فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتاب نیستان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دین‌داری در دنیای معاصر

کتاب دین‌داری در دنیای معاصر

نسخه الکترونیک کتاب دین‌داری در دنیای معاصر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دین‌داری در دنیای معاصر

اینکه منظور از دنیای معاصر چیست و یا از چه زمانی را دنیای معاصر می‌دانیم و اینکه بررسی‌ها و نگرش‌های فلسفی‌، تاریخی، فلسفه تاریخی ‌ـ جامعه‌شناختی و... دنیای معاصر را وابسته به کدام رخداد بیان می‌کنند کمی گیج‌کننده و یا حداقل زمان بر و نسبت به موضوع این دفتر کم بهره است. (رنسانس، انقلاب صنعتی‌، ماشین بخار‌، برق و الکترونیک‌، سایبر‌نتیک، صنعت ساختمان و سازه فتونیک‌، تحولات علوم شناختی‌ و انسانی و...) اما در مسیر گفتگو جائی که از پیام‌ها و پیامدهای آن سخن می‌گوئیم درک مشترکی از منظور از دنیای معاصر به‌ دست می‌آید. پرسش دیگر اینکه آیا دنیای معاصر را به‌ عنوان امر پسندیده و خوب می‌نگریم یا ناشایست و ناپسند؟ گریزپذیر یا گریزناپذیر؟ این پرسش هم در لا به‌ لای سخن به پاسخ‌های متناسب با شاکله افراد نزدیک‌تر می‌شود. بسیاری از مردم در برابر یک پدیده نو و تازه حالت تدافع و پس زدن دارند و با هر امر جدیدی مخالفت می‌کنند و آن‌ را ناپسند و ناروا تلقی و معرفی می‌کنند؛ به صرف اینکه با آنچه عادت و سنت می‌دانند و رویه پیشینیان نیست موافق نمی‌باشد. از سوی دیگر بسیاری در برابر هر امر «نو» و تازه‌ای زبان ستایش و همراهی گشوده عملاً یا قلباً خرسند و پیرو می‌شوند و آنچه غیرآن و پیش از آن بوده را ناپسند و ناروا و عقب مانده و ناکارآمد و نادرست می‌شمرند. در این گفتگو به‌ مثابه اندیشمند و یا لااقل اندیشه‌ورز، خردمندانه از نشستن بر کرسی پیش‌داوری پرهیز می‌کنیم. همان‌طور که اشاره شد، این سوال نابجایی نیست که پرسیده شود: «مگر دنیای معاصر چه کاری به دین و دین‌داری داشته و دارد؟» چرا که اگر مطلبی درست باشد در هر صورت درست است و اگر نادرست باشد، نادرست است. و اگر دنیای معاصر مشکلی برای دین و دین‌داری پیش آورده، نادرستی گزاره یا مطلبی را فاش کرده و اگر چنین نیست ارتباط عمیقی بین دنیا معاصر و دین‌داری وجود ندارد. اگر دو دوتا، چهارتا قرن‌ها چنین بوده و چنین هم خواهد بود، پس قاعدتاً دین هم مثل همین گزاره مستقل از زمان و مکان و... است. این سخن اگرچه در ژرفای خودش دیدگاهی نابجا نیست، اما دغدغه‌های پرسشگران را نمی‌زداید و آسایش و آرامش نمی‌دهد، چرا که ما در پرسش پیوند دین و دنیای معاصر با چالش‌هایی رو به ‌رو می‌شویم که هم‌ارز قضیه دو دوتا چهار تا نیستند. به‌ ویژه که دنیای معاصر حتی در گزاره دو دوتا چهارتا هم به خود اجازه دودلی و دیدگاه‌های جایگزین داده است. نظریات در منطق ریاضی‌‌، ریاضیات و منطق نوین در هندسه و... بدیهیات و مسلمات پیشین بشر را به چالش کشیده، ولو اینکه نفی مطلق گزاره‌های پیشین نیستند و از روی دیگری به آن می‌نگرند و نظر می‌دهند.

ادامه...
