فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب دانشگاه در بستر محلی
دانشگاه اصفهان

نسخه الکترونیک کتاب دانشگاه در بستر محلی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب دانشگاه در بستر محلی

دانشگاه به‌عنوان نهاد معرفتی جامعه و از سویی به‌عنوان نهاد واسط جامعه و دولت، کانون مهم و اثربخشی در تعاملات و مناسبات قدرت و ساختارهای اجتماعی و فرهنگی است و به‌عبارت دقیق‌تر، بخشی از فرایند جامعه‌پذیری و تربیت اجتماعی شهروندان هر کشوری است.
پایش تغییر و تحولات اجتماعی و فرهنگی دانشگاه از این زاویه نیز قابل‌تبیین است که دانشگاه و عناصر آن، بخشی از مرجعیت اجتماعی هستند و در جامعه به‌عنوان گروه مرجع تلقی می‌شوند. تعیین و تبیین دقیق بخشی از آسیب‌پذیری‌های عمده فرهنگی‌ـ‌اجتماعی که در ارتباط با دانشگاه ظهور و بروز می‌یابند، منوط به شناخت جامع ویژگی‌های دانشگاه و تأمل در کم‌و‌کیف تحولات رایج فرهنگی‌ـ‌اجتماعی کشور است. علاوه‌بر این، برخورداری از ذهنیتی کافی در مورد دانشگاه مطلوب و همچنین طبیعت عادی و سالم دانشگاه، راهگشای تبیین آسیب‌پذیری‌ها خواهد بود. بدیهی است که ضمن تأکید بر ضرورت انجام یک پژوهش اجتماعی برای رسیدن به این هدف، جمع‌بندی دیدگاه‌های کارشناسانه افرادی که مدت‌های طولانی با فضای فکری‌ـ‌فرهنگی دانشگاه‌ها مأنوس بوده‌اند، زمینه‌های روشن پژوهشی را در این راستا ترسیم خواهد کرد.

ادامه...

  • ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 1.54 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۸۶صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب دانشگاه در بستر محلی

دیباچه پژوهشکده

دانشگاه امروزی در اثر چرخش­های فرهنگی، اجتماعی و فنّاوری در عصر حاضر دستخوش تغییراتی شده، و این تغییرات موجب ظهور مفاهیم تازه­ای در مطالعات آموزش عالی، علم و فنَاوری گردیده است. در این بستر جهانی، در سال­های اخیر مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، علم و فنَاوری نه­تنها مورد توجه واقع شده بلکه در نظام شناخت و آینده­نگری آموزش عالی اهمیت محوری پیدا کرده است. فهم چالش­های پیش­روی آموزش عالی و انتظارات از آن با تکیه بر مولفه­های درونی و بیرونی نظام علم، وضعیت فعلی و آینده­نگری تعاملات میان دانشگاه و محیط پیرامون به مدد مطالعات فرهنگی و اجتماعی ممکن می­نماید و از این طریق می­توان راهبردهای تعادل­بخش میان کارویژه­های دانشگاه با نیازهای اجتماعی و بازار کار ارائه داد. براین­اساس مطالعات آموزش عالی و علم برای شناخت وضعیت موجود، ارزیابی تعاملات آن با جامعه و فرهنگ و ایفای نقش موثرتر آموزش عالی در ترسیم آینده کشور نیازمند بهره گیری از ظرفیت علوم اجتماعی و علوم انسانی و کاربست راهبردهای آن در عرصه سیاست­گذاری و تصمیم گیری است. برای دستیابی به این اهداف، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فنَاوری از سال ۱۳۸۲ با هدف پژوهش در زمینه های فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی و توسعه علمی، ایفای نقش نهاد واسط میان دانشگاه و جامعه و به­عنوان نهاد مولد اندیشه و اتاق فکر وزارت علوم، تحقیقات و فنَاوری در حوزه­های مورد اشاره تاسیس شده و در پی انجام پژوهش ها و مطالعاتی در محورهای زیر است:
۱. پژوهش در زمینه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، توسعه علمی و فنَاوری ۲. مطالعه در حوزه سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی ۳. توسعه کانون های تفکر در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی و توسعه علمی ۴. آینده نگری دانشگاه ها و شناخت نیازهای جدید آموزش عالی در زمینه های اجتماعی و فرهنگی ۵. شناخت و بسط مطالعات میان رشته ای و روش­های گسترش آن.
با توجه به اهداف فوق، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در کنار برنامه­ها و فعالیت های پژوهشی ، اقدام به تالیف و ترجمه آثار علمی در زمینه های فوق برای توسعه و رشد این حوزه مطالعاتی و همچنین تامین منابع فکری و علمی لازم برای سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی در آموزش عالی نموده است. امیدواریم کتاب­های منتشر شده توسط این پژوهشکده، به بهترین شکل در دسترس استادان، مدیران، کارشناسان، و علاقه­مندان مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی قرار گیرد و در ارتقای کیفی کارویژه­های آموزش عالی و علم در جامعه ایران به سهم خود نقشی فعال داشته باشد.



