فیدیبو نماینده قانونی نشر ماهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب به عبارت دیگر

کتاب به عبارت دیگر

نسخه الکترونیک کتاب به عبارت دیگر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۳۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب به عبارت دیگر

وقتی عاشقی، دلت می‌خواهد تا ابد زندگی کنی. دلت می‌خواهد احساس و شوری که در دل داری همیشه بماند و برقرار باشد. خواندن به ایتالیایی آرزوی مشابهی را در من برمی‌انگیزد. نمی‌خواهم بمیرم، چون مرگ من به معنی پایان اکتشافم در این زبان است، چون هر روز کلمه‌ای تازه برای آموختن هست. پس عشق واقعی ممکن است نشانه جاودانگی باشد.

ادامه...
  • ناشر نشر ماهی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.78 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب به عبارت دیگر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



یادداشت مترجم

کتاب حاضر ترجمه ی فارسیِ ترجمه ی انگلیسیِ کتابی است که نویسنده ای امریکایی و هندی تبار به زبان ایتالیایی نوشته است.
ممکن است برخی خوانندگان بگویند ترجمه ی دست چندم از متن اصلی بسیاری از نکات و ظرایف متن را از میان می برد. بیراه هم نیست. ولی صرف نظر از این که من ایتالیایی نمی دانم ــ که کاش می دانستم ــ باید گفت به عبارت دیگر اساسا روایتی است از دست و پنجه نرم کردن با زبان ها و تلاش برای حرف زدن و نوشتن به زبانی جز زبان مادری. شخص نویسنده هم آن را به ایتالیایی سر و ساده و به قول خودش «خامی» نوشته است که البته همین ویژگی نقطه ی تمایز اثرش شده است.
به عبارت دیگر را می توان شرح عشق ورزی جومپا لاهیری با زبان دانست و قصه ی تقلای او برای آموختن زبانی دیگر (ایتالیایی)، وصف گام به گام جاده ی دل انگیز و در عین حال پرفراز و نشیبی که برای آموختن هر زبان باید پشت سر گذاشت و نیز توصیف تحفه های دلچسبی که در راه به چنگ زبان آموز می آید.
از این رو، این کتاب را به هر زبان آموزی می توان هدیه داد تا ترسش از سختی های راه بریزد و به پیش رفتن دلگرم شود.
جومپا لاهیری، به گفته ی خودش، برای نوشتن این کتاب به زبان ایتالیایی مدتی دراز جز به ایتالیایی چیزی نخواند و ننوشت. شیفتگی او به یادگیری زبان تازه آنچنان بود که زندگی در امریکا را تاب نیاورد و همراه خانواده اش از امریکا به ایتالیا مهاجرت کرد و سالیانی در رم ساکن شد.
به عبارت دیگر نخست در ایتالیا و به زبان ایتالیایی منتشر شد و سپس اَن گلدستاین، از مترجمان بنام ایتالیایی، آن را برای دنیای انگلیسی زبان ترجمه کرد که به صورت دوزبانه (ایتالیایی ـ انگلیسی) در امریکا و انگلستان منتشر شد.

فرایند ترجمه ی به عبارت دیگر به فارسی نیز برای من شوق انگیزتر از ترجمه ی دیگر کتاب های جومپا لاهیری بوده است، چون این کتاب را ستایش زبان و ترجمه می دانم. او همه ی آنچه را که در سر یک زبان آموز می گذرد، در قالب مجموعه ای از تاملات، با نگاه تیزبین خود توصیف می کند و تجربه های شخصی اش از زبان و ترجمه را با خواننده در میان می گذارد:

گمان می کنم ترجمه عمیق ترین و کامل ترین شکل خواندن است. ترجمه مواجهه ی شگفت انگیز و پویای دو زبان است، مواجهه ی دو متن و دو نویسنده. مستلزم دوچندان کردن است و نوسازی.

فارسی. انگلیسی. ایتالیایی. بنگالی. لاتین... در این دنیای رنگارنگ زبانی، جذاب تر از آموختن زبان هایی نو و ترجمه کردن چیست؟ معجزه هایی که با آن ها می توان به همه ی ساکنان دنیا نزدیک شد و حرف ها را فهمید و فهماند.

از نشر ماهی سپاسگزارم که این کتاب را همچون دیگر آثار جومپا لاهیری به شکلی برازنده منتشر کرد و نیز سپاسگزارم از آقای مهدی نوری که متن را پیش از انتشار به دقت خواند و ملاحظات خود را در اختیارم گذاشت.

