فیدیبو نماینده قانونی موسسه خدمات فرهنگی رسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب کودک شیطون خود را چگونه تربیت کنیم
برنامه‌ای ثمربخش با كاربردی آسان‌ برای آموزش خويشتن‌داری‌

نسخه الکترونیک کتاب کودک شیطون خود را چگونه تربیت کنیم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب کودک شیطون خود را چگونه تربیت کنیم

تربیت فرزند ناسازگار تجربه‌ای منحصر به فرد است. خانواده، دوستان و حتی درمانگر‌ها می‌توانند در سرزنش کردن و در پند دادن سریع باشند، ولی پیدا کردن پاسخ‌های سودمند تاکنون مشکل بوده‌ است. این کتاب راه‌های ساده و ثمربخشی را در اختیار پدر و مادر‌ها قرار می‌دهد که فرزند شیطون و ناسازگار خود را به راه راست برگردانند. کاپالکا، با درآمیختن بهترین‌های علوم روان‌شناسی با سال‌ها تجربة بالینی خود، راه‌حل‌های قدرتمندی را در نه گام شرح می‌دهد که به راحتی اجرا می‌شوند. این کتاب راهنما برای پدر و مادرها و فرزندان ناسازگار آن‌ها یک موهبت الهی است که آرامش و سلامت عقل را بازگردانند و دوباره به آینده امیدوار باشند.

ادامه...
  • ناشر موسسه خدمات فرهنگی رسا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.51 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۴ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب کودک شیطون خود را چگونه تربیت کنیم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



تمجیدها و تحسین ها

این کتاب یک نقشه راه عملی برای کسانی فراهم می آورد که می خواهند برای کودکان دارای مشکلات کنترل رفتار، برنامه ای موفقیت آمیز اجرا کنند. کتاب یادشده برای پدر و مادرها و مراقبان کودکانی برنامه ریزی شده است که دارای مشکلات رفتاری دشوار هستند، ولی کاربردهای آن فقط به این گروه از کودکان محدود نمی شود. هر کسی که با کودکانی کار می کند که با مشکلات کنترل رفتار مبارزه می کنند باید این کتاب ارزشمند را در دسترس داشته باشد.

ــ دکتر رونالد ت. براون، دانشیار روان شناسی و روان پزشکی،
استاد بهداشت همگانی، روان شناسی، پزشکی اطفال، روان پزشکی
و علوم رفتاری و رییس کالج مشاغل بهداشتی در دانشگاه تمپل

کتابی عالی است که برای پدر و مادرهای دارای کودک و نوجوان، منبعی ارزشمند است. کاپالکا کتابی بسیار خواندنی و عملی نوشته است که آخرین نظریه ها درباره کودکان بدقلق را دربر می گیرد. کتاب پُر از مثال هایی برای کمک به پدر و مادرهاست. این کتاب در صدر فهرست پیشنهادی کتاب های خواندنی من قرار خواهد گرفت.

ــ دکتر جیمز ه. برای، نویسنده کتاب خانواده های سرپرست کودکان نافرزند:
عشق، ازدواج، و تربیت فرزند در ده سال اول

این کتاب منبعی عالی است و به طور موجز، عملی و روشن نوشته شده است. پیشنهادها و برنامه های سودمند بسیاری ارائه می دهد که می توان آنها را در چارچوب آموزش تربیت فرزند و رفتاردرمانی به راحتی مورد استفاده قرار داد. من از صمیم قلب این کتاب را به روان شناسان، پزشکان بهداشت روانی، پدر و مادرها و دانشجویان کارشناسی ارشد و بالاتر در تعلیم و تربیت توصیه می کنم. شخصا از این کتاب در مطب و در برنامه های درسی استفاده خواهم کرد.

ــ مارگریت الوارز، دانشکده روان پزشکی،MSCP،
مرکز رفتار مغز در پومونا، نیویورک

هیچ کتاب راهنمایی که برای کاربر یک منبع مادر باشد وجود ندارد، ولی کاپالکا بهترین چیز بعدی را تهیه کرده است. خواندن این کتاب آسان است و راهبردهای روشن و مختصری فراهم می آورد که همه پدر و مادرها می توانند در مورد فرزندانشان به کار برند. پدر و مادرها، معلم ها، و مشاوران مانند هم می توانند راه حل های ثمربخشی برای معضلات نگران کننده تربیت فرزند ارائه دهند. مهمتر از همه، کاپالکا شیوه ای برای به وجود آوردن یک محیط خانوادگی سالم ارائه داده است که پدر و مادرها و فرزندان این فرصت را خواهند داشت که مسئول، مورد احترام و شاد باشند.

ــ دکتر مت انگلارـ کارلسون، دانشیار مشاور در دانشگاه ایالتی
کالیفرنیا در فولرتون

کتابی است که هر پدر و مادری که نگران رفتار فرزند خود است باید آن را بخواند. کاپالکا توصیه های استوار و ملموسی ارائه می دهد که در نوشتجات روان شناختی مستدل هستند و پندهای بخردانه و ابزارهای مورد نیازی در اختیار پدر و مادرها قرار می دهد که به آنان امکان می دهند رفتار فرزند خود را کنترل کنند. من مخصوصا از نمونه های زندگی واقعی لذت بردم و تحت تاثیر رویکرد واقع بینانه ای قرار گرفتم که کاپالکا در ارائه پیشنهادهای خود اتخاذ می کند. کتاب متنی منسجم و جذاب دارد که من با اشتیاق بی حد و حصر آن را توصیه می کنم.

