فیدیبو نماینده قانونی راشین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مهارت‌های سخنرانی و سخن گفتن

کتاب مهارت‌های سخنرانی و سخن گفتن
چطور با صحبت کردن در هر موقعیتی برنده شویم

نسخه الکترونیک کتاب مهارت‌های سخنرانی و سخن گفتن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب مهارت‌های سخنرانی و سخن گفتن

***انتشارات راشین دارای مجوز از برایان تریسی برای ترجمه و انتشار کلیه کتابهای او به زبان فارسی است.***

برای رسیدن به موفقیت لازم است توانایی صحبت کردن برای یک جمع را داشته باشی. خوب صحبت کردن می‌تواند برایت احترام و اعتبار به وجود بیاورد، تو را برای شرکتی که در آن کار می‌کنی ارزشمندتر کند و توجه کسانی را که می‌توانند به تو کمک کنند و درهای موفقیت را به رویت باز کنند به سمت تو جلب کند. همچنین توانایی خوب صحبت کردن مردم را متقاعد می‌کند که به‌طور کلی بااستعداد‌تر و باهوش‌تر از بقیه افرادی هستی که نمی‌توانند به‌خوبی تو صحبت کنند.
با‌ارزش‌ترین دارایی تو چیست؟ ذهن تو. یکی از با‌ارزش‌ترین مهارت‌هایی که داری توانایی خوب فکر کردن و به‌خوبی بیان کردن افکارت برای دیگران است. این مهارت به‌اندازه سایر استعدادها و مهارت‌هایی که می‌توانی در خودت پرورش بدهی به تو کمک می‌کند که درآمد بیشتری به دست بیاوری و سریع‌تر ارتقا مقام پیدا کنی. در نهایت تنها راهی که برای نشان دادن تسلط و مهارتت در یک موضوع خاص وجود دارد این است که عقاید و افکارت را واضح و روشن بیان کنی یا آنها را بنویسی. وقتی خوب صحبت کنی، مردم خواهند گفت: «هی! اون واقعاً می‌دونه چی داره می‌گه.»
نکته جالب اینجاست که ذهن تو مثل یکی از ماهیچه‌هایت است. اگر از آن زیاد و درست استفاده کنی قوی‌تر و تواناتر می‌شود. اگر افکار و کلماتت را از قبل در ذهنت سازمان‌دهی کنی خیلی راحت‌تر و بهتر می‌دانی می‌خواهی چه بگویی و چطور می‌خواهی آن را بگویی. برنامه‌ریزی، آماده کردن و در نهایت ارائه آن و سخنرانی کردن تو را مجبور خواهد کرد که از ذهنت بیشتر استفاده کنی و این کار باعث می‌شود واقعاً باهوش‌تر شوی.

ادامه...
  • ناشر راشین
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.44 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب مهارت‌های سخنرانی و سخن گفتن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل ۱: هنر خوب صحبت کردن و سخنوری

همه تلاش های او برای خوب سخنرانی کردن در جهت اهداف عملی او بود. او هیچ وقت سخنرانی نکرد جز برای اینکه سخنانش شنیده شود.
آبراهام لینکلن، در ستایش هنری کلن

