فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تعلیم و تربیت‌ اخلاقی در پرتو کلام‌ بزرگان

کتاب تعلیم و تربیت‌ اخلاقی در پرتو کلام‌ بزرگان

نسخه الکترونیک کتاب تعلیم و تربیت‌ اخلاقی در پرتو کلام‌ بزرگان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب تعلیم و تربیت‌ اخلاقی در پرتو کلام‌ بزرگان

قرآن و سیره پیامبران و ائمه مملو از آموزه‌های تربیتی است. از مهمترین ویژگی‌های انسان تربیت پذیری اوست که پیشرفت انسان و جوامع در گرو تربیت و تعلیم صحیح نظام آموزشی آن جامعه می‌‌‌‌باشد. سعادت و خوشبختی انسان نیز در گرو پرورش یافتن صفات اخلاقی می‌‌‌‌باشد که اگر صفات اخلاقی انسان شکوفا شود در دنیا و آخرت به سعادت و خوشبختی دست پیدا می‌‌‌کنند و از تاریکی‌ها و ظلمت رهایی می‌‌‌یابند. زندگی انسان‌ها در امور اقتصادی‌ و بهره‌مندی از لذات دنیوی محدود نمی‌‌‌شود بلکه انسان‌ها نیازمند رشد نفس و فطرت خویش می‌‌‌‌باشند و نیاز دارند متخلق به صفات الهی گردند. اخلاق و سیره پیامبر(ص) و ائمه نمونه کامل مکتب تربیتی اسلام می‌‌‌باشد و اگر به گفتار و کردار آن بزرگواران در مباحث تربیتی توجه شود و روش و سیره آن‌ها در تربیت امروزی پی‌ریزی شود بسیاری از مشکلات اخلاقی جامعه امروزی از میان می‌‌رود. تعلیم و تربیت کاری بسیارظریف و پیچیده است و همه ی انسان‌ها به آن نیازمند هستند و اگر معلمان اصول اخلاقی را رعایت کنند نسل نوجوان و جوان را به درجه‌ی اعلای کمال و اخلاق می‌‌رساند و اخلاق حقیقی و اخلاق بزرگواران دین در آن‌ها تجدید می‌‌شود دانش آموزان باید به حسن اخلاق و روابط اخلاقی در اجتماع و کارهای حکیمانه و رعایت حقوق دیگران آراسته شوند و میل به علم و اخلاق در فطرت هر انسانی وجود دارد و نیاز به شکوفا‌شدن دارد دانش‌آموزان اگر فضایل و اخلاق را در معلمان نبینند به اخلاق گرایش پیدا نمی‌‌‌کنند معلم باید در اعماق دل و جان دانش‌آموزان نفوذ داشته باشد در جامعه امروزی معلمان می‌‌توانند دانش‌آموزان را از انحطاط اخلاقی دور نمایند و با ویژگی‌های اخلاقی خود تاثیر مطلوبی بر دانش آموزان داشته باشند و خود را بعنوان الگوی جامع و کاملی از انسانیت در برابر دانش‌آموزان نشان دهند. تعلیم و تربیت در اسلام بسیار پر اهمیت است و دانش‌آموزان باید از سرچشمه‌ی زلال علم و دانش بنوشند و استعدادهای خود را شکوفا سازند و این شکوفایی را در راه شکوفایی ایران اسلامی بکار گیرند و بی‌شک معلمان تاثیر زیادی در رشد و تکامل دانش‌آموزان دارند این دانش‌آموزان ممکن است خود نیز معلم شوند اگر درست تربیت نیابند نسل‌های زیادی را دچار انحطاط اخلاقی و تربیتی می‌کنند.

ادامه...
  • ناشر انتشارات مینوفر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.88 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تعلیم و تربیت‌ اخلاقی در پرتو کلام‌ بزرگان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل اول: اهمیت تعلیم و تربیت

باب اول: فضیلت علم ودانش در قرآن

اولین معلم ماانسان ها خداوند است و در نخستین آیاتی که بر پیامبراکرم(ص) نازل شد علم و دانش مورد تاکید قرار گرفت و در آیه [انمایخشی اللَّه من عباده العلماء](۲) تنها دانشمندان و عالمان را خداشناس و دارای معرفت به خداوند بیان می کند
خداوند در آیات زیر به فضیلت علم و دانش اشاره می کند:

[اِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء](۳)
[یُوتِی الْحِکمَهَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُوْتَ الْحِکمَهَ فَقَدْ اُوتِیَ خَیْرًا کثِیرًا وَمَا یَذَّکرُ اِلاَّ اُوْلُواْ الاَلْبَابِ](۴)
[هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ](۵)
اهمت علم ودانش تابدان جاست که خداوند در آیه [اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْاَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْاَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ عَلَی کلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَاَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحَاطَ بِکلِّ شَیْءٍ عِلْمًا](۶) علت خلق عالم رامربوط به این مسئله می داند.
و خداوند عالمان را ترفیع درجه می دهد و فرموده است [یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَالَّذِینَ اُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ](۷) و درباره ارزش و فضیلت عالمان فرموده است [وَفَوْقَ کلِّ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ](۸) وعالمان را در کنار نام خود و ملائکه آورده است و می فرماید: [شَهِدَ اللَّهُ اَنَّهُ لاَ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکهُ وَاُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًا بِالْقِسْطِ لاَ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ](۹) و تعلیم را از اهداف اساسی برانگیخته شدن پیامبراکرم(ص) دانشته و می فرماید [هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْاُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَهَ](۱۰)

باب دوم: فضیلت علم وعالم نزدپیامبراکرم(ص) وائمه(عهم)

پیامبراکرم(ص) فرمودند: [انما بُعِثتُ لِاُتَممَ مَکارِم الاَخلاق]: من تنها برای تکمیل فضائل اخلاقی مبعوث شده ام در این حدیث (انما) برای حصراست و بیانگر آن است که تمام اهداف بعثت پیامبر برای تکامل اخلاقی انسان ها می باشد و در این حدیث، تربیت بعنوان عمل اخلاقی شناخته شده است. در اسلام اخلاق و نظام اخلاقی تعامل عمیق با تربیت و تعلیم دارد از روزگاریونان باستان همواره کوشیده اند تا نظامی اخلاقی متناسب با مبانی فکری و فلسفی خود ارائه نمایند. تربیت در انسان بالقوه است که اگر نهادهای تربیتی وظایف اخلاقی خود را بصورت صحیح انجام دهند به فعلیت می رسد و استعدادهای متربی شکوفا می شود همانگونه که رسالت اصلی پیامبران شکوفایی همین ابعاد برای تامین سعادت دنیوی و اخروی است نظام تربیتی باید تمام تلاش خود را در جهت شکوفا کردن ابعاد ذهنی، عاطفی، اخلاقی و معنوی بکار گیرد. احادیث بسیاری از پیامبراکرم(ص) در باب دانش طلبی و عالم و نقش تعلیم نقل شده است از جمله:

* دانش طلبی و علم آموزی بر هر فرد مسلمان لازم و ضروری است.(۱۱)
* کسی که دوست دارد نگاهش به چهره ی کسی افتد که از آتش دوزخ دراماند باید به متعلمان و دانشجویان بنگرد.(۱۲)
* دانشجویی که هدف او از علم آموختن، احیاء دین وآئین الهی اسلام است اگر به هنگام تحصیل علم مرگش فرا رسد فاصله میان او و میان پیامبران از لحاظ مقام و منزلت بهشتی در حد یک پایه و یک درجه است.(۱۳)
* عالم و دانشمند بهتر و ثمربخش تر از عابدی است که عبادت و مراتب بندگی او زیاد باشد.(۱۴)
* دانش ارث من و پیامبرانِ پیش از من است.(۱۵)
* دانش از (عمل) عبادت بهتر است و معیار دین داری در میزان ترس از خداست و دانشمند حقیقی کسی است که به علمش عمل کند.(۱۶)
* دلی که در آن بهره ای از حکمت نباشد مانند خانه ویران است بنابراین دانش بیاموزید و دانش تعلیم دهید.(۱۷)
* دانشمند، امین خداوند در زمین است.(۱۸)
* دانش گم گشته مومن است هرگاه سختی آموخت سخن دیگری مطلوب او گردد.(۱۹)
* دانش مایه حیات اسلام و ستون دین است هر کسی دانش بیاموزد خداوند پاداش او را کاملترمی کند و هر کسی دانش بیاموزد و بدان عمل کند خداوند به او آنچه را که نمی داند یاد می دهد.(۲۰)
* برای دانشمند همه چیز حتی ماهیان دریا آمرزش می خواهند.(۲۱)
* دانشمندان رهبرانند، پرهیزگاران، سرورانند و همنشینی با آنان مایه فزونی است.(۲۲)
* برتری دانشمند بر دیگران همانند برتری پیامبر بر امتش است.(۲۳)
* آنگاه که دانشمند و عابد برپل صراط اجتماع می کنند به عابد خطاب می رسد:به بهشت درآی و از ثمره عبادت خویش بهره مندشو ولی به دانشمند خطاب می رسد اینجا بایست و هر که را دوست داری شفاعت کن زیرا شفاعت تو درباره هر کسی پذیرفته است آنگاه او در جایگاه پیامبران می ایستد.(۲۴)
* برتری دانشمند بر عابد همانند برتری ماه شب چهارده (بدر) بر سایر ستارگان است.(۲۵)
* مَثَل دانشمندان در زمین همچون مثل ستارگان در آسمان است که مخلوقات بوسیله آن ها در تاریکی های خشکی و دریا هدایت می یابند پس هرگاه ستارگان ناپدید شوند گمراهی ره یافتگان فرا می رسد.(۲۶)
* هر که دانشی (به دیگری) بیاموزد پاداش کسی را داراست که بدان عمل نموده و چیزی از پاداش عامل کم نمی شود.(۲۷)
* در تحصیل علم بکوشید که فرا گرفتن آن حسنه است و گفتگویش تسبیح و کاوش در آن جهاد و آموختن او به جاهل صدقه و نشرش موجب قربت است و علم وسیله ی طاعت و عبادت و شناسایی خداست و علم چراغ راه عقل است.(۲۸)
* فضیلت علم نزد من از فضیلت عبادت محبوبتر است و بهترینِ دین شما پرهیزگاری است.(۲۹)
* دانشمندان در زمین مانند ستارگانند در آسمان که با کمک آنها در تاریکی های خشکی و دریا هدایت صورت می پذیرد و اگر این ستارگان خاموش گردند امکان گمراه شدن زیاد می شود.(۳۰)
امام علی(ع) که خود دانش آموخته مکتب پیامبراکرم(ص) بودند درباره دانش و دانش اندوزی و دانش آموزی می فرمایند:
* علم بهتر از مال است زیرا علم و دانش از تو نگهبانی و پاسداری کرده و وجودت را در پناه خود قرار می دهد ولی در مورد مال ناگزیری که خود نگاهبان و پاسدارآن باشی و دستخوش اراده او می باشد صرف مال و انفاق آن موجب نقصان و کاهش آن می گردد در حالیکه انفاق علم یعنی تعلیم آن به دیگران اندوخته های عالم و دانشمند را پربارتر و فزاینده تر می سازد و کالای علم طبعاَ رو به فزونی می گذارد.(۳۱)
* ای بندگان خدا! در فراگیری علم و دانش پیش از آنکه درختش بخشکد تلاش کنید و پیش از آنکه به خود مشغول گردید از معدن علوم اهل بیت(عهم) دانش استخراج کنید مردم را از حرام و منکرات باز دارید و خود هم مرتکب نشوید زیرا دستور داده شدید که ابتدا خود محرمات را ترک کنید و سپس مردم را بازدارید.(۳۲)
* یکی از نشانه های پرهیزگاران این است که او را اینگونه می بینی: در دینداری نیرومند، نرمخو و دوراندیش است دارای ایمانی پر از یقین، حریص در کسب دانش با داشتن علم بردبار و در توانگری میانه رو و درعبادت فروتن است.(۳۳)
* ای کمیل! ثروت اندوزان بی تقوا مرده اند گرچه به ظاهر زنده اند اما دانشمندان تا دنیا برقرار است زنده اند بدن هایشان گر چه در زمین پنهان اما یاد آنان در دل ها همیشه زنده است.(۳۴)
* کمال دین به تحصیل علم و بکاربستن آن است تحصیل علم از تهیه مال واجب تر است.(۳۵)
* هر که جامه ی علم و دانش بر تن کند عیوبش از چشم مردم نهان می شود.(۳۶)
امامان(عهم) که به شاگردپروری اهتمام جدی داشتند و شاگردان زیادی را در مکتب خود تربیت کردند سخنان پر باری را بیان کرده اند که در ادامه به نمونه ای از آن ها اشاره می شود:
امام حسن(ع) فرمودند:علم خود را به مردم بیاموز و علم دیگران را فراگیر که در اینصورت علم خود را استوار کرده ای و آنچه را نمی دانستی یاد گرفته ای.(۳۷)
امام سجاد(ع) فرمودند: اگر مردم بدانند در طلب علم چه فایده ای است آن را می طلبند اگر چه باریختن دل و فرو رفتن در گرداب ها باشد خداوند به دانیال وحی فرمود که: منفورترین بندگان من نزد من نادانی است که حق علما را سبک می شمرد و پیروی ایشان نکند.(۳۸)
امام باقر(ع) فرمودند: آنکه از شما شیعیان به دیگری علم آموزد مزد او به مقدار مزد خود دانشجو است با قدری بیشتر پس از دانشمندان دانش آموزید و آنرا به برادران دینی خود بیاموزید چنانچه دانشمندان به شما آموخته اند.(۳۹)
ابوبصیر گوید شنیدم که امام صادق(ع) می فرمود: کسی که به دیگری چیزی آموزد برای اوست مثل پاداش کسی که به آن عمل کندعرض کردم: اگر باز به دیگری آموزد همین پاداش برای اوست؟ فرمود: اگر به همه مردم بیاموزد همان ثواب درباره او جاری می شود گفتم: اگرچه معلم بمیرد فرمود: اگرچه بمیرد.(۴۰)
امام صادق(ع) فرمودند: از نشانه های فقه حلم وعلم است، خاموشی دری از درهای حکمت است(۴۱)و درجستجوی آموختن دانش برآئید گرچه با فرو ریختن در ژرفای دریاها و شکافتن دل هاباشد.(۴۲)
امام موسی کاظم(ع) فرمودند: بدانید که گفتارحکیمانه گمشده مومن است علم را پیش از آنکه بالارود (وازدسترس خارج شود) دریابید بالا رفتن علم نهان شدن عالم از میان شما است.(۴۳)
امام جواد(ع) فرمودند: بر شما باد به جستجوی دانش که جستجوی علم و دانش واجب است و گفتگویی از آن سنت می باشد و علم و دانش وسیله ی ارتباط و پیوند برادران است و راهنمای مروت و مردانگی است و هدیه پذیرایی در مجالس و همراه در سفر و انس و الفت در تنهایی و غربت می شود.