ــ دکتر استفن ر. وستر، دانشیار دانشکده روان شناسی تربیتی
در دانشگاه ویسکانسین، میلواکی

این کتاب بهترین شیوه ها را در تربیت امروزی به منظور پرداختن به مشکلات تربیتی کودک قوی اراده کنار هم گرد می آورد. کاپالکا به طور ثمربخشی زمینه های کلیدی مشکلات تربیتی را شناسایی کرده و شیوه موثری برای حل مشکلات ارائه داده و توضیح داده است که چگونه از کشمکش به سوی همکاری حرکت کنیم. متن کتاب که خواندن آن آسان است نعمتی برای پدر و مادرهای نیازمند راهنمای ثمربخش، و نیز برای متخصصانی است که با آنها کار می کنند. خواندن این کتاب به خاطر کاربردهای عملی، رهنمودهای معقول و مثال های سودمند آن، اکیدا توصیه می شود.

ــ دکتر آرتور هورن، استاد برجسته و ممتاز تحقیقات در دانشکده
مشاوره و خدمات رشد انسانی کالج تربیتی در دانشگاه جورجیا

کاپالکا کتابی قابل خواندن و مفید در مهارت های تربیت فرزند نوشته است. کتاب کاملا برنامه ریزی شده و به طور یکسان به کنه مسائل و راه حل های بالقوه برای پدر و مادرها و درمانگرها می پردازد.

ــ دکتر مارک استونسن، مدیر خدمات مشاوره دانشگاهی در دانشگاه ایالتی
کالیفرنیا، نورث ریج، و رییس بخش ۵۱ انجمن روان شناسی آمریکا

کاپالکا کتابی عالی نوشته است که دانستنی های ارزنده اضافی بر کارهای بارکلی و دیگران به پدر و مادرها ارائه می دهد. نوشته او نشان می دهد که وی کودکان بدقلق و مشکلاتی را می شناسد که پدر و مادرها تلاش می کنند به آنها کمک کنند تا در محیطِ دائما متغیر با موفقیت بزرگ شوند. شاید مهم تر از اینها این باشد که کاپالکا به روشنی درک می کند که پدر و مادری با کفایت بودن، مستلزم چه چیزی است. او در اعتقادات خود هنگامی که به خوانندگانش توصیه می کند نقش پدر و مادری خود را بپذیرند، ملایم ولی قاطع است. خواندن این کتاب اکنون برای بیماران و پدر و مادرها و برای دانشجویان بورسیه فوق دکترای من لازم است.

ــ دکترای روان شناسی جان کورتنی، دستیار استاد بالینی روان پزشکی و
عصب شناسی در مرکز علوم بهداشتی دانشگاه تولان

ــ این کتاب که راحت خوانده می شود درکی از کودکان ناسازگار به پدر و مادرها ارائه می دهد. درک عملی که کاپالکا عرضه می کند در فهم بهتر آنچه که در کودکان اتفاق می افتد به پدر و مادرها کمک می کند. «ناسازگار بودن» با بینش ها و راهبردهایی که این کتاب ارائه می دهد بسیار قابل پیش بینی تر می شود. من قطعا این کتاب را برای بیماران خود و خانواده هایشان توصیه می کنم.

ــ دکتر توماس م. کوزاک، روان شناسی مجاز
در تگزاس و میشیگان

رویکرد روشن اما از لحاظ نظری مستدل کاپالکا نقشه راهی برای پدر و مادرها ارائه می دهد که روی نکات مثبت تکیه کرده و فرصت تجربه موفق- برای پدر/ مادر و کودک- را بهینه می کند. این کتاب منبعی عالی در خدمت پدر و مادرهای کودکان تکانشی و خویشتن داری محدود است. من صمیمانه آن را توصیه می کنم.

ــ دکتر لسلی ه. مک کاردل، روان شناس بالینی کودکان
در مطب خصوصی

من این کتاب را قویا توصیه می کنم زیرا کتابی بسیار عملی، با درکی راحت و مشروح در توصیف گام های آن است که پدر و مادرها می توانند برای کنترل مشکلات رفتاری فرزند خود در درون و بیرون خانه از آن پیروی کنند. پیشرفت کتاب و تکرار محتوای آن یادگیری این موضوع مشکل را برای پدر و مادرها آسان می کند. باید برای درمانگرهایی که با پدر و مادرهای نیازمند کمک به کنترل مشکلات رفتاری کار می کنند، منبع درمانی بسیار ارزشمندی باشد. من قطعا قصد دارم از آن در مطب خود استفاده کنم. باید برای نوشتجات تربیتی کمک بسیار ارزنده ای باشد.

ــ دکتر اد کوواچ، روان شناس در مطب خصوصی
در کلارکسویل، تنسی

کتاب عالی دیگری در فهرست کتاب هاست که خواندن آن را برای خانواده هایی که با آنها کار می کنم توصیه می نمایم. من به عنوان روان شناسی که با کودکانی کار می کند که قوی اراده بوده و کنترل آنها مشکل است، این کتاب رامنبعی یافتم که برنامه ای جامع و سنجیده برای کنترل کودکان ارائه می دهد. کاپالکا مفاهیم تحقیقات راسل بارکلی را گرفته و آنها را به شیوه ای فوق العاده دقیق و کاربرپسند گسترش داده است. کاپالکا مقدار زیادی مثـال و جزئیات درباره مداخلات گاهی پیچیده ارائه می دهد. این کتاب را همه آنهایی که فرزند دارند باید بخوانند.

ــ دکتر لیندا الورسون ـ ایلند، روان شناس در مطب خصوصی
در بیرمنگام، آلاباما، رییس کانون روان شناسی آلاباما

تربیت فرزند ناسازگار تجربه ای منحصر به فرد است. خانواده، دوستان و حتی درمانگرها می توانند در سرزنش کردن و در پند دادن سریع باشند، ولی پیدا کردن پاسخهای سودمند - تاکنون - مشکل بوده است. این کتاب راه های ساده و ثمربخشی را در اختیار پدر و مادرها قرار می دهد که فرزند نافرمان و ناسازگار خود را به راه راست برگردانند. کاپالکا، با درآمیختن بهترین های علوم روان شناسی با سال ها تجربه بالینی خود، راه حل های قدرتمندی را در نُه گام شرح می دهد که به راحتی اجرا می شوند. این کتاب راهنما برای پدر و مادرها و فرزندان ناسازگار آنها یک موهبت الهی است که آرامش و سلامت عقل را بازگردانند و دوباره به آینده امیدوار باشند.