در طول تاریخ، معنی موثر بودن همیشه این بوده است که بتوانی بقیه را متقاعد کنی که کار خاصی را انجام دهند. بنابراین هدف و مقصد هر سخنرانی اجتماعی این است که باعث به راه انداختن یک حرکت یا انجام عملی شود که بدون سخنان آن سخنران آن حرکت اتفاق نمی افتاد یا آن عمل انجام نمی شد. برای مثال وقتی دموستنس سخنرانی می کرد مردم می گفتند: «چه سخنران ماهری است» ولی وقتی آلسیببیدس حرف می زد مردم می گفتند: «باید یک تظاهرات راه بیندازیم!»
هدف تو به عنوان یک سخنران باید این باشد که به شنوندگانت انگیزه بدهی و آنها را وادار کنی که تحت تاثیر حرف های تو جور دیگری فکر، احساس و عمل کنند. یعنی در واقع آنها را متقاعد کنی که دست به کار شوند و کاری انجام بدهند. به عبارت دیگر به آنها انگیزه بدهی که «تظاهرات راه بیندازند»
خوشبختانه یک سخنران حرفه ای شدن یا یک مذاکره کننده تجاری موفق شدن، یک مهارت یادگرفتنی است. همان طور که می توانی یاد بگیری چطور رانندگی کنی و چطور با صفحه کلید تایپ کنی یا از یک تلفن همراه استفاده کنی، به همان صورت هم حتماً می توانی یاد بگیری که یک سخنران تاثیرگذار بشوی که بتوانی نه تنها زندگی خودت را تغییر بدهی بلکه زندگی شنوندگانت را نیز زیر و رو کنی.
سه عامل متقاعد کردن
ارسطو اولین فیلسوفی بود که به اهمیت فن بیان به عنوان یک ابزار ضروری رهبری پی برد. او عوامل اصلی متقاعد سازی مردم را به سه عامل اصلی تقسیم بندی کرد: منطق، اصول اخلاقی و احساس. در ادامه بحث هر کدام از این عوامل را تک تک بررسی می کنیم.
۱- منطق، مربوط به کلمات و دلایلی می شود که در بحث از آن استفاده می کنی. یادت باشد که حتماً همه چیزهایی که می گویی باید مثل حلقه های یک زنجیر یا قطعات یک پازل طوری به هم مربوط و با هم جفت و جور باشند که در نهایت یک تفسیر منسجم و منطقی را تشکیل دهند. اگر از قبل برنامه ریزی کرده و در مورد چیزهایی که می خواهی بگویی فکر کرده باشی، قسمت های مختلف صحبتت را جوری سازمان دهی خواهی کرد که به ترتیب از مسائل عمومی و کلی به مسائل جزئی و دقیق و از ابتدا تا نتیجه گیری طوری پیش بروی و هر قسمت را به عنوان نتیجه قسمت قبل و بر پایه آن طوری بیان کنی که در نهایت یک مذاکره و گفتگوی قانع کننده را به انجام برسانی.
۲- دومین عامل مهم در متقاعد کردن دیگران، اخلاق است. این موضوع به شخصیت، اخلاق و میزان باورپذیری تو در هنگام سخنرانی مربوط می شود. اگر قبل و در طول سخنرانی بتوانی اعتبارت را نزد شنوندگانت بالا ببری احتمال بیشتری وجود دارد که آنها حرف تو را بپذیرند و طبق توصیه های تو کاری را انجام دهند.
۳- سومین عامل متقاعد کردن، احساس است. این موضوع به بارِِ احساسی کلامت موقع سخنرانی و گفتگو مربوط می شود و در واقع می توان گفت مهم ترین عامل قانع کردن دیگران همین عامل احساس است. برای اینکه بتوانی این عامل را در سخنرانی ات به وجود بیاوری باید بتوانی پیوند احساسی قوی ای با شنوندگانت برقرار کنی و به آنها انگیزه لازم را بدهی که افکارشان را تغییر دهند یا کار خاصی را انجام دهند.
اگر بخواهی مردم را به حرکت درآوری و نظرشان را موافق نظر خودت کنی باید همه این عوامل، منطق، اخلاق و احساس، را با هم به کار بگیری و آنها را عملی کنی.
سه جزء تشکیل دهنده هر پیام
چند سال پیش آلبرت محرابیان از موسسه یو. سی. ال. اِی، تحقیقات و مطالعات کاملی را در مورد چگونگی برقراری یک ارتباط موثر انجام داد. نتیجه این مطالعات این بود که هر پیام گفتاری از سه جزء اصلی تشکیل شده است: کلمه، لحن صدا و حرکات و زبان بدن سخنران.
کلمات
شاید به نظرت عجیب باشد ولی طبق مطالعات محرابیان، کلمات فقط ۷ درصد پیام را منتقل می کنند. البته مطمئناً کلماتی که استفاده می کنی بسیار مهم هستند و بنابراین باید با دقت کامل آنها را انتخاب کنی. آنها باید به طور منطقی کنار هم قرار بگیرند و از لحاظ دستور زبان نیز درست باشند. ولی هر انسانی بالاخره یک بار به یک سخنرانی خسته کننده ولی آکادمیک و سطح بالا گوش داده است که کلمات و جملاتش بسیار فوق العاده بوده ولی پیامش به گوش نرسیده و هیچ نتیجه ای تولید نکرده است.
لحن صدا
دومین عاملی که طبق مطالعات محرابیان در برقراری ارتباط موثر است، لحن صداست. در این تحقیق مشخص شده است که ۳۸ درصد پیام توسط لحن کلام گوینده و تاکیدش روی کلمات خاص منتقل می شود.
برای مثال جمله «خیلی دوستت دارم» را بخوان. با قرار دادن تاکید روی هر کدام از کلمات یا تغییر لحن جمله از خبری به سوالی می توانی معنی کل جمله را تغییر بدهی. یک بار امتحان کن. کاری کن که لحن کلامت حالت خبری داشته باشد و احساست صادقانه و از صمیم قلب باشد. بار دیگر آن را به حالت سوالی بخوان. ببین تنها با تاکید روی یک کلمه چطور معنی کل جمله به طور کامل تغییر می کند.