  • ناشر انتشارات کتاب نیستان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.83 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دین‌داری در دنیای معاصر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

آزادگی و دین داری

اگرچه برخی از جاذبه ها و کنشگری های دنیای معاصر، درست یا نادرست، با حسن استفاده یا سوء استفاده از آزادی دم می زنند و آن را چالشی در برابر دین داری می گویند، اما و افسوس متاسفانه «آزادگی» همچنان مهجور و متروک مانده است. با یک نگاه اجمالی به فرآورده های اجتماعی ـ فرهنگی در دنیای معاصر و به تبع آنها سیاسی ـ اقتصادی، مشاهده می شود تشویق و ترغیب و آرایش آزادگی چه جا و جایگاهی ناچیز، بلکه نزدیک به هیچ دارد. و این در حالی است که دین داری و آزادگی در نزدیکی ژرفی با یکدیگر هستند و اصلاً یکی از چالش های دنیای معاصر با دین داری، همین است.
فتوت، مروّت، حریت و امثال این مضامین کلید واژه هایی هستند که می توانند ارزشمندی آزادگی و جوانمردی و سایر برتری های شخصیتی را در دین بازگو کنند.
اینها گوشه های متروک از شاکله انسان است. نیاز انسانی انسان که درون والامند او را ارضا می کند و پرواز می دهد و دنیای معاصر با شعار یا ادعای خدمت به انسان، در این زمینه کاری در خور ندارد و نمی دانیم در خدمت کدام انسان است. این سخن، به سرعت به تضاد با دنیای معاصر تعبیر نشود، بلکه بیان کاستی هایی است که نباید مغفول بماند. فعلاً همین، «آزادگی» یعنی از بندهای جاهلانه، نابخردانه، خودخواهانه رها بودن، در افق بالاتر پرواز کردن، پرواز به گونه ای که برای اهداف و انگیزه های والا سختی ها و خطرات را که معمولاً رفتار جوانمردانه و آزادانه را درگیر می کند، کم شمردن و نهایتاً جمع و جامعه انسانی، بلکه کل آفریده ها را برخوردار کردن.
دین دار و آزاده حتی اگر باورها و مناسک یکدیگر را نپذیرند، هر دو به این ویژگی طرف مقابلشان ارج می نهند. اما افسوس حلقه ارباب ها در دنیای معاصر مجال و فرجه ای برای اندیشیدن و آزادگی نمی گذارند. اگرچه درگذشته هم، به بند کشندگان در سمت حذف آزادگان و نفی آزادگی بوده اند، اما در دنیای معاصر پیچیده تر، تکنیکی تر و پرتوان تر و در عین حال نامحسوس تر این تضاد با آزادگی پیش می آید. به حدی این پارادایم در سپهر ذهنی و عینی افراد رسوخ داشته که چه بسا بسیاری از افراد اصلاً متوجه نباشد و ندانند یا نخواهند بدانند، ما از چه حرف می زنیم و این حرف ها چه «فایده ای» دارد و کدام حلقه از سلسله اربابان حلقه این سخنان را تائید می کنند!! و...
چنانچه پیشوای دین داران آزاده، در برابر ناجوانمردی ستیزه جویان چنین سفارش کرد که: «اگر به دین پایبند نیستید و روز رستاخیز را به حساب نمی آورید، دست کم در زندگی دنیایی تان آزاده باشید.»(۱۴)
در عین حال در دنیای معاصر و از لابه لایی صخره های در پیش رو برای قد کشیدن و بالا رفتن به سمت نور و آزادگی، همچنان روزنه های کوچک و بزرگی هست، به شرط اینکه بخواهیم و بهره ببریم. به هر روی سخن از «آزادگی» تنها در حد یک درد دل بیان شد و شاید مستقیماً به موضوع این دفتر بیش از این مربوط نشود. بنابراین بیشتر از این سخن را به درازا نمی کشیم و از دل و دیده و اندیشه خوانندگان انتظار پیمودن بقیه این راه را می بریم.

دنیای معاصر؟

اینکه منظور از دنیای معاصر چیست و یا از چه زمانی را دنیای معاصر می دانیم و اینکه بررسی ها و نگرش های فلسفی ، تاریخی، فلسفه تاریخی ـ جامعه شناختی و... دنیای معاصر را وابسته به کدام رخداد بیان می کنند کمی گیج کننده و یا حداقل زمان بر و نسبت به موضوع این دفتر کم بهره است. (رنسانس، انقلاب صنعتی ، ماشین بخار ، برق و الکترونیک ، سایبر نتیک، صنعت ساختمان و سازه فتونیک ، تحولات علوم شناختی و انسانی و...) اما در مسیر گفتگو جائی که از پیام ها و پیامدهای آن سخن می گوئیم درک مشترکی از منظور از دنیای معاصر به دست می آید.