دانشگاه در بستر محلی

(دانشگاه اصفهان)

علی قنبری





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



مقدمه

«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم».

اصل تغییر در گذر تاریخ، امری بدیهی است و هیچ کس نمی تواند انکار کند که ما در گذر تاریخ، دستخوش تغییر خواهیم شد. تغییر و تحول، امر مسلمی است که در عرصه های علمی، فرهنگی، زندگی روزمره، و در سبک زندگی ما رخ می دهد، و درواقع، اصل مسلم جهان طبیعت است. به تعبیر فیلسوفان، اساساً جهان و هستی، ناآرام است. تغییر در بسیاری از عرصه ها منشا توسعه و رفاه و موجب آسایش است، و گاهی اوقات سبب گستردگی عرصه های گوناگون می شود. این امر نیز مسلم و روشن است که تغییرات در ابعاد مختلفی رخ می دهند؛ بنابراین، همچنان که دانش بشر روبه رشد است، زندگی بشر را نیز دستخوش تحول می کند. آنچه مهم است این است که گاهی این تغییر منشا تفاوت، رشد، پیشرفت، و توسعه، و گاهی نیز مستلزم انقلاب هویت است. هنگامی که اصل تغییر را پذیرفتیم، تفاوت را نیز باید بپذیریم و این مصداق نو شدن و به روز شدن سنت، و امری مطلوب است.
اصل پویایی و زنده بودن انسان نیز در گرو این است که در بستر این تفاوت، همواره و در همه عرصه ها، نو شود؛ چیزی که منشا گسست، و از لوازم گهگاه خطرناک این تغییر است، لذا یکی از رسالت های بسیار بزرگ بخش فرهنگی این است که از بستر تغییر، نو شدن را در عرصه های گوناگون انجام دهد.
جامعه ایرانی در دو دهه اخیر، تغییر و تحول اجتماعی و فرهنگی بسیار شتابانی را تجربه کرده و دانشگاه با مخاطبان جوانش نیز از این تحولات بی بهره نبوده است. گستردگی فراوان دانشگاه و توزیع جغرافیایی مراکز دانشگاهی در استان های مختلف، حضور و پذیرش حدود ۷۰ درصدی دختران جوان در دانشگاه ها، بیکاری تامل برانگیز دانش آموختگان دانشگاهی، فرسودگی و بی توجهی تحصیلی، تبدیل دوران دانشجویی به دوران گذار جوانی و گاهی دوران فراغت بیشتر، افزایش سن ازدواج، و... نشانگر فضایی است که تغییرات فرهنگی احتمالی در آن، نیازمند بازشناسی مفاهیم و چارچوب های برنامه ریزی فرهنگی است.
از سوی دیگر، گسترش فضای مجازی و استفاده روزافزون از رسانه های جدید دیگر در بین دانشجویان، نگرش ها و باورهای آن ها را تحت تاثیر قرار داده و سبب تردیدهایی درباره مبانی و بنیان های ارزشی شده است. پیوستگی و رابطه تنگاتنگ مسائل اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی و القائات فضای مجازی، فضایی از ناامیدی و دلسردی در بین دانشجویان ایجاد کرده است؛ تا جایی که می توان یکی از ۳ دلیل مهم مسئله فضای فرهنگی دانشگاه ها را بی انگیزگی دانست. عدم شور و نشاط و مشارکت نداشتن در فرایندهای علمی و سیاسی دانشجویان، صرف نظر از علت های فراوان آن، زمینه ساز بسیاری از آسیب های اجتماعی و فرهنگی دیگر می شود. استمرار این شرایط و دامن زدن به آن، سبب شده است که دانشگاه نیز به مکانی برای فراغت و گذران جوانی و فرار از مشکلات روزمره و روبه رو نشدن با واقعیت زندگی تبدیل شود. این درحالی است که دانشجویان تازه وارد نیز که از دبیرستان می آیند و با فضای جامعه و موقعیت اجتماعی و اقتصادی دانش آموختگان، آشنایی دارند با آن ها هم ذات پنداری می کنند.
دانشگاه به عنوان نهاد معرفتی و کانون عقلانیت جامعه، نقش ممتازی در تکوین و هدایت روایت های تاریخی و فرهنگی در جامعه دارد؛ بنابراین نگاه به مقوله فرهنگ باید متناسب با این شان دانشگاه باشد. یکی از دغدغه ها و کاستی هایی که در مقوله فرهنگ در دانشگاه وجود دارد، نگاه حاشیه ای و فوق برنامه ای و به اصطلاح، نگاه «دسری» به فعالیت فرهنگی است. به عبارت دیگر، کنش فرهنگی در دانشگاه، کنشی فرعی و غیرضروری تلقی می شود. این نگاه به فرهنگ در دانشگاه سبب شده است که فرهنگ در حوزه های دیگر نیز مظلوم واقع شود.
دانشگاه از منظر رویکرد کارکردگرایی و ساختاری، همراه با نهاد دین و خانواده، نقش کلیدی ای در تولید و بازتولید فرهنگی دارند. اگر فرهنگ را به منزله «مجموعه ای از هنجارها و ارزش های عینی (مادی و ساختاری) و ذهنیِ (غیرمادی) قابل اکتساب و قابل انتقال» درنظر بگیریم، «بازتولید فرهنگی» عبارت خواهد بود از تداوم انتقال میراث فرهنگی به نسل های جدیدی که از پی هم می آیند و «تولید فرهنگی» عبارت است از: تولید و پردازش مفاهیم، آرمان ها و ایده هایی که افکار عمومی جوامع را سروسامان داده و زمینه های نظم اجتماعی را فراهم می کنند. از این منظر، دو امر تولید و بازتولید فرهنگی مکمل یکدیگر محسوب می شوند که بدون یکی، دیگری ناقص و بی اثر خواهد بود. به طورکلی تولید و بازتولید فرهنگی، مهم ترین کارکرد دانشگاه محسوب می شود. اگر علم و فناوری را نیز زیرمجموعه فرهنگ بدانیم، کارکرد یادشده، کارکردی همه جانبه خواهد بود که دانشگاه را در جایگاه یک نهاد فرابخشی قرار خواهد داد، ولی اگر علم و فناوری را زیرمجموعه فرهنگ ندانیم، تولید و بازتولید فرهنگی، کارکرد فرعی دانشگاه خواهد بود. روشن است که حالت دوم، هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ علمی مردود است؛ بنابراین، تولید و بازتولید فرهنگی، کارکرد همه جانبه یک نهاد فرابخشی است که اختلال در آن می تواند نشان دهنده وجود آسیب فرهنگی باشد.
به لحاظ نظری و از دیدگاه نظریه های جامعه شناسی علم، دو نگرش کلان در مورد نسبت فرهنگ و دانشگاه وجود دارد:

۱. آنتونیو گرامشی: هژمونی در هـر جامعه ای از طریق دستگاه های ایجادکننده آن تداوم می یابد. این دستگاه ها عبارتند از: خانواده، مدرسه، دانشگاه، کلیسا، سندیکا، و... که نقش بازآفرینی نیروی انسانی را به عهده دارند.
۲. لوئی آلتوسر: اقتدار فرهنگی در هر جامعه ای در اختیار دستگاه های ایدئولوژیک است. این دستگاه ها عبارتند از: مدرسه، کلیسا، دانشگاه، اتحادیه، خانواده، و....
۳. برای اینکه یک پیام جا بیفتد، پذیرش ها در قالب مدل زیر انجام می شوند:

ـ دانش: مرحله ای برای تغییر فرد است که باید همراهی به نام «اطلاعات درست» به او بدهیم؛
ـ معرفی خوب: معرفی مناسب، رغبت ایجاد می کند و سبب گرایش افراد به برنامه ها می شود؛
ـ تصمیم: در این مرحله اگر به نقاط قوت گرایش داشته باشیم، آن را می پذیریم و اگر ضعف ها را برجسته ببینیم، رد می کنیم؛
ـ همنوایی: به معنای همراهی است؛ اگر طرف مقابل تصمیم ما را بپذیرد، از برنامه ها دفاع می کند و اگر بد عمل کنیم، باعث واکنش منفی شده و در نقطه مقابل قرار می گیرد؛
برنامه ریزی فرهنگی را نیز می توان کوشش آگاهانه، سنجیده، و سازمان یافته دولت برای ایجاد تغییر در وضع موجود و دستیابی به اهداف مطلوب در حوزه های مختلف فرهنگی دانست که با مفروض های زیر همراه است:
ـ در حوزه فرهنگی می توان برنامه ریزی کرد و اگر امری مطلوب نباشد، اجتناب پذیر است؛
ـ در حوزه فرهنگی، مشکلاتی وجود دارد که باید آن ها را با اقداماتی که «برنامه ریزی فرهنگی» می نامیم، برطرف کنیم؛
ـ برنامه ریزی فرهنگی بیشتر برعهده دولت است و یا از دولت انتظار می رود که چنین اقدامی را انجام دهد؛
ـ برنامه ریزی فرهنگی مبتنی بر سرمشق ها و الگوهای فرهنگی موجود در جامعه است.