امیرمهدی حقیقت
مهرماه ۱۳۹۵

یادداشت نویسنده بر ترجمه ی انگلیسی

ممکن است خوانندگان بپرسند چرا خودم این کتاب را از ایتالیایی به انگلیسی ترجمه نکرده ام. بخشی از پاسخ را در فصلی با عنوان «نوجوان پُرمو» آورده ام. در آن جا از دشواری غافلگیرکننده ی ترجمه از ایتالیایی به انگلیسی سخن گفته ام، یعنی از زبانی که آن موقع تازه داشتم بیان خلاقانه ی درونیات خود را با واژگانش می آزمودم به زبانی که کتاب های پیشینم را به آن نوشته بودم. اکراه داشتم میان این دو زبان رفت و آمد کنم. انگیزه ام در آن زمان حفاظت از دانش ایتالیایی ام بود. بازگشت به انگلیسی تمرکزم را بر هم می زد، طاقت فرسا بود و بی انگیزه ام نیز می کرد. به من می فهماند که دانش ایتالیایی ام، در مقایسه با انگلیسی، چقدر محدود است. کاری می کرد در ارزش تجربه ای که از سر گذرانده بودم عمیقا تردید کنم.
ایتالیایی من هنوز در مقایسه با انگلیسی ام محدود است. با این همه، تنها زبانی است که همچنان به آن می نویسم. از نامه نگاری های اجباری که بگذریم، در دو سال گذشته تنها به ایتالیایی نوشته ام. در واقع، پس از آخرین رمانم گودی، که در سال ۲۰۱۲ به پایان رسید، این چند کلمه نخستین نثر رسمی ای است که به انگلیسی نوشته ام.
نوشتن به ایتالیایی انتخاب خودم است؛ تن دادن به خطری که به قدر کافی انگیزه دارم که آن را به جان بخرم. این کار نظمی سختگیرانه می طلبد که من در حال حاضر خود را آماده ی تداومش می بینم. ترجمه کردن این کتاب به قلم خودم این نظم را بر هم می زد و به معنی درگیرشدن دوباره و رو در رو با انگلیسی بود و کلنجاررفتن با آن به جای ایتالیایی.
به علاوه، اگر من این کتاب را ترجمه می کردم، وسوسه می شدم بهترش کنم و با کمک زبان قوی ترم آن را قدرتمندتر سازم. ولی می خواستم ترجمه ی In altre paroleزبان ایتالیایی ام را صادقانه بازتاب دهد، بدون صیقل دادن زوایای تیزش، بدون خنثی کردن نثر نامتعارفش، بدون دستکاری در شخصیتش. هنگامی که دریافتم این کتاب بناست به انگلیسی منتشر شود، به شکلی غریزی فهمیدم مترجمی دیگر، آدمی مجرب تر و بی طرف تر، برای این کار مناسب تر است. از این رو، از اَن گلدستاین سپاسگزارم که این کتاب را در اختیار خوانندگان انگلیسی زبان گذاشته است.