پرسش دیگر اینکه آیا دنیای معاصر را به عنوان امر پسندیده و خوب می نگریم یا ناشایست و ناپسند؟ گریزپذیر یا گریزناپذیر؟
این پرسش هم در لا به لای سخن به پاسخ های متناسب با شاکله افراد نزدیک تر می شود.
بسیاری از مردم در برابر یک پدیده نو و تازه حالت تدافع و پس زدن دارند و با هر امر جدیدی مخالفت می کنند و آن را ناپسند و ناروا تلقی و معرفی می کنند؛ به صرف اینکه با آنچه عادت و سنت می دانند و رویه پیشینیان نیست موافق نمی باشد. از سوی دیگر بسیاری در برابر هر امر «نو» و تازه ای زبان ستایش و همراهی گشوده عملاً یا قلباً خرسند و پیرو می شوند و آنچه غیرآن و پیش از آن بوده را ناپسند و ناروا و عقب مانده و ناکارآمد و نادرست می شمرند.
در این گفتگو به مثابه اندیشمند و یا لااقل اندیشه ورز، خردمندانه از نشستن بر کرسی پیش داوری پرهیز می کنیم.
همان طور که اشاره شد، این سوال نابجایی نیست که پرسیده شود: «مگر دنیای معاصر چه کاری به دین و دین داری داشته و دارد؟»
چرا که اگر مطلبی درست باشد در هر صورت درست است و اگر نادرست باشد، نادرست است. و اگر دنیای معاصر مشکلی برای دین و دین داری پیش آورده، نادرستی گزاره یا مطلبی را فاش کرده و اگر چنین نیست ارتباط عمیقی بین دنیا معاصر و دین داری وجود ندارد. اگر دو دوتا، چهارتا قرن ها چنین بوده و چنین هم خواهد بود، پس قاعدتاً دین هم مثل همین گزاره مستقل از زمان و مکان و... است.
این سخن اگرچه در ژرفای خودش دیدگاهی نابجا نیست، اما دغدغه های پرسشگران را نمی زداید و آسایش و آرامش نمی دهد، چرا که ما در پرسش پیوند دین و دنیای معاصر با چالش هایی رو به رو می شویم که هم ارز قضیه دو دوتا چهار تا نیستند.
به ویژه که دنیای معاصر حتی در گزاره دو دوتا چهارتا هم به خود اجازه دودلی و دیدگاه های جایگزین داده است. نظریات در منطق ریاضی ، ریاضیات و منطق نوین در هندسه و... بدیهیات و مسلمات پیشین بشر را به چالش کشیده، ولو اینکه نفی مطلق گزاره های پیشین نیستند و از روی دیگری به آن می نگرند و نظر می دهند. همچنین یادآوری می شود که «نسبیت» انیشتینی اگرچه در حوزه فیزیک شروع شد اما در سایر رخساره های زندگی بشر ردی از خود گذاشته و ناخودآگاه به ارزش ها و باورها هم پهلو زده است. و حتی اگر یارا و انگیزه نادیده گرفتن و نابود کردن آئین ها و ارزش ها را نداشته، اما تکانه آن، اندیشه های انسان ها را دربرگرفته است.
از سوی دیگر روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عملاً در دنیای معاصر با روابط گذشته دگرگونی چشمگیری پیدا کرده و لذا جای این پرسش و تردید برای گروهی خواهد بود. چرا که دین و سبک دین داری دارای پیام ها و رویکردها و کارکردهایی بوده که برخی از آنها در دنیای معاصر قابل اجرا یا لازم الاجرا نیستند یا لااقل چنین به نظر می آیند.
همچنین پیشرفت ها و توانمندی های شگفت انگیز دانش و تکنیک آن چنان بشر را مجذوب و مرعوب خود کرده که عده ای نه تنها احساس نیاز به دین، قداست، خدا و معنویات نمی کنند بلکه به مخالفت و مبارزه نیز برآمده اند. در همین حال دنیای معاصر با فراهم آوردن انواع و اشکال «سرگرمی» و ابزار غفلت و رخوت فراغ پیشین را محدود کرده و فراغت نوینی پدید آورده که در آن حال و حوصله و حتی وقت به خود اندیشیدن ، به چرائی ها فکر کردن و سری به آسمان داشتن و تاملی بر جهان غیرمادی نمودن از بسیاری از افراد گرفته شده. دنیای معاصر با شعار و ادعای محوریت انسان او را بر عرش خدایی نشانده و با ظاهری خدمتکارانه دست به سینه و گوش به فرمان این بشر، منتظر است تا نیاز و خواسته ای داشته باشد تا آزمایشگاه ها، دانشگاه ها، ابزار و امکانات دقیق سخت افزاری و نرم افزاری همه به خدمت آیند و در جهت خواسته و نیاز اولی و ثانوی، صادق و کاذب این آدم کمر خدمت ببندند. بدین شکل شعار «آنچه شما خواسته اید» محمل خوبی برای دلخوشی بشر و البته فرصت مناسبی برای کمپانی های ویژه، فراهم کرده است. در این اتمسفر سخن از خدا و بندگی خدا و همه کاره بودن خدا و ارتباط با خدا و درخواست از خدا و دین و دین داری و خدامداری به چالش کشیده می شود. و حتی فلسفه هایی که در یک گفتگوی صریح و صمیمی و بدون پیش داوری جایی برای تایید نمی یابند، در این فضا، خواهان و طرفدار پیدا می کنند و گروه قابل توجهی را بر این آبشخور ارضا و حتی اقناع می کنند.
