فیدیبو نماینده قانونی انتشارات البرز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب به درون آب

کتاب به درون آب

نسخه الکترونیک کتاب به درون آب به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱۲,۶۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب به درون آب

دیروقت بود، درست ساعت دو بامداد، که او به خانه رسید. پروازش از مالاگا با تأخیر انجام شده بود. وی بلیت پارکینگ خودرواش را گم کرده و این امر او را از کوره به در برده، سبب شده بود برای یافتن خودرواش در پارکینگ چهل‌وپنج دقیقه معطل شود. اکنون آرزو می‌کرد که ای کاش معطلی‌اش بیشتر به درازا می‌کشید، ای کاش اصلاً هرگز خودرواش را نمی‌یافت، ناگزیر می‌شد در هتل بماند. در آن زمان، می‌توانست فقط یک شب دیگر اتاق ذخیره کند. زیرا وقتی در تاریکی تشخیص داد که پنجره‌های خانه‌اش شکسته شده است، می‌دانست که آن شب و یا هیچ شبی نمی‌توانست بخوابد. آسودگی به پایان رسیده بود، راحتی خیال نابود شده بود. به او خیانت شده بود. وی همچنین آرزو کرد که خونسردتر و محکم‌تر بود؛ که با نامزدش همراه شده بود. در آن صورت، وقتی که به سراغش می‌آمدند، می‌توانست بگوید: «من؟ من همین الان از اسپانیا اومدم. با نامزدم چهار روز در آندالوسیا بودم. نامزد جذاب، کار کشته و بیست‌ونه ساله‌م.» اگرچه، تفاوتی نمی‌کرد، می‌کرد؟ مهم نبود که چه می‌گفت، چه کار می‌کرد، زندگی‌اش را چگونه گذرانده بود: آنان به هر حال او را به چهار میخ می‌کشیدند. برای روزنامه‌ها، پلیس، افکار عمومی، مدرسه، جامعه فرقی نمی‌کرد که او منحرفی با سابقۀ افتادن به دنبال دخترانی با نصف سن خود نبود. اهمیتی نداشت که او عاشق شده و کسی عاشق او شده بود. احساس‌های دوطرفه‌شان نادیده گرفته می‌شد ـ رشد و بلوغ کیتی، جدی بودنش، هوش و ذکاوتش، انتخابش ـ هیچ یک از این‌ها اهمیت نداشت. همۀ آنچه آنان می‌دیدند سن او، بیست‌ونه، و مال کیتی، پانزده بود و زندگی‌اش را متلاشی می‌کردند. در زمین چمن مقابل خانه ایستاد، به پنجره‌های تخته‌کوب شده زل زد، و به گریه افتاد. در آن وقت، اگر چیزی برای شکستن باقی مانده بود، خودش درهم می‌شکست. در زمین چمن ایستاد و کیتی را نفرین کرد، به روزی نفرین فرستاد که برای نخستین‌بار چشمش به او افتاده بود؛ دختری بسیار زیباتر از دوستان احمق و به خود مطمئنش. روزی را مورد لعن و نفرین قرار داد که کیتی آرام به میز کار او نزدیک شد، با عشوه و لبخند بر لب، و پرسید: «آقای هندرسن؟ می‌تونم برای چیزی از شما کمک بگیرم؟» او طوری به سویش خم شده بود که بوی عطرش به مشام وی می‌خورد. او ابتدا جا خورده و خشمگین شده، تصور کرده بود که کیتی قصد بازی کردن با او را داشت. سر به سرش می‌گذاشت. آیا کیتی نبود که همۀ این‌ها را آغاز کرده بود؟ و چرا کیتی بایستی او را انتخاب، و سپس رهایش کند تا از پیامدهای آن کارشان رنج بکشد؟

ادامه...

بخشی از کتاب به درون آب

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب به درون آب