فیدیبو نماینده قانونی ذهن‌آویز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب پاسخ
چگونه عنان زندگی خود را در دست گیری و تبدیل به شخصی موفق شوی که می‌خواهی

نسخه الکترونیک کتاب پاسخ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب پاسخ

این کتاب به شیوه‌ای کم‌نظیر نوشته شده است و پر از داستان‌های واقعی افرادی‌ست که در زمینه‌های گوناگون، تحول و تغییر را در زندگی خود شخصاً و عمداً ایجاد کرده‌اند. آلن پیز به نوعی داستان مستندِ زندگی خود و دیگرانی را تجزیه و تحلیل می‌کند که در طول سالیان با باریک‌بینی و طنز مخصوصِ خودش دیده و تجربه کرده است.
مخاطبِ این کتاب، زن یا مرد، هر شخص واقع‌گرایی با هر شرایط و جایگاهی، و با هر سن‌وسالی‌ست که می‌خواهد به هدفی مشخص در هر زمینه‌ای در زندگی دست پیدا کند. در واقع این کتاب فقط به درد کسانی نمی‌خورد که می‌خواهند در خیالات و توَهُمات غوطه‌ور باشند.

ادامه...
  • ناشر ذهن‌آویز
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.51 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۸۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب پاسخ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



گوناگونی آر.اِی.اِس

آر.اِی.اِس در دیگر پریمات(۵) ها نیز وجود دارد. مثلاً شامپانزه ها با ما ۹۹ درصد دی.ان.اِیِ مشترک دارند و همانندِ نوعِ بشر، آر.اِی.اِسِ یک شامپانزه هم همه ی اطلاعات حسی گرفته شده را دریافت می کند. آر.اِی.اِس آن ها هم اطلاعاتِ مطابق با برنامه ی از پیش طراحی شده در مغز آن ها را بررسی و اولویت بندی می کند، درست همانندِ انسان ها. آر.اِی.اِسِ آن ها دقیقاً همانندِ ما عملکردهای اصلی شامپانزه ، از جمله ضربان قلب، خواب، هشیاری، هضم و عملکردِ
قلبی ــ عروقی را کنترل می کند. اما در جایی عملکردِ آن با آر.اِی.اِسِ انسان متفاوت می شود و این تفاوت از آن جایی ست که ما حسِ شدیداً رشدیافته ای نسبت به خود داریم. ما با حسِ سیری ناپذیرِ دانستنِ چه کسی، چه چیزی، چرا، کجا و کِی، تحریک می شویم. آر.اِی.اِسِ یک شامپانزه همانندِ کامپیوتری اولیه عمل می کند که برنامه های اصلی را در خود گنجانده است؛ در حالی که آر.اِی.اِسِ انسان همانندِ جدیدترین و پویا ترین سیستم های کامپیوتری عمل می کند.
در مغزِ برخی از انسان ها، آر.اِی.اِس همیشه نمی تواند به میزانِ کافی قشرِ مخ را تحریک کند. چنین افرادی در یادگیری دچار مشکل می شوند، حافظه ی ضعیفی دارند و از خویشتن داریِ کمی بهره می برند. هنگامی که آر.اِی.اِس بیش از حد فعالیت کند، رفتارمان منجر به گوش به زنگی، بیش حساسی، پُرحرفی، بی قراری و بیش فعالی می شود. در موردِ افرادی که دچار اختلالِ کم توجهی ــ بیش فعالی هستند، در واقع آر.اِی.اِسِ بالارونده به میزان کافی از ماده ی شیمیاییِ نوراِپینِفرین به منظورِ تحریکِ قِشرِ مخ در اختیار ندارد. نوراِپینِفرین همان ماده ی شیمیایی ست که به هنگامِ بالا رفتنِ ضربانِ قلب یا تسریعِ تنفس و عملکردهایی از این قبیل در بدن آزاد می شود. افرادی که دچارِ اختلال کم توجهی ـــــ بیش فعالی هستند می توانند داروهایی مصرف کنند که موقتاً باعثِ کارآیی بیشترِ آر.اِی.اِسِ با استفاده از نوراِپینفرینِ از پیش گرفته شده، بشوند. این به تمرکز، درک، یادسِپاری و یادگیریِ این افراد کمکی شایان می کند.
آر.اِی.اِس همچنین در تعاملاتِ اجتماعی نیز بسیار موثر است. درون گرایان از آر.اِی.اِسِ فعال تری نسبت به برون گرایان برخوردار هستند. دانشمندان معتقدند که آر.اِی.اِسِ یک فرد درون گرا آسان تر از آر.اِی.اِسِ فردی برون گرا تحریک می شود به این دلیل که درون گرایان غالباً برای گفت وگو با دیگران دچار مشکل هستند، و هنگامی که این کار را انجام می دهند، مغزِ آن ها شدیداً واکنش نشان می دهد، واکنشی شبیه به حالت وحشت زدگی.