در این نوشته اگرچه منظور از دنیای معاصر، آسمانخراش ها، پل ها و سازه های حیرت انگیز، وسائل پیشرفته حمل و نقل و جنگ و تکنیک های درمان و سرگرمی و... نیست، اما خواسته و ناخواسته این فرآورده ها یا موجبات دنیای معاصر نیز در پرسش دین داری و دنیای معاصر اثرگذار بوده اند. حتی پیشرفت های شگفت انگیز دانش تجربی در فیزیک و شیمی و زیست شناسی و نجوم و... اگرچه در تشدید این پرسش اثری بسزا داشته اند، اما همچنان چالش اصلی نیستند. یا لااقل آخرین قطعه پازل این چالش نیستند.
بنابراین برخی چالش های مستقیم و غیرمستقیم را فهرست وار از نظر می گذرانیم شاید منجر به تاملی در پاسخ دین داری و دنیای معاصر باشد. و البته نمی خواهیم نسخه یا نسخه هایی کلیشه ای برای همه افراد باشد، بلکه می خواهیم کورسویی کوچک و سودمند برای همه باشد تا خود بیندیشند و اگر موج و طوفان و سیل و گردابی یا فر و شکوه و خوشبختی و خوش فرجامی ای هست ناگاه و به بی نگاه نبوده، بلکه با آگاهی و آزادی و روشن بینی و انتخاب به روشنگری و روشنفکری برسیم و پیش از اینکه فرصت از دست برود بر سکوی استوار بهینه و مناسب بایستیم.
البته برخی چالش های کهن برای دین داری با چهره ای نو نمودار شدند که در این گفتار، بر آن نیستیم که میانشان جداسازی نماییم؛ آنچه هدف است درنگ و اندیشه ورزی است.

دنیای معاصر

در این مجال کوتاه بر آن نیستیم که ارزیابی و یا گزارشی درخور از دنیای معاصر پیش بکشیم. که این سپهر از گوشه های گوناگون روان شناختی ، جامعه شناختی ، فلسفه ، فلسفه علم، فلسفه تاریخ ، انسان شناختی ، مردم شناختی، هنر، سیاست، تکنولوژی، دانش های تجربی و غیره شایان بررسی و ریزبینی است. اما به اندازه نیم نگاه به برخی رخساره های آن سودمند می باشد.
پس از رنسانس که رویداد مهمی در اروپا بود و گسترش پیام ها و پیامدها و آثار آن در سایر نقاط جغرافیایی زمین موثر بود، می توان بر چند محور دست گذاشت که می توانند به دین و دین داری، مثبت یا منفی، ولو در حد حدس یا شعار یا ادعا یا تبلیغات مربوط شوند.
ناگفته نماند چالش دین و دنیا درحد کلی چالش جدیدی نیست و قرن ها و هم زمان با بروز دین این چالش مطرح بوده و دین و دین داران در حل این چالش به تعادل دیرینه رسیده اند، اگرچه همیشه بحث هایش قابل تکرار بوده است. بخشی از مباحث دین داری و دنیای معاصر تحت همان مباحث دین و دنیاست که در این دفتر به آن نمی پردازیم.
اصلاً مگر دنیای معاصر دنیای چیست؟ و کدام است که برای دین داری مسئله جدیدی شده است؟
ما اگر دین دار بودیم، خواهیم ماند و اگر نبودیم همچنان.
آیا دنیای معاصر ما را دین گریز کرده یا دین گرا؟
و اگر هر کدام هست چرا و چگونه؟
و شاید دنیای معاصر جنس و نوع دین و دین داری ما را تعیین کرده یا می کند.
