی اوضاع اجتماعی نامناسب آن روز، برای پذیرش حکومت اسلامی است.
این مطلب، انحصار به عصر پیامبر(ص) نداشته، می بینیم که فراموشی و دین گریزی مردم، در دوران امامت دیگر ائمه(ع) غیر از امام اوّل ـ­آن هم در اواخر عمر شریف آن حضرت­ـ­­­، منجر به عدم توفیق آنان، در برپایی حکومت اسلامی شده است و این خللی به فلسفه­ی امامت وارد نمی کند.
دوران غیبت کبری نیز، با بیانی که گفته شد، منافاتی با این وظیفه ی امام ندارد. اساساً هرگاه که امکان اجرای فرامین الهی، در قالب حکومت اسلامی پیش آید، آن روز، روزِ اتمام غیبت خواهد بود. شاید بتوان گفت که بزرگ­ترین شناسه­ی امام دوازدهم (عجل الله فرجه)(۲۴) حکومت گسترده­ی وی می باشد که حاکی از عدل الهی است. پس غیبت امام نمی تواند مغایر با فلسفه و نظریه­ی امامت، در جنبه­ی برپاییِ حکومت اسلامی باشد.
اما بعد دوم از وظایف امام:
از آن جا که در دوران صدر اسلام، برای پیامبر اکرم(ص)، امکان نداشت تا خود به نحو مستقیم به همه جا رفته و با تمام قبایل و اقشار مردم دیدار کند، مردان آگاه به امور دین و حافظان قرآن کریم را به منظور تبیین معارف دینی به نقاط مختلف، گسیل(۲۵) می داشتند. این یک سنت حسنه و یادگاری نیکو از پیامبر اسلام(ص) است که راهی عقلانی، برای نشر معارف الهی است.
امام دوازدهم (عجل الله فرجه) نیز در دوران غیبت صغری، از این روش استفاده می­کرد و با تعیین نایبان خاص خویش، نیازهای علمی و مرجعیت دینیِ مردم را برطرف می نمود. این روش پس از غیبت صغری نیز ادامه پیدا کرد، ولی نمود آن عوض شد؛ یعنی امام عصر (عجل الله فرجه) نایبانی را که شرایط احراز این عنوان را داشتند به نحو عام، منصوب کرده و مردم را در پیش آمدها و رویدادهای نوپیدا، به آنان ارجاع دادند.(۲۶)
این مسئله به این جا ختم نمی شود؛ زیرا ممکن است که مسئله ای پیش آید که این نایبان، در رفع آن موفق نبوده و قدرت پاسخ گویی نداشته باشند. این جاست که امام عصر (عجل الله فرجه)، یا به شایستگان زمانه، رخ می نمایاند و یا از راه­های دیگر راه هدایت را نشان می دهد. کافی است تا در این باره، به نظریه­ی اجماع(۲۷) دخولی در فقه اسلامی و یا به کتاب های تشرف یافتگان به محضر حضرتش نگاه مختصری داشته باشیم.
پاسخ از منافات نداشتن غیبت با نظریه و فلسفه­ی امامت در بُعد سوم نیز، همانند مورد قبلی است. لذا نیازی به ذکر مجدد و تفصیل بیشتر ندارد.
گذشته از موارد فوق، ذکر دو نکته ضروری به نظر می رسد:
الف. غیبت امام، غیبت جسمانی حضرت نیست؛ زیرا ما می دانیم که وی نیز، همانند دیگر افراد جامعه، یک زندگی عادی دارند، مگر این که عمر شریف ایشان به اذن خداوند متعال طولانی است و این نیز خلاف قواعد عقلی و زیستی نیست. پس وقتی ما می گوییم غیبت امام دوازدهم، منظور غیبت عنوانی ایشان است؛ یعنی آن حضرت تا زمان ظهور، خود را به عنوان امام و پیشوای شیعیان جهان، به طور عمومی معرفی نخواهند کرد.
ب. مواردی که از فلسفه­ی امامت گفته شد، منحصر در وظایف امام بود. اما برخی از مسایل است که ما آنها را از امام شاهدیم، نه به عنوان وظیفه، بلکه این همان جنبه­ی رحمانیت و الطاف الهی است که به سبب ایشان بر ما فرود می آید. آنها به عنوان نمونه عبارتند از:
۱. جان جهان: طبق فرمایشات خاندان رسول اکرم(ص) امام، جان جهان(۲۸) و مدار بود و نبودِ عالم است. به نحوی که در روایات راجع به امام آمده است: «اگر زمین بدون وجود امام باشد، هر آینه مردم را به کام خود فرو می برد».(۲۹)
۲. امام واسطه­ی فیض الهی و مجرای نزول برکات آسمانی بر مردم است. از این رو در روایات و زیارات امامان معصوم(ع) آمده است:
«آسمان، به سبب شما باران می باراند و زمین به خاطر شما، درخت می فشاند و درختان از برایتان به بار می نشیند».(۳۰)
۳. تاثیر در نفوس(۳۱) و جلوگیری از گمراهی و ضلالت بندگان در برابر شیطان. این همان چیزی است که در ماه ها و ایام مقدس چون محرم، صفر و... به وضوح در سراسر جهان، شاهد آن هستیم.
تمامی آنچه گفته شد، گزیده ای مختصر از فواید امام غایب است که به فرموده­ی حضرت رسول اکرم(ص) مردم چون خورشید پشت ابر(۳۲) از وجودش بهره می برند.
البته فرموده­ی شریف پیامبر(ص)، از ریزه کاری ها و نکات فراوان علمی برخوردار است که جهت اطلاع بیشتر می­توانید به کتاب­های تفصیلی(۳۳) در این باره، مراجعه کنید.(۳۴)

