فیدیبو نماینده قانونی انتشارات آموخته و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زبان بدن

کتاب زبان بدن
آنچه بدن می‌گوید

نسخه الکترونیک کتاب زبان بدن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زبان بدن

جو ناوارو، افسر سابق FBI، سخنران حرفه‌ای، استاد دانشگاه سنت لئو و متخصص شناخته شده در زمینه رفتار غیرکلامی، در کتاب آنچه بدن می‌گوید توضیح می‌دهد که چگونه به سرعت زبان بدن مردم را دریابید. رمزگشایی احساسات و رفتارها، جلوگیری از مشکلات پنهان و جستجوی رفتارهای فریبنده، نکاتی است که در این کتاب به آن‌ها اشاره می‌شود.

ادامه...
  • ناشر انتشارات آموخته
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 4.31 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۷۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زبان بدن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار مترجم

زبان بدن به انواع شکل های ارتباط غیر کلامی یا رفتاری اشاره می کند که یک فرد از طریق رفتارهای فیزیکی خود، بدون هیچ گونه صحبتی، قادر است با دیگران ارتباط برقرار کند. این رفتارها می تواند مربوط به وضعیت و حالات بدنی، محل قرار گرفتن دست ها، پاها، نحوه ی نشستن، ایستادن، راه رفتن، خوابیدن، حالت ها، حرکات و اشارات بدنی، جلوه های هیجانی صورت و در نهایت حرکت چشم ها باشد.
اگر شما بتوانید ذهن افراد دیگر را بخوانید و آنچه را که آنها واقعاً نیاز دارند و می خواهند، درک کنید بی شک ارتباطات فردی و اجتماعی شما بسیار آسان و موثر خواهد شد، زیرا با استفاده از این دانش قادر خواهید بود در هر زمانی، بر طرفِ مقابل تاثیر بگذارید یا حداقل درک کنید که او واقعاً درباره ی شما چه فکر می کند.
البته در نظر داشته باشید که از نظر علمی، ما نمی توانیم ذهن دیگران را بخوانیم. در واقع اگر کسی این طور فکر کند، ممکن است از نظر روان شناسی دچار نشانه ی «ذهن خوانی» شده باشد که یکی از شایع ترین نشانه های اختلال تفکر است. آنچه که ما می توانیم انجام دهیم خواندن چهره و زبان بدن (تن گفتار) دیگران است که این دانش با ذهن خوانی تفاوت دارد.
جو ناوارو، افسر سابق FBI، سخنران حرفه ای، استاد دانشگاه سنت لئو و متخصص شناخته شده در زمینه ی رفتار غیرکلامی، در کتاب «زبان بدن: آنچه بدن می گوید» توضیح می دهد که چگونه به سرعت زبان بدن مردم را دریابید. رمزگشایی احساسات و رفتارها، جلوگیری از مشکلات پنهان و جست وجوی رفتارهای فریبنده، نکاتی است که در این کتاب به آنها اشاره می شود. در این کتاب خواهید آموخت:

*غریزه هایِ درونیِ انسان هستند که زبان بدن او را هدایت می کنند.
*چرا صورت، آخرین قسمت از بدن است که احساسات واقعی فرد را نشان می دهد.
*انگشتِ شست، پا و پلک ها درباره ی خُلق و خو و انگیزه های شخص چه می گویند.
*کدام رفتار های فرد، اعتماد به نفس و احساسات حقیقی او را نشان می دهند.
*کدام رفتارهای غیرکلامی باعث ایجاد اعتماد در طرف مقابل می شوند.
*کدام رفتارهای غیرکلامی باعث نفوذ در طرف مقابل می شوند.