و شاید این وظیفه ماست که در دنیای معاصر به دنبال جنس و یا نوع دین و دین داری ای باشیم که برآمده از دنیای معاصر یا سازگار با دنیای معاصر باشد. و حال اگر هنوز کنش ها و واکنش های درونی اش به فرجام و سرانجام نرسیده، متوجه شویم که اشتباه شده و گزینش های سازگار با دنیای معاصر نادرست بوده، آیا راه بازگشتی هست؟ گویا نه، بماند که دنیایی که ما بر اساس پارادایم های آن تصمیم و اجرا داشتیم دیگر کهنه شده و پارادایم های جدید ما را به تبعیت و سازگاری فرا می خواند.
پس چه؟
در بخش آغازین این دفتر اندکی به درنگ در این امور می پردازیم و تامل و اندیشه ورزی را بر پاسخ گویی مفتیانه مقدم می داریم.
بنا هم نیست که در پایان به چند دستور کلیشه­ای ادعای نشان از گمگشته همگان را فریاد بزنیم، بلکه محور اصلی یافتن راه درون زا و بیرون گرا برای نیاز هر یک از مخاطبین توسط خودشان است.

چالش آزادی و تقید

هر انسانی در سرشت خود خواهان آزادی است. اگر کسانی هم گریزان از آزادی باشند، یا نرم افزار ذهنی آنها دستکاری شده، یا مصداق را اشتباه گرفته اند، یا به از خودبیگانگی رسیده اند، یا در واقع به سوء استفاده از آزادی معترضند و...(۱)
آزادی در دین داری نیز اصل است؛ «اجبار و اکراه در دین روا نیست»(۲) به صراحت گفته اند: «بنده غیر خودت مباش زیرا خدا تو را آزاده آفریده»(۳) و از سوی دیگر پیام دین و پیامد دین داری، تقید و بلکه عبودیت است.
و این مقوله، زمینه تردید یا سرپیچی گروهی را نسبت به دین داری و گروهی را نسبت به آزادی فراهم ساخته است.
از گذشته چالش بین رها بودن و تقید و دین داری بوده است و امروزه بیش از پیش. چرا که هم تبلیغات رسانه ها که معمولاً زیرساخت تجاری - سیاسی دارد بیشتر و جذاب تر و هدفمندتر شده اند و هم به نظر می رسد اجرای دین داری و تقید با برخی موانع عینی و ذهنی بیشتری مواجه شده است. و در کنار اینها، مباحث شبه فلسفی در چالش تقید و آزادی دامنگیر افراد زیادی شده است. به هر حال در دین داری یک سری کارهایی را نباید کرد و یک سری کارهایی را باید کرد و باید به یک مجوعه افعال و افکار و اخلاق آراسته بود.
اما چرا معمولاً دین داران در طی تاریخ خود را بدون آزادی نمی دیدند و یا از نبود آزادی در عین دین داری در رنج نبودند؟ آیا آنها در اشتباه بودند یا کسانی که گمان می کردند دین داری و آزادی یکدیگر را برنمی تابند و نمی توانند با هم باشند در اشتباه هستند؟!
البته کسانی بوده اند که در عین دین داری و تدین، آزادی را مزاحم و مخالف دین داری و عبودیت و بندگی می پنداشتند یا می پندارند، اما بیشتر دین داران چنین نمی اندیشند.
اصلاً دین داری بدون آزادی دین داری نیست.
نوع نگاه به بایدها و نبایدها و ارائه آن و آرایش مثبت و منفی در دیدگاه ها و احساس آدمیان اثر می گذارد. و همین ارائه ها و آرایه های ناسازگار، رفتار یا لااقل احساس افراد را در جریان تقیدها دستخوش آسیب می کند.
توجه داریم کرنش در برابر خدا و پذیرش قوانین هستی و همگامی و عمل کردن به آئین آفرینش، تکامل و پایستگی است. شما اگر به محرک های دستگاه گوارش خود پاسخ دهید و در برابر گرسنگی خود را «وادار» کنید که حتماً خوراکی میل کنید، آیا این خلاف آزادی است؟ این سلم شما به یک دستگاه از مجموعه وجود شما همگامی شما با قوانین حیات و هستی است.