۴.امام زمان (عجل الله فرجه) از نظر شیعه

نظر شیعه درباره­ی مهدی منتظرعجل­الله­فرجه چیست؟

ـ از آن جا که سوال فوق بسیار کلی و مجمل است و مشخص نشده که کدام جنبه از شئونات زندگی امام عصر (عجل الله فرجه) مورد سوال و بحث است، بر آن شدیم تا نیم نگاهی گذرا بر زندگی امام دوازدهم (عجل الله فرجه)، برخی از پیش­گویی های قرآن و روایات درباره­ی آن حضرت، و در پایان اشاره ای به علایم ظهور حضرت داشته باشیم.
امام دوازدهم (عجل الله فرجه) هم نامِ رسول گرامی اسلام(ص)؛ یعنی «محمد»(۳۵) است، ولی طبق فرمایشات امامان معصوم(ع) از ذکر نام وی نهی شده است. او القاب بسیاری چون مهدی، منتظر،(۳۶) صاحب العصر و... دارد. امام زمان در سال ۲۵۵ هـ.ق،(۳۷) در شهر سامرا، به دنیا آمد. پدر بزرگوارش امام یازدهم، حسن عسکری(ع) و مادر محترمش نرجس(۳۸) نام دارد.
مساله­ی مهدویت منحصر به کتاب­ها و منابع شیعی نبوده، بلکه در مدارک معتبر اهل تسنن(۳۹) و حتی فرق و مذاهب غیر اسلامی نیز به عنوان یک اصل مسلم، قلمداد شده است. هر چند که برخی تعصبات قومی ­ـ­­ مذهبی موجب شده تا در تعیین مصداق منجی آخر الزمان، نزد متفکران فِرق غیر مسلمان، اختلافاتی رخ دهد.
اما در تبیین مرحله­ی اوّل بحث، باید بگوییم که زندگی امام دوازدهم (عجل الله فرجه) به چهار دوره­ی اساسی تقسیم می شود:
۱. دوره­ی قبل از غیبت صغرا
۲. دوره­ی غیبت صغرا
۳. دوره­ی غیبت کبرا
۴. دوران فرج و ظهور
دوره­ی اوّل، از تولد امام (عجل الله فرجه) در سال ۲۵۵ هـ.ق، تا سال ۲۶۰ هـ.ق، یعنی شهادت پدر بزرگوار آن حضرت است که در مجموع پنج سال و اندی است.
در این دوران که زمان رشد و تربیت وی در دامن امام یازدهم(ع) است، باید امام و حجت بعدی که مسلمانان منتظر او بودند و می دانستند که آخرین امام و منجی بشریت است، به مردم معرفی می شد تا شهادت امام یازدهم(ع)، موجب تفرقه و اختلاف میان امت نشود.
از این رو شاید بتوان مهم ترین رویدادهای این دوره را معرفی امام دوازدهم (عجل الله فرجه) به نزدیکان و بزرگان شیعه و در مرحله­ی بعد، تبیین غیبت و فلسفه­ی آن میان مسلمانان دانست.
دوره­ی دوم از سال ۲۶۰ هـ.ق، پس از شهادت امام یازدهم و به امامت رسیدن امام دوازدهم آغاز شده و تا سال ۳۲۹ هـ.ق، ادامه یافت. این دوره، زمان آماده سازی شیعیان، برای غیبت کبرا بود. از این رو امام (عجل الله فرجه) با تعیین چهار نفر از باتقواترین شیعیان، به عنوان وکلای خود، با مردم گفت­وگو می کرد. آنان عملاً وسیله­ی ارتباط بین امام و مسلمانان بودند و میان مردم به عنوان نایبان خاص حضرت، شهرت پیدا کردند که نام آنها از این قرار است:
۱. ابوعمر عثمان بن سعید عمری
۲. ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمری
۳. ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی
۴. ابوالحسن علی بن محمد سمری (سیمری)
نهایتاً زمان این رسیده بود که رابطه­ی ظاهری امام (عجل الله فرجه) با مردم قطع شود و مردم نیز تحت تعالیم امام یازدهم و دوازدهم (علیهم السلام) در دوره­ی اوّل و دوم، آمادگی پذیرش غیبت کبرا را یافته بودند. از این رو امام (عجل الله فرجه) با نوشتن(۴۰) نامه ای به علی بن محمد، آخرین نایب خود و پیش بینی فوت وی، نایب دیگری تعیین نفرمودند و بدین سبب، اتمام دوره­ی دوم و آغاز غیبت کبرا را اعلام فرمودند.
دوره­ی سوم که هم اکنون در آن هستیم، از سال ۳۲۹ ه‍.ق، پس از درگذشت علی بن محمد، آغاز شده و تا ظهور حضرت ادامه دارد. این دوره، عصر اجتهاد علما و ارتباط قلبی تمام معتقدان به حضرت با وی می باشد. در این دوران، مشکلات مردم به دست امام (عجل الله فرجه) حل می شود و او در تنگناهای علمی و لحظات سرنوشت ساز مسلمانان، به یاری آنها می شتابد و کمتر معتقدی به ایشان یافت می شود که تجربه ای از عنایات امام عصر (عجل الله فرجه) را درباره­ی خود، به خاطر نداشته باشد.
از این رو که مردم این دوره از ارتباط مستقیم با امام خود محروم هستند، حضرتش با نصب نایبان عام؛(۴۱) یعنی دانشمندان و فقهای شیعه، مردم را در پیش­آمدهای جدید، به ایشان ارجاع نموده و از سرگردانی و تحیر نجات داده تا مردم با مراجعه­ی به آنها، درباره­ی احکام و مسایل روز، کسب تکلیف کنند.