آر.اِی.اِس دارای مکان یاب و موتورِ جست وجوست+

آر.اِی.اِسِ شما نسبت به اسمِ شما حساس است، در واقع نسبت به هر چیزی که مربوط به بقای شما شود، و نسبت به اطلاعاتی که آناً به آن نیاز پیدا می کنید حساس است. مثلاً اگر به دنبال فایلی در کامپیوتر خود می گردید، آر.اِی.اِسِ شما مغزتان را برای بررسیِ نامِ فایل ها در حالتِ آماده باش قرار می دهد ـــ فرض می کنیم نام فایل «برنامه ی سفرِ خارجی» باشد ـــ به طوری که به دنبال یافتن کلماتِ مرتبط با موضوع در نام فایل ها جُست وجو می کند تا بتوانید آن را پیدا کنید. این عملکردِ آر.اِی.اِس همانی ست که اغلب آن را قانونِ جذب می نامند.
***
به قولِ مارکوس آرلیوس: «بشر تبدیل به چیزی می شود که تمام روز به آن می اندیشد.» اگر این گفته درست بود، من باید تبدیل به زن می شدم.

اِستیو مارتین
***
آر.اِی.اِسِ شما به طورِ سرخود دارای سیستمِ مکان یاب است. با استفاده از مکان یاب، دیگر لازم نیست که شما همه ی راه های موجود در یک شهر را بشناسید. بلکه تنها کافی ست که تصمیم بگیرید مقصدتان کجاست. شما اطلاعات را وارد می کنید و مکان یاب شما را هدایت خواهد کرد. اگر جایی را اشتباه بپیچید، مکان یاب دوباره شما را به مسیر برمی گرداند. نرم افزارِ ماهواره ای یک مکان یاب، محاسبه می کند که شما را چگونه به مقصد برساند ـــ و مکان یابِ آر.اِی.اِس نیز دقیقاً همین کار را انجام می دهد. به وسیله ی یک مکان یاب شما فقط لازم است که جایی را که می خواهید بروید، مشخص کنید، نه این که چگونه می خواهید بروید. دقیقاً به همین طریق، به محض این که هدفِ خود را مُعَیّن کنید، آر.اِی.اِسِ شما شروع به دیدنِ همه ی چیزهایی می کند که با هدف تان مرتبط است. اگر تغییر مسیر دهید و از مسیر خارج شوید، شما را دوباره به مسیر باز می گرداند. در این رابطه بعداً مُفصّل صحبت خواهیم کرد.
آر.اِی.اِس همچنین شبیه به موشکِ گرماکاو عمل می کند ـــ شما مختصاتِ مکانِ موردِ نظرتان را وارد می کنید و دکمه ی آتش را می فشارید و موشک به طرفِ هدف حرکت می کند. در طولِ مسیر، تمام اطلاعاتِ بی مصرف و زاید را فیلتر می کند و تنها اطلاعات مرتبط را ثبت و ضبط می کند. مثلاً یکی از دستورالعمل ها می تواند گوش به زنگی برای شنیدنِ نامِ خود باشد، بدین ترتیب اگر در یک فروشگاهِ بزرگ یا فرودگاه، نامِ شما را از بلندگو صدا بزنند، شما متوجهِ آن خواهید شد.
***
آر.اِی.اِس عملکردی همانندِ موشکِ گرماکاو دارد.
***