دین داری در حد واقعیت اصلی دین و آنچه خدا مقرر کرده نظیر پذیرش و پاسخ دادن به نیازها و محرک های حیاتی است. در دین هم همین نگاه اشاره شده که: «به پیام خدا و پیامبر پاسخ مثبت دهید که شما را به آنچه زنده می دارد فرا می خوانند»(۴)
منتها گستره «زنده بودن و زندگی» حیات و بنابراین دایره آنچه برای زندگی لازم است و باید به آنها رفتار کرد در افراد و افکار گوناگون، متفاوت است. ادعای دین و آنچه را بایسته می داند این است که خدای آفرینشگر این حد از بایستگی ها را برای حیات شما، حیات انسانی، مقرر داشته، چنان که پایبندی به قوانین زیستی در بدن شما یا در اکوسیستم و قوانین کلان آفرینش و در تمام ارکان جهان لازم است و اگر به کار گرفته نشود زیان و تباهی است (ولو ناخواسته و نادانسته).
امروزه هیچ اندیشمند و دانشمندی پایبندی به قوانین هستی را در برابر آزادی نمی بیند و نه تنها گریزان از عمل به قوانین هستی نیست، بلکه ـ برعکس ـ دنبال کشف قوانین ناشناخته است، چرا که به این نتیجه رسیده که هرچه بیشتر قوانین آفرینش را بشناسد و عمل کند از درجات بیشتر آزادی بهره مند می شود. با شناخت قوانین فیزیک ، مکانیک، سیالات و... بشر درجات آزادی بیشتری پیدا کرد و توانست به فضا رود و... بسیار مثال های دیگر. رسیدن به آزادی و مثلاً سفر به کره ماه فقط با شعار آزادی و جوزدگی و تحریک احساسات و رنجنامه و درام به دست نمی آمد.
دین داران قانونگذار هستی را همان قانونگذار دین می دانند و دین را هماهنگی و همگامی و بخش مهمی از کتاب آفرینش و سرشت انسان و جهان می شمارند و نه تنها دین را مخالف آزادی نمی بینند که آن را مکمل و محافظ آزادی می دانند. ممکن است برخی برداشت ها و قرائت ها از دین ، به دلیل فاصله زمانی از زمان نزول یا رسوبات فرهنگ ها و تاثیرات حاشیه ای سخت، فراتر از طاقت، غیرقابل اجرا یا در تضاد قطعی با عقل سلیم و فطرت بشری باشد، اما کلام خود دین همگامی آن است با سرشت انسانی(۵) و دین را سهل و گوارا(۶) معرفی می کند.
بله اگر معنای آزادی این باشد که هر کاری دلت خواست انجام بده، ولو خلاف قوانین زیستی و علمی و بهداشتی... در این صورت این تعریف از آزادی ، که البته هیچ اندیشمندی آن را نمی پذیرد ، با تقید و دین داری در تقابل خواهد بود.
واقعیت این است که اگر آزادی به معنای بی قانونی و بدون قاعده و ضابطه بودن باشد هیچ کس نمی تواند کاملاً آزاد باشد. هر انسانی بلکه هر موجودی خواه و ناخواه در کادر معادلات حدی و محدودیت های محیطی و محاطی قرار دارد. حتی کسی که می گوید «باید همه قوانین را زیرپا گذارد» خود یک «باید» دیگری پیش کشیده! اگرچه این بیان و مثال بسیار ساده و ابتدایی است، اما درونش قابل تامل است. بر کسی پوشیده نیست که پیمودن مسیر پیشرفت، سرفرازی و خوشبختی معمولاً همراه با سختی یا حذف موانع است. اگر کسی بخواهد قله بلندی از یک کوه را فتح کند، تلاش و تکاپو و نیز خستگی بیشتری را به جان می خرد که به مرور تنها برای او احساس لذت و رضایت می ماند. و هیچ مربی کوهنوردی ای هم فریبکارانه و ریشخندانه برای نوآموزان، لذت و آسایش کوهنوردی را مطابق لم دادن در رختخواب بیان نمی کند، بلکه اگر سختی ای هم باشد ـ که برای مبتدیان هست ـ هضم و پذیرش سختی ها و توجه نکردن به برخی تمایلات را با نگاه به برتری های پیش رو مهیا می سازد. به هر حال هیچ برنامه پیشرفت و تکاملی قابل جمع با رها بودن، بی قاعده بودن و باری به هر جهت بودن ولو به اسم آزادی، نیست. و دین نیز به عنوان آئین بالندگی و پیشرفت انسان در آفرینش از این قاعده مستثنا نیست.