پیش از آنکه به صورت دقیق تری مفهوم برنامه ریزی فرهنگی را تشریح کنیم، ذکر این نکته لازم است که بین مفهوم «برنامه ریزی فرهنگ» و «برنامه ریزی فرهنگی» تفاوت عمیق و ظریفی وجود دارد. در مفهوم نخست، برنامه ریزی برای حوزه فرهنگ مدنظر است، اما در مفهوم دوم، این واژه کاربرد گسترده تری دارد و با گروهی از وظایف و رشته های علمی، از جغرافیای انسانی تا طراحی شهری، برنامه ریزی اقتصادی، سیاست گذاری اجتماعی، و سرانجام برنامه ریزی راهبردی پیوند دارد. هنگامی که اصطلاح «برنامه ریزی فرهنگ» را به کار می بریم، منظور هماهنگ سازی فعالیت های فرهنگی و هنری در جامعه است و آن گاه که از واژه برنامه ریزی فرهنگی استفاده می کنیم، منظور، نحوه به کارگیری منابع فرهنگی به منظور توسعه یکپارچه شهرها، مناطق و کشورهاست.
هر مجموعه فرهنگی ای متناسب با شرایط حاکم بر آن، غنای ارزشی و معرفتی، عمق بینش، و دیدگاه ذی نفعان آن و نیز میزان بهره مندی از سایر مولفه های تولید فرهنگی می تواند دارای نقاط قوت و ضعف متنوعی باشد. شناخت این نقاط ضعف و قوت و میزان آن ها، یکی از اساسی ترین گام ها در مسیر تصمیم گیری راهبردی است.
برای شناخت این نقاط ضعف و قوت و نیز کمی کردن آن ها، می توان از ابزارهای بسیاری بهره برد که تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش فرهنگی ازجمله این ابزارها است. با تجزیه و تحلیل این زنجیره که دربرگیرنده همه سازوکارهای پیش بینی شده در مجموعه برای توسعه فرهنگی و نظام های تصمیم سازی و اجرایی فرهنگی است، می توان اجزای کارآمد و ناکارآمد در این سلسله عوامل را تشخیص داد. تحلیل زنجیره ارزش به تحلیل دو دسته فعالیت، شامل فعالیت های اصلی فرهنگی و فعالیت های پشتیبانی فرهنگی تقسیم می شود، که در این بخش به دلیل مفصل و دارای جزئیات بودن این مطلب، از بیان مثال آن صرف نظر می کنیم.
تجربه ها و بررسی های انجام شده نشان می دهد که تغییر اجتماعی، زمینه ساز امری است که می توان آن را «آسیب فرهنگی» نامید. اجتماع(۱) ایرانی در طول قرن جاری با چالشی روبه رو شده که ناشی از ورود به دوره ای است که تغییر اجتماعی با شتاب بسیار بیشتری درحال وقوع است. در چنین شرایطی «تصور آسیب» می تواند به وجود آید.
به طورکلی فرض بر این است که اگر تغییری رخ ندهد، شک و پرسشی درباره امر واقع برانگیخته نمی شود؛ به این معنا که «گفتار» یا «طرح پرسش» در مورد درستی یا نادرستی واقعیت خارج از ذهن، معلول تغییر رابطه شناسا با واقعیت یادشده است؛ اگر شناسا یا واقعیت یا رابطه یادشده تغییر نکند، پرسشی نیز مطرح نخواهد شد. به همین ترتیب تبیین آسیب نیز می تواند در سه سطح انجام شود:

۱. بررسی شرایطی که چگونگی ادراک ما از واقعیت تغییر کرده و دیگر ما آن را طبیعی و بدیهی و عادی تلقی نمی کنیم؛
۲. بررسی شرایطی که واقعیت تغییر کرده و با بدیهیات و امور معمول ذهن ما هماهنگی ندارد؛
۳. بررسی شرایطی که ساختار ارتباط ما با جهان خارج از ذهن دگرگون شده و ارتباطی همچون روابط گذشته را برقرار نمی کند.