سیستمِ باورهای شما چگونه عمل می کند

دانشمندان کشف کرده اند که آر.اِی.اِس همچنین کنترلِ سیستمِ باورهای ما را در دست دارد و فقط اطلاعاتی را تشخیص می دهد و انتخاب می کند که بر طبق باورهای ما باشد. این بدان معناست که باورها و افکارمان هر چه باشند، آر.اِی.اِس توجه بیشتری به آن ها می کند یا به عبارت دیگر تمامِ اطلاعاتِ محیطِ اطراف را به شیوه ای فیلتر می کند تا آن چه را به عنوانِ باورمان برگزیده ایم، تقویت کند. به همین علت است که در موقعیت های مشابه برخی از افراد فرصت ها را می بینند و برخی دیگر موانع و مشکلات را. همچنین به همین دلیل است که برخی می توانند به چیزی باور داشته باشند که باقیِ افراد به نادرست بودن آن واقف هستند.
***
در زبانِ چینی کلمه ی بحران از ترکیبِ دو حرف به دست می آید، یکی به معنای خطر و دیگری به معنای فرصت.
***
کاملاً روشن است که احساسِ شما درباره ی هر رویدادی تحت تاثیرِ باورهای شما نسبت به آن رویداد است. به عبارت دیگر، سیستمِ اعتقادات و باورهای شما تعیین می کند که آر.اِی.اِس شما به نفع یا به ضرر شما کار کند. اگر شما باور دارید که فقط با سخت کار کردن می توانید پول بیشتری در بیاورید، شما فقط اطلاعاتی را خواهید دید که بر مبنای این باور و اعتقاد باشند و شما به نحوی در زندگی پیش می روید که انگار این اعتقاد درست است. آر.اِی.اِسِ شما همه ی فرصت هایی را که می توان پول بیشتر با زحمتِ کمتر به دست آورد، فیلتر و حذف می کند.
***
آر.اِی.اِسِ شما می تواند هم به نفع شما و هم به ضررِ شما عمل کند. این کاملاً وابسته به آن است که شما به چه چیزی اهمیت می دهید.
***
اگر شما می خواهید که آر.اِی.اِس تان به نفع تان عمل کند، پس باید به نحوی آن را برنامه ریزی کنید تا حواسِ آن به چیزهایی باشد که شما می خواهید، نه چیزهایی که شما نمی خواهید. هنگامی که ایده یا هدفی مشخص را در آر.اِی.اِس تان برنامه ریزی می کنید دیگر اهمیتی ندارد که شما خواب باشید یا بیدار، یا این که در حال فکر کردن به آن هستید یا نه ـــ آر.اِی.اِس مشخصاً آن چه را به آن گفته اید، پیدا می کند دقیقاً مثل موتورِ جست وجو در کامپیوتر. آر.اِی.اِس اطلاعاتِ مرتبط را از میان میلیون ها بیت اطلاعاتِ محیطِ پیرامون شناسایی و پیدا می کند تا توجه شما را به آن ها جلب کند و اطلاعاتِ غیرمرتبط را حذف می کند. اگر شما تصویری دقیق، واضح و روشن از آن چه می خواهید در ذهنِ خلق کنید، آر.اِی.اِس با سرعتِ تمام به دنبال آن خواهد رفت و تا زمانی که آن را مُحقق نکند باز نخواهد ایستاد. ما بعداً با جزئیاتِ بیشتر در این باره کنکاش خواهیم کرد.
***
آر.اِی.اِس چگونه انتخاب می کند که چه اطلاعاتی را ببیند
***
تصور کنید که در حال راه رفتن در یک فرودگاهِ شلوغ و پُر ازدحام هستید. به تمام صداهایی که در اطراف تان هست فکر کنید ـــ صدها نفر در حال گفت وگو، موزیک، اعلام های بلندگو. شما کل صداهای پس زمینه را می شنوید، اما آر.اِی.اِس تان به هر کدام از آن صداها به صورت مُجَزا گوش نمی دهد. فرض کنید که از بلندگو اعلامی انجام می گیرد که نام شما یا شماره ی پروازتان را اعلام می کند. ناگهان میزانِ توجه شما به بالاترین حد می رسد چون آر.اِی.اِس تان این اطلاعات مرتبط با شما را به سطحِ توجهِ آگاهانه ی فوریِ شما فرستاده است. آر.اِی.اِس تان همانند فیلتر عمل می کند به طوری که اثرِ محرک های تکرارشونده ی غیرمرتبط، از قبیل سروصداهای بلند را کاهش می دهد و از تحمیل کردنِ بارِ بیش از حد به حواس جلوگیری می کند، تا این که نام شما از بلندگو شنیده می شود.