هر مردی در طول زندگی حداقل یک بار سر یک موضوع ساده با همسرش بحث کرده است. مردها معمولاً از کلمات فقط به عنوان وسیله انتقال پیام استفاده می کنند و زن ها از کلمات برای ایجاد ارتباط و درک متقابل استفاده می کنند، به همین خاطر یک زن و یک مرد ممکن است یک کلمه یکسان را متفاوت بشنوند. برای مثال، زن ممکن است به خاطر حرفی که مرد زده است ناراحت یا عصبانی باشد. مرد در پاسخ می گوید: «ولی من فقط گفته ام چنان و چنان»
زن با عصبانیت پاسخ می دهد: «مشکل من حرفی که زدی نیست، جوری که آن را گفتی مهم است.»
اگر اهمیت این موضوع را بدانی و لحن کلامت را سنجیده و آگاهانه تغییر بدهی، می توانی پیام و مقصود حرف هایت و نتایج و تاثیراتی را که روی شنوندگانت دارد کاملاً تغییر بدهی.
زبان بدن
علاوه بر اینها محرابیان متوجه شد که ۵۵ درصد پیام گوینده و سخنران از طریق حالت های بدنش منتقل می شود. دلیل این موضوع این است که تعداد عصب هایی که از چشم به سوی مغز اطلاعات می فرستند ۲۲ برابر بیشتر از تعداد عصب های گوش است.
به همین دلیل تاثیر دیداری بسیار قوی و مهم است.
حواست به نحوه ارتباطت باشد
کسانی که خیلی عالی و راحت ارتباط برقرار می کنند خوب می دانند که حرکات اعضای بدنشان (زبان بدن) چقدر در پذیرش پیامی که می خواهند منتقل کنند تاثیر دارد.
وقتی دستان تو راحت و رها در کنارت قرار بگیرد و کف دستانت باز و رو به بیرون باشد و در حالی که با یک لبخند مستقیم به حاضران و شنوندگانت نگاه می کنی سخنرانی کنی، شنوندگان احساس آرامش و راحتی خواهند کرد و درست همان طور که یک اسفنج آب را جذب می کند همه پیامت را جذب می کنند. اما اگر صورتت جدی و بدون لبخند باشد و دستانت را روی سینه در هم گره کرده باشی یا میز سخنرانی را محکم گرفته باشی شنوندگانت احساس بچه ای را خواهند داشت که یک پدر یا مادر عصبانی در حال سرزنش و توبیخ او است. آنها درهای ذهنشان را می بندند و حالت دفاعی می گیرند و در مقابل پیام تو و تلاش تو برای متقاعد کردن آنها برای اینکه جور خاصی فکر یا عمل کنند مقاومت خواهند کرد. زبان بدن بسیار مهم است!
چون من تا به امروز سخنرانی های زیادی در مقابل تعداد بی شماری از مردم انجام داده ام، سخنرانان مختلف دائم نظرم را در مورد سخنرانی شان از من می پرسند. من هیچ وقت دوست ندارم از کسی انتقاد تند و تیزی کنم چون به نظر می رسد مردم معمولاً نسبت به انتقادها و نظراتی که مثبت و تاییدکننده نباشد حساسیت شدیدی دارند. بااین حال خیلی جالب است که خیلی وقت ها مجبور می شوم به بیشتر آنها این نکته را توصیه کنم: «آرام تر و شمرده تر صحبت کن و بین صحبت ها و جملاتت کمی لبخند بزن.»
و باز هم جالب است که بیشتر آنها این توصیه را اجرا می کنند و بلافاصله تاثیرات فوق العاده آن را روی نحوه واکنش شنوندگانشان می بینند و احساس می کنند. وقتی شمرده و آرام صحبت می کنی کلماتت واضح تر شنیده می شوند و سخنورتر به نظر خواهی آمد. لحن کلامت زیباتر و دلنشین تر خواهد شد و وقتی لبخند می زنی امواج گرما، دوستی و همراهی را از خودت منتشر می کنی. این باعث می شود حاضران احساس آرامش کنند و برای پذیرش پیامت آمادگی بیشتری پیدا کنند. در این مورد در فصل هشت مفصل تر صحبت خواهیم کرد.
یک ساختار ساده برای یک سخنرانی کوتاه
در ادامه بحث یک ساختار سه گانه ساده را معرفی می کنم که تو می توانی از آن برای تنظیم هر سخنرانی ای استفاده کنی. می توانی از این ساختار برای یک سخنرانی یک دقیقه ای تا یک سخنرانی ۳۰ دقیقه ای استفاده کنی.
قسمت اول
قسمت اول، افتتاحیه است. خیلی راحت به شنوندگانت می گویی که قصد داری راجع به چه چیزی صحبت کنی. برای مثال می توانی بگویی: «از حضور شما در اینجا متشکرم. در این چند دقیقه ای که با هم هستیم قصد دارم راجع به سه مشکل اصلی که امروزه صنعت ما با آن دست به گریبان است صحبت کنم تا به اتفاق ببینیم چطور باید با این مشکلات برخورد کنیم تا بتوانیم آنها را به صورت یک فرصت پیشرفت ببینیم، نهایت استفاده را از آنها بکنیم و از آنها برای پیشرفتمان در ماه های آینده استفاده کنیم.»
۴- این افتتاحیه زمینه را برای سخنرانی ات فراهم می کند، حاضران را آماده می کند و به سخنرانی ات جهت می دهد تا بقیه قسمت ها بر پایه آن ساخته شود.
قسمت دوم
قسمت دوم سخنرانی، گفتن چیزی است که در قسمت اول قولش را داده بودی. این قسمت می تواند شامل یک، دو یا سه موضوع اصلی باشد. اگر سخنرانی ات کوتاه است بهتر است این قسمت فقط شامل سه نکته کلیدی باشد که در بدنه اصلی سخنرانی ات تکمیل شود. برای مثال، می توانی بگویی: «ما با افزایش رقیبان، کاهش حاشیه امنیت سود و تغییر سلیقه مشتریان مواجه هستیم. اجازه بدهید به ترتیب در مورد هرکدام از این موضوعات صحبت کنیم و راه های متفاوت برخورد موثر با آنها را بررسی کنیم.»
قسمت سوم
قسمت سوم سخنرانی، جمع بندی و خلاصه ای از صحبت هایی است که به شنوندگانت ارائه داد ه ای. هیچ وقت نباید انتظار داشته باشی که شنوندگان وقتی برای اولین بار یک مطلب را می شنوند همه آن را به خاطر بسپارند. گاهی اوقات به عقب برگشتن، خلاصه کردن و تکرار برخی نکات کلیدی برای شنوندگانت مفید و لذت بخش خواهد بود. مثلاً می توانی بگویی:

به طور خلاصه، برای مواجهه با افزایش رقیبان، ما باید کیفیت خدمات و سرعت تحویل آنها را به مشتریان زیاد کنیم. برای مقابله با کاهش سود نیز باید بازارهای جدیدی پیدا کنیم، بازارمان را گسترش دهیم و تبلیغات محصولاتمان را افزایش دهیم تا مشتریان جدیدی را جذب کنیم. در مورد تغییر سلیقه مشتریانمان، باید به جای محصولات و خدماتی که قبلاً مورد نیاز مشتریان بوده است، محصولات و خدماتی را تولید و عرضه کنیم که مشتریان امروز آن را می خواهند.
با در نظر گرفتن و اجرای هر سه مورد بالا ما نه تنها از این بحران نجات پیدا خواهیم کرد بلکه با سرعت فوق العاده ای پیشرفت خواهیم کرد. متشکرم.
وظیفه ای داری که باید انجام دهی
پگی نونان که متن سخنرانی های رونالد ریگان را می نوشت در جایی گفته بود: «هر سخنرانی هدفی دارد که باید به آن برسد»
یکی از مهم ترین کارهایی که حتی قبل از سخنرانی باید انجام دهی این است که وقتی شروع به صحبت می کنی یادت باشد که در نهایت می خواهی به کجا برسی. برای خودت مشخص کن که سخنرانی تو قرار است چه نتیجه ای داشته باشد. قبل از سخنرانی این سوال را، که من نام آن را «سوال هدف گرا» گذاشته ام، از خودت بپرس: «اگر بعد از سخنرانی من، عده ای بیایند و از حاضران بپرسند از این سخنرانی چه چیزی متوجه شدید و چه نتیجه ای گرفتید و تحت تاثیر آن می خواهید چه تغییراتی در زندگی، رفتار یا کارتان ایجاد کنید، من دلم می خواهد شنوندگان سخنرانی من چه جوابی به آنها بدهند؟» همه قسمت های سخنرانی ات از افتتاحیه گرفته تا متن اصلی سخنرانی و سپس جمع بندی و نتیجه گیری باید در راستای رسیدن به این هدف (جواب سوال هدف گرا) باشد.
وقتی صاحبان یک شرکت یا صنعت از من می خواهند که برای عده ای سخنرانی کنم، سوال «هدف گرا» را از ایشان می پرسم. همچنین از ایشان می پرسم چرا از من دعوت به سخنرانی کرده اند و می خواهند سخنرانی من چه نتیجه ای داشته باشد یا چه اثری روی حاضران داشته باشد. سپس در مورد اینکه پس از سخنرانی یا سمینار می خواهیم حاضران دقیقاً چگونه فکر کنند، چه احساسی داشته باشند و چگونه رفتار کنند با هم صحبت می کنیم و به توافق می رسیم. وقتی هر دو به نتیجه مشخص و واضحی رسیدیم، من سخنرانی یا سمینار را از ابتدا تا انتها جوری تنظیم می کنم که مطمئن باشم به هدفی که می خواهم می رسم. تو هم می توانی همین کار را انجام دهی.
یک ساختار پیچیده تر برای سخنرانی های طولانی تر
برای سخنرانی های بلندتر یک ساختار پیچیده تر وجود دارد که می توانی از آن استفاده کنی. این ساختار از هشت قسمت زیر تشکیل شده است که هر کدام از آنها را در صفحات بعد به طور کامل توضیح خواهم داد.