دوره­ی چهارم زندگانی امام عصر (عجل الله فرجه) پس از پایان دوره­ی سوم و با ظهور حضرتش آغاز می شود. ظهوری که زمان دقیق آن بر همه پوشیده است. همان گونه که در بسیاری از روایات بدان اشاره شده، زمان ظهور حضرت (عجل الله فرجه)، مصادف با نهایت فساد و تباهی در جهان است. به گونه ای که تنها راه نجات، یک انقلاب جهانی است و چشم امید مردم، فقط به ظهور حضرت (عجل الله فرجه) است.
در آن هنگام است که به فرموده­ی خداوند متعال، آسانی پس از سختی ها نمایان می شود و فرج امام عصر (عجل الله فرجه) اتفاق می افتد. او می آید و زمین را از ظلم و ستم می رهاند و حکومت جهانی اسلام را که همان مدینه­ی فاضله است، برپا می دارد. در آن هنگام مستضعفان نَفَسی تازه می کنند و فاصله ها از بین می رود و تنها ملاک برتری انسان ها، نه طبقات اجتماعی، نه رنگ و نه اجداد، بلکه تقواست و بس.
گفته شده است آن حضرت (عجل الله فرجه) نیز، سرانجام چون پدران پاک خویش به دست فتنه گران و سود جویان پس از حدود بیست سال حکومت الهی،(۴۲) به شهادت می رسد و شهادت او ابتدای رجعت یعنی بازگشت صالحان و وارستگان، بازگشت دوباره معصومان(ع) و آن روز، روز خداست.
پس از تبیین ادوار زندگی پر برکت امام عصر (عجل الله فرجه) نوبت به تبیین مرحله­ی دوم بحث، یعنی پیش گویی های قرآنی و روایی درباره­ی شخصیت و حکومت امام دوازدهم (عجل الله فرجه) ، می رسد.
از آن جا که عموماً در آیات قرآن و در اخبار غیبی از آینده، به خصوصیات و ویژگی ها اشاره و از ذکر مستقیم نام شخص یا مکان، خودداری می شود، در آیات مربوط به امام دوازدهم (عجل الله فرجه) نیز خصوصیاتی ذکر شده که عملاً مصداقی جز آن حضرت پیدا نمی کند. از جمله­ی این آیات می توان به آیات ۵ و ۶ از سوره­ی قصص اشاره کرد که خداوند می فرماید: «و ما اراده کرده ایم تا بر تضعیف شدگان روی زمین، نعمتی گران ارزانی داریم و آنان را پیشوایان و وارثان گردانیم».
در آیه ای دیگر از قرآن کریم آمده است: «او کسی است که رسولش را با هدایت و دینی حق فرستاد. تا دینش را به طور کامل و قوی، بر تمام ادیان، چیره و برتر گرداند».(۴۳) آیات دیگری چون آیه­ی ۵۵ از سوره ی نور و آیه­ی ۱۰۵ از سوره­ی انبیاء، در شان امام دوازدهم (عجل الله فرجه) نازل شده اند و مشخص است که اگر مصداق آیات فوق را امام عصر (عجل الله فرجه) ندانیم، این آیات صرفاً شعارهایی دور از واقعیت خواهند بود که با اعجاز و صداقت قرآن کریم، سازگاری ندارد. برای اطلاع از تاویل و تفاسیر آیات فوق به کتاب­های مفصل تر مراجعه کنید.
اما روایاتی که از ناحیه­ی پیامبر اکرم(ص) درباره­ی ظهور مهدی موعود (عجل الله فرجه) وارد شده، بسیار زیاد است. به گفته­ی شهید محمد باقر صدر، اگر اخبار رسیده از طریق شیعه و سنی را بشماریم، در مجموع به بیش از شش هزار روایت درباره­ی امام مهدی (عجل الله فرجه) برمی خوریم،(۴۴) ولی به قصد تبرک به ذکر نمونه ای از آن بسنده می کنیم.
در حدیثی از حضرت پیامبر(ص)، آمده است: «مهدی از فرزندان من است. برای او غیبتی است... و پس از آن می آید و زمین را پر از عدل و داد می کند همان گونه که از ظلم و جور پر شده است».(۴۵)
روایات متواتر بسیاری که جای هیچ گونه شک و تردیدی در آنها نیست در باره­ی امام مهدی (عجل الله فرجه) در کتاب­های اهل سنت موجود است، کتاب­هایی که پیش از تولد امام عصر (عجل الله فرجه) به وسیله­ی محققان مسلمان تالیف شده­اند.(۴۶)
اما آخرین محور بحث؛ یعنی علایم ظهور:(۴۷) علایم ظهور حضرت حجت (عجل الله فرجه) به دو بخش قربی (غیر قطعی) و قطعی تقسیم می شوند.(۴۸)
علایم قربی، به علایمی گفته می شود که حاکی از نزدیک بودن ظهور می باشند. تعداد این علایم بسیار است که برخی از آنها عبارتند از:
۱. خروج مردی هاشمی
۲. برپا شدن پرچم های سیاه در خراسان
۳. گرفتن ماه
۴. بارش بسیار باران
۵. جنگی جهانی
علایم قطعی، آن دسته از نشانه های ظهور هستند که یقیناً به لطف خداوند متعال پس از آنها، ظهور اتفاق خواهد افتاد و برخی از آنها از این قرارند:
۱. جنبش ترقی خواهانه­ی مردم یمن
۲. جنبش ارتجاعی سفیانی
۳. ندای روح بخش آسمانی
۴. فرو رفتن زمین
۵. قتل نفس زکیه
در پایان گفتنی است که آنچه ذکر شد مورد اجماع و اتفاق تمام علمای اسلامی، اعم از شیعه و سنی است.(۴۹)