چرا ماشین خود را همه جا می بینی

آیا تا به حال برایت پیش آمده است که به محض این که تصمیم می گیری مُدلِ مشخصی از یک اتومبیل را بخری، کل خیابان ها و جاده ها پُر از ماشین موردِ نظر تو می شوند؟ در پارکینگ ها، تلویزیون و فروشگاه های زنجیره ای آن را می بینی. آن مدل ماشین همه جا هست. این به دلیلِ عملکردِ آر.اِی.اِسِ توست که اتومبیل های دیگر(=اطلاعات غیرضروری) را فیلتر و حذف می کند و اتومبیلی را که در فکر می پرورانی در مهم ترین قسمت ذهن قرار می دهد. تعدادِ آن مدلِ مشخصِ اتومبیل از وقتی که تو تصمیم به خریدِ آن گرفته ای بیشتر نشده است؛ بلکه فقط آر.اِی.اِسِ ات به کار افتاده است. اگر علاقه و توجه تان را به آن ماشین از دست بدهید دیگر در خیابان و جاده آن را نخواهید دید.
***
عملکردِ آر.اِی.اِسِ تو باعث می شود هرجا که می روی ماشین خود را ببینی.
***
هنگامی که خانمی حامله می شود، این تصوّر در او ایجاد می شود که انگار زنان حامله ی بسیاری در اطراف او هستند. اگر به تازگی نوزادی در خانه داشته باشید، شاید آن قدر خسته باشید که بتوانید با وجود سروصداهای ترافیک و همسایگان بخوابید، اما به محض این که نوزاد شروع به گریه کند کاملاً از خواب می پرید.
در مثالی کاملاً متفاوت، اگر انتخاب کنید که باور داشته باشید که جهان و مردمان همگی بد هستند، هربار که تلویزیون را روشن می کنید یا روزنامه می خوانید، تراژدی، مرگ و جنگ خواهید دید. برای آر.اِی.اِس اهمیتی ندارد که شما چیزی را دوست دارید یا نه، آن فقط به دنبالِ یافتنِ الگوهایی در محیط اطرافِ شماست که با افکار و اعتقاداتِ غالبِ شما تطابق داشته باشد.
اگر به طور مداوم درباره ی چیزهایی فکر کنید که دوست ندارید، پس آر.اِی.اِسِ شما برنامه ریزی خواهد شد تا توجه تان به چیزهایی جلب شود که دوست ندارید. بدین ترتیب شما بسیاری از چیزهایی را خواهید دید که دوست ندارید ــــ انگار شما با محیط اطراف تان در جنگ هستید. به همین علت است که از شما می خواهیم تا فقط به خواسته هایتان توجه کنید، نه به آن چیزهایی که نمی خواهید.

چکیده

بدین ترتیب کاشف به عمل آمد که ناپلئون هیل درست گفته است ـــ و هم اکنون ما برای به اثبات رساندنِ حرف او دانشِ کافی در اختیار داریم. شما آر.اِی.اِس تان را با مکالماتی که در درون خود با خودتان دارید و انتظارات تان برنامه ریزی می کنید. اگر انتظاراتی مثبت داشته باشید، شما به صورت خودکار آر.اِی.اِس تان را برای یافتنِ اطلاعات درباره ی رفتار و کردارِ مثبت برنامه ریزی می کنید و مانع ورودِ اطلاعات درباره ی رفتار و کردار منفی می شوید. به دلیلِ عملکردِ این فیلترِ زیست شناختی، راجع به هر چیزی که فکر کنید یا توجه کنید، آن چیز به ضمیر نیمه هشیارتان رخنه می کند و در آینده دوباره نمایان می شود.
پیشرفتِ هیجان انگیز در این رابطه این است که شما می توانید عمداً آر.اِی.اِس تان را از طریق فرستادن پیام های دقیق از طرفِ ذهنِ خودآگاه تان، برنامه ریزی کنید. این بدین معنی ست که شما می توانید واقعیت خود را خلق کنید. در این کتاب هیچ مطلبی در رابطه با قدرتِ اراده وجود ندارد. همه چیز در این اجتماعِ کوچکِ رشته های عصبی که از ساقه ی مغزتان رد می شوند، خلاصه می شود ـــ دستگاهِ فعال کننده ی تورینه ای ـــ یا همان آر.اِی.اِسِ شما.
***
در فصل های آینده یاد می گیرید که چگونه آن را برنامه ریزی کنید. ...چیزی به نام خوب یا بد وجود ندارد، اما فکر باعث این تفکیک و دسته بندی می شود.