۱. افتتاحیه. هدف از این بخش جلب توجه شنوندگان، ارائه یک نمای کلی از سخنرانی و تمرکز دادن ذهن شنوندگان روی سخنران است. اگر کسی به سخنران گوش نکند یا به حرف هایش توجه نکند، سخنرانی هیچ مفهوم و نتیجه ای ندارد.
۲. معرفی. در این قسمت به شنوندگانت می گویی که قرار است راجع به چه چیزی صحبت کنی و موضوع سخنرانی ات چه اهمیتی دارد.
۳. اولین نکته. در این قسمت کم کم به سمت بدنه اصلی سخنرانی ات حرکت می کنی. اولین نکاتی که می گویی زمینه را برای سخنرانی آماده می کند و قولی را که در ابتدا در مورد هدف و موضوع سخنرانی به شنوندگان داده بودی کم کم به اجرا در می آورد.
۴. حرکت به سمت نکته بعدی. باید به طور واضح و روشن برای شنوندگان مشخص کنی که نکته اول را تمام کرده ای و الآن داری به سمت نکته بعدی حرکت می کنی. خودِ این شروع کردن قسمت جدید و تمام کردن قسمت قبل، یک هنر است.
۵. نکته کلیدی دوم. این قسمت باید به طور منطقی ادامه و دنباله نکته اول باشد.
۶. حرکت به سوی نکته بعدی. در این قسمت شنوندگان را متوجه می کنی که در حال حرکت به سمت موضوع بعدی هستی.
۷. نکته کلیدی سوم. این قسمت نیز به طور طبیعی و منطقی باید ادامه دو نکته قبلی و نقطه شروعی برای حرکت به سمت پایان سخنرانی ات باشد.
۸. خلاصه کردن و جمع بندی. این قسمت، نتیجه گیری از سخنرانی و دعوت کردن حاضران به انجام یک کار خاص و انگیزه دادن به آنها برای انجام دادن آن است.