Jhumpa Lahiri
In Other Words
Bloomsbury, London, 2016

برای پائولو باسیریکو
آنجلو د گنارو
و آلیس پرتّی

گذر

می خواهم از دریاچه ی کوچکی بگذرم. واقعا کوچک است، با این حال ساحل روبه رو در نظرم بسیار دور می آید، فراتر از توانم. می دانم وسط دریاچه خیلی عمیق است. با این که شنا بلدم، می ترسم تنها و بی تکیه گاه وسط آب گیر بیفتم.
دریاچه ای که حرفش را می زنم جایی است دورافتاده و پرت. برای رسیدن به آن باید مسافتی کوتاه را پیاده رفت، از میان جنگلی خاموش. آن سوی دریاچه، کلبه ای را می بینی که تنها کلبه ی ساحل است. دریاچه درست پیش از آخرین عصر یخبندان شکل گرفته، هزاره ها پیش. آبش زلال اما تیره رنگ است، سنگین تر از آب شور، و البته راکد. وقتی پا در آن می گذاری و چند متر از ساحل دور می شوی، دیگر کف دریاچه را نمی بینی.
صبح ها به تماشای آدم هایی می نشینم که مثل خودم به دریاچه می آیند. تماشایشان می کنم که با اعتمادبه نفس، آرام و بی خیال، از این سو به آن سو شنا می کنند، دقایقی جلو کلبه می مانند و سپس بازمی گردند. حرکت دست هایشان را هنگام شنا می شمارم. به حالشان غبطه می خورم.
یک ماه در دریاچه شنا می کنم، بی آن که هیچ وقت زیاد از ساحل دور شوم. محیط دریاچه، در قیاس با قطرش، بسیار بیش تر است. بیش از نیم ساعت طول می کشد تا این دایره را شنا کنم. اما همیشه نزدیک ساحل می مانم.
می توانم توقف کنم و اگر خسته شدم، بایستم. ورزش خوبی است، ولی آن قدرها هیجان انگیز نیست.
سپس یک روز صبح، در اواخر تابستان، دو تا از دوستانم را لب دریاچه می بینم. تصمیم می گیرم سرانجام با آن ها از عرض دریاچه بگذرم و به کلبه ی آن دست بروم. خسته شده ام از بس فقط نزدیک ساحل شنا کرده ام.
حرکات دستم را می شمارم. می دانم که همراهانم با من در آبند، اما این را هم می دانم که هرکداممان تنهاییم. پس از حدود صد و پنجاه حرکت دست، به وسط دریاچه می رسم، به گودترین نقطه. همچنان ادامه می دهم. پس از صد حرکت دیگر، دوباره کف دریاچه را می بینم.
به آن دست دریاچه می رسم: بی هیچ دردسری موفق شده ام. کلبه ای که پیش از این در دوردست بود، تنها چند قدم با من فاصله دارد. پرهیب تیره رنگ، کوچک و دور شوهر و بچه هایم را می بینم. دست نیافتنی می نمایند، گرچه می دانم که نیستند. با گذر از دریاچه، ساحل آشنا تبدیل می شود به ساحل روبه رو، این جا می شود آن جا. حالا که سرشار از توان و نشاط شده ام، دوباره از عرض دریاچه می گذرم. حسابی به وجد آمده ام.
بیست سال طوری ایتالیایی خواندم انگار دارم در حاشیه ی آن دریاچه شنا می کنم؛ همیشه در کنار زبان اصلی ام انگلیسی، همیشه نزدیک به آن ساحل. ورزشی مفید به حال عضله ها و به حال مغز، ولی نه چندان مهیج. اگر زبان خارجی را این طور بخوانید، غرق نمی شوید. آن یکی زبان همیشه هست تا به شما پشتگرمی دهد، تا نجاتتان دهد. ولی بدون احتمال غرق شدن و فرورفتن نمی توانید در آن شناور شوید. برای یادگیری یک زبان تازه، برای فرورفتن در آن، باید ساحل را ترک کنید، بدون جلیقه ی نجات، بدون تکیه به زمین سفت.
چند هفته ای پس از گذر از آن دریاچه ی کوچک و پنهان از دید، یک بار دیگر از آب ها گذر می کنم. این بار مسافتی بسیار طولانی تر را که البته ابدا سخت نیست. نخستین سفر واقعی زندگی ام خواهم بود. این بار، سوار بر کشتی، از اقیانوس اطلس می گذرم تا در ایتالیا زندگی کنم.