ــ دکتر جاناتان ریچ، روان شناس و نویسنده کتاب
راهنمای زوج ها برای رسیدن به عشق و پول

درباره نویسنده کتاب و پیش گفتارنویس آن



جورج م. کاپالکا، پزشک؛ ABPP، رئیس مرکز اصلاح رفتار در بریک (Brick)، نیوجرسی و دانشیار مشاوره روان شناسی در دانشگاه مون موث (Monmouth) در وست لانگ برنچ (West Long Branch)نیوجرسی است. او مدرک دکترای روان شناسی بالینی را از دانشگاه فرلی دیکنسون (Fairleigh Dickinson) دریافت کرده و دارای بُردهای تخصصی در چند رشته طبابت، از جمله روان شناسی بالینی، روان داروشناسی، خدمات سلامت روانی کودکان و ناتوانی های یادگیری است. وی تقریبا ۱۰۰ تحقیق مطالعاتی، نشریه و سخنرانی های تخصصی نوشته، و در حال حاضر سردبیر نشریه مشاوره تخصصی نیوجرسی است. دکتر کاپالکا متخصص امور روانی مدرسه در نیوجرسی و رئیس گروه مستقل مطالعات کودکان است که مورد تایید دولت بوده و عضو ستاد پزشکی سیستم های سلامت مریدین در بیمارستان بریک (Meridian Health Systems Brick Hospital) است.

مارک س. کیسلیکا، پزشک (Mark S. Kiselica, Ph.D)، نویسنده پیش گفتار این کتاب، روان شناس مُجاز و مشاور صاحب صلاحیت در سطح کشور، مشاور متخصص مجاز، و استاد آموزش مشاور در کالج نیوجرسی است. او نویسنده بیش از ۱۰۰ نشریه تخصصی، از جمله مشاوره چندفرهنگی با پدران نوجوانان، کتابچه مشاوره پسران و مردهای نوجوان، و مشاوره با پسرهای ناآرام است. کیسلیکا در دوره ریاست جمهوری کلینتون در سمت محقق مشاور موسسه فدرال فادرهود (Federal Fatherhood Institute) خدمت کرد و عضو و رئیس پیشین جامعه مطالعات روان شناختی مردان و مردانگی است.

سپاسگزاری

نویسنده مایل است از کار دکتر راسل بارکلی(۳) قدردانی کند که مقالات پیشگام او در درک ما از کودکانی که دارای اختلالات توجه طلبانه و رفتاری هستند، همچنان الهام بخش نسل هایی از پژوهشگران و پزشکان بالینی خواهد بود.