باب سوم: تربیت و تعلیم

تربیت مصدرباب تفعیل از ماده ((ربو)) و یا ((ربی)) است تربیه به معنای تربیت و تهذیب و پرورش فکری و اخلاق است و علم التربیه به معنای آموزش و پرورش است، تربیت در لغت به معنای نشو و نمادادن، زیادکردن، برکشیدن و مرغوب یا قیمتی ساختن است.
تعلیم عبارت است از یاد دادن. از نظر تعلیم، متعلم فقط فراگیرنده است و مغز او به منزله انباری است که یک سلسله معلومات در آن ریخته می شود. ولی در آموزش، کافی نیست که هدف این باشد امروز هم این را نقص می شمارند که هدف آموزگار فقط این باشد که یک سلسله معلومات، اطلاعات و فرمول در مغز متعلم بریزد آنجا انبار بکند و ذهن او بشود مثل حوضی که مقداری آب در آن جمع شده است. هدف معلم باید بالاتر باشد و آن این است که نیروی فکری متعلم را پرورش و استقلال بدهد و قوه ابتکار او را زنده کند، یعنی کار معلم در واقع آتشگیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا این تنور را داغ کنید، و تنوری که در آن، هیزم و چوب جمع است، شما آتشگیره از خارج میآورید، آنقدر زیر این چوبها و هیزم ها آتش می دهید تا خود اینها کم کم مشتعل بشود و تنور با هیزم خودش مشتعل گردد.(۴۴)
نظام تربیتی اسلام که تکیه بر پذیرش ها و استعدادهای فردی می کند و از طریق ایجاد تقوا و تحقق بخشیدن به ارزش های اخلاقی در فرد به کار تربیت انسان همت می گمارد خود دلیل دیگری بر حفظ هویت و استقلال فرد در برابر جامعه است در جامعه ارزش ها و نقش ها و خلاقیت های اجتماعی در وجود افراد به ظهور می رسد و رشد آن به نوبه خود از هدف های اصیل و قابل توجه زندگی انسان است. همان قدر که فدا کردن جامعه و وحدت برای فرد و واحد به دور از عقل و منطق و در جهت تخریب ارزشهاست، فدا کردن فرد در برابر جامعه و واحد در برابر وحدت نیز غیر منطقی و موجب پایمال شدن ارزشها و توقف رشد انسانی است.(۴۵) در نظام تربیتی اسلام تربیت بر تعلیم تقدم دارد و پرورش شخصیت و اخلاق متربی اهمیت والایی را در دیدگاه بزرگان دین دارد و ایشان همواره بر پرورش اخلاق شاگردان خود تاکید داشتند در نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران تعلیم و تربیت با هم بکار می روند و این نکته را باید مربیان و معلمان دلسوز در نظر داشته باشند که این دو واژه پر از نکات مهم است و این دو را نباید یکی پنداشت. پس از محیط خانواده، معلمان نقش اساسی را در تربیت دانش آموزان ایفامی کنند و اگر تربیت اخلاقی در نظام آموزشی پر رنگ تر شود از آسیب های اجتماعی و اخلاقی نیز کاسته می شود و اخلاق درجامعه امروزی نقشی پر اهمیت دارد و مختص دانش آموز هم نمی باشد بلکه معلمان نیز با بکارگیری اخلاق در تعلیم خودالگویی برای دانش آموزان می شوند و همانگونه که ساختمان ها نیازمند طرح و الگویی برای ساخته شدن دارد معلمان و دانش آموزان نیز نیازمند الگویی برای تکامل شخصیت و ساختمان وجودی خود هستند و بهترین الگوی شخصیت معلمان و دانش آموزان سیره و روش بزرگان دین است و اگرمعلمان روش شاگردپروری مکتب بزرگان را الگوی خود قرار دهد هنگامی که خود نیز الگوی دانش آموزان می شوند اهداف تکامل انسان و اهداف تربیت پیامبران و امامان نیز فراهم می شود.