واژه نامه

اولین کتاب ایتالیایی ای که می خرم یک واژه نامه ی جیبی است، با معادل هایی به زبان انگلیسی. سال ۱۹۹۴ است و من برای اولین بار راهی سفر به فلورانسم، همراه با خواهرم. به کتابفروشی ای در بوستون می روم که نامش ایتالیایی است ــ ریتسولی ــ کتابفروشی ای شیک و تمیز که حالا دیگر وجود ندارد.
این نخستین سفرم به ایتالیاست و هیچ چیز از فلورانس نمی دانم، ولی کتاب راهنمای سفر نمی خرم. به لطف یکی از دوستان، نشانی هتلی را در جیب دارم. دانشجویم و پول چندانی هم ندارم. به نظرم واژه نامه مهم تر است.
واژه نامه ای که می خرم جلد پلاستیکی سبزرنگی دارد، محکم و ضدآب. سبک است، کوچک تر از کف دستم، کم و بیش اندازه ی یک قالب صابون. پشت جلدش نوشته شامل حدود چهل هزار لغت ایتالیایی است.
مشغول پرسه زنی در گالری اوفیتزی و در میان اتاق هایی کم و بیش خالی هستیم که خواهرم ناگهان متوجه می شود کلاهش را گم کرده. واژه نامه را باز می کنم و سراغ بخش انگلیسی ـ ایتالیایی می روم تا ببینم کلاه به ایتالیایی چه می شود. به شکلی که قطعا غلط است، به نگهبان می گویم ما کلاهی گم کرده ایم و او هم معجزآسا منظورم را می فهمد. طولی نمی کشد که کلاه پیدا می شود.
از آن پس، در طول سال های فراوانی که به ایتالیا رفته ام، همیشه این واژه نامه را با خود برده ام. همواره آن را در کیف دستی ام می گذارم. وقتی در خیابان راه می روم، وقتی به هتل برمی گردم و وقتی می کوشم مقاله ای را در روزنامه بخوانم، در واژه نامه ام دنبال کلمه می گردم. واژه نامه راهنمایی ام می کند، مراقبم است و همه چیز را برایم توضیح می دهد.
هم نقشه ام می شود و هم قطب نمایم. می دانم که بدون آن سردرگمم. همچون پدر یا مادری مقتدر است که بدون او نمی توانم بیرون بروم. آن را متنی مقدس می بینم، پر از راز، پر از مکاشفه.
جایی در صفحه ی اول می نویسم: «provare a = cercare di» (تکاپو = جست وجو). این برش تصادفی از واژه نامه، این معادل زبانی، چه بسا استعاره ای است از عشقم به زبان ایتالیایی؛ چیزی که اساسا تلاشی سرسختانه است و آزمونی مدام. کم و بیش بیست سال پس از خریدن نخستین واژه نامه، تصمیم می گیرم برای مدتی طولانی در رم زندگی کنم. پیش از رفتن، از دوستی که سال ها در رم زندگی کرده می پرسم آیا واژه نامه ای الکترونیکی، مثلاً یک اپلیکیشن تلفن همراه، به درد این می خورد که در هر لحظه بتوانی دنبال معنی واژه ای ایتالیایی بگردی یا نه.
با خنده می گوید: «به زودی خودت وسط یک واژه نامه ی ایتالیایی زندگی می کنی.»
راست می گوید. بعد از چند ماه زندگی در رم، کم کم متوجه می شوم که دیگر آن قدرها هم سراغ واژه نامه نمی روم. بیرون از خانه، بیش تر وقت ها توی کیفم می ماند. در نتیجه، بعد از مدتی آن را در خانه می گذارم. می دانم این یک نقطه ی عطف است، حسی از آزادی و گاه خسران، حسی از رشدکردن، دست کم رشدی اندک.
امروز چندین جلد واژه نامه ی بزرگ تر و قطورتر روی میزم است. دو تا از این واژه نامه ها تک زبانه اند، بدون یک کلمه انگلیسی. حالا دیگر جلد واژه نامه ی جیبی ام کمی پریده رنگ می نماید و اندکی کثیف. برگ هایش زرد شده اند. چند ورقی هم از شیرازه جدا شده.
واژه نامه ی جیبی را معمولاً روی میز پاتختی می گذارم تا موقع مطالعه به سادگی بتوانم دنبال کلمه ای ناشناخته بگردم. این کتاب به من اجازه می دهد کتاب های دیگر را بخوانم و درِ زبان تازه ای را باز کنم. حتی همین حالا هم در تعطیلات و سفر همراهی ام می کند. بدل به چیزی ضروری شده. اگر آن را جا بگذارم، اندکی معذب می شوم، انگار مسواک یا جورابم را جا گذاشته باشم.
حالا این واژه نامه ی کوچک بیش تر به برادر شبیه است تا پدر و مادر. با این همه، هنوز برایم مفید است و هنوز راهنمایی ام می کند. پر از رمز و راز باقی مانده. این کتابِ کوچک همیشه از من بزرگ تر خواهد ماند.

نظرات کاربران درباره کتاب به عبارت دیگر

از مترجمش کتابای خوبی خوندم، ولی اینو نخوندم
در 6 ماه پیش توسط امیرمهدی سرآبادانی
آثار این نویسنده و مترجم همیشه مورد علاقه‌ی من بوده ولی اصلا با این کتاب ارتباط برقرار نکردم.
در 2 ماه پیش توسط ال
ترجمه عالی بود ولی من خیلی ارتباط برقرار نکردم با این کتاب خیلی سخت پیش میره مثل غذایی که دوس نداری و به زور قورتش میدی
در 4 ماه پیش توسط الهام يوسفي
جومپا لاهیری رو دوست دارم و کتاب ترجمان دردها رو ازش خوندم. این کتاب هم مترجم خوبی داره و داستانی جذاب.
در 5 ماه پیش توسط محمد کاملان