پیش گفتار

من در بیست و شش سال گذشته، زندگی حرفه ای خود را در راه مطالعه، درک و کمک به بچه های ناآرام و خانواده های آنان در محیط های گوناگون، از جمله در چندین مدرسه، یک بیمارستان روانی وابسته به دانشگاه، یک بیمارستان روانی خصوصی، یک مرکز بهداشت روانی محله و چند سازمان طبابت خصوصی صرف کرده ام. در این محیط های مختلف، پیوسته با پدر و مادرهایی کار کرده ام که نگران رفتار خارج از کنترل فرزندان خود هستند. یکی از متداول ترین گله های این پدران و مادران آن است که در یافتن پزشکان بالینی که بدانند چگونه با پسران و دختران خرابکار و نافرمان به طور ثمربخش کار کنند، مشکلات زیادی داشته اند. بسیاری از همین پدر و مادرها از نبودِ کتاب های خودیاری مفید که چگونه بچه های بی قرار و نافرمان را کنترل کنند ناامید شده بودند. همین طور، معلمان، مشاوران، روان شناسان و دیگر متخصصان مکرر به من اعلام کرده اند که در کار کردن با بچه هایی که با بقیه مردم جهان سازگار نیستند مشکل دارند، در نتیجه، میل داشتند منابع بیشتری در اختیار داشته باشند تا به آنها در کنش های متقابل درمانی با این جمعیت کمک کنند.
با توجه به این وضعیت، دکتر جورج کاپالکا(۱)، که دانشیار مشاوره روان شناسی در دانشگاه مون موث(۲)، است پاسخی به اجابت این دعاست. دکتر کاپالکا، پژوهشگری محترم، طبیبی روان شناس و بااستعداد و پیش گام در حرفه مشاوره است. دکتر کاپالکا، تقریبا به مدت دو دهه، تحقیقاتی را برنامه ریزی و اجرا کرده و چندین روش بالینی را به منظور کمک به بچه های خرابکار، سربه هوا و نافرمان مورد بررسی قرار داده است. دکتر کاپالکا با آمیختن نتایج این تحقیقات با یافته های مرتبط با موضوع از نوشتجات تخصصی و مشاهدات خود او که از تجربیات دامنه دارش در مشاوره با کودکان و خانواده آنها به دست آمده، روشی سیستماتیک برای کنترل جوانانی طراحی کرده است که در پیروی از مقررات و برآوردن انتظارات بزرگسالان در زندگی خود مشکل دارند. از بخت خوب ما، دکتر کاپالکا نظریات خود را در این کتاب برجسته آورده است.
کتاب تربیت کودک شیطون برای بسیاری از خوانندگان مفید خواهد بود. پدر و مادرانی که از رفتار فرزندان خود کلافه شده اند، کتاب دکتر کاپالکا را منبعی ارزنده خواهند یافت. پدر و مادرها با پیروی دقیق از توصیه های دکتر کاپالکا به تدریج خواهند دید که فرزندانشان در رفتار سربه راه تر، آرام تر، نرم تر و دلچسب تر می شوند. علاوه بر این، پدران و مادرانی که راهبردهای کنترل فرزند دکتر کاپالکا را به کار می برند، احساس خواهند کرد که حالشان بهتر است و در توانایی های تربیت فرزند خود اعتماد به نفس بیشتری دارند. آنها در جوّ خانه خود تفاوتی را حس خواهند کرد و پی خواهند برد که خانه مکانی آرام تر شده است. همچنین هنگامی که شاهد باشند پسران و دخترانشان در نشان دادن واکنش به درخواست های بزرگسالان، دوست شدن با بچه های دیگر و انجام وظایف مهم، از قبیل تکالیف مدرسه و کارهای خانه بهتر می شوند، امیدوارتر، شادتر و آسوده خاطرتر خواهند شد. کارکنان تربیت بهداشت روانی و آموزشی نیز از خواندن کتاب تربیت کودک شیطون سود خواهند برد زیرا این کتاب راهنمای گام به گامی در اختیار متخصصان خواهد گذاشت که می خواهند به پدران و مادران یاد بدهند چگونه رفتار فرزندان خود را مهار کنند. متخصصان می توانند از این کتاب به صورت ابزار آموزشی بهره بگیرند و از پدر و مادرها بخواهند هریک از اصول تجویزشده دکتر کاپالکا را بخوانند و به کار برند و سپس پیشرفت آنان را در کاربرد این اصول با فرزندانشان کنترل کنند. متخصصان همچنین پی خواهند برد که این کتاب منبعی عالی برای برخوردهای مستقیم آنها با کودکان است. برای مثال، معلمان خشمگین و خسته از استرس مرتبط با آموزش بچه هایی که در کلاس درس خرابکار هستند، نیز می توانند از این کتاب به صورت راهنمایی برای کنترل کلاس درس استفاده کنند و در نتیجه یک محیط کلاس درس کمترآشفته و دلپذیرتری به وجود آورند. به طور خلاصه، کتاب تربیت کودک شیطون منبعی عالی و چندکاربردی برای پدر و مادرها و نیز متخصصان است.
من از دکتر کاپالکا به خاطر مقالات و نوشته های بسیار او درباره مشاغل مشاوره و روان شناسی سپاسگزارم و طی سال ها از نشریات و ارائه مطالب کنفرانسی زیاد وی در زمینه کمک به کودکان و خانواده آنان چیزهای بسیاری آموخته ام. کتاب تربیت کودک شیطون آخرین مطلب در این رشته از نوشتجات او است و اطلاعاتی که در اختیار می گذارد تلاش های مرا در کمک به پدر و مادرها و فرزندان آنها زیاد خواهد کرد. من به دکتر کاپالکا به خاطر اثر ارزنده اش ادای احترام می کنم.

دکتر مارک س. کیسلیکا، HSPP، NCC، LPC
استاد تربیت مشاور کالج نیوجرسی
عضو انجمن روان شناسی آمریکا