در فصل دوم یاد می گیری که چطور سخنرانی ات را آماده و تنظیم کنی که بتوانی به ترتیب به همه این هدف ها برسی.
برای اینکه یاد بگیری خوب سخنرانی کنی و روی مردم تاثیر داشته باشی هیچ راهی نداری جز اینکه مرتب تمرین کنی. سال ها شاهد سخنرانی صدها سخنران تازه کار و حرفه ای بوده ام. در همه موارد خیلی راحت با گوش کردن به سخنرانی می توانی بفهمی هر کدام از سخنرانان چند وقت است که تمرین کردن برای سخنرانی را شروع کرده اند.
سخنرانی کردن با قدرت و تاثیر فوق العاده
یک بار کسی از نویسنده مشهور، اِلبرت هوبارد، پرسیده بود چطور یک نفر می تواند نویسنده موفقی شود. او پاسخ داده بود: «تنها راه یاد گرفتن نویسندگی نوشتن و نوشتن و نوشتن و نوشتن و نوشتن و نوشتن و نوشتن و نوشتن است.»
به همین ترتیب تنها راه یاد گرفتن هنر سخنوری، سخنرانی کردن و سخنرانی کردن و سخنرانی کردن و سخنرانی کردن و سخنرانی کردن و سخنرانی کردن و سخنرانی کردن است. برای یاد گرفتن سخنرانی مثل یاد گرفتن هر مهارت دیگری تمرین لازم است. برای یاد گرفتن سخنرانی لازم است آن قدر تمرین و تکرار کنی که در کار متقاعد کردن و ارتباط برقرار کردن با دیگران استاد شوی.
یکی از بهترین راه های پیشرفت کردن و افزایش توانایی سخنرانی ات این است که از حفظ و با صدای بلند شعر بخوانی. یکی از شعرهایی را که دوست داری حفظ کن، شعری که هم معنی اش و هم وزن و قافیه اش بسیار زیبا باشد، و سپس آن را بارها و بارها از حفظ بخوان. هر بار که آن را می خوانی سعی کن صدایت پر از انرژی و احساس باشد. لحن و آهنگ خواندنت را عوض کن و هر بار روی یک کلمه خاص تاکید کن. فکر کن که داری برای به دست آوردن یک نقش مهم و پر رنگ در یک فیلم پر هزینه و گران قیمت آزمایش بازیگری می دهی و اگر این نقش را به دست بیاوری حسابی پول دار و مشهور خواهی شد. بیت ها و مصراع های شعر را با تمام وجود و با احساس تمام طوری بخوان که انگار ارتباط عاطفی و احساسی برقرار کردن با شنونده ات اهمیت زیادی در به دست آوردن این نقش دارد.
وقتی یک شعر خوب را می خوانی نه تنها یاد می گیری که چگونه جمله های زیبایی بسازی بلکه دایره لغاتت هم گسترش پیدا می کند و کلمات بیشتری یاد می گیری و می توانی منظورت را خیلی تاثیرگذارتر و بهتر بیان کنی. این یک قانون است: مردم کلمات و حرف های تو را فراموش می کنند ولی طرز گفتن تو را همیشه به خاطر خواهند داشت. وقتی تاکید روی کلمات را از یک کلمه به یک کلمه دیگر و از یک جمله به جمله دیگر تغییر می دهی در واقع توانایی موسیقایی ات را بالا می بری که با استفاده از آن می توانی طوری سخنرانی کنی که شنوندگانت با تو همراه شوند و پیامت را به طور کامل دریافت کنند.
تمرین خیلی موثر دیگر این است که برخی کتاب های شکسپیر مخصوصاً سخنرانی های تک نفره مشهور هملت، مکبث، ژولیوس سزار و رومئو و ژولیت را بخوانی. وقتی این سخنرانی ها و خطابه ها را می خوانی هم دانش زبانت را افزایش می دهی و هم توانایی و قابلیت سخنوری و متقاعد کردن دیگران را به دست می آوری.
از دیگران یاد بگیر
برای اینکه یک سخنران خوب بشوی یکی از بهترین راه ها این است که هر چقدر می توانی به سخنرانی های بقیه گوش کنی. از سخنرانی هایشان یادداشت برداری کن. دقت کن و ببین آنها چطور راه می روند، صحبت می کنند، حرکت می کنند و ژست و حالت قیافه و بدنشان چگونه است. ببین یک سخنران حرفه ای سخنانش را چگونه شروع می کند، چطور به سمت قسمت اصلی سخنرانی حرکت می کند، از مثال و تصویر استفاده می کند، و چه شوخی ها و جوک هایی به کار می برد، چگونه سخنرانی اش را جمع بندی می کند و از کل صحبت ها و حرف هایش نتیجه گیری می کند.
برای خودت یک لیست از تمام چیزهایی که از ابتدا تا انتهای سخنرانی برایت مهم هستند تهیه کن و برای هر سخنران در هر کدام از آن قسمت ها نمره ای از یک تا ده در نظر بگیر. فکر کن و ببین چطور هر کدام از آنها می توانستند در هر کدام از این قسمت ها نمره بهتری بگیرند و تو چطور می توانی هر کدام از این موارد را بهتر انجام دهی.
به بهترین سخنرانی های تاریخی که بسیاری از آنها به صورت CD در بازار موجود هستند بارها و بارها گوش کن و ببین چطور سخنرانان از سه عامل منطق، اخلاق و احساسات استفاده می کنند تا شنوندگانشان را متقاعد کنند که جور دیگری فکر، احساس و رفتار کنند.

خلاصه
نکته جالبی که در مورد برقراری ارتباط با دیگران وجود دارد این است که هر چه بیشتر در این راه تلاش کنی و بیشتر این کار را انجام دهی مهارتت نیز در این کار بیشتر خواهد شد. برای ماهر شدن در فن سخنرانی و سخنوری باید آمادگی این را داشته باشی که برای مدت طولانی مثلاً چند ماه یا حتی چند سال به طور مداوم و پی در پی به تمرین و یادگیری بپردازی. هیچ راه میان بری برای این کار وجود ندارد.
همچنین لازم است این نکته را همیشه به خاطر داشته باشی که تنها چیزی که یک اجرای متوسط را از یک اجرای فوق العاده متمایز می کند، تمرین است. بنابراین برای شرح و بسط دادن و پرورش دادن موضوع سخنرانی ات، انتخاب کلماتت و رسیدن به هدفی که برای سخنرانی ات در نظر گرفته ای وقت کافی صرف کن. و به خاطر داشته باش که دائم باید تمرین کنی. هر مصرع شعری که حفظ می کنی و از حفظ می خوانی، هر سخنرانی ای که برای خودت بلندبلند تکرار می کنی و در هر جلسه سخنرانی ای که شرکت می کنی و با دقت به حرف های سخنرانان آن گوش می کنی و نقاط ضعف و قوت آنها را مشخص می کنی، توانایی تو را برای تبدیل شدن به یک سخنران حرفه ای افزایش می دهد. برای پیشرفت هیچ حد و مرزی وجود ندارد.