این کتاب پر از مثال هایی است از تجارب حرفه ای ناوارو و به ما راه های جدیدی را یاد می دهد تا جهان را کشف کنیم. تصاویر کتاب کمک می کنند تا درک بهتری از رفتارها داشته باشید. برخلاف بسیاری از کتاب های دیگر که درباره ی رفتار غیرکلامی نوشته شده اند، اطلاعاتی که در اینجا ارائه می شود، به جای اظهارنظر شخصی و گمانه پردازی های نظری، مبتنی بر حقایق علمی و یافته های تجربی است.
جو ناوارو با تقسیم بندی کتاب به ۹ بخش، قسمت های مختلف بدن را از نظر رفتار غیرکلامی مورد بررسی دقیق و موشکافانه قرار می دهد تا با مشاهده و تحلیل دقیق بتوانید آنچه را که مردم به صورت ناخودآگاه منتقل می کنند، دریابید.
ماروین کارلینز، نویسنده ی پیشگفتار کتاب می گوید: «پانزده سال پیش، حتی جامعه ی علمی هم، اکثرِ موضوعاتی را که جو اکنون در این کتاب با شما در میان می گذارد، تایید نکرده بود. اما امروزه به لُطف پیشرفت فناوری، دانشمندان توانسته اند درستی و روایی رفتارهایی را که جو شرح می داد، احراز کنند».
ناوارو این کتاب را بهترین پیشنهاد برای همه ی افراد با هر شغل و مقام و جایگاهی می داند. اگر به دنبال شغل جدیدی هستید و باید در مصاحبه های استخدامی شرکت کنید، اگر به دنبال موفقیت در مذاکره و معامله های تجاری یا حتی غیرتجاری هستید، اگر در ارتباط با زیردستان تان به مشکل برخورده اید، اگر به دنبال روابط عاشقانه و ازدواج هستید، یا اگر در برقراری ارتباط با فرزند نوجوان تان مشکل دارید، این کتابی است که به کارتان می آید. کتابی جامع و ضروری برای همه ی افراد.
این کتاب را بخوانید و دانش غیر کلامی خود را افزایش دهید. پس از مطالعه ی کتاب می توانید تنها با یک نگاه، رفتار غیرکلامی و زبان بدن افراد را کشف کنید. مطالعه ی این کتاب به شما کمک می کند رفتارهای خودتان را نیز بررسی کنید و برای پیشرفت و بهبود زبان بدن تان تلاش کنید. برای ایجاد روابط اثربخش و کارآمد، راهی به جز آگاهی از دانش غیرکلامی ندارید. پس فراگیری آن را همین امروز آغاز کنید.

امیر انصاری - بهار ۱۳۹۶

تقدیم به مادربزرگم، آدلینا،
که دستان چروکیده اش عاشقانه کودکی را شکل داد تا مرد شود.
«جو ناوارو»

تقدیم به همسرم، ادیث، که عشقش را ارزانی من کرد
و چیزی را به من یاد داد که معنایش انسان دلسوز بودن است.
«ماروین کارلینز»

پیشگفتار

آنچه را که در فکرت است می بینم
«دکتر ماروین کارلینز»

مرد در یک سمت میز نشت تا در کمال آرامش به پرسش های مامور FBI پاسخ دهد. او در این پرونده ی قتل مظنون اصلی نبود. ادله اش (مبنی بر نبودنش در محل و زمان وقوع جنایت) باورپذیر و صادقانه به نظر می رسید، اما مامور به هر صورت او را تحت فشار قرار می داد. با موافقت مظنون، یک سری سوالات درباره ی آلت قتل از او پرسیدند:

«اگر مرتکب این جنایت می شدی، آیا از تفنگ استفاده می کردی؟»
«اگر مرتکب این جنایت می شدی، آیا از چاقو استفاده می کردی؟»
«اگر مرتکب این جنایت می شدی، آیا از چکش یخ شکن استفاده می کردی؟»
«اگر مرتکب این جنایت می شدی، آیا از چکش استفاده می کردی؟»