باب چهارم: حق آموزش

در حقوق ایران در بند سوم اصل سوم قانون اساسی آموزش و پرورش رایگان برای همه و تمام سطوح و تسهیل و تصمیم آموزش عالی پیش بینی شده است؛
برابری در آموزش، از مهم ترین حقوق فرهنگی است حقوقی از قبیل آموزش و پرورش، مالکیت معنوی، تلاش دولت برای حفظ و تقویت زبان و فرهنگ بومی و راه اندازی مراکز فرهنگی، از مصادیق حقوق فرهنگی شهروندان یک جامعه است.
دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات را تا سر حد خود کفائی کشور بطور رایگان گسترش دهد مساله تعمیم سطح تعلیم و تعلم در اسلام که همه اقشار جامعه در یک زمان هم معلمند و هم متعلم و ریزش و رشد علمی بطور مداوم در جامعه اسلامی با شتاب عالی سریع در جریان است ضرورت همکاری و مشارکت مردم را با دولت در امر آموزش و پرورش ایجاب می نماید.
حقوق و آزادی ها در اعلامیه حقوق بشر شامل: حق حیات، آزادی و امنیت فردی، آزادی از بردگی و کار اجباری آزادی از توقیف و حبس خودسرانه، حق محاکمه در دادگاه مستقل و بی طرف، حق بیگناه شناخته شدن فرد مادام که جرم او به اثبات نرسیده است، عدم تجاوز به حریم خانه و عدم تفتیش مکاتبات افراد، آزادی فکر، وجدان و مذهب، آزادی عقیده و بیان، آزادی تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز و شرکت در آنها، حق رای و شرکت در دولت، حق امنیت اجتماعی، حق کار، حق برخورداری از سطح زندگی مناسب، حق فرهنگ و حق شرکت در زندگی فرهنگی جامعه است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد که هنگام تصویب اعلامیه، نمایندگان پنجاه و هشت کشور جهان در آن حضور داشتند، اصول آن را به مثابه معیارهای مشترک برای همه ملتها بیان نمود و ترویج و تضمین آنها را از همه ملتها درخواست کرد و در سال۱۹۵۰ دعوت کرد که روز ۱۰ دسامبر هر سال را بعنوان روز حقوق بشر برگزار کنند. این اعلامیه و یا پاره ای از مواد آن به کرات در قطعنامه های سازمان ملل متحد بعنوان معیار کار نقل شده و در تدوین قانون اساسی بیشتر کشورها مورد استفاده قرار گرفته است.(۴۶) حق آموزش و پرورش جزو حقوقی است که امام علی(ع) برای مردم نسبت به حکومت بر می شمارد و می فرمایند: حق شما بر من است که... شما را آموزش دهم تا از نادانی نجات یابید و تربیت نمایم تا فرا گیرید.(۴۷)