مقدمهآیا این مورد آشنا به نظر می آید؟

استوی(۴) کودک شش ساله فعالی است. معمولاً، وقتی که مامانش از او می خواهد اسباب بازی هایش را جمع کند، تلویزیون را خاموش کند، یا برای شام دست هایش را بشوید، گوش نمی کند. این موضوع، اغلب به نزاعی منجر می شود که امتناع از اطاعت، گریه کردن و جیغ زدن را دربر می گیرد. امروز، ساعت ۳۰: ۳ دقیقه بعدازظهر است و مامان می خواهد برای انجام کاری بیرون برود. او وارد اتاق می شود. «استوی، وقت آن است که اسباب بازی هایت را جمع کنی. باید بیرون برویم.»
«یک دقیقه، مامان!»
مامان برای پوشیدن کفش خود از اتاق بیرون می رود. ظرف دو یا سه دقیقه، به اتاق برمی گردد. استوی از جایش تکان نخورده است؛ او هنوز با قطعات اسباب بازی بازی می کند. «استوی، حالا جمع کن چون که مامی عجله دارد.»
«ولی من فقط می خواهم ساختن برج را تمام کنم!»
مامان بی آن که منتظر واکنش او باشد، دوباره اتاق را ترک می کند. او کیف، دسته چک و فهرست خرید را جمع آوری می کند. از آشپزخانه داد می زند: «استوی، داری جمع می کنی؟»
استوی پاسخ نمی دهد. مامان به جمع آوری چیزهایی که برای انجام کار نیاز دارد ادامه می دهد. او به درون اتاق خواب می رود و دنبال کلید اتومبیل می گردد. از آن جا، فریاد می زند: «استوی، مامان به تو گفت چه کار کنی؟»
استوی، باز پاسخ نمی دهد. مامان دارد خیلی عصبانی می شود. او این الگوی رفتار را می شناسد. بعد مخالفت، جیغ، فریاد و شاید برخورد بدنی با استوی پیش بیاید. مامان دوباره تلاش می کند، از اتاق خواب خود صدا می زند: «استوی!»
«تقریبا تمام کرده ام، مامان!»
حالا مامان واقعا دارد دیوانه می شود. می داند زمانی که او و استوی بیرون هستند، قطعات بازی نباید در میان اتاق باشند زیرا سگ امکان دارد به جویدن آنها بپردازد و احتمال دارد در این فرایند به خودش آسیب برساند. از سوی دیگر، اگر او به نزاع با استوی بپردازد، بانک را از دست خواهد داد. مامان به فکر فرو می رود: «چرا او نمی تواند به چیزی که من می گویم گوش بدهد؟ آیا از دیوانه کردن من لذّت می برد؟» با عصبانیت وارد اتاق می شود، فریاد می زند: «تو چِت شده؟ نشنیدی چه گفتم؟ همین حالا این چیزهای لعنتی را جمع کن!»
«نه، مجبور نیستم!»
اکنون مامان دارد از کوره درمی رود. دارد فکر می کند. «گوشت و خون خود من به من می گوید نمی توانم به او بگویم چه کار بکند؟ اگر من زمانی این کار را با پدر و مادر خودم می کردم، سرم را در یک سینی نقره ای به خودم تقدیم می کردم!» حالا ساعت تقریبا ۴۵: ۳ دقیقه است و مامان درمانده می شود. او به تاکتیک ترساندن متوسل می شود. «استوی، اگر همین حالا اسباب بازی ها را جمع نکنی، همه آنها را توی سطل آشغال می ریزم! جدّی می گویم. همین الآن آنها را جمع کن!»
استوی به بازی ادامه می دهد، مامان به این طرف و آن طرف خانه می رود و تلاش می کند آماده ترک خانه باشد. مامان پالتوی خود را می پوشد. سرانجام، با عصبانیت وارد اتاق می شود. استوی هنوز مشغول بازی است. او خشمگین می شود و با عصبانیت فریاد می زند: «آخه مشکلت چیه؟ نشنیدی که گفتم آنها را دور خواهم ریخت؟ جدّی می گویم! همین حالا آنها را جمع کن!»
«اهمیت نمیدم!»
مامان به طرف استوی می آید و دست استوی را می کشد و از قطعات اسباب بازی دور می کند. قطعاتی که توی دست های استوی بودند در اتاق پخش و پلا می شوند. استوی گریه را سر می دهد، جیغ می کشد و فریاد می زند: «نمی توانی مرا وادار کنی» و «ازت بیزارم.» مامان محکم به پشت او می زند و به او می گوید که لباس بپوشد. استوی روی کف اتاق نشسته، جیغ می کشد و داد و فریاد راه می اندازد و قطعات را به طرف مامان پرت می کند. مامان خم می شود و همراه با داد و فریاد بر سر استوی که او را دیوانه می کند و روزی خود او فرزند خواهد داشت به جمع آوری قطعات بازی می پردازد و آرزو می کند که بچه های استوی همین رفتاری را که با وی دارد با او داشته باشند.
آشنا به نظر می آید؟
این یک کنش متقابل رایج بین پدر و مادرها و فرزندان ناسازگار آنهاست. شاید شما خودتان این را تجربه کرده باشید. شاید خواهر، برادر، دوست و یا فرزندان خودتان را دیده باشید که این کار را با فرزندان خود می کنند. چه اتفاق افتاد؟ در کنش متقابل با استوی چه چیزی اشتباه بود؟ چرا استوی به آنچه که مادرش به او می گفت انجام دهد گوش نمی کرد؟ آیا مامان می توانست کاری انجام دهد تا این احتمال را که استوی به حرف های او گوش کند تقویت کند؟ پاسخ به این پرسش ها پیچیده است و ترکیبی از فاکتورهای زیاد، از قبیل شخصیت پایه استوی، عادات رفتاریی که پیدا کرده است و رفتار مادرش، را دربر می گیرد.
ما با داوری رفتار استوی، می توانیم با اطمینان فرض کنیم که استوی یکی از آن کودکانی است که میل دارند به فرمان های پدر و مادرهای خود گوش نکنند و همچنین امکان دارد یکی از آن کودکانی باشد که در گذار از یک رفتار به رفتاری دیگر مشکل دارند. شاید شیوه رفتار مادر در این مثال با اکثر بچه های عادی کارگر می افتاد، ولی استوی ممکن است یکی از آن بچه های بدقلق تر باشد که روش عادی انجام کارها کار نکند؛ اگر چنین باشد، شیوه متفاوتی می طلبد.