۵.مسئله ی مهدویت از نگاه شیعه و سنی

دیدگاه اهل سنت نسبت به امام زمان (عجل الله فرجه) چیست؟ آیا تفاوت­هایی بین نگاه شیعه و اهل سنت در این باره وجود دارد؟

ـ مسئله­ی مهدویت و عقیده به مهدی (عجل الله فرجه) منتظر در بین مسلمانان اهمیت زیادی دارد و این مطلب اختصاص به شیعه ندارد، بلکه اهل سنت در این موضوع به طور عموم با شیعه موافقت دارند و روایات زیادی که به حد تواتر معنوی می­رسد، درباره­ی حضرت مهدی (عجل الله فرجه) نقل می­کنند.
احادیثی که در رابطه با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در نظر اهل سنت به تواتر معنوی رسیده بالغ بر صد حدیث است و در تمامی این احادیث به ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) اشاره شده است. آنان معترفند بالغ بر بیست نفر از صحابه، از زبان پیامبر اکرم(ص) در رابطه با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) روایت نقل کرده­اند که همه­ی اینها در بسیاری از منابع معروف اسلامی و متون اصلی حدیثی اعم از: سنن، معاجم، مسانید، مانند: سنن ابوداود، سنن ترمذی، ابن ماجه، مسند احمد، صحیح حاکم، بزاز، معجم طبرانی، دیده می­شود.
از منابع و گفته­های علمای اهل سنت، می­توان برداشت کرد که مهدی (عجل الله فرجه) از اولاد فاطمه است و ظهور خواهد نمود.
علمای اهل سنت در رابطه با موضوع ظهور این گونه اظهار نظر کرده­اند:
راجع به ظهور مصلح آخرالزمان در میان اصحاب و تابعین از قرن اوّل هجرت و بعد از آن تا به امروز خلافی نبوده و همه (علمای اهل سنت) بر ظهور آن حضرت (عجل الله فرجه) اتفاق داشته و دارند و اگر کسی در صحت احادیث آن و صدور این بشارت از پیامبر اسلام(ص) تردید می­کرد، حمل بر عدم استقامت یا بی­اطلاعی او می­کردند. به همین جهت تاکنون کسی مدعیان مهدویت را به انکار اصل ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) رد نکرده است.
در این راستا سویدی می­گوید: آنچه بر آن اتفاق دارند این است که مهدی (عجل الله فرجه) آن کسی است که در آخرالزمان قیام می­فرماید و زمین را پر از عدل و داد می­کند.(۵۰)
خیرالدین آلوسی یکی دیگر از علمای اهل سنت می­گوید: بر اساس صحیح­ترین گفته­ها نزد اکثر اندیشمندان، ظهور مهدی (عجل الله فرجه) از جمله نشانه­های قیامت است و نظر برخی از اهل سنت که آمدن وی را انکار نموده­اند فاقد ارزش و اعتبار است.(۵۱)
کتاب­های متعدد و متنوعی درباره­ی ظهور آن حضرت از سوی علمای اهل سنت تالیف شده است، به گونه­ای که شیخ محمد ایروانی در کتاب الامام المهدی (عجل الله فرجه) می­نویسد: اهل سنت، کتاب­های متعددی در گردآوری روایات مربوط به امام مهدی (عجل الله فرجه) و این که در آخرالزمان شخصی به اسم مهدی (عجل الله فرجه) ظهور خواهد کرد، نوشته­اند. تا حدی که من اطلاع دارم اهل سنت بیش از سی کتاب در این باره تالیف کرده­اند.(۵۲) هر چند این مسئله مورد اتفاق اهل سنت و شیعه است، اما تعداد انگشت شماری از اهل سنت احادیث مربوط به امام مهدی (عجل الله فرجه) را ضعیف می انگارند. مثلا ابن خلدون در تاریخ خود این احادیث را ضعیف می شمارد(۵۳) و یا رشید رضا (مولف تفسیر المنار) در ذیل آیه­ی سی و دوم سوره­ی توبه به ضعیف بودن احادیث مربوط به مهدویت اشاره می­کند.(۵۴) البته، این دو، دلیلی بر ادعای خود نیاورده­اند و تنها به مطالبی واهی استناد کرده­اند. سخنان آن دو از سوی دیگر علمای اهل سنت به شدت رد شده است.
در تالیفات علمای شیعه نیز به آن دو پاسخ داده شده است. خود ابن خلدون در بیان عقیده­ی مسلمانان در مورد امام مهدی (عجل الله فرجه) می­نویسد: مشهور بین همه­ی اهل اسلام این است که حتما در آخرالزمان مردی از اهل بیت(ع) ظهور می­نماید که دین را حمایت و عدل را آشکار می­کند و مسلمانان از او پیروی می­کنند و او بر ممالک اسلامی استیلا می­یابد. آن شخص مهدی (عجل الله فرجه) نامیده می­شود.(۵۵) بنابراین، ضعیف شمردن احادیث از سوی وی خدشه­ای بر اتفاق نظر اهل سنت در مورد ظهور مهدی (عجل الله فرجه) وارد نمی­کند؛ زیرا این اعتقاد ناشی از کثرت احادیثی است که از طرق عامه نقل شده است.
در زیر به ذکر برخی از کسانی می­پردازیم که این گونه احادیث را در کتاب­های خود آورده­اند. هر چند تقریبا می­توان ادعا کرد که تمام کتاب های معتبر حدیثی اهل سنت حداقل چند مورد از احادیث امام مهدی (عجل الله فرجه) را ذکر کرده­اند: ۱. ابن سعد (متوفی ۲۳۰ هـ.ق)؛ ۲. ابن ابی شیبه (متوفی ۲۳۵ هـ.ق)؛ ۳. احمد بن حنبل (متوفی ۲۴۱ هـ.ق)؛ ۴. بخاری (متوفی ۲۷۳ هـ.ق)؛ ۵. مسلم (متوفی ۲۶۱ هـ.ق)؛ ۶. ابن ماجه (متوفی ۲۷۳ هـ.ق)؛ ۷. ابوبکر اسکافی (متوفی ۲۷۳ هـ.ق)؛ ۸. ترمذی (متوفی ۲۷۹ هـ.ق)؛ ۹. طبری (متوفی ۳۸۰ هـ.ق)؛ ۱۰. ابن قتیبه دینوری (متوفی ۲۷۶ هـ.ق)؛ ۱۱. حاکم نیشابوری (متوفی ۴۰۵ هـ.ق)؛ ۱۲. بیهقی (متوفی ۴۵۸ هـ.ق)؛ ۱۳. خطیب بغدادی (متوفی ۴۶۳ هـ.ق)؛ ۱۴. ابن اثیر جزری (متوفی ۶۰۶ هـ.ق).(۵۶)
یکی دیگر از علمای اهل سنت می­نویسد: روایات فراوانی درباره­ی مهدی (عجل الله فرجه) وارد شده که به حد تواتر می­رسد. این امر در میان علمای اهل سنت شیوع دارد، به گونه­ای که از جمله معتقدات آنان به شمار می­آید. نیز یکی دیگر از علمای اهل سنت نوشته است: احادیث مهدی (عجل الله فرجه) به طرق گوناگون و متعدد از صحابه نقل و بعد از آنان از تابعان نقل شده است، به گونه­ای که مجموع آنها مفید علم قطعی است. به همین دلیل ایمان به ظهور مهدی (عجل الله فرجه) واجب است، همان گونه­ای که این وجوب در نزد اهل علم ثابت بوده و در عقاید اهل سنت و جماعت مدون شده است.(۵۷) ابن کثیر نیز در البدایه و النهایه می­گوید: مهدی (عجل الله فرجه) در آخرالزمان می­آید و زمین را پر از عدل و قسط می­کند همان گونه که پر از جور و ظلم شده است. ما احادیث مربوط به مهدی (عجل الله فرجه) را در جلد جداگانه­ای گرد آوردیم همان گونه که ابوداود در سنن خود کتاب جداگانه­ای را به آن اختصاص داده است.(۵۸)
از این مطالب که از بزرگان اهل سنت نقل شد، معلوم می­شود که مسئله­ی مهدویت و اعتقاد به ظهور مهدی (عجل الله فرجه) جزو عقاید ثابت اهل سنت و جماعت است و احادیث مربوط به ظهور آن حضرت در میان آنان به حد تواتر رسیده است.
با توجه به مطالبی که بیان شد به این نتیجه می­رسیم که در مسئله­ی مهدویت بین اهل سنت و شیعه مشترکاتی وجود دارد. در این جا به مشترکاتی اشاره می­کنیم که در رابطه با امام زمان (عجل الله فرجه) بین دو مذهب تشیع و تسنن وجود دارد:

۱. حتمی بودن ظهور و قیام حضرت مهدی (عجل الله فرجه)

۲. نسبت حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
نسبت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در دیدگاه شیعه مشخص است. اما اهل سنت در موارد معینی به آن اشاره کرده­اند.
۲ ـ ۱. حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از اهل بیت و فرزندان رسول خدا: ابن ماجه در سنن خود نقل کرده که پیامبر(ص) فرمود: «المهدی (عجل الله فرجه) منا اهل البیت یصلحه الله عز و جل فی لیله».(۵۹)
۲ ـ ۲. حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از نسل حضرت علی(ع): سیوطی در عرف الوردی نقل کرده که رسول خدا(ص) دست علی(ع) را گرفت و فرمود: «سیخرج من صلب هذا فتی یملا الارض قسطاً و عدلاً».(۶۰)
۲ ـ ۳. حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از نسل فاطمه: ابن ماجه از ام سلمه نقل کرده که وی از رسول خدا(ص) چنین شنید: «المهدی من ولد فاطمه».(۶۱)

۳. ویژگی­های جهانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
اوصافی که در کتاب­های اهل سنت برای امام مهدی (عجل الله فرجه) ذکر شده، بر گرفته از احادیثی است که آنان از پیامبر اسلام(ص) نقل می­کنند و در کلیات با اوصاف ذکر شده در کتاب­های علمای شیعه فرقی ندارد.
۳ ـ ۱. قدرتمند بودن آن حضرت هنگام ظهور: در روایات فراوانی تاکید شده است که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) هنگام ظهور دارای بدنی بسیار قدرتمند است.(۶۲)
۳ ـ ۲. چهره ی نورانی: جوینی از رسول خدا(ص) روایت کرده است: «المهدی(عجل الله فرجه) من ولدی... کانّ وجهه کوکب درّی».(۶۳)
۳ ـ ۳. پیشانی بلند و بینی کشیده: صغانی از رسول خدا(ص) نقل کرده است: «ان المهدی (عجل الله فرجه) اقنی اجلی».(۶۴)
۳ ـ ۴. خال بر گونه: بر گونه­ی راست مهدی (عجل الله فرجه) ، خالی مشکی وجود دارد.(۶۵)
۳ ـ ۵. ظهور در سن چهل سالگی: البته از نظر شیعه ظهور حضرت در سن پیری، ولی به هیئت و صورت چهل سالگی است.