باب پنجم: تحول درآموزش وپرورش

امروزه بحث تحول درآموزش وپرورش درحال ترویج است و برنامه ریزان و مجریان خواهان تحول در نظام رفتاری معلمان هستند درسند تحول بنیادین که نقشه ی کلان برنامه ی درسی و چارچوب برنامه ریزی درسی را به منظور تحقق اهداف آموزشی و پرورشی نظام جمهوری اسلامی اسلامی ایران تعیین می کند شکوفایی فطرت مربی و متربی پیش بینی شده است بعنوان مثال هنگامی که در این سند ارتقای تفکر مورد نظر قرار می گیرد منظور این است که معلم خود را متفکر و اهل فکر بداند و این از بیرون به او اضافه نمی شود بلکه با ایجاد مسیری زمینه ی آن تقویت می شود. سند تحول بنیادین بر مبنای نظریه ی اسلامی تعلیم و تربیت و براساس هویت ایرانی تدوین شده است در این سند تعلیم و تربیت درخدمت تربیت است و تفاوت تعلیم و تربیت درموضوعاتشان است و موضوع تربیت هویت انسان است و درحقیقت همان شاکله و صفات و خلقیات انسان هاست در آموزش و پرورش اسلامی هویت افراد بر اساس نظام معیار اسلام است بنابراین تربیت جریانی زمینه ساز برای تکوین و تعالی است اما موضوع تعلیم اشیای خارجی است که فرد باید یاد بگیرد. ساحت ها و ابعادی را که برای حیات طیبه در این سند بر شمرده اند عبارتند از:۱- ساحت تربیت اعتقادی و عبادی و اخلاقی ۲- ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی ۳- ساحت تربیت زیستی و بدنی ۴- ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری ۵- ساحت تربیت اقتصادی وحرفه ای ۶- ساحت تربیت علمی و فناوری
در وقع این ابعاد بیانگر موضوعاتی هستند که دانش آموز در طول آموزش رسمی عمومی باید فراگیرند و چون اهل تربیت است دانش آموز درحین یادگیری این موضوعات باید آن را با نظام ارزشی اسلامی تطبیق دهد و تطبیق آن سبب تکوین و تعالی هویت فرد می باشد.

فصل دوم: ویژگی های اخلاقی مربی

باب اول: یگانگی علم وعمل

مربی که در فراگرفتن علوم کوشا است ولی عمل را ترک کرده است مانند بیماری است که داروی مرض خود را بیاموزد و بنویسد و بخواند و به بیماران تعلیم دهد و هرگز درباره ی خویشتن بکار نبرد پس مجرد آموختن دارو او را بهبود نمی بخشد اگر مربی به علم خود عمل نکند نمی تواند مورد اعتماد متربیان قرار گیرد و اعتماد آنها را سلب می کند و تعلیم او کارایی لازم را ندارد و در اخلاق آن ها نمی تواند تاثیرگذار باشد و متربیان در اکثر موارد از عمل مربی پیروی می کنند و آموزش عملی چون با حواس انسان سر و کار دارد تاثیر ماندگارتری بر آنها دارد. متفکر قرن معاصر شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت به این صفت اخلاق اشاره کرده است و جمله معروف و خوبی از " بیکن" نقل کرده است که می گوید: علما بر سه دسته اند: بعضی مانند مورچه هستند، هی از بیرون دانه می آورند و مرتب انبار میکنند. ذهن اینها یک انبار است. در واقع یک ضبط صوت هستند، هر چه شنیده اند ضبط کرده اند و هر وقت بخواهی همان را که یاد گرفته اند می گویند دسته دوم مانند کرم ابریشمند، هی از لعاب خودشان می تنند و از درون خودشان درمی آورند. این هم عالم واقعی نیست زیرا از بیرون چیزی اکتساب نمی کند، از خیال و درون خودش می خواهد بسازد، و این عاقبت در درون پیله خود خفه خواهد شد. دسته سوم علماء واقعی هستند. اینها مانند زنبور عسل اند، گلها را از خارج می مکند و می آیند عسل می سازند این مسئله عقل مسموع و مطبوع همین است علم مسموع اگر به مطبوع ضمیمه نشود کافی نیست یعنی انسان آنچه را که از بیرون می گیرد باید با آن نیروی باطنی، با آن خمیر مایه و با آن نیروی تجزیه و تحلیل خود بسازد تا یک چیزی از آب در آید.(۴۸) خدای تعالی در این باره می فرماید [اَفَمَن یَهْدِی اِلَی الْحَقِّ اَحَقُّ اَن یُتَّبَعَ اَمَّن لاَّ یَهِدِّی اِلاَّ اَن یُهْدَی فَمَا لَکمْ کیْفَ تَحْکمُونَ](۴۹) و همچنین می فرماید: [اَتَاْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ اَنفُسَکمْ وَاَنتُمْ تَتْلُونَ الْکتَابَ اَفَلاَ تَعْقِلُونَ](۵۰)