بسیاری از پدر و مادرها فکر می کنند که چون پدر و مادر هستند، بچه ها باید به طور خودکار درک کنند که حرف آنها قانون است و باید اطاعت شود. با وجودی که امروزه برخی از بچه ها هنوز به این فلسفه پاسخ می دهند و در نتیجه به حرف پدر و مادرها گوش می دهند، امّا بسیاری پاسخ نمی دهند. این شیوه امکان داشت سال ها پیش کار کند، ولی اکنون زمان فرق کرده است. امروزه بیشتر بچه ها به حرف پدر و مادرها، چون که آنها این طور می گویند، گوش نمی کنند. مثال بالا این موضوع را روشن می کند. هنگامی که مادر می پرسد: «تو چِت شده؟» یا «آخه مشکلت چیه؟» این پرسش به احتمال زیاد پاسخی به خشم خود است که پسرش از او اطاعت نمی کند چون که او این طور گفته است. امروزه بیشتر بچه ها برای گوش دادن به حرف پدر و مادر خود به دلیلی نیاز دارند که از «چون من این طور گفتم» اساسی تر باشد.
این کتاب چگونه می تواند به من کمک کند؟
این کتاب به شما کمک خواهد کرد تا دلایلی را که چرا کودکان رفتارهای کنترل نشدنی نشان می دهند درک کنید. با آن که درک آن دلایل برای تغییر اوضاع کافی نیست، ولی کتاب به شما کمک خواهد کرد تا مجموعه انتظارات سازنده تری را به وجود آورید. دانستن این که چرا بچه شما آن گونه که هست رفتار می کند به شما کمک خواهد کرد که بفهمید در این باره چه کار می توانید بکنید و چطور می توانید تکنیک هایی را اجرا کنید تا با عمل به آنها به کاهش مشکلات کودکتان کمک کنید.
همین طور یاد خواهید گرفت که چگونه واکنش های احساسی خود را کنترل کنید تا آرام تر باقی بمانید. هر چه بیشتر یاد بگیرید خودتان و واکنش هایتان را کنترل کنید، در با موفقیت مهار کردن رفتارهای فرزندتان ثمربخش تر خواهید شد. شکستن چرخه افزایش تنش ها به شما امکان می دهد در کنترل باقی بمانید و در نتیجه مارپیچی را دور بزنید که به بدترین رفتارهای کنترل نشدنی می انجامد.
این کتاب به شما کمک خواهد کرد به فرزندانتان دلایلی ارائه دهید که چرا آنها باید به حرف های شما گوش بدهند و به آنها کمک خواهید کرد دریابند که وقتی به حرف ها گوش می دهند یا نمی دهند، چه چیزی اتفاق خواهد افتاد. یاد خواهید گرفت که چگونه پیامدهای مناسب رفتارهای مثبت و منفی فرزندتان را شناسایی کرده و اجرا کنید. در سراسر کتاب نمونه هایی از مشکلات متداول رفتاری وجود دارند که پدر و مادرها با فرزندان ناسازگار خود تجربه می کنند. من با هر نمونه، به شما کمک خواهم کرد که بفهمید چه اتفاق خواهد افتاد و چرا کودک رفتار خود را نشان داد. شما برای کاهش بروز رفتارها و افزایش میزان کنترلی که بر رفتارهای فرزندانتان دارید راهبردهای لازم را به دست خواهید آورد.
من از این کتاب چه انتظاری می توانم داشته باشم؟
پیش از آن که ادامه دهید، برایتان مفید خواهد بود که بدانید چه چیزی را می توانید از خواندن این کتاب و استفاده از راهبردهایی که شرح می دهد انتظار داشته باشید. اول، خواهش می کنم درک کنید که هیچ راه حل سریعی وجود ندارد و هیچ راهبردی در جهان، فورا رفتار کنترل نشدنی فرزندی را به رفتاری فرمانبردار تبدیل نخواهد کرد. تحت کنترل درآوردن فرزندتان امکان پذیر است، ولی این عمل به کار، تلاش و اختصاص وقت نیاز دارد. این کتاب مجموعه ابزاری را به شما پیشنهاد می کند که ثابت شده است در کاهش مشکلات کنترل کودک موثر هستند، ولی این ابزارها برای موثر واقع شدن به زمان نیاز دارند و شما باید پیوسته آنها را به کار برید.
برای توضیح بیشتر این نکته، خواهش می کنم با دیدِ صبر کن ـ وـ ببین به راهبردهای توضیح داده شده در این کتاب نزدیک نشوید. بدین معنی که، لطفا نگویید «من تلاش خواهم کرد این راهبردها را به کار ببرم که ببینم موثر واقع می شوند یا نه.» این نوع نگاه بسیار زیاد شما را با شکست مواجه خواهد کرد. شیوه موجود در این کتاب موثر بوده و طی سال ها پژوهش و طبابت بالینی به اثبات رسیده است، اما تنها وقتی موثر خواهد بود که به آن ایمان کافی داشته باشید تا واقعا روشی را که با آن به طور دائم به فرزندتان می پردازید تغییر دهید، نه آن که فقط به طور موقت ببینید این شیوه کار می کند یا نه. فرزندتان هرگونه تردید از جانب شما را به هنگام اجرای روش هایی که در پی می آیند درک می کند و کنش متقابل موثر نخواهد شد.
بهترین راه برای نزدیک شدن به این کتاب و تکنیک های مندرج در آن این است که به این نتیجه برسید که برای انجام کاری متفاوت آماده اید، کاری که بر پایه تحقیق زیاد و پشتیبانی بالینی بنا نهاده شده است، کاری که به شما کمک خواهد کرد با فرزندتان اوضاع را تغییر بدهید. اگر مانند پدر/ مادر معمولی یک فرزند ناسازگار هستید، احتمالاً هر کاری را که برای تغییر رفتار فرزندتان به فکرتان می رسیده انجام داده اید و هیچ چیز موثر نبوده است. بنابراین، چه چیزی دارید که از دست بدهید؟ ایمان داشته باشید. روش های مندرج در این کتاب کارگر می افتد و نتایج مطالعات تحقیقی بسیاری موثر بودن این روش ها را تایید می کنند (کاپالکا الف۲۰۰۱، ب۲۰۰۱، الف۲۰۰۳، ب۲۰۰۳، ۲۰۰۴، ۲۰۰۵، ۲۰۰۶). مقدار تغییری که می توانید انتظار داشته باشید از فرزند تا فرزند متغیر است و به متغیرهایی چون شخصیت فرزندتان، شخصیت خودتان و به دینامیک و پویایی خانواده تان بستگی دارد. به هر روی، چنانچه مایل به انجام تلاش و پشتکار مورد نیاز برای اجرای راهبردهایی هستید که در پی خواهند آمد، نتایج را خواهید دید.