۴. هم نام بودن حضرت مهدی (عجل الله فرجه) با پیامبر(ص)
اهل سنت و شیعه اتفاق نظر دارند که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) هم نام رسول خدا(ص) است.(۶۶)

۵. زمینه های ظهور
۵ ـ ۱. ناامیدی کامل مردم: داود بن کثیر الرقی می­گوید: به حضرت صادق(ع) عرض کردم: این موضوع (ظهور) برای ما طولانی شد، تا بدان جا که سینه­های ما تنگ شده است. حضرت فرمود: هنگامی که ناامیدی از فرج بیش از همه چیز شد، منادی از آسمان به اسم قائم ندا خواهد داد.(۶۷)
۵ ـ ۲. فراگیر شدن ستم­: رسول خدا(ص) در این باره فرموده است: «اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد کرد، تا این که مردی از اهل بیتم برانگیخته شود و زمین را آکنده از عدل و قسط کند؛ آن گونه که پر از ظلم و جور شده باشد».(۶۸)

۶. نشانه­های ظهور
۶ ـ ۱. ندای آسمانی: رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: «در ماه محرم بانگی از آسمان برآید بدین مضمون که برگزیده­ی خداوند، فلان (مهدی) است، پس سخنش را بشنوید و از او پیروی کنید».(۶۹)
۶ ـ ۲. خروج سفیانی.
۶ ـ ۳. خسف در بیداء: واژه­ی خسف به معنای فرو رفتن و پنهان شدن و بیداء نام سرزمینی بین مکه و مدینه است. منظور از این نشانه این است که سفیانی با لشکری عظیم، به قصد جنگ با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) عازم مکه می­شود. آنان در بین مکه و مدینه و در محل معروف بیداء به گونه­ای معجزه آسا در زمین فرو می­روند.(۷۰)
۶ ـ ۴. قتل نفس زکیه: کشته شدن انسانی پاک و بی­گناه در آستانه­ی قیام حضرت مهدی (عجل الله فرجه) بین رکن و مقام.(۷۱)

۷. امور مربوط به ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
۷ ـ ۱. اصلاح امر ظهور مهدی (عجل الله فرجه) در یک شب.(۷۲)
۷ ـ ۲. محل ظهور: وجه اشتراک روایات این است که ظهور آن حضرت از مکه و از کنار کعبه آغاز خواهد شد.(۷۳)
۷ ـ ۳. بیعت با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) : یکی از موضوعاتی که در منابع شیعی و سنی مورد توجه قرار گرفته، بیعت یاران حضرت مهدی (عجل الله فرجه) با ایشان، در طلیعه­ی ظهور است.(۷۴)
۷ ـ ۴. نزول فرشتگان برای یاری حضرت مهدی (عجل الله فرجه) (۷۵)
۷ ـ ۵. نزول عیسی و اقتدا به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) : رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: «مهدی (عجل الله فرجه) می­بیند که عیسی فرود آمده و گویا آب از موهایش می­چکد. پس به او می گوید: جلو برو به نماز بایست. عیسی پاسخ می­دهد: نماز برای تو به پا شده و آن گاه پشت سر مهدی (عجل الله فرجه) به نماز می­ایستد».(۷۶)