مقدمه: صحبت کردن برای برنده شدن

سرنوشت ما توسط افکار ما تعیین می شود. ما همان کسی می شویم که آرزو داریم باشیم و همان کاری را انجام خواهیم داد که آرزو داریم انجام دهیم به شرطی که اندیشه های ما مطابق آرزوهای ما باشند.
اوریسون سوئت ماردن

برای رسیدن به موفقیت لازم است توانایی صحبت کردن برای یک جمع را داشته باشی. خوب صحبت کردن می تواند برایت احترام و اعتبار به وجود بیاورد، تو را برای شرکتی که در آن کار می کنی ارزشمندتر کند و توجه کسانی را که می توانند به تو کمک کنند و درهای موفقیت را به رویت باز کنند به سمت تو جلب کند. همچنین توانایی خوب صحبت کردن مردم را متقاعد می کند که به طور کلی بااستعداد تر و باهوش تر از بقیه افرادی هستی که نمی توانند به خوبی تو صحبت کنند.
با ارزش ترین دارایی تو چیست؟ ذهن تو. یکی از با ارزش ترین مهارت هایی که داری توانایی خوب فکر کردن و به خوبی بیان کردن افکارت برای دیگران است. این مهارت به اندازه سایر استعدادها و مهارت هایی که می توانی در خودت پرورش بدهی به تو کمک می کند که درآمد بیشتری به دست بیاوری و سریع تر ارتقا مقام پیدا کنی. در نهایت تنها راهی که برای نشان دادن تسلط و مهارتت در یک موضوع خاص وجود دارد این است که عقاید و افکارت را واضح و روشن بیان کنی یا آنها را بنویسی. وقتی خوب صحبت کنی، مردم خواهند گفت: «هی! اون واقعاً می دونه چی داره می گه.»
نکته جالب اینجاست که ذهن تو مثل یکی از ماهیچه هایت است. اگر از آن زیاد و درست استفاده کنی قوی تر و تواناتر می شود. اگر افکار و کلماتت را از قبل در ذهنت سازمان دهی کنی خیلی راحت تر و بهتر می دانی می خواهی چه بگویی و چطور می خواهی آن را بگویی. برنامه ریزی، آماده کردن و در نهایت ارائه آن و سخنرانی کردن تو را مجبور خواهد کرد که از ذهنت بیشتر استفاده کنی و این کار باعث می شود واقعاً باهوش تر شوی.
ترس را در خودت از بین ببر و در حرفه ات اوج بگیر
چند سال پیش برای گروهی از بازرگانان و تاجران سمینار یک روزه ای را با عنوان «تاثیرگذاری عملی» برگزار کردم. در طول دوره دائم تاکید می کردم که خوب صحبت کردن و دیگران را تحت تاثیر قرار دادن نقش بسیار مهمی در تجارت دارد.
در پایان روز، یکی از تاجران تقریباً خجالتی پیش من آمد و گفت تحت تاثیر صحبت های من تصمیم گرفته است که تلاش کند یاد بگیرد چگونه می تواند به یک سخنران خوب تبدیل بشود. او گفت از نادیده گرفته شدن توسط روسایش و ترفیع نگرفتن های همیشگی خسته شده است.
یک سال بعد نامه ای از او دریافت کردم که در آن سرگذشتش را برای من نوشته بود. او بلافاصله تصمیمش را عملی کرده و دست به کار شده بود. او عضو یک گروه محلی شده بود که به کسانی که می خواستند در مهمانی های رسمی مدعوین را معرفی کنند و در واقع هدایت مهمانی را بر عهده داشتند آموزش می داد. هر هفته نیز در مراسم شرکت می کرد. در هر جلسه اعضا باید یک به یک می ایستادند و راجع به یک موضوع سخنرانی می کردند و در پایان هر جلسه نیز به هر سخنران امتیاز داده می شد.
در واقع اعضای این گروه از روش «کاهش حساسیت سیستماتیک» استفاده می کردند. کاهش حساسیت سیستماتیک یعنی اگر کاری را بارها و بارها انجام بدهی آرام آرام حساسیتت نسبت به آن کم می شود و سرانجام از بین می رود. وقتی به طور مرتب جلوی گروهی از مردم صحبت کنی در نهایت ترس و نگرانی ات از سخنرانی از بین می رود.
او همچنین در یک دوره ۱۴ هفته ای «دیل کارنگی» شرکت کرده بود. در هر جلسه او باید در مقابل همکلاسی هایش سخنرانی می کرد. در طول ۶ ماه آنقدر سخنرانی های بزرگ و کوچک در مقابل گروه دوستانه همکلاسی هایش به او داده شد که در نهایت بیشتر ترس و اضطراب او از سخنرانی از بین رفت و به جای آن کم کم اعتماد به نفسی در وجود او شکل گرفت که توانایی او را برای صحبت کردن در مقابل دیگران افزایش می داد.
درهای موفقیت به روی تو باز می شوند
در همین حال که او در حال رشد دادن و پرورش توانایی صحبت کردن بود، یک کار اضطراری کوچک در محل کارش پیش آمد. یکی از شرکا قرار بود یک سخنرانی ترتیب دهد و اطلاعاتی را در حضور یکی از متقاضیان خدمات شرکت، ارائه دهد. ولی فرد مذکور بیمار شد و نتوانست در جلسه شرکت کند. رئیس شرکت از او پرسید آیا می تواند به جای همکارش این اطلاعات را آماده کند و آن را در حضور مشتری ارائه دهد و او این کار پذیرفت.
او کل بعد از ظهر و صبح فردای آن روز را مشغول آماده کردن اطلاعات و سخنرانی بود. سپس به شرکت مشتری رفت و از طرف شرکتشان یک سخنرانی بسیار عالی انجام داد و قرارداد کار را با آنها بست. زمانی که به شرکت برگشت رئیسش به او گفت که مدیر شرکت مذکور به او زنگ زده و از اینکه وقت کافی صرف کرده و یک نفر را با اطلاعات کامل از خدمات مهندسی شرکت و سخنرانی عالی به شرکتشان فرستاده تشکر کرده است.
در عرض چند هفته او به طور مرتب به شرکت های مشتری و متقاضی خدمات فرستاده می شد تا در مورد خدمات شرکتش سخنرانی کند. او به خاطر کارش چند بار ترفیع گرفت و طی مدت کوتاهی به یکی از مدیران میانی شرکت تبدیل شد و چیزی نمانده است که به یکی از شرکای اصلی شرکت تبدیل شود. او برای من نوشته بود که کل زندگی اش با یک تصمیم زیر و رو شده است. او تصمیم گرفته بود که سخنران خوبی شود و این تصمیم را با انجام کارهای لازم برای رسیدن به آن به طور جدی پیگیری کرده بود.
حس احترام و اطمینان به خودت را افزایش بده
یک سخنران خوب و حرفه ای شدن در همه بخش های کارت به دردت می خورد و کمکت می کند. ولی برای یاد گرفتن فن خوب سخنرانی کردن در مقابل بقیه یک دلیل مهم تر وجود دارد. روانشناسان معتقدند میزان اعتماد و احترام به نفس و در واقع اینکه «چقدر خودت را دوست داری» به طور چشمگیری روی نحوه زندگی اجتماعی و خصوصی ات تاثیر می گذارد. هرچه متقاعدکننده تر و منطقی تر صحبت کنی، بیشتر از خودت خوشت خواهد آمد. هر چه بیشتر از خودت خوشت بیاید، خوش بین تر و بااعتمادبه نفس تر خواهی شد. هر چه بیشتر از خودت خوشت بیاید، در روابطت با بقیه مثبت نگرتر و جذاب تر خواهی شد. هر چه بیشتر خودت را دوست داشته باشی، سالم تر و خوشحال تر خواهی شد و در هر کاری که انجام می دهی مثبت نگرتر خواهی بود.
تصویری را که از خودت در ذهن داری بهتر کن