دانشگاه به عنوان نهاد معرفتی جامعه و از سویی به عنوان نهاد واسط جامعه و دولت، کانون مهم و اثربخشی در تعاملات و مناسبات قدرت و ساختارهای اجتماعی و فرهنگی است و به عبارت دقیق تر، بخشی از فرایند جامعه پذیری و تربیت اجتماعی شهروندان هر کشوری است.
پایش تغییر و تحولات اجتماعی و فرهنگی دانشگاه از این زاویه نیز قابل تبیین است که دانشگاه و عناصر آن، بخشی از مرجعیت اجتماعی هستند و در جامعه به عنوان گروه مرجع تلقی می شوند. تعیین و تبیین دقیق بخشی از آسیب پذیری های عمده فرهنگی ـ اجتماعی که در ارتباط با دانشگاه ظهور و بروز می یابند، منوط به شناخت جامع ویژگی های دانشگاه و تامل در کم و کیف تحولات رایج فرهنگی ـ اجتماعی کشور است. علاوه بر این، برخورداری از ذهنیتی کافی در مورد دانشگاه مطلوب و همچنین طبیعت عادی و سالم دانشگاه، راهگشای تبیین آسیب پذیری ها خواهد بود. بدیهی است که ضمن تاکید بر ضرورت انجام یک پژوهش اجتماعی برای رسیدن به این هدف، جمع بندی دیدگاه های کارشناسانه افرادی که مدت های طولانی با فضای فکری ـ فرهنگی دانشگاه ها مانوس بوده اند، زمینه های روشن پژوهشی را در این راستا ترسیم خواهد کرد.

ـ شان ویژه دانشگاه در تولید اندیشه، تعلیم و تربیت و رهبری حرکت فرهنگ جامعه، ضعف نهادهای مدنی در ایران و کارویژه دانشگاه در جبران نسبی این خلاء، بازیابی نقش منحصربه فرد دانشگاه در سیاست گذاری فرهنگی ـ اجتماعی کشور، توجه به اهمیت تاریخی دانشگاه های ایران در عرصه های فرهنگی ـ اجتماعی و تفاوت نقش ها و کارکردهای فرهنگی آن با سایر مجموعه های تاثیرگذار، و تمرکز نخبگان فکری ـ فرهنگی در دانشگاه، همگی دلایل و فضای مناسبی برای بررسی و آسیب شناسی فرهنگی دانشگاه هستند. علاوه بر این، جایگاه جوانان به عنوان مهم ترین مخاطبان تحولات فرهنگی ـ اجتماعی کشور، ساختار جوان دانشگاه و سهم عمده جوانان در ترکیب جمعیت کشور، بـروز گرایـش ها و رونـدهای جـدید فرهنـگی در جـامعه و دانشگـاه، و افـزایش حساسیت قشرهای دانشگاهی در مسائل اجتماعی ـ فرهنگی، لزوم تحلیل آسیـب پذیری هــا در راستای تبیین درست راهــکارها و شیـوه های مشارکت فرهنگی ـ اجتماعی دانشگاهیان در توسعه کشور را دوچندان می کند.
فضای مجازی و تولید خرده فرهنگ هایی در حوزه دانشجویی (زندگی دانشجویی) لزوم توجه به نقش خرده فرهنگ ها در شکل گیری سیاست فرهنگی و به تبع آن، برنامه های فرهنگی ـ اجتماعی دانشگاه ها را نشان می دهد.
ـ برای نیل به راهبردها و برنامه های جامع فرهنگی ـ اجتماعی باید به طور هم زمان به آسیب پذیری ها و تهدیدها در کنار فرصت ها و مقدورات توجه شود.
مقام معظم رهبری نیز بارها بر این نکته تاکید کرده اند که «مسئله فرهنگی را باید مسئله اول این کشور به حساب آورد»، «عامل فرهنگی، تضمین کننده آینده است. علم و اقتصاد، پول و ثروت، و منابع زیرزمینی برای تامین و تضمین آینده بشریت تعیین کننده نیست و ضعف عامل فرهنگی همواره سبب سقوط و زوال تمدن ها بوده است»، «کلیه ناهنجاری ها ارتباط مستقیم با فرهنگ عمومی و اخلاقیات جامعه دارد».