۸. ویژگی­های حکومت مهدی (عجل الله فرجه)
۸­­­ ـ ۱. عدالت گستری(۷۷)
۸ ـ ۲. رفاه و آسایش عمومی: رسول اکرم(ص) فرمود: «مهدی (عجل الله فرجه) در امت من خواهد بود... مردم در زمان او چنان زندگی خواهند کرد که هرگز قبل از آن زندگی نکرده­اند».(۷۸)
۸ ـ ۳. رضایت همگانی از حکومت مهدی (عجل الله فرجه)(۷۹)
۸ ـ ۴. امنیت همه جانبه(۸۰)
۸ ـ ۵. احساس بی­نیازی در مردم: پیامبر فرمود: «شما را به مهدی (عجل الله فرجه) بشارت می­دهم به هنگام ظهور او خداوند دل­های امت محمد را سرشار از بی­نیازی می­کند».(۸۱)
۸ ـ ۶. غلبه اسلام بر سایر ادیان
۸ ـ ۷. جهانی بودن حکومت حضرت مهدی (عجل الله فرجه)؛ امام صادق(ع) فرمودند: «هنگامی که قائم قیام نماید، هیچ زمینی نخواهد ماند، مگر آن که در آن ندای شهادتین سر داده شود».
تفاوت مهدویت از دیدگاه شیعه و اهل سنت
۱. ولادت
شیعه­ی دوازده امامی معتقد است امام مهدی (عجل الله فرجه) فرزند امام حسن عسکری(ع) است و هم اکنون نیز زنده و غایب است، ولی اهل سنت هر چند به اتفاق به مهدویت معتقد هستند و به دلیل وجود روایات متواتر ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در آخر الزمان را جزو اعتقادات قطعی خود می­دانند، اما در مورد نسب و ولادت ایشان به چند گروه تقسیم می­شوند:
عده­ای از اهل سنت مدعی­اند که مهدی (عجل الله فرجه) همان عیسی بن مریم است و در این مورد به خبری واحد که از انس بن مالک نقل شده است، استناد می­کنند.(۸۲)
تعداد اندکی نیز مدعی هستند که مهدی (عجل الله فرجه) از اولاد عباس بن عبدالمطلب است. آنان به خبر واحدی استناد می­کنند که در کنز العمال ذکر شده است.(۸۳)
عده­ای نیز معتقدند مهدی (عجل الله فرجه) از اولاد امام حسن مجتبی است و نه امام حسین (علیه السلام).(۸۴)
گروهی می­گویند: پدر امام مهدی (عجل الله فرجه) هم نام پدر پیامبر اسلام(ص) است و چون نام پدر حضرت محمد(ص)، عبدالله بود، پس مهدی بن حسن عسکری (علی السلام) نمی­تواند مهدی (عجل الله فرجه) موعود باشد. مستند این احتمال هم باز خبری است که در کنز العمال ذکر شده است.(۸۵)
جمعی از آنان همانند شیعه­ی دوازده امامی معتقدند که امام مهدی (عجل الله فرجه) از اولاد پیامبر(ص) و فاطمه است و حضرت عیسی نیز به هنگام ظهور امام مهدی (عجل الله فرجه) به یاری او خواهد شتافت و در نماز به آن حضرت اقتدا خواهد کرد. این مطلب در روایت­های متعدد آمده است. از ام سلمه نقل شده که رسول خدا(ص) فرمود: «المهدی من عترتی من ولد فاطمه»؛(۸۶) مهدی از عترت من و از فرزندان فاطمه است. جابر بن عبدالله از پیامبر(ص) نقل می­کند که حضرت عیسی(ع) به هنگام ظهور مهدی (عجل الله فرجه) نزول خواهد کرد.(۸۷) عبدالله بن عمر می­گوید: «المهدی الذی ینزل علیه عیسی بن مریم و یصلی خلفه عیسی»؛(۸۸) مهدی کسی است که عیسی بن مریم بر او نزول می­کند و پشت سر او نماز می­خواند.
این گروه حدیثی را که می­گوید: «مهدی از اولاد عباس بن عبدالمطلب است»، قبول نمی­کند. ذهبی می­گوید: این خبر را فقط محمد بن ولید نقل کرده و از کسانی است که احادیث را جعل می­کرد.(۸۹) البته این گروه نیز تولد حضرت مهدی (عجل الله فرجه) و غیبت او را قبول ندارند. ابن حجر ادعا می­کند: همه­ی مسلمانان غیر از امامیه معتقدند که مهدی غیر از حجت است؛ چون غیبت یک شخص آن هم با این مدت طولانی از خوارق عادات است....(۹۰)
در پاسخ گروه اخیر باید گفت:
اوّلا: روایات نبوی متعددی وجود دارد که امامان دوازده­گانه را با نام های آنان به طور روشن معرفی کرده­اند پس سخن او باطل است. از ابن عباس روایت شده که شخصی یهودی به نام نعثل نزد رسول خدا(ص) آمد و سوال­های بسیاری را مطرح کرد. او از اوصیا نیز پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: «نخستین وصی من علی، پس از او حسن، حسین و امامان نه­گانه از فرزندان اویند». نعثل پرسید: نام آنان چیست. حضرت، نام تک تک امامان را تا امام دوازدهم شمردند. رسول خدا(ص)، در پاسخ جابر بن عبدالله انصاری که از ائمه­ی بعد از علی(ع) سوال کرده بود، فرمود: «بعد از علی، حسن، حسین امام هستند. سپس سید العابدین، سپس محمد بن علی باقر، تو او را خواهی دید. وقتی او را دیدی سلام مرا برسان. سپس جعفر بن محمد صادق، سپس موسی بن جعفر کاظم، سپس علی بن موسی الرضا، سپس محمد بن علی جواد، سپس علی بن محمد نقی، سپس حسن بن علی زکی، و پس از او قائم بالحق مهدی امت من (محمد بن حسن) صاحب زمان امام است. او زمین را پر از قسط و عدل می­کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است».(۹۱)
ثانیا: شواهد تاریخی و گزارش­های بسیاری وجود دارد که ولادت آن حضرت و ایام کودکی او را نقل کرده­اند. برای نمونه چند مورد از اقوال اهل سنت را نقل می­کنیم:
۱. حافظ سلیمان حنفی می­گوید: خبر معلوم نزد محققان و موثقان این است که ولادت قائم در شب پانزدهم شعبان (۲۵۵ هـ.ق) در شهر سامرا واقع شده است.(۹۲)
۲. خواجه محمد پارسا در کتاب فصل الخطاب گفته است: یکی از اهل بیت، ابو محمد بن عسکری است. وی فرزندی جز ابوالقاسم باقی نگذاشت که قائم و حجت و مهدی و صاحب الزمان نامیده می­شود. او در نیمه­ی شعبان سال ۲۵۵ هـ.ق متولد شد. مادرش نرجس نام دارد. او هنگام شهادت پدرش پنج سال داشت.(۹۳)
۳. ابن خلکان در وفیات الاعیان می­نویسد: ابوالقاسم محمد، فرزند حسن عسکری، فرزند علی هادی فرزند محمدجواد.... دوازدهمین امام از ائمه­ی دوازده­گانه­ی شیعه است که به «حجت» معروف است... ولادت او روز جمعه نیمه­ی شعبان سال ۲۵۵ هـ.ق است.(۹۴)
۴. ذهبی نیز در سه کتاب از کتاب­هایش به ولادت امام مهدی(عجل الله فرجه) اشاره کرده و در کتاب العبر و در حوادث سال ۲۵۶ هـ.ق می نویسد: در این سال محمد بن حسن بن علی الهادی، فرزند محمد جواد، فرزند علی الرضا، فرزند موسی الکاظم، فرزند جعفر الصادق علوی حسینی به دنیا آمد. کنیه­اش ابوالقاسم است و رافضیان او را الخلف الحجه مهدی منتظر و صاحب الزمان می­نامند. او آخرین امام از ائمه­ی دوازده­گانه است.(۹۵)
۵. خیر الدین زرکلی (متوفی ۱۳۹۶ هـ.ق) از علمای معاصر اهل سنت نیز در کتاب اعلام می­نویسد: او در سامرا به دنیا آمد و هنگام وفات پدرش پنج سال داشت و گفته شده که در شب نیمه­ی شعبان سال ۲۵۵ هـ.ق به دنیا آمده و در سال ۲۶۵ هـ.ق، غایب شده است.(۹۶)
آیت الله صافی در کتاب مهَدویت بیش از هفتاد و هفت نفر از علمای اهل سنت را نام می­برد که هر یک، به نحوی، ولادت آن حضرت را بیان کرده­اند.(۹۷) بنابراین، اگر برخی از اهل سنت می­گویند: حضرت مهدی(عجل الله فرجه) به دنیا نیامده است، ادعایی بی­اساس است که حتی با گفته­ها و نوشته های بزرگان خودشان نیز سازگار نیست.
شاید برخی از اهل سنت همانند ابن حجر هیثمی طولانی بودن عمر را دلیل بر عدم ولادت امام مهدی(عجل الله فرجه) بدانند، ولی باید گفت: خدایی که قادر است عیسی بن مریم(ع) را زنده نگه دارد تا به مهدی(عجل الله فرجه) اقتدا کند و یونس(ع) را در شکم ماهی محافظت نماید و یا نوح پیامبر(ع) را که فقط مدت رسالتش نهصد و پنجاه سال است، عمر طولانی عطا کند، آیا قدرت ندارد به مهدی(عجل الله فرجه) عمر طولانی عنایت نماید؟(۹۸) خود اهل سنت نیز به زنده بودن عیسی، خضر، صالح و...(ع) معتقدند. بنابراین ولادت حضرت مهدی(عجل الله فرجه) امری است مسلم و قطعی و خود اهل سنت هم به آن واقفند.
محمد بن علی حمزه می­گوید: از حضرت عسکری شنیدم که فرمود: «ولی خدا و حجت او بر بندگان و خلیفه­ی من در شب نیمه­ی شعبان سال ۲۵۵ هـ.ق به هنگام سپیده دم به دنیا آمد».(۹۹)
۲. غیبت
همانطور که بیان کردیم علمای شیعه اتفاق نظر دارند که حضرت مهدی(عجل الله فرجه) ولادت یافته است و سال غیبت وی ۳۲۹ هـ.ق است. آنان بر این باورند که ایشان همچنان زنده است تا زمانی که خداوند متعال اجازه­ی ظهور به ایشان دهد. چنین باوری بر اساس احادیث و روایات نقل شده از نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) است. روایاتی که پیش از رخ دادن غیبت و یا برخی از آنها صد سال و یا دویست سال قبل از ولادت حضرت مهدی(عجل الله فرجه) صادر شده است.
اما آن عده از دانشمندان اهل سنت که اعتقاد به ولادت حضرت ندارند، در مورد غیبت ایشان نیز با شیعه اختلاف دارند.
۳. عصمت امام زمان(عجل الله فرجه)
بیشتر علمای اهل سنت به عصمت حضرت عقیده ندارند و آن حضرت را یک انسان عادی به حساب می­آورند که احتمال ارتکاب برخی گناهان و اشتباهات مثل هر انسان دیگری از او می­رود. این عقیده را ابن کثیر و بسیاری از علمای اهل تسنن پذیرفته­اند.(۱۰۰) اهل سنت در این باور به حدیثی منقول از نبی اکرم(ص) استناد می­کنند که فرمود: «مهدی از ما اهل بیت است و خداوند وی را در یک شب اصلاح می­کند».(۱۰۱) اما از دیدگاه شیعه همه­ی امامان معصومند و در باره­ی آنان احتمال اشتباه و خطا داده نمی­شود.
بعد از بیان دیدگاه اهل سنت نسبت به امام زمان، مهم­ترین مطلبی که درباره­ی امام زمان از زبان اهل سنت می­توان بیان کرد، مسئله­ی فتاوای چهارگانه­ی صادره در حق فرد منکر اعتقاد به ظهور امام مهدی (عجل الله فرجه) است.
این اشخاص عبارتند از: ۱. ابن حجر هیثمی شافعی، ۲. شیخ احمد ابوسرور بن صبا حنفی، ۳. شیخ محمد بن محمد خطابی مالکی، ۴. شیخ یحیی بن محمد حنبلی.
همه­ی این افراد قایل هستند که شخص منکر اعتقاد به ظهور باید مجازات شود و تصریح کرده­اند که واجب است چنین شخصی را بزنند و او را تحقیر کنند تا ادب شود و به حق روی آورد و در غیر این صورت واجب القتل و مهدور الدم است.(۱۰۲)

نظرات کاربران درباره کتاب با گام‌های سبز انتظار