یکی از این سلاح ها، یعنی چکش یخ شکن، عملاً در محل ارتکاب جنایت استفاده شده است، اما این اطلاعات را علنی نکرده اند. بنابراین، تنها قاتل می داند که کدام شیء آلت قتل واقعی بوده است. همچنان که مامور FBI فهرست سلاح ها را برمی شمرد، مظنون را به دقت زیر نظر گرفته بود.
زمانی که از چکش یخ شکن نام برده شد، پلک های مرد به سختی پایین افتاد و تا زمانی که سلاح بعدی نام برده شد بسته ماند. مامور فوراً اهمیت رفتار پلکی را که مشاهده کرده بود متوجه شد و از آن لحظه به بعد، مظنون «فرعی» به مظنون اصلی تحقیقات تبدیل شد. بعدها، او به جرمش اعتراف کرد.
یکی به نفع جو ناوارو! انسان فوق العاده ای که در طول ۲۵ سال خدمت برجسته اش در FBI، علاوه بر برداشتن نقاب از چهره ی قاتل یخ شکن، از پرونده ی جنایاتی همچون «جاسوس های حرفه ای» پیروز بیرون آمده است. چگونه توانسته بود به این موفقیت برسد؟ اگر از او بپرسی، غالباً این طور جواب می دهد که: «این موفقیت را مدیون توانایی خواندن زبان بدن مردم هستم».
معلوم می شود جو تمام زندگی حرفه ای خود را صرف مطالعه، تهذیب و به کارگیری علم ارتباطات غیرکلامی، شامل حالات چهره، ژست ها، حرکات فیزیکی (نمادشناسی)، فاصله ی بدن (همجواری)، لمس کردن، قرارگیری بدن، و حتی نحوه ی لباس پوشیدن کرده است تا آنچه را که در فکر مردم می گذرد، عملی که قصد انجامش را دارند و درست یا غلط بودن اظهارات شان را رمزگشایی کند. این برای تبهکاران، تروریست ها و جاسوس ها خبر خوبی نیست، زیرا معمولاً سیگنال هایی که بدن شان در مواجهه با موشکافی های دقیق او ارسال می کند، برای شفاف کردن و شناسایی تفکرات و نیات شان کافی است.
با این حال، این خبر برای شما خوانندگان بسیار خوب است، زیرا دانش غیرکلامی که جو به اتکای آن استاد «جاسوس گیری»، «دروغ سنج انسانی» و مامور متخصص FBI شده است همان چیزی است که قصد دارد با شما در میان بگذارد تا احساسات، تفکر و نیات اطرافیان تان را بهتر درک کنید. جو، در مقام نویسنده و آموزگاری مشهور، به شما خواهد آموخت که مانند یک کارشناس مشاهده کنید و رفتار غیرکلامی دیگران را کشف و رمزگشایی کنید تا بتوانید با موفقیت بیشتری با آنان تعامل کنید. این دانش، چه برای سرگرمی استفاده شود یا برای کسب وکار، زندگی تان را غنی و عزتمند خواهد کرد.
پانزده سال پیش، حتی جامعه ی علمی هم بیشتر موضوعاتی را که جو در این کتاب با شما در میان می گذارد تایید نکرده بود. تنها با پیشرفت های اخیر فناوری اسکن مغز و تصویربرداری عصبی بود که دانشمندان توانستند روایی رفتارهایی را که جو شرح می داد احراز کنند. با توجه به آخرین کشفیات روان شناسی، زیست عصب شناسی، پزشکی، جامعه شناسی، جرم شناسی، مطالعات ارتباطی و انسان شناسی، به علاوه ی ربع قرن تجربه ی جو در به کارگیری رفتار غیرکلامی به عنوان مامور ویژه ی FBI، حال او در جایگاهی است که شما را در درک موفقیت آمیز ارتباطات غیرکلامی یاری کند.