برنامه فرهنگی لزوماً مبتنی بر مبانی و متناسب با اهدافی تنظیم شده است. مبنا، یعنی پایگاه درستی تناسب های مجموعه و ریشه ای که تفسیرگر تغییرهای مجموعه است و هدف ، یعنی نقطه ای که پس از تغییرهای مجموعه باید به آن رسید. در مقوله فرهنگ ، آنچه مبنای تنظیمات فرهنگی است ، تعریف فرهنگ، تعیین جایگاه آن در جامعه و سازوکار پیدایش و گسترش آن بر مبنای جامعه شناسی اسلامی است. تفسیر تکامل جامعه نیز بر مبنای مجموعه تکامل تاریخ انجام می شود و تحلیل تاریخ و جامعه هر دو براساس فلسفه انجام می پذیرد. علاوه بر چیستی و چرایی آفرینش، که قدرت تحلیل چگونگی حرکت را به معنای عام آن دارد ـ که از آن با عنوان «فلسفه چگونگی» یاد می کنیم ـ اگر مبتنی بر معارف اسلامی، فلسفه تاریخ و مبدا ایجاد و گسترش جامعه تغییر کند ـ که در اینجا امکان شرح آن نیست ـ مبنای فرهنگ در جامعه اسلامی تغییر کرده است. در بعد هدف نیز تفاوت های روشن تری به چشم می خورد. در فرهنگ اسلامی ، اهداف بلند و متعالی ای دنبال می شوند که برخی از آن ها عبارتند از: تقویت بینش توحیدی و استوار کردن تمام شئون و عرصه های زندگی فردی و اجتماعی بر آن؛ اصالت یافتن ارزش های معنوی و فضایل اخلاقی همچون تقوا، علم، جهاد، و...؛ انطباق همه فعالیت ها با موازین الهی و اسلامی و پاکسازی جامعه از مظاهر آشکار مخالف با احکام و ارزش های دینی (همچون روابط ناسالم زن و مرد، پوشش و آرایش نامناسب ، و...)؛ دستیابی به استقلال کامل فرهنگی؛ تقویت روحیه زهد، ساده زیستی ، و قناعت؛ ضدارزش شدن لهو و لعب، تجمل گرایی و مصرف گرایی؛ صدور فرهنگی انقلاب و اسلام ناب؛ تقویت مشارکت مردمی ، و.... موارد یادشده یا در فرهنگ منحط مادی به عنوان هدف مطرح نیست و یا تنها شعار آن داده می شود. البته مواردی نیز در فرهنگ غنی اسلامی وجود دارند که به عنوان ارزش مطرح هستند و ما به آن عمل نمی کنیم ولی در جوامع غربی به دلایلی تحقق یافته اند.
یکی از دشواری ها و موانع و آسیب های فراروی انجام کار فرهنگی در دانشگاه، دیدگاهی است که خود دانشگاه را کانون آسیب زا می داند. تحلیل دارندگان این تفکر این است که به دلیل ماهـیت دانشگاه و فضای نقادانه و آزاد آن، آسیب پذیری های فرهنگی ـ اجتماعی در عرصه دانشگاه، امکان ظهور و بروز سریع تری می یابند، زیرا دانشگاه میزان الحراره جامعه است.
با تاکید بر مقاله های ارائه شده در این همایش و تجربه نگارنده در کار فرهنگی، برخی موانع و آسیب های اقدام فرهنگی در دانشگاه عبارتند از:

ـ عدم رشد متناسب آگاهی های سیاسی، اجتماعی، و اعتقادی دانشجویان و استادان، در نتیجه کاهش تعهد به ارزش های مشترک، اعتماد به نفس و خودباوری؛
ـ عدم دستیابی آسان دانشجویان به الگوهای عملی و جذاب دینی در محیط دانشگاه و وجود تفسیرهای سلیقه ای از مبانی دینی؛
ـ عدم دستیابی به الگوها و شیوه های منطقی گفت وگو برای حل مشکلات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، و صنفی در محیط دانشگاه؛
ـ عدم شکل گیری و فراگیری مطلوب تشکل های دانشجویان و استادان، وجود برخی اختلال ها و تشتت ها و ضعف در ادراک اهداف، آرمان ها، و منافع مشترک؛
ـ کاهش کیفیت آموزش ها به دلیل مشکلات گوناگون اداری، اجرایی، مالی و عدم تناسب رشد امکانات و ظرفیت ها با رشد ماموریت ها و وظایف و افزایش کمی دانشجویان؛
ـ کمبود امکانات، فضاها و بودجه فرهنگی دانشگاه ها؛
ـ انعطاف ناپذیری نظام اداری و عدم هم یابی آن با فضای فرهنگی دانشگاه و نیازهای جدید؛
ـ کاهش نشاط، فعالیت، و سرزندگی در دانشجویان و استادان به دلیل مشکلات معیشتی و اجتماعی؛
ـ وجود برخی تعارض ها و عدم انسجام در سطح تصمیم گیری و مدیریت فرهنگی در دانشگاه ها؛