شکسپیر
***
§

پیش گفتار

***
زندگی سفری به مقصدِ قبر با نیتِ صحیح و سالم رسیدن نیست، بلکه ترجیحاً باید در برابر حمله ی بی امانِ حوادث در میانِ ابری از دود و غبار زمین خورد، تا آخرین ذره از وجود خویش کار کشید، کاملاً خسته و کوفته شد، و در نهایت با صدایی رسا اعلام کرد: «وای! عجب سفری بود!»

هانتِر س. تامپسون
***
خواندنِ کتاب پاسخ، برداشتنِ نخستین گام در راهی ست که احتمالاً پیش از این در آن نبوده ای و از وجود چنین راهی اطلاع نداشته ای. زمانی که تقریباً نیمی از کتاب را خوانده باشی، خواهی فهمید که هم اکنون چرا جایگاهِ کنونی ات را در زندگی داری، و داشته های کنونی ات چرا و چگونه فراهم شده اند. برای این پرسش ها پاسخ هایی پیدا خواهی کرد که به تو کمک می کند تا به هر جایگاهی که توانایی رسیدن به آن را داشته باشی، برسی.
در این کتاب، ما به شما نشان می دهیم که چگونه تصمیم بگیرید و بفهمید که واقعاً از زندگی چه می خواهید و به آن برسید. شما خواهید آموخت که چگونه ایده هایتان را اولویت بندی کنید، زندگی تان را اِحیا کنید، با موانع کنار بیایید، و آلتِ دستِ دیگران نشوید، به خصوص دوستان و اعضای خانواده. ما به شما کمک می کنیم تا راهِ خودتان را در زندگی انتخاب کنید، نه آن راهی که شخصی دیگر تلاش می کند شما را به آن سوق دهد. ما به شما نشان می دهیم که چگونه عنانِ زندگی خودتان را به دست بگیرید و تبدیل به آدمی شوید که واقعاً می خواهید. شما یاد خواهید گرفت که در برابرِ هر شرایطی که پیش می آید، چگونه عمل کنید، میزانِ دشواری، طاقت فرسایی و نااُمیدانه بودنِ شرایط هم در نگاهِ اول اهمیتی ندارد.
شما یاد خواهید گرفت که چگونه از جایگاهی که هم اکنون هستید به جایگاهی برسید که دوست دارید. ما اصولِ اثبات شده ی موفقیت را که مردان و زنانِ بسیاری در طولِ تاریخ برای رسیدن به بزرگی و شُکوه و بازیابی خود یا فائق آمدن بر شکست به کار بسته اند به شما نشان می دهیم. من و باربارا طیِ ۵۰ سالِ گذشته، بسیاری از این اصول را از طریق برخی از استادان فرا گرفته ایم، و این درس ها باعثِ ایجاد بیشترین انگیزه برای موفقیتِ شخصیِ خودِ ما شده اند. ما همچنین درباره ی جدیدترین مطالعات روی مغز، شرح و بررسی کاملی خواهیم داشت تا روشن کنیم که چرا برخی از افراد به طور بی حدوحصر موفق اند ولی برخی نیستند. ما سیستم عاملِ مغز را مورد بررسی قرار خواهیم داد چون با برنامه ریزیِ همین سیستم عامل شما می توانید به هر جایگاهی که در زندگی می خواهید، برسید. در ابتدا با مطالعاتِ جوزِپه موروتزی و ه. و. ماگون آغاز می کنیم. دانشمندانی که بخشی از مغز را کشف کرده اند که میزانِ موفقیت یا شکست را در زندگی ما مُعَیّن می کند. ما درباره ی این سیستمِ مغز در فصل یکم مُفَصّل صحبت خواهیم کرد، و مزایای به کارگیریِ آن را در سراسرِ کتاب خواهیم شِمُرد که پایه و مَبنای کلِ این کتاب است.