تخصص جو در سراسر جهان به رسمیت شناخته می شود و طالب دارد. گذشته از اینکه در برنامه هایی مانند تودی شو از شبکه ی NBC، هدلاین نیوز از شبکه ی CNN، کابل نیوز از شبکه ی فاکس و گودمورنینگ آمریکای شبکه ی ABC مرتب با او مصاحبه می کنند، همچنان به برگزاری سمینارهایی درباره ی ارتباط غیرکلامی برای کارکنان FBI و CIA و همچنین سایر اعضای جامعه ی اطلاعاتی ادامه می دهد. او مشاور صنایع بانکداری و بیمه و همچنین موسسات حقوقی برجسته در ایالات متحده و خارج از کشور است. همچنین، جو در دانشگاه سنت لئو و دانشکده های پزشکی مختلف سراسر ایالات متحده تدریس می کند و بینش های منحصربه فردی را که درباره ی ارتباطات غیرکلامی دارد با مشتاقان، از جمله پزشکانی که می خواهند بیماران را با سرعت و دقت بیشتری بسنجند، در میان می گذارد. ترکیب مهارت های علمی و گواهینامه های شغلی جو، به همراه تحلیل استادانه ی وی از نقش ارتباطات غیرکلامی در موقعیت های پرمخاطره ی زندگی واقعی، او را در جایگاهی متمایز و در خط مقدم تخصص ارتباط غیرکلامی قرار داده است، و این چیزی است که در این کتاب متوجه اش خواهید شد.
اکنون که با جو کار کرده ام، در سمینارهایش حضور یافته ام و ایده هایش را در زندگی خودم به کار گرفته ام، قاطعانه معتقدم مطالبی که در این صفحات ارائه می شود نشانگر پیشرفتی بزرگ در درک ما از همه ی ارتباطات غیرکلامی است. این را به عنوان یک روان شناس مجرب که در نوشتن این پروژه دخیل بوده است می گویم، زیرا کار پیشگامانه ی جو در مهار دانش علمی ارتباطات غیرکلامی برای تحقق اهداف حرفه ای و موفقیت شخصی هیجان زده ام می کند.
همچنین، تحت تاثیر رویکرد محتاطانه و مستدل او در قبال این موضوع قرار گرفته بودم. برای مثال، مشاهده ی ارتباطات غیرکلامی کمک می کند درباره ی بسیاری از انواع رفتارها «درک دقیقی» داشته باشیم، اما جو هشدار می دهد که استفاده از زبان بدن برای تشخیص فریب، کار بسیار دشوار و سختی است. این نکته ی بسیار مهمی است که به ندرت در میان افراد غیرحرفه ای یا مجریان قانون به رسمیت شناخته می شود و من این موضوع حیاتی و دردناک را یادآور می شوم که پیش از اعلام درستکار یا فریبکار بودن افراد بر مبنای رفتارهای غیرکلامی باید بسیار محتاط باشید.
برخلاف بسیاری از کتاب های دیگری که درباره ی رفتار غیرکلامی نوشته شده است، اطلاعاتی که در اینجا ارائه می شود، به جای نظر شخصی و گمانه پردازی های نظری، مبتنی بر حقایق علمی و یافته های آزمایش های میدانی است. علاوه بر این، در این کتاب بر موضوعی تاکید شده است که در آثار دیگر غالباً نادیده گرفته شده است: «نقش حیاتی سیستم لیمبیک یا سیستم عصبی احساسی مغز انسان در درک و استفاده ی موثر از سرنخ های غیرکلامی».
زبان سکوت بدن در اختیارتان است تا استادش شوید. چه به این دلیل در حال مطالعه ی رفتارهای غیرکلامی هستید که می خواهید در شغل تان پیشرفت کنید و چه صرفاً به دنبال بهتر کنار آمدن با دوستان و خانواده هستید، این کتاب برای شما نوشته شده است. کسب مهارت، مستلزم بررسی دقیق فصل های پیش رو است و علاوه بر این، باید متعهدانه زمان و انرژی گرانبهای خود را صرف کنید تا آموزه های جو را یاد بگیرید و در زندگی روزمره به کار ببندید.
خواندن موفقیت آمیز زبان بدن مردم، که شامل یادگیری، رمزگشایی و به کارگیری رفتار غیرکلامی برای پیش بینی اقدامات انسان هاست، کاری است که ارزش توجه تان را دارد و در ازای تلاش هایی که صرفش می کنید پاداش های فراوانی نصیبت تان می کند. بنابراین، گام اول را محکم بردارید، به صفحه ی بعدی بروید، و برای یادگیری و تماشای رفتارهای غیرکلامی کاملاً مهمی که جو آموزش خواهد داد آماده شوید. چندان طول نخواهد کشید که تنها با یک نگاه، هر آنچه را که هر بدنی می گوید کشف خواهید کرد.