زمینه ها و مصادیق بیرونی

ـ توقع های روزافـزون حـکومت و مـردم از دانشـگاه، به گونه ای غیرمتناسب با میزان سرمایه گذاری مادی و معنوی؛
ـ برخورد سطحی، قشری و همراه با سوء ظن با دانشگاه و مسائل فرهنگی دانشگاه؛
ـ کاهش معنویت در سطح جامعه و به تبع آن، دانشگاه و از سوی دیگر، ضعف روزآمد کردن اندیشه ها و معارف دینی و ترجمه آن ها به زبان دانشجو؛
ـ درنظر نگرفتن دانشگاه به عنوان یک کل به هم پیوسته و بی توجهی به رابطه تنگاتنگ مسائل اقتصادی و فرهنگی از سوی سیاست گذاران؛
ـ ضعف مشارکت دانشگاهیان در تصمیم سازی ها به ویژه تصمیم های فرهنگی، سیاسی، و اقتصادی، و پایین آمدن شان اجتماعی دانشگاه ها.
اما در سطح کلان تر، یکی از نکته هایی که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، این است که بخش عمده برنامه های فرهنگی دانشگاه در دو ساحت انقلاب و دین ارائه و مدیریت و اجرا می شود و ساحت ملی و ایرانی برنامه های فرهنگی، کم رنگ و ضعیف است. توجه به فربه تر شدن این حوزه از برنامه ریزی فرهنگی می تواند بر غنا و مشارکت اقدام فرهنگی دانشگاه ها بیفزاید یا برای برخی دانشجویان، انگیزه ایجاد کند.
این کتاب مشتمل بر ۶ مقاله است. در مقاله «تاملی بر فضای زیست جنسی جوان در دانشگاه»، نویسنده با تاکید بر اینکه برای تبیین زیست جنسی جوانان در دانشگاه، باید به موضوع زیست جنسی جامعه ایرانی بپردازیم، به این نکته توجه داشته است که دانشجویی که ما با او سروکار داریم، ویژگی های دوران جوانی را دارد، نوگرا و هیجانی است و به موضوع ارتباط با جنس مخالف به شکل غیرقابل انکاری گرفتار شده است. از دیدگاه نویسنده، نوعی تغییر پارادایم و تغییر نگرش در ارتباط با جنس مخالف در میان نسل جوان درحال وقوع است. دانشجویانی که وارد دانشگاه می شوند، همان دبیرستانی ها هستند؛ بنابراین، برای فهم و شناخت دقیق تر رفتار جنسی دانشجویان باید این موضوع را بررسی کنیم که «در دبیرستان های ما چه اتفاقی افتاده است؟».
در مقاله «دین گریزی و دین گرایی در دنیای معاصر» نویسنده با اشاره به اینکه با گرایش به تجدد، این دغدغه وجود دارد که فهم سنتی و بنیادگرایانه از دین نتواند دین داران و مخاطبان آن را قانع کند، معتقد است، با توجه به ذات نگرش تجددگرایانه در انسان معاصر، آدمی با گذر منطقی و یا روان شناختی، از دین عبور خواهد کرد و در این میان، جوانان و دانشجویان، بیشترین سهم گذر از دین را پذیرا خواهند شد. در این مقاله با واکاوی ماهیت اساسی دوران مدرن، اقتضائات این دوران بررسی شده و سپس راه حل هایی برای جلوگیری از دین گریزی به ویژه در نسل جوان ارائه شده است.
در مقاله «تحلیلی بر گسترش آموزش عالی و دلالت های آن برای جامعه ایرانی» پژوهشگر نشان می دهد که براساس ملاک های کمّی می توان گفت، گسترش آموزش عالی در ایران از مرز توده ای شدن نیز فراتر رفته و وارد مرحله پساتوده ای شده است. بااین حال ازآنجاکه گسترش آموزش عالی در کشور ما در واکنش به تقاضاهای فزاینده اجتماعی و بدون ارزیابی تاثیر اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی رخ داد، آثار و پیامدهای زیادی را به ویژه برای نظام دانشگاهی و نظام اجتماعی به طورکلی داشته است؛ به گونه ای که گسترش بی ضابطه آموزش عالی، موجب ایجاد اصطکاک و تنش در نظام آموزش عالی و انتقال و گسترش این تنش ها به حوزه های اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی جامعه شده است. نویسنده در پایان، نتیجه گیری می کند که در این شرایط، به نظر می رسد مهم ترین سیاست، ارتقای کیفیت است که در سایه آن می توان به راهکار گسترش کمی و برابری آموزشی در افق آینده اندیشید.