همچنین به پرسش های شما درباره ی تعیینِ هدف، تصویرسازی، تلقین، دعا، تفکرِ آلفا و قانونِ جذب پاسخ خواهیم داد. اطلاعاتِ بسیاری در این کتاب وجود دارد، از این رو به شما پیشنهاد می کنیم تا کتاب را هر از چندی ببندید تا درباره ی مطالب آن تامل کنید و به مواردِ گفته شده عمل کنید. نکاتی در این کتاب وجود دارند که با علامتِ § مشخص شده اند. لازم نیست که این نکات را موبه مو اجرا کنید، فقط جنبه ی راهنمایی دارند.
ما درباره مهارت هایی ساده اما اثربخش به تفصیل صحبت خواهیم کرد که یادگیریِ آن ها به خودِ ما کمک کرده است تا تقریباً از پسِ هر آن چه در زندگی مان روی داده است ـــ چه خوب، چه بد ـــ بَربیاییم. و ما به پرسش های اساسی درباره ی چگونگیِ به دست آوردنِ هر آن‎چه از زندگی می خواهید، پاسخ خواهیم داد، حتا اگر در نگاهِ اول غیرممکن به نظر برسد.
مفاهیمی که در این کتاب کاوش خواهیم کرد، تا به حال زندگیِ شرکت کنندگان در سمینارهایمان را مُتِحول ساخته است، پس می توانند زندگی شما را هم تغییر دهند. نام این کتاب را پاسخ گذاشته ایم چون تنها چیزی است که در این کتاب خواهید یافت.
اگر زندگی را همانند بازی ای بپنداریم، هر بازی ای اصولی دارد.
بسیاری از نکاتِ اساسی به شکل هایی مختلف در سراسر کتاب تکرار شده اند، و این عامدانه بوده است. مطالعات نشان می دهد که یادگیریِ موثر هنگامی اتفاق می افتد که یک ایده با فواصلِ گوناگون در شش مرحله عَرضه و تکرار شود. وقتی برای نخستین بار عبارتی را می شنوید یا می خوانید، ذهنِ شما آن را کنار می گذارد چون احتمالاً با تَصوّر پیشینِ شما در تضاد است. و به همین علت است که اکثر آموزش های انگیزشی، موثر واقع نمی شوند. اما وقتی همان ایده را شش بار بشنوید، مغز شما می تواند آن را بپذیرد و ملکه ی ذهن کند.
ما در هر فصل فعالیت هایی را ارائه کرده ایم و پیشنهاد می کنیم که داخلِ کتاب یادداشت کنید، چون راحت تر است و می توانید هر وقت که خواستید به عنوان نکته ای به آن مراجعه کرده و متن اصلی را هم یک بار دیگر، هم زمان مرور کنید.
سرآخر، کتاب پاسخ حاصلِ تالیفِ هر دوی ماست، اما در اکثر مواقع از زبانِ اول شخصِ مفرد (آلن) نوشته شده است تا خواندن آن برای خواننده راحت تر باشد.