سپاسگزاری نویسنده

زمانی که نوشتن پیش نویس اولیه ی کتاب را آغاز کردم، متوجه شدم این پروژه از مدت ها پیش در جریان بوده است. این پروژه نه با علاقه ی من به مطالعه درباره ی رفتار غیرکلامی آغاز شد، نه با علاقه به علمی دنبال کردن این موضوع، نه در FBI. بالعکس، در اصل، این پروژه سال ها پیش در خانواده ام شروع شد.
خواندن زبان بدن دیگران را عمدتاً به کمک آموزه های والدینم، آلبرت و ماریانا لوپز و مادربزرگم، آدلینا پانیگوآ اسپینو یاد گرفتم. هر کدام از این افراد به روش خود چیزی متفاوت را درباره ی اهمیت و قدرت ارتباطات غیرکلامی به من آموخت. از مادرم یاد گرفتم که ارتباطات غیرکلامی در تعامل با دیگران بی نهایت ارزشمند است. او به من یاد داد که یک رفتار موشکافانه ممکن است از موقعیتی ناخوشایند جلوگیری کند یا باعث شود فرد کاملاً احساس راحتی کند و این مهارتی بود که او در تمام زندگی اش اجرا می کرد. از پدرم، قدرت حالت چهره را آموختم؛ او با نگاهی قادر است یک دنیا روشنی بدیع را منتقل کند. او انسانی است که به صرف بودنش، از احترام برخوردار است. و از مادربزرگم که کتاب را تقدیم او کرده ام، یاد گرفتم که رفتارهای کوچک اهمیت بسیار زیادی دارند: یک لبخند، تکان دادن سر، یا لمسی از روی مهربانی، اگر در زمان درست باشد، یک دنیا حرف دارد و حتی ممکن است شفابخش باشد. چنین موضوعاتی را در زندگی روزمره به من آموختند و با این کار مرا برای مشاهده ی دقیق تر جهان اطرافم آماده کردند. آموزه های آنها و همچنین آموزه های خیلی های دیگر در صفحات این کتاب آورده شده است.
زمانی که در دانشگاه بریگام یانگ بودم، جی. وسلی شروود، ریچارد تاون سند و دین کلایو وین چیزهای زیادی درباره ی کار پلیس و مشاهده ی مجرمان به من آموختند. بعدها در FBI، افرادی مانند داگ گرگوری، تام رایلی، جولیان «جی» کوئرنر، دکتر ریچارد آلت و دیوید جی. میجر نکات ظریف ضداطلاعات و رفتار جاسوسانه را به من آموختند. از همه ی آنان، به خاطر تهذیب مهارت های پایش مردم سپاسگزارم. به همین ترتیب، باید از دکتر جان شافر، مامور سابق FBI و همکار من در برنامه ی تحلیل رفتاری نخبگان تشکر کنم که مرا به نوشتن تشویق کرد و در موارد متعدد اجازه داد نویسنده ی همکار باشم. مارک ریسر، که مدت هاست با من در سنگرِ گرفتن جاسوسان است نیز مستحق قدردانی است. از همکاران دیگرم، که بسیاری در شعبه ی امنیت ملی کار می کنند، برای همه ی حمایت هایشان تشکر می کنم.
در طول سالیان، زیر نظر بهترین استادان آموزش دیدم، همچون جو کولیس، پل اکمن، مورین اوسالیوان، مارک فرانک، بلا ام. دی پائولو، آلدرت وریج، راید ملوی و جودی بورگون که تحقیق درباره ی ارتباطات غیرکلامی را مستقیماً یا از طریق نوشته هایشان فراگرفتم. میان من و بسیاری از این افراد، از جمله دیوید گیونز که رئیس مطالعات غیرکلامی در اسپوکان واشنگتن است و قلباً مجذوب نوشته ها، آموزه ها و اندرزهایش هستم، رابطه ی دوستی شکل گرفته است. پژوهش ها و نوشته هایشان مایه ی غنای زندگی ام بوده است، و در این کتاب از آثار ایشان و همچنین غول هایی همچون دزموند موریس، ادوارد هال، چارلز داروین که با کتاب اندیشه آفرین ابراز هیجانات در انسان و حیوانات آغازگر این مسیر بوده است، بهره گرفته ام.
این افراد چارچوب علمی کار را آماده کردند، اما دیگران هم به روش خودشان در این پروژه سهیم بودند و من باید از فرد فرد آنان قدردانی کنم. دوست من الیزابت لی بارون، از دانشگاه تمپا، زمانی که پای پژوهش به میان می آمد، موهبتی خدادادی بود. همچنین به دکتر فیل کوئین، از دانشگاه تمپا و به پرفسور بری گلوور، از دانشگاه سنت لئو مدیونم که سالیان سال دوست من بودند و مشتاقانه برنامه ی پرکار سفرهایم را تنظیم کردند.
این کتاب بدون عکس ها به این شکل در نمی آمد، و به این دلیل باید از کار عکاس مشهور، مارک ومپل، تشکر کنم. همچنین، از اشلی بی. کاسل، دستیار اداری ام سپاسگزارم؛ زمانی که از او پرسیدم آیا مایل است مدل عکس های کتاب باشد، فقط گفت: «حتماً، چرا که نه؟» بچه ها، شما معرکه اید. همچنین، می خواهم از دیوید. آر. آندراده، هنرمند تمپایی، به خاطر نگاره هایش تشکر کنم.
متیو بنجامین، ویراستار همیشه صبورم در هارپر کالینز، این پروژه را آماده کرد و جا دارد که به خاطر نجابت و استادی و حرفه ای بودنش قدردانی کنم. همچنین، باید از ویراستار اجرایی، تونی سکیارا قدردانی کنم که پرتلاش برای نهایی کردن این پروژه زحمت کشید. متیو و تونی با هم در تیمی از معرکه های هارپر کالینز، که شامل پائولا کوپر ویراستار بود، کار می کنند که جا دارد از همه ی آنها بی نهایت تشکر کنم. و مثل گذشته، مایلم از دکتر ماروین کارلینز تشکر کنم که یک بار دیگر ایده هایم را در قالب این کتاب شکل داد و پیشگفتار کتاب را به کلام مهرآمیزش مزین کرد.
از دوست عزیزم، دکتر الیزابت ای. موری، تشکر می کنم؛ او یک دانشمند و آموزگار واقعی است که علی رغم برنامه ی زمانی پرمشغله ی تدریسش، زمان گذاشت و پیش نویس های اولیه ی دست نوشته ی کتاب را ویرایش کرد و دانش عظیمی را که از بدن انسان در اختیار دارد به اشتراک گذاشت.
از خانواده ام، همه ی خانواده ام، دور و نزدیک، تشکر می کنم که در زمانی که باید زمانم را به استراحت در کنار شما می گذراندم، من و نوشتن من را تحمل کردید. خطاب به لوکا، muito obrigado (پرتغالی: با تشکر فراوان). دخترم، استفانی، هر روز به خاطر وجود مهربانت شکر بجا می آورم.
همه ی این افراد به نوعی در این کتاب سهم داشته اند؛ در این کتاب، دانش و بینش شان را، کوچک و بزرگ، با شما در میان می گذارم. این کتاب را بدون اغراق با دانستن این موضوع نوشتم که بسیاری از شما از این اطلاعات در زندگی روزمره استفاده خواهید کرد. به این منظور بسیار تلاش کرده ام که در این کتاب، با پشتکار و شفافیت، هر دوی اطلاعات علمی و تجربی را در اختیارتان بگذارم. اگر در این کتاب اشتباهی هست، مسئولیتش با من و صرفاً با من است.
یک ضرب المثل قدیمی لاتین هست که می گوید: «Qui docet, discit» (یاد بده تا یاد بگیری). از بسیاری جهات، در مورد نوشتن هم همین است؛ نوشتن نوعی فرآیند یادگیری و فهمیدن است که درنهایت مایه ی خوشی است. امیدوارم زمانی که به پایان این کتاب می رسیم، شما هم دانش عمیقی درباره ی چگونگی برقراری ارتباط غیرکلامی به دست آورده باشید و با دانستن اینکه هر بدنی چه می گوید، زندگی تان غنی شود، همان طور که درباره ی من چنین شد.