همین طور نیاز خواهید داشت که برای این کار وقت صرف کنید. نمی توانید انتظار داشته باشید از یک فرزند ناسازگار تغییر زیادی به دست آورید مگر آن که تصمیم بگیرید که باید شیوه خودتان را به طور دائم تغییر بدهید. یادگیری عادات، مهارت ها و تکنیک های جدید فرایندی پرزحمت و شاق است. گرچه این کتاب به گام های معقول تقسیم شده است، ولی بیشتر پدر و مادرها می توانند هریک از این گام ها را به راحتی ظرف یک یا دو هفته معمولی به انجام برسانند، کسب تغییر درازمدت زمان و پشتکار می برد. اگر مایل هستید وقت صرف کنید، تلاش نمایید و بر آن باشید که این کار رفتارهای بدقلق را تحت کنترل درخواهد آورد، این کتاب راه هایی را برای انجام آن به شما ارائه خواهد داد.
چگونه بدانم که این برنامه ثمربخش است؟
برنامه مندرج در این کتاب در دهه ۱۹۹۰ ایجاد شد. از آنجا که به مدت تقریبا دو دهه است که روان شناس بالینی کودکان هستم، اغلب با کودکان ناسازگار کار می کنم. پدر و مادرهای آن کودکان به کمک نیاز دارند تا الگوهای افزایش تنش را که در کودکان با رفتارهای کنترل نشدنی بسیار متداول است بشکنند. سال های بسیاری، برای پزشکان بالینی منابعی وجود داشته است تا به پدر و مادرها در اجرای راهبردهایی کمک کنند که کشمکش ها را کاهش می دهند و قابلیت مهار فرزندان آنها را بهبود می بخشند. برای مثال، از مدت ها معلوم شده است که قرارداد رفتاری ثمربخش است. به هر روی، منابع موجود برای پدر و مادرها کمتر آن نوع دستورهای مشروح را در اختیار می گذارند که در ایجاد یک قرارداد رفتاریِ ثمربخش به آنها کمک کنند، قراردادی که به طور ضعیف اجرا شده باشد احتمالاً خیلی ثمربخش نخواهد بود. بنابراین، به شناختن و مشخص کردن آن مولفه هایی از قرارداد رفتاری پرداختم که به نظر می رسد به احتمال زیاد آن را ثمربخش می کنند.
پزشکان بالینی که با کودکان نافرمان کار می کنند اغلب از برنامه ای پیروی می کنند که توسط راسل بارکلی برنامه ریزی شده است ( ۱۹۹۷). من مولفه های این برنامه را مفید یافتم، ولی تجربه من نیز این بود که تجدیدنظر در این برنامه آن را در مورد بچه های ناسازگار ثمربخش تر می کرد. به تدریج آن برنامه را به طور چشمگیری گسترش دادم، در برخی گام ها تجدیدنظر کردم و گام های دیگری را به آن افزودم. در نتیجه، مولفه های برنامه مندرج در این کتاب با اضافات و تغییرات چشمگیر خیلی کم مبتنی بر برنامه بارکلی ( ۱۹۹۷) است. اگر فرزند شما نافرمان و جنجالی است ولی اغلب کنترل شدنی است، ممکن است کتاب بارکلی با کتاب کریستین بنتون(۵) به نام فرزند نافرمان شما: هشت گام برای بهتر کردن رفتار (۱۹۹۸ ) برایتان منبع خوبی باشد. به هر روی، اگر احساس می کنید که فرزندتان کنترل شدنی نیست و به چیزی عمیق تر نیاز دارید، این کتاب را بخوانید.
هنگامی که این برنامه جدید تکمیل شد، مطالعات و بررسی هایی به منظور تحقیق در ثمربخش بودن آن انجام دادم. هر گام این تکنیک مورد تحقیق قرار گرفت و نتایج آنها در نوشتجات تخصصی (کاپالکا الف۲۰۰۱، ب۲۰۰۱، الف۲۰۰۳، ب۲۰۰۳، ۲۰۰۴، ۲۰۰۵، ۲۰۰۶) موجود است. مطالعات نشان دادند که هر گام منتج به ۲۵ تا ۶۵ درصد کاهش در مشکلات رفتاری شد. هنگامی که اثر ترکیبی استفاده از بسیاری از گام ها را در نظر بگیرید مجموع کاهش در مشکلات بسیار چشمگیر بود. بنابراین، می توانید مطمئن باشید برنامه ای که می خوانید مبتنی بر اصول روان شناختی منطقی است و با مدارک تجربی و علمی، ثمربخش بودن آن مورد تایید قرار گرفته است. علاوه بر این، می توانید امیدوار باشید که هر تعداد گام بیشتری را انجام دهید، سود بیشتری را تجربه خواهید کرد.
چگونه از این کتاب استفاده کنم؟
این کتاب یک برنامه تربیت فرزند را شرح می دهد. کاربرد نُه شیوه جداگانه (ولی مرتبط) را دربر می گیرد که در کل به شما کمک خواهد کرد فرزندتان را تحت کنترل دربیاورید. هر گام برای پرداختن به مشکل خاصی برنامه ریزی شده است که بچه های ناسازگار معمولاً از خود نشان می دهند. باید بر گام ها به طور انفرادی تسلط یافت و باید با استفاده روزانه از هر گام پیش از آن که به گام دیگری بپردازید، خیالتان راحت باشد. با وجودی که گام ها هریک به مشکل متفاوتی می پردازند، ولی روی یکدیگر بنا نهاده می شوند، و شما باید پیش از پرداختن به گام ۲ واقعاً بر گام ۱ مسلط شوید، باید پیش از آن که به گام ۳ بپردازید بر گام های ۱ و ۲ تسلط پیدا کنید و غیره. در نتیجه، توصیه می شود که هر یک هفته یا دو هفته فقط به یک گام بپردازید. بدین طریق، به خودتان و به فرزندتان وقت کافی خواهید داد که به شیوه جدید انجام کارها عادت کنید، و سپس برای پرداختن به گام بعدی آماده خواهید بود.