و به صراحت و راستی می گوئیم بین آزادی با این سوء استفاده ، گریز از قاعده و ضابطه و برنامه و تقید و بندگی خدا ، پذیرش آئین هماهنگ الهی هستی ـ تضاد وجود دارد و نه تنها منکر نیستیم که بر آن توجه هم داریم. «از نماز و شکیبائی (مثل روزه) کمک بگیرید، اگرچه اینها سخت است مگر برای خاشعین»(۷) و البته از حواشی دنیای معاصر ترویج و تبلیغ باری به هر جهت بودن و تن دادن به هر چه تمایل نفس است، ولوناپسند، که البته آن هم با مقاصد تجاری ، سیاسی و فرهنگی و با کمک مستشاران متخصص علوم انسانی و غیره تثبیت و ترویج می شود و صد البته دین به معنای مخالفت با رفاه و راحتی و سعادت ، حتی در امور دنیوی نیست.
کسی که در ذهنیت درون خود، آمادگی ذهنی و عینی برای کوهنوردی ایجاد نکرده و نمی خواهد ایجاد کند از حرکت تلاشمند کوهنوردان جز بیهودگی و مسخرگی و یا دیوانگی تعبیری نمی کند و بی خبر از لذت و سرشاری و بالندگی آنهاست که این خود از پیام های دین است «ای انسان تو در پیمایش سختی در یک کوهنوردی به سمت پروردگارت هستی پس به او خواهی رسید.»(۸)
بنابراین دین داری در انتخاب گزینه های مناسب تضادی با آزادی ندارد و حتی در سبک زندگی متداول باید و نبایدهای دست و پاگیر متعددی وجود ندارد. اگر هم در بخشی از موارد چنین به نظر برسد پیشنهاد دین بیشتر در حد نصیحت،پسند و ناپسند، مستحب و مکروه، بوده است. به جز موارد معدود که از ضرورت های اصلی و حداقلی زندگی درست یک انسان است که به عنوان واجب و حرام بیان می شود و نوعاً تضادی هم با زندگی در دنیای معاصر ندارد.
***
در دنیای معاصر، در سپهر فرهنگی ـ اجتماعی، پارادیمی ترویج می شود تحت عناوینی نظیر «آنچه شما خواسته اید»، «حق با شماست»، «ملاک آنچه مردم می خواهند». اگرچه در برخی امور فاقد از ضرورت ها و به ویژه روند و رویه تمشیت سبک امور معیشتی و اجرایی...، گاهی تنها گزینه ناچار یا بهترین چاره می باشد اما تثبیت و توسعه این گفتمان در ذهن و دل افراد چالش با دین داری پدید می آورد. یعنی فکر می کنیم که یا اصلاً وظیفه ای دینی و معنوی نداریم، چون ما نخواسته ایم، یا اگر هم داریم، مثل پیوند و ارتباط با آفریدگار، «باید» آن جور که ما می خواهیم عبادت کنیم.
معنای این شعار یک ریشه تجاری ـ سیاسی است، اگرچه برخی افراط های متولیان و مبلغان مذهب و سیاست در جوامع مختلف و واکنش طبیعی انسان ها در برابر این بی توجهی به زندگی و نظر مردم در توجیه و تزیین و حتی تعلیل این نظر موثر بوده است.
به هر حال هیچ دلیل علمی و فلسفی ای تا امروز ارائه نشده که چرا حق با من است و چرا آنچه من خواسته ام درست است. فراموش نکنیم که در تصمیمات گروهی نظر اکثریت حقانیت را ثابت نمی کند، اما خروج از بن بست و هرج و مرج و در واقع به نوعی اصل عملی است نه علمی و پایبندی به آن شرط یک اجتماع زیستی است.
لذا در مواضعی که موضوع جدی ، عینی و علمی است چنین شعاری داده نمی شود و اگر هم گفته شود، همگان بر شعاری بودن و فریبنده بودن و لااقل تعارفی بودن آن هم سخن هستند. به عنوان نمونه، بر سر در هیچ درمانگاه و بیمارستان و مطبی در مورد تشخیص و درمان و اظهارنظر پزشکی و بالینی شعار «آنچه شما خواسته اید» نیست؛ البته فعلاً نیست مگر این روند ادامه یابد!!!...