جو ناوارو
تمپا، فلوریدا

فصل اول: اسرار استاد شدن در ارتباط غیرکلامی

هرگاه درباره ی «زبان بدن» تدریس می کنم، این سوال همواره از من پرسیده می شود: «جو، در وهله ی اول چه چیزی باعث شد به مطالعه ی رفتار غیرکلامی علاقه مند شوی؟» این طور نبوده است که برای این کار برنامه ریزی کرده باشم، نتیجه ی شیفتگی دیرپای من در قبال این موضوع هم نبوده بلکه خیلی واقع بینانه تر از این حرف ها بوده است. این علاقه از دل ضرورت متولد شد، نیاز به انطباق موفق با روش کاملاً جدید زندگی. زمانی که هشت ساله بودم، به عنوان یک تبعیدی از کوبا به آمریکا آمدم. تنها چند ماه پس از عملیات خلیج خوک ها بود که کشور را ترک کردیم و صادقانه بگویم، فکر می کردیم فقط مدت کوتاهی را به عنوان پناهنده اینجا می مانیم.
من که در اوایل نمی توانستم انگلیسی صحبت کنم، همان کاری را کردم که هزاران مهاجر دیگری که به این کشور می آمدند کرده بودند. فوراً یاد گرفتم که خودم را در مدرسه با همکلاسی های جدیدم وفق بدهم، باید از زبان «دیگری» که دور و برم تکلم می شد، یعنی زبان رفتار غیرکلامی، آگاه می شدم و به آن حساس می بودم. متوجه شدم که این زبانی است که می توانم فوراً ترجمه و درکش کنم. در ذهن کم سن وسالم، بدن انسان را نوعی بیلبورد می دیدم که آنچه را که در فکر فرد بود، از طریق ژست ها، حالت های صورت، و حرکات فیزیکی که برایم قابل خواندن بود، منتقل (تبلیغ) می کرد. بدیهی است که به مرور زمان، انگلیسی را یاد گرفتم و حتی کم کم تسلطم را به زبان اسپانیایی از دست دادم، اما زبان غیرکلامی را هرگز فراموش نکردم. در سنین پایین، کشف کردم که همیشه می توانم به ارتباطات غیرکلامی تکیه کنم.
یاد گرفتم که زبان بدن را برای رمزگشایی آنچه که همکلاسی ها و معلمانم در تلاش بودند به من بفهمانند و احساس شان درباره ی من استفاده کنم. یکی از اولین چیزهایی که متوجه شدم این بود که دانش آموزان و معلمانی که واقعاً مرا دوست داشتند، زمانی که اولین بار مرا می دیدند که وارد کلاس می شوم، ابروهایشان را (به حالت قوسی شکل) بالا می اندازند. از سوی دیگر، کسانی که خیلی از من خوششان نمی آمد، زمانی که مرا می دیدند، کمی اخم به چهره می انداختند و این رفتاری است که وقتی شاهدش باشی، دیگر هرگز فراموشش نمی کنی. این اطلاعات غیرکلامی را همانند هر مهاجر دیگری، فوراً برای ارزیابی دیگران و ایجاد روابط دوستی، برقراری ارتباط علی رغم وجود مانع زبانی آشکار، اجتناب از دشمنان و پرورش روابط سالم به کار گرفتم. سال ها بعد، همین رفتارهای غیرکلامی چشمی را به کار گرفتم تا در مقام مامور اداره ی تحقیقات فدرال، گره پرونده های جنایی را باز کنم (نکته ی ۱ را ببینید).
من، بر پایه ی پیشینه، تحصیلات و آموزش هایم، می خواهم یادتان بدهم که جهان را از نگاه کارشناس ارتباطات غیرکلامی FBI ببینید: محیطی سرزنده و پویا که در آن همه ی تعاملات انسانی با اطلاعات طنین انداز می شود و فرصتی برای استفاده ی زبان خاموش بدن برای افزودن بر غنای دانش تان از آنچه که در فکر مردم می گذرد، احساس شان و کارهایی که قصد انجامشان را دارند. استفاده از این دانش کمک خواهد کرد که خود را از دیگران متمایز کنید. همچنین، شما را حفاظت خواهد کرد و بینش هایی را از رفتار انسان در اختیارتان می گذارد که پیشتر از نگاه تان پنهان مانده بود.