آلن پیز و باربارا پیز

فصل ۱. پرده برداری از رازِ آر.اِی.اِس



***
هر آن چیزی که ذهن بتواند تصور کند و باور کند، جسم می تواند به دست آورد.

ناپلئون هیل، ۱۹۳۷م.
***
هنگامی که ناپلئون هیل عبارتِ جریان سازِ خود را در کتابِ کلاسیکِ بیندیش و ثروتمند شو در سال ۱۹۳۷م. بیان کرد، به علومِ پزشکی واقف نبود و دستگاه های اِسکنِ مغز و تکنولوژی را که هم اکنون ما برای اثباتِ افکارِ او از آن ها بهره می بریم، در اختیار نداشت. او مدعی بود که اگر بتوانی به وضوح و روشنی درباره ی چیزی بیندیشی که واقعاً خواستارِ آن هستی، می توانی به آن دست پیدا کنی. علم و دانِش امروزی از راز و حُقه ای پرده برداشته است که پیرامونِ چنین عباراتِ نمادینی مثلِ جمله ی مربوط به ناپلئون هیل وجود دارد، به طوری که ما هم اکنون نظریاتِ علمیِ مربوط به فرآیندهای موفقیت، هدف گذاری، پیش گوییِ کام بخش (لفظِ چیزی را آمدن و تحقق یافتنِ آن)، عملکردِ دعا، و قانونِ جذب را در اختیار داریم. علم هم اکنون می تواند به ما نشان دهد موفقیت در مغز چه عملکردی دارد. شما در شُرُفِ یادگیری درباره ی دستگاهی فوق العاده هستید که هر یک از ما درون مغزِ خود از آن بهره می بریم ـــ دستگاه فعال کننده ی تورینه ای(۱) یا آر.اِی.اِس.
آر.اِی.اِس در ساقه ی مغزِ پستانداران قرار گرفته است و شامل مجموعه ای از رشته های عصبی است که عموماً آن را تشکیلاتِ تورینه ای می نامند. آر.اِی.اِس در بسیاری از عملکردهای زیستیِ انسان مانند خوابیدن، بیدار شدن، تنفس، ضربان قلب و انگیزشِ رفتاری، نقش ایفا می کند. آر.اِی.اِس همچنین در میلِ جنسی، اشتها و خوردن، دفع، کنترلِ هشیاری و قابلیتِ جلب توجه به چیزی خاص سهیم است. آسیب دیدگیِ آر.اِی.اِس می تواند منجر به کُما و چندین مشکلِ پزشکی دیگر مانند حمله خواب(۲) شود.
آر.اِی.اِس، شبکه ای از اعصاب و رشته های عصبی ست که از ساقه ی مغز می گذرد و به بخش های دیگری از مغز متصل می شود. این دستگاه از دو بخش تشکیل شده است: یکی آر.اِی.اِسِ بالارونده، که به بخش هایی از مغز شامل قشرِ مخ، تالاموس و هیپوتالاموس مُتصل می شود؛ و دیگری آر.اِی.اِسِ پایین رونده که به مخچه و اعصابی متصل می شود که مسئولِ حواسِ مختلف هستند.

دستگاه فعال کننده ی تورینه ای (آر.اِی.اِس)



در میانه ی قرن بیستم، روان شناسان مطرح کردند که برخی از ساختارهای درونِ مغز کنترلِ بیداری، هشیاری و انگیزه های ذهنی را در دست دارند.
نخستین بار در سال ۱۹۴۹م. در دانشگاهِ پیزا، ه. و. ماگون و جوزِپه ماروتزی هنگامی که مشغولِ تحقیق بر اجزای عصبی مغز بودند که در مکانیزم خواب ـــ بیداری نقش دارند، به وجود آر.اِی.اِس پی بردند و یافته هایشان را در نخستین شماره ی مجله ی علمیِ اِلِکتروسِفالوگرافی و کیلینیکال نوروفیزیولوژی به چاپ رساندند. این تحقیقِ اولیه نهایتاً به این کشف انجامید که آر.اِی.اِس تقریباً مَعبَرِ ورودی همه ی اطلاعاتی ست که به مغز می رسد (بویایی در این مورد یک استثنا محسوب می شود: اعصاب بویایی مستقیماً به بخشِ عواطف در مغز متصل می شوند). آر.اِی.اِس اطلاعات ورودی به مغزتان را فیلتر می کند که به چه چیزی توجه کنید و بر میزان تحریک پذیریِ مغز تاثیر می گذارد و تصمیم می گیرد که چه اطلاعاتی را در اختیار مغزتان قرار ندهد.
آر.اِی.اِس به ابتدای نخاع متصل است، در همین نقطه ی اتصال است که اطلاعاتِ مستقیماً دریافت شده از دستگاه های حسی بالارونده، پذیرفته می شوند. هر اطلاعات یا دانشی از طریق یک یا بیش از یک حس باید وارد مغز شود و توسط دریافت کننده های مشخصِ حسیِ بدن بازخوانی شود. در این جاست که اطلاعات از طریقِ اعصابِ پوست یا بدن به سوی نخاع رفته، با بالا رفتن از آن و گذر از دستگاهِ فعال کننده ی تورینه ای، سفر خود را به طرف بخشِ تحلیل کننده ی اطلاعاتِ دریافتیِ مغز آغاز می کند.