در مقاله «بررسی وضعیت مشارکت اجتماعی در دانشگاه ها»، پژوهش های پیشین نشان می دهد که بسیاری از افراد، پیش از ورود به دانشگاه، دارای شخصیتی احساسی، همنوا و وابسته هستند، یعنی در بسیاری از موارد، افرادی ناتوان و رشدنیافته به شمار می آیند و با ورود به دانشگاه و قرار گرفتن در محیط دانشگاهی و برخورد با آرای مختلف و متکثر و محیط غیررسمی تا حدودی به شخصیتی توانمندتر دست می یابند. پیش از ورود به دانشگاه، جنبه احساسی نگرش دانشجویان بر جنبه عقلانی آن غالب است، اما با گذشت زمان، جنبه عقلانی نگرش آن ها قوی تر می شود.
در مقاله «آسیب شناسی سرقت علمی بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی» نویسنده بر این نظر است که به دلیل ناآشنایی با فرایند پژوهش علمی، چگونگی استناد به آثار مورداستفاده، فشار بی رویه برای تولید مقاله توسط دانشجویان، آشنا نبودن با مصادیق تخلف پژوهشی (سرقت علمی)، ناآشنایی با اخلاق پژوهش، نبود نظارت بر انتشار آثار و ضعف قوانین پیشگیرانه، سوء استفاده از فناوری ها و حتی در بعضی موارد، اقدام آگاهانه باعث می شود که در انتشار آثار، تخلف هایی انجام شود که به عنوان سرقت علمی از آن یاد می شود. این اقدام در مرحله نخست، باعث خدشه دار شدن وجهه علمی شخص می شود، ضمن اینکه تاثیر غیرقابل انکاری بر چهره و جایگاه علمی یک کشور و از بین رفتن بنیه های اخلاق علمی نیز خواهد داشت.
در مقاله «بررسی و آسیب شناسی وضعیت موجود و ترسیم شمایی از وضعیت مطلوب حوزه فرهنگ در دانشگاه های ایران»، که با روش پدیدارشناسی و با تکیه بر تجربه زیسته پژوهشگر نوشته شده است، پس از گذری اجمالی بر اهمیت و جایگاه فرهنگ در دانشگاه، ایرادها و آسیب های نگاه موازی و تفکیکی به رسالت های سه گانه دانشگاه (فرهنگ، آموزش، و پژوهش) تبیین شده است.
در به ثمر رسیدن این مجموعه، کمترین نقش به بنده تعلق داشت، از پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری به جهت طرح ایده گفت­و­گو پیرامون دانشگاه در بستر محلی و حمایت از برگزاری نشست­های علمی در این زمینه و فراهم کردن امکان انتشار نتایج این نشست­ها تشکر می­کنیم، خاصه از حمایت مدبرانه ریاست محترم پژوهشکده، جناب آقای دکتر حسین میرزایی از آثار علمی و فرهنگی در پهنه ایران عزیز، و همچنین حمایت شایسته و جامع معاونت فرهنگی دانشگاه اصفهان، حجت الاسلام آقای دکتر جعفر شانظری، سبب ساز به وجود آمدن و به بار نشستن زحمت پژوهشگران و کارشناسان این حوزه شد. لازم است از همه دست اندرکاران اجرایی در همه مراحل تولید این کتاب، قدردانی کنیم و شاکر الطاف بی پایان حضرت حق باشیم.

دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
فراغتی و کتابی و گوشه چمنی

من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگر چه در پی ام افتند هر دم انجمنی

هرآنکه کنج قناعت به گنج دنیا داد
فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی

بیا که رونق این کارخانه کم نشود
به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی

ز تندباد حوادث نمی توان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سمنی

ببین در آینه جام نقش بندی غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی

از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی

این همه گفتیم لیک اندر بسیچ
بی عنایات خدا هیچیم هیچ

علی قنبری ۱۳۹۵

نظرات کاربران
درباره کتاب دانشگاه در بستر محلی