وقتی یاد بگیری که موثرتر صحبت کنی، تصویری که از خودت داری نیز بهتر می شود. تصویر از خود در واقع یک «آینه درونی» است. تصویر از خود، یعنی اینکه خودت را قبل و در طول یک اتفاق چطور می بینی و در مورد خودت چه فکری می کنی. هر چه تصویری که از خودت داری مثبت تر و بهتر باشد، عملکردت نیز بهتر و باکیفیت تر می شود. این موضوع کاملاً واقعیت دارد که اگر قبل از هر کاری در ذهنت تصویری از خودت بسازی که داری آن کار را به بهترین حالت ممکن انجام می دهی، در واقعیت نیز عملکردت بهتر خواهد شد.
همه ما به میزان خیلی زیادی به افکار، احساسات و مخصوصاً احترام و توجه دیگران حساس هستیم. سامِرسِت موام می نویسد: «هر کاری که ما در زندگی انجام می دهیم برای به دست آوردن احترام و توجه دیگران است یا حداقل برای از دست ندادن توجه آنان است.» بنابراین وقتی خوب صحبت می کنی، شنوندگانت نیز از تو بیشتر خوششان خواهد آمد و احترام بیشتری برایت قائل خواهند شد و در نتیجه تو هم از خودت بیشتر خوشت خواهد آمد و احترام بیشتری برای خودت قائل خواهی شد. وقتی به خاطر یک سخنرانی خوب، بازخوردهای مثبتی از شنوندگانت دریافت کنی، تصویری که از خودت داری بسیار بهتر خواهد شد. خودت را بسیار مثبت تر می بینی و مثبت تر هم در مورد خودت فکر می کنی. و به این ترتیب احساس قدرتمندی درونی ات را بیشتر و بیشتر خواهی کرد. در نتیجه با اعتماد به نفس بیشتری راه می روی، حرف می زنی و رفتار می کنی.
سخنرانی کردن حرفه ای، یادگرفتنی است
بهترین واقعیتی که در مورد فن سخنرانی کردن می توانم بگویم این است که این هنر، یاد گرفتنی است. بیشتر افرادی که امروز یک سخنران حرفه ای هستند، زمانی حتی نمی توانستند به تنهایی در یک کیوسک تلفن در دلشان یک دعای زیر لب بخوانند! بسیاری از کسانی که امروز جلوی تعداد زیادی از حاضران با اعتماد به نفس و به مدت طولانی و بامهارت سخنرانی می کنند، زمانی حتی از فکر بلند شدن و در مقابل یک جمع ایستادن و حرف زدن می ترسیدند.
هدف تو باید این باشد که جزء ۱۰ درصد بالایی بهترین سخنرانان و جزء کسانی باشی که به راحتی با بقیه ارتباط برقرار می کنند. و همیشه باید به خودت یادآوری کنی که کسانی که امروز جز ۱۰ درصد بالایی هستند زمانی جز ۱۰ درصد پایینی بودند. هر کسی که کاری را خوب انجام می دهد زمانی آن را به سختی انجام می داده است. هارو اکر می گوید: «عملکرد هر فرد حرفه ای روزی افتضاح بوده است.»
حتماً شنیده ای که می گویند: کار نیکو کردن از پر کردن است. بعضی ها حتی یک قدم جلوتر رفته اند و می گویند کار نیکو کردن از نیکو پر کردن است! با این حال حقیقت این است که کار نیکو کردن با تمرین زیاد اما ناکامل نیز به دست می آید.
زمانی که داری تلاش می کنی تا هنر خوب سخنرانی کردن را بیاموزی و حرفه ای شوی مطمئناً اشتباهات کوچک و بزرگ زیادی را مرتکب خواهی شد. گاهی احساس عصبانیت و بی لیاقتی می کنی. گاهی اوقات حرف های اشتباه می زنی و چیزهای درست را فراموش می کنی. گاهی اوقات مِن مِن می کنی و تپق می زنی و پیش خودت فکر می کنی «یعنی من می توانم این کار را یاد بگیرم؟»
از منطقه راحتی ات خارج شو
برای حرفه ای شدن در سخنرانی یا در هر کار دیگری باید اراده کنی که راحتی و آسایشت را رها کنی و به خودت سختی بدهی. هر وقت که بخواهی به سطح بالاتری از صلاحیت و شایستگی برسی باید خودت را آماده کنی که گاهی اوقات در مسیر رشد و تکاملت، بی تجربگی و ترس را هم احساس کنی.
شاید داستان سخنور بزرگ و مشهور یونانی، دموستنس، را شنیده باشی که یکی از بهترین سخنرانان دوران باستان بود. او وقتی شروع به کار کرد، هم دستپاچه بود و هم خجالتی و هم دچار لکنت زبان بود و هم زبانش می گرفت. ولی تصمیم گرفته بود که به یک سخنران خوب تبدیل شود. او برای اینکه بر مشکلاتش غلبه کند چند شن ریزه در دهانش می گذاشت و روزی چند ساعت بلندبلند روبروی دریا سخنرانی می کرد. به این طریق او بر مشکل لکنت زبان و گره زبانش غلبه کرد. صدایش رساتر و قوی تر و پراعتمادبه نفس تر شد و در نهایت به یکی از بزرگ ترین سخنوران تاریخ تبدیل شد.
اگر یک سخنران تازه کار هستی، این کتاب به تو یاد خواهد داد که چگونه با سرعت بیشتری به یک سخنران شایسته، با اعتماد به نفس و حرفه ای تبدیل شوی. اگر در سخنرانی تجربه بیشتری داری این کتاب بهترین تکنیک ها، روش ها و شیوه هایی را که سخنرانان بزرگ تاریخ در همه زمینه ها از تجارت و سیاست گرفته تا زندگی شخصی از آن ها استفاده می کردند و می کنند، در اختیار تو قرار خواهد داد.
چهار عامل برای حرفه ای شدن در سخنرانی
برای تبدیل شدن به یک سخنران برجسته، فقط باید ۴ چیز داشته باشی:
اراده. اول از همه باید اشتیاق شدید و سوزانی برای تبدیل شدن به یک سخنران خوب در وجودت داشته باشی. اگر اشتیاق تو به اندازه کافی قوی باشد و به مدت کافی برای رسیدن به این هدف تلاش کنی، هیچ چیز نمی تواند تو را از رسیدن به هدفت باز دارد. ولی اشتیاق کافی نیست.
تصمیم. باید تصمیم بگیری که مدت طولانی تلاش کنی، بر هر مانعی غلبه کنی و هر کار دیگری را که لازم است انجام دهی تا بهترین شوی.
انضباط شخصی. باید خودت را مقید کنی که برنامه ریزی کنی، همه چیز را آماده کنی و سخنرانی ها و جلسات معرفی را بارها و بارها انجام دهی تا به مهارت لازم برسی. هیچ میان بری برای این کار وجود ندارد و برای رشد دادن هر مهارت مهمی باید سخت تلاش کنی.
مصمم بودن. در آخر باید مصمم باشی که علی رغم همه موانع زودگذر و موقتی، سدها و یا خجالتت، پشتکار داشته باشی و تلاشت را متوقف نکنی.
تنها محدودیت واقعی، خود تو هستی
بزرگ ترین دشمن ما همیشه ترس ها و دودلی های خودمان است. در واقع برای کارهایی که می توانی انجام دهی، یا شخصیتی که می خواهی داشته باشی یا چیزهایی که می خواهی داشته باشی هیچ محدودیتی وجود ندارد جز محدودیت هایی که خودت برای خودت می گذاری.
در طول سالیان بسیار، من بیشتر از ۴۰۰۰ سمینار داشته ام و شخصاً با بیش از پنج میلیون نفر در ۴۶ کشور دنیا صحبت کرده ام. در صفحات بعد، من دستت را می گیرم و قدم به قدم به تو نشان خواهم داد که چطور شهامت، اعتماد به نفس و شایستگی هایت را بالا ببری تا در هر موقعیتی یک سخنران همیشه برنده باشی.

نظرات کاربران درباره کتاب مهارت‌های سخنرانی و سخن گفتن

روشهایی که یاد میده واقعا کار میکنه. ترجمه عالیه، دقیق و روان.
در 3 ماه پیش توسط