گام ها طوری برنامه ریزی شده اند که به ترتیب کار کنند. ترتیب گام ها تصادفی نیست؛ طوری برنامه ریزی شده است که به شما کمک کند بر گام ها به ترتیب تسلط پیدا کنید زیرا هر گام روی گام هایی ساخته می شود که پیش از آن بر آنها مسلط می شوید. در نتیجه، خواهش می کنم به این طرف و آن طرف نپرید و کوشش نکنید گام های خاصی را انتخاب کنید که می خواهید آنها را با فرزندتان به کار ببرید. ممکن است از این کار سودی هم ببرید، ولی این کار تقریبا چنان که باید ثمربخش نخواهد بود. در عوض، بر همه گام ها، به ترتیب،چیره شوید. هنگامی که گام های ۱ تا ۶ را تکمیل کردید، بعد می توانید هریک از گام های ۷، ۸ و ۹ (یا همه آنها) را انتخاب کنید که سودمند خواهند بود، و می توانید آنها را به هر ترتیبی که مورد نیاز است اجرا کنید. به هر روی، پیش از آن که به آنجا برسید، لطفا گام های ۱ تا ۶ را به ترتیب به انجام برسانید.
همراه هریک از نُه گام فهرست خلاصه مطالب آمده است. این صفحات بدان منظور آورده شده اند که کار یادآوری کننده ها را بکنند و شما را همچنان در انجام کارهای درست نگهدارند. همین طور که در هر گامی پیش می روید، صفحات آن را در جایی قابل رویت بچسبانید که به منزله یادآوری کننده به شما عمل کنند. دیدن این فهرست خلاصه مطالب در جایی که ناخواسته آنها را می بینید کمکتان خواهد کرد که جزئیات هر تکنیک را به یاد آورید. هر چه بیشتر به آنها مراجعه کنید، موفقیت بیشتری از اجرای هر گام را تجربه خواهید کرد.
تعیین جای این فهرست خلاصه مطالب به شما مربوط می شود، ولی من چند پیشنهاد دارم. برای مثال، چنانچه فرزندی پنج ساله دارید که هنوز خواندن نمی داند، می توانید این فهرست های خلاصه مطالب را روی یخچال در آشپزخانه، یا در محلی مشابه در خانه تان قرار دهید که نقش تابلوی پیام همگانی را بازی کنند. اگر فهرست های خلاصه مطالب در جایی قرار می گیرند که در طول روز مکرر به آنجا سر می زنید، اغلب آنها را خواهید دید و به شما یادآور خواهند شد که درباره چه هستند که در آن هفته روی آنها تمرکز می کنید. به عکس، برای فرزند ده ساله ای که خوب می خواند، ممکن است بخواهید از جای مخفیانه تری استفاده کنید که مرتب به آنجا سر می زنید ولی فرزندتان سر نمی زند - برای مثال، پشت درِ اتاق خوابتان.
این کار باعث پرسش مهمی می شود: آیا باید به فرزندتان بگویید که از برنامه ای استفاده می کنید که کمک می کند رفتارهای او را تحت کنترل دربیاورید یا نه؟ به طور کلی، من این را توصیه نمی کنم. ضرورتی ندارد به فرزندتان اعلام کنید که قصد دارید سختگیر باشید. این موضوع را پیش خود نگهدارید، و بگذارید اعمالتان به جای شما حرف بزنند. آن گام هایی که مستلزم اعلان از پیش به فرزندتان هستند به وضوح در این کتاب مشخص شده اند.
اگر فرزندتان فهرست های خلاصه مطالب را پیدا کند و درباره آنها از شما بپرسد، چی؟ در آن لحظه، نباید دروغ بگویید، ولی لازم نیست جزئیات را به فرزندتان بگویید. کافی است بگویید که از برنامه ای پیروی می کنید که امیدوارید به هر دوی شما کمک کند که با هم بهتر بسازید و کشمکش هایی را که تجربه می کنید به حداقل برساند. باعث نشوید فرزندتان احساس کند که این برنامه به منظور «درست کردن» اوست. این کار باعث می شود فرزندتان حالت دفاعی به خود بگیرد و امکان دارد واکنش وی به برنامه کاملاً منفی شود. در عوض، این کار را یک تلاش مشترک کنید - برنامه ای که هر دوی شما را «درست» خواهد کرد - یعنی برنامه ای که روش حرف زدن با یکدیگر و روش اِعمال مقررات در این خانه را «درست» خواهد کرد.
سرانجام، خواهش می کنم از روی دو فصل بعدی نپرید و مستقیم به گام های تربیتی نروید. گرچه حتی اگر با نخواندن فصل هایی که پیش از برنامه تربیت فرزند می آیند می توانید سودهایی از آن ببرید، ولی اجرای گام ها چنان که باید ثمربخش نخواهند بود. به عنوان پدر یا مادر، موفقیت شما در تحت کنترل درآوردن فرزندتان به چند فاکتور بستگی دارد. باید درک کنید که چرا فرزندتان این گونه رفتار می کند. همچنین باید درک کنید که چرا این گونه واکنش نشان می دهید و «مخصوصا» برای تغییر واکنش های خودتان به چه چیزی نیاز دارید تا چون آدمی منضبط ثمربخش تر شوید. همچنین باید فلسفه و اصول اولیه مهار فرزند را که کمکتان خواهند کرد رفتار فرزندتان را تحت کنترل دربیاورید درک کنید. فقط در آن صورت است که خواهید توانست بیشترین سود را از تسلط بر برنامه شرح داده شده در این کتاب ببرید. ترکیب همه این فاکتورها، به جای فقط استفاده از نُه گام، چیزی است که باعث بیشترین تغییر در شما و در فرزندتان خواهد شد.
بنابراین، آستین هار ا بالا بزنید و برای شروع سفری مهم آماده شوید. این سفر مستلزم صرف وقت، تعهد و کوشش خواهد بود، ولی در پایان شما و فرزندتان رابطه ای نزدیک تر و مثبت تر خواهید ساخت. در طول فرایند، به فرزندتان کمک خواهید کرد خویشتن داری لازم برای یک بزرگسالِ متعادل شدن را در خود پرورش و ایجاد کند.

نظرات کاربران درباره کتاب کودک شیطون خود را چگونه تربیت کنیم

مقدمه کتاب و اینکه بارها گفته شده این کتاب چه کتابی است، حوصله آدم رو سر می‌بره. دیر وارد موضوع اصلی می‌شه.
در 2 ماه پیش توسط