ارتباط کلامی دقیقاً یعنی چه؟

ارتباط غیرکلامی که غالباً از آن با عنوان رفتار غیرکلامی یا زبان بدن یاد می شود، درست مانند ارتباط کلامی، روشی برای انتقال اطلاعات است، با این تفاوت که از طریق حالت های صورت، ژست ها، لمس، حرکات فیزیکی (نمادشناسی)، طرز قرارگیری بدن، پیرایش بدن (لباس ها، جواهرات، مدل مو، تتوها و غیره) و حتی لحن، طنین و حجم صدای فرد (و نه فحوای کلام او) انجام می شود. رفتارهای غیرکلامی تقریباً ۶۰ تا ۶۵ درصد همه ی ارتباطات میان فردی را تشکیل می دهد و در طول آمیزش جنسی، ممکن است ۱۰۰ درصد ارتباط میان همسران را تشکیل بدهد (بورگون، ۱۹۹۴، ۲۸۵-۲۲۹).
***
نکته ی ۱: در یک چشم به هم زدن
«گرفتن چشم ها» یکی از رفتارهای غیرکلامی است که ممکن است در زمانی که احساس تهدید می کنیم و یا زمانی که چیزی را می بینیم و دوست نداریم بروز بدهیم. اخم کردن (کاری که همان طور که در بالا گفتم، بعضی همکلاسی هایم انجام می دادند) و بستن یا گرفتن جلوی چشم ها کنش هایی است که برای حفاظت از مغز در مقابل «دیدن» تصاویر نامطلوب و انتقال نفرت مان به دیگران شکل گرفته اند.
به عنوان یک بازپرس، از رفتارهای گرفتن چشم ها برای کمک به تحقیقات، درباره ی آتش افروزِ فاجعه ی آتش سوزی هتل در پورتوریکو استفاده کردم که ادعا می شد نودوهفت قربانی داشته است. فوراً به یکی از ماموران امنیتی مشکوک شدیم، زیرا حریق در محل ماموریت او آغاز شد. یکی از راه هایی که ما را به این نتیجه رساند که او نقشی در آغاز آتش سوزی نداشته است آن بود که سوالات بسیار مشخصی پرسیدیم، مثلاً پیش از آتش سوزی و در زمان آتش سوزی کجا بوده است و آیا او آتش را به پا کرده است یا خیر. پس از هر سوال، صورت را نگاه می کردم تا نشانه ای گویا از رفتار گرفتن چشم پیدا کنم. تنها زمانی که از او پرسیدم در زمان آتش سوزی کجا بوده است چشمانش را گرفت. در مقابل، عجیب بود که از سوال «آتش سوزی را تو به پا کردی؟» ناراحت نشد. این متوجهم کرد که مشکل اصلی محل استقرار او در زمان آتش سوزی بوده است، نه دخالت احتمالی او در به پا کردن آتش سوزی. بازپرس های ارشد بیشتر در این مورد از او بازجویی کردند و درنهایت، اعتراف کرد که پستش را برای دیدن دوست دخترش، که او هم در هتل کار می کرده، ترک کرده است. متاسفانه، زمانی که سر پستش نبود، آتش افروزان وارد محلی می شوند که او می بایست مشغول محافظت از آن می بوده است و آتش به پا می کنند.
در این مورد، رفتار گرفتن چشم مامور امنیتی نشان مان داد که باید مجموعه ای از سوالات را دنبال می کردیم تا نهایتاً گره ی کور معما را باز کنیم. در پایان، سه نفر آتش افروز مسئول فاجعه ی آتش سوزی بازداشت و محکوم شدند. با این حال، مامور امنیتی که متاسفانه غفلت کرده بود و مسئول گناهی عظیم بود، مجرم نبود.
***
همچنین، ارتباطات غیرکلامی افکار، احساسات و نیات واقعی را آشکار می کند. به این دلیل، رفتارهای غیرکلامی را گاهی رفتارهای گویا می خوانند (زیرا از آنچه که واقعاً در ذهن فرد می گذرد می گویند). از آنجا که مردم همیشه آگاه نیستند که دارند ارتباط غیرکلامی برقرار می کنند، زبان بدن غالباً صادقانه تر از اظهارات کلامی فرد است که آگاهانه برای دستیابی به اهداف گوینده ساخته می شود (نکته ی ۲ را بخوانید).
***
نکته ی ۲: صدای عمل رساتر از حرف است
یکی از مثال های فراموش نشدنی که نشان می دهد زبان بدن چگونه گاهی از زبان کلامی صادقانه تر می شود مربوط به تجاوز به زن جوانی در پارکر ایندین رزرویشن در آریزوناست. مظنون پرونده را برای بازجویی آوردند. حرف هایش متقاعدکننده به نظر می آمد و داستانش موجه بود. ادعا می کرد قربانی را ندیده است و زمانی که بیرون بوده است، وارد مزرعه ای شده، از کنار یک ردیف پنبه رد شده، به چپ پیچیده و بعد صاف به خانه اش رفته است. زمانی که همکارانم از آنچه که می شنیدند یادداشت برمی داشتند، من از مظنون چشم برنمی داشتم و می دیدم که داستان پیچیدن به چپ و رفتن به خانه را تعریف می کند، ولی دستش به سمت راستش اشاره می کرد و این دقیقاً همان مسیری بود که به صحنه ی تجاوز منتهی می شد. اگر به او نگاه نکرده بودم، اختلاف میان رفتار کلامی («به چپ پیچیدم») و غیرکلامی (اشاره دستش به سمت راست) او را متوجه نمی شدم. اما زمانی که متوجه این موضوع شدم، شک کردم که مظنون دارد دروغ می گوید. کمی صبر کردم و بعد دوباره او را (با قربانی) روبه رو کردم و در پایان به جنایت اعتراف کرد.
***
هرگاه مشاهده ی رفتار غیرکلامی فردی دیگر کمک کند احساسات، نیات یا کارهای آن فرد را درک کنید، یا رفتار کلامی او را روشن کند، آن گاه با موفقیت این رسانه ی خاموش را رمزگشایی و استفاده کرده اید.