احادیث و روایات

پیامبراکرم(ص) در این زمینه فرمودند: دانش دو گونه است: دانشی که در دل جای دارد و این همان دانش سودمند است و دانشی که سرزبان است که آن حجت خداوند به آدمیزاد می باشد.(۵۱)

* هرکه بر دانشش بیفزاید ولی بر زهدش نیفزاید از خداوند جز دوری نیفزاید.(۵۲)
* دانشمند و دانش (هردو) دربهشتند هرگاه دانشمند به آنچه می داند عمل نکند دانش و عمل (هردو) در بهشت اما خود دانشمند در جهنم است.(۵۳)
* حکایت دانشمندی که به مردم نیکی می آموزد و خود را فراموش می کند مانند چراغی است که برای مردم روشنی می دهد و خود را می سوزاند.(۵۴)
* وای! برکسی که نداند و وای! برکسی که بداند سپس عمل نکند.(۵۵)
* روز قیامت هر دانشی و بال گردن صاحبش است مگر اینکه بدان عمل کند.(۵۶)
* برخی از بهشتیان به وضع برخی جهنمیان آگاه می شوند و به آنان می گویند: به چه دلیل داخل آتش جهنم شدید؟ به خداسوگند! ما به واسطه آنچه از شما آموختیم به بهشت داخل شدیم آنان پاسخ می گویند: ما می گفتیم ولی عمل نمی کردیم.(۵۷)

امام علی(ع) در این زمینه می فرمایند: «واما النهار فحلماء علماء وابرار اتقیاء... فمن علامه احدهم انک تری له قوه فی دین وحزما فی لین وایمانا فی یقین وحرصا فی علم وعلما فی حلم... یمزج العلم بالحلم والقول بالعمل» اما در روز دانشمندانی بردبار و نیکو کارانی با تقوا هستند از نشانه های متقین این است که: در دین نیرومند، نرمخو و دوراندیش و با ایمانی مملو از یقین، حریص در کسب دانش و دارای علم توام با حلمند... علم و حلم را با هم در آمیخته و گفتار را با کردار هماهنگ نموده اند.(۵۸)
امام علی(ع) به جابرانصاری فرمود: ای جابر! استواری دین و دنیا به چهار چیز است عالمی که به علم خود عمل کند و جاهلی که از آموختن سرباز نزند و بخشنده ای که در بخشش بخل نورزد و فقیری که اخرت خود را به دنیا نفروشد پس هر گاه عالم علم خود را تباه کند نادان به آموختن روی نیاورد.(۵۹)
و همچنین فرمودند: کسی که خود را در مقام پیشوایی و امامت قرار می دهد، باید پیش از آن که به تعلیم دیگران بپردازد، به تعلیم خویش پردازد و باید تادیب او به عملش پیش از تادیب او به زبانش باشد. کسی که معلم و ادب کننده خویش است، به احترام سزاوارتر است از کسی که معلم و مربی دیگران است.(۶۰)

* عالمی که به علم خود عمل کندچونان جاهل سرگردانی است که از بیماری نادانی شفا نخواهد گرفت بلکه حجت بر او قویتر و حسرت و اندوه بر او استوارتر و در پیشگاه خداوند به نکوهش سزاوارتراست.(۶۱)
* علمی که سومند نباشد فایده ای نخواهد داشت و دانشی که سزاوار یادگیری نیست سودی ندارد.(۶۲)
* بی ارزش ترین دانش، دانشی است که بر سر زبان است و برترین علم علمی است که در اعضا و جوارح آشکار است.(۶۳)
* علم دوگونه است: علم فطری و علم اکتسابی، علم اکتسابی اگر هماهنگ با علم فطری نباشد سودمند نخواهدبود.(۶۴)
* علم و عمل پیوندی نزدیک دارد و کسی که دانست باید به آن عمل کند چرا که علم عمل را فراخواند اگر پاسخش داد می ماند و گرنه کوچ می کند.(۶۵)
* کسی که خود را اصلاح نکرده است چگونه می تواند دیگران را اصلاح کند؟(۶۶)