آر.اِی.اِس، مرکزِ فرماندهی و کنترل مغز است

آر.اِی.اِس جایی ست که افکار، احساسات درونی و تاثیراتِ بیرونی به هم می پیوندند که باعثِ ایجادِ تاثیراتی پویا در مراکزِ فعالیتِ ماشینیِ مغزِ شما در قشرِ مخ، از جمله لوب های پیشانی(۳) می شود. آر.اِی.اِس، شبکه ای از مسیرهای عصبی ست که تمامِ اطلاعاتِ دریافتیِ حسی از دنیای بیرونی را برای مغز فیلتر می کند. هر آن چیزی که می بینید، می شنوید، لمس می کنید یا می چشید از آر.اِی.اِس عبور می کند. بگذارید ساده بگویم، آر.اِی.اِس کلیدی ست که مغزِ شما را روشن می کند و مرکز اصلیِ انگیزش است.

آر.اِی.اِس چگونه کار می کند

مغز در هر ثانیه بیش از ۴۰۰ میلیون بیت(۴) اطلاعات را پردازش می کند، اما فقط ۲۰۰۰ بیت اطلاعات را می تواند به طور آگاهانه پردازش کند. باقی مانده ی اطلاعات بدون آگاهی شما پردازش می شوند. به عبارت دیگر ۹۹۹/ ۹۹ درصد از اطلاعاتی که در طول روز به شما ارائه می شود، توجهِ شما را جلب نمی کند. در واقع این تنها راهی ست که می توانیم از پسِ زندگی روزمره و میلیون ها بیت اطلاعاتی بر بیاییم که به سمتِ آگاهیِ ما در جریان هستند و توجه ما را می طلبند. اگر شما مجبور بودید که همه ی پیام های دریافتی را هم زمان پردازش کنید، نمی توانستید آن میزان از اطلاعات را تحمل کنید و بیهوش می شدید. بدین ترتیب تکامل به ما آر.اِی.اِس را ارزانی داشته است ـــ تا از آن به عنوانِ تجهیزاتی بهره بگیریم که همه ی اطلاعات را فیلتر می کند و فقط اطلاعاتی را برمی گزیند که در هر لحظه برایمان مهم است.
آر.اِی.اِسِ شما عملکردی همانندِ دایره ی تفکیکِ مرسولات در پُستخانه را دارد، به طوری که اطلاعات دریافتی را ارزیابی می کند و سپس آن اطلاعات را به شکلِ پیام هایی اولویت بندی می کند که توجه شما را جلب کند. آر.اِی.اِس فیلتری بین ذهنِ هشیار و نیمه هشیار شماست، دستورالعمل هایی را از ذهنِ هشیارِ شما می گیرد و به ذهن نیمه هشیار شما می فرستد. سپس مغزِ شما به بدن تان دستور می دهد که فعالیت های فیزیکی لازم برای متابعت با تصویری را انجام دهد که آر.اِی.اِس فرستاده است. آر.اِی.اِس محیط اطراف شما را برای یافتن الگوهای اطلاعاتی که مطابق بر باورها یا چیزهایی ست که برای شما شناخته شده هستند، بررسی می کند و از نظر می گذراند. سپس افکار و احساسات شما را با چیزهای مشابه در محیطِ اطراف تان مرتبط می کند. هنگامی که تطابق حاصل شد، ذهنِ هشیارِ شما به آن توجه می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب پاسخ

ترجمه چندان راحت و فصیح نبود. شاید معادل برخی کلمات و برگرداندن آن به فارسی البته چندان آسان نباشد.
در 3 ماه پیش توسط