استفاده از رفتار غیرکلامی برای بهبود زندگی تان

محققان ثابت کرده اند کسانی که می توانند ارتباطات غیرکلامی را به طور موثر بخوانند و تفسیر کنند و ادراک دیگران را از خود مدیریت کنند، در زندگی موفق تر خواهند بود تا کسانی که فاقد این مهارت اند (گلمن، ۱۹۹۵، ۹۲-۱۳). هدف این کتاب آن است که به شما یاد دهیم چگونه جهان اطراف تان را مشاهده و معنای رفتارهای غیرکلامی را در شرایط مختلف مشخص کنید. این دانش قدرتمند، تعاملات شخصی تان را ارتقا خواهد داد و زندگی تان را غنی خواهد کرد، همان طور که در مورد من چنین شد.
یکی از موضوعات بسیار جالبی که درباره ی ارزیابی رفتار غیرکلامی مطرح است کاربردپذیری عام آن است. رفتار غیرکلامی در هر جایی که انسان ها تعامل می کنند جواب می دهد. رفتارهای غیرکلامی، جهان شمول و قابل اطمینان است. زمانی که می دانید هر رفتار غیرکلامی خاص چه معنایی دارد، می توانید این اطلاعات را در موقعیت های مختلف و در همه ی انواع محیط ها استفاده کنید. در واقع، تعامل موثر بدون بهره گیری از رفتار غیرکلامی دشوار است. اگر تا به حال، به این فکر کرده باشید که چرا مردم، در عصر رایانه ها، پیامک ها، ایمیل ها، تلفن ها و کنفرانس های ویدئویی، هنوز برای رسیدن به جلسات پرواز می کنند، علت آن است که نیاز دارند ارتباطات کلامی را حضوراً ابراز و مشاهده کنند. هیچ چیز جای از نزدیک دیدن رفتارهای غیرکلامی را نمی گیرد. چرا؟ زیرا رفتارهای غیرکلامی قدرتمند و معنادارند. هر آنچه را که از این کتاب یاد می گیرید در هر موقعیت و در هر شرایطی قابل استفاده خواهد بود. یک نمونه ی بجا (نکته ی ۳ را بخوانید):
***
نکته ی ۳: برتری دادن به دکتر
چند ماه پیش، سمیناری را با موضوع روش استفاده از رفتار غیرکلامی برای خواندن دست حریفان و برنده شدن پول بیشتر، برای گروهی از پوکربازان برگزار کردم. از آنجا که در بازی پوکر روی بلوف زدن و فریب حریف تاکید می شود، بازیکنان باید مشتاقانه به دنبال کسب توانایی خواندن رفتارهای گویای حریفان باشند. برای آنان، رمزگشایی ارتباطات غیرکلامی به منظور رسیدن به موفقیت حیاتی است. بسیاری از آنها به دلیل نکاتی که مطرح کردم بسیار تشکر کردند، اما موضوعی که تکانم داد این بود که بسیاری از شرکت کنندگان این سمینار متوجه بودند ارزش درک و به کارگیری رفتار غیرکلامی به میز پوکر محدود نمی شود.
دو هفته بعد از پایان جلسه، ایمیلی از یکی از شرکت کنندگان، که پزشکی تگزاسی بود، دریافت کردم. نوشته بود: «موضوعی که بیشتر از همه شگفت زده ام کرد این بود که در سمینارتان چیزهایی آموختم که در شغلم هم به کارم آمد. رفتارهای غیرکلامی ای که برای خواندن دست بازیکنان پوکر به ما آموختید کمکم می کند که رفتارهای بیمارانم را هم بخوانم. حالا، متوجه می شوم چه زمانی معذب یا دلگرم اند یا کاملاً صادق نیستند». یادداشت دکتر نشانگر جهان شمول بودن رفتارهای غیرکلامی و ارزش شان در همه ی جوانب زندگی است.
***

نظرات کاربران درباره کتاب زبان بدن

درباره ی این کتاب زیاد تعریف شنیده بودم اما اصلا در حد انتظار نیس فوق العاده سطحی هست و فقط کلی گویی میکنه و تکرار مکررات از چیزهایی هس که سرتاسر کتاب شما رو اذیت میکنه. پیشنهاد نمیکنم این کتاب رو
در 4 ماه پیش توسط ali...572