مردی خدمت امام سجاد(ع) آمد و ازمسائلی پرسید و آن حضرت جواب داد سپس بازگشت تا همچنان بپرسد حضرت فرمود: در انجیل نوشته است که تا بدان چه دانسته اید عمل نکرده اید از آنچه نمی دانید نپرسید همانا علمی که به آن عمل نشود جز کفر و ناسپاسی داننده و دوری او را از خدا نیفزاید.(۶۷)
امام باقر(ع) فرمودند: عالمی که از علمش بهره برد بهتر از هفتاد هزار عابد است.(۶۸)
حفص گوید امام صادق(ع) به من فرمود: هر که برای خدا علم را بیاموزد و بدان عمل کند و به دیگران بیاموزد در مقام های بلند آسمانی ها عظیمش خوانند و گویند: آموخت برای خدا، عمل کرد برای خدا، تعلیم داد برای خدا.(۶۹)
ایشان به ازدی فرمودند: سلام ما را به دوستداران برسان و با خبرشان کن که در برابر خداوند از ما کاری برای آنها ساخته نیست جز اینکه عمل کنند و هرگز به ولایت ما دست نیابند مگر با عمل و پارسایی و پرحسرت ترین مردم در روز قیامت کسی است که عدالتی را وصف کند و خود برخلاف آن رفتار نماید.(۷۰)
امام صادق(ع) راجع به قول خداوند [انمایخشی اللَّه من عباده العلماء](۷۱) فرمود: مراد به دانشمند کسی است که کردارش گفتارش را تصدیق کند و کسی که چنین نباشد عالم نیست.(۷۲)
همچنین ایشان فرمودند: مردی خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: ای رسول خدا علم چیست: حضرت فرمودند: خاموشی. عرض کرد سپس چه، حضرت فرمودند: گوش سپردن، عرض کرد دیگرچه، حضرت فرمودند: حفظ و مراقبت. عرض کرد آنگاه چه؟ حضرت فرمودند: بکاربستن آن. عرض کرد سپس چه؟ ای رسول خدا! حضرت فرمودند: انتشاردادن آن.(۷۳)

* علم با عمل همدوش است هر که بداند باید عمل کند و هر که عمل کند باید بداند علم عمل را صدازند اگر پاسخش گوید بماند و گرنه کوچ کند.(۷۴)
* کشت جز با آب و خاک راست نیاید ایمان نیز جز با علم و عمل سرنگیرد.(۷۵)
* هراندازه که دلتان می خواهد بیاموزید اما بدانید که تا به علم عمل نکنید خداوند هرگز از آن به شما سود نمی رساند زیرا که دانایان به عمل کردن اهتمام می ورزند و نادانان به روایت کردن.(۷۶)

امام کاظم(ع) فرمودند: خوشا به حال آنان که علمشان درکردار است و بدا به حال آنان که دانششان در گفتار است.(۷۷)
امام رضا(ع) فرمودند: کسی که به ندای حق و پذیرش دین تنها با زبان پاسخ گوید ولی در دلش پذیرا نشده هنوز مسلمان نشده است.(۷۸) ایشان همچنین، در تفسیر آیه [فَکبْکبُواْ فِیهَا هُمْ وَ الْغَاوُون] (۷۹) فرمودند:آنها گروهی هستند که با زبانشان کار خوبی را بیان نموده، آنگاه بر خلاف آن عمل کرده اند. از حضرت پرسیده شد منظور چیست؟ فرمودند: هر گاه انسان با زبان خود عدل را توصیف کند و آن گاه بر خلاف آن عمل کند و آنگاه در روز قیامت ببیند که ثواب آنچه توصیف کرده به دیگری داده شده است، حسرتش زیاد خواهد شد.(۸۰)

نظرات کاربران درباره کتاب تعلیم و تربیت‌ اخلاقی در پرتو کلام‌ بزرگان