البته رعایت نظر بیمار در مواردی که مجاز است حتماً باید بشود و نیز در طراحی و احداث یک سازه بزرگ غیر از رعایت نظر کارفرما یا هر شخص حقیقی و حقوقی دیگر در حدود مجاز، ایستایی و کارایی فنی مستقل از شعار خواهد بود. در آن حوزه از کارها رعایت قوانین فیزیکی (به معنای اعم) در آفرینش بر تمایلات اشخاص هم مقدم است و هم گریزناپذیر.(۹)
این سخن جایی برای ارزش گذاری ندارد که «شما هر کاری می خواهی بکن، حق با توست»(۱۰) و البته هیچ کس هم نمی تواند هر کاری می خواهد انجام دهد. قانونمندی هستی، کادری برای رفتارها و تمایلات افراد قرار داده و در غیر این صورت محکوم به زوال و تباهی است. این خود جلوه نوینی از ایده آلیسم(۱۱) نادرست است که رخ نموده است.
چه کسی به دور از ریشخند و فریب و تخدیر ثابت کرده که «هر چه من می خواهم» درست است؟ و چرا تمام دانشکده ها و محافل علمی یکباره تعطیل نمی شوند وقتی آنچه من میخواهم درست است، دانشمندان دنبال کشف چه هستند؟ و آیا بخشی از این همان «هوای نفس» و «امیال نفسانی» که در ادیان به مثابه مانع پیشرفت، تکامل و تقرب به آفرینشگر، ناپسند معرفی شده، نیست؟
***
حتی امروزه با توجه به نیاز درونی و سرشت قداست گرای انسان و عطش پیوندهای معنوی با امر مقدس، برخی تحت تاثیر شعار تجاری «آنچه شما خواسته اید» و «حق با مشتری است» دوست دارند و می خواهند یک سری برنامه های معنوی و احیاناً رفتار عبادی، داشته باشند(۱۲)، اما آن گونه که خود می خواهند که البته وقتی به صورت میدانی بررسی می کنیم این نحوه و فرم هم خواسته خود افراد نیست، بلکه به نوعی تحت تاثیر برخی تبلیغات و تخدیرات است.
اینکه هر انسانی نیاز به تغذیه دارد و حداقلی از اصول بهداشتی را بایستی رعایت کند، در اختیار کسی نیست، اما اینکه چه غذایی، چگونه ، چه زمان و... بسته به شرایط و علاقه و پسند شماست. جالب اینکه این مسلمات وقتی پای دین و مناسک دینی به میان می آید دستخوش افراط (زیاده روی) یا تفریط (کم بها دادن) برای برخی می شود.
متاسفانه برخی «آنچه خدا خواسته» (که مبنای دین و دین داری است) را با شعار پوپولیستی «آنچه شما خواسته اید» بایکوت می کنند و جالب اینکه «آنچه شما خواسته اید» هم به راستی آنچه شما خواسته اید نیست، بلکه دیکته پیدا و پنهان شرایط عینی ، ذهنی، مراکز قدرت و نفوذ در انواع رسانش هاست.
باید اذعان کرد این زیاده روی در رعایت خواسته افراد و جوامع و پشت پا زدن به قواعد و اصول، بی تاثیر از زیاده روی در نادیده گرفتن حقوق و خواسته های افراد و جوامع از طرف ارکان رسمی مذهب و سیاست در برخی جوامع نیست، اما برای کسانی که می خواهند به صورت جوّزده و احساساتی و بی اندیشیدن و تامل به مسائل بنگرند و عمل کنند، خطای عده ای دلیل ورود به خطای دیگری نیست.
همان طور که پیش تر هم گفتیم برخی از این چالش ها از گذشته هم بوده است و امروز با چهره نو رخ می نماید. امروزه لفاظی و ارائه های حرفه ای برای فرار از تقید مناسب، با پشتوانه نیروهای مالی ، سیاسی ، تبلیغاتی و استفاده از دانش ها و تکنیک های تاثیرگذاری به جهت تامین خواسته های سردمداران کلان، عده زیادی را که حتی برخی خسته از تظاهرها و نفاق ها و ادعاهای پوچ و نادرست دینی هستند، فراگرفته است. این سوال همیشه می تواند در ذهن ما باشد که:
ـ آیا می شود به اصطلاح «آزاد» از هر فکر و راه حلی بود؟
و عملاً کدام یک از جمعیت میلیاردی بشر این گونه است؟ و اساساً انسان می تواند از «انسانیت» آزاد شود؟ و دین همان تغذیه، تقویت، تثبیت و ترویج انسانیت است.
دین؛ سرشت خدایی که مردم را برآن سرشته است(۱۳).
شاید در چالش های دیگر با سطوح مشترک دیگری از این چالش روبه رو شویم.

نظرات کاربران درباره کتاب دین‌داری در